0

چاقی فقط یک فکره! نه ژن، نه غذا! (گام ۶۵)

موانع ذهنی لاغری
اندازه متن

تا وقتی هر روز جلوی آینه می‌ایستی، به شکمت زل می‌زنی و آه می‌کشی، یا هی از خودت می‌پرسی “پس کی لاغر می‌شم؟”، بدون اینکه بفهمی داری توی دام یکی از بزرگ‌ترین موانع ذهنی لاغری می‌افتی. 😓🪤

انگار ذهن تو می‌گه: “بیا هی به چاقی‌مون فکر کنیم، بلکه لاغر شیم!”

اما زهی خیال باطل! 😅 چون تا وقتی تمرکزت روی شرایط فعلی بدنت باشه، راهی برای رسیدن به تغییر باقی نمی‌مونه.

🌱 لاغری از جایی شروع میشه که ذهن اجازه‌ی رهایی از “چاق بودن” رو بده.

پس لطفاً قبل از اینکه بخوای وزنتو کم کنی، بیا با هم این مانع ذهنی رو کنار بزنیم… و تازه بعدش ببین چه اتفاق‌هایی می‌تونه بیفته! ✨

🎯 اهمیت موانع ذهنی لاغری؛ همون چیزی که نمی‌ذاره لاغر شی!

هرچی بیشتر توی مسیر ✨ لاغری با ذهن ✨ جلو می‌رم، بیشتر به یه حقیقت عجیب ولی ساده می‌رسم:

✅ متناسب بودن روند طبیعی بدن ماست!

موانع ذهنی لاغری

بله، درست شنیدی! لاغر بودن یه چیز کاملاً طبیعی برای جسم ماست. مثل همون حالتی که گوشی موبایل رو از کارخانه می‌گیری: همه‌چیز بی‌نقص و آماده‌ست…

تا وقتی خودمون با باورها و فکرهای اشتباه، یه عالمه ویروس فکری توش نریختیم! 📱🧠

🧱 اما چرا چاق شدیم؟ چون موانع ذهنی لاغری ساختیم…

اگه الان اضافه‌وزن داریم، دلیلش یک چیزه:

ما موانع ذهنی لاغری در ذهنمون ساختیم. با دست خودمون! 😬

کافیه یه لحظه به حیوانات نگاه کنی… 🐕🐎🐒

هیچ‌کدومشون چاق نیستن، چون ذهنشون با افکار محدودکننده شلوغ نشده!

نه رژیم دارن، نه ترازو، نه اپلیکیشن کالری‌شمار. ذهنشون سبک و آزاده، واسه همینه که بدنشون متناسبه. 🌿🕊

😵 ما انسان‌ها چی؟ ذهن‌مون شده فرودگاه افکار مزاحم!

ما مدام درباره‌ی بدنمون فکر می‌کنیم، نگرانیم، تئوری می‌سازیم، با بقیه بحث می‌کنیم، گوگل می‌کنیم، دکتر می‌ریم…

و حاصلش می‌شه یه ذهن شلوغ، پر از باورهای محدودکننده که نمی‌ذاره بدنمون به حالت طبیعی خودش برگرده.

فقط یه نگاه بنداز به بعضی از موانع ذهنی لاغری رایج:

  • 🌀 سوخت‌وساز من کمه
  • 🌀 سنم بالا رفته، طبیعیه چاق شم
  • 🌀 تحرکم کمه، پس لاغر نمی‌شم
  • 🌀 آفتاب باعث شل شدن پوستم شده
  • 🌀 چون خانواده‌م فقیر بودن، بدنم ضعیفه

هر کدوم از اینا، یه تله‌ست؛ یه مانع ذهنی لاغری که جلوی حرکتت به سمت متناسب شدن رو گرفته.

🔁 باور = واقعیت (حتی اگه اشتباه باشه!)

ممکنه بگی: «خب اینا واقعیته!»

ولی موضوع اینه که حتی اگه باورت اشتباه باشه، اگه باورش کرده باشی، تبدیل می‌شه به واقعیت زندگی‌ت!

🎞 بذار یه داستان واقعی بگم:

پدر من از بچگی باور داشت که سکته‌ی قلبی تو خانواده‌ش ارثیه.

سال‌ها غذای سالم خورد، آزمایش داد، ورزش کرد، اما همیشه این ترس باهاش بود که بالاخره یه روز قلبش از کار می‌افته.

و خب، در نهایت هم همین شد.

در سن ۶۴ سالگی، بدون هیچ علامت قبلی، سکته کرد و رفت…

❗️اون باور، حتی اگه از نظر علمی غلط بود، اما توی ذهن پدرم به یه «حقیقت غیرقابل تغییر» تبدیل شده بود… و بدنش هم تسلیم اون باور شد.

✨ وقتشه ذهنت رو تمیز کنی…

💡 حالا فکر کن… اگه تو هم باورت اینه که: «من نمی‌تونم لاغر شم چون فلان مشکل رو دارم…»

این جمله، داره مثل یه دیوار جلوی مسیر لاغری‌تو می‌گیره. پس اولین قدم برای لاغر شدن، رژیم نیست!

اولین قدم، پاکسازی ذهن از باورهای چاقی و از این موانع ذهنی لاغریه! 🧹🧠

🧠 چاقی فقط یک فکر است؛ همون فکری که توی ذهنمون ریشه داره!

اگه ازم بپرسن چاقی دقیقاً چیه، یه جواب دارم که شاید عجیب باشه ولی واقعیه:

چاقی فقط یک فکره!

نه یه ژن ارثیه، نه یه بیماری لاعلاج… یه فکره که از یه جایی توی ذهن ما کاشته شده!

🌱 چاقی مثل یه بذر توی ذهن کاشته می‌شه

فکر چاقی درست مثل یه بذر کوچیکه… یه روزی، یه جایی، یه حرف، یه نگاه، یا حتی یه جمله باعث می‌شه این بذر توی ذهن ما کاشته بشه. مثلاً:

👩‍👧 مامان می‌گه: “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی!”

👨‍🏫 معلم می‌گه: “بعضیا از بچگی چاقن دیگه، طبیعیه!”

👨‍👩‍👧 بقیه می‌گن: “تو هم مثل بابات چاقی، ارثیه!”

این بذر کوچیک، کم‌کم آب و نور می‌گیره (از تکرار فکرها) و تبدیل می‌شه به یه درخت قوی با شاخه‌های پر از باورهای محدودکننده درباره بدنمون.

🍃 و میوه‌ی این درخت چیه؟ اضافه وزن!

🔁 تکرار = فرمول = واقعیت

اگه یه فکر بارها تکرار بشه، ذهن اون رو به‌صورت یه فرمول قطعی ثبت می‌کنه. و بعد، طبق اون فرمول عمل می‌کنه.

مثلاً اگه ذهنم باور کرده که “چاقی ارثیه”، دیگه هر چقدر تلاش کنم رژیم بگیرم یا ورزش کنم، باز هم ته ذهنم یه صدا می‌گه:

“تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی، چون این سرنوشتته…” 😞

و خب اینجاست که موانع ذهنی لاغری شکل می‌گیرن. موانعی که از پشت پرده، مسیر لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن می‌کنن.

🎯 پس چطور لاغر بشیم؟ اول باید فکر چاقی رو ریشه‌کن کنیم!

مگه می‌شه بدون کندن ریشه، درختو قطع کرد؟! ❌ نه!

همین‌طور هم نمی‌شه بدون اصلاح فکرها، بدن رو متناسب کرد.

✅ باید اول اون فکرهای چاق‌کننده رو شناسایی کنیم

✅ بعد فرمول‌های ذهنی رو بازنویسی کنیم

✅ و به ذهن یاد بدیم که لاغری هم مثل چاقی، یه فکره…

یه فکری که می‌تونه رشد کنه، قوی شه، و تبدیل بشه به واقعیت جدید ما!

چاقی ارثی است یا عادتی

🤔 چاقی ارثیه یا عادته؟ مسئله این است!

خیلی‌ها فکر می‌کنن دلیل چاقی‌شون اینه که بابا یا مامانشون چاق بودن. ژنتیکه دیگه! کاریش نمی‌شه کرد! 😶‍🌫️ و این یکی از قوی ترین موانع ذهنی لاغری محسوب میشه.

اگه یه سر به سایت‌ها، مجله‌ها یا حتی مقاله‌های علمی بزنین، می‌بینین تقریباً همه می‌گن: «ژنتیک یکی از مهم‌ترین عوامل چاقیه.» ولی خب… بیاین یه کم دقیق‌تر بهش نگاه کنیم.🔍

توی خیلی از خانواده‌هایی که پدر و مادر چاقن، بچه‌هایی هستن که کاملاً متناسبن.
حالا بعضی‌ها می‌گن: «خب اون دیگه ژنش نرفته!» 😅 ولی آیا واقعاً همه‌چیز تقصیر ژنه؟ یا اینکه یه چیز مهم‌تر توی ذهنمون داره فرمان چاقی صادر می‌کنه؟ 🤯

💡 عادتی که مثل ارث می‌رسه…

من اعتقاد دارم که چاقی ارثی نیست، عادتیه.

بله درست خوندی! 🤓

چاقی از طریق ژن منتقل نمی‌شه، بلکه از طریق الگوهای ذهنی و رفتاری والدین به بچه‌ها منتقل می‌شه. یعنی چی؟ یعنی:

👂 بچه از وقتی چشم باز می‌کنه می‌شنوه:

  • “اگه زیاد بخوری چاق می‌شی!”
  • “چاقی تو خون ماست!”
  • “ما از اوناییم که با آب خوردن هم چاق می‌شن!”

و این شنیدن‌های تکراری تبدیل می‌شن به فرمول‌های ذهنی چاقی… 📥🧠

🧩 فرمول‌های چاقی + تکرار = موانع ذهنی لاغری

همین فرمول‌ها، کم‌کم باعث می‌شن که فرد انتظار چاق بودن از خودش داشته باشه.

یه جور پیش‌فرض ذهنی! مثل اینکه مغزت بگه: “تو قراره چاق باشی، چون ما خانوادگی اینجوری‌ایم!” 😤

و این‌جاست که دیگه فرقی نمی‌کنه چی بخوری یا چه ورزشی بکنی… چون ذهن، کنترل اوضاع رو دست گرفته!

و این‌جاست که موانع ذهنی لاغری شکل می‌گیرن. ⛔🧠

همون صداهایی که توی سرت می‌گن:

  • “لاغری کار تو نیست!”
  • “تو همیشه چاق می‌مونی!”
  • “حتی اگه کمم بخوری، بازم چاقی!”

🔥 فرمول ذهنی لاغری = منبع گرما در سرمای چاقی

بذار برات یه مثال ساده بزنم:

سرما و گرما هیچ‌وقت با هم تو یه فضا جمع نمی‌شن. اگه یه اتاق سرد باشه، تنها راه گرم شدنش اینه که یه منبع گرما بیاری توش! 🥶➡️🔥

تو هم اگه توی ذهنت پر از فرمول‌های چاقی باشه، لاغر نمی‌شی. هرچقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، فایده نداره چون اون منبع سرما (فرمول‌های چاقی) هنوز فعاله!

برای همین اول باید موانع ذهنی لاغری رو برداری، بعدش بری سراغ ساختن فرمول‌های ذهنی لاغری. اون وقته که ذهن آروم‌آروم شروع می‌کنه به تغییر دادن جسم… و لاغری خود به خود اتفاق می‌افته! 🌱🧠➡️💃

✅ پس اگه فکر می‌کنی چاقی‌ت ارثیه، یه بار دیگه با خودت رو راست باش!

ببین کدوم افکار، باورها یا جملات تکراری توی ذهنت دارن ناخودآگاه مانع لاغری‌ت می‌شن؟

اون‌ها دقیقاً همون موانع ذهنی لاغری هستن که باید پاکسازی‌شون کنی! 🧼🧠✨

🌟 یادت نره! تغییر ذهن، کلید تغییر جسمه!

با استفاده از آموزش های دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن به ساختن نسخه جدیدی از خودت… از ذهنت شروع کن! 💫

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای انجام عالی این تمرین مربوط به موانع ذهنی لاغری، پیشنهاد می‌کنیم ابتدا این بخش توضیحی رو با دقت بخونی 👀
بعدش ویدیوی آموزشی رو ببینی 🎥 و در نهایت به سوالات پایین به‌صورت شرح‌دار و کامل پاسخ بدی ✨

🔍 سوالات تمرینی شناسایی موانع ذهنی لاغری:

  • 🧠 نظر شما درباره شکل‌گیری فرمول‌های چاقی در ذهن و چاق شدن‌تان چیست؟ با ذکر مثال شرح دهید.
  • 🚫 تاثیر موانع ذهنی لاغری در لاغر نشدن‌تان را چگونه می‌بینید؟
  • ⚖️ به نظرتان استفاده از روش‌های لاغری مثل رژیم و ورزش، این موانع رو کمتر می‌کنه یا بیشتر؟
  • 🤔 در دوران چاقی‌تان بیشتر انتظار لاغر شدن داشتید یا چاق‌تر شدن؟ چرا؟
  • 🛠️ لاغری با ذهن چطور کمک می‌کنه که موانع ذهنی‌تون رو بشناسید و اصلاح کنید؟
  • 🗣️ جمله‌ی «هرچقدر چاق هستی، هیچ چیز نیست» چه احساسی در شما ایجاد کرد؟ نظرت رو درباره این جمله بنویس.
  • 📏 سن خودتون رو بنویسید. با حساب اینکه هر سال حدود یک تن غذا خوردید، تا الان چند تُن غذا خوردین؟ حالا چند کیلو اضافه وزن دارید؟

📝 منتظریم نظرت رو توی دیدگاه‌ها بخونیم!
اگه چیزی از دل تو بیرون اومد، حتماً بنویسش. شاید دقیقاً همون جمله، کمک بزرگی باشه برای کسی که تازه مسیر تناسب ذهنی رو شروع کرده… 🌈💬

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 74 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=27457
159 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۱۲:۱۰
      مدت عضویت: 2496 روز
      امتیاز کاربر: 7370 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 3,627 کلمه

       امیدوارم اهمیت دادن به خودتون  الویت  شما  در زندگی  باشه وحال خوب  داشتن  الویت  شما  در زندگی  باشه و توجه به نکات مثبت  زندگی الویت  شما  باشه (من الویتم در زندگی حال خوب و لدت بردن از هر انچه که  دارم هست   که سرچشمه ی تمام موفقیت ها هست . )

       من نمیدونم در جسمم چه اتفاقی  های میفته  و من چند کیلو کم میکنم و یا چقدر لاعر تر شدم  مگر لباسی بپوشیم یا کسی بگه و  من متو جه بشم که بازم شرایط جسمی من   بهتر شده و اون قت بیشتر از خودم  لذت میبریم .( در این مدت هر کس من رو دیده گفته  چقدر  عالی لاعر شدی و خودم با بعصی لباسهای که پوشیدم متوجه شدم عالی لاعر شدم و خودم رو تحسین کردم و نگاه کردم به اون تغییراتم و خوشحال بودم و ایمانم بیشتر شده که من میتونم و ادامه دادم )
      قبلا وقتی کسی لاغر میشد  حرفم این بود   که 

      چقدر خوب تونستی لاغریت رو نگه داری و همیشه میگفتم لاغر ماندن سخته و گرنه لاغر شدن برام خیلی سخت نیست  .

      (من خودم به شخصه بارها رژیم گرفتم و خوب هم لاغر شدم اما هیچ وقت نتیجه ماندگار نبوده و  همین من رو ادیت میکرد و همیشه میگفتم خیلی سخته لاغری  رو که با زجر به دست آوردی رو  نگه داری و اگر کسی رو میدیدیم موفق شده  و موفق مونده حتما   میمرسید م تو چیکار کردی که لاعر شدی و موندی و با خسرت میگفتم خوش به حالت به منم بگو
      خیلیا با کمتر خوردن انتظار لاغری دارن اما نکته اش چی هست که لاغر نمیشن  ؟؟اختلال در ذهن ما هست که ما لاغر نمیشیم و نه در خوردن ما .(من خودم این اواخر که ۷ سال رژیم  و ورزش سنگین داشتم  ولی هر ماه شاهد چاقی بیشتر بودم و میگفتم الان که دیگه ته نخوردن و وورزش رو دارم انجام میدم پس چرا چاقم ؟؟و اینقدر فکرم  و ذهنم منفی و چاق  بود که نگو  اما یه جاهایی میگفتم بابا بدن  تو به مقداری از  این   خوردنی ها که احتیاج داره و همشون که من ررو چاق نمیکنن اما چون در این مسیر نبودم و کلی نجوای منفی داشتم نمیتونستم موفق بشم و صدای سمت مثبت ذهنم رو متوجه بشم و با هر خوردن ترس و وحش از چاقی بیشتر داشتم و اصلا خوردن رو کاری وحشتناک میدونستم که من رو چاق میکنه
      بله درسته که نمیخوردی ولی  انتظارت چی بوده ؟ شما چندین سال افکار چاق کننده داشتی و حالا با کمی نخورون انتطار لاغری داری مثل نسیمی هست بر کویر چاقی .

      بر اساس عوامل بیرونی (چون هله هوله نمیخورم یا عدای اضافی نمیخورم و یا رستوران نمیریم و ..‌‌ )انتطار لاعری در شما  به وحود اومد  و همش،میگین  پس چرا من لاعر نمیشم ؟؟.(بارها شده بود من هم  با ذهن چاقم یه شرایط رو تجربه میکردم که کمتر میخوردم و انتطار لاغری داشتم اما لاغر نمیشدم مثلا در ماه رمضان یا در مدت یه بیماری و یا فعالیت شدیدی و …چون  کفه ی ترازوی افکار چاقی من خیلی سنگین تر از کفه ی ترازوی افکار لاغری من بوده و در نهایت دهن چاقم برنده شده و من لاغر نشدم پس فقط به داشتن یک فکر نیست  که بگی من که فکرم خوب بود پس چرالاعر نشدم ؟ )

       استاد جواب میدن   حالا  این انتظار خوبه ولی این انتظار رو خودت به وجود اوردی یا شرایط برات به وجود اورده ؟؟؟
      این چاقی به خاطر انبوه افکار چاقی  در تو به وجود اومده ؟؟؟

      مثلا بگی :چاقی من به خاطر کم تحرکی هست این  یک فکر چاق کننده هست  که .در مغز من ثبت شده بود و یا بگی  چاقی من بر اثر ازدواج طبیعی هست و من بعد از ازدواج چاق شدم و همین فرمول باعث شده که جسم من رو تحت تاثیر قرار بده و حالا من میخوام با عوامل بیرونی که رستووران نمیرم یا پفک و چیپس نمیخورم  لاعر بشم اما خیلی اثری نداره.چون قدرت افکار چاقی من بیشتر هست .

      پس تو با فکر های چاق کننده   داری چاق میشی حالا هم با افکار لاغر کننده تو  باید   لاغر بشی .

      اگر فکر میکنی غدا تو رو چاق نمیکنه پس تهش دیگه نمیگی من نخورم که چاقتر بشم .(استاد من یاد گرفتم هیچ وقت هیچ خوردنی رو از ترس اینکه مبادا چاقتر بشم نخورم انجام ندم و تنها زمانی نخورم که سیر باشم و  واقعا نتونم بخورم اون وقت با قاطعیت میگم میل ندارم ولی غیر از این به هر دلیلی نخورم دارم بدتر چاق میشم جون کالریش بالاس چون دیر وقته چون سرخ کردنی  هست مگر خودم بدم بیاد و از سنگینی اون اذیت بشم که نخورم و گرنه از ترس چاقتر شدن و یا چاقی نخورم واقعا چاقی بیشتر رو تجربه میکنیم و دارم بهش سعی میکنم همیشه عمل کنم
      حرف  تو جسمت رو تغییر نمیده اون باور های  تو و اون فرمولهای قدیمی ذهن تو   داره نتیجه رو رقم میزنه .
      اگر بگی شیرینی نمیخورم چون من رو چاق میکنه چون دیر وقته یا بترسی که بخوریش داری با نخوردنت به چاقی توجه میکنی و اون رو پرورش میدی .(من همین دیشب دلم یه دسر خوشمزه خواست بعد از روزه خوردم اما در حد یه قاشق با چایی خوردم انگار داشتم میترکیدم و دیگه به خوردنش ادامه ندادم چون از اون حالت سنگینی بعد از غدا من متتفرم و گفتم بس هست و چقدر قشنگ من در این چند روز  ماه رمصان دارم عمل میکنم استاد واقعا سپاسگزارم از شما من هر سال اینقدر با  افکار  چاق کنند ه روزه گرفتم  و عدا خوردم  که نگو ولی حالا به هیچ وجه اون احساس  و افکار رو ندارم و اون گرسنگی رو ندارم و اون سنگینی بعد از فطار رو ندارم در حالی که کاملا سیر هستم و دارم از خوردن لذت میبرم خدا رو شکر اینقدر عالی عمل میکنم در حالی که اطرافیان من یا میگن چرا خوردیم زیاد خوردیم و یا میترسن شیرینی و یا عدا بخورن حرکت میکنن اما من خیلی راحت واقعا انگار اتوماتیک داره میشه خوردن من خیلی راحت میخورم و سیر میشم و حالم هم خوب هست و هیچ ترس و نگرانی و ادیت شدنی هم در کار نیست چقدر رانندگی با ماشین اتو ماتیک حال میده خدایا شکرت   و اصلا فرقی برام نداره که ماه رمصان هست و در وعده ی بعدی عدا هست یا نیست من تمام تمرکزم روی نیار جسمم هست که برای رفع اون میخورم هر وقت نیازم بر طرف شد دست میکشم حتی اگر در حد چند لقمه باشه  من کاری ندارم که کم خوردم یا زیاد خوردم  چون ذهنم یه نجوایی داشت چرا نخوری ؟ بخور ماه رمصون الان فردا  دیگه غذا نیست  و تو گرسنه ات میشه چقدر کم خوردی ولی صدایی بلندتر حرف زد  مگر معده ام یخچال که برا فردا غذا ذخیره کنم نه فعلا بسه هر وقت خواستی  و گرسنه ات  شد حتی اگر اخر شب بود تو دوباره بخور نگران نباش پس فعلا زیاده روی نکن و اصلا فارغ از زمان و مکان و نوع عداددارم رفتار میکنم و اصلا  دیگه هم میل به خوردن ندارم همون چند لقمه افطاری رو میخورم  دیگه هیچ چیز میل ندارم تا فردا واقعا سیریم و هیچ حرص و ولع الکی هم ندارم خدا رو شکر من به زودی یک شگفتی ساز میشم و لدت میبرم
      پس اگر  هر خوردنی رو نمیخوری از ترس چاقی داری چاقی رو تقویت میکنی و اگر هم  اون خوراکی رو بخوری که عداب وجدان  داری  بازم داری چاقی رو تقویت میکنی در واقع در هر حالتی داری به چاقی فکر نمیکنی اما یک متناسب ذهنش اینطور نیست اگر دوست داشته باشه میخوره اگر دوست نداره نمیخوره  و هی  زیر چشمی نگاه نمیکنه که  حرص،بخوره (،چقدر با این کارها بیگانه شدم  و فاصله گرفتم چقدر دور شدم انگار سالها هست من از این افکار و اعمال نداشتم و یاد گدشته های خودم میفتم که همیشه یا از ترس نمیخوردم یا اگر میخوردم کلی عذاب وجدان داشتم و همه و خودم رو هم میگفتم که چرا خوررم وای دارم چاقتر میشم ولی حالا اگر کسی در اطراف من بگه گرسته ام هست ولی نمیخورم چون چاقم میکنه و یا کالریش زیاده و …. من فقط تعجب میکنم خوب میخوای دیگه بردار بخور به اندازه نیازت بخور اینقدر تفکیک نکن مواد غذایی رو و کلا با این دید دارم عدا میخورم هر چیزی که فکرش رو بکنید  و من سالها محروم بودم دارم میخورم حتی سرشیر محلی دزفولی با خرما که استاد میدونن چی هست رو من تازه در این یک سال و نیم  دارم  میخورم و یا شام خوشمزه و یا شیرینی و یا هر چیز دیگه  رو که بخوام با عشق بر میدارم و میخورم و انتطارم از خودم لاعری هست چون به اندازه نیاز میخورم و زیادتر نمیخورم و میگم با این غدا انرزی جسمم رو تامین میکنم و هیچ فرقی نداره برای جسم من که سیب درختی  بخورم یا بستنی بخورم فقط با فکر خوب که دارم انرژی جسمم رو تامین میکنم میخوزم )
      در اروپا بررسی کردن  هر فرد که ۴۰ سال سن داره ۱۸ تن عدا خورده اما در ایران اگر بیان تحقیق کنن میبینن   احتمالا یه فرد ۴۰ ساله ۴۰ تن غدا خورده به خاطر سبک خوردن ما ایرانیها  و بر اساس همین تحقیق من ۴۰ تن عدا خوردم و لی فقط ۴۰ کیلو اضافه وزن داشتم پس بقیه اش کجا رفته؟؟؟

       یا بدن   به انرژی تبدیلش  کرده یا دفعش کرده و حالا جسمی که تونسته نزدیک ۴۰ تن رو یا دفع کنه یا مصرف کنه ببین چقدر از چاقی بیزاره و ذهن چقدر قدرت داره که جلوی این جسم رو میگیره و ۴۰ کیلو از ۴۰ تن رو نگه میداره .

       پس به قدرت ذهن اینجا میتونید پی ببریید .(ای ول چه باور خوبی با این تحقیق در ذهن من باور خوبی  به وجود میاد  که من به راحتی میتونم متناسب بشم  من که چیزی از اضافه وزنم نمونده و  این کار فقط کار ذهن چاقم هست که  مانع برای جسم من درست کرده و  میگه  چون آخر اضافه  وزنم هست سخته از  بینش  ببری   یا چون تو در دورها  ی اصلی  استاد شرکت نکردی نمیتونی کامل از بین ببریش ولی باید  من  به ذهنم بگم این ۶ کیلو اصافه وزن برای من که ۳۶ تن غدا رو سوزندم و یا دفع کردم اصلا چیزی نیست و تا چند روز دیگه از بین خواهد رفت و بدون هیچ سختی من دارم هر روز متناسبتر میشم و اصلا خود به خود بدون اینکه من کار خاصی کنم لاعر میشم مثل خواهرم خواهر شوهرم فرزندان خواهر شوهرم و یا دوستم و دخترم و یا ….)

      جسم شما با تمام توانش هزاران کیلو رو دفع کرده  پس اگر موانع چاقی رو شناسایی کنید قدرت ذهن شما در چاقی کاهش پیدا میکنه و شما رو متناسب میکنه  .(

      من مانع هایی داشتم که اشتهام زیاده و یا چون قرص میخورم و یا چون کم کاری تیرویید  دارم و یا اینکه چون  رژیم سخت و ورزش نداشته باشم  نمیتونم لاغر بشم ولی به لطف خدا تمام این مانعها رو نقض کردم و دیگه  اینها رو دلیل چاقی خودم  نمیدونم و بسیار راحت جسم من وزن کم کرد و الان در حد ۶ کیلو اخرش مونده و میدونم جسم من بسبار پرقدرت هست و همینطور که تا حالا کم کرده اینم به راحتی کم میکنه و ذهنم   با جسمم کاملا داره همسو میشه و با هم تمام اصافه ها رو میخوان دفع کنن و یک جسم سالم و سلامت و متناسب به وجود بیارن در وزن و سایز دلخواهم )

      به نسبت اون مقدار که بدن من دفع کرده و یا سوزنده  این مقدار  اضافه  وزن من هیچ چیز نیست .

      اگر هر مقدار اضافه وزن داری این قدرت ذهن خودت هست .

      خودت نمیزاری بدنت این مقدار رو دفع کنه (واقعا این ۶ کیلو اصافه وزن من در مقابل ۳۶ تن که اصلا چیزی نیست و در چند روز آینده بدن من  با قدرت خودش،و بدون هیچ عامل بیرونی اون رو از دست میده و من متناسب میشم و در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ که اندام دلخواه من هست قرار میگیریم  اندامی  که روی معده و شکم  من صاف و پهلوها و کمر  من باریک هست و رانهای لاعر و کتف و شانه های استخوانی و لاعر  خواهم داشت و بالاتنه و پایین تنه ی من بسیار جمع و جور و ظریف میشه   و بسیار برای من لدت بخش تر خواهد بود که در این جسم جدید باشم
      لاغری خود به خودی اتفاق میفته فقط کافیه موانع رو برداری 

      برای کسی که غذا خوردنش هیچ فرقی با قبلش  نکرده و همون مقدار  قبلا هست پس  چرا داره  چاق میشه .؟؟چون قدرت ذهنت داره بیشتر میشه با هر بار رفتن روی ترازو  دیدن خودت در آینه حالت بد میشه و با این کارها داری حلوگیری میکنی از دفع بدنت در چاقی و اضافه ها .(لاعری در جسم من خود به خودی رخ میده و هر روز اتفاق میفته مثل نفس کشیدنم مثل راه رفتنم مثل پلک زدنم و من اصلا نگران اینکه چاق بشم نیستم ولی اگر مانع براش درست نکنم مثلا هر روز جلوی ایینه نرم و به جسمم خیره نشم و یا روی ترازو نرم و یا از چاقی خودم با هیچ  کس حرف نزنم و ناامید نشم و قدرت رو به هیچ عذایی و قرص و دارویی ندم فقط قدرت رو خودم دارم و به نجوای دهنی خودم جواب درست بدم که من به زودی میتونم خیلی راحت و ساده و بدون زجر متناسب بشم و در اندام دلخواهم که بالا گفتم یک جسم لاعر و کشیده و بالاتنه و پایین تنه ی بسیار ظریفی   خواهم   داشت و الانم بسیار زندگیم  و اصلا از خواستم دور نیستم )
      دقت کن ببین موهات و ناخنت داره رشد میکنه و دستت بریده و خوب شده  و … بدنت قدرت ترمییم داره ولی چرا در چاقی جسم  نمیتونه خودش  رو ترمیم کنه چون داری قدرت ذهنت رو اضافه میکنی با ناامیدی  یا با  دیدن خودت  در آینه و تنفر و …. داری جلوی بدنت رو میگیری که اضافه رو دفع کنه و یا بسوزونه   باید این موانع رو شناسایی  کنی و با  تمرین و تکرار کردن داری برام باور پذیر  میشه که من میتونم لاغر بشم و تا هر جا دوست داشت پیش میبره و کار من نیست و جسم من  خودش ترمیم میکنه (من زمانی که تازه زایمان دومم رو کردم و چون تا یک سال و نیم به پسرم شیر دادم  با باورهای علط که شیردهی موها رو کم پشت میکنه و یا بعد از زایمان بدنم صعیف شده و  کل موهام ریخت و اصلا رشددنمیکردن  و بسیار خشک  و مجعد  شده بودن در حالی که قبلا از اون بسیار موی بلند و پرپشت و مشکی داشتم اما به لطف خدا بعد از مدتی که پسرم رو از شیر گرفتم و  یه سری آزمایشها دادم و داروها مصرف کردم کمی بعد موهای من شروع به رشد عالی کردن و الان سالها  بدون هیچ دارویی  موهای بسیار بلند و زیبا و پرپشتی دارم که خودم از دیدن اونها لدت میبرم و دوباره جسمم خودش رو ترمیم کرد و تونستن موهام رشد کنن و یا  من ۱۵ سال پیش رفتم دانپزشک و گفت باید دندانت پر بشه پوسیدگی سطحی داره اما من از ترس درد نر فتم و گفتم بزار باشه مشکلی ندارم و تا چند وقت پیش برای جرم گیری رفتم و دکتر کلی از بهداشت عالی دندونام و وضعیت عالی اونها تعریف داد و گفت دندونام هیچ مشکلی حتی پوسیدگی سطحی رو هم ندارن و بسیار خوشحالم که جسم من داره به نحو احسنت خودش رو سلامت و سالم و شاداب و پایدار میکنه و من لدت میبرم و میدونم این چاقی اصافه رو هم از بین میبره و من در ازادی کامل قرار خواهم گرفت   و بدن من خود به خود متناسب میشه و در وزن ایده الم که  سالها  در اون وزن  بودم دوباره قرار میگیرم و لدت میبرم
      خودت با قدرت ذهنت نمیزاری این اضافه  وزن رو دفع کنه و این جسم برای من تا حالا کلی وزن دفع کرده درحد ۴۰ تن شاید من خورده باشم و لی همش رو سوزنده و ته ته اش من ۶ کیلو باید کم کنم 

      من هر روز شادابتر سرحالتر میشم چون دارم با قدرت ذهنم دارم لاغر میشم (بدن من به خوبی هر غذایی رو که من  به اون  وارد میکنم رو مقداری از اون  رو برای سلامتی جسمم و تامین انرژی اش میبره و بقیه اش رو دفع میکنه و تا حالا که من یک سال و نیم هست در این مسیرم  ذهنم به خوبی متوجه شده که چقدر من مواد عذایی رو  تا حالا به راحتی دفع کردم و فقط ۶ کیلو باقی مونده و این برای جسم من کاری نداره و  من بسیار   راحت و آسان   وزن کم میکنم  و برای من که با راه علط بارها  ۳۵ کیلو و یا ۲۵ کیلو  کم کردم این ۶ کیلو دیگه چیزی نیست و یا طبق تحقیقات بدن من در این سالها ۳۶ تن غدا واردش شده و همش رو از بین برده و فقط ۶ کیلو مونده و این هم به زودی از بین میره و من متناسب میشم )

      فکر اشتباه نکن سوخت و ساز بدن من پایین اومده  نه پایین نیومده .

      با پیاده روی و ورز،ش ما نمیتونبم لاغر بشیم ۶۰ دقیقه پیاده روی که داشته باشیم  درآ خر ما به اندازه  ۳ تا دونه  بسکوییت کالری  میسوزنیم حالا چقدر من راه برم که کلی کالری و یا غدا بسوزنم ؟؟نه من از طریق دیگه لاعر مسشم اونم از طریق ذهن هست .

      روی این باور کار کنید خود به خود لاغر میشد فکر جدید با تکرار کردن و مثال زدن در دهن ما ثبت میشه .

      بدن من خود به خود داره ترمیم میشه (واقعا درست هست من هم قبلا خوب میدونستم که  باشگاه  به تتهایی ما رو للعر نمیکنه و اصلا ورزش ما رو للغر نمیکنه مگر رزیم داشته باشی و به همه و  به خودم بارها میگفتم تا رژیم نگیری لاغر نمیشی  اما ترس داشتم که ورزش رو رها کنم  مبادا چاقتر بشم تا اینکه متوجه شدم بدون هیچ عامل بیرونی قدرت لاعر شدن دارم و تمام عوامل بیرونی هیچ کاره هستن مثل مربی و رژیم و عداها و قرص و …. و خودم به تنهایی با قدرت ذهن خودم 

      میتونم چاق و یا لاِغر بشم و حتی نمونه اش خواهر خودم که حدود یک سال اول ما با هم باشگاه میرفتیم اما دیگه اون نیومد و ادامه ندادو بسیار لاغر تر هم شد و من تا ۶ سال بعد از ترس چاقی ادامه دادم و ورزش کردم و فقط جاقی بیشتر در بدن خودم میدیدم  و ناراحت بودم و همیشه میگفتم چرا ؟؟)

      اون فردی که نمیتونه ۵ یا ۶ کیلو رو کم کنه فکر کن ببین چرا نمیتونه ؟؟پس همه  ی اون اضافه ها رو چطور کم کرده 

      هر چقدر اصافه داری به نسبت اون دفع کردنها و سوزندان ها هیچ چیز نیست مثل قطره هست به دریا .(من تا حالا کلی اضافه سوزندم و یا دفع کردم بدون هیچ عامل بیرونی و کار خاصی و همچنان هم بدنم با این سیستم کار میکنه و کلی انرژی دفع میکنه و میسوزنه  نزدیک به ۳۶ تن سوزنده و حالا این ۶ کیلو که چیزی نیست برای جسم من و خیلی راحت و اتوماتیک در بدن من مثل نفس کشیدنم مثل پلک زدنم و مثل ضربان قلبم و ….از بین میبره و من مثل تمام متناسبهای اطرافم بدون زجر و سختی لاغر میشم )

      کافیه این رو باور کنی و خیلی از باورها و مانعها رفع میشه .

      بعصی از موانع خیلی قدرت دارن وقتی از بین بره کلی تتاسب میاره  ( الان صدایی در ذهن من هست که من میتونم به راحتی این ۶ کیلو رو کم کنم و اصلا این مقدار چیزی نیست مثل یک قطره هست در مقابل دریا .آره فروغم بهت تبرییک میگم که اینقدر عالی داری عمل میکنی  و تو به زودی در جسم جدید ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار میگیری بدون اینکه هیچ کار خاصی انجام بدی  مثل تمام متناسبهای اطرافت بدون زجر و سختی و هر چیری رو هم که دوست داری بخور به اندازه نیازت در حد سیری نه پرخوری و سنگینی بخور  و بدون اون غذا ها هیچ قدرتی ندارن که تو رو چاق کنن فقط این من هستم که با قدرتم تو رو چاق و لاعر میکنم و حالا در مسیر لاعری تو هستن و به زودی به مقصد که لاعری ۵۹ کیلو هست میرسیم به اون اندان لاعر و کشیده و طریف میرسیم
      بدن من خیلی قدرت داره چون ۳۶ سال سن دارم و اگر ۳۶ تن عدا تا حالا خورده باشم  بدنم اونها رو یا دفع کرده و یا سوزنده و حالا فقط ۶ کیلو  اصافه دارم و این مثل قطره هست به دریا .

      این باید کلی از موانع چاقی من رو بشکنه و ببره 

      این ۶ کیلو  چاقی من هیچ چیز نیست که بدن من میخواد اون رو دفع کنه و از بین ببرش چون خیلی وزنهای بسیاری رو دفع کرده (من خود به خود لاغر میشم من میتونم به زودی در جسم جدید باشم و متناسب بشم و این ۶ کیلو رو در زمان خیلی کم و خیلی سریع از دست بدم بدون اینکه کار خاصی کنم چون جسم نیاز به هیچ نداره خودش بسیار قدرتمند و توانمند هست و با ذهن من همسو شده که ما میتونیم اون ۶ کیلو  رو از بین ببریم و به راحتی در جسم جدید و متناسب خودمون قرار بگیریم و خیلی از دوستان شگفتی ساز و استاد پدیرفتن  این  حرفها رو و خیلی راحت وزنهای بالایی رو کم کردن و حالا من که فقط ۶ کیلو اصافه دارم خیلی راحت بدون زجر و سختی  مثل اونها در کنار اینکه هر چیزی که دوست دارم مبخورم اما لاعر میشم چون بدن من خود به خود لاغر میشه با قدرت دهنم و کاری به عدا خوردن من نداره  چون غذاها قدر تی ندارن اما ذهن من بسیار قدرت داره پس دوباره میگم من خود به خود بدون هیچ کاری دارم هر روز لاغر و لاغر تر میشم و به زودی یک جسم جدید برای خودم خلق میکنم و یک شگفتی ساز میشم که من در ازادی کامل دارم متناسب میشم بدون هیچ دغدغه ای به راحتی من متناسب میشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار panahafshar0008870
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۸:۴۴
      مدت عضویت: 2460 روز
      امتیاز کاربر: 3118 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 52 کلمه

      درود استادم

      ۳۰سال سن دارم ۳۰تن بدنم شسته و برداشته و پاک کرده

      پس ایت عدد ۲۰کیلو اضافه وزن در مقابل اون عدد هیجی نیست

      لاغری مثل آب خوردن آسون و راحتع برای خودم سختش نکردم راحت داره میشورع میبره دقیق مثل وایتکس برای لکه ها

      ممنون استاد کلی حال خوب داشت این فایل

      ۲۰عدد هیچی نیست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Salimeh
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۳:۰۲
      مدت عضویت: 2102 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,445 کلمه

      بنام حق

      به هر اندازه چاقی، هیچ چیز نیست!

      ممنونم از استاد عزیز بابت این فایل بسیار ارزشمند، آموزنده و ۱۰ ریشتری☺

      ✅ پروردگار عالم تمام جهان هستی و آنچه در آن است را بر اساس یه سری قوانین خاص و منظم و روی حساب و کتاب دقیقی آفرید که هیچ ایراد و نقصی در آن نمیتوان یافت، این آدمی است که همیشه با دخالت های بی موقع و نابجای خود در ذات و طبیعت خیلی چیزها اختلال ایجاد میکند.

      هر جایی که پای دخالت های بشر باز میشود یک جای کار بزودی می‌لنگد…💯

      چرا ما اینقدر مغرور هستیم که همیشه میخوایم به جسممون بگیم ما بیشتر بلدیم و بیشتر میفهمیم و تو نه⁉️🤔

      چرا با جسمم بد اخلاقی و بد رفتاری میکنیم و اینقدر توی فشار میگذاریم و اذیتش میکنیم⁉️🤔

      پس کی میخوایم با جسممون آشتی کنیم و دوست باشیم⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که چقدر ناخن های ما رشد کنند و کدوم ها بیشتر و کدوم مقدار کمتری رشد کنند⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که موهای ما چقدر رشد کنه و کجاها بیشتر و کجاها کمتر رشد کنه⁉️🤔

      مگه ما تعیین میکنیم و میگیم که قلب ما چه زمان های بیشتر بتپد و چه زمان هایی آهسته تر⁉️🤔

      ولی برای چاقی و لاغری ما همیشه دخالت میکنیم و تصمیم میگیریم و حتی مشخص و تعیین میکنیم که مثلا به مربی باشگاه میگیم میخوایم فقط سایز شکم و باسن کم بشه، یا به دکتر تغذیه،عطاری،فلان فروشنده دمنوش میگیم میخوایم صورتمون  و فلان جا لاغر نشه ولی شکم و باسن لاغر بشه😂😂😂😂 تازه میفهمم چقدر این حرفها و فکرها مسخره و خنده داره….

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      از دوران بچگی چاق و دارای اضافه وزن بودم، و همیشه با انواع روش های مختلف لاغری اشتباه، با دخالت های بی جا، با بهم زدن نظم و طبیعت و ذات اصلی خودم، با فشار به جسم خودم،با ایجاد محدودیت ها و‌‌.‌..‌ سعی در برطرف کردن این اضافه وزن یا نقص بودم در حالیکه فراموش کرده بودم که 

      1️⃣ اولا مقصر اصلی چیزی که الان هستم فقط خودم هستم نه شخصی دیگه، نه دلیل و دلایل دیگه ای،نه هیچ عامل بیرونی

      2️⃣ و اینکه لازم نیست که من تصمیم بگیرم و کاری انجام بدم، همینکه کاری نکنم،دخالت نکنم،این نظم رو برهم نزنم، بگذارم جسمم استعداد و توانایی های خودشو نشون بده، اجازه بدهم جسمم کار خودشو انجام بده و خودشو ترمیم کنه، قبول کنم جسمم میتونه خودشو ترمیم کنه و به تنظیمات اصلی کارخانه خودشو برگردونه…

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      🔷️داستان واقعی من🔷️

      از بچگی چاق بودم و خیلی وقته که دچار دیسک کمر شدم دقیقا یادم نیست از چه زمانی شروع شد ولی شاید ۱۸_۲۰ سالم بود، اوایل زیاد اذیتم نمیکرد و بهم فشار نمی اورد

      اما کم کم دردهای کمر و پام زیاد و زیادتر شد و همش دکتر و فیزیوتراپی و دارو و کیسه آبگرم و… و هر چی دکتر میرفتم میگفتن دیسک کمرت خیلی شدید هست و نیاز به عمل هست، بخاطر افزایشی وزنی که داری تشدید میکنه و وزنت رو کم کنه و… تا ۱ماه مونده بود به عروسیم به حدی رسیده بود که از درد هم گذشته بود و پای راستم کاملا بی حس شده بود و هیچ حسی در پای راستم احساس نمیکردم و نمیتونستم تنهایی و بدون کمک کسی راه برم، دکتر به پدر و مادرم گفت من که چند ماه پیش گفتم باید عمل بشه، شما گوش نکردید و الانم دیسکش پاره شده و داره فلج میشه و باید فوری عمل بشه که بدتر نشه

      پدر و مادرم و خانواده ام همش ناراحت و نگران و گریه، حالا ۱ ماه مونده بود به عروسی چون راه دور از دو استان جدا یکی شمال و یکی جنوب بودیم از قبل تاریخ عروسی رو تعیین و به تمام اقوام اطلاع داده بودیم و هتل رزو شده و وقت آرایشگاه و تمام تدارکات عروسي انجام شده بود اما پدرم میخواست به همسرم و خانواده اش بگه که باید عروسی عقب بندازیم، ولی من نگذاشتم

      چون اصلا حرف دکتر رو قبول و باور نکرده بودم و غصه نمیخوردم و ناراحت نبودم، و مطمئن بودم توی همین ۱ ماه خوب میشم و نیاز به برهم زدن تاریخ عروسي نیست، حتی راضی به عمل هم نشدم، همین هم شد و با چند جلسه ماساژ درمانی خوب و سر پا شدم و مراسم عروسی هم بخوبی و سر موعد تعیین شده قبلی برگزار شد😍👰‍♀️

      شاید ۱۵ تا دکتر بیشتر رفتم و همه شون به غیر از یکیشون بهم گفته بودند باید وزنت کم کنی و اینکه  اینقدر پیشرفت کرده که دیسکت پاره شده و ما موندیم و تعجب میکنیم که تو چطور اصلا راه میری و چطور سر پا هستی😁 و باید فوری و اورژانسی عمل بشی

      و منم همیشه به حرف هاشون اهمیتی نمیدادم، فقط میخندیدم و میگفتم باشه

      شاید پیش خودتون بگید پس چرا اینقدر دکتر میرفتم، بخاطر اینکه گاهی دردم خیلیییییی شدید میشد و نیاز به دارو و فیزیوتراپی پیدا میکردم، اما هیچوقت راضی به عمل نبودم و نشدم

      چون دو بار باردار شدم و نیاز بود چکاپ بشم، از متخصص نامه برای سزارین بگیرم که البته این بهونه ای بود برای چیزی که خودم انتخاب کرده بودم😄 شاغل بودم و توی هر دو تا بارداریم  چند ماه مرخصی استعلاجی بخاطر دیسک کمرم گرفتم😁 هر وقت دکترهای کمیسیون عکس ام ار آی منو می‌دیدند یه نگاه عجیبی بهم میکردند و میگفتن تو توی این شرایط با این دیسکت سر پا هستی الان؟!!!!!!!

      من به چشم خودم عاجز شدن علم پزشکی رو در برابر توانایی جسم و ذهنم در مقابله با بیماریم و ترمیم اون دیدم

      توی بارداری اولم همون ماه دوم پزشک متخصص بهم گفته بود همین الان سریع و اورژانسی باید عمل کنی وگرنه به ماه پنجم نرسیده بخاطر افزایش وزنت حتما فلج میشی🤨

      دکتر زنانم گفت این عمل برای جنین خطر داره و ۵۰/۵۰ احتمال سقط جنین وجود داره، من که همیشه مخالف عمل بودم اینو که شنیدم گفتم اصللللللللا و توکل به خدا

      با سلامتی و بدون فلج شدن😂 زایمان کردم و ۷سال بعد هم با همون شرایط و دیسک دوباره باردار و زایمان کردم

      و تا الان که ۳۵ سالم هست هنوز فلج نشدم😅

      چون هیچوقت اینو باور نکردم، اصلا توجهی به حرف دکترها و عکس ام ار آی ام نکردم داره چی نشون میده و چی میگه…

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      اما هیچگاه و قبلا از قدرت ذهن و جسمم نسبت به لاغری و چاقی فکر نکرده بودم

      مهم نیست من الان چقدر اضافه وزن دارم

      مهم نیست من تا حالا چقدر تلاش های بیخودی با روش های دیگه انجام دادم و به نتیجه نرسیدم

      مهم نیست که عدد روی ترازو چی داره نشون میده

      مهم نیست که دکتر و مشاوره‌ای تغذیه و دیگران چی میگن

      اینکه نیاز نیست من تلاش و کار خیلی خاص و خارق العاده ای برای کاهش وزن و سایزم انجام بدم و جسمم خودش اینکارو بخوبی انجام میده

      جسمم من عاشق متناسب شدنه

      جسم من ذات و طبیعت اصلیش متناسب بودنه

      بیشتر از من علاقمند هست که این بی نظمی و اختلال و نقص رو برطرف کنه

      فقط من باید بهش فرصت و اجازه بدم که توانایی هاش نشون بده و شکوفا بشه

      جسم من خیلی توانا و قدرتمنده این افزایش وزنی که دارم در برابرش هیچچچچچچچ هست

      🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅

      قبلا خیلییییییی دلایل و بهتره بگم بهانه برای چاقی و اضافه وزنم داشتم یکی از اون بهانه این بود که چون یبوست دارم و خیلی کم گاهی هفته ای ۱_۲ اجابت مزاج دارم پس طبیعیه چاق باشم، گاهی میگفتم من که همیشه باشگاه نمیرم و فعالیت خیلی زیاد ندارم از طرفی هم این همه میخورم، پس دفع نمیشه، پس چطور میشه؟🤔 همش میشه چربی و توی بدنم میمونه،مگه من چقدرش رو میتونم بسوزونم

      این باور زمانی قدرت پیدا کرد که من باور کردم که مشکل یبوست که دارم منو چاق میکنه چون دکتر و حکیم عطاری،مربی باشگاه،و چند نفر دوستان هم بهم گفتند دیگه کامل باورش کردم

      چه فکر مسخره ای،تا چه اندازه خنده دار و بی ربطه😂😂😂

      بر فرض که من تا حالا ۳۵ تن غذا خورده باشم که اگه بدن من دفع یا تبدیل به انرژی نمیکرد و نمی سوزاند که من الان بجای ۴۰ کیلو اضافه وزن باید چند تن اضافه وزن داشتم😂😂😂😂

      استاد چقدر این فایل و این مثال تون قشنگ بود پر از آگاهی و نکات طلائی

      من سلیمه ۳۵ ساله و تا حالا حداقل ۳۵ تن غذا مصرف کردم که جسم عزیزم اونا رو یا دفع کرده و یا به انرژی تبدیل کرده و سوزانده و فقط و فقط ۴۰ کیلو از ۳۵ تن باقی مونده اونم بخاطر خودم با باورها و رفتارها و عادات اشتباهم که این مقدار اضافه وزن هم در برابر ۳۵ تن واقعا هیچ هیچ هیچ هست و حالا که در این مسیر شگفت انگیز قرار گرفتم مطمئن هستم با کم و کمتر کردن قدرت فرمول های چاقی ام با کمتر و حذف کردنشون، باورها و فرمول های اصلی و لاغرکننده من از بند زنجیر رها میشن و قدرت میگیرند و منو به اوج می رسانند…..

      Empty your mind of all bad thoughts
      Let your heart be at peace
      مغزت رو از فکرهای بد خالی کن
      اجازه بده قلبت در آرامش باشه

      با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghandian5
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۱:۲۸
      مدت عضویت: 2392 روز
      امتیاز کاربر: 4053 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 385 کلمه

      با سلام . من این فایل رو دو روزه شاید ده بار خوندم و گوش دادم چون خیلی اونو دوست دارم و اطلاعات زیادی در مورد جسمم به من داد . چیزهایی که از قبل زیاد بهش توجه نکرده بودم . الان که دقت میکنم میبینم بدنم از بالا تنه چاقتره و پاهام لاغر و متناسبه و من اصلا به پاهام که متناسبه توجهی ندارم و میگم هیچوقت چاق نمیشه و همه توجهم به بالا تنه هست که چاقتره . در حالیکه اگر هر کدام از دلایل زیاد خوردن یا کم تحرکی را بخواهیم بیاوریم باید در مورد کل بدن صدق کنه نه یه قسمت خاصی از اون و اینکه چون وقتی غذا میخوریم غذا اول وارد معده میشه و معده داخل شکم قرار داره فکر میکنیم پس چون غذا وارد شکم شده این شکم هست که اول چاق میشه در حالیکه میدونیم این غذا بعد از طی مراحل وارد تمام قسمتهای بدن میشه . پس اینجا به چشم میبینیم که کار از یه جای دیگه خرابه و اون ذهنمونه که داره دستوراتی طبق افکار خودمون صادر میکنه . اگه به ذهن بگیم چرا اینکارو با ما میکنی میگه ما که داریم به صورت طبیعی کار خودمونو انجام میدیم تو نمیخوای ما درست انجامش بدیم و همش داری تو کار ما دخالت میکنی و پارازیت میندازی اینم نتیجش میشه .پس الان میفهمیم و باور میکنیم که کم یا زیاد خوردن تاثیری در روند کار بدن ما ندارد چون ذهن ماست که فرمان اصلی را صادر میکند چون طبق تحقیقات بدن توانایی دفع مواد غذایی زاید در مقیاس بالا را دارد پس این چند کیلو اضافه وزن براش چیزی نیست اگه بخواد کم کنه و این خود ما هستیم که چون از کارکرد بدن و جسم خود اگاهی نداریم بیخود نظر میدهیم و در کار ان دخالت میکنیم و کار ان را دچار اختلال میکنیم اینها بخاطر عدم اگاهی و اعتماد به بدن خودمان است و فکر میکنیم بدن نمیتواند خود را لاغر کند.دوست دارم این فایل را ده ها بار دیگر بخوانم و گوش بدهم چون اطلاع از کار و قدرت جسمم خیلی برایم جالب است و ان را دوست دارم .وقتی دقت میکنم میبینم با وجود اموزش لاغری هنوز فرمولهای اشتباه خیلی وقتها کار خود را مثل قبل انجام میدهند  این فایل خیلی به من کمک کرد تا بتوانم این فرمولها را جایگزین کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 2203 روز
      امتیاز کاربر: 717 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

       خودتو خوب نگه داشتی ،
      شاید این جمله رو من بارها به افراد متناسب توی فامیل گفتم و بارها ازشون پرسیدم چرا شما چاق نشدین و هر بار یک جواب شنیدم اینکه کار خاصی انجام نمیدیم و الان میفهمم که راست می گفتن اونها خاطره خاصی از موادغذایی ندارن و این برعکس افراد چاق که از هر ماده غذایی یک خاطره دارن و هربار با خوردن اون ماده غذایی اون خاطره هم در ذهن شون تداعی میشه ،پس همه فرمولها اول در ذهن بوجود میان و بعد با احساس و سپس با رفتار در جسم پدیدار میشن همه ما منتظر یک تغییر بیرونی بودیم و انتظار لاغری داشتیم و این اشتباه بود و موانع ذهنی بیشماری در ذهنمون هست که هر کدوم بسته به اینکه در چه شرایطی.از زندگی هستیم فعال میشه و باعث میشه چاق بشیم مانع ذهنی من هم این بود که ازدواج و بارداری منو چاق میکنه و درست یکسال بعد از ازدواج باردار شدم و اضافه وزن من شروع شد و این فرمول ذهنی از مجردی توسط خانواده در من شکل گرفت ومن انتظار چاقی بعداز ازدواج و بارداریم داشتم چون توی اون شرایط قرار گرفتم و انتظارش رو در جسمم دیدم چون این فرمول چاقی در ذهن من قدمت داشت و هربار که بهش فکر میکردم بهش قدرت میدادم. پس هر چقدر اضافه وزن داریم از موانع ذهنی خودمون هست این افکار در ذهن ما ریشه دار شدن و انتظار ما از خودمون  چاقی بود و ما با عوامل بیرونی مانند ورزش و رژیم و فشار بر جسم میخواستیم متناسب بشیم ما کار غیر ممکن رو میخواستیم ممکن کنیم ما قدرت ذهن رو نادیده گرفتیم ،جسم ما خودش از چاق شدن ترس داره و تمام توان خودش رو بکار می بره تا مواد غذایی رو یا بسوزنه و یا دفع کنه وقتی به مراحل بلع و هضم و دفع یک لقمه از غذا فکر میکنم به عظمت بدنم پی می برم بدن من 48 ساله که نزدیک به 50 تن موادغذایی رو یا به انرژی تبدیل و یا دفع کرده و واقعا چطور نتونسته این پنجاه کیلو رو بسوزونه یا دفع کنه ؟
      >نکته : جسم ما توانایی اینو داره که یا مصرف کنه و یا دفع کنه ولی از اونجایی که ما ذهن داریم ومی تونیم برنامه ریزیش کنیم و موانع ذهنی روی مغز ما تاثیر میگذاره و فرمانی که مغز صادر میکنه رو تغییر میده رفتارهای ما تغییر میکنه و خودمون جلو سوزاندن این 40 ،50 کیلو اضافه وزن رو میگیریم ،پس برای لاغری باید این موانع رو شناسایی کنیم و بعد خودبخود لاغر میشویم
      بدونید و باور کنید و بر این باور تاکید کنید که هر چقدر اضافه وزن داشته باشیم نسبت به مواد غذایی که در طی عمرمون بدن ما سوزانده و یا دفع کرده هیچی نیست ،،،
      با تکرار این فکر جدید و مثال زدن برای ذهن در ناخودآگاه ما ثبت می شود و خودبخود لاغر میشویم بدن تا جائیکه خودش تشخیص بده متناسب میشه و این از شگفتی های لاغری با ذهن است

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار engr.dorriz
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۱۸:۵۸
      مدت عضویت: 2161 روز
      امتیاز کاربر: 12243 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      سلام

      در رابطه با ترس از خوردن که نگم😄😄😄

      الان توی دوره ام و هفته چهارم هر بار میخوام غذایی بخورم نجوای آقای منفی باف شروع میکنه و میدونم که آرامشم رو باید حفظ کنم و جواب های منطقی بدم.

      عذاب وجدان پایین ترین سطح فرکانس هست و بدترین حالت برای عذت نفس که دقیقا من هربار تجربه اش میکنم و نباید توقع داشته باشم بعد از ۲۰ سال چاقی سریع از بین برود و میدانم به زودی با قدرت ذهنم این حال بد کم و کمتر و محو میشود.

      در رابطه با نکته دفع مازاد مواد غذایی به محض شنیدنش، حس عالی در من ایجاد شد و احساس قدرت زیادی کردم که چقدررر بدن قوی دارم که با این همه پرخوری که در این سالها کردم به همین مقدارش که البته من باور داشتم لایق نگه داشتنش هستم را سیو کرده و بقیه را باور نداشته که لازم دارد و تبدیل به انرژی کرده و مازاد رو دفع کرده

      و حالا باید عددی که خودم را لایقش میدانم را در ذهنم تغییر بدهم و بدن هم دقیقا با ترازوی ذهنی که دارد خود را بالانس کرده به تناسب ندام مطلوبم خواهم رسید.

      و وای از بیخیالیی که فرمودید 

      سالهاس که زدم بر طبل بی عاری و….

      ولی با شنیدن این مطلب متوجه شدم که چقدررررر قدرتمندم و میدونم از سرعت کاهشم افزایش پیدا خواهد کرد

      این اضافه وزن ها هیچچچ چیزی نیست هایی که گفتید حالم رو منقلب کرد و روی تخته ای که برای خودم دارم که همچیزی که میخواهم به آن برسم جلوی چشمم باشد یادداشت کردم تا ذهن منفی بافم از ذهنم پاک نکند و اضافه وزنم را برایم کاهش ناپذیر نکند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حسن شهبازی
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۱۴:۱۲
      مدت عضویت: 2245 روز
      امتیاز کاربر: 20280 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 467 کلمه

      سلام به استاد عزیز و برو بچ سایت تناسب فکری 

      اول تشکر میکنم از استاد عزیز بابت فایل های بسیار عالی و این فایل که دقیقا به موقع دستم رسید که تو این فایل چندین نکته و فرمول ذهنی رو فهمیدم که یکیشو میخوام ثبت کنم:

      من یه فرمول ذهنی داشتم تو ماه رمضون که هرسال که برای سحری غذا میخورم و بعدش میخوابم میخواد تبدیل بشه به چربی و منو چاق کنه و باعث میشه تو ماه رمضان حتی با گشنگی که تحمل میکنم وزنم بره بالا ولی تو این فایل متوجه شدم خواب و غیر خواب نداره هر وقت به اندازه ای که دلت میخواد و دوست داری میخوری بدن این قابلیت رو داره که میتونه کار خودش رو انجام بده و مواد غذای و یا هر چی که از دهن وارد میشه رو دفع و یا به انرژی تبدیل کنه و وقتی این فایل رو گوش دادم امسال رو با ارامش و بدون استرس سحری میخورم و میخوابم من حتی یک سال بخاطر این فکر بعد از سحر تا صبح نمی خوابیدم و خوابالو میرفتم سر کار وای که اون سال چقد سخت بود.

      و حالا هر شب به خودم میگم اقاجان تو هر وقت چیزی میخوری خواستی بخوابی بخواب مگه تو دراز کش باشی بدنت کار نمیکنه تعطیل میشه اون اگر تونسته توی این ۳۶ سال ۳۶ تن مواد غذایی رو دفع و یا به انرژی تبدیل کنه این رو هم میتونه و چندین نمونه توی فک و فامیل میشمرم و با خیال راحت میخوابم برای نمونه یه برادر خانم دارم گمونم سه برابر من میخوره اگر نوشابه سر غذا باشه با هر قاشق یخورده نوشابه میخوره بعد از غذا مثل خرس میخوابه انوقت میایی وزنش میکنی مثل کاه میمونه نه فقط خودش خانمش پدر خانمم خوده خانمم پسر خاله های خانمم اصلا این بشرهایی که دور من هستن چیزی بنام چاقی توی ذهنشون ندارن

      یبار برادر خانمم توی مغازه غذا گرفته بود کباب کوبیده بود و یدونه مونده بود به من گفت برو تو بخور خوب سیر بودم و یخرده ترس نرفتم بخورم بهم خندید و گفت اخه ادمیزاد برای کباب هم میگه سیرم نمیخورم چشتو ببند و بخور(اخه عاشق کبابه)یعنی این ادمیزاد تمام فرمول های ذهنی منو کلا بهم ریخته هر چی من ترس از خوردن دارم مثل جارو برقی میخوره و وقتی میری روی ترازو به ۶۰ هم نمیرسه واقعا ادم حرصش میگیره.

      امروز میخوام یه چی رو لو بدم من قانون رو شکستم و رفتم روی ترازو استاد جونم جونم بهت بگه که اون تعهدی که داده بودم وزنم رو نوشته بودم۹۵ و حالا دیدم ۹۰ شدم سر سوزنی رژیم رو رعایت نکردم و هر چی دلم خواست و به هر اندازه ای که خواستم خوردم و خوشحالم که تا حالا به این وزن رسیدم و به وزن دلخواهم که توی تعهد نوشتم قطعا میرسم بازهم از شما بابت این آگاهی های نایب سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۱۹:۳۳
        مدت عضویت: 2543 روز
        امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        دیدگاه فنی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 1,079 کلمه

        سلام دوست عزیز . نمیدونم  این نظر رو میخونید یا نه . میخواستم یه نکته بگم در مورد وزن کردن . چون من خیلی سخت متقاعد شدم که وزن کردن باوری در جهت چاقیه . اما اونقدر تحلیل واسه خودم آوردم که مدتهاست  دیگه خیلی راحت وزن کردن رو کنار گذاشتم . اصلا دیگه دستور ذهنی در این مورد ندارم . چون اینم یه وسوسه ی ذهن هست و از سوی چاقی ذهن . 

        اما دلایل من برای رفع این مانع ذهنی 

        اگه قدمهارو از اول مسیر دنبال کرده باشید باید دیگه آشنا شده باشید که ما برای لاغر شدن باید دقیقا از شیوه ی چاق شدن استفاده کنیم . 

        آیا ما برای چاق شدن خودمون رو وزن کردیم ؟  یعنی ما کیلوهایی که هربار میرفتیم روی ترازو و بیشتر شدنش رو میدیدیم  با این نیت اضافه کردیم که خب من تا هفته ی دیگه میخوام دو کیلو اضافه کنم . یا مثلا گفتیم خب حالا من در جهت مسیر چاقی هستم برم ببینم چند کیلو اضافه کردم یعنی منظورم اینه ما از ابزار ترازو مستقیم برای چاق شدن استفاده نکردیم . اما این ترازو غیر مستقیم باعث چاقی ما شد . ما میرفتیم روی ترازو چون نمیخواستیم چاق بشیم . هی خودمون رو وزن میکردیم چون نمیخواستیم چاق بشیم . هی عدد ترازو رو میسنجیدیم تا شاید عدد کمتری به ما نشون بده یعنی ما همیشه به نیت کاهش وزن از این وسیله استفاده کردیم و در نهایت هم همیشه ترس مارو از چاقی بیشتر کرد .  سه حالت پیش می اومد یا کم کرده بودیم که خوشحال و راضی میشدیم و البته این خوشحالی هم باعث میشد ما بگیم خوب شدم دیگه و مسیر لاغری رو رها کنیم یا کم نمیکردیم و باعث میشد اعصابمون خورد بشه و نومید بشیم که چرا این همه تلاشمون نتیجه نمیده و باور سخت لاغر شدن و آسان چاق شدن در ما پدید بیاد و یا وقتی میرفتیم روی ترازو اضافه کرده بودیم و زمین و زمان رو بد و بیراه می گفتیم و تا دو سه روز حالمون داغون بود و هیچ انگیزه ای نداشتیم و تازه عددهای بالاتر برامون عادی میشد چاقی برامون عادی میشد و کلا در مسیر چاقی حرکت میکردیم چون چاره ای نمیدیدیم . پس کلا فرمول ترازو فرمولی در جهت چاقی ما بود که توجه ما رو به جسم میبرد و کانون توجه ما رو از روی ذهن بر میداشت . 

        دستور ذهنی برو خودتو وزن کن از این کد نشئت گرفته که من به لاغری خودبخود جسمم ایمان ندارم و حتما باید عدد رو روی ترازو ببینم تا مطمئن بشم  . این باور ها رو در وزن کردن ترازو شناسایی کردم  . یه باور دیگه هم وجود داره که ما هنوز لاغر شدن رو در کاهش عدد جسمی در نظر داریم در حالیکه ما یاد گرفتیم لاغر یا چاق شدن در ذهن اتفاق میفته و جسم اون باور ذهنی رو به ما نشون میده . کاهش وزن شما نشون داده کلی از فرمولهای ذهنیتون درست شدن ولی عمل به وزن کردن نشون میده باورهایی در ذهنتون هست که نیاز به بازسازی دارن تا دستور (برو خودتو وزن کن )متوقف بشه . 

        چون جمله ی (برو خودتو وزن کن ) یعنی شک داشتن به مسیر . 

        یعنی اشتیاق برای دیدن محصولی که ایمان نداری خیلی راحت به دست میاد در حالیکه وقتی ریشه اصلاح بشه این نتیجه  باید حاصل بشه و اگه حاصل نشه جای تعجبه . 

        خوشحالی از کاهش وزن یعنی راحت شدن خیال از اون حالت سنگینی و  رها کردن مسیر لاغری و به کار افتادن فرمولهای چاقی . 

        به هر حال حتی اگه دیدن عدد وزن دلخواه هم خیلی لذتبخش باشه ولی وقتی دائمی نباشه هیچ لذتی نداره . چون چاقی ذهن هنوز هست و  ما با دیدن مختصری نتیجه خواه ناخواه از استمرار اولیه خارج میشیم و کم کم رها می کنیم مسیر رو . 

        خیالتون راحت باشه ما به راحتی لاغر میشیم و لاغر می مونیم ولی وزن کردن باعث میشه چاقی برامون بیشتر بمونه و هی توی ذهنمون مرورش کنیم . 

        استمرار در این راه و کسب اگاهی و گوش دادن فایلها   انجام دادن تمارین هست که خیلی ارزشمنده  و قدم به قدم که اشتیاقمون هست که بنویسیم باید خدارو شکر کنیم که لاغری ذهن داره کار می کنه که من دوست دارم بنویسم و نتیجه خیلی راحت در حال دستیابیه .

         ما با وزن کردن سرعت تخریب رو دوباره زیاد میکنیم و روند ترمیم رو عقب میندازیم . ولی باید ذهنتون متقاعد بشه که ترازو باعث تثبیت چاقی در ذهن میشه و به نظر من همین یه فرمول به تنهایی مانع ادامه ی روند لاغری میشه . پس کاری کنید تا با آموزشهایی که فراگرفتید خودتون رو متقاعد کنید که  دیگه خودتون رو وزن نکنید تا کاهش وزنتون عالیتر اتفاق بیفته . به نظر من سرعت ترمیم جسم خیلییییی بالاست ولی اگه ما کند میبینیمش به خاطر ترمزهاییه که در ذهن داریم و نمیزاریم ترمیم بدن کار خودشو بکنه . 

        یه باور دیگه هم در مورد خواب داشتید . 

        اتفاقا خوابیدن در مسیر لاغری هست . وقتی ما خوابیم ذهن هوشیارمون فرکانس چاقی به عالم نمیفرسته و در حقیقت از کار افتاده است ولی ناخوداگاه ما بیداره و قدرت ترمیم هم در ناخوداگاه وجود ماست . 

        ما در خواب لاغر میشیم و خوابیدن فرصتیه که به جسم اجازه میده خیلی راحت بدون دخالت ما روی بازسازی کار کنه . نمونه اش هم مادر گرامی استاد که موقع اوج بیماریشون بهشون خواب مصنوعی دادن تا بدن بدون دخالت ذهن ترمیم بشه و همونجور که استاد هم فرمودن در موقع خواب بدن ایشون بسیار عالی داشت روند بازسازی و پاکسازی رو طی میکرد . یه مورد دیگه هم اینه که موقعی که میخوان عمل جراحی انجام بدن مارو بیهوش میکنند و بسیاری از بازسازیها در بیهوشی ما انجام میشه وقتی ما بیمار میشیم اولین دستور بدن خوابیدنه که در سطح خوابیدن ، او کار خودشو بدون دخالت ما انجام میده چون در حالت بیماری ما در بالاترین حالت تخریب خودمون قرار داریم و دستور به خواب  دقیقا اول این حالت تخریب رو جلوگیری میکنه . یعنی خوابیدن خودش یکی از ابزار الات قدرت ترمیم هست .  واسه همینه ما انقدر خواب رو دوست داریم و به آرامش میرسیم . چون حتی خود ذهن هوشیار هم در خواب پاکسازی میشه وگرنه اگر خواب نبود ما با این ذهن هوشیار پدر خودمون رو در میاوردیم و خودمون رو نابود میکردیم . 

        پس خواب نه تنها باعث چاقی نمیشه بلکه بر عکس عامل بسیار موثری در جهت ترمیم و برطرف کردن چاقی هست . 

        البته که خودتون بهتر از بنده این نکات رو میدونید و من دارم اینجا مثل تمام بچه ها درس پس میدم خدمت شما بزرگواران 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام دوست عزیز
        نزدیک به کسب مدال طلای لاغری با ذهن بودی که گزارش تخلف از قوانین لاغری با ذهن مانع از اعطای مدال شد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار حسن شهبازی
          ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۲۲:۴۶
          مدت عضویت: 2245 روز
          امتیاز کاربر: 20280 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 35 کلمه

          سلام استاد عطار جون فدای سرت با این فایلی که گزاشتید ترکوندی ایشالا با لاغری خودم مدال طلا رو بتونم بگیرم.

          فایل رو ۵ بار گوش دادم ولی اصلا سیر نمیشم کامنت بعدی ایشالا کاملتر مینویسم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار matin.sorkhei@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۷ ۰۴:۰۸
      مدت عضویت: 1994 روز
      امتیاز کاربر: 6109 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 361 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز

      بسیار فایل عالی ای بود و من هم بواقع عاشق جمله ی «خود به خود» شدم و سعی کردم مثال هایی برای خودم بیارم که بدنم خود به خود و بدون دخالت های من خودش رو ترمیم میکنه.

      راستش این باور جدید خیلی به دلم نشسته (اینکه بدنم خود به خود لاغر میشه، خودش رو ترمیم میکنه و بدنم کارشو بلده) و دقت کردم تا نمونه هاشو ببینم و به خودم یادآوری کنم.

      مثلا حدود دو ماه پیش موهامو کراتین کردم و باعث شد ریزش موی بی سابقه ای بگیرم اما جدیدا میبینم که دیگه ریزش مو ندارم و همه چیز اوکی شد(بدنم خود به خود موهامو ترمیم کرد و به تنظیمات اولیه اش برگشت)

      یا مثال دیگه من حدود 3 سال پیش بیماری ریوی خیلی شدیدی گرفتم به طوری که در طول یک ماه بیماری تارهای صوتیم از کار افتاد و اصلا هیچ صدایی از حنجره و گلوی من خارج نمیشد اما بعد از مدتی با خوردن داروهای گیاهی مثل بارهنگ و آبجوش و… حنجره ام و تارهای صوتیم ترمیم شد و همه چیز اوکی شد.

      یا حتی یادمه مدتی پیش که برای چکاپ سالانه دندان به دندانپزشکی مراجعه کرده بودم،دکتر بهم گفت اگر مراقب دندون هات باشی خوده دندون هات پوسیدگی رو ترمیم میکنه.

      دیگه موارد ترمیم پوست و زخم رو هم که دیگه همه مون به کرات دیدیم.

      از وقتی این فایل رو شنیدم مدام با خودم تکرار میکنم که بدنم خیلی خیلی قدرتمنده و دیگه مثال شما (در مورد من 33 تن خوردم و بدنم یا دفع و یا سوزونده بدون دخالت من پس این 30 کیلیویی که مونده هییییییچچچ چیز نیست) تیر خلاص بود برای من.

      در این مدتی که دارم روی فایل ها کار میکنم(که تازه خیلی هم از خودم راضی نیستم و دوست دارم ذهنم رو بمباران کنم و لیزری و متمرکز پیش برم) خیلی خیلییی حالم خوبه،خیلی امیدوار و پرانگیزه تر از قبل هستم.دیگه از غذای چرب نمیترسم(شاید از باب سلامتی نخورم اما از باب چاقی،ذهنم کمتر از قبل اذیت میکنه)..نسبت به خوراکی ها کمتر حریص هستم و مدام تلاش میکنم مثالهای بیشتری بیارم برای خودم که بدنم دارای یه نظم فوق العاده هست کافیه من توی کارش فضولی نکنم و باورهامو درست کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۱۸:۳۰
        مدت عضویت: 2543 روز
        امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        مدال طلایی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 323 کلمه

        سلام دوست عزیز . واقعا که خوندن دیدگاهها چقدر برام دلچسبه . در مورد ترمیم دندان  هم مثل ترمیم سایر اعضا این حالت وجود داره . منتها فرمولها در مورد خراب شدن دندان هم دقیقا مثل چاقی خیلی زیادن .  دندانها قدرت ترمیم دارن . یعنی ما اگه خیلی  ایمان بیاریم حتی دندانهامون خرابم نمیشه . خراب شدن دندان هم باورهایه که از کوچیکی به ما گفتن . 

        پسته دندون رو خراب می کنه . مسواک نزنی دندون خراب میشه . شیرینیجات دندون رو خراب می کنه و …. یعنی کانون توجه مارو بردن روی خرابی دندان و دندانهای ما یکی یکی خراب شد ولی خبر خوش اینه همین دندانهای خراب قادر به بازسازی هستند . من الان دقیقا دارم روی یه دندونم کار می کنم و باورهام رو راجع بهش تغییر میدم . عصب من کاملا رهاست و خواهرم تعجب میکنه می گه تو چطور میتونی تحمل کنی میگم تحمل نمی کنم دارم روی باورهام کار می کنم که خودبخود ترمیم بشه .  نمیخوام برم عصب رو بکشم .  چون مشکل از عصب نیست مشکل از فرمول ذهنیه . یه وقتی درد میگیره سریع دنبال فکری میگردم که داره بهش درد وارد میکنه و خیلی راحت بعد از یکم وارسی  پیداش میکنم .  من شاید خیلی راحت بتونم برم دندانپزشکی و این تضاد رو بردارم ولی من طور دیگه ای بهش نگاه میکنم میگم این بدن داره با من حرف میزنه و فرمولهای ذهنم رو بهم نشون میده تا تغییر مسیر بدم . شاید اگه این درد نباشه من در جهت برطرف کردن فرمولهای ذهنیم بر نمیومدم و جالبه وقتی فرمول رو شناسایی می کنم درد برطرف میشه و جالبه بدونید کلی فرمول ذهنی از همین یه دندون پیدا کردم و برطرفش کردم . اصلا روش ذهنی فوق العادست چقدر احساس توانایی رو در آدم بالا میبره . بله دکترتون کاملا درست گفتند دندان قدرت ترمیم خودشو داره . ممنون که این عبارت رو اینجا نوشتید و من به سمتش هدایت شدم . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۶ ۲۳:۰۷
      مدت عضویت: 2462 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,663 کلمه

      به هر اندازه چاقی ،هیچ چیزی نیستسلام استاد عزیز و اگاه و دوستان عزیزمنم هر چقدر در مسیرهای ذهنی قرار میگیرم بیشتر متوجه میشم‌ که آلودگی های ذهنی من باعث شده که قبلا شرایط چاقیو تجربه کنم ،من خودمو چاق پذیرفته بودم و انتظاری جز چاقی نداشتماستاد آگاهی های جدیدی که در لایوهای جدید و فایل های جدید ضبط میکنید ،یه حس دیگه ای داره ،چونکه من در تمام دوره هاتون هستم ،از فایلهای قدیمی تون تا به الان و مخصوصا فایلهای دوره خلق آرزوها ،یه قدرت متفاوتیه در شما حس میکنم که در هر فایلتون مشخصتر نشون داده میشهیعنی احساس قدرتو بمن منتقل میکنید و این نشانه تکامل شما در گرفتن و انتقال این آگاهی هاست ،انگار خودتون هم پخته تر شدید و مطمئنم این فایلهای جدید حرف های جدیدتری خواهند داشت ،شاید دیگران فکر کنن که دیگه چه آگاهی میخواد گفته بشه  ولی من میدونم دامنه اگاهی ها بینهایته و ما در جهانی پر از تغییر و پیشرفت قرار داریم که باید مدام اپدیت بشیم ، وقتی فکر میکنم به پرنده ها که برای پروازشون و موندن تو آسمون نیازه که مدام بال بزنن و اگر بال نزنن سقوط میکنن ،ما هم نیاز داریم مدام وسعت پیدا کنیم تا سقوط نکنیم، ، ،همیشه سراپا گوش هستم‌ برای دانستن و عمل کردن منهم تفکرات ناخوب زیادی نسبت به بدن خودم داشتم ویکی از فانتزی هام‌ قبلا همین بود که من از بدن و عملکردهاش بد بگم و دیگران هم تایید کنن ویا دیگران هم از عملکردهای بد بدن خودشون بگن و به  این کارهای تکراری بشدت عادت کرده بودم و تصور میکردم کار درستیه ،من باور کرده بودم که سوخت و ساز بدن من خیلی پایینه ، به محض رسیدن به سن بالای ۳۵ ،روند چاقتر شدن من بیشتر شد و روند کم کردن وزنم متوقف شد و من در تعجب بودم که چرا دیگه نمیتونم وزن کم کنم ؟ و همه یکصدا میگفتن سنت بالاتر بره دیگه میری تو چاقتر شدن ،این طبیعت بدن ماست 😏چند ماه پیش  که خودم به چاقی م خیلی توجه میکردم، متوجه شدم ناخوداگاه دارم به توپر تر شدن دخترمم توجه میکنم و احساس میکردم اون هم داره چاق میشه ،بعد از چند ماه به خودم اومدم و دیگه به بدن دخترم توجه نکردم ،یعنی حواسمون نباشه سر خوردیم و تا بیاییم برگردیم تو مسیر یه مدتیو از دست دادیم 

      سالها در مسیر اشتباه بودم و مدام فرمول های چاقی در من قوی و قویتر شدن،من تصور میکردم کارم درسته و دارم وزن کم میکنم ،ماه ها درگیر کم خوردن و نخوردن بودم که شبانه روز نگران نوع مصرفیم بودم و وقتی هم لاغر میشدم نگران چاقتر نشدن و حفظ لاغریم بودم ،در هر صورت چه در چاقی و چه در لاغر   شدن ،ذهن من در حال تقویت چاقی من بود یکی از نشانه هاش حال بد و اضطراب دائمی من بودهیکی از باورهایی که به ما کمک زیادی میکنه در روند سلامتی و متناسب بودن همینه که بپذیریم ،پیش فرض بدن ما در سلامتی و تناسب بوده و هست ،اگر الان شرایط خوبی ندارم بخاطر داده های قبله و این نیاز به تکرار و قبول کردن و در انتها انتخاب کردن های ما داره ،قبلا انتخاب های دیگه ای داشتیم که نتیجه ش چاقی شد و الان انتخاب های متفاوتی داریم که نتیجش بخواییم نخواییم متناسب بودنه(من براحتی چاق میشم )باور مخربی بود که منو مدام در مسیر چاقتر بودن ،نگه میداشت ،هر چقدر من تلاش میکردم،کمتر غذا میخوردم،قرص و دمنوش میخوردم ولی اثری نداشت تک تک سلول های ما قادر هستند خودشونو ترمیم کنن ،تقویت کنن ،مثل زمانیکه جایی از بدنمون زخم میشه و بدون دخالت ما ،ترمیم انجام میشه ،این برنامه ریزی  دقیق از طرف سیستم خداوند در ما کار گذاشته شده و این اتفاق بارها رخ داده نکته قابل توجه برای خود من اینه که ،من اصلا قبول نداشتمو باور نمیکردم که چاقی هم مسئله ایه که بدن قادر به رفع اون هست ،مدام تو کارهاش دخالت میکردم ،به امید ترمیم و لاغر شدن‌برای ذهن من ،لاغر شدن مساوی بود  با انجام کارهای سخت و رنج آور گشاد شدن لباسها یکی از موردهاییکه من عاشقشم‌ و میدونم افراد چاق بینهایت این اتفاقو دوست دارند و تبریک میگم استاد بهتون برای موفق تر بودنتون در مسیر لاغری  با ذهن ،شما نمادی از کاری هستید که دارید فریادش میزنید یکی از ترس های آدم های چاق ،وقتیکه لاغر میشن ،نگه داشتن اون وزنه جدیده که ۹۰ درصد آدم ها نمیتونن بمونن و برگشت مجدد وزن دارن اتفاقا پارسال که به این ویروس خوردیم و منهم سایز کم کرده بودم ،اطرافیانمم‌ که نمیدونستن چکار میکنم ،مدام میگفتن فریده چونکه رستوران نمیره ،لاغر شده ،منم تو دلم میخندیدم 😁 منم نمیگم تمام موانع ذهنیم برطرف شده ولی به اندازه ای که دارم تمرین میکنم حتما جواب میگیرماوایل که همه از چاقتر شدنشون مینالیدن بخاطر بی تحرکیشون در اون ایام  ،یادمه اول مرداد پارسال که تولد دوستم رفته بودم‌ ،بیشتر خانم هاییکه وارد اون تولد میشدن ،از چاقتر شدن خودشون خجالت میکشیدن و غر میزدن ،بعد دیدن من چاق نشدم هیچ، تازه لاغر هم شدم ،و از اونجاییکه نمیدونستن من چکار میکنم‌، ازم میپرسیدن ،چه رژیمی گرفتی؟ موقع شام هم  که مدام حواسشون بمن بود ،در انتها هم گفتن ،فریده که هیچی نمیخوره ،واسه همین لاغر میشه تمام این باورهایی که الان داریم میسازیم ،در آن واحد ،عمل نمیکنه ،اوایل فقط بشکل دانسته در ذهن ما ثبت میشه اگر بهش عمل کنیم ،تکرار کنیم و زندگیشون کنیم ،میشه باور ما ،اینکه خوراکی ها چاق کننده نیستن ،باور ما آدم های چاق نبوده و به تازگی در حال یاد گرفتنش هستیم ،پس در وجود ما هنوز خوراکی ها چاق کننده هستن هر چند با اثر تخریب کمتر ولی زمانی طول میکشه تا بصورت باور در ما در بیاد،اونوقت که باور شد در ما ،،اون باور در ما عمل میکنه و خودمون متوجه میشیم که دیگه از خوراکی ها نمیترسیم و چاق هم نمیشیم برای منهم ۵ یا ۱۰ کیلو کم کردن آخرش سخت بود و باور داشتم که کیلوهای اولو راحتر کم میکنم ،فهمیدن اینکه بدن من تونسته  ۴۰ تن غدارو از بدن من خارج کنه ،یعنی ۱۵ کیلو کم کردن منهم براش کاری نداره اگر بتونیم باور کنیم که جسم من بسیار قدرتمنده و میتونه ۱۵ کیلورو براحتی از بدن من کم کنه ،لاغر شدن برامون خودبخود بوجود میاد ،مهم اینه که ذهن ما انتخاب کنه که لاغر بشه ،بخواد که لاغر بشه ،یعنی بازدارنده هامون کمتر و کمتر بشه ،و سرشت و فطرت طبیعی ما بیاد به کمکمون و به اصلمون که سلامتی و تناسب بوده برسیممنم سالها عادت کرده بودم چند قاشق برنج با کمی خورشت بخورم ولی مدام چاق و چاقتر میشدم و این سئوال برام پیش اومده بود که من چرا مرتب چاق میشم ؟ و به جواب درستی هم نمیرسیدم برای همین چنگ مینداختم روی عوامل بیرونی مثل سن ،ارثی بودن،استخون بندی درشت وووووویه موردی که منو هنوزم اذیت میکنه ،حس سیر بودنه که کمی با نفخ شکم همراهه ،وقتی احساس سیر بودن میکنم حس میکنم دارم چاقتر میشم و وقتی گرسنه میشم خوشحالترم و حس میکنم دارم لاغرتر میشم و این حس سیر شدن ،بمن احساس ترس میده و باید به خودم بگم که منم حق خوردن غذارو دارم برای ادامه زندگیم و برای داشتن انرژی لازمدقیقا با حس هایی بدی که به خودمون میدیم ،ذهنو مقاومتر میکنیم برای موندن در چاقی بیشتر ،چک کردن چندین بار در روز جلوی آینه ،چک کردن سایز با پوشیدن لباس های قدیمی ،سرزنش کردن،مقایسه کردن ناامید شدن،تنفر از خود ووووو باعث میشه اجازه ندیم که بدنمون اضافات خودشو دفع کنه خوشحالم که دارم قدرت چاقی ذهنمو کمو و کمتر میکنم و شنیدن و درک کردن این آگاهی ها ،منو به مسیر لاغرتر شدن میبره یادمه چندین سال پیش که بشدت ورزش میکردم ،یکی از ورزش هام ،۱ساعت شنای کرال ،بدون استراحت میرفتم، به دستم ساعت کالری سنج میبستم و شروع میکردم ،اوایل بهم فشار میومد ولی به مرور ۱ ساعتو راحتر شنا میکردم ،در انتها ۴۰۰ کالری میسوزندم ،غریق نجات های اون استخر،فکر میکردن من دارم برای رکورد زدن تمرین میکنم ،ازم میپرسیدن ،برای مسابقات آماده میشی؟😐 خجالت میکشیدم بگم از ترس چاقتر نشدن ، به خودم انقدر فشار میارم

      بدن من انقدر قدرتمنده که اینهمه خوراکیو از بدنم دفع کرده،براش ۱۵ کیلو کاری نداره ،بدن من سالهاست داره خودشو ترمیم میکنه دفع ۱۵ کیلو در برابر ۴۰ تن  برای  بدن من هیچی نیست ،مثل قطره ایه در مقابل دریا و براحتی از بین میرهمن  فریده ،۴۵ سالمه که تا حالا ۴۵ تن غذا خوردم و الان ۱۵ کیلو اضافه دارم که این ۱۵ کیلو (هیچ چیزی نیست) ،این بدن که ۴۵ تنو تونسته کم کنه ۱۵ کیلورو براحتی کم میکنه بشرطی که من باور کنم ( من باور کنم)استاد با اینهمه انرژی و لبخند و اشتیاقی که شما برای ما فایل ضبط میکنید ،لاغر شدن حق مسلم ماست و باید لاغر بشیمبنظر من صحبت هاییکه استاد یا مربی با هنرجوهاش داره ،یعنی استحکامی که توی گفته های مربی هست و اون اطمینانی که به شاگرداش میده ،انگار سوخت حرکت اون هنرجو میشه و با قوت قلب بیشتری ادامه میده ،زمان هاییکه مربی تنیسم از اول تمرینم  شروع میکنه به ایراد گرفتن ازم ،منفی بافم بیدار میشه و مرتب سرزنشم میکنه که تو نمیتونی یک تنیسور قوی بشی و تا آخر تمرین گند میزنم و در طول بازی هم  بازم مربی م ناراحت میشه و ازم ایراد میگیره ،ولی اون هفته که از اولین ضربه تمرینم ،مربی م بهم گفت آفرین چه خوب بازی میکنی ، انگار یه انرژی قوی وارد دستان و ذهن و قدرت بدنی من شد ،توی تمرین پرواز میکردم ،فکر میکردم درست ترین ضربه هارو میزنم و واقعا هم درست میزدم ،داشتن کوچ مناسب بسیار ارزشمندهزمان هاییکه استاد توی فایل هاشون محکم میگن ،اصلا شما باید لاغر بشید ،شما لاغر نشید پس کی لاغر بشه ، خود من انرژی مضاعف میگیرم و با ایمان و باور بیشتری  به راهم ادامه میدم  انگار منتظرم استادم تاییدم کنه یجورایی یه هول بزرگ بمن داده میشه ،این فایل هم حکم همون هل بزرگه است

      استاد ما هم احساس خوشبختی میکنیم که جایی به این عالی هست که میتونیم حرف بزنیم،تمرین کنیم،لذت ببریم،لاغر بشیم،شاد باشیم و حالمون خوب باشه

      *این اضافه وزن در مقابل قدرت بدن من هیچی چیزی نیست*

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 49 از 10 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۱:۰۹
        مدت عضویت: 2102 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        فریده عزیز و شگفتی ساز🌹

        از متن شما بسیار لذت بردم و حس خوبی گرفتم

        چقدر خوبه که اینجا کسی احساس تنهایی نمیکنه با وجود دوستانی خوب چون شما🌹🌹🌹🌹🌹

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faridehhasani5455
          ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۸:۲۰
          مدت عضویت: 2462 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 84 کلمه

          ممنونم سلیمه عزیز

          منم خوشحالم که میتونم بنویسم ،بخونم و احساس هم فرکانس بودنم با دوستانم بهم حس آشنا میده و لذت میبرم از اینهمه آگاهی و بودن در کنار انسان های خاصی که تصمیم گرفتن جوره دیگه ای زندگی کنن و دست کشیدن از عوامل بیرونی ،به خودشون ،توانایی هاشون و خداشون اعتماد کردن و دارن تغییر و رشد میکنن و با رشد و آگاه شدن خودشون جهان رو جای زیباتری میکنن برای زندگی 

          ممنونم از انرژی مثبتتون دوست عزیز🌹

          براتون سلامتی و تناسبو آرزو دارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۱/۲۶ ۲۱:۳۲
      مدت عضویت: 2556 روز
      امتیاز کاربر: 21830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      خیلی تذکر خوبیه که آدم هر روز به یاد داشته باشه . اهمیت دادن به خودمون ، حال خوب داشتن، به دنبال نکات مثبت اولویت زندگیمون باشه .

      اتفاقا هفته پیش که مامانم و دیده بودم هم همین رو به من گفتن که خوب خودت و نگه داشتی هر کسی و دیدم دوباره چاق شده …..

      اصلا به نخوردن یا خوردن نیست چاقی من دیگه اینو قشنگ تجربه کردم یه وقتا همه می گن اه پیتزا می خوری ، نوشابه هم می خوری …

      توی این ایام قرنطینه یکی از دوستام گاهی میامد می رفتیم پیاده روی خیلی هم لاغره ولی همش می گفت این چند وقته خیلی چاق شدم هیجا نرفتم ، ورزش نکردم ….

      منم فقط گوش می دادم دیگه خیلی حوصله بحث ندارم با کسی .

      یا مثل یه عده فکر می کنن روزه بگیرن لاغر می شن خیال می کنن رژیمه در صورتیکه می بینن آخر ماه رمضان چاق تر هم شدن . من پارسال برام یکی از بهترین ماه رمضون‌های بود خدا رو شکر خیلی آرامش داشتم و نگران هیچی نبودم چون قبلا هر برنامه‌ای رو که شروع می کردم می خورد به ماه رمیان برنامم بهم می خورد و چون باید روزه می گرفتم .حالا این باور هم در خیلی ها هست حالا چون روزه می گیرن دیگه هیچ کار نباید بکنن همش باید بخوابن فعالیت نکنن من اینجا دیدم که خیلی ها دونده هستن در حد قهرمانی و مسلمون حتی توی ماه رمضان که روزه می گیرن هم تمرین و می کنن نزدیک به افطار یا هر موقع دیگه . فعالیتشان و دارن

      ادم خودش تصمیم بگیره که تغییر کنه  یا شرایطی پیش بیاد که تغییر کنه خیلی با هم متفاوته.

      ذهن افراد لاغر با چاق تفاوتشون اینه که افراد لاغر یا چیزی و می خورن یا نمی خورن تفاوتی در احساسشون بوجود نمیاد ولی افراد چاق می خوره عذاب وجدان می گیره بعدش نمی خوره حرص می خوره

      حالا اون مثال در کشور اروپایی که به قول شما انقدر وعده های غذایشان کمه حالا اینجا همه چی بزرگه نوشابه گنده غذاها یه پرسش چقدر زیاده بشقاب گنده همه چی زیاده برای همین  حالا که من ۴۰ سالمه ۴۰ تن مواد غذایی رو بدنم دفع کرده یا مصرف کرده حالا این مقدار اضافه وزنم که ۲۰ پونددیگه براش چیزی نیست فقط باید موانع و برداریم کم کم که خود به خود لاغر بشم که قدرت ذهن چاق کمتر می شه و سرعت ترمیم بر قدرت چاقی غلبه می کنه.دیگه نگران این چند پوند نیستم به نسبت توانایی جسم هیچ چیز نیست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۴۰۰/۰۱/۲۸ ۰۱:۲۵
        مدت عضویت: 2102 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 174 کلمه

        شما همین الان هم جزو یکی از شگفتی سازان هستید پونه عزیز❤

        واقعا درست عرض کردید، بعضی ها تصور میکنند که چون روزه می گیرند دیگه هیچ کار نباید بکنند و همش باید بخوابند و فعالیتی نکنند،منم پارسال ماه رمضان فقط چند روز تونستم روزه بگیرم، بخاطر همین باور غلط و اشتباه، که چون دارم درس میکنم و فعالیت ذهنیم زیاده و باید  تمرکز و انرژی بالا داشته باشم پس نمیتونم روزه بگیرم و همزمان درس هم بخونم، دو تا از دوستان نزدیکم هم همین باور و عقیده رو داشتند که مهر تاییدی شد بر باور من

        اما امسال از قبلش گفتم من و جسمم خیلی قدرتمند هستیم، و قادره چند تا فعالیت رو همزمان بخوبی انجام بده ، من و جسمم میتونیم چند ساعت گرسنگی رو تحمل کنه و به فعالیت های دیگه اش هم رسیدگی کنه، تا امروز که تونستم هم روزه ام رو بگیرم و هم فعالیت های دیگه ام و درسم هم بخونم و از این بابت خیلی حس خوبی دارم

        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان عزیز🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم