لاغری با ذهن چیست و چگونه انجام میشود؟
لاغری با ذهن (Mindful Weight Loss) یک روش نوین علمی و روانشناختی است که به جای تمرکز بر محدودیتهای فیزیکی مانند رژیمهای سخت و ورزشهای طاقتفرسا، بر تغییر ریشهای الگوهای فکری و ضمیر ناخودآگاه تمرکز دارد.
در واقع، استفاده از قدرت ذهن در کاهش وزن به ما کمک میکند تا به جای مبارزه با بدن، ریشه اصلی مشکل یعنی پرخوری احساسی را درمان کنیم و با برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه، به تناسب اندام پایدار برسیم.
این متن، مقدمهی یک دوره آموزشی رایگان ۱۲ جلسهای است که قدمبهقدم شما را با اصول و تمرینهای عملی لاغری با ذهن آشنا میکند. برای شروع این مسیر، همین حالا جلسه اول: شروع مسیر لاغری را مطالعه کنید.
۵ اصل کلیدی مسیر لاغری با ذهن عبارتند از:
- شناسایی ریشه چاقی: پیدا کردن ترسها و گرههای ذهنی که باعث پرخوری عصبی میشوند.
- برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه: جایگزینی باورهای محدودکننده با باورهای حمایتکننده.
- پایان دادن به جنگ با غذا: حذف لیست غذاهای ممنوعه و رهایی از استرس کالریشماری.
- صلح با بدن: پذیرش خود و توقف خودسرزنشی در مسیر کاهش وزن.
- یادگیری مهارت لاغری: تبدیل تناسب اندام به یک عادت ناخودآگاه و دائمی، نه یک هدف کوتاهمدت.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 ضمیر ناخودآگاه چگونه فرم بدن ما را کنترل میکند؟
بذار راحت بگم:
همونطور که یهشبه چاق نشدیم، قرار نیست یهشبه هم لاغر بشیم ⏳
❌ رژیمهای عجیبغریب و ورزشهای زورکی فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدن. اما ریشهی چاقی یه جای دیگهست… درست حدس زدی: توی ذهنمون! 🧠
🔁 سالها تکرار یهسری افکار، احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهشون عادت کرده، باعث شده بدنمون همون فرم همیشگی رو نگه داره.
🎯 پس مسیر لاغری با ذهن یعنی چی؟ یعنی بهجای مبارزه با بدن، بریم سراغ جایی که فرمان چاقی صادر میشه: ذهن!
- 💡 یعنی ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم
- 🌱 یعنی افکار محدودکننده رو بشناسیم و جایگزینشون کنیم
- 💪 یعنی یاد بگیریم چطور از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار
تو این مسیر، غذا دشمن نیست 🍰، بدن ما دشمن نیست 🚫
بلکه ما با ذهنمون دوست میشیم، و از همونجا ماجراجویی لاغری شروع میشه…
🛤️ این مسیر واقعی لاغر شدنه؛ آروم، عمیق و واقعی.

🚶♀️ نشانههای «چاقی ذهن» و نتایج تغییر الگوهای فکری
راستش وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فقط دلم میخواست چند کیلو وزن کم کنم… 🎯 ولی چیزی که پیدا کردم، خیلی بزرگتر و عمیقتر بود:
- ✅ اعتمادبهنفس واقعی
- ✅ آرامش ذهنی 🧘♀️
- ✅ حس خوب نسبت به غذا 🍲
- ✅ رابطهی صمیمی با بدنم 💖
و حتی انرژی بیشتر توی کار، زندگی و روابط! 💼💬
این مسیر فقط یه رژیم جدید نبود، یه نوع یاد گرفتن بود… یه مهارت جدید برای زندگی بهتر.
در واقع، من و خیلی از همراههام فهمیدیم که لاغر با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه 🎸
تا حالا شده بخوای گیتار یاد بگیری؟
مگه تو هفته اول میتونی بری رو استیج کنسرت اجرا کنی؟! 😅
معلومه که نه! باید تمرین کنی، اشتباه کنی، ازش یاد بگیری، و دوباره ادامه بدی.
۱۲ گام لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه: تمرین، تکرار، اشتیاق ❤️🔥
اگه با این نگرش که “میخوام سریع نتیجه بگیرم” وارد بشی، فقط زود خسته میشی 😓 ولی اگه با تعهد و صبر وارد بشی، معجزهها خودشون کمکم میان…
🧠 تفاوت بزرگ لاغری با ذهن و سایر روشهای کاهش وزن
برای درک بهتر تفاوت روش لاغری با ذهن با روشهای دیگه لاغری به این نکته دقت کن 👇
✅ یادگیری یه فرایند ذهنیه
✅ لاغر شدن یه فرایند بدنیه
ذهن خیلی زود یاد میگیره، ولی بدن برای تغییر، زمان میخواد ⏳
پس اگه هنوز توی سرت دنبال یه راه جادویی برای «سریع لاغر شدن» میگردی، همین حالا اون فکر رو بنداز دور 🗑️
🌱 تنها راه واقعی و موندگار، ادامه دادن توی مسیر لاغری ذهنیه.
