0

با یادگیری زبان لاغری برای همیشه متناسب شویم (گام ۲۸)

زبان لاغری
اندازه متن

🧠 رفتارها، واکنش‌ها و شرایط جسمی ما، تحت تأثیر زبانی هست که با خودمون صحبت می‌کنیم.

📍 این جلسه ادامه گام ۲۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

اگه زبان لاغری 🪶 رو یاد بگیریم و باهاش زندگی کنیم ✨، ذهن ما پیام لاغری به بدن می‌فرسته 📡.

اما وقتی با زبان چاقی 🍔 فکر می‌کنیم، بدن هم همون‌طور رفتار می‌کنه و چاقی رو حفظ می‌کنه ⚖️.

🗣 انسان‌ها چندزبانه‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کنیم!

ما آدما همیشه برای حرف زدن از زبان گفتاری استفاده می‌کنیم، مثل زبان فارسی که بیشترمون از بچگی یادش گرفتیم. 🧒🇮🇷

ولی یه چیز جالب‌تر اینه که بدن ما هم زبان خودشو داره… زبانی که مستقیماً روی سلامتی، چاقی یا لاغری‌مون اثر می‌ذاره! 💬➡️🏃‍♀️⚖️

زبان لاغری

این زبان می‌تونه زبان چاقی باشه یا زبان لاغری!

وقتی کسی زبان چاقی رو از کودکی یا حتی در بزرگسالی یاد بگیره، بدنش هم طبق همون زبان پیش می‌ره و چاقی رو حفظ می‌کنه 🍕➡️🍩➡️😓

اما وقتی یاد بگیری با زبان لاغری با خودت و بدنت حرف بزنی، کم‌کم همه‌چی تغییر می‌کنه… هم ذهنت سبک می‌شه، هم بدنت! 🪶🧘‍♀️🌿

📚 همون‌طور که ما زبان فارسی رو با شنیدن و تکرار و استفاده یاد گرفتیم، زبان لاغری هم یه زبان کاملاً قابل یادگیریه.

همون‌طور که نقاشی، موسیقی، یا آشپزی زبان خودشونو دارن، لاغر شدن هم زبان مخصوص به خودش رو داره! 🎨🎶🍳

و خبر خوب اینکه:

✨ تو هم می‌تونی این زبان رو یاد بگیری، باهاش زندگی کنی و از چاقی برای همیشه خداحافظی کنی 💛👋😊

🧠 تاثیر زبان چاقی بر زندگی ما

تا حالا به این فکر کردی که چاقی، درست مثل زبان مادری، یه چیز یادگرفته‌شده‌ست؟ 🍼🗣

ما زبان چاقی رو خیلی راحت یاد گرفتیم؛ بدون اینکه خودمون بخوایم. از محیط اطراف، خانواده، رفتارها، باورها… همه اینا کمک کردن که کم‌کم چاقی تبدیل بشه به یه زبان آشنا برای ذهنمون. 🧁🍟🧃

حالا همینطوری که به‌راحتی می‌تونیم فارسی حرف بزنیم، ذهن و بدنمون هم به همون راحتی با زبان چاقی رفتار می‌کنن! 🧠➡️⚖️

🔁 خیلی‌ها سال‌هاست دارن با رژیم، ورزش، قرص، عمل و هر روشی می‌جنگن تا لاغر بشن… ولی واقعیت اینه که این کارا درست مثل اینه که بخوای زبان فارسی رو فراموش کنی! 😵📉

🛑 رژیم گرفتن مثل اینه که بگی: “از امروز دیگه فارسی حرف نمی‌زنم!”

تا کی می‌تونی دوام بیاری؟ یه روز؟ یه هفته؟ تهش دوباره برمی‌گردی به همون زبانی که مغزت باهاش راحت‌تره.

✅ اگه واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید یه کار دیگه بکنی:

زبان لاغری رو یاد بگیر! 🧘‍♀️🪶

یعنی باید به ذهن و بدنت یاد بدی که لاغری هم یه زبان جدیده، با باورهای تازه، واکنش‌های جدید، و سبک فکر متفاوت.

وقتی زبان جدید رو یاد بگیری، بدن هم خودش کم‌کم بهش عادت می‌کنه و بر اساسش تغییر می‌کنه. 🪴✨

🎯 یادگیری زبان لاغری

اگه بخوای لاغر بشی، راه‌های سخت و طاقت‌فرسا زیادن… ولی یه راه ساده‌تر و مؤثرتر هم وجود داره: یادگیری زبان لاغری! 🧠🪶

همون‌طور که خیلی‌هامون علاوه‌بر فارسی، زبان‌های دیگه‌ای مثل انگلیسی یا ترکی رو یاد گرفتیم 🗣️🌍، می‌تونیم کنار زبان چاقی که ناخودآگاه آموختیم، زبان لاغری رو هم یاد بگیریم و کم‌کم جایگزینش کنیم. 🔁

بدن ما همون چیزی رو اجرا می‌کنه که ذهن دستور می‌ده، پس اگه زبان ذهن تغییر کنه، رفتار جسم هم عوض می‌شه. ⚖️➡️🏃‍♀️

👂 برای اینکه این موضوع برات قابل درک‌تر بشه، تصور کن که فارسی زبان مادری ماست و حالا قراره زبان انگلیسی رو یاد بگیریم. اولش سخت به نظر می‌رسه، ولی با تکرار و تمرین، اون زبان جدید برامون قابل فهم و کاربردی می‌شه.

زبان لاغری هم دقیقاً همینه!

🎧 توی فایل آموزشی «زبان لاغری را یاد بگیرید» من این موضوع مهم رو خیلی ساده و کاربردی توضیح دادم.

حتی درمورد زبان ورزش کردن هم صحبت کردم؛ اینکه چطور وقتی ذهنمون زبان لاغری رو بلده، ورزش دیگه تبدیل به زور و اجبار نمی‌شه، بلکه یه انتخاب لذت‌بخش می‌شه. 🧘‍♀️🎽

💡 مطمئنم با گوش دادن به این فایل، هم درک عمیق‌تری از لاغری با ذهن پیدا می‌کنی، هم کمک می‌کنی ذهن و بدنت در مسیر لاغری واقعی و پایدار قرار بگیره.

🔄 تاثیر زبان چاقی و زبان لاغری بر زندگی

تا حالا به تفاوت رفتارهای افراد چاق و لاغر دقت کردی؟ 🤔

اگه با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم که فرق بین این دو گروه فقط در ظاهر نیست، بلکه در نوع نگاه، فکر کردن و حتی حرف زدن با خودشونه.

در واقع، زبان چاقی و زبان لاغری تأثیر مستقیم روی ذهن و زندگی ما دارن. 🧠💬⚖️

👀 وقتی به رفتارهای طبیعی افراد لاغر نگاه می‌کنیم، می‌فهمیم که چقدر افکار، انتخاب‌ها و واکنش‌هاشون متفاوته با کسی که اضافه وزن داره.

اونا ناآگاهانه با زبان لاغری فکر می‌کنن، تصمیم می‌گیرن و زندگی می‌کنن.

برای همین هم همیشه متناسب می‌مونن، بدون اینکه لازم باشه دائم رژیم بگیرن یا با خودشون بجنگن. 🪶🌿

از اون طرف، افرادی که چاق هستن، ناآگاهانه با زبان چاقی زندگی می‌کنن.

افکارشون، احساساتشون، و واکنش‌هاشون به غذا، حرکت، آینه، ترازو و… همه از این زبان تغذیه می‌شه. 🍕🛋️🌀

نتیجه؟ بدنشون هم همون مسیر رو دنبال می‌کنه و چاق می‌مونه.

🔍 نکته مهم اینه که از نظر ساختار فیزیکی یا توانایی‌های بدنی، هیچ فرقی بین فرد چاق و فرد لاغر وجود نداره.

تنها تفاوت در نوع افکاریه که در طول روز در ذهنشون تکرار می‌کنن… و این افکار، بازتاب همون زبانیه که در ذهنشون جا افتاده.

✅ پس اگه ما بتونیم زبان ذهنمون رو عوض کنیم و زبان لاغری رو یاد بگیریم، کم‌کم افکارمون تغییر می‌کنه، رفتارمون عوض می‌شه و بدنمون هم همراه با اون متحول می‌شه.

🧘‍♀️ یادگیری زبان لاغری یعنی یاد گرفتن یه سبک فکر، یه نگاه تازه به خودمون، و یه مسیر جدید برای رسیدن به تناسب اندام واقعی و پایدار.

