0

خداوند مجبور است، او را ببخشید!

جلب رضایت خداوند
اندازه متن

بسیاری از انسانها به دنیال جلب رضایت خداوند از طریق انجام اعمال و رفتارهای مختلف هستند. این درحالی است که رضایت خداوند را نمی توان از طریق انجام اعمال خاص جلب کرد.

خداوند مجبور است همیشه از شما راضی باشد اما شما مجبور نیستید و می توانید از خداوند راضی یا ناراضی باشید.

رضایت خداوند

هر انسانی که به هر شکلی تحت تاثیر هر دینی قرار گرفته باشد جلب رضایت آنچه در ذهن او تحت عنوان خداوند معرفی شده است از دغدغه های همیشگی او در زندگی می باشد. رضایت خداوند در ذهن او مهم می شود تا آنجا که تلاش می کند از طریق مختلف میزان رضایت خداوند از خود را مورد ارزیابی قرار دهد.

رضایت خداوند

برای درک بهتر این موضوع در ذهن انسان ها کافی است عبارت رضایت خداوند را در قسمت جستجوی گوگل بنویسید تا با بی نهایت مطلب درباره راه و روش های جلب راضایت خداوند و همچنین بررسی میزان رضایت خداوند از خود مواجه شوید.

عبارت های مرتبط با عبارت رضایت خداوند به شرح زیر است:

  • نشانه رضایت خداوند
  • رضایت خداوند در قران
  • توصیه حضرت محمد برای جلب رضایت خداوند و پیامبر
  • دعا برای رضایت خداوند
  • داستان جلب رضایت خدا
  • راههای کسب رضایت خداوند
  • حدیث درباره خشنودی خدا
  • مقام رضایت خداوند

اینکه چرا انسان به دنبال جلب رضایت خداوند است به این دلیل است که آنچه درباره خداوند از طریق مختلف شنیده است سبب شده که رابطه ای میان خود و خداوند در ذهن او ایجاد شود که بر مبنای میزان رضایت خداوند از او شرایط زندگی اش رقم خواهد خورد.

همچنین به این دلیل که شنیده است شرایط او و جایگاهش در دنیای پس از مرگ ارتباط مستقیم با میزان رضایت خداوند از او دارد در مدت حیات خود مصمم می شود تا از طریق مختلف و مرسوم در جامعه در جهت جلب رضایت خداوند تلاش کرده و به احساس رضایت از اینکه خداوند از او راضی است دست پیدا کند.

اما از آنجا که میزان رضایت خداوند از انسان یک موضوع ذهنی است بارها می تواند دستخوش تغییر شود به این شکل که فرد بعد از انجام اعمال یا رفتاری خاص که تصور می کند موجب رضایت خداوند می شود سرشار از احساس خوب می شود که خداوند از من راضی است اما یک روز بعد یا حتی چند ساعت بعد به واسطه انجام رفتار یا گفتاری دیگر سرشار از احساس بد مورد غضب قرار گرفتن خداوند می شود.

از آنجا که ذهن ماهیت فیزیکی ندارد، هرآنچه در ذهن ایجاد شود ثبات و استحکام چندانی ندارد و هر موضوعی که تصور کنید حتی خیلی به آن عقیده یا پایبند هستید می تواند تحت تاثیر مسائل مختلف دستخوش تغییر شود.

از این رو انسان هایی که تحت تاثیر آموزش های دینی قرار می گیرند همواره در موضوع جلب رضایت خداوند بین احساس خوب راضی بودن خداوند و احساس بد دور شدن از خداوند در نوسان احساسی هستند.

رضایت خداوند

دور شدن از خداوند

تا سن ۳۳ سالگی تصور من از خداوند این بود که خداوند مرا خلق کرده است و از زمانی که من به سن تکلیف رسیده ام مراقب اعمال و رفتار من است و بر اساس اعمالی که من در قبال او انجام می دهم از من راضی یا ناراضی می شود.

هر زمان که برای مدتی در انجام واجبات و مستحبات خود عالی عمل می کردم از خودم راضی بودم و تصور می کردم که خدا هم از من راضی است اما از آنجا که در بیشتر اوقات زندگی از در انجام اعمال خود سهل انگاری می کردم تصور می کردم خداوند از دست من ناراضی است به همین دلیل خودم را از خداوند دور می دیدم.

هرچقدر که زمان بیشتری از تصور من درباره دور شدن از خداوند می گذشت انتظار من برای وقوع مشکلات جدید در زندگی ام بیشتر می شد چون تصور می کردم خداوند نسبت به من خشمگین شده به همین دلیل مرا از طریق مشکلات تنبیه می کند.

هر زمان هم که تصمیم می گرفتم توبه کنم و رابطه خوبی با خداوند برقرار کنم تصور اینکه گناهان من بیش از حد شده و خداوند مرا نخواهد بخشد سبب می شد تا از انجام این کار منصرف شوم.

مهمترین موضوعی که سالیان سال باعث ایجاد احساس عذاب وجدان در من می شد این بود که تصور می کردم از خدا دور شدم و فاصله من از خداوند به حدی است که قادر به جبران گناهان و سهل انگاری های خود در رابطه با خداوند نیستم و این تفکر باعث می شد که روز به روز نسبت به خداوند احساس ناامیدی در من عمیق تر شود.

جلب رضایت خداوند

خداوند مجبور است

در سال ۹۳ که به شکل معجزه آسا با قوانین جذب آشنا شدم بیشترین ذوق و شوق من درک و شناخت خداوند بود چون می دانستم عمیق ترین مساله ای که همواره باعث ایجاد احساس ناامیدی در من می شود موضوع ارتباط با خداوند است.

به همین دلیل بیشترین تمرکز من بر شناخت و درک صحیح موضوع خداوند در جنبه های مختلف بود.

اینکه خداوند چرا انسان را خلق کرده است؟

اینکه قدرت اراده خداوند در زندگی انسان به چه شکل اثر می گذارد.

هدف خداوند از خلق جهان هستی و انسان چه بوده است؟

خداوند چه رابطه ای با انسان دارد و آیا بر شرایط زندگی انسان تاثیر می گذارد یا خیر؟

رابطه من با خداوند چگونه است و آیا باید برای رضایت خداوند از خودم کار خاصی انجام دهم.

سوالات زیادی درباره رابطه ام با خداوند در ذهنم بود که اشتیاق داشتم جواب آنها را کشف کنم چون می دانستم اگر نسبت به خداوند و رابطه ام با او به احساس آرامش برسم زندگی من در تمام ابعاد تغییر خواهد کرد.

در همان مدت اول تحقیق و مطالعه درباره شناخت خداوند به این نتیجه رسیدم که رابطه خداوند با انسان به شکل ثابت است و به هیچ وجه تغییر نخواهد کرد و به عبارتی خداوند مجبور است آنه خودش مقدر کرده است را همیشه اجرا کند.

همانند طلوع خورشید که خداوند مقرر کرده در طی یک سال طلوع و غروب خورشید به چه صورت باید باشد و این دستورالعمل همواره در جهان مادی اجرا می شود و به هیچ طریقی نمی توان در اجرای آن خلل یا تغییر ایجاد کرد.

رابطه خداوند با انسان به عنوان خالق نیز شامل همین مساله است و به هیچ وجه نمی توان این رابطه را تغییر داد.

خداوند در قرآن کریم درباره رابطه خود با انسان می فرماید که من به شما نزدیکم. این اولین و تنها تعریفی است که درباره رابطه بین خداوند و انسان وجود دارد. بنابراین خداوند همیشه به ما نزدیک است. همیشه به این معنی که از قبل از تولد تا تولد و حتی بعد از مرگ نیز این رابطه و نزدیکی وجود دارد و به هیچ وجه نمی توان آن را تغییر داد.

ما بعنوان انسان همانگونه که نمی توانیم بر جریانات طبیعی جهان هستی تاثیر گذاشته و آنها را تغییر دهیم بر رابطه خداوند با خود نیز نمی توانیم تاثیر گذاشته آن را تغییر دهیم.

بنابراین اهمیتی ندارد که شما در طول زندگی خود چه کارهایی را انجام داده یا انجام نداده اید چون در نهایت به هیچ طریقی نمی توانید فاصله نزدیکی که خداوند مقرر کرده با شما دارد را تغییر دهید و از خداوند فاصله بگیرید.

این نگرش و منطق سبب شد که پس از سالها احساس عذاب وجدان بخاطر دور شدن از خداوند بپذیرم که خداوند به من نزدیک است و از من دور نیست. پذیرش این مساله باعث ایجاد احساس خوب و قوت قلب در من شد تا با اشتیاق و انگیزه بیشتری نسبت به درک و اصلاح نگرش های خودن نسبت به خداوند اقدام کنم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.06 from 99 votes

https://tanasobefekri.net/?p=41423
برچسب ها:
18 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      1402/09/13 08:24
      مدت عضویت: 318 روز
      امتیاز کاربر: 17420 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 991 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/09/13 توانستم فایل به این مهمی را گوش بدهم 

      درمورد شناخت خداوند باید اعتراف کنم با توجه به آگاهیها قبلی تا الان خیلی دراین مسیر موفق نبودم چون شناخت خداوند را با توجه به تعریفی که مدرسه – معلمان – روحانیت و اطرافیان و پدرو مادر داشتند یاد گرفتم و فکر میکنم این افراد هم شناخت صحیح از خداوند متعال نداشتند و از تجربیات دیگران که اشتباه بوده کپی برداری کردند و یاد گرفتیم که اگر سعادت دنیا و آخرت را میخواهیم باید به خداوند ایمان داشته باشیم ولی در واقعیت درزندگی بزرگترین مانع برای رسیدن به آرزوهایمان را خدا میدانستیم و درهر موضوعی به قولی یقه خدارا میگرفتیم که چرا فلان کاری را میخواستیم انجام بدهد ولی نکرد چون او فقط قدرت مطلق است و هرکاری از او برمیآید .

      استاد چقدر جالب بود که گفتید بچه ها به بالاترین درجه شناخت خداوند رسیدند چون مطمئن بودند به حضور خداوند که نزدیک آنهاست ولی هرچقدر که بزرگتر میشویم خدارا از خود دورتر میبینیم چون باور نداریم که روح متصل به خداوند است و دور و نزدیک ندارد و بچه ها هرچه بزرگتر میشوند با توجه به آموزشهای اطرافیان نگرش آنها نسبت به خداوند تغییر میکنه ووقتی به سن تکلیف می رسند فکر میکنند باید همیشه برای انجام ندادن تکالیف دینی از طرف خداوند منتظر عواقب بدی باشند و درمورد نزدیک بودن خداوند و مهربانی او دچار سوء ظن میشویم چون به ما یاد دادن اگر تکالیف دینی را درست انجام ندهی از طرف خداوند مجازات خواهی شد و این نگرش یک انسان است و هر اتفاق بدی را درزندگی ربط به انجام ندادن درست عبادت میدانیم .

      هر بشری درقالب هر دینی خداوند را برای خود تعریف میکند و جالبه به اتفاق خداوند را مانعی برای رسیدن به آرزوهای خود میدانند چقدر با این افکار خود را آزار دادیم که خداوند از من راضی نیست چون اگر راضی بود این اتفاق برای من نمیافتاد چون با این نگرش که خداوند ازما دور شده و چنین مشکلاتی برای عقوبت کارهای من است به وجود آمدن شرایط ناگوار را حق خود میدانستیم چون من به قولهایی که به خداوند دادم عمل نکردم و این مجازات من است و در خیلی از مواقع با قضاوت کردن یقه ی خداوند را میگیریم که بله چون من فلان کاری را نکردم خداوند مجبور شده فلان اتفاق ناگواری را برای من رقم بزند تا من بیشتر به یاد او باشم و بدانم خداوند به من از رگ گردن نزدیکتره و از کارهای من خبر داره . این درحالی است وقتی که خداوند میگوید من به شما نزدیکم بحث فاصله نیست بحث درمورد اینکه مطمئن باشید من درکنار شما هستم و هیچ وقت شما را تنها نمیگذارم است و با ایمان وجود خداوند را لمس کنیم د رتمام لحظات نه فقط درموقع دعا و رازو نیاز و یا داشتن خواسته و آرزوها 

      با داشتن این نگرش که من با تمام کارهای خوب و بدی که انجام دادم بازهم خداوند به من نزدیک است باعث میشود انسان به یک آرامش ذهنی برسد و مطمئن شود هرموقع که تنهای تنها هم شد خداوند که بیشتر از هزاران لشکر است پشت و پناه و درکنار و نزدیک اوست و چقدر با این نگرش که من اشرف مخلوقاتم و خداوند به من گفته من درتمام لحظات خفا و نهان با تو هستم به من آرامش میده چون خیلی از کارها و حرفها را حتی نمیتوانی به نزدیکترین افراد بزنی و لی وقتی نگرش ما نسبت به خداوند تغییر کند ما به آرامش ذهنی و فکری میرسیم و این بالاترین نعمت است 

      چقدر خوبه که به این سطح از آگاهی رسیدم که با گریه و زاری و غصه خوردن نمیتوانیم شرایط را تغییر بدهیم چون خود من با این نگرش عملکرد و اتفاقات را برای خودم به وجود آوردم پس خداوند جهان را طوری خلق نموده که تمام اتفاقات براساس نگرش من رقم خواهد خورد پس خداوند مجبور است این کارهارا انجام دهد چون کار جهان به این طریق طراحی و خلق شده و خداوند با هیچ کس دشمنی ندارد و این نگرشها که باید تلافی کنم – کینه – دشمنی- قهر – آشتی مربوط به نگرش انسان است و چون ما انسان هستیم تمام کارهای خداوند را با توجه به نگرش انسانی قضاوت میکنیم که این اشتباهه 

      پس باید برای اینکه انتظار داشته باشیم اتفاقات خوب برای ما رقم بخورد و سرنوشت ما تغییر کند باید نگرش خود را نسبت به خداوند و اطرافیان خودمان تغییر بدهیم تا این اتفاق بیفتد پس از امروز سعی کنیم کینه و دشمنی و قضاوت کردن دیگران را کنار بگذاریم تا فرکانس بدآن در زندگی ما رقم نخورد و واکنش جهان هستی را نسبت بخودمان ببینیم . اصلا خداوند صلاح ما را نمیداند که چه کاری الان به صلاح من است یا خیر بلکه با توجه به نگرش و احساسی که من به کائنات میدهم اتفاقات برای من رقم خواهد خورد و او مجبور است و چقدر این لذت بخش است که بدانیم خودمان مسئول این اتفاقات هستیم نه خداوند و ناراحت نباشیم که خداوند من را دوست نمیدارد و با من سر جنگ دارد و با این نگرش غلط که خداوند اگر کاری را انجام ندهی تو را به بدترین شرایط مجازات خواهد کرد چون با این نگرش اشتباه فقط خود را گول میزنیم چون خداوند اتفاقات درجهان را براساس احساس و تفکر و درایت ما رقم میزند پس باید ابتدا تفکر خود را نسبت به شناخت خداوند بالا ببریم و بدانیم که اگر دوست داریم اتفاقات خوب درزندگی ما رقم بخورد فقط باید نگرش و افکار ذهنی خود را اصلاح کنیم چون خداوند مجبور است تا اتفاقات خوب در زندگی ما رقم بخورد و  در نهایت ما انسانها باید از خداوند راضی و خشنود باشیم و شکر گذار باشیم

      استاد خیلی از شما ممنون بابت این مطالب که شما باخواندن کتابها و با تجربه ثابت کردید که خداوند مجبور است با توجه به فرکانس احساس ما نسبت به جهان و اطرافیان اتفاقات را برای ما رقم بزند و بین من و دیگر بندگان تفاوتی نیست و چقدر این نگرش آرامش بخش است . بازم ممنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 36575 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 456 کلمه

      به نام خدا

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      بسیار بسیار مطلب سنگینی بود !

      خیلی جالب و عالی بود ، اما درکش سخته برام ، آخه سالهاست نگرش متفاوتی داشتم با این توضیحات .

      وقتی فکر کردم به مطالب و موضوعات این فایل ، با خودم گفتم همش راسته ، چون در این یه سال و نیم که من در سایتم واقعا حال درونی و جسمیم بهتر بوده ، از وقتی مثبت اندیش شدم ، خیلی آرامشم بیشتره ، به هیچ چیزی گیر نمیدم ،احساسم میگه هر روز همه چیز در زندگیم بهتر میشه ،  اتفاقات بدی برام نیوفتاده ،بسیار کم پیش اومده ناامید بشم ، شاید یه لحظه گفته باشم چرا آخه اینجوریه ،اما فوری رهاش کردم و سعی کردم خوش بین باشم .

      چقدر جالب بود این حرف آیدا جون ، خدا ناهارت میشه 🙂

      واقعا لذت بخشه افکار کودکان قبل از اینکه ما درش رخنه کنیم ، قبل از اینکه ما بترسونیمشون خیلی آرامش دارند و حس بسیار زیبایی نسبت به خداوند دارند ،خیالشون راحت راحت ، به قول شما استاد چقدر راحت همه چیز رو بدست میارن ، چون نگران نیستند ، بخاطر همین موضوعات هست که تربیت سخته ،چون وقتی سوال میکنند ، من خودم خیلی برام مهمه که چه جوابی بدم ،دخترم بسیار سوال میپرسه در مورد خداوند و هر چیزی ، من خیلی سعی میکنم مثبت اندیش باشه و این رو تنها و تنها از این مسیر تناسب فکری یاد گرفتم .

      استاد اونجایی که در مورد نزدیکی خداوند به ما گفتید خیلی خوب بود واقعا احساس خوبی دارم وقتی فکر میکنم خداوند مجبوره که ازم دور نشه و همیشه در کنارمه ،کافیه من دیدم مثبت باشه ،نگرش و افکار مثبت داشته باشم اکثر اوقات ،اگر گاهی فکرم رفت سراغ بدی ها ،برش گردونم ، رهاش کنم اون افکاری که سالها باعث بیماری و لطمه زدن به جسمم شد ، 

      الان شکر خدا کاملا خوش بینم .

      من هم مثل خیلی ها میگفتم آخه چیکار کردم چرا باید زندگیم اینجوری بشه ، آخه مگه من چی کم دارم از فلانی که همسرش اینجوریه ولی مال من یه روانیه ، عصبیه  (در ازدواج اولم) ،الان که فکر میکنم در تمام لحظات این شخص بدبین بود ، همیشه دیگران رو مقصر زندگیش میدونست ، همیشه به پدرش بد و بیرا میگفت که چرا اونجوری رفتار کرده ، خلاصه چون آرامش نداشت و درونش پر از کینه بود ، معلومه با توجه به گفته های استاد ، خداوند مجبور بوده هم زمانی هایی رو در زندگیش ایجاد کنه که بدتر بشه شرایطش .

      ✓خداوند براساس نگرش من و فرکانسی که من به جهان صادر میکنم ، هم زمانی هایی رو در زندگی‌ من رقم میزنه ،پس مجبوره اگر نگرش منفی دارم ، اتفاقات بد رخ بده و اگر نگرش مثبتی دارم اتفاقات خوبی رو در زندگیم بوجود بیاره .✓

      « سپاسگذارم  استاد گرامیم »

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جمال
      1402/07/15 20:35
      مدت عضویت: 312 روز
      امتیاز کاربر: 4310 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 980 کلمه

      سلام وصد سلام

      استاد قشنگم سلام قربونت برم ممنون وسپاسگذارم هستی 

      سپاسگذارم 

      به پاس اینهمه زیبای این همه عشق والوهیت وپاکی 

      به پاس زیبای این فایل این دل نوشته این جملات ناب رو که از دوست خوبم علی ابودردایی میباشد کپی ولذت ببریم خواندن این کامنت ارزش دارد .

      سپاسگذارم 

       اگر فکر کنید برای این گفتگو ، محدودیتی وجود داردشما دچار شرک شده‌ایدو شما آزادید به هر طریقی و به هر شیوه‌ایبا او گفتگو کنیدشما آزادید همه چیز را او بدانیدخود را او بدانیدو با او گفتگو کنیدچون هیچکس بر شما خُرده نمی‌گیردمگر اینکه باورهای شما ، مانع شما شونداول صبح بودوقتی که از خواب بیدار شدمبه این فکر کردم که چه مکانیسمی ستکه من را بیدار می‌کندوقتی که با دستانم دست و صورت خود را شستموقتی که با همان دستان ، صورت خود را پاک کردموقتی که به سراغ آشپزخانه رفتمو شروع کردم به چای ریختنبه همه این ها فکر کردمکه هیچ مکانیزمی جز خُداوند و آن انرژی بی‌نهایت نمی‌تواند در درون من باشدکه این اعمال را رهبری می کندباورم شد که هر کس بخواهد خود را تفسیر کندخداوند را تفسیر کرده استباورم شد که هر کس بخواهدمی‌تواند به او نزدیک شودو باورم شد که دروازه یِ شناخت خداوندشناخت خویشتن استو باورم شد که کیفیت رابطه‌ای که می‌توانم با خداوند برقرار کنم ، برمی‌گردد به کیفیت رابطه‌ای که می‌توانم با خودم برقرار کنمباورم شد که آن نسخه یِ بی‌انتهاآن نُسخه‌ ای که همیشه سعادتمند استآن نُسخه‌ای که همیشه خوشبخت استآن نسخه‌ای که همیشه سلامت استآن نسخه‌ای که همیشه ثروتمند استآن نسخه‌ای که همیشه داراستآن نسخه‌ای که همیشه امیدوار استآن نسخه‌ای که همیشه سرزنده استآن نسخه در درونم پنهان شده استزمان‌هایی که تو به احساس خود توجه می‌کنیهمان زمان‌ها ، ارتباط تو با خداوند آغاز شده است زمان‌هایی که تلاش می‌کنی که نیمه پر هر چیز را ببینیکه آن بخش زیبایِ هر چیزی را ببینیتو در ارتباط با خداوند هستیاینکه ما چگونه در طول روز با خداوند ارتباط داشته باشیم برمی‌گردد که چگونه و از چه راهی من تلاش کنمکه خود را در رویِ نوار خوب و ریلِ خوب قرار دهمچون وقتی که احساست خوب استاز مرزِ پاشنه‌های آشیل خود ، گذر کرده ایاز مرز نگرانی‌ها و غم‌ها و کینه‌ها بزرگتر می‌شویاز مرز بیماری‌ها گذر کرده ایوقتی که در طول روز ، ذهنم به بی‌راهه می‌رودخداوند کمکم می‌کندو به یادم می‌آوردکه دوباره با او صحبت کنموقتی که ذهنم به بیراهه می‌رود با خود می‌گویمخُدا که به بیراهه نمی‌رودخدا سعادتمند استخدا خوشبخت استخدا همیشه انبارهایش پر استخُدا همیشه دارایی‌هایش در حال افزون یافتن استخدا همیشه در حال آرامش استخدا همیشه همه چیز به نفعش استوقتی که ناخواسته به دلائلی ، با کسی ، گُذرم به بیمارستان می‌افتدسریع به خود می‌گویم کهخدا که بیمار نمی‌شودخدا همیشه سلامت استخدا همیشه تک تک سلول‌هایش در محافظت بی‌انتهای جهان هستی استخدا فقط و فقط سلامتی را تجربه می‌کندخدا فقط و فقط عشق را تجربه می‌کندوقتی که احساس می‌کنم خسته شده‌امشروع می‌کنم که :خداوند خستگی را نمی‌شناسدخداوند همیشه سرشار از قوی بودن استخداوند همیشه سرشار از تواناییستخداوند همیشه سرشار از قدرت استخداوند همیشه سرشار از انرژی استوقتی که روزهایی می‌شود احساس می‌کنمقرار است درگیری لفظی با همسرم یا با کسی صورت بگیرد ، دوباره به یاد می‌آورم کهخداوند ، نهایتِ آرامش استبه یاد می‌آورم که خداوند تنها به خواسته‌های جهان می‌اندیشدو خود را درگیر آن چیزی که نمی‌خواهد ، نمی‌کندبه خود به یاد می‌آورم که وند عصبانی نمی‌شودبه یاد می آورم ، که خداوند تنها صلح و دوستی را با خود برقرار می‌کندبه یاد می‌آورم که خداوند همیشه در آشتی ستبه یاد می‌آورم که خداوند همیشه بل اصل خود رابطه برقرار می‌کندوقتی که به سر کار می‌روماحساس می‌کنم همه چیز به هم ریخته استبه یاد می‌آورم که کارها برای خداوند به بهترین شیوه ممکنه انجام می‌شودبه یاد می‌آورم که تمام ذرات دست به دست هم می‌دهند که امروز ، عالی و عالیستوقتی که تلاشت در تمرکز حواست استوقتی که تلاشت این است که تمرکزت را به هر جایی نفوذ ندهیاین تلاش چیزی جز گفتگو با خداوند نیستهرچه که باورهای خوب را در خود نهادینه کنیهرچه که با چشم انداز باورهای خوببا توکل بر این باورهای خوب ، حرکت می‌کنیارتباط تو با اصل و منبعارتباط تو با خداوند ، بیشتر و بیشتر شده استوقتی که خود را از شبکه از شبکه‌های مجازی کنار می‌کشی وقتتی که ذهن خود را از دیدن فیلم‌ها که سرشار از هزاران نوع باور مخرب است ، کنار می‌کشیوقتی که این زمان‌ها را اختصاص می‌دهی به :شکر و سپاسگزاریبه نگرش مثبتبه ارسال فرکانس‌های مثبتاین زمان ها ، چیزی جز عبادت ،چیزی جز رابطه با خداوند ، نیستقرار نیست که من یک زمان مشخصی برای گفتگو با او قرار دهمدو رکعت اول صبح باشد۸ رکعت ظهر و عصر باشدو ۷ رکعت در مغرب و شام باشدپس تکلیفِ بقیه یِ زمان‌های روز چه می‌شود ؟قرار است که ما از این مصرع الگو بگیریم که :خوشا آنان که دائم در نمازندیکی از راه‌هایی که می‌توان الگو گرفت که دائم در نماز بود این است که کنترل ذهن داشته باشیماین است که بر نکات مثبت توجه کنیماین است که شروع کنیم به نوشتن زیبایی‌ها کنیماین است که دفترها و دفترها و دفترها بنویسیماین است که هرجا کار به هم گره خوردخیلی با آرامش به خود بگوییمدر بهترین شرایط ممکنه گره باز می‌شودو اصلا گره باز است ،خدا در کارش گِرِ هی نیستاین است که هرجا غم و ناراحتی و نگرانی به وجود آمد خیلی راحت و با آرامش به خود بگوییم کهاکنون فرا رسیده است که من خداوند را جایگزین این غم این ناراحتی و این نگرانی ها قرار دهمدر جاهایی که احساس کردیم که در قرض و بدهی قرار گرفته‌ایمخیلی راحت و با آرامش بگوییم که انتهای من و ابتدای من چیزی جز خداوند نبوده و نخواهد بودگنجینه یِ خداوند که در درون من استهمیشه سرشار استهمیشه مملو از ثروت استانبارهایش پُر استاین بُمباران ذهن از فرکانس های مطلوباگر عادت شودبهترین شیوه یِ زندگی می شودو دعا می کنم که تمام بر و بج سایت ، خودم ، اُستاد ، همیشه در این بمباران فرکاتس مثبت قرار بگیریم

      سپاسگذارم خواندید لذت برده باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      1402/07/14 20:05
      مدت عضویت: 949 روز
      امتیاز کاربر: 34312 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,144 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خدایا منو ببخش و من تو رو میبخشم 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      رسیدن به ارزوهایی که داریم خیلی لذت بخشه و هر چی بیشتر این اتفاق بیوفته جهان بهتری داریم 

      جهانمون میشه مثل کودکی بدون کینه و جنگ و بدون دلواپسی برای فردا 

      فردا رو میراشتبم برا فردا که از خواب بیدار شیم و بریم دنبال یک تجربه جدید 

      ولی به مرور که بزرگ شدم به سنی رسیدم که جور دیگه ای خدا رو برام تعریف کردن 

      اگر نماز نخونی خدا از دستت ناراحت میشه 

      اگر روزه نگیری خدا ناراحت میشه 

      اگر موهات دیده شد خدا ناراحت میشه 

       و اگر های زیادی که همه با اون اشنا هستن و نتیجه این اگرها فقط جهنم بود و اتش سوزان تازه اونم نه یک بار تا بینهایت باید در این اتش مسوختم و وقتی فکر بینهایت میکردم که حد و مرزی نداشت حالم خیلی بد میشد و خودم رو دور و دور تر از خدا میدیدم 

      خدا واقعا کیست ؟

      ایایا فقط منتظره که من خطا کنم و ببره جهنم ؟؟

      حالا خطا رو کی تعریف میکنه که چیه ؟؟

      مثلا در فیلم هندی پی کی خیلی جالب خدا رو تعریف کرد 

      در کلیسا مشروب میخوردن و اون مشروبو برد مسجد دنبالش کردن 

      پس خدا رو ما انسانها بر اساس منطق انسانیمون تعریف کردیم 

      چرا ما از طرف خدا دیگران  رو اذیت میکنیم 

      چرا ما از طرف خدا تصمیم میگیریم که کدوم بنده خوبه و فلانی بده 

      فلانی ظاهرش بده  پس بده و فلانی چون خیلی کارهای عرف رو انجام میده به خاطر ظاهرش خوبه 

      همیشه طبق این تعریف ها من خودم رو انسانی  میدیدم که گناهانی به عظمت خود خدا دارم و خب حتی عظمت خدا هم نمیتونست با این طرز فکرم به من کمک کنه و من خودمو مستحق بزرگترین عذاب ها میدیدم و هر چی بلا بود رو باعث پاک شدنم میدونستم چون شنیده بودم انسان مومن حتی خاری اگر به دستش بره گناهاش پاک میشه خب حالا بلاهای من که خیلی بیشتر بود پس پاک میشم و بخشیده ولی در هر شرایطی این حسو نداشتم حس سبکی نمیکردم احساس بخشیده شدن نداشتم 

      ولی خدا نزدیک بود و حس میخوام  تغییر کنم رو فهمید و منو به این راه هدایت کرد و اونو در خودم میبینم و نزدیک تر از هر چیزی به خودم دیگه نیازی نمیبینم دستم رو تا جایی که میتونم بالا ببرم و با صدای بلتد گریه کنم تا دیده بشم خیلی ارام و راحت صدامو میشنوه و حیمو درک میکنه 

      قبلا خیلی نذر میکروم و اگر جواب نمیگرفتم که خب من از خدا خیای دورم 

      و اگر جواب میگرفتم از بس این نذر سنگین بود نیمه کاره رها میکردم و این کار بیشتر در من احساس بدی و دوری لیجاد میکرد 

      مثلا یه نذر کردم که تا یک سال هر شب نماز شب رو کامل بخونم و بعد از هر نماز در یه وعده ۱۰ رکعت نماز اضافی بخونم و مشکلم حل شد ولی بعد چند ماه نتونستم بخونم و شب خواب میموندم و نشد که نشد 

      حالا من فکر میکردم هر چی نذرم پر و پیمون تر و سنگین تر باشه خدا بهتر خوشش میاد و حاجتم رد خور نداره که برام مستجاب میشه 

      بهمدگفته بودن عالمی هست قبل این که به دنیا بیام به نام عالم زرع که من از بین چند سرنوشت تازه خوبتدینشو انتخاب میکنم و همیشه از خدا شاکی چرا اینطوره چرا هنوز در این دنیا نبودم منو مجبور کردی سرنوشت انتخاب کنم و خلاصه از این حرفها که زیاده و در نهایت میگفتم اگر خدا هست پس چرا من اینقدر زندگیم بده 

      خدا مجبوره که این اتفاقات رو برام رقم بزنه

      خدا هیچ تقصیری نداره و مسعول زندگی فعلی و شرایط فعلی من فقط خودم هستم 

      خیلی رو این جمله فکر کردم و نشستم از اول عمرم رو تو زندگیم مرور کردم و به این نتیجه رسیدم درسته خدا مجبور بود وقتی من با گریه و ناله و حال بد ازش میخواستم برام اتفاقات بد رو همزمانی کنه 

      هیچ انسانی نمیتونه از خدا دور بشه چون این طور مقدر شده مثل قانون جهان و گردش زمین و خورشید و وزش باد که به اعمال ما ربطی ندارن 

      هر چند این انسانها بارش بارون رو به خاطر بد شدن ما انسانها و زلزله ها رو به خاطر زیاد شدن گناه میدونن ولی این طور نیست اینها قوانینی است که در هر شرایط ی چه من خوب باشم و چه بد اتفاق میوفته 

      پس من اول مسعولیت رو به عهده میگیرم 

      دوم خداوند رو نزدیکترین به خودم میدونم 

      سوم سیستم جهان هستی به این شکله که خداوند بر اسای افکار و نگرش و فرکانس من همزمانی ها رو رقم میزنه 

      پس خدا مجبوره 

      خدا مجبوره که به فرکانس من جواب بده 

      وای چه جمله ای تا حالا از هیچ فردی نشنیدم و الان با ترس از این که خدا ازم ناراحت نشه میگم اگر مثل قبل بودن اصلا قبول نمیکردم و میگفتم خدا با این همه قدرت چطور مجبوره خب اون که بهتر از من میدونه و بهتر میدونه چی به صلاحمه پس مجبور نیست 

      ولی الان بعد از این دوسال که در سایتم قبول میکنم که درسته خدا مجبوره 

      وقتی فرکانس اندوه و غم بفرستم که خدا بهم شادی و ارامش نمیده 

      قبلا همش با گریه سر نماز و مناسبتها ازش میخواستم ولی نمیشد و همش بد تر میشد 

      ولی از وقتی در سایتم و دارم فرکانس و نگرشم رو تغییر میدم خدا مجبوره که برام اتفاقات خوب رو رقم بزنه و میزنه در طول این مدت زندگی من زیرو رو شد و همه اینها برای تغییر فرکانس هست و تازه این اول راهه و ادامه میدم 

      پس نگرش انسانی ما باعث تعریفهایی از خدا شده که ما رو به مقصد نمیرسونه و همش اتفاقات بد و همزمانی های بد رو برامون در پی داره 

      از وقتی چند بار این فایلو گوش کردم خیلی نگرشم تغییر کرد 

      این که من فکر میکردم  خدا اگر اراده کنه میتونه حال بد منو خوب کنه 

      اگر اراده کنم میتونه بچم اصلاح بشه 

      اگر اراده کنه من ثروت مند میشم 

      اگر اراده کنه  و اگر و اگر و نشد 

      چون من نماز میخوندم و روزه میگرفتم باید ارادا کنه و مشکلاتم حل بشه 

      ولی خدا مجبور بوده له فرکانس های منفی من اتفاقات بد رو همزمانی کنه 

      قانون جهان فرکانس خوب و مثبت همزمانی های خوب داره 

      و فرکانس منفی همزمانی اتفاقات بد رو داره 

      خدایا من تو رو بخشیدم چون مجبور بودز به نگرش و فرکانس من جواب بدی 

      وای چه جمله ای اگر فردی که در این سایت نیست بخونه میگه کافر شدی مگر تو بنده حقیر میتونی خدای با این بزرگی رو ببخشی و بخشیدن فقط از طرف خداست 

      ولی من مبخوام نگرسم رو تغییر بدم نسبت به خدا تا تغییر کنم و میخوام با خدا احساس نزدیکی و دوستی کنم 

      پس خدا من بخشیدمت 

      خدایا تو نزدیک ترین به منی 

      پس خدایا شکرت برای اتفاقات خوب و همزمانی خوب 

      و شکرت برای اتفاقات بد و هنزمانی بد چون مسعولش خودم هستم و میخوام این همزمانی ها رو با تغییر نگرش و فرکانس اصلان کنم 

      خدا جونم تو مقصر نیستی و چون مجبور بودی 

      خدایا شکرت برای این حال خوب و سبکی بعد لین فایل 

      خدایا شکرت 

      خدایا من میبخشمت 

      خدایا تو هم منو ببخش که این همه بهت غر زدم چون از لبن قانون با خبر نبودم 

      چقدر سبک شدم 

      در پناه خداوند باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1402/07/13 10:35
      مدت عضویت: 474 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      “ به نام” الله ”یکتا  فرمانروای کل هستی و رب من\”

      درود به استاد عزیز و دوستان هم مسیر ؛

      از اینکه بعد از مدتی می خواهم در سایت دیدگاه بنویسم و آن هم برای این فایل ارزشمند بسیار خوشحالم . واقعا این سوال برایم پیش آمد که ما انسان ها به خصوص ما ایرانی ها چرا انقدر نگرش و دید نادرست و نا صحیحی نسبت به خداوند عزوجل داشتیم و داریم ؟! البته خود هم به این جواب رسیده ام که همه اش به آموزش های نادرست و باورهای غلطی است که از طریق خانواده، مدرسه ،جامعه و رسانه ها به ما آموخته اند و اینکه خود ما هم هر چه را دیده ایم و شنیده ایم بدون هیچ تحقیق و کنکاشی کاملا قبول کرده ایم و آن ها را به باورها و افکارهای بنیادین خود تبدیل کرده ایم.مدتی است که من به نگرش و دید نسبتا خوبی درباره ی خداوند رسیده ام و به درک جدیدی از او دست پیدا کرده ام و تا جایی که بتوانم خود را از شرک و کفر نسبت به خداوند دور نگه می دارم و از این فایل استاد هم آگاهی های خوبی به دست آوردم.آگاهی هایی مانند اینکه خداوند انسان نیست که ما مانند یک انسان از او توقع داریم با ما رفتار کند و جواب ما را بدهد.خداوند عزوجل نیرو و انرژی بی پایان و بیکرانی  است که همیشه بوده است و خواهد بود و طبق قوانینی که خود بر جهان هستی حکمفرفا نموده است با تمام هستی برخورد می کند و نه مانند یک انسان با تمام خصوصیات انسانی.قبلا من هم این نگرش را داشتم که مثلا اگر نمازم را سر وقت بخوانم و روزه هایم را کامل بگیرم و از گناه های کوچک و بزرگی که می شناختم دوری کنم پس خداوند بسیار مرا دوست خواهد داشت و هر آنچه را که از او بخواهم بی برو برگرد به دلیل انجام آن اعمال به من خواهد داد و در واقع من خدا را به این خاطر دوست داشتم و می پرستیدم تا خواسته های مرا برآورده کند و الان که فکر می کنم و می اندیشم متوجه می شوم که این پرستش نه لایق الله ربم بوده است و نه لایق خود من که اشرف مخلوقات او هستم .و با این دید و نگرشی که نسبت به خداوند داشتم اگر با آن شرایط به خواسته و چیزی که می خواستم نمی رسیدم بسیار احساس بدی پیدا می کردم و به این حس می رسیدم که خداوند مرا دوست ندارد و من از خداوند دور شده ام به دلیل گناهان بسیار ، غافل از اینکه خداوند همیشه مرا دوست داشته است و دارد و خواهد داشت چون من مخلوق خود او هستم و هر خالقی مخلوق خود را با هر شرایطی بسیار دوست دارد. الان متوجه شده ام و به این درک رسیده ام که هر چه در زندگی من به وقوع پیوسته است و خواهد پیوست کاملا به فرکانس و ارتعاشی است که خود من به جهان هستی ارسال می کنم و خداوند مجبور است کاملا بر اساس همان فرکانس ها و ارتعاشات ارسالی خود من ، طبق قوانین تغییر ناپذیری که در جهان هستی قرار داده است و وجود دارد اتفاقات و شرایط مربوط به همان مدار را برای من بفرستد و من در زندگی خود آن را تجربه کنم.خداوند مانند ما انسان ها نیست که احساسات و رفتارهای انسانی مانند ناراحتی ، نگرانی ، دلسوزی، عصبانیت، کینه ورزی ، انتقام جویی ،جلب توجه و … را از خود بروز دهد و بر اساس همین احساسات و رفتارها با ما برخورد کند.الان که بیشتر به آگاهی های خوب و بهتری که کسب کرده ام و انشاالله کسب خواهم کرد به این نکته هم رسیده ام که به همین دلیل است که خداوند به ما اختیار داده است چون بر اساس افکار،فرکانس و ارتعاشات خود ما زندگی ما را رقم می زند نه هیچ چیز دیگری و این سوال همیشگی که در ذهن من وجود داشت به درستی به پاسخ رسید و آن را درک کردم .پس این خود من هستم که باید خود را از مدارهای پایین به مدار های بالا ارتقا دهم و با ارسال فرکانس ها و ارتعاشات خوب و عالی زندگی خود را بهبود بخشم و به هر آنچه که می خواهم برسم و خداوند هم بدون و کم و کاست طبق قوانین موجود و تغییر ناپذیر خود آن ها را وارد زندگی من می کند.من قبلا خیلی در درون خود این احساس را داشتم که خداوندی که مرا و این جهان را خلق کرده است باید بسیار بهتر و صحیح تر بشناسم و او آنگونه که تا آن زمان می شناختم نیست و بسیار بسیار فراتر از چیزهایی که من می دانم و به من آموخته اند هست و همیشه از خداوند می خواستم که به من کمک کند تا او را بهتر  بشناسم و همچنین خودم را. پس آن زمان هم من بدون آگاهی از دنیا فرکانسی که در آن قرار دارم این فرکانس را به جهان هستی می فرستادم و خداوند هم طبق همان فرکانس ها و ارتعاشات، مرا به این مسیر زیبا و پر از آگاهی ناب و عالی هدایت کرد و این خود ثابت می کند که خداوند همه چیز را به خود من واگذار کرده است و بر اساس هر آنچه که خود من می خواهم زندگی و شرایط من را رقم می‌زند و این کاملا عدل الهی را ثابت می کند.پس لازم نیست که من خداوند را ببخشم چون خودم آگاه نبوده ام و او دقیقا کاری را که باید انجام دهد را انجام داده است ، بلکه باید خود را ببخشم که دیر آگاه شده ام و از این آگاهی ها اطلاع نداشتم البته این نشان از سیر تکاملی من دارد که هر چیزی به وقت و زمان خود اتفاق می افتد و این نیز یکی از قوانین موجود در هستی است ، پس من خود را کاملا می بخشم و باید خود را از مدارهای پایین به مدارهای بالا با افکار ، فرکانس و ارتعاشات خوب و عالی ارتقا دهم و خداوند دقیقا آن ها را برای من به وجود خواهد آورد .استاد از شما و استادانی مانند شما بسیار ممنون هستم که ما را به آگاهی درست سوق می دهید و از خداوند می خواهم شما سالم ، سلامت و سعادت مند باشید.

      “ همگی در پناه الله رب العالمین باشید.” 

      “ یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/07/12 21:44
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 44385 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 829 کلمه

      سلام بر خدایی مهربان که من  رو طبق  فر کانس که من فرستادم  با من برخورداری حالا تازه من ازتش  طلب داشتم چه بامزه خود کرده رو تدبیرنیست 

      سلام استاد وهمه دوستان 

      اول برای فایل به این محتوای که تا امروز  من  بهش برنخوردم‌ از شما سپاسگزارم دیدم اول نسبت به بچه رو  به کلی تغییر دادی اون بی خیال که توذهن همه افراد جامعه نسبت به بچه بود رو در دیدمن به یی شکل دیگه نبدیل شد  

      اون عشق وخدا شناسی رو که الکوش بچه بودن رو بسیار پسند یدم 

      اول که کلمه مجبور بودن خدا رو دیدم برام  یی  سوال خدا برای چی مجبور بوده مکه کسی خدا رو به اجبار به کاری وا داشته که مجبور بوده اولین تفکرم من با موضوع بود وای اون کسی که خدا رو مجبور به این همه کاربرای من کرده خودم‌ بودم باوره برام به سختی کم‌ رنک کردن باوره چاقی من ازثی  بود که۵۷ سال این باوره در من چقدر مشکل درست کرد روزی  که میخواستم این باوره کم رنک کنم‌  به پهنایی صورتم‌ اشک می ریختم انکار به تازگی پدرر وعمه خودم رو همون ساعت ازدست دادم اون روز اون باوره برام سخت‌ترین کاره مسیر بود که به شکل خوب اون برطرف کرد

      رسیدم به امروز  هضم  این مطلب برام  بسیار سخت هست که من باید خداوند مهربان رو  ببخشم وای خدای من کاربر عکس شده باورم نمیشه من هرثانیه هرساعت تویی این همه سال از خدا طلب بخشش کردم حال باید اون خدایی مهربان خودم رو  ببخشم

       که به  وسیله کارهایی  که به سمت من روانه کرد همه وهمه از افکار و  نکرش خودم  بود که متوجه بشم چه افکاری رو دارم دنبال میکنم تا به زندگیم یی تغییردیگه بدم تا ازیی بخش دیگه زندگی خودم اون لذت که خداوند برام دار استفاده کنم 

       اگه اون همه مشکلات رو داشتم برای تو جه من بوده که برکشت  کنم و راه تازه به  مسیر زندگیم  بدم بازم  وای خدای من  اون بزرگی  وتوامندی  تو رو امروز با گوشت پوست درک ولمس کردم حالابرگشت دارم به گذشته چه کردم‌که حالا ای دریافتی خودم از انجه که خداوند رو مجبور به برخورد به‌سمت من‌کرد بشم 

       من جه کاری رو. انجام  دادم که شد.این برخورد 

      خدایا با عرض شرمندگی تورو میبخشم 

      برای درد پام که به من دادی  برای راه  نرفتن که توان  راه رفتن ندارم بیرون خونه خدایا برای این چقدر تورو ببخشم که شرمندگی کارم جبران بشه 

      خدایا برای قلب  مهربونت که چاریی  جز  این کار رو نداشتی که من به خودم‌بیا برگشت کنم  من بخشیدمت 

      خدایا برای  اشتباهاتم‌ که به من رسید  و کلی تو مسیر زندگیم من رو به سمت ناتوانی کشید  من بود که اون نکرش  رو داشتم وتو به من دادی  .این بخش رو هم بخشیدم 

      خدایا برای  نافرمانی که داشتم کاره رو طبق ایده خودم به پیش می بردم‌ تاکید داشتم‌ که کارم درست بی نقص هست من برای هر چیزی که  بخاطر  این  افکار  به من برگشت کردی می بخشمت 

      خدایا برای قدردان نبودن درست نگاه نکردن به زندگیم برای سرسری رفتارکردنم یی بخش مشکل برام‌ساختی که ایست کنم وجلو نرم‌من می بخشمت 

      انقدرلیست بخشش داره زیادمیشه که خودم‌ از افکارم‌ احساس ناراحتی میکنم برای همین هم‌تورو میبخشم 

      با بخشیدن خدای  مربوط  دارم‌ نگاهم  مهربانش  رو دریافت میکنم که من کردم خدا من روبه این وسیله ایست  داد حالا که دریافتم خودم کردم و دارم همه رو توچندین مسیر دارم‌درست میکنم بازم برای همین نگاه جدید وتغییر که به زندگیم دادم‌نتیجه داده خداوند بود که با لمس اونها کارم به این‌مسیر به این فایل پرارزش رسید خدای بخشدمت  دست رو محکمتر گرفتی رهایم‌ نکن دوست عزیزم یار مهربان من دوست داشتنی  رو بشتر درک کردم

       تو  چاره نداشتن هیچ راهکار دیگه برای  نشان دادن افکار  رو نداشتی پس با بخشش خودت  هیچ  کله وشکایتی بین من تو. نیست این صافی که بین من وتو بود رو کناری بزاریم با دل صاف زلال هم دیگر رو اول خوب تماشا کنیم‌ که این اولین نگاه بودن‌کله وشکایت ندارم وفتی همه این سو تفاهم  رو بین من توابین بره تازه دوستی ما محکم میشه چون همدیگر رو بخشیدیم و من تو صاف زلال شدیم پس با هم بشیم باهم فکر کنیم تو راهکار بده من این باره به شکل که تودوست داری افکار رو و عمل کردم رو به همون شکل کنم ازمن فقط گوش کردن نه اجرا کردن افکاروعمل کرد خودم 

      این فایل رو  برای خودم‌ نگاه داشتم که اگه بازم  دچار اون همه رفتار  گدشته شدم فوری این مسکن که به دست اورم‌ رو دوباره بخورم که درد من رو گیج وکنک نکنه تا کارم به ببخش دوباره خداوند نرسه اگه تکرار بشه میشه یی عادت بد من‌. دیگه دوست ندارم  عادت اشتباه  تو دوستی  من‌ و تو  باشه 

       خدا پشت پناهم باش   من رو نگه داره نزار کارم به ببخش تکرای گذشته برسه همین جا کل بخشیدنم رو اجرا کردم‌ دیگه  جای  برام‌ دوست نشدن نزارم  دوست خوبم‌ که از من به خودم‌ نزدیکتر بودی ودیدیی که اگه به  شکل جلو برم‌جایی برای برگشت ندارم وجلوم رو گرفتی اون اجبار 

      با بخشیدن رهای هست وحس پرواز به وجود میاد 

      بخشدمت بازم بخشیدمت بازم بخشیدمت 

      یکی کمه دوتا غمه سه تا شد خاطر جمعه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 25352 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,013 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      چقدر فایل عالی بود حالم خوب کرد الان درک کردم که گفتید هر فایلی پلی کنید حالتونو خوب می‌کند میاد رو خط نرمال درسته با تمام وجود درکش کردم 

      اینم کاملا قبول دارم که خدا مجبور یه کارهایی برای ما انجام بده یه همزمانیهایی  رو برای ما رقم بزنه تا ما اون مسئله رو تجربه کنیم 

      چند دقت بود که خداروشکر سلامت بودم دارو مصرف میکنم  قرار برم شنوایی سنجی جور نشده برم و لی حالم خوب بود با اینکه صدای شما رو خیلی خوب نمیشنیدم 

      چند روز پیش من داروهایی که خیلی مصرف ندارم میزارم زیر کابینت چند روز پیش دنبال دارویی گشتم یه نایلون دارو اومد تو دستم که مخصوص بیماری پوستیم بود و خداروشکر چند وقت نمیدونم چند ماه بود که دیگه شفا گرفته بودم وقتی دیدم ترسیدم با خودم تو ذهنم گفتم عه چند وقت از این دارو استفاده نکردم بعدش گفتم خدایا شکرت 

      خدایا شکرت گفتم اما قبلش خیلی ترسیدم که یه فکری اومد تو دهنم که عه خداروشکر چقدر درد کشیدم چه درد شدیدی بود هر کاری میکردم خوب نمیشد آجر داغ میکردم مینشتم روش شیاف مسکن استفاده میکردم خلاصه چند لحظه ها فقط چند لحطه چند تا فکر اومد تو ذهنم بعدش خداروشکر کردم برای اینکه الان سالمم میخوام بگم که خدا مجبور طبق افکار من طبق فرکانس منفی زجر آور ترس نگرانی استرسی که من فقط چند لحظه داشتم  فرکانس بدی که ارسال کردم خدا مجبور طبق اونها برای من همزمانیهایی بسازه که من اون حال بد تجربه کنم دوباره خدا مقصر نیست مجبور بوده برای من این شرایط فراهم کنه گفتیم که ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم و خداوند هم بر اساس فرکانسی که ما ارسال میکنیم احساسی که ما داریم همزمانیهایی رو می‌سازه که من  اون حال بد تجربه کنم و الانم خداروشکر خداروصد هزار مرتبه شکر کرور کرور شکر که اون حال بد دوران بحرانی تجربه نکردم فقط یه ذره به اندازه نوک سوزن شاید تجربش کردم اما الهی الهی الهی که هیچ کس بقول معروف میخوان چیز بدی بگن میگن نصیب گرگ بیابونی نکنه چه برسه به ما که انسانیم الهی هیچ کس تجربش نکنه الهی همه همیشه در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودشون باشن 

      و برعکس اونم هست که من چند وقت بود که شفا کامل گرفته بودم چون یاد گرفته بودم که هیچوقت نباید به بیماری فکر کنم دربارش صحبت کنم خداروشکر این کارو هم انجام نمی‌دادم تازه هر وقت یادم می‌افتاد سپاسگزاری میکردم بخاطر تک تکقسمتهای بدنم که سالم هستند بخاطر شفایی که در قسمت‌های مختلف بدنم گرفته بودم بخاطر غذا تیروئدم که یه معجزه بزرگ بزرگ بزرگ بود به گفته پزشکان هر کسی که تیروئید داره باید هر روز صبح ناشتا قرصی بخوره که بجای اون غده کار میکنه یعنی کار اون غده رو انجام بده و من الان فکر کنم یکسالی باشه که اون قرص مصرف نکردم اما در ازمایشم نوشته بود که تیرویدم نرمال این یعنی چی یعنی معجزه شده غده تیروئدم کار خودش انجام میده و اینکه معجزه نشده خداوند مجبور شده طبق افکار عقیده و نگرش من که فرکانسهایی ارسال کردم رفتار کنه و غصه تیروئیدم دوباره فعال بشه 

      پس خداوند مجبور طبق افکار عقیده نگرش ما همزمانیهایی رو برای ما رقم بزنه که بعزن بعضی هاش خوشایند ما نیست بعضی هاش هم آنقدر برای ما لدت بخش که ما فکر می‌کنیم در زندگیمون معجزه رخ داده 

      با تمام این تفاصیل گه گفتم بازم عقیده دارم معجزه بوده که رخ داده هنوز خوب انگار مجبور بودن خدا رو درک نکردم تکرار بشه بهتر درک میکنم الان فقط اومدم تو سایت یه فایل گوش کنم احساسم بیاد رو خط نرمال تو حال بد نمونم 

      و تازه درک کردم یکم که بخاطر بیماری یا اتفاقات بدی که برامون میافته هم باید سپاسگزاری کنیم چون خداوند من به من نزدیک چون اینم شنیدیم که هر آنچه از جانب خدا رسد همه خیر و خوبیست هر آنچه بدی رسد از جانب خود توست یا از جانب اطرافیان توست که شنیدی 

      که خدا مجبور جواب بده به فرکانسی گه من ارسال کردم وگرنه با من یا هر کس دیگه هیچ خصومتی نداره که برامون بد بخواد 

      ولی استاد احساس میکنم چند بار دیکه ام باید این فایل گوش کنم  چون هم خیلی عالی بود هم درک بیشتری از مطالبش داشته باشم 

      استاد یه داستان واقعی دیگه براتون تعریف کنم 

      هفته پیش رفتیم باغ گردو پایین کنیم یه قسمتی از مسیرمون رودخونه است که الان خشک فقط تا اوایل خرداد آب داره پارسال دیدم یه گیاهی دراومد تو رودخونه یه میوه کوچیک داره مثل هندوانه ست نگاش کردم لدت بردم عکس انداختم رد شدم هفته بعد اومدم دیدم میوه نداره امسال بازم رد شدم هفته پیش دیدم یه گیاهی سبز شده میوه‌ای داره مثل میوه‌ای استوایی بعصی هاش کوچیک بود بعصی هاش اندازه پرتقال درشت بعصی هاش اندازه پرتقال کوچکتر من اونا رو چیدم آوردم خونه باز کردم خوردیم خیلی خوشمزه بود دو نوع بود بعدش نمونه اش یعنی رسیده یکی از میوه‌ای که شبیه طالبی بود تو بازار محله دیدم نوشته بود شاه پسند تستر هم گذاشته بود میخواستم بگم که اینم یه همزمانی بود که بر اساس فرکانس خوبی که من ارسال کرده بودم خداوند برای من رقم زده بود چون من موهاشو چیدم خوردم من دیدمش پس بر اساس فرکانس من بود ولی نمیدونم چه فرکانسی فرستادم که این همزمانیها رو تجربه کردم ولی میدونم فرکانس خوب بوده چون من خیلی خوشحال شدم عشق کردم ذوق کردم اون میوها رو دیدم شاید هم چون من دوست داشتم میوه‌ای استوایی تجربه کنم گرون بودم خدا برای من اونها رو گذاشته بود من هر وقت هر چیزی نیاز دارم گرون باشه نمیخرم و میگم و عقیده دارم ایمان دارم مطمئنم خداوند یه جایی ارزونترشو برام گذاشته تا به موقع من برم اونو تهیه کنم حالا شاید این میوها هم همین باشه 

      هفته بعدش رفتم میوها رشد نکرده بود چون آب نمی‌خورد داشت خشک میشد خدایا شکرت خدایا خیلی بزرگی خیلی به من نزدیکی که مجبور هستی طبق فرکانس من شرایط زندگیم رقم بزنی یا من لدت میبرم یا نه گله و شکایت میکنم و خداروشکر اینم یاد گرفتم که گله و شکایت نکنم خیلی زیاد نتونستم در بعصی از موارد گله و شکایت نکنم ولی سعیم میکنم خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/07/12 19:05
      مدت عضویت: 484 روز
      امتیاز کاربر: 13795 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز،

      سلام خدای مهربون و همراه همیشگی من خدای جهان زیبا برای انسان‌هایی که افکارشان زیبا هست و ایمان واقعی نسبت به تو دارند من تو را دوست می‌دارم ومیبخشم،

      می‌بخشم برای افکار بدی که درباره زندگی خودم نعمت‌های تو داشتم و ناسپاس بودم و با این فکر دریافت نعمت‌ها رو روی خودم بسته بودم و فکر می‌کردم که تو نمی‌خواهی که به من این طعمی که دوست دارم را بدی تا لذت بیشتری از زندگی ببرم اما نمی‌تونستم که با افکار خودم و احساسی که نسبت به تو و نعمت تو داشتم اون اتفاق رو برای خودم جذب می‌کردم و در زندگی رقم می‌زدم،

      با ارتعاشات و فرکانس‌های خودم � به سمت تو می‌فرستادم توقع داشتم چقدر قشنگی و خوبی به من برگرده در صورتی که فکرهای ناامید کننده و نگران کننده داشتم،

      در خیالم تو یک انسان بودی که از حرف انسان‌ها و رفتار اون‌ها ناراحت می‌شدی ناراحت از کارهای ما از رفتار ما و از عبادت‌های ناقص ما،

      ناراحت می‌شدی از اینکه من همیشه در حال شکرگزاری نبودم سپاسگزار واقعی با اعمال خوب در ذهن خودم نبودم ،

      من میدونم که مشکل کجاست اول از همه خودم رو می‌بخشم در واقع این من بودم که باید درست انتخاب می‌کردم که تو رو چگونه بشناسم من با تو چگونه حرف بزنم و از تو چگونه درخواست کنم و من برای افکار اشتباه خودم خودم رو می‌بخشم زیرا که تو مجبور بودی با طرز فکرم اتفاق‌های مرتبط رو به من بدی،

      البته من هم در این موضوع تقصیری ندارم زیرا که بر اساس تربیت ذهنی بزرگترها من هم رشد کرده بودم و باورهای ذهنی من شکل گرفته بودند،

      چون در بچگی که من از تو شناختی نداشتم و تو رو همون گونه که هستی می‌دیدم و قبول داشتم اما رفته رفته که بزرگتر می‌شیم بر اساس باورها و نگرش بزرگترها در زندگی باید یک سری کارها رو انجام بدیم که تو ناراحت نشی یک باور غلط نسبت به تو بوده که احساس ناراحتی رو به تو نسبت می‌دهیم،

      خوب تو هم مجبور بودی که بر اساس باورها و ذهن من اتفاق‌های زندگیم رو به من بدی چون من که همیشه قدرت ذهن خودم رو ‌شناختم و بهش آگاه نبودم فکر می‌کردم که اگر چیزی به صلاح من باشه خودت اونو در زندگی من قرار میدی و اگر هم به صلاح من باشه در زندگی من هر چقدر هم که التماس و دعا کنم قرارش نمیدی،

      من حتی درباره شاد بودن افکار اشتباهی داشتم فکر می‌کردم خداوند انسان‌هایی رو که شاد هستند می‌خندند و به قول خودمان هیچ دغدغه‌ای ندارند و ذهن آرامی دارند،

      کسایی رو دوست داره که همیشه با نماز خواندن روزه گرفتن و التماس و گریه از او طلب و درخواست نعمت می‌کنند،

      و  نمیدونستم خدا مجبور است که ب اساس باور های ما نگرش ما و طرز فکر ما و انتخاب افکار ما مجبوره بهمون جواب بده چون اون چیزی رو جذب میکنیم که بهش توجه میکنیم ،

      من هم میبخشم و با احساس خوب و افکار زیبا در باره س خدا میخوام که به شناخت درستی از زندگی و دریافت نعمت ها برسم و اگر تا الان خدا کاری انجام داده مجبور بوده چون من اون افکار رو انتخاب کردم ،

      و امروزه با اگاهی میخوام بهترین ها رو انتخاب کنم تا خدا بر اساس افکار خودم جوابم رو با طعم های خوب ارامش شادی لذت بردن از زندگی زو بده و همیشه در دبم به خداوند مهربان اطمینان دارم که اگر به بهترین ها فکر کنم بهم بهترین هارو میده و او شنونده ی اگاه است ،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/07/12 08:36
      مدت عضویت: 498 روز
      امتیاز کاربر: 61429 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 732 کلمه

      به نام خدای مهره چین و بی نهایت 

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و بی نظیرم و دوستان همراه

      خدایا سپاسگزارم بابت نور و آگاهی های ارزشمندی که هر روز از طریق استاد اعجاز به قلب و روح من ریخته میشه. 

      خدایا بخشیدمت…! 

      بخاطر تمام لحظه هایی که چاره ای نداشتی جز اینکه جواب ارتعاش های ارسالی خودم رو به من نشون بدی…

      بخشیدمت….! 

      بخاطر تمام همزمانی هایی که باید بر اساس احساس غالب من در زندگی من ایجاد میکردی….

      بخشیدمت….! 

      بخاطر تمام لحظه هایی که (شاید حتی بر خلاف میلت!) منو در شرایط سختی  قرار دادی تا به خودم بیام و رازهای جهان هستی رو کشف کنم و پی به معجزه ی ذهن و افکار غالب مثبت ببرم و نبردم!! 

      بخشیدمت….!

      بخاطر تمام لحظه هایی که چاره ای نداشتی جز اینکه علیرغم بخشش و فضل بی نهایتت، به اندازه ی باورهام از موهبت های جهان، بهره مندم کنی…! 

      بخشیدمت….! 

      بخاطر تمام آرزوهایی که در مدارشون نبودم و کاری از دستت برنمیامد و نتونستی اون آرزو رو برای من براورده کنی چون من مسئول پر کردن این فاصله ی مداری بودم…!

      بخشیدمت…! 

      بخاطر تمام سالهایی که چاره ای نداشتی جز اینکه بهره ی بسیار بسیار کمی از ثروت، موفقیت و خوشبختی به من بدی چون من ازت توقع کمی داشتم…! 

      السا رو هم بخشیدم…! 

      بخاطر تمام سالهایی که در آشفتگی ذهنی، در پی یافتن حقیقت دست و پا میزد و چقدر دیر به مسیر حقیقت هدایت شد….! چقدر دیر راه رو پیدا کرد….چقدر دیر به حقایق رسید….

      السا هم مثل خداوند چاره ای نداشت! السا هم در هر لحظه از زندگیش -بهترین خودش- رو نشون داده، تمام آنچه از دستش بر میامده….تمام آنچه در اون موقعیت، در اون مدار، به اندازه ی اون ظرف و آگاهی، داشته از خودش به جهان هستی در قالب ارتعاش نشون داده….

      السا هم مثل خداوند چاره ای نداشته! گاهی خسته شده، دلسرد شده، منبع انرژیش کم و یا حتی خالی شده، امیدش کمرنگ شده…

      السا هم مثل خداوند چاره ای نداشته!!  گاهی مشکلات، براش سخت و سنگین بوده، تحمل روزگار براش سخت بوده و نمیدونسته راهش اینه که احساسش رو خوب کنه و در وسواس فکری نمونه، و ارتعاشش رو ارتقا بده… چون آگاهی هاش در اون سطح بوده ….

      السا هم مثل خداوند چاره ای نداشته…! چون عزت نفسش، احساس لیاقتمندیش، جسارتش، کم بوده و نمیدونسته ریشه ی مسائل و مشکلات زندگیش اینه! 

      اما….الان….

      هم السا چاره داره هم خدا…! 

      الان السا فهمیده راز هستی و زندگی رو…

      حقایق داشتن زندگی و شرایط ایده آل و راه رسیدن به خواسته هاش رو…

      راز داشتن احساس و ارتعاش عالی رو…

      چگونگی رسیدن از ناامیدی و خستگی به امید و احساس مثبت رو…

      پس مدارش داره روز به روز ارتقا پیدا میکنه… احساسش داره روز به روز بهتر میشه….کیفیت زندگیش در این یک سال اخیر ، 180 درجه تغییر و افزایش پیدا کرده ، السای 402 با السای 401  دنیا دنیا تفاوت داره و پیشرفت کرده….

      چاره ی السا، رسیدن به مدارهای ارتعاشی بالاتر و احساس خوب پایدار تره، پس چاره ی خدا هم پاسخ به همین ارتعاش های بهتر و احساس ِ خوبِ  بیشتره….

      السا یه سری وظایف داره…وظیفشه شاد باشه. وظیفشه شکرگزار باشه، وظیفشه به داشته هاش توجه کنه، وظیفشه منظم و منضبط در مسیر بمونه، وظیفشه مراقب افکار و رفتارش باشه…وظیفشه هر روز بیاموزه، وظیفشه هر روز به ظرف آگاهی هاش گنجایش بیشتری اضافه کنه، وظیفشه هر روز مراقب مثبت های ذهن و باورهاش باشه. 

      خدا هم وظایفی داره…..وظیفشه هر چی السا ازش میخواد براش فراهم کنه…وظیفشه عشق رو در زندگی و لحظاتش جاری کنه…وظیفشه ثروت و برکت رو در زندگیش روز افزون کنه، وظیفشه بهترین و عالی ترین افراد و همزمانی ها رو براش زقم بزنه، وظیفشه گلچین شده ترین آدمها رو سر راهش بگذاره، وظیفشه به زندگی ایده الی که السا ازش میخواد برسوندش….

      چند وقت پیش در کتابی، یکی از صحبت استاد عزیز رو  میخوندم : 

      “ارتباط با خدا همیشه و در تمام طول تاریخ از سمت انسان به سمت خدا آغاز شده، حتی در پیامبران نیز اینگونه بوده، هیچوقت خدا برای ارتباط با ادمها پیش قدم نشده”. 

      پس من هم برای بخشیدن خدا پیش قدم میشم. 

      بخشیدن، قدم اول عشق و رابطه ای ایده آله. 

      پس من با بخشیدن خدا، پیش قدم میشم، تا رابطه ای سرشار از عشق، رابطه ای ایده آل و دوستانه باهاش داشته باشم. 

      وظیفه ی من، بخشیدن، و عشق ورزیدنه، وظیفه ی خدا هم پذیرش بخشش من، و بی شمار موهبت دادن در پاسخ عشق من هست….

      و من پر از شوقم به ادامه ای این رابطه….به قشنگ تر شدن زندگیم…به تجربه ی تمام خواسته هام….تجربه ی عشق…تجربه ی تمام زیبایی هایی که لایقش هستم….

      خدایا سپاسگزارم

      استاد عزیزم سپاسگزارم 

      عشق و نور جاریست….

      السا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 39 از 8 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      1402/07/12 08:26
      مدت عضویت: 1119 روز
      امتیاز کاربر: 3887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      به نام خدای مهربان وحکیم

      سلام ودرود بر استاد عزیز ودوستان همراه

      استاد این فایل هم مثل همیشه عالی بود وپر بار 

      همه ما بهترین خاطراتمون مال زمان کودکی چون تنها دوره ای از زندگی بوده که نگرشمون به خداوند صحیح بوده واسوده وبی باک زندگی کردیم بدون ترس واهمه هرچی بزرگتر شدیم طرز فکرمون دیدگاهم ن به خداوند تقییر کرده وزندگمون بر همون اساس بالا وپایین داشته من خودم یادمه بچه که بودم تو دوران ابتدایی از مادر بزرگم شنیدم هرکی دروغ بگه باید اون دنیا دوتا دونه جو رو بهم گره بزنه یعنی خدا مجبورش می کنه دوتا دونه جو می ده دستش تا گره نزنه. ولش نمی کنه این موضوع به حدی برای من جدی شده بود پذیرفته بودم که کابوس شده بود بارها دور از چشم بقیه دوتا دونه جو رو می بردم امتحان می کزدم ببینم می تونم بهم گره بزنم از همون موقع می خواستم تمرین کنم یاد بگیرم که وقتی رفتم اون دنیا بتونم این کار رو بکنم هر بار که مجبور می شدم تو عالم بچگی دروغی بگم اولین چیزی که تو سرم. جرغه می زد همون گره زدن دونه جو بود که هرگز نمی شد گره بخوره ومن ناامید می شدم وترس همه وجودم رو می گرفت

      این موضوع وهزاران موضوع دیگه باعث شد من همیشه از خدا بترسم سالها خدا رو پشت کامپیوترهای بزرگی تصورمی کزدم که داره از تو اون کامپیوترها زندگی من می بینه وکنترل می کنه 

      پارسال که پنج فایل تقییر زندگی از شما که تو سایت هست رو گوش دادم خیلی نگاهم به خداوند تقییر کرد اینکه جهان هستی دارای طبقات مختلفی هست وهرکس بر اساس تفکر ونگرش خودش در طبقه ای از این جهان هست واینکه جهان قانون داره وزندگی ما طبق قانون جهان هستی نظم دهی شده واینکه خداوند هر کدوم از مارو در بهترین حالت خودمون قرار داده چی اونی که سر چهار راه داره فال می فروشه چی اونی که توی بهترین کاخ داره زندگی می کنه وخدا حواسش به همه هست وما طبق همون قانون داریم زندگی می کنیم 

      این حرفها خیلی برام شنیدنی وگوارا بوده وهست وهمیشه برام جالبه چون دست می زاره رو اون نقطه ضعف ما که همون شناخت ناصحیح روی خداوند با این وجود هنوزم خیلی وقت ها فکرمی کنم خدا ازم دوره وحتما لازمه دعا کنم وازش بخوام تا باز بهم توجه کنه انگاز از خونه ما رفته ومن حتما باید دوباره صدا ش کنم تا برگرده  یه وقتایی با همسرم جز وبحثی می کنم ومی دونم من مقصرم همون موقع اذان می ده روم نمی شه برم نماز بخونم خجالت می کشم چون تصورم اینه که خدا ازم ناراحته یا دخترم می ره مدرسه اگه موقعی ای که در رو می بنده دعا نکنم براش یا نگم خدایا سپردم دست خودت تصورم اینکه خدا ازم ناراحت می شه وحتما باید بهش یادآوری کنم

      وهزاران تصور اشتباه دیگه راجب خداوند که واقعا اشتباهه

      حالا تو این فایل شمابازم بهم یادآوری کردین که جهان هستی براساس قانون اداره می شه هرکسی در طبقه خودش برای خودش خواسته داره زندگی می کنه وخداوند مجبوره زندگی اونو طبق تفکر ونگرش خودش اداره کنه چون این قانونه وخداوند ومحبوره طبق این قانون عمل کنه تازه اون بخاطر رحم ومحبتی که به ما داره ما رو در بهترین حالت خودمون قرار داده وگرنه اگه می خواست به همه تفکرات ما عمل کنه که هیچ 

      بازم ازتون ممنونم بخاطر همه آگاهی های نابتون زنده وتن درست باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم