تا وقتی هر روز جلوی آینه میایستی، به شکمت زل میزنی و آه میکشی، یا هی از خودت میپرسی “پس کی لاغر میشم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغری میافتی. 😓🪤
انگار ذهن تو میگه: “بیا هی به چاقیمون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”
اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمیمونه.
🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازهی رهایی از “چاق بودن” رو بده.
پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاقهایی میتونه بیفته! ✨
🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمیذاره لاغر شی!
هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو میرم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده میرسم:
✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه میگیری: همهچیز بینقص و آمادهست…
تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠
🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…
اگه الان اضافهوزن داریم، دلیلش یک چیزه:
ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬
کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒
هیچکدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!
نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالریشمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊
😵 ما انسانها چی؟ ذهنمون شده فرودگاه افکار مزاحم!
ما مدام دربارهی بدنمون فکر میکنیم، نگرانیم، تئوری میسازیم، با بقیه بحث میکنیم، گوگل میکنیم، دکتر میریم…
و حاصلش میشه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمیذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.
فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:
- 🌀 سوختوساز من کمه
- 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
- 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمیشم
- 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
- 🌀 چون خانوادهم فقیر بودن، بدنم ضعیفه
هر کدوم از اینا، یه تلهست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.
🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)
ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»
ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل میشه به واقعیت زندگیت!
🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:
پدر من از بچگی باور داشت که سکتهی قلبی تو خانوادهش ارثیه.
سالها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار میافته.
و خب، در نهایت هم همین شد.
در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…
❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.
✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…
💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمیتونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»
این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغریتو میگیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!
اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!
اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:
چاقی فقط یک فکره!
نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!
🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته میشه
فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث میشه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:
👩👧 مامان میگه: “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
👨🏫 معلم میگه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”
👨👩👧 بقیه میگن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”
این بذر کوچیک، کمکم آب و نور میگیره (از تکرار فکرها) و تبدیل میشه به یه درخت قوی با شاخههای پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.
🍃 و میوهی این درخت چیه؟ اضافه وزن!
🔁 تکرار = فرمول = واقعیت
اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو بهصورت یه فرمول قطعی ثبت میکنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل میکنه.
مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا میگه:
“تو هیچوقت لاغر نمیشی، چون این سرنوشتته…” 😞
و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنن.
🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشهکن کنیم!
مگه میشه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!
همینطور هم نمیشه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.
✅ باید اول اون فکرهای چاقکننده رو شناسایی کنیم
✅ بعد فرمولهای ذهنی رو بازنویسی کنیم
✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…
یه فکری که میتونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!
خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمیشه کرد! 😶🌫️ و این یکی از قوی ترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.
اگه یه سر به سایتها، مجلهها یا حتی مقالههای علمی بزنین، میبینین تقریباً همه میگن: «ژنتیک یکی از مهمترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیقتر بهش نگاه کنیم.🔍
توی خیلی از خانوادههایی که پدر و مادر چاقن، بچههایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضیها میگن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همهچیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهمتر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر میکنه؟ 🤯
💡 عادتی که مثل ارث میرسه…
من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.
بله درست خوندی! 🤓
چاقی از طریق ژن منتقل نمیشه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچهها منتقل میشه. یعنی چی؟ یعنی:
👂 بچه از وقتی چشم باز میکنه میشنوه:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
- “چاقی تو خون ماست!”
- “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق میشن!”
و این شنیدنهای تکراری تبدیل میشن به فرمولهای ذهنی چاقی… 📥🧠
🧩 فرمولهای چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری
همین فرمولها، کمکم باعث میشن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.
یه جور پیشفرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوریایم!” 😤
و اینجاست که دیگه فرقی نمیکنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!
و اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. ⛔🧠
همون صداهایی که توی سرت میگن:
- “لاغری کار تو نیست!”
- “تو همیشه چاق میمونی!”
- “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”
🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی
بذار برات یه مثال ساده بزنم:
سرما و گرما هیچوقت با هم تو یه فضا جمع نمیشن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥
تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمولهای چاقی باشه، لاغر نمیشی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمولهای چاقی) هنوز فعاله!
برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمولهای ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آرومآروم شروع میکنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق میافته! 🌱🧠➡️💃
✅ پس اگه فکر میکنی چاقیت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!
ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغریت میشن؟
اونها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازیشون کنی! 🧼🧠✨
🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!
با استفاده از آموزش های دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام عالی این تمرین مربوط به موانع ذهنی لاغری، پیشنهاد میکنیم ابتدا این بخش توضیحی رو با دقت بخونی 👀
بعدش ویدیوی آموزشی رو ببینی 🎥 و در نهایت به سوالات پایین بهصورت شرحدار و کامل پاسخ بدی ✨
🔍 سوالات تمرینی شناسایی موانع ذهنی لاغری:
- 🧠 نظر شما درباره شکلگیری فرمولهای چاقی در ذهن و چاق شدنتان چیست؟ با ذکر مثال شرح دهید.
- 🚫 تاثیر موانع ذهنی لاغری در لاغر نشدنتان را چگونه میبینید؟
- ⚖️ به نظرتان استفاده از روشهای لاغری مثل رژیم و ورزش، این موانع رو کمتر میکنه یا بیشتر؟
- 🤔 در دوران چاقیتان بیشتر انتظار لاغر شدن داشتید یا چاقتر شدن؟ چرا؟
- 🛠️ لاغری با ذهن چطور کمک میکنه که موانع ذهنیتون رو بشناسید و اصلاح کنید؟
- 🗣️ جملهی «هرچقدر چاق هستی، هیچ چیز نیست» چه احساسی در شما ایجاد کرد؟ نظرت رو درباره این جمله بنویس.
- 📏 سن خودتون رو بنویسید. با حساب اینکه هر سال حدود یک تن غذا خوردید، تا الان چند تُن غذا خوردین؟ حالا چند کیلو اضافه وزن دارید؟
📝 منتظریم نظرت رو توی دیدگاهها بخونیم!
اگه چیزی از دل تو بیرون اومد، حتماً بنویسش. شاید دقیقاً همون جمله، کمک بزرگی باشه برای کسی که تازه مسیر تناسب ذهنی رو شروع کرده… 🌈💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
سلام
میزان اضافه وزن من در مقابل قدرت بدن من هیچ چیزی نیست .
قدرت چاقی ذهن من در مقابل قدرت تناسب جسم من هیچ چیزی نیست .
قدرت چاقی ذهن من در مقابل قدرت تناسب ذهن من هیچ چیزی نیست .
من از باور عالی شما به این باور عالی هم رسیدم که قدرت تناسب در ذهن من هزاران برابر قدرت چاقی ذهن منه . ذهن منم یه متناسبه . قدرت تناسبشم خیلی زیاده و این قدرت به مغز اثر گذاشته و مغز مابه جسممون دستور داده و این ۴۰ تن رو به راحتی دفع کرده .
۴۰ تن خیلی زیاده . اضافه وزن ما هر چقدرم باشه در مقابل این ۴۰ تن هیچ چیزی نیست .
در ناخوداگاه ما تناسب جاریه . بله در ذهن ما تناسب جاریه . در جسم ما تناسب جاریه. ما خیال می کنیم چاقیم . خیال و تصور چاقی در مقابل حقیقت متناسب وجود ما هیچ چیزی نیست .
قدرت لاغری اونم قدرت خودبخودی در بدن ما خیلی زیاده . خدای من چقدر تکرار این باور الهی حال آدم رو جا میاره چقدر آدم رو سرزنده می کنه . چقدر آدم خیالش راحت میشه و به آرامش و صلح درونی میرسه .
قدرت پاکسازی ذهن ما در مقابل قدرت گناه ذهن ما هیچه .
قدرت شفای درونی ما در مقابل قدرت بیماری هیچه .
قدرت تناسب ذهن و بدن ما در مقابل قدرت چاقی هیچه .
۴۰ تن خیلی هست . سالی یک تن . ما اصلا کاری نکردیم برای دفع سالی یک تن .
سالی یک تن یعنی در بیشترین حالت اضافه وزن روزانه حدودا سه کیلو خوردیم که بشه سالی ۱ تن .
این یعنی در بدترین حالت و بازم جسم این همه رو یا دفع کرده یا تبدیل به انرژی کرده .
آره چقدر جالب گفتید که همین یه باور مثل بهمن میاد و کلی باورهای دیگه رو با خودش پاک می کنه و میبره . باورهایی مثل
خوردن و مخصوصا پرخوری باعث چاقی میشه
تحرک باعث لاغری میشه
رژیم باعث لاغری میشه
حتی ترس از قدرت چاقی ذهن در این فرمول جدید به راحتی برطرف میشه . چون قدرت پاکسازی از اون هزاران برابر بیشتره .
رنج و اندوه باعث چاقی میشه .
عصبی بودن باعث چاقی میشه .
و ….
همین یه فرمول چقدر به آدم انرژی و انگیزه میده تا دست از چاق کردن خودش برداره . قدرت پاکسازی و شستشوی ذهن هزاران بار بیشتر از قدرت چاقی ذهن هست .
واقعا که ما ارادی چاق شدیم . قدرت اراده ی ما در چاق کردن ما بود . اراده ی ما در پذیرفتن چاقی و توجه به چاقی و آموزش چاقی .
فرمولهای چاقی ما در مقابل فرمولهای الهی خیلی ناکارامدن.
وای که خوبیها چقدر قشنگ جاری هستند .
وای که خوبی ها چقدر قشنگ در همه جا رخ نشون میدن .
قدرت زشتی در مقابل قدرت زیبایی هیچ چیزی نیست .
قدرت شیطان در مقابل قدرت خدا هیچ چیزی نیست .
قدرت اندوه در مقابل قدرت شادی هیچ چیزی نیست .
قدرت چاقی در مقابل قدرت تناسب هیچ چیزی نیست .
قدرت گناه در مقابل قدرت بخشش هیچ چیزی نیست .
واقعا که ما دنیامون رو فقط با تصورات دروغین خودمون ساختیم .
قدرت این دنیای دروغین در مقابل قدرت دنیای الهی هیچ چیزی نیست .
خداوند همواره بر خیر جاریه .
قدرت بدیهای ما در مقابل خیر وجودمون هیچ چیزی نیست .
واقعا خودمون دنیای خودمون رو ساختیم
وقتی دنیای به این قشنگی در وجودمون جاریه از چی بترسیم . از چی ناامید بشیم . از چی در اندوه باشیم .
به خدا که حال خوب داشتن چقدر راحت به دست میاد فقط با تغییر نگرش . با تغییر کانون توجه .
به جای این که مرتب توجهمون رو بزاریم روی ناخواسته ها و قدرت چاقی
بزاریم روی قدرت عظیمی که در وجودمون جاری و ساریه . قدرتی که نه در آن تبدیلی هست و نه تغییری . قدرتی که قانون الهی و قانون آفرینشه . قدرتی که تموم نمیشه . قدرتی که در سرتاسر وجود ما و پیرامون ما هست و توجه به اون میتونه کلی از فرمولهای اشتباه ذهنی مارو تغییر بده .
علت اینکه ما دست به دامان رژیم ها میشویم این باور است که ما به توانایی جسم خود برای لاغر شدن ایمان نداریم . در حالیکه وقتی دلیلی به این واضحی هست که جسم ما خودبخود قدرت تناسب دارد و چاقی تنها باوری اشتباه از سوی ما بر ذهن و جسم است و ذهن و جسم همواره در صدد برطرف کردن آن است آن وقت متقاعد میشویم که حقیقت آن چیزی نیست که ما فکر می کنیم .
