تصور کن هر روز جلوی آینه وایمیستی و با خودت میگی: «چرا لاغر نمیشم؟ مگه چقدر باید رژیم بگیرم؟» 🪞🥺
واقعیت اینه که مشکل، نه توی بشقاب غذاست، نه توی کمتحرکی… بلکه توی ذهنته! 🧠✨
خیلی از ما سالهاست با باورهای اشتباه درباره لاغری زندگی میکنیم؛ باورهایی که مثل یه سد بزرگ جلو متناسب شدنمون وایسادن 🚧
تا وقتی این سد رو برنداریم، حتی سختترین رژیمها هم نتیجه نمیدن.
🌟 لاغر شدن برای من فقط یه آرزو نبود…
یه خواسته عمیق و واقعی بود که از ته دل، از عمق وجودم، فریاد میزد:
“من میخوام متناسب باشم، سبک باشم، خودم رو دوست داشته باشم.” 💖

مثل همون حسی که یه آدم فقیر داره وقتی با تمام وجودش آرزو میکنه ثروتمند بشه 💰
یا کسی که بیماری رو تجربه کرده و دلش میخواد دوباره سالم باشه 🏥
یا آدمی که احساس بیارزشی میکنه و دنبال خوشبختی و آرامشه 🌈
👣 من هم همیشه لاغری رو میخواستم… نه فقط برای اندام، بلکه برای حس آزادی، برای اعتمادبهنفس، برای اینکه وقتی توی آینه نگاه میکنم، لبخند بزنم.
اما یه سوال مهم همیشه تو ذهنم بود:
چرا با اینکه این همه آدم آرزوی لاغر شدن دارن، فقط تعداد کمی بهش میرسن؟ 🤔
جوابش از جایی میاومد که شاید خیلیا حواسشون بهش نیست…
✅ جایی به اسم ذهن
✅ و چیزی به اسم باورها
وقتی نشستم و به صدای ذهنم گوش دادم، متوجه شدم که توی سرم پره از باورهای اشتباه درباره لاغری
❌ مثل اینکه “تو ژنتیکی چاقی”
❌ یا “لاغر شدن فقط با سختی و محرومیته”
❌ یا اینکه “چاقی تقدیر توئه و کاریش نمیتونی بکنی”
این باورهای اشتباه درباره لاغری خیلی آروم ولی ریشهدار، ذهنمو آلوده کرده بودن.
هر بار که یه رژیم جدید رو شروع میکردم یا یه باشگاه ثبتنام میکردم، این نجواها مثل مانع جلوی راهم سبز میشدن و منو برمیگردوندن به نقطه اول 😞
💡 وقتی شروع کردم باورهای ذهنیمو بشناسم و اصلاح کنم، تازه فهمیدم مشکل از اراده من نبوده…
❗ مشکل، همون باورهای اشتباه درباره لاغری بودن که سالها توی ذهنم جا خوش کرده بودن.
🌱 حالا یاد گرفتم صدای منفی ذهنمو ساکت کنم
💬 با خودم حرفهای مثبت بزنم
🎧 به آموزههایی گوش بدم که باورهای جدید و قدرتمند در من بسازن
✍️ لاغر شدن برای من شد یه مسیر معنوی، یه بازسازی درونی… و هر روز که با خودم مهربونتر میشم، بیشتر به این باور میرسم که
“من میتونم لاغر بشم، چون دیگه اسیر باورهای اشتباه درباره لاغری نیستم.” 🌟

🧠 اصلاح موانع ذهنی؛ کلید رهایی از باورهای اشتباه درباره لاغری
همهی ما که اضافه وزن داریم، یه خواستهی مشترک داریم: لاغر شدن.
ولی چرا با اینکه خواسته یکیه، نتیجهها فرق میکنه؟ 🤔
✅ چون بعضیها یاد گرفتن که به بخش مثبت ذهنشون گوش بدن. همون صدای دلگرمکنندهای که میگه:
«تو میتونی، فقط ادامه بده» ✨
و با همین انرژی، با حس خوب تو مسیر لاغری جلو میرن و به اندام دلخواهشون میرسن.
اما دستهای دیگه هستن که متأسفانه درگیر نجواهای ذهنی و باورهای اشتباه درباره لاغری میشن 😞
جملههایی مثل:\n
- «تو هیچوقت لاغر نمیشی»
- «انگار بدن من نمیسازه با لاغری»
- «الان دیگه دیره…»
این افکار به ظاهر ساده، در واقع سدهای ذهنی بزرگی هستن که جلوی تغییر رو میگیرن 🚧
نکته مهم اینجاست: حتی اونهایی که موفق شدن، توی ذهنشون نجواهای منفی داشتن. ولی فرقشون این بود که یاد گرفتن چطور آگاهانه به افکار مثبت توجه کنن و از آموزشهای ذهنی برای تقویت باورهای درست استفاده کنن 💪🌱
👂 نجواهای ذهنی یعنی همون حرفهایی که با خودمون درباره شکستها، رژیمهای نیمهکاره، یا تجربههای تلخ گذشته تکرار میکنیم…
و کمکم باورمون میشه که لاغر شدن یه رؤیای دستنیافتنیه.
❗ اما بدون!
باورهای اشتباه درباره لاغری، میتونن تمام تلاشهاتو نابود کنن؛ درست مثل خراش کوچیکی که یه بادکنک پر شده از امید رو میترکونه… 🎈
✍️ تنها راه واقعی اینه که یاد بگیری:
- این باورهای محدودکننده رو بشناسی
- و با تمرینهای ذهنی، قدمبهقدم اصلاحشون کنی
💡 این یعنی «شروع لاغری از ذهن»، نه از رژیم بعدی!

🧩 اهمیت اصلاح موانع ذهنی در مسیر لاغری
(مواجهه شدن با باورهای اشتباه درباره لاغری)
تا حالا شده با خودت بگی: «چرا با اینکه همه چی رو رعایت میکنم، باز هم لاغر نمیشم؟» 🤷♀️
واقعیت اینه که افکار و نگرشهایی که در ذهن ما ریشه دارن، میتونن تبدیل به موانع بزرگ در مسیر لاغری بشن. اینها همون باورهای اشتباه درباره لاغری هستن که مثل دیوار جلو پیشرفتمون وایسادن 🚧
من هم تا یه جایی تو زندگیم مدام درگیر این موضوع بودم. تا اینکه یه تلنگر جدی خوردم:
بفهمم که تا وقتی ذهنم پر از صدای منفی و ناامیدکنندهست، حتی بهترین روشها هم روی من جواب نمیده.
🧠 ذهن، یه انبار بزرگ از توجهاته.
اگه توجهت رو بدی به افکار منفی، ذهن مثل یه قطار بیوقفه، واگنواگن از ناامیدی، ترس و شکست جلوی چشمت رد میکنه 🚂😞
ولی اگه آگاهانه انتخاب کنی که به حرفای مثبت گوش بدی، ذهن شروع میکنه به ساختن باورهای تازه… ✨ باورهایی که مسیر لاغری رو آسونتر و طبیعیتر میکنن.
🌪️ بذار یه تصویر برات بسازم:
ذهن ما یه تلویزیون همیشه روشنه. مدام داره فیلم نشون میده، با بازیگرایی که تو ذهن ما سالها جا خوش کردن.
اگه این فیلمها همش درباره چاقیه، درباره سختی، درباره شکست تو رژیمها باشه… احساس ما همونقدر تاریک میشه که اون فیلمها هستن 🎬
❗ اما باید بدونی:
اون فیلمها واقعی نیستن؛ فقط نمایش ذهنی هستن.
ما میتونیم کانال رو عوض کنیم، فیلم جدید بسازیم. فیلمی با پایان خوش، با بدن متناسب، حال خوب و آزادی از فکر غذا و وزن.
✅ برای اینکه لاغر بشی، اول باید باور کنی که آسونه
❌ و قبلش باید اون صدای قدیمی رو که میگه “لاغری سخته”، خاموش کنی
این صدای ناآگاه، همون یکی از بزرگترین باورهای اشتباه درباره لاغریه که تا اصلاحش نکنی، راهت رو سد میکنه.
🎯 حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری توجهت رو به کدوم سمت هدایت کنی… به واگنهای منفی؟ یا به مسیر جدیدی که توش لاغری یه اتفاق طبیعی و لذتبخشه؟

🌟 ایجاد باور «لاغر شدن آسانترین کار دنیاست»
شاید وقتی این جمله رو میشنوی، اولین واکنش ذهنت این باشه:
❓«مگه میشه؟! من هزار بار تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش رفتم، اما آخرش باز چاق شدم!»
و این کاملاً طبیعیه… چون ذهنت پر شده از باورهای اشتباه درباره لاغری که سالها تکرار شدن و حالا مثل یه دیوار محکم جلو تغییر ایستادن 🧱
اما خبر خوب اینه که…
🧠 ذهن قابل برنامهریزیه.
و تو میتونی یه باور کاملاً جدید بسازی:
✅ «لاغر شدن آسونترین کار دنیاست.»
🎯 چرا این باور انقلابی و مهمه؟
چون ذهن ما بر اساس باورهاش تصمیم میگیره عمل کنه یا عقبنشینی کنه.
وقتی ته قلبت باورت اینه که “لاغری سخته”، حتی اگه غذای سالم بخوری یا پیادهروی بری، ذهنت دنبال شکست میگرده!
اما وقتی باور کنی “لاغر شدن آسونه”، ذهنت به جای ترمز گرفتن، شروع میکنه به همراهی باهات، بهت انرژی میده، مسیر رو هموار میکنه ✨🚶♀️
🎁 حالا وقتشه یه تصمیم مهم بگیری…
اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی آمادهای برای ساختن باورهای جدید.
برای همین ازت دعوت میکنم که وارد دورهای بشی که زندگی من و هزاران نفر دیگه رو متحول کرده:
🌈 [دوره ورود به سرزمین لاغرها]
این دوره فقط درباره غذا و کالری نیست…
💡 این دوره برای اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری طراحی شده؛
یاد میگیری چطور با ذهنی سبک و رها، مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد طی کنی.
📌 اگه دنبال نتیجهی واقعی و ماندگار هستی، اینجا همون نقطهی شروعه.
🛤️ با یک تصمیم، میتونی راهت رو از رنج و رژیم، به سمت لذت و آگاهی تغییر بدی.
کلیک کن و وارد سرزمین لاغرها شو… جایی که لاغر شدن واقعاً آسونترین کار دنیاست! 💖
🎁 آمادهای وارد سرزمین لاغرها بشی؟
اگه دلت میخواد از باورهای اشتباه درباره لاغری رها بشی و با آرامش و آگاهی لاغر بشی،
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همون جاییه که باید باشی! 🌈
آموزشهایی که ذهنتو بازسازی میکنه و کمک میکنه مسیر لاغری رو واقعاً آسون و موندگار طی کنی ✨
🚀 ثبتنام در دوره ورود به سرزمین لاغرها
با یک تصمیم آگاهانه، شروع کن به ساختن نسخه لاغر و رها از خودت 💖
✍️ تمرین اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری
برای اینکه بتونی از شر باورهای اشتباه درباره لاغری خلاص بشی، باید ذهنت رو آگاهانه درگیر کنی.
این تمرین کمک میکنه بتونی صدای منفی ذهنیت رو شناسایی کنی، و به جاش جایگزین مثبت و قدرتمند بسازی 💪🌱
هر بار که این تمرین رو انجام بدی، مثل اینه که یک قدم دیگه به لاغری طبیعی و ماندگار نزدیکتر شدی.
✅ تا حالا چه باورهایی درباره سخت بودن لاغری داشتی؟
✅ کدوم جملههای ذهنی منفی همیشه تو ذهنت تکرار میشن؟
✅ وقتی به آدمهای متناسب نگاه میکنی، چه احساسی پیدا میکنی؟
✅ اگه باور کنی لاغری آسونترین کار دنیاست، چه تغییری تو حالت روحی ایجاد میشه؟ 🌈
✅ دوست داری چه جمله جدیدی رو هر روز تکرار کنی تا ذهنت رو به باور مثبت برسونی؟
حالا نوبت توئه! تمرین رو توی دفترت بنویس یا همینجا توی بخش نظرات برامون بنویس که چه باورهای اشتباهی درباره لاغری داشتی و چطور میخوای تغییرشون بدی ✨
ما منتظریم تا نوشتههای تو رو بخونیم و با همدیگه به مسیر لاغری با ذهن انرژی بدیم 🌟
یادت نره، نوشتن باعث ریشهدار شدن باورهای جدید در ذهن میشه ✍️💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.43 از 70 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان که من را در مسیر متناسب شدن قرار داد تا به آرامش برسم.
سلام بر استاد عزیز و دوستان محترم
من متناسب شدن را دوست دارم و با قدرت به سمت آن گام بر می دارم.متماسب شدن حس عالی و بی نظیری دارد.ولاغرشدن آسان ترین کار دنیاست چون من سبکبال و بانشاط قدم برمی دارم و لباس های زیبا و راحت میپوشم به آسانی ورزش میکنم و با افراد اطرافم خیلی خوب برخورد می کنم روحیهای شاد و خوشحال دارم ولی چاق شدن سخت تر هست هر روز با سختی اضافه وزن را به هر طرف بکشی و لباس سایز بدنت پیدا نکنی مجبور باشی تو مهمانی ها گوشهای نشسته و در بحث دوستان شرکت نکنی نگاه دیگران را منظور دار بدانی و با اعصاب خوردی به خونه برگردی بدونه اینکه بخواهی کلی مواد غذائی با حرص و ولع وارد بدنت بکنی و احساس خفگی داشته باشی پس چاق شدن سخت ترین کار دنیاست ومن دوست دارم با اشتیاق لاغری را تجربه کنم با تمام وجود دوستش دارم و اول از همه به خاطر حس خوب و قشنگی که در وجودم شکل میگیرد همین الان که تمرین انجام می دهم و به لاغری فکر می کنم لبخند میزنم و از لاغری خودم خوشحالم.
من خیلی از کارها را به خوبی انجام دادم که دیگران از انجام آن باز ماندند مثلاً من خیاطی یاد گرفتم و دوستم با پرداخت هزینه بیشتر نتوانست یاد بگیرد.من رانندگی را یاد گرفتم و خواهرم نتوانست مثل من رانندگی کند و این به خاطر این بود که من از اول به ندای مثبت ذهنم گوش کردم و با قدرت به آن بها دادم و در نهایت در آن کار موفق شدم.من باید در لاغری با ذهن هم همین مسیر را ادامه بدهم و ذهن مثبت خودم را قوی کنم و ورودی ذهن منفی باف را مسدود کنم.لاغری هم هنری هست که با ذره ذره انجام ندادن عادت های غذایی غلط وبا آرامش تکرار عادت های صحیح رخ میدهد و من این توانایی را دارم و بی نهایت خدا را دوست دارم که این توانمندی را به من داده است.
ذهن منفی باف میگوید وای این همه تو گرسنه میشوی و خوراکی می خوری چطور می خواهی لاغر بشی ومن میگویم خوراکی من را چاق نمیکند و بدن هوشمند من از هوش مصنوعی برتر هست و هر چه نیاز دارد استفاده می کند و مابقی را دفع میکند فرمول های ذهنی اشتباه موانع ذهنی من شدهاند و من با حوصله یکی یکی آنها را شناسایی میکنم و آرام آرام کمرنگشان میکنم.
روشهای کاهش وزن قبلی جسم را تحت تاثیر قرار می داد و ذهن منفی باف من پر قدرت مانده بود و فرماندهی می کرد و باعث عذاب کشیدن من در مسیر لاغری می شد.قبلا فکر می کردم که این نوع رژیم نوع مواد غذایی هست که دارن من رو لاغر میکنند و بعد از تمام شدن زمان رژیم دوباره ذهن منفی باف شروع کرد که رژیم تمام شد دوباره چاق میشی.
در سایت وقتی روی ذهنم کار کردم ولع من کم شد حالت خفگی نداشتم و دریافتم که ذهن منفی باف من داره گوشه گیر میشه و فهمیدم که فقط با ذهن قدرتمند و مثبت اندیش می توان لاغر شد و شروع کردم و برای حال خوب خودم تا آخر ادامه میدهم.
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..
لاغر شدن آرزوی خیلی از چاق هاست. چاقی زندگی خیلیا رو مختل می کنه. من به اضافه وزنم اهمیت میدادم و دنبال این موضوع بودم که خودمو متناسب کنم، ولی زندگی خودمو هم داشتم. شاید من اضافه وزنم از بقیه کمتر بود و خیلی روی روند زندگی من تاثیری نداشت. نهایت لباسی که میپوشیدم و تنگ بود، اون لحظه اذیت میشدم. بعد فراموش می کردم. ولی امسال با سفری که عید نوروز داشتم، تصمیم گرفتم با اضافه وزنم خدا حافظی کنم. توی این سفر یه خانمی بود که شکم بزرگی داشت و کل اندام این خانم رو بهم ریخته بود. هر بار که میدیدمش واقعا چندشم میشد و مدام به خودم توی آینه نگاه میکردم. وقتی افراد متناسب رو میدیدم، دوست داشتم شبیه اون افراد بشم.
من چاقی رو دوست ندارم، چون باعث بیماری میشه
شادی ها رو از من میگیره
باعث میشه من لباس دلخواهم رو نپوشم
و کلی دلیل دیگه، باعث شده، من به متناسب شدن فکر کنم و بخش مثبت ذهنمو فعال کنم. امروز متوجه شدم به قول شما، لقمه های پشتم، آب شدن. خیلی خوشحال شدم و انرژیم بیشتر شد. خیلی این مدت سعی کردم، بخش منفی باف ذهنمو خاموش کنم و مدام انرژی مثبت به خودم بدم. من میدونم، این یه مسیر درست هست. یادمه زمانی که رژیم می گرفتم مدام عصبی میشدم و با خودم تکرار میکردم، دوباره مثل قبل میشی و فایده ای نداره. ذهن منفی باف من همیشه فعال میشد. مدام می گفت چه فایده داره. کلی انرژی منفی به من میداد. و من زود خسته میشدم……
ولی الان و با این مسیر، مطمئنم که این راه، راه درستیه. حسم خوبه. رفتار غذاییم تغییر کرده. به غذاها برچسب نمیزنم. خودمو بعد از خوردن سرزنش نمی کنم.
بدن تمام موجودات زنده به یک سو حرکت می کنه. حیوانات چون تجزیه تحلیل ندارن، همه به یک شکل هستن و چاقی و اضافه وزنی ندارن. ولی ما انسان ها با اطلاعات غلطی که این همه سال جمع کردیم، باعث شد، حسمون تغییر کنه و روی رفتارهای غذایی ما تاثیر بزاره. من خودم یادمه خودمو میکشتم هم یک کیلو در سال اضافه نمی کردم. مطمئن بودم که چاق نمیشم. ولی بعد چند سال با یک فرمول غلط، همه چی تغییر کرد. الان من مطمئنم من متناسب میشم. میدونم و میبینم، همه چی تغییر کرده.
نشان های دریافت شده
باسلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
بازم یه روشنایی در مسیر یادگیری وآموزش لاغری با ذهن از استاد عطار روشن ..خدا رو شکر میکنم که تو این مسیرم ودارم روی نکات مثبت لاغری با ذهن کار میکنن من در واقع دارم روی بخش مثبتم کار میکنم وکمک موانع رو شناسایی میکنم تا ذهن منفی بافم کمرنگ وکمرنگتر بشه ..اونا هستن ومن دارم هر روز قوت وانرژی وتمرکزم رو میزارم روی گفتگوهای مثبت با بودن در این سایت در کنار استاد عزیز واعضای سایت تناسب فکری
من هنوزم گفتگوی منفی دارم که بهم میگه تو چقد طول کشیده چاق شدی ..حالا طول داره تا لاغری.
میگه آخه مگه میشه تو باید کم بخوری وورزش کنی
تا لاغر بشی.میگه بستنی خوردی بیچاره میشی
میگه نهار خوردی .چرا خوردی .شام حداقل نمیخورد دیگه نهار خوردی اینطور که داری کامل میخوریوسیر میشی چه انتظاری داری تو باید همیشه احساس ضعف داشته باشی ویه جوری تقریبا نیمه سیر وگرسنه باشی که چربیهای آب بشن تو وقتی صبحانه میخوری نهارم میخوری میوه هم میخوری وشام هم میخوری پس دیگه چه انتظاری داری که لاغر بشی منم بهش میگم فلان دوستمو میبینی هم یه عالمه صبحانه خورد .هم میان وعده .هم میوه هم رفت خونه نهار خورد .هم جای خورد
هم شام خورد پس چرا داره از لاغری میمیره ویه نیم کیلو هم اضافه نمیکنه..
بهش میگم نه عزیزم این تقصیر منه که به تو ذهن بیشعور وچاقم گوش دادم وازت حرف شنوی داشتم تو منو به خاطر ۵ کیلو اضافه وزن ترسوندن.تو بودی که منو مقایسه کردی با دیگران .تو بودی که منو ناراحت کردی از هیکلم تو بودی که گفتی داری چاقتر میشی یه کاری کن .تو بودی گفتی رژیم بگیر برو باشگاه تا لاغر بشی تو بودی گفتی نمیشه فایده نداره تو منو از خودم بیزار کردی
تازه یادم میاد سال گذشته بنا به دلایلی ۶ کیلو تو یکی دوماه کم کردم .هر که میگفت چه خوب شدی میگفتم که حالا بینم میمونه یا نه چون خودمو قبول نداشتم
چون باور نداشتم لاغر موندن حق طبیعیه منه بله میمونم
چون موانع ذهنی در من خیلی قوی بودن الان دارن سست میشن وارزش واعتبارشون رو از دست میدن من دارم شناسایی میکنم دیگه اونا رو ومیخشون رو تو ذهنم با قدرت تموم میکارم دارم هر روز به خودم میگم آفرین که تو مسیری یادش بگیری یه هو نتیجه ی خوب میگیری نگران نباش نترس از ذهنمنفی بافت به حرفش در مورد این که چقد خوردی وچاق میشی گوش نده چون خودم دارم میبینم کهمن اصلا پرخور نیستم تحریم هم زیاده فقط با این ذهن کهنه در مقابل لاغری سد درست کردم واونهایی رو بزرگ کردم ..از این به بعد من ریسم منم کهدستور میدم منم که آگاهانه فکرام رو انتخاب میکنم
منم که میتونم وموفق میشم .
لاغری بهترین حسی هست که من دوسش دارم سبک وآزاد ورها وبدون پادرد بعد از پیاده روی وکار کردن
شاد وسرحال وراحت لباسای رنگ سفید وزیبا..من زیبایی رو دوست دارم پس بهش میرسن
ودر ذهنم لاغری رو آسون میکنم
ممنون از استاد گرانی
وهمراهان ودوستان این سایت عالی
خدایا سپاس به خاطر این آگاهی
به نام خدایی که منو متناسب آفرید
خیلی از استاد عزیزم سپاسگزارم برای این فایل آموزشی و همینطور تمام دوستان عزیزم که مطالب فوق العاده ای رو به اشتراک میزارن.
قبل از هر چیز میخواستم داستانی رو که شنیدم خدمتتون بگم
اون هم اینکه، یه بنده خدایی میگفت من به سیرک میرفتم و یه بار متوجه شدم یه فیل خیلی بزرگ و تنومند رو با یه زنجیره خیلی کوچیک و فسقلی بستن و نمیتونه از جاش تکون بخوره و همونجا مونده، از مسئول سیرک پرسیدم آقا چرا فیل به این بزرگی رو با این زنجیر کوچیک بستین؟!! نمیترسیم زنجیر رو پاره کنه و کل سیرک رو بهم بریزه؟😬
گفت: نه. گفتم یعنی چی متوجه نمیشم
گفت: چون باور نمیتونه کنه که میتونه زنجیر رو پاره کنه،گفت این فیل ها رو وقتی که خیلی کوچیک هستن به زنجیر میبندیم و زنجیره رو داخل سیمان قرار میدهیم ،بچه فیل آنقدر تلاش میکنه آنقدر عرق میرزه ولی هیچوقت نمیتونه رها بشه و از یه جایی به بعد دست از تلاش برمیداره فکر میکنه نمیشه و با همین باور نمیتونم بزرگ میشه و بزرگ میشه باور نمیکنه!که میتونه زنجیر رو با یه حرکت پاره کنه و برای همیشه برده باورش میشه
چاقی هم همین بلا رو سر ما آورده!!!!!!!
چاقی برای ما اون بند و اسارت بوده که با روش نادرست میخواستیم ازش رها بشیم و نشدیم و ذهن ما اون فیل گندس که زنجیره رو میتونه پاره کنه
پس لاغر شدن آسان تمرین کار دنیاست❤️
آنقدر به حرف رسانه ها و افرادیی که واقعا نمیدونن چاقی چطوری درمان میشه و فقط برای کسب درآمد یا برای اینکه بگن مشکل بشر رو حل کردیم دروغ تو گوشمون چپوندن که حرف حق و درست باورمون نمیشه
ذهن آنقدر قدرت داره که میتونه فشار خون بالا رو درمان کنه، آنقدر باور و ذهن قدرت داره که میتونه شفا بده، که با تجسم آدمی که مریضی داره درمان کنه،پس آنقدر قدرت داره که با تغییر فرمول ها و سیمکشی هاش بتونه منو لاغر کنه!!!
من به شخصه متوجه و درک کردم واقعا چاقی یه چیز غیر طبیعی هست،اصلا یه چیز غلط که خودمون ایجاد کردیم،مثل این میمونه خودمون برای شکار کردن دام پهن کردیم بعد خودمون رفتیم تو دام خودمون،خودمون شکار چاقی شدیم
ما خیلی زحمت کشیدین که پایه باور ضمیر ناخودآگاه مون لاغری و تناسب بوده و آنقدر تلقین منفی دیگران رو پذیرفتیم بخور بزرگ بشی،بخور قوی بشی، بخور بخور بخور آنقدر بخور منفجر بشی!!!
این همه اطلاعات غلط رو به خودمون دادیم این همه سنگینی معده و ورم معده و مشکل گوارش و مشکل دفع هزار تا مرض دیگه رو به جون خریدم برای باور هایی که غلط بودن
در آخر هم لباس میپوشیم اندازمون نیست
اعتماد به نفسمون پایینه
حسرت دیگران رو میخوریم
ولع غذا داریم،بدن جذابی نداریم از دیدن بدنمون لذت نمیبریم
همیشه انگار یه چیزی غلطه انگار یه چیزی از تعادل خارج شده و نامیزون هست!!!!!!
آنقدر چاقی حال بهم زن و مسخره س
و واقعا چاقی سختترین و بیخود تمرین کار دنیاست
کلا کاری در خلاف جهت طبیعت و کائنات و خداوند متعال باشه نادرسته
و در آخر از خدای خودم ممنونم که این بهشت گمشده رو به من نشون داد
خدایا شکرت❤️❤️
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
چقدر عالی مثال زدید
آفرین به شما دوست عزیز
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سپاسگزارم ❤️❤️❤️🙏🏻
نشان های دریافت شده
بخاطر رزیمهایی ک گرفتم اینک لاغری سخته ریشه دار وجوندار هس در من
اما فریبا جان من در اون روش محروم بودم ممنوع بودم سختی میکشیدم درسته لاغری از طریق رژیم وورزش سخته ومن سختی کشیدم سالها در رنج بورم سالها خودم خودمو نابود کردم عزت نفسمو له کردم بله من میپذیرم لاغری از طریق رژیم سخته لاغری از طریق ورزش سخته
اما من اومدم از روش حالا میخوام استفاده کنم ک محرومیتی میس محدودیتی نیس فقط طرز افکار ورفتار ما عوض میشه اما ازادانه هس
تو میای اگاهانه چیزی ک نیاز نیس رو وارد خودت نمیکنی و حالا این میتونه فکر باشه رفتار باشه
واقعا دیروز پرخوری کردم و واقعا سخته اینک تو هیچی نبینی اون خوردن رو ببینی اون مشکله رو ببینی سخته چاقی واقعا سختی چن همه همت و تلاش وانرژی تو رو میخوره جونی برات نمیمونه ک بیای ب جنبه های دیگه رسیدگی کنی زندگی کنی
چاقی تو رو پژمرده میکنه چن یچیز غیر طبیعی هس مثل بیماری
هر چیزیک طبیعت تو نباشه انرژی بیشتری میخواد
لاغری اسونه ب روش ذهن چن تو هماهنگ با وجودت هستی طبیعتت هستی پس بدن بلد اون کاره مانعی نیس پس ب راحتی کارشو میکنه
همانطور ک تو الان جلوی نفس کشیدنتو بگیری سختی میکشی جلوی لاغر شدن رو هم گرفتن سخته انرزی میخواد
گذشته هر جوری بوده تموم شده اون تجریه برا دوران رژیم بوده الانک من رزیم نیستم اون تجربه برای اون موقع هس والان ی تجربه نو هس ربطی ب اون نداره
دختر تو سختی برای لاغر بودنش نمیکشه همه چیز میخوره هرچی دوس داره میخوره تنقلات میخوره فست فود میخوره کیک وشیرینی میخوره ومتناسبه ایا سختی برای لاعر بودنش میکشه ن
اما چقدر بچه های چاق دیدم ک از همین الانشون ک بچند سختیم یکشند همین ک چشت دنبال خوراکی باشه سخته
همینک نفس نفس بزنی سخته سختیه چاقیه اما تو لاغری تو نفس نفس نمیزنی چن فشاری نیس چن طبیعیه چن این بدن موافق اینا برخلاف گفته های همه ک تا بچه ها لاغرند ی چیز میگن ک رشد کنه چرا لاغر ضعیف بزرگ بشی همین ادمها بهت میگن چاقی فلانی
همین حرفهای ادمها ک ما با گوش دادن بهش خودمون رو نابود میکنیم
من خودم دیدم طرف ازدواج کرده همش دارن میترسونند ک چاق نشی مواطب باش اونهام اینجوری یاد گرفتند حالا ما ب لطف پروردگار واستاد عزیز میدونیم قصیه چیه وچجوری پس ب او ن اگاهی ک خدا روزیمون کرده اگاه باشیم لازم نیس دیگران رو مجاب کنی چی ب چیه
مثلا دیروز من رفتم سبزی بخرم سبزی فروش ی پسر جونه ک یکی ا ز فامیلاش داش نصیحتش میکرد ک برو درستو بخورن درس تو ر وب جایی میرسونه فلانی فلانی چن درس خونه کار اداری داره فلان ماشینو داره
خب با کسی ک انقدر سفت وسخت بر این باوره نباید بحث کرد ب این میگن مراقبت از خود
من خودم میبینم کسایی ک درس خوندن ب جایی نرسیدند یا اصلا تو درسشون فعالیت نداند مثل استاد کار اداری دارند زندگی معمولی دارند حالا هرکی ی انتخابی داره یکی دوس داره اونجوری بره جلو یکی دوس داره اونجوری بره جلو و کسی ک اون انتخاب رو کرده با حرف من و تو ک عوض نمیکنه و هر کسی در هر شغلی میتونه موفق باشه میتونه پیشرفت کنه من خودم معلمهایی رو میبینم ک خیلی عادی معلمند ومعلمی رو میبینم ک تو پیج اینستا فعالیت داره داره دوره میفروشه
وکسیک تو مسیرش باشه ایده ها میاد بزاش من بر این باورم
اصلا اون پوله اون ثروته از کار ومدرک نمیاد از طریف باورهای تو هس ک میاد
من خودم دایی درس نخونده اما میلیارده
وهمینهایی ک میگن نمیشه خونه خرید تو این زمونه دایی من دوتا دوتا میخره برادرشوهر من خرید ربطی ب شغل نداره ربط ب درونیات تو داره
من خودم کسی میبینم در شغلهای مشابه ک یکی میناله و جمع میکنه یکی تو همون شغل پول روی پول میزاره
طبیعت ی درخت ب میوه دادن هس ودر طی سال در راستای این طبیعت حرکت میکنه بدون اینک سختی بکشه مسیرشو ادامه میده و در نهایت میوه میده
حالا ب ی درخت میوه نده عیر طبیعیه میگن مریضه وفلان
مثل ما گ طبیعت بدنمون تناسبه لاغریه و اگه اینطوری نباشه یعنی غیر طبیعی همانطور ک ی درخت بزاری میوه دادن سختی نمیکشه فقط رشد میکنه وزندگی ما هم ب ای لاغری سختی نخواهیم کشید همانطور ک میوه دادن ی درخت طبیعیه لاغری ما هم دفع اضافات ازادسازی انرژی حبس شده هم طبیعیه بدن ماست
دیروز ی اتفاقی افتاد برام ک دیدم ک چقدر ذهن من شرطی شده ب اون روال همیشگی درحالیک چیز خاصی نبود اما ذهن من چقدر بزرگ بود برای من چقدر سخت بود برای من چقدر فاجعه وار بود برای من ودر حالی ک ی موضوع بود ک اشکالی نداشت فاجعه نبود اخر زمان نشده بود
اما همین موصوع ازم ن گلی انزژی گرف یعنی خودم انقدر درگیرش بودم ک انرژی دادم
چن انگار تو ذهن من اون حالتها پذیرفته شده بود عادت بود
ب نظرم تو این مسیر هم چن ما عادت کردیم ب ی سری افکار باور ها الان تعییرش برای ما انقدر سخت جلوه داده میشه درحالی تو از ی زاویه دیگه نگا کنی میبینی ک میشه جور دیگه هم باشه میشه امتحان کرد میشه اجرایی کرد وفاجعه نیس کسی انتخاب میکنه منم
گذشته گذشتهدیروز گذشته من هس ومن رها میکنم وخودمو میبخشم وادامه میدم اشکالی نداره حتی دختر من ک متناسبه گاهی میشه ک اشتباه کنا کم بخوره یا زیاد بخوره اما درگیرش نیس
منم میدونم ک بدنم اضافات رو دفع میکنه پس تمام
واین ک فریبا اگه کمکی میتونه ب دیگران کنی بکن والا حرف زدن وفکر کردن هیچ کمکی نمیتونه ب اونها بکنه فقط خودتو نابود میکنه همه خدا رو دارند اصلا ما انسانها چکاریم خدا بلد کاره وهر کسی در هرجایی هس ک باید باشه خدا کمک همه هس فقط باید صداش کرد
با سلام
موانع لاغری در ذهن من که داره هر روز کمرنگتر میشه اینه که من لاغر نمیشم و اعتماد به این جمله .
از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم و عکسای شگفتی ها رو دیدم این مانع از سر راهم برداشته شده و مطمئنم شدم لاغر میشم.
وقتی خانومایی رو می بینم که سنشون از من خیلی بیشتره و تونستن با این روش سایز کم کنن ،ایمانم به این روش بیشتر شده و مطمئنم شدم اینجا همون جایی هست که من رو هم به آرزوی دوباره لاغر شدن می رسونه.
موقتی می بینم بعضی از همراهمون تون سن ۵۷ و ۶۰ کامنت میذارم در مورد لاغری و یا تغییر کردن متوجه شدم تغییر کردن تا وقتی زنده هستیم میتونه ادامه دار بشه فقط باید بخواهیم که تغییر کنیم.
دیگه وقتی چیزی میخورم نگران نیستم و ترس از چاقی برام خیلی کمرنگ شده ،درسته گاهی وقتا اون سرس میاد و با سرزنش کردن خودشو نشون میده ولی مدام روزهای لاغریم رو بیاد میارم و با خودم میگم مگه تمام روزهای لاغری رو تو مواظب خوردنت بودی ؟ نه. مگه اون روزا پیش نمی اومد که پرخوری کنی ؟چرا. و این جواب رو میدم که همونطور که اون روزها با اینکه بعضی روزا پرخوری کردی و چاق نشدی ،الانم چاقتر نمیشی و اینجوری دست از سرزنش کردن خودم بر میدارم.
خیلی وقته از دوتا زایمان و شیردهی من گذشته ،پس اگر زایمان و شیردهی باعث چاقی من شده باشه ،اون دوران دیگه به سر اومده و من اخیرا نه زایمانی داشتم و نه شیردهی پس طبیعی نیست که چاق بمونم و باید بعد این همه سال لاغر بشم .
من دیگه نمیخوام به دوران آشنایی با سایت زیاد فکر کنم ! من فقط سعی میکنماز گذشته دوران لاغریم رو بیادمم بیارم تا خود سابقم رو الگوی الآنم قرار بدم و بتونم در مسیر لاغری از تجربه های اون زمان خودم استفاده کنم.
بنام خداوند مهربان همیشه مهربان حاضر و حامی و عاشق پیشرفت ما،
و درود و رحمت خداوند مهربان و نیکی کمال و برکت خداوند هر لحظه به سوی شما استاد گرامی و ارجمند جاری،
نکات فایل تصویری،
بدن ما هر لحظه به سوی لاغری حرکت میکند،
هر موضوعی در زندگی ما اتفاق افتاده به دلیل پیروزی یک بخش از ذهن ما بوده
و لاغری آسانترین کار دنیاست به شرطی که ادامه بدهیم ،
دربحث یادگیری لاغری با ذهن یک فرقی هست با یادگیری بقیه کارها اونم اینکه مدام با ما هست
عوارض چاقی :چاقی به قول استاد مثل یک غولی هست که جلوی خوشبختی ما رو گرفته،
دست به هر کاری میزنیم یکم با سختی اون کارم مواجه بشیم با یک نگاه به بدن خودمون بدترررم میشیم انکار همه چی به اون ربط داره ،
ما رو افسرده کرده،
اصلا مدام با ترس و شکنجه غذا میخوریم،
لذتی نداره هیچی برامون حتی لباس خریدن و مهمانی رفتن بدترم میشه حالمون،
عجولو پریشان حالمون کرده،
فکر میکنیم تو همه کارها اصلا ضعیف هستیم ،
بی عزت و بی اعتماد به نفسمون کرده انگار کسی رو ما حساب نمیکنه و دست کم میگیرن مارو ،بخاطره هزار بار تصمیم گیری و بکار بردن اراده پولادین که آخرش هیچی نتیجه نمیداد و نگاه بد اطرافیان میموند برای ما،
زیبایی را از ما گرفته،
پیشرفت را از ما گرفته،
در صورتیکه اگر این پرده مجازی را با آرامش و صلح آرام کنار بزنیم با آگاهی صحیح زیبایی اصلی کا مثل هر انسان دیگه و مثل زیبایی خاص خودمون میدرخشد نمایان میشود ما از بقیه چیزی کم نداریم تازه اضافه هم داریم مهارت چاقی فقط ولی نباید دیگه ازش استفاده کنیم بره فایلهای عقب رهنمون ،
باید بره طرف انشالله آنهایی که میخوان آرزو دارن چاق بشوند،
سئوال:و اینکه لاغری چرا حاصل نشه ؟چنپ بار شکست خوردم دلیل نمیشه موفق تیم به قول ادیسون راههایی که درست نبوده را شناسایی کردیم حالا رسیدیم و فهمیدیم به لاغری با ذهن که اون فقط درست چون
تعادل در رفتار میاره برامون آرامش آزادی میاره حال خوب میاره من انتخابم از بین راه های قبلیم لاغری با ذهن،
من مثالهایی که بتونه بخش مثبت مغزمو تقویت کنه:
ازشغلمشروع میکنم واقعا دیدم کسانی که فیزیک بدن نداشتن خیلی ضعیف بودن میگفتن اصلا استعداد نداری نمیتونی نمیشه نکن ،
اما اونها با علاقه و با تلااااااش و با توجه به بخش مثبت ذهنشون توانستن به اوج برسن به پیشرفت بالا تامدال طلا قهرمامی برسن بعد همونایی که بهش میگفتن نمیتونی میگفتن حتما استعداد داشته هههههههه، جالب بود تلاششو ندیدن و اونکس که اومده بهبخش مثبت ذهنش توجه کرده رو ندیدن صد در صد چون ذهن معلوم نیست تلاششو ندیدن ،بعد اومدن گفتن استعداد داشته فقط مگه میشه فقط با استعداد رفت جلو نه پس تلاش و استمرار چی میشه مثبت ن که داشتن ذهنش با تکرار برای انگیزه داشتن و و تلاش مستمر انجام هر روز کارش چی میشه؟!،
بعد از اون مثل دیگه من همیشه میگفتم میتونم ورزشکار باشم میتونم لاغر کنم الان الحمدالله افتادم تو خطش دارم پیش میرم اما دختر خالم همیشه میگفت چطوری باش حالا بعدا فعلا من فکر نکنم،
یا یکی از دوستانم طلاق گرفته بودن ایشون از مشهد بلند شد اومد تهران هیچکس باورش نداشت تحویلش نمیگرفت مدرس زبان بودن حتی داداششون هم یک دعوایی باهاش راه انداخت که منصرفش کنه از تهران ماندن اما اون دختر خودم دیدم خونه گرفت تنهایی با هزار مشکل موند پایداری کرد با حفظ پاکدامنی و کار در موسسات زبان از رده پایین شروع کرد که بعداً من دوست خودمو معرفی کردم بهش گفتم بیا در چین آموزشگاه داره دوست داری بری چین تنهایی برات مشکلی نیست؟ گفت نه میرم رفت رفت چین بعد از مدتی هم چه سختیها هم که اونجا نکشید طفلی سرطان هم گرفت اما خودشو نباخت ادامه داد و اما بعد مدتی تلاشو ماندن بر روی مثبت نگری پیشرفت کرد اموزشگاهشو عوض کرد بعد خودش از طریق سایت ازدواج در انگلیس با یک آقای بسیار شریف و عالی در انگلیس آشنا شد و باهاشون ازدواج کردن رفت انگلیس الان واقعا خوشبختن زندگی صالح و سالم و آرام و این خانوم حتی جزو خیرین کار خیر هم انجام میدادن و شعارش این بود
(هر طوری هست با هر شرایطی فقط انجامش میدم)،
میخوام بگم این خانوم تسلیم نشد با اینکه در ازدواج اول ناموفق بود با اینکه خانواده بهش میگفتن تو مایه بدبختی و آبروریزی ما هستی اما الان با افتخار همون خانواده و دوستان فقط مدال ننداختن گردنش همه عاشقش شدن بهش احترام میگذارم پاکدامنیشو حفظ کرد و تلاش کرد و به نتیجه ایکه خواست رسید و من واقعا شاهد زنده بودم در لحظه به لحظه پیشرفتش،
یا وقتی من شاهد خیلی از اتفاقات خوب از زندگیم بودم که به ذهنم راه و روششم نمیرسیده مثل به همین سایت هدایت شدنم،مثل شفای مادربزرگم و زنده شدنش ،
مثل دانشگاه قبول شدنهام،
مثل ازدواجم فراتر از خواسته هام انگار همسرم از تصاویر ذهنیم و فقط قسمت مثبت و عالیش زنده در دنیای واقعی شد و اومد،
و حتی خانواده همسرم که عالی هستن واقعا بی نظیرن من جایی خانواده همسر ندیدم اینطوری میگم فراتر از انتظارم خدا بهم داد یعنی همین ،،
مثل خرید خونه هامون،
مثل خرید ماشینهامون،
مثل الحمدالله انجام یکسری کارهای دادگاهیمون در مورد ملکهامون که همه کارهاش عالی پیش رفتن ،
مثل یکسری اتفاقات مثل مهاجرتمون و چیدمان هماهنگ و هدایت شده توسط نقشه دقیق خدا و به موقع اتفاق افتادن یکسری اتفاقات ریزودرشت در زندگیم،
مثل برگرداندن یکسری اموال ارثیمون از یک نفر بهطور معجزه اسا که راضی شدو بعدش میگفت نمیدونم چرا دلم خواست خیلی راحت اینکارو کنم براتون در صورتیکه تا قبلش سختگیرانه ایستادگی میکرد تا چندین سال ،
بعد از فوت پدرم هم فراتر از آنچه که فکر کنم معجزه ها در زندگیم اتفاق افتاد و هر بار حفاظت و محبت خدا رو بیشتر حس کردم،و من قویتر شدم در یکسری چیزها که تا در زندگی فعلیم توانا باشم،
و الان هم چرا حال خوب و شادی و لذت را از این زندگی سهم خودمون نکنیم؟و لذتهاشو نبینیم و راحتیشو انتخاب نکنیم وگرنه غم همیشه تا دلت بخواد هست و مغز آماده برامون داره و ذهنمون برامون میبافه،
که نباید بهش گوش بدیم باید قدرتو بدیم به مثبت مغزمون یک تیکه اولش سخت اما وقتی بیفتیم روی غلطک دیگه حرکت آسان و سرعت میگیره ،
فرض کنید :
بهت میگن وقتی وارد یک نمایشگاه میشید خدا حساب کرده شما کاری نداشته باش(یعنی اعتماد به اینکه خدا نعمت لاغری رو مجانی در ما گذاشته نعمت سلامتیو رو مجانی گذاشته و طبیعت ما درون ما لاغریه حالا فقط اعتماد کن و ببینش باور کن انتظارتو لاغری کن )
و تو باید فقط بهترین ماشینو برداری و انتخاب کنی با حوصله و تحقیق و یادگیری رانندگی و آرامش در مورد ماشین انتخابیت(یعنی شادی و لاغری و اسانی را انتخاب کنی و افکارمثبت ذهنتو انتخاب کن بدون هیچ عجله ای با یادگیری زبان لاغری ذهنت آرامآرام )
و اینم سند و مدارک پرداختش که خدا حساب کرده: (اسنادش مثل دیدن آدمهای متناسب و درستو متعادل رفتار که خدا برا اونها واقعا حساب کرده مجانی در وجودشان نهاده و یا دوباره دیدن این نعمت مجانی در افراد شگفت انگیز که موفق شدن و تونستن با توانایی ذهن قدرتمندشون و اموزش دیدن روش درست به لاغری طبیعی در درونش که خدا مجانی گذاشته برگردن و لاغر بشوند)
والانم همشون با خیال راحت و حال عالی و شاد سوار بر بهترین ماشین شدن دارن عشق میکنند ( یعنی سوار این ماشین لاغری شدن با باور و انتظار لاغری و انتخاب افکار مثبت ذهنشون و استمرار در آن و تغییر فرمول ذهنی با آموزش درست و مثبت اندیشی و آسان گرفتن)
بله اون فردی که وارد نمایشگاه شده وقتی اعتماد و اطمینان به حساب خدا کنه که خدا پولشو براش پرداخت کرده (باور و انتظار و ایمان به لاغری و اعتماد به لاغری که خدا در وجودش مجانی نهاده و پرداخت کرده براش )و
فقط میخواد ما بهترین ماشین زندگیمونو انتخاب کنیم (انتخاب فقط امیدواری و افکار مثبت ذهنمون )و
بعدش سوارش ی بشیم اون ماشینو بعد لذت ببریم فقط ازش(یعنی سوار فرمول لاغری ذهنمون بشیم و بعد لذتشو ببریم )و تمااااام ,
و فقط ما وقتی راه افتادیم حین رانندگی هم باید یکسری مراقبتهای اسان و کوچک لازم را داشته باشیم (مثل تعهد و نگهداری از افکار و تکرار فرمول های مثبت لاغری در ذهن تا ریشه پیدا کنه و قوی بشه).
من از خدا برای خودم و بقیه دوستانم شگفتی ساز بودن را میخواهم الهی خداوند به همه ما کمک کنه تا در تمام زندگیمون شگفتی ساز بشیم،
و از خداوند هزاران بار ممنونم و استاد هم هزاران بار ممنونم
و انشاالله برکت و سلامتی و لاغری لذت بخش برای همه دوستان باش.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۶۸ : شناسایی موانع ذهنی
اول از هرچیزی از خدای خودم واقعا ممنونم که اختیار زندگیم رو به خودم داده و اینکه خودم میتونم سرنوشتم و رقم بزنم . شکست و موفقیت در هر جنبه از زندگی چیز ثابتی نیست و برای افراد مختلف فرق میکنه .در هر جنبه از زندگی ما انسان ها یک بخش منفی و یک بخش مثبت وجود داره که بسته به اینکه فرد به کدوم قسمت توجه داره کلمه شکست و موفقیت معنا پیدا میکنه کسی که به طرف مثبت قضیه توجه میکنه و با وجود بودن طرف منفی به طور خوآگاه یا ناخودآگاه دنبال رو طرف مثبت به موفقیت میرسه و میتونه اون جنبه از زندگی رو برای خودش به وجود بیاره که این میتونه شغل ، تحصیلات ، روابط و هر چیزی رو شامل بشه ولی در مقابل فردی که با وجود بودن طرف مثبت، منفی رو انتخاب میکنه محکوم به شکست و این شکست رو به هر چیزی مثل شانس شرایط و …. ربط میده الا انتخاب خودش. وقتی خداوند میگه که انسان سرنوشت خودشونو رقم میزنه یعنی این !!!!!!!انسان خودش انتخاب میکنه که در بیشتر جنبه های زندگی خودش موفق باشه یا شکست خورده .این قضیه با دیدن افرادی با شرایط یکسان ولی نتیجه متفاوت به ما اثبات میکنه که فرد انتخاب میکنه موفقیت و شکست خودش رو ولی ما خیلی وقت ها این شکست و موفقیت رو به خیلی از عوامل دیگه ربط میدیم . درمورد لاغری هم به همین شکل که یه طرف مثبت و منفی وجود داره و دلیل عدم موفقیت من در تمام سال هایی که برای لاغری تلاش کردم توجه به بخش منفی باف ذهنم بود که با وجود اینکه بعد از رژیم های سخت ۲۰ کلیو کم کردم و با وزن ایده ال خودم ۵ -۶ کیلو فاصله داشتم طرف منفی ذهنم دست از سرم برنداشت و اون ۵ کیلو رو به یک غول تبدیل کرد که هرچی تلاش کردم که بتونم اونو کم کنم نتونستم و شکست های پی در پی باعث تقویت طرف منفی ذهنم شد که درنهایت برگشت دوباره وزنم حتی بیشتر از قبل بود . سایت تناسب فکری با تقویت بخش مثبت ذهن باعث میشه که ما به آرزوی دیرینه خودمون برسیم پس فقط باید ادامه داد. ناامید شد ولی بدون کمترین توجهی ادامه داد.
• به نام خداوندی که هستی ام بخشید
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات باورهای مانع لاغری • نظر شما درباره موانع لاغری ذهن چیست؟ با ذکر مثال درباره موانع لاغری که در ذهنتان دارید شرح دهید.• موانع لاغری ذهنی موانعی هستند که لاغر شدن رو در نظر ما کاری سخت و نشدنی و طاقت فرسا جلوه میدهند و این موانع در اصل همان اطلاعات و داده هایی است که به مرور زمان در ذهنمان ثبت کرده ایم وقتی قسمت باورهای منفی ذهن فعال میشود با تکیه بر این اطلاعات با ذکر دلیل و منطق میخواهد برای ما لاغر نشدن را منطقی کند • مثلا مانع لاغری ،لاغر شدن نیاز به کم خوردن و ورزش کردن دارد باعث میشد که فکر کنم با رها کردن رژیم و ورزش خیلی چاقتر میشوم و از این موضوع خیلی واهمه داشتم ،باور منفی من ،به من میگفت این همه سال رژیم و ورزش داشتی، شدی این ،اگه بخوای ورزش و رژیم و رها کنی، دیگه از در تو نمیای و کلی نجواهای ذهن منفی داشتم که البته بر آنها غلبه کردم به لطف خداوند بزرگوارم و آموزشهای استاد بی نظیرم
• چرا استفاده از روش های لاغری در گذشته باعث اصلاح موانع لاغری در ذهن ما نشده است؟• چون این روشها فقط تمرکزشان روی جسم بود در حالی که ما از طریق ذهنمان چاق شده بودیم و جسم چاق ،نتیجه، ذهن چاق ما بود • و هیچ کدام از آن روشهای لاغری، دنبال اصلاح باورها و فرمولهای ذهنی ما نبودند بلکه ما را با محروم کردن از خوردن و اجبار به انجام ورزش حریص تر هم میکردند و موانع جدیدی هم به موانع ذهنی ما اضافه میکردند
و باورهای ما را نسبت به لاغری و لاغر ماندن کاملا نابود کرده بودند
• در گذشته که برای لاغر شدن از طریق مختلف اقدام می کردید چه نگرشی درباره امکان لاغر شدن خود داشتید؟• اصلا باور نداشتم بتوانم لاغر شوم و فقط دنبال این بودم کاری کنم ،تا چاقتر نشوم چون لاغری برای من غیر ممکن و یک باور نشدنی و آرزوی دور و دراز و دست نیافتنی بود
و خود آن روشهای لاغری کلی مانع جدید لاغری در ذهنم بوجود آورده بودند
مثلا من باور نداشتم که هیچ روش و هیچ راهی برای لاغر شدنم وجود داشته باشد چون از بس تلاش کرده بودم و نشده بود پذیرفته بودم که باید طوری سبک زندگی ام را انتخاب کنم که چاقتر نشوم چون من لاغر بشو نیستم
و این یک باور قدرتمند در من بود.
• انتظار شما درباره چاق تر شدن چگونه بوده است؟ بعد از هربار لاغر شدن چرا انتظار دوباره چاق شدن داشتید؟• چون از هر روشی استفاده کردم مجدد بعد رها کردن روش چاق و حتی چاقتر شده بودم دیگر انتظار من این بود که من چاقم و بعد از استفاده از هر روش لاغری مطمئن بودم به محض رها کردن دوره رژیمی به سرعت وزنم بیشتر از قبل برمیگردد و من چاقتر میشوم و همین انتظار چاقی من را چاقتر میکرد،چون میگفتم من دیگر خوردنم را رعایت نمیکنم دیگر ورزش نمیکنم پس چاق شدن طبیعی است و حق من است چاق شوم .
• قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری انتظار شما درباره امکان لاغر شدنتان چگونه بوده است؟• لاغری برایم غیر ممکن بود و از طرفی اصلا تاب و تحمل انجام مجدد روشهای سخت رژیم و ورزش و دارو را نداشتم داشتم راجع به جراحی تحقیق میکردم که دیدم علاوه بر خطر جانی بسیار بالا ،کسانی هم که با جراحی لاغر میشوند مقطعی است و باید رژیم غذایی خاصی را دنبال کنند آن هم تا آخر عمرشان و کلی عوارض دارند و بیماریهای مختلف ،وگفتم چه کاری است این همه ریسک کنم که باز هم تا اخر عمرم بخور و نخور به من تحمیل شود در نت جستجو میکردم ،که با سایت آشنا شدم و به شکر خداوند هادی ام کلا اینجا نگرشهایم تغییر کرد و کلی تغییرات مثبت در زندگی ام داشتم .
• بعد از آشنایی با تناسب فکری چه موانع لاغری در ذهن خود را شناسایی و اصلاح کردید؟• من بعد از آشنایی ام با سایت موانع لاغری زیادی را به کمک آموزشها در خودم شناسایی کردم موانعی که من اصلا از وجود آنها آگاه نبودم، اما به کمک خدای بزرگم و آگاهی ها و آموزشهای استاد خوبم خیلی از این باورها و موانع رفع شدند
مثلا
مانع من هرگز لاغر نمیشوم حذف شد
مانع چاقی من ارثی است کاملا رفع شد • مانع چاقی من بخاطر متابولیسم پایبن است حذف شد
مانع ترس از غذاها و تفکیک غذاها و کالری شماری و توجه به حجم غذا حذف شد • و خیلی موانع که الان مجال نوشتن ندارم
و همه این تغییرات لطف خدای بی همتایم بوده که من را هدایت کرده و در تک تک لحظات همراه و یاورم بوده
پروردگارا سپاسگزارم برای هدایتم و برای همراهی ات
پروردگارا سپاسگزارم برای تمام لحظاتی که کمکم دادی تا تغییر کنم و نجواهای شیطانی را نشنوم • الهی به امید تو
به نام خداوندم که همیشه همراه من است
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
باورهای مانع لاغری
باور لاغری یعنی چه؟
باور لاغری یعنی تکرار مداومه، خواسته لاغر شدن، در زمان های مشخص
باورهای لاغری چند دسته هستند ؟
دو دسته هستند: باورهای مثبت و باورهای منفی
باورهای مثبت لاغری یعنی چه ؟
باورهای مثبت لاغری ،باورهایی هستند که به ما حال خوب میدهند و ما را به هدف لاغری که در ذهنمان داریم نزدیک میکنند مثلا باور من حتما لاغر میشوم ،باور لاغری آسانترین کار دنیاست ،باور با آموزش اصول ذهنی به راحتی و بدون رنج لاغر میشوم ،و هزاران باور مثبت دیگر …….
باورهای منفی لاغری یعنی چه؟
باورهای منفی لاغری ،باورهایی هستند که احساس ما را بد میکنند و مانع اصلی لاغر شدن ما هستند مثلا باور اینکه من چطور این همه چربی و بدون رژیم و ورزش بسوزونم ،مگه میشه لاغر شد،سنم بالا رفته دیگه حوصله ام نمیگیره ،و میلیاردها باور منفی دیگر………………………
باورهای منفی را با معیار ملیارد بیان کردم و باور مثبت را با معیار هزار
چرا ؟
ما هر وقت تصمیم میگیریم کاری را شروع کنیم با هر دو وجه باور، روبرو هستیم ،باید این را مد نظر داشته باشیم ،که ذهن ما همیشه برای مراقبت بیشتر از جسم، مثل یک کارآگاه عمل میکند و بیشتر توجه اش روی نکات منفی است ،با دیده شک و تردید و ظن نگاه میکند.
انگار دنبال سرنخ اصلی است و هر کاری را میخواهیم انجام بدهیم اول یک سری ،اما و اگر و نشد و نمیشود جلوی ما قطار میکند ، تا از انجام کار جدید منصرفمان کند ،پس علت قدرت باورهای منفی باعث شد من از معیار ملیارد و هزار استفاده کنم .
حالا اگر بخواهم طبق آموزشهای گامهای قبلی، مانع ، باورهای مثبت و منفی را بر اساس سه عنصر وجودی (جسم و روح و ذهن)تفسیر کنم برای خودم، اینطور به نظرم میرسد :
بدن انسان از سه عنصر جسم و ذهن و روح تشکیل شده بود
حالا یکی یکی نگاه کنیم ببینیم هر کدام از این سه عنصر چه باورهایی دارند
جسم جایگاه روح و ذهن است
ذهن جایگاه شیطان و وسوسه است
روح جایگاه خداوند بزرگ است
<<<<پس>>>>
ذهن جایگاه شیطان وغذای شیطان >>> باورهای منفی
چون ذهن جایگاهه شیطان است ، پس نجواهای شیطانی دارد ،
مدام نیمه خالی لیوان را به ما نشان میدهد ،شیطان با وسوسه هایش ما را میترساند،تمام زورش را میزند تا ما به اهداف متعالی خودمان نرسیم که لاغری هم جز همین اهداف متعالی ما است.
شیطان باورهای منفی لاغری ما را که بر اساس داده ها و اطلاعات جمع آوری شده طی سالها ،که در ذهنمان ثبت کرده ایم را ،روی کار می آورد و آنها را با یک ذره بین قوی بزرگ نمایی میکند و آنها را برجسته میکند تا توجه ما را به آنها جلب کند .
کلا شیطان کارش این است که توی دل انسان را خالی کند و احساسش را بد کند و او را از خداوند دور کند ،چون وقتی انسان احساسش بد میشود اول اینکه بر اساس قانون فرکانس فقط بدی درو میکند و شیطان میخواهد ما والضالین باشیم دوما چون احساس های بد و خشم و نفرت و….انسان را از خداوند دور میکند او گویا رسالت گمراه کردنش را اینگونه به خوبی انجام داده و به قولی شیطان دست به هر کاری میزند تا انسان را غمگین کند .
و تمام تلاشش را میکند تا اطلاعات و تجربیاتی که ما در ذهنمان درباره لاغری داریم و راههایی که تا به حال برای لاغر شدن رفته ایم و موفق نشده ایم لاغر بشویم را برایمان بزرگنمایی می کند و ما را دچار ترس و اضطراب و افکار منفی میکند و باعث میشود ما راه درست تناسب فکری را گم کنیم و دچار خشم و نفرت و …از چاقیمان شویم و از خداوند دور شویم .
مثلا یادمان می آورد که ما تا به حال کلی زور زده ایم ولی لاغر نشده ایم یا لاغر نمانده ایم،به ما تلقین میکند که “ فایده نداره داری وقتت رو تلف میکنی ،برو بخور ،برو حال کن”
یا مثلا به ما تلقین میکند که:” اون همه رژیم و ورزش گرفتی نتیجه ات شده این چاقالویی که هستی دیگه وای به حالته تو این روش که اون کارها رو هم انجام نمیدی ،بیچاره ،خدا میدونه چقدر چاقتر بشی حالا ،بدبخت کردی خودت و وای به حالت شد “و کلی تلقین دیگر ………………………………
او هرگز توجه ما را به چیزهای مثبت جلب نمیکند کلا کارش منفی بافی است .در تمام جنبه های زندگی همینطور عمل میکند و ما باید هوشیار باشیم در دامش نیفتیم .
مثلا ما به سفر بابلسر رفتیم و خیلی خیلی هم به ما خوش گذشت لحظه خروج از ساحل ماشینی از عقب به ما زد و چون ماشین ما صفر بود و تازه چند روز بود خریده بودیم ،شاسی عقب ماشین و در صندوق خراب شد و تا تهران با مکافات زیادی آمدیم و آن سفر با تمام خاطرات خوشش برای من و بقیه همسفرانم که چند خانواده بودیم شد خاطره سفر به بابلسر ،حالا در هر جمعی مینشستیم یکی از همسفران به آن تصادف اشاره میکرد ،و هیچ کس از آن همه لذتهای سفر و جاهای دیدنی و …..خاطره ای تعریف نمیکرد. و این قدرت خاطرات منفی ثبت شده در سایر مسائل زندگی را نشان میدهد.
روح جایگاه خداوند و غذای روح>>>باورهای مثبت
روح جایگاه خداوند و منبع اصلی وجود ماست
بالفطره پاک است و بدی در آن راه ندارد، پر از ویژگی های خوب و احساسهای خوب و صفات الهی است، که باورهای مثبت وجودی ما را میسازد
و انرژی ارتعاشی بسیار بالایی دارد،و میل و وظیفه اش به کمال رساندن انسان است و تلاش میکند انسان را به خداوند نزدیک کند و احساس خوب را در وجود ما گسترش دهد تا کائنات هم ما را در مدار خوشبختی قرار دهد
و ذات و فطرت روح تناسب و لاغری است ،و مدام روح تلاش میکند به ما این احساس را بدهد که یک کاری برای لاغر شدن خودمان بکنیم
وقتی به حرف روح گوش نمیدهیم و جسممان را تبدیل میکنیم به سطل زباله و مدام با خوردن غذا ،نیروی شیطانی وجودمان را قوی میکنیم،روح چون بعد متعالی و الهی دارد اذیت میشود و نمیتواند راحت در عالم معنا سیر کند، چون انرژی روح کم میشود یعنی ما با غذا دادن به شیطان انرژی روح را کم میکنیم و تعالی آن کم میشود و نیروی باورهای مثبت ما هم به مراتب کم میشود
ولی اگر نیروی ارتعاشی روح را بالا ببریم و با باورهای مثبت به او انرژی بیشتری بدهیم وقتی این دو انرژی یعنی انرژی ذاتی روح و انرژی باورهای مثبت با هم همسو میشوند ،قدرت زیادی بوجود می آورند و به راحتی ما را به موفقیت در جلب خواسته هایمان میرسانند.گویی جریان انرژی بالای این همسو شدن جریان زندگی ما را هدایت میکند.
مثلا با باور مثبت من حتما از طریق لاغری با ذهن آسان و راحت لاغر میشوم وقتی با انرژی ذاتی روح که تناسب و لاغری است، ترکیب میشود نتیجه ای جز لاغری برای ما به ارمغان نمی آورد
و
جسم جایگاه روح و ذهن >>>>غذایش نعمتهای زمینی
جسم که تجربه گر است در جدال بین روح و ذهن ،دچار چالش میشود و چون ذات انسان بر منطق و استدلال است و شیطان تماما از طریق همین فرمول با انسان جلو می آید ،ذهن انسان را مجاب میکند به گوش دادن و همین باعث میشود ما در جدال بین روح و ذهن ،مغلوب ذهن میشویم و مثلا پرخوری میکنیم.
حالا چه کاری انجام بدهیم تا نیروهای الهی روح بر نیروهای شیطانی ذهن پیروز بشوند ؟
یا به قولی چه کار کنیم تا باورهای مثبت پر رنگتر و بیشتر از باورهای منفی بشوند ؟
به نظرم مهمترین چیز کنترل ورودی هاست،چون وقتی ورودیهامان را کنترل نمی کنیم و ورودیهای نامناسب از طریق ( دیده ها، شنیده ها، صحبتها و اخبار و ..) به ذهنمان میدهیم، داریم جهت دهی باورهایمان را طوری پیش میبریم که شیطان میخواهد.
انگار داریم شیطان را تغذیه میکنیم، داریم صدایش را در درون خودمان بلند تر میکنیم ،بزرگترش میکنیم ،قدرتمندترش میکنیم و نتیجه اش میشود: ترس، اضطراب،موفق نشدن و……..
اما وقتی کنترل میکنیم ورودیهامان را و آگاهانه با ورودیهای مناسب کانون توجه خودمان را در جهت انرژی روح تنظیم میکنیم ،در اصل داریم انرژی روح را قوی تر میکنیم ،داریم صدای مثبت درون خودمان را بلند تر میکنیم و باورهای مثبت را رشد میدهیم و نتیجه اش میشود آرامش، احساس خوب داشتن، موفقیت در جهت خواسته و…………..
پس من جلوی ورودی های منفی خودم را میگیرم تا مرکز توجهم ،به سمت چیزهای خوب و مثبت باشد و با آرامش روی خواسته ام تمرکز می کنم ،توجه ام را به صورت آگاهانه از روی باورهای منفی برمی دارم و با ایمان به خداوند که همیشه از من حمایت میکند به سمت هدفم حرکت میکنم و موفقیت را در آغوش می گیرم .
من باید فضای ذهنم را پر کنم از تمرکز بر نکات مثبت، تمرکز بر زیبایی ها و اتفاقات خوبی که دوست دارم اتفاق بیفتد ، تمرکز بر نعمتها و داشته هایم و سپاسگزاری از خداوند بخاطر تک تک نعمتهایی، که به من داده و تک تک نعمتهایی که ،در نزدیک من قرار داده و به زودی به من عنایت میکند و تمرکزم را میگذارم روی خودم و خواسته هایم و اجازه نمیدهم کسی حال خوبم را خراب کند
من از زندگیم لذت میبرم و از تمام نعمتهایی که خداوند برایم آفریده به خوبی استفاده میکنم
من باورهای مثبتم را رشد میدهم و باوهای منفی وجودم را سرکوب میکنم ،البته با کمک نیروی خداوند، چون تمام این باورهای منفی در اصل همان وسوسه های شیطانی هستند که میخواهند جلوی موفقیت من را بگیرند و من را “خسره دنیا والآخرت” کنند ولی من با توکل بر نیروی خداوند قادرم شیطان را شکست میدهم ،به اندازه ای که حضور خداوند را در درونم حس کنم و شکر گزار باشم شیطان ضعیف و ضعیفتر میشود و آنقدر کمتر و کمرنگتر میشود که به محض وارد شدنش، براحتی تشخیصش میدهم و بیرونش میکنم و نمی گزارم باورهای منفی را برای ذهنم رو کند و با من بازی کثیفش را انجام دهد.
قانون جهان هستی و کائنات هم به ما میگوید :اگر بر نکات مثبت توجه کنید از همان ها بیشتر وارد زندگیتان میشود یعنی ما با توجه به باورهای مثبت و الهی روحمان داریم ندای الهی را تغذیه میکنیم
پس باورهای مثبت به سمت ما می آیند و موفقیت ما حتمی میشود و ما در مدار خوشبختی و موفقیت قرار میگیریم
و اگر توجه به باورهای منفی و شیطانی ذهنمان کنیم ندای شیطان را تغذیه میکنیم و اتفاقات بد و منفی را به سمت خودمون جذب میکنیم و در مدار بدبختی گرفتار میشویم.
من در مسیر تناسب فکری لاغری را برای خودم کوچک میکنم آسانش میکنم و با تولد باورهای مثبت با انرژی روحم هماهنگ میشوم و نجواها و وسوسه های منفی شیطان را نابود میکنم من با توکل بر خداوند بی نظیرم شیطان را که مثل یک غول بزرگ جلوی موفقیت و لاغر شدن من را گرفته از سر راهم برمیدارم ،اگر وجودم را از خدا پر کنم جایی برای شیطان باقی نمیماند.
اعوذو بالله من الشیطان الرجیم
خدایا من و از شر وسواس خناس در پناهت حفظ کن
من باور دارم روند طبیعی جسم من سلامتی و لاغری و تناسب است و من با انجام چیزهای اشتباه زیادی که یاد گرفته ام به مرور زمان ،باورهای خودم را شکل داده ام و باعث آسیب رساندن به جسم زیبایم شده ام اما الان وقت آگاهی و جبران مافات است .
من با توکل بر نیروی خالص و خاص پروردگارم لاغری را به راحتی زندگی میکنم و نیروی روحم را بالا میبرم و با باورهای مثبتم انرژی روحم را افزایش میدهم
خدایا به من کمک کن تا بتوانم صدای شیطان را نشنوم تا بتوانم باورهای منفی را نبینم
خدایا به من کمک کن هر لحظه و در همه جا به یاد تو باشم که یاد تو آرام بخش دلهاست
الهی به امید تو