با صبر، با عشق، با آگاهی…

🎯 چرا تمرین توی مسیر لاغری با ذهن مهمتر از فقط شنیدنه؟ 🎧✍️
یه حقیقت مهم و ساده رو بدونیم:
شنیدن فقط یه بخش کوچیک از یادگیریه!
📚 طبق تحقیقات، ما فقط ۱۰٪ چیزهایی که میشنویم یا میخونیم رو به خاطر میسپاریم.
اما… 🎯 ۹۰٪ چیزهایی که با دست، دل و عمل تجربهشون میکنیم رو واقعاً یاد میگیریم!
حالا فکر کن توی مسیر لاغری با ذهن باشی و فقط فایلها رو گوش بدی 🎧، اما تمرینی انجام ندی، ننویسی، تحلیل نکنی، تجربه نکنی…
خب دوست عزیز، ذهنت فرصت تغییر عمیق پیدا نمیکنه 😌
💡 لاغری ذهنی فقط با گوش دادن نیست، با انجام دادن و تکرار آگاهانه شروع میشه.
اونجاست که آموزشها بر ضمیر ناخودآگاهت تاثیر میذاره و یادگیریت واقعی، موندگار و تأثیرگذاره 💪
🐢 یادگیری زمان میبره، عجله نکن!
حتی اگه تو بتونی همه ۱۲ جلسه این دوره آموزشی رو توی یه روز ببینی و تمرینها رو انجام بدی قراره معجزه بشه؟ 😅 معلومه که نه!
تو فقط قدم اول مسیر رو رفتی: آموزش دیدن.
اما مرحلهی مهمتر تازه شروع میشه: تغییر کردن 🌱
مثل کاشتن یه دونهست. بذر یادگیری رو میکاری، اما برای اینکه سبز بشه، نیاز به نور، مراقبت و زمان داره ☀️🌧️
🧠 مسیر لاغری با ذهن = روبهرو شدن با ترسها
لاغری ذهنی فقط دربارهی کالری و بشقاب غذا نیست 🍽️
بلکه دربارهی روبهرو شدن با ترسهایییه که سالها توی سایههای ذهنت جا خوش کرده بودن:
- 😨 «نکنه هیچوقت لاغر نشم؟»
- 😔 «اگه دوباره شکست بخورم چی؟»
- 😟 «اگه اینم مثل بقیه راهها جواب نده چی؟»
خودم ۳۵ سال با این ترسها زندگی کردم. بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، گریه کردم، ناامید شدم و خودم رو تسلیم چاقی می دیدم.
اما یه روزی، یه نقطهی عطف رسید.
🌟 تصمیم گرفتم بهجای فرار، وایستم و با ترسهام روبهرو بشم.
و به خودم گفتم:
«حتی اگه تهش لاغر نشم، این بار دارم به خودم احترام میذارم. دارم به ذهنم یاد میدم که من لایق آرامش و تغییرم.»
اگه تو هم الآن اینجایی و داری این متن رو میخونی، بدون که تو هم این شجاعت رو داری 💛
تو هم آمادهای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی. قدمبهقدم. با عشق و آگاهی.

📘 قراره توی مسیر لاغری با ذهن چی یاد بگیری؟ 🧭
اینجا خبری از رژیم سخت نیست. خبری از لیست ممنوعه و کالریشماری هم نیست 🚫
قراره چیزهای عمیقتری یاد بگیری، مثل:
- 🔍 چاقی واقعاً از کجا میاد؟
- 🧠 چطور ذهن چاق رو شناسایی و بازنویسی کنی؟
- 🛠️ چطور عادتهای ذهنی سالم و متناسب بسازی؟
- 🍽️ چطور با حس خوب غذا بخوری، نه با استرس و عذاب وجدان؟
- 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی و اجازه بدی خودش تنظیم شه؟
و مهمتر از همه:
✨ یاد میگیری که لاغری از جایی شروع میشه که تصمیم میگیری خودتو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی 💕
میخوای این مسیر رو باهم ادامه بدیم؟ 🌈
قدم بعدی، تمرینه! نه بهزور، نه برای نتیجه فوری، بلکه برای ساختن یه زندگی متناسب، از درون تا بیرون.
🧠 تمرین شناخت ترسها در مسیر لاغری با ذهن
در بخش نظرات با حوصله به سؤالهای زیر پاسخ بده. جوابهات رو بهصورت شرح انشایی بنویس، نه فقط چند کلمه!
- ❓ از چاقتر شدن میترسی؟ چرا؟
- 🌀 چی باعث میشه این ترس توی دلت بمونه؟
- ❓ از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
- 💔 چه تجربههایی باعث شدن این ترس عمیقتر بشه؟
- ❓ ترس از چاقتر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
- 🎭 یعنی اونقدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟
- ❓ ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
- ⚠️ یعنی فکر میکنی «فایدهای نداره» و منصرف میشی؟
✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس
با قدرت و اطمینان این جملات رو بهصورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:
- ✅ از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم.
- 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم.
🔥 شعلهور کردن انگیزه درونی
برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤالها با شرح کامل پاسخ بده:
- 💡 چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
- 🌟 اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.
این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترسها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه ✨
یک پیشنهاد دوستانه: طی کردن این مسیر، نیاز به صبر و استمرار روزانه داره. اما اگر از وضعیت فعلیات خیلی خسته شدی و دوست داری این مسیر رو خیلی متمرکزتر، سریعتر و به صورت یکپارچه طی کنی، دوره جامع [ورود به سرزمین لاغرها] دقیقاً برای همین هدف طراحی شده تا با تمرینات تخصصیتر، سریعتر به نتیجه برسی.
برای قویتر شدن باورت، داستان هدایت دوستانت را بخوان و تو هم قصه ورودت به این مسیر را بنویس؛ اینجا نقطه پایان چاقی است! 💚
❓ سوالات متداول درباره لاغری با ذهن
۱. آیا لاغری ذهنی واقعیت دارد و از نظر علمی ثابت شده است؟ 🔬
صددرصد! علم «نوروپلاستیسیته» (انعطافپذیری عصبی) و روانشناسی رفتار ثابت کردهاند که ریشه تمام عادات پرخوری، ریزهخواری و انتخابهای ناسالم در ضمیر ناخودآگاه ماست. رژیمهای سخت فقط با «جسم» میجنگند و به همین دلیل موقتی هستند. اما وقتی ذهن را تغییر میدهیم، بدن بهطور طبیعی، بدون مقاومت و بدون بازگشت از آن پیروی میکند.
۲. چقدر طول میکشد تا با تغییر ذهن لاغر شوم؟ ⏳
باید با خودمان روراست باشیم: این مسیر یک مسابقه سرعت یا یک رژیم ۱۰ روزه نیست! همانطور که سالها طول کشیده تا ذهن به چاقی عادت کند، برای ساختن مسیرهای عصبی جدید هم به زمان نیاز داریم. ذهن خیلی زود یاد میگیرد، اما بدن برای تطبیق به زمان و استمرار نیاز دارد. صبور باشید؛ معجزات با تمرین و تکرار خودشان را نشان میدهند و این ماندگارترین لاغری عمرتان خواهد بود.
۳. آیا در این روش باید شیرینیجات یا فستفود را کاملاً حذف کنم؟ 🍰🍔
خیر! یکی از اصول اصلی این مسیر «پایان دادن به جنگ با غذا» است. ما در تناسب فکری هیچ لیست ممنوعهای نداریم. ممنوعیت باعث حرص و ولع بیشتر میشود. وقتی ذهن شما آرام شود و پرخوری احساسی درمان گردد، به جای فرار از استرس به سمت غذا، با آگاهی و لذت غذا میخورید و بدنتان بهطور طبیعی مقدار مناسب را تشخیص میدهد.
۴. چطور و از کجا باید این مسیر را شروع کنم؟ 🚀
شروع مسیر بسیار ساده است: شجاعت روبهرو شدن با ترسها و انجام تمرینات ذهنی. شما میتوانید با مطالعه دقیق همین مقالات و نوشتن تمرینات شروع کنید. اما اگر به دنبال یک نقشه راه اصولی، یکپارچه و گامبهگام هستید تا این مسیر را با تمرکز و سرعت بیشتری طی کنید، دوره جامع «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین و مطمئنترین نقطه شروع برای برنامهریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه شماست.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.87 از 503 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
♡ به نام الله متعال ♡
باقدرت و توکل تمرینات امروز را آغاز میکنیم👊🏼
متاسفانه نه فایل صوتی و نه تصویری هر کاری کردم برام باز نشد
اما خب بارها دیدمشون و نکاتشون رو دارم سعی میکنم مرورشون کنم🥲
آره چون منو از ریخت می اندازه 🥺
چون نمیزاره از هیچی لذت ببرم 😭
چون نمیزاره با خیال راحت از هرچی میخوام بخورم 😔
چون دائما به من کلی انرژی منفی میده و نمیزاره با خودم خوب باشم و لذت ببرم😕
چون با افکار منفی که بهم میده جالمو میگیره و همش میگه آیا دیگران درباره تو چی میگن و همه چی رو حتی یک نگاه ساده به منو به چاقی ربط میده😓
اینکه هر وقت ترسیدم بازم اتفاق افتاده
چون میدونم میتونه بشه
واقعا نمیدونم😓😓
آره اخه اگه نشم به خیلی از لذت ها نمیرسم و توی جمع ها هم حالم خوب نیست
و مجبورم باتمام اون مشکلات چاقی زندگی کنم و زندگیم زهر میشه برام
اینکه بارها لاغر شدم و اما برگشته…
و حرف و زخم زبان های دیگران از همه چی بدتره
حتی نگاهشون که میخوان بگن نتونستی😒🥺
هم آره هم نه
آره به خاطر اینکه این ترس منو عجول میکنه و تو کلی. ورزش میکنی و یکهو دلت رو میزنه و دیگه کاری نمیکنی و حالا دلت میخواد لاغر شی ولی کاری نمیکنی و این یک فشار خیلی بدی به تو میاره
اینم که میگم نه به خاطر این بوده وقتی ترسیدم بااراده شروع کردم و لاغر شدم اما خب برگشته
بعضی وقت ها آره اینقدر میترسم که دیگه رد میدم و میگم ولش کن….، 🥺
بد تر نشه… 😓
شروع میکردم و بعد رها میکردم چون میترسیدم نتیجه نده،
#به_ وقت_تعهد
من یکتا از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم.
من از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم💪🏻
# به_ وقت_انگیزه
♡ من به تواناییم برای لاغری ایمان دارم چون که…
✓ بار ها از روش هایی که درسته اشتباه و با کار های اشتباه تونستم اما چون اراده کردم و از خدا کمک خواستم توانستم و لاغر شدم و الان که دیگه خدا خودش منو به اینجا هدایت کرده پس اینبار باید بهتر بترکونم چون خدا این نیرو را درمن دیده و به من باور داره حالا وقتشه که خودمم به این هدایت ایمان بیارم و باور کنم که میتونم🥲💪🏻
✓ حالا دیگه وقتشه باخودم مهربون بشم و این بار با باور به خودم و نیرویی که خدا دروجودم قرار داده
به سمت زیبایی حرکت کنم🫠🪄
✓ببین خدات چقدر مهربون و عاشقته که به چنین مسیری برای تغییر در زندگیت هدایتت کرده 🫠
پس سپااسگذار خوبی باش و بانتیجه گرفتن قدر دان خداوند و استاد که وسیله ای از طرف خدا بود باش💖
♡الله من بیکران شکرت♡
ممنونم استاد بابت زحماتتون امید وارم بانتایج عالی قدردانتون باشم🙂
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام
چقدر این گام به دلم نشست…
کاملا متوجه شدم که من فقط به خاطر ترسام بود که با این حالی که دو سه سالی میشد با این روش آشنا شده بودم هیچ تغییری نکردم
چون من از ته قلبم نخواستم
کسی که با ترسهاش روبهرو نمیشه، همیشه اسیرشونه.
کسی که از ترس، هیچ کاری نمیکنه، هیچ تغییری هم نمیکنه.
استاد الان نوشتهها رو بهتر درک میکنم ممنونم بابت این تغییری که در سایت به وجود اومده
واقعا نوشتهها به دلم نشست
انگار باید یه بار میرفتم تو الان که برگشتم نوشتهها انقدر برام دلنشین باشه و به دلم بشینه و بهم تلنگر وارد کنه که دوباره امسالو مثل سالهای قبل درجا نزنم
فهمیدم که من فقط میخوندم میشنیدم هیچ وقت دلی عمل نکردم اگه هم کردم کم بوده
به خودم که میام میبینم که اگه یه بار با همت این مسیرو ادامه میدادم الان باید خیلی وضعم فرق میکرد
آخه بعد دو سه سال هی به خاطر ترسهام و به خاطر همین که میخواستم سریع لاغر بشم بارها جا زدم و الان که نگاه میکنم انگار فقط دور خودم میچرخیدم
سرگردان…
اما الان دیگه قرار نیست اینطور باشه
به خودم اینجا قول میدم
این بار قرار نیست یه عالمه نکته برداری کنم و اینقدر به خودم سخت بگیرم که از این مسیر زده بشم
انگار قراره درست تمرینا رو انجام بدم
قراره واقعاً اعتماد کنم به خودم مسیر با آدمایی که مثل خودم بودنو توی این مسیر همراهم هستن
خوشحالم که دوباره به این مسیر برگشتم :)))
نشان های دریافت شده
به نام حضرت دوست
سلام و التماس دعای بسیار در این شبهای عزیز
خوشحالم که با اطمینان بیشتری توی این مسیر قدم برمیدارم
اولین چیزی که باید به خودم بگم اینه که من اومدم اینجا تا هنر لاغر شده رو یاد بگیرم و نباید عجله داشته باشم
و بعد اینکه باید یقین داشته باشم که من انقدر قدرتمند و توانا هستم که نیاز به هیچ کاری نداشته باشم لاغر بشم اصلاً نیازی به کار خاصی نیست وقتی که جسم من طبیعتش لاغریه دیگه نباید کاری انجام بدم که لاغر بمونه یا بشه
به همین منظور تصمیم گرفتم که اگر ورزشی میکنم منظور گرفتن سلامتی و انرژی انعطاف پذیری بیشتر باشه و اصلاً به نیت لاغری نباشه و به همین دلیل هر وقت که دلم بخواد ورزش میکنم و خودم را مجبور به کاری نمیکنم که دوست نداشته باشم چون اینطوری ورزشم لذت بخشتره
من هرچی به دور و ورم نگاه میکنم سعی میکنم بیشتر دلیل بیارم که اصلاً ورزش برای لاغری نیست چون حتی توی احادیث هم اومده که ورزش نکردن باعث ضعیف و لاغر بودن جسم میشه پس یعنی اینکه ورزش بخواد ما رو لاغر کنه به یک کارهایی رو انجام بدیم که ما رو به ضعف جسمانی برسونه اصلاً درست نیست ورزش به منظور تقویت جسم باید باشد
و من دیگه نمیخوام خودمو گول بزنم و به خودم الکی بگم آره به خاطر تقویت جسمه ولی یه کارایی رو انجام بدم که باعث ضعف و لاغر شدن جسمم بشه
اگه ورزش میکنم دوست دارم بدنم تقویت بشه و انعطاف پذیری من بیشتر بشه
پس به بدنم فشار نمیارم چون بدن من طبیعتش لاغریه
آره ترس دارم اگه ترس نداشتم انقدر برای به دست آوردن لاغری تلاش نمیکردم
وقتی توی جمعی حاضر میشم اینقدر حال خودم رو بد نمیکردم که آیا دارن به چی فکر میکنم
فکر نمیکردم که لباس که پوشیدم تو چشم اونا منو چه شکلی نشون میده اصلاً ترسی از قضاوت کردن نداشتم
میترسم و خیلی تلاش کردم که این اتفاق نیفته
آره با این حالی که دودل بودم همیشه شک داشتم و همیشه استرس داشتم اما همیشه ادامه دادم با این حال همیشه باید استرس میکشیدم میترسیدم رنج میکشیدم از اونجایی که لاغری رو یه چیز غیر طبیعی میدونستم و احساس میکردم که باید به دستش بیارم اصلاً به خودم توجه نمیکردم که دارم چقدر خودم رو نابود میکنم
در صورت یه لاغری واقعا مال من بودا طبیعت جسم من بود اما من میخواستم اونو از بیرون به جسمم وارد کنم
نه این ترس بر خلاف و ترسهای دیگه بود
وقتی ترس از ارتفاع داشته باشیم سعی میکنیم از ارتفاعات زیاد بالا نریم
وقتی ترس از یک حیوان خاصی رو داشته باشیم سعی میکنیم که اون رو نبینیم
کاملا بر خلاف ترسهای دیگه بود و هرچی میخواستیم نباشه بدتر پدید میومد و این به خاطر این بود که روشهای دوری ما از اون اشتباه بود
این جوابش پنجاه پنجاست یه وقتایی آره ترس از اینکه نکنه وقتم الکی هدر بره و واقعاً لاغرم نکنه باعث شده بود که جا بزنم
و بعضی وقتا هم با یه حالی که میدونستم شاید نتیجه نگیرم اما ادامه دادم و اینکه شک داشته باشی و ادامه بدی خیلی بده
من این بار دیگه نباید شرمنده خودم بشم خسته شدم از اینکه ا شرمندگی هرچه تمامتر باز هم به جسمم رنج و زحمت دادم بعد از اون همه درد کشیدن باز هم چاقی توی جسم من پدید اومد و این یعنی بدترین حال زندگی که بعد از کلی زحمت بشه همون مشکلاتی که قبلاً بوده
این بار شرمندگی برای من معنی نداره و اگه به خودم قولی بدم باید تا آخرش برم حتی اگه اشتباه باشه
من حدوداً دو سه سالی میگذره که با این روش آشنا شدم اما به خاطر اینکه به خودم هیچ قول درست حسابی نداده بودم و پای عهدم با خودم نموندم یا همیشه شک داشتم و دو دل بودم ه هیچ نتیجهای نرسیدم که هیچ تمام زحاتم از دست رفت
چون من دقیقاً بعد از اینکه به وزن دلخواهم رسیدم با این دوره آشنا شدم و از همون اول چون با شک شروع کردم حتی الان وزنم بیشتر از قبله
اما مار قرار نیست حال خودمون بد کنم امسال باید به تمام اهدافم برسم
همه اون درجا زدن و برام عبرت شد و امسال باید برام ما یه افتخار باشه
به احتمال صفر درصد اگر این مسیر برای من کاری نتونست بکنه بازم برام تجربه میشه
با یقین بیشتری کار دیگهای رو شروع میکنم
پس هیچ جایی برای درجا زدن و دو دل بودن و شک داشتن وجود نداره
اصلاً دلم میخواد حتی این مسیر اشتباهم هست یه سال اشتباه برم
که بعید میدونم اشتباه باشه چون خود خدا منو هدایت کرد قطعاً خدا اشتباه نمیکنه
اون کسی توی زندگی میبره که شجاعت این رو داشته باشه که با ترسهاش مقابله کنه
و مسیرهای گوناگونی رو بره تا بالاخره به هدفش برسه
من امسال باید برنده باشم
یا میمیری یا برنده میشی
من امسال از همین اول سال شروع میکنم این مسیر رو میرم آخرشو به خدا میسپارم به تمامم به خدا توکل میکنم
چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن دارید؟ به صورت کامل شرح دهید
من خیلی توانایی دارم
منی که شاید تجربهام از یک پیرزن بیشتر باشه شایدم احساس کنم بزرگنمایی میکنم اما جربههام اونقدرم کم نیست
به هر حال یه دهه هشتادی هم که چیزهایی رو دیده رنجهایی رو کشیده که شاید هیچ نسلی نکشیده بود
اما اگه بخوام فقط برای لاغری بگم ن کارهایی رو برای لاغری کردم که شاید هر کدوم از افراد بزرگسال انجام میدادند تا الان یه اتفاق بدی برای بدنشون افتاده بود اصلاً معجزه است که من الان زنده هستم ون ما اون کارهایی که من انجام میدادم بعیدی نبود که آسیب جدی به کمرم وارد کنم
و برای همیشه سلامت جسمیم را از دست بدم
من یادم میاد که روزی یشتر از ۱۷۰۰ یا ۱۳۰۰ دراز نشست میرفتم
و مطمئنم اگر بلایی سر من نیومده به خاطر اون ذکرهایی هست که موقع دراز نشست به زبون میآوردم
تازه علاوه بر این ورزش من ورزشهای زیادی رو کنار اینها انجام میدادم و اینقدر چاقی در ذهن من نقش بسته بود که من گرم به گرم غذا رو چاق کننده میدیدم و ترس داشتم از خوردنش و با این حال حریص بودم
من یادم میاد که چقدر زجر کشیدم و شاید کل روزم رو با یک دونه خرما میگذروندم و حتی شده بود روزهایی که هیچی نخورم و کاملاً گشنه سر به بالش بزارم
یادم میاد که وقتی صبح میشد گریم میگرفت از اون همه زجری که دوباره باید میکشیدم
الان که فکر میکنم به اشک توی چشمام جمع شده یفهمم که واقعاً هدایت خدا بوده که بیام اینجا
اصلاً میخوام به خودم استراحت بدم به خاطر اون همه زجر که کشیدم بیام یه بار به خدای خودم اعتماد کنم
من قطعاً لیاقت دارم چون خیلی کار کردم
من لایق لاغر شدنم
و تویی که توی این سایت هستی
نمیدونم چقدر مشتاقی که بالاخره برسی ما حتماً تلاشهای زیادی کردی
اگر توام خیلی مشتاقی پس بدون یه روزی بهش خواهی رسید فقط توکلت به خدا باشه
و توی راه درست عرق بریز نه توی راه اشتباه
راه رسیدن به شمال در مسیر جنوب نیست
مطمئن باش اگر به خدا بسپاری و از ته دل بخواهی قطعاً بهش میرسی چون خودش فرموده هیچ دری نیست که پیوسته کوبیده بشه و باز نشه
امیدوارم که سرنوشتت امشب خیلی قشنگ رقم بخوره
من از دعای قشنگت موقع قرآن سر گرفتن محروم نکن
التماس دعا
یا علی مدد
نشان های دریافت شده
به نام الله قدرتمند
سلام و عید علوی همه مبارک 🥳
و امید وارم امام علی (ع)بهترین هارو در سرنوشتتان نوشته باشد🥲
الهی شکر که باز هم به این سایت هدایت شدم
این بار نمیخوام طوری حرف بزنم که فقط مدال بگیرم
میخوام حرف دلم رو بزنم و واقعاً دیدگاه و نظرم رو بنویسم
راستش امروز که اول فروردین و اولین روز سال جدید هست من تصمیم گرفتم که یک برنامهریزی منظم برای خودم فراهم کنم
و توی برنامهریزی کلا یک ساعت رو به ورزش اختصاص داده بودم
قبل از شروع این گام توی اون برنامه ریزی یک ساعت رو به یوگا و پیادهروی اختصاص دادم و یعنی در یک ساعت به تمام این ورزشها رسیدگی میکنم
اتفاقا با احساس خوبم به این سایت اومدم
اما وقتی این حرفا رو شنیدم که این جا جای افراد ترسو نیست و باید تمام کارهایی که واسه لاغر شدن انجام میدادی رو ترک کنی و با تمام تمرکز توی این مسیر باشی به انتخابم شک کردم
به اینکه آیا واقعاً اون پیادهروی و اون یوگا برای حال خوب من هست یا فقط برای اینه که لاغر بشم
واقعا نمیدونم چی بگم
چون من تصمیم گرفتم که تا جایی که میتونم به این نوع ورزشها ادامه بدم که به آرامش ذهنی و جسمی برسم
از یه طرف یه قسمت ذهنم میگه که تو قراره توی دوران لاغری خودتم به این ورزش ادامه بدی
و تو روزی دو ساعت یا شایدم بیشتر واسه سایت زمان میذاری و تو میخواهی لاغری اصولی رو یاد بگیری اون ورزشهایی که انجام میدی فقط واسه اینه که هماهنگی رو بین جسم و روح ت برقرار کنی
اما دوباره یک طرف ذهنم میگه که از کجا معلوم تو بعد از لاغر شدن اونا رو ادامه بدی یا اینکه از کجا معلوم که هدف اصلی تو از استفاده این ورزشها لاغری نباشه
واقعا گیج شدم
تا اینکه بحثمون رسید به انتخاب ما از طرف خداوند
وقتی با اطمینان حرف میزدید و میگفتید که شما واقعاً انتخاب شده از طرف خداوند هستید رو امید توی دل من تابید
احساس کردم که من بدون ورزشم میتونم لاغر باشم و تا ابد لاغر بمونم
از یه طرفم میگم که شاید اگه من یک روز رو ورزش نکنم درس داشته باشم و بترسم از اینکه چاق بشم
واقعا موندم چی بگم
استاد دلم میخواد یه حرف قانع کننده بهم بزنید که واقعاً دیگه مطمئن بشم و ببینم که این ورزشی که من انجام میدم برای اینه که لاغر بشم یا برای اینه که جسمم رو تقویت کنم و هماهنگی بین جسم و روحم رو برقرار کنم؟!
دیگه واقعاً نمیتونم این جنگی که بین دو طرف ذهنم برگزار شده داره گیجم میکنه
از یه طرف ذهنم داره میگه اگه تو این ورزشها رو واسه سلامتی خودت میکردی پس چرا به کالریهایی که کم کردی نگاه میکردی
از این طرف هم میگم که اگه من این ورزشها رو نکنم ه جوری میتونم جسمم رو تقویت کنم تا اندام شل و افتاده نداشته باشم
اما دوباره قلبم میگه ریسک کن و شجاع باش
الان به نظرتون ورزش نکنم و بعد از اتمام دوره شروع کنم ورزش کردن؟!
چون من بارها این دورهها رو رفتم احساس میکنم که شاید این ترغیب شدنم به سمت ورزش هم یکی از تغییرات منه
چون من اصلاً به خودم رنج نمیدم و به اون ورزش کمی که انجام میدم حالم خوب میشه
شما میگید چکار کنم🥺
اگه واقعاً این کارم توجه به چاقی خب دیگه انجامش نمیدم
اما اگه اینطوری پس چرا اصلاً ورزش درست شده مگه برای تقویت جسم نیست
مخصوصاً اینکه خیلی از بزرگان گفتند که ورزش کردن به جسمتون قدرت میدید و کسی که ورزش نمیکنه یک جسم ضعیف و حتی به لاغر بودن هم اشاره کردند که ممکنه جسم لاغر باشه
پس ورزش صرفاً برای این نیست که بخواهیم لاغر بشیم
و اگه نیتمون رو عوض کنیم و بخواهیم برای قدرت و شادابی جسم ورزش کنیم میتونیم کنار این دوره ورزش داشته باشیم یا نه
نشان های دریافت شده
به نام الله مهربان
سلام مجدد به همه دوستان عزیزم و استاد عزیز
خوب من خیلی وقته توی دفترم به این سوالات جواب دادم اما دیروز واقعاً وقت نداشتم و نتونستم توی سایت فعال باشم و اومدم که اینجا سوالاتی که توی دفترم جواب دادم اینجا هم جواب بدم و برم سراغ گام بعدی
بله
چون بدم میومد همه منو نگاه کنن و همش مسخره بشم چون میترسیدم که حسرت لاغری تا ابد برای من بمونه
از چاقی میترسم چون بالا میره و حال من رو بدتر میکنه و باید سنگینی بیشتری رو روی خودم تحمل کنم
اینم بله دقیقاً مثل دوست هم مسیریمون
کل سوالات توی ذهن من پدیدار میشه اگه این همه رنج بکشیم آخرش نشه چی
اگه بدتر شد چی
اگه مسیرش جواب نداد اون وقت مجبور بودم تمسخر بیشتری رو بشنوم چی
کلی سوالات مزخرف دیگه که توی ذهنمون هی پدیدار میشه
ابداً نه
خوب ما معمولا از هرچی که بترسیم ازش دوری میکنیم اما ترس از چاقی طوری بود که با تمام ترسی که داشتیم اما کار خاصی نمیکردیم به عبارتی بهش عادت کرده بودیم و نه تنها کار خاصی نمیکردیم بلکه گسترششم میدادیم
خوب یه جورایی نه اگه میگم یه جورایی برای اینکه با این حالی که ترس از لاغر نشدن داشتم اما خیلی وقتا یه کاری کردم که به خودم جوابی داده باشم و بگم حداقل من یه کاری رو انجام دادم اما بازم چون اطمینان کاملی نداشتم از اینکه میتونم لاغر بشم اون کار کاملاً بیفایده بوده
اما خوب یه جورایی هم نه چون بعضی وقتا قبل از اینکه این مسیر رو شروع کنی هی به خودت میگی خب اگه این مسیر نتیجه نده و کلی عمرتو هدر بدی پای یه مسیر اشتباه و کلی از انرژیتو بذاری پای یک مسیری که ممکنه تو رو به خواستهات نرسونه چی و همین حرفا باعث میشه که منصرف بشی
من به خودم تعهد دادم و اینجا هم به شما میدم یه بارم که شده اعتماد کنم
صد روزم ۱۰۰ روزه تموم میشه
تعهد بدم که توی این ۱۰۰ روز تمام لحظاتم رو که میخوام برای لاغری استفاده کنم توی این سایت باشم و هیچ کار دیگهای انجام ندم
من از همین الان خودم رو جزیرهای میبینم که دارم با چاقی معامله میکنم و منصفانه و منطق اون را از خودم دور میکنم و خب برای اینکه به این جزیره برسم با قایق اومدم اما اون قایقها رو شکستم تا به خودم بگم که باید پیروز بشم
پس من متعهدم که هیچ ترسی از چاقی ندارم و اینقدر ادامه میدم تا پیروز بشم
راستش کارهایی که من برای لاغری انجام دادم رو شاید هیچ نوجوونی حتی به عنوان شکنجه نتونه اونها رو طاقت بیاره
من انقدر به خودم اطمینان دارم که میدونم توی مسیر اشتباهی که داشتم تونستم حتی بیشتر از انتظارم لاغر کنم
انقدر که میدونم چه روزهایی رو فقط با خوردنش چند تا دونه خرما و سیب گذروندم و چه اون روزها تمامش رو پیادهروی کردم و هر روز ۷۰۰ حالا یک کمتر یا بیشتر دراز نشست میرفتم
من کارهایی برای لاغری کردم که شاید مغز بعضیا سوت بکشه از این همه شکنجهای که با خودم دادم و براشون سوال بشه که چه جوری زنده موندم
و همه اینا رو از لطف خدا میدونم درسته اون روزها که تمام شکنجهها رو به خودم میدادم هر روزم رو با گریه شروع میکردم اما اون التماسهایی که به خدا کردم منو آورد توی یه مسیر زیبا که بهم بگه
تو توی مسیر اشتباه تونستی لاغر کنی پس اینجا که مسیر درستی هم هست میتونی
من به خودم اطمینان دارم که میتونم لاغر بشم چون چیزهایی از خودم دیدم که شاید هیچ نوجوونی از خودش ندیده باشه
من انقدر به توانایی خودم اطمینان دارم چون خوب میدونم که چه چیزهایی رو تحمل کردم
چه شعر قشنگیه که صائب تبریزی میگن
و آرامش و خوشیست پایان همه اضطرابها
من یه نوجوانیم که تونستم از همون ابتدا تجربههایی رو داشته باشم که شاید هیچ نوجوونی تو این سن تجربهها رو نداشته باشه
من به توانایی خودم و وجود الله م ایمان دارم و ادامه میدم
این بخشی از داستان من بود
ممنون از لطفتون استاد
نشان های دریافت شده
به نام الله هدایتگر
سلام
من اومدم که بازبان دلم با شما حرف بزنم
چیزی که واقعا از ته دلم هست رو بیان کنم
راستش…
من یه دختری هستم که کلا زود اعتماد نمیکنم
و نمیتونم چیزی که به نظرم درست نیست را باور کنم و بهش اعتماد کنم
و من یک بار این صد گام رو گذروندم.اما بدون اعتماد قلبی!
دوبار ۱۲گام،اونم بدون اعتماد قلبی
اما حالا که حرف از دل شد
بگذارید راست و حسینی حرف دل رو بگم
من امروز با دیدن این فایل گریم گرفت؛
اشک ریختم و فهمیدم که آره من رو خدا هدایت کرد، میدونستم ها، اما بازم اعتماد نداشتم فکر میکردم خب شاید اتفاق بوده
اما الان از دل میگم
این اتفاق نیست
این جواب تمام اون اشک ها، اون حال بد ها،اون رنج هاو درد هاست ،
این جواب تمام اون گریه و التماس هایی هست که به خدا کردم و ازاو خواستم که نجاتم بده
مگه ایمان ندارم که جواب دعارو میده؟!
خب الان داده دیگه…
همین الان هم که مینویسم حالم دگر گونه
من دارم با دل حرف میزنم
دل دروغ نمیگه..
خب میتونستم خیلی راحت از این روش گذر کنم
میتونستم خسته بشم
از بین اون همه روش که جلوم بود میتونستم روی این روش دست نگذارم
اصلا منی که خیلی سریع وا نمیدم و به روش های گوگل اعتمادی ندارم ، چی شد یهو سر از این جا در آوردم؟!
مگه غیر از اینه که فقط خدا بود و دست خدا منو گرفت و اورد؟!
کِی میخوای باور کنی دختر؟!
حالا که داری بها از عمری که برنمیگرده میدی ،
حالا که خدا بهترین راه رو جلوت گذاشته..
حالا که بغلت کرده…
درسته بی اعتماد باشی ؟!
خوبه که زودی اعتماد نمیکنی ، اما الان دیگه وقتشه
من از خدا خواستم که اگر این مسیر اشتباهه منو ازش بیاره بیرون و از جلوی راهم برش داره
اما اگه درسته بهش اعتماد قلبی بیارم و با تمام وجودم باورش داشته باشم
اصلا دیگه خسته شده بودم که همش باشک و تردید قدم بر میداشتم
زبان میگفت اعتماد کردم
اما دل میگفت نه!
به همان خدایی که جانم در دستانش هست
خدا بد بنده هاشو نمیخواد
اگه این مسیر درست نبود من باتمام وجودم این حرف های استاد را باور نمیکردم و از شدت شوق و سپاسگزاری از خدا و مهربانیش برای هدایتم اشک نمیریختم
شمایی که این نوشته رو میخونی رو نمیدونم
اما من باور قلبی آوردم
خدا اگه ببینه که بندش در یک مسیره که نتیجه نمیگیره خب هدایتش نمیکنه
حتما این قدرت رو در من دیده که منو هدایت کرده
وقتشه بهش بگم و نشون بدم قدر دان لطف بیکرااااانشم ولایق لاغر شدن هستم
پس حالا تنها یک هدف دارم و راه برگشتی نیست
من باید لاغر بشم
لاغری شجاعت میخواد…
ایمان میخواد ،…
اعتماد میخواد …
اگه نداری …
پس مرگ بهتره
باید اینقدر ایمان داشته باشی،به هدایت خداوند
که شجاعت ترک تمام اون روش های قبلی رو داشته باشی
و ایمان و شجاعت تو با اعتماد به این مسیر تورو به لاغری میرسونه
پس یا باید لاغر شد ،یا بایدمرد..
یا بمیر یا تغییر کن
خدایا بهت اعتماد و ایمان دارم و تمام روش هارو میگذارم کنار که ایمانم بهت ثابت بشه
این حرف هایی که زدم همه از دل بود
من با دلم حرف زدم
امید وارم که حرفی که از دلم بود رو درک کرده باشید
استاد من به این مسیر اعتماد کردم
بالا خره اعتماد کردم 🙂
ممنونم ازتون
حق نگهدار دل همتون 🙂