چاقی مانند هر زخم یا بیماری دیگری است که به راحتی می تواند توسط سیستم بدنی ما رفع و به حالت اولیه خود برسد . خداوند چاقی را برای ذهن و بدن تعریف نکرده است . آنچه خداوند برای ما میخواهد متناسب شدن است . او سیستم بدن ما را طوری تعبیه کرده که دائما در حال برطرف کردن چاقی باشد و ماراهدایت کرد تا طور دیگری بیندیشیم . تا با تفکرات خود زندگی را به خود تلخ نکنیم خداوند مارا به سمت ایمان هدایت کرد تا ما بدانیم همه اتفاقات خیر خودبخود در حال ایجاد و استمرار است و هرچیز ناخوب در حال پاکسازی و از بین رفتن است . جاء الحق و ذهق الباطل . ان الباطل کان کفورا .حق آمد و باطل رفت به درستیکه باطل از بین رونده است . این آیه هم دقیقا تمام فرمایشات شما را به اثبات میرساند که چاقی بدن خودبخود در حال از بین رفتن است . اصلا از بین رفتن بر چاقی نوشته شده و چیزی که برای ما باقی می ماند تناسب است .
چقدر مکالمات شما و دوستتون جالب بود و اینکه شما در مقابل کسی که راه شمارو انکار داره چقدر قشنگ و عالی واکنش نشون دادید . گفتگوهایی که بین شما و ایشون رد و بدل شد خیلی عالی بود و واقعادجای احسنت داره . خوشحالم که خداوند من و با شما استاد گرامی آشنا کرد تا بتونم سبک تفکرم رو ترقی بدم . راستش من یه وقتهایی واقعا به خاطر سبک تفکرم بین عزیزانم احساس تنهایی می کنم قبلا اینجور نبودم خیلی توضیح میدادم و واقعا هم اشخاص زیادی رو تونستم با این راه آشنا کنم و همشون یه مدت اومدن ولی دیگه خودم نمیتونستم باهاشون ادامه بدم چون ایمان نمی آوردن و ایمان نیاوردن اونها ایمان منو هم لگدکوب میکرد . چون ایمان منم تازه است . من ۳۴ سال از عمرم رو در کفر به سر بردم و فقط سه ساله با ایمان آشنا شدم . من قبلا شاید ظواهر دین اسلام رو رعایت میکردم ولی از یه جای دیگه به بعد فهمیدم اون ظواهر نمیتونه کار منو درست کنه . ولی در این سه سال که واقعا تحقیق کردم و البته سایت تناسب فکری رو روشنتر از همه جا دیدم و دوباره به اینجا بازگشتم و از همه فاصله گرفتم و دوباره در این مسیر شروع به حرکت کردم تا بیشتر و بیشتر در تثبیت باورهای جدیدم کار کنم میبینم حتی باورهای دینی گذشته رو هم دیگه ندارم . من از دین گذشتم . عبور کردم و به خدا رسیدم . خانواده ام مذهبی هستن و شاید اگه بفهمن من دیگه نماز نمیخونم ناراحت بشن ولی من نماز نخوندن الانم رو با ایمان تر از نماز خوندن اون زمانم میدونم . نماز منو از خدا دور میکرد ولی نماز نخوندنم منو به خدا نزدیک کرده . . من خیلی احساس سبکی میکنم . نماز خوندن تکرار کلمات عربی است که من حقیقت اون رو دائما در وجودم دارم . الله اکبر برای من فقط یه لفظ نیست . الله اکبر برای من ایمانه ولی از صورتش گذشتم . روزه گرفتن رو هنوز دوست دارم . چون تونستم نگرشم رو به روزه تغییر بدم . چون اصلا توی روز یادم میره روزه هستم . اگه بخوام حساب کنم من در تمام طول سال روزه هستم .
حتی به همسر و بابام هم گفتم که من به خاطر شما چادر سر میکنم به خودم بود بر میداشتم چون فهمیدم کسی که به خدای وجودش وصله اصلا اون توسط نامحرم دیده نمیشه . چون توی مدارش نیست و کسی هم که با خدای وجودش محرمه با من هم محرم هست . اصلا محرم و نامحرم برام طور دیگه ای معنا گرفته و من تمام این ایمانها رو اینجا به دست اوردم .
شاید دوستانی که شاید یکم متصب باشند فکر کنند که من طاهرا از دین خارج شدم ولی اینطور نیست من به معنای دین رسیدم و دین یعنی راهی برای رسیدن به خدا و من از اینجا به خدای وجودم رسیدم و همونقدر که روی خودم کار کردم و فرمولهای دهنیم رو تغییر دادم به نتایج عالی رسیدم .
به قول باباطاهر عزیز
خوشا آنانکه الله یارشان بی
بحمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
و واقعا من الان تک تک این عبارات رو در خودم مشاهده می کنم .
خداوند رو یار خودم میبینم . ستایش خداوند درونم که همون خود درونیم هست رو دارم ستایش میکنم و تلاش میکنم در جهت الهاماتم حرکت کن . به یگانه بودن این نیروی الهام ایمان دارم و سعی میکنم از شرک فاصله بگیرم و من فقط با حرکت و استمرار در اینجا میتونم این ابیات زیبا رو دروجود خودم ببینم .
من دائما در نماز هستم چون دائما دارم به نیروی درونم متصل میشم و از همه چیز فاصله گرفتم تا صدای او رو بیشتر در وجودم حس کنم . من گلم تازه شکفته است . نیاز به مراقبت داره و البته ایمان دارم خدای وجودم خودش این گل اسمان رو مراقبت میکنه . باز هم به این عبارات جانانه میرسیم که قدرت کفر در مقابل قدرت ایمان هیچ چیزی نیست .
من اکنون در بهشتی زندگی میکنم که دلم میخواد این بهشت رو فقط برای کسانی بگم که اون ها هم به این بهشت رسیدن . من شما رو محرم میدونم . استاد عباس منش محرمه . بچه هایی که با این بهشت آشنا شدن محرم هستن و واقعا نامحرم اصلا نمیتونه خدارو ببینه و بشنوه .
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب امد و برسینه ی نامحرم زد .
نامحرم اون تفکرات بیهوده است که خداوند اونها رو از بین میبره .
خدایا چقدر درخت ایمان شیرینه . هرچقدر ازش صحبت میکنیم سیر نمیشیم . واقعا که در این راه شیرین دیدگاههام در مورد دین هم تغییر کرده
محرم و نامحرم برام تغییر کرده . بهشت و جهنم برام تغییر کرده . مرگ و زندگی برام تغییر کرده . رنج و لذت برام تغییر کرده . من در راه تناسب فکری خیلی تغییر کردم . امروز شوهرم میگفت تعریفتو پیش دوستام کردم .میگفت اونا خانوماشون همش غر میزنند واسه گرونی و واسه خرید و و خلاصه کلافشون کردن و بهشون فشار میاد همسرم میگفت ولی خانوم من اصلا اینطور نیست . خیلی ارامش دارم . خانومم این شرایط رو طور دیگه ای میبینه . یعنی سایت تناسب فکری از من یه ادم دیگه ای ساخت و من واقعا از هدایت الهی و راهنمایی های استاد خیلی متشکرم که تا این حد منو در مسیر تغییر حرکت داد . البته از خودم تشکر می کنم و حقیقتا من بین خودم و استاد و خدا هیچ دوگانگی نمیبینم . چون ما همه در مدار الهی هستیم و درونمون به هم پیوسته است و تمام دوستانی هم که در اینجا هستن و استمرار دارند یقینا جزء محارم هستن و هدایت الهی و راهنماییهای استاد شامل حالشون میشه .
خدایا سپاسگزارم . خیلی شاد هستم به خاطر همه چیز . به خاطر این همه لذت . خدایا لذتها رو روزافزون کن تا تمام مردم بدونند تمام غمهایی که دارن در مقابل شادی این راه هیچ چیز نیست .
هر چقدرم که چاق باشیم در مقابل قدرت بدن و قدرت پاکسازی بدن هیچ چیزی نیست .
هیچ چیزی نیست .
استاد بابت این فایل عالی ازتون بی نهایت سپاسگزارم . راستی از طرف من ایدای نازنین رو که عکس قشنگش هم در فایل بود و من کلی باهاش حال کردم و لپای خوشگلش رو بوسیدم ببوسید . خدا این دختر زیبا رو براتون حفظ کنه که حتی نگاه کردن عکسش هم انسان رو در مسیر دریافت قرار میده ازتون ممنونم که عکس ایدا و یا خودش رو در فایلها با خودتون همراه می کنید . خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز . نمیدونم این نظر رو میخونید یا نه . میخواستم یه نکته بگم در مورد وزن کردن . چون من خیلی سخت متقاعد شدم که وزن کردن باوری در جهت چاقیه . اما اونقدر تحلیل واسه خودم آوردم که مدتهاست دیگه خیلی راحت وزن کردن رو کنار گذاشتم . اصلا دیگه دستور ذهنی در این مورد ندارم . چون اینم یه وسوسه ی ذهن هست و از سوی چاقی ذهن .
اما دلایل من برای رفع این مانع ذهنی
اگه قدمهارو از اول مسیر دنبال کرده باشید باید دیگه آشنا شده باشید که ما برای لاغر شدن باید دقیقا از شیوه ی چاق شدن استفاده کنیم .
آیا ما برای چاق شدن خودمون رو وزن کردیم ؟ یعنی ما کیلوهایی که هربار میرفتیم روی ترازو و بیشتر شدنش رو میدیدیم با این نیت اضافه کردیم که خب من تا هفته ی دیگه میخوام دو کیلو اضافه کنم . یا مثلا گفتیم خب حالا من در جهت مسیر چاقی هستم برم ببینم چند کیلو اضافه کردم یعنی منظورم اینه ما از ابزار ترازو مستقیم برای چاق شدن استفاده نکردیم . اما این ترازو غیر مستقیم باعث چاقی ما شد . ما میرفتیم روی ترازو چون نمیخواستیم چاق بشیم . هی خودمون رو وزن میکردیم چون نمیخواستیم چاق بشیم . هی عدد ترازو رو میسنجیدیم تا شاید عدد کمتری به ما نشون بده یعنی ما همیشه به نیت کاهش وزن از این وسیله استفاده کردیم و در نهایت هم همیشه ترس مارو از چاقی بیشتر کرد . سه حالت پیش می اومد یا کم کرده بودیم که خوشحال و راضی میشدیم و البته این خوشحالی هم باعث میشد ما بگیم خوب شدم دیگه و مسیر لاغری رو رها کنیم یا کم نمیکردیم و باعث میشد اعصابمون خورد بشه و نومید بشیم که چرا این همه تلاشمون نتیجه نمیده و باور سخت لاغر شدن و آسان چاق شدن در ما پدید بیاد و یا وقتی میرفتیم روی ترازو اضافه کرده بودیم و زمین و زمان رو بد و بیراه می گفتیم و تا دو سه روز حالمون داغون بود و هیچ انگیزه ای نداشتیم و تازه عددهای بالاتر برامون عادی میشد چاقی برامون عادی میشد و کلا در مسیر چاقی حرکت میکردیم چون چاره ای نمیدیدیم . پس کلا فرمول ترازو فرمولی در جهت چاقی ما بود که توجه ما رو به جسم میبرد و کانون توجه ما رو از روی ذهن بر میداشت .
دستور ذهنی برو خودتو وزن کن از این کد نشئت گرفته که من به لاغری خودبخود جسمم ایمان ندارم و حتما باید عدد رو روی ترازو ببینم تا مطمئن بشم . این باور ها رو در وزن کردن ترازو شناسایی کردم . یه باور دیگه هم وجود داره که ما هنوز لاغر شدن رو در کاهش عدد جسمی در نظر داریم در حالیکه ما یاد گرفتیم لاغر یا چاق شدن در ذهن اتفاق میفته و جسم اون باور ذهنی رو به ما نشون میده . کاهش وزن شما نشون داده کلی از فرمولهای ذهنیتون درست شدن ولی عمل به وزن کردن نشون میده باورهایی در ذهنتون هست که نیاز به بازسازی دارن تا دستور (برو خودتو وزن کن )متوقف بشه .
چون جمله ی (برو خودتو وزن کن ) یعنی شک داشتن به مسیر .
یعنی اشتیاق برای دیدن محصولی که ایمان نداری خیلی راحت به دست میاد در حالیکه وقتی ریشه اصلاح بشه این نتیجه باید حاصل بشه و اگه حاصل نشه جای تعجبه .
خوشحالی از کاهش وزن یعنی راحت شدن خیال از اون حالت سنگینی و رها کردن مسیر لاغری و به کار افتادن فرمولهای چاقی .
به هر حال حتی اگه دیدن عدد وزن دلخواه هم خیلی لذتبخش باشه ولی وقتی دائمی نباشه هیچ لذتی نداره . چون چاقی ذهن هنوز هست و ما با دیدن مختصری نتیجه خواه ناخواه از استمرار اولیه خارج میشیم و کم کم رها می کنیم مسیر رو .
خیالتون راحت باشه ما به راحتی لاغر میشیم و لاغر می مونیم ولی وزن کردن باعث میشه چاقی برامون بیشتر بمونه و هی توی ذهنمون مرورش کنیم .
استمرار در این راه و کسب اگاهی و گوش دادن فایلها انجام دادن تمارین هست که خیلی ارزشمنده و قدم به قدم که اشتیاقمون هست که بنویسیم باید خدارو شکر کنیم که لاغری ذهن داره کار می کنه که من دوست دارم بنویسم و نتیجه خیلی راحت در حال دستیابیه .
ما با وزن کردن سرعت تخریب رو دوباره زیاد میکنیم و روند ترمیم رو عقب میندازیم . ولی باید ذهنتون متقاعد بشه که ترازو باعث تثبیت چاقی در ذهن میشه و به نظر من همین یه فرمول به تنهایی مانع ادامه ی روند لاغری میشه . پس کاری کنید تا با آموزشهایی که فراگرفتید خودتون رو متقاعد کنید که دیگه خودتون رو وزن نکنید تا کاهش وزنتون عالیتر اتفاق بیفته . به نظر من سرعت ترمیم جسم خیلییییی بالاست ولی اگه ما کند میبینیمش به خاطر ترمزهاییه که در ذهن داریم و نمیزاریم ترمیم بدن کار خودشو بکنه .
یه باور دیگه هم در مورد خواب داشتید .
اتفاقا خوابیدن در مسیر لاغری هست . وقتی ما خوابیم ذهن هوشیارمون فرکانس چاقی به عالم نمیفرسته و در حقیقت از کار افتاده است ولی ناخوداگاه ما بیداره و قدرت ترمیم هم در ناخوداگاه وجود ماست .
ما در خواب لاغر میشیم و خوابیدن فرصتیه که به جسم اجازه میده خیلی راحت بدون دخالت ما روی بازسازی کار کنه . نمونه اش هم مادر گرامی استاد که موقع اوج بیماریشون بهشون خواب مصنوعی دادن تا بدن بدون دخالت ذهن ترمیم بشه و همونجور که استاد هم فرمودن در موقع خواب بدن ایشون بسیار عالی داشت روند بازسازی و پاکسازی رو طی میکرد . یه مورد دیگه هم اینه که موقعی که میخوان عمل جراحی انجام بدن مارو بیهوش میکنند و بسیاری از بازسازیها در بیهوشی ما انجام میشه وقتی ما بیمار میشیم اولین دستور بدن خوابیدنه که در سطح خوابیدن ، او کار خودشو بدون دخالت ما انجام میده چون در حالت بیماری ما در بالاترین حالت تخریب خودمون قرار داریم و دستور به خواب دقیقا اول این حالت تخریب رو جلوگیری میکنه . یعنی خوابیدن خودش یکی از ابزار الات قدرت ترمیم هست . واسه همینه ما انقدر خواب رو دوست داریم و به آرامش میرسیم . چون حتی خود ذهن هوشیار هم در خواب پاکسازی میشه وگرنه اگر خواب نبود ما با این ذهن هوشیار پدر خودمون رو در میاوردیم و خودمون رو نابود میکردیم .
پس خواب نه تنها باعث چاقی نمیشه بلکه بر عکس عامل بسیار موثری در جهت ترمیم و برطرف کردن چاقی هست .
البته که خودتون بهتر از بنده این نکات رو میدونید و من دارم اینجا مثل تمام بچه ها درس پس میدم خدمت شما بزرگواران
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز . واقعا که خوندن دیدگاهها چقدر برام دلچسبه . در مورد ترمیم دندان هم مثل ترمیم سایر اعضا این حالت وجود داره . منتها فرمولها در مورد خراب شدن دندان هم دقیقا مثل چاقی خیلی زیادن . دندانها قدرت ترمیم دارن . یعنی ما اگه خیلی ایمان بیاریم حتی دندانهامون خرابم نمیشه . خراب شدن دندان هم باورهایه که از کوچیکی به ما گفتن .
پسته دندون رو خراب می کنه . مسواک نزنی دندون خراب میشه . شیرینیجات دندون رو خراب می کنه و …. یعنی کانون توجه مارو بردن روی خرابی دندان و دندانهای ما یکی یکی خراب شد ولی خبر خوش اینه همین دندانهای خراب قادر به بازسازی هستند . من الان دقیقا دارم روی یه دندونم کار می کنم و باورهام رو راجع بهش تغییر میدم . عصب من کاملا رهاست و خواهرم تعجب میکنه می گه تو چطور میتونی تحمل کنی میگم تحمل نمی کنم دارم روی باورهام کار می کنم که خودبخود ترمیم بشه . نمیخوام برم عصب رو بکشم . چون مشکل از عصب نیست مشکل از فرمول ذهنیه . یه وقتی درد میگیره سریع دنبال فکری میگردم که داره بهش درد وارد میکنه و خیلی راحت بعد از یکم وارسی پیداش میکنم . من شاید خیلی راحت بتونم برم دندانپزشکی و این تضاد رو بردارم ولی من طور دیگه ای بهش نگاه میکنم میگم این بدن داره با من حرف میزنه و فرمولهای ذهنم رو بهم نشون میده تا تغییر مسیر بدم . شاید اگه این درد نباشه من در جهت برطرف کردن فرمولهای ذهنیم بر نمیومدم و جالبه وقتی فرمول رو شناسایی می کنم درد برطرف میشه و جالبه بدونید کلی فرمول ذهنی از همین یه دندون پیدا کردم و برطرفش کردم . اصلا روش ذهنی فوق العادست چقدر احساس توانایی رو در آدم بالا میبره . بله دکترتون کاملا درست گفتند دندان قدرت ترمیم خودشو داره . ممنون که این عبارت رو اینجا نوشتید و من به سمتش هدایت شدم .