0

خود را لایق لاغر شدن بدانید (گام ۵)

تاثیر ذهن در چاقی
اندازه متن

وقتی صحبت از لاغر شدن می‌شه، خیلی‌ها فوری می‌پرن سراغ رژیم 🍎، ورزش‌های سنگین 🏋🏻‍♀️ یا حتی جراحی ✂️!

📍 این جلسه ادامه گام ۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته می‌شه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.

یکی از مهم‌ترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.

خیلی وقت‌ها ذهن ما، بدون این‌که خودمون بفهمیم، احساس می‌کنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.

چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سال‌هاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻‍♀️.

🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی‌ها با کمترین تلاش لاغرن 🏃‍♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️‍♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمی‌خوره؟

پاسخ ساده‌ست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دست‌کم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.

ذهن ما باید اول باور کنه که:

«من لایق لاغر شدن هستم» 💎

وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 می‌مونه؛ پر سر و صدا، اما بی‌نتیجه.

🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزش‌های سخت 🏋️‍♀️ یا قرص‌های لاغری 💊، می‌تونیم حس لیاقت رو در ذهن‌مون ایجاد کنیم؟

❌ نه! چون ذهن ما اون‌قدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمی‌کنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.

و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون می‌ده.

حالا یه سؤال جالب‌تر: برای چاق شدن چی؟ 🤔

آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدف‌گذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟

❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امن‌تره، راحت‌تره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.

و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.

خبر خوب اینه که همون ذهن، می‌تونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…

بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.

پس اگه می‌خوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛

جایی که همه‌چیز آغاز می‌شه و تموم می‌شه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو می‌دونه!

خیلی وقت‌ها پیش خودمون می‌گیم:

“من همه کاری کردم 🥗🏋️‍♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمی‌شم؟ نکنه مشکل از اراده‌مه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”

اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیق‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.

سؤال عجیب اما واقعی:

آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!

این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.

هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.

✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقت‌ها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمی‌شه ⚖️.

خبر خوب: می‌تونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.

با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبه‌های ذهنی 🧘‍♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع می‌شه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.

🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمی‌تونم ❌» یا «من همیشه همین‌طوری‌ام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانه‌ی لیاقت‌سازی

ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوق‌العاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!

تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.

یعنی فرقی نمی‌کنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:

«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»

همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع می‌شه…

ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادت‌ها و الگوهای ذهنی ما رو شکل می‌ده و می‌تونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنش‌های بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.

مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی می‌تونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.

وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنی، ازش شکایت می‌کنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش می‌کنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه می‌کنی 👀 و هر روز با رژیم‌های سخت 🥗🏋️‍♀️ خودتو تنبیه می‌کنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت می‌دی:

«من به چاقی توجه می‌کنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقی‌ام!»

و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت می‌کنه؟

«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️

همین می‌شه که با وجود همه‌ی تلاشت، باز هم وزنت برمی‌گرده 🔄.

نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.

در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.

حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.

به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.

به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:

«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»

وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع می‌کنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.

پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

💡 اگه می‌خوای این باور «لیاقت لاغری» رو با یه برنامه کامل و قدم‌به‌قدم توی ذهنت بازسازی کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ رابطه تنفر و چاقی؛ در ادامه هم توی گام ۶ سراغ «لاغری با رژیم غذایی» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 394 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.19 از 222 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9247

394 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

394 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ ۰۶:۵۷
      مدت عضویت: 2603 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 692 کلمه

      با سلام 

      نوشته ابتدای این فایل رو چند بار خوندم و هربار عمیق تر به معنای لیاقت داشتن فکر کردم هر بار در ذهنم مرور کردم که علت چاق شدن من چی بوده؟ چرا سال ها در اندام متناسب بودم و یک باره از آن اندام ایده ال فاصله گرفتم و چاق و چاق تر شدم 

      فایل مربوطه را گوش دادم و در ذهنم خودم  رفتارهایم را مورد بررسی قرار دادم.

      بحث داشتن لیاقت برای رسیدن به موفقیت پیش آمد و من به درستی مفهوم آن را دارم درک می کنم آدمها به باورهایشان می رسند نه به آن چیزی که آرزو دارند. 

      باید باور عمیق و قوی داشته باشند و از ته قلبشان بخواهند تا بهش برسند وقتی باور لیاقت داشتن را در خودت پرورش بدی دنبال هیچ بهانه ای برای چاقی نمی گردی، دیگه هیچ عاملی نمی تونه تو رو به سمت چاقی بیشتر هدایت کنه، دیگه مسئولیت پذیر میشی و می بینی که علت تموم این رفتارها خودت هستی. 

      خودتی که در هر موقعیتی اضافه میخوری، بی حوصله ای میخوری، ناراحتی میخوری، هزارتا عامل را دلیل چاقی خودت می دونی و اصلا نمیخوای بپذیری که مقصر شرایط پیش اومده فقط خودت هستی واین تویی که داری لیاقت چاق شدن را در خودت پرورش میدی وگرنه خیلیای دیگه هم هستن که شرایط مشابه تو رو دارن و اصلا اضافه وزن ندارن اونا خودشون لایق بهترین اندام می دونند.

       لیاقت پوشیدن زیباترین و شیک ترین لباس ها رو تو خودشون پرورش دادن، چاقی خودشونو به زمین و زمان مربوط نمی دونن و مسئولیت هر چیزی رو تو زندگی به خوبی قبول کردن و شرایط را آنگونه که دلشون میخواد رقم می زنند.

      لیاقت لاغر شدن یه دارو نیست که بخوری و بتونه تو را لایق کنه، لیاقت لاغر شدن با گرفتن رژیم و نخوردن و ورزش و رفتن باشگاه و… بدست نمیاد.

      هیچکدوم از ما برای چاق شدنمون نه زحمتی کشیدیم و نه سختی دیدیم بلکه بارها رفتارهای اشتباه خودمون رو تکرار کردیم تا جسممون را به شرایط چاقی رسوندیم در واقع به خوبی لیاقت چاق شدن را درخودمون پرورش دادیم.

      هرجا که از دست چاقی کلافه شدیم و حرص خوردیم، هر وقت از اندام خودمون متنفر بودیم و می خواستیم با رژیم و ورزش کارمونو درست کنیم، هر جا که اعتماد به نفس خودمون را از بین بردیم و فقط خودمون را سرزنش کردیم و… در تمام اون لحظات داشتیم لیاقت چاقی بیشتر را در خودمون گسترش می دادیم و ذهن ناخودآگاه وقتی توجه ما را به چاقی می دید آن را در زندگی ما گسترش می داد و ما روز به روز به سمت چاقی بیشتر هدایت می کرد چون ذهن نمی تونه تشخیص بده که علت توجه ما چیه؟ برای اون تنفر و توجه یکسانه وقتی مرتب چاقی خودمون را بررسی می کنیم ذهن ناخودآگاه اونو به منزله توجه بیشتر می دونه و همون را در زندگی ما افزایش میده.

      همان طور که لیاقت چاقی را در خودمون پرورش دادیم باید بتونیم افکار و باورهای لاغر کننده را در وجود خودمون بپذیریم باید باور داشته باشیم که ما لایق خوردن بهترین خوراکی ها هستیم، باید قبول کنیم که لیاقت پوشیدن شیک ترین لباس ها را داریم باید بپذیریم که لیاقت داشتن اندام متناسب را داریم باید بپذیریم که مسئول شرایط پیش آمده فقط خودمان هستیم و الان هم خودمان می توانیم به اندام متناسب و ایده آل برسیم باید دست از مقصر دانستن این و آن برداریم باید بپذیریم که شرایط پیش آمده برای ما فقط خودمان هستیم و هیچکس دیگری مقصر نیست.وقتی این ها را مسئولانه بپذیریم اونوقت می بینیم که لیاقت ما خیلی بیشتر از چیزی است که تا کنون بهش رسیدیم اونوقته که می تونیم برای رسیدن به آنچه لیاقتش را داریم حرکت کنیم و درمسیر بمونیم

      باید بارها به خودمون بگیم که لیاقت ما رسیدن به بهترین اندام هست، رسیدن به بهترین وضعیت رسیدن به اندامی که نه تنها در رویا می بینیم بلکه داشتن آن اندام ایده آل حق ما و لایق ماست.

      بهانه تراشی را برای یک بار هم که شده باید کنار گذاشت و مسئولیت چاقی را پذیرفت و به خودمان قول رسیدن به آنچه لیاقتش را داریم بدهیم و دنبالش باشیم اگر گاهی از مسیر خارج شدیم نا امید نشیم و در مسیر استمرار داشته باشیم تا به هدف نهایی خود برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۹ ۱۸:۳۴
      مدت عضویت: 2217 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 804 کلمه

      بنام خدا 🌹

      باسلام خدمت دوستان عزیز سایت تناسب فکری و استادگرامی

      لیاقت لاغرشدن رود خودمون ایجاد کنیم . بااینکه چندبار اینو گوش دادم و تمرینشو حل کرده بودم . اما هیچ وقت تابه الان این طور از نوشتنش  ذوق زده نشده بودم .  کلمه ی لیاقت مساوی است با کلمه ی مسولیت  .  من   اول نباید ازغذاخوردن بترسم . دوم باید فقط یک روش رومه اونم لاغری ازطریق ریشه یابی فرمول های ذهنی هست و هیچ روش دیگه ای رو انتخاب نکنم و یک مسیرر و  پیش برم  سوم اینکه من باور کنم که انتخاب شدم و به انتخاب خودم نبوده که وارداین مسیر شدم  .وچهارم دلیل چاقیه من  خودمم پذیرفتن  وپنجم ایجاد لیاقت  درخودم برای زندگی دوباره  برای لاغری  .لاغری باذهن .

      در تمام زندگی ام حتی زمانیکه باقدرت ذهن داشتم تمرین میکردم همیشه منتظر بودم که ازطریق فایل گوش دادن وتمرین حل کردن لاغربشم .ومنتظر این بودم که فقط این دوتا منوبه لاغری برسونه . .ولاغر بشم  موضوع من فقط لاغرشدن بود  نه  لاغر موندن  اماحالا که شروع کردم به فکرکردن وتمرین حل کردن و سعی بر عمل کردن می بینم که این کارزمین تااسمون بااون کاریکه  من انجام می‌داد م  فقط برای لاغرشدن فرق داره دلیل اینکه من به لاغری نرسیدم به خاطر این بود که من عجله داشتم برای لاغرشدن وهربارکه درگیر عجله میشدم شکست ونامیدی  پشت سر ش میومد.اماحالابرای لاغرشدن ولاغر موندن  برای همیشه بایدلیاقت لاغری روبه خودم بدم وقتی فایل پنجم که استادتاکیدمیکرد سعی کن برده ی ذهنت نباشی من خواستم که تغییردررفتارغذاییم  ایجادبدم  وباتغییرایجادکردن دررفتا م غذابخورم مثل زمانیکه رژیم میگرفتم تاظهر احساس کردم که داره بهم فشار میاد اونوقت یادحرف استادافتادم  که می‌گفت اگه دیدی بهت فشارمیاد باید تمومش کنی چون حتما یه  جای کاراکال داره  نشستم دوباره به این که بعدازاینکه لاغربشم چه اتفاقی قراره  بیفته  فکرکردم اینکه چه لباسایی می‌پوشم چه غذاهایی میخورم چطوررفتا رمیکنم  وچه لذتی میبرم  وبعد به رفتارادمای لاغرفک کردم اینکه چرااونهابامن فرق  دارن  اونها مثل موجودات جنگل که ازخونوادشون آموزش می بینند و تبدیل به غریضه شون میشه درموردادمهای لاغر تبدیل به عریضه ی اونها میشه  برای بقا .ودرواقع ادمهای چاق هم به همین شکل هستن آنهاییکه که از بچگی   اموزش  دیدن  چاق شدن رو . ولی ماادمها میتونیم  اموزش ببینیم ویاد بگیریم چون حق انتخاب داریم .ومن به این موضوع داشتم. فکرمیکردم  که بهتره به جای اینکه بشینم رویاپردازی بکنم درمورد اینکه   لاغربشم. چه میکنم  باخودم گفتم بهتره اون آدمی که وقتی لاغرشدم دوست دارم باشم. رو اونو زندگی کنم  زندگی کنم  شکلی که هرروز توفکرشم  اون رفتاری رو که خودم دوست دارم انجامش بدم و مدام بهش فکر میکنم  درسته که هنوز اون اندام رو ندارم  امامیتونم خوشحال. باشم و مثل کسیکه همیشه. خواستم باشم زندگی کنم بدون رژیم بدون دمنوش . حالا که مسولیت پذیرفتم  بایدتاا خرش  ادامه بدم .نمیشه که  رهاکنم  اونم این آدمی روکه سالها دوست داشتم باشم . من لیاقت پوشیدن لباسهای شیک ورنک شادودارم  من لیاقت عاشق خودم بودن ولذت برد نودارم  من لیاقت مادربودنو دارم  من لیاقت داشتن حال خوب رودارم من لیاقت سلامت زندگی کردنو دارم  من لیاقت وزن دلخواهمو  دارم من لیاقت پوشیدن لباس های کمرباریک رودارم من لیاقت عاشقانه زندگی کردن با همسرم رودارم من لیاقت دارم. لیاقت خوب زندگی کردن.🌹🌹🌹🙏

      من درطی این مسیربارها سرخوردم اماهربار برگشتم  من قبل از آشنایی با این مسیر بارهاو بارها چه قبل از ازدواج و چه بعداز ازدواج  ازچاقی خودم متنفر بودم از خودم  متنفر بودم  که چرا انقدرچاقم  ؟؟وبی اراده م  همیشه آدمها به من میگفتن من استعداد چاقی  دارم وازخدا ناراحت بودم  ودر کمال  شرمندگی ازخدامتنفر چون  همیشه فکرمیکردم استعداد چاقی  به من تحمیل شده و از اینکه با همچین استعدادی و به دوش می‌کشیدم وهمچین ژنی داشتم ناراضی وناراحت بودم . من سالهاتحقیر شنیدم  وتحمل کردم خودم هم خودمواز درون تخریب  مبکردم  شخصیت  خودمو و وجودمو  خیلی ناراحت وافسرده بودم رژیم هایی میگرفتم  که فقط جسم منو تخریب  میکرد و درونمو بیشتر هرچقدربیشتر بهش نگاه  میکنم میبینم که چاقی واقعا غیر طبیعیه واقعا به قول استاد هیچ کس ازبدوتولد  چاق  نبوده   پس من چطوری اینطور شدم  من روازحالت  طبیعی درآوردن وقتی داشتن بهم آموزش  میدادن  چاقی زندگی منوتغییرداد وحالا من بایدلیاقت لاغری رودرخودایجادکنم 

      روشهای زیاد من  امتحان کردم اماهیچکدو مشون لیاقت لاغری. درونم ایجاد نکردن وبیشر  منوبه  صورت یک آدم نالایق نشون دادن. .

      پیشنهاد من برای ایجاد لیاقت در خودم اینه که اون طوری که تو  ذهنمه زندگی کنم مثل شخصی که همیشه خواستم باشم اونو زندگی کنم و ادامه بدم تا بتونم باشم همون چیزی که واقعا میخوام.من یاد گرفتم  تو زندگی  برای همه چیز صبر کنم و ادامه بدم مثل نقاشی کردن بدون معلم ویاد گیری  طراحی مثل زندگی کردن در شرایطی که دست خودم نبود اما ادامه دادم و بالاخره ازاون شرایط اومدم بیرون .امابالاخره هرجوریم بوده ادامه دادم و زندگی کردم پس ادامه میدم و زندگی می کنم و لاغر میشم ولاغرمیمونم . واین مسیرزندگی ادامه  دارد…….. باتشکر از شما دوستان عزیز سایتواستاد وازخداوندمنان. سپاسگزارم.🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۹ ۱۱:۳۵
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,466 کلمه

      با سلام و درود به خوانندگان دیدگاههای سایت تناسب فکری 

      ●●●●●●●●●●●

            گام پنجم از دوره صدگام 

                       قسمت دوم 

      عنوان این فایل صوتی :

            《 لیاقت لاغر شدن 》 

         ●●●●●●●●●●

      دوستان و همراهان گرامی  دیشب دیدگاه لیاقت قسمت اولشو نوشتم و امروز دنباله این دیدگاه رو  از دقیقه ۱۲ به بعد می نویسم .

      امیدوارم  در درجه اول برای خودم و سپس برای شما مفید فایده باشه 

              آمین 

          ●●●●●●●●●

      خیلی ها وقتی که در رژیم هم هستن خودشونو  سرزنش می کنن .

      می ره مهمونی میگه :

      خاک برسرت بقیه ارو ببین چطور خوش تیپ اومدن نشستن خودتو ببین چه شکلی هستی .

      روت نمی کنه یه تکونی به خودت بدی فکر می کنی همه متوجهت میشن قش قش بهت می خندن ،

      می خوای پاشی یه خورده برقصی یه خودی نشون بدی  شادی کنی میگی :    نه بابا بشین سر جات آخه تو رو چه به رقصیدن .

      سر میز میره غذا بخوره فکر می کنه همه چشمشون به ظرف غذای اینه که ببینن چقدر می خوره  معذب می کنه خودشو .

      می بینه چقدر غذا اضافه اومده میگه   وای چقدر غذا اضافه اومده  حیفه حروم میشه  من بیشتر بخورم ظرفم بگیرم واسه ناهار فردام ببرم .

      وقتی رفتارت با خودت اینه انتظار داری بدنت پاسخ چه چیزی رو بهت بده ؟

      چرا ذهنت دایم‌تحریکت می کنه به  بیشتر خوردن ؟.ولی ذهن یه فرد متناسب همچین مشگلی نداره آیا فکر می کنی ذهن اون اصلیه مال تو بدلی ؟

      نه .خیر .به هیچ وجه .بلکه اون لیاقت تناسب اندامو داره ولی تو نداری . دوستان از این حرفهای  بی پرده و به ظاهر گزنده ناراحت نشید .باید واقعیت رفتارهای زشت چاق کننده خودمونو قبول کنیم ،خجالت بکشیم و به دنبال اصلاحش باشیم .

      و البته اینم باید بگیم که این بی لیاقتی کنونی که بهش گرفتاریم برمی گرده به سالهای خیلی قبل ،زمانی که بچه بودیم کودک بودیم .

      زمانی که خانواده به اشتباه باورهای مارو شکل دادن .

      هیچ انسانی در بدو تولد اضافه وزن نداره .متاسفانه خیلی از مادران از هنگام بارداری شروع می کنن به چاق کردن نوزادشون .فکر می کنن چون باردارن پس باید اندازه دو سه نفر غذا بخورن . بهش میگن باید جوری بخوری که بچه وزن بگیره ،قوی باشه سالم باشه.

      و همین روش در ابتدای خردسالی به بچه آموزش داده میشه .

      به اصرار به بچه غذای اضافی می دن  چون اعتقاد دارن بچه سن رشده باید غذا اضافه بخوره برا اینکه توپول و خوشگل بشه و نشانه ای باشه از لیاقت مادرش .براشون مهم نیست بچه زیادی چاق و توپولو بشه میگن بزرگ میشه خودش لاغر میشه . دیگه متوجه نیستن باورهای چاق کننده از همین حالا دارن شکل می گیرن  حال و آینده بچه  اشونو می سازن .

      هر کودکی با این رفتارای اشتباه والدین به یه شکلی چاق میشه .بزرگتر که میشه عادت پرخوری سرش می مونه و چاقتر میشه .اون وقته که همون کسانی که وقتی بچه تر بود بخاطر توپول شدنش تشویقش می کردن و مورد توجه و محبت قرار می دادن ، همونا حالا به یه چشم دیگه بهش نگاه می کنن .

      پدر و مادر  حاضر نیستن بپذیرن این شکل نامتناسبی که بچه داره پیدا می کنه دستپخت رفتار و افکار اشتباه خودشونه .بچه بیچاره ارو می گیرن به باد تمسخر و تحقیر و سرزنش و مقایسه کردن به اون بچه و این بچه .و تکرار حرفای سرزنش بار به بچه باعث میشه   فکر کنه زشته ،به دردنخوره ،ناتوانه ،مشگل داره و لیاقت تناسب اندام نداره .

      بله این احساس بی لیاقتی که در حال حاضر داریم و مانع بسیار جدی در عدم موفق شدنه ریشه اش در کودکی ماست .

      و البته نمیشه از پدر و مادرها هم خشم و کینه به دل گرفت چون اونا هم به نوبه خودشون قربانی افکار و رفتارهای اشتباه  خانواده خودشون بودن .

      ولی حالا که به درک و آگاهی رسیدیم باید باور لایق بودن در تناسب اندام رو با کمک آموزشهای استاد در این سایت در خودمون به وجود بیاریم .روی نشانه ها دقت داشته باشیم  خوبهارو تقویت و بدهارو کمرنگ کنیم و کنار بذاریم .

      خیلی ها ۹ هفته دوره ارو میگذرونن و تمرینات از حد روی کاغذ نوشتن فراتر نمی ره  .خودش فکر نمی کنه بتونه لاغر شه .فکر می کنه با فرستادت تمرین توی سایت مشگلش حل میشه .

      باید اول خودتو لایق یک جسم متناسب بدونی .تمام تمریناتی که در هفته های اول گذاشته شده برای اینه هنرجو ها لیاقت خودشونو بشناسن .به خودباوری برسن .با پاسخ دادن به یکسری سوال اساسی یادشون بیاد که در گذشته چه کارهای مهمی رو به سرانجام رسوندن و چه سختی هایی رو پشت سر گذاشتن چه موانعی رو بر خود هموار کردن و موفق شدن .این تمرینها هر کدوم‌ برای تقویت یک توانایی در ذهن شماست برای مرور توانایی گذشته ات که به تدریج ارزش خودتو بیشتر حس کنی متوجه بشی و یادت بیاد چه کارهای مهمی رو انجام دادی و چقدر آدم با ارزشی هستی .و رسیدن به تناسب اندام و لاغری آسون بشه براتون  .و به شکل محسوس و قابل لمس به این نتیجه برسی که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .که بگی متناسب شدن در مقابل کارهای مهمی که تا حالا انجام دادم که چیزی نیست از عهده اش برمی آم .

      نظر استاد اینه از نوشته و دیدگاههای هنرجوها کاملا مشخصه که چه کسی خودشو لایق می دونه و چه کسی نمی دونه .از اشتیاقی که برای انجام تمرینات داره از پیدا کردن و تغییراتی که در خودش می بینه می تونه به لیاقتش پی ببره .

      هنرجوهایی بودن که بعد از گذراندن ۹ هفته دوره و انجام تمرین پیام دادن که خوردنم هیچ تغییری نکرده چکار کنیم ؟

      یکچنین اشخاصی خودشونو لایق رسیدن به هدف ندونستن که هیج تغییری در خودشون نمی بینن .اصلا باور نکردن که می تونن به تناسب اندام برسن ، ذهن باور نکرده که بتونه راهنمایی کنه  نگهشون داره و رفتار جدیدی در اونها ایجاد کنه .

      برای متناسب شدن و به وزن دلخواه رسیدن هیچ اهمیتی نداره که در حال حاضر در چه شرایطی هستید چون اونی که اهمیت داره و تعیین کننده اس احساس لیاقت داشتن برای رسیدن به وزن ایده آله .

      وقتی خودت اختیار رفتارتو نداری ،انتظار داری  استادت براتون چکار کنه ؟اگر می خوای لایق رسیدن به هدفت بشی باید اول از همه مسیولیت شرایط فعلی خودتو بپذیری باید قبول کنی که خودت مسیول این وضعیت هستی نه ژنتیکت نه غذایی که می خوری نه استرسی و افسرده  بودن نه تحرک نداشتن  نه داروهایی که می خوری نه میزان اشتها که دایم هم بگی زیاده و من زورم بهش نمی رسه وقتی بیاد دیگه اومده  کاریش نمیشه کرد کنترل از دستم خارح میشه و من محکوم به خوردن میشم . از این بهانه جویی ها و هزارتا مثل اینا فاصله بگیر  .بهتره تمومش کنی و همه ارو  دور بریزی .

      با بهانه تراشی به جایی نمی رسی نتیجه نمی گیری .یک بار برای همیشه به خودت بگو :

      من مسیول چاقی خودمم .

      من مسیول شرایط فعلی زندگیمم .شجاع باش و این مسیولیت رو بپذیر .

      وقتی  خودتو مسیول دونستی اونوقت می تونی ذهنتو کنترل کنی و هر دستوری بیش از نیازت میده اجرا نمی کنی .و می تونی برده یک ذهن‌چاق نباشی  و خودتو از اسارتش رها کنی .

      کنترل ذهنتو به دست می گیری و دوباره تحت تربیت صحیح قرار می دی .

      پس تعهد بده و بنویسش و امضاء کن که من مسیول چاقی خودم هستم و اینقدر این جمله ارو بنویس تا ذهنت آروم شه .

       کار ذهن مقاومت کردن نسبت به ادای این جمله اس هر بار که بگی با حرفای بی اساس می خواد منصرفت کنه از پذیرش مسیولیت .بهت میگه چاقیت بخاطر کودای شیمیایی ،روغنای غیر استاندارد ،و یا تقدیر و سرنوشتته  تو نمی تونی کاریشون کنی .مگه میشه با سرنوشت جنگید و پیروز شد .؟

      خلاصه هربار که بگی من خودم مسیولم نه هیچ چیز دیگه بهانه ای می آره که شمارو منصرف کنه .

      ولی اینقدر باید تکرار کنی تا ذهن ساکت بشه تا باور کنی که این خودتی که داری خودتو نابود می کنی و در مرحله بعد ،جملاتی بساز که نشون بده لایق متناسب شدن هستی .

      اگر به رفتارهای غذاییت در حال حاضر نگاه کنی می بینی کلی رفتار اشتباه داری جایی که نباید غذا بخوری ولی می خوری ،نباید ته مونده غذاهای دیگران حتی بچه هاتو بخوری که می خوری . نباید غذایی که چند روزه تو یخچاله و ممکنه فاسد شده باشه بی ملاحظه می خوری .

      اینو باور کن که فقط خودت می تونی به خودت کمک کنی .منتظر یک روش خاص ،یک داروی خاص ،یک‌عمل جراحی لاغری نباش .

      دنبال داروی کاهش اشتها نباش،.اشتها خودتی در درونته یک عفونت نیست که با خوردن دارویی خاص درمانش کنی ،اشتها در درونت لونه کرده.لونه ارو پیدا کن .

      باورهایی که سبب چاقیو احساس بی لیاقتی در تو شدن پیدا کن .و اونارو با باورهاب متناسب کننده و قدرتمند جابجا کن اونوقت می بینی که متناسب شدن چقدر آسون و لذت بخشه و باور می کنی متناسب شدن حق شماست .

                    پایان 

      ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۰ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۹ ۰۱:۵۹
      مدت عضویت: 2301 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,010 کلمه

      سلام و درود به خوانندگان سایت تناسب فکری ،

      من‌خانم شهربانو هستم‌از بچه های دوره ورود به سرزمین لاغرها.۵۴ سالمه و ۱۵ کیلو اضافه وزن دارم و قصد دارم با پی گیری مباحث شیرین و‌جذاب و جالب تناسب فکری خودمو به وزن ۶۵ کیلو برسونم .

      تا به اینجای کار که جلو آمدم و در چند دوره غیر رایگان هم شرکت کردم به این نتیجه رسیدم که مطالب آموزشی در بخشهای مختلف سایت که با همت و تلاش خستگی ناپذیر استاد گرانقدرمون جناب عطار روشن تهیه و تنظیم و گرد آوری شده  تماما ،مکمل یکدیگرند .

      مثلا کسی که از دوره های پولی استفاده می کنه بی نیاز از مطالب آموزشی دوره های رایگان نیست .

      به همین دلیل من در کنار آموزش دوره ای که اخیرا تهیه کردم سعی می کنم سری هم به فایلهای دوره رایگان بزنم و دیدگاه خودمو بنویسم .

      خیلی دلم می خواد از زحمات خودم به نتیجه دلخواه برسم و دقت می کنم ببینم چه موانعی از همه موانع دیگه مهمتر و تاثیر گذارترن روی اونا بیشتر کار کنم .

      و بحث لیاقت یکی از اون مباحث بسیار مهم و کلیدی در نتیجه گرفتن از این دوره ها و تمریناته .

      و اهمیتش رو هم از توصیه ها و روشنگری های  خود استاد یاد گرفتم .

      خیلی دوست داشتم که بدونم نشانه های لیاقت داشتن یا نداشتن  در تناسب اندام‌ چه مواردیست  که دیشب در کانال تلگرام سایت به این پیام ۲۳ دقیقه ای استاد در مورد لیاقت هدایت شدم و به دلیل اهمیتش کلمه به کلمه به نوشتار تبدیل کردم و هم اکنون خدمت دوستان و علاقمندان  ارایه می کنم 

      امیدوارم زحمتی که براش کشیدم بتونه درجه لیاقتمو برای متناسب شدن و رسیدن به وزن ۶۵ کیلو ،بالاتر ببره  و در ذهنم این نشانه ها ثبت و ضبط بشه و نقطه عطفی باشه برای کاهش وزنم .     

             آمین 

      آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدنه.

      آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادی است که دوست دارند در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنند و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرند.

      همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیده اند برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقت آن را در ذهن خود ایجاد کرده اند.

      امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درون خود شعله های متناسب شدن را سوزان تر کنیم و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظر خود برداریم.

               به نام خدا 

      مهمترین باوری که نه تنها در تناسب اندام ،بلکه در تمام جنبه های زندگی ما تاثیر می ذاره ،باور لیاقت داشتن است .

      شناسایی این باور ،می تونه زندگی مارو از هر جهت ،به شکلی عجیب متحول کنه .

      سوال :

      شما چقدر خودتو  لایق بهترینها می دونی ؟

       بهترین زندگی ،

      بهترین دوستان،

      بهترین همسر،

      بهترین رابطه ،

      بهترین خانه و شغل،

      بهترین فرزند ،

      بهترین سطح تحصیلات ،

      بهترین سطح سلامتی ،

      بهترین سفر ،

      بهترین خوراک و‌پوشاک ،

      و بالاخره  بهترین تناسب اندام .

      اینجا به طور اختصاصی در مورد لیاقت تناسب اندام می خوایم صحبت کنیم .

      نشانه های لایق بودن و نبودن رو یاد بگیریم .خودمونو به نشان های لیاقت نزدیک کنیم و عالی ترین نتیجه ارو بگیریم .

      بزرگترین مانع برای کسب نتیجه مطلوب برای هنرجویان عدم باور لیاقت داشتن برای لاغر شدن و تناسب اندامه 

      خیلی ها به استاد پیام می دن که خیلی وقته مشگل اضافه وزن دارن و به همین دلیل زندگی درست و حسابی ندارن بداخلاق و بهانه گیر شدن و شرحی بلندبالا از اوضاع بسیار بدشون می نویسن و می پرسن آیا شرکت در دوره بیندیشید و به تناسب اندام برسید می تونه برای اونا مفید باشه ؟ 

      و استاد قبل از هر جوابی ازشون می پرسه که اولویت شما در زندگی متناسب شدنه یا متعادل شدن از لحاظ روحی ؟

      یعنی اینکه شاد باشید ،آرامش داشته باشید ،برخورد خوب با همسر و فرزند داشته باشید،شرایط خوبی در محیط کار داشته باشید و خیلی چیزای خوب دیگه .

      بیشتر مواقع این دوستان نمی تونن انتخاب صحیحی داشته باشن .

      چون فکر می کنن علت اصلی همه مشکلات و ناکامی های زندگیشون زیر سر اضافه وزنشونه .

      ولی دوستان ،واقعیت چیز دیگریست . واقعیت اینه که ما به دلیل شرایط روحی بدی که برای خودمون ایجاد کردیم مشکلات را به سمت خود ،جذب کردیم و عدم تناسب اندام یکی از اوناست .

      تا حالا دیده نشده که شخصی فقط مشگلش اضافه وزنش باشه .یعنی آدم شادی باشه ،آرامش داشته باشه ،از زندگیش راضی باشه ،اعتماد بنفس خوبی داشته باشه  و فقط چاق بوده باشه .

      استاد ، این افرادو  راهنمایی می کنن برای تغییر نحوه زندگیشون ابتدا برای ترمیم‌خلاء های درونی و ایجاد روحیه ای عالی  در دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند شرکت کنن و سپس با آمادگی کافی  در دوره تناسب اندام شرکت کنن.

      ولی به دلیل جذابیت موضوع تناسب اندام تا ۹۹ درصد این افراد  دوره تناسب اندام رو  انتخاب می کنن .

      این حرفا مقدمه اینه که بگیم هر پیشرفتی در زندگی کنید ارتباط مستقیمی داره با میزان احساس لیاقتی که در خود دارید .

      اگر ادامه تحصیل ندادی ،خودتو لایق سطح بالاتر ندونستی .

      اگر دنبال درآمد بالا بودی ولی به درآمد کارمندی بسنده کردی و بالاتر نرفتی خودتو لایق اون شغل و درآمد ندونستی .

      اگر داشتن یک ماشین خوب و مدل بالا برات یک رویاس چون خودتو لایق داشتنش نمی دونی .

      اگر همسر خوب و ایده آلی نداری و از اخلاق و رفتارش در رنج و عذابی چون خودتو لایق یک همسر ایده آل نمی دونی  .

      اگر مدتهاس اضافه وزن داری و نتونستی  کاری برای خودت کنی ،چون خودتو لایق متناسب شدن نمی بینی .

      لیاقت نداشتن مانع حرکت  و ادامه دادن میشه .

      احساس بی لیاقتی مانع رسیدن به خواسته و هدف میشه 

      خیلی وقتا استاد از هنر جو می پرسه می خوای در چه وزنی باشی ؟ 

      اون‌میگه مثلا ۸۰ کیلوام.

      دوباره سوال میشه :   می خوای چند کیلو باشی ؟    میگه وزنی که الان هستم یا اونی که می خوام بهش برسم ؟  میگن اونی که می خوای بهش برسی .

      میگه  خوب اگه بشه !!!!می خوام به ۶۵ برسم بعدش یه علامت تعجب یا خنده پاش می ذاره .

      خوب این چیرو می رسونه ؟ وقتی شخصی خودشو لایق تناسب اندام نمی بینه اولین کسی که خنده اش می گیره از حرفش ،خودشه .

      همه کسانی که دارن این نوشته ارو می خونن حتما تا حالا چندین بار برای رژیم گرفتن و کاهش وزن یکماه طبق برنامه عمل کردن پنج کیلو کم کردن .

      با خودشون گفتن  این کاهش طبیعیه چون بدنم فعلا مقاومتی نداره  و‌موضوع براش جدی نیست .

      اما از ماه بعد کاهش وزنم سخت تر میشه چون مقاومت بدن ایجاد میشه .

      با این طرز تفکر  ماه بعد، دیگه پنج کیلو کم‌ نمی کنه ۳ کیلو کم می کنه .

      به این فکر قدرت می ده ماه بعد فقط یک‌کیلو کم‌می کنه .

      و دیگه برای ماه چهارم توان ادامه دادن در خودش نمی بینه ،خسته و درمانده کارو  رها می کنه .و ماه پنجم تمام وزنی که کم کرده بود برمی گرده .چرا این اتفاق میفته ؟

      آیا موضوع واقعا برمی گرده به مقاومت بدن ؟

      خیر .ربطی به مقاومت نداره بلکه چون در ذهن ناخودآگاهش ،خودشو لایق کاهش وزن نمی بینه.

      وقتی لایق نمی بینه کاهش اولیه پنج کیلویی رو می ذاره به حساب طبیعی بودن قضیه .نمی ذاره به حساب توانمندی خودش،ماه بعد با این فکر که از حالا به بعد کاهش وزن سخت تره  لیاقت خودشو زیر سوال می بره و کارو به خودش سخت می کنه و اینبار به جای ۵ کیلو فقط ۳ کیلو کم می کنه .

      میگه دیدی گفتم مقاومت بدنم شروع شده  حالا دیگه کار سخت تر میشه و وزنم استپ می کنه . در صورتی که احساس لیاقتش داره به تدریج پایین و‌پایینتر می آد  و به همین دلیل ماه سوم به سختی فقط یک کیلو کم می کنه .و‌ماه چهارم احساس لیاقت به صفر می رسه و‌ماه پنجم  تمام رشته هاش پنبه میشه و وزنش بدتر از قبل برمی گرده .

      دوستانی که در دوره  بیندیشید و به تناسب برسید شرکت کردن در جریان هستن‌در دو هفته اول تاکید زیادی روی ایجاد خودباوری در هنرجو شده سوالاتی طراحی شده که با پاسخ دادن به اونا به کنکاش در گذشته اشون می پردازن و موفقیتهای فوق العاده ای رو به یاد می آرن و می نویسن به یاد می آرن که چه پرتلاش و خستگی ناپذیر ، موانع بسیار مهمی رو از سر راه برداشتن تا به هدفی که می خواستن رسیدن ،به یاد می آرن که چطور شکست خوردن و دوباره  پرتوانتر از جا بلند شدن ادامه دادن تا به خواسته اشون رسیدن.و به این ترتیب به ارزشمند بودن خودشون پی می برن و از اینکه چه انسان توانمندی بودن اشگ از چشمانشون جاری میشه .

      اینجوری  می تونن خودشونو پیدا کنن و انگیزه پیدا کنن و دست از افکار ناتوان کننده بردارن .

      دوستان ،همواره به یاد داشته باشید که شما در زندگی به هر خواسته ای که رسیدید قطعا ،لیاقتشو در خودتون دیدید .شما الان در هر شرایطی که باشید همون چیزیه که لیاقتشو داشتید .

      قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام لایق دانستن خودت برای رسیدن به وزن ایده آلت هست .باید احساس لیاقت رو در خودت ایجاد کنی .باید شنیده هایی از این دست که تا حالا شنیدی رو کنار بگذاری  به خودت نگو   تو نمی تونی ،تو تنبلی ،تو پرخوری ،تو اشتهات زیاده .

      نگو تو ژنتیکی چاقی ،تو تقدیرت چاقیه باهاش نمی تونی بجنگی و پیروز بشی .

      فقطط باید بگی من می تونم .من لیاقت متناسب شدنو دارم و برای این احساس جملات متعددی در دفترت بنویس و به تکرار  به خودت یادآوری کن .مثلا :

      من‌لیاقت به تن کردن لباسای شیک و خوش رنگو دارم .

      من‌لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت رو دارم.

      من‌لیاقت زندگی در شرایط  کاملا سالمو دارم .

      من لیاقت  بودن در وزن ایده آلمو دارم .

      من لیاقت خوش تیپ بودن رو دارم .من‌لیاقت اعتماد بنفس بالارو دارم .

      هر چقدر جملات بیشتری در این ارتباط بسازی و بنویسی و تکرار کنی خودتو در شرایط ایده آل بهتری تجسم  و تصور می کنی و ذهنت باور می کنه که شما لایق بهترینهایی  و اونوقته که به جسمت فرمان کاهش وزن می ده و رفتارت خودبخود تغییر می کنه جوری که به کاهش وزنت کمک کنه .

      باید جملاتی شبیه جمله های بالا درباره چیزایی که دوست داری بهش برسی بنویسی و تکرار کنی .

      وقتی در خودت احساس لیاقت کردی  اونوقت اقدام می کنی ،از انجام تمرینات دلسرد نمیشی ،حرص و ولع برای خوردن نداری ،دنبال بهانه هایی نیستی که با خوردن برطرفش کنی .

      نمونه هایی از بهانه های خوردنهای بی مورد :

      طرف سرش درد می گیره میگه حتما گشنم شده ،

      سرگیجه می گیره  میگه حتما قندم افتاده باید برم شیرینی بخورم .

      خوابش نمی بره میگه حتما معده ام خالی شده برم چیزی بخورم ،بی حوصله و تنها میشه میگه برم یه چیزی بخورم انرژی بگیرم .

      و خلاصه از هر بهانه ای واسه خوردن استفاده می کنه .

      همه اونایی که این مقاله ارو می خونن اگر وزنتون اضافه میشه شما حتما لیاقت اضافه وزنو داری .

      کسی که خودشو با این عبارات مسخره و سرزنش  می کنه :    خاکبرسرت آخه این چه هیکلیه که داری تو عرضه نداری بدبختی بی اراده ای وجودشو نداری تو حقت همینه .

      و یا وقتی خودشو ناتوان جلوه می ده که آخه من چطور مثل فلانی لاغر بشم ؟

      و یا وقتی یقه خدارو می گیره که آخه خدایا تو چه دشمنی با من داشتی منو  این مدلی کردی

      شما با این طرز رفتار و‌گفتار با خودت ،رسما داری اعلام می کنی که من لیاقت چاقتر شدن رو دارم .

      جهان هستی و بدنت جواب این احساس لیاقت رو به بهترین شکلی بهت می ده .

      تو بیا به جای به کار بردن این عبارات و رفتار مخرب و تحقیر کننده و سرزنش بار ،خودتو تشویق کن ،خودتو ارزشمند کن .اینقدر ارزشمند باش که هر آشغالی رو نخوری ، غذای چند روز مونده تو یخچالو که شاعبه فاسد شدن داره تو نباید بخوری ، خودتو از شر آشغال خوریا رها کنی ،

      اینقدر به خودت بها بده که بخاطر ضرر زدن به دیگران بیشتر از نیازت نخوری ،اونوقت ببین همین بدنی که اینقدر ازش ناراحتی  چطور به افکار و رفتار جدیدت واکنش مثبت نشون میده و با چه سرعتی وزن خودشو پایین می آره .

               پایان 

      به دلیل طولانی شدن این دیدگاه فعلا به ادامه نوشتن پایان می دم‌

      و بخش دوم از دقیقه ۱۲ به بعد این فایل صوتی ارزشمند رو در دیدگاه بعدی به نظر شما خواننده محترم و استاد گرامی می رسونم . 

        

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار scarlet
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۳ ۲۲:۵۱
      مدت عضویت: 2011 روز
      امتیاز کاربر: 351 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز.در مسیر گام پنجم هستم.فایل صوتی رو گوش دادم و چقدر اعتماد به نفسم بالا رفت.هر جمله ای که شنیدم برام یه تلنگر بود.برای منی که خودم رو به خواب زده بودم.آره من چاقم و لیاقت من تا همین چند دقیقه قبل بیشتر از این نبوده و من مسئول چاقی خودم هستم.مسبب این همه زجر و بدبختی که کشیدم خودم هستم.من مسئول این تنفر نسبت به بدن خودم هستم.اما قراره که تغییرش بدم.قراره که به ذهن ناخودآگاهم بفهمونم که فرم‌ول های لاغری باید جایگزین فرمولهای قبلی بشه.من دارم باور های ذهنیم رو تغییر میدم.و توی این راه فقط خودم رو مسئول چاقی گذشته ی خودم میدونم‌.خب به سوال اول جواب بدم.من لیاقت چاق شدن در خودم رو با باورهای غلطی که تو ذهنم گنجوندم افزایش دادم و بهش پر وبال دادم.اینکه تپلیم ارثیه.اینکه متابولیسم بدنم پایینه .اینکه تواناییم پایینه.و هزار تا بهانه برای چاق بودن.در جواب سوال دوم باید بگم که نه.من تا قبل از گوش دادن به فایل هیچ تلاشی برای داشتن لیاقت لاغری در ذهنم نکردم.یعنی اینکه نمیخاستم قبول کنم.ولی با گوش دادن به فایل صوتی میخام لایق لاغر شدن باشم و بتونم ذهنم رو به این باور برسونم.و در جواب سوال سوم اینکه تمام روش های لاغری قبل از انتخاب این روش باعث افزایش لیاقت چاقی در بنده شده.و سوال آخر اینکه چه کارهایی قراره که برای گسترش لیاقت لاغری. انجام بدم.از همین دقیقه من تصمیم گرفتم که بدنم رو در هر شرایطی که هست دوست داشته باشم و دیگه ازش انتقاد نکنم.من توانایی پوشیدن بهترین لباس رو دارم و پوشیدن رنگهای شاد.من لیاقت لاغر شدن و متناسب شدن رو دارم با هر سنی و هر شرایطی.من به دنیا اومدم که لذت ببرم از خوردن غذا ونه عذاب کشیدن از خوردن.پس من لیاقت خوردن بهترین غذا رو دارم .من لیاقت دارم بهترین اندام رو توی زندگیم داشته باشم.به امید روزهای روشن.و موفقیت همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۰ ۰۱:۲۷
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      اتفاقا امروز صبح که پیاده روی می کردم همش این لایق بهترین ها بودن اومده بود توی ذهنم و هی تکرار می کردم که من لایق بهترین ها هستم و خلاصه چیزای دیگه خیلی جالبه که الان هم که اومدم فایل و گوش دادم راجع به همین موضوع صحبت شد .

      پس قدم اول برای لاغرشدن اینه که باور کنیم لایق متناسب شدن هستیم و قدم دوم اینکه مسیول چاقی خودم هستم نه هیچ کسی دیگه نه غذایی که می خوریم و خیلی دلایل دیگه .

      من پونه عدل تهرانی مسیول چاقی خودم هستم.

      و اینکه ما همیشه توجه همون به چاقی بوده برای ذهن تفاوتی نداره که ما چیزی و دوست داریم یا متنفر هستیم هر چیزی و که بهش توجه کنیم اون و گسترش می ده و ما باید الان توجه‌مون و بدیم برای متناسب شدن که ذهن ما رو به اون سمت هدایت کنه.

      لیاقت چاق شدن در من بواسطه همون فرمولهای بود که از قبل شنیده بودم من پاهام چاقه هر کاری میکنیم لاغر نمی شه به عمه هات رفته .هر کی بچه دار می شه چاق می شه باید همیشه ورزش کنی از این حرف‌ها که خیلی زیاد هستن و من فکر کردم دیگه راهی ندارم و لیاقتم همینه که هی چاق بشم دیگه کاری بر نمیاد از دستم که یه دفعه دیدم وای دل غافل آدم چاق هم که هست سنش بیشتر نشون می ده خلاصه این راه به لطف خدا سر راهم قرار گرفت .

      هر کاری می کردم بالاخره یه چند صباحی لاغر می شدم ولی نمی تونستم نگه دارم اصلا اون موقع نمی دونستم که چرا دوباره چاق می شم با قطع رژیم چیکار باید بکنم . هی هر چند وقت یه دفعه من رژیم می گرفتم ورزش می کردم وقتی هم ورزش می کردم اصلا لذت نمی بردم همش به این فکر می کردم که من الان با این کارها چقدر لاغر می شم 

      منم لایق بهترین ها هستم . من لایق پوشیدن بهترین لباسها با رنگ‌های زیبا هستم . من لایق متناسب شدن هستم . متناسب شدن خیلی آسون و لذت بخشه. متناسب شدن حق طبیعیه منه. من لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت و دارم .و دنبال بهانه نیستم سرم گیج بره ،‌حوصلم سر بره حتما یه چیزی باید بخورم .

      اینکه هیچ وقت نتونستم لاغر بمونم این بود که خودم و لایق ندونستم همیشه فکر می کردم نه من بدنم همینطوره ولی الان خودم و لایق متناسب شدن می دونم متناسب شدن و متناسب ماندن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Armita Sediqi
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۲ ۱۰:۲۲
      مدت عضویت: 1870 روز
      امتیاز کاربر: 1813 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,002 کلمه

      گام پنجم☆  لیاقت لاغر شدن رو داشته باشید.

      اگر هدفی داری ولی بهش نرسیدی هدفت رو عوض نکن

       راه رسیدن بهش رو عوض کن..

      به صورت کاملا منطقی متوجه شدم که با هیچ نوع رژیم و ورزش سختی نمیتونم احساس لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم.چه بسا که با هربار رژیم گرفتن به خودم ثابت میکردم من لیاقت لاغری ندارم مگر اینکه غذاهای زیادی رو از لایف استایلم حذف کنم! 

      متوجه ام که لیاقت موضوعی که در تمام جنبه های زندگی یک اصل مهمه! مثلا اگر من خودم رو لایق یک خونه رویایی بدونم بهش میرسم! و حتی اگر خودم رو لایق تیپ عالی و لاغر بدونم بهش دست پیدا میکنم..

      که اگه قرار بود احساس لیاقت با رژیم و ورزش در من شکل بگیره و در دراز مدت باعث لاغر موندگارم بشه که من الان اینجا نبودم!! 

      اگر فردی لاغر و متناسبه بخاطر اینه که از اول خودش رو لاغر دیده و خود به خود این لیاقت در وجودش شکل گرفته.و اینکه هیچ تصویر ذهنی چاقی از خودش نداره و نمیتونه خودش رو با یک اندام چاق ببینه

      مگه نمیگیم هر فردی به اندازه لیاقت از نعمت های  جهان سهم میبره؟ حتما لیاقتی که در خودم داشتم چاقی،فقر و غم بوده که حالا سهمم از جهان اینه..!

       ولی یکی هم هست لیاقتی که در خودش داره تناسب اندام شادی و ثروت بوده و حالا سهمش از جهان اینه..!

      جهان،جهاااااااان لیاقت هاست.

      لاغر شدن که یک هنره هم نیاز به لیاقت داره! 

      همونطور که من لیاقت چاقی داشتم و حالا در این وضعیتم . منی که اضافه وزن دارم حتما برای چاق شدم زمان گذاشتم و استمرار و پشتکار به خرج دادم .

      بارها رفتار و عادت اشتباهم رو تکرلر کردم و جسمم رو به این شرایط رسوندم.پس لیاقت تغییر کردن رو داشتم

      براساس قوانین بدون تغییرِ جهان:

      “توجه به آن چیزی که از آن متنفر هستید با توجه به آن چیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما تفاوتی نمیکند”

      حالا من چه حرفی برای گفتن میتونم داشته باشم؟ وقتی همیشه از جسم خودم متنفر بودم،دنبال ایراد گرفتن ازش بودم.روزی که آیینه رو از اتاقم انداختم بیرون و گریه کردم ،هربار غبغبم رو ثانیه ها توی ایینه نگاه میکردم،شکمم رو رها میکردم تا ببینم دقیقا چقدر شکم دارم،دستای استخونیم رو چک میکردم ببینم بعد رژیم گوشتی شده یا نه؟ ،ترقوه ام از بین رفته؟! یا هنوز هست؟  جوری راه میرفتمو میشستم که رون هام کوچیک تر دیده بشه ،هرجا میرفتم منتظر بودم بهم بگن چاق شدی،هر لباسی رو نمیپوشیدم و فقط به لاغر نشون دادنم فکر میکردم لیاقت چاقی رو محکم توی ذهنم میکوبوندم.در عین ناآگاهی …

      حتی زمانی که از چاق تر میترسیدم،آرزوی مرگ میکردم،فکر میکردم با فایل های رایگان نمیتونم لاغر بشم،یواشکی غذا میخوردم،پرخوری میکردم،عکس نمیگرفتم،نمیخندیدم تا لپام کمتر دیده بشه،تند تند غذامیخوردم تا فقط روحم رو آروم کنم،تمریناتم رو انجام نمیدادم ، اشغال خوری میکردم و غذاهای ته مونده و مال چند روز پیش رو میخوردم،با اینکه جا نداشتم ته غذامو میخوردم،مسئولیت چاقیم رو نمیپذیرفتم در حال دور کردن احساس لیاقت لاغری از خودم بودم..

      یواشکی غذا میخوردم چون فکر میکردم اگه بقیه قضاوتم کنن چی؟ من لیاقت غذا خوردن رو جلوی بقیه ندارم پس یواشکی میخورم تا متوجه نشن! 

      پرخوری میکردم چون فکر میکردم من که در کل لیاقت غذا خوردن رو ندارم پس حداقل بخورم تهش چاق میشم دیگه!! 

      گریه میکردم چون فکر میکردم من دیگه توانایی و لیاقت لاغری رو ندارم.

      و من…! بخاطر شرایط بد روحی که در خودم ایجاد کردم مشکل اضافه وزن رو به زندگیم جذب کردمو، فکر میکردم من و لاغری دو خط موازی هستیم که هیچوقت به هم نمیرسیم.حتی اگه برسیم باز هم از هم جدا میشیم!

      من اولویتم رو روی متعادل شدن گذاشتم! چون من فقط اضافه وزن ندارم!! من فقط لاغری رو نمیخوام من  آرامش شادی اعتماد به نفس و لذتِ خوش زندگی کردن رو میخوام…!:)

      بارها با خودم تکرار میکنم من مسئول شرایط جسمی ام هستم من مسئول اضافه وزنم هستم اگر خودم رو مسئول ندونم هرچیزی رو میخورم ولی اگر مسئول باشم هر چیزی رو نمیخورم و مواظب رفتارم هستم..

      تمرینات این جلسه: 

      ۱.بارها تکرار میکنم

      من ارمیتا صدیقی مسئول شرایط جسمی ام هستم

      من مسئول چاقی خودم هستم 

      من مسئول جسمم هستم

      من مسئول خوردن یا نخوردنم هستم

       من مسئولم،مسئول تمام زندگیم..

      ۲.جمله سازی میکنم: 

      من لیاقت لاغری رو دارم 

      من لیاقت صورت لاغر رو دارم من لیاقت پوشیدن لباسِ اخرین سایز رو دارم

       من لیاقت راحت و با لذت خوردن رو دارم 

      من لیاقت خوردن خوراکی های مورد علاقم رو دارم 

      من لیاقت دستان ظریف و کشیده رو دارم

       من لیاقت رفتار غذایی صحیح رو دارم

       من لیاقت دیدن وزن ۵۷ روی ترازو رو دارم

       من لیاقت شکم تخت ،بازوهای خیلی لاغر و ترقوه رو دارم

       من لایق با ارامش زندگی کردن هستم

      من لایق اعتماد به نفس بالا موقع راه رفتن هستم.

      من لیاقت رون ها و ساق پای لاغرِ لاغر رو دارم

       من لیاقت خود به خود لاغر شدن رو دارم 

      من لیاقت لذت بردن از جسمم در ایینه رو دارم

      من لیاقت عاشق خودم بودن رو دارم

       من لیاقت متناسب شدن رو دارم((متناسب شدن حق طبیعی منه))

      اشتها منم….اشتها ذهنمه…اشتها درونمه….اشتهایی وجود نداره…کدوم اشتهااااا؟؟! کجااااا… 

      ۳.چه کارهای خوب و موفقیت آمیزی تا به الان انجام دادم؟!

      از سن ۱۲ سالگی نوشتن رو شروع کردم و تا به الان نوشته ها و جملات زیبایی رو نوشتم.

      از ۱۴ سالگی تصمیم به تغییر زندگیم گرفتم و پیشرفت عالی و جشمگیری داشتم.

      برای اولین بار سخنرانی انجام دادم و کاملا موفقیت امیز بوده .

      تونستم از طریق اشتباه وزن کم کنم اما باز هم تونستم!

      من به راحتی اسکیت و دوچرخه سواری رو یاد گرفتم.

      از سن کم سرکار رفتم و تونستم برای خودم گوشی شخصی بخرم.

      دربرابر هم سن های خودم بسیار کتاب خوندم و موفق هستم.

      توانایی گذشتن از دوستان و کارهای بد رو دارم.

      زبان ترکی استانبولی بلدم و…

      پس! توانایی لاغر شدن اون هم از طریق ذهنی رو دارم..این که دیگه چیزی نیست! 

      تو میبینی چه کارهایی کردی که حتی روزی فکرشم نمیکردی بتونی! چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم که هرکسی سالم ازش بیرون نمیومد..اما تونستم..تونستم و این بار هم مثل تمامِ اون کارها میتونم کاری نیست که آرمیتا نتونه انجامش بده،کافیه اراده کنه و دست خدا توی دستاش باشه! تمووووومه…

      همین ذهنی رو تونست من رو چاق کنه حالا میتونه من رو متناسب کنه 

      همونطور که اولِ فایل گفتم به جای اینکه هدفم رو تغییر بدم و چاقی رو بپذیرم روشم رو تغییر دادم…

      استاد.سپاسگزارم بابت وقتی که برای این فایل ارزشمند گذاشتید.۲۲ دقیقه طلایی زندگیم..هرچقد گوش بدم کمه..متشکرم سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار asmagazban
        ۱۴۰۰/۰۷/۱۸ ۰۹:۳۱
        مدت عضویت: 2217 روز
        امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        باسلام خدمت دوست عزیز وهم مسیرم ارمیتای  عزیز بازم  مثل همیشه ازخوندن نوشتتون لذت بردم و خوشحالم که با دوستان عزیز ی مثل شما آشنا شدم.😍😍🥺😘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ ۱۰:۴۵
      مدت عضویت: 2134 روز
      امتیاز کاربر: 5400 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      سلام♥️
      لیاقت رو درخودم احساس کردن باعث میشه تو هر زمینه ای ناخواسته هامو تحمل نکنم و بهم بجنبم تغییرشون بدم.
      لیاقت رو درخودم احساس کردن باعث میشه عملگرا بشم،انگیزه ی درونی پیدا کنم برای تغییرکردن.
      من باید از لحاظ روحی متعادل بشم احساسم به غذاخوردن به اندامم زندگیم خوب بشه تا ِلاغر بشم.تا وقتی احساسم بد باشه مشکلات برام بوجود میاد همه چیز غیرطبیعی میشه مثل اندامم.پس روی لاغری تمرکز نکنم بجاش باورهامو تغییربدم احساسم خوب میشه.پس هدف اصلی احساسم رو بهتر کردنه…
      من حسم درمورد اندامم خیلی بده باید اعتماد به نفسم رو ببرم بالا تا لاغربشم.
      همیشه زیاد بخوام اگه شرایط خوبه هی بهترشو بخوام.اگه بااینکه چاقم سالمم راحت راه میرم،بیشتربخوام!یعنی هم راحت راه رفتن هم سلامتی+اندام متناسب بخوامممم
      حتما نباید مشکلی بوجود بیاد تا من چیز بهتری رو بخوام که…
      اذیت به بعد ذهنمو اینجوری بار بیارم که زیاده خواه باشه.هی بهتر بخوام هی هدفای جدید تر بزنم.به این دلیل که خودبخود لایق داشتن چیزای بهتر هستم.همین
      من لایق اینم بدنم بسرعت لاغرشه.من لیاقت اینو دارم راحت لاغرشم.من لیاقت اندام سایز کوچیک رو دارم.
      برای اینکه بفهمم درمورد هرچیزی چقدر احساس لیاقت درموردش دارم نگاه کنم ببینم دارمش یانه…؟
      یا اگه ندارمش عملکردم در موردش چجوریه.من درمورد لاغری احساس لیاقتم بیشتر شده چون فایل گوش میدم کامنت میذارم از خودم میپرسم این کارارو چطور بهتر انجام بدم؟ یعنی از سرخودم باز نمیکنم.
      مثل الان که گفتم چطور کامنتام رو باکیفیت ترکنم به خودمم کیف بده.هم برای دوستان هم خودم موثر تر باشه؟
      یه دفتربرداشتم و فایلو پلی کردم هرنکته ای به ذهنم میرسید یادداشت میکردم(قبلا توذهنم میسپردم)
      از تایم اضافه ام حتی ۵ دقیقه عبارات تاکیدیمو میگم.به خودم تبریک میگم😘
      بازم دوس دارم تعهوم خیلی بیشتر بشه اما باید زمان به خودم بدم.
      راستی یه کتاب برنامه ریزی هم امروز گرفتم تا بتونم همه ی کارامو براش عالی زمان بذارم.اخه اهداف دیگه هم دارم نمیخوام تایم برای هرکدومشون کم بیاد.
      چه کارهایی رو بخاطر چاقی انجام نمیدم؟
      مسافرت رفتن
      از خوردن غذا لذت نبردن
      در خیابان قدم نزدن(البته این موردا رو کم انجام میدم)
      ارتباطاتم رو گسترش نمیدم
      کنار خانم های لآعر نمی ایستم
      رابطه ی عاشقانه رو شروع نمیکنم
      دارم برنامه میریزم اینارو انجام بدم
      یادم باشه چاقیم مانعم نشده که اینکارارو انجام ندم،احساس بدم به خودم مانع شده.
      استاد دمتون گرم چقدر نوشتن بهتر از فایل گوش دادنه انگار تایم طولانی فایل گوش کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۱ ۲۰:۵۲
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 831 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,457 کلمه

      باسلام گام 5 (تکرار 1)

      حتی برای لاغر شدن هم باید لیاقت داشته باشیم! و لیاقت لاغری با محدود کردن و یا سختی دادن به خودمون ایجاد نمیشه ، چون که ما برای ایجاد لیاقت چاقی در خودمون و وضعیت الانمون ، به خودمون سختی یا عذاب ندادیم.

      در واقع جهان ،جهان لیاقت هاست و هر کس به اندازه ی لیاقتش از این جهان سهم میبره .

      پس  ما الان در هر وضعیتی که هستیم ، لیاقتشو در خودمون داشتیم 

      لیاقت داشتن در رسیدن به هرموفقیتی لازم است.

      لیاقت نداشتن مانع موفقیت و مانع رسیدن به خواسته ها میشه

       و ما که الان چاق هستیم ، لیاقت چاق شدن رو در خودمون ایجاد کردیم ، با تکرار کردن یسری رفتار ها و ….، و بنابراین بدن ما هم طبق لیاقت ما به ما جواب داد. و ما بار ها با متنفر شدن از چاقی خودمون وتلاش برای از بین بردن چاقی در خودمون و… در حال افزودن بر لیاقت چاقی و بیشتر چاق شدن  خود بودیم !

      چون که ذهن ناخوداگاه تفاوت بین دوست داشتن ویا متنفر بودن رو نمیفهمه و بر اساس توجه و تمرکز ما بر  روی موضوعی ، اون رو تو زندگیمون گسترش میده .

      در واقع ما به هرچی توجه کنیم ، ذهن ناخوداگاه ما فکر میکنه که ما دوسش داریم و میخوایم داشته باشیمش و مارو تو مسیرش قرار میده.

      پس تنفر ما و یا علاقه ما برای ذهن ناخوداگاه فرقی نمیکنه ، اون در هردوحالت فکر میکنه که ما اون شرایط و دوست داریم و میخوایم که داشته باشیمش.

      در واقع بر اساس قانون جذب عمل میکنه! و این قانون یک واقعیته و در هرحال اجرا میشه ، بخاطر همین بعضیا میان میگن از هرچی بدم اومده ، سرم اومدهد!

      و ما تمام این مدتها که با هرروشی سعی در رفع چاقی در خودمون داشتیم ،در واقع  داشتیم به چاقی خودمون توجه میکردیم و لیاقت چاق شدن رو در خودمون بیشتر میکردیم !

      یعنی درواقع :

      توجه = لیاقت 

      چون ذهن ناخوداگاه ما ، با اینکه ما از چاقی خودمون متنفر بودیم  ، فکر میکرد که ما دوسش داریم ،و میخوایم داشته باشیمش ، بخاطر همین که هر وقت رژیممون و خراب میکردیم و حسمون بد میشد ، دفعه بعد اون کارو دوباره و بیشتر تکرار میکردیم ، چون ذهن ناخوداگاهمون فکر میکرد ما از انجام دادن اون کار لذت میبریم !

      هر وقت که ما بعد از غذا خوردن عذاب وجدان گرفتیم ، از بیشتر چاق شدنمون ترسیدیم ، از خودمون متنفر شدیم ، لیاقت چاق تر شدن و در خودمون بیشتر کردیم .

      خودم من که داشتم برای لاغر شدن خودمو میکشتم و هر کاری برای لاغر شدن انجام داده بودم و هر وقتم که نتیجه ای نمیگرفتم و خسته میشدم ، حالم بد میشد و با همه دعوا میگرفتم ، خدارو مقصر میدونستم ،دنیا و فلک و مقصر میدونستم و… عصبانیتم و رو خانوادم خالی میکردم و میگفتم باید لاغر بشم وگرنه خودمو میکشم !و….. داشتم لیاقت خودمو برای چاق شدن بیشتر میکردم  !

      و واقعا خودم مقصر بودم ، نه خدا، نه زندگی ، نه هیچ کس دیگه ای .

      پس ما برای لاغر شدن باید لیاقتشو در خودمون ایجاد کنیم  ، با آگاهی دادن به خودمون ، با تغییرنگرش هامون ، افکارمون ، باورمون و توجه نکردن به چاقی و در مقابل توجه کردن به لاغری ، میتونیم لیاقت لاغر شدن رو در خودمون ایجاد کنیم .

      و الویت ما باید متعادل شدن باشه تا بتونیم متناسب بشیم . متعادل بودن به معنای ، داشتن حس و حال خوب، شاد بودن و شرایط خوب و مناسبه  

      چون که بیشتر افراد چاق این عقیده رو دارن که بخاطر چاقیشون ، در همه ی اوضاع زندگیشون موفق نیستن و یا شکست خوردن  ! و معمولا شرایط زندگیشون و به اضافه وزن خودشون ربط میدن !

      ولی استاد من اینطوری نیستم ! من عقیده دارم که زندگی فقط به چاقی و لاغری و … خلاصه نمیشه ! چیزهای خیلی زیاد دیگه ای هم هست که باعث پیشرفت و موفقیت در زندگی ما میشه و من خودم هیچوقت سعی نکردم که فکرمو فقط روی چاقی خودم بزارم و هیچکاری نکنم .من اعتماد بنفس بالایی دارم و شاد هستم و از زندگیمم راضی هستم و تنها مشکل من اضافه وزنمه ک به چیز دیگه ای هم ربطش نمیدم .

       چون که ادم به هر حال لاغر میشه دیگه! قرار نیست که تا اخر عمرش همیشه اینطوری چاق بمونه که 

      اما اینم بگم که بعد از اشنایی و استفاده از قدرت ذهنم اینطوری شدم و اگه نمیدونستم قدرت ذهن چیه و … من هم هر چیزی که در زندگیم بود و بهانه ی چاقی میدونستم!

      در واقع ما برای اینکه شرایط روحی بدی برای خودمون به وجود اوردیم ، مشکلات رو به سمت خودمون جذب کردیم و میکنیم . در واقع حال بد هم مانع رسیدن ما به تناسب اندام میشه !بنابراین داشتن روحیه خوب در کسب نتیجه خوب همیشه تاثیر گذاره !

      و من بابت این روحیه عالی که همیشه و هر روز در زندگیم دارم و میدونم که منو فقط  به سوی موفیت سوق میده ، تبریک میگم و واقعا خوشحالم !

      ما تو زندگی به خواسته هایی ر سیدیم که لیاقتش رو در خودمون دیدیم ، در واقع ما الان تو هر شرایطی هستیم ، در بهترین وضعیت خودمون هستیم 

      و  داشته های مطابق با لیاقت ما در هر زمینه ای هست.

      من لیاقت اینو دارم که لاغر باشم ، من لیاقت اینو دارم که  در وزن ایده ال دلخواهم باشم .

      من لیاقت اینو دارم که ظریف و زیبا باشم.

      من لیاقت اینو دارم که لباسای زیبا بپوشم که برام گشاد یا اندازه ام هستند .

      من لیاقت اینو دارم که با ارامش و لذت غذا بخورم .

      من لیاقت اینو دارم که با متناسب شدن از زندگیم لذت ببرم .

      من لایق خورن بهترین غذاها و تازه ترین غذاها هستم. 

      من لیاقت اینو دارم که باکلاس باشم و باکلاس رفتار کنم و باکلاس غذا بخورم .

      من لیاقت اینو دارم که به میزان رفع نیاز گرسنگی بدنم ، از غذاها مصرف کنم و هر وقت که سیر شدم  دیگه ادامه ندم .

      من لایق پوشیدن لباس ها با سایز XS هستم!

      من لایق اندام متناسب هستم .

      من لایق داشتن اعتماد بنفس بالا هستم .

      من لیاقت اینو دارم که برای سرگرمی و وقت گذرانی باشگاه برم و ورزش کنم .

      من لایق آرام غذا خوردن هستم .

      من لایق سلامتی هستم !

      نمیشه و نمیتونیم و بریزیم دورر، چون که  میتونیم!

      هیچ چیزی تو این دنیا نیست که امکان پذیر نباشه ! همه چی ممکنه ، فقط باید بخوای!

      باید اونقدرخودمونو ارزشمند و با ارزش بدونیم که هر غذایی رو نخوریم ! هر غذایی رو که چند روزه تو یخچاله رو ما نخوریم.

      مثلا پدر من  ، پدرم از اون ادم های متناسبیه که اگه مثلا خورشتی از یک ناهار اضافه اومده باشه ، تا روز دوم میخوره ، ولی اگه بازم اضافه بیاد دیگه میریزه دور و نمیخوره و همیشه عاشق خوردن غذاهای تازس !

      بی لیاقتی ما برمیگرده ب زمانی که بچه بودم و خانواده با باورهای مزخرف و نادرستشون ، لیاقت چاقی رو در ما ایجاد کردن .

      بخور وگرنه خورده میشه

      بخور مفید و مغویه 

      بخور زودتر بزرگ شی بتونی فلان کارو بکنی 

      و……..

      چون هیچ انسانی از ابتدای تولد چاق  نبوده ! و طبیعت بدن همه انسان ها متناسب بودن و لاغریه .

      اما بعضی مادر هایی که دوست دارن بچه شون تپل باشه تا خوشگلتر باشه یا همه دوسش داشته باشن و از دوران بارداری دست به چاق کردن کودک خودشون میزنن و یا خانواده هایی کع بعد از بدنیا اومدن فرزندشون همچین اقداماتی رو انجام میدن ، در خلقت خدا دست کاری میکنن وبه خلقت خداوند  اسیب میزنن و چه بخوان چه نخوان گناهکارن!

      همینا که خودشون بچه هاشون و چاق کردن و بعد دیدن اضاع داره خراب میشه و خرابتر میشه ، اومدن با سرزنش کردن و توهین کردن به بچه هاشون خواستن مقدار خوردن بچه هاشون و کم کنن و اونارو لاغر کنن و نمیدونستن که دارن بدتر به کودکشون اسیب میزدن و اونارو ناتوان جلوه میدادن .

      مثلا پدرمن که میخواست جلوی بیشتر غذاخوردن من و بگیره میگفت خرس شدی! در صورتی که اون موقع کاملا متناسب بودم و برای اینکه نمیخواست که منو تا مغازه برسونه ، تا من چیزیو که میخواستم بخورم و بگیرم اینو گفته بود و درواقع هروقت  هم که بهم حرفی میزد برای این بود که خودش  ضرر نکنه و گرنه من اوکی بودم و خودش هم اینو میدونست. و فقط میخواست حرص منو دراره و منم الان این اواخر جوابشو میدادم و یا میدونم که داره چرت و پرت میگه حرفاش دوهزار واقعیت نداره ، بهش اهمیت نمیدادم و با ارامش غذامو میخوردم .

      ما خیلی کارها تو زندگیمون اجام دادیم که حتی خییللییی سخت تر از لاغری بووده و شاید خودمون فراموش کرد ه باشیم! 

      ما با مرور توانایی هامون باور میکنیم که میتونیم لاغر بشیم و لاغری خیییییلیییی اسون تر از همه ی اینکاراییه که ما انجام دادیم.

      بزارین خمودمو بگم 

      من کسی بودم که 3 بارعمل سخت برای رفع  مشکلم انجام دادم و هربار هم  با اون دردی که داشتم بازهم خندان از اتاق عمل بیرون میومدم ، با اینکه هنوز هم قطعی درمان نشدم .

      من کسیم که هنر ویترای ( نقاشی روی شیشه و آینه و ظرف و ظروف ) و هنر نقطه کوبی و اموزش دیدم و بلدم .

      من کسیم که بلدم گیتار بزنم .

      من کسیم که گوبلن بافی و کاموا بافی بلد بودم .

      من کسیم که طراحی و نقاشی بلدم.

      من کسیم که عکاسی بلدم و دیپلم عکاسی و گرافیک دارم .

      من کسیم که سریال بازی کردم و از شبکه سراسری 2 سیما پخش شده بود و نقش اصلی هم داشتم.

      من کسیم که دستپختم فوق العادس . همه از غذاهام تعریف میکنن و ازم درخواست میکنن که میخوان از غذاها و دستپخت من بخورن. 

      من کسیم که  بلدم  انواع غذاهای ایرانی و فرنگی و بین المللی رو درست کنم.

      من کسیم که  بلدم انواع کیک ها و شیرینی ها و …. درست کنم .

      من کسیم که کاملا به زبان انگلیسی مسلطم و با کشورهای دیگه مکالمه کردم و حتی مصاحبه هم کردم و باز هم قراره بکنم .

      من کسیم که زبان آلمانی هم بلدم و دارم یاد میگیرم

      من کسیم که گواهینامه و مدرک تتو دارم و  تتوزدن بلدم تتو میکنم .

      من کسیم که توانایی و استعداد فوق العاده ای در کامپیوتر دارم ، طوری که تو سن 13 سالگی وبلاگ نوشته بودم و الان که 19 سالمه و رشت دانشگاهیم کامپیوتره تاره دارن بهمون اموزش میدن :/

      من کسیم که مهارت های کامپیوتری و شبکه ای خیلی بالایی دارم ، طوری که ی زمانی هکر بودم وهک میکردم و هکر بودم .

      من کسیم که بلدم گریم کنم.

      من کسیم که قرار بود تیزهوشان درس بخونه .

      من کسیم که بسکتبال بلدم .

      من کسیم که بازیگری بلدم .

      من کسیم که رقص باله بلدم .

      من کسیم که میتونم رانندگی کنم و گواهینامه دارم و رانندگیم فوق العاده عالیه !

      من کسیم که مهارت بالایی در اوازخوانی دارم و  صدای خیلی خوبی دارم و عالی میخونم ، هم به زبان انگلیسی هم به زبان المانی و هم به فارسی آواز میخونم !

      تازگیا میتونم به زبان انگلیسی هم رپ بخونم و برنامه دارم برم اسنودیو ضبطش کنم .

      من چقد خفنم! ایول به خودممم، فکر کنم خیلی کارهای دیگه هم بلدم و یا انجام دادم که فعلا یادم نمیاد .

      این همه کار انجام دادم و بازهم میخوام چیزای دیگه هم یادبگیرم ، لاغرشدن دیگه کاری داره عاخههه؟

      برای هرکس سخت باشه دیگه برای من نباید سخت باشه با توجه به رزومه ای که دارم !

      پس باید بپذیریم که خودمون مقصر چاقی خودمون هستیم ، نه ژنتیک ، نه مواد غذایی ، نه کم تحرکی و..

      .با بهانه تراشی نمیتونم به چیزی که میخوایم برسیم 

      هیچوقت!

      وقتی که ما مسیولت خودمون و داشته باشیم میتونیم ذهنمونو کنترل کنیم وقتی ما مسعول نباشیم ، هرکاری که ذهن بگه رو انجام میدیم و هیچ اختیاری از خودمون نداریم!و هرچقدر هم که ذهن مارو تشویق کنه به کاری که باعث ضرر رسوندن به مامیشه و یا تو این زمینه مارو تشویق کنه به خوردن ، ما میخوریم یا اون کارو انجام میدیم.

      بنابر این وقتی مسیولیت خودمون و برعهده بگیریم ، دیگه برده ذهنمون نیستیم !

      پس برای  اینکه لاغر بشیم باید خودمون رو لایق لاغری بدونیم و با پذیرفتن مسیولیت چاقی خودمون  این لیاقت رو در خودمون ایجاد میکنیم.

       من مسعول چاقی خودم هستم .

       هر دفعه که ما اینو میگیم ذهن میخواد ماروبا هر بهانه ای وادار کنه که نه تقصیر ما نیست ، تقصیر خانوادته که به نو اینجوری اموزش دادن و یا ….

      و ما باید انقد اینو بگیم که خودمون مسعول وضعیت و شرایط خودمون هستیم تا ساکتش کنیم .

      ما خودمون هسیتیم که خودمون و نابود میکنیم ، نه خداوند، نه دیگران ، نه شرایط جامعه و…

      در همین حال هم ما خودمون هستیم که خودمون رو خوشبخت وموفق میکتیم ، نه دیگران 

      هر کس مسعول زندگی خودشه !

      ماهرچی خودمون و لایق چیزهایی که میخوایم داشته باشیم بدونیم ، خودمون رو تو اون شرایط حس میکنیم و ذهن ما باور میکنه که انگار ما واقعاااا لایقش هستیم و اگه اونو داشته باشیم به نفع ماست و و اونو در زندگی ما قرار میده.

      من لیاقت چاق شدن خودم رو در رژیم های سخت گرفتن ، ورزش های سخت و طاقات فرسا انجام دادن ، سرچ کردن و جستجو کردن درباره طریقع ی چاق شدن وچگونه لاغر شدن  باور کردن اطلاعات نادرست و……

      من در روش  های قبلی اصلا توجهی برای ایجاد لیاقت لاغری در خودم نداشتم وفقط سعی میکردم که نتیجه رو تغییر بدم .

      و اصلا فکر نمیکردم که لاغر شدن هم لیاقت میخواد!

      در روش های قبلی که من برای لاغرشدن به کار میگرفتم بیشتر لیاقت چاقی رو در خودم بیشتر میکردم ، با انجام دادن تمرین های این فایل به این مسعله پی بردم و وقتی یادم اومد و دقت کردم من زمانی که چاق بودم و اضافه وزن داشتم  بازهم غذای انچنانی نمیخوردم و حتی بدغذا بودم  از یسری غذاها هم اصلا خوشم نمیمود و بعضی اوقات اصلا غذا نمیخوردم و میلی به غذا و اینا نداشتم ..

      وبعد وقتی که تصمیم گزفتم که لاغر بشم و جستجو کرده بودم برای روش های لاغری و یسری اطلاعات که نادرست بودن به خودم دادم و اونارو باور کردم ، کم کم به ندرت اون رفتارهایی که تو اینترنت خونده بودم که باعث چاقی افراد میشه در من به وجود اومد و من کاملا حسش کردم   چون که من چاق بودم ولی نمیدونستم که چه رفتارهایی باعث چاقی میشه و بادادن اطلاعات نادرست به خودم ، ذهنم وقتی باور کرد که به این دلیله ، دلیلش هم کم کم در من ایجاد کرد .

       و الان اون غذاهایی که قبلا از خوردنشون بیزار بودم ، تبدیل به غذاهای موردعلاقه من شده بودن و من اونارو با علاقه میخوردم !

      درواقع هر وقت که من بیشتر درباره لاغری اطلاعات به خودم میدادم ، رفتارهای چاق کننده در من بیشتر ایجاد میشد و دقیقا خودم متوجه نمیشدیم که رفتارم تغییر کرده ! چون ذهنم باورکرده بوذ که این اطلاات درسته

      از اونجایی که چاقی یک بیماریه ذهنیه و باید از ذهن ریشه یابی و برطرف بشه و تنها روشی که میتونه  بیماری ذهن مارو برطرف کنه ، همینه ! روش ذهنیه ، که جسم ماروهم تغییر میده . و تنها پیشنهاد من اینه که فقط باید استمرار و اشتیاق داشته باشیم و مطمعنم که به هدف و ارزوی لاغری خود میرسیم .

      شاد و پیروز و متناسب باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۰ ۰۷:۳۹
      مدت عضویت: 1902 روز
      امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,123 کلمه

      سلام به استاد عزیزم دوستان هم مسیرم

      من از زمان کودکی بخاطر حرفها والدینم که دختر فلانی چه تپل است قشنگه و اگه میخواه قوی باشی قشنگ باشی سالم باشی باید چاق تپل بشی و راهش هم خوردن است و خودمم میدیدم چقدر تپل بودن با ارزش است اگه تپل بشم از منم تعریف میشه دیگه از همون زمان دبستان بود فک کنم دقیق یادم نمیاد چاق شدن دوست داشتم ولی لاغر بودم تا اینکه یکم بزرگتر شده ام رفتم دبیرستان وچون تازه حرف نظر دیگران برام اهمیت پیدا کرد و از همان زمان ترس اینکه اگه چاق بشم زشت میشم دخترا مسخرم میکنن برداشت و بابامم چاق بود گفتم اره منم شبیه پدرم میشم و دیگه یجورهایی خودم چاق میدیدم با اینکه اصلا چاق نبودم رفتم  دوم دبیرستان که بودم دیدم دوستام لقبی واسه شوخی بهم دادن ورگرده یعنی پهلو داشتن دیگه از همان زمان استارت چاقی من زده شد و احساس میکردم اینقدر چاقم که دیگه اصلا لاغر بشو نیستم شاید نیم کیلو هم اضافه وزن نداشتم ولی خب ترس حرف دوستام دیدن پدرم و دیگه پذیرفتم اره من چاقم و دیگه خوردنم زیاد شد گفتم من که چاقم طبیعی زیاد بخورم هنگام خرید لباسها گشاد برمیداشتم میگفتم به فروشنده مثلا مانتویی میخوام که به بدنم نه چسپه چاقیم نشان بده لباس گشاد بدیت و رنگ ها تیره برمیداشتم و به شدت از خودم متنفر بودم خودم لایق هیچ موفقعیتی نمیدونستم و هر موقع فرد چاقی میدیدم میگفتم وای نکنه مث این شم و خلاصه پذیرفتم که من چاقم و دانشگاه که رفتم دیگه شدیدا خودم ادم بدبختی ضعیفی میدونستم یک دختر چاق زشت و به شدت از خودم متنفر بودم و رفتم دانبال روش ها لاغری و خیلی از موفقعیت ها خوبم از دست دادم بخاطر چاق بودنم حتی خجالت میکشیدم بلند بشم و جواب سوالات استاد بدم با اینکه بلد بودم ولی خجالت میکشیدم همیشه اخر کلاس مینشستم  یا وقتی خواستگار برام میومد میگفتم ای بابا من چاقم زشتم فلان بیکارم من نمیخواد بابام بیماره و خیلی موفقعیت هام همین جوری با باورها مخرب چاقی از دست دادم حتی خجالت میکشیدم در جمع با کسی حرف بزنم و تو همه چی خودم شکست خورده ضعیف میدونستم وبه شدت از خودم متنفر یودم 

      هنوزم چاقیم بصورتی نبود که این کارها کنم و اینجوری خودم ناتوان ببینم ولی دیگه باور کرده بودم و قبل از هرکاری خودم شکست خورده میدونستم 

       اگه جسم من دو کیلو اضافه داشت در ذهنم بیست کیلو بود شایدم بیشتر چون همیشه با افراد به شددت چاق خودم مقایسه میکردم میگفتم نکنه مث این بشم و هر وقت قدمی بر میداشتم واسه لاغر،شدن در ذهنم نجوا ها میومد که بابا بیخیال سخته لاغری میخواه چکار خودت تغییر نده همین جور که هستی خوبهه دنیا واسه مردن است همین امشب بخور از ماه دیگه رژیم بگیر بابات چاق است توهم مث باباتی لاغر بشو نیستی و سرزنش خودم و سرزنش توسط والدین و اینکه خوبی حالا همین جور خوبی دیگه چاق شدی لاغر،بشو نیستی و دیدن تبلیغات که واسه لاغر شدن باید فلان دارو بگیری و من بخاطر ترسم حسرت میخوردم میگفتم اگه نمیترسیدم میگرفتم میخوردم یکماهه لاغر میشدم بعد میگفتم نهه بابا میکشتم همین جور طبیعی ورزش میکنم متناسب میشم خلاصه از زمانی خودم شناختم چاق شدن برام طبیعی شده بود لیاقت چاق شدن در خودم به وجود اورده بودم طبیعی کرده بودم چاق شدنم و پذیرفته بودم که چاقم و متناسب هم نمیشم چون سخته نمیشه و من قبل انجام دادن روش واسه لاغر شدن باور کرده بودم سخته چون هر که میدیدم تا داره با زحمت فشار محدود کردن خودش متناسب میکنه و باور کردم که اره من نمیتونم چون سخته ولی دانبال روش ها لاغری میرفتم یک مدت ادامه میدادم میدیدم که متناسب نمیشم یا دارم به سختی نیم کیلو کم میکنه طی یکماه و رها میکردم میرفتم دانبال یک روش دیگه و همین جور ادامه دادم تاکه هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن 

      من همیشه به چاقی خودم توجه کردم و فراری بودم از خودم و بدشدت خودم لایق هیچ موفقعیتی در هیچ زمینه ای نمیدونستم و همش تقصیر چاقی خودم والدینم میدونستم و همیشه خودم لایق چاقی بیشتر میدونستم 

      من باید همان جور که توضیح دادم چطور چاق شدن در خودم به وجود اوردم با پذیرفتن چاق هستم طبیعی چاق بشم و لیاقت چاقی در خودم تقویت کردم و چاق شدم الانم باید مسئولیت لاغری خودم بپذیرم و بگم من مسئول چاقی خودم هستم این جسمی که الان واسه خودم ساختم کار خودم بوده از طریق ذهنم و باورها چاق کننده من این ساخته ام این زندگی به این شکل خودم واسه خودم ساخته ام و اگه میخوام از روش صحیح بدون فشار محدویت رنج سختی تا اخر عمرم متناسب بمونم باید مسئولیت چاقی خودم بپذیرم و مسئولیت لاغریمم بپذیرم بگم من خودم این چاقی ساختم واسه خودم الانم خودم میتونم خودم متناسب کنم و هیچ کس جز خودم به خودم نمیتونه کمک کنه تمرین نوستن فایل گوش دادن خواندن اینها یک کمک است واسه فرد ولی اصل کار خودمم

       و من فرخنده در بیستم شهریور ماه ۱۴۰۰ مسئولیت چاقی خودم میپذیرم و مسئولیت لاغری خودمم میپذیرم و همواره در روش صحیح قدم بر میدارم و مطمعنم همین ذهنی که تونسته من با باور افکارم چاق کنه همین ذهن با اموزش صحیح و باورها صحیح من متناسب میکنه و

       من لیاقت لاغر شدن دارم

       لیاقت پوشیدن لباسها رنگ شاد دارم لیاقت رقصیدن در جمع دارم 

      من لیاقت با لذت غذا خوردن دارم 

      من لیاقت الگو بودن دارم 

      من لیاقت شادی خوشحالی تفریح با احساس خوب دارم 

      من لیاقت اعتماد بنفس خود ارزشی حال خوب سلامتی زیبایی دارم 

      من لیاقت رسیدن به هرهدفی دارم

      من لیاقت داشتم که خداوند من هدایت کرده به این مسیر صحیح خداوند خودش برام انتخاب کرده پس من توانایی لیاقت متناسب شدن دارم 

       من میتوانم همین جور که خیلی هنرها یاد گرفتم هنر چاق شدن یاد گرفتم الانم هنر متناسب،شدن یاد بگیرم با اموزش صحیح اگه قبلا نتونستم چون طرز فکرم روشم اشتباه بوده یک مثال میزنم همان جور که اتیش درست کردن یاد گرفتم اتیش خاموش کردنم یاد میگیرم 

      چاقی مث یک اتیش زیر خاکستر بود و الان دارم یاد میگیرم که چجوری این اتیش خانمان سوز خاموش کنم در ذهنم و احساسم رفتارم نشان میده دارم خاموش میکنم شعله چاقی رو یا روشن 

      مطمعنم هرکسی از این مسیر حرکت کنه و با تعهد جلو بره عمل کنه به گفته ها استاد حتی زودتر از زمانی که فکرش نمیکنه متناسب میشه بدون اینکه اصلا بفهمه چی شده یهو مبینه یک فرد جدید با افکار جدید خوش احساس با لبخند سلامتی کامل پرانرژی زیبا جوان در اینه مبینه و اطرفیانش میبینند هرکه بخواهد تغییر کنید در دست خودش است و هیچ مانعی نمیتونه جلو تغییر کردن بگیره جز مرگ 

      من لیاقت بهترین ها دارم بهترین اندام بهترین لباس بهترین غذا تفریح سلامتی حال خوب اتفاقات خوب دارم و این مسیر پر قدرت ادامه میدم من لایق متناسب شدن دارم چون خداوند انتخابم کرده خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم