🧠 رفتارها، واکنشها و شرایط جسمی ما، تحت تأثیر زبانی هست که با خودمون صحبت میکنیم.
اگه زبان لاغری 🪶 رو یاد بگیریم و باهاش زندگی کنیم ✨، ذهن ما پیام لاغری به بدن میفرسته 📡.
اما وقتی با زبان چاقی 🍔 فکر میکنیم، بدن هم همونطور رفتار میکنه و چاقی رو حفظ میکنه ⚖️.
🗣 انسانها چندزبانهتر از چیزی هستن که فکر میکنیم!
ما آدما همیشه برای حرف زدن از زبان گفتاری استفاده میکنیم، مثل زبان فارسی که بیشترمون از بچگی یادش گرفتیم. 🧒🇮🇷
ولی یه چیز جالبتر اینه که بدن ما هم زبان خودشو داره… زبانی که مستقیماً روی سلامتی، چاقی یا لاغریمون اثر میذاره! 💬➡️🏃♀️⚖️

این زبان میتونه زبان چاقی باشه یا زبان لاغری!
وقتی کسی زبان چاقی رو از کودکی یا حتی در بزرگسالی یاد بگیره، بدنش هم طبق همون زبان پیش میره و چاقی رو حفظ میکنه 🍕➡️🍩➡️😓
اما وقتی یاد بگیری با زبان لاغری با خودت و بدنت حرف بزنی، کمکم همهچی تغییر میکنه… هم ذهنت سبک میشه، هم بدنت! 🪶🧘♀️🌿
📚 همونطور که ما زبان فارسی رو با شنیدن و تکرار و استفاده یاد گرفتیم، زبان لاغری هم یه زبان کاملاً قابل یادگیریه.
همونطور که نقاشی، موسیقی، یا آشپزی زبان خودشونو دارن، لاغر شدن هم زبان مخصوص به خودش رو داره! 🎨🎶🍳
و خبر خوب اینکه:
✨ تو هم میتونی این زبان رو یاد بگیری، باهاش زندگی کنی و از چاقی برای همیشه خداحافظی کنی 💛👋😊
🧠 تاثیر زبان چاقی بر زندگی ما
تا حالا به این فکر کردی که چاقی، درست مثل زبان مادری، یه چیز یادگرفتهشدهست؟ 🍼🗣
ما زبان چاقی رو خیلی راحت یاد گرفتیم؛ بدون اینکه خودمون بخوایم. از محیط اطراف، خانواده، رفتارها، باورها… همه اینا کمک کردن که کمکم چاقی تبدیل بشه به یه زبان آشنا برای ذهنمون. 🧁🍟🧃
حالا همینطوری که بهراحتی میتونیم فارسی حرف بزنیم، ذهن و بدنمون هم به همون راحتی با زبان چاقی رفتار میکنن! 🧠➡️⚖️
🔁 خیلیها سالهاست دارن با رژیم، ورزش، قرص، عمل و هر روشی میجنگن تا لاغر بشن… ولی واقعیت اینه که این کارا درست مثل اینه که بخوای زبان فارسی رو فراموش کنی! 😵📉
🛑 رژیم گرفتن مثل اینه که بگی: “از امروز دیگه فارسی حرف نمیزنم!”
تا کی میتونی دوام بیاری؟ یه روز؟ یه هفته؟ تهش دوباره برمیگردی به همون زبانی که مغزت باهاش راحتتره.
✅ اگه واقعاً میخوای لاغر بشی، باید یه کار دیگه بکنی:
زبان لاغری رو یاد بگیر! 🧘♀️🪶
یعنی باید به ذهن و بدنت یاد بدی که لاغری هم یه زبان جدیده، با باورهای تازه، واکنشهای جدید، و سبک فکر متفاوت.
وقتی زبان جدید رو یاد بگیری، بدن هم خودش کمکم بهش عادت میکنه و بر اساسش تغییر میکنه. 🪴✨

🎯 یادگیری زبان لاغری
اگه بخوای لاغر بشی، راههای سخت و طاقتفرسا زیادن… ولی یه راه سادهتر و مؤثرتر هم وجود داره: یادگیری زبان لاغری! 🧠🪶
همونطور که خیلیهامون علاوهبر فارسی، زبانهای دیگهای مثل انگلیسی یا ترکی رو یاد گرفتیم 🗣️🌍، میتونیم کنار زبان چاقی که ناخودآگاه آموختیم، زبان لاغری رو هم یاد بگیریم و کمکم جایگزینش کنیم. 🔁
بدن ما همون چیزی رو اجرا میکنه که ذهن دستور میده، پس اگه زبان ذهن تغییر کنه، رفتار جسم هم عوض میشه. ⚖️➡️🏃♀️
👂 برای اینکه این موضوع برات قابل درکتر بشه، تصور کن که فارسی زبان مادری ماست و حالا قراره زبان انگلیسی رو یاد بگیریم. اولش سخت به نظر میرسه، ولی با تکرار و تمرین، اون زبان جدید برامون قابل فهم و کاربردی میشه.
زبان لاغری هم دقیقاً همینه!
🎧 توی فایل آموزشی «زبان لاغری را یاد بگیرید» من این موضوع مهم رو خیلی ساده و کاربردی توضیح دادم.
حتی درمورد زبان ورزش کردن هم صحبت کردم؛ اینکه چطور وقتی ذهنمون زبان لاغری رو بلده، ورزش دیگه تبدیل به زور و اجبار نمیشه، بلکه یه انتخاب لذتبخش میشه. 🧘♀️🎽
💡 مطمئنم با گوش دادن به این فایل، هم درک عمیقتری از لاغری با ذهن پیدا میکنی، هم کمک میکنی ذهن و بدنت در مسیر لاغری واقعی و پایدار قرار بگیره.
🔄 تاثیر زبان چاقی و زبان لاغری بر زندگی
تا حالا به تفاوت رفتارهای افراد چاق و لاغر دقت کردی؟ 🤔
اگه با دقت نگاه کنیم، میبینیم که فرق بین این دو گروه فقط در ظاهر نیست، بلکه در نوع نگاه، فکر کردن و حتی حرف زدن با خودشونه.
در واقع، زبان چاقی و زبان لاغری تأثیر مستقیم روی ذهن و زندگی ما دارن. 🧠💬⚖️
👀 وقتی به رفتارهای طبیعی افراد لاغر نگاه میکنیم، میفهمیم که چقدر افکار، انتخابها و واکنشهاشون متفاوته با کسی که اضافه وزن داره.
اونا ناآگاهانه با زبان لاغری فکر میکنن، تصمیم میگیرن و زندگی میکنن.
برای همین هم همیشه متناسب میمونن، بدون اینکه لازم باشه دائم رژیم بگیرن یا با خودشون بجنگن. 🪶🌿
از اون طرف، افرادی که چاق هستن، ناآگاهانه با زبان چاقی زندگی میکنن.
افکارشون، احساساتشون، و واکنشهاشون به غذا، حرکت، آینه، ترازو و… همه از این زبان تغذیه میشه. 🍕🛋️🌀
نتیجه؟ بدنشون هم همون مسیر رو دنبال میکنه و چاق میمونه.
🔍 نکته مهم اینه که از نظر ساختار فیزیکی یا تواناییهای بدنی، هیچ فرقی بین فرد چاق و فرد لاغر وجود نداره.
تنها تفاوت در نوع افکاریه که در طول روز در ذهنشون تکرار میکنن… و این افکار، بازتاب همون زبانیه که در ذهنشون جا افتاده.
✅ پس اگه ما بتونیم زبان ذهنمون رو عوض کنیم و زبان لاغری رو یاد بگیریم، کمکم افکارمون تغییر میکنه، رفتارمون عوض میشه و بدنمون هم همراه با اون متحول میشه.
🧘♀️ یادگیری زبان لاغری یعنی یاد گرفتن یه سبک فکر، یه نگاه تازه به خودمون، و یه مسیر جدید برای رسیدن به تناسب اندام واقعی و پایدار.
تاثیر زبان چاقی🚫 چرا لاغر نمیشویم؟
خیلی از ما برای لاغر شدن سراغ ورزش، باشگاه، رژیم و هزار راه دیگه رفتیم… اما پشتِ این انتخابها یه باور پنهان هست:
«من نمیتونم خودم از پس لاغر شدن بربیام، پس باید یه ابزار بیرونی کمکم کنه.» 🧍♀️🆘🏋️♀️
و همین باور یعنی ذهن همچنان با زبان چاقی داره فکر میکنه. 🧠🔁🍔
🔍 به همین دلیله که وقتی یه برنامه جدید شروع میکنیم، بیشتر از اینکه روی اجرای درست اون تمرکز کنیم، تمام فکر و ذکرمون میشه عدد ترازو!
- قبل غذا خودمونو وزن میکنیم
- لباس نازک میپوشیم برای وزن کمتر
- حتی عینکمون رو برمیداریم! 🤓➡️🪞
- کفش در میاریم، نفس حبس میکنیم، دعا میکنیم که عدد دلخواهمون بیاد 😅⚖️🙏
این رفتارها فقط یه چیزو نشون میدن:
🧠 ذهن هنوز درگیر زبان چاقیه و همچنان داره با افکار اضطراب، وسواس و ناتوانی کار میکنه.
📉 برای همینم وقتی نتیجه دلخواهمون رو نمیگیریم، ورزش رو ول میکنیم، باشگاه نمیریم و برنامه رژیممون رو کنار میذاریم. چون از اولش هم اعتماد نداشتیم که بتونیم!
😞 این تکرار شکستها باعث میشه بیشتر و بیشتر حس کنیم که ناتوانیم… و این حس ناتوانی تبدیل میشه به یه فرمول ذهنی قویتر برای چاقی.
و باز هم ذهن، با قدرت بیشتری به استفاده از زبان چاقی ادامه میده.
💡 راه نجات چیه؟ یادگیری زبان لاغری.
تغییر مسیر فکر، نه فقط تغییر برنامه غذایی.
وقتی زبان ذهنمون عوض بشه، رفتارمون، احساسمون و در نهایت بدنمون هم تغییر میکنه. بدون وسواس، بدون ترازو، بدون جنگ.



🌱 یادگیری زبان لاغری در مسیر لاغری با ذهن
همونطور که برای یاد گرفتن یه زبان جدید (مثل انگلیسی)، باید مدام تمرین کنیم، گوش بدیم، تکرار کنیم…
در یادگیری زبان لاغری هم باید افکار جدید، فرمولهای ذهنی تازه و تمرینات رو تکرار کنیم تا کمکم این زبان در ما ریشه بدونه 🌿🗣️
📌 هرچه بیشتر ادامه بدی، فرمولهای ذهنیات همسوتر با لاغری میشن؛ یعنی:
- نگرشت بهتر میشه
- احساست سبکتر میشه
- رفتارت با خودت مهربونتر میشه و این یعنی داری به زبان لاغری مسلط میشی 💬💚
🌍 وقتی کسی انگلیسی رو زیاد تمرین میکنه، کمکم مثل یه بومی انگلیسیزبان صحبت میکنه…
تو هم با تمرین مداوم لاغری با ذهن کمکم مثل افراد متناسب فکر و رفتار میکنی؛ اونایی که از اول زندگیشون بدون سختی، همیشه متناسب بودن 🧘♀️🍃
📛 توی این مسیر ما اصراری نداریم که زبان چاقی رو “پاک کنیم” یا “فراموش کنیم” چون اینکار نهتنها بیفایدهست، بلکه فقط خستهمون میکنه و انرژیمون رو میگیره.
💡 کاری که میکنیم اینه که در عین اینکه زبان چاقی رو میشناسیم، کمکم با آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها، به زبان لاغری هم مسلط میشیم.
و اونوقت بدون نیاز به رژیم، ورزشهای سنگین یا کنترل افراطی، جسممون خودش مسیر متناسب شدن رو پیش میگیره.
دقیقاً همونطور که یه روزی بدون تصمیم خاصی چاق شدیم، اینبار بدون جنگیدن، متناسب میشیم 🙏🌈
✍️ تمرین آموزشی یادگیری زبان لاغری 📖
برای تغییر فرمولهای ذهنی، لازم است هر روز محتوای مرتبط با لاغر شدن را وارد ذهن کنیم تا به مرور افکار و فرمولهای ذهنی لاغری تثبیت و گسترش یافته و بر جسم ما تاثیر بگذارد و لاغر شویم.
یادگیری لاغر شدن مانند یادگیری زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری، نیازمند استمرار، تکرار و تمرین است.
ابتدا محتوای نوشتاری را مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و به سوالات زیر به شکل انشایی پاسخ دهید:
- دیدگاه خود درباره شباهت رفتار چاقی با زبان گفتاری را شرح دهید.
- چگونه زبان چاقی را یاد گرفتهاید و چه مدت از آن استفاده کردهاید تا به شرایط فعلی رسیدید؟
- نگرش خود درباره زبان لاغری را بنویسید و توضیح دهید چگونه باید این زبان را بیاموزیم.
- تاثیر تلاشهای قبلی برای لاغر شدن بر یادگیری زبان لاغری چیست؟
- تاثیر آموزشهای لاغری با ذهن بر یادگیری زبان لاغری را شرح دهید.
- مسیر یادگیری زبان لاغری تا لاغر شدن را در قالب یک داستان کوتاه شرح دهید.
- بر اساس محتوای ویدیوی آموزشی، یک تمرین برای خود ایجاد کنید و در بخش نظرات بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.29 از 91 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
روز ۵۰ تکرار
سلام و وقت بخیر به دوستان و استاد عطارروشن
وزن کشی در باشگاه یکی از بدترین کارهایی بود که هر روز انجام میدادم وسعی میکردم لباسای ضخیم نپوشم،کفشمم در بیارم که مبادا ۱۰۰گرم اضافه نشون بده ولی در هر صورت همیشه ناامید میشدم از دیدن عدد وزنم
چقدر لذت بخشه زبان لاغری رو آموختن ،زبانی که چقدر سالها بهش نیاز داشتم و نمیدونستم چطور میشه آموختش
چقدر میشه راحت لاغر شد و زندگی نرمالتو داشته باشی ولذت ببری
چه احساس عالیه که امروز دخترم بهم گفت چقدر جمع و جور شدی ،آخه از روز اول عید پیش من نبود و امروز که منو بعد از ۲۳روز دید،بهم گفت ،خوشحال شدم،شاید خودم خیلی متوجه نشم ولی دختر بزرگم خیلی بهم میگه
چه احساس خوبی داره که مطمئنی به زودی متناسب ونرمال میشی ومیتونی از مزایای اون لذت ببری
لباسای سایز کوچیک بخری و بپوشی،لباسی ورزشی ست ،رنگ روشن و جیغ بخری،،لباس سفید بپوشی که من سالهاست در حسرتشم،اعتماد بنفسه که دیگه محشره ،انگار یه آدم دیگه ای میشی ومهم تر از همه اینکه میدونی با انجام تمریناتی تا آخر عمر ،یه نفس راحت میکشی و برای همیشه متناسب میمونی،قبلا هم لاغر شدم ولی از اولش از برگشتش میترسیدم ،اوایل دوره هم از برگشت وزنم میترسیدم ولی آرام آرام که پازل های ذهنیم چیده شد مطمئن شدم که میتونم تو تثبیت بمونم اگر زبان لاغری یاد بگیرم وبشه طبیعت بدن من وناخوداگاهم بشه
نشان های دریافت شده
گام ۲۸
سلام وقت بخیر
تمام اون روزهای طولانی که در رژیم و ورزش های سخت بودم فکر میکردم کار صحیح همینه ،یعنی باور کرده بودم که من با همه فرق دارم پس باید کارهای سنگینی انجام بدم ،در اصل من داشتم به زبانی که آموخته بودم زندگی میکردم ولی اون زبانو دوست نداشتم ، تلاش میکردم ولی نتیجه ای نمیگرفتم ،هر روز صبح زود بیدار میشدم برای زود رسیدن به باشگاه که بتونم ۲ سانس تردمیل برم با اینکه تردمیل و دوچرخه ثابت تو خونه داشتم ولی ۱ ماه میرفتم خسته میشدم دیگه ادامه نمیدادم ولی باشگاهو بخاطر دوستانم و کار گروهی بیشتر، میپذیرفتم ،چندین ساعت تو باشگاه بودم و هر یک روز در میون خودمو وزن میکردم ببینم ۱۰۰ گرم کم شدم یا نه اونم تمام وسایلومو از خودم جدا میکردم،کفشمو در میوردم و بیشتر اوقات که کم نکرده بودم ،با دیدن کم نشدن عقربه ترازو یک تصویر از من شکست خورده دیگه در ذهنم ثبت میشد ،برای همینه که تو وجود من چیزی بعنوان موفقیت کمرنگه ، به تعداد دفعاتی که خودمو تو آینه دیدم و ترسیدم و متنفر تر شدم تصویر منه بی عرضه چاق در من پر رنگتر شد ،به اندازه دیدن عقربه های ترازو و اون استرسش تصویر چاقی در من بیشتر شد و برای تمام اون تصویرها ،الان باید روی ذهنیت هام بیشتر کار کنم که با تفکر و تعمق در مورد زبان جدید لاغریم هر بار اون تصویرهای چاق، شکسته تر میشه ،باید تک تک کلمات لاغری جدید در من دانلود بشه ،و بعد از مدتی میتونم به زبان جدید زندگی و رفتارهای جدیدی خلق کنم ،مثل وقتی که کلاس زبان میرفتم ،معلمم جملاتیو فارسی میگفت و ما همگی براحتی و بسرعت اون جملاتو به زبان انگلیسی ترجمه میکردیم ،روزهای اول باید به اون جملات فکر میکردیم تا بتونیم تکرار کنیم وبعد از مدتی ،هنوز جمله استادم تموم نشده بود ما انگلیسیشو گفته بودیم ،اخبارهای زبان انگلیسی رو خوب متوجه میشدم و این مهارت باعث شده بود اعتماد بنفسم بالاتر بره،،،
،با یادگیری زبان لاغری هم ،اعتمادبنفسم بالاتر رفته و بالاتر هم خواهد رفت
وقتی آگاهی های ذهنیت بالاتر میره میتونی هم خودتو خوب بشناسی هم دیگرانو ،الان از یه عید دیدنی برگشتم و صحبت هاییکه رد وبدل شد، بمن کمک کرد که بیشتر به این متد ایمان بیارم ،اولا که من بعد از نهار رفتم اونجا و کاملا سیر بودم و میلی به خوراکی ها نداشتم بعد از چند ساعت که نشستم که میزبان هم روی میز همه مدل خوراکی چید ،من فقط چای با ۲ تا شیرینی آردی کوچیک با ۲ تا دونه قیصی خوردم ،البته آخرش که داشتم برمیگشتم یه چنگال هم هندونه خوردم ،من اصلا نمیگم خوراکی ها چاق کننده هستن ، رفتارهای من تغییر کرده ،وقتی سیر باشم هیچی نمیتونم بخورم ولی اگر هم پیش بیاد که بخورم دیگه عذاب وجدان و ترس ندارم مثل گذشته،، میدونم نقشه های ذهنی جدیدم در حال ساخته شدن هستن ،،،،میزبان مدام از چاقتر شدنش ابراز نگرانی میکرد و منهم ۱ ماهیه متوجه چاقتر شدنشون شده بودم، خودشون نظرشون اینه که ازدواج کردن و مدام دعوت میشن مهمونی باعث چاقتر شدنشونه و میگفت برای مهمونی هایی که میرم قرص های نعنایی گرفتم که بعد از غذا بخورم که نفخ معده م از بین بره ،منم نفخ معده دارم ولی وقتی میخوام نفخم اذیتم نکنه یکمی حجم غذامو مخصوصا نوشیدنی هامو کمتر میکنم ،هر چند حجم غذایی که من میخورم در مقابل دیگران خنده داره
به رفتار این خانم دقت کردم و دیدم دقیقا بعد از اتمام نهارش ،ظرف شیرینی آردی گذاشت روی پاهاش و شروع کرد با چای، به خوردن ،،،بعد هندونه خورد ،بعد یه خوراکی دیگه ،میخواستم ازش بپرسم الان گرسنه ای که اینهمه چیز میخوری؟ ولی بازم جلوی خودمو گرفتم و گفتم فریده تو به تمرینات خودت توجه کن و درس عبرت بگیر از رفتار دیگران
با دیدن رفتار اشتباه دیگران انگیزه و اشتیاق من بیشتر وبیشتر میشه که به مسیرم محکمتر ادامه بدم ،اینکه من جزء ۱ درصدی های جهان هستم که مسیرم متفاوت و آگاهانه ست ،من دیگه اون اشتباهات عادتی قبلنا انجام نمیدم،جهان به عصر جدیدش وارد شده ،عصر آگاهی ،پس راه من درسته چونکه در حال پردازش آگاهی های جدید هستم و با اشتیاق این راهو ادامه میدم و اجازه میدم این شعور جدید وارد تک تک سلول های بدنم بشه و منو وارد مسیرهای زیباتری کنه
من متوجه شدم که چقدر با دیگران فرق دارم ،من چقدر فکر وعمل و نتایجم متفاوته با اطرافیانم،چقدر به خودم افتخار کردم ،حیطه فکری من با اونها فرق داره،نوع خوردنم متفاوته،نوع نگاهم به قضایا عوض شده ،انگار مال یه دنیای دیگه ای هستم ،چه حس خوبی دارم ،چقدر از خودم راضی م،از خدای خودم راضی م،از کلاسام،دوره هام،اساتیدم که میتونم بگم از بهترین های ایران گلچین شدن ،بسیار خوشحالم
،حس عالیه که بدونی تو خواستی و خداوند دستتو گرفت و گذاشتت تو راه و مسیر راحت و زیبا که فقط از بودنت در این مسیرها لذت ببری ،کوله باری نداری،سبکی ،خوشحالی و میدونی مقصدت دریای زیباییه که اساتیدت منتظرت هستن که تو هم برسی به مقصد و همگی جشن بگیرید
دیگه فکر ترازو نیستم،فکر تنگ شدن لباسام نیستم،ترس از رستوران رفتن ندارم،به یه بلوغ انتخاب کردن رسیدم واز این حق انتخابم و تکاملم لذت میبرم،دیگه حرف های عامیانه نمیزنم،غر نمیزنم،از بیماری هام صحبت نمیکنم،شکایت نمیکنم،مدام از همه راهکار نمیخوام برای چاقتر نشدنم تازه ادم های زیادی میان واز من راهکار میخوان ،ترس از مسافرت رفتن و چاقتر شدن ندارم،۱۳ ماهه هر شب براحتی شام خوردم اونم هر غذایی که دوست داشتم،دیگه از روی ترس ورزش های سخت انجام نمیدم، دیگه تو جمع خجالت نمیکشم ،دیگه خودمو تحقیر نمیکنم وووووو و اگر اینها موفقیت نیست چیه ؟ اینها یعنی در مسیر صحیح بودن یعنی حال خوب اتفاق خوب ،یعنی خداجونم شکرت
خدایا شکرت که زبان لاغری را یاد گرفتم و در حال عمل به اموزه هام هستم
شاید خیلی از دوستانم که در این سایت هستن ،تصور کنن این فایلها رایگانه و راحت ازشون بگذرن ولی منیکه تمام دوره های پولی استاد گذروندم و الان اینجا هستم میدونم و مطمئنم که هیچ فرقی با هم ندارن چونکه وقتی ایده ای به استاد الهام میشه ،حتما اون ایده بشکل فایلی در خواهد آمد و بلخره در قسمتی از سایت یا دوره ها گنجونده میشه ،انقدر در این ۲۸ روز که در این دوره گام به گام هستم ،کد در ذهنم باز شده ،انقدر ذهنم شخم خورده شده ،انقدر باورهای مخرب از من بیرون ریخته شده که خودمم باورم نمیشه ،قبلا فکر میکردم دیگه ۳ دوره رو گذروندم ،همه چیزو میدونم و فکر مخربی دیگه در من وجود نداره ،با اینکه بیشتر فایلهای این دوره رو پارسال گوش دادم و حتی کامنت نوشتم ولی گوش دادن امسالم متفاوت تر از قبله و من درک جدیدیتری همسان با باورهای جدیدم دریافت میکنم
بعد از اتمام این دوره مجدد به دوره مقدماتی میرم با اشتیاق و میدونم مطالب و آگاهی های نابی منتظر من هستن که پارسال ذهنم اجازه شنیدنشونو بمن نداده
نشان های دریافت شده
روز ۵۰ تکرار
زبان لاغری را یاد بگیرید، لاغر میشوید
سلام و درود به همران عزیز و استاد گرامی
خدارو سپاسگذارم برای یک آگاهی و بینش جدید
قبل از اینکه مقاله و فایل امروزو شروع کنم خواستم در مورد درک بهتر و شفاف ترم از جلسه قبل بگم ،در مورد عینک های رنگی که دید ما با هر کدوم از اینها یک طیف متفاوت میشه
قبلا هم این فایلو گوش کرده بودم و کاملا فهمیده بودمش ولی از دیروز یجور دیگه ای در موردش فکر میکنم ،مدام در همه جنبه های زندگیم به خودم میگم فریده الان که به این مسئله برخورد کردی و داری در موردش نظر میدی ،چه فیلتری با چه رنگی جلوی مغزته؟
مثلا دیشب که تولدم بود و دخترم سوپرایزم کرده بود و چندین مدل فینگر فود و خوراکی روی میز بود ،وقتی به اونها نگاه میکردم به خودم گفتم فریده داری با چه عینکی به خوراکی ها نگاه میکنی؟
اگر هنوز اعماق افکارت اینه که اگر چیزی بخورم چاق میشم ،بیا این فیلترو کنار بزنیم و بشکونیمش ،بیا بدون اون فیلتر بهشون نگاه کن ،خیالت راحت باشه که خوردنشون اتفاقا به انرژی رسانی بدنت کمک میکنه ،یعنی در مورد غذاها و ترس هامون با خودمون منطقی صحبت کنیم تا حجم نگرانی ها و فرمول های قدیمی کم بشه
و هر چقدر این آگاهی هنگام خوردن در من بیشتر بشه ،ترس های پنهان شده درونم که شاید من از بودنشون با خبر نباشم در من کمرنگ میشن و یواش یواش از بین میرن و من مطمئنم این اتفاق میفته چونکه از دیروز تا حالا که درکم متفاوت شده احساسم آرومتره و احساس هم که جی پی اس بدن ماست و هیچ وقت دروغ نمیگه
امروز که رفته بودم پیاده روی تصمیم گرفتم در مورد چندتا باور در مورد پول و روابط با خودم صحبت کنم و بندازمشون تو این فرمول عینک و متوجه شدم با هر بار باز کردن دیتیل های اون باورها و منطقی کردنشون و شفاف سازیشون ،حسم سبکتر میشه و این کار باید تکرار بشه
و این عینک های تاریک و سیاه روی تمام افکار ما خیمه زده که با درک و آگاهیشون میتونیم بسمت شفاف سازی حرکت کنیم
دقیقا ما زبان چاقی را یاد گرفتیم ،چند روزه که خواهرم اومده ایران با دختر ۵ سالش ،این همون خواهرمه که گفتم مشکلات زیادی با نخوردن های نوه ش داشت و همیشه با یک بشقاب غذا دنبال نوه ش بود و هنوز هم بعد از ۸ سال نوه ش با تهدید و دعوا غذا میخوره ،نوه دلش غذا نمیخواد ولی اینها بهش فشار میارن
امروز که خواهرم داشت به دخترش صبحانه میداد ،اولا که دخترش دائم با آی پد بازی میکنه ،حتی موقع نهار و شام هم ،اون بازی میکنه خواهرم لقمه میذاره دهنش، امروز وقتی دخترش ممانعت میکرد برای لقمه آخر و خواهرم بهش میگفت باید بخوری ،بهش گفتم دلش نمیخواد چرا بهش زور میگی ؟
گفت آخه دیگه لقمشو درست کردم و دستمه چکارش کنم؟ خودشم خندش گرفت ،گفتم چونکه درست کردی باید به زور بدی دخترت بخوره؟ بعد که چاق میشه میگی چرا چاق شد؟
اتفاقا همیشه هم درگیر اینه که مبادا دخترش چاق بشه ،بقول خودش چند ماه پیش که احساس کرده داره شکمش بزرگ میشه تا مهد کودکش پیاده میبردتش که هم اون لاغر بشه هم خودش
با اینکه خواهرم چاق نیست و یکی از مشکلاتش در زمان های گذشته این بود که دلش میخواست ۵ کیلو توپر بشه ،اون وقتا ۵۰ کیلو بود و خیلی دکتر میرفت که چاق بشه و زمانیکه وزنش رفت رو مرز ۶۵ کیلو دیگه ترسید ،حتی یه زمانی تا ۷۴ کیلو هم چاق شده بود که خیلی سرعتی غذاشو کم کرد و وزنشو رو ۶۵ نگه داشت
و یکی از باورهاش اینه که اگر پیاده روی و ورزش کنه بشدت لاغر میشه و چونکه باور داره لاغر هم میشه ،بقول خودش اگر بتونه خوردنه سس مایونزو کنار بذاره لاغر میشه ولی چونکه بیس مغزش بیشتر بسمت لاغر بودنه هیچ وقت ندیدم که چاق بشه
و ما همینجوری زبان چاقیو یاد گرفتیم با همون یک لقمه اضافه ای که مادرمون به زور به ما داد و ما مجبورن خوردیم ،با گفتن و تکرارش در مغز ما مسیرهای عصبی چاقی ساخته شد که فرمان های مغز ما بسمت چاقی صادر میشد
مثال جالبیه ،اینکه ما نمیتونیم زبان فارسی رو فراموش کنیم ،مثل خیلی از افرادی که سالهاست ایران زندگی نمیکنن ولی بلخره زبان فارسیو متوجه میشن و از یاد نبردن
از ۱۸ سالگی تا ۸ سال پیش که ورزش های مختلفیو انجام میدادم که دلیل اصلی ۹۵ درصد همشون بخاطر چاقتر نشدن بود و از روی اجبار هر روز مجبور بودم بلخره یه ورزشیو انجام بدم
مثلا یه مدت طولانی مثلا ۸ سال ،روزهای فرد میرفتم بدن سازی و کار با دستگاه که فکر میکردم خیلی لاغر کننده باید باشه ، البته بدنم یکمی فرم جمع تر میگرفت ولی دلیل رفتن من به باشگاه ترس از چاق شدن بود و روز های زوج ۲ ساعت میرفتم بدمینتون که خودش کلی فشار روی بدنم بود ،۱ ساعت هم بعدش میرفتم چربی سوز ،تمام که میشد ۱ ساعت هم تو محوطه باشگاهمون که تو یه پارک بزرگ که مخصوص بانوان بود و کلی اونجا سرگرم ورزش و پیاده روی بودیم و اون جریان ۸ سال طول کشید ،یعنی من تو اون مجموعه ورزشی ۸ سال بصورت هر روز فعال بودم
البته که لذت هم میبردم چونکه با دوستان و پارتنرهای ورزشی زیادی و مربی ها هم دوست شده بودیم و لحظات شادیو میگذروندیم و انگار برام سختی های اون ورزش ها یا مسیری که هر روز باید طی میکردم مهم نبود
ورزش هاییکه بخاطر ترس از چاقتر نشدن انجام میدادم مثل بدنسازی ،چربی سوز، ایروبیک ووو از روی اجبار بود ولی عاشق بدمینتون بودم و از ته اعماق وجودم بازی میکردم و خوب هم تونسته بودم پیشرفت کنم ولی به دلیل اینکه آسیب های کمر ، پا و زانو دیدم ، نتونستم ورزش مورد علاقمو ادامه بدم و نتونستم مربی بدمینتون بشم
در حال حاضر ورزش خاصی انجام نمیدم ،هفته ای ۱ بار میرم انعطاف و رقص ،انعطافو که به اصرار مربی رقصم میرم که تاکید کرده پیش نیاز یک یک رقصنده داشتن بدن منعطفه که بتونه حرکت های رقصو خوب تو بدنش بنشونه ،گاهی پیاده روی میکنم و حین پیاده روی در مورد باورسازی هام با خودم صحبت میکنم ،چند وقتیه تنیس هم نتونستم برم ولی عاشق تنیس هستم و در اولین فرصت مجدد شروعش خواهم کرد
از خاطرات وزن کشی هم که مثل همه افراد چاق ،هر چیزی که احساس میکردم ممکنه گرمی منو چاقتر نشون بده از خودم جدا میکردم حتی ساعت ،کفش و چندین بار میرفتم رو وزنه که شاید کمتر نشون بده و خوشحال بشم و جالب بود برام یکبار که با یکی از دوستان متناسبم بیرون بودیم و جایی ترازو دیدیم و خواستیم خودمونو وزن کشی کنیم ،دوستم با پالتو ،کفش و کیفش رفت رو ترازو ،بهش گفتم پالتو و کیفت سنگینه بده به من بدون اونها برو ولی ایشون اهمیتی نداد و گفت مهم نیست ،در واقع اون ترسی از وزنش نداشت
مسیر لاغری با ذهن بهترین راهیه که ما میتونیم با تغییر دادن محتویات ذهن و دستورات جدید به بدن ، بسمت لاغر شدن حرکت کنیم و بصورت ریشه ای برای همیشه با آموختن زبان لاغری در سطح تناسب اندام باشیم و لذت زندگی افراد متناسب رو ما هم ببریم
لاغری با ذهن رژیم نداره ،ورزش نداره ،اصلا کاری به عوامل بیرونی نداره چونکه به محض ساخته شدن فرمولها دستوران مغزی بسمت لاغر شدن هدایت خواهد شد و بصورت خودبخود پروسه لاغری انجام میشه
خدارو سپاسگذارم که تصمیم گرفتم زبان لاغریو یاد بگیرم تا بتونم به زبانش زندگی کنم و لذت بیشتری ببرم ،ما زبان ارتباط برقرار کردن با هر چیزیو که یاد گرفتیم قویتر شدیم ،زبان انگلیسی یاد گرفتیم تونستیم راحتر مسافرت کنیم ،موسیقی یاد گرفتیم تونستیم با موسیقی ارتباط بگیریم ،زبان قوانین جهان هستی به ما کمک کرد تا با کیفیتر زندگی کنیم
با یاد گیری هر زبانی قدرت و توانمندی های ما بیشتر شد ،انگار مجهز به ابزارهای بیشتری شدیم که در ادامه مسیر زندگی کمکمون میکنه و الان هم داریم زبان لاغریو یاد میگیریم
زبان لاغری چیه ؟ زبان لاغری یعنی دانش و اطلاعاتی که من از لاغری دارم ،قبلا چجوری به چاقی فکر میکردم ؟ چه تفکراتی به دنیا ، جهان ، خودم و غذاها داشتم ؟
الان که در دوره ها هستم چجوری زندگی میکنم؟ آیا ترس های من کمتر شده؟ بله ،آفرین یعنی الفبای لاغریو یاد گرفتی ،آیا تلاش خودتو میبینی؟ ایا با خودت تونستی به صلح برسی؟ آیا خودتو میپذیری و دوست داری؟ آیا باور کردی که تو هم میتونی لاغر بشی؟ آیا احساس لیاقت میکنی که تو هم انسانی هستی که باید متناسب باشی ،آیا لاغر شدنو کوچیکش کردی و خودتو بزرگ؟
دقیقا من سالها با چاقی خودم جنگیدم ،دلم میخواست لاغر باشم ولی چونکه باور نداشتم که منهم میتونم لاغر بشم با چاقی میجنگیدم ،مدام خودمو تنبیه های رژیمی میکردم ،خودمو سرزنش میکردم ،ورزش های سخت انجام میدادم و در حین ورزش به خودم میگفتم فریده تا زمانیکه نتونی لاغر بشی و لاغر بمونی با ورزش ها و رژیم های سخت اذیتت میکنم و احساس میکردم بدنم دشمن منه و ازش بدم میومد و گاهی به قسمت هایی از بدنم مشت میزدم و بهش نفرت منتقل میکردم و مدام بهش میگفتم تو چرا بدن من شدی یعنی خدا بدن قشنگتری نداشت که به من بده و مدام تو حالت قربانی بودن بودم
باید در مسیر لاغری با ذهن به توانمندی های خودمون آگاه بشیم ،اینکه بدن من با بدن خواهرم هیچ فرقی نداره پس چرا اون لاغره و من چاق بودم ،تفاوت در نوع نگاه هاست نه در عوامل بیرون از ما
وقتی خودمونو بزرگ ببینیم و خواسته هامونو کوچیک ،دیگه انقدر درگیر انجام نشدنشون نخواهیم بود ،وقتی خودمونو لایق متناسب بودن بدونیم که از اول هم حق الهی من تناسب بود که اگر من لاغر نباشم کی لاغر بشه ؟ اگر انقدر محکم قبول میکردیم که ما هم مثل همه افراد باید باید متناسب باشیم ،متناسب میشدیم
متاسفانه الگوها گفته بودن ما توانایی هیچ کاریو مخصوصا لاغر بودنو نداریم ما هم پذیرفته بودیم ، حالا برعکس میخواییم در خودمون عضله های توانمندیو قوی کنیم که دست به هر کاری بزنیم طلا بشه
لاغر شدن و موندن که دیگه چیزی نیست ،این آپشن روی من نصب شده بود ولی به مرور دی اکتیو شده و الان داریم مجدد اکتیوش میکنیم ،منم میخوام به تمام حق های طبیعیم دسترسی داشته باشیم و همین احساس در من غرور مثبت بوجود میاره ، مثل بچه های کوچیکی که جسورانه خواسته هاشونو از پدر و مادرشون میخوان و بلخره بدست میارن
خدارو شکر میکنم که در مسیر صحیح هستم ،خدارو شکر میکنم برای ثبت هزارو یکمین کامنتم ،یعنی من ۱۰۰۱ رد پا از خودم در این سایت بجا گذاشتم
هر سال آذر ماه که تولدم میشه یاد سال ۹۸ میفتم که تصمیم گرفتم کادوی تولدم ۳ دوره لاغری با ذهن باشه و خوشحالم از این کادوی تولد ناب و ارزشمند
این روزها من وارد دومین سال ورودم به این سایت میشم ،به خودم تبریک میگم که قدرتمندانه همچنان در مسیر رشد هستم
نشان های دریافت شده
سلام خانم زهرای عزیز
ممنون از شما 🌷
نشان های دریافت شده
ممنونم دوست همراهم 🌷☘
همینطور شما
نشان های دریافت شده
سلام خانم ملکه عشق
ممنونم از تبریکتون ممنونم از انرژی خوبتون
منم از خوندن کامنت شما لذت میبرم و کلی ازشون استفاده میکنم ،امیدوارم شما هم در جاده سرسبز تغییر و رشد بدرخشید و تجربه کنید تمام خواسته هاتونو
در پناه خداوند باشید🌷
نشان های دریافت شده
سلام خانم فرشته
دوست عزیز هر کدوم از ما با ذهنیت ها و باورهای متفاوت وارد دوره ها شدیم
۳سال بودن در مسیر آموزش های ذهنی ،بمن این اطمینان را داد که چیزی در ذهن من خطا میره ،بصورت خدای گونه هدایت شدم اینجا ،داشتم پرواز میکردم،ولع شنیدن و آموختن داشتم ولی هر آنچه من شنیدم به اندازه وسعت باورهای اون زمان من بود ،شاید بنظر خودم خیلی میفهمیدم و درک میکردم ،مثل همین الان که فکر میکنم خیلی میفهمم و درک میکنم ولی هر چی بیشتر تکاملمو طی میکنم متوجه میشم ،ذهن من بروی بعضی از آگاهی ها فیلتر میذاره ، با بودنم در مسیر و تکرار این آموزه ها ،فیلتر های ورودی ذهن من آزادتر میشه ،با هر بار فهم بیشتر من ،قفلی از وجود من که سالها پیش زده شد باز میشه ،انگار ذهن من مثل خاکیه که داره شخم میخوره و انواع و اقسام حشرات و کرم های کثیف ازش بیرون ریخته میشه ،حس میکنم تازه راه های تنفس اون زمین در حال باز شدنه ،تازه نتایج وقتی شروع میشه که اون خاک تمیز بشه و بتونه از بذر جدید محافظت کنه
من در این مسیر یاد گرفتم عجله نکنم
من یاد گرفتم با خودم و بدن چاقم در صلح باشم
من یاد گرفتم خوراکی ها چاق کننده نیستن بلکه نوع نگاه من به اونها ،اونها رو برای من مضر یا مفید میکنه
من یاد گرفتم صبور باشم به خودم و بدنم احترام بذادم و اعتماد کنم
من یاد گرفتم خدایی که منو هدایت کرد اینجا منو حمایت هم خواهد کرد
من در حال یاد گیری زبان جدیدی هستم
من در حال ساخت شخصیت جدیدم هستم که هیچ ربطی به گذشته من نداره
من یاد گرفتم خودمو سرزنش نکنم مقایسه نکنم
من یاد گرفتم ،به خودم محبت کنم ،خودمو در آغوش بگیرم و به اندازه ۴۵ سالی که خودمو نادیده گرفتم خودمو ببینم
من یاد گرفتم که از شخصیت قدیمم استفاده نکنم ،یاد گرفتم از آموزه هام در طول زندگی استفاده کنم
این دوره ها درس های زیادی برای من داشت و داره ،من فرد قویتر و با عزت نفس تری شدم
اگر بخوام بنویسم میتونم ساعتها بنویسم همونطور که ۱۳ ماه هر روز نوشتم و خوندم
خدارو شکر همه دوستانی که در دوره ها هستن همگی رشد های عالی درونی و بیرونی داشتن
منکه از دوره ها راضی هستم و هر کدوم از اونها قسمتی از ذهنیت های منو ترمیم کرد و همچنان هم ادامه خواهد داشت
امیدوارم شما هم به بهترین ها هدایت بشید
نشان های دریافت شده
چه تعبیرهای جالب وقابل استفاده ای ،آفرین به این تفکیک پکیج ها ،پکیج لاغری،پکیج چاقی ،وقتی پالس سیریو میگیرم ودیگه ادامه نمیدم دارم از پکیج لاغری استفاده میکنم ودر راستای هدفم هستم ??نوشته بسیار عالی بود ،منم میخوام از این پکیج لاغری بیشتر استفاده کنم
دوستانم با مثال ها عمل کردن به آموزه های دوره رو آسونتر میکنن ،هرچند آموزش استاد بینظیره ولی کامنتای دوستان هم کمک کننده است و بخشی در روز به خوندن نوشته های دوستانم اختصاص میدم