در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.28 از 186 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خالق یکتا و بی همتا
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
صد گام لاغری باذهن
گام:۱۱- آرزوی لاغری را برآورده کنید
من در تمام زندگی ام که چاق بودم اولین و بهترین و قشنگترین آرزوی که همیشه برای خودم داشتم آرزوی لاغرشدنم بود حتی برای لاغریم نظر ونیاز می کردم
اینقدر این چاقی در من اثر منفی گذاشته بود که برای رسیدن به هر خواسته وآرزویی همراه با چاقی برایم هیچ لذتی نداشت
چاقی باعث شده بود که ما به هر آرزوی هم که برسیم لذت نبریم و به همین خاطر است که تمام کسانی که چاق هستند با شدت تمام دوست دارند که لاغر ومتناسب شوند تمام کسانی که چاق هستند اولین آرزویشان لاغرشدن است چون واقعیت وجودیمان لاغری هستش.
پیش فرض بدن هممون متناسب بودن . لاغر شدن و سلامتی و تندرستی هستش زمانی که از وضعیت نرمال خودمان خارج میشویم یک ناهماهنگی بین وجود فعلی مان و واقعیت درونیمان که خالق یکتا برایمان مقدر کرده بوجود می آید چون جسممان تلاش می کند که خودش را به حالت طبیعی که تناسب اندام است برساند. پس این آرزو ورویا و خواسته توی ذهن تمام کسانی که چاق هستند شکل میگیرد
وخیلی ها هم هستند که دوست دارند کمی توپرتر باشندو تپل شوند و همیشه در رنج هستند و نمی توانند خودشان را به آرزویشان لاغری است برسانند چون چاقی برای بدن غیر طبیعی هستش و با تلاش فیزیکی نمی توانیم بدنمان رااز حالت طبیعی خودش خارج کنیم و کسانی هم که لاغر هستند وتلاش میکنند که کمی تپل شوند و از این تلاش ها یشان هیچ نتیجه ای نمی گیرند
من از بدو تولدم چاق و تپل بودم و چاق بدنیا آمدم و يادم نمی آید که بخاطر چاقی ام تلاش فیزیکی خاصی انجام داده باشم شاید شنیده هایی در مورد چاقی. تصاویر. آگاهیهایی در ذهنم بوجود آمدن و من همونطور چاق و تپل بزرگ شدم چون اصلآ یادم نمیاد که لاغر باشم اگر هم در طول زندگیم در بعضی سنهام که یه کوچولو لاغر بودم اما اینقدر بهم میگفتن که تپلو همیشه فکرمیکردم که از دیگر دوستانم و فامیل چاق تر وتپل تر هستم.
و همیشه فکرمیکردم که توانایی لاغری را ندارم حتی همیشه میگفتم که بدنم به چاقی عادت کرده و نمی توانم لاغرشوم و اگرهم لاغر شوم دوباره خیلی سریع چاق میشوم ولی هیچ وقت به این فکر نکردم که پیش فرض جسمم لاغری هستش و جسم خودش عاشق متناسب شدن هستش و دوست دارد به وضعیت لاغری خودش برگرده و متناسب وخوش اندام باشه.
و با دریافت کردن آگاهی در این سایت برای خودم منطقی کردم که این حق طبیعی من هستش که لاغر ومتناسب باشم و این جسم من هستش که بیشتر از من دوست دارد که لاغر ومتناسب شود. بخاطر همین است که از سنین کودکی این آرزوی لاغری همیشه در ذهنم بوجود آمده است.
من همیشه آرزو داشتم که لاغر ومتناسب شوم اما هیچوقت موفق نشده بودم چون اصلا روش صحیحی را بکار نبرده بودم
و همیشه از روشهای اشتباه مثل: رژيم گرفتن. ورزش کردن. دمنوشها. قرصهای چربیسوز. دارو ها. و……که همشون عوامل بیرونی بودند مثل یک ابزار و یا یک وسیله که بخواهیم با اونها خودمان را لاغرکنیم که هیچ نتیجه خاصی نداشتند
چون ما بخاطر چاقیمان کار خاصی انجام ندادیم چون همیشه فکرمیکردیم که باید یکی باشه و به ما بگه که چکارکنیم چی بخوریم. کی بخوریم. چقدر بخوریم و همیشه برایمان برنامه ریزی کنند تا ما به آرزوی لاغریمان برسیم اما اصلآ نتوانستند ما را به آرزوی لاغریمان برسانند.
وامروز من رسیدم به یک روش عالی و فوقالعاده مثل روش لاغری باذهن که خودش به تنهایی یک روش درست و صحیح برای رسیدنم به آرزوی لاغری هستش که هیچ برنامه ریزی نداره. چطور بخورم. کی بخورم چقدر بخورم. چقدر فعالیت داشته باشم. و….
فقط در اینجا با ایجاد فرمولهای درست و صحیح می توانیم به آرزوی لاغریمان برسیم واین فرمولها در ذهنمان بودند و هستند ولی ما نمی دانستیم چون ما بخاطر اینکه خودمان را از چاقی به لاغری برسانیم از فرمولهای اشتباه استفاده کردیم
هیچ وقت فکر نکرده بودیم که فرمولهای صحیح لاغری هم در ذهنمان وجود دارد و می توانستیم از آنها هم استفاده کنیم
چون در روش لاغری باذهن ما ریشه ای کار میکنیم تا ریشه چاقی رااز بین ببریم
من تا وقتی که در فکرم تغییر بوجود نیارم نمیتوانم عملکردم رو عوض کنم و اگه بخواهم این عملکرد خودم را با زور و مبارزه عوض کنم این عملکرد مقطعی خواهد بود نه یک تغییر اساسی وپایدار .
ما اینجا هستیم که تغییرات اساسی داشته باشیم و حال دلمان خوب باشدو به آرامش برسیم واین تغییرات ما باید دائمی وهمیشگی باشه
ما همیشه فکرو ذکرمان این بودکه بعضی از غذاها چاق کننده هستندو بعضی از غذاها لاغر کننده و خیلی ها هم این رو به ما گفته بودند فقط خودمان نبودیم خیلی از ما حتی آب رو هم چاق کننده میدانستیم که اگه آب هم بخوریم چاق میشویم
وما اینجا هستیم که این نگرشها رو تغییر دهیم
وباید بدانیم که تمام غذاها برای تأمین انرژی مورد نیاز بدنمان هستند فقط باید بدانیم که چقدر میتوانیم استفاده کنیم تا چاق نشیم
ما اگر غذایمان را به اندازه نیاز بدنمان استفاده کنیم وافراط نکنیم هیچوقت چاق نخواهیم شد. اما اگر در خوردن غذا افراط داشته باشیم وبا افکارچاقیمان ترکیبش بکنیم خوب معلوم است که چاق خواهیم شد ما هیچوقت نباید زياده روی کنیم ما هر موقع که گرسنه باشیم بخوریم و وقتی حس سیری کردیم زود از سر سفره بلند شویم و دیگه به خوردن ادامه ندهيم و اگر ادامه دادیم میشه زياده روی کردن که خودش باعث چاقیمان میشود
ما هروقت خواستیم چیزی بخوریم باید بدانیم که آیا گرسنه هستیم یا نه وقتی حس گرسنگی نداشته باشیم یعنی احتیاج به خوردن نداریم و نباید چیزی بخوریم. ما هر چیزی را در حدی بخوریم که گرسنگی مان رفع بشه
من زمانی که وارد این سایت نشده بودم اصلآ سیری و گرسنگی برایم مفهومی نداشت. نه سیریم را متوجه می شدم نه گرسنگی ام را متوجه می شدم و هر چیزی دم دستم می آمد می خوردم اما الان بودن دراین مسیر زیبا یاد گرفتم که نقطه سیری و گرسنگی کجاست
ما هر چیزی را که موقع گرسنگی مان بخوریم وبه اندازه نیاز بدنمان بخوریم که گرسنگی مان رفع بشه چاق کننده نخواهد بود بلکه خیلی هم مقوی خواهد بود وسر وحالمان خواهد کرد ونگرشمان به مواد غذایی تغییرپیدا خواهدکرد
ما در لاغری باذهن یاد گرفتیم که لاغرشدن ضعیف شدن نیست ريزش مو نیست.افتادگی بدن نیست .چین وچروک شدن بدن نیست.و….
این روش لاغری باذهن با روشهای دیگر کاملآ فرق دارد در روش لاغری باذهن آرامش داریم. خوشحالیم. پوستمان زیبا شده. چهره زیبایی پیدا کردیم اصلآ حال دلمان بطور کلی تغییر کرده و خوشحال و شاد هستیم
آدم وقتی چاق هستش حالش بده. ضعف داره. افسردگی. بیحالی. کمر درد. پادرد. تنبلی و…وتوان حرکت رو از انسان می گیرد
ولی تناسب اندام بدنمان را سالم و سلامت نگه می دارد و خیلی از بیماری هایمان را از بین می برد
هنوزهم در برخی مواقع فرمولهای چاقی بالا می آیند و من هنوز در این دو سال و چند ماه است که اینجا هستم و می بینم که فرمولهای اشتباه درذهنم وجود دارد اما چون آگاهیهایی که اینجا بدست آوردم خیلی زود خودم را جمع وجور می کنم و دوباره فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه قرار
میدهم
ما در لاغری باذهن یاد گرفتیم که فرمولها وافکار درست داشته باشیم. تحلیلها و نگرش درست داشته باشیم در آخر سر عملکرد درستی داشته باشیم
احساسمان خوب باشه وآرامش داشته باشیم و بدون اینکه به خودمان زور و فشار وارد کنیم همیشه در این مسیر پایدار باشیم و آرزویمان به واقعیت تبديل شود و ما برای همیشگی و دائمی لاغر و متناسب بمانیم
یاحق
به نام خداوند دوست داشتنی ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات آرزوی لاغری
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست
سلام و درود به همگی
من از وقتی در میسرم کلی ارزوهای قشنگ دارم و به همه ی اونها امیدوار هستم و مطمعنم به اونها میرسم اماتا قبلراز این مسیر ارزو داشتن رو فقط،در جهت معنویات درست میدانستم و خیلی روم نمیشد ارزوهای برای این دنیا مادی. داشته باشم و هر وقت کسی میگفت من فلان آرزوها رو دارم بهش میگفتم به فکر اخرت هم باش و یکم برای اون دنیات هم ارزو داشته باش و فقط دنبال ارزوهای مادی این دنیا نباش
و اما چون از اول فرد چاقی نبودم و خودم بسیار لاغر بودم ارزوی لاغری رو نداشتم مگر بعد از ازدواج اونم چون روندش تدریجی و کم بود و چون که اون اوایل چاقیم زیاد نبود من خیلی اذیت نبودم و از طرفی هم چون هر وقت هم میخواستم لاغر باشم با رژیم خودم رو لاغر میکردم زیاد ناراحت نبودم تا این اواخر که وزنم ثابت نبود و همش در سختی و ناراحتی برای لاغری بودم و واقعا ارزوم این بود که لاغر بشم یا حداقل هر ماه وزنم بالا نره و وزنم ثابت بمونه و بارها از خدا این ارزو رو میخواستم
هر کس در زندگیش کلی ارزوها داره و اما اون شخصی که برای رسیدن به اون آرزو تلاش میکنه قطعا به خواسته اش میرسه .
هر کس آرزوی لاغری داره باید تلاشهای درست و خوب و مسمتر برای رسیدن به هدف داشته باشه .من خودم بارها تلاش ها کردم که لاغر بشم و به ارزوم هم میرسیدم اما چه فایده که نتیجه ماندگار نبود من یادم میاد سالها برای لاغری رژیم سخت و ورزش سخت میکردم تا نتیجه مقطعی بگیرم و اما هیچ وقت مثل افرادی که آرزو کردن و اما هیچ کاری برای اون ارزو نکردن نبودم
هر فردی در هر کاری موفقیت داره دلیلش این هست که فرد برای اون کار و هدفش استمرار داشته و در افکار و سبک زندگیش تغییراتی ایجاد کرده که موفق شده .نه اینکه شش ماه به یک سبک باشه و بعدش همه چیز تغییر کنه و دوباره به سبک قبلی برگرده در این صورت اون فرد موفق نخواهد شد .
موفقیت هر فرد بستگی داره به سبک و نگرش طولانی مدت اون فرد و اون زمانی که من چاق بودم و ارزوی لاغری داشتم فکر میکردم اگر یه مدت فشرده رژیم بگیرم لاغر میشم و می تونم دوباره برگردم به سبک قبلی خوردنم و هر انچه بخوام بخورم و لاغر هم باشم اما هیچ وقت این راه برای من جواب نداد من خودم کسی بودم که بارها بیست کیاو و سی کیلو پانرده کیلو وزن کم میکردم اما خیلی راحت بعد از چند ماه دوباره بر میگشتم .چون تصورم این بود این تغییرات غدایی که ایجاد کردم برای مدتی هست و بعدش که لاغر شدم دوباره میشه مثل قبل بخورم .چرا ؟؟ چون ذهنم چاق بود و دنبال یه روش محدود بودم که اضافه وزنم رو از بین ببرم و چون انگیزه برای لاغری داشتم رژیم رو خوب هم اجرا میکردم اما بعد از مدتی واقعا خسته میشدم اما از وقتی در این مسیر لاعری با ذهن هستم هر انچه که بخوام به انداره میخورم و همیشه هم وزنم نرمال و خوب هست یعنی نگرشم و افکارم رو برای همیشه تغییر دادم چون وزن نرمال پایدار میخوام من در این راه دارم اشتباهاتم رو کم و کم تر میکنم چون موفقیت فقط انجام کارهای درست نیست بلکه باید کارهای نادرست رو هم انجام ندی و لاغری با دهن و هر موفقیتی ادغام این دو مورد با هم هست در غیر ابن صورت اشتباه های ما کارهای در ست رو خنثی میکنه .و نتیجه ی خوب به وجود نمیاد .
پس همیشه به دنبال این باش که کارهای درست رو انجام بده و همواره کار های اشتباه و رفتار اشتباه ای که اون رو میشناسی انجام نده . من باید ترس از خوردن نداشته باشم و خودم رو سرزنش نکنم پس باید افکار نادرست رو کنترل کنم تا چاق نشم و باید خوردن رو تحلیل نکنم و یه سری رفتارها رو هم انجام ندم و یا بدم تا اینکه میبینم خود به خود لاغر. میشم .
این وضعیت الانم حاصل عملکرد خودم هستم و من باید این رو بپذیرم و مسولیت جسم خودم. رو قبول کنم نمیشه افکار و نگرش عملکرد من مثل قبل باشه و یه قرص و دمنوش و … من رو لاغر کنه .
هر کس با رژیم لاعر شده چرا ترس از دوباره چاق شدن داره چون ذهنشون هنوز چاق هست و اصلا اون افراد لاعر نشدن فقط ضعیف شدن فردی که عصبی هست و ناراحت هست و موهاش میریزه این فرد لاغر نشده بلکه ضعیف شده برای تحقق ارزوی لاعری باید به صورت پایدار افکار نگرش و عملکرد ما در این حوزه تعییر کنه حتی در زمینه ی مالی هم همینطور هست به زیاد کار کردن نیست زیاد کار کردن مثل زیاد رژیم گرفتن هست و جواب نمیده بلید از درون تغییر کنی موفقیت نیاز به تغییر پایدار داره نه مقطعی چقدر ساعات کاری رو میخوای بیشتر کنی تا کی ؟؟؟ چقدر میخوای در روابط عاطفی جلوی همسرت نقش بازی کنی نمیشه باید از درون پایدار ت۵ییر کنی .
پس باید به صورت پایدار و مسمتر باید از درون سبک زندگی و نگرش شما تغییر کنه تا موفق بشی .
من دنبال تغییر پایدار هستم برای همین همیشه در مسیر هستم و فایل گوش میدم و مینوسم و به اونها عمل میکنم تا تحقق ارزوی لاعری خودم رو به صورت کامل ببینم
سلام خدمت استادودوستان متناسب منم هرعیدباخداقول قراری داشتم نظرمیکردم یکسال تموم باشگاه دربرف بارون تابستان ۱۵کیلوکم میشدبعددوباره شروع میشدقرص چربی سوز هرراهی میشنیدم دوباره برمیگشت همیشه میدونستم اشکال ازذهن من هست همسرم ازمن بیشترمیخوردیادیگران میدیدم ولی متناسب بودن یادم میادمادرم میگفت ارثی خالم میگفت غذاهامشکل دارندژنتیک وسن سوخت وسازالاخودمون باورکرده بودیم که کاری ازدستمون برنمیادغولی ساخته بودیم انداخته بودیم گردن دیگران اگرمسئولیت قبول کرده بودیم وضعمون این نبوددیسک کمرانژیوزانودردهمه دراثربی دقتی خودمون باورای اشتباه من وقتی میخواستم وزن کم کنم مادروخالم باآرزوی لاغری رفتن امامن ادامه میدهم تاامیدهست زندگی هست وزن وهم سایزکم کردم خیلی ممنون ازاستاد🙏🏻
بنام خدا.
سلام خدمت استاد گرامی و خانواده محترم و دوستان تناسب فکری.
استاد اول بگم از دید من اصلا آرزو چیه من فکر میکنم آرزو از رویا جدا هست آرزو اونی هست که دوست داری بهش برسی اما خیلی وقتا یا کم میرسی یا اصلا نمیرسی چون فقط اون چیزی که دلت میخواد رو از خدا طلب میکنی بدون اینکه راه حل یا تلاشی برای رسیدنش بکنی شایدم یه تلاش نصف و نیمه بکنی اما وقتی دیدی به آرزوت نرسیدی رهاش میکنی و با ناامیدی میگی که من به آرزوم نمیرسم چون قسمت نبوده خواست خدا نبوده ولی رویای لاغری یعنی اون چیزی که توی ذهنت رسیدن بهش رو خیال بافی میکنی اونقدر لحظات خوب توی ذهنت میچینی ولی به جای آرزو کردن خشک و خالی و با نذر و نیاز بهش برسی بی فایده هست باید در قبال رویایی که در سر داری تلاش کنی متعهد باشی و تنها چیزی که از خدا میخوای نشان دادن راه درست هست استاد من برای این یک مثال هم دارم من خانه پدریم توی یک روستا هست ۵ دقیقه تفاوت داره با شهرستانی که خودم ازدواج کردم و توی اون محیط روستا توی هم سن و سال های برادر من ۳۰ تا بودن و به لطف خدا و تلاش های خود برادرم تنها شخصی که راهش رو از اونا جدا کرد و علاوه بر اینکه به تحصیلش ادامه داد و الان یک دبیر موفق هست اما به این قانع نیست همچنان داره کتاب میخونه تلاش میکنه بی وقفه در خال یادگیری هست در زمینه فعالیت های مالی ارزی میخاد فراتر از یک معلم یا کارمند باشه و تازه ۲۴ سال داره و خیلی پر تلاش داره زندگیش رو مدیریت میکنه و تنها چیزی که از اطرافیان و فامیل شنیدیم این هست که ما رشته درستی انتخاب نکردیم یا هزارتا بهانه های میارن که بگن آره ما هم داریم تلاش میکنیم اما قسمت نیست بعد هم میگن چیه بابا معلمی که شغل نیست ما هم میتونستیم بشیم خودمون نخواستیم اما همچنان بیکار هستن و از پدر گرامی خرجی میگیرن و برادر من به قسمت شاید ۵ درصد معتقد باشه و بقیش رو به تلاش و یادگیری خودش میدونه و همیشه به من میگه من آرزو نمیکنم چون تهش پوچی هست و رسیدن صد درصدی نداره اما این رویایی که توی سر من هست و برای رسیدنش تا زمانی که زنده هستم ادامه میدم تلاش میکنم و مطمئنم که نتیجه اون ماندن در یک شغل کارمندی نیست چون من از بچگی دارم تلاش میکنم راهمو از همه جدا کردم موفقیت هست و این مثال در لاغری خیلی زیاد صدق میکنه چرا چون آرزو کردن لاغری رو همه ی ما چاق ها از خدا خواستیم ولی در قبالش چیکار کردیم منتظر یه معجزه یا چراغ جادو بودیم که یک ماهه ۳۰ کیلو از وزنمون رو کاهش بده و هیچوقت چنین اتفاقی نیفتاد و خیلی وقتا به خودمون گفتیم من قسمت نیست لاغر بشم قراره چاق بمیرم و رو آوردیم به قرص و دمنوش روغن مالیدنی یا رژیم ها و ورزش های که وقتی یادم میاد چقدر به خودم زجر میدادم که آرزوم به حقیقت بپیونده اما سر یک ماه پشیمون میشدم و دیگه ادامه نمیدادم و صبر رو هیچوقت یاد نگرفتم اصلا دنبال دلیل چاقیم نبودم فقط میخواستم منم یک روزی مثل همه انسانهای متناسب بدون حتی یک درصد چربی اضافه قشنگترین لباس رو بپوشم ولی تلاش های که الان میکنم خیلی متفاوت تر عاقلانه تر صبورانه تر و منطقی تره و به جای آرزوی الکی و پوچ رویای لاغری که در سر دارم به واقعیت تبدیل میشه اونم با تلاش های درست و مداوم من و تنها خواهشی که از خدا میکنم این هست که منو در ادامه دادن و ماندن این راه درست حمایت کنه نه اینکه من بشینم و با نذر و نیاز و رژیم های یکم ماهه و عذاب دعا کنم که ۳۰ کیلو کم کنم و نهایتا هم لاغر نمیشم من این همه سال آرزوی لاغری را داشتم بدون برنامه ای درست اصلا چیزی به عنوان ذهن متناسب نمیدونستم ولی الان که راهم رو پیدا کردم در راه رسیدن بهش تمام تلاشم رو میکنم تا رویای لاغری من حقیقت پیدا کنه.
نشان های دریافت شده
سلام ندا خانم
متن سما رومطالعه کردم خود من تمام مسیرهای رو که بای میرفتم رفتمهمه به بن بست رسید وزن کمگرده ولی برکست خیای لیشتری رودریافت کردم اگه اول باوره کنید که این ممسیر تنهاترین مسبرهست که به شما کمک میکنه اول قدم رو خیلی محکم برداشتید بعد روی باورهای خودتون کارکنید اونهارو اول شناسایی کنید توذهنتون کم رنگ کنید بعد روی یادگیری عالی کاری کنید نصف نیمه یادگیری کمک کننده نیست زمان بزارید چون دراینده این یادگیری درزمانهای بسیارکمک کننده میشه برای برطرف کردن مشکلات مسیر
بعد یادگرفته خودتون رو به شکلی که مال خودتون هست به رفتار وعمل کرد تبدیل کنید این کاره رو من با تماموجودم انجام دادمونتجه خوبی روهم به خودمتوزمان کمی که گذاشتمگرفتم هنوز به اون باشید بدون عجله گردن همه این مورد روباید با دفت درزمان طولانی انجام بشه که جواب بده
شرایط من خاصت هست با مشکلاتی که داشتم دردید خودم خوب جواب داده امید دارم برای شمانیز به ابن شکل وحتی خیلی بهتر حواب بده موفق سربلند باشید
خدا پشت وپنا هتون یاحق خق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🌼
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری.
گام یازدهم: آرزوی لاغری را برآورده کنید.
اینکه چرا همه افراد چاق آرزوی لاغری رو دارن، به خاطر اینه که واقعیت وجودی ما لاغریه،برای اینه که حالت پیش فرض بدن ما تناسب اندام و سلامتیه،پس وقتی از این وضعیت خارج میشم یک ناهماهنگی بین وجود فعلیم و واقعیت وجودیم که خداوند برام مقدر کرده ایجاد میشه.
و از اونجایی که جسم در تلاش برای رسیدن به حالت طبیعی و پیش فرض خودشه، آرزوی لاغری توی ذهن همه افرادی که چاقن شکل میگیره.
نکته مهم اینه که افرادی هم که از لاغری رنج میبرن و تلاش میکنن کمی چاق بشن،وتوی خلق آرزوی چاقیشون ناکام میمونن اینه که چاقی حالت غیر طبیعی جسمه و از اونجایی که با تلاش فیزیکی نمیتونیم جسم رو از حالت طبیعی خودش خارج کنیم،تلاش این افراد هم برای چاق شدن بینتیجه میمونه.
منم که الان چاق شدم، از اول برای چاقی سعی و تلاش فیزیکی نکردم،اول به خاطر وارد شدن آگاهیهای چاق کننده به مغزم از طریق کانالهای ارتباطی، تصاویر چاقی توی ذهنم ایجاد شده،
اون وقت جسمم برای منطبق شدن وهماهنگ شدن با تصاویر ذهنی، به سمت چاقی تغییر وضعیت داده و چون چاقی حالت غیر طبیعی بدنه، برای همینه که آرزوی لاغری توی ذهن همه افرادی که اضافه وزن دارن ایجاد میشه.
خیلی از افراد چاق فکر میکنن که توانایی لاغر شدن رو ندارن،یا بدتر از اون فکر میکنن بدنشون نسبت به لاغر شدن مقاومت میکنه،همین فکر اشتباه میتونه به راحتی مانع لاغر شدن بشه،پس باید بدونم که جسمم هیچ مقاومتی در برابر لاغر شدن نداره،چرا که لاغر شدن حالت طبیعی و پیش فرض جسممه،و اتفاقاً جسمم به شدت علاقه داره که به وضعیت متناسب خودش برگرده.
پس الان که این آگاهی رو دریافت کردم، و اونو برای خودم منطقی کنم که این حق طبیعی منه که لاغر بشم،و جسم من بیشتر از من دوست داره متناسب باشه، برای همینه که آرزوی لاغری در من ایجاد شده،اون وقت افکار و هدفم با هم موازی و همسو میشن،تا قبل از این دوست داشتم لاغر بشم،اما از طرفی عقیده ام این بود که جسمم در برابر لاغری مقاومت میکنه،یا من توانایی لاغر شدن رو ندارم،یا لاغر شدن کار سخت و رنجآوریه،و توی این حالت خواسته من که لاغر شدن بود،با افکار و عقیدههای من همسو و هم جهت نبودن،برای همین هر چقدر تلاش میکردم لاغر نمیشدم، اما الان با درک این آگاهی،افکار و عقیدههای من با خواستم که لاغر شدنه همسو و در یک جهت قرار میگیره و روند متناسب شدنم روانتر میشه.
دلیل اینکه هر چقدر تلاش میکردم موفق به تحقق آرزوی لاغری خودم نمیشدم، فقط و فقط اینه که از روش صحیحی برای تحقق آرزوم استفاده نمیکردم،رژیم گرفتن، ورزش کردن، دارو مصرف کردن، استفاده از دمنوشها، قرصهای چربی سوز، و هر عاملی که به عنوان یک وسیله، ابزار، یا برنامه بیرونی، بخواد باعث لاغری من بشه،اینا که نتیجه بخش برام نمیشن.باید بدونم که هیچ فرد چاقی برای چاق شدنش برنامهریزی نکرده،پس با برنامهریزی کردن، یا استفاده از برنامههایی که دیگران برام تنظیم میکنن، هرگز موفق به تحقق آرزوی لاغریم نمیشم،روش لاغری با ذهن از این جهت تنها روش صحیح برای تحقق آرزوی لاغریه که برنامه ریزی نمیکنه که چطور بخورم، چه چیزی بخورم،چه مقدار بخورم،چقدر فعالیت داشته باشم،یا چه کاری انجام بدم،چه کاری انجام ندم،توی این روش فقط فرمولهای صحیح و لاغر کننده بهم یادآوری میشه. فرمولهایی که توی ذهنم از قبل بودن،اما به خاطر یادگیری چاقی، سالهاست که از اونا استفاده نکردم،این روش به یادم میاره که چه فرمولهایی توی ذهنم دارم و چطور شروع به استفاده کردن از اونا بکنم،تموم مراحل روش لاغری با ذهن درونی و ریشه در وجود خودم داره،توی روش لاغری با ذهن،هیچ برنامهای به من تحمیل نمیشه.
و تک تک این آموزشها حکم یک راهنما و انگیزاننده همیشگی برای ساختن افکار و رفتاری قدرتمند کننده است که جسمی سرشار از شادی، سلامتی و تناسب اندام رو برام به ارمغان میاره،آموزشهایی که راهنمای من برای تحقق بخشیدن به رویای لاغری هستن،این آموزشها سرمایهگذاری روی ساختن فرمولهای لاغر کننده و تغییر عادتهاست،جسم من به عنوان بزرگترین و با ارزشترین سرمایه من در زندگیه که باید مراقبت از اونو یاد بگیرم.
پس الان که از نقش افکار و رفتار و کلاً ذهن خودم در اضافه وزنم آگاه شدم،به جای استفاده مکرر و بیهوده از هر روش دیگهای،کار کردن روی ذهنم رو شروع کنم و افکار و رفتارهای متناسب کننده رو جایگزین افکار و رفتار چاق کننده کنم،اون وقت به راحتی میتونم صاحب سلامتی و جسمی بشم که سالها در رویام بود و سالها خودمو از داشتن این نعمتها محروم کرده بودم.
اگه شنیدم که خداوند آرزوها رو برآورده میکنه یا منو به خواستههام میرسونه،این نباید به منزله ادامه دادن مسیر چاقی و آرزوی لاغری داشتن، به امید اینکه خدا منو لاغر کنه نباشه،باید تصمیم بگیرم و خودم هم برای برآورده کردن آرزوی لاغریم تلاش کنم،در این صورت خدا هم حامی و هدایت کننده من به سمت رویای لاغری میشه، پس اگه آرزوی لاغر شدن دارم و اشتیاق دارم که به آرزوی خودم برسم،باید در مسیر تحقق آرزوی لاغریم حرکت کنم،باید با تصمیم قاطع و اشتیاق فراوان شروع به سرمایهگذاری روی ذهنم برای لاغری کنم،این سرمایهگذاری باعث ساخته شدن ایمان و ارادهای توی وجودم میشه تا هر بهونهای که مانع لاغر شدنم شده رو کنار بزارم،از توانایی فوق العادهای که خدا در وجودم گذاشته استفاده کنم و جسمم رو اونطوری که دوست دارم خلق کنم،اون وقت نتایجی رو خلق میکنم که همه ناکامیهای سالهای گذشتهام رو جبران میکنه و تموم آرزوهام رو از چاقی پس میگیره،چون به این نتیجه میرسم که هر چقدر هم که تلاشهای گذشتم برای تحقق لاغری با شکست مواجه شده،ولی من باز میتونم لاغر بشم،و این بار تصمیم گرفتم که از روش صحیح و متفاوت به خواستم برسم،و توی این مسیر لاغری با ذهن به این شناخت رسیدم که تفاوت من با همه افرادی که سالهاست لاغرن و به راحتی و بدون ترس از هر ماده غذایی که دوست دارن مصرف میکنن،فقط توی فرمولهای ذهنیمونه.
باید بدونم افراد لاغری که اندام متناسبی دارن،اونها به دلیل تلاش یا استعداد بیشتر، برنامههای رژیمی قویتر،ورزشهای سخت و مدام،و یا شانس و ژنتیک،صاحب این اندام نیستن،بلکه به خاطر افکار و رفتار غذایی صحیحی هست که توی ذهن این افراد وجود داره.
مشابه فرمولهایی که توی ذهن افراد متناسب وجود داره، توی ذهن افراد چاق هم وجود داره،فقط باید اونا رو پیدا کنم و از اونا استفاده کنم،در این صورت چه بخوام چه نخوام لاغر میشم.
پس استفاده از آموزشهای دوره لاغری با ذهن فرصت مناسبیه تا ذهنم رو برای تحقق آرزوی لاغری و از اون مهمتر لاغر موندن تربیت کنم،اون وقت تحول عظیمی در وضعیت جسم و روح و کل زندگیم ایجاد میشه.
خیلی از افراد در دنیا هستن که هر ساله دارن هزینههای سنگین، تلاش فوق العاده، رژیمهای سخت، عملهای خطرناک، انجام میدن برای اینکه به آرزوی لاغریشون برسن،اما هرگز موفق نمیشن.
اینها به خاطر اینه که آرزو کردن کلاً توی ذهن ما به این شکل ثبت شده که مثلاً توی یک شرایطی هستیم، از خدا میخوایم، دعا میکنیم، طلسم میبندیم، از این کارهای عجیب و غریب انجام میدیم،و فکر میکنیم که مثلاً آرزو کردن و انجام یه سری کارهای عجیب و غریب مثل دعانویسی و چله گرفتن و این چیزا باعث میشه که شرایط زندگیمون کلاً عوض بشه،مثلاً توی یه شرایطی هستیم که اوضاع مالیمون خرابه، نابسامانه، آرزو میکنیم ثروتمند بشیم،برای رسیدن به آرزومون دعا میخونیم، نذر و نیاز میکنیم، سالها نذر میکنیم که به آرزومون برسیم،اما هرگز آرزومون محقق نمیشه،چون کلاً بیس نگرش ما درباره رسیدن به آرزوها اشتباهه،ما فکر میکنیم که رسیدن به آرزو یعنی اینکه من یه خواستهای رو مشخص کنم، یه آرزویی رو تعیین کنم برای خدا،بعد دیگه خدا اگه صلاح دونست، اگه به خیر و صلاح من بود، آرزوها رو وارد زندگیم میکنه،یا منو میندازه تو آرزوم،و به این شکل یه دفعه زندگیم تغییر میکنه، هرگز این اتفاق برای هیچ کسی رخ نداده و هیچ کسی هم نمیتونه بیاد بگه که من به این شکل به آرزوم رسیدم.
مثلاً خیلیها آرزوشون اینه که پزشک بشن، از بچگی میگن که آرزوم اینه که دکتر بشم و اگر بپرسی برای رسیدن به این آرزو چیکار میکنی؟؟میگه هیچی، و برای رسیدن به این آرزو هیچ کاری انجام نمیده،اما اون فردی که رفته پزشک شده خیلی کارها رو انجام داده که خیلی از اونایی که آرزو داشتن پزشک بشن انجام ندادن،چه قبل از اینکه بخواد به مرحله کنکور برسه و کنکور بده،چه بعد از حتی قبولیش در دانشگاه و رشته پزشکیش،خیلی فعالیتهای مختلف و تلاش و تمرکز داشته،خیلی کارها رو انجام نداده که هم سن و سالهای خودش انجام میدادن،و خیلی کارها رو انجام داده که هم سن و سالهای خودش انجام ندادن،و دلیل تفاوت اینکه بعضی از افراد مثلاً به رویای پزشکی خودشون میرسن و خیلیای دیگه نمیرسن، به خاطر همینه،نه شانسه، نه تفاوت خاصی بین اونهاست.
یه عدهای فقط آرزو میکنن و فکر میکنن که آرزو کردن یعنی من یه چیزی رو میخوام و اگر خدا صلاح دونست من رو میندازه در آرزوم،در حالی که یه عده دیگه اینجوری فکر نمیکنن،اونا میخوان به یه شرایطی برسن و برای رسیدن به اون شرایط تلاش میکنن، آزمون و خطا دارن، سعی میکنن، و در نهایت به خواستهشون هم میرسن.
افراد به دو دسته تقسیم میشن،یه عده که برای رسیدن به آرزوشون یه اقداماتی انجام میدن، اقدامات مستمر.
مثلاً چند ساله داره تلاش میکنه، راههایی رو امتحان میکنه، آزمون و خطا میکنه، سعی میکنه آزمون شرکت کنه، میخواد زبانش رو تقویت کنه برای اینکه بتونه مهاجرت کنه،اما یه عده دیگه فقط آرزو میکنن،خدایا یه جوری بشه ما هم مهاجرتکنیم،اما هیچ اقدامی براش انجام نمیدن،
در مورد لاغر شدن هم دقیقاً همین تفاوت بین افراد هست،اونایی که اضافه وزن دارن و آرزوی لاغر شدن دارن به این شکل میخوان لاغر بشن که مثلاً یه مدت کوتاه، یه رژیمی رو استفاده کنن، یا یه مدت کوتاه یه باشگاهی ثبت نام کنن، یه دمنوشی بخورن، یه چیزی رو استعمال کنن، یه کاری رو برای یه مدت محدودی انجام بدن و دیگه لاغر بشن،ولی آرزوشون محقق نشده.
چرا محقق نشده؟؟چون رسیدن به آرزو به انجام یه سری کارها در مدت زمان کوتاه و فشرده هیچ وقتی انجام نمیشه،یعنی هیچ فردی نیست که در یک دوره یه ماهه، ۶ ماهه، یه ساله، پزشک بشه. آرزوش پزشکی باشه، بتونه یه ساله به رویاش برسه.
یعنی اون فردی که میخواد به آرزوش برسه در واقع سبک زندگیش، افکارش، نگرشش و تصمیماتش در زندگی تفاوت داره با اون افرادی که فقط آرزو میکنن که به خواستههاشون برسن،مثلاً اون فردی که آرزوش پزشک شدنه ممکنه ۱۰ سال این سبک درس خوندنش، سبک زندگی کردنش، جوری باشه که خیلی از جاها رو نمیره،سعی میکنه بیشتر وقتش رو مطالعه و تکرار و تمرین کنه،یه سری کارها رو انجام میده که بقیه انجام نمیدن،و چون یه سبک مداوم چند ساله رو انجام داده، خیلی راحت هم ممکنه به آرزوش برسه، اگر که ادامه بده.
اما خیلیها ممکنه همون یه سال آخر بشینن بکوب بخوان درس بخونن، نتیجه خاصی هم نمیگیرن،چون رسیدن به آرزو به این شکل نیست که من فقط یک مقطع کوتاه بخوام یه تغییری توی زندگیم ایجاد کنم و دیگه به آرزوم برسم و دوباره بخوام به سبک قبلی زندگی کنیم.
یا اونی که کسب و کار موفقی داره همیشه داره اون کارو انجام میده،این نیست که ۶ ماه، یک سال، این کارو انجام داده باشه و دیگه ترکونده باشه و دوباره رفته باشه به سبک گذشته اش.
یعنی موفقیت ارتباط مستقیمی داره به سبک زندگی و نگرش طولانی مدت فرد.
پس توی لاغر شدن هم این نیست که توی ذهنم اینجوری ترسیم کنم که یه مقطعی بیایم فشرده رژیم بگیریم،۲۰ کیلو، ۳۰ کیلو کم کنم، و دیگه خلاص میشم از این ماجرای چاقی و دوباره برم لذت ببرم به سبک قبل از لاغر شدنم.
خیلی از افراد برای لاغر شدن، تصورشون اینه که برای یه مقطعی اینا میان یه تغییری رو ایجاد میکنن،حالا این تغییر میتونه ورزش باشه، میتونه رژیم باشه، میتونه خوردن دمنوش و هر چیز خوردنی دیگهای باشه،میتونه استعمال کردنی باشه،میتونه هر چیزی باشه،که مثلاً من میام این کارو انجام میدم راحت میشم، خلاص میشم از چاقی،دیگه بعدش عشق و حاله،برای همینه که همه روشهایی که برای لاغری ارائه میشه معمولاً زمان و مقدار تعیین میکنن که مثلاً توی سه ماه ۴۰ کیلو یا ماهی ۱۰ کیلو.
برای همینه که افرادی که متولی روشهای لاغری هستن، هم از همین ترفندها استفاده میکنن،چون میدونن افراد چاق به دنبال یه روش برای زمان محدود، با یک مقدار اضافه وزن خاص هستن،
به خاطر همینه که روشهای مختلفی رو ارائه میدن که اگه ۱۰ کیلو اضافه وزن داری، این روش خوبه.اگه ۲۰ کیلو میخوای کم کنی این روش،و به این شکل وعده میدن، واون انگیزه رو در فرد چاق ایجاد میکنن که از اون محصول استفاده کنه.
پس برای محقق شدن رویای لاغریم باید کلاً سبک فکری، نگرش و عملکردم تغییر کنه،اگه میخوام که همیشه پایدار لاغربمونم.مثل اون فردی که همیشه موفقه،مثل افرادی که همیشه موفقن،دلار میره بالا موفقن، میاد پایین موفقن، رئیس جمهور هرکی میخواد باشه، دولت هرچی میخواد بشه،اینا کسب و کارشون موفقه،اینا افراد موفق پایدارن،یه کار رو به شکل خوب، برای مدت طولانی دارن انجام میدن و در این مدت طولانی، سعی کردن اشتباهاتشون رو کمتر و کمتر کنن،چون موفق شدن فقط به این شکل نیست که من هی فقط فکر کنم که چه قدم موثری باید بردارم برای موفق شدن،
همونطور که باید یاد بگیرم که چه قدمهای مفیدی رو باید بردارم،باید در کنارش هم یاد بگیرم چه قدمهای اشتباهی رو برندارم،ادغام این دوتا باعث موفقیت میشه،نه اینکه فقط تمرکزم بر روی برداشتن قدمهای موثر باشه،چون اگه قدمهای موثر بردارم در کنارش حواسم نباشه و قدمهای غیر موثر هم بردارم،اینا همدیگه رو خنثی میکنن و رشد و پیشرفتی هم صورت نمیگیره،لاغری با ذهن تنها روشیه که باعث میشه نه تنها سبک زندگیم، افکارم، نگرشم برای همیشه تغییر کنه،بلکه باعث میشه که قدمهای اشتباه کمتری رو بردارم،قدمهام به سمت چاقی کمتر میشه،در عین حال که قدمهام به سمت لاغری بیشتر میشه.
و اینقدر باید این کارو انجام بدم تا به شکل مستمر زندگیم اول از نظر افکار تغییر کنه،افکار یعنی چی؟؟یعنی اینکه به شکل پایدار دیگه ترس از خوردن نداشته باشم،دیگه نگران چاقتر شدن نباشم،اینکه چپ چپ به خودم نگاه نکنم که از خودم متنفر باشم،خودمو سرزنش نکنم،اینا همه تغییراتیه که در سطح فکر باید انجام بشه به شکل پایدار،یعنی باید مدتها دیگه هرگز خودمو سرزنش نکنم،نه اینکه خودم رو بگیرم که خودمو سرزنش نکنم،پس یه سری تغییرات در سطح فکره،مثل از غذا خوردن نترسیدن،پذیرفتن اینکه وراثت و سوخت و ساز و داروها اینا عامل چاقی نیستن،و بپذیرم که من تا الان اشتباه فکر میکردم که اینا عامل چاقی هستن،اینا همه تغییر در سطح فکره،یه سری تغییرات هم در سطح نگرش به وجود میاد،تحلیل ذهنی باید به وجود بیاد،که مثلاً خوردن پیتزا در من تبدیل نشه به فکر چاقی،چون یه سری اعمال در ذهن ما تبدیل میشه به چاقی،مثلاً میخوابیم چیزی نخوردیم خوابیدیم، بعد بلند میشیم میگیم بعد از ناهار بازم خوابم گرفت، حالا چاقتر میشم،اینا میشه تحلیلهای ذهنی،اینم باید تغییر کنه.و در نهایت یه سری عملکردها هم تغییر میکنه و اینا وقتی به شکل پایدار عوض بشه،
اونوقت دیگه آدم گذشته نخواهم بود،بعد میبینم که جسمم هم خیلی آسون خود به خود تغییر میکنه،این جسمی که الان توی آینه دارم میبینم و از خودم بدم میاد، این جسم حاصل همون افکار، نگرش و عملکردیه که به سمت چاقی بوده، نتیجهاش این جسمه،حالا من از جسمم فرار کنم که مشکلی رو حل نمیکنم،پس باید بپذیرم که این وضعیت حاصل عملکرد خودمه،شاید الان ندونم عملکردم چیه،اشکالی نداره،ولی باید بپذیرم و ازش فرار نکنم،که بعد بتونم بگم خب پس حالا که حاصل عملکرد خودمه،من میخوام عملکردم رو تغییر بدم که این جسم هم تغییر کنه،اینکه بخوام این جسم رو با یک عامل بیرونی تغییر بدم، کلاً یه فکر باطل و شکست خورده است،اینکه افکار، نگرش و عملکردم همون آدم قبلی باشه، بعد فکر کنم خوردن یه قرص بتونه منو لاغر کنه،یا افکار عملکرد و نگرشم همون آدم باشه، فکر کنم یه چند تا حرکت ورزشی، یه برنامه غذایی میتونه منو لاغر کنه،اینها یک توهم باطله،
یک خیال باطله،
افکار و نگرش و عملکردم باید تغییر کنه، به شکل پایدار،اون وقت جسمم هم تغییر میکنه.
پس برای تحقق رویای لاغری، اگه آرزوم لاغر شدنه،بدونم که برای رسیدن به آرزوم باید یک مسیری رو طی کنم تا تغییر کنم، نه اینکه مقطعی باشه،
چرا همه آدمایی که رژیم گرفتن، ورزش کردن، و لاغر شدن، ترس از دوباره چاق شدن دارن،؟؟چون چیزی توی ذهنشون عوض نشده،
اونا با فشار جسمشون یه مقدار لاغر شدن،
در حالی که لاغر نشدن ضعیف شدن،
لاغری زمانی معنی پیدا میکنه که من شاد و سرحال و پر انرژی باشم،مثل خیلی از افراد متناسب،نه اینکه تلاش کنم از یه روشی لاغر بشم، موهام بریزه، عصبی باشم، پرخاشگر باشم، منزوی باشم، صورتم آویزون بشه،این چه لاغریه، این ضعیف شدنه.
باعث فشار گذاشتن روی خودمه،پس اگه هر اتفاقی واست بیفته و حس کردم لاغر شدم، یا یکی دو سایز کم کردم،باید بدونم که در واقع ضعیف کردم خودمو،به همین دلیله که وقتی دوره ام تموم میشه،
برمیگردم به حالت قبلم،چون دوباره بدنم میاد روی حالتی که قبلاً بودم.
پس برای رسیدن به رویای لاغری و تحقق آرزوی لاغری باید بدونم که به شکل پایدار افکار، نگرش و عملکردم باید تغییر کنه، به این شکله که به خواستم میرسم،حالا هر خواستهای که باشه،اگر خواستم رسیدن به استقلال مالی باشه، باید افکار، نگرش و عملکردم در حوزه مالی تغییر کنه،اینکه تصمیم بگیرم ساعتهای بیشتری کار کنم،
مثل همون رژیم گرفتنه است، چقدر میتونم مگه کار کنم، چند ساعت بیشتر مگه میتونم کار کنم،
که اینم مثل همون رژیم گرفتنه است،
که طبق یه برنامهای عمل میکردم، ۵ ، ۶ کیلو کم میکردم، بعد میگفتم، خب اگه قراره بیشتر کم کنم باید این کارا رو هم بکنم،خب مگه تا کجا میتونستم کمش کنم،یه جایی دیگه قفل میکردم،یا اینکه بخوام ساعت کاریم رو اضافه کنم، چند سال مگه میخوام ساعت کاریم رو اضافه کنم،چقدر مگه میتونم بیشتر کار کنم، نمیتونم،پس نگرشم باید در مورد ثروت عوض بشه،اونی هم که میخواد روابطش بهتر بشه، چقدر میخواد سعی کنه که یه جوری رفتار کنه که حالا همسرش خوشش بیاد، یه روز، دو روز،بالاخره خسته میشه و برمیگرده به حالت قبلش،پس اگه بخواد روابطش تغییر کنه، باید به شکل پایدار افکار، نگرش و عملکردش در روابط تغییر کنه که ارتباطش هم تغییر کنه.
دلیل اینکه بچههای دورههای لاغری با ذهن به شکل پایدار حالشون خوب میشه،
اعتماد به نفسشون میاد بالا،
روابطشون با بقیه بهبود پیدا میکنه،
ذوق و شوق پیدا میکنن،
انگیزه پیدا میکنن،
به خیلی از خواستههایی که سالها نرسیدن انرژی پیدا میکنن که به سمتش حرکت کنن،
به خاطر همین تغییراته،
یه هفته، ۱۰ روزه نیست،اینا به شکل پایدار خیلی از نگرشها، افکار و عملکردشون تغییر میکنه و خود به خود جریان زندگیشون متحول میشه.
پس برای تحقق لاغری باید بدونم که باید به شکل پایدار و مستمر، سبک فکری، نگرش و زندگیم باید تغییر کنه،مقطعی و کوتاه و یه هفته و ۲۰ روزه و یک ماهه هم نمیشه.
سپاس بینهایت از شما استاد عزیز و مهربون.
💖💖💖🦋🌼💖
نشان های دریافت شده
سلام
چند ساله ک آرزوی متناسب بودن رو دارم؟؟چقدر استمرار داشتم برای متناسب بودن؟؟پایدار بوده یا مقطعی؟؟حدود بیست سال هست ک دلم میخوادمتناسب باشم و مثه خود استاد سرنماز یا سرهفت سین و یا مکانهای زیارتی ک میرفتم دعا میکردم لاغر شم.هروقت توی مسیر لاغری قرار میگرفتم بعد دو یا سه ماه رژیم و ورزش وقتی ب وزن دلخواه میرسیدم کم کم و بدون کنترل کردن اوضاع به وزن قبلی برمیگشتم.همیشه مقطعی بوده،استمراری نداشتم برای پایدار بودن وزن دلخواه چون ب نظرم دوره رژیمم تموم میشده و من باید خودمو با رژیم تثبیت وزن ثابت نگه میداشتم ک متاسفانه هرگز ب این مرحله نمیرسید
و الان ک فکرشو میکنم میبینم ک یکی از ترمزهای ذهنیم همین رژیم تثبیت وزن بوده حالا باید ی فکر و باور محکم تر جایگزین این باور کنم ک عزیزم مهدیه جان تو باید ب مقصد فکر نکنی تو باید از مسیر لذت ببری تو باید یاد بگیری ک ب انداره و ب وقت گرسنگی غذا بخوری تو باید یاد بگیری ک وفور نعمت هست و مواد غذایی همیشه هست تو باید یاد بگیری ک در مسیر درست هستی،تو باید یاد بگیری ک هر روز روز تازه ایه برای یادگیری افکار جدید.الهی شکر
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
رفتارمن برای لاغرشدنم شبیه به بچه های شب امتحانی بود که بانزدیک شدن امتحانات شروع به خوندن درس میکردن و پایان ترم یاقبول نمی شدن یا اگه قبول میشدن برای ترم بعدی که این درس پیش نیاز درس دیگه ای بود به مشکل بر میخوردند .
درحالیکه اونهایی که نمرات عالی میگرفتند همشون پیوسته در طول ترم با استاد پیش می رفتند و برای ترم بعدی هم بهتر عمل میکردن
من چاق هم هر سری مثل شب امتحانی عمل میکردم و یه مدت خودمو درگیر ورزش و پیاده روی ورژیم و… میکردم و بعدش که رها میکردم دوباره به حالت قبل و بدتر برمی گشتم .
لاغری با ذهن بهم کمک کرد که درونم رو واکاوی کنم و آرام وپیوسته فرمولهای جدید رو بسازم و درصفحه نمایش جسمم نتایجش رو ببینم .
من خودم بار اول تو کنکور سراسری قبول شدم چون من اگه میخاستم طی یک ماه بعد امتحان فقط برای کنکور بخونم هرگز به هدفم نمی رسیدم بلکه طی سالها آموزش وتکرار وعمل تونستم این نتیجه عالی رو بگیرم .
حالا فرق لاغری با ذهن با کنکور این هست که پیش فرض تناسب اندام در وجود ما هست و ما با باورهای اشتباه ازش دور شدیم و با واکاوی درون و ایجاد باورهای جدید میتونیم دوباره بهش نزدیک بشیم و متناسب شویم .
من همیشه یک باور اشتباهی که داشتم و درمحیط پیرامونم آموزش دیدم این که فردی که آرامش داره تو زندگیش فرد چاقی هست .
واین رو مرتب میشنیدم که فلانی زندگی خوبی داره به همین دلیل چاقه .
فرد مهربان فرد چاقیه .
و این باور که به تدریج و با نمونه های مختلف در ذهنم شکل گرفت و تکرار شد ومن در زندگی تجربه اش کردم.
ومن هم برای پاکسازی این باور مخرب همین روند رو تکرار کردم وبه تدریج و به کرات نمونه هایی رو شناسایی کنم که باور منو نقض کنه .
مثلا شوهر عمه ام فرد مهربان و خانواده دوسته اما متناسبه .
یا کلی از افراد رو دوربرم دارم که درسن جوانی موفقیت های عالی دارن و آرامش در زندگی . اما متناسبند .
پس بدون هیچگونه تلاش فیزیکی فقط با آموزش وتکرار وعمل میتونم اول درسطح فکر وبعد در سطح جسمم متناسب شوم .
لاغرشدن آسانترین و راحت ترین کار دنیاست .
درود دوستان ،،نگرش من در مورد آرزو کردن : طبق تجربه خودم که از کودکی عاشق طراحی لباس بودم همیشه و هر روز در حال طراحی بودم � نوع دفتر و مداد رنگی و کاغذ برام مهم نبود حتی در روزنامه حتی در دفترهایی که پر از نوشته بودند در کتابها هر چیزی را که پیدا میکردم در آن طراحی میکردم و هر روز و هر لحظه در غم و شادی این کار برایم لذت بخش بود همیشه دوست داشتم مسیر زندگیم در این راه باشد �احساس میکنم از بس عشق به این کار داشتم و هر روز آن را انجام میدادم مسیرم هم در این راه باز شد و تونستم وارد این حرفه بشم در صورتی که شاید شرایط بسیار سخت بود میشود گفت به آرزوی خودم رسیدم و تجربههای دیگر که به من نشان داد هر آرزویی که دارم اگر آن را دوست داشته باشم و عاشقش باشم در مسیرش قرار میگیرم در صورتی که مثبت باشم,
۲__خوب مثلاً در مورد آرزوهایی که به آنها نرسیدم �ان که به آن فکر میکنم در بعضی موارد �ساس میکنم که واقعاً نمیشد به آن آرزو برسم و تمام تلاشم رو کردم اما آگاهی و جرات و توان جسمی و روحی برای تحمل آن شرایط را نداشتم
۳__در مورد آرزوهای تحقق یافته �ساس میکنم مثبت بودن و رها کردن و لیاقت خود دانستن و انتظار آن را داشتن باعث شد به آرزویم برسم
۴__این سوال که اگر چاقی یک آرزو بود شما چه تلاشی برای آن کردید بسیار به ذهنم �ار میآورد و مرا ناراحت میکند �ید هنوز دلیلش را نمیدانم ولی اگر چاقی آرزویی بود که خود انجام دادم �شود گفت در کودکی �ینکه هیکلی بودم و بقیه از من میترسیدند خوشحال میشدم چون کودکی بودم که مورد ظلم افراد زورگو واقع میشد این چاقی بود که باعث میشد از من بترسند و مرا کمتر اذیت کنند آن موقع انگار � من محافظت میکرد و من این را دوست داشتم � بس در خانواده ما همیشه از زنان هیکلی و درشت گذشتگان تعریف میکردند همیشه دوست داشتیم درشت و هیکلی باشیم هم از این موضوع ناراحت هم آن را میخواستم �لا که فکر میکنم من این چاقی را خود همیشه میخواستم من هیچ وقت این احساسات را نسبت به لاغری نداشتم لاغری برای من همیشه یک چیز غیر ممکن و زشت ضعیف ترسو و غیره بود
۵__برای لاغری همانطور که در دیدگاههای قبلی گفتم مها ورزشها کلاً کارهای زیادی انجام دادم ولی این موضوع در حدی در من تضاد ایجاد کرده بود که ذهنم را بسیار آشفته کرد زیرا با خواندن کتاب های خودشناسی و روانشناسی فهمیده بودم � رژیم راه حل درست نیست و بدتر به من و روانم و جسمم آسیب میزند.
۶__از تمامی روشهایی که با آنها کار کردم و تقریباً همه آنها شبیه هم بودند و فقط روی �ییر نتیجه کار میکردند و اصلاً �ری به ریشه که باعث آن نتیجه میشد نداشتند �ط میگفتند که اراده داشته باش و رفتارت را تغییر بده و به ریشه رفتار و چیزی که باعث آن رفتار میشد کاری نداشتند و این موضوع همش باعث کشمکش درونی و تضاد درونی در من �شد اما در این روش احساس میکنم از همه آن روشها �ستتر و راه حل اصلی این موضوع و اصلاً مسیر درست �باشد
به نام خدای زیبایی آفرینم
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
آرزوی لاغر شدن آرزویی که سالها برای کسب اون از راههای مختلف اما اشتباه اقدام کردم ولی این آرزو برآورده نشد که نشد آرزویی که در رسیدن به اون طاقتم طاق شده بود راههای مختلف و میرفتم اما خبر نداشتم مسیر اشتباه هیچ وقت به مقصد نمی رسه در طول زندگیم آرزوهای زیادی داشتم که خدا رو شکر به تک تک اونها رسیدم با تلاش و مسیر درست تمام آرزوهام محقق شدن بجز آرزوی لاغری که به شکر خداوند الان متوجه شدم که بدلیل مسیر اشتباه بوده سالها رژیم گرفتم و ورزش های سنگین داروهای لاغری و ابزار مختلف به کار بردم و بعد کسب نتیجه یا عدد وزنی یا سایز مورد نظرم رها کردم و طی چند ماه چاقتر از قبل شدم اما الان فهمیدم که چرا به این آرزوی سالیان سالم نرسیدم و به لطف استاد عزیزم مسیر درست و پیدا کردم و نگرشم درباره رسیدن به آرزوی لاغری کاملا تغییر کرده نگرش من درباره رسیدن به آرزوها اینه که نباید منتظر معجزه بود بلکه باید برای رسیدن به اون رویا مدتها در مسیر درست تلاش کرد و قطعا بدون تلاش و استمرار در مسیر صحیح هیچ آرزویی برآورده نمیشود و برای همیشه به شکل یک حسرت و آرزو باقی میماند ما افراد چاق بارها و بارها برای رسیدن به آرزوی لاغری تلاش کرده ایم تلاشهایی طاقت فرسا که هیچ فرد متناسبی توان انجام آنها را ندارد اما چون مسیر اشتباه بوده رسیدن به مقصد مقطعی و با بازگشت مجدد چاقی همراه بوده در مسیر لاغری با ذهن که من بیشتر دوست دارم اسم این روش رو تناسب فکری بگذارم رسیدن به آرزوی لاغری حتما و قطع به یقین محقق میشود چون ما تا تلاش نکنیم ذهنمان متناسب شود جسممان متناسب نمیشود برای رسیدن به این آرزو باید صبر و حوصله به خرج داد تلاش کرد عادات اشتباه گذشته تکرار نشود نگرش و افکار و تصمیمات ما باید تغییر کند سبک زندگی ما باید سالم و مثل افراد متناسب شود در این روش نباید زمان برای ما معنایی داشته باشد اگر دنبال رسیدن به لاغری در زمان کوتاه هستیم بهتر است اصلا دنبال این روش نباشیم این روش در صورتی موفقیت به همراه دارد که دنبال مقطع زمانی خاصی نباشیم این فرمولهای صحیح که طی آموزشها یاد میگیریم باید جایگزین فرمولهای اشتباه و سبک زندگی غلط گذشته چاق ما شود در ذهنمان نباید دنبال عدد وزنی خاص یا سایز خاصی باشیم توجه به هدف نهایی ما را از اصل مطلب دور خواهد کرد من با عشق و لذت وصف نشدنی در این سفر هیجان انگیز گام به گام حرکت میکنم و نتایج خود به خودی در جسم و ذهن من به مرور زمان بوجود خواهد آمد من بسیار به این معتقد هستم که هر چیزی در زمان مخصوص خودش اتفاق می افتد فقط کافیست قدمهای اشتباه برنداریم و در مسیر کاملا درست قدمهای صحیح هم برداریم تا قدمهای ما به سمت چاقی کمتر و قدمهای ما به سمت لاغری بیشتر شود من در راه روشن تناسب فکری قدمهای پایدار زیر و برمیدارم
۱_تا گرسنگی را حس نکردم چیزی نخورم
۲_از مواد غذایی و ساعت خوردن و مقدار آن نترسم تفکیک غذایی نکنم
۳_به محض حس سیری دست از خوردن بکشم
۴_من سطل زباله نیستم که هر آشغالی و وارد بدنم کنم
۵_عجله بی عجله زمانبندی و سایز و وزن خاص وجود نداره
۶_ریزه خواری و هی برم یه چیزی بخورم کار اشتباهیه
۷_ورزش مورد علاقم و با عشق ادامه بدم
موفقیت نیاز به تغییر پایدار داره نه تغییر مقطعی، نگرش من باید به مصرف مواد خوراکی تغییر کنه عملکردم باید به مواد خوراکی تغییر کنه سبک زندگیم باید تغییر کنه و خود به خود جریان زندگیم متحول میشه با توکل به خدا با قدرت ادامه میدم الهی به امید تو