در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.29 از 195 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای زیبایی آفرینم
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
آرزوی لاغر شدن آرزویی که سالها برای کسب اون از راههای مختلف اما اشتباه اقدام کردم ولی این آرزو برآورده نشد که نشد آرزویی که در رسیدن به اون طاقتم طاق شده بود راههای مختلف و میرفتم اما خبر نداشتم مسیر اشتباه هیچ وقت به مقصد نمی رسه در طول زندگیم آرزوهای زیادی داشتم که خدا رو شکر به تک تک اونها رسیدم با تلاش و مسیر درست تمام آرزوهام محقق شدن بجز آرزوی لاغری که به شکر خداوند الان متوجه شدم که بدلیل مسیر اشتباه بوده سالها رژیم گرفتم و ورزش های سنگین داروهای لاغری و ابزار مختلف به کار بردم و بعد کسب نتیجه یا عدد وزنی یا سایز مورد نظرم رها کردم و طی چند ماه چاقتر از قبل شدم اما الان فهمیدم که چرا به این آرزوی سالیان سالم نرسیدم و به لطف استاد عزیزم مسیر درست و پیدا کردم و نگرشم درباره رسیدن به آرزوی لاغری کاملا تغییر کرده نگرش من درباره رسیدن به آرزوها اینه که نباید منتظر معجزه بود بلکه باید برای رسیدن به اون رویا مدتها در مسیر درست تلاش کرد و قطعا بدون تلاش و استمرار در مسیر صحیح هیچ آرزویی برآورده نمیشود و برای همیشه به شکل یک حسرت و آرزو باقی میماند ما افراد چاق بارها و بارها برای رسیدن به آرزوی لاغری تلاش کرده ایم تلاشهایی طاقت فرسا که هیچ فرد متناسبی توان انجام آنها را ندارد اما چون مسیر اشتباه بوده رسیدن به مقصد مقطعی و با بازگشت مجدد چاقی همراه بوده در مسیر لاغری با ذهن که من بیشتر دوست دارم اسم این روش رو تناسب فکری بگذارم رسیدن به آرزوی لاغری حتما و قطع به یقین محقق میشود چون ما تا تلاش نکنیم ذهنمان متناسب شود جسممان متناسب نمیشود برای رسیدن به این آرزو باید صبر و حوصله به خرج داد تلاش کرد عادات اشتباه گذشته تکرار نشود نگرش و افکار و تصمیمات ما باید تغییر کند سبک زندگی ما باید سالم و مثل افراد متناسب شود در این روش نباید زمان برای ما معنایی داشته باشد اگر دنبال رسیدن به لاغری در زمان کوتاه هستیم بهتر است اصلا دنبال این روش نباشیم این روش در صورتی موفقیت به همراه دارد که دنبال مقطع زمانی خاصی نباشیم این فرمولهای صحیح که طی آموزشها یاد میگیریم باید جایگزین فرمولهای اشتباه و سبک زندگی غلط گذشته چاق ما شود در ذهنمان نباید دنبال عدد وزنی خاص یا سایز خاصی باشیم توجه به هدف نهایی ما را از اصل مطلب دور خواهد کرد من با عشق و لذت وصف نشدنی در این سفر هیجان انگیز گام به گام حرکت میکنم و نتایج خود به خودی در جسم و ذهن من به مرور زمان بوجود خواهد آمد من بسیار به این معتقد هستم که هر چیزی در زمان مخصوص خودش اتفاق می افتد فقط کافیست قدمهای اشتباه برنداریم و در مسیر کاملا درست قدمهای صحیح هم برداریم تا قدمهای ما به سمت چاقی کمتر و قدمهای ما به سمت لاغری بیشتر شود من در راه روشن تناسب فکری قدمهای پایدار زیر و برمیدارم
۱_تا گرسنگی را حس نکردم چیزی نخورم
۲_از مواد غذایی و ساعت خوردن و مقدار آن نترسم تفکیک غذایی نکنم
۳_به محض حس سیری دست از خوردن بکشم
۴_من سطل زباله نیستم که هر آشغالی و وارد بدنم کنم
۵_عجله بی عجله زمانبندی و سایز و وزن خاص وجود نداره
۶_ریزه خواری و هی برم یه چیزی بخورم کار اشتباهیه
۷_ورزش مورد علاقم و با عشق ادامه بدم
موفقیت نیاز به تغییر پایدار داره نه تغییر مقطعی، نگرش من باید به مصرف مواد خوراکی تغییر کنه عملکردم باید به مواد خوراکی تغییر کنه سبک زندگیم باید تغییر کنه و خود به خود جریان زندگیم متحول میشه با توکل به خدا با قدرت ادامه میدم الهی به امید تو
من نزدیک به ۱۳سالی میشه ک ارزوی لاغری دارم در این بین لاغرم شدم با رژیم ناصحیح به مدت هفت ماه لاغر شدم ولی باتوجه به آسیبی ک بهم زد دوباره رژیمو رها کردم و کم کم هر سال به مدت ۷سالی برگشتم به همون وزن قبلیو این یعنی روشی ک انتخاب کردم کاملا غلط بوده نزدیک به ۶ سال پیش باشگاه رفتم ولی تغییر انچنانی نداشتم پارسال رفتم باشگاه ب مدت پنج ماه سایز کم کردم ولی وزن نه ثابت موند بعد باشگاه تازه چاق ترم شدم حالا جالبش اینه با یکی از افراد کاملا لاغر در اقوام صحبت میکردم گف بعد اینکه باشگاهو ترک کردم تازه چهار کیلوام لاغرتر شدم ایشون میخواس چاق تر بشه چجوریه چرا انقد باید بین ما و افراد لاغر فاصله باشه ما خودمونو میکشیم بریم باشگاه لاغر بشیم بعدش ک ول میکنیم چاق تر میشم ولی این شخص لاغر لاغرترم میشه چه عامل مهمی بغیر از ذهن میتونه باشه کسی که میخواد لاغر شه چاق تر کسی ک میخواد چاق شه لاغرتر میشه تنها یک علت داره وقتی ک ما به لاغرتر شدن فکر میکنیم در واقع داریم به چاقی توجه میکنیم و شخص لاغرم عوض چاقی داره به لاغری فک میکنه و همون لاغری رو پروش میده در نهایت نه ما ب خواستمون میرسیم نه اون شخص پس نتیجه میگیرم که کانون توجه مهم ترین عامل ما در لاغری هستش کانون توجه شما چیه تمرکز شما رو چیهاگر لاغریه ک هرکس در این سایت خوب میدونه که ما الان در جاده لاغری با ذهن قرار داریم پس ما در حال لاغر شدن هستیم حتی اگر تغییر انچنانی نداشته باشیم بدن ما داره کار خودشو میکنه دیگه نباید لاغری رو دور از دسترس دید بلکه باید امید داشت ک در چندین ماه آینده باتوجه به انجام تمرینات لاغری با ذهن ما حتما به اون نقطه میرسیم آهسته ولی پیوسته برعکس تبلیغات لاغری هیچ عجله ای در کارنیست ما با بدنمون به صلح رسیدیم ما این کارخانه عظیم رو ک خداوند بزرگ افریده دوستش داریم بدن ما کار بلده بدن ما عاشق متناسب شدنه عاشق سرحال و سبک بال بودنه به امید لاغری دائمی لاغری بهترین حس دنیاست لاغری اسان ترین کار دنیاست من عاشق لاغریم الهی ب امید تو
سلام خدمت استاد شادی آور
سلام ب دوستان هم مسیرم
وارد گام یازده و پله ی بالاتر شدم و هر کلامو حرف استاد برام مثل یادآوری میمونه انگار این حرفهارو از قبل میدونستم و باور داشتم اما فراموش شده بودن والان دارن برام بازگو میشن ….نمیدونم استاد چرا انقد این حرفها ب دلم میشینه و کاملا حسشون میکنم واین یکی از اون رازهای جهانه ک ما هنوز بهشون پی نبردیم…
درسته این آرزو همیشه وهمیشه همراه ما بوده یادمه هروقت میخاستم لباس برای مراسم های جشن تهیه کنم بهترین پارچه هارو میخریدم زیباترینشو میخریدم تا اون لباسه خودشو نشون بده و اندام منو بپوشونه البته این طرز فکر من بود ک فکر میکردم زیر لباس زیبا اندامم مخفی میشه ….اتفاقا جواب عکس میداد وقتی واسه پرو میرفتم میدیدم این مدل روی تنم بااون مدل کاملا فرق داره درواقع مدل همون مدل بود اما روی تن من کاملا یه چیز دیگه دراومده بود
در صورتی ک یه ادم خوش اندام و متناسب ارزونترین لباس و تهیه میکرد با مدلی بسیار ساده اما نگاه همه رو بخودش جلب میکرد چون پایه ش درست بود
استاد من همیشه با انواع روشهای لاغری کاملاااااا مخالف بودم همیشهههه….ینی هروقت میخاستم اقدام کنم ب رژیم گرفتن یا ورزش سخت یک غم سنگییییین همه وجودمو میگرفت ….و نمیدونم چی بود درونم یچیزی مثل یه صدا یه هشدار نمیدونم یه الهام ک نه این روش غلطه ومدام ذهنم وروحمو قلبم باهم در تضاد بودن حتی منطقمم یچیز دیگه میگفت ….بهم میگفت اگه مثلا برنج یانون مضر هست پس چرا خدا آفریده …چرا من عاشق نونم اما برام ضرر داره خب این با قانون جهان در تضاده چون از اول ب ما گفتن ک عشق خدا ب بنده هاش از عشق مادر ب فرزندش بالاتره …اگه من مادرم ک فقط برای پسرم لذت و آرامش و خنده وشادی میخام و دلم میخاد ببینم داره بالذت زندگی میکنه و از همه چی لذت میبره …وحالا فکرشو کن عشق خدا ب ما بنده هاش بیشتراز اینه ینی خدا میخاد مارو در اووووج لذت ببینه و حض کنه…
ای کاش از همون اول زندگیمون خدارو قانون جهان و یادمون داده بودن و میگفتن تامیتونین تلاش کنین برای شاد زیستن ولذت بردن وقتی از هرچیزی ک داری لذتشو ببری از جهانت از خدای خودت لذت ببری جهانم کاری میکنه ک غرق بشی تو شادی ….
اما استاد شما کاملا درست میگید …من میدونم ک باید خودمو دوس داشته باشم اما این دوس داشتن زوری نمیشه خیلیا توی دنیای مجازی یه کلیپ سه دقه ای پر میکنن و بالبخند حرف میزننو میگن خودتو دوس داشته باش خودتو بغل کن فلان کن بهمان کن اما در واقعیت اینجوری نیست منی ک این اندام قلمبمو نمیتونم قبول کنم وقتی ذهنم این چربی های اضافه داره رنجش میده چجور برم تو آینه بخودم بگم عاشقتم…..خب نمیشه ذهن ک بچه نیس بشه گولش زد یا مثلا بخودت بگی من از خوردن نمیترسم در صورتی ک وحشت دارم وهر لقمه ک میخورم باترس میخورم…..
اما شدنیه و اون شدن و رسیدن ب این هدف چقدررررر لذت بخشه ک ذهنتو روحتو قلبتو بدنت همه باهم هم عقیده باشن ….من تازه وارد شدم وهیچ ادعایی ندارم ک بگم رسیدم ب اون نقطه اما یچیزی درونم میگه میرسی و لذتشو میبری و اونروز باقدرت میای مینویسی ک رسیدم ب پله ی آخر رسیدم ب قله واز حسم میگم….
چون ب قلبم اعتماد دارم قلبم میگه میشه عجله هم ندارم آرام آرام عین دونه ای ک میکاری و مراقبت میکنی تا رشد کنه ووقتیم ک تنه ی اون دونه رشد کرد و شد تنه ی درخت هیچی قدرت شکوندنو خراب کردنشو نداره من میخام ب اون رشد برسم رشد محکم رشد قوی ک با هییییچ بادی نلرزه….
من هروز گام ب گام پیش میرم تمرینمو مینویسم تا ذهنم باهام گام ب گام جلو بیاد و همسو بشه و اونوقت ذهن وبدنم دست در دست هم باقدرت جلو میرن ….
ب امید فتح قله
نشان های دریافت شده
سلام استاد عطار روشن عزيز سال نو مبارك
امروز سال 1402 تحويل شد و من اين فايل رو دارم ميبينم
خيلي جالبه كه امروز درباره آرزوي موقع تحويل سال گفتيد
من امروز صبح قبل از تحويل سال نشستم اون جعبه شگفت انگيز كه توي زندگي با طعم خدا گفتيد رو آماده ميكردم و آرزوهام رو نوشتم و مثل شما لوله كردم و چسب زدم يكي يكي گذاشتم توي جعبه… و جالبه كه يكي از آرزوهامم رسيدن به تناسب اندام بود تا آخر سال 1402….. شما هم توي اين فايل ، با همين موضوع شروع كرديد…به نظرم اينا اصلا تصادفي نيست ….شما تجربيات واقعي رو بيان مي كنيد چراكه، من هم امروز همين كارو كردم و امروز نوبت ديدن اين قسمت از لاغري در صد روز بود براي من….
توي متن هم توضيح داديد كه رسيدن به آرزوي لاغري انقدر براتون مهم بود كه شيريني رسيدن به آرزوهاي ديگه رو در خودش حل كرده و اين خيلي براتون مهم بوده…..دقيقا من هم اين حس رو دارم…و همين امر، احساس شاد بودن واقعي رو از من سلب كرده و متوجه شدم بايد حتما اول به تناسب اندام برسم در اينصورت تلاشم براي اهداف ديگه ام صعودي ميشه….
يك اتفاق جالب براي من افتاد…من امروز كه شيريني تحويل سال رو خودم ، ذره اي عذاب وجدان نداشتم…و جالبه كه قبلا فكر ميكردم اگر روزي بدونم با خوردن شيريني چاق نميشم…شايد يك جعبه شيريني رو بخورم …ولي امروز واقعا اين اتفاق نيوفتاد و اصلا اون حس رو نداشتم كه بخوام يك جعبه شيريني رو بخورم…سه چهارتا شيريني خوردم ولي نكته اش اين بود كه اصلا عذاب وجدان نداشتم…طبق آمورش هاي شما اين خبر خوشي هست…و باورهاي چاقي يواش يواش دارن كم رنگ ميشن…ميدونم مسير طولاني تري در پيش دارم…ولي قلبم بهم اطمينان ميده كه اين روش درسته
خيلي خوشحال بودم امروز وقتي اين تغيير رو توي خودم ديدم
خدا خيرتون بده كه بار سنگين رو از روي ذهن من برداشتيد
اون عذاب وجدان باعث ميشد من از خودم بدم بياد
خودمو هي تحقير ميكردم
اين موضوع اعتماد به نفس من رو هي كم و كمتر ميكرد
هي خود زني ميكردم با تحقير خودم
اين خود زني باعث ميشد صد تا كلاس عزت نفس هم برم جوابي نگيرم
شما ميدوني كه عدم عزت نفس چه ريشه قوي اي داره و با ساختن عزت نفس ما به هر آرزويي كه داريم ميتونيم برسيم
واي خداي من ، از خوشحالي دارم پر درميارم وقتي اين تغييرات رو در خودم دارم ميبينم
نميدونم چه دعاي خيري براتون بكنم…اين احساس سبكي ذهني رو از شما دارم
اون تمريني كه توي زندگي با طعم خدا گفتيد كه هر طعمي رو ميبينيم هي بگيم كه چقدر دوسش داريم..من امروز كه فيلم ميديدم اون خانماي متناسبي رو كه در فيلم ميديدم هي ميگفتم خديا شكرت من چقدر اين طعم تناسب اندام رو دوست دارم
و برام جالبه كه ناخودآگاه لبخند روي لبم مياد وقتي دارم طعم هايي كه دوست دارم رو به جهان ميگم
از ديگر تغييراتم بگم كه من از وقتي كه با سايت شما آشنا شدم، بطور آگاهانه دارم بيشتر رستوران ميرم ..بيشتر برنج ميخورم …ميخوام ببينم اون ترس ها چقدر در ذهنم هنوز هست…و ميبينم شايد 10% ترس ديگه توي ذهنم هست…اونم شايد
جالبه كه قسمت هاي چاق بدنم رو كه ميبينم ازشون تشكر ميكنم كه اين همه سال با من بودن و بهشون ميگم عمري با من بوديد حالا ديگه دوست دارم بدن متناسب خودم رو كه زير شما پنهان شده ببينم
سالي پر از تناسب اندام و شادي و ثروت براي شما و بقيه عزيزان در اين سايت آرزو دارم
يا حق
آرزوی لاغری
من از وقتی که ذهنیتم عوض شد به مرور اصافه وزن پیدا کردم تو فکر تناسب اندام بودم اینطوری بود که من دوست داشتم متناسب بشم یه کارایی مثل مثلا رژیم نون و ماست یا روزه گرفتن یا پیاده روی یا حلقه زدن یا طناب زنی و … رو انجام میدادم
اما از اون طرف مامانم چون خودش اضافه وزن داره هر وقت تلاش میکردم واسه تناسب اندام با حرفی یا با مثلا پرتر کردن ظرف غذام غذا رو بهم تحمیل میکرد منم خب میخوردم چون اونجا خیلی از افکارمم همسو بودن با اضافه وزن
من یادمه خیلی کم وزنم تغییر میکرد ولی همونم تو مدت زمان مناسبی بود ولی همین برگشتن به رویه قبلی چون تغییر اساسی ای حاصل نشده بود هم در سطح افکارم هم در عملکردم هم در علاقه هام باعث میشد که من پایدار توی راهم نمونم
الان که فکر میکنم خیلی جاها دلم خواسته بود متناسب بشم ولی همیشه ته دلم بود که نمیشه
اینکه میگین یه آدم موفق اینجوری نیست که یه کار خوب رو مدام انجام میده و به نتیجه میرسه ن یه فرد با بهترر کردن عملش با دونه دونه درست کردن اشتباهاتش و انجام کارهای درست به مرور با تغییر پایه و اساس زندگیش که موجب تغییر سبک زندگی میشه موفق میشه و نتیجه میگیره
این یاد گیری و عملکرد صحیح دائمی خیلی مهمه
چون ما تو کارتون ها زیاد میبینیم که فرشته مهربونی آرزوی یک نفر رو برآورده میکنه ولی در حقیقت فرشته مهربونی در کار نیست که آرزوها رو کادو پیچ به ما بده بلکه ما با بهتر عمل کردنمون با یادگیری و عمل به یادگیری
ایمانی با عمل
معجزات رو حقیقی میکنیم
استااااااااااااادددددددد پهلوهام حجمش کم شده حس خیلی عالیییییییییییییی ای دارم گفتم شمام بدونین😍😍😍😍😍😍😍
لاغر شدن اسونترین کار دنیاست به شرط باور کردنش
خیلی ممنونم ازتون با ادامه دادن فایلهاتون رویای لاغری حالا برام ممکن شده😃😃😃
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت تو ب دلم آگاهی که من رد به دستان مهربانت هدایت میکنی
بسم الله الرحمن الرحیم سلام
مطالبی که امروز از این فایل آموزشی یاد گرفتم این بود که برای لاغر شدن فقط تغییر یک عملکرد کافی نیست . ما باید یک جریان رو تغییر بدیم . یک مسیر رو تغییر بدیم . علت شکست روشهای لاغری که فقط بر عملکرد متمرکزه اینه که اونها مسیر جریان رو تغییر نمیده برای همین تغییر عملکرد در اونها دائمی نیست .
اونها فقط می گن باید سبک زندگیتو تغییر بدی . در حالیکه فکر می کنند مثلا با یک برنامه غذایی ما سبک زندگیمون تغییر می کنه .
ما در اینجا درسته که داریم سبک زندگیمون رو تغییر میدیم و به نوعی عملکردمون شبیه افراد لاغر شده و دیگه مثل افراد چاق نیست که هر چی دم دستشون میاد میزارن دهنشون اما این تغییر عملکرد حاصل برنامه غذایی نیست ، بلکه حاصل تغییر در افکار و نگرش و عملکرد هر سه با همه .
من تا زمانیکه در فکرم تغییر ایجاد نکنم نمیتونم عملکردم رو تغییر بدم و یا اگه عملکردم رو هم به زور و مبارزه با خود تونستم تغییر بدم این تغییر عملکرد مقطعی هست نه یه تغییر پایدار .
در حالیکه ما در لاغری با ذهن به دنبال یک تغییر پایدار هستیم . برای همین در این روش لاغری باید طوری عمل کنیم که حالمون همیشه خوب باشه . چون قراره تغییرات دائمی باشه .
ما هرگز نمیتونیم با حال بد و افراط و تفریط یک روند پایدار لاغری ایجاد کنیم .
تعریفتون در مورد نگرش برام خیلی درس داشت . من فهمیدم که نگرش یعنی تغییر تحلیلهای ذهنی نسبت به موضوعات .
مثلا یکی از تحلیلهای ما اینه که همیشه به غذاها برچسب چاقی یا لاغری میزنیم . فلان غذا چاق کننده است فلان غذا لاغر کننده . و البته معمولا همه غذاها رو چاق کننده میدونیم . خب این تحلیلها غلطه و این نگرشهای ما هم باید تغییر کنه . همه غذاها برای تامین انرژی مورد نیاز بدن ما آفریده شدن . حالا فقط بدونیم چقدر از اون بخوریم که مارو چاق نکنه . خب مثلا شیره انگور .
همین چند وقت پیش دختر خاله ام می گفت شیره انگور شدیدا چاق کننده است میگفت من یه مدت میخوردم دو برابرم کرد .
خب الان میفهمم این تحلیل اشتباهه . شیره انگور هم مثل سایر مواد غذایی یه ماده است که اومده انرژی به بدن من برسونه . خب حالا اگه من در خوردنش زیاده روی کنم و مهمتر از اون با افکار چاقیم ترکیبش کنم خب منو چاق می کنه . خب ما گفتیم زیاده روی یعنی تکرار خوردن بعد از رفع نیاز جسمی . هر وقت گرسنگی برطرف شد اگه به خوردن ادامه بدیم میشه زیاده روی . حالا مثلا چیزایی شبیه به همین شیره انگور که سیر کنندگیشون مشخص نمیشه چطور بفهمیم چه مقدار بخوریم . اول اینکه اینو بدونیم هر وقت خواستیم چیزی بخوریم حتما باید گرسنه باشیم وقتی سیریم یعنی گرسنه نیستیم پس اون زمان چیزی نخوریم . خب گرسنگی جسمی رو که احساس کردیم اگه خواستیم غذا مثل برنج و نون و … بخوریم نقطه ی سیری مشخصه جاییه که دیگه غذا به دهنمون مزه نمیده ولی اگه چیزایی مثل شیره انگور یا میوه یا چیزایی کوچیک باشه چطور نقطه ی سیری رو تشخیص بدیم . به نظرم اینا رو باید در حدی بخوریم که رفع گرسنگی بشه . یعنی اولین نقطه ی سیری جاییه که گرسنگی رفع شده .
در طی این یک هفته که داشتم تمرینات تغییر عادت رو انجام میدادم متوجه شدم هم سیری و هم گرسنگی درجه داره .
ما در زمان چاقی که اصلا نه گرسنگی میفهمیدیم نه سیری همه چی همه وقت میخوردیم اما الان دارم به شناخت میرسم و اولش تونستم بفهمم نقطه ی سیری و گرسنگی کجاست و تشخیصش دادم . حالا جدیدا دارم میفهمم این نقاط مثل رنگها درجه بندی شده هستند . سیری خودش درجه داره . گرسنگی هم درجه داره .
فهمیدم مثلا گرسنگی اول از طریق حس بویایی میاد . بوی غذاها به مشامت میاد . زود نباید با اولین بویی که ازش لذت بردی بخوری . چون ذائقه و معده هنوز سیرن . بعد از مدتی ذائقه هم تغییر می کنه . مثلا دهان آب میفته . یعنی غذا میخواد که داره بزاق ترشح می کنه . اما معده هنوز سیره . جایی که معده به قار و قور افتاد یعنی اسید معده میخواد ترشح بشه . فعلا تا اینجا رو تونستم تشخیص بدم و حس می کنم اینجا زمان خوردن فرا رسیده . اما اگه به هر جهت نخوریم و بازم زمانشو عقب بندازیم به سر درد میرسیم . یعنی نشون میده رگها و اعصاب و بدن غذا میخوان . اینجا دیگه باید خورد .
حالا چقدر بخوریم و نقطه سیری کجاست . به نظرم حالا این روند بر عکسه . مثلا برای شیره انگور و اینا همین که رفع سردرد شد کافیه اما غذاهایی مثل ناهار و شام میشه روی معده یا حس ذائقه تمرکز کرد و چون معده ممکنه دیر متوجه بشه میتونیم از حس ذائقه کمک بگیریم . به نظرم اگه روی لقمه ها تمرکز کنیم بهتر بتونیم تشخیصمون رو در مورد درجات سیری و گرسنگی بالا ببریم . مثلا معمولا متخصصین تغذیه میگن ۲۰ دقیقه طول میکشه تا نقطه ی سیری در معده تشخیص داده بشه . خب مایی که تند غذا میخوریم در عرض ۵ دقیقه کلی غذا میخوریم و اگه بخوایم تا ۲۰ دقیقه منتظر بمونیم و آروم بخوریم حوصلمون سر میره کلی ریزه خواری می کنیم . من زبانم زودتر متوجه میشه نقطه ی سیری رو . تازه من الان فکر می کنم خیلی دارم آرومتر از قبل میخورم چون دارم تمرکز می کنم . یعنی ناخوداگاه دارم آرومتر از قبلم میخورم .
درجه اول نقطه ی سیری برطرف شدن گرسنگیه ولی با یکی دو لقمه معمولا این اتفاق میفته و برای خوراکیهایی مثل شیره انگور خوبه این طور بخوریم . برای ناهار و شام هم درجه دوم یعنی از روی حس ذائقه . البته بعد از یه مدت عادت می کنیم که چقدر بدنمون نیاز داره . چون مهم اینه باور کنیم که سبک غذایی من و انتخاب مواد غذایی بر حسب نیاز بدنمه نه میل به خوردن نه موقعیتهایی که باهاش روبرو میشم نه اوقاتی که فکر می کنم زمان ناهار و شامه . فقط گرسنگی و سیری جسمم . اونم با توجه به درجه گرسنگی و سیری میتونیم غذاهای دلخواه رو انتخاب کنیم .
خب پس من تحلیلم نسبت به غذاها تغییر کرده یعنی دیگه به غذاها برچسب لاغری و چاقی نمیزنم . یعنی همون شیره انگور اگر فقط موقع گرسنگی خورده بشه و به اندازه ای خورده بشه که گرسنگی رفع بشه نه تنها چاق کننده است بلکه خیلی هم مقوی و خوبه و باعث سرحال شدن انسان میشه .
پس نگرش من به این ماده غذایی تغییر پیدا کرده .
افکار من هم که همون فرمولهای ذهنی چاق هستن مثل ترس از غذا هم که داره تغییر می کنه .
عملکرد منم که دقیقا داره مطابق گرسنگی و سیری و درجه بندیهاش تغییر می کنه .
خب حالا میریم سر مساله ی بعدی .
لاغر شدن ضعیف شدن نیست اینم عالی بود واقعا این نکته خیلی خوب بود . مامان من همین عقیده رو داره . غذاتو بخور ضعیف میشیا .
خب ما در لاغری با ذهن نمیخوایم ضعیف بشیم . نمیخوایم موهامون بریزه بلکه بر عکس ما در لاعری با ذهن میخوایم یه لاغری برای خودمون ایجاد کنیم که خوشحالمون کنه که قویمون کنه . که سبکمون کنه و اتفاقا نیروی بیشتری بهمون بده . اتفاقا الان که چاقیم ضعیفیم . توان حرکت نداریم . همش دلمون میخواد بخوابیم . وقتی لاغر بشیم همش لازم نیست ۳۰ کیلو اضافه بار با خودت حمل کنی که دائما خسته باشیم . آدم چاق دائما خسته است و برای همین چاقی مریضی میاره . چون همه نیروی بدن داره صرف نگهداشتن از چربیها میشه . پس خیلی مهمه افکار و نگرشمون نسبت به چاقی و لاغری تغییر کنه که با انگیزه ی سلامتی به سمت تناسب اندام قدم برداریم .
دیگه اینو همه قبول دارن که تناسب اندام بدن رو سالم می کنه و بیماریها رو از بین میبره ولی چاقیه که بیماری میاره غم میاره افسردگی میاره تنبلی میاره و ….
ولی تناسب اندامی که ما داریم شخصیتمون رو بر اساس اون شکل میدیم روش لاغری با ذهنه که هیچ گونه فشاری به جسم نمیاره . فقط کافیه وقتی با موقعیت غذا روبرو میشی اون برات تصمیم نگیره بلکه تو انقدر عالی خودتو شناخته باشی که بدونی الان گرسنه هستی یا نه . اگه گرسنه ای بخوری و اگه سیری به راحتی به غذا نه بگی .
متاسفانه در موقعیت مصرف مواد غذایی قرار گرفتن فکر و نگرش انسان رو به سمت خوردن سوق میده . مثلا میگیم حالا عیبی نداره مامانت ناراحت میشه تو مهمونی دوستات ناراحت میشن خوش نمیگذره اگه تو نخوری و …. نباید بزاریم موقعیتها مارو تحریک به خوردن کنند . بلکه برای خودمون ارزش قائل باشیم . اگه گرسنه نیستیم نخوریم و اگه گرسنه بودیم غذاهای تنقلات رو در حد برطرف شدن گرسنگی و غذاهای اصلی رو در حد بی مزه شدن .
و نکته جالب اینه اگه در فضای تناسب فکری نباشیم ذهن ما طبق عادت چاقی میخواد بر اساس فرمولهای چاقی عمل کنه که در این زمان لازمه ضمن صلح با عادت مورد نظر و ناراحت نشدن از اون دوباره خودمون رو در فضای تناسب فکری قرار بدیم که انتخابهامون دوباره بر اساس گرسنگی و سیری باشه .
پس در مجموع برداشت من از این فایل اینه که لاغری با ذهن یک رونده که اول فرمولها و افکار درست میشن . بعد تحلیلها و نگرشها . بعد عملکرد و در همه ی این زمانها با حس خوب و آرامش و بدون زور و فشار و مهمتر از همه ی اینا پایداری این پروسه نه فقط یه روز دور روز یا یه مقطع سه ماهه و ۶ ماهه بلکه یک در یک روند پایدار انجام میشه . در نهایت آرزوی ما طی این پروسه ی پایدار به واقعیت تبدیل میشه و مهمتر از اون ما برای همیشه لاغر می مونیم .
نشان های دریافت شده
سلام دوباره به همه دوستان عزیزم و مخصوصا استاد مهربانم.گام11:آرزوی لاغری را برآورده کنید.
بزارید اول کار یه اعترافی بکنم من تقریبا 3سال میشه که در این مسیر هستم 6ماه اول که مدام در مسیر بودم و تمریناتم رو مو به مو انجام میدادم لاغرشدم و در یک قدمی اندام دلخواهم بودم وقتی دوره رایگان رو تموم کردم و لاغرشدم یه مدت پی گیر سایت نبودم انگار کلی بهانه داشتم که تمریناتم رو دیگه انجام ندم چون خوب لاغر شده بودم و فکر میکردم این هم مقطعی هست وچه لزومی داره که من دوباره بخوام از اول شروع کنم و تمرینات رو انجام بدم و حدود یک سال هم در اون وزن موندم اما همین که یه مدتی در این مسیر نبودم به مرور افکار چاق کننده قبلیم دوباره سر از خاک بیرون آوردن و شروع کردن به جوانه زدن و تا به خودم اومدم دیدم در عرض سه ماه من بازم چاق شدم و این بار فکر میکردم خوب من که دوره رایگان رو طی کردم اون دیگه برام تکراری شده دیگه برام تاثیری نداره و به دنبال این بودم که یه جورایی دوره ثبت نامی رو تهیه کنم و به لطف خدا تونستم تهیه کنم و به طور مستمر انجامش دادم و بازم لاغرشدم ولی دوباره اون فکرها در ذهنم بود و من بهش توجه داشتم که چه لزومی داره که بازم تکرار کنی تو دیگه یاد گرفتی و از این حرفها و در سال جدید یه ماه بعدش من دوباره چاق شدم و هر چقدر از دوره ثبت نامی استفاده کردم برام فایده نداشت انگار یه چیزی کم دارم حتی مرحله اول دوره پاکسازی رو هم تهیه کردم ولی انگار هیچی ازش درک نمیکردم تا اینکه یه روز یه حسی بهم گفت بیا از به بسم الله شروع کن و من اومدم اول از دوره12گام شروع کردم و الان که خدارو شکر دوباره برگشتم به مسیر و با دیدن این فایل این موضوع برام قابل درک و منطقی شد برام که راه درست رو باید مستمر و پایدار انجام بدم و باید شخصیت و سبک زندگیم عوض بشه تا من لاغر بشم و لاغر بمونم و با این فایل فهمیدم که من قبلاً هم که حالا رژیم میگرفتم یا ورزش یا قرص هم همین کار رو انجام میدادم یعنی یه مقطعی من فشرده رژیم میگرفتم و ورزش میکردم و لاغر هم میشدم و همین که رژیم رو رها میکردم و به سبک قبل از لاغری برمیگشتم دوباره چاق میشدم و تقریبا این روند برای من 20سال طول کشید و اون موقعی هم که لاغر میشدم آرامش نداشتم سلامتی قبل رو نداشتم پوست صورتم از شدت رنج و فشارآنقدر زرد میشد که این دفعه همه بهم میگفتن چی خوردی که این جوری شدی و نگران بودن که نکنه من مریض باشم یا معتاد شده باشم بعد پرخاشگر میشدم و عصبانی کسی جرات نمیکرد بهم بگه دیگه نخور بازم چاق میشی و انگار اون حرفا و نصیحتها برای من نبودن ریزش مو داشتم نگرانی دوباره چاق شدن رو داشتم هیچ اشتیاقی نداشتم که لباس سایز کوچیک بخرم و انتظارم از خودم این بود که دوباره چاق میشم و بعد اون هم واقعا چاق میشدم اما وقتی با روش لاغری با ذهن لاغر شدم اولین کاری که کردم این بود که برای خودم مانتو سایز کوچک خریدم حتی بازم برام تنگ بود و به خودم میگفتم نترس بازم لاغرتر میشی چون روشت درسته شور و اشتیاق داشتم برای انجام دادن کارهایی که در این همه مدت چاقی نمیتونستم انجام بدم مثلاً رفتن به استخر که یکی از کارهای لذتی بخشی بود که میخواستم موقع لاغری انجام بدم یا رقصیدن یا پیدا کردن کاری با درآمد عالی یا شادی و تفریح کردن که برام خیلی لذت بخش بود و البته انجامش همدادم یه تعدادی رو.و الان به این باور و درک رسیدم که افراد موفق همیشه سبک زندگیشون و افکار و نگرششون تغییر کرده و اونها یه آدم دیگه شدن و تونستن علاوه بر اینکه روی برداشتن قدمهای موثرشون تمرکز کنن بلکه برنداشتن قدمهای اشتباه رو هم کم و کمتر کنن و این روند پیشرفت افراد موفق هست البته به صورت مستمر و پایدار. و من هم تازه وقتی دوباره وارد این مسیر شدم با خودم عهد بستم که سبک زندگی و افکار و نگرشم و حتی عملکردم هم در مورد لاغری با ذهن رو مستمر و پایدار تا آخر عمر انجام بدم که با این کار من دیگه آدم گذشته نخواهم بود و جسمم هم خود به خود چه بخوام چه نخوام متناسب میشه اینه روش درست لاغرشدن و لاغر موندن.
سلام به نام رب هدایتگر آنکه در همه حال هدایتگر ماست و مارو به این مسیر زیبا و راحت هدایت کرده چرا که خواستیم هدایت بشیم به سمت آسانی ها پس بر ما آسان کرد آسانی ها رو این خود ما هستیم که مسائل برای خودمون سخت و پیچیده و طاقت فرسا میکنیم درست مثل لاغر و متناسب شدن میشه با کنترل ورودی های ذهن با مدیریت نجوا های ذهن و مشاهده کردن آنها و پیدا کردن کدهای درست و غلط و جای گزاری کردن آنها لاغر شد متناسب شد قبلا فکر میکردم بین ذهن و جسم تفاوت هست دو چیز جدا از هم میدیدم فکر میکردم باید برای لاغری يه اجبار یه فشار از بیرون برای خودم قرار بدم سیستم پاداش و تنبیه اما وقتی نگاه کردم دیدم این طوری جواب نمیگیرم نمیشه هر وقت که خطا کردم خودم توبیخ و جریمه کنم و در عین حال هر وقت که کار درست تشویق حداقل من با این روش چیزی تا الان یادنگرفتم تنها وقتی یه عادت جدید در من ایجاد شده که دیدم چقدر میتوانه فایده برام داشته باشه و در ذهنم از اون طرف عکس اون کار دیدم این که مثلا وقتی کاری به موقع انجام دادم و چقدر احساس عالی داشتم و بارها و بارها این حس به خودم یادآور کردم و خودم تشویق به خاطر انجام اون کار و وقتی به تعویق انداختم کاری و به بهانه های مختلف چقدر شرایط برام سخت شد اما فقط نظاره کردم اون اشتباه و به اون اشتباه جوری نگاه کردم که احساس بدی نسبت بهش نداشته باشم به عنوان یک تجربه و به خودم یادآور کردم تمام اون وقت ها که کار به موقع انجام دادم و نتیجه عالی بود و کم کم دیدم چه جوری جسمم هم خواهان انجام دادن به موقع کارها بود دیدم هر وقت که اولش میخواستم تنبلی کنم ناخودآگاه رنج سهل انگاری برام زیاد میشد و از اون طرف لذت به موقع انجام دادن هم بسیار و همین طور که این اتفاقات در ذهنم رخ میداد من مشغول انجام کار میشدم . همانطور که افراد چاق نمیتوانند با فشار وارد کردن به جسم لاغر باشند افراد لاغر هم با فشار آوردن به جسم نمیتوانند چاق شوند چون جسم تنها نتیجه افکار خود ما هست و نشان دهنده افکار ما . ورودی های ما افکار مارو رقم میزنه افکارما نگرش ما رو رقم میزنه و نگرش ما رفتار مارو و رفتارهای ما عادت ها و در آخر سبک زندگیمون شکل میگیره . پس اولین قدم و تنها کاری که در ابتدای مسیر برای هر هدفی باید انجام بدم دادن ورودی درست به ذهنم تا مدیریت کنم افکارم را . پس نوشتن کامنت و خواندن کامنت ها و دیدن فایل ها باعث میشه من از دست افکارم یا نجواهای ذهن که توچاقی یا فلان چیز نخور چاق میشی یا گرسنه ای بدن چربی ذخیره میکنه یا تو نمیتوانی در کل از دست تمان نجواهای منفی امثال این رها میشم و به آرامش میرسم و کم کم جاش با نجواها و افکار لاغری این که بدن استعداد لاغری داره و طبیعت بدنم متناسب شدن و مواد غذایی چاق کننده اصلا نداریم و علت چاقی جسمم به خاطر چاقی ذهنم و فرمول ها و الگو های غلط که نشون دادم پس با برداشتن فرمول غلط بدنم اتوماتیک وار به حالت پیش فرض یا حالت کارخانه برمیگرده به همین سادگی و تنها من باید ناظر باشم بر رفتارم مشاهده کنم و به دنبال علت آن رفتارباشم ببینم چه فکرو نگرشی پشت اون وجود داره و مخالف اون نگرش پیدا کنم تا برای ذهنم لاغری طبیعی و منطقی بشه . همین طور متوجه شدم من هرچی بیشتر با تمرکز بالاتر از قبل کامنت بنویسم و بخوانم و فایل رو بیشتر گوش کنم که همه این ها تمرین روزانه من هست و بسیار از آنچه که فکر میکنم مهم تر و ضروری تر هست من راحت تر و بهتر در مسیر لاغری حرکت میکنم یعنی همه چی برمیگرده به عملکرد من هر چی بیشتر ذهنم متناسب شده باشه در جسمم هم این نتایج هویدا میشه و بیشتر میبینم و از علائم اولیه آرامشی هست که موقع غذا خوردن پیدا میکنم و نگران چاق شدنم نیستم من قبلا از خودم بدم میومد اما حالا خودم دوست دارم . به جسمم احترام میزارم و تحسین میکنم جسمم به خاطر این که انقدر متعهد نسبت به طبیعت خودش نمیشه الگو و فرمان اشتباه بدم و انتظار داشته باشم جوری دیگه عمل کنه امکان پذیر نیست تا همین جا هم به مقداری که الگو ها و فشار غلط کنار گذاشتم در واقع موانع چاقی که همون فرمول های ذهنی بودن برداشتم تا همون جا جسمم کارش به بهترین شکل ممکن انجام داده . قبلا به مدت بیشتر از یک ماه به جسمم فشار میآوردم تا لاغر بشه با این فکر که اگه الان بر فرض ۲ کیلو در هفته با یک ساعت ورزش در روز کم کردم اونم یه ورزش سبک حالا باید تعداد حرکات وتایم ورزش بیشتر کنم تا نتیجه بگیرم یا مدت کوتاهی که پرهیز داشتم و رژیم گرفتم با خودم فکر میکردم الان که بر فرض نصف بشقاب غذا میخورم الان باید برای این که لاغر تر بشم یک چهارم غذا بخورم و خیلی چیز ها نخورم در واقع داشتم نیاز بدنم رو نادیده میگرفتم و به سمتی میرفتم که اصلا هیچی نخورم به خاطر همین مسیر ادامه پیدا نکرد چون بر خلاف نیاز بدنم رفتار میخواستم کنم و از طرفی در ذهنم غذا جایگاه بالا و ویژه اس داشت و من میخواستم مهم ترین چیز ازش بگیرم درست مثل بچه ای که اسباب بازی مورد علاقش ازش میگیری و میگی نه . خوب چه انتظار بی جایی از جسمم داشتم الان مهم ترین نتیجه برای من داشتن ذهنی آرام بدور از نگرانی برای چاق تر شدن باید حواسم باشه در طی این مسیر نگرانی جدید مبنی بر این که نکنه بیش تر از نیازم نقطه سیری خوردم یا نکنه کم خوردم امروز زیادتر از قبل خوردم و…… ایجاد نکنیم . و با خیال راحت و با تمرکز تمرین هر جلسه که خیلی خیییییییلی مهم یعنی نوشتن و خواندن کامنت ها و دیدن فایل و فکر کردن به سوال مطرح شده در فایل انجام بدیم . قدم قدم باید افکار و نگرش اشتباه شناسایی کنم و اونها رو اصلاح کنم که این فرایند در این مسیر که باشم و تمرین ها رو انجام بدم ناخودآگاه اتفاق میافته . باید به یاد داشته باشم این جا مسئله زمان مطرح نیست این که یه نفر چند ساله در سایت پس باید نتیجه بهتری از منی که تازه در این مسیر هستم گرفته باشه نیست یا چرا فلانی با این که مدت عضویتش بیشتر و امثال این تغییر چندانی نکرده پس من که تازه اومدم که دیگه هیچی یا وای باید این همه مدت کارکنم تا به یه ذره نتیجه برسم اصلا به هیچ وجه این طوری نیست چون من نمی دونم اون فرد به چه نسبت متعهد بوده و گفته ها رو باور کرده ووچه باور هایی از قبل داشته و داره نتایج هر فردی به عملکرد و تعهد خودش در این مسیر برمیگرده همین بس . پس نتایج کوچیکی رو که میبینی در خودت تحسین کن و بدون این کار بسیار مهم چون به خودت نشان میدی من دارم تلاشت میبینم و انگیزه میده برای ادامه مسیر به خودت مریم بهت افتخار میکنم که گام یازدهم برداشتی با تعهد کامل و این طوری داری وقت میزاری و تمرین ها رو امروز بهتر از دیروز انجام دادی و نشانه های رب دنبال میکنی دوست دارم بهترینم در این لحظه.
در پناه رب العالمین ذهنی متناسب تر از اکنون داشته باشید . به امید خدا .
نشان های دریافت شده
بنام الله ،رب، فرمانروا و مالک دنیا
خداوند بزرگ و بیهمتا رو برای هدایت شدن به این فایل بینهایت ارزشمند شکرگزار و سپاسگزارم
استاد عزیزم سپاسگزارم مثل همیشه عالی بود عالی
دوستان عزیز و همراهم سلام و عرض ادب
چقدر جهانی که توش زندگی میکنیم شگفت انگیز
دیروز از یک استاد عزیزی دقیقا یک فایلی در مورد رسیدن به خواسته ها گوش کردم،، ایشون در زمینه موفقیت فعال هستن، من یه مقدار متوجه منظورشون شده بودم و برای این که کامل متوجه منظورشون شم امروز وارد سایتشون شدم و هر چقدر دنبال اون فایل گشتم نتونستم پیداش کنم،، کلی گشتم چون خیلی اون فایل برام مهم بود، انگار کلید گنج برام… به خودم گفتم برو یه فایل جدید گوش کن از استاد عطارروشن( سایت تناسب فکری سایتی که همیشه من هستم و هر فرصتی پیدا شه من تو این سایتم چون مطمئنم خدا هدایتم کرده که اینجا باشم و حالم خوب شه) چون دارم به ترتیب فایلارو گوش میکنم امروز نوبت شنیدن این فایل بود، و خدا شاهد دقیقا همون موضوع اما به شیوه ای که کاملا درک کنم رو شنیدم.. استاد هزاران بار ازتون سپاسگزارم.. این فایل مثالش در مورد چاقی اما در تمام جنبه های زندگی حقیقت محضِ. همیشه موفقیت دیگران رو میدیدم و میگفتم که عادله تو الان ۳۳ سالته و داری دیر شروع میکنی ،، همه رسیدن تموم شده.. در صورتیکه من تو مسیر بودم اما داشتم درجا میزدم و نگرش و باورهای درستی نداشتم..من در مورد همین سایت بینظیر حرف میزنم خوب یادمه در اوایل ۲ یا ۳ هزارتا ودیوها دیده میشدن، ولی الان ۲۰ هزارتا و بیشتر بیننده داره .. چرا؟؟ چون همیشه استاد به فکر بهتر کردن سایتِ، همیشه آپشن های جدید و راحت به سایت اضافه میشه، همیشه جواب هر سوالی داده میشه، کامنتها خونده میشه، امتیاز داده میشه،، اینها حاصل چندین سال تلاش شبانه روزی استاد بوده و واقعا لذت میبرم.. هر موفقیتی مستلزم استمرار.. هر خواسته ای در مسیر و در طول زمان شکل میگیره و بزرگ و بزرگتر میشه.. یک استادی داشتیم ایشون پروفسور ریاضی بودن و ازشون پرسیده بودیم استاد کی درس تموم میشه و ایشون رو خدا رحمتشون کنه میگفتن مگه انتهایی داره؟؟ شما در هر مرحله پخته تر میشین، خواسته جدیدتون شکل میگیره و دریچه جدیدی از علوم مربوطه یاد گرفته خواهد شد.. من فکر میکردم که آرزو یا خواسته رو به خدا میگیم و بعدش خدا اگه صلاح دونست اون موضوع انجام میشه.. خیر، چنین چیزی نیست.. مثلا من عاشق رشته شهرسازی ام و دلم میخواد یه شهرساز شم،، اینطور نیست که اگر خدا صلاح بدونه من دکتری قبول شم و تموم… خیر تازه اول کارِ، در مسیرِ که پروردگار الهامات و نشانه هارو میفرسته،، برای یک شهرساز موفق شدن فقط داشتن دکتری که کافی نیست قطعا بهره گیری از علوم دیگه ،،، و یادگیری خیلی از دانش ها و آزمون و خطا ها کردن لازم و این کارهارو در یک مقطع چند ماهه و یک ساله یا دو ساله نمیشه انجام داد.. چون اصن خیلی چیزا در طول مسیر فهمیده میشه،، یسری نیازها در طول مسیر احساس میشه که باید برای رفع اونها تجربه داشت، من چجوری در چند ماه تجربه یک کسی که ۱۰ ساله داره تحقیق میکنه رو داشته باشم؟؟؟ این راه ابدیِ،، اصن تو این راهِ که شادی و موفقیت میسر میشه.. من تو این ۲۰ سالی که چاق بودم برای لاغر شدن حداقل ۱۰۰ بار اقدام کردم، اما چون مقطعی بودن سریع به وزن اولیه برمیگشتم، چون فکر میکردم حالا که لاغر شدم دیگه بعدش میتونم مثل گذشته باشم ، بخور و بخور…
در سایت تناسب فکری هم باشی اگر باورهای رو تغییر ندی و نگرشت مثل گذشته باشه هم نمیشه متناسب شد.
پس ابتدا باید علاقه داشته باشی، مسیر درست رسیدن به هدف رو پیدا کنی و نگرش و باورها و طرز تفکر رو باید عوض کنیم.. که اگر مسیر درست باشه با شادی با خوشحالی با لذت تمام مسیر رو دنبال میکنیم.. من که هر فرصتی پیدا کنم تو سایتم چون حالم خوبه.. ار نشانه هایی که میتونیم بفهمیم مسیر درست ،، حال خوب… چون این سایت حالمو خوب میکنه پس مسیرم درست و حتما این حال خوب آگاهی های خوبی دریافت میکنه که شادِ…
استاد بینهایت سپاسگزارم یکی از مهم ترین مساله های زندگیم حل شد… سپاسگزارم
عادله.
“به نام پروردگار بی همتا”
با سلام به همگی؛
گام یازدهم:آرزوی لاغری را بر آورده کنید؛
به لطف خدا امروز پنج شنبه ۸ دی ۱۴۰۱ توانستم گام یازدهم را بر دارم.در طول این سالها که چاق بوده ام همیشه بزرگترین آرزوی من لاغری و تناسب اندام بوده است.تلاش های زیادی برای رسیدن به این آرزو انجام داده ام مانند: گرفتن انواع رژیم،خوردن انواع دمنوش،ورزش کردن،خوردن قرص گیاهی و … که همه به صورت مقطعی اثر داشته اند و به محض ترک آنها باز چاق می شدم و در واقع همه ی آنها بی فایده بودند.با این وجود باز من همچنان در آرزوی لاغری و متناسب شدن روزگار را می گذراندم،چرا؟! پاسخ این سوال با کمی فکر کردن،راحت است چون حالت طبیعی بدن به صورت پیش فرض لاغری و تناسب است و من همیشه درگیر حالت فعلی به وجود آمده توسط باورها و نگرش های غلط خودم و حالت پیش فرض و خدادادی بدنم بوده ام و نتوانسته ام بین ذهن و جسم خودم تعادل و هماهنگی ایجاد کنم و در نتیجه هر کاری که برای کاهش وزن انجام می دادم غلط و بی نتیجه بوده است چون با این کارها تنها به جسم خودم فشار وارد می کرده ام و خود را ضعیف و ناتوان می کردم،در حالی که باید باور،نگرش و عملکردم را از چاقی تغییر میدادم و به باور و نگرش و عملکرد لاغری روی می آوردم.با آشنایی من با روش لاغری با ذهن، من خیلی خوب به این درک رسیده ام که ما باید برای تحقق هر آرزویی به خصوص لاغری، قدرت ذهن خود را دست کم نگیریم و ذهن خود را با آموزش صحیح به آن، در راستای برآورده شدن آن خواسته و آرزو قرار دهیم.البته برای برآورده شدن آرزو باید در راه تحقق و رسیدن به آن استمرار و پایداری داشته باشیم کاری که ما با روش های بیهوده و گذرا کاملا در جهت عکس آن عملی را انجام میدهیم و انتظار نتیجه ی شگرف و همیشگی داریم!!!پس به این نتیجه رسیدم که من برای رسیدن به آرزوی لاغری و تناسب اندام باید علاوه بر تغییر نگرش و باور،عملکرد و رفتارم از چاقی به لاغری حتما باید در راه و مسیر خودم استمرار و پایداری را نیز همیشه داشته باشم تا بتوانم به خواسته ی دیرینه ی خود برسم.به امید حق و تلاش و استمرار و آموزش صحیح ،انشاالله آرزویم تحقق پیدا می کند،همچنین شما تناسب فکری های عزیز.