0

برنامه لاغری در سال جدید

برنامه لاغری در سال جدید
اندازه متن

تصور کنید در اولین صبح بهاری، مقابل آینه ایستاده‌اید؛ نسیم خنکی از پنجره به اتاق می‌وزد و شما به جای حسرت‌های همیشگی، لبخندی عمیق بر لب دارید.
در این تصویرسازی، شما دیگر آن لباس‌های گشاد و تیره را به تن ندارید، بلکه با بدنی سبک و ذهنی آرام، آماده‌اید تا برنامه لاغری در سال جدید را نه به عنوان یک اجبار، بلکه به عنوان یک تولد دوباره تجربه کنید.

سال‌ها با نوشتن اهداف تکراری در دفترچه‌تان گذشت، اما امسال قرار است این تصویر ذهنی به واقعیت تبدیل شود.
بیایید از همین لحظه، سنگینیِ خاطرات شکست‌های قبلی را زمین بگذارید و با تمرکز بر قدرت ذهن، مسیری را آغاز کنید که در آن، تناسب اندام تنها یکی از میوه‌های درختِ آگاهی شما در سال جدید خواهد بود.

چرا امسال با سال‌های قبل فرق می‌کند؟

بسیاری از ما وقتی به دنبال یک برنامه لاغری در سال جدید هستیم، مستقیم به سراغ لیست غذاهای ممنوعه، رژیم‌های سخت و ثبت‌نام در باشگاه‌های ورزشی می‌رویم.
تصور می‌کنیم با فشار آوردن به جسم، می‌توانیم سال‌ها انباشتگی چربی را جبران کنیم.
اما بیایید با خودمان صادق باشیم؛ چند بار این مسیر تکراری را رفته‌اید و در نیمه راه، درست زمانی که انرژی‌تان تمام شده، خسته و ناامید به نقطه اول (یا حتی وزنی سنگین‌تر از قبل) برگشته‌اید؟

برنامه لاغری در سال جدید

حقیقت این است که مشکل از اراده شما نیست؛ بلکه مشکل در نقشه راهی است که انتخاب کرده‌اید.
در وب‌سایت «تناسب فکری»، ما با تجربه‌ای عمیق یاد گرفته‌ایم که چاقی ابتدا در لایه‌های پنهان ذهن ساخته می‌شود و سپس به شکل اضافه وزن در جسم ظاهر می‌گردد.

برنامه لاغری در سال جدید نباید برای شما تکرارِ یک جنگ فرسایشی با قاشق و چنگال باشد؛ چرا که در جنگ با خود، هر کسی برنده شود، شما بازنده هستید.
امسال زمان آن رسیده که به جای گرسنگی کشیدن، به دنبال یک صلح درونی با ذهن‌تان باشید.
وقتی ذهن شما با خواسته جسم‌تان هماهنگ شود، دیگر نیازی به تقلا نیست؛ چربی‌ها داوطلبانه شروع به ترک بدن شما می‌کنند، چون دیگر دلیلی برای ماندن در ذهنتان ندارند.

چاقی؛ زنجیری بر دست و پای رویاها

وقتی با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کنیم، ماجرا فقط سنگین شدن عقربه‌های ترازو یا بالا رفتن عدد سایز لباس نیست؛ بلکه انگار نوری که باید در قلب زندگی‌مان بتابد، پشت ابرهای تیره و متراکم چاقی پنهان شده است.

چاقی به مرور زمان تبدیل به دیواری بلند می‌شود که بین ما و آرزوهایمان فاصله می‌اندازد. چاقی باعث می‌شود:

  • از آینه و دوربین فرار کنیم: آینه که باید بازتاب‌دهنده زیبایی و قدرت ما باشد، به دشمنی تبدیل می‌شود که هر روز شکستمان را به رخمان می‌کشد. حتی در میهمانی‌ها از ثبت عکس‌های یادگاری فرار می‌کنیم، چون نمی‌خواهیم تصویر واقعی‌مان را باور کنیم.
  • فرصت‌های طلایی را از دست بدهیم: بسیاری از ما موقعیت‌های شغلی، روابط عاطفی و تعاملات اجتماعی سازنده را نه به خاطر کمبود تخصص یا مهارت، بلکه صرفاً به خاطر عدم اعتمادبه‌نفس ناشی از فیزیک بدنمان از دست می‌دهیم. ما خودمان را لایقِ «بهترین‌ها» نمی‌بینیم.
  • اشتیاق به زندگی را در خود کور کنیم: ذوق خرید لباس نو، پیاده‌روی در طبیعت یا حتی یک میهمانی ساده جای خود را به انزوا می‌دهد. وقتی مجبور باشیم همیشه لباس‌های گشاد، تیره و بی‌حالت بپوشیم تا برآمدگی‌های بدنمان را پنهان کنیم، کم‌کم رنگ زندگی هم در چشممان خاکستری می‌شود.
  • حس کنیم فرمان زندگی از دستمان خارج شده است: و از همه دردناک‌تر، این باورِ سمی است که فکر می‌کنیم قدرت تغییر نداریم. حس می‌کنیم بدنی که باید تحت فرمان ما باشد، حالا خودش برای ما تصمیم می‌گیرد که چه بخوریم و چقدر چاق شویم.

در واقع، هدف اصلی از برنامه لاغری در سال جدید، فقط سبک کردن جسم نیست؛ بلکه پاره کردن این زنجیرهاست تا آن نوری که پشت ابرهای اضافه وزن پنهان شده، دوباره بر تمام ابعاد زندگی شما بتابد و احساس قدرت و تسلط بر خویشتن را به شما بازگرداند.

رمزگشایی از «تولد آگاهانه»

در سال ۱۳۹۳، زمانی که من هم مثل شما در تب و تاب نوشتن اهداف سال نو بودم، یک جرقه بزرگ در ذهنم زده شد. من سال‌ها بود که برای لاغر شدن تلاش می‌کردم، اما هر بار چاق‌تر می‌شدم. آن روز فهمیدم که من تمام تلاشم را برای تغییر «دنیای بیرون» می‌کردم، در حالی که ریشه چاقی در دنیای درون من بود.

برنامه لاغری در سال جدید من از آن سال تغییر کرد. من دیگر به دنبال رژیم‌های سخت نرفتم. من شروع کردم به واکاوی ذهن ناخودآگاهم. متوجه شدم که ذهن من، چاقی را به عنوان یک سپر دفاعی یا یک عادت امن انتخاب کرده است. وقتی این آگاهی حاصل شد، معجزه رخ داد.

اولین نشانه‌های تغییر: وقتی احساس سبک می‌شود

جالب است بدانید در مسیر لاغری با ذهن، شما قبل از اینکه سایز کم کنید، احساس سبکی می‌کنید. انگار وزنه سنگینی از روی دوش روحتان برداشته شده است.

  • تغییر تصاویر ذهنی: دیگر خودتان را یک آدم چاق و ناتوان نمی‌بینید.
  • تغییر گفتگوهای درونی: به جای سرزنش خود، با بدنتان دوست می‌شوید.
  • تغییر اشتها: وقتی ذهن آرام می‌شود، نیاز به «پرخوری عصبی» به شدت کاهش می‌یابد.

مکمل‌های کلیدی برای موفقیت در برنامه لاغری سال جدید

برای اینکه برنامه لاغری در سال جدید شما صرفاً یک یادداشت روی کاغذ باقی نماند و به یک نتیجه ملموس تبدیل شود، باید از چند ابزار قدرتمند یا همان مکمل‌های ذهنی استفاده کنید.
این مکمل‌ها، سوختِ مسیر شما در وب‌سایت «تناسب فکری» هستند:

  • اولویت‌بندی ذهنی و تمرکز لیزری: لاغر شدن نباید هدف دهم یا یازدهم شما در کنار خرید ماشین و تغییر دکوراسیون باشد. اگر می‌خواهید برنامه لاغری در سال جدید به واقعیت تبدیل شود، باید آن را در صدر لیست اولویت‌های زندگی‌تان قرار دهید. وقتی تناسب اندام به اولویت اول تبدیل شود، ذهن ناخودآگاه شما تمام منابع انرژی و خلاقیتش را برای حل این چالش آزاد می‌کند.
  • پیروزیِ استمرار بر شدت لحظه‌ای: یکی از بزرگ‌ترین سموم در هر برنامه لاغری در سال جدید، جوگیر شدن و انجام فعالیت‌های سنگین و کوتاه‌مدت است. به جای اینکه یک هفته با شدت تمام ورزش کنید و رژیم‌های طاقت‌فرسا بگیرید و سپس از خستگی رها کنید، یاد بگیرید که هر روز فقط چند دقیقه را به تمرینات ذهنی و گوش دادن به آگاهی‌های تناسب فکری اختصاص دهید. استمرار در تمرینات نرم ذهنی، کوه چربی‌های کهنه را ذوب می‌کند.
  • شفقت با خود؛ پذیرش و بخشش: چربی‌های بدن شما، واکنشی به استرس‌ها و زخم‌های درونی هستند. خودتان را به خاطر تمام سال‌های چاقی و تمام دفعاتی که شکست خوردید، صمیمانه ببخشید. در برنامه لاغری در سال جدید، ابتدا با بدن خود صلح کنید؛ وقتی بدنتان حس کند که توسط شما دوست داشته می‌شود، دیگر نیازی به ذخیره کردن چربی برای محافظت از خود نخواهد داشت.

چرا تمرکز بر ذهن، تنها راه ماندگار است؟

رژیم‌های غذایی معمولاً با لایه «خودآگاه» ما سر و کار دارند، اما ۹۵ درصد رفتارهای تغذیه‌ای ما توسط ناخودآگاه مدیریت می‌شود. به همین دلیل است که وقتی اراده‌مان ضعیف می‌شود، دوباره به سمت پرخوری می‌رویم.

در برنامه لاغری در سال جدید که ما در تناسب فکری ارائه می‌دهیم، هدف ما برنامه‌ریزی مجدد ناخودآگاه است. وقتی ذهن شما بپذیرد که لاغری امن و لذت‌بخش است، بدن شما به طور خودکار شروع به سوزاندن چربی‌های اضافی می‌کند.

نقشه برنامه لاغری در سال جدید (معرفی دوره‌های تخصصی)

دوست عزیز من، اگر آماده‌ای که امسال را به سال «تولد آگاهانه» خودت تبدیل کنی، ما در سایت تناسب فکری، چهار گام اساسی و تخصصی را برای تو طراحی کرده‌ایم. این دوره‌ها مکمل یکدیگرند و تو را از یک فرد خسته از چاقی، به یک فرد متناسب و قدرتمند تبدیل می‌کنند:

۱. دوره ورود به سرزمین لاغرها (گام اول)

این دوره برای کسانی است که می‌خواهند اولین قدم را محکم بردارند. اگر هنوز شک دارید که آیا با ذهن می‌توان لاغر شد، این دوره همان جایی است که باورهای شما را دگرگون می‌کند و شما را با الفبای برنامه لاغری در سال جدید آشنا می‌سازد.

۲. دوره پاکسازی چاقی ذهن (گام دوم)

چاقی قبل از اینکه روی شکم و پهلوها باشد، در افکار ماست. در این دوره، ما تمام گره‌های ذهنی، ترس‌ها و باورهای محدودکننده‌ای که سال‌ها مانع لاغری شما شده‌اند را شناسایی و پاکسازی می‌کنیم. این دوره، ریشه‌های چاقی را در ذهن می‌خشکاند.

۳. دوره پیشرفته لاغری با ذهن (گام سوم)

این دوره مخصوص افرادی است که می‌خواهند به واسطه شرکت در برنامه لاغری در سال جدید به استادِ ذهن خود تبدیل شوند. در مرحله پیشرفته، روی تثبیت وزن و هماهنگی کامل ذهن و جسم کار می‌کنیم تا تناسب اندام همیشگی شود.

۴. دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز

آیا شما هم دچار ریزه‌خواری یا پرخوری عصبی هستید؟ در این دوره از برنامه لاغری در سال جدید، ما مستقیماً روی سیم‌کشی‌های مغز کار می‌کنیم. یاد می‌گیرید که چگونه میل کاذب به غذا را از بین ببرید و اشتهای خود را به صورت کاملاً طبیعی و از درون مدیریت کنید.

جمع‌بندی: تصمیم با شماست!

امروز می‌توانید مثل تمام سال‌های قبل، فقط یک آرزو برای لاغر شدن داشته باشید، یا اینکه با انتخاب یک برنامه لاغری در سال جدید که مبتنی بر آگاهی و شناخت ذهن است، واقعاً تغییر کنید.

من، رضا عطارروشن، در این مسیر با هم باورهای کهنه رو خراب می‌کنیم و عمارت زیبای تناسب رو می‌سازیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 99 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14871
89 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۷ ۰۸:۱۷
      مدت عضویت: 2182 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 699 کلمه

      فایل “گام سی و هشتم “:

      🌷تخريب روحی افراد به خاطر اضافه وزن باذکر مثال واقعی :🌷

      من یک شاگرد نابینا داشتم.  این دختر خانم نابینا، از بدو تولد نابینا به دنیا امده بود و اصلا پدر و مادر خودش را یادش نمیامد، چون در چند ماهگی او انها در یک تصادف مرده بودند.

      این دختر خانم را یک خانواده به فرزندی قبول کرده بودند.  اسم این دختر خانم را سیندی گذاشته بودند.  او همیشه به من ميگفت که همیشه متوجه شده بوده که در طول این سالها پدر و مادر خوانده اش ،دختر واقعی خودشون را بیشتر از او دوست داشتند، ولی همان طور که استاد اشاره کردند او خودش را و اضافه وزن اش را نمیدید.

      سیندی دختر ی بود با اضافه وزن زیاد ،ولی چون درکی از خودش نداشت، هیچ وقت حتی متوجه این موضوع نشده بود.

      من جلسات زیادی با او داشتم ،ولی اوحتی یکبار هم به موضوع وزنش اشاره نکرد ، چون اصلا به ان اسیبی نمیزد.

      او باشگاه میرفت چون یک مربی داشت که به او کمک میکرد که چطور با وزنه کار کند.  او همیشه انلاین خرید میکرد و خریدها به دم خانه اش فرستاده میشد.  

      او تاکسی مخصوص نابینایان را سوار میشد که تا دم در کلاس او را میبرد.  او تنها زندگی میکرد پس در خانه جای وسایل یا لباسها ی خودش را خودش تعیین میکرد ، البته بگم با اینکه عصای سفید داشت ولی دستها ی پیری داشت، چون هر چیزی را با دست لمس میکرد، حتی لپ تاپش را.

      در لپ تاپش هم یک برنامه مخصوص داشت که به محض تایپ با صدای بلند برای او میخواند که چی نوشته.

      یک روز من بهش گفتم “نابینایی تو جای شکرگذاری دارد چون تو نگاه طعنه امیز یا توهین امیز ادمها را نمیبینی ، دروغ را نمیبینی و خیلی از زشتیها را. ” او اول تعجب کرد ولی بعد موافق بود که جنگها و خونها را در فیلمها نمیبیند ولی حالش کمی بد میشود ، او حتی گفت خواب دیدنش با تصوير نیست.

      الان که به این فایل رسیدم حس میکنم، درست است که سیندی اضافه وزن خودش را نمیدید، ولی با اینکه برای من عنوان نکرد حتما دوست داشته که قیافه مادرش را ببیند ، اغوش گرم و لبخند او را حس کند و بالاخره اینکه حتماً دوست داشته که یکروز او هم مثل من یا شما ها دوستان عزیزم ،صاحب خانواده و بخصوص به عنوان یک زن ، مادر بشود.

      همین طور که استاد گفتند سلامتی بزرگترین نعمت است پس چه خوب است کسانی که این متن را تا اینجا با من خواندند ، تصمیم بگيرند از الان به بدن سالم خودشون اسیب نزنند.

      سیندی نتوانست و نمیتوند هیچ وقت ببیند ولی ما که چشمها ی سالم داریم بیاییم، از این لحظه در پارک نفس عمیق بکشیم به جای کشیدن سیگار یا هر ماده مخدر دیگری.

      از نوشیدن اب ، ابمیوه ، و یا حتی نوشابه با پیتزا لذت ببریم به جای نوشیدن مشروبات الکلی و صدمه به کبد خود ، از بخشش استفاده کنيم به جای کینه توزی و دشمنی و هزاران هزار مثال دیگر که مطمئن هستم همه ما، خودمان از همه بهتر میدانیم انها چه مثالهایی ميتوانند باشند ،ممکن است برای نوجوانان از کندن یا دستکاری یک جوش ساده باشد که عنوان میکنند به ما ارامش میدهد ،در صورتیکه ما میدانیم یاد خدا بهترین ارامش دهنده دلهای ماست.

      🌻سال 1400سال متناسب شدن من، سال سلامتی روحی و جسمی من :🌻

      _تعادل جسم و ذهن :

      من جز وکسانی بودم که در سایت ،عکسم جزو شگفتی سازان سال 99 ثبت شده است، ولی ان تازه نقطه شروع من بود.

      من با تمام قوا و کمک استاد و فایلهای باارزش ایشان، ميخواهم در این سال جديد که یکماه از ان را پشت سر گذاشته ایم تعادل بین جسم و ذهن خودم را برقرار کنم.

      _احساس ارزشمند ی و توانمندی:

      من در سال جاری 1400 با توجه به توانمند ی خودم ،باز شگفتی میافرینم و با تمام قوا به سوی تناسب اندام دلخواهم قدم بر میدارم و دوباره شگفتی ساز میشوم.

      امسال بیشتر از پارسال.

      _سال شادی و سرور :

      من در نهایت فرح و سرور در ارامش کامل به وزن دلخواهم که 50 کیلوگرم است دست میابم.

      _سال تولدم:

      من هیچ عذر و بهانه ای ندارم ، پس مشتاقانه به سوی تناسب اندام خود به جلو میروم.  من بهترین مخلوق خدا هستم.

      خدای عزیزم سپاسگزارم.

      روز دوشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خوشبخت
        ۱۴۰۰/۰۲/۰۸ ۱۱:۱۹
        مدت عضویت: 2526 روز
        امتیاز کاربر: 4248 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

        سلام استاد عزیزم ببخشید من دوست دارم شما اینجا یک تحلیل در مورد چاقی دوست نابینا مون بکنید این خان نابینا که چاقی خودش را نمی دیده حسش بد بشه ولی چرا چاق شده خانم لاله هم گفتن تحرک نداره باورش این هست که کم تحرکی باعث چاقی سیندی شده باور اشتباه ممنون میشم کمی توضیح بدید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 85 کلمه

          سلام دوست عزیز
          ما دسترسی به افکاری که در ذهن این فرد وجود دارد نداریم.
          شاید واضح ترین موضوع شرایط خانواده ای است که سرپرستی این فرد رو به عهده داشته.
          درسته نابینا هستند ولی گوش شنوا دارند و فرمول های ذهنی می تونه از طریق شنیدن ایجاد بشه.
          توضیحات خانم لاله درباره نحوه زندگی این فرد این فکر رو ایجاد میکنه که بخاطر کم تحرکی چاق شده ولی بازم بستگی به دیدگاه خود سیندی درباره وضعیت تحرکش داره نه چیزی که ما می بینیم و فکر می کنیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار Laleh
            ۱۴۰۰/۰۲/۰۹ ۰۳:۳۴
            مدت عضویت: 2182 روز
            امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 629 کلمه

            باتشکر از شما دوست عزیز خانم الهام خوشبخت و استاد گرامی ، من با عنوان مشاهده خودم از زندگی این دختر خانم نابینا ،هدفم این بود که بگم این خانم با تمامی سرویسهایی که براي برطرف کردن تمامی کارهای زندگیش میگیرد به خاطر نابینایی اش باز هم احساس خوبی از زندگي ندارد. چرا؟

            چون محبت مادر واقعی اش را نمیتواند هرگز داشته باشد واینطور که خودش عنوان میکرد مادر ی که سرپرستی او را پذیرفته، هنوز دختر خودش را بیشتر از او دوست دارد.

            من قبل از این سایت با او اشنا شدم ولی همیشه وقتی با او جلسه داشتم، از اول تا اخرجلسه درونم لحظه به لحظه  شکرگزاری میکردم از این که خداوند 2 چشم سالم به من عطا کرده است تا زیباییهای این جهان را ببینم و لذت ببرم.

            البته شرح حال زندگی سیندی ؛Cindy؛باعث شد که بحث جالبی باز شود که من اصلا بهش توجه نکرده بودم و اون بی تحرکی او بود.

            این کاملاً درست است چون او همه کارهایش را طبق عادت از بقیه مرتبا درخواست میکرد و این به خاطر این است که در امریکا این افراد حقوق میگیرند ، بیمه دارند بنابراین شغل ندارند و به فکر کسب درامد نیستند و برای دادن شهریه در کالج هم لازم نبود که سیندی اصلا بهش فکر بکند چون همه سرويسهاي لازم را کشور در اختیارش گذاشته بود.

            البته این تا یک حدی خوب است ولی به نظر من در مقایسه با نابینایان ايران ، افراد نابینای اینجا حتی مسیر رفتن به کلاس خودشان یا اتاقی که همیشه من در کالج باسیندی قرار داشتم را سعی نمیکرد به ذهنش بسپارد و بسیار ادم وابسته ای بود.

            استاد به نکته جالبی اشاره کرد و اینکه این دختر خانم گوش بسیار شنوا و تیزی داشت.  به محض اینکه من کفش پاشنه بلند میپوشیدم، او از صدایش متوجه میشد.

            جالب است دوستان من که براتون بگم که همیشه به من میگفت صدای لامپ بالای سر ما در اتاق اذیتش میکند در صورتیکه من چیزی نمیشنیدم.

            من این داستان واقعی و تجربه خودم را عنوان کردم که بگویم با اینکه سیندی در اینه خودش را نمیدید و از کسی درباره چاقی اش چیزی یا حرفی نمیشنید باز اضافه وزن داشت. چرا؟

            چون سیندی احساس خوبی از زندگي نداشت.  او همیشه خودش را در جمع تنها میدید.  دوست خاصی نداشت.

            رابطه اش با خدا را نميدونم در چه حدی بود چون در باره اش حرفی نمیزد ولی مسلما فرمولهایی چاقی در ذهنش داشت چون هروقت درس را برایش توضیح میدادم و نمیفهمید از کیفش یک خوراکی برمیداشت و با اشتها میخورد.

            به نظرم بر عکس همه ما که دنبال احساس خوب هستیم ، او اکثر موقعها احساس خوبی نداشت.  تا جاییکه ما میدانیم اکثر انسانهای چاق ، تنها و افسرده هستند.به نظرم در زندگیش خیلی تغییر و اشتیاقی وجود نداشت.  یکبار ازش ایمیلی گرفتم که تست کرونا داده ولی خوب با اینکه تست اش منفی بود، ولی کلا از ان به بعد تا مدتها از درس خواندن دور افتاد و خیلی پکر شد.

            امیدوارم توضيحات بیشتر من کمک کرده باشد به دوستانی که دنبال یادگیری بیشتر و مشاهده این مثالها هستند.

            در اخر ميخواهم به استاد تبریک بگويم برای ترک سیگار ان هم به یکباره.  من خودم هیچ وقت سیگار نکشیده ام تا کاملاً حس کنم که ترک سیگار تا چه حد احساس خوبی به ما میدهد ،ولی عمویی دارم که 40 ساله در حال ترک سیگار است و مرتبا به کشیدن سیگار برمیگرد.

            الان پسر عموی من هم مثل باباش شده ولی خیلی تعداد بیشتری میکشد تا جاییکه مواد هم گاهی میزند و خانمش ازش جدا شد و متاسفانه سالهاست مجرد است و سیگار تفریحش است.

            اینکه میگویند ترک عادت موجب مرض است را من باهاش موافق نیستم، چون ترک عادت بد همیشه عالی است و  از نشانه ها ی تکامل ماانسانها است.

            ترک عادتها ی خوب ، بد است و شاید موجب بیماری شود شايد هم نشود. همه به خود ما بستگی دارد.  

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 157 کلمه

              سلام دوست عزیز
              سپاسگزارم از شما برای به اشتراک گذاشتن این آگاهی
              نکات بسیار خوبی در تجربه شما وجود داره
              اول اینکه احساس بد موجب تخریب روحیه و جسم می شود
              در واقع خود فرد شروع به خودتخریبی می کند
              با غذا، قرص و دارو، مواد مخدر، الکل و …
              روش های خودتخریبی متفاوته ولی ریشه همه اونها احساس بد و عدم کنترل ذهن می باشد
              دوم اینکه کمک کردن باعث بی انگیزه و هدف شدن فرد میشه
              اتفاقی که برای این فرد نابینا به واسطه کمک های دولت پیش اومده در کشور ما به وضوح برای بسیاری از افراد بینا پیش میاد
              افرادی که تحت حمایت های گسترده خانواده خود هستند و فرصت خودباوری و روی پای خود ایستادن را پیدا نکرده اند
              این افراد شاید به ظاهر و از دید ناظر افراد خوش شانس، خوش بخت و … باشند ولی از نظر خودشون شرایط مناسب نیست
              چون فرصت تجربه کردن رو به دست نیاوردن و فقط استفاده کننده بودن باعث افت احساس و روحیه می شود.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار الهام خوشبخت
            ۱۴۰۰/۰۲/۰۹ ۰۹:۳۶
            مدت عضویت: 2526 روز
            امتیاز کاربر: 4248 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 10 کلمه

            خیلی ممنونم استاد بله موافقم با نظرشما ممنون که هستین 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار Laleh
              ۱۴۰۰/۰۲/۱۰ ۰۷:۱۲
              مدت عضویت: 2182 روز
              امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 5 کلمه

              از شما دوست عزیز سپاسگزارم.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار Laleh
              ۱۴۰۰/۰۲/۱۰ ۰۷:۲۳
              مدت عضویت: 2182 روز
              امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 24 کلمه

              استاد، خواندن نظرات شما همواره در من ایجاد اشتیاق به یادگیری بیشتر میکند.سپاسگزارم.

              استاد،متاسفانه جایی برای پاسخ به دیدگاه شما در قسمت نظر اخرتون نمیبینم.

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۲/۰۳ ۲۲:۴۱
      مدت عضویت: 2191 روز
      امتیاز کاربر: 13017 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 840 کلمه

      گام ۳۸:سال سلامتی و تناسب اندام

      سلام.سلام .روزتان پر آرامش و لذت

      با سلام به استاد و دوستان همرا:اولین سفرم به ایران بعد از آشنایی با روش لاغری با ذهن می باشد در دیدگاه قبلی اشاره کردم که دیدگاه بعدی را در ابران خواهم نوشت .دو روز طول کشید تا به مقصد رسیدیم اماین دفعه بر خلاف هر دفعه مسیر راه برام خیلی راحت و آسوده بود و این هم از تغییرات این مدت است !!چگونه؟؟؟تمام مسیر را با آرامش خوابیدم بر خلاف دفعات قبل که اصلا نمی  توانستم بخوابم دفعات قبل وقتی به مقصد می رسیدم بد جوری کلاف و گیج و خسته بودم و نکته جالب اینه که همیشه دوست داشتم مسیر راه را که طولانی آست بتوانم بخوابم و استراحت کنم تا مسیر برام کوتا بشه و اتفاقا این دفعه این اتفاق افتاد خدا را شکر که خیلی لذت داشت شکرگزاری کلید فراوانی و برکت الهی است باید یاد بگیریم که شکرگزار باشیم و نگران نباشیم مثلا:برای سفر یکی از قوانین  باید تست منفی کرونا را داشته باشیم اگر نداشته باشیم نمی توانیم سفر را ادامه دهیم و اتفاقا تست لحظه آخر به ما ایمیل شد شوهرم خیلی نگران بود تا جایی که تصمیم گرفت داخل فرودگاه پول بدهیم و تست را انجام بدهیم و بعد از یکساعت نتیجه را دریافت کنیم اما آرامشی که من داشتم به اونون هم ارامش می دادم و اونون داشت فرم ها را پر می کرد که نتیجه به ما ایمیل شد می خوام بگم که روش لاغری با ذهن تنها برای لاغری نیست بلکه در همه جنبه ها تغییرات ایجاد می شود همانطور ی که من اصلا نگران نبودم ولی شوهرم بدجوری استرس و نگرانی داشت و یک خانمی هم بود که مشکل ما را داشت و چنان نگران بود که رفت $200داد و تست را انجام داد و بعد از ۱۵ دقیقه نتیجه تست خود را دریافت کرد و باز افسوس می خورد که اگر عجله نکرده بود نتیجه. ر ا دریافت می کردو دیگه افسوس $۲۰۰ را نمی خورد و بعد متوجه شد که یکی از چمدان خود را فراموش کرده و همش نگرانی و اصطراب پشت سر هم !!!چرا؟؟؟؟چون نادانسته انتخاب کرده بود که مرتب در نگرانی و اضطراب بسر ببرد برای همین نگرانی پشت سر هم براش می اومد ‌پس خیلی مهم است که چکونه فکر کنیم درست مثل ترس از خوزدن بخاطر ترس از چاقی و نتیجه هم چاقی —

      وقتی نگران چاقی باشیم چاقی را به سمت خود سرازیر می کنیم همانطور که اونون خانم همش نگران بود مرتب مسایلی داشت که براش نگرانی می اورد

      خدا ا شکرتغییراتی که در من ایجاد شده آرامش بدون استرس —در مسیر لاغری با ذهن هم باید صبور باشیم و نگران نباشیم تا اونون سلامتی روحی و روانی را اول داشته باشیم تا بتوانیم با آرامش به تناسبی که دوستداریم برسیم و این روش تا الان برای من سلامتی به همراه داشته و خواهد داشت .سلامتی روحی و جسمی و آرامش روحی 🙏

      در مورد غذا داخل هواپیما بدون ترس با آرامش همانقدر که نیاز بود خوردم و هیچ ولع و حرص نداشتم 

      دفعات قبل با نگرانی و ترس می خوردم چون از یک طرف گرسنه‌ بودم و از یک طرف غذا به نظرم سالم نبود در نتیجه نگران بودم که خوردن این غذا ها به جزه چاقی چیزی به همراه ندارد در حالی که این دفعه اصلا همچین حسی نداشتم و به انداز خوردم 🙏

      امروز بعد از دوسال به دیدن خواهر و خانواده آش رفتم و اتفاقا تولد نوه دختر خواهرم بود و کسانی که حضور داشتند همه همدیگر. ا می شناختیم نکته کلیدی!! اینجا اینه !!که آنها فکر کردند که من جراحی انجام دادم که لاغر تر و جوان‌تر شده ام و چنان مطمعن بوده که گفته اگر کفت جراحی نکردم دروغ کفته وقتی خواهرم به من کفت خیلی انرژی گرفتم چون نتیجه تغییرات را گرفتم خیلی حس خوبی بود واز آخر هم اونون خانم باور نکرده بود و مسمم بوده که من جراحی کردم، پس لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی چهره ..را به ما هدیه می دهد .

      نکته کلیدی دیگه اینه وقتی رفتم آنجا طبق آداب و رسوم که همه ما آشنایی داریم تعارفات برای چایی میوه و….که همه آشنایی داریم ومن به هیچی میل نداشتم هر جی تعارف می کردند من راحت و سریع می گفتم میل ندارم یهو به خودم اومدم که بعد از دو سال به این جمع آمدم و هر چی تعارف می کننند من رد می کنم 

      و در دلم خیلی لذت بردم ونتیجه کارم را می دیدم —بالاخره یک خانم از همه مسن تر بود کفت بعنی هیچی نمی خوری !!!؟کفتم اصلا میلم نمی کشد و ایشون خیلی تعجب کرده بود این هم یک عادت خوب جایگزین عادت بد شده بود .خدا را شکر.

      و اما اونون خانمی که معتقد بود من جراحی انجام دادم که جوان‌تر شدم .غذایی که ایشون خوردند من در یک هفته می خورم و بعدش هم چایی با زلوبیا و میوه و……واقعا که همه چی در درون ماست وقتی ذهن ما لاغر بشه لاغر شدن آسان‌ترین و زیباترین کار  دیناست 

      لاغری با ذهن سلامتی تناسب اندام و زیبایی را برای ما به ارمغان می آورد .استاد سپاگزارم از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۱۹:۳۲
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 5966 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 31 کلمه

      سلام بله استاد ایمیل همینه . پیامی که امتحانی برام گذاشتید رو دریافت کردم . پیام با نام  خودتون برام اومد . اما پیام قبلی که فرمودید فرستادم هنوز نیومده . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۲ ۲۱:۳۷
      مدت عضویت: 2514 روز
      امتیاز کاربر: 5966 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 2,192 کلمه

      سلام . 

      گام ۳۷ : 

      سال سلامتی و سال تناسب اندام . استاد یه سوالی ازتون داشتم . اشکالی نداره من تمریناتم رو برای باروری هم انجام بدم ؟ یعنی دلم میخوام قدم به قدم که دارم در مورد لاغری صحبت می کنم در مورد باروری هم بنویسم  . چون دلم میخواد امسال سال باروری منم باشه . بیش از لاغر شدنم باروری برام اهمیت داره . دلم میخواد محتوای ذهنیم در مورد باروری رو هم تغییر بدم و ایمان دارم همونطور که قدم به قدم روی باورهای لاغری کار می کنم میشه از همین قدمها برای مادری هم استفاده کرد . 

      همونطور که شما تونستید با استفاده از ذهن سیگار رو ترک کنید ایمان دارم منم از این راه می تونم مادر شدن رو تجربه کنم . چون  در این حدودا سه سالی که وارد سایت تناسب فکری شدم دوبار تجربه کردم حالا درسته به خاطر باورهای مربوط به بارداری و رنج بارداری که در ذهن داررم بارداری برام موفقیت آمیز نبود ولی این موضوع برام از چاقی مهمتره . همونطور که شما مهمترین مساله در زندگی براتون لاغری بود و تمام موفقیتهای بعدیتون بعد از احساس توانمند بودن برای لاغری براتون ایجاد شد و عزت نفستون بالاتر رفت من هم ایمان دارم وقتی من بتونم مادری رو تجربه کنم  سایر موفقیتهام برام مثل اب خوردنه . 

      مادر شدن هم مثل آب خوردنه ولی نسبت به تمرین کردن احساس نیاز می کنم . احساس می کنم دوست دارم تمام این قدمها رو برای باروری برای خودم تجزیه و تحلیل کنم و در کنار لاغری مادری رو هم بتونم تجربه کنم . 

      شاید خوندن متنهام برای دیگران که  بچه دار هستند چندان جذاب نباشه اما من برای خودم می نویسم و می دونم تمرین کردن در  این سایت منو به تجربه ی مادری می رسونه . دوست دارم قدم به قدم از این چالش زندگیم عبور کنم . چون میدونم میشه .  اطمینان دارم با نوشتن و با تغییر محتوای ذهنیم من خیلی راحت ایام بارداری رو تجربه خواهم کرد . خیلی دوست دارم دوره ی بارداری رو خریداری کنم ولی باید روی باورهای ثروتم هم کار کنم . فعلا نمیخوام وارد حوزه های دیگه بشم . نمیخوام گرفتار عجله بشم . فقط میخوام در همین گامها در مورد باروری هم بنویسم . امیدوارم این اجازه رو بهم بدید  که دیدگاهم فقط در مورد لاغر شدن نباشه . 

      خب دیدگاهم رو شروع میکنم . من یک مادر متناسب هستم . مادری که فرزندش رو خیلی دوست داره . مادری که دوست داره پسرش رو در آغوش بگیره و ببوسدش و ببویدش . این مادر متناسب  ایمان داره فرزندانش از خودش آگاهترن و ایمان داره اگه تا حالا باهاشون هم مدار نشده چون اونها در مداری هستند که دارن منو برای رسوندن به خودشون به مدار تکامل بالاتری میبرن . امسال برای من سال تناسب اندام سال سلامتی و سال مادری هست .  من محتوای ذهنیم رو گام به گام تغییر میدم . 

      شاید این جملات من برای شما جای تعجب باشه . چون شما محتوای ذهنی ناباروری در ذهنتون نداشتید و شاید این پدیده براتون خیلی راحت باشه ولی من خودم و تمام کسانی که این تجربه رو داشتیم می دونیم خودمون با آگاهیهایی که به ذهن دادیم تونستیم مادر نشدن رو تجربه کنیم  و البته خیلی از فرمولهای ذهن من درست شده . چون حس ایمان و اطمینان دارم اما میدونم وقتی در راه مادری استمرار داشته باشم میتونم مادر شدن رو تجربه کنم . 

      برای من لاغری برابر با مادر شدن هست . چون من تجربه ی لاغر شدن با ذهن رو به دست آوردم و حتی تجربه ی بارور شدن رو هم به دست آوردم ایمان دارم میتونم این راه رو با استمرار به سلامت پشت سر بزارم . 

      بارداری در یک زن  چون ۹ ماه هست نیاز  به تغییر فرمول زیادی داره . درست مثل چاقی و لاغری که یک امر مستمر هست تجربه ی مادر شدن هم یک امر مستمر هست . تجربه ی مادر شدن با تجربه ی پدر شدن متفاوته . چون نقش  مادر با نقش پدر در فرزند اوری متفاوته . مادری که بارور نمیشه با پدری که بارور نمیشه فرمولهای ذهنی متفاوتی دارند پدر اگه بتونه فقط دو سه ماه روی خودش کار کنه میتونه به تجربه ی پدر شدن برسه ولی یه مادر باید حداقل یک سال روی ذهنش کار کنه تا بتونه فرایند پرورش بچه رو در ذهنش آروم آروم هضم کنه . 

      شاید برای دوستانی که خیلی راحت مادر شدن رو تجربه کردن خوندن صحبتهای من عجیب باشه . چون ذهن اونها درست مثل یک انسان متناسبه که از محتوای ذهنی یک فرد چاق بی خبره و شاید گفته های اون براش مسخره باشه . اما منی که ذهنم دارای فرمولها و کدها و ویروسهای نابارورکننده هست ایمان دارم از طریق کار کردن روی این کدها منم خیلی راحت میتونم به تجربه ی مادری دست پیدا کنم . امسال برای من سال مادر شدن هست . سالیه که من فرزندم رو در آغوش می گیرم . میدونم خدای وجودم دائما داره در وجودم سلولهای مولد فرزند خلق می کنه .  حسم میگه من شادم . من سالمم . من سرحالم . من حالم خیلی خوبه و همه ی این فرمولهای عالی  خبر از یک بارداری عالی  بهم میدن . اونها نوید میدن که بارداری خیلی راحت برای تو رخ میده . 

       

      اولین مانع که در زمان باروری من اذیتم میکنه مانع خونریزی در ایام بارداریست . 

      این بزرگترین کدی هست که ترس از اون تجربه ی مادر شدن رو برام نگران کننده میکنه . کد دوم ترس از وایفا و تاثیر مخرب اون بر فرزندم هست که نمیزاره از ایام بارداری لذت ببرم . 

      کد سوم استرس هست که باز میترسم از استرس و هیجان و با خودم میگم این عوامل در من باعث آسیب رسیدن به سلولهام میشه . 

      کد چهارم خوردن است . محدودیت  غذایی در ایام بارداری خیلی منو اذیت می کنه و حالم رو از این ایام به هم میزنه . 

      کد پنجم : استراحت مطلق هست . گرفتن آزادی ام برای کار کردن  در زمان بارداری  این ایام رو برام کسل آور می کنه . جالبه من شاید همینجوری در شرایط عادی خیلی به کار کردن علاقه ندارم ولی در ایام بارداری خیلی به کار کردن علاقمند میشم . 

      من این کدها رو شناسایی کردم و البته تا حد زیادی اونها رو با باورهای درست جایگزین کردم . 

      البته به جز مورد اول . واقعا دیدن خون در ایام بارداری منو شدیدا منزجر میکنه و همه ی فرمولسازی های منو باطل می کنه و باز مسیر سقط رو برام باز می کنه . 

       

      البته  من این باور عالی رو دارم که هربار تجربه ی فرزند با دفعات قبل فرق داره و تجربیات سر هر بارداری با بارداری های دیگه متفاوته و اگه فرمولهای ذهن من تغییر کنه قطعا من بار پنج بارداری لزومی نداره تجربه های قبلی رو داشته باشم . چرا باید من در ایام بارداری خون ببینم و اگا دیدم چرا باید این خون رو برای خودم با سقط برابر کنم . خب این فرمول ذهنی منه . چون دو تا از خواهرام در گذشته این فرمول رو داشتن . ولی من  اینبار میخوام تجربه ی متفاوتی داشته باشم . من فرمول ذهنیم رو تغییر میدم . من دلم نمیخواد در مورد این کدها صحبت کنم چون صحبت کردن از این کدها محتوای ذهن منو باز هم در مدار ناباروی میبره . در حالیکه من میخوام مسیر باروری رو طی کنم . 

      من مادر هستم پیش از اینکه مادر بشم . 

      من باید بتونم به جای استفاده از فرمولها و کدهای نابارور کننده از کدها و فرمولهای بارور کننده در ذهنم استفاده کنم . ایمانم رو به خدا ذهنم و جسمم زیاد اد کنم . به نیروی زایش ایمان داشته باشم و بدونم هیچ قدرتی نمیتونه جلوی باروری منو بگیره مگر خواست خودم  . 

      آقای استاد بهرامی اطلاعات خوبی در مورد باروری در اختیار ما گذاشتند ولی من فرمولهای ذهنم زیاده احساس میکنم بیشتر باید بنویسم . بیشتر باید حال و هوای باروری رو در ذهنم حس کنم تا باورهای بارورکننده در وجودم شروع به کار کنند . 

      ایمان دارم خداوند بر مدار زایش و رویش جاریه . نیروی رویش الهی که میتونه بچه های منو در اول به وجود بیاره قطعا قادره تا آخر حاملگی همراه من باشه . مهم اینه من خودم رو از این نیرو جدا نکنم . درست مثل نیروی لاغری که در وجود همه ی ما هست ولی مساله اینه ما با پرداختن و توجه کردن  به فرمولهای چاقی به فرمولهای چاقی اجازه ی ظهور میدیم و اینجا هم دقیقا همینه . 

      من وقتی خون میبینم دقیقا همین اتفاق برام میفته تمام توجهم میره سمت سقط . اصل  به محض اینکه متوجه بارداری میشم توجه من میره سمت سقط و ترس . ترس اصلا نمیزاره لذت ببرم . انتظار من از خودم رها شدن از این وضعیته . در حالیکه من نباید بچه رو رها کنم من باید کدهای مخرب رو رها کنم . من باید رنج رو رها کنم . این ایام شیرینترین تجربه ی یک زن هست و من لایق چنین تجربه ای هستم . 

      استاد رنج ایام بارداری رو باید تبدیل به لذت بکنم . یعنی دقیقا اهرم رنج و لذت باید در ایام بارداری شروع به کار کنه . رنج بارداری برای من تبدیل میکنم به لذت از بارداری . باید بتونم از لذتهای بارداری بنویسم . از لذت بارداری که خیلیها رو دیدم تجربه کردن . یکی از لذتهای بارداری اینه تو حس می کنی غیر از خودت کسی دیگه هم در وجودت هست . تو باهاش حرف میزنی . حسش میکنی . لگد زدن بچه در شکم تجربه ایه که خیلی از خانومای باردار تجربه می کنند . یه زن باردار در لحظه به لحظه ی بارداری یه شخص دیگه غیر از خودشو به همراه داره . چشیدن این حسها خیلی شیرینه . منی که همین حالا میتونم این حس رو درک کنم پس قادرم وقتی کودکم در شکم من هست رو این حس دلچسب رو تجربه کنم . باید کانون توجهم رو مراقبت کنم  درسته خیلیها میگن رها کن تا خودبخود اتفاق بیفته . آره به این رهایی خیلی نزدیک شدم . چون ابمانم به خدا و خودم بیشتر از قبله . میدون اگه به امنیت خاطر برسم قطعا تجربه ی خوبی رو از این دوران خواهم داشت . چون شاید خیلی از مادرا به خاطر نااگاهی فقط رنج  این دوران رو تجربه کنند ولی من قدم به قدم دارم آگاهتر میشم و میتونم لذت این دوران رو تجربه کنم . قدم اولم هم اینه ترس از ایام رو کنار بزارم درست مثل یکی از همین قدمها اینکه فرمودید شروع لاغری از متوقف کردن چاقیست . پس شروع باروری برای من از متوقف کردن ترس از سقط هست . من باید انتظار ادامه دار بودن حاملگی رو داشته باشم . وقتی قبل از بارداری این فرمولها رو درست کرده باشم قطعا محتوای ذهنیم در ایام بارداری تغییر داده شده است و بهم کمک می کنه تا تجارب ذت بخشی رو داشته باشم . 

      دیدن بی بی چک مثبت 

      شنیدن صدای قلب نوزاد

       جنسیت بچه 

      سالم بودن بچه در غربالگریها 

      تکانهای بچه در شکم و اصطلاحا لگد زدنها 

      بزرگ شدن شکم 

      رشد عالی بچه 

      شیر اومدن در غدد شیری 

      زایمان 

      و دیدن و لمس کردن نوزادی که ۹ ماه در شکم پروروندی و دیدن خودت در بیرون از خودت 

      اینها تجارب خیلی لذتبخشیه که فقط یه مادر میتونه اینها رو حس کنه . 

      اینها لذت باروریه . ترس از باروری رو باید رها کرد . نومیدی رو باید رها کرد . چیزهایی که باید سقط بشن اینها هستن نه بچه . بچه با خودش شادی میاره . با خودش انرژی الهی میاره . بچه رنج نیست . فرزند اوری لذت هست . فرزند پروری لذت هست ضمن اینکه تمام این کارهد خودبخود در حال انجامه و اصلا نیازی نیست من کار خاصی انجام بدم . حتی شیر دادن به بچه و تعویض جای بچه خوابوند بچه لالایی خوندن برای بچه اینا فقط تجربه است که ما برای ذت بردن بهشون علاقمند میشیم . در وجود منم مثل تمام زنهای دیگه این حس هست و لازمه ی تجربه اون فقط کنار گذاشتن فرمولهای ناباروریست . من بارور میشم . من تجربه ی باروری خوبی رو با خودم همراه می کنم . من قدرت باروری دلخواه رو دارم . این نیرو در من مثل تمام موجودات دیگه هست و ایمان نداشتن به این موضوع نوعی شرک به حساب میاد . میدونم این گفته ها اونقدر برای یه عده ممکنه شیرین باشه که با خوندنش حتی ممکنه بارور بشن . چون افکار مخالف ندارند . من اونقدر به خودم ایمان دارم که حتی میدونم اگه روانشناس باروری بشم خیلی راحت میتونم خیلی ها رو با حرفام به بارور شدن تشویق کنم . اما یک درصد از این ایمان رو اگر برای خودم به کار ببرم ایمان دارم نتایج عالی خواهم گرفت . من خودم رو از تجربه ی مادر شدن محروم کردم . چون حق هم داشتم وقتی بارداری برای من رنج بود خب مشخصه دوست نداشتم که این حالت رو تجربه کنم ولی از وقتی وارد سایت شدم و دوباره دارم روی فرمولها کار میکنم اشتیاقم برای باروری و خلق تجربه ی لدتبخشش بیشتر شده . امیدوارم که استاد اجازه بدن بازم در گامها از نیروی مادریم و شناخت فرمولهام بنویسم وبه امید خدا امسال رو برای خودم سال تناسب اندام سلامتی و مادر شدن انتخاب کنم . 

      خدایا سپاسگزارم که امید رو دوباره در من جاری کردی . استاد سپاسگزارم بابت فایلها و متنهای عالی . فاطمه ازت سپاسگزارم که دوباره اومدی و هدایتم کردی سمت سایت تناسب فکری .

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 14 کلمه

        سلام دوست عزیز
        لطفا ایمیل خود را چک کنید
        پیامی برای شما ارسال شده است

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۰۷:۲۳
          مدت عضویت: 2514 روز
          امتیاز کاربر: 5966 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 19 کلمه

          سلام استاد به ایمیل مراجعه کردم ایمیلتون برام نیومده . اگر لطف بفرمایید دوباره ارسال بفرمایید ممنون میشم  

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 16 کلمه

            سلام دوست عزیز
            به این آدرس ایمیل برای شما ارسال شده
            fatemeh.sadaat@yahoo.com
            اگر آدرس ایمیل دیگری دارید اعلام کنید

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              ۱۴۰۰/۰۱/۲۳ ۲۱:۰۲
              مدت عضویت: 2514 روز
              امتیاز کاربر: 5966 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 10 کلمه

              سلام الهامتون رو دریافت کردم . یک دنیا سپاس . 

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۱۸ ۰۰:۰۸
      مدت عضویت: 2433 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 746 کلمه

      گام ۳۸

      سلام به دوستان همراهم و استاد گرامی

      خدارو سپاسگذارم که سال تولد بیداری و آگاهی من ۳ سال پیش با استاد عباسمنش شروع شد ،یعنی استارتش خورده شد ،اینکه من چقدر با اشتیاق در مسیر موندم و اجازه دادم آگاهی ها در من وارد بشه ،اون روزها تعجب میکردم از شنیدن و درک اون مطالب ،،آخه پس چرا من یه شکل دیگه زندگی کرده بودم ،انگار تو یک خواب مغناطیسی بودم و تازه داشتم بیدار میشدم ،یاد گرفته بودم هر سئوالی دارم در قسمت عقل کل سایت استاد عباسمنش بنویسم و میدونستم به جوابم میرسم

      وقتیکه خسته خسته بودم و کتابی خونده بودم که دیگه مطمئنم کرده بود همه چیز در ذهن و فرمان های مغزیه منه ،،ندا آمد که برو تو سایت عباسمنش ،رفتم ،گفت برو تو عقل کل ،رفتم ،گفت بنویس آیا میشود با ذهن لاغر شد؟

      نوشتم ،،،دیدم وای چه خبره اونجا ،بین تمام پیشنهاد هاییکه داده بودن برای لاغر شدن ،،اسم رضا عطارروشنو دیدم ،اسم برام آشنا بود ،کلی فکر کردم و یادم اومد من از سال پیشش ، به کامنت های ایشون هدایت شده بودم ،یعنی همون زمان هم که ایشونو نمیشناختم ولی جذب کامنت هاشون میشدم ،حتی عکس میگرفتم از بعضی از کامنت هاشون ،حتی الان هم به بعضی از کامنتهاشون هدایت میشم ،اون روزها نمیدونستم این آقای عطارروشن میخواد بشه استاد خودم ،میخواد راهنمای من باشه تو مسیر زیبایی که خودشون رفتن و همه مارو هم با خودش همراه میکنه که بریم و لذت ببریم از این جاده سرسبز زیبای تناسب فکر و اندام

      انقدر این اتفاق منو متحول کرد که وقتی ،من خواستم ،خدا چجوری منو فرستاد به اصل ماجرا ، متوجه شده بودم اینها هدایته ،تازه اون روزها با مسئله هدایت آشنا شده بودم و کلی ذوق کردم که خدا منو شنیده و جواب منو داده ،یعنی از چندین سال پیشش که منو بسمت کامنت های استاد هدایت کرده بود ،داشته منو به هدفم که لاغر شدن بوده میرسونده

      واقعا که خداوند کار نمیکنه شاهکار میکنه

      اولین بار که این جمله رو شنیدم ( که همه چیز در درون ماست) از بیان یکی از اساتید روان تحلیلی م بود تقریبا ۸ سال پیش ،توی سمینارش مرتب میگفت (،همه چیز در درون شماست نه بیرون شما ،لطفا دید خودتونو وسعت بدید ،)،حرفاشو میشنیدم ولی اون موقع ها متوجه نمیشدم ،،سمینار که تموم شد ،استاد داشت سالنو ترک میکرد ،همه بچه ها بدنبالش رفتن که سئوالاتشونو بپرسن منم دنبال استادم دویدم و مرتب ازش سئوال میکردم استاد همه چیز در درون ماست یعنی چی ؟بین اون صداها ،صدای منو نشنید ،همون جا ایستادم ،گفتم درون من که فقط قلب و معده و روده و از اینجور چیزاست 🤔 از اون به بعد گاهی به درون خودم فکر میکردم ولی چیزی متوجه نمیشدم و این سئوال سالها توی ذهن من بود تا ۳ سال پیش که اومدم در مسیرهای ذهنی و دونه دونه سئوالات من جواب داده شد

      یکی از کارهاییکه ازش متنفر بودم ،البته زمانهاییکه چاق بودم،خرید لباس ،مخصوصا شلوار بود ،اتاق پرو برای من کابوس وحشتناکی بود که همیشه خودمو توش زشت و بدهیکل میدیدم

      چاق بودن خودش به تنهایی میتونه حال خوب مارو خراب کنه و انرژی لازم برای ادامه کارهای روزانه رو از بین ببره، این حال بد به تمام جنبه های زندگیمون خدشه وارد میکنه ،دیگه حوصله نداری با کسی ارتباط بگیری،تو جمع ها وارد نمیشی،عزت نفس و اعتمادبنفست پایین پایین میره ،خودتو دوست نداری،حس خودزشت بینی پیدا میکنی،وقتی خودتو لایق نمیدونی ،نعمت های جهان هم ازت دور میشه ،از خودت انرژی تنفر میفرستی و جهان هم موقعیت هایو میفرسته که با حس تنفر مطابقت داشته باشه ،بلخره چاقی از هر طرف حساب کنی ضرره

      خدارو شکر تو این ۱۴ ماه هیچ کس بهم نگفته چاق شدی ،اولین بار جمله فریده لاغر شدی رو خواهرم بهم پیام داد ،اون موقع تازه ۲ماه ونیم از شروع دوره م گذشته بود،من تو سفر بودم و استوری که در اینستاگرامم گذاشتم ،خواهرم دیده بود ،البته اون موقع اونا نمیدونستن من تو دوره هستم ،بهم گفت فریده معلومه خیلی تو سفرتون راه میری که لاغر شدی ،وقتی هم بعد از ۲۱ روز برگشتم بچه هام تعجب کردن که من انقدر ریزش سایز داشتم و این حس قشنگی بود

      امروز باز هم به خودم تعهد میدم که با اشتیاق بیشتری در مسیر لاغری با ذهن ادامه بدم تا به نتایج مورد دلخواه خودم برسم‌ ولذت بیشتری ببرم

      سلام میکنم به سال جدید به قرن جدید به سال سلامتی و تناسب فکر و اندام

      امسال روی تخته آرزوهام نوشتم که من در قرن جدید با شخصیت جدید خود زندگی خواهم‌ کرد  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 515 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۸منم سالیهای زیادی از عمرمو وقتی ساعتهای آخر سال رو سپری میکردم مشغول دعا کردن بودم بجز امسال که مریض بودم ونفهمیدم کی سال نو شد وارزوهامو از خدا درخواست میکردم وبلد نبودم که باید بنویسم ووبگم که به ۹۰درصد ارزوهامم نرسیدم چون هنوزم دارمشون وومن تصمیم داشتم که امسال بنویسم که نشد وایکاش که ۵روز پیش این فایل گوش میدادم چون الان ۵روزه که سال ۱۴۰۰شروع شده ومن از ۱۵ تیر ۹۹ با nlpوسایت اشنا شدم ومنم اولین هدفم اون موقعها درباره امور مالی بود چون خیلی خیلی سخته که ی خانم خونه دار باشی وکارم نکنی درامدم نداشته باشی ودستت جلوی شوهرت داراز باشه ومن چون سرگیجه میگرفتم دکتر گفت با مشاورم مشورت کن ومشاور گفت بهتره چون دخترم رشته اش طراحی دوخته منم برم وخیاطی یاد بگیرم که ایسالا بتونم کسب درامد کنم وبا هر سختی بود میرم ومنم مثل شما ارزو میکروم ولی به نتیجه دلخواهم نمیرسیدم وطوریکه نصف ارزوهامو روش خط کشیده بودم چون اون موقع با سایت اشنا نشده بودم ومنم به این نتیجه رسیده بودم که چرا به ارزوهام نمیرسم ولی بلد نبود چون اموزش ندیدم ولی حالا دارم یاد میگیرم که چطور موانع یکی پس از دیگری برطرف کنم ودر این فایل فهمیدم که یکی از مانعها اضافه وزنه که باید برطرف بشه که خیلی تاثیرات در ما گذاشتهدسلامتیمو به خطر انداخته اعتماد بنفسم کلا از بین برده روی اعصابم اثر کذاشته واحساس توانایی رو ازم گرفته وروی خودباوری تاثیر گذاشته ومیخواستم بگم شرایط مال هم خیلی تاثیرات منفی روی ما میذاره چقدر حرف شنیدم که فلانی سر کار میره اما تو عرضه کار کردنو نداری من ی خانم ۴۹ ساله هستم والانم چند وقته که درگیر بیماری هستم وچقدر خوشحال شدم که نام این سال ۱۴۰۰البته برای من سال سلامتی وتناسب اندام گذاشتم منم خیلی کارها کردم برای لاغر شدن از جمله پیاده روی ساعت ۴بعد از طهر تو گرما بعدشم از دست دادن اب بدن وگرما زدگی رژیم تک خوری یعنی در طول روز فقط از یک نوع میوه استفاده میکنیم اونمهر ۴ساعت یکبار به مقدار کم وتغییر انچنانی نمیکردم واونم برمیگشت وما باید برای حل مشکلاتمون اول باید مشکلات شخصی خودمونو حل کنیم اول از همه ومهتر از همه اضافه وزن واگر میخوایم که زندگیمون تغییر کنه ومتناسب بشیم اول باید اضافه وزنو برطرف کنیم وسال جدیدو سال سلامتی وتناسب اندام نامگذاری کنیم واگر به تناسب اندام برسیم تحولی عظیم در زندگی ما درتمام امور زندگی رخ میده اعتماد بنفسمون بالا میره سلامتی کامل بدست میاریم ارامش واحساس خوب داریم شاد هستیم واسترس و…همه از بین میرن شکر خدا ومهمترین عاملیکه برای افراد چاق وجود داره اینکه وقتی مشکل چاقیشون حل میشه چه تاثیراتی در زندگیسون میذاره وسال ۱۴۰۰ برای من سال سلامتی وتناسب اندام وسلامت روحی وجسمی هست واگه ما دوست داریم زندگی متفاوتی رو تجربه کنیم اول باید مشکل شخصی مونو که چاقبه رو برطرف کنیم وموفقیت مربوط به مدرک و شهرو میزلن ثروت وتحصیلات نیست همش مربوط به احساس توانمندی وارزشمندی وخودباوریه که متاسفانه افراد چاق اینهارو ندارن وامسال سال سلامتی وتناسب اندام نامگذاری میکنیم وتمامتلاش وتمرکز وانرژیمونو میذارین برای اینکار که مهمترین چیز تو زندگیمونه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۶ ۰۰:۵۵
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 6770 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,514 کلمه

      من در سالهای گذشته تصمیم میگرفتم به یه سری موفقیتها برسم و هیچ وقت هم موفق نمیشدم و سال به سال که بزرگتر میشدم هدفهام هم بزرگتر میشد و من از اونها دور تر میشدم و من همیشه برای اول سال کلی دعا ها داشتم که به هدفهام نزدیک بشم ولی حالا متوجه میشم که راه رسیدن به خواسته هام رو بلد نبودم (مثل خواسته ی لاغری که هر چقدر تلاش میکردم از اون دورتر میشدم چون راهم اشتباه بود )

      و من سالها کارهای زیادی انجام میدادم و اما هر سال میگفتم دریغ از پارسال و همیشه میگفتم جریان چیه چرا به هدفهام نزدیک نمیشم ؟.
      تا اینکه نزدیک به ۱۶ ماهی میشه که با موضوعات ذهنی آشنا شدم ولی خدا رو شکر برای لاغری با این موضو عات از طریق سایت تناسب فکری آشنا شدم و گفتم من اگر بتونم متناسب بشم ایمانم به خودم و اعتمادم به خودم در خلق بقیه خواسته ها بیشتر میشه و بهتر برای رسیدن به بقیه اهداف خودم قدم بر میدارم و من در تمام مدت آشنایی ام با این سایت تمرکزم روی لاغر شدن بوده ولی خود به خود در خیلی از جنبه های دیگر زندگیم هم داره تغییر ایجاد میشه و من مشتاق شدم به هدفهای دیگه هم برسم ولی همچنان بیشترین تمرکزم روی لاغری هست
      چون اضافه وزن خیلی بیشتر از جسم به روح ما فشار میاره که خیلی واضح نیست مثلا اعتماد به نفس ما رو پایین میاره و یا توانمندی ما رو تخریب میکنه چون بارها از لاغری شکست خورده بودیم من خودم این اواخر میگفتم دیگه باید چیکار کنم که نمیکنم برای لاغری هر کاری که از دستم بر بیاد انحام میدم ولی نمیتونم لاغر بمونم مدام در حال افزایش وزن بودم و همین احساس ناتوانی در من به وجود آورده بود .

      پس تصمیم گرفتم اولین گام برای پیشرفت خودم رو از لاغری شروع کنم چون خیلی تحت فشار این چاقی بودم که چرا من به راحتی چاق میشم و به سختی لاغر میشم و چرا هیچ وقت من ثابت نمیمونم انگار من نمیتونم انگار من با متناسبها یه فرق دارم و خلاصه خیلی خسته و اذیت بودم از این مشکل که نمیزاشت من به هیچ هدفی برسم و اصلا از زندگی و خودم لذت ببرم و همش در حال بد و ناراحتی و استرس بودم .

      و خیلی از چاقها به شدت علاقه دارن متناسب بشن چون روح درونشون میدونه چه مزیتهایی داره و من سالها تلاش میکردم و نتیجه ی عالی میگرفتم اما مقطعی بود وهیچ وقت ثابت نمیموندم و زمانی که با این سایت آشنا شدم گفتم من باید بتونم موفق بشم و متناسب بشم اونم نه از طریق رژیم و ورزش چون مطمعن بودم از این راه ها نمیشه جون زیاد رژیم گرفته بودم و ورزش سنگین کرده بودم و از خیلی غداها و دسرها محروم بودم از خیلی شام ها و تفریحها و رستورانها و فست فودی ها محروم بودم و در هر شرایطی من باشگاه میرفتم همیشه مقطعی نتیجه میگرفتم ولی به محض اینکه ولش میکردم سریع برمیگشتم چون یه جاهایی واقعا خسته میشدم و از رژیم زده میشدم و کم میوردم هر چند که ورزش رو میترسیدیم ول کنم و همیشه ورزش رو داشتم اما یکم رژیم غذاییم بهم میخورد من چاق میشدم و کلی اضافه میکردم و هی سختیها و محدودیتها رو بیشتر میکردم
      بنابراین من می گفتم مشکل از خوردن و فعالیت من نیست یه جایی دیگه هست که مشکل داره تا با این سایت آشنا شدم و تصمیم قاطع گرفتم که تغییر کنم و شخصیتم رو تغییر بدم واولین قدمم این بود که به حرفهای استاد عمل کنم و برای همین سریع ورزش،و رژیم رو کنار گذاشتم منی که حدود ۷ سال فقط در آخرین بار که اقدام کردم برای لاغری بماند که چقدر در سالهای گذشته باشگاه میرفتم یهویی ورزش رو گذاشتم کنار تا به خودم و جهان نشان بدم دارم تغییر می کنم و خدا رو شکر در این ساعت و این روز که دارم دیدگاهم رو مینویسم حدودا ۱۶ ماهی از فعالیتم در سایت میگذره و اصلا انگار من نبودم که رژیم داشتم و ورزش شدید میکردم .
      اصلا این سبک جدید زندگی برای من خیلی عالی و جز زندگی من شده و من خیلی از عادتهای اشتباهم رو همون اول گذاشتم کنار مثل ورزش کردن از روی اجبار برای لاغری و یا رژیم و یا ترس از خوردن که جرات خوردن خیلی از چیرها رو نداشتم مثل کره و مربا و تخم مرغ سرخ شده رو گذاشتم کنار و یا فست فود و خوردن شام و ناهار غیر رژیمی مثل برنج و غدای سرخ شده و خوردن شیرینی و کیک و شکلات و یا وزن کردن هر هفته ی خودم با ترازو و یا … همه رو گداشتم کنار و اون افکار منفی رو گذاشتم کنار و تا حدی که تونستم عمل کنم شیطان درونم رو با این کارها ضعیف کردم و من گفتم باید هر حرفی رو که استاد گفته عمل کنم یا چاقی بیشتر رو میبینم یا لاغرتر میشم من که هر کاری از دستم بر میومد تا حالا برای لاغری انجام دادم حالا میخوام به این روش و حرفهای استاد عمل کنم که خیلی خیلی به دلم میشینن و بهشون ایمان دارم .

      و من خیلی محکم قدم های اول رو برداشتم و احساس توانمندی کردم در همون اوایل و روی این موضاعات ذهنی کار کردم و واقعا برای من معجزه شده بود چون سایزم خیلی کم شده بود و اطرافیانم میگفتن خیلی عالی شدی در حالی که با بقیه همه چیز میخورم و خیلی برای خودم جالب بود که ورزش نمیرم و همه چیز رو هم میخورم و دارم متناسب میشم و واقعا تغییر در رفتارم و درهوس های من خیلی پیدا بود تا در جسمم هم پیدا شد .
      وقتی متناسب بشین رسیدن به هر هدفی برای شما ساده میشه و من کلی اعتماد به نفسم و روابطم و سلامتیم بهتر شده حتی آرامشم و شادی درونیم عالی شده .

      خلاصه در همه چیز دارم تغییرات رو میبینم در حالی که دارم برای برطرف کردن اضافه وزنم کار میکنم چون اگر اضافه وزن داری و میخواهی ثروتمند بشی تقریبا غیر ممکنه چون ثروتمند شدن نیاز به اعتماد به نفس و عزت نفس داره و نیاز به خود باوری داره چون هر کس که چاقه نمیتونه خیلی توانایی اش رو بروز بده چون اون توانایی رو نمیتونه نشون بده و به خاطر اضافه وزن خیلیها احساس ناتوانی میکنن و خودشون رو نشون نمی دن و برای همچین فردی رسیدن به موفقیتهای دیگه سخت هست .

      من اگر بتونم موضوع اضافه وزنم رو برطرف کنم حتی ایمانم به خدا هم تغییر میکنه که اگر ایمانم تغییر بکنه دیگه کل زندگیم زیر و رو میشه
      سال جدید باید سال سلامتی و تناسب اندام برای من باشه
      و اگر من تمام سعی و تلاشم رو بزارم روی لاغری در تمام جنبها پیشرفت میکنم چون در تمام جنبه های زندگی پیشرفت میکنم .
      من بدون اینکه کلاس عزت نفس و اعتماد به نفس برم کلی پیشرفت پیدا کردم و دیکه خبری از ترسها و افسردگی ها و بیماریها نیست چون احساس توانمندی و ارزشمندی در من به وجود اومده .

      و من اصلا برای اینها در سایت نیومدم فقط برای لاغری اومدم ولی وقتی فعالیتم رو شروع کردم به همه ی این موفقیتها هم رسیدم و کلی شگفتی برام به وجود اومده و واقعا سال ۹۸برای من سال تولد دوباره بوده چون شخصیترین موضوع زندگیم که اضافه وزنم بوده رو دارم حل میکنم و بعدش به بقیه موفقیتها هم میرسم و خدا رو شکر به خیلیهاشون رسیدم .
      و من میدونم موفقیت هیچ ربطی به شهر و مدرک و خانواده و کشور و …نداره فقط مربوط به اعتماد به نفس و عزت نفس و توانمندی هست که مابارها به خاطر چاقی گفتیم توانایی و اعتناد به نفس لازم رو نداریم .
      ووقتی من این موانع رو بردارم کلی شگفتی وارد زندگیم میشه
      من یه ورژن جدید از خودم دارم ارایه میدم چون کلی دارم تغییر میکنم و یه زندگی متفاوت رودارم تجربه میکنم که بسیار لذت بخش هست و دارم این قانون رو از نزدیک لمس میکنم چون باهاش زندگی میکنم و به اون عمل میکنم نه فقط از حرفهای استاد خوشم بیاد و تعریف و تمجید بدم و فقط در ۱۶ ماه من این همه تغییرات داشتم و واقعا تا به اینجا از خودم راضیم .

      و من با تمام دورهای رایگان استاد کلی آگاهی کسب کردم مثل دورهای لاغری و نکات طلایی و زندگی با طعم خدا و ….
      من کلی انگیزه دارم برای بیشتر تغییر کردن و این لطف خداوند هست که دوست داره بنده هاش همیشه در مسبر رشد و تعالی باشن .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۰۵:۰۷
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 5016 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام

      استاد چقد اين فايل بِه جونم نشست .

      من مدت هاست يه نيرويي درونم ميگفت و ميگه تو بايد اول تناسب اندامت رو بدست بياري تا بِه همه چي برسي … 

      اين موضوع مال سالهاي قبل ميشه كه من از هزار روش غلط جلو ميرفتم و نميشد و سرخورده ميشدم.

      ولي اين صداي دروني رو ميشنيدم باهام بود؛ من ميگفتم چرا ؟ چرا آخه بايد بِه تناسب اندام برسم ؟ بعد بِه خاسته هاي ديگم برسم!

      اون موقع ها قانون رو بلد نبودم ، آگاه نبودم، و فك ميكردم تناسب اندام فقط يه چيز بيرونيه

      ولي چاقي يك طرف و رسيدن به لاغري و چنان بار و فشاري رو ذهن و روح من داشت و هنوزم داره كه الان ميفهمم چرا بهم اينو ميگفت 

      چون اين هزار برابر اضافه وزن من رو جسمم روي روحم فشار داره، عزت نفسم ، خود باوريم ، اعتمادبنفسم ، حال خوبم ، آرامش ذهنم ،تمركزم همه اينا از دست رفته بود با اين همه سال فشار روحي…

      من دي ماه بِه تضادي خوردم ، يه تضاد بزرگ تو كارم ، وسط جنگل بودم كه مطلع شدم از اتفاقي كه تضاد بزرگي بود برام ، همونجا گفتمبايد همه چي رو اساسي درست كنم ، بازم نيرويي دروني بهم گفت اول برس بِه تناسب اندامت ، اينو بِه سرانجام برسون كه بعدش دورهرايگان سايت رو شروع كردم و اون زمان كه دلم ميخاست دوره ورود رو شركت كنم ولي شرايطش برام نبود و از خدا خاستم برام فراهم كنهشما اين دوره رو گذاشتيد ، و واقعا اين دوره برام باارزشه خيلي زياد ، اين دوره هديه خداست به درخواست من ، واقعا برام مثل معجزهبود و هر روز ازش لذت ميبرم و از شما دست خدا شديد براي اين دوره سپاسگزارم.

      سال ١٤٠٠ براي من سال سلامتي و تندرستي و تناسب اندامه و من ايمان دارم كه تنها دستاورد رسيدن به تناسب اندامفقط ظاهري و جسمي نيست

      بار روحيش بسيار بسيار بيشتره، خداروشكر واقعا 

      و مطمعنم با دستاوردهاي ذهني بسيار زيادش من ميتونم بِه خاسته هاي ديگم هم برسم .

      • ايمان دارم به نداي الله درونم و هدايتي كه منو كرده .خدايا شكرت 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۰۹:۴۱
      مدت عضویت: 2417 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 826 کلمه

      سلام🙂
      وااااای استاد چقدر توی این دوسال تغییر کردین هم از لحاظ تناسب اندام هم از لحاظ شادی و لبخند همیشگی و هم از لحاظ نحوه بیان و راحتی و اعتماد به نفس
      تبریک میگم خود همین تغییر در انتهای ۹۷ تا الان که انتهای ۹۹ هست نشون میده که بودن در این مسیر و ادامه دادن لاغری با ذهن چقدر از همه نظر انسان رو رشد میده که تناسب اندام فقط یکی از اوناست👌👌👌
      منم سالهای قبل که با موضوعات ذهنی آشنا شده بودم اول هرسال هدف گزاری میکردم و همیشه پیشرفت مالی و تناسب اندام جزئ اهداف هر ساله من بود توی این یکسالی که با شما و استاد *** آشنا شدم اینقدر در طرز تفکر من و دیدگاهم نسبت به خدا تغییر ایجاد شده که به نظرم اصلا هدف گزاری کار مسخره ای به نظر میاد و خیلی وقتها اتفاقا باعث نا امیدی ما میشه چون یه هدف مثل اضافه وزن رو چند سال نوشتیم و آخر هر سال دیدیم که بهش نرسیدیم خوب این چه فایده ای داشته که هی هرسال هدفهامونو بردیم توی هدفهای سال بعد😶😶
      و با این دید وقتی امسال دختر عمه ام گفتن دوره هدف گزاری سایت… رو دیدی گفتم نه دیگه اصلا اعتقادی به هدف گزاری ندارم
      چقدر این جمله تونو دوس داشتم و به دلم نشست که وقتی ایما جابه جا میشه همه موضوعات در همه جنبه ها تغییر میکنه
      واقعا یکی از بهترین تغییراتی که در این دوران اتفاق می افته تغییر دید و نگاه ما به خداونده
      من چطوری به این مسیر هدایت شدم منی که چند سال بود (از اواخر ۹۵)با قانون جذب و… آشنا شدم چرا چیزی از لاغری با ذهن نشنیده بودم و برای هدف لاغری هم ورزش و کم خوری رو تنها راه میدونستم
      و زمانی با این مسیر آشنا شدم که دقیقا یکسال بود که ورزش رو رها کرده بودم و موضوعات دیگه رو هم امتحان کرده بودم و نتیجه نکرفته بودم و دیگه تسلیم شده بودم و در واقع خودم رو کنار کشیده بودم که من نمیتونم برای لاغریم کاری بکنم خودت بیا و حلش کن
      و خدا همیشه پشت در ذهن ما منتظره ولی تا زمانی که خودمون داریم برای مشکلاتمون میجنگیم اون کاری نمیکنه و دقیقا وقتی خسته میشیم و دست از مبارزه میکشیم و دستامونو بالا میبریم که من تسلیمم کاری ازم بر نمیاد خودت بیا و درستش کن اونوقته که خداوند جاری میشه به شکل اتفاقات عالی و راه حلهای عالی و آدمهای عالی رو وارد میکنه که به زیباترین و ساده ترین شکل حل میشه
      اخیرا جایی خوندم ایمان همون شادیه😊😊😊
      چقدر برام قابل درک شد که چرا اینقدر همه جا از حال خوب حرف میزنن و اونو مهمترین قانون کائناتی معرفی میکنن و تاکید میکنن اولویت ما باید حال خوب باشه
      حتی در این دوره هم استاد بارها گفتن که حال خوب خودتون رو مقدم بدونین
      توی غذا خوردن حال خوب رو هدف میدونن احساس دریافت پیغام سیری و دست کشیدن از غذا دیدین بعدش چقدر حال خوبی داره
      ترس نداشتن از غذا ها و خوردن از همه خوراکیها چقدر حس خوبی داره
      عجله نداشتن و اجازه دادن به روند ترمیم و بازسازی توسط خود بدن چقدر عالیه
      اهمیت نداشتن حرف و نظر بقیه در مورد خودت چقدر حال ادم رو خوب میکنه
      همین که میدونی در مسیر درست هستی و ته دلت قرصه که تو هم متناسب میشی چقدر ارامش میده
      همین که زمانی رو برای رشد خودت توی این سایت میگذرونی فایل گوش میدی درکت رو مینویسی از خاطراتت میگی از تغییرات دوستان لذت میبری چقدر عالیه
      همینکه خودت متوجه تغییرات ظریف بدنت میشی حتی اگه بقیه هم نگن چقدر کیف داره
      رشد خودت رو میبینی که دیگه تایید دیگران مثل قبل برات اهمیت نداره خیلی لذت بخشه
      همین که میبینی چقدر رفتارت در رابطه با غذاها و تنوعشون در مهمانیها سفرها دور همی های خانوادگی عوض شده و این تویی که تصمیم میگیری از چی و به چه مقدار بخوری چه کیفی میکنی
      همین که ساعتهایی از روزت رو به جای کارهای بیهوده مثل تلویزیون دیدن و اینستاگردی و… برای رشد شخصی ات میذاری واقعا لذت بخشه
      حالا این وسط کسی هم گفت مثل اینکه داری لاغر میشی خوب دیگه چه بهتر نگفت هم که مهم نیست مهم خودتی که متوجهی و حالت خوبه و میدونی که توی مسیری همین کافیه
      وقتی بپذیریم که این شرایط رو ما خودمون بوجود اوردیم با ذهنمون
      اونوقته که میفهمیم که با تغییر ذهن میشه شرایط متفاوتی رو هم ایجاد کنیم
      وقتی بدونیم خدای ما هر لحظه داره ما رو هدایت حمایت و حفاظت میکنه و به اون و هدایتش و حمایتش ایمان بیاریم شاد و سرکیف میشیم و همون شادی و حال خوب ما رو به همه هدفهامون حتی بیشترش میرسونه
      ما با حال خوب و شادی و ارامش در واقع توی بزرگراه رسیدن هستیم و توی ایستگاههای مختلف تمام چیزهایی که آرزوش رو داریم دونه دونه برمیداریم به شرطی که توی بزرگراه بمونیم و اگه هر زمانی زدیم به جاده خاکی های کنار بزرگراه که نشونه اش حال بده نگرانیه ترسه اصظرابه ناشی از عجله داشتن مقایسه کردن وسرزنش کردن خودمون و مقصر دونستن بقیه و….دور بزنیم و برگردیم🎁🎁🤩🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۸ ۲۳:۵۷
      مدت عضویت: 2023 روز
      امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,451 کلمه

      سلامممم سلاااااممم وقتتون بخیر و خوشی .امیدوارم در بهترین حالت ممکنه زندگی خودتون باشید انشاءالله 🙏🌹
      گام ب گام گام ۳۸از مسیر لاغری من (سال سلامتی و تناسب اندام )😊😍
      چ اسم زیبایی در طول این ۲۶سال از عمرم هیچ وقت نشنیدم ک روی سال ها اسم زیبایی رو گذاشته باشن…همیشه یا سال سگ بوده ، یا خوک ،یا موش ،یا خرگوش …ک ما باتوجه ب این القاب سال خودمون رو شروع میکردیم ک مثلا سال موش همه مثل موش میخاییم قایم بشیم ، مثل موش آذوغه جمع کنیم یا سال خرگوش همه ش باید بدوییم 😐😐
      اما امسال چ سالی میشه برای من ، برای ما ،خدایآ قراره چی بشه ،،قراره چی رقم بخوره ،
      سال سلامتی و تناسب اندام چقدر از گفتنش از شنیدنش حسم خوب میشه ، چقدر ذوق دارم از گفتنش ،دوست دارم هی تکرارش کنم ،تکرار ،تکرار،سال سلامتی و تناسب اندام،،بخدا ک خیلی برام لذت بخشه،انگار هربار با گفتنش جونی تازه میگیرم،،مخاطب عزیزی ک داری این متن رو میخونی لطفا با خودت چند باری تکرار کن عجله نکن برای زود رد شدن ک تموم بشه این متن،این متن بالاخره تموم میشه باید تموم بشه ولی قبلش حست رو خوب کن ، لذت ببر از جمله ی سال سلامتی و تناسب اندام ببین چقدر انرژی میگیری ،ببین چقدر حالت خوب میشه ،ببین چقدر احساس غرور بهت دست میده ،😍🤭
      🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      آرزو های من همیشه خلاصه میشد تو خونه داشتن ، ماشین داشتن ، خوب خوردن ، خوب گشتن ، آرامش داشتن ، سلامتی ، برای بابا مامانمم همیشه خواستم عاقبت بخیر بشن ، اما وقتی ک متوجه بیش از اندازه چاقیم شدم آرزوهام کمرنگ و کمرنگتر شدن ،امروز با دیدن و شنیدن این فایل آموزشی و فوق العاده تاثیر گذار حداقل برای من ، خیلی بهش فکر کردم ک من دیگ خیلییی وقته ک آرزو نکردم ، خیلی وقته ک براثر چاق بودنم آرامشی نداشتم ، سلامت نبودم ،در واقع من هر آرزویی رو ک داشتم پر کشیده ،،خیلی وقته دیگ برای باباومامانم دعا نکردم ،خیلی وقته ک زندگی نکردم ، فقط روزامو سر کردم ، خیلی وقته از خرید کردن لذت نمیبرم ،و خیلییییی وقته ک دیگ کارهایی ک برام لذت داشت و دیگ انجام ندادم،،،،چراااا چون غرق بودم تو افکار منفی و چاق ،،چاقی سراسر وجودمو گرفته بود،،ذهنمو ، روانمو ، جسمم و ،الان باید چیکار کنم ،،چند روزه ، چند ماه ، چند ساله ازون روزا میگذره ،،،چرا من گم شدم تو خودم ،،،چرا دیگه احساساتمو احساس نمیکنم ،،،چرا حتی دیگ نمیشکنم ، چرااااا،??
      الان من کیم ؟؟چند سالمه ؟؟؟🤔🤔
      خدایآ کمکم کن ،،،خدایااا کمک کن خودمو پیدا کنم ، خدا گم شدم ،،،من هنوز آرزو دارم ،میخام زندگی کنم ،،،،،خدایااا زمین خوردم دستمو بگیر بلندم کن،،تمام جونم درد میکنه خیلی راها رو رفتم و اشتباه بوده ، سراب بوده پوچی بوده ، خستم ،،،ولی ن خسته ای ک دیگ نخام بلند بشم…میخام بلند بشم زندگی کنم ، از اول از نو ،خودمو اونجوری ک دلم میخاد بسازم….خدایااا ازموقعی ک خودمو شناختم چاق بودم ،،تا وقتیک کوچیک بودم خانواده تصمیم میگرفت ک چ لباسی و بپوشم با چ رنگی ، وقتی مدرسه رفتم مدرسه گفت چی بپوشم با چ رنگی ،حالا دیگ بزرگ شدم و چاقی تاامروز بهم گفت این لباس و بپوش ولی ن باهررنگی فقط و فقط تیره…دیگ وقتشه ک خودم تصمیم بگیرم و انتخاب کنم ،من لایق بهترینهام از هر جنبه اززندگی ،از لباس ،رنگ لباس،تناسب اندام ،شادی،آرامش ، لذت،،،فقط راه رو نشونم بده خدآااااا..
      تو خدای من هستی،خدای همه فقیر و غنی رو نمیشناسی همه برات یکین ،،فقیری ک میگ خدااینجوری برام خواسته چون میخاد امتحانم کنه یا بیشتر دوسم داره اشتباه داره فکر میکنه،،ثروت مندی ک میگ خدا برام خواسته تاامتحانم کنه تا ببینع چ بنده ای هستم اونم اشتباه میکنه ،،مثل من ک همه ی عمرم اشتباه میکردم ک اگ چاقم مقصرش تویی چون خدا منو اینجوری خلق کرده…در حالی ک پیش فرض همه سلامتی بوده و تناسب اندام…..این من بودم ک براثر ی سری داده و شنیده ذهنم روانم جسمم رو پر کردم از افکار و باورهای مسخره ک خدا خواسته ..ک ژنتیک و و هزاران هزار دلیل بی سود و فایده….
      از بچگی تو ذهن و افکار ما کردن (مرد گریه نمیکنه ، وقتی زخمی میشدیم میگفتن چیزی نشده ک زود خوب میشه ، عصبانی نباش ،خشم خوب نیست ،)وازونموقع بوده ک مسایلو مشکلات ما شروع شده، هی ریختیم تو خودمون ،)،🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
      و این روزها و ساعت ها گذشت و تا من هدایت شدم ب مسیر لاغری با قدرت ذهن…ب معنای واقعاایی هدایت شدم…وقتی ک وارد شدم اول متوجه شدم ک من درمانده ام از همه چی اززندگی کردن ، از خودم ، درمانده از برآورده نشدن آرزو هام، درمانده از چاقی و هزار راه رفته و نرسیده ، اما هروز ک گذشت هروز ی زخمم رو ترمیم کردم ،تاجایی ک سرپاشدم و شروع کردم ب ترمیم ذهنم ، شروع کردم ب فرمول سازی افکار صحیح درست و پاک سازی افکار اشتباه…
      گذشته ام در حال محو و محوتر شدن هست…من از تولد آگاهانم تقریبا یک ماهه ک میگذره…و دراین یک ماه اندازه اون ۲۶سال روی خودم ، افکارم کار کردم در حال نوسازی هستم ،.و فقط چند هفته مونده تا سال جدید و پا گذاشتن توی ی قرن جدید…ودراین تولد آگاهانم خبری از گریه کردن نیست مگه از ذوق ، خبری از دل آشوبی نیست ،همش لذته ، همش شادی ، همش آرامش وحال و خوب و زندگی رو با عشق و محبت سپری کردنه،،.

      🌸🌸🌸🌸
      درک و برداشت من از فایل امروز استاد عزیزم
      درک و فهم احساس بود،ک متوجه احساسمون بشیم ووقتیکه متوجه شدیم درکش کنیم و بفهبمیمش ،احساسمون رو له نکنیم ، نادیده نگیریم ،احساس ها ب انسانها دروغ نمیگن،احساسمون رو سر کوب نکنیم ، بااحساساتمون بازی نکنیم ، مگ. غبرازینه ک ی وقتای احساس میکنی ک یکی داره نگاهمون میکنه برمیگردیم میبینیم ک بعله دارن نگامون میکنن،احساسات دروغ نیستن،
      🌸🌸🌸🌸
      یکی دیگ از درک من ازین فایل
      عزت نفس بود، بااعتماد ب نفس…قبلش بگم ک اعتماد ب نفس با عزت نفس تفاوت داره ..اعتماد ب نفس یعنی دررانندگی مثلا مااعتماد ب نفسمون خوب ،،دست و پاچه نمیشیم و خوب رانندگی میکنیم ،
      عزت نفس یعنی ارزش قایل شدن برای خودمون ، خودمون رو دوست داشتن ، عاشق خودمون بودن ،و همینی ک هستیم و رو بپذیریم ،،،
      🌸🌸🌸و خودباوری:
      خودباوری یعنی اینک ب خودمون ، ب توانایی هامون باور داشته باشیم ، ب اینک میگیم من مبتونم باور داشته باشیم ، خودمو ن رو بپذیریم ،ب خودمون اعتماد و اطمینان داشته باشیم…ما لایق بهترینهاییم ،،از هر چیزه خوب تو دنیا بهترینش..
      🌸🌸🌸
      حرف اخر:من این فایل رو خیلی خوب درک کردم نمیدونم چقدر موفق بودم توی شرح دادنش،،ولی احساسم ، حس خوبم می‌گفت این نوشتها رو بنویسم بالذت باارامش ،،من ازامروز 99/12/8به احساسم ، ب احساساتم اهمیت میدم حتی زمان هایی ک احساس کردم باید ب شخصی زنگ بزنم ، یا برم هوا خوری ، یا خریدی کنم براش ارزش قایل میشم ،احساساتم رو دوست خواهم داشت و ب پسرم یاد خواهم داد ک مردها هم گریه میکنن چون احساس دارن، چون انسانن ، چون دل دارن ،
      از امروز روی باور خود باوریم ب شدت کار بیشتری خواهم کرد تا بیشتر و بهتر برای خودم ،،خوده خودم ارزش و احترام قایل بشم ،
      و عزت نفس خودمو رو بالاتر میبرم تا هر کسی ک ازراه رسید ی لگد ی بهش نزنه با مسخره کردنم ، با انتقاد کردن اشتباهش و دخالت کردن بیجاش
      و اعتماد ب نفسمو ب قدری بالا میبرم ک همه این حرفایی رو ک شرح دادم ب قدری عالی انجام بدم ک خودم ب خودم افرین بگم .چون من میتوانم .لایق بودن صفات عالی و مثبتم…و این چندهفته ک مونده ب سال سلامتیم و تناسب اندامم انقدرروی باورام کار میکنم ک واقعا برام رقم بخوره سال سلامتی و تناسب اندام💃😍🤲🙏و صدالبته اگ ادامه بدم سال آینده ب مراتب این فرد الان نیستم باین شخصیت…بلکه فردی هستم از هدایت شدگان خدا ی فرد متناسب و باشخصیتراز الان با دیدی جدید ب زندگی ، ب اطراف،و چ ب خودم میبالم ک دراین مسیر سبز همسفر دوستانی هستم ک مخلوقات خاص خداوندن.و ناجی ما فردی است ک نماینده ای از خداست برای راهنمایی و هدایت ما ب مسیر درست و صحیح زندگی کردن و خدایی تر شدن🌹
      مسیر لاغری با قدرت مسیری هست ک اسمش قدرت لاغریه،،،در حالی ک در هر جنبه اززندگی افراد ….تاثیر داره….من وارد این مسیر شدم ک لاغر بشم ولی اول حالم خوب شد ،بعد احساسم ،بعد اشتیاقم بیشتر شد،،در کنار این همه اتفاقات خوب و عالی ، ذهنم با من دست دوستی و عاشقی داده،،،ما باهم دوستیم ، همسویم ،و درگیری نداریم ،،دیگ عصبانی و پرخاشگر نیستیم ، همشششش شادی و لذته ،،و خداروشاکرم ک دراین مسیرم..این همه حال عالی برای اولشه تااین مسیر طی بشه و ب نتیجه برسم خدا میدونه چقدر دیگ نغییرات خواهم داشت و زمانی ک استاد جان از حس خوبه لاغر شدن میگید نمیدونید ک چطووررر دلم قَنج میره ک اون روز زنده باشم و طعم شیرینش رو بچشم 🙏🤲😍
      ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم🌹🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 40 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چقدر خوش احساس نوشتید
        انشاالله این احساس خوب درونی را نه تنها در جسم به شکل سلامتی و تناسب اندام بلکه در جنبه های مختلف زندگی به شکل نعمت های عالی تجربه می کنید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
          ۱۳۹۹/۱۲/۰۹ ۱۱:۱۸
          مدت عضویت: 2023 روز
          امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 46 کلمه

          سلام استاد خوبیها ، سلام استاد معجزه ها،،وقتتون بخییر،،خداروشکر و خیلی خوشحالم ک حس خوبم رو منتقل کردم و شما راضی بودید…😍🌹🙏استاد جان من درس پس میدم ،،پس ببینید شما چقدر خوب و عالی هستید،،،هر چ دارم اول از خداس و بعد از شما ..لطفتون بیکران….🌹😊

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار لیلی
            ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۱۰:۴۹
            مدت عضویت: 2191 روز
            امتیاز کاربر: 296 سطح ۱: کاربر مبتدی
            محتوای دیدگاه: 24 کلمه

            سلام دوست عزیز و هم مسیرم
            خیلی خیلی از نوشتتون و احساستون لذت بردم مثل همیشه عالی بود
            موفق و پیروز باشید در پناه حق

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
              ۱۳۹۹/۱۲/۱۱ ۱۶:۲۷
              مدت عضویت: 2023 روز
              امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 14 کلمه

              سلام عزیزم..ممنون از لطفت..عالی بودن وجودت شماست دراین مسیر ب امید موفقیت دوست خوبم🙏🌹

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا