شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











همه ی ما یک کارهایی برای لاغری انجام دادیم اما نتیجه نگرفتیم یا اگر گرفتیم مقطعی بوده چون راهمون اشتباه بوده .
پس حالا چون در مسیر درست هستید امیدوار باشید و با اشتیاق راهتون رو باید ادامه بدیدچون در مسیر درست هستید .(لاغری با ذهن چون داریم لاغری رو آموزشش میبینم تنها رله درست لاغری هست و من خوشحالم که در این راه هستم )
تا حالا برای لاغری ما هر روشی رو اجرا کردیم یا رژیم و ورزش داشتیم و یا محدودیت هایی داشتیم که باعث شده فقط جسممون رو تحت فشار بزاریم و اما در این روش لاغری با ذهن اصلا نه برنامه ی ورزشی داره نه رژیم داره فقط برنامه ی ذهنی رو تغییر میدیم و روی فرمولها ی ذهنی کار میکنیم .
و بعد از مدتی در این مسیر بودن ما متوجه میشیم که دیگه حرص و ولع نداریم و دیگه به غذا فکر نمیکنیم کاری که قبلا بر عکسش بود اگر در خانه غذای مورد علاقه ی من و یا غذای خاصی بود و یا شیرینی مورد علاقه ی من بود من شب خواب نداشتم که اون رو بخورم و در طول روز بخش زیادی از ذهنم به فکر کردن به غذا خوردن من مربوط میشد و از صبح فکر میکردم چی بخورم تا شب که میخواستم بخوابم .( منم قبلا همین طور بودم حتی یادم هست اگر در خونه چیپس و پفک داشتم باید همش رو میخوردم قبل از خواب تا راحت بشم و یا شب از داخل خواب پا میشدم میخوردم و یا حتی برای کلوچه های سنتی و یا حتی برای فست فود یا غداهای مورد علاقه ام قبلا من زیاد این کارها رو میکردم در حالی که سیر بودم اما میخوردم و چقدر بعدش ناراحت میشدم و عداب وجدان داشتم اما انگار دست خودم نبود و یا حتی شکم درد میگرفتم اما میخوردم انگار مجبور بودم )
اما با این دوره ها من دارم یک برنامه ی ذهنی ایجاد میکنم و یه سری برنامه های جدید به وجود میارم در روش لاغری با ذهن که باید مطالب رو بارها تکرار کنیم و تمرینها رو انجام بدیم تا ذهنم مملو از فرمولهای جدید بشه با دستورات جدید
.
در لاغری با ذهن باید استمرار باشه تا ذهن اون فرمولهای جدید رو بپذیره و بدن ما واکنشهای متفاوت نشان میده و دست و دهان ما فعالیتشان خیلی کمتر میشه و این محدودیت نیست فقط فرمولها تغییر میکنه .(واقعا خوردن من کمتر شده و خیلی جاها خودم متعجب میکنم بعدش که دیدی در این موقعیت من چه رفتاری داشتم اون غذا بود اما نخوردم یا با اون مقدار سیر شدم و خیلی خوشحالم که بدون زور کسی و محدود کردن و یا کار خاصی دارم رفتارهای درست رو اجرا میکنم و لدت میبرم از این آموزش لاغری از این حرص و ولع نداشتنها و دیگه حریص هیچ چیز نیستم هر وقت هر چیزی رو بخوام خیلی راحت به اندازه نیازم میخورم و اگر نخوام نمیخورم و آرامش،عالی در این مسیر دارم که از خدا وند برای هدایتم به این راه سپاسگزارم و بعد هم از استاد عزیز به خاطر این آموزشهای عالیشون )
همه ی ما باور مون این هست که به راحتی میتونیم چاق بشیم و همه ی ما در این کار استاد هستیم
(من بارها گفتم چقدر راحت چاق میشم اما به سختی و با زجر لاغر میشم اما الان دیگه چاقی برام سخت شده و هر کس که جلوی من حتی پرخوری کنه حالم بد میشه و میگم چطور با خودش همچین رفتارهایی داره و واقعا براشون ناراحت میشم و دوست دارم با این مسیر آشنا بشن و من وقتی سیریم اصلا از هیچ خوردنی لدت نمیبرم واقعا باید گرسنه باشم تا با لذت و آرامش غدا بخورم و به احساس سیری برسم و برای هر کس که در اطراف من سعی بر لاعر شدن از راه های غلط داره واقعا افسوس میخورم و اما دوباره میگم هر کس در مدار این حرفها باشه حتما بهشون میرسه و خودم رو آروم میکنم )
.
موصوع مهم امروز توجه کردن هست :
ما به چیزی توجه و فکر میکنیم همون در زندگی شما گسترش پیدا میکنه .(ما با توجه کردن اون چیز رو جدب میکنیم حالا میخواد دلخواه ما باشه یا نباشه پس تمام توجه و تمرکز حواس خودتون رو روی خواسته عای خودمون باید بزاریم )
من در گدشته که دچار چاقی بعد از ازدواج شدم سالهای زیادی به این چاقی توجه میکردم
و از یه سنی به بعد چون به نظر دیگران در مورد خودم اهمیت میدادم خیلی بیشتر به چاقی توجه میکردم و کار بسیار مضرر ی بود و هست . در واقع اون وقت که ما داریم رژیم میگیریم و یا ورزش میکنیم داریم بازم به چاقی خودمون توجه میکنیم چون داریم تلاش میکنیم چیزی رو از بین ببریم که اون چیز چاقی هست .
من خودم از زمانی که ازدواج کردم چاق شدم خوب یادم میاد در اون دوران از نامزدی من شروع شد من زیاد میخوردم انصافا میخوردم و وزنم هم داشت بالامیرفت و چون قبلش خیلی لاغر بودم همه میگفتن چقدر صورتت قشنگتر شده چقدر بهت میاد و اینطوری قشنگ هست و من اما متوجه میشدم چقدر وزنم بالا رفته و دیگه اون لباس پوشیدن و آزادیها رو ندارم و دیگه داشتم سنگین میشدم و محدودیتهام بیشتر میشد و میدیدم چقدر شکمم بزرگ شده و دیگه اون خوش تیپی رو ندارم و در جمع دوستانم خجالت میکشیدم چون من دچار اضافه وزن شده بودم و کلا فعالیت هام سخت شده بود و اما من خیلی سریع با رژیم گرفتن که خودم وعده ی شام رو حدف کردم به راحتی وزن کم کردم و عالی لاغر شدم و همه میگفتن چقدر تو اراده داری و خوب لاغر میشی و من در ذهنم حک شد من با رژیم میتونم لاغر بشم و چون بارها اطرافیان و خواهر خودم رو هم دیده بودم که با رژیم و ورزش خوب لاغر شدن پدیرفته بودم تنها راه لاغر شدن رژیم و نخوردن و ورزش هست و دیگه بعدش تصمیماتی میگرفتم که هی خودم رو بیشتر زجر بدم و محدود باشم که بتونم لاغر باشم و در جمعها با عتماد به نفس حضور داشته باشم و بتونم لباس بهتر بپوشم و همش من به چاقی توجه میکردم و هی من سختیهای بیشتر رو تحمل میکردم که هی من در وزن مناسب قرار بگیرم و اما با زور و فشار خودم رو متناسب میکردم دیگه شبها شام نمیخوردم باشگاه میرفتم و هر غدایی رو نمیخوردم و چیپس و پفک خوردن رو کنار میراشتم و ودیگه کم کم محدودیتام رو بیشتر میکردم و همیشه به دنبال راهی برای لاغری بودم و در جمع ها کمتر میخوردم و در کنار دوستام روم نمیشد بخورم که کسی بهم تذکر نده و همه ی اینها تو جه کردن به چاقی بود و هی از خودم بیشتر بدم میومد و چاقی بیشتر بر من غلبه میکرد .
همیشه فکر کن چاقی و من دو نفر هستیم که چاقی زوری داره و من متناسب هم زوری دارم و هر چقدر من به حضور چاقی در خودم احساس ضعف و ناتوانی بیشتری کنم فرصت رو مهیا کردم تا چاقی بر من غلبه کنه .
و من واقعا از یک زمانهایی به بعد چاقی در من با سرعت بیشتری بوده چون از خودم متنفرتر بودم و از چاقی بیشتر میترسیدم و خودم رو بیشتر محدود میکردم .(من یادم هست بعد ازدواجم همیشه در حال متناسب کردن بودم و خوب و عالی هم متناسب میشدم اما به محض رها کردن و خسته شدن دوباره بر میگشت و یادم هست این اواخر چون مانع های بزرگی داشتم خیلی ترسم بیشتر شده بود و خیلی از چاقی متنفرتر بودم برای همین مرتب رژیم رو سخت تر میکردم و هی ورزشم رو سنگین تر میکردم و هی خودم رو بیشتر وزن میکردم و هی دچار اضافه وزنهای بیشتر میشدم و هی ناراحتتر بودم و هیچ وقت به اندازه سعی و تلاشم نتیجه نمیگرفتم و هی خودم رو محدود تر میکردم )
چطور من به چاقی تو جه میکردم ؟
هر لباسی رو که تنگ بود و هر رنگی رو نمیپوشیدم
لباسهای کمر دار نمیپوشیدم که شکمم بیرون بیفته
غذای رژیمی میخوردم که چاق نشم
ورزش شدید میکردم که چاق نشم
خودم رو وزن میکردم هر هفته که چاق نشم
از چاقی خودم با بقیه حرف میزدم شاید فکری بشه
به دنبال راه های جدید بودم که شاید چاقیم رو از بین ببرم مثل خوردن دمنوش
در آیینه باشگاه و خونه همش به نافرمیهای بدنم نگاه میکردم و با دستم لمسشون میکردم که لاغر بشم
با دیدن لاعرها حسرت میخوردم
تمام این کارها رو میکردن برای لاغری اما داشتم به چاقی توجه میکردم و به خودم ضربه میزدم و داشتم در برابر چاقی خودم رو ضعیفتر میکردم
پس حتی اگر رژیم گرفتم و ورزش سنگین داشتم و ۳۰ کیلو کم کردم اما دوباره برگشته بودن چون من به چاقی تو جه کردم اما چون من تونستم کم کنم پس ثابت کرده بدن من توانایی کاهش وزن رو داره و من انگیزه و اشتیاق کاهش،وزن رو داشتم اما چون در زمان تناسب اندام کامل از چاقی خودم نگران شدم و تصویر ذهنی چاقی از خودم در دهنم داشتم به همین دلیل از چاقی خودم بدم میومد
( من بارها تونستم وزن کم کنم بیشتر از ده بار من این کار رو کردم و من مثل یویو هی چاق شدم و لاعر شدم در مدت زمان بعد از ازدواجم اما در این چند سال آخر بعد از زایمان دومم که تونستم ۳۵رکیلو کم کنم این رفت و برگشت من بین چاقی و لاغری اینقدر سریع شده بود که من خیلی ادیت شدم و درواقع چون خیلی چاق شده بودم و اندام بسیار نامتناسبی پیدا کرده بودم و زندگی بسیار سختی داشتم از چاقی متنفر بودم و میترسیدم حتی وقتی لاغر شدم و در اوج تناسب ۵۹ کیلویی اما من از چاقی میترسیدم و رژیم و محدودیتهای بیشتر داشتم و خیلی اوضاعم بد شده بود تا با این راه آشنا شدم و اما حالا متوجه میشم چه جسم توانمند و عالی داشتم که هر بار به راحتی من رو متناسب کرده اما چون ذهنم متناسب نبوده و با خواسته ی من که لاغری بوده هماهنگ نبوده پس نتیجه مقطعی بوده )
و من یادم میادبارها به اطرافیان میگفتم چه فایده لاغری من که ماندگار نیست .
هر چقدر به چاقی خودت توجه کنی و خودت رو محدود کنی تصویر چاقی خودت رو شفافتر میکنی و ذهن تمام تلاشش رو میکنه تا تو رو به تصاویر خودش برسونه و مسیر حرکت رو به اون سمت میبره و ذهن فرمان خوردن صادر میکنه .
تصمیم ها مطابق هست با تصویرهایی که در ذهن هست (ما خوب میدونیم ذهنمون کاملا تصویری هست و خیلی مهم هست که ما چه تصویری از خودمون در ذهنمون داریم و یادم میاد بار آخر کلی تصویر چاقی از خودم که مانتوهام بسته نمیشدن و یا کفشهام به پام نمیرفتن و یا وزنهای بالایی رو روی ترازو میدیدم و در جسمم بسیار نافرمی میدیدم همه رو در ذهنم داشتم و کلی وحشت و ترس و تنفر در کنار این تصاویر خیلی راحت داشت من رو به سمت چاقی میبرد و من خودم برام این مانع هم بود که با رژیم و ورزش نمیشه برای همیشه لاغر بود و میگفتم آخه تا کی و همیشه میگفتم لاغری من همیشگی نیست و برای همین همیشه در زجر و سختی بودم تا یه مقدار وزن کم کنم یا حد اقل بیشتر نشم )
دیدیم بعد از اینکه از رژیم و ورزشها خسته میشیم و رهاش میکنیم خیلی آروم معز دستورهای خوردن رو دوباره صادر میکنه و ما میشیم همون جسم قبلی خودم .(من بسیار این تجربه رو داشتم و به قول استاد من به خودم میگفتم حالا که متناسب هستم و در وزن دلخواهم هستم فقط یه امروز رو بخورم ز فردا دوباره شروع میکنم و چون حرص،و ولع هم پیدا میکردیم و در حالی که متناسب بودم میگفتم حالا بخورم این چند لقمه که چیزی نیست و شروع میکردم و میدیدم در عرض یک ماه کلی اصافه وزن پیدا کردم که با کلی سختی و جون کندن اونها رو از بین برده بودم و اما راحت و یدون سختی دوباره چاق میشدم و اینقدر ناراحت میشدم پس دوباره رژیم بیشتر و محدودیتهای بیشتر رو شروع میکردم )
چطور به لاغری توجه کنیم :
لاغری نیاز به توجه داره و چون ما میخواییم تصمیم بگیریم لاغر بشیم و میخواهیم به چیزی که نیست توجه کنیم بر عکس چاقی که بودش و ما بهش توجه میکردیم و ناراحت میشدیم و چاقتر میشدیم و اما مامیخو اییم به چیزی توجه کنیم که در ما وجود نداره (تمام سختی کار این هست که به چیزی که نیست ما باید توجه کنیم اما برای من لاغری دلخواهم بارها بوده چون از یه مقطعی به بعد من چاق شدم و تا همین چند سال پیش هم با رزیم و ورزش سخت من در این وزن بودم اما از دستش دادم و برای من خوشبختانه تصور کردن خیلی راحت تر هست و حتما به دستش میارم من میخوام دوباره در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار بگیرم و اصلا کار سختی نیست ).
پس یواش یواش ما رفتارهایی میکنیم که لاعر تر بشیم .
ما برای لاغری اصلا نباید زمان تغیین کنیم که تا چه تاریخی باید من لاغر بشم و این کار بسیار اشتباهی هست و این تعیین زمان مشخص کار این شرکتها ی تبلیغاتی برای لاغری هست که از حربه ی زمان استفاده میکنن و ما رو ترغیب می کنن به استفاد ه از اون محصول و اگر نتیجه نگرفتیم خودمون رو سرزنش میکنیم و ناامید تر میشم به جای اینکه به اون محصول شک کنیم .
بگو من میخو ام یه روشی رو یاد بگیریم و تا ابد استفاده کنم و بگو هر چقدر طول کشید اشکالی نداره .
کلا داریم ما چاقی رو زندگی میکنیم پس باید لاعری رو هم زندگی کنیم و مقطعی به درد نمیخوره و باید از نظر مغزی و ذهنی
ما باید این مسیر رو طی کنیم بدون در نظر گرفتن زمان و هرکس در زمانی یک نتیجه بخصوص میگیره (من عاشق این سبک زندگی کردن و غذا خوردن هستم و ارامش دارم و لذت میبرم و واقعا بهم خوش میگدره و هیچ عجله ای نداشتم برای لاغری و ندارم اما من خیلی هم اصافه وزن ندارم و دوست دارم ذهنم و جسمم با هم در همانگی کامل قرار بگیرین و من این مقدار اصافه وزن رو خیلی راحت از دست بدم و مطمعنم از دست میدم چون دارم لاغری رو زندگی میکنم و آموزش میبینم و دیگه رفتارهای گدشته و اون پرخوریها رو نمیتونم داشته باشم و یا حد اقلش اگر داشته باشم این هست که صدایی در ذهنم به من هشدار میده که اشتباه رفتار کردی و اگاهم به تمام رفتارهای خودم و همین بسیار لدت بخش هست وه در آزادی کامل و آرامش،و بدون محدودیت دارم وزن کم میکنم و متناسب میشم و به جسم ایده الم میرسم و به زودی اصافه وزنم رو کامل از دستم میدم )
درسته رژیم و ورزش نداره اما فایل گوش دادن و تمرین نوشتن داره و استمرار میخواد و فقط به ثبت نام و پرادخت هزینه نیست باید تعهد و انگیزه و اشتیاق داشته باشی .
هر روز باید کار کنی و روی خودت کار کنی (بله من هر روز سه ساعت در روز رو برای گوش دادن به فایلها و نوشتن در مورد اونها وقت میزارم بدون اینکه برای این دوره ی صد روزه هزینه ی مالی داده باشم فقط دارم بهای انگیره و اشتیاق و بهای تعهد و بهای استمرارم رو میگیرم و به زودی یه لاغر شگفتی ساز میشم )
توجه به لاغری :
در مورد چاقی خودتون با هیچ کس حرف نزنید
در واقع نیاز نیست کار جدید انجام بدیم خیلی از کارها رو نباید انجام بدیم خود به خود متناسب می شیم چون ما درستش این هست که سلامت و شاداب و متناسب و .. باشیم و اما اگر چاقیم چون یه سری کار نادرست انجام دادیم و اگر میخواییم لاعر بشیم باید نادرستها رو انجام ندیم و خود به خود لاغر میشیم پس هر روز خودت رو سرزنش نکن و خود به خود حالت بهتر میشه پس کار نادرست انجام نده خود به خود درستها انجام میشه پس دلیلی نداره هر جا نشسیتی بگی من شانس ندارم هر روز چاقتر میشم من که عدا نمی خوردم و من تقصیری ندارم چون ارثی هست چون دارو استفاده میکنم و یا کم کاری تیرویید دارم و یا اشتها دارم من چاقم و این حرفها رو نزن بخش زیادی از اون چاقی حدف میشه (من هنوزم به این تعهدم وفادار هستم و مدتها هست برعکس گدشته ام با هیچ کس حرف نمیزنم و چیزی نمیگیم و کلی هم موفقیت کسب کردم و اما قبلا به هر کسی میگفتم به اطرافیانم و به دکتر تغدیه ام و یا به خانوادم و دوستانم و همیشه هم چاقتر میشدم و به دنبال راه کار از مربی ورزش،و دکتر تغدیه بودم و با سختی و فشار به جسم میخواستم لاعر بشم اما نمیشد چون داشتم به چاقی توجه میکردم و اولین نشانه اش احساس بد در ما هست که وقتی احساس ما بد بشه نتایج بد هم برای ما رقم میخوره و در نهایت چاقی بیشتر رو تجربه میکنیم پس به چاقی توجه نکن و مراقب احساست باش، )
۲:سرزنش کردن خودت ممنوع هست یعنی نصفه میری داخل آیینه و از خودت فرار میکنی و از خودت عکس نمیگیزی و از خودت دور میشی در واقع ما سه بخش هستیم جسم و روح و ذهن و وقتی از جسمت جدا شدی از خودت عکسی نگیری و لباس رنگ شاد نپوشی و استخر نری و یا باشگاه نری داری از جسمت فاصله میگیری و وقتی اینطوری انتطار نداشته باش مغزت و روحت برات کاری کنن میگن ولش کن دوستش نداشته بشه و اوضاعت سختتر میشه بابا بپدیر جسم خودت هست و مسول این اوضاع خودت هستی برو داخل آیننه بدون تنفر به خودت نگاه کن به پهلوها و شکم آویزونت نگاه کن و بپذیر این کار خودت هست ازش فرار نکن و جسمت رو در آغوش بگیر و باهاش صحبت کن و بگو من این بلا رو به سرت آوردم و میخوام تغییرش بدم تو هم کمکم کن ببین اوضاع بهتر میشه تا از خودت فرار کنی و خودت رو تحقیر و سرزنش کنی پس وقتی با جسمت از این حرفها میزنی احساست بد میشه و وقتی اینطور شد توجهت به چاقی بیشتر میشه و ضعیفتر میشی و چاقی در تو بیشتر میشه .(من مدتها هست عاشق خودمم و خودم رو جزی از خدا میدونم چرا عاشق خودم نباشم و این جسم رو امانت الهی میدونم که نااگاهانه به این روز درش اوردم و میخوام دوباره به یک جسم متناسب در بیارمش و ازش مراقبت می کنم و مواظبت می کنم و من خودم رو لایق بیهترین اندام و بهترین زندگی و سلامتی و بهترین حال روحی و ارامش،و شادی و ثروت و سعادت و … میدونم و همش به دنبال بهتر کردن همه ی اینها هستم و مرتب به خودم عشق میدم و خودم رو در آغوش میگیریم و میدونم به زودی در جسم ایده آل قرار میگیرم و ذهنم رو تربیت میکنم و اماده میکنم و آموزش میدم که متناسب بشه و فرمولهای لاغری رو جایگزین چاقی کنه و به مرور رفتارهای من تغییر میکنه و در نهایت جسم من هم تغییر میکنه من قبلا خیلی از خودم فرار نکردم چون همیشه با زور خودم رو لاعر کردم و یه زمانهایی در مقطع خاصی چاق بودم که سریع اقدام به لاعری کردم اما وقتی که لاغر شدم و عکس گرفتم بارها شده به خودم گفتم چقدر صورتم لاعر شده یا پوستم بد شده و یا چقدر دماغم بزرگ شده چقدر زشت شدم چقدر از لاغری صورتم ناراحت شدم و همیشه با دیدن خودم در عکسها و آیینه میگفتم ای کاش تنها جسمم لاغر میشد و اما صورتم لاغر نمیشد که زشت بشم و این قیافه رو پیدا کنم و یادم میاد همیشه از صورت لاغرم در آیینه و عکسها ناراحت میشدم و بدم میومد و میگفتم چقدر زشت شدم من نمیخوام )
پس به جای تحقیر خودت بگو من درستش میکنم و نگو من لباس دلخواه رو نمیپوشم تا همه چیز درست بشه اینطور داری فاصله مینداری و بگو هر گرمی به وزنم اضافه شده خودم اضافش کردم خودم غدا رو وارد دهانم کردم و هیچ غدایی علاقه نداشته وارد دهان من بشه و هی مغز من دستور خوردن میده در حالی که سیر هستیم هی معز من میگه بخور چون پولش رو دادی چون حیف چون دیگه گیر نمیاد و یا چون اسراف میشه و ..بخور بخور .(من خودم واقعا خودم غدا وارد دهنم کردم خودم جسمم رو به این روز در اوردم خودهم درستش میکنم و من چقدر بارها دستور خوررن داشتم چون پولش رو دادم چون اسراف میشه چون در فلان رستوران هستم چون غذای نذری هست چون دیگه ممکنه گیرم نیاد چون مقوی هست چون کم کالری هست چون مورد علاقه ی من هست چون در تفریحم چون فقط امروز هست و در مهمانیم و کلا همیشه کلی مجوز و بهانه داشتم برای خوردن و من عدا وارد دهنم کردم و از همه مهمتر چون بارها گفتم اشتهام زیاد هست من کلی غدا خوردم اما حالا دیگه خودم مسول خوردن خودم هستم و نمیخورم مگر واقعا گرسنه باشم )
بنویس در مورد لاغر شدن و بگو چه مزیتهایی برای شما به ارمغان میاره چونکه صد آید نود هم پیش ما هست وقتی لاغری رو به دست بیاریم بقیه موفقیتهام رو هم به دست (من همیشه گفتم علاوه بر نگاه کردن به استاد و بقیه دوستان شگفتی ساز به خودم نگاه میکنم که تا حالا تونستم با قدرت ذهنم وزن کم کنم از این به بعد هم میتونم خیلی عالی وزن کم کنم و چون به راحتی و بدون سختی من چندین کیلو وزن کم کردم پس میتونم این ۶ کیلو رو هم به راحتی کم کنم و اگر جسم خودم رو خلق کنم قطعا میتونم بقیه ی جنبه های زندگیم رو هم خلق کنم من به قدرت ذهنم و خودم ایمان دارم چون بشر قدرت خلق کنندگی داره جون بشر جزیی از خدا هست پس مثل خدا باید بتونه به بی نهایت وصل باشه و به هر چیزی برسه)
ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده و اگر من نوشته های بقیه رو بخونم ذهن همه رو میزاره به حساب خودم و اما خیلیا میگن خواندن و نوشتن چه تاثیری داره در لاغری ؟خوب تاثیرش همین هست و نتیجه اش استاد عززز و دوستان شگفتی ساز هستن .
و اگر بگیم در مورد لاغری بنویس ممکنه شیطان نزاره و بگه نه بابا مگه میشه با نوشتن لاغررشد و اما بدون حتما میشه که شیطان نمیزاره ما تغییر کنیم و بنویسیم چون شیطان میدونه اگر ما بنویسیم تعییر میکنیم پس ما نباید وقتمون رو تلف کنیم .(پس همین مقاومت ذهن که خیلیا میگن همین هست خودشون تنبلی میکنن و به حرف شیطان گوش میدن و تمرینها رو انجامنمیدن و یا فایلها رو گوش نمیده و بعد میگن ذهن من مقاومت داره نه نداره ما داریم به نجوای شیطان گوش میدیم و از راه اصلی منحرف میشیم )
لیستی از اون موارد که چاقی به شما صربه زده بنویسید تا ببینید چقدر به چاقی توجه کردید .:
چاقی باعث شد من دچار کمر درد و زانو درد بشم
چاقی باعث شد من بد لباس بشم
چاقی باعث شد من حتی نتونم کفشهای مورد علاقه ام رو بپوشم
چاقی باعث شد من در جمعها بدون اعتماد به نفس حاصر بشم
چاقی باعث شد من در خوردن هیچ وقت با لذت غذایی رو نخورم .
چاقی باعث شد من پیرتر و سنم بالاتر نشون داده بشه
چاقی باعث شد من در حال بد روحی و افسردگی قرار بگیریم
چاقی باعث شد بچه هام و همسرم رو مجبور به زور خوردن کنم
چاقی باعث شد همیشه در خرید کردن لباسها خیلی اذیت بشم و هر کس هم با من بود اون رو هم اذیت میکردم .
چاقی باعث شد فعالیتهای جسمی رو به خوبی انجام ندم و سنگین باشم
چاقی باعث شد
چاقی باعث شد هیچ وقت رفتار غذایی با کلاس و آرامی نداشته باشم
چاقی باعث شد …
در مورد متناسب شدن تا میتونید بنویسید مثلا انشایی بنویسید در مورد فروع لاغر (من امروز که دارم این کامنت رو میزارم فروغ لاعر در وزن ۵۹ کیلو هستم و سایز ۳۸ هستم که تمام لباسهام برام گشاد شدن مخصوصا از بالاتنه و تمامی شلوارهام کمرشون آزاد شده و هر چه لباس از دوران تناسبم داشتم همه اندازم شده و هر جا میرم همه تعجب میکنن که من بدون ذره ای رژیم و فعالیت خاصی دارم روز به روز لاغرتر میشم و من لدت میبرم از این سبک خوردن و زندگی کردن و در حین این لاغری صورت بسیار زیبا و شاداب و جوانی دارم که بسیار من رو زیباتر و جدابتر کرده و من در سلامتی کامل و در سبکی و رهایی کامل آزادانه میخورم میپوشم و فعالیت میکنم و هیچ نگرانی و استرسی و ترسی از خوردنم و فردایم ندارم که شاید چاقی من برگرده من در آرامش کامل به سر میبرم و هر روز در اینه به خودم و اندامم نگاه میکنم و با لذت بسیار زیاد که شکم صاف و روی معده ی بسیار صاف و پهلوهای قوص دار و کمر باریک و رانهای لاغر و کشیده و کتف و شانه های لاعر دارم ودر تمام لباسهای خودم که سایز لارج و مدیوم دارن بازم احساس راحتی دارم بدون تنگی و اذیت کردن و با بهترین حال روحی هر چند که الان همین حال رو هم دارم اما بازم بیشتر میخوام اول جلو آیینه کلی شادی میکنم و بعد به کارهای روزانه و روتینم میپردازم در حالی که من موهای بلند و پر پشتی دارم .من به راحتی هر رنگ لباسی و هر مدلی رو که بخووام حتی سایز مانکن رو میخرم و میپوشم حتی تک سایزهای آف خورده رو من میتونم با کمترین قیمت چون سایزم بسیار متناسب هست بخرم و استفاده کنم و بهترین خریدها رو در کمترین زمانها دارم و حتی کفشهای چرم دلخواهم رو میتونم به راحتی بخرم چون با لاغری سایز پاهام هم تغییر کرده و من بسیار به روز و شیک پوش هستم در لاعری ۵۹ کیاویی خودم و بسیار ارام و با کلاس غدا میخورم مثل پرنسس ها و دیگه به هیچ کس در خوردن زور نمیگم و فرزندانم رو وادار به خوردن نمیکنم و اینقدر خودم رو باارزش میدونم و کم خوراکتر میشم که هر ته مانده ی غدایی رو نمی خورم و اونها رو جمع میکنم برای پرندگان و حیوانات و اصلا با دیدن کسی تحریک به خوردن نمیشم و همیشه به نیاز جسمم نگاه میکنم و اگر گرسنه بودم فقط به اندازه نیازم میخورم و مثل متناسبها خیلی زود احساس سیری میکنم و در هنگام سیری کاملا سبک هستم و سریع پا میشم فعالیتهام رو انجام میدم و هر خوراکی در اطراف من بود من اون رو نمیخورم خودم تصمیم میگیریم چه موقع و در چه زمانی و چه مقدار غدا بخورم دیگه برده ی غذاها نیستم امیر اونها هستم من عاشق ورژن جدید خودم هستم چون اکثر این رفتارها همین الان هم در من هست فقط باید کمی پررنگتر بشن تا ملکه ی ذهن من بشن تا من رو به وزن دلخواهم برسونن و من وقتی برم تفریح و سفر فقط به دنبال لدت بردن از ادمهای اطرافم و مناطر و خودم و خانوادم و یا دوستانم هستم و در ماه رمضان منم مثل خیلی از متناسبها وزن هم کم میکنم چون نمیتونم بیشتر از حد نیازم بخورم و نمیتونم پر خوری کنم و چون زمان زیادی نیست برای خوردن چون فاصله ی بین ادان صبح و مغرب زیاد نیست منم با رفتارهای درستم که از ترس نبودن وعده ی بعدی بیشتر غدا نمیخورم و به اندازه میخورم و متناسبتر هم میشم و من با متناسب شدن در بهترین حالت روحی و جسم قرار میگریم بسیا شیک پوش میشم و خوتیپتر میشم و لباسهای رنگ شاد و به روز میپوشم و من با متناسب شدن در کمترین زمان بهترین لباسها رو میخرم و لدت میبرم و من با متناسب شدن بسیار آرام و آهسته غدا میخورم و من با متناسب شدن غدای کمتری میپزم و حتی خانوادم هم متناسبتر میشن و من با متناسب شدنم در آزادی کامل به سر میبرم و ….)
برو به دوستان شگفتی ساز نگاه کن و به ذهنت بگو منم میتونم و امید بده به ذهنت که میشه و یواش یولش وارد سرزمین لاغرها میشی و این حق شما هست که متتاسب بشی و لذت میبری .
سلام خانم ریاحی دیدگاهتونو خوندم بسیار عالی بود لذت بردم خدا رو شکر شما خیلی خوب صحبتهای استاد درک کردید عاشق دیدگاهتون شدم وبهتون تبریک میگم
نشان های دریافت شده
سلام🙂
همه ما چاقها از روشهای مختلفی برای لاغر شدن استفاده کردیم چون میدونیم که چقدر چاقی ما رو محدود کرده چقدر احساسمونو بد کرده چقدر اعتناد به نفسمون رو کم کرده واگه روشهای قبلی جواب نداده به این دلیل بوده که راه اشتباه بوده ما با اراده هستیم ما شحاع هستیم ما توانا هستیم ما در اعماق وجودمون ایمان داریم که میتونیم متناسب بشیم😏
تفاوت ما با سایر افراد چاق اینه که ما باز هم ادامه دادیم و به این مسیر هدایت شدیم😎
مهمترین تفاوت لاغری با ذهن با بقیه اینه که در این روش هیچ وقت رژیم و ورزش داده نمیشه🤗🤗🤩🤩
در این روش تفاوت رفتار افراد چتق با افراد متناسب بررسی میشه و به ریشه اون رفتار میرسیم و با تغییر ریشه ها که همون فرمولها هستن رفتار ها تغییر میکنه و جسم هم میشه یه جسم متناسب🙂
نمونه این رفتار اینه: در افراد چاق یه رفتار اشتباهی که وجود داره اینه که زیاد به غذا فکر میکنیم
این که چی برای صبحانه بخوریم چی ناهار بخوریم چی رو با چی مخلوط کنیم که طعمش جالب بشه
در این دوره برنامه غذایی داده نمیشه یه برنامه ذهنی میدن با گوش دادن فایلها و جایگزین کردن فرمولهای لاغری به جای چاقی
برای همین باید فایلها رو گوش بدیم تمرینات رو انجام بدیم و تکرار و استمرار کنیم تا مغز دستورات جدیدی رو بده و واکنش رفتاری ما متفاوت بشه اونوقت دست ما کمتر برای برداشتن غذاها تکون میخوره ودهان ما کمتر میجنبه😉😁
👈اینم به خاطر محدودیت نیست 👉دستورهای مغزی تغییر میکنه👌👌
موضوع این جلسه توجه کردنه؛
توجه کردن موضوعی هست که افراد چاق برای چاقی بیشتر ازش استفاده میکنن و افراد لاغر برای لاغر ماندن🤨
در دوران کودکی ما توجهی به چاقی نداریم ولی از یه سنی به بعد نظر دیگران درباره ما برامون مهم میشه خیلی به چاقی توجه میکنیم و با اینکه باشگاه میریم یا رژیم میگیریم در واقع باز هم داریم به چاقی توجه میکنیم چون میخوایم از چاقی رها بشیم تا نظر دیگران درباره ما مثبت باشه و مورد توجه و تایید بقیه باشیم (چقدر این باور تایید دیگران در ما ریشه ای هست واقعا🤔)
اینکه در مهمانی شرکت نمیکنیم اینکه در عروسی دنبال لباسهایی میگردیم که چاقی ما رو کمتر نشون بده یا کمتر میخوردیم در جمعهای دوستانه یا خانوادگی همگی
اینا 👈مصداق توجه کردنه👉
همه ما در زمانهایی احساس کردیم که سرعت چاق شدنمون بیشتر شده از بس که به چاقی توجه کردیم از بسکه حالمون از خودمون بد میشه از بسکه توی اتاق پرو احساس بدی داریم و همین باعث شده که بریم سمت دوختن لباس و با وجود دردسرهاش باز هم خیاطی رو ترجیح دادیم
باید بیایم فکر کنیم کجاها به چاقی توجه کردیم
من در دوران بارداری خیلی به چاقی قسمتهای مختلف بدنم توجه میکردم و از اینکه اینجوری دارم چاق میشم حالم از خودم بهم میخورد از اینکه نمیتونم در موقع گرسنگی صبر کنم از اینکه راه رفتنم کند شده بود و از اینکه دوستام بهم میگفتن مثل پاندول ساعت راه میری از اینکه کفش اسپورت و راحتی میپوشیدم برای اولین بار کسی که همیشه پاشنه بلند پوشیده بودم از مانتو حاملگی که گشاد و سیاه بود و همیشه هم باید اونو میپوشیدم حالم بهم میخورد چون عاشق رنگ و تنوع بودم از اینکه با این شکم بزرگ باید سوار واحد میشدم و ۳ تا واحد عوض میکردم تا برسم بیمارستان ناراحت بودم از اینکه بقیه هم دانشگاهیام اینقدر فرز و سبک بودن و من اینقدر کند حالم بد بود ماه ۴ ام بارداری متوجه شدم خیلی دارم چاق میشم و طبیعی نبود فشارم هم از کنترل خارج شده بود و۱۴ به بالا بود همیشه رفتم دکتر تغذیه و ایشون گفتن توی بارداری رژیم خاصی نمیدیم با اینحال به اصرار خود من یه رژیم خیلی سبک برام نوشتن و اون ماه من حدودی اجراش کردم بعد از یه ماه که رفتم دکتر زنان و وزن شدم اصلا اضافه نکرده بودم و با تهدیدهای مادرم رهاش کردم و این شد که بالای ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم توی بارداری و الانم اصلا علاقه ندارم دوباره بارداری رو تجربه کنم
در دورانی که کیسه صفرا عمل کردم و تیروئید هم کم کار شد ترس از چاقی منو بیشتر چتق کرد مرتب خودم رو وزن میکردم و میدیم که هر بار یکی دو کیلو بالاتر نشون میده و حسم بد میشد بقیه هم بهم تذکر میدادن که خیلی چاق شدی و باسنت بزرگ شده و شکمت بزرگ شده و….که شروع کردم به ورزش که باز هم توجه به چاقی بود توی باشگاه همش داشتم با حسرت به ادمهایی که متناسب بودن نگاه میکردم و با خودم میگفتم این ادم دیگه چرا میاد باشگاه چون در ذهن من باشگاه رفتن فقط برای لاغر شدن بود نه سلامتی و اندام عضلانی و…. یا همش توی آینه حواسم به شکمم بود یا افراد چاق دیگه رو نگاه میکردم و با خودم میگفتم خدا رو شکر دیگه به اندازه این نیستم😶
همیشه با منشیم که اونم چاق بود درباره چاقی و اینکه چقدر هم کم میخوریم حرف میزدم یا با مادرم و برادرها درباره چاقی و اینکه فلانی لاغر شده و ما هنوز چاقیم و…. حرف میزدیم اینا همش توجه به چاقی بوده دیگه😁😁
حتی اینکه در رژیم و ورزش یه عالمه وزن کم کردیم ولی دوباره برگشت کرده اینه که در اون دوره نتونستیم توجه به چاقی رو کم کنیم
و باز هم خبر خوبیه که جسمت این توانایی کاهش وزن رو داره
و لی مسیر اشتباه بوده چون تصاویر ذهتی ات تغییر نکرده و همون تصاویر چاق در ذهنمون وجود داره و جسم در نهایت تبدیل میشه به اون تصویر😮
👈 ترس از چاقتر شدن خودش باعث توجه به چاقی میشه و باعث ایجاد تصویر شفافتر از چاقیت در ذهنت میشه👉
در واقع با ایجاد تصویر ذهنی فرمانهای مغزی هم درجهت اون تصاویر صادر میشه و رفتارهای غذایی ما متفاوت میشه و تکرار اون رفتارها باعث ایجاد جسم چاق میشه👌👌
حالا چطور به لاغری توجه کنیم؟
همونجوری که ما چاق شدیم همانطور هم میشه لاغر بشیم فقط در لاغری باید👈 خودمون تصمیم بگیریم و به چیزی هم باید توجه کنیم که الان وجود نداره 👉و برعکس تمام شواهد اضافه وزن در ما هست جلوی آینه میبینمش موقع پوشیدن لباس متوجش میشیم ولی با گوش دادن به فایلها داریم به لاغری توجه میکنیم و توجه رو از چاقی برداریم و اونوقت یواش یواش رفتارهای غذاییمون تغییر میکنه و جسم هم اروم اروم تغییر میکنه
✍ نکته مهم اینه که زمان نذارین برای لاغری چون خود این تعیین زمان توجه به چاقی هست 🤭🥴
و این تعیین زمان حربه تبلیغات هست و جالبه که ماوقتی نتیجه نمیگیریم از اون محصول تبلیغ شده خودمون رو مقصر میدونیم😑
👈زمان رو فراموش کنید 👉این روش باید سبک زندگی ما بشه باید لاغری رو زندگی کنیم در هر صورت باید استمرار داشته باشید و خودمونو هم با بقیه مقایسه نکنیم لاغر شدن کار میخواد باید فایل گوش بدیم تمرینات رو انجام بدیم و این هنر رو یاد بگیریم و بشه جزیی از پوست و گوشت و خونمون👌👌👌
پس ثبت نام کردن تنها هیییییچ کازی نمیکنه
👈 تمرین توجه به لاغری👉
۱_درباره چاقی اصلا حرف نزنید
ما بر اساس خلقت خداوند باید متناسب باشیم شاد باشیم سالم باشیم پس فقط کافیه نادرستها رو انجام ندیم خود به خود درست اتفاق میافته چون ذات و اصل ما تناسبه
در واقع باید کارهایی که احساسمون بد میشه رو انجام ندیم اونوقت خود به خود احساسمون خوب میشه
ما همش داریم برای بقیه توضیح میدیم و به قول مهران مدیری 👈توضیح نشونه ضعفه👉
۲_سرزنش کردن خودت ممنوعه
این دور شدن از خودته و باز هم توجه به چاقیه
وقتی نمیخوایم جسممون رو ببینیم لباس شاد تنش نمیکنیم عکس از جسممون نمیگیریم و وقتی از جسم متنفر باشیم اوضاع سخت تر و بدتر میشه باااااااید جسم خودت رو بپذیری مال خودته اونوقت از نگاه کردن به خودت حالت بد نمیشه یا بپذیری که اگه چاق هستی هم خودت بوجود اوردی
👌با عشق جسمت رو بپذیر
👌 در آعوشش بگیر
👌 باهاش حرف بزن بهش بگو میدونم که من تو رو به این شکل دراوردم مسیولیتش رو میپذیرم و تغییرش میدم
👌با جسمت دوست باش
👌بهش بی احترامی نکن
وقتی از چیزی حالت بد بشه واکنش اونم به تو همینه
👌 به خودت انگیزه بده
بنویس لاغری چه تاثیری در زندگیتون میذاره چه تاثیری در اعتماد به نفستون میذاره چه تاثیری در کسب و کارتون میذاره
👈 داستان زهرای متناسب😎🤩👉
من الان در تناسب کامل هستم هربار که از جلوی آینه رد میشم از نگاه کردن به جسمم سیر نمیشم به بازوها به رانها به شکم تخت به کمر باریک خودم نگاه میکنم و از اینکه جنین جسمی رو خلق کردم لذت میبرم 🤩🤩بارها و بارها در طی روز جلوی آینه میرم و قربون صدقه خودم میرم 🤩🤩پوستم روشن و جوان شده و توی چشمام یه برق خاصی هست که لذت بخشه همیشه🤩🤩 وقتی خودم رو میبینم بی اختیار لبخند میزنم😊 موقع خرید لباس با شور و اشتیاق میرم 🤗هر رنگی که دوس دارم رو با سایز ۳۸ میپوشم و کیف میکنم😍😍 تمام لباسهایی که انتخاب میکنم تازه روی تن من قرار میگیرن فرم خودشونو به زیبایی نشون میدن😎🤩
همیشه این جمله رو از فروشنده ها میشنوم که سایز شما از همه رنگها و مدلها داریم😎😎🤩🤩
هر لباسی با هر طرح و رنگی میپوشم خیلی زیبا توی تنم می ایسته
اعتماد به نفسم خیلی عالیه و به راحتی در هر جمع و مجلسی حاضر میشم و صحبت میکنم🤗😏
خیلی فرز هستم و خیلی سریع کارهامو انجام میدم
کاملا سالمم و هیچ دردی در زانوها کمر و بقیه قسمتهای بدنم ندارم😊
به راحتی و با لذت از هر چیزی وه دوس دارم به مقداری که دوس دارم میخورم و این یعنی آزادی 😎🤩🤩
هرگز نگران حرف و حدیث های بقیه نیستم و هیچ کسی هم به من درباره مقدار خوردن تذکر نمیده اتفاقا وقتی میخوان کسی رو به عنوان یه آدم خوش تیپ و خوش هیکل معرفی کنن منو مثال میزنن😏
خلاصه که این لاغری همه چیش عالیه🤩🤩👌👌
همین نوشتنها میشه خلق رویا
وقتی نوشته دوستان رو میخونیم ذهن ما اون نوشته ها رو مال ما میدونه چون اصل رو از بدل تشخیص نمیده😉🤭
فکر میکنه این احساسات مال ماست واین میشه توجه به لاغری👌👌
استاد رو ببینیم خوب از همین روش لاغر شده با همین نوشتنها با همین آگاهیها
و انجام بدیم اینقدر دنبال اون فوت کوزه گری نباشیم دنبال اون رژیم خاص دنبال اون روش خاص
با نوشتن و تکرار مقاومت ذهن رو بشکنیم
👈 تمرینات دیگران رو بخون
👈 البوم شگفتی سازان رو ببین
به ذهنت این باور رو بده که میشه و تو هم میتونی
اونایی که انجام میدن یواش یواش تغییر میکنن و وارد سرزمین لاغرها میشن😊 سرزمینی که خود متناسبها قدرش رو نمیدونن ولی مایی که به این سرزمین وارد میشیم میفهمیم که چقدر لذت بخشه زندگی در این سرزمین 🤗🤗🤗
چرا نمیخوای این لذت رو تجربه کنی بابا حقته سهمته خدا برات خواسته تواناییش رو داری فقط کافیه ادامه بدی راه درسته مقصد برای همه وجود داره پس برو که داری خوب میری💪💪💪👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام سلام🤩🤩اوقات بکام🤲🙏
همه ی افراد چاق دوست دارن ک متناسب بشن و حداقل برای یکبارم ک شده میخاستن و تلاش کردن ک ب تناسب اندام و لاغر شدن دست پیداکنن..از طریق رژیم های غذایی مختلف ، از طریق ورزش کردن با دوچرخه ،تردمیل ،پیاده روی های چند ساعته و ثبت نام کردن در باشگاه ، از طریق چربیسوز های مختلف دارچین ،زنجبیل،لیمو ترش ناشتا ، از طریق دمنوش های نیوشا ،نعنافلقلی ،بلوبری ،از طریق قهوه سیاه ،سبز،اسپرسو ،ترک ،از طریق عمل های جراحی سنگین ، پیکرتراشی ،کمربندهای لاغری وغیره….
خب حالا افراد چاق دودسته اند: ی دسته از افراد فقط دوست دارن ک لاغر بشن ولی هیچ تلاشی برای تناسب اندام و لاغریشون نمیکنن وفقط دوستددارن و نگاهشون ب متناسب ها با حسرته .
ی دسته دیگ دوست دارن ک متناسب بشن تلاش هم میکنن ولی نتیجه ای کسب نمیکنن ک تلاش هاشون از طریق رژیم گرفتن وورزش کردن هست…و نتیجه نمیگیرن چون راه و روششون کلن اشتباهه…در میان این افرادی ک دوست دارن لاغر بشن و تلاش میکنن و نتیجه ای نمیگیرن ..افرادی هستند ک از دل این افراد بیرون میان بازم تو راه و روش اشتباه باز امیددارن .تلاششون رو میکنن و رها نمیکنن مثل دسته اول ک با یکی دوبار ن ده بار تلاش کردن رها میکنن…
این افراد هدایت کنندگان خداوند هستن ک ب ی مسیر درست وتر وتازع ومتفاوت از هر مسیر دیگری هدایت میشن ..تادراین مسیر خودشون رو وتلاششون رو نشون بدن ..ببینن چند مَرده حلاجیم..😊
وحال ک ما دراین مسیر سبز و روشن و درخشان هستیم امیدواریم و بند ب رژیم وورزش های قبل از این مسیر نیستیم بیایید بخودمون ب ارادمون آحسنت بگیم…ک داریم در راه و روش درست قدم برمیداریم برای هدف متناسب شدن و متناسب موندن.و هیچ راه و روشی لذت بخش تراز مسیری نیست ک مارو ب خواسته و هدف چندین و چند ساله مون میرسونه ،،ک در کنارش اصل بودن این هدف ..حال خوب ، احساس خوب ، عشق ب خودمون و زندگی حال مون هست…در حالی ک ما قبلا برای لاغر شدن هیچکدوم ازین حال و حس خوب ،عشق ومحبت ب خود وزندگی و ب هیچ چیزی رو نداشتیم….و علاوه بر حس وحال بد .و درد و رنج تمام اون تلاش ها ن تنها لاغرمون نمیکرد بلک در مدت زمانی مارو ازون حالت چاق چاقتر و چاقترم میکرد و ما کل توجهمون ب چاق بودن خودمون بوده و بس…
مادر تمام روش های ک برای لاغر شدن استفاده میکردیم فقط جسممون رو تحت فشار قرار میدادیم..و لاغر نشدن رو از جسممون میدونستیم ..در حالی ک .جسم هیچ کاره و مظلوم ترین عضو از بدن هست ….چون مااز جایی دیگ مشکل داشتیم ،راه و روشمون از جایی دیگ اشتباه بوده ..ولی ازهرچی واز هرکسی ک کم میوردیم ،ناراحت میشدیم ،حرف میشنیدیم ،خودمون رو محدود و محروم میکردیم ،دید دیگران نسبت ب خودمون رو فقط و فقط ب جسممون میدیدیم ..ک تقصیره توعه جسم ک بیریختی ،چاقی ،زشتی،قشنگ نیستی،لباس خوشگل گیرت نمیا،نباید بخوری,قلمبه،بااین شکمت ،باین پهلوت ،و غیرع…..
در حالی ک در روش لاغری باقدرت ذهن ن خبری از رژیم وورزش و چربیسوزی هست .ن خبری از دردو رنج .و محرومیت و محدودیت و ن حتی سرزنش کردن ..برعکس عاشق خودمون جسممون میشیم .آزادیم از هرچیز شیرین .دیر وقت اندازه نیاز بدنمون بخوریم و لذتشو ببریم …در مسیر لاغری با ذهن علاوه بر لاغر شدن خوشبختی ، سلامتی ،آرامش و لذت رو هم یاد میگیریم ک ن تنها توجهمون رو ازروی چاق شدن برمیداره ..بلک بی اهمیت ن ولی کمرنگش میکنه..چون آموزشهایی عالی رو یاد میگیریم ک لاغری کوچکترین هدف میشه ولی هدفی باارزش و قابل احترام.
قبل از آشنایی با قدرت لاغری با ذهن .افرادچاق علاقه خیلی زیادی ب خوردن دارن اصلا کل فکرشون خوردنه ک صبحانه رو خوردیم ناهار چی بخوریم بعد شام .چیو با چی بخوریم بچسبه .بریم دوری بزنیم چیزی بخوریم ..بیایید مهمونی دورهم چیزی بخوریم و خلاصه همه چی سرگرمی ،تفریح ،حوصلمون سرفته ، سوغاته ،نذریه ،تبرک،سحره،افطلره،بخورگرونه ،گیرت نمیا،حالا یشبه،همه و همه رو توی خوردن میدیدیم.
اما بعداز آشنایی با قدرت ذهن چون بااموزش ها یاد میگیریم ک فرمول های درست و صحیح رو جایگزین فرمول های اشتباه و غلط میکنیم این حرص وولع ها ،خوردنها ،چشم دنبال غذا دویدن ها ،سرگرمی ها و دورهمی ها وتبرک و نذریه و همه همه محدود و محدودتر میشن و مامثل قبل مشتاق خوردن و پرخوری نیستیم حتی گاهی اندازه نیاز بدن و کاملا تا دوروز حداقل برای من پیش اومده ک میلی ب هیچ نوع ماده غذایی نداشتم ،خداروشکر…ووقتیک فرمول ها ایجاد بشه دستور دادنهای ذهن هم تغییر میکنه و رفتار ما همسو میشه با دستورالعملهای ذهن و خودشو تو رفتارمون ک بی میلی و حرص وولع نداشتنه دیده میشه.
ما فقط باید ادامه بدیم و استمرار داشته باشیم.متعهد باشیم مثل رژیم های قبلی ک میگرفتیم برای لاغر شدن ولی توجهی نبوده جز توجه ب چاقی و چاقتر شدن ..مثل رژیم های ک میگرفتیم وورزش های سنگینی ک انجام میدادیم ادامه و استمرار داشته باشیم باین تفاوت ک این ادامه و استمرار نتیجه نسبی نمیده ک ما بعدش رها کنیم برعکس نتیجه قطعی قطعی میده ومارو بیشتر ب سمت خودش لاغرشدن و متناسب موندن میکشونه اگر ک درست و صحیح در مسیر ادامه و استمرار داشته باشیم .ب امید خدا🙏🤲🤩
ما سالهایی خیلی زیادی رو ب چاق شدن توجه کردیم واز ی جایی ب بعد نظر دیگران برامون مهم شده و توجه زیادی ب چاق شدن دیگران هم داشتیم …دراصل ما با توجه کردن ب چاق بودن داشتیم بهش فکر میکردیم و در جلسه های قبل گفتیم ک فشار فکر میشه کلام بعد راجبش با دیگران حرف زدیم از ترس هامون ،از بدی چاقی ،از فرار از چاقی ،از ای کاش ها ،ازانتظار کشیدن ک سرمون بیاد و اومد،و فشار کلامم ک میشد عمل ،عمل میکردیم ب فکرمون ک چاقی و چاقتر شدن بوده …چطور ب چاقی توجه میکردیم با گرفتن رژیم های مختلف،،با ورزش های سنگین متفاوت…
چاقی باعث شده ما چ کارهایی رو انجام ندیم⁉️⁉️دوری از جمع های دورهمی ،عروسی ،نرفتن دنبال شغل یا مهارت مورد علاقه ، بار دار نشدن ،ازدواج نکردن ،ندوییدن ، کفش نپوشیدن ،شاید خنده دار باشه ولی ممکنه نتونستن سوار موتور یا دوچرخه شدن ،،و نرفتن ب شهر بازی و سوار نشدن چرخ و فلک و بقیه بازی کردن ها،،،بازی هایی ک با توپ سروکار دارع (وسط بازی، والیبال ،)😭😔
توجه کردن ب چاقی و اضافه وزن یعنی ضعیف شدن در مقابل چاقی یعنی ناتوانی ، تصویر ذهنیش:ترس از چاقی ک بخوری بترسی ،نخوری هم چشت بمونه وبترسی از خوردن .از خرید کردن و ازمسافرت رفتن ک همه نگاهها روی تو باش و بخندن بهت …یا بگن چ سرخوشه بااین اوضاع حالا مسافرتم اومده…بیخیال این حرفا. دیگ کم و بیش در حال گذشتنه بااموزش دیدن راه و روش لاغر شدن صحیح و منطقی…
ایجادفرمول های لاغری بجای چاقی زمان میبره ب همین خاطر زمان معنی نداره در متناسب شدن و متناسب موندن.
برای موندن درمسیر لاغری با قدرت ذهن بایدکارهایی رو انجام بدیم ⁉️😊🤔🙄
1️⃣ راجبه این مسیر فعلا با کسی حرف نزنیم چون ممکنه سوال پرسیدنه همیشگیشون ک چیشد ؟! توهم میزنی کی با ذهن لاغر شده ، چراا تغییر نمیکنی ؟! کلن از طرز حرفا و سوالاتشون ما سرد بشیم و رها کنیم خدای نکرده ...پس فعلا مثل یک راز سِکرِت بمونه🙂😉
2️⃣ما نباید کاره خاصی رو انجام بدیم ؛برعکس باید کارهای خاصی رو ک تاالان انجام میدادیم و رو بزاریم زمین و کارخاص رو تعطیل کنیم برای همیشه مثل رژیم گرفتن ،ورزش کردن ،دنبال مطالب لاغر شدن رفتن ،دنبال افرادی ک بارژیم وورزش مقداری سایز ووزن کم کردن ،😊،گول نخوریم اون سایز ووزن برمیگرده ،گول نخوریم حال اون فرد هنوز خرابه ،ترس داره ،چشمش دنبال مواد غذایی ، خودش و دوست نداره ،توجهش ب چاقی ، ترس از آینه داره ،ترس از ترازو داره ، چشمش دنیال حرف دیگرانه ک بگن لاغر شدن ،ولی همون دیگران دفعه بعدی بهش میگ چیشد رژیمتو ول کردی چاق شدی باز ک 😐
3️⃣مقدمه قبل فایلها رو بخونیم ،فایل های تصویری رو اول پلی کنیم برای تکرار صوتی هارو …دیدگاه دوستان رو بخونیم .
درک ، برداشت ، و تحلیل خودمون رو بنویسیم ، 🏅 مدال بگیریم😉😉🙏 لذتشو ببریم ، همه ی پروسه گزینه 3️⃣با حال خوب ،احساس شادی و آرامش درونی باشه لطفا🙏🙏
4️⃣اول ب خدامون ک هدایتمون کرده ب راه و روش درست ، بعد ب استاد عزیزمون و حرفای ناب و پِرفکع شون ، بعد بخودمون ، ب باورمون ب توانایی مون ،ایمان و باور قلبییییی داشته باشیم ،،حرفی رو نزنیم ، ننویسیم وقتیک هنوز دلمون ذهنمون باورش نکرده ، بزارید شرح هاتون رو ، تغییراتتون رو ذهن عزیزمون بگه ک ما چطور و ب چ شکل بنویسیم ، ب احساساتمون توجه کنیم و صدای حس خوب مون رو بشنویم .😉😊😊
لاغری برای من اوج لذت و آرامشه ،برای خودم ، دیگران من براشون مهم نخواهم بود ،چون چاقی من مهم نبود براشون ،،،میگفتن کم کن ،کم بخور ،فلان ولی فقط میخاستن حرف خودشون رو بزنن ک نظرشون رو ک ما چاق شدیم و علارقم اون همه رژیم ورزش بازم بگن ببین هنوز چاقی..من لاغری برای دوستشدن و عشق ورزیدن ب خودم میخام ک عاشقانه تراز قبل خودمو بخام و قربون صدقه خودم برم .…برای سلامتی ، آرامش درونی خودم میخام ک نفس های عمیق بکشم از اعماق قلبم ،و رها باشم از پوچی ها ، نیستی ها ، قضاوت ها، کیستی ها ،لاغر شدن رو برای خوشبختی خودم میخام.. خوشبختی ب پول و خونه و ماشین نیست . نمیگم باعث خوشبختی نیستن هستن ولی جزیی از جزهستن ..ولی اون آن هدف فقط و فقط حال خوبه
حال ت ک خوب نباشه .وقتی ندونی کجایی زندگی .اینجا چیکار میکنیم.
وقتیک ی کار خوب ، ی خونه خوب ،ی ماشین خوب داری ولی حال ت خوش نیست اون دارایی ها هم برای انسانها لذت بخش نخاهد بود…این و ب جرات میگم..و امضا میکنم باحال خوب انسانها صاحب بی نهایتن …اگ بدونیم هدفمون اززندگی چیه ؟
حرف آخر :مرسی ازت ک هستی خدا
مرسی ک هستید استاد عزیزو بزرگوار
ذهن و جسم عزیزم مرسی از شما هم ک هستید کار میکنید درسته راه خوب و بد گاهی گم میکنی ، اشتباه میری ، بن بست میرسی ، اما رها نمیکنی ، هنگ نمیکنی ، ایست نمیکنی حالا جدا از بیماری هایی آنی ،،جسم عزیزم مرسی ک هستی راه میریم ، مینویسیم ، میخندیم ، میبخشیم ، هدیه میدیم ، دستی میگیریم ، نوازش میکنیم ، می بوسیم ، زیبایی ، رفیقی میشنوی و دَم نمیزنی از نق زدنا ،غُر زدنا ،نالع ها ،گریه ها ،همسوی عجیبی هستی.همیشه و همه جا همراهی ،تو شادیا ،تو غم ،
والان هم در حال همسو شدن هر چ بهتر هستید برای رقم زدن خلق ی رویا ،،برای رسیدن ب اهداف ، برای خدایی تر شدن ، برای شناخت بهتر و بیشتر خودمون ، درونمون ،افکارمون ، پریشونیامون ، حال دلمون ، اشک چشمامون ،غم و غصه ،شور و شوق و شادیهامون ،،، قلبن میگم مرسی ک ذهن و جسم من شمایید حتی اگ چاق هستم و دارایی م اضافه وزنمه ،❤️
ب امید موفقیت دوستان عزیز و همسیر😊🌹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و سایر دوستان
میخوام مشکلات چاقی خودمو بگم .من از قبل ازدواجم چاق بودم اما توجه من موقعی بود که لباس عروسم برام تنگ بود مجبور شد خیاط یکم بازش کنه با این وجود هنوز تنگ بود و خودم روم نمیشد همش فکرم این بود که فامیلا شوهرم الان میگن عروس چقدر،چاقه خلاصه دیگه توجه من به چاقی از همون موقع شروع شد که دیگه رفتم دنبال رژیم و باشگاه و هر کی هر چی میگفت تا آبان ۹۹ به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و توجه خودم را از چاقی برداشتم و دیگه خودمو سرزنش نمیکنم جسمم را دوست دارم باهاش حرف میزنم آ ن را در آ غوش میگیرم بهش میگم آ فرین تو میتونی ادامه بده ذهنم بهش میگه منم همراهتم شدیم ۳نفر من جسم و ذهن چاقی یه نفره ضعیف شده از ما ترسیده چون ما هرروز یه قدم جلوتر میریم اون بیشتر ضعیف میشه چون میدونه ما موفق میشویم و باید یواش یواش گور خودشو گم کنه بره برا همیشه و جسم لاغره ما تا ابد پادشاهی کنه پیش به سوی دنیای جدیدمون دنیایی که تازه متولد میشویم. الان ۳ سال آ ینده است میخوام لباس بگیرم چه شور و اشتیاقی همه مغازه ها سایزمو دارن مانتو رنگ روشن قشنگ دیگه اعصابم خراب نمیشه فروشنده بگه سایز شما را ندارم و ناراحت بشم و برگردم خونه .اعتماد به نفس بالا شادی نشاط سلامتی همه ی این خوشبختی ها را تجربه کردم تو کارهای دیگه زندیگیم پیشرفت کردم سرم تو لاک خودمه به حرف دیگران اصلا کار ندارم از همه ی اونایی که به هر طریق حالمو بد کردن فاصله گرفتم اصلا برام مهم نیستن جایی که حالو بد کنه نمیرم ذهنم مال خودمه فقط خودم برای خودم مهم هستم. آرامش دارم اجازه نمیدم هیچ موضوعی مانع پیشرفتم بشه هر روز تکرار میکنم فایلها را من تو دوره رایگان هستم چندین باره دارم دوره را برا خودم تکرار میکنم باور کنید هر بار که فایلو گوش میدم انگار بار اوله انقدر احساسم خوب میشه اصلا حالمو خوب میکنن من دو روز پیش پدرم به خاطر یه بیماری خاص عمل جراحی شد یعنی دکتر گفت عمل ۵۰ درصده ۵۰ درصد دیگه منجر به فوت بیمار میشه من پیش پدرم بودم میخوام بگم با اون وجود ناراحتی من کنار پدرم هنسفری گذاشته بودم و فایلو گوش میکردم چون میدونستم مسیرم لیزه اگه محکم گامم را بر ندارم لیز میخورم ولی حواسم بود خدا را شکر .
اول خداوند را صد هزار مرتبه شکر که کنارمه بعد استاد عزیز ممنونم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد یه سوال داشتم به نظرتون دوره رایگان بگیرم بهتره یا باید دوره کامل رو هم خریداری کنم؟
سلام دوست عزیز
دوره های رایگان بسیار عالی هستند اما فردی که بهای محصولات رو پرداخت میکنه قطعا محتوای متفاوتی دریافت خواهد کرد.
سلام توجه ناآگاه من زمانی بود که میرفتم مغازه و به لباسهای تن مانکن با حصرت نگا میکردم وبه فروشنده میگفتم چن سایز بزرگتر بده وهمیشه هواسم بود که مانتو یا لباس چسب و کوتاه نپوشم تا اندامم خودنمایی نکنه و چاقیم تو چشم و قابل توجه نباشه
توجه من وقتی بود که با دوستام میرفتم استخر وچقد خجالت میکشیدم از خودم و بدترش وقتی دوستام چاقیمو به روم میاوردن ومیگفتن چکار میکنی دختر باخودت هیکلتو جم کن 😣😣
یا تومهمونی طوری میشستم و شکممو میدادم تو چون فک میکردم همه چششون به شکمه منه وچقد عذاب اور بود این رفتار نامناسب من باعث میشد که این حالت مخرب بر من غلبه کنه و روز به روز بیشتر بشه
اما از وقتی با کمک خدای مهربانم وارد این سایت شدم چون اول هدفم مشخص بود و مطمئنم به خودم چن نفر گفتن چاق شدی حتی همسرم بهم گفته چن بار ولی در مقابلش مثله همیشه نگفتم چکار کنم منکه چیزی نمیخورم فقط گفتم من اینم و مشکلی ندارم ولی سریع توی ذهنم به خودم نوید دادم چن وقت دیگ خودت تعجب میکنی که چطور لاغر شدی
من دیگ نمیخوام چاقیمو ببینم و درموردش با کسی حرف بزنم چون میدونم به زودی برطرف میشه ودیگه تو اینه با ناراحتی به خودم نگا نمیکنم هر وقت خودمو ببینم پشت بندش این نوید رو به خودم میدم که قراره لاغر بشی و اون موقع چه شکلی میشی یعنی تصویر سازی میکنم
چون لاغری هزاران مزیت داره که مهمترینش اعتماد به نفسمه
راضی بودن خودم و اطرافیانم از تناسباندامم.خلاص شدن از شر کمر درد و پا درد وچه لذت بخشه هرررلباسی رو که بخوای رو بتونی بپوشی ومن مطمئنم همین الانشم دارم طعم این احساس ناب رو زیر زبونم میچشم چون مطمئنم بهش میرسم .
دیرو زود داره ولی سوخت و سوز هرگز
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر توجه کردن به هر چیزی در زندگی باعث گسترش اون موضوع میشه پس وقتی خودمون رو در وزن متناسب تصور بکنیم باعث تناسب میشه من اگر متناسب بشم لباسهای زیبا می پوشم و در پارک می دوم آهنگ گوش میدم و احساس سبکبالی و شادی و سلامتی میکنم ممنون استاد
سلام به استاد عزیز و دوستان با اراده
الان که در دی ماه ۱۴۰۰ هستیم من با تمام وجودم زندگی رو زندگی میکنم من دوباره به وزن ۶۴ کیلو رسیدم و این بار وزنم ثابت مونده ، این دفعه نظر و تایید هیچ کس برام مهم نیست ، با خودم حال میکنم به خودم افتخار میکنم ، ما یکبار شانس زندگی کردن داریم و من این یک بار رو دارم با کیفیت و حال خوب زندگی میکنم 😘
متناسب بودن حس و حال خاصی داره که فقط ما چاق ها وقتی بهش میرسیم تجربش میکنیم ، خدایا شکرت که حالم انقدر خوبه 🤗
نشان های دریافت شده
چاقی چاقی چاقی مثل یک چیز اصافه اس بی محلی کنیم بهش توجه نکنیم جم مکنه میره اما جااش به لاغری جون به سبکی به آزادی فک کنیم اون راغب میشه بیاد طرفمون. چاقی خیلی محدود داشت به وجود میورد ترس از پذیرفته نشدن ترس از لباس تنگ پوشیدن رنگ مورد علاقم چ صورتی بود من یک لباس صورتی نداشتم و همشون بخاطر چاقی بود من مجبور بودم لباس گشاد شلوار دامنی یا لباس مشکی میبوشیدم تا بیدا نباشه همه چیزو میزاشتم تا بعد از لاغری میرم فلان جا بعد لاغری میرم ایران بعد لاغری اردواج مکنم بعد لاغری میرم رانندگی همه چی شد ب د لاغری از مواد غذای ترس داشتم یگ لقمه میخوردم هزاران بار میگه تم چرا خوردم چرا نمیتونم کنترل کنم خودمو و هروز بدتر بدتر بدترینش این بود ک اصلا با نامزدم نمیتدنستم برم خرید اون یک ادم خوش اندام جذاب وبعد من احساس کافی بودن نمیکردم میترسیدم بگم سایر چهل چهارر برام بیار یا فلان سایز لارج برام بیار ینی وحشتناک…
بعد الان نصف کمد من صورتیه صورتی لباس شلوار روسری شال بلوز دانن همه چی صورتیییییی دارم زندگی مبکنم جوونی مکنم من نوزده سالمه دارم بچگی مکنم از غذا لذت میبرم از رابطه م لذت میبرم از با نانزدم بودن لذت مبیرم دوتامون خوش اندام جذاب وای بچمون چی میشه.
از حصوز دجمع لذت میبرم همیسه خندان باعتماد بنفس بهترین لباس هارو میخرم همیشه همه جا سایر من هست جز پر فروش ترین ها خیلی احساس خوبی دارم از لباس بالاناف پوشیدن از پوشبدن لباس های مردانه نامزدم ک حسابی برام بزرگه لاغری عالیه تناسب عالیه بهشت همین دنیاست وقتی حالت انقد عالی باشه ازاد باشی من تو بهشت خودمم الحمدلله. هروز مینوسم هروز زندگی مکنم. خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به همه ی دوستان عزیز و استاد عزیز و گرامی 🌷🌷🌷
لیستی از مواردی که چاقی بهتون ضربه زده ؟
من همیشه حواسم به چاقی بوده و خیلی بهش توجه میکردم و هیچ وقت خوشحال نبودم در شرایطهای مختلف یعنی چاقی نمیزاشت من خوشحال باشم شاید تو بهترین شرایط ها قرار میگرفتم ولی هیچ وقت یادم نیس که این چاقیه نیاد وسط ——
همش می پرید وسط و چاقیم رو به رخم میکشید حالا تو خجالت نمیکشی چاقی تو هر کاری کنی به چشم نمیاد اعتماد به نفسم رو از بین برده بود دیگه بریده بودم ازش با این فکرهای که در من به وجود می اورد نمیتونستم جای برم اصلا خرید رو دوست نداشتم اخه میخاهی بری خرید جیکار دوست نداشتم چیزی پرو کنم چون نمیتونستم جلوی اینه بایستم حالم از خودم بهم میخورد و گاهی نشد که من اون چیزی که دلم میخاد بخرم من سایز بزرگ رو دوست نداشتم و همیشه بک سایز کوچیک تر از خودم و انتخاب میکردم و وقتی می پوشیدم همه جای اندامم در اون لباس مشخص بود و باز بیشتر عصبی میشدم دوست نداشتم بدنم نمایان بشه خودم و ضعیف و ناتوان میدونستم وهیچ کاری برای متناسب شدن از دستم بر نمی اومد چون من ضعیف بودم نمیتونستم متناسب شم دایم در حال سرزنش کردن خودم بودم هیچ وقت با خوشحالی وارد جمع نشدم همش خجالت میکشیدم از اندامم
لباس مورد علاقه ام رونتونستم بپوشم جلوی اینه برام عذاب اور بود بعد از غذا استرس داشتم قبل از غذا حرص و وله ریزه خواری همیشه در جنگ و نزا بودم با خودم 😔زندگی معنا نداشت برام همیشه استرس و تپش قلب داشتم حالت خفگی بعد از غذا داشتم
محتاج لاغری بودم و همش حسرت اندام دیگران رو میخوردم که خدا جرا اینا اینجورن و من در حال بد بودم ——
از سایز لباسم بدم میاومد وقتی همسرم میخاس برام خرید کنه ناراحت میشدم جون همش دنبال سایز بزرک بود و من خجالت میکشیدم
بخاطر چاقی انجام دادن فعالیت های روزمره برام سخت بود -در کنار همسرم همش احساس ضعف میکردم و خجالت میکشیدم هنگام لباس پوشیدن
۲—–پذیرفتن خودم و اینکه دیگه خودم و سرزنش نکنم من همیشه همه رو مقصر جاقی خودم میدونستم و برای همه تعریف میکردم که دیگه خسته شدم از چاقی
هر غذا و هر چیزی رو عامل چاقی خودم میدونستم و از خودم بدم می اومد جسمم رو تحت فشار میزاشتم و هیج وقت دوستش نداشتم و نمی پذیرفتمش و الان یاد گرفتم با دوستی ها با عاشق شدن با مهربانی ها دنیا گلستان میشه من هم میخام گلستانی در خودم به وجود بیارم من میخام تغییر کنم میخام متفاوت تر از دیگران باشم من از این جسمی که الان در اختیارم هس راضی هستم دوست دارم و هر روز خودم و می بوسم و باهاش صحبت میکنم و به همدیگه قول دادیم که به هم کمک کنیم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۳——متناسب شدن چه مزایای برای ما به ارمغان میاره
متناسب شدن منبعی از سلامتی ،تناسب، عشق ،حال خوب ،تولدی دوباره ،مهربانی ،و ………………….برام به ارمغان اورده تولدی دوباره برام به ارمغان اورده
من عاشق متناسب شدن هستم خودم رو خیلی دوست دارم به خودم احترام میزارم هر اشغالی رو وارد بدنم نمیکنم احساس خوبی دارم منم یک متناسبم و متناسب غذا میخورم متناسب فکر میکنم متناسب راه میروم متناسب میخابم متناسب زندکی میگنم من زندگی میکنم دوستان عزیزم زندکی با طعم تناسب خیلی لذت بخشه هر روز در ارامش هستم هر غذایی که بخوام به هر اندازه میخورم و اعتماد به نفسم بالا رفته دوست دارم هر روز هر مدی اومد بخرم از پوشیدن سایز کوچیک لذت میبرم در جمع ها خیلی شیک و عالی وارد میشم بچه هام از اندام زیبایم لذت میبرن بهم افتخار میکنن در کنار همسر شاد و خوشحالم در سلامتی کامل به سر میبرم فعالیت های زیادی انجام میدم و خسته نمیشم
الان یاد گرفتم که به هر چه دست دارم توجه کنم من میتونم هر خواسته ای که از خدا بخام بهش برسم با توجه کردن به اون خواسته —-
فقط کافیه از هر جی که نمیخام توجه ام رو بردارم و بزارم روی اون قسمتی که میخام.
🙏🏻🙏🏻🙏🏻
متناسب شدن خیلی راحته همان طور که چاق شدن رو راحت فرض کردم و بهش توجه کردم الان باید به اسونی منناسب شدن توجه کنم و همین قدر که دست به غذا خوردن چاقم کرده و دست به قلم داشتن هم منو متناسب میکنه
اینقدر نوشتم و مینویسم چون هر چه از متناسب شدن بنویسم کمه متناسب شدن و متناسب موندن عشقه زندکیه سلامتیه احساس خوبه 👌🏻🌹👏🏻