در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.29 از 195 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلااام
من از این فایل همون چیزی رو برداشت کردم که در کل دوره دربارش حرف زده شد ، در واقع این فایل برام خلاصه ای بود از تمام چیزایی که تا حالا یاد گرفتم.
من یاد گرفتم برای لاغری باید رویایی داشت و این رویا در واقع رویا نیست بلکه بخش فراموش شده ی وجود خودمونه، ما متناسب زاده شدیم دقیقا همون طوری که توی نقاشیهای اسطوره ای بدن یک زن یامرد رو ترسیم میکنن . این چیزی نیست که در وهم ما باشه بلکه دقیقا همون چیزیه که ما باهاش زاده شدیم اما بر اثر انتخابی که داشتیم چالش چاقی رو انتخاب کردیم و باید از چاقی یه سری درس ها رو بگیریم . چاقی خیلی چیزا تا حالا به ما یاد داده ، من فکرمیکنم هر کس که درس هایی که باید از چاقی بگیره رو کامل درک کنه اونوقت میتونه متناسب بشه ، اصلا به رژیم و دارو و جراحی و کارای عجیب غریب نیست چون ما هر چقدر هم این کارارو بکنیم ولی هنوز درس چاقی رو پس نداده باشیم بازم درگیر چاقی میشیم . مثل تمام وقتایی که رژیم میگرفتیم ولی دوباره بر میگشتیم به حالت اولمون ، انگار کائنات میخواست یه جوری به ما یاد بده که تو هنوز چیزی که باید یادبگیری رو از این چالش یاد نگرفتی و همین میشد که بر میگشتیم سر خونه ی اول. دقیقا همون مثال ترموستات . گویا این ترموستات میخواد به ما بگه عدد ذهنی ما نشون دهنده ی یه سری کم و کاستی توی ذهن ماست و ما باید تغییرش بدیم اما نه با زور و فشار . درس چاقی برای من این بود که باید خودمو دوست داشته باشم و عاشق خودم بشم ، هیچ کس توی این دنیا مثل من نیست پس نیازی نیست برای خاص بودن تبدیل به کس دیگه ای بشم و رفتار دیگرانو تقلید کنم ، من دارم این درس رو یاد میگیرم و برای همینه که لاغر شدم چون این چالشو پشت سر گذاشتم و دارم هر روز برای اینکه خودم باشم و خودمو دوست داشته باشم تلاش میکنم.
نه رژیم ،نه ورزشای عرق ریزون ، نه هیچی نخوردن ، نه دمنوش و نه هیچ چیز دیگه ای نتونست این درس رو به من یاد بده . تنها روشی که خیال منو از لاغر شدن راحت کرد ، لاغری با ذهن بود ، به خاطر اینکه مطابق با قوانین موفقیت هستیه ، من فقط باهاشون هماهنگ شدم نه زوری زدم نه رنجی کشیدم.
ما باید متناسب بشیم چون به این دنیا اومدیم تا از همه ی همه ی نعمت های خدا استفاده کنیم ، لذت ببریم ، ثروتمند بشیم ، سلامت و آگاه باشیم و یه عشق کامل و بی نقص رو تجربه کنیم .
ما به خاطر این اینجاییم ، رسالت ما لذت بردنه. هر کس کار میکنه ، بچه دار میشه ، درس میخونه ، چیزی میخره یا هر فعالیت دیگه ای ، همش به خاطر اینه که لذت بیشتری رو بتونه تجربه کنه .
این راه درسته و من بهش ایمان دارم . خیلی خیلی از نظر ظاهری تغییر کردم و لاغر شدم ولی چیزی که منو از این روش مطمعن کرد وزن کم کردنم نیست ، چیزی که من دارم به خاطرش ادامه میدم تغییرات درونیه منه . چند روز پیش یه تبلبغی دیدم برای شخصیت شناسی و اینکه چطور اعتماد به نفسمونو بازیابی کنیم و روی خودمون کنترل داشته باشیم ، من وقتی این تبلیغ رو دیدم فقط لبخند زدم ، چون من الان نیازی به هیچ دوره ی آموزشی شخصیت شناسی ای ندارم چراکه این دوره برای من کامل ترین درس زندگیم بوده و هست و خواهد بود. من بدون اینکه قصدش رو داشته باشم اعتماد به نفسم زیاد شده و کارایی رو انجام میدم که حتی باعث میشه خودم هم تعجب کنم.
این برای من معجزست و نشون میده این راه درسته . من بهش ایمان دارم…
خدایا شکرت
ممنونم استاد
سلام گام یازدهم در مسیر لاغری من
من همیشه قبل سال تحویل تصمیم میگرفتم از شروع سال جدید زندگیم تغییر بدم اندامم تغییر بدم یه کار خوب پیدا کنم و خیلی ارزوها دیگه ولی مهمترین دعا من لاغر شدن بود و ازدواج کردن و اول میخواستم لاغر بشم چون میگفتم تا لاغر نشم نمیتونم با فردی که خودم دوست دارم ازدواج کنم و زمان تولدم سال تحویل همیشه این تصمیم میگرفتم که باید حتما لاغر بشم و جز ارزو ها من بود لاغر شدن
و برنامه ریزی جدیدی شروع میکردم رژیم میگرفتم ورزش پیاده روی ولی من زمان سال تحویل فقط یکی دو روز اول خودم میتونستم کنترل کنم ولی چون مهمونی ها شروع میشد منم دیگه کنترلم از دست میدادم و باز ارزوم هدفم یادم میرفت و باز برمیگشتم روز اول و فراموش میکردم هدف هامو
و زمان تولدم تا یکماه دوماه خوب پیش میرفتم و تغییراتی هم داشتم ولی باز چون نمیتونستم همیشه در رژیم باشم نخورم حسرت بخورم عصبی میشدم رها میکردم و باز همون مسیر قبلا خودم طی میکردم و همین جوری ادامه داشت
نتیجه میگرفتم ولی نمیتونستم نگه دارم به محض رها کردن روش برنامه ها لاغری باز به نقطه اول برمیگشتم
و همیشه اون مقدار کم کردن برام ملاک بود که چقدر میتونم کم کنم و هرکسی روشی بهم معرفی میکرد اولین سوالم این بود فلانی لاغر شده از این روش چقدر کم کرده و اون مقدار همیشه واسم ملاک بود که این روش انجام بدم منم مثلا ده کیلو تو دو ماه کم میکنم و این کم کردن برام مهم بود
و بخاطر اعداد ارقام روی ترازو من خوشحال ناراحت میشدم هر چه عدد پایین تر بود از وزن قبلا خودم خوشحال میشدم واسه یساعت دوساعت اول ولی همون موقع باز میترسیدم نکنه باز چاق بشم حالا تا که نخورم که همین جور بمونم و استرس ترسش داشتم و وقتی ترازو عدد بالاتر نشان میداد من منفجر میشدم که ای وای بدبخت شدم چرا لاغر نمیشم حالا چکنم و خیلی ناامید میشدم و حتی گریه میکردم خودم خیلی سرزنش میکردم حسرت میخوردم
و نمیدونستم دارم با این کارم من چاق شدن خودم بیشتر میکنم تشدیدمیکنم
و اعتمادی به خودم نداشتم اصلا فقط این ترازو بود که حالم نمایش
میداد و نمیدونستم دارم تشدید میکنم چاقی خودم رو
و نمیدونستم تصمیم من واکنش من مهم نیست این احساس من است که مهم است و هروقت به هر نحوه ای ازچاقی خودم حالم بد میشد داشتم این چاقی رو تشدید میکردم در ذهنم و من چاق چاقتر میشدم بدون رژیم ورزش دمنوش باشگاه عمل جراحی من بدون هیچ زحمتی چاق میشدم و فک میکردم من نمیتونم لاغر بشم من توانایی لاغر شدن ندارم و لاغر شدن سخته سرنوشت من چاقی است از این باورها داشتم
ما به هرچیزی واکنش احساسی نشان بدیم احساس مان بد بشه نسبت به اون موضوع برای ذهن میشه یک دستور که این خوشش میاد از این وضعیت واین وضعیت بیشتر کن و وقتی از دیدن عدد روی ترازو احساس مان بد میشد برای ذهن یک دستور تلقی میشه که این فرد از چاقی بیشتر خوشش میاد چاقیش بیشتر کن
برای ذهن تصمیم هدف ما مهم نیست این احساس ما مهم است و این احساس ما است که مهم است و نتیجه تغییر بده و احساس بد نسبت به هر موضوعی باعث تشدید اون موضوع در زندگی ما میشه که یک نکته طلایی است مث چراغ راهنما است نشان میده ما به خواسته خودمان داریم نزدیک میشیم یا دور
ذهن ما چاق شدن رو یاد گرفته تصمیم نگرفته روشی انجام نداده ناخواسته یاد گرفتیم چاقی رو و چاق شدیم و با احساس بدمان نسبت به چاقی خودمان تنفر حسرت و احساس بد چاقی در ذهن مان تشدید کردیم و چاق شدیم بصورت ناخواسته شاید ما اصلا بدمان از چاقی میومده اصلا دوست نداشتیم چاق بشیم ولی وقتی ذهن اموزش چاقی ببینه دیگه تصمیم ما نمیتونه جلو ذهن مان رو بگیره
لاغر شدن رو باید اموزش ببینیم سالها تصمیم گرفتیم لاغر بشیم مگه شدیم نهه یه مدت لاغر شدیم ولی بعدش باز وزن مان برگشت و چاق تر هم شدیم پس تصمیم روش رژیم ورزش ما رو چاق نکرده که الان لاغر کنه سالها تصمیم گرفتیم لاغر نشدیم برعکس چاق تر هم شدیم
ما چاقی اموزش دیدیم و چاق شدیم الانم باید لاغر شدن رو اموزش ببینیم تا لاغر بشیم
وقتی ذهن اموزش لاغری ببینه مث بذر است است که کاشته میشه و این اموزش ادامه پیدا کنه این جوانه لاغری زده میشه و تغییرات شروع میشه اول احساس مان خوب میشه بعد نگرش بعد رفتار ودراخر جسم تغییر میکنه درست همان جور که چاق شدیم لاغر هم میشیم
ذهن دستور خوردن میده ولی ما گرسنه نیستیم این ناهماهنگی بین ذهن وجسم باعث چاقی میشه حالا ما در این دوره هدف مان این است که ذهن با جسم هماهنگ کنیم تا متناسب بشیم
ذهن اموزش میدیم گرسنگی سیری عادت اینها یعنی چی و اینجوری یاد میگیریم که ذهن با جسم هماهنگ بشه و خواسته خودمان به ذهن مان اموزش میدیم که لاغری است و ذهن که یاد بگیره مغز که فرمانده کل بدن است دستورات جدید میده و رفتار ما تغییر میکنه ودر نهایت جسم تغییر میکنه و لاغر میشیم این میگن هماهنگی ذهن و جسم
و کار ذهن این است هر اموزشی ببینه روز به روز بیشترش میکنه اون اموزش در زندگی فرد این ذهن همیشه در حال بیشتر کردن است در همه موضاعات همین ذهن وفتی اموزش لاغر شدن ببینه این لاغر شدن بیشتر بیشتر میکنه در جسم ما تا جایی که خودمان بخواهیم
پس فقط کافیه اموزش ببینی و این جوانه لاغری زده بشه در ذهن و هر روز اگاهانه گام ها برداریم ادامه بدیم و این ذهن وقتی باور کنه میتونه لاغر بشه اموزش ببینه لاغری فرد شروع میشه و روز به روزم این لاغری گسترش پیدا میکنه و لاغر متناسب میشیم
کار ذهن بیشتر کردن اموزشی است که میبینه در هر موضوعی که باشه
اموزش به گفتن جملات تاکیدی نیست باید اموزش ببینیم چه وزنی دوست داریم اموزش ببینیم تا متناسب بشیم
همچی رو ذهن رقم میزنه ذهنم با اموزش ها ما شرایط ما رو میسازد
چاق شدن بارنج سختی مقدار زمان نبوده پس لاغر شدنم نباید با سختی استرس حسرت تلاش ها فیزیکی بیهوده باشه اگه با سختی باشه یعنی شکست مث قبلا خودمان که تجربه کردیم هرچقدر تلاش فیریکی میکردیم بیشتر شکست میخوردیم چاق تر میشدیم چون روش ما اشتباه بوده
پس تلاش بیهوده نکنیم وقت مان تلف نکنیم خودمان زجر ندیم ما به سختی چاق نشدیم که الان بخواهیم با سختی لاغر بشیم
ما به راحتی اسانی لذت چاق شدیم الانم باید به اسانی راحتی لاغر،بشیم و تنها راه درست لاغر،شدن اموزش لاغری از طریق ذهن است و این ذهن است که نتیجه رقم میزنه نه تلاش فیزیکی ما
من فرخنده با تعهد کامل در این مسیر،قدم برمیدارم استمرار دارم عمل میکنم به اموزش ها وذهنم اموزش میدم و مطمعنم لاغر میشم
شاد پیروز موفق باشید دوستان
بنام خدا
استاد این رو بگم که من چند روزی اینترنت نداشتم تا بتونم دید گاهمو تو سایت قرار بدم ولی نوشتم تا اسرع وقت اونها رو بفرستم .
گام 11( تکرار 1)
دقیقا چاقی لذت رسیدن به هر ارزویی را از بین برده ، من هم یادمه آخرین باری که برای لاعر شدن از روش های دیگه ، باشگاه ثبت نام کرده بودم ، افرادی و میدیم که متناسب و لاغر بودند و برای تفریح و وقت گذرانی به باشگاه میومدن ، اونموقع منم خیلی دوست داشتم که لاغر و متناسب میبودیم و برای گذراندن اوقات فراغتم ، باشگاه بیام .
یا در کل بگم ، خیلی کارها رو دوست داشتم با شرایط و جسم لاغر تجربه کنم ، چون لذت بیشتری بهم میداد ، اصلا به ادم کیف میده که مثلا دوست داری یکاری کنی ، تمام تمرکز و حواستو فقط روی همون کار بزاری و با عشق واونو تجربه کنی و لذت ببری . البته درسته که با شرایط اضافه وزن هم میشه انجامش دادا! ولی متاسفانه بیشتر تمرکز ادم ، موقع انجام دادن اون کار ، روی اضافه وزنشه و به نحوی دوست نداره که اصلا اون کار و انجام بده ، یعنی شوق و اشتیاقی برای انجام دادن اونکار نداره. مثل خودم که دوست داشتم و الان هم دارم که خیلی چیزهارو در شرایط متناسب بودن خودم تجربه میکردم ، چون که باعث میشه اعتماد بنفس من هم بالاتر بره !
جالب است بدانید که چرا ارزوی لاغرشدن در ما انسانها شکل میگیرد!
چون حالت طبیعی و پیشفرض همه انسانها وواقعیت وجودی انسان ها لاغری و متناسب بودن و سلامتی است ووقتی بدن انسان از این وضعیت خارج بشه، یک ناهماهنگی بین وجود فعلی ما و واقعیت ما که خداوند برای ما مقدر کرده است ایجاد میشود .
و همیشه هم ازانجایی که جسم در حال تلاش برای رسیدن به حالت طبیعی و پیشفرض خود است ،بنابراین آرزوی لاغری در ذهن همه افراد چاق شکل میگیرد.
( چون که بدن انسان هوشمند خلق شده و در صورت ایجاد هرگونه بیماری و یا حالتی غیرطبیعی مثل یک دستگاه خودکار ، روند درمان خودشو انجام میده وما نمیتونیم جلوشو بگیرم ، چون این یک قانون برای حیات انسان هاست، مثل زمانی که قسمتی از بدن اسیب میبینه ویا بریده میشه ، فرمول هایی که باعث ترمیم و درمان ما شده فعال شده و برای محافظت از انسان ها و جلوگیری از بروز مشکلات در اون ، دستور به شروع سلول سازی و درمان بخش اسیب دیده میکنه و اون قسمت روکاملا ترمیم میکنه . بعد از مدتی کاملا اثر اون زخم از بین میره . و این عمل خودبه خود انجام میگیره و بدن ما برای انجام چنین اقدامی از ما دستورنمیگیره و اصلا دستور ما براش اهمیتی نداره ، چون باید چنین کاریو انجام بده !) چاقی هم دقیقا به همین حالته ، اما خداوند بخشی از اون رو در اختیار ما هم قرار داده . ولی سهم بیشتر از اختیار رو خداوند و هوشمندی خلقت بدن ما انسان داره ، یعنی از 100% مثلا ما خودمون اختیار 40%ر رو میتونیم داشته باشیم . بقیه اون اقدامیه که خودش باید انجام بشه و دستورما اصلا براش اهمیتی نداره ! مگه ما برای نفس کشیدن خودمون میتونیم دستور بدیم که کی نفس بکشیم ، کی نکشیم؟؟ معلومه که نه ! اصلا میمردیم !! طبیعت انسان اینه که برای زنده بودن نفس بکشه و اصلا خواسته ما براش مهم نیست!
خیلی چیزها من تو این قدرت ذهن یادگرفتم ، خیلیی درک هایی کردم که شاید نتونم بیانش کنم ، چون شما هم باید درک کنید !! متاسفانه توصیف ادراکات خیلی سخته
ولی میحوام بگم که بدن انسان مثل یک رباته که برنامه ریزی هاش از ابتدا انجام شده ، و تنها تفاوتش اینه که فقط درونش قدرت تفکر و فکر کردن قرار داده شده است ! شاید دیگه بیشتر از این نتونم براتون توصیفش کنم!.
بنابراین ما هم اکنون ، دچار بیماریه اضافه وزن شدیم که جسم ما برنامه ریزی درمان کردنش در اون وجود داره ولی اون 40% که دست خودمونه ، کارو دشوار کرده !
پس چرا فکر کردین که افرادی هم وجود دارند که هرکاری میکنن چاق نمیشن!!
چون که حالت طبیعی انسان ها تناسب اندامه و نمیشه طبیعت رو با تلاش فیزیکی تغییر داد ، اصلا طبیعت تغییر نمیکنه ، چه ما بخوایم ؛ چه نخوایم ! و پس ازونجایی که هیچوقت نمیشه طبیعت و قانون طبیعت تغییر داد و یکی از دلایل دیگه ای هم که سبب ناتوانی درباور تغییر اونها اینه که اونا 100% اختیارشونو سپردن به ناخوداگاهشون و خودشون واصلا دخالت ندادن ، به همین دلبل نمیتونن چاق بشن !
پس این چاقی کاملا حالت غیرطبیعی بدنه !
و اگه ما چاق شدیم ، چون حداقل 1 خواستیم % اختیارو ما به عهده بگیریم. چطوری ؟ از طرف خانواده ، اطرافیان وبه واسطه آگاهی های چاق کننده ای که به مغز ما از طریق راه های ارتباطی به خودمون دادیم و تصاویرچاقی در ذهن ما ایجاد شد و سپس بدن ما هم برای مطابقات داشتن با تصاویر ذهنی ما به سمت چاقی حرکت کرد و ما مثلا خواستیم که یزره بیشتر بخوریم چون خوشمزس، سالمه و … و حداقل خواستیم 1% خودمون بیشتر از حد نیازمون بخوریم و…
و چون هم از ابتدا هیچ گونه تلاش فیزیکی هم برای چاق شدنمون انجام ندادیم
پس باید کاملا اطمینان و ایمان داشته باشیم که میشه لاغر شد ! چه بخوایم چه نخوایم ، دست خود ما نیست، طبیعت ما بوده و 60 % از ما اصلا به باورها . تفکرات ما اصلاا اهمیت نمیده ، کار خودشو میکنه چه بخوایم چه نخوایم ، همونطور که دست خودما نیست نفس کشیدن ، این 40% اختیار اگاهانه خودمونه که کارو سخت و دشوار کرده و اگه این 40% هم دست خودمون نبود ، دقیقا ما هم امثل افرادی بودیم که کاملا متناسب هستند ! و هیچکاه چاق نمیشن.
میگم در واقع خوداگاه همیشه دوست داره خراب کنه ! و کار اضافه تر برات بتراشه!
با توجه به مثالی که تو گام( لاغری رو رها کنیذ تا لاغرشوید زدم ) من دیگه کاملا متوجه دخالت بیجای خوداگاهم که همیشه باعث تراشیدن کار اضافه برای ناخوداگاه من میشه شدم !
همین افکاری که در افراد چاق وجود داره که تصور میکنن نمیتونن لاغر بشند یا دربرابر لاغری مقاومت دارن ، مانع لاغرشدنشون شده .کار اون 40% که دست خودمونه و مانع گذاشته برامون و کارو سخت کرده .
من موندم اخه خدا قدرت تفکر و به ما داده که خلاقیت داشته باشیم و راحتی رو ایجاد کنیم و خلق کنیم !! اگه قدرت فکر کردن و در ما قرار نمیداد که انسانها دیگه فرقی با ربات ها نداشتن. !!
حالا من بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که اقاا حالا من نمیتونم با این قدرت تفکر خودم مثلا چیزی و خلق کنم و یا بزرگ فکر کنم ، حداقل اصلا بیه چیزی فکر نکنم دیگهه! چون من چه فکر کنم چه نکنم دارم زندگی میکنم ، علایم حیاتی رو دارم الکی خودمو اذیت کنم که چیی؟؟ کاررها ها که خودش که داره انجام میشه دیگه !!
مثلا یک شرکت موفقی با چند تا مددیر عامل وجود د اره که رییس اون شرکت جلسه ای برگزار میکنه که نظرات مدیر عامل هرو در جهت تغییر دکوراسیون شرکت یا مثلا رنگ مبلمان دفتر کارکنان بدونه تا یک تنوعی به ظاهر شرکتش بده ، درصورتی که این تنوع دادن تاثیری روی درامد یا موفقیت اون شرکت نداره ! و برای رییس هم فرقی نمیکنه که شرکتش چه ظاهری دشته باشه ، چون تمرکزش روی درامد بیشترو عملکرد بیشتروبهتر و… .و میخواسته برای تغییر روحیه کارکناش مثلا رنگ دیوار یا مثلا مبلمان دفتر شخص هر بخش رو به سلیقه یکی از اون مدیر عامل ها تغییر بده . که حالا اون فرد اومده از نظر خودش ایده های قشنگ قشنگ داده و تونسته رییس و قانع کنه. و از بین رای گیری ها مثلا 40% افراد با نظر اون شخص و سلیقش موافق بودن و 60% مخالف بودن ، ولی همیشه حرف اصلی رو رییس میزنه و رییس هم به نحوی کنجکاو و مشتاق شده بود که طبق نظر اون شخص عمل کنه ، اما اون 60% مخالف دلخور شدن و چون از دکوراسیون خوششون نمیومد و نمیتونستن تمرکز کنن روی کارشون ، ضعبف تر عمل میکنن و عملکرد شرکت هم مقداری پایین میاد !
این مثال خیلی شبیه به منظور من بود ، امیدوارم تونسته باشم درک کافی و بهتون داده باشم .
بنابراین جسم ما هیچگونه مقامتی برای لاغرشدن نداره چون که لاغری حالت طبیعی و پیش فرض جسم خودمونه ، بلکه این خودمون هستیم که داریم در برابر واقعیت مقاومت میکنیم و فقط هم خودمون و اذیت میکنیم ؛ اون هم بیخود و بی جهت و بهانه جسم رو برای مقامت کردن میاریم .در صورتی که جسم ما علاقمند به برگشتن به وضعیت طبیعی خود هست .
و حق طبیعی همه ما است که لاغر شویم . و با باور کردن این ها که طبیعت جسم ما لاغریه ، افکارو هدف ما با هم موازی و همسو میشود و روند متناسب شدن ما روان تر میشود.
فقط دوست داشتن این که لاغر بشیم اکا این عقیده رو داشته یاشیم که نمیتونیم؛ در این حالت خواسته ما با افکار ما ما همسو همجهت نبوده و ما هیچوقت هم لاغر نمیشسم ، چون لاغری تنها در تخیلات ما بوده !تخیل یعنی داشتن چیزی که وجود نداره ! که در واقعیت هم وجود نداره و فقط خیال پردازی محاله !!
پس تنها دلیلی که ماهر تلاشی کردیم ، اما موفق به تحقق آ رزوی لاغری خودمون نشدیم ، این بود که مسیرصحیح رو برای تحقق لاغریمون به کارنگرفته بودیم.
رژیم و ورزش و قرص و دمنوش و…. و درواقع هرعاملیکه به عنوان یک وسیله و …یا برنامه بیرونی بخواد باعث لاغری ما بشه، نتیجه بخش نخواهد بود.
همانطور که هیچ فرد چاقی ، برای چاق شدن ، برنامه ریزی نکرده بود. پس ما با استفاده از برنامه ریزی دیگران هرگز موفق به لاغر شدن نمیشیم.
و یکی از دلایل صحت روش لاغری با ذهن ، اینه که ، برامون مشخص نکردن که چی بخوریم ، جی نخوریم ، چه قدر بخوریم و….بلکه فقط فرمول های لاغر کننده به ما یاد اوری میشود.
و این فرمول ها از قبل و در ابتداا در وجود ما بوده! ولی ما به دلیل یادگیری چاقی ، از انها استفاده نکرده بودیم .
تمام مراحل روش ذهنی ، درونی و ریشه در وجود خود ما دارد. و در این روش هیج گونه برنامه ای به کسی تحمیل نمیشود .
جسم ما بزرگنرین و مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه وجودی ما در زندگیه که باید ازش مراقبت کنیم ! پس باید با یک تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان روی ذهنمون برای لاغری سرمایه گذاری کنیم . که این سرمایه گذاری باعث ایجاد ایمان واراده ای قوی در وجود افراد میشود، تا از توانایی های فوق العاده خودشون که توسط خداوند به انها داده شده است استفاده کنند و و جسم خود را انگونه که دوست دارند خلق کنند!
د ر این روش ما نتایجی رو کسب میکنیم که تمام ناکامی های مارو جبران میکنه! چون بالاخره بعد از استفاده از هر روشی که ما درش شکست خورده بودیم ، میتوانیم بالاخره لاغربشیم و این دقعه تصمیم گرفتیم که از روشی صحیح و متفاوت به نتیجه برسیم.
تنها تفاوت افراد چاق با افرادلاغری که بدون ترس و نگرانی از هر غذایی میخورن فقط در فرمول های ذهنی این افراده .
شانس و ژنتیک و…. نیست ، بلکه افکار و رفتارهای غذایی صحیج انها است . و قیقا هم مشابه چنین فرمول های ذهنی در افراد چاق هم وجود دارد که فقط با پیدا کردن آنها و استفاده از انها چه بخوایم ، چه نخوایم لاغر خواهیم شد .
و در این دوره ها ما ذهن خودمون رو علاوه بر لاغر شدن ، بلکه همچنین مهمتر از اون لاغر ماندن تربیت میکنیم .
در سبک زندگی عادی ما اشکال بوده که باعث چاقی ما شده ، چون تا وقتی که در سبک دیگه ای هستیم ، شرایطمون راضی کنند ه بود اما وقتی به سبک زندگی قبلیمون برمیگشتیم ، همه چیز خراب میشد. چون وقتی رژیم میگرفتیم یا برنامه خاصی رو رعایت میکردیم ، نتیجه خیلی خوبی میگرفتیم. اما نگه داشتن اون مهم بود ، چون به محض این که برنامه تموم میشد، دوباره ، به سبک عادی زندگی خودمون برمیگشتیم و دوباره همون میشدیم ، دقیقا مثل خود م که هربار از طریق ی روش جدید،ی برنامه جدید و… اقدام میکردم برای لاغر شدن ولی دوباره برمیگشتم به حالت و وزن قبلی خودم یا شایدم بیشتر .
بنابراین باید رفتار عادی و طبیعت زندگی ما تغییر کنه تا لاغر بشیم و لاغر بمونیم . چون در روش های قبل ، ملاک عمل ما مقداری بود که باید کم میکردیم .
و اگه ته ذهن ما این باشه که ما چقدر بخوایم کم کنیم ، در اصل میدونیم که قراره دوباره همه زحمت هامون بی فایده باشه و برگرده .
چرا ؟؟
چون ما اومدیم برای یک مقطعی روش خودمون رو حالا( از طریق رژیم ، ورزش و..) تغییر دادیم و لاغر هم شدیم و نتیجه گرفتیم اما پایدار نبودن نتیجه و از بین رفتن اون به این دلیل بود که سبک فعلی زندگی ما مشکل داشت و مار و چاق میکرد.
چونکه ما درهر روشی زندگی کنیم و دوباره برگردیم به روش قبلی زندگیمون ، هر وزنی که کم کرده باشیم دوباره برمیگرده .
و اضافه وزن خیلی ارام ارام به ما اضافه میشه ، طوری که اصلا متوجه نمیشیم!.
نوسان احساسی هم باعث تشدید بیشتر چاقی در ما میشه چون که به خودمون بی اعتماد میشیم، هرچه ما بیشتر به ترازو و یا یک روشی وابسته بشیم و بر اساس اعداد و ارقام بخوایم خوشحال و یا ناراحت بشیم ، در واقع اعتمادمون به خودمون کمتر میشه و تحت فشار بیشتری قرار میگیریم . به همین دلیل هم بالا رفتن وزن برای فردی که لاغری رو بلد نیست به مراتب راحت تره تا پایین اومدن وزن و برعکس کسایی هم که تلاش میکنن چاق بشن و یزره که چاق میشن،صبح که پا میشن میبینن دوباره همونن و هرچی اضافه کردن نیست .
بنابراین به دفعاتی که اعصاب ما خورد بشه از دیدن وزن بالاترمون رو ترازو ، داریم بیشتر چاق شدن رو تشدید میکنیم ،چون داریم به ذهنمون فرمان و دستور میدیم که من علاقه دارم به چاق شدن !
شاید ما خودمون همچین چیزی نخوایم و خوشمون نیاد ازش، ولی برای ذهن ما واکنش و فکر ما مهم نیست ، احساس ما مهمه .
و وقتی احساس ما بد میشه به معنای اینه که ما داریم به اضافه تر شدن وزن واکنش نشون میدیم و ما به هرچی واکنش نشون بدیم ، تصور ذهن اینه که ما از اون وضعیت خوشمون میاد و اونو بیشتر میکنه .
برای لاغر شدن، نمیشه به تنهایی اقدام کرد، نیاز به آموزش داریم .
چون ما چاقی رو یادگرفته بودیم ، از خانواده ، جامعه و…و خیلی عوامل زیادی بوده که رو چاقی ما تاثیر داشته .و خود ما هم پیگیرش بودیم .
ناخواسته خودمون پیگیر یادگیری چاق تر شدن بودیم .
و الان تو هر وضعیتی که هستیم نتیجه سعی و تلاش و تکرار اموزش های خودمونه.
چون وقتی ما مدتی رژیم میگیریم و لاغر میشیم ، داریم یاد میگیرم که لاغر بشیم ولی چون به روش اشتباهی هست و ما نیومدیم که خودمون رو اموزش بدیم بلکه خودمون رو محدود کنیم که لاغر بشیم ،نتیجه نمیده و ما هر چقدر که با رژیم خودمون رو لاغر کنیم ، مجددا وزنمون برمیگرذه.
درواقع ترموستات ذهنی ما روی چاقی و وزن قبلی ما تنظیم شده .ترموستات فرمول های ذهنی هست که مارو به سمت چاق تر شدن هدایت میکنه .رفتار ما ، عملکرد ما و…
مثلا اگه ترموستات ابگرمکنی روی 60 درجه تنظیم شده باشه ، هر چقد دمای اب پایین بیاد ، دوباره ترموستات فعال میشه و اب رو به دمای 60 درجه میرسونه ذهن افراد چاق هم دقیقا همینطوره ، هرچقدر که ما از روش های رژیمی … وزن خودمون و پایین بیاریم ، دوباره ترموستات ما فعال شده و مارو دوباره به وزن قبل خودمون برمیگردونه . چون که ما در روش های دیگه رژیم و.. ورودی مون رو کنترل میکردیم در صورتی که ترموستات ذهنی ما روی چاقی تنظیم شده بود و ما که نمیتونیم تا اخر عمر ورودی مون رو کنترل کنیم ، خسته میشیم و به روند عادی زندگی خودمون برمیگردیم ، ارام ارام طوری که خودمون هم متوجه نشدیم .
پس وقتی که مثلا ترموستات ذهنی ما روی 60 کیلو تنظیم شده باشه ، ما هرچقدر که خودمون رو پایین بیاریم ، دوباره ترموستات فعال میشه و یواش یواش ذهن ما ، مارو وادار میکنه رفتار قبلی خودمون رو تکرار کنیم تا وزنمون به چیزی که بوده برسه ! دقیقا همین اتفاقی که بعد از اخرین رژیمی که گرفته بودم برام افتاد . پس ترموستات ذهنی من روی 66 کیلو تنظیم شده بود !
بنابراین باید لاغر شدن رو یاد گرفت ، با تصمیم گرفتن ، نمیشه لاغر شد ، چون که ما تصمیم نگرفته بودیم که چاق بشیم .
کسانی هم که از لاغری زیاد ، رنج میبردن و میخواستند که چاق بشن و کارهای زیادی هم برای چاق شدن انجام دادن ، وقتی که چاق شدن دیگه نتونستن جلوی چاقی خودشون رو بگیرن و بدن انها در روند چاق شدن قرار گرفت ، چون اونها به اجبار به ذهنشون اموزش میدادن که از فلان طریق وزنشون بالابره و یکی از خصوصیات ذهن هم اینه که هر چیزی رو که یاد بگیره ، دایما تکرارش میکنه و براش مهم نیست که شخص برای 5 کیلو اضافه وزن داره تلاش میکنه. برای ذهن 5 کیلو با 50 کیلو فرق نمیکنه ، چون رفتاری که برای اضافه کردن 5 کیلو انجام میدیم همینطوری تکرار بشه ، مارو تا 50 کیلو هم میرسونه!
ذهن در هرجنبه از زندگی ، دنبال بیشتر کردنه ! حتی وزن
وقتی ذهن آموزش چاقی دیده باشه ، هرروز بدنبال اضافه تر کردن ، وزنمونه !و همین ذهن هم وقتی آموزش لاغر شدن ببینه ، هر روز بدنبال لاغر ترشدن ماست ، تاجاییی که خودمون تعیین کنیم و ترموستات ذهنیمونه رو روی وزنی که میخوایم قرار بدیم .
وقتی روند تغییر شروع بشه تاهرجایی میتونه ادامه داشته باشه .!
پس باید یادگرفت . موضوع ذهنه ، جسم ما نیست!
وقتی ذهن آموزش دیده بشه ، دیگه تصمیمی وجود نداره .
وقتی موضوع ذهنی باشه ، تصمیمی نیاز نیست . مثل رانندگی
ی زمانی ما تصمیم گرفتیم بریم رانندگی رو یادبگیریم و کلاس ثبت نام کردیم ، اموزش دیدیم ، سعی و تلاش کردیم ، رانندگی رو یادگرفتیم . بعد با تمرین و تکرار کردن اصول اون، رانندگی رو یاد گرفتیم .
چون تکرار کردن به ناخوداگاه ما سپرده میشه ودر ما تبدیل به عادت میشه . و بعد از مدتی دیگه اختیاج نداریم که فکر کنیم کجا بوق بزنیم ، راهنما بزنیم و…
در چاق شدن هم اینطوریه ، خیلی وقت ها ما میدونیم که نباید بخوریم و سیر هستیم ولی وقتی یچیزی و میبینم ، کیکی ؛ اجیلی و.. ذهن ما که دستور بده ، دستمون رفته و ما میدونیم که سیر هستیم و نباید بخوریم ولی میخوریم و بعد از اینکه هم خوردیم ، پشیمون میشیم !
این عدم هماهنگی بین ذهن و جسمه که باعث چاقی میشه ، چون ما از لحاظ جسمی نیاز به مصرف غذا نداریم ، سیر هستیم ولی ذهنمون در تعادل با جسممون نیست و دستور خوردن میده ،
در روش لاغری با ذهن، ذهن جهت هماهنگ شدن با جسم آموزش داده میشود و ما ذهنمون رو کنترل میکنیم .و اون کنترل به معنای رژیم و اندازه گیری در خوردن و.. نیست .
چون تا الان خواستع ذهن ما چاق تر شدن بوده ، حالا ما هرچی بگیم که چاقی رو نمیخواستیم ، گفته ما هیچ نغییری در روند ذهن ما ایجاد نمیکنه ، چون آموزشی که به ذهنمون د دادیم و یادش گرفتیم ، چاق شدن بوده.
عبارت تاکیدی زمانی تاثیر گذاره که اصل رو بلد باشیم و با اینها یاداوری بشه بهمون .وگرنه که ما با عبارت تاکیدی چاق نشدیم که بخوایم با عبارات تاکیدی هم لاغر بشیم.!
اگه اصل رو بلد نباشیم ، نمیتونیم با تلنگر زدن به خودمون یادش بگیریم ، هیچ علمی با تلنگر زدن اموزش داده نمیشود
چون لاغری هم نوعی علمه !
و ما با اموزش دیدن لاغری ، رفتارهامون تغیییر میکنه .
ولی این اموزش کسل کننده نیست و مشتاق کنندست تفاوتی که با همه آموزش های دیگه داره .
وقتی عدد ذهنمون رو تعیین کنیم ، هدایت میشیم به اون وزن و این رو باید بهش آموزش بدیم ، چون به گفتن نیست.
باید ذهن بپذیره که ما چه عددی وزنی رو دوست داریم ، چه اندامیو دوست داریم و… و مارو به اون برسونه .
خیلی دوست دارم ، خییییلللیییییییی دوست دارم که به اون فایله تنظیم ترموستات ذهنی برسم و انجامش بدم .
برای لاغرشدن بهتره که دست از تلاش بیهوده برداریم .چون که روش های دیگه خیلی سخت و رنج اور بود و غممون میگرفت که دوباره فردا هم باید اونکارارو تکرار کنیم.
هیچ کدوم ما برای چاق شدن رنچ نکشیدیم ، و بالعکس لذت هم بردیم ، خودمون هم نمیدونستیم ،و هرروز یکسری کارهای تکراری و انجام میدادیم که نتیجش هم چاقی بود
بنابراین ، لاغرشدن هم باید مثل چاقی ما ، لذت بخش باشه و نباید برای برای لاغر شدن ، رنچ بکشیم .
در روش های قبل ، درگیری داشتیم و همش اذیت میشدیم . ولی وقتی لاغری رو یاد بگیریم ، شرایط تغییر میکنه.
ذهن ما خودش چیزی نداره ، باید اطلاعات لاغری رو بهش بدیم تا نتیجه رو به ما بده . دقیقا مثل یک کامپیوتر
پس تلاش بیهوده کافیه ، باید آموزش ببینیم .
دیگه تجربه را تجربه کردن خطاست .
مهم ترین عاملی که میتونه روزهای ما رو خوب یا بد کنه ، خودمون هستیم . خودمونیم که شرایط پیرامون رو به سوی خودمون جذب میکنیم و یک روز خوب رو برای خودمون میسازیم ، پس نگاهمون رو از روی شرایط پیرامونمون برداریم و به خودمون نگاه کنیم که این خخودمون هستیم که پیرامونمون رو میسازیم .
ما در درون دنیا نیستیم ، دنیا در درون ماست .
در البوم شگفتی سازان میبنمتون.
شاد و پیروز و متناسب باشید .
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! چرا همه چاقها دوست دارند لاغر شوند؟ چون واقعیت وجودی ما لاغری است و بدن بخاطر ناهماهنگی بین چیزی که باید باشد و چیزی که الان هست، از وضعیت موجود ناراضی است و آرزوی لاغری در ذهن همه افراد چاق شکل میگیرد. ما در ابتدا بدون هیچ تلاش فیزیکی تصویر چاقی را به ذهن منتقل کرده ایم و بعد جسم خودش را با آن تصاویر منطبق کرده است! بنابراین اشتباه است که فکر کنیم لاغر نمیشویم یا بدن دربرابر لاغری مقاومت می کند، برعکس بدن میخواهد به حالت طبیعی خودش برگردد. بنابراین باید این را برای ذهنتان منطقی کنید که جسم بیشتر از من لاغری را دوست دارد و لاغری حق طبیعی من است و در این صورت آرزوی لاغری با افکار و هدف شما موازی و همسو میشود و اگر تاکنون لاغر نشده اید به این دلیل است که بین خواسته شما و خواسته ذهنی شما تضاد برقرار بوده است. دلیل دیگر برای اینکه هرچقدر تلاش کردیم ولی لاغر نشدیم، استفاده نکردن از روش درست برای لاغر شدن است. هر روشی که بخواهد با تغییر دادن عوامل بیرونی به لاغری برسد، نتیجه نمی دهد. بنابراین لاغری با ذهن که عوامل درونی را با جایگزین کردن فرمول های چاقی به فرمول های لاغر کننده، تغییر میدهد، تنها راه صحیح برای لاغری است. درواقع این فرمول ها همیشه در ذهن شما وجود داشته ولی به دلیل یادگیری فرمول های چاقی از آنها استفاده نکرده اید! سبک زندگی عادی همه افراد مشکل دارد بنابراین باید روال عادی زندگی ما تغییر کند. وقتی با هر روشی یک مقدار از وزنمان کم میشود به این دلیل است که در طی مدت استفاده از آن روش بر خلاف سبک عادی زندگیمان عمل کرده ایم. در حال حاضر ذهن ما در مسیر چاقی هست و ما به تنهایی نمیتوانیم تصمیم بگیریم و لاغر شویم مگر اینکه لاغر شدن را به ذهنمان آموزش بدهیم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
این فایل چقدر آموزنده و دلگرم کننده بود
اینکه پیش فرض ما متناسب بودن است و چاقی یک امر غیر طبیعی است
من بعد از مدتها که تلاش برای لاغر شدن میکردم و دوباره به وزن قبلی برمیگشتم اینرا به خودم قبولانده بودم که سرنوشت من این است که تا آخر عمرم چاق باشم و هر روز حسرت اندام متناسبی که تا سن ۲۲ سالگی داشتم را بخورم
اما با ورود به سرزمین لاغرها و آموزشهایی که دیدم بینهایت امیدوار و خوشحال شدم که سرنوشت من ماندن در چاقی نیست و با یاد گرفتن هنر لاغری به اندام متناسب قبلی ام بر میگردم
آنموقع است که تنها اندام متناسب نیست که بدست می آورم بلکه خیلی چیزهای دیگر را هم تجربه میکنم
اعتماد به نفسم را بدست میاورم و در خیلی زمینه های دیگر زندگی ام تغییر ایجاد میشود
وقتیکه به این امر موفق شدم خواسته های دیگرم را هم به سادگی میتوانم بدست بیاورم
چون خواست خدا برای ما با لذت زندگی کردن و آرامش داشتن و رسیدن به خواسته هایمان است
ما همه اینها را با یادگیری آموزشهای ارزنده این دوره و عمل کردن به آنها تجربه خواهیم کرد
نشان های دریافت شده
سلام
از وقتی خودمو چاقتر از همسن هام دیدم آرزوی لاغری در من شکل گرفت از همون کلاس 4،5 که یکی دو کیلو وزنم بیشتر از دوستام بود و این دو کیلو خودشو نشون میداد دوست داشتم منم لاغر بشم، این شد که آرزوی لاغری بدون اینکه متوجه باشم درمن شکل گرفت، هرسال که چاقتر شدم این آرزو بیشتر و به حسرت تبدیل شد، من همیشه و هر لحظه آرزوی لاغری داشتم و حتی همین الانشم دارم، ولی نمیدونم چرا منی که انقد لاغری رو دوست دارم و بارها با رژیم های سخت و ورزش خودمو به تناسب رسوندم و تو مسیر ذهنی هم چندین کیلو و سایز کم کردم اون تعهد در روشهای قبلی رو در این روش به کار نبردم و مسیرم همچنان بالا پایین میشه، نمیدونم چرا تو این مسیر به این راحتی اون تعهدم رو به کار نبردم، انگار جسمم از دستم خسته شده و ذهنمم هرچی میخواست فرمانروایی کرد و من از این همه چاق و لاغری و تعهد و شکوندنش خسته شدم، ولی هیچ وقت نشده یک روز حتی به فایلهام گوش ندم، یه پیغامی رو از فطرت درونم میشنوم که میگه بیا، انقد ادامه بده تا همونی بشی که میخوای ذهنت همون دستوری رو بده که میخوای، ذاتت میخواد، ادامه بده تا ذهنت هماهنگ شه با روحت و جسم زیبات نمایش این هماهنگی باشه، من کم نمیارم، ادامه میدم، میدونم خود استادم بارها شده تو این مسیر جوری مقابل غذا رفتار کنه از خودش راضی نباشه با اینکه سالهاست تدریس میکنن، پس ذهنی که سالها بهش یه مدل خوراک دادیم الان به راحتی بهمون پسش نمیده، اون پرخوری رو بهمون به این راحتی ها پس نمیده، میگه مگه تو نبودی از همین مدل خوردن لذت میبردی خب دیگه منم دارم به لذت میرسونمت،راستم میگه، خودم کردم دیگه، ولی انقدر ادامه میدم تا ذهنم بگه اه پرخوری دیگه چی بود یه عمر بهم عادتش دادی نخواستم، میخوام بگم من ادامه میدم تا لذت اون اندام دلخواهم و بچشم، اینجا میگم که دیگه حرفی برا گفتن نمونه، بازم تعهد میدم بهترین رفتار خودم و مقابل غذا ارایه بدم و هر روز بهتر از دیروز باشم، قول میدم هم به خودم همه به همه شما
سلام . صبح زیبای تمام همسیریای متناسبم بخیر. نکات مهم گام یازدهم:تنها دلیل چاقی عدم هماهنگی بین ذهن وجسم هست، ،، چرا دوست داریم لاغر بشیم ؟چون جسم ما حالت طبیعیش لاغری وتناسب اندام هست. چرا فردی که لاغره هرچه تلاش فیزیکی میکنه چاق بشه اما نمیشه؟چون چاقی حالت طبیعی بدن نیست. چرا باورزش ورژیم و… تونستیم مقداری از وزنمونو کاهش بدیم؟چون جسم ما حالت طبیعیش لاغری ودفع چربی ومواد زائد هست. خب چرا با وجود کاهش وزن به کمک رژیم و ورزش و…بعد رها کردنشون وزنمون دوباره برگشته؟ چون ترموستات یا همون عدد ذهنی ما روی چاقی قرار داره . چکاری کنیم که ترموستات ذهنی رو وزن ایده المون قرار بگیره ؟خب با همین آموزش های ذهنی اولا ذهن تغییر میکنه به سمت کاهش وزن طبیعیش وقرار گرفتن روترموستات اصلیش، .و ذهن هم جهت باجسم میشه واون وقته کاهش وزنمون شروع میشه ودائمی میشه.و اما لاغرشدن آسونترین کار دنیاس اگه ذهنمونو به طریقی استاد میگن برای لاغری ولاغرشدن آموزش بدیم، خدایاشکرت بابت دریافت های امروزم
گام یازدهم : سلام به همگی آرزوی لاغری خود را به واقعیت تبدیل کنید . آرزوی لاغری مهمترین آرزوی من هست و احساسی که در زمان این تمرینات و گوش دادن به فایل ها دارم اینه که این تنها و تنها کاری هست که صد در صد اون برای خودم هست و برای همین متوجه شدم که چرا چند روز از این سایت فاصله میگیرم دچار سر درگمی و حال بد میشم ابتدا فکر میکردم که من وابسته شدم و این خیلی بده و تا کی باید اینجوری باشه حالا میفهمم که وابستگی نیست بلکه حس خوبیه که برای خودم دارم قدمی بر میدارم و اگر نکنم انگار برای خودم کم گذاشتم و حس بیهودگی و بی هدفی میکنم . در ضمن در این سالهای زندگیم اینقدر فاصله گرفتن از مسیر تناسب اندام برای من تاثیر منفی داشته که رسیدن به هر آرزویی برای من لذت بخش نیست و نبوده و جالبه که الان هم فکر میکنم که هر ارزویی که توسط خانوادم بر آورده شد با شرط لاغری برای من بوده از خرید ماشین تا خواسته های عادی مثل خونه خاله و مادر بزرگ و بیرون رفتن که ابتدا لاغر میشدم تا به خواستم میرسیدم یا دوباره چاق میشدم و رها میشد و دیگه این اواخر همون هم در خودم نمیدیدم انجام بدم در نتیجه از رفتن یا خرید منصرف میشم و کم کم در من حس بی لیاقتی به همه چی تقویت شد و خودم هم خودم رو لایق نمیدونستم و زمانیکه دیت خودم هم بود خودم رو محروم میکردم و در نتیجه همیشه توجه من به چاقی بوده . چاقی برای من لذت رسیدن به هر ارزویی رو از بین برده و به همین دلیل به شدت دوست داشتم و دارم که لاغر بشم . رسیدن به لاغری برام از هر ارزویی با ارزش تر هست چون اولا رهایی از رنج چاقی و سرزنش و نگاه دیگران و از طرفی اینکه برای خودم همچین کار بزرگی انجام میدم و از طرفی به بزرگترین ترس و فکر زندگیم غلبه میکنم . ۱. داشتن آرزوی لاغری :همه افراد چاق ارزوی لاغری دارند به این علت که واقعیت وجود ما لاغری هست ( حالت پیش فرض بدن ما تناسب اندام و سلامتی میباشد ) . الان که میبینید ما چاق شده ایم ما برای چاق شدن تلاش فیزیکی نکردیم بلکه از طریق وارد شدن آگاهی های چاق کننده به مغز و از طریق کانال های ارتباطی تصاویر چاقی در ذهن ما ایجاد شده و سپس جسم ما برای منطبق شدن و هماهنگ شدن با تصاویر ذهنی به سمت چاقی تغییر وضعیت داده است . در نتیجه چاقی حالت غیر طبیعی بدن هست. و برای همین زمانیکه از تلاش برای برطرف کردن این نتیجه غیر طبیعی فاصله میگیریم سر در گم میشویم و هیچگاه نتونستیم دست بکشیم چون مهمترین و اولویت ذهن ما هست چون در رابطه با جسم ما و خود ما هست خب معلومه این مشکل برطرف نشه که مربوط به سلامتی و حیات ما هست طبیعیه تلاش برای بقیه مسائل بی معناست چون خود ما هم وجود نداریم در اصل . در صورتیکه افراد چاق تصور میکنن که توانایی لاغر شدن ندارند و بدتر از آن فکر میکنند بدن اونها نسبت به لاغر شدن مقاومت میکند . همین فکر اشتباه میتونه به راحتی مانع لاغر شدن ما شود . در صورتیکه بر عکس چون لاغری حالت پیش فرض و طبیعی بدن ما هست اتفاقا جسم ما به شدت علاقه مند هست که به وضعیت متناسب برگردد . در نتیجه حق طبیعی من هست که لاغر شوم و جسم من از من بیشتر دوست داره که لاغر شود و آرزوی سلامتی و طبیعی بودن دارد . به این صورت جسم و ذهن باهم هماهنگ میشه تا به امروز فکر میکردیم جسم ما توان لاغری نداره یا تا وزن خاصی توان داره و بعدش براش سخت میشه و یا میزان لاغری براش حد و مرزی داره و یا مقاومت میکنه و … ولی خواسته ما لاغری هست ولی این دو در جهت های مخالف هم هستند و در نتیجه هر چی تلاش میکردیم لاغر نمیشدیم . ولی الان با این آگاهی ها روند تناسب ما روان تر میشه . ۲. محقق نشدن آرزو ( لاغر نشدن ) دلیل اینکه تلاش کردیم و لاغر نشدیم فقط و فقط و فقط این هست که از روش صحیح برای تحقق آرزوی خودمون استفاده نکردیم . همانطور که میدانید ما هیچگاه برای چاقی برنامه ریزی نکردیم در نتیجه استفاده از هر روشی تا به امروز برای لاری برای ما به صورت برنامه ریزی بوده مثلا تصمیم بگیریم لاغر شویم از طریق ورزش ، رژیم غذایی ، قرص ها و …. و اینها همه برنامه هایی هست که دیگران به ما میدهند و جواب نخواهد داد . در روش لاغری با ذهن فقط فورمول های صحیح و لاغر کننده به شما یادآوری میشود ، فورمول هایی که از قبل در ذهن ما وجود داشته و دارد و به علت یادگیری چاقی از اونها استفاده نشده سالهاست . در روش لاغری با ذهن به ما یاد میدهد که ما چه فورمول هایی داریم و چگونه شروع به استفاده از اونها بکنیم . تمام مراحل روش لاغری با ذهن درونی و ریشه در وجود خودمان دارد . در این روش هیچ روشی به ما تحمیل نمیشود . در این روش ساختار افکار و رفتاری قدرتمند کننده که جسمی سرشار از شادی ، سلامتی و تناسب اندام را برای ما به ارمغان میاره . لاغری با ذهن سرمایه گذاری روی ساختن فورمول های لاغری کننده و تغییر عادت هاست . جسم ما با ارزش ترین سرمایه ما در زندگی هست که باید مراقبت از آن را یاد بگیریم . این برای ما باید مهمترین دلیل و انگیزه باشه تا بخواهیم به زندگی سراسر آرامش و تندرستی برسیم. باید با تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان برای بزرگترین آرزو و خواسته ی زندگیمون شروع به سرمایه گذاری روی ذهن خود برای لاغری بکنیم . این سرمایه گذاری سبب ساخته شدن ایمان و اراده در وجودمون میشود که تا هر بهانه ای که مانع لاغر شدنت میشود را کنار بگذاری و از توانایی فوق العاده ای که خدا در وجودت گذاشته استفاده کنی و جسم خود را آنگونه که دوست داری خلق کنی. آن وقت نتایجی که خلق میکنی در عرض کمتر از یکسال همه ناکامی های گذشته ات را جبران میکند . این افراد لاغر که آرزو داریم جای آنها باشیم به دلیل افکار و رفتار غذایی صحیحی است که در ذهن این افراد وجود دارد و تفاوت ما با اونها فقط در فورمول های ذهنی ماست . مشابه مجموعه فورمول هایی که در ذهن افراد متناسب وجود دارد در ذهن افراد چاق هم هست فقط باید آنها رو پیدا کرده و از اونها استفاده کنیم در این صورت چه بخواهید چه نخواهید لاغر میشوید . دوره های لاغری با ذهن فرصت مناسبی هست تا ذهن خود را برای لاغر شدن و از آن مهمتر لاغر ماندن تربیت کنیم تا تحولی عظیم در وضعیت جسم و روح و کل زندگی خودمون ایجاد کنیم . من همیشه با خودم فکر میکردم چه حیف که از خانوادم و جامعه و اطرافیانم چاقی رو یاد گرفتم و الان به جای آموزش های دیگه مجبورم روی این داستان زمان بگذارم ولی حالا متوجه شدم این مثال مثل این میمونه که همیشه میگیم ما چه خوبه کسی زبان مادرزادی اون انگلیسی هست و راحت همه جا میتونه بخونه و حرف بزنه و ما باید کلی فکر کنیم و وقت بگذاریم ولی بعد که باهاشون صحبت کردم دیدم ما میتونیم زبان یاد بگیریم ولی ما افرادی که مهاجرت کردیم به جرات افرادی توانمند تر و با اعتناد به نفس تر و از اون مهمتر قدر دان تر هستیم چون میدونیم این امکانات نباشه یعنی چی و از طرفی برای زندگیمون تلاش کردیم و حس خیلی خوبی داریم و درسته دیرتر به مسائل دیگه رسیدیم ولی شادترین لاغری هم همینه دقیقا و تفاوت ما با افراد لاغر که بینشی پیدا میکنیم که خیلی متفاوته و از این به بعد خوب زندگی میکنیم و خودمون زندگیمون رو خلق میکنیم و خداروشکر جزو اون دسته نیستیم که تا اخر عمر حسرت بکشیم و نتونیم لاغر شویم . من تصمیم گرفتم جزو اون دسته از آدمهایی باشم که اگر شرایط خودمون رو دوست نداریم تغییر بدهیم و شجاعت داشته باشم . با این روش هر سال برامون بهتر از بهتر میشه و جبران همه سالهای قبل میشه برامون . با توجه به اینکه هر زمان لاغر شدیم و یا از نظر کاری و فکری به شرایط عادی خودمون برگشتیم هر روز و روز به روز چاق تر شدیم حتی من دیدم اگه بخواهم آزاد و نرمال مثل همه زندگی کنم برای من حتما همراه با چاقی خواهد بود تازه قبل از آشنایی با این دوره که زندگی عادی خیلی ساده یعنی وزن نکنم و اینکه شام و ناهار بخورم و عادی به مغازه برم و چیزی که دوست دارم بخرم و هر زمان دوست داشته باشم آزاد باشم و بیرون برم و مهمونی یا دیدن کسی یا دوست یا رستوران با سفر که حتماااا حدالاقل روزی ۲ کیلو چاق میشدم حالا کمی ترسم کمتر شده و آزادانه تر زندگی میکنم ولی متوجه شدم که ایراد صد در صد در زندگی عادی من و تفکر من هست . زندگی عادی من هست که منجر به چاقی و در نهایت منجر به سر درگمی من میشه. تا به زندگی عادی که همه دارند بر میگردم همه چی خراب میشه . در نتیجه رفتار عادی من هست که باید عوض بشه و تا لاغر بشم و از اون مهمتر لاغر بمونم نه فقط دوره ای خاص تغییر کنم و در نهایت دوباره همه چی بیشتر از قبل برگرده . اضافه وزن خیلی رام اضافه میشه و نمیدونم چجوری حتی اینهمه اضافه شد.اگر در این سیر به این چاق شدن و لاغر شدن توجه کنی خیلی آثار بدی داره و دجار نوسان اعتماد به نفس میشیم و اعتمادمون به خودمون کمتر میشه و بیشتر تحت فشار قرار میگیریم. هر زمان عدد وزنی بالاتری رو مشاهده میکنیم با توجه یه چاقی داریم میگیم که چاقی رو دوست داریم و چون فقط چاقی رو بلد هستیم خیلی عادی چاق میشویم . ما هر روز و به مدت ۳۴ سال هر ثانیه چاقی رو زندگی کردیم و برای همین برای لاغری نمیتونی به تنهایی اقدام کنی حتما نیاز به آموزش داری ، ذهن یه فرد چاق مثل ترموستات آبگرمکن هست و تا دما پایین میاد ولی چون روی دمای بالا تنظیم شده سریعا دما رو بالا میاره و بدن ما هم تا وزن کم میکنه چون روی عدد بالاتر تنظیم شده در نتیجه به سمت چاقی بدن رو هدایت میکنه . برای همین هست که محدودیت جواب نمیده و تا اینکه محدودیت برداشته بشه دوباره چاقی صورت میگیره . این همون علت هست که آدم ها به اشتباه اسمش رو ژن چاقی میزارند و خارج از توان ما میدونند که هر چی لاغر بکنیم باز چاق خواهیم شد در صورتیکه قضیه چیز دیگه ای هست و سالها با وزن کردن زیاد و هی چاقی رو دیدن این ترموستات رو روی عدد بالاتری تنظیم کردیم . ما برای چاقی تصمیم نگرفتیم و با تکرار به ذهن آموزش میدی و زمانیکه یاد بگیره دائما تکرار میکنه و در نهایت در جسم ظاهر میشه . زمانیکه به ذهنت آموزش بدی دیگه لازم به تصمیم نداری زمانیکه آموزش تکرار بشه در ناخودآگاه ما شکل میگیره و به فرمول ذهنی ما تبدیل میشه و به بدن و واکنش ما تبدیل میشه. مثلا تو سیر هستی ولی به جسمت دستور خوردن میده ذهنت خب این عدم هماهنگی بین جسم و ذهن هست از لحاظ جسمی سیر هستی و نیاز به غذا نداری ولی ذهن تو نیاز به خوردن داره .در این دوره ذهن و جسم هماهنگ میشه ذهن رو کنترل میکنیم که با جسم همسو بشه به ذهن آموزش میدیم که پیغام سیری چیه و پیغام گرسنگی چی هست و یاد میگیریم که ذهن رو در تعامل با جسم قرار بدهیم و هماهنگ کنیم . زمانیکه به ذهن آموزش میدهیم اصل رو بلدیم همونطور که چاقی رو یاد گرفتیم . در این آموزش هر روز اشتیاق تو بیشتر میشه و آگاهی جدید کسب میکنی و از همون روزهای اول تغییر در رفتار و افکار حس میکنیم . با علاقه آموزش هایت رو دنبال میکنی . ذهن ما در همه شرایط به سمت بیشتر کردن و گسترش دادن هست همانطور که خواسته هامون گسترش پیدا میکنه و همینطور که در زمینه چاقی هر روز با اشتیاق به سمت چاقی بیشتر پیش رفتیم . و این مسیر حد و مرزی نداره . و همین حالت در مسیر لاغری هست تا زمانیکه خودت حد و مرز تعیین کنی . باید به جسمت آموزش بدی که چه جسمی رو دوست داری چه عدد وزنی رو دوست داری و جسم هدایت میشه .همیشه سختی کشیدیم در روش های قبلی ولی نتیجه ماندگار نیست در روش لاغری با ذهن سختی حذف شده و با لذت لاغر میشویم و مثل چاقی که با لذت چاق شدیم در این روش هم به همین صورت هست . و درگیری ذهنی وجود نداره . و یواش یواش به ذهنت یاد میدی که چرا دوست داری لاغر بشی و چرا باید لاغر بشی .
سلام و درود
اگه در نوشتن دیدگاه از اینتر کردن برای ایجاد پاراگراف بندی استفاده کنید خوندن نوشته شما خیلی ساده تر و جذاب تر می شه
سلام به استاد عزیزم
گام ۱۱
من خیلی خوشحالم و خودمو تحسین میکنم که تو این مسیر گام برداشتم
وهر روز یه گام میرم جلوتر
من با این فایل متوجه شدم واقعا زندگی عادی من مشکل داره چون تو دوره رژیم همه چیز خوبه
از امروز تعهد دادم به ترازو وابسته نباشم ،احساس خوب کنم ،با لذت و ارامش باشم
من دوست دارم به این هماهنگی ذهن و جسم در این دوره برسم
همچنان مشتاق گام بعدی هستم
پیش به سوی لاغر شده
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام به دوستان همراه و متناسب و استاد عزيز و بزرگوار
گام يازدهم :(در حضور استاد عزيز )
ارزوي لاغري خود رو به واقعيت تبديل كنيد
من از زماني كه خودم رو شناختم و متوجه شدم كه جه بلاي سرم اومده و به كجا رسيدم ديكه از اون موقع تا حالا با خودم در جنك هستم از خودم متنفرم اعتماد به نفس ندارم دوست ندارم برم خريد دوست ندارم لباس هاي تنك بپوشم
دوست ندارم در جمع ها حاضر بشم
نمي تونستم تو جمع ها صحبت كنم
در كل يك ادم روحيه خراب با احساس بد و داغون داشتم زندكي ميكردم
بارها شده تصميم گرفتم كه از سال جديد ميخام شروع كنم ديكه سال جديد با اندام جديد اين دفعه ديكه نه نميزنم زير قولم
اين دفعه ديكه خودشه ميخام به اون جيز (لاغر شدن)دست پيدا كنم و شايد براي بار هزارم بود كه اين تصميم ها ميگرفتم ولي اين تصميم ها شايد به دو ماه نميكشيد رها ميكردم و يك روز و دو روز بعد از رهايش از يه لقمه و دو لقمه و كم و كم شروع كردم تا دوبرابر قبل غذا خوردنم ادامه داشت و ديكه بعد از رزيم با خيال راحت غذا ميخوردم و بعد از خوردنم هم كه ميدونين چي ميگم اون حس. بد و عذاب وجدانه😔
هميشه به خودم ميكفتم خدايا اين ارزوي منو بر آورده كن يعني خدايش خيلي خيلي خيلي دوست داشتم لاغر بشم
من عاشق لاغري بودم يعني بهش نياز داشتم چون نيازش داشتم هيج وقت بهش نرسيدم
محتاج به لاغري بودم اما لاغري از من فرار ميكرد
هميشه ادم هاي مي ديدم كه بخاطر مريضيشون خيلي لاغر شدند
يعني تو دلم ميخاستم منم مريض بشم و نتونم جيزي بخورم كه وزن زيادي كم كنم يعني تا اين حد لاغري رو دوست داشتم
حاضر بودم بميرم و همه ميدونن ميكن واي مريم تو خودت و كشتي واسه لاغري ولي لاغر نميشي
يا دوست داشتم مثل افراد معتاد باشم كه مواد مصرف ميكنن جون همه ي اونايي كه معتاد هستند ديدم روز به روز لاغرتر ميشن خيلي وزن كم ميكنن بعضي مواقع با خودم ميكفتم كاش ميشد منم مواد مصرف كنم كه اين همه وزن كم كنم هميشه دنبال راه و چاره ي لاغري مي گشتم .يه خواهري دارم خيلي متناسب بود خيلي
بهش ميكفتم خواهر، خوش به حالت خيلي متناسبي كاش من مثل تو بودم
ميكفت واي مريم جي ميكي من دلم ميخاد مثل تو باشم دوست دارم بازوهام بزرك باشه بهش ميكفتم اشتباه نكن تو خيلي اندام خوبي داري
هميشه سعي ميكرد كه جند كيلو اضافه كنه
تا اينكه يه نفر پيشنهاد بهش داد اينقدر دوست داري جاق شي اين قرص اشتها رو بخور تا وزن زياد كني
جون باورش شده بود كه از اين طريق ميشه جاق شد
روز به روز اشتهاش بيشتر شد و جاق شد و خيلي وزن زياد كرد
الان پشيمونه خيلي نامتناسب شده وزنش زياده شكم داره پهلو داره سنش بيشتر ميزنه خيلي ناراحته و الان دقيقا شده مثل من هر وقت مي بينمش ميكه جند روزه رزيمم من ديكه برنج نميخورم شروع كردم رزيمم رو يا من شيريني نميخورم
بخاطر اين جاقيه قند هم گرفته
خيلي مشكلات ديكه هم داره
هميشه ميكه از فردا
الان افتاده تو مخمصه الان ميكه ياد باد ان روزگاران كه كمر باريكي داشتم ياد باد دوران خوش زندكيم و خيلي خيلي ناراحته
افراد لاغر هم اكه بخوان جند كيلو اضافه كنن در معرض جاقي هستن
جون ذهن كه ديكه براش فرقي نداره ٣كيلو يا ٣٠كيلو
اون فرمول هاي ذهنيش تغيير كرده
براي متناسب شدن هم همين جور بايد فرمول هاي ذهنمون عوض كنيم
جه بكي من ميخام ١كيلو كم كنم جه ١٠براش فرقي نداره
اون فرمول هاي صحيح در ذهنش ايجاد ميشه
و اكه اون فرمول هاي صحيح درست بشن ديكه تا جايي كه جا داره ادم ميتونه وزن كم كنه و ثابت بمونه براي هميشه
دوستان عزيزم و استاد عزيزم من اين بار به خودم تعهد دارم نه از اون تعهدهاي كه هزاران بار به خودم دادم و براي دو ماه ميشد و رها ميكردم
در لاغري با ذهن من تعهدم رو رها نكردم جون تعهدي كه از طريق ذهن باشه نميشه به تعهدي كه دادي عمل نكني
جون در اين تعهد عشق هس حس خوب حال خوب اعتماد به نفس شادي …..تمام جيزاي خوب
خب جه جور ادم ميتونه تعهدش رو بشكونه ما ادم ها به دنبال همين جور جيزا هستيم حال خوب ارامش احساس خوب و در نهايت هم وزن كم كردن
من جند ساله در اين دوره مهم لاغري بودم مدتي رها كردم ولي هميشه فكرم در اين دوره ها بود ولي بازم برگشتم به اين دوره ها جون ميدونستم هيج راه و چاره اي جز از طريق ذهن ندارم و بايد در اين مسير صحيح حركت كنم اين همان راه درست هس اين همان هدايت خداوند هس و امروز كه تاريخ ٢شهريوره هنوز در تعهدم باقي ماندم و باقي هم خواهم ماند
من اين جاقي رو نميپذيرم جون حالت غير طبيعي جسم منه
و من ميخام اين جاقي غير طبيعي رو از بدنم بيرون كنم
و به حالت طبيعي خودش كه متناسب شدن هستش برش گردونم من مطمينم در اين روش ها به نتيجه ميرسم و متناسب ميشم و متناسب باقي مي مونم
دوستان به جز اين راه ديكه راه ديكه اي وجود نداره اين اولين و اخرين راهي هستش كه ميتونيم متناسب بشيم و متناسب بمونيم
و كساني كه هدايت شدن و در اين راه هستند ادامه بدين و همه ان شاالله به نتيجه ميرسيم
رها نكنيد كه باز بر ميگرديدبه اين دوره ها
اين وقت ها رو ارزشمند بدونيد خداوند شما رو هدايت كرده به اين راهها رها نكنيد
حكايت :
يه فردي داشت تو دريا غرق ميشد و كفت من مطمينم خدا كمكم ميكنه دو مرتبه خدا رو صدا زد
خداوند دو كشتي رو به سويش فرستاد كشتي اول كفت اومدم كمك ،بيا بالا
كفت نه و كشتي دوم هم همين جور كفت بيا بالا ميخام كمكت كنم كفت نه خدا كمكم ميكنه
تا اينكه غرق ميشه و ميميره وقتي ميره اون دنيا ميكه خدا جرا كمكم نكردي منو نجات ندادي
خداوند فرمود من اومدم به سويت ولي خودت نخواستي دو مرتبه كشتي فرستادم اما تو قبول نكردي
حالا اين حكايت زندكي ماهاس
خدا كمكمون كرده هدايتمون كرده ازش كمك خواستيم استاد عزيز رو سز راهمون قرار داده و ما بايد خودمون به خودمون كمك كنيم تا از اين جربي ها خلاص بشيم و اكه بخاهيم اين راه اخري كه خدا جلوي رومون قرار داده رها كنيم و امروز و فردا كنيم ما هم مانند اون فرد كه در دريا بود غرق شد ما هم غرق ميشيم و ميميريم(از مريضي )
و از خدا گله مند ميشيم كه جرا نجاتمون ندادي و خدا ميكه من شما رو هدايت كردم خودت نخواستي خودت باورش نداشتي
امروز و به فردا نيندازيد از همين امروز شروع كنيد و ادامه بديد اي كساني كه هدايت شديد 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
خدايا شكرت خدايا شكرت سپاس فراوان از استاد عزيزم 🌹🌹🌹🌹🌹