تا وقتی هر روز جلوی آینه میایستی، به شکمت زل میزنی و آه میکشی، یا هی از خودت میپرسی “پس کی لاغر میشم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگترین موانع ذهنی لاغری میافتی. 😓🪤
انگار ذهن تو میگه: “بیا هی به چاقیمون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”
اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمیمونه.
🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازهی رهایی از “چاق بودن” رو بده.
پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاقهایی میتونه بیفته! ✨
🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمیذاره لاغر شی!
هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو میرم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده میرسم:
✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه میگیری: همهچیز بینقص و آمادهست…
تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠
🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…
اگه الان اضافهوزن داریم، دلیلش یک چیزه:
ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬
کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒
هیچکدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!
نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالریشمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊
😵 ما انسانها چی؟ ذهنمون شده فرودگاه افکار مزاحم!
ما مدام دربارهی بدنمون فکر میکنیم، نگرانیم، تئوری میسازیم، با بقیه بحث میکنیم، گوگل میکنیم، دکتر میریم…
و حاصلش میشه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمیذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.
فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:
- 🌀 سوختوساز من کمه
- 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
- 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمیشم
- 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
- 🌀 چون خانوادهم فقیر بودن، بدنم ضعیفه
هر کدوم از اینا، یه تلهست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.
🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)
ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»
ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل میشه به واقعیت زندگیت!
🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:
پدر من از بچگی باور داشت که سکتهی قلبی تو خانوادهش ارثیه.
سالها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار میافته.
و خب، در نهایت هم همین شد.
در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…
❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.
✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…
💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمیتونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»
این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغریتو میگیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!
اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!
اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:
چاقی فقط یک فکره!
نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!
🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته میشه
فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث میشه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:
👩👧 مامان میگه: “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
👨🏫 معلم میگه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”
👨👩👧 بقیه میگن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”
این بذر کوچیک، کمکم آب و نور میگیره (از تکرار فکرها) و تبدیل میشه به یه درخت قوی با شاخههای پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.
🍃 و میوهی این درخت چیه؟ اضافه وزن!
🔁 تکرار = فرمول = واقعیت
اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو بهصورت یه فرمول قطعی ثبت میکنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل میکنه.
مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا میگه:
“تو هیچوقت لاغر نمیشی، چون این سرنوشتته…” 😞
و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنن.
🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشهکن کنیم!
مگه میشه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!
همینطور هم نمیشه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.
✅ باید اول اون فکرهای چاقکننده رو شناسایی کنیم
✅ بعد فرمولهای ذهنی رو بازنویسی کنیم
✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…
یه فکری که میتونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!
خیلیها فکر میکنن دلیل چاقیشون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمیشه کرد! 😶🌫️ و این یکی از قوی ترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.
اگه یه سر به سایتها، مجلهها یا حتی مقالههای علمی بزنین، میبینین تقریباً همه میگن: «ژنتیک یکی از مهمترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیقتر بهش نگاه کنیم.🔍
توی خیلی از خانوادههایی که پدر و مادر چاقن، بچههایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضیها میگن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همهچیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهمتر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر میکنه؟ 🤯
💡 عادتی که مثل ارث میرسه…
من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.
بله درست خوندی! 🤓
چاقی از طریق ژن منتقل نمیشه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچهها منتقل میشه. یعنی چی؟ یعنی:
👂 بچه از وقتی چشم باز میکنه میشنوه:
- “اگه زیاد بخوری چاق میشی!”
- “چاقی تو خون ماست!”
- “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق میشن!”
و این شنیدنهای تکراری تبدیل میشن به فرمولهای ذهنی چاقی… 📥🧠
🧩 فرمولهای چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری
همین فرمولها، کمکم باعث میشن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.
یه جور پیشفرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوریایم!” 😤
و اینجاست که دیگه فرقی نمیکنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!
و اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل میگیرن. ⛔🧠
همون صداهایی که توی سرت میگن:
- “لاغری کار تو نیست!”
- “تو همیشه چاق میمونی!”
- “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”
🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی
بذار برات یه مثال ساده بزنم:
سرما و گرما هیچوقت با هم تو یه فضا جمع نمیشن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥
تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمولهای چاقی باشه، لاغر نمیشی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمولهای چاقی) هنوز فعاله!
برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمولهای ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آرومآروم شروع میکنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق میافته! 🌱🧠➡️💃
✅ پس اگه فکر میکنی چاقیت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!
ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغریت میشن؟
اونها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازیشون کنی! 🧼🧠✨
🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!
با استفاده از آموزش های دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام عالی این تمرین مربوط به موانع ذهنی لاغری، پیشنهاد میکنیم ابتدا این بخش توضیحی رو با دقت بخونی 👀
بعدش ویدیوی آموزشی رو ببینی 🎥 و در نهایت به سوالات پایین بهصورت شرحدار و کامل پاسخ بدی ✨
🔍 سوالات تمرینی شناسایی موانع ذهنی لاغری:
- 🧠 نظر شما درباره شکلگیری فرمولهای چاقی در ذهن و چاق شدنتان چیست؟ با ذکر مثال شرح دهید.
- 🚫 تاثیر موانع ذهنی لاغری در لاغر نشدنتان را چگونه میبینید؟
- ⚖️ به نظرتان استفاده از روشهای لاغری مثل رژیم و ورزش، این موانع رو کمتر میکنه یا بیشتر؟
- 🤔 در دوران چاقیتان بیشتر انتظار لاغر شدن داشتید یا چاقتر شدن؟ چرا؟
- 🛠️ لاغری با ذهن چطور کمک میکنه که موانع ذهنیتون رو بشناسید و اصلاح کنید؟
- 🗣️ جملهی «هرچقدر چاق هستی، هیچ چیز نیست» چه احساسی در شما ایجاد کرد؟ نظرت رو درباره این جمله بنویس.
- 📏 سن خودتون رو بنویسید. با حساب اینکه هر سال حدود یک تن غذا خوردید، تا الان چند تُن غذا خوردین؟ حالا چند کیلو اضافه وزن دارید؟
📝 منتظریم نظرت رو توی دیدگاهها بخونیم!
اگه چیزی از دل تو بیرون اومد، حتماً بنویسش. شاید دقیقاً همون جمله، کمک بزرگی باشه برای کسی که تازه مسیر تناسب ذهنی رو شروع کرده… 🌈💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 74 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
فایل “نکات طلایی 2”:
فایل فوق العاده جذابی بود که حتی اگر می تونستم خودم را کنترل کنم ، دوست داشتم که حتی موقع مشاهده فایل پلک نمیزدم.
من همیشه از دوران کودکی کره خیلی دوست داشتم چون در خانواده پر جمعیتی بزرگ شدم و بیشتر موقعها صبحانه ما پنیر و چای شیرین میخوردیم با نان.
چون کره اکثر موارد درخانه نبود من همیشه کنجکاو بودم که کره بخورم ببینم مزه اش چی جوری است ؟ الان برام خنده دار است، ولی خوب دوران کودکی من کشور در مرحله جنگ بود و همه مواد غذایی همیشه موجود نبود اگر هم بود شاید حدس میزنم خریدش برای پدرمن همیشه ممکن نبود.
مادرم برای اینکه من را راضی کند به خوردن نان و پنیر و چای شیرین به من این باور را داده بود که کره چرب است برای بدن ما خوب نیست.
خوب خودتون حتماً تا حالا حدس زدید ، مادر به خاطر اینکه نمیتونسته برای فرزند خودش کره بخرد ، یک باور اشتباه یا غلط را باتکرار سالها در ذهن من به یک فرمول درست چاقی قوی تبدیل کرده بود.
بعد از مشاهده این فایل متوجه شد م که هر وقت میل به خوردن کره دارم ، مقدار بسیار ناچیزی از ان را برمیدارم و خیلی سریع و با شتاب که انگار که جرمی مرتکب ميخواهم بشم تاکسی نفهمد لقمه را سریع میدهم پایین تا کسی من را در حال خوردن ان نبیند.
با خودم که فکر کردم به نتایج زیر رسیدم:
1. از زمانیکه پسرم غذا خوردن را شروع کرد همیشه اول برایش کره میاوردم و اگر ان میل نداشت یکم بیشتر اصرار میکردم. چرا؟
چون خودم با خودم قرار گذاشته بودم همه ان کارهایی که مادرم در حق من انجام نداد و من دوست داشتم مادرم برام انجام میداد را برای پسرم انجام بدهم.
الان دلیلش را میفهمم ، مادر م برای من رژیم بدون کره را سالها گذاشته بود ، برای همین من همیشه میل به خوردن انچه که ازش منع شده بودم را داشتم ،بعد متاسفانه کنار ان برای من احساس گناه هم گذاشته بود که کره چرب است.
برای همین تا متوجه شدم تصميم گرفتم ذهن خودم را راجع به کره تغییر بدهم. باز هم میگویم الا ن برای من خنده دار است ولی همین موارد کوچک که ما حتی به ان نیندیشیدیم ،باعث شده که ما فرمولها ی چاقی را در ذهن خود جای بدهیم.
دوستان خوب دقت کنید مطمینم همه ما با یافتن این موارد خود به خود ، اسان و راحت متناسب میشویم ، فقط و فقط و فقط بابرداشتن موانع ذهنی در مسیر لاغری قرار خواهیم گرفت.
من برای خودم صبحانه کره و عسل و نان در نظر گرفتم. به خودم گفتم کره چرب است خوب این خوب است چون چربیهای من را بیرون میبرد و دفع میکندو بعد گفتم من فقط به لذتش فکر میکنم و خلاصه اینقدر حرفها ی مختلفی و دلایل قانع کننده ای برای خودم اوردم تا تونستم باورها ی متفاوت دیگری را جایگزین باور غلط دوران کودکیم کنم.
بعد هم باخیال راحت کره ،عسل و چای را با نان تا جاییکه میل داشتم خوردم. بابت ان از خدا سپاسگزاری کردم و ترس خودم را با انجام عمل خوردن و باور صحيح برای همیشه از ذهنم پاک کردم.
الان ديگر ان حرص و ولع خوردن کره را ندارم با انکه در یخچال موجود است. باز هم میگویم این فایل خیلی باارزش بود و برای من بسیار بی نظیر بود. ممنونم استاد. 😇😇😇
چند روز پیش سر کارم که بودم ، مدیران تصمیم گرفتند که برای همه پنیر و نان Bagel با قهوه سر کار به کارمندان شرکت بدهند.
من حدود 3 ساعت قبلش صبحانه خورده بودم ولی رفتم که سهم خودم را بردارم تا هر وقت گرسنه ام شد بخورم.
من هم مثل استاد یاد گرفتم که رفتارها ی غذایی افراد را زیر نظر بگیرم. افراد که کثرا صبحانه خورده بودند برای برداشتن سهمشان از هم سبقت می گرفتند.
من نان نرم را نمیپسندم و ترجیح میدهم که نانم را تست toast کنم. بنابراین داخل صف دستگاه تستر toaster شدم تا نانم را از نرم به خشک تغییر دهم.
بعد متوجه یکی از همکارانم که دختر چاقی است شدم ،با اینکه طعم پنیر توت فرنگی را دوست نداشت تا جاییکه ميتوانست و در توان داشت روی نانش پنیر توت فرنگى گذاشت.
من داشت حالم بهم میخورد ، چون بعدش creme cheese یا همان پنیر معمولی را هم اضافه کرد و اخرین نفر از اتاق بیرون رفت.
چند روز بعد تحت نظرش گرفتم. دیدم که با بی حوصلگی سرکار میاد. لباسهایش اصلا شیک نیست. هیچ قدرتی در وجودش را نمیشه حس کرد.
به جای صحبت رو در رو همیشه در قسمت چتchat سر کار مینویسد. روز اول هفته و اخر کار ی هفته اش کلا با هم فرقی ندارد چون انگیزه ای ندارد و چون افیسش office روبرو ی افیس من است ،از ساعت اولیه روز تا تقريبا 7 ساعت بعد در حال خورده خوری چیپس است و یا قرض گرفتن سس از ديگران.
دیگران همیشه براش غذا از بیرون میگیرند ، از من ادرس رستوران ایرانی توی شهرمون را گرفت چون گفت شنیدم غذاشون خوشمزه است.
حتی یکبار از من خواست چون از طبقه دوم میخواستم بروم طبقه اول تا نامه های ارسالی را پست کنم ، نامه های او را هم پست کنم ، من قبول کردم و الان کاملاً متوجه شدم که این دختر خانم جوان چقدر هر روز دارد با پیروی از فرمولها ی چاقی ذهنش ، اضافه وزن خودش را بیشتر میکند.
من به 2 دلیل خوشحالم :
1. اینکه با دیدن این همکارم ، هر کاری را که او انجام میدهد ، انجام ندهم تا متناسب شوم.2. دیگر اینکه به این خوبی میتونم تشخیص بدهم که رفتارها ی چاقی به چه صورت در افراد قدرت میگیرد و زندگی انها را دچار تغییر و چاقی ارام و بی صدا میکند.
هر دوی این دلیلها باعث شد من خوشحال شوم که من تا الان فرمولها ی چاقی زیادی را در ذهنم تغییر داده ام، چون در غیر اينصورت قادر به تشخیص این همکارم نمیشدم. 😀😁😀
این قسمت راجع به همسرم است که حدود 9 سال در کار فروش عینک ، عدسی تراشی برای عینک ، پخش و فروش و تعمیرات عینک بود.
همسرم به خاطر این 9 سال با یک چشم پزشک در ارتباط بود. از این دکتر چشم پزشك شنیده بود که همه ادمها در 40 سالگی دچار پیر چشمی میشوند.
من با قسمت علمی این داستان مشکلی ندارم ولی دقیقا همسرمن در سن 40 سالگی متوجه شد که دور را خیلی خوب میبیند و برای دیدن اجسام نزدیک چشمهایم بینایی کمتری را دارد.
او عینک مطالعه را تهیه کرد ولی به نظر من باور همسر من نسبت به حرف دکتر چشم پزشک قویتر از علم بود چون همسر من اهل مطالعه نیست ، دانشگاه نرفته حتی به خاطر علاقه نداشتن به درس دبيرستان را هم تا مقطع ديپلم تمام نکرده و سرو کارش هم بسیار با کامپیوتر کم است.
من خودم باور دارم که تا زمانی که زنده هستم چشمها ی سالمی دارم و واقعا هم چشمهایم تیزبین است. حس بویایی بالایی دارم و قبل از هر کسی بوها را تشخيص میدهم.
موهای پر پشتی دارم و بابالا رفتن سنم رشد موهام بیشتر میشود. من لاغرتر میشوم چون استمرارم در انجام تمرینها گسترده تر میشود.
این را عنوان کردم که بگویم همه ما میتونیم از menu خدا لیست مورد نظر را انتخاب کنیم ، بعد نقش باورهایی را که دوست داریم انتخاب کنيم بعد از مدتی خود ما همان نقشی میشویم که تا حالا فقط ادای ان را دراورده بودیم.
من که شروع به بازی کردن کرده ام و دارم کم کم همه باورها ی سنتی ، پوسیده و کهنه را از ذهنم دورمیریزم و به جایش باورهایی که دوست دارم را جایگزین میکنم.
اینقدر تکرارشون میکنم تا اونی بشم که دوست دارم. ☺☺☺
پیامد خوب دیگری که من تا حالا از دوره داشته ام ،تعداد دستشویی رفتن من در طول روز و دفع غذای من توسط بدن من در طول دوره زيادتر شده است.
نمیدانم تا الان هر کدام از ما چقدر غذا خورده ایم ، ولی مطمئن هستم که همه ما ،شاید وزنمان یک هزارم ان همه غذاهایی که خورده ایم نباشد و این نشان دهنده این است که بدن ما همواره در حال حفاظت و مراقبت از سلامت جسم ما بوده، چه ما در دوره بوده ایم چه نبوده ایم.
الان ما میتوانیم با اگاهیهای فوق العاده این دوره به بدن خود کمک کنيم و در کنار ان و همسو با قدمها ی بدن خود ،دوباره متناسب و سالم شویم. 😁😁😁
ذهن قدرتمند ترین عضو ماست. من بارها و بارها این را تجربه کرده ام تا جایی که میتوانم بگویم ان شعبده بازی حرفه ای که همه ازش یاد میکنند را ذهن ما هر روز و هر لحظه برای ما اجرا میکند.
اگرما اگاه باشیم و در راستای ان گام برداریم و درکش کنیم، زندگی برایمان لذت بخش است ، در غیر اينصورت ما یک زندگی معمولی دور از هيجان تکراری را مانند پیشینیان خود خواهیم داشت و زمانی که از این دنیا برویم تنها حسرت ان برای ما ميماند.🤣🤣🤣
“لاغری خود به خودی است “. اگر تمامی فرمولهای چاقی ما بریزد و فرمولها ی تناسب در ذهن ما جای گیرد، اصل بدن ما ، باقی ميماند که متناسب است چون هدیه خداوند یکتا است.😊😊😊
قدرت ترمیم بدن بالا است. من مرتب با منگنه و ورق سر و کار دارم و صبح سر کار دستم با ورق میبرد ولی عصر که توی خونه به ان بریدگی نگاه میکنم ، ترمیم شده است.
این از شگفتیهای بدن ماست که خدا در اختیار ما قرار داده است. ☺☺☺
کم کردن 40 کیلو از وزن من هیچ چیز ی نیست که نشود به تحقق برسد. برای بدن من اصلا کار سختی نیست که این 40 کیلو را کم کند.
برای بدن من بسیار راحت و اسان است که این 40 کیلو را کم کند. 😁😁😁
خیلی راحت و اسان میشود لاغر شد، فقط بایست باورش کردو به ان باور اعتقاد پیدا کرد. 😊😊😊
به نظر من اصلاً سن و سال ربطی به چاقی ندارد ، بی تحرکی ربطی به چاقی ندارد ، با بالا رفتن سن، ما چاقتر نمیشویم ، اینها همه افکار پوچ و سنتی است که مثل خیلی از دیگر حرفها و باورها ی اشتباه ما ،نادرست است و ما لازم نیست انها را باور کنیم. 😇😇😇
روزسه شنبه چهاردهم ارديبهشت ماه سال 1400
سلام دوست عزیز
از اینکه لطف کردید و نظر خودتون را نوشتید، بی نهايت خوشحالم. نظر شما و یا من هر دو یکی است؛ چون ما هر دو از بهترین بندگان خداییم. ما برای هدایت خودمون به سوی تناسب اندام و زیبایی دور هم جمع شده ایم. نظر شما قلبم را لمس کرد و من بابت ان، اشک شوق ریختم.
من حدود یکسال است که عضو این سایت هستم و فهمیده ام که من ان کسی بودم که در باورم در ضمیر ناخوداگاهم؛ والدینم یا معلمها و جامعه برایم در نظر گرفته بودند.
وقتی ما شروع به تغییر باورها میکنیم، بعد از مدتی معجزه واقعی اتفاق میافتد. من در طول این یکسال تغییرات زیادی داشته ام، اما مهمتر از ان، این است که پسر من تغییراتش یک میلیون برابر من بوده است.
چرا ؟
چون مادر ی شاد در کنارش بوده، پس لیاقت داشتن بهترین معلمها ، دوستان و غیره برایش فراهم شد.
همین دو روز پیش بود که صبح زود موقع رانندگي به سمت کارم داخل ماشین، طبق یکی از تمرینهای سایت که الان در من عادت خوب و پسندیده ای شده است، مشغول دعا برای خودم ، همسرم و پسرم و همه مردم روی زمین و مخصوصاً مردم ایران بودم.
چند ساعت بعد، همسرم تلفنی به من گفت که وسط راه وقتی مشغول استراحت در ماشین بوده، یک کامیون بزرگ به ماشین او که در پارک بوده میزند و فقط و فقط و فقط ماشین همسر من اسیب میبیند.
همسر من هیچ تکانی و یا حتی خراشی نمیبیند. انجا بود که باز هم دستان سپاس به سوی خداوند بلند کردم که همسرم را برای من حفظ کرد. بی نهایت از ارزوی موفقیت شما برای خودم سپاسگزارم.
ممنونم که دوستان باارزشی مثل شما عزيزان دارم، هر چند ساکن ایران نیستم و فرسنگها از شما فاصله دارم، ولی دلم همیشه پیش شماست.
قدر خاک مقدس ایران را بدانید. شادی و سلامتی شما را از ایزد منان خواستارم.
سلام به شما فریده جان
خیلی خوشحالم از این همه مهر ومحبت. ممنونم که فرصت گذاشتید و اینقدر با کلمات زیبا برای من نظرتون را نوشتید.
ما خیلی هممون شجاعت داریم که تا این مرحله پیش رفته ایم و همچنان این همه اشتیاق داریم که از هم چیز یاد بگيریم و دنبال یادگیری هستیم.
به نظرم همه ما خیلی تغییر کرده ایم ، مهم نیست که در تهران زندگی میکنیم یا انگلستان هستیم یا در ایالتی در امریکا ، مهم ذهن ماست که دارد هر روز به مرور و با استمرار و تکرار میاندیشد و ما را به تناسب میرساند.
من الان عاشق این ارتباطی هستم که استاد لطف کردند و در اختیار ما گذاشته اند که فرصت انتخاب نوشته های همديگر را در سایت داشته باشیم. من که خیلی دوستان خوب ، با شخصیت و اگاهی تا الان پیدا کرده ام و شما یکی از انها هستید.
سپاس مجدد از استاد گرامی. 🙏🙏🙏
سلام فروغ جان
ممنونم از ابراز لطف شما. من با شما کاملاً موافقم که پیدا کردن مثالهایی در زندگی اطرافمان ،بهترين روش برای انجام تمرینهای استاد است.
من لذت میبرم وقتی نوشته هایی از افراد سرزمين لاغری را میخوانم که مطابقت دارد با زندگی روزانه ما چون این داستانها ی واقعی ميتوانند حتی داستان زندگی خود ما باشد ،پس ما احساس میکنیم که افراد دیگری مثل ما همین احساس را دارند و هم اینکه ما میتوانیم از ديدگاه و نظرات و اندیشه های انان کاربردی به ادامه بهتر تمرینها در این روش و دوره هیجان انگیز ادامه دهیم.
خدا حافظ شما باشد. خوشحالم که از این راه دور، همچنان میتوانم به راحتی محبت قلبی شما را در نظر زیبای شما حس کنم. خاک ایران بسیار مقدس است. قدرش را بدانید. سپاسگزارم. 😊😀😇
خیلی ممنونم استاد از نظر و دیدگاه گرمتان. ممنونم که مشوق من هستید.
من موفقیتهای پیاپی خودم را مدیون 3 دلیل زیر میدانم :
1. کیفیت دوره خوب است ولی در عین خوب بودن هر روز رو به بهتر شدن ، خیلی خوب شدن و عالی شدن است. چرا؟
چون فایلها مرتب update میشوند و به روز میشوند و به دوره اضافه میشوند.
2. کسی که ان را اموزش میدهد شما هستید. کسی که 35 سال طعم چاقی را چشیده اید وبه زبان چاقی تسلط کامل داشته اید ، پس هنرجویان را کاملا درک میکنید.
مهمتر از اینکه شما فرد بدون سانسور و روراست و شفافی هستید ،پس اموزش را 100 درصد خالص در اختیار ما قرار میدهید وبه قول معروف فوت اخر را هم براي همه در اختیار گذاشته اید.
3. در اخر ،اینکه من لاغری را دوست ندارم بلکه عاشقش هستم ،چون سالها از طریق ورزش یارژیم اگر طول دوره 6 ماه بود من چند برابر ان 6 ماه ان را مو به مو اجرا میکردم.
من اشتیاق زیادداشتم ولی مسیرم اشتباه بود الان همان اشتیاق رابیشتر دارم و مسیرم درست است. این را بگویم من چون خودم ميخواهم متناسب شوم ، تصمیم من و استمرار من هرروز بیشتر از قبل میشود.
استاد دليل و بهانه ای ندارم که اموزش دوره های عالی را بااستادی با مهارت و حاذق با علاقه و خواستن خودم تا سر حد بینهایت را نتونم خوب تمرین کنم.
همه شرایط برای من اماده است و من هم که ميخواهم انجامشان بدهم. من از انجام بهتر باور سازی اینقدر متحول میشوم که حتی همسرم که کاملاً متناسب است و همه عمرش متناسب است همیشه دوست دارد ببیند تمرین روزانه من چیست.
باز هم از شما ممنونم. 😇😇😇