تاثیر زبان چاقی🚫 چرا لاغر نمی‌شویم؟

💡 اگه می‌خوای زبان لاغری رو با راهنمای کامل و قدم‌به‌قدم یاد بگیری، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا لاغر نمی‌شویم؛ در ادامه هم توی گام ۲۹ سراغ «امنیت جسمی و چاقی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 173 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.29 از 92 رای

https://tanasobefekri.net/?p=14136

173 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

173 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۹ ۱۲:۱۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 668 کلمه

                  “به نام خداوند هستی بخش و یکتا”

      درود و سلام به همگی ؛

      گام بیست و هشتم ؛ یادگیری زبان لاغری ؛

      امروز ۹ بهمن ۱۴۰۱ خدا را شکر که توانستم گام بیست و هشتم را بردارم.من کورد هستم و طبیعتا زبان مادری من کوردی است که من آن را از بچگی یاد گرفته ام و از طریق آن با اطرافیان ارتباط برقرار می کنم.تقریبا قبل از ورود به مدرسه من با زبان ملی کشورم ایران که زبان فارسی است آشنا شده ام و آن را به خوبی یاد گرفته ام چون تمامی آموزش های ما به زبان فارسی است و برای ادامه تحصیل و ورود به اجتماع بزرگتر باید زبان فارسی را یاد بگیریم بدون اینکه زبان اصلی خود که همان کوردی است را فراموش کنیم.در دوران راهنمایی کم کم با زبان انگلیسی آشنا شدم و شروع به یاد گیری آن کردم و تا حدودی آن را یاد گرفتم البته بدون فراموش کردن زبان اصلی که همان زبان کوردی و زبان ملی که همان زبان فارسی است.این نشان دهنده ی توانایی ذهنی ما برای یاد گیری و آموزش هر چیزی است که ما می توانیم آن را به راحتی آموزش ببینیم و یاد بگیریم.همه ی ما افراد چاق یک زبان مشترک داریم که همان زبان چاقی است که با یاد گرفتن آن در طول زندگی کم کم زبان واقعی جسم خود که زبان لاغری است را بلا استفاده گذاشته ایم و رها کرده ایم.چون زبان اصلی جسم ما لاغری است نه چاقی و ما اگر زبان جدیدی را یاد بگیریم دلیل بر این نیست که زبان قبلی را فراموش کرده باشیم فقط دیگر از آن استفاده نمی کنیم پس الان با توجه به این موضوع ما افراد چاق دوباره می توانیم با آموزش مجدد زبان لاغری ، به خوبی آن را به یاد بیاوریم و از آن استفاده کنیم تا بتوانیم به حالت طبیعی جسم خود یعنی لاغری دست پیدا کنیم.اوایل که من تازه به این مسیر هدایت شدم و خیلی شوق و اشتیاق فراوانی پیدا کردم از آشنایی با این مسیر و روش ، دوست داشتم به بعضی از اطرافیانم که آنها هم اضافه وزن دارند درباره ی این روش و مسیر توضیح بدهم و این کار را نیز کردم اما آنها توجه آنچنانی نکردند و راه و روش خود را ادامه دادند.بعد از آن متوجه شدم که ابتدا خداوند مرا به این مسیر هدایت کرد و پس از آن هم خود این مسیر هم مرا دعوت به حضور در این مسیر نموده است و خواهان حضور من در مسیر لاغری با ذهن بوده است و خدا را شکر میکنم که با این روش و مسیر زیبا آشنا شدم.با دیدن فایل یاد وقت هایی افتادم که من هم هر چند وقت یکبار خودم را با ترازوی خانگی وزن می کردم و این باور را داشتم که وزن واقعی من صبح ها بعد از رفتن به سرویس بهداشتی و بدون لباس می باشد و  حتی گوشواره و زنجیر و گیره ی مو را از خودم جدا می کردم و ترازو را بر روی سرامیک و یک جای تخت قرار می دادم و بعد از آن بر روی ترازو قرار می گرفتم و خودم را وزن می کردم.واقعا این کارها چه معنی داشت؟!جز اینکه نشان از فشار فراوان چاقی و اضافه وزن بر ذهنم و بیشتر از آنکه بر جسم من فشار بیاورد چند برابر بیشتر بر ذهن و روان من فشار وارد می کرد و این دردناک و زجر آور بود.خدا را شکر از زمان شروع دوره من خیلی کمتر بر روی ترازو میروم و سعی می کنم کمتر از این هم این کار را انجام دهم و با احساس و مشاهده ، کار ترازو را انجام دهم و لاغری خود را بسنجم چون من به این روش و مسیر ایمان دارم و مطمئنم که از طریق آن به تناسب اندام و لاغری خواهم رسید و در واقع به توانایی شخص خودم هم باور دارم پس دیگر نیازی به استفاده ی مکرر و وسواس گونه از ترازو برای سنجش کاهش وزن و لاغری خودم ندارم.لاغری و تناسب اندام راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مژگان رضی زاده
      مژگان رضی زاده
      ۱۴۰۱/۰۴/۰۱ ۱۸:۰۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      سلام✋️ خدمت خانواده عزیز تناسب فکری و استاد عطار روشن بزرگوار🌹

      بنده فایل تصویری و صوتی استاد رو دو یا سه بار گوش کردم متن بالای فایل رو خوندم و حتی نسبت به گام های قبلی نظرات بیشتری از دوستان رو مطالعه کردم بله کاملا درسته که باید زبان لاغری رو یاد بگیریم

       ولی برای من جای سوال شده که زبان لاغری چیه شاید اگه بخوام به این سوال جواب بدم باید اول بدونم که زبان چاقی چیه ؟

      دو روزه ذهنم درگیر این مسئله است که زبان چاقی چیه و زبان لاغری چیه 

      در نوشته های دوستان بیشتر به این اشاره شده بود که باید زبان لاغری رو یاد بگیریم و من قبلا چه کارهایی می کردم چه سختی هایی به جسم می دادم و تمام مثال هایی که که خود استاد هم زدن .

       این مسئله ذهن منو اونقدر درگیر کرد که من تصمیم گرفتم برم دوره را خریداری بکنم و دیگه تو این مسیر رایگان قدم بر ندارم چون احساس کردم دیگه اینجا سوالاتی برام پیش میاد که اطلاعات فایل های رایگان شاید پاسخگوی نیاز من نباشه .

       و خیلی جالب اتفاقی افتادکه حالا نمیدونم گفتنش اینجا جایز هست یا نه ولی دیروز همین که اومدم توی سبد خرید و  گزینه بانک رو انتخاب کردم که وجه  دوره ی عزیزمو🥺 واریز بکنم تو این فاصله گوشیم زنگ خوردو خیلی جالب نمیدونم شاید گاهی اوقات حکمت اتفاقی که برامون میفته از فهم و درک فعلی ما خارج باشه.

       واقعیت برادرم  به من زنگ زد و گفت به دلیل مشکلی که براش پیش اومده تقاضای یک مقدار بیشتر از هزینه ی دوره پول از من کرد .🤦‍♀️

      من دقیقا اون لحظه توی سایت بودم که ایشون به من زنگ زد و من گفتم که یه چند لحظه بعد باهات تماس بگیرم خیلی ذهنم به هم ریخت 

      یعنی توی دوراهی موندم که آیا بگم ندارم و دوره ایی که خیلی ذوق شرکت در اون رو داشتم خریداری بکنم یا به داداشم  کمک کنم چون تو شرایطی بودش که حتما ضروری بود به من زنگ زد .

       به هر حال من تصمیم گرفتم که بهشون کمک کنم نمیدونم واقعا حکمتش چی بود ولی خیلی با ذوق و حال خوب اومده بودم توی سایت برای تهیه دوره خیلی از دیروز حالم گرفته شد ناراحت شدم و احساس کردم که خوب اگه قرار بود پول بدی و بعدش ناراحت باشی چرا این کارو کردی؟

      امروز که اومدم تو سایت به یک فایل استاد برخورد کردم که  از سفر و اتفاقات اون سفر صحبت کرده بودن بعد گوش دادن به اون فایل ها و نوسان احساسی که استاد در موردش حرف زده بودن حالم بهترشد درسته از دیشب  تا امروز  ذهنم مشغول بود امروز که این فایل ها رو گوش کردم با یه احساس خوبی مواجه شدم و احساس کردم که نه کار درستی کردم 

      به خودم قول دادم که تو اولین پولی که دستم میاد بتونم مجدد بسته رو خریداری بکنم چون احساس کردم که دیگه به نقطه ای رسیدم که شاید این اطلاعاتی که توی مسیر لاغری که گفته خیلی خوبه ولی پاسخگوی سوالات من نیست به هر حال بازم خداروشکر می کنم شاید دیروز حالم زیاد خوب نبود ولی امروز تصمیم گرفتم که بپذیرم شرایط رو.

      چون  من که تصمیم قطعی گرفتم دوره را خریداری کنم حالا یکم دیرتر.

      و اگه این مسئله رو اینجا مطرح کردم واقعیش چون احساس می کنم همونطور که اول تمام تمرینات سلام به خانواده بزرگ تناسب فکر می کنم حس کردم که دارم توی جمع خانواده خودم مسئله ای که برام اتفاق افتاده رو بیان میکنم تا در انتها سوالی که برام پیش اومده رو بتونم از استاد بپرسم تا زمانی که بتونم دوره را خریداری بکنم.

       به هرحال حقیقتش این تمرین زبان لاغری بیاموزیم را مجدد  امروز گوش کردم ولی دوست داشتم از استاد بپرسم استاد اگه زبان چاقی را بلد باشیم  هر چیز مخالف اون میشه زبان لاغری ؟؟واصلا زبان لاغری چیه؟؟؟چه افعالی نشان دهنده ی زبان لاغری در افراد متناسبه. آیا عادت‌ها، رفتار ،نوع تفکر ذهنی اونها راجع به غذاخوردن سیری گشنگی و تمام مسائل مربوط به تناسب اندام می‌شود زبان لاغری؟؟؟

      ممنونم که هستید .و خداروشکر میکنم که این سایت این صفحه اونقدر صمیمی و باحالِ خوبه که وقتی با هر مشکلی واردش میشم راه روشن و درست رو بهم نشون میده .واز همه مهمتر حالم خوب میشه .خدایا شکرت 🤲🤲🤲🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار زهرا
        ۱۴۰۲/۰۴/۱۸ ۰۹:۵۲
        مدت عضویت: 1284 روز
        امتیاز کاربر: 12955 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        سلام 

        چه کار خداپسندانه ای  انجام دادید که اول به برادرتان کمک کردید و چقدر خداوند و برادرتان از شما راضی هستند انشاالله به زودی این دوره را خریداری خواهی کرد . با تشکر 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار عطا
        ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۱۸:۰۶
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 1,032 کلمه

        سلام . خوبین ؟ 

        سوالایی که در ذهن شما ایجاد شده بود در ذهن منم قبلا ایجاد شده بود . این که اکثر بچه ها خوب میدونند  در مسیر چاقی چه فرمولهایی داشتند و بیشتر از اونا صحبت می کنند . اما خیلی کم در مورد لاغری مینویسن  . 

        چیزی که به ذهنم رسید اینه که من خودم باید زبان لاغریم رو کشف کنم . چون ما زبان لاغری رو بلدیم و در حافظه مون هست و  یاد گیری زبان چاقی  هیچ وقت نمیتونه زبان لاغری رو از ذهن ما فراموش کنه . تنها چیزی که باعث شده ما زبان لاغری یادمون بره استفاده نکردن از اونه و برعکس استفاده از زبان چاقی .

        یادتونه زمانهایی که ما امتحان زبان داشتیم و البته زمانی هم که خیلی میخوندیمش چقدر جالب بود که تا چند روز  تمرکز ما روی زبان بیشتر بود و هر عباراتی که گوشه و کنار میخوندیم رو بهتر میتونستیم درک کنیم ولی بعد که دیگه استفاده نمیکردیم دوباره اون حالت دقت و توجه از اون زبان خارج میشد و دوباره کلمات فقط یه سری حروف الفبایی بودن که دیگه حتی نگاهشونم نمیکردیم . 

        چیزی که فهمیدم اینه که ما اگه به استفاده کردن از هرچیزی  لازم پیدا کنیم خیلی خوب اون رو به کار میگیریم . مثلا اگه برای فلان  بیماری بد  فلان دکتر بگه باید خودتو لاغر کنی ما به دلیل خواستن  سلامتی  از زبان لاغری لازممون میشه و ازش  استفاده می کنیم . ولی در وضعیت عادی چون اون لزوم رو نمیبینیم خیلی ازش استفاده نمی کنیم .  .  مثلا یه فردی وقتی ایرانه  به زور دو تا کلمه انگلیسی یاد می گیره اما همین فرد وقتی میره خارج از کشور زندگی می کنه طوری که به استفاده کردن از زبان انگلیسی نیازمند میشه و لازمش میشه  هرطور شده از روی صحبت بقیه خیلی چیزا یاد میگیره و کم کم با استمرار میبینید بدون هیچ کلاسی فقط در اثر تکرار و استمرار زبان انگلیسی رو استفاده می کنه .

         زبان لاغری تمام نکاتیه که ما تا الان یاد گرفتیم . 

        و دو درجه داره . اول اینکه از زبان چاقی استفاده نکنیم و دوم اینکه از زبان لاغری استفاده کنیم . 

        همین .

        مثلا زبان چاقی اینه ما احساس نفرت به خودمون داریم زبان لاغری اینه که اولا ما احساس نفرت به خودمون نداشته باشیم درجه دوم اینه که ما خودمون رو دوست بداریم . 

        زبان چاقی اینه ما مسئولیت چاقی رو گردن بیرون از خودمون میندازیم مثلا میگیم سوخت و سازمون پایینه ، تیرویید داریم . فلان قرص مارو چاق کرده . کم تحرکیم 

        زبان لاغری می گه اولا مسئولیت  چاق شدن رو گردن عوامل بیرونی ننداز و دوم مسئولیت این کار رو بپذیر و بگو خودم باعث چاقیم هستم پس خودمم مسئول لاغریمم . 

        یا مثلا وقتی زیاده از حد میخوریم در زبان چاقی ما از خودمون متنفر میشیم و عذاب وجدان داریم و همش میگیم چرا نمیتونم اما در زبان لاغری میگیم نه حتما لذت بردم که خوردم . وگرنه وقتی سیر بشم و لذت نبرم نمیخورم و در درجه اول هیچ عذاب وجدانی نمیگیری و در درجه بعد با رفتارمون به صلح میرسیم . 

        یازبان چاقی همش حسرت اندام دیگران رو میخوره اما زبان لاغری  در درجه اول حسرت نمیخوره و در درجه ی بعدی  امید و اطمینان به لاغر شدن داره .

        در مجموع میشه گفت زبان چاقی مجموعه گفتگوهایی در ذهن ما هستند که هزاران بار در سرمون  تکرار کردیم و در جهت حال بد ما و سرکوب ما هستند و زبان لاغری مجموعه گفتگوهایی هستند که  اونها رو هم خودمون در سرمون ایجاد می کنیم و از کلماتی استفاده می کنیم که به جای سرکوب بهمون عزت نفس و اعتماد به نفس عشق و خوددوستی میده .

        تغییر گفتگوهای ذهنی و به قول شما تکرار کلماتی بر عکس آنچه که عادت داریم و برای حال بد دادن به خودمون در ذهنمون میگیم عادت کنیم و از کلمات خوبی که حالمون رو خوب می کنه  برای صحبت با خودمون استفاده کنیم . 

        حالا اگه بگردیم بازم  خیلی بیشتر پیدا می کنیم  . اینا فقط چند نمونه است . 

        حالا من فقط بیشتر روی یه فرمول دارم کار می کنم . تغییرات کوچک در رفتار غذاییم . همین که این تغییرات کوچک رو روزانه استفاده می کنم ناخوداگاه گفتگوهای ذهنیم در جهت مثبت و انرژی بخش جاری میشه و حالم خوبه . 

        یعنی هر روز یه حرکت کوچک دلخواه برای خودم انجام میدم و شادم میشم . 

        دوم استفاده از نقطه سیری و گرسنگی برای نخوردن و خوردن نه استفاده از ولع و سیری ناپذیری . 

        مثلا در زبان چاقی همیسه حس ولع داریم ولی در زبان لاغری حس گرسنگی جسمی داریم . 

        در زبان چاقی حس سیری ناپذیری داریم هرچی میخوریم سیر نمیشیم ولی  در زبان لاغری ما سیری رو حس می کنیم و میفهمیم که سیریم . 

        در زبان چاقی ما فقط میخوریم در تمام ساعات بدون توجه به نیاز جسم پرخوری رو به خودمون تحمیل می کنیم . و از طرفی اگه هم بخوایم نخوریم کم خوری رو به خودمون تحمیل می کنیم . خوردن و نخوردن بر اساس زبان بدن و نیاز جسم نیست . 

        اما در زبان لاغری ما فقط موقع گرسنگی میخوریم و موقع سیری واقعا دیگه هیچی نمیتونیم بخوریم . میلمون به خوردن میره . دیگه علاقه ای به خوردن نداریم .  گفتگویی در ذهنمون برای خوردن نداریم و اتفاقا وقتی نمیخوریم حالمون بهتره . خوردن و نخوردن با حال خوب انجام میشه و بر اساس گرسنگی و سیری . 

        در زبان چاقی ما همش توجه به اندام چاقمون داریم مثلا شکم رو نگاه می کنیم چربیها رو نگاه می کنیم و به حجم اضافه وزنی که باید کم کنیم و ناراحت میشیم و اعصابمون خورده ولی در زبان لاغری در درجه اول ما نگاهمون به چاقی نیست و در درجه بعد به تغییرات کوچکی که در مسیر لاغری داریم انجام میدیم توجه می کنیم . نگاهمون به اینده نیست به زیباییهای مسیر نگاه می کنیم خودمون رو نسبت به روز اول نگاه می کنیم . هر قدم کوچکی که در مسیر برمیداریم برامون ارزشمنده . ما لاعری رو روزانه زندگی می کنیم و سعی می کنیم شخصیت یک انسان متناسب رو بسازیم که حالش خوبه 

         اینا تقریبا چیزایی بود که به ذهنم رسید و تا الان از این مسیر یاد گرفتم البته خیلی چیزای دیگه هست که دیگه اگه بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه . ولی اینا پاسخ سوالاتی بود که دقیقا برای منم پیش اومده بود . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 91 کلمه

        سلام و درود
        زبان لاغری مجموعه افکار، احساس، رفتار و واکنش هایی است که نتیجه تکرار و استفاده از آنها در زندگی می شه لاغری
        در تمام روش ها سعی می کنند از طریق تغییر رفتار یا واکنش ها فرد را در مسیر لاغر شدن قرار دهند و به همین دلیل همیشه این روش ها شکست می خوره
        ولی در روش لاغری با ذهن از افکار و احساس کار تغییر کردن شروع میشه که برای هیچ کس قابل دسترس نیست و فقط خود شرکت کننده می تونه به افکار و احساسش دسترسی داشته باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مژگان رضی زاده
          مژگان رضی زاده
          ۱۴۰۱/۰۴/۰۱ ۲۲:۰۲
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          سپاس استاد بزرگوار 

          ممنون از پاسخگویی همیشگی تون .

          در پناه خدا باشین 🤲

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۳/۳۰ ۱۸:۴۸
      مدت عضویت: 2553 روز
      امتیاز کاربر: 9650 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,484 کلمه

      سلام خدمت استاد عطار روشن گرامی 

      من مدتها هست در این مسیرم و دارم فرمول‌های درست رو جایگزین فرمول‌های نادرست میکنم و من با نگاه کردن به رفتار  افراد متناسب کلی باور خوب در خودم ایجاد کردم که ما با هم هیچ فرقی نداریم فقط افکار ما هست که با هم فرق داره و باعث شده جسم ما متفاوت بشه.

      مثلا اونها باور دارن هر غذایی میخورن جذب بدنشون نمیشه و اما چاقعا فکر میکنن با هر بار خوردن چاقتر میشن .

      یا اینکه اونها فکر میکنن هر غذایی هر چقدر چرب و سنگین و اضافه بخورن در بدنشون میسوزه و تبدیل به انرژی و یا … میشه اما چاق ها فکر میکنن با هر غذای سنگین چندین کیلو اضافه وزن سریع پیدا میکنن

      یا اینکه اونها خیلی فکرای درست دارن که  چاق ها ندارن و یا اینکه ما دقیقا برعکس اونها رو داریم که باعث چاقی  جسم میشن  پس من هم باید سعی  کنم که افکار و باورهای خودم رو تغییر بدم و کاملا شبیه به باورهای اونها کنم .

      اما در گذشته که من با این موضوعات آگاهی نداشتم برای اینکه جسمم رو مثل متناسبها کنم سراغ رژیم و ورزش میرفتم و به جسمم فشار میاوردم تا مثل اونها  بشم و اضافه وزنم رو از دست بدم یادم میاد من در گذشته بارها  به باشگاه میرفتم تا لاغر بشم و همینکه لاغر میشدم  دیگه اون رو رها میکردم تا دوباره راحت بشم و اینقدر این کار رو  در چاقی می کردم که دیگه برام اثبات شده بود من با رژیم و ورزش لاغر میشم پس هر وقت  اضافه وزنم بهم فشار می‌آورد و نزدیک به مراسم عروسی و یا چیزی بود من سریع باشگاه ثبت نام میکردم و کمی کم خوری میکردم  سریع لاغر میشدم ولی  به محض اینکه اون مراسم رو رد میکردم دوباره همه چیز رو رها میکردم و سریع چاق میشدم و یادم میاد آخرین بار بعد از بارداری  دومم که خیلی چاق شده بودم به شدت از چاقی متنفر بودم و حالم بد بود برای همین چهار ماه بعد از زایمانم  رفتم پیش  کارشناس  تغذیه و به همراه رژیم به باشگاه هم  می رفتم اونم با پشتکار. با عشق به لاغری  با تعهد و استمرار  و اینقدر رفتم  و همزمان با اون رژیم سنگین گرفتم که در نهایت سختی و زجر من تونستم لاغر بشم و وزنی رو تجربه کنم که در کل دوران ازدواجم همچین وزنی رو نداشتم اما چه فایده که ماندگار نبود و من بعد از اون موقع همش در حال رفت و آمد بین چاقی ولاغری بودم و من چون خیلی  به کارشناس تغذیه از این نوسان وزنم  گله کردم اونم گفت باید بری ترازو  بخری  و بزاری داخل اتاقت و هر هفته خودت رو وزن کنی که این همه بالا و پایین نشی و وزنت رو کنترل کنی و من هم خریدم و بعد هم  برای ا انجام این کار کلی با وسواسی خاصی اون رو انجام میدادم مثلا با لباس نازک میرفتم در یک جای مشخصی میرفتم  حتما اول صبح میرفتم بعد از اجابت مزاج میرفتم و یا حتما  وزنه رو روی سرامیک میزاشتم و ….و در نهایت هم  ترازو عدذبالایی رو نشان من میداد  که اصلا با تلاشهای من  برای لاغری هم خوانی نداشت  و در اون لحظه  من دیگه  همه چیز برام تمام  میشد اینقدر حالم بد میشد گریه میکردم و…. .‌‌‌‌‌که همه متوجه میشدن و میگفتن بازم چیه نکنه وزنت اضافه شده  و من کلی براشون درد و دل میکردم و اونها هم میگفتن آخه چون تو فلان دارو و مشکل رو داری طبیعی که چاقتر بشی قبول کن دیگه تو اینطوری .اما من هر گز نمیتونستم قبول کنم چون می‌دیدم چقدر محدودیت دارم چقدر زجر و سختی میکشم و اما در نهایت وزنم از خیلی‌ها که چندین برابر من میخورن چاقتر هستم و همیشه دنبال علت می‌گشتم وکلی  سوال در ذهنم داشتم که چرا من که اینطوری  با محدودیت میخورم از فلانی اینقدر کمتر میخورم اما اینقدر وزنم بیشتر هست ؟؟ و یا مگر یه دارو چی می‌کنه که من چاق بشم ؟؟ چون من اعتقاد داشتم آدم با خوردن بیشتر وزنش بیشتر میشه و با کم خوردن وزنش  کمتر میشه برای همین نمیتونستم  قبول کنم که یک دارو من روچاق می‌کنه ؟؟

      خلاصه اینکه من در دوران رژیمم  و ورزشم واقعا ذهن پریشانی داشتم و من همیشه در حال وزن کردن بودم و به محض اینکه می‌دیدم کمی چاقتر شدم میرفتم دکتر و درخواست رژیم جدید میکردم و دوباره لاغر میشدم اما بازم بعد از مدتی از دستش میدادم .و این رو هم بگم اوایل ازدواجم که هنوز بچه دار نشده بودم و کلی چاقتر شده بودم به اصرار خواهر بزرگم برای رفع این اضافه وزن یادم هست میرفتم یه جایی که کلی وسیله داشت که  امواج خاصی رو با برق وارد بدن من میکرد و واقعا حس بد و درد ناکی بود اینقدر زجر آور بود که من چند جلسه با سختی رفتم اما دیگه ادامه ندادم و بعدش همش با رژیم و ورزش خودم رو لاغر کردم تا این اواخر که خیلی خسته و ناامید  بودم و   میخواستم به سمت قرص لاغری و یا دمنوش برم که دیگه خدا من رو با این راه  هدایت کرد و زمانی که وارد این راه شدم اصلا از خود بی خود شدم چون انگار گمشده ی خودم رو پیدا کرده بودم احساسم خوب شد و احساس  قدرت. و توانایی کردم که میتونم و امیدوار شدم که میتونم تغییر کنم  و با همون  تعهد و پشت کار که در ورزش  و رژیم داشتم وارد این دوره ها شدم و تمام انرژی و توانم  رو وارد این دوره ها کردم و با استمرار در این راه  و با عشق و ایمان . توکل در این راه قدم برداشتم  و کاری به هیچکس نداشتم  که میگفتن نمیشه امکان نداره من رفتم و کلی  نتایح ارزنده گرفتم .

       من اضافه وزن  رو یاد گرفتم  مثل خیلی از  هنرها که یاد گرفتم مثل خیلی  از زبانها که یاد میگیریم  اما من میتونم با تلاش خودم زبان لاغری و یا هنر لاغری رو هم یاد بگیریم واصلا چیز سخت و پیچیده ای نیست زبان بدن  همه ی افراد چاق زبان  چاقی  بوده  و چون ما این زبان رو خوب یاد گرفتیم   باعث شده که چاق  بشیم و اما من با بودن در این سایت دارم زبان لاغری رو یاد میگیریم و من خیلی راحت بدون زجر و سختی  دارم لاغر میشم  

      پس من اینقدر این آموزشهای لاغری رو تکرار میکنیم تا ملکه ی ذهن من بشن چون ذهن من قابلیت فراموش کر دن هیچ هنری و زبانی رو نداره و همیشه اونها در ذهنم هستن فقط میتونیم کمرنگ و یا پررنگشون کنیم  من دارم زبان لاغری رو خوب یاد میگیرم از کجا میگم ؟ وقتی با خواهر و یا دختر متناسبم برخورد میکنم دقیقا میفهمم چی میگن دقیقا مثل اونها رفتار میکنم خیلی رفتارهام شبیه اونها شده ناخواسته تغییر کردم  دیگه پرخوری ندارم حرص و ولع ندارم فقط به دنبال خوردن نیستم در هر شرایطی نمی‌خورم همیشه گرسنه نیستم هر غذایی رو به هر شکلی نمی‌خورم  و وقتی از این رفتارها   دارم که ناخواسته مواد غذایی رو رد میکنم و نمی‌خورم  و میگم سیر هستم و یا نمی‌خوام  در حالی که جلوی من هست اما من نمی‌خورم واقعا خوشحال میشم واحساس قدرت و توانایی و  تناسب میکنم البته بیشتر اوقات همون لحظه متوجه نمیشم بعدا که فکرشو میکنم میبینم وای عجب رفتار شگفت انگیزی داشتم چون  من با فلان موقعیت رو به رو شدم اما نخوردم و این اوج خوشخالی وارزشمندی در رفتار غذایی  من هست که در گذشته شاید اصلا تجربه نمی‌کردم و فقط در متناسبها می‌دیدم و حسرت می‌خوردم اما حالا خودم به این شکل رفتار میکنم شاید هم بهتر از اونها چون خیلی وقتها خواهرم میگه تو چرا همش  میگی سیری خوب بیا بردار بخور میگم من الان نمیتونم در اون ساعتی که گرسنه باشم به راحتی میخورم اما الان گرسنه نیستم پس نمی‌خورم .

      واین واقعا برای من لذت بخش هست و من همچنان ادامه میدم و الان چند سال  هست در این شرایط هستم و نه تنها وزنم برنگشته بلکه متناسب تر و جمع و جور تر شدم و در کنارش کلی حال خوب و آرامش و آزادی هم پیدا کردم که حاضر نیستم حتی برای یک لحظه به گذشته برگردم که من سالها التماس دکتر و مربی و  ….میکردم که یکم من رو لاغر تر کنن و در نهایت هم لاغر تر  نمی‌شدم چون ذهنم چاق بود. چون من حساس  بودم  و از چاقی  میتر سیدم  و  تنفر داشتم  و امید به لاغری همیشگی نداشتم و میگفتم من نمیتونم برای همیشه لاغر بشم  من باید با زجر و سختی کمی خودم رو لاغر تر کنم  اما حالا اینطور نیست من سالها هست در آرامش هستم و با حال خوب و راحتی متناسب تر شدم و هرگز دیگه به دنبال رژیم و ورزش نرفتم چون ذهنم رو دارم با جسمم هماهنگ میکنم و اون ذهنم رو پر ازفرمولهای لاغری میکنم و نقشه‌ی ذهنی مناسبی رو  ترسیم میکنم پس لاغری بیشتر و زیباتر حق من هست وزن زیبای ۵۹,کیلو حق من هست . جسم سبک و شاداب و لاغر و خوش فرم حق من هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۹ ۱۱:۵۲
      مدت عضویت: 1943 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      یادم میاد میرفتم باشگاه بچم تازه ب دنیا اومده بود همه اونجا تعجب میکردن تو چجوری دوماه نشده میلی با تموم وقتی ک نداشتم میرفتم و تو باشگاه ساعتها کار میکردم اما حتی وزنم تکونم نمیخورد میخواستم رژیم نباشم و با ورزش لاغر کنم چن شیر میدادم ادمهایی تو باشگاه میومدن ک خدا شاهده ی تکونم نمیخوردن ولی من نمیدونم چرا میومدن بیشتر براشون ورژن جدید مدرسه بود ک بیان ی تایمی با هم حرف بزنن بگن بخندن برت ولی من از لحظه ای ک میرفتم تلاش میکردم اما هیج نتیجه نگرفتم هی مربی میگف باید غذاهای ابپز بخورید وقتی باشگاه رفتم با عشق و شور ک لاغر میشم اما چنان ناامید تو مسیر بودم ک نگو هر لحظه احساس یاس منو بیشتر میگرف ک چرا لاغر نمیشم هم ب خودم هم ب بچم ظلم کردم خدایا شکرت شکرت ک منو ب این مسیر هدایت کردی تا طعم زندگی بچشم هزاران هزار با شکر میکنم
      از ترازو نجات پیدا کردم ترازویی ک پشتش پربود از بغض من

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۸ ۱۴:۲۸
      مدت عضویت: 1727 روز
      امتیاز کاربر: 550 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 259 کلمه

      سلام استاد عزیز  

      من امروز به لطف خدای مهربان گام بیست وهشتم را برداشتم 

      من موضوع این فایل را با خواندن دیدگاه‌ها درک میکنم همه کسانی که در این مسیر دیدگاه می‌نویسند زبان چاقی رابلد هستند وهمه کارهایی تقریبا مثل  هم انجام می‌دادیم از رژیم‌های مختلف تا ورزشهاوپیاده روی های طولانی ومن وقتی دیدگاه‌ها را می‌خوانم میگم خدا راشکر فقط من این جوری نیستم بقیه هم این رفتارها را از خودشون نشون می‌دهند وهمدیگر را درک میکنیم ولی حالا اگه یه فرد متناسب دیدگاه‌ها را بخونه میگه چی میگن اینها چون زبان چاقی را بلد نیست وما را درک نمیکنه 

      من هم میخواهم زبان زیبای لاغری را یاد بگیریم جز به جز اش را وادامه میدهم تا خداوند من را هدایت کند تا بعد اتمام مسیر صدگام آموزش‌های دیگر را هم یاد بگیرم انشالله زبان لاغری را همه ما عالی یاد بگیریم 

      خدا را شکر بابت وجود استاد که این مسیر را به این سادگی برامون توضیح می‌دهند واقعا این فایل فوق العاده عالی بود وشور واشتیاق در من ایجاد کرد 

      دیروز یه مقدار انرژیم پایین بود فکر کنم خودم را برای شناسایی فرمول‌های اشتباهم خسته کردم والان به این درک رسیدم همان جور که جسمم نیاز به حمام کردن دارد روحم هم نیاز به شنیدن این فایلها داره ومن همیشه باید مرتب وبا برنامه مثل حمام رفتن الویت زندگیم باشد وخیلی خوشحالم که هر روز مصمم تر از قبل میشم 

      من به این درک رسیدم باید استمرار در این مسیر داشته باشم وهرروز حداقل با یک فایل وتاییدش در دیگران ونوشتن دیدگاه خودم را تغذیه کنم هرروز هرروز 

      سپاس فراوان ازشما 

      خدایا متشکرم دوستت دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kiananaseh2008@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۴ ۱۱:۰۸
      مدت عضویت: 1885 روز
      امتیاز کاربر: 6105 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      ورزش کردن همیشه برای من زجرآور بود چون با این بار سنگین باید حرکات طاقت فرسا انجام میدادی.یادمه چند بار که باشگاه میرفتم و اون برنامه مربی را انجام میدادم از شدت خستگی و افت قند بدنم میلرزید و سردردهای بدی داشتم.قهوه میخوردم که انرژیم بیشتر بشه بتونم بیشتر بدوم و لاغر شم .

      اگه یه روز ورزش نمیکردم عذاب وجدان داشتم.خب همه اینا به این دلیله که من زبان لاغری را بلد نبودم.

      زبان چاقی را نمیتونی فراموش کنی ولی میتونی زبان جدید یاد بگیری و طبق اون رفتار کنی و ازنتایجش لذت ببری همانند وقتی که با یه خارجی داری انگلیسی حرف میزنی کیف میکنی و حتی دلت میخواد ساعتها باهاشون به زبان خودشون حرف بزنی.

      مطمئنم وقتی زبان لاغری را یاد بگیری کیف میکنی و همش به اون زبان میخوای حرف بزنی

      من هم همیشه صبحا ناشتا میرفتم رو ترازو تازه یه چیز خنده دار بگم همیشه عقربه ترازو را نیم کیلو کمتر میذاشتم که اگه بالا رفته بودم یهو داغون نشم😂😂😂

      با ترس میرفتم رو ترازو .اصلا ازش متنفر بودم.از بچگی و هیچ وقت هم جراتش را نداشتم حتی اونموقع که لاغر هم شده بودم جلوی بقیه رو ترازو برم.میترسیدم.

      اصلا فوبیای ترازو داشتم و به شکر خدا از وقتی استاد گفت اصلا نباید رو ترازو بریت یه بار سنگینی از رو دوشم برداشته شد و خداوکیلی یه بارهم نرفتم و خوشحال هم هستم

      راحت شدم از این همه زجر و استرس

      و خلاصه که کلاس به کلاس ما باید بریم بالا تا کاملا به این زبان جدید مسلط بشیم و مثل فرفره بتونیم حرف بزنیم

      یه شبه هم امکانپذیر نیست.عحله نکنیم و ترم به ترم نظاره گر پیشرفت خودمون باشیم تا وقتی که به قول استادای زبان مدرک آیلتس بگیریم😂😂

      از استاد عزیرم کمال تشکر را دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ZahraKasaeipour@gimal.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۴ ۱۴:۳۳
      مدت عضویت: 2006 روز
      امتیاز کاربر: 468 سطح ۱: کاربر مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام و درود فراوان بر همه دوستان عزیز و سلام و درود فراوان بر استاد گرامی 

      عجب فایل ارزشمندی بود. انصافا چندروز است که ذهنم درگیر این فایل است . هرچه سعی میکردم بنویسم باز قانع نمیشدم. تا اینکه چند روز را صرف خواندن نظرات دوستان و گوش دادن به فایل کردم و امروز آماده نوشتن شدم.

      من اینگونه درک کردم که زبان لاغری الفبایی از جنس آشتی و صلح با وجود انسان دارد. این زبان از جنس احساس و خدمت به خود است. 

      هر چقدر که فکر کردم سخت گیرتر، غر غروتر، ایرادگیرتر، نامهربانتر، و در مواردی دشمنتر از خود انسان به خود انسان ندیدم.

       اگر هر کسی در هر مقامی به من بگوید تو باید چاق و زشت باشی تو باید در حسرت و افسوس زندگی کنی تو محکوم به زندگی در شکل  شمایل غیر ایده آل هستی .تو نمیتوانی خوب زندگی کنی و….. من با تمام قوا با حداکثر توان واکنش نشان خواهم داد. فریاد خواهم زد که من انسان شریفی هستم. من آفریده برتر خدای مهربان هستم. من زیبا و باهوش و توانمندم. حق ندارید مرا محدود کنید. حق ندارید مرا از حق طبیعی و خدادایم محروم کنید .من تلاش میکنم به شما ثابت کنم که شما اشتباه میکنیدو من حق خودم را احقاق خواهم کرد.

      اما وای به وقتی که خود انسان خودزنی می کند. وای به وقتی که خودم برا اساس باورهای نامناسب خود را به صورت عملی از حقم محروم کرده ام . حالا باید چه کنم.

      درود بر استاد که به ما یاد دادند باید زبان لاغری را یاد بگیریم.

      زبانی از جنس احساس خوب با خودم. دوست داشتن خودم. مهربان شدن با خودم. فرصت دادن برای اصلاح رفتار و یادگیری رفتار درست.

      مثل وقتی که میخواستم حرف بزنم و اوایل احتمالا کج و کوله صحبت میکردم، الان هم صبور باشم از شروع آموزش نترسم.

      با بدن خودم آشتی کنم و فرصت بازسازی را از خودم دریغ نکنم.

      بر روش عملی تکیه کنم نگاه به رفتار افراد متناسب تحلیل تفاوت های رفتاری، گوش دادن به فایل و خواندن نظرات و تجربیات دوستان را بر خودم شیرین و مستمر کنم.

      خودم را تشویق کنم برای هر دستاورد در این مسیر.

       اگر بر اساس شنیدن ها و تکرار ان، باورهای نادرست شکل گرفته، پس با گوش دادن و تکرار صحبت های درست، بارورسازی کنم.

      حق الهی خودم را  برای بهترین جسم ، بهترین زندگی ، شیرین ترین لحظات، قشنگ ترین احساس هر روز به خودم یادآور کنم.

      من بهترینم  خداوند مهربان بهترین است.

      استاد عزیزم سپاسگزارم 

      خدای مهربانم سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      ۱۴۰۰/۱۰/۰۳ ۱۲:۵۷
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 8533 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 315 کلمه

      سلام به همه

      داستانتون خیلی شبیه به من بود، یادمه تو باشگاه سعی میکردم چیزی نپوشم که عدد رو ترازو بالاتر بره، حتی وقتی میومدم خونه لباس هایی که موقع وزن کردن تو باشگاه تنم بود رو در میاوردم و وزن میکردم و از وزن تو باشگاه کم میکردم، ای خدا چه کارها که نمیکردیم ما، تو خونه میزاشتم وقتی کسی نیست کامل لباسامو در میاوردم و بعد میرفتم رو ترازو، اخه ای چه فشاری بود که این وزن رو ذهنمون میزاشت و اینجوری ازارمون میداد، و این چه قدرتیه که فرمولهای ذهنمون دارن که با وجود این فشار روانی باز هم پرخوری میکردیم،شگفت انگیزه واقعا، دو ساله از شر ترازو راحت شدم، حتی وقتی همه اصرار میکردن برو ببین چقد کم کردی من هرگز تسلیم نشدم چون ترازو در نهایت استرس رو نصیبم میکرد و تصمیم گرفتم برای همیشه فراموشش کنم

      خیلی عالی زبان لاغری رو توضیح دادین، واقعا هم اگه بخوایم پیانو یاد بگیریم هرچی هم به حرفای استاد گوش کنیم ولی تمرین نکنیم آیا فایده داره؟؟؟ خب لاغری هم همینه هرچی هم به فایلهاتون گوش کنیم ولی تمرین نکنیم عمل نکنیم با فردی که هیچ اطلاعی ازین فایلها نداره فرقی نداریم، نتیجه رو عمل کردن مستمر تعیین میکنه، انقد تمرین و تمرین و تمرین تا مهارت، عاشق زبان لاغری شدم، مخصوصا وقتی لیز خوردم و ده کیلو اضافه کردم و دوباره برگشتم به این مسیر، با اشتیاق و علاقه بیشتری فایلهارو گوش میدم، نظرات بچه هارو میخونم، خودم نظر مینویسم و لذت میبرم از بودن توسایت، انقد دوسش دارم مثل خونمه، اصلا خسته نمیشم، صبح تا از خواب بیدار میشم با همون چشمای نیمه بازم میام تو سایت نوشته های استاد و میخونم، میرم اینستا استوری هاشونو میبینم و بعد شروع میکنم به گوش دادن فایلها و نظر نوشتن و خوندن نظرات بچه ها، میخوام شاگرد اول این کلاس باشم و عالی تمرین انجام بدم و به مهارت برسم تو انجام دادنش، با افتخار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۸ ۲۱:۲۵
      مدت عضویت: 2225 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      سلام

      من خیلی این فایل های توی طبیعت رو دوست دارم .

      این فایل فوق العاده بود و چقدر متاثر کننده بود. منم همیشه وقتی هیچکس خونه نبود لباسامو در میوردم ، وزنه رو میزاشتم روی سرامیک و کلی حرص میخوردم و به خودم میگفتم نکنه ترازو ، تراز نباشه و به خاطر شیب زمین ، ترازو منو چاق تر نشون بده و همیشه هم عدد روی وزنه ناامید کننده بود تنها باری که رفتم روی ترازو و از دیدن وزنم خوشحال شدم و حس خوب پیدا کردم ، وقتی بود که بعد از عمل آپاندیسم و چند روز چیزی نخوردن و فقط سرم زدن  برگشتم خونه و رفتم رو ترازو و دیدم ۷ کیلو لاغر شده بودم ، اون لحظه رو هوا بودم و کلی خوشحال بودم ، رفتم تمام لباسایی که قبل از عملم جدید خریده بودم برای عیدو پوشیدم و با دیدن اون لباسایی که ازم کلی گشاد شده بودن توی تنم ، ذوقم هر لحظه بیشتر میشد ولی اونم دوامی نداشت ، همه به من میگفتم تازه عمل کردی یه چیزی بخور و من‌ همش چیزای اضافه بر نیازم خوردم و خوردم و هر بار میرفتم روی ترازو میدیدم صد گرم صد گرم داره به وزنم اضافه میشه ، این خیلی وحشتناکه ، چی میشه که یه نفر انقدر از خودش ناامید بشه و تمام تلاششو بکنه و التماس یه جسم بی ارزش رو بکنه که وزنش رو کمتر نشون بده ، یادم میاد یه زمانی از بس دلم میخواست لاغرشم ولی هر بار که نوبت غذا خوردنم میشد کلی پر خوری میکردم ، دلم میخواست یه مدت برم توی کما . الان که بهش فکر میکنم میبینم که این فکر خیلی وحشتناکه ، من دلم میخواست سلامتی خودم رو توی خطر بندازم به خاطر اینکه یه سلامتی دیگه ای رو به دست بیارم ، تازه اونم فکر میکردم با این جور لاغر شدن سالم میشم و کمتر زحمت میکشم و بدون مقاومت لاغر میشم ، اما این ترسناک ترین فکری بود که من میتونستم برای لاغر شدن داشته باشم ، من خودمو میبخشم به خاطر این فکر ظالمانه ای که نسبت به خودم داشتم و الان میدونم که در راه درست هستم.

      امروز که داشتم فایلو دوباره گوش میدادم یه لحظه به این فکر کردم که بیام افکار این چند وقتمو در قالب همین زبان و یادگیری و این چیزا شبیه سازی کنم . به خودم گفتم بیا از امروز دیگه فارسی حرف نزنیم و همون لحظه دقیقا همون لحظه فهمیدم که چقدر مسخرست که من به خودم بعضی وقتا میگم بیا از امروز دیگه به اندازه بخور و پرخوری نکن. من دیدم حتی فکر کردنم هم فارسیه ، معلومه که نمیتونم از یه روزی به بعد فارسی حرف نزنم چون حتی اگه حرف هم نزنم ،ولی من دارم با این زبان فکر میکنم و نمیشه حذفش کرد ، باید باهاش کنار بیام و اگه میخوام یه زبان جدید یاد بگیرم فقط باید برم و یادش بگیرم بدون توجه به چیزی که الان دارم باهاش حرف میزنم ، چون هر چقدر بیشتر زبان جدیدمو تمرین کنم زبانی که دوسش ندارم برام کمرنگ میشه و منم همینو میخوام.

      یه بار یه نفر از من پرسید که چرا بهای دوره ی لاغری با ذهن انقدر زیاده و منم یاد همین حرف شما افتادم که همیشه میگید لاغری یه زبانه که باید یادش گرفت ، منم بهش گفتم شما کلاس زبان میخواید برید پول نمیدید؟ تازه برای کلاس زبان حرفه ای و طولانی مدت هر سال همین مقدار و حتی بیشتر از این پول میدیم، اما در لاغری با ذهن ما یه بار بهای دوره رو دادیم و تا آخر عمرمون میتونیم ازش استفاده کنیم ، پشتیبانی فوق العاده ی دوره و همراهی خود استاد ،آگاهی هایی که توی تمام جنبه های زندگی بهمون کمک میکنه ، اعتماد به نفس ، دوست داشتن خودمون و هزاران چیز دیگه که ما فقط توی همین یه پک خریداری میکنیم ، یعنی ما اگه هیچ دوره ی دیگه ای نخریم ، هیچ کلاسی شرکت نکنیم ، هیچ مطلبی دنبال نکنیم ، هیچ کتابی نخونیم ، این دوره و این سایت میتونه مارو تا آخر عمر تامین کنه ، بدون نیاز به چیز اضافه ای 

      اتفاقا همین چند روز پیش داشتم خلاصه ی یه کتاب موفقیتو میخوندم و توش در مورد نمودار تی حرف زده بود و وقتی توضیحاتشو خوندم دیدم که این دقیقا همون تنرین تلقینیه دوره ی لاغری با ذهنه تازه استاد گفتن از عکس هم درش استفاده کنیم و اینطوری تاثیرش هزاران برابر میشه چون ما همون موقع که میخونیم نتیجش رو هم به صورت تصویر میبینیم . این خیلی فوق العاده بود و مشخصه که مطالعاتی پشت دوره های لاغری با ذهن وجود داره و استاد این دوره ها رو با چاشنی زندگی خودشون و مطالعاتی که داشتن مخلوط کردن ، برای همین تاثیرات فوق العاده ای داره.

      و آیا این درست نیست که این دوره بهای متناسب با محتوای فوق العادش رو داشته باشه؟

       استاد راست میگن واقعا ؛ فقط کسایی که شجاعت تغییر کردن رو داشته باشن توی این دوره شرکت میکنن و این بها رو می پردازن ، کسانی که هنوز پشت در موندن و به توانایی خودشون در لاغر شدن ایمان ندارن معلومه که قیمت و ارزش دوره رو بهانه میکنن و تا زمانی که تصمیم قاطع خودشون رو نگیرن هیچ انتظاری برای تغییر زندگی و اندامشون نیست.

      خدایا شکرت

      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سنا سعادت
        ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۱۸:۳۲
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 33 کلمه

        باسلام من متاسفانه هرچی نظرات دوستان رو میخونم دوباره یاد اشتباهات خودم میافتم چون همه به قول شما از زبان چاقی استفاده میکنیم، واین نظرات وقتی مفیده ک دیگه اون زبان تکرار نشه،

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۶ ۲۱:۱۹
      مدت عضویت: 2132 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,464 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان متعهد و پرانرژی

      زبان مشترک افراد چاق چاقی است که برای همه افراد چاق قابل درک است. 

      زبان فارسی زبان مشترک ماست و یادگرفتیم و هرروز داریم ازش استفاده می کنیم و هرگز نمی تونیم فراموشش کنیم

      و وقتی ما رژیم می گرفتیم و ورزش می کردیم داشتیم سعی می کردیم زبان چاقی را فراموش کنیم و امکانپذیر نیست  ولی ذهن ما قابلیت اینو داره که زبان مختلف دیگری را هم یادبگیریم و از اونها هم استفاده کنیم و افرادی هم هستند که چند زبان مکالمه مثل انگلیسی و ترکی و چینی را بلد هستند.

      چاقی هم بک زبان است زبان چاقی مثل موسیقی که زبان خودشو داره یا نقاشی زبان خودشو داره یا حتی  آشپزی 

      لاغری هم یک زبانه که در وجود ما نهادینه شده و از روز اول بوده چون جز  طبیعت ما هست ولی ما به عنوان زبان دوم چاقی را یادگرفتیم از خانواده و جامعه و رسانه و استادچاقی شدیم و سوئیچ لاغری را خاموش کردیم و فقط کافیه بیاییم زبان لاغری رو تکرار کنیم و به قول معروف دوره کنیم یعنی سوئیچ فعال بشه و خودبه خود زبان بدن ما میشه لاغری مثل خیلی از افرادی که لاغر به دنیا اومدند و زندگی کردند و از این دنیا رفتند پس لاغری زبان هست زبانی که دستورات گرامری خودشو داره و وجود داره بیرون من نیست اتفاقا درونه منه و دردسترس فقط کافیه باورش کنم که هست مثل همون مزرعه قشنگ در فایل قبل فقط بدونم یک فیلتر چاقی ناآگاهانه جلوی خروجی ذهن منه حتما این فیلترو میشکونم و خودبه خودی زبان لاغری بدنم شروع به هنرنمایی می کنه و عااالیه   

      🦋💙🦋💙🦋

      هر کاری با احساس خوب و لذت انجام بشه نتیجه را فوق العاده و رضایت بخش می کنه🌟

      تمام این فایلها تلنگری آگاهانه هستند برای اینکه سفری در درون ذهن و عقاید خود و باور و بینش هامون داشته باشیم و برای من یک پیام داشت هرکاری که با احساس خوب و لذت انجام دادم پیروز شدم درواقع ما با رژیم گرفتن و یا ورزشهای اجباری داشتیم خودمون را محدود می کردیم و چون جنس خلقت ما آزادی هست نمیتونه منع و محدویت را بپذیره و ذهن سرکش میشه و تمایلات ناسالم از خودش بروز میده پرخاش و خشم و چاقی بیشتر  جنس آزادی انتخابه قدرته حال خوبه …..من یادمه وقتی انگیزه داشتم مثلا یک مراسم عروسی داشتیم با شوق و احساس خوب و باور و تصویر سازی خودم تو لباس مجلسی ام روزی دوساعت تردمیل می رفتم  و در دو هفته بین ۵تا ۸کیلو هم از اضافه وزنم کم می شد اما متأسفانه بعد از عروسی بر می گشت چون هم مسیرم درست نبود و هم انتظار لاغرماندن از خودم نداشتم و مثلا همین جدول ضرب رو با آهنگ می خوندیم و یا بالا پائین می پریدیم و یک عمره حفظیم ولی خیلی کارها را موفق نبودیم که خانواده هامون هم خیلی  تأکید داشتند ولی به زور بوده یا اجبار ….پس اندیشه و طرز فکر و باورهای ماست که احساس ما را نسبت به موضوعات تغییر میده مثلا یک نفر رقص حالشو خوب می کنه حس شادی و ارزشمندی و تناسب اندام بهش میده و همین نتیجه را دریافت می کنه ولی دیگری رقص را گناه میدونه تصور میکنه نگاه بد بهش میشه یا می افته تو جهنم و احساسش بد میشه باعث میشه نوعی سم هورمونی بدنش ترشح کنه این فرد اگر برقصه هم حتما اندامش به هم میریزه و دچار عذاب میشه !….

      تمام وقتهایی که برای خلاص شدن از شر چاقی ورزش می کردیم احساسمون بد بوده یعنی انگار این چاقی به ما تحمیل شده یعنی دوسش نداشتیم یعنی انقدر بهمون گفتند که نخور و نشین و نخواب که انگار آزادیمون را گرفته و هربار ما خودمون را در برابر چاقی ضعیف فرض کردیم و چاقی شده بود یک غول دقیقا غول مرحله آخر که نمی شد از شرش خلاص بشی به خاطر همین با حال بد با خشم با تنفر به زور ورزش می کردیم و ذهن و جسم ما هماهنگ نمی شد و توجه همش رو چاقی بیشتر بود و دیگه ضد حالش این بود که بری روی ترازو و دنبال گرم گرم ها باشی که کم شدند و ببینی کم نشده !….من بارها اینکارو می کردم توی خونه قبل از رفتن روی تردمیل و بعد از تردمیل می گفتم جاش باید ثابت باشه دور از آهن باشه بعد از اجابت مزاج باشه صبح زود باشه قبل از حمام باشه چون آب به پوستم نفوذ می کرد و سنگین تر نشونم می داد کش مو یا کلیپس به موهام نباشه عصبانی نباشم که تپش قلب داشته باشم آب نخورده باشم یک هفته بعد از دوران قاعدگی  باشه و چقدر یک انسان ناآگاه میتونه خوار بشه و تحقیر بشه و التماااس کنه به ترازو که وزنشو کمتر نشون بده یعنی همیشه حال بد داشت برام  خدا خیرتون بده استاد راحت شدم یک ساله خودمو وزن نکردم. خودمو هربار وزن می کردم اگر وزن کم کرده بودم درگیر بودم که چرا انقدر کم ؟!یا چیکار کنم کمتر بشم !؟..اگر هم زیاد بود که انگار سقف آسمون رو سرم خراب می شد احساس عجز و ناتوانی و خشم و خشم و تنفر بدنم را چنگ می زدم خودمو نفرین می کردم و اتفاقا می رفتم انقدر می خوردم تا عقده دلم خالی بشه .چه روند تکراری و مزخرفی بود واقعاا 

      ولی از وقتی که به لطف خداوند در مسیر شناخت هدایت شدم برام سئوال بود چرا انسانهای موفق ورزش می کنند ؟!چه طور میشه یک نفر سالهاست ورزش می کنه ؟!(اصلا درکی از لذت ورزش نداشتم )تازه این اواخر کارشناس تغذیه برنامه ورزشی هم بهم داده بود که بدنم سفت بشه ….یا الگوی جدید یک ساعت قبل از غروب زمان خوبه ورزشه یا صبح زود قبل تردمیل چیزی نخور بعد تردمیل تا یک ساعت چیزی نخور و بعد از تردمیل شیرینی و چربی مصرف نکن چون سریع جذب میشه سرعت هر سه هفته یکبار بره بالا شیب هم اضافه کن از نیم ساعت شروع کن و برسه یک ساعت و بعد هم رقص اضافه بشه تو مسافرت بیخیال نشی یه طوری برو پیاده روی….این چه مصیبتی بود …

      ولی پرسشهای ذهنی من به دنبال جواب بودند بین بدن من و یک فرد متناسب هیچ فرقی نیست فقط دید ما نگرش و باور ما با هم فرق می کنه پس اگر فردی عشق به ورزش داره و لذت میبره براش سرگرمی هست و تفریح یا برای زیبایی اندامش ورزش می کنه چون با شوق و لذت این کار را انجام میده ذهن  و جسم هماهنگ می شوند و نتیجه مثبت دریافت می کنه منم چندروزه با باور و نگرش جدیدم دارم ورزش می کنم هیچ برنامه ای نزاشتم هروقت دلم خواست میرم هیچ سرعت و شیب و زمانی هم ندارم فقط میخوام سرحال بشم و پرانرژی بیشتر احساس می کنم برای خودم دارم وقت میزارم و حالم خوب میشه …

      در مسیر لاغری با ذهن و البته روش آموزش ذهنی تجربیات قشنگی دریافت می کنم که در تمام حنبه های زندگی مؤثر هستند امروز بعد از تردمیل و دوش گرفتن گرسنه بودم رفتم سر یخچال یک شیر کوچک بسته بندی بود که روش نوشته بود شیر گاومیش با چربی بالا یهو انگار ترسیدم بردارم بخورم یعنی یک کد بود در ذهنم از گاومیش (ماست های خوشمزه و پرچرب که همیشه تو رژیم منع می شدم )به خود اومدم استپ کردم نفس عمیق کشیدم و  گفتم این هیچ قدرتی نداره قدرت منم و افکارم هرچی باور از قبل بوده بی اعتبار می کنم و خوردمش ولی موقع خوردن هی منفی باف حرف می زد …یعنی چندفرمول را ترکیب کرده بود می رفت رو مخم ….دستگاه بودی الان جذب میشه ها …چربه این گاو میشه ها….چرا دوباره پرخور شدی!؟…تمایلت رفته به شیرینی ؟!…..خلاصه منم سعی داشتم به قدرت انتخاب خودم فکر کنم بعد با خودم گفتم مثلا ۵روز به طور ناخودآگاه خوب عمل می کنم بعد یک روز انگار باورهای قبل میاد به سطح ذهنم و انگار دارند خروج پیدا می کنند و حتما این زمان که با زبان لاغری پیش میرم بیشتر میشه….راسش منفی بافم خودش معلمه در صلح باشی میتونی درسشو بگیری یعنی داره آلارم میده اینجا مورد داری اصلاحش کن .

      من سعی دارم به خودم بگم که فقط دانشجو هستم در حال یادگیری کارم اینه که متعهد به مسیرم و تمریناتم باشم فکر کنم و به وقت گرسنگی غذامصرف کنم ولی در طول روز پیش میاد میبینم ناخودآگاه خوراکی تو دهنم هست آخه خیلی قبلا ریزه خوار بودم و به محض اینکه یادم میاد میندازم سطل زباله و از این رفتار خودم خوشم میاد تازه متوجه میشم که خیلی وقتها من تشنه بودم ولی غذا میخوردم یعنی تشخیص آب و غذا هم فقط خوردن بوده برای ذهن چاقم ولی مسیر لاغری با ذهن آسونه لذت بخشه متنوعه و طبق قانون آزادی و لذت صددرصد نتیجه ماندگار داره من عااشق آزادی هستم🦋😇 

      خالق تورا شاد آفرید و آزاد آزاد آفرید 

      خدایا شکرت هزاران بار که از بندهای بسیاری آزادم کردی خدایا شکرت که هم فرکانس انسانهای هدفمندو پرانرژی  و عاشقم 

      خدابا شکرت 

      خدایا عااااشقتم ❤️  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم