وقتی از کاهش وزن حرف میزنیم، خیلیها یاد رژیمهای سخت 🍽️، ورزشهای سنگین 🏋️♂️ یا داروهای رنگارنگ 💊 میافتن.
📍 این جلسه ادامه گام ۷۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما آیا تا حالا فکر کردین کاهش وزن با تمرکز ذهنی 🎯 میتونه یکی از مؤثرترین، ماندگارترین و لذتبخشترین روشها برای کاهش وزن باشه؟
🐎 یک خاطره ساده، نقطه شروع یک تحول بزرگ
از بچگی عاشق تماشای مسابقات اسبسواری بودم 🏇.
هر وقت از تلویزیون پخش میشد، با دقت و هیجان مینشستم پای صفحه و لحظهبهلحظه مسابقه رو دنبال میکردم. عجیب بود چون نه اسبی از نزدیک دیده بودم، نه حتی تا امروز که ۴۱ سالمه، سوار اسب شدهام!
اما یه چیز توی اون مسابقات همیشه توجهم رو جلب میکرد… کنار چشم اسبها یک تکه پارچه یا صفحهی سیاه بسته میشد.
در این جلسه میآموزیم:

یه بار از پدرم پرسیدم که چرا این کار رو میکنن؟ 👨👦 پدرم گفت:
«اینکار رو میکنن که حواس اسب پرت نشه، فقط روبهرو رو ببینه و با تمرکز توی مسیر مسابقه بتازه.»
اون جمله ساده، یه جرقه شد توی ذهنم… جرقهای که تا سالها مثل یه تابلوی خاموش توی ذهنم بود، اما بعدها فهمیدم کلید یکی از مهمترین موفقیتهای زندگیم توی همون جمله بوده.
🎯 از اسبهای مسابقه تا مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی
سالها بعد، وقتی توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی قدم گذاشتم، یاد اون صحنه افتادم.
ذهنم مثل همون اسب مسابقه بود؛ قوی، پرانرژی، اما بهشدت حواسپرت!
هر بار تصمیم میگرفتم لاغر شم، یه تبلیغ جدید، یه رژیم زودبازده، یه قرص رنگارنگ 🌀، یا نظر بقیه منو از مسیر اصلی منحرف میکرد.
اما یک روز، وقتی دوباره به اون تصویر بچگی برگشتم، تصویر اسب مسابقهای اومد جلو چشمم که چشمبند زده بود 🐴👁🗨️ و فقط مسیر روبهروش رو میدید.
ناگهان یه تصویر ذهنی قوی ساختم:
🧘♀️ خودم رو تصور کردم با چشمبندی ذهنی که جلوی وسوسههای بیرونی رو گرفته، با تمرکز کامل روی مسیر ذهنیِ خودم، و با حس قدرتی که از ادامه دادن میگیرم…
اون لحظه، یکی از قویترین تصمیمهای زندگیم رو گرفتم:
من هم باید تمرکز ذهنیم رو مثل چشمبند اسبها تنظیم کنم.
فقط مسیر خودم، فقط لاغری ذهنی، بدون حواسپرتی، بدون انحراف.
از اون به بعد، هر وقت وسوسه میشدم که یه راه میانبر رو امتحان کنم، هر وقت صدای ذهن قدیمیم میاومد که «این راه خیلی طول میکشه…»،
خودم رو توی ذهنم میدیدم با چشمبند ذهنی 🎭، محکم، متمرکز، در حال حرکت توی مسیر تناسب… و باور کن! همین تصویرسازیهای ساده اما تکراری، منو در مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی نگه داشت.
حتی وقتایی که خسته میشدم، ناامید میشدم یا فکر میکردم چرا نتیجه نمیگیرم… بازم به تصویر ذهنی خودم برمیگشتم:
یه آدم با چشمانی بسته به وسوسهها و باز به روی هدف 🎯

🧠 وقتی ذهن تصمیم میگیره، اتفاق میافته!
تجسم کردن برای من اولش مثل یه بازی بود. یهجور تفریح روحی. اما کمکم فهمیدم قدرتش خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر میکردم 💥
فقط یه مشکل داشتم… نمیدونستم دقیقاً باید چی رو تجسم کنم 🤷♂️ فقط میدونستم از شرایط فعلیم راضی نیستم. نه درآمدم، نه حالم، نه زندگیم…
پس به جای فکر کردن به آرزوهای خیلی دور و بزرگ، گفتم بذار از یه نسخه بهتر از همین الان شروع کنم 👣
تصویر میساختم از اینکه:
- بدهیهام رو پرداخت کردم 💳
- رفتم با همسر و بچههام رستوران 🍽️
- بدون نگرانی دارم سفارش میدم، میخندم، از غذا لذت میبرم 😋
یا مثلاً ماشینم رو تجسم میکردم 🚗
ماشینی که دیگه خراب نمیشه، بوی نو میده، کولرش خنکه و وقتی پشت فرمونم حس غرور و آرامش دارم 😎
😮 اما وقتی نوبت به لاغری میرسید…
راستش تو تجسم کردن هیچ مشکلی نداشتم. هر چیزی رو میتونستم با جزئیات تو ذهنم بسازم!
مثلاً خودم رو بدون عینک تصور میکردم و همهجا رو بدون تاری میدیدم 👀 اما وقتی نوبت به تصور کردن «بدن لاغر خودم» میرسید، انگار یه دیوار نامرئی جلو ذهنم سبز میشد 🚧
برای تحقق کاهش وزن با تمرکز ذهنی نه میتونستم تصویر خودم رو با اندام متناسب ببینم، نه حتی حسش کنم!
انگار ذهنم یه جورایی میگفت:
«تو لاغر؟ نه بابا… مگه تا حالا تونستی؟!»
و دقیقاً همونجا بود که یه حقیقت تلخ رو فهمیدم:
🧠 یه باور پنهان و قدیمی تو ذهنم لونه کرده که اجازه نمیده کاهش وزن با تمرکز ذهنی توی من جواب بده، چون اصلاً نمیذاره خودم رو در اون حالت تصور کنم!
و این خیلی مهمه… چون وقتی حتی نتونی یه تصویر ذهنی از خودت در حالت لاغری بسازی، چطور میخوای بهش برسی؟
چطور میخوای باورش کنی؟ چطور قراره ذهنت برای رسیدن بهش باهات همکاری کنه؟ 🤷♀️
🔄 دور باطلِ تلاشهای بینتیجه
همین ناتوانی در تصویرسازی باعث شده بود سالها تو مسیر لاغری فقط دور خودم بچرخم… یه بار رژیم میگرفتم، یه بار باشگاه میرفتم، یه بار داروی گیاهی… اما همش موقتی بود ⏳
چرا؟ چون ذهنم هنوز منو چاق میدید!
تا وقتی تصویر ذهنی من از خودم تغییر نکنه، هیچ روش بیرونی جواب نمیده.
🌱 اونجا بود که فهمیدم تنها راه نجات، برگشتن به درون خودمه…
یعنی با کار کردن روی ذهن، با ساختن یه تصویر جدید از «منِ لاغر»، مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو شروع کنم.

🔁 تجسم، ادامه دادن، و ناگهان… واقعیت!
با وجود این مشکل، ولی تمرینهام رو ادامه دادم. هر روز صبح و شب، چند دقیقه وقت میذاشتم برای تجسم کردن.
نمیدونی چه حس عجیبی داشت… انگار در حالی که شرایط واقعی هنوز تغییری نکرده بود، «احساس درونم» بهتر شده بود. 🌈
و کمکم، معجزهها شروع شد…
بدهیها تسویه شد، اقساط تموم شد، ماشین نو خریدم، رفتم سفر، حس کردم زندگی برگشته سر جای خودش 💫
و دقیقاً همون موقع بود که یه فکر جدید سراغم اومد:
اگه قدرت ذهن من تونسته شرایط مالیم رو اینقدر تغییر بده… چرا برای لاغری ازش استفاده نکنم؟
مگه کاهش وزن با تمرکز ذهنی غیرممکنه؟
📜 تصمیم جسورانهای که مسیر رو عوض کرد
برگ کاغذ برداشتم و نوشتم:
✍️ «میخوام با قدرت ذهنم لاغر بشم.» میخوام کاهش وزن با تمرکز ذهنی رو تجربه کنم.
راستش هیچ برنامهای نداشتم. هیچ رژیم یا ورزشی بلد نبودم. هیچ تجربه موفقی هم پشت سرم نبود.
فقط یه حس قوی داشتم که بهم میگفت:
همینجوری که قبلاً هم نمیدونستی چطور قراره بدهیهات رو بدی، ولی دادی،
حالا هم نمیدونی چطور لاغر میشی… ولی میتونی لاغر بشی! 💪
🌱 مسیر لاغری ذهنی، فقط لاغری نیست…
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو امتحان کنم، انتظار داشتم فقط وزنم کم شه، لباسهام گشادتر شن، و عدد ترازو پایین بیاد…
ولی چیزی که تجربه کردم، خیلی فراتر از اینا بود! ✨ بدنم کمکم شروع کرد به واکنش نشون دادن؛
✅ انرژیم بیشتر شد
✅ خوابم عمیقتر شد
✅ حتی یه تغییر کوچیک تو آینه باعث میشد یه عالمه شوق و امید بگیرم 😍
اما اصل ماجرا تازه از اینجا شروع شد…
چون توی مسیر کاهش وزن با تمرکز ذهنی، فقط ظاهر آدم تغییر نمیکنه، نگاهت به خودت عوض میشه، رابطهت با غذا متحول میشه.
و مهمتر از همه:
یه نسخهی تازه از خودت رو پیدا میکنی که شاید سالها گمشده بوده… 🎯
من همهی این تغییرات رو مدیون «کار کردن روی ذهنم» هستم.
من در مسیر تجربه لاغری با ذهن یاد گرفتم:
✅ چطور تصویر ذهنی خودم رو اصلاح کنم
✅ چطور افکار چاقکنندهمو شناسایی و پاک کنم
✅ و چطور یه ذهن آگاه، قوی و متمرکز برای لاغری بسازم
لاغری با ذهن یه مهارته، و دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً بهت یاد میده چطور این مهارت رو توی وجودت فعال کنی.
نه با رژیم و اجبار، نه با عذابوجدان… بلکه با عشق، آگاهی و احترام به خودت ❤️
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۲ سراغ «باورهای اشتباه درباره کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.29 از 77 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام خدمت دوستان عزيز و استاد گرامي
صراط مستقيم را رها نكنيد
من مريم رحيمي هستم متولد سال ٦٩از استان فارس (شيراز )
كه از سال٩٤با اين سايت اشنا شدم
هدايت من به اين دوره از طريق يكي از فاميل هاي نزديكمون بود كه بهم پيشنهاد داد كه يه برنامه اي هس بدون ورزش بدون رزيم بدون دارو و قرص و ……
من تا قبل از اين، گول هيج دارو و دواي و و دمنوشي نخورده بودم
و هر كس بهم پيشنهاد ميكرد
سريع رد ميكرد م حتي بهش فكر هم نميكردم
جون ميدونستم ميديدم اطرافيانم استفادت ميكنن و نتيجه اي نميكيرن و ادم هاي ميديدم كه وزن زيادي كم كردند ولي پس از مدتي جاقتر هم ميشدن
خدا رو شكر به اين روش ها اعتماد نداشتم
و باور نميكردم كه از اين طريق ميشد لاغر شد
هميشه با خودم ميكفتم ديكه لاغر شدن خيلي سخته و هيج كس نميتونه لاغر بشه براي هميشه
اين روشها هم دوره اي هستند براي مدتي خوبه
و ميكفتم من ديكه ژنتيكي جاقم
و به مادرم رفتم فايده نداره
تنها روش من براي لاغري
ورزش و پياده روي بود و بعضي مواقع هم رزيم اونم نه به اون صورت سخت
و تا اونجايي كه هميشه از خودم بدم مي اومد و نالان تر و خسته تر از هميشه
سر نمازهايم از خداوند كمك ميخاستم كه يه راه صحيح جلوي روم بزاره كه بتونم به هدفم كه تناسب اندام هستش برسم
خدا رو شكر ميكنم كه خداوند دوستم (اقوام نزديك )كه وسيله اي بود از طرف خدا بهم كفت كه همجينين دوره اي هستش
و من بدون اينكه بهش فكر كنم يا بخام براي خودم سوال طرح كنم
بدون هيج چون و چرايي سريع با استاد تماس گرفتم
استاد ،خدا شاهده همون روز كه فهميدم از طريق ذهن ميشه لاغر شد اون روز تا شب سير سير بودم
باورم نميشد اصلا كشنه نميشدم
خيلي برام جالب بود
و از اون روز تا حالا فقط و فقط به اين دوره ها اعتماد دارم
و دوست دارم داد بزنم كه اي مردم اي همه ي اونابي كه جاق هستيد هيج راهي براي لاغر شدن وجود نداره
فقط از طريق ذهن ميشه لاغر شد
من در طول اين مدت بارها دوره رو رها كردم بارها ليز خوردم
ولي هيج وقت به سراغ روشهاي ديكه نرفتم فكرهاي منفي به سراغم مياد خب اين طبيعيه
جون منفي باف كارش همينه
كه بهم ميكه بيا رزيم بكير در كنار اين دوره ها
ولي من از اين گوشم ميشنوم از اون گوشم بيرون ميكنم
يه نداي قويتر صداش مياد كه نه فقط لاغري با ذهن هستش كه تو رو به نتيجه ميرسونه
خدا روشكر جون خيلي وقته با اين دور ه ها هستم صداي فرشته ي درونم خيلي قويتره
خدا رو شكر ميكنم كه در اين مسير از ايستكاههاي عبور ميكنيم
كه در اين ايستكاهها اكاهي هاي عالي دريافت ميكنيم
كه هر كدام از اين اكاهي ها يكي از يكي برتري داره
هربار كه استاد در سايت فايل ميزارن
خوشحال ميشم كه خداي من اكاهي جديد در اختيار ما بنده هاش ميزاره به واسطه ي استاد خوبم و مهربانم
استاد من جند ساله كه جشمانمون رو به روي همه ي روشها بستم
حتي ورزش و پياده روي هم رها كردم
جون باورم اينه كه از هيج راهي نميشد لاغر شد فقط از طريق ذهن ميشه
به اون ايده الي كه ساليان سال در روياهام بود برسم و روياهام به حقيقت بپيونده
بايد روي باورهامون كار كنيم و باورهاي صحيح رو جايگزين كنيم فقط به همين سادگي و به همين راحتي
ساليان سال زجر ميكشيديم و از خودمون بدمون مي اومده
و سختي ميكشيديم
خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه راه درست رو ياد گرفتيم و براي هميشه در مسير درست قرار گرفتيم
من تا زماني كه زنده هستم و نفس ميكشم ميخام از اين روشها استفاده كنم و در اين روشها باقي بمونم
من در چند تا دوره شركت كردم و همه ي انها نتيجه بخش بودند هم در لاغري و هم در لاغري و ارامش در ماه رمضان دوتا رمضانه كه حالم خيلي خوبه و ارامش خوبي دارم و اصلا گشنه نميشم
و هم در لاغري و ارامش در دوران بارداري و هم در دروه ي پياده روي شركت كردم
همه ي ان ها نتيجه بخش بودند و كلي استمرار داشتم
الان باردار هستم حالم خيلي خوبه اين بارداريم با اون بارداريم زمين تا اسمون فرقه
خيلي متفاوت با اون دوتا بارداري هستم
در ارامش و اسايش اين ماه ها رو سپري ميكنم
و هر جه كه دوست دارم به اندازه ي نياز بدنم ميخورم
خواهرم فكر ميكرد من قبل از بارداريم رزيم دارم ميكفت
مريم حالا ازادي تو بارداري هر جه دوس داري بخور
هميشه فكر ميكنن من رزيم دارم و همه جي همه جي نميخورم
نميدونن كه من ازادم در خوردن
و هيج جيزي رو منع نكردم
اون يكي ديكه خواهرم ميدونه من در اين دوره شركت كردم و هميشه بهم ميكه خوش به حالت هر جه دوس داري ميخوري
و جاق هم نميشي
در اين دوره بودن يعني لذت بردن از خودت از زندگيت
……….
خدا رو شكر در اين مسير فرزندانم هم فرمول هاي ذهنيشون تغيير كرده و هم دخترو هم پسرم هر دو متناسب هستن
و فرزندانم هم الكوي مناسبي ميشن براي فرزندانشىون
و نوه هامون هم الكوي درست براي فرزندانشون
اكه به همين صورت ادامه بديم
نسل به نسل الكوي درست و صحيح براي همديكه ميشم
خدايا شكرت بابت اين اكاهي ها
استاد خوبم من نه تنها اينكه در اين راه مي مانم بلكه جلوي جشمام خداوند پارجه اي رو بسته كه فقط به صراط مستقيم ادامه ميدم
خداوند به روم بسته
نه خودم
و مستقيم به راه خودم كه متناسب شدن از طريق ذهن هستش ادامه ميدم
خدايا هزاران بار شكر شكر شكر