وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
📍 این جلسه ادامه گام ۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

💡 اگه میخوای این باور «لیاقت لاغری» رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم توی ذهنت بازسازی کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ رابطه تنفر و چاقی؛ در ادامه هم توی گام ۶ سراغ «لاغری با رژیم غذایی» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 222 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
مقاله امروز رو با ضمیر متکلم وحده برای خودم بازنویسی کردم ▪︎
عنوان مقاله :
باید لیاقت لاغر شدن داشته باشید ▪︎
□□□□
لیاقت لاغر شدن با رژیم گرفتن، ورزش های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در ما ایجاد نمی شه ▪︎. چرا که همه ما برای داشتن لیاقت چاقی کار خاصی انجام نداده ایم یا زحمت و رنج زیادی متحمل نشده ایم.▪︎لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازمه▪︎هر فردی به اندازه لیاقت خودش از جهان و نعمت هاش سهم می بره▪︎
جهان، جهان لیاقت هاست.▪︎
جملات از این دست زیاد در کتاب های موفقیت و گفته های افراد موفق جهان استفاده می شه ▪︎
لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت داره▪︎
همانطوری که چاق شدن هم لیاقت می خواد و همه افراد چاق حتما لیاقتشو را داشتن ▪︎هر فردی که اضافه وزن داره برای چاق شدن، استمرار و پشتکار داشته ▪︎بارها رفتار و عادت های اشتباه رو تکرار کرده تا جسم خودشو به این شرایط رسونده ، پس لیاقت تغییر کردن را داشته ، هرچند که این تغییر در جهت چاق شدن بوده است▪︎بارها از شراط جسمی خود متنفر شده و به چاقیش توجه کرده و به ذهن خود دستور داده که دوست داره بیشتر چاق بشه ▪︎
به این عبارت دقت کنید:
توجه به اون چیزی که از ش متنفرم با توجه به آن چیزی که عاشق اون هستم برای ذهنم تفاوتی نمی کنه ▪︎
ذهن من در هر دو حالت تصور می کنه که من اون شرایط را دوست دارم و سعی می کنم اون شرایطو در زندگیم گسترش بدم ▪︎
اینکه سال ها از چاقی متنفر بوده اما هر سال چاق تر شدم به این دلیله که ذهن ناخودآگاه تفاوت بین تنفر یا عاشق بودن رو نمی دونه ▪︎از نظر ذهن ناخودآگاه توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن و … همه به یک معنی است و اون علاقمند بودنه ▪︎
در واقع ذهن ناخودآگاه به این شکل عمل می کنه :
به هر چیزی توجه کنم تصور می کنه من عاشق اون موضوعم و اون موضوع رو در زندگی من گسترش می ده ▪︎
پس همه افراد چاق به شکل های مختلف به چاقی خود توجه کردن و با توجه کردن لیاقت چاق شدن را در خود افزایش دادن و چاق تر شدن ▪︎
زمانی که نگران چاقی بیشترم من در حال پرورش لیاقت چاقی خودمم ▪︎
زمانی که از شرایط خود خجالت می کشم، گله و شکایت می کنم خودمو سرزنش می کنم، رژیم می گیرم و به بدنم با ورزش های سنگین فشار وارد می آرم من در تمام این موارد در حال افزایش لیاقت چاق شدن در خود هستم▪︎
اگر اضافه وزن دارم و این نوشته رو می خونم به خوبی درک می کنم دقیقا منظور استاد چیه ▪︎
من به خاطر می آرم چه کارهایی برای لاغر شدن انجام دادم ▪︎
به خاطر می آرم زمان هایی را که به شدت از چاقی متنفر شدم و بارها برای دیگران درباره اش گله و شکایت کردم ▪︎
استاد میگن حتی به خاطر دارم زمان هایی که از چاقی به حدی متنفر شدم که آرزوی مرگ کردم ▪︎
اینها تلاش من برای چاق تر شدن بوده ▪︎
شاید درک این موضوع برام آسون نباشه که چگونه ممکنه من از چیری متنفر باشم اما اون موضوع در زندگی من گسترش پیدا کنه▪︎
این موضوع اساس قانون جذبه و درکش نیاز به درک آگاهی بیشتر و استمرار در مسیر تغییر کردن داره ▪︎
تا همین چند سال قبل درباره این موضوع هیچ آگاهی نداشتم و بارها از اینکه “چرا از هرچی بدم می آید سرم می آد▪︎ متعجب و خشمگین می شدم.▪︎
هزاران بار به این موضوع فکر می کردم که چرا من به فلان موضوع علاقه ای ندارم اما همیشه با اون درگیرم▪︎
سال ها زمان برد تا به دلیل گسترش آنچه نمی خوام در زندگی ام پی بردم و اون “توجه کردن” بود و اینکه ذهن ناخودآگاه من تفاوتی بین “دوست داشتن و نداشتن” قائل نیست و به هر دلیل ، موضوعی مورد توجه من قرار بگیره و به اون توجه کنم به عنوان موضوع مورد علاقه درنظر گرفته شده و در زندگی من گسترش پیدا می کنه ▪︎
به این ترتیب اگر می خوام لاغر بشم باید لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم▪︎
تا زمانی که در نگرش خود به جسم و زندگی که دارم تغییر ایجاد نکنم موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خود نخواهم شد▪︎
باید در ذهنم لیاقت لاغر شدن رو جایگزین لیاقت چاق شدن کنم▪︎
باید فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خودمو مجددا فعال کنم و استفاده از اونهارو جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنم ▪︎
باید مانع از توجه افکار م به چاقی بشم و در مقابل، به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزومه توجه کنم ▪︎
سال ها من در ذهن خودم در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن بودم.▪︎
استاد همچنین گفتن : با تنفری که از خودم داشتم، با رژیم های سختی که اجرا می کردم و با ورزش های سنگینی که انجام می دادم، با فرار کردن از خودم، با سرزنش کردن خودم، با سرزنش کردن والدینم که چرا مانع از چاق شدن من نشدن ، در همه این موارد من در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن خودم بوده ام▪︎
اما روزی که با قدرت ذهن خود در متناسب شدن آشنا شدم معنای لیاقت متناسب شدن را آموختم و از آن روز مسیر زندگی من از چاق تر شدن به سمت لاغرتر شدن تغییر کرد.▪︎
آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدنه ▪︎
آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادیه که دوست دارن در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنن و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرن▪︎
همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیدن برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقتشو در ذهن ایجاد کردن ▪︎
امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درونم شعله های متناسب شدن رو سوزان تر کنم و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظرم بردارم▪︎
[ برگردوندن افعالها به متکلم وحده برام لذت بخشه حس می کنم استاد اینو فقط برای من نوشته حس خوبیه ▪︎ امیدوارم مورد توجه علاقمندان قرار بگیره و خودم هم بتونم از اون برای پیشبرد هدفم بهره برداری لازم رو داشته باشم ] ▪︎
_____________
پاسخ به این سوالات برداشت من از این مقاله ارزشمند خواهد بود ▪︎
_____________
به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.
● پاسخ :
جالبه که من تا ۳۰ سالگی کاملا متناسب بودم اگر چه موقع تولد یک نوزاد ۵ کیلویی به دنیا اومدم و بسیار سنگین وزن و توپول بودم و تا قبل مدرسه خیلی توپول بودم ولی در طی این مدت من صاحب یک خواهر دیگه شدم و مادرم توجهش برای زیادی غذا دادن به من برداشته شد و من به فطرت اولیه خودم کهومتناسب شدن بود برگشتم و به تدریج لاغر شدم و همینجور کاملا متناسب بودم تا سی سالگی ..اما از ده سال قبل یعنی از بیست سالگی با فکر کردن به خانومهای چاق و توپول بی لیاقتی رو برای لاغر موندن کلید زدم و کم کم خودمو لایق چاقی کردم …من چطور برای چاق شدن به کسب لیاقت رسیدم ؟ از توجه به خانومای چاق .شدیدن به پاهای چاقشون علاقمند شدم و فکر می کردم اگر چاق بشم محبوبتر و زیباتر میشم به همه نشون می دم منم دارم که بخورم وچاق بشم شوهرم می آره می ریزه زیر دستم چون از وقتی چاق شدم بیشتر دوستم داره و برام خرج می کنه منم قوی تر و سالمتر شدم و از پوشیدن جوراب مشگی که دهه شصت مدبود پاهام خوش فرم به نظر می آد و دیگه کسی از فرط لاغری بهمنمیگه پلنگصورتی …تازه با چاقتر شدن معایب جسمی بعد از زایمان بچه هام برطرف میشه …یعنی با یکچنین عقاید مسخره ای به همین راحتی خودمو مستعد لیاقت برای چاق شدن کردم …اصلا کسی نبود بگه تو مثل مامان بزرگت میشی که چاقه و وقتی می خوابه انگار یه کوه زیر پتو خوابیده نه یک زن …اصلا کسی توی نخ چاقی من نبود فقط گاهی مادر وپدرم بهم توجه می کردن می گفتن خیلی لاغر شدی .▪︎.
قبل ازدواج شاید ۴۵کیلو بودم با قد یک وپنجاه که داشتم وبعد از زایمان و شیردهی شده بودم۴۰ کیلو یعنی کلی وزن کم کرده بود استخوانها و رگهای دستم کاملا بیرون زده بود که به نظرم خیلی قیافه فقیر فقرارو پیدا کرده بودم .همیشه فکر می کردم چاقی علامت لیاقت و ثروته …. فکر می کردم من خوراکم کمه و لاغرم پس باید پرخوری کنم تا چاق بشم …منبا این افکار لایق چاقی شدم ..و فرمولهای لاغری رو در خودم غیر فعال کردم …ولی حالا متوجهم که فرمولهای ذهنی در هر زمینه ای به هیچ وجه از بیننمی رن اما می تونن غیر فعال بایگانی بشن و به محض فراهم شدن شرایط دوباره فعال بشن …من در درونم فرمولهای لاغری رو دارم که با اصرار بر افکار چاق کننده لیاقت لاغرموندن رو از دست دادم و اون فرمولها غیر فعال شدن اما حالا دوباره می تونن فعال بشن …چطوری ؟ با توجه مجدد به لاغری و افکار و رفتار لاغر کننده و استمرار داشتن ▪︎
2- ۳ با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟● پاسخ
از وقتی فهمیدمچاقی آش دهن سوزی نیست و باید زیادیشو از بدنم خارج کنم به سمت روشهای متداول کشیده شدم ▪︎
اما این روشها که دیگه همه امون می دونیمچیا بودن ذره ای از لیاقت چاقتر شدنمن کم نکرد ومن هر کاری برای کاهش وزنم انجام دادم همه منو بی لیاقت تر از قبل برای لاغر شدن می کرد …چون در تمام اون موارد من روی چاقتر شدن فوکوس می کردم پس روی لیاقتم برای چاق موندن تاکید بیشتری می کردم و هر چه بیشتر زمان میگذشت و منچاقتر می شدم ترس و نگرانیم از اون بیشتر می شد و هیچچیز مثل ترس ونگرانی به کانون توجه به یکچیز منفی یا مثبت تبدیل نمیشه …مثلا ما می خواستیم لاغر بشیم ولی چون عملا توجهمون با ترسی که ازش داشتیم همچنین ترسی که از خوردن داشتیم و قصد می کردیم آگاهانه با قرص و دمنوش و فشار عصبی کمترش کنیم ونمی شد و فکر می کردیمما عورضه اشو نداریم و خودمونو سرزنش می کردیم در واقع داشتیم بیش از پیش لایق اضافه وزن بیشتر می شدیم و شدیم …و فرمولهای لاغری همچنان غیر فعال باقی موندن فقط بخاطر توجه بیش از حد به چاقی خودم و تلاش برای دور شدن از این شکل متناسب ، در ذهن من به عنوان دوست داشتنش معنا می شد و گسترش پیدا می کرد …ذهن من به نوعی داشت جریمه ام می کرد که وقتی راهو اشتباه داری میری و به چاقیت توجه می کنی پس جریمه ات میشه اضافه وزن بیشتر ▪︎ اما حالا که به مسیر درست آمدم اگر بتونمدر عین نبود لاغری و بودن در جسمی چاق ، به لاغری و تناسب اندامی که خواهم داشت فکر وتوجه کنمنه تنها جریمه نمیشم بلکه پاداش من کسب لیاقت درجه یکبرای متناسب شدن خواهد بود ▪︎
4- پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.▪︎
خوب حالا که فهمیدم چطور لیاقت چاق شدن پیدا کردم خیلی کار راحته برای لاغر شدن … در تمام اون کارها و افکار باید توجه به چاقی رو حذف و توجه به لاغری و افراد لاغر و موضوعات مربوطه سرلوحه کارم قرار بگیره از هر فکری و از هر رفتاری که ذره ای توجه به چاقی در خودش داره بپرهیزم ▪︎ …و نمونه این توجهات اینه که جلو آینه به هیچ وجه به اندام های چاق و نامتناسب که همیشه دلپری ازش دارم توجه نکنم .. این یعنی پرورش مجدد لیاقت برای لاغر شدن مجدد خودم ▪︎چون توجه منفی همراه با یکنوع از احساسات منفی یعنی توجه به چاقی در نتیجه لایقتر شدن برای ادامه چاقی در جسمم ▪︎
نباید درباره چاقی خودم ودیگران اظهار نظری کنم حتی یک کلمه این میشه برنامه ریزی برای احراز لیاقت ▪︎تمام کارهای عملی توصیه شده در دوره ، تک به تک یعنی ایجاد لیاقت بیشتر برای متناسب شدن ،
نمونه اینکارها به این شرحه :
نقاشی درشت از عدد وزنی دلخواه روی مقوایی بع رنگ دلخواه و برش دادن و چسبوندن در جای مناسب ▪︎انجامتمرینات روزانه با اشتیاق و احساس خوب در سایت ▪︎
گوش به فایلها ▪︎انجام تمرین تجسم عملی با رفتن به مراکز خرید لباس و پرو کردن لباس در سایز دلخواه برای وقتی که لاغر میشم▪︎
اینکه من از یه تیکه طلا گذشتم و دوره منظم و کاربردی گام اول رو خریدم و با شوق و علاقه شروع به تمرین کردم در واقع قدمی برای اثبات لیاقتم برای لاغری بوده که این قدم رو برداشتم ▪︎
اگر بخوام حقیقت رو بگم اینکهمنو خدا انتخاب کرد و آورد در اینمسیر این مدال لیاقتی بوده که خدای مهربون به گردنم انداخته ..▪︎منترازو وزن کشی رو از محیط زندگیم دور انداختم و لیاقتم برای لاغر شدن رو نشون دادم ▪︎
من با خوندن با علاقه دیدگاهها لایق تناسب اندامم ▪︎من با تغییر دادن رفتارهای غذاییم و با به اندازه خوردن وپرهیز از خوردنهای احساسی، نخوردن همه محتویات بشقاب غذام ، نخوردن ته مانده بشقاب دیگران ، کوچکتر کردن ظرف غذاخوریم وکمتر کشیدن غذا ، سحر خیزی برای زمان بیشتر خریدن برای انجام بهتر و بیشتر تمرینات لاغری ، سر ساعتی خاص غذا نخوردن ، اهمیت ندادن به تعارفات میزبان در صورتی که میل ندارم ،،غذا خوردن فقط وقتی گرسنه ام ، اهمیت ندادن به کالری غذاها و پیدا کردن نقطه سیری ،، تماماً لیاقتمو برای متناسب شدن افزایش دادم ▪︎من وقتی سفر میرم که فقط پنج ساعت با شهر مقصد فاصله داره و با خودم ساندویچ برنمی دارم و به لیوانی چای و کمی میوه و کمی آجیل اکتفا می کنم این یعنی لایق متناسب شدنم ▪︎
خلاصه هر کاری به منظور توجه به لاغر شدن از خودم نشون میدم یعنی کسب لیاقت بیشتر برای متناسب شدنم و اگر تاکنون لاغر نشدم چون باید زمینه کسب لیاقت بیشتر رو برای خودم فراهم کنم…. چطور ؟ با استمرار در اینمسیر ، با آرامش و بها ندادن به عجله و چشم برداشتن از نتیجه نهایی ، و انجام تمرینات همونجوری که استاد سفارش کردن و عدم توجه به موضوعات نامناسب با متناسب شدن که هر موضوعی می تونه باشه ، حتی فکر و توجه کردن به مشکلات فرزندانمون ، اخبار منفی در رسانه ها ، بحث وجدل بیهوده با همسر که باعث برهم زدن تعادل و آرامش در زندگی میشن ، سرگرم شدنهای بیهوده در گروهها و اینستاگرام و تلگرام ، در صورتی که اگر وقتمونو تا جای امکان برای فوکوس کردن روی لاغری اختصاص بدیم و زمان براش بخریم و از سرگرمی ها صرف نظر کنیم لیاقتمون برای متناسب شدن رو افزایش می دیم و لاغر میشیم▪︎
به نام خدای مهربان
باور لیاقت و ارزشمندی خیلی باور مهمی هست من از وقتی در این مسیر هستم به شدت دارم روی این باورم کار میکنم و به صورت خود به خودی این باور مهم در من بهتر شده و من دوست دارم در تمام جنبه ها به بهترین هابرسم و بارها از خدا خواستم بهترین فرزندان ،بهترین زمانها ،بهترین مکانها ،بهترین افراد ،بهترین اندام ،بهترین زندگی و بهترین روابط و بهترین قدرت بیان و بهترین تفریح ها و خلاصه بهترین هر چیزی رو به من بده.
من یادم میاد که درگذشته که وارد این مسیر نشده بودم چون همیشه به خاطر اضافه وزنم کلی غصه میخوردم و بیشتر اوقات نگران بودم و استرس داشتم و چون اعتماد به نفس نداشتم و … بیشتر اوقات در مسیر نادرستی بودم و داشتم چاقیب یشتر رو جذب میکردم
من اگر در گذشته ادامه تحصیل ندادم چون خودم رو لایق اون نمیدونستم .
من در گذشته اگر به دنبال شغل و استقلال مالی نبودم چون خودم رو لایق اون نمیدونستم
اما من در گذشته بارها برای رهایی ازچاقی رژیم و ورزش سنگین میگرفتم و خودم رو به لاغری دلخواهم میرسوندم چون خودم رو لایق متناسب شدن میدونستم اما چون راهم اشتباه بود هیچ وقت تناسب اندام برای من ماندگار نبود و من در زجر و سختی بودم .
لیاقت نداشتن مانع رسیدن به هدف میشه واما چون من کسی بودم که همیشه احساس لیاقت در تناسب داشتم اما راهش رو بلد نبودم خیلی جالب به این راه اصولی و الهی هدایت شدم .
من اینقدر با تمرینهای جالب دوره های ه استاد روی باور لیاقت کار کردم که به راحتی عدد وزنی مورد علاقم رو مینویسم و کلی هم در ذهنم اون رو تجسم میکنم و در مورد خودم در اون وزن کلی رویا پردازی میکنم و مینویسم و اون رو حق مسلم خودم میدانم و اصلا برام چیز خاص و دست نیافتنی نیست حالا شاید گاهی نحوای منفی باشه ولی خدا رو شکر اینقدر در مسیر بودم و روی خودم کار کردم که به راحتی جوابش رو میدم و خیلی سریع اون نجوا کمرنگ میشه و حذف میشه و این به خاطر استمرار من در این مسیر هست که خود به خود همین احساس لیاقت در من بیشتر شده .
من کسی بودم که سالها در رژیم سخت و ورزش سخت بودم و اینقدر هدفم برام مهم بوده که تا آخرین ماه رژیمم با جدیت این کارها رو کردم و با هر سختی بوده دوام آوردم و من در وزن ایده الم قرار گرفتم اما چه فایده که ماندگار نبوده پس من انسان توانمندی بودم و هستم چون من بارها بعد ازازدواجم که چاق شدم با رژیم های سرخود .که خودم برای خودم تجویز میکردم مثلا شام و یه سری خوراکی ها رو نمیخوردم و ورزش میکردم و موفق هم میشدم
من در سال ۸۳ با رژیم های خودم که حذف شام بود در حد ده کیلو کم کردم
درسال ۸۶با رژیم های خودم که حذف شام و یه سری خوراکی ها بود و ورزش بود بازم در حد ۲۵ کیلو کم کردم
درسال ۹۰ با رژیم های خودم که حذف شام و یه سری موادغذایی بود در حد ۲۰ ,کیلو کم کردم
در سال ۹۳ با رژیم کارشناس تغذیه در حد سی و پنج کیلو کم کردم
در سال 94بازم با دکتر تغذیه در حد ده کیلو
در سال 95بازم با دکتر تغذیه در حد هشت کیلو
و از سال 95تا 98من مرتب در حال رفت و آمد بین چاقی ولاغری بودم و با رژیم و ورزش خودم رو متناسب میکردم
و اینها همه نشان از توانمندی جسم من هست پس من لایق تناسب اندام هستم و هر حرفی که پزشکان و اطرافیان. به من گفتن که تو نمیتونی تو دیگه چاق میشی تو ازاین به بعد به خاطر دارو چاقتر میشی و یا به خاطر زایمان چاقی شکمی خواهی داشت و یا تو با افزایش سن چاق خواهی شد و یا اینکه بهم گفتن تو با متناسب ها فرق داری و …. رو میندازم دور و با تمام وجودم به خودم جلوی آیینه میگم.
من لایق متناسب شدن رو دارم
من میتونم لاغر بشم
من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم
من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم
من لیاقت آزادی و آرامش و دارم
من لیاقت زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.
من لیاقت بهترین رفتارهای غذایی رو با خودم دارم
من لیاقت قوی بودن و تسلط بر مواد غذایی. رو دارم
من لیاقت امیر بر مواد غذایی بودن رو دارم
من لیاقت بهترین رابطه با خودم رو دارم
من لیاقت بهترین حالت روحی رو دارم
من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارم
من لیاقت رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارم
من لیاقت بهترین روابط با همه رو دارم
من لیاقت یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم
من لیاقت آزادی در خریدن رو دارم
من لیاقت آزادی در فعالیت رو دارم
من لیاقت بودن در بهترین شرایط و زندگی رو دارم
من لیاقت لباس رنگ شاد رو دارم
من لیاقت اعتماد به نفس عالی رو دارم
پس من برای این همه احساس لیاقت هر روز تمرینها رو انجام میدم و دیگه حرص و ولع در خوردن ندارم و از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم همین دیشب من به یه تاتر طنز عالی رفتم چقدر برام جالب بود قبلا که میخواستم برم تاتر از یه ساعت قبل میرفتم در اون مکان تا ازبوفه ی اونجا کلی چیبس و پفک و کرانچی بخرم و اما دیشب خیلی راحت شام دلخواهم رو در خانه به اندازه خوردم و دیگه هوس خوردن هیچ چیز رو در اون مکان نداشتم م و خیلی راحت گفتم من میخوام برم شادی کنم و بخندم چرا این همه خوراکی بخرم و بخورم ؟؟؟
پس خیلی راحت بدون تقلا و سختی نخریدم و نخواستم و به راحتی گذشتم و از فرزندانم پرسیدم اونها هم گفتن ما نمیخواییم و هیچ چیز نخریدم به جزیه بطری آب و یه کیک برای پسرم برداشتم که اگر گرسنه شد بخوره چون شام نخورده بود اما پسرم هم هیچ چیز نخورد وفقطدر اون تایم کلی خندیدم و خوش گذروندیم اما خواهر زاده ی من که کمی تپل هست رفت و کلی چیبس و پفک و با طعم های مختلف خرید و تا میتونست خورد و اما من حتی دلم نخواست یه دونه بردارم و این کارم واقعا برای خودم تحسین برانگیز هست و من واقعا لیاقت تناسب اندام رو دارم چون در مسیر درست رفتار میکردم
اما در گذشته چقدر میخوردم چقدر به زور و با هر بهانه من کلی غذا وارد جسمم میکردم چون در اون مواقع من لیاقت تناسب اندام رو نداشتم و چقدر بعدش خودم رو سرزنش میکردم. و ناراحت میشدم که این چه جسمی هست چرا من اشتهای زیادی دارم و اون مواقع داشتم چاقی بیشتر رو جذب میکردم
من اینقدر خودم رو ارزشمند میدونم که هر به هر دلیل غذای زیاد وارد جسمم نمیکنم و خودم رو بیمار نمیکنم
یعنی برای ضربه زدن به دیگران بیشتر از نیازم نمیخورم
یعنی برای اینکه غذا مجانی هست بیشتر از نیازم وارد بدنم نمیکنم
یعنی برای اینکه پولش رو دادم بیشتر از نیازم غذا وارد بدنم نمیکنم
یعنی من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که به خاطر اینکه غذایی اسراف نشه اون رو به زور وارد جسمم نکنم
من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که اگر غذایی زیاد بود من زیادتر نخورم و به نیاز جسمم توجه کنم
من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر ته مانده ی غذایی رو از روی میز غذا نخورم
من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذایی رو که چند روز مانده داخل یخچال نمیخورم
من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذای اشغال و بیکیفیت رو نمیخورم .
من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که به هر دلیل و بهانه غذا رو انتخاب نکنم مثلا در هنگام شادی و خوشحالی و یا ناراحتی و یا درد جسمی و روحی و …. من غذا نمیخورم
و بعد میبینم که بدنم چقدر قشنگ پاسخ این انتخاب من رومیده و من هر روز متناسب تر میشم .
اما در گذشته که من زیادتر میخوردم و به هر دلیلی که فقط یه امشبه و من مهمانم و یا اینکه چون غذا خیلی زیاد هست و ….من فقط به سمت چاقی بیشتر حرکت میکردم و اون رو به جسمم دعوت میکردم و من اعتماد به نفس لازم رو نداشتم که در هر مکانی حاضر بشم و یا اینکه شادی کنم و…همیشه ذهن من ،من رو ترغیب میکرد بیشتر بخور چون من احساس لیاقت برای تناسب اندام رو نداشتم اما متناسبهای اطرافم رو میدیدم که چقدر به اندازه و درست میخورن و چقدر لاغر و عالی هستند و اما من همیشه هر خوراکی در اطرافم بود میخوردم اما اونها اینطور رفتار نمیکردند خیلی راحت انتخاب میکردن از چه خوراکی درر چه زمانی بخورم و من همیشه حسرت این رفتارهای غذایی اونها رو داشتم و میگفتم خوش به حالشون که همیشه سیر هستن و کم میخورن و اما من گرسنه هستم و زیاد میخورم .
من خودم مادریی بودم که در گذشته به شدت برای چاقی هر دو فرزندم تلاش می کردم حتی از دوران بارداری هم همینطور بودم زیادتر غذا میخوردم که فرزندم تپل به دنیا بیاد و با این کار صاحب کلی اضافه وزن شدید شدم و اما خدا رو شکر همیشه فرزندانی با وزن ایده آل داشتم و هنوزم دارم و تا حدی در گذشته من باعث چاقی خیلی کم مقطعی در اونها شدم اما ماندگار نبود و خدا رو شکر موفق نشدم که اونها رو برای همیشه چاق کنم و الان دختر و پسرم بسیار متناسب و عالی خوشاندام هستند و از وجود نازنینشون خیلی لذت میبرم و ازخدا سپاسگزارم .
من از درون احساس لیاقت برای تناسب اندام میکنم و چون کلی نتیجه گرفتم احساس خود باوری بسیار خوبی دارم که من میتونم بازم متناسب تر بشم و من با مرور توانمندیهای گذشته ام فقط در زمینه ی لاغری به خودم میگم من از راه غلط بارها تونستم بارها لاغر بشم پس از راه صحیح به راحتی میتونم به تناسب اندام برسم .
بماند که من کلی توانمندیهای دیگه هم دارم مثلا من در سن خیلی کم تونستم مدرک آرایشگری و کامپیوتر و رانندگی و گلسازی و … رو بگیرم . پس من فرد توانمندی هستم و به راحتی به تمام هدفهام میرسم .
من مسولیت صد در صد چاقیم رو پذیرفتم و هیچ عامل بیرونی رو مثل ورزش و رژیم و مربی و دکتر تغذیه و خوراکی ها وفعالیتها و داروها و ارث و سن و زایمان و …. رودلیل چاقی خودم نمیدونم و همیشه میگم من خودم با رفتارهام و افکارم جسم خودم رورقم میزنم نه هیچ مورد دیگه ای من مسول شرایط فعلی زندگیم هستم وکاملا شجاعانه میپذیرم پس دیگه حاضر نیستم به هر دلیلی غذا بخورم زیادتر از نیازم بخورم و پر خوری کنم و حرص و ولع در خوردن ندارم و من اختیار کامل خودم رو در دست گرفتم .
و تمام سعیم این هست که به اندازه بخورم چون من مسول چاقی خودم هستم
من مسول چاقی خودم هستم
من مسول چاقی خودم هستم
من کاری به خوردن اطرافیانم ندارم من کاری به مواد غذایی اطرافم ندارم من کاری به نوع مواد غذایی ندارم من کاری به هیچ چیز ندارم فقط با تمرکز بر نیاز جسمم غذا میخورم چون هدف مهمی دارم که شاید برای خیلیها مهم نباشه پس من مسول چاقی خودم هستم
من مسول چاقی خودم هستم پس با درست انتخاب کردن خودم رو به هدفم نزدیکتر میکنم و من با این حرف که اینجا میزنم و بارها تکرار میکنم انتخابهای درست تری دارم و به زور هیچ غذایی وارد جسمم نمیکنم و ته مانده ی غذای فرزندان و همسرم رو نمیخورم .از ترس اسراف بیشتر از نیازم نمیخورم و…
من خودم دارم به خودم کمک میکنم و به دنبال هیچ روش خاصی نیستم و حاضرم قسم بخورم که به دنبال هیچ روش دیگه ای نیستم و به تمام روشهای بیرونی که به جسم ما فشار میارن خندم میگیره و اونها رو غلط و غیر اصولی میدانم و بارها به خودم میگم من با یه قرص چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم من با دمنوش چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم و ….من فقط با پرخوری چاق شدم پس باید با به اندازه خوردن لاغر بشم .
من مدتها هست تمام عوامل چاقی رو در ذهنم نقض کردم و دیگه مهمترین دلیل چاقی خودم که اشتها بود رو در ذهنم حذف کردم و میگم جسم من عضویی به این نام نداره اشتها در ذهن من لانه داره نه در جسم من برای ازبین بردن اون باید ذهنم رو درست کنم و تمام باورهای بیلیاقتی رو حذف کنم و با باورهای قدرتمندانه جایگزین کنم مثلا متناسب شدن حق من هست
اگر من لاغر نشم پس کی لاغر بشه ؟؟ من عاشق این مسیر هستم و هر روز یک گام برمیدارم و سعی میکنم به اون عمل کنم و تا جایی که در توانم باشه من عمل میکنم و مطمعنم همین ذهن من که تونسته من رو چاق کنه حالا هم میتونه من رو لاغر کنه .
نشان های دریافت شده
آفرین فروغ ، عالی نوشتی و عالی توانمندی ها و لیاقتت رو به نمایش دیده ها گذاشتی …این توانمندی و لیاقت مبارک باشه دوست من .خانوم زیبا وپرانرژی ، واقعا آفرین داری
دوستت دارم ..l love you
سلام شهربانوی نازنینم
دوست همیشه همراهم من از این همه بودن شما در کنار خودم انرژی میگیرم چقدر شما فعال هستین چقدر عالی وقت میگذارید و تک تک کامنتهای من رو و حتی میبینم که کامنت خیلی از بچه های دیگه ی سایت رو میخونید و پاسخ میدین واقعا شما عالی و تحسین بر انگیز هستین
شاد و متناسب و سلامت و ثروتمند و موفق باشی
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
الان چند روزی هست که بابت موضوعی افکار مثبت وافکارمنفی من مرتب باهم درجنگند ومنم ازبس میانجیگیری کردم و تونستم یه کم افکار منفی رو ساکت کنم .
اما باز چندساعت نشده دوباره افکارمنفی شروع میکنه بهانه تراشی که حق طبیعی ات این نیست باهات این رفتاربشه . بازمنی که سالهاست توی قوانین جذبم با راه حلهایی که بلدم ساکتش میکنم .
ولی یهو امروز جنگ زیادی بینشون بود و اگه به خودم نمیومدم معلوم نبود چه اتفاقی قرار بود بیافته .
گفتم برم یه فایل انگیزشی گوش بدم جالبه خوردم به مبحث ارزشمندی ولیاقت .
که اتفاق چند روزه که هنوز برام حل نشده به خاطر اینه که من همینقدر ارزشمندم به خاطر باور غلطم هست و خودم رو مسول اتفاق دونستم وباخودم مرتب تکرار میکنم که فرد مقابل فقط دست خداست که داره درون منو نشون میده و اگه اون نبود که من از این مشکلم با خبر نبودم مرتب به خودم میگم. اما این ذهن چموش مگه میزاره آرام باشم و مرتب مقصر روعوامل بیرونی میدونه .
و با همون حسم فایل امروز رو پلی کردم دیدم هدایت شدم به فایل لیاقت . که من خودم لایق این مسله هستم و باید مسولیتش رو قبول کنم و خودم هم باید حلش کنم وربطی به کسی دیگه نداره که من باهاش بجنگم .
اگرچه ذهن منفی باف مرتب بایه فشاری منو هل میده به سمت احساس منفی . اما منم دارم آگاهانه سعی میکنم که افکارم رو کنترل کنم . که من مقصرم .
درمورد چاقی هم همینطوره .
من سالها خودم رو بی عرضه وناتوان میدونستم در حل مسایل زندگیم و همه رو مقصر میدونستم الا خودم .
اگه عوامل بیرونی درسرنوشت من دخیل هستن پس منم اختیاری در حل مشکل ندارم . چونکه من نمیتونم عوامل بیرونی رو تغییر بدم .
ولی من مختار آفریده شدم وهمانطور که بارها بارها تونستم خیلی از چالشهای زندگیم رو با موفقیت حلش کنم پس الانم میتونم .
کافیه اول مسولیتش رو بپذیرم که من بودم که با افکار وتوجهاتم این مشکلات رو به وجود آوردم و من میتونم با ساختن باورهای مناسب حل کنم .
میدونم سخته اما میشه . اینهمه تونستن درجنبه های مختلف زندگی این چالش های ما رو و حتی بعضا بدتر داشته باشن وحلشون کنن پس منم میتونم .
من وظیفه دارم آرامشم رو حفظ کنم و در مسیر آرامش به افکار وایده های خوب هدایت بشم تا بتونم به خاستم برسم .
من تکرار میکنم
من لایق رسیدن به خاسته هام به شکل عالی هستم .
من ارزشمندم و احساس ارزشمندی به جهان میدم .
من توانایی کنترل افکار مخرب منفی رو دارم .
من لایق خوشبختی وسعادتمندی ونشاط در زندگیم رو دارم .
من توانایی شناسایی باورهای مخرب گذشتم رو دارم .
من لایق آزادی ورهایی در تمام جنبه های زندگیم را دارم .
من لایق بهترینها هستم .
من خودم با افکارم این زندگیم رو خلق کردم
من خودم با افکارم این زندگیم رو به شکلی که میخام جهت میدم .
خدایا شکرت بابت این همزمانیها و کمک بهم در جهت آرامش بیشتر .
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای نابش .
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که انتخابم کرد🥰
به زمانبندی خداوند اعتماد دارم…🦋
سلام و درود دوستان لایق تناسب فکری
باید لیاقت لاغر شدن را داشته باشید…تکرار(۲)
اول از همه بگم که بارها وبارها شده من متنم را نوشتم خیلی متفکرانه و از نظر خودم رضایت بخش و عالی و گاهی حدود دوهزار کلمه وبعد یا دستم خورده یا گوشی و یا سایت دچار مشکلی شده و در یک آن متن پریده و قبل از ارسال پاک شده!…
انگار اون لحظه یک سطل آب یخ ریختند روی سرم!… ولی بلافاصله به خود اومدم و گفتم مهم اینه که من فکر کردم و نوشتم متعهد بودم و استمرار داشتم و اشکال نداره و همین دیشب هم این موضوع پیش اومد ولی یه خوبی داره با خودت روراست میشی من برای چی تمرین انجام می دهم ؟!برای نشان گرفتن از سایت یا اینکه در لیست فعالان سایت باشم ؟!
با رژیم گرفتن و ورزش کردن با سایز کردن خود و هرروز وزن کردن با تنفر داشتن از جسم خود لیاقت لاغری حاصل نمیشه ما برای اینکه لایق چاقی باشیم کارخاصی انجام ندادیم !(فقط هربار بیشتر به چاقی خود توجه کردیم ).
لیاقت داشتن برای رسیدن به هر هدفی لازمه !…
هر فردی که اضافه وزن دارد برای چاق شدن استمرار داشته است در عادتها و رفتارهای اشتباه و بر آنها تمرکز کرده است .
لیاقت یعنی تمرکز و توجه به موضوع ذهن!…
تنفر و عشق هردو به منزله خواسته و تمرکز و توجه ما برای ذهن ناخودآگاهمون هست
هر موضوعی در ذهن ما قابل توجه باشه یا باهاش درگیر باشیم یعنی درخواست و لیاقت داشتن آن خواسته و گسترش آن در ذهن و خلق شدن آن .
هر زمانیکه در آینه از خود فرار کردیم یا در مورد چاقی صحبت کردیم یا خودمون را با افراد چاق تر یا لاغر مقایسه کردیم وقتی به خاطر چاقی خودمون را محروم از تفریح یا جمع یا پوشیدن لباسهای شاد کردیم حتی وقتهایی که عکسی از خود نگرفتیم چون از چاقی متنفر بودیم هربار لیاقت چاق بودن در ما بیشتر شده .
دقیقا مار از پونه بدش میاد دم خونش سبز میشه !…
چرا از هر چی بدم میاد سرم میاد؟!…
دقیقا تموم نکنه ها و مبادا ها را سالها در زندگی تجربه کردیم چون هیچ شناختی از روش کار ذهنی خود نداشتیم نه والدین به ما آموختند و نه معلمان و شاید درصد بالایی از این افراد خودشان هم ناآگاه از این موضوع بودند .
باور به لیاقت داشتن ما مربوط به سالهای بسیار دوری است .همون موقع هایی که اسباب بازیمون را خراب می کردیم و بهمون می گفتند تو لیاقت نداری و دیگه نمی خریم وقتی می خوردیم زمین و لباسمون پاره می شد باز می گفتند تو لایق لباس زیبا و نو نیستی !
اگر اشتباهی ازمون سر می زدو می خواستیم از محدوده قوانین پامون را فراتر بزاریم که تجربه ای جدید کسب کنیم باز می شنیدیم تو لیاقت آزادی نداری !…
داشته های زندگی امروز ما سطح لیاقت و باورمون را در این امر نشون می دهد.
آیا خود را لایق عالیترین زندگی یا همسر و فرزند و شغل می دونیم .؟
آیا خودمون باور داریم که لایق عالیترینها هستیم ؟
و خیلی افرادی که اضافه وزن دارند انقدر لیاقت چاقی را در خود پرورش داده اند که باور به لاغری خود ندارند.!…
آیا اطمینان داریم که ما لیاقت لاغر شدن را داریم ؟!
تغییر نگرش خود به جسممون باعث ایجاد لیاقت لاغری در ما می شود !…
باور به لیاقت داشتن در هر موضوعی مؤثر هست و یکی از اصلیترین باورهاست که برای موفقیت باید در ذهنمون اصلاح بشه .
زمانیکه یکی از روشهای رژیم غذایی را برای لاغر شدن انتخاب می کردیم ماه اول مثلا ۵کیلو کم می کردیم بعد با خود میگفتیم اولش آسونه و بدن عادت نداشته انقدر به این فکر توجه می کنیم که ماه بعد میشه ۳کیلو و هر چقدر ما لیاقت چاقی را در خود پرورش می دهیم و کار را برای خود سخت می کنیم و به اصلاح بدن استپ می کنه و از ادامه دادن مسیر خسته میشیم و مسیر را رها می کنیم ….
منم در این مورد لیاقت چاق شدن را داشتم حرف پزشک و کارشناس تغذیه را باور کردم هربار برام سخت تر شد و جالب اینکه انقدر این باور در ذهنم ریشه داشت به در ابتدای ورودم به این دوره پارسال در دوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم رها شد و تا به امروز تغییری حس نمی کنم !؟..و دائم می گفتم بدنم استپ کرده و داشتم لیاقت چاقی را در خودم پرورشمی دادم در واقع تمرکز ما به سختی ها یا نگرشمون از چاقی و مقاومت در مورد آن، لیاقت چاقی بیشتری در ما به وجود میاره.
بارها از اشتها شنیدیم اشتها تو افکار و ذهنمونه نیرویی نیست که بخواد ما را به دام بیندازه و به زور چاقمون کنه هر بار که به موضوع اشتها توجه کردیم یا افشرده زیره و لیمو برای کم کردن اشتها مصرف کردیم یا اون روزهایی که قهوه تلخ ناشتا می خوردیم داشتیم لیاقت چاق بودن را در خود افزایش می دادیم یعنی هرجا می خواستیم مبارزه کنیم با چاقی که نباشه بیشتر توجهمون به چاقی می رفت و لایق چاقی می شدیم
درس عملی امروز نوشتن موفقیتهام از سالهای دور و توجه به توانمندی هام و ساختن باور لایق بودن هست . تمام آشغالخوری های ما از ته مانده ظرف غذای فرزندانمون با توجیه حیفه و اسرافه خوردن غذاهای چندروز مانده در یخچال و زمانهایی که برای ضربه زدن به دیگران با خوردن به خودمون خسارت وارد می کنیم و به هر دلیلی ناآگاهانه می خوریم و می خوریم تمرکز و تکرار ما بر رفتارهای چاق کننده است و درخواست ما چاقی و ما لایق چاقی هستیم
(جمع بندی موضوع:لیاقت داشتن یعنی تمرکز و توجه به خواسته و اطمینان به توانمندی خود )
گام اول لایق شدن باور به توانمندی خود است با دوری از سرزنش کردن خود و تحقیر و خودتخریبی و خجالت کشیدن از خود و نادیده گرفتن (احساس گناه انسان را بی لیاقت می کند و در واقع از کودکی به ما آموختند که آدم ابوالبشر به خاطر دست زدن به میوه ممنوعه به زمین تبعید شد و در واقع بشریت از آن روز به دنبال دلیل گناهان خود می گردد و با یک اشتباه روانی دچار وهم و خیال گشته است )
✨تشویق کردن خود حمایت از خود تأیید کردن خود نقطه ایجاد پذیرش و باور به لایق بودن است از جهتی که خداوند از روح خودش در ما دمیده است و از طرفی دیگر آسمان و زمین و هر آنچه مابینش بود تا ابد رام آدم کرد و آدم را نورچشمی خودش در زمین قرار داد.😍
پذیرش مسئولیت زندگی خود با این آگاهی که من با توجه به موضوعاتی که ازشون متنفر بودم بیشتر لیاقت و درخواست آنها را در ذهنم گسترش دادم یعنی کنترل ذهن یعنی ارباب منم و اختیار با من هست .
🪶نوشتن تعهد نامه و پذیرش مسئولیت چاقی به صورت کتبی با امضا و اثر انگشت بسیار برای ذهن با اهمیت هست چون در قوانین زمین کارهای قراردادی و جدی به اینگونه انجام می شوند .
جمله سازی برای خود و نوشتن من لایق لاغری هستم
من لایق حالت طبیعی جسم خود هستم و من لایق تعادل روح و روانم هستم من لایق پوشیدن لباسهای مورد علاقه ام با سایز و رنگ مورد نظر هستم
من لایق زیباتر بودن و جوانتر شدن هستم من لایق سلامتی و سبک بالی هستم .
امروز که به لطف خداوند دوسال است در مسیر خودشناسی و خودسازی در حرکتم و بارها اینگونه فایلها را شنیدم باز احساس نیاز می کنم برای گوش کردن نوشتن و فکر کردن حتما در این مدت لولو سطح پذیرش و لیاقت من بالاتر شده است اما همیشه این فایلها خودشون را به موقع به من می رسونند و خداوند هادی من است و تلنگر های آن همانند به آغوش کشیدن مادری است که تازه فرزندش متولد شده است .
خداوند را سپاسگزارم بابت روزی های آسمانیش
دوستان متناسبم همواره مانا و آرام باشید
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ، ملکه خانوم
دیدگاهت عالی بود و من ایده داد …و منو به یاد افکار جدیدی انداخت که بتازگی وارد ذهنمن میشن و فقط با تکرار می تونن نهادینه بشن ،
حالا دیگه می فهمم لیاقت داشتن یعنی چی ؟ و بی لیاقتی چیه ؟
من هر کاری ، قدمی ، فکری ، تغییر احساسی در جهت خواسته ام به انجام می رسونم مراتب لیاقت رسیدن به خواسته خودمو افزایش می دم …
می تونم دایم از خودم بپرسم این کار یا این فکر که داری می کنی در جهت کسب لیاقت برای متناسب شدنته یا شدت بخشیدن به بی لیاقتی ؟
اگر بگم آره من دارم یک قدم مثبت برمی دارم مثلا یکلقمه آخرو ازش صرف نظر می کنم چون لیاقت دارم که لاغر بشم من امروز حالم خوبه و می خوام با ناخواسته ها نجنگم و آرام باشم این یعنی من لایق لاغر شدنم ..من امروز به جای نوشتن دو دیدگاه ده تا دیدگاه با عشق و رضایت ثبت می کنم این یعنی من لایق رسبدن به هدف خودم هستم …من میرم جلو آینه و به اندامی که چاقن هیچ توجهی نمی کنم و فقط به صورت قشنگم لبخند می زنم و کنار میرم این یعنی من لایق تناسب اندامم
به هر میزان توجهم از گذشته ونتایج افکار و رفتارم که متعلق به گذشته منه می آم در زمان حال بهشون بی توجهی می کنم این یعنی کسب لیاقت برای آینده ای بهتر … و حتی برادر متناسبم که همیشه یا خودش جلو چشمم هست یا در تصورممی بینمش نباید برام بشه یه بت که بخوام به آینده خودم در شکل متناسب چشم بدوزم و مقایسه اش کنم با اندام فعلی …این برادر متناسب چه درسی به من داره میده ؟ درسش اینه من در افکار و رفتار متناسب کننده استمرار داشتم و دارم که شدم اینی که می بینی پس تو هم در افکار و رفتار گذشته ات تجدید نظر کن و متعلقاتشو کنار بذار و توجه نکن ودر عوض توجهتو بذار روی آموزشهات و اونارو خوب یاد بگیر درک و عمل کن تا یواش یواش به اون چیزی که می خوای برسی و مدال لیاقت بگیری ….
با خودت تکرار کن اگر چاق شدم پس لیاقتشو با توجه و استمرار در افکار و رفتار چاق کننده پیدا کرده بودم …حالا بیا بر عکسشو انجام بده بازم باید توجه کنی و استمرار بدی به افکار و رفتارت منتها اینبار به لاغری و متناسب شدن ….
اگر موفق بشی یعنی حالا دیگه لیاقت تناسب اندامو داری و بهش می رسی همونطور که به چاقی رسیدی
نشان های دریافت شده
سلام
از وقتی که متوجه شدم کانون توجهات ما نسبت به هرموضوعی باعث گسترش آن موضوع در زندگی ما میشع متوجه شدم من لایق چاق شدن بودم .
این من بودم که وقتی به خواهرم بزرگترم گفتن علت چاق تو کم تحرکی و خواب زیادت هست و من میشنیدم یه کم به خودم زحمت ننداختم فکرکنن ببینم درسته یانه . بلکه چشم بسته پذیرفتم .
وقتی میشنیدم که تو به عمه هات رفتی یه لحظه فکرنکردم که چرا بچه های خودش بهش نرفتن من بهش رفتم .
وقتی میشنیدم که امکانات رفاهی باعث شده خانمهای این دوره زمانه چاق بشن یه نگاه به دوربرم ننداختم بگم پس چرا اطرافیان ما که وضع مالیشان خیلی بهتر ازماست متناسبن .
وقتی بهم گفتن پشت میزنشینی ات باعث چاقی میشه یه نگاهی به همکارام نکردم که داخل یه مجموعه با کلی خانم متناسب چرا اونها متناسبن ؟
وقتی میشنیدم چاقها استقامت بدنیشون زیاده یه آن فکر نکردم که چرا خاهرم که بیخ گوش منه لاغربود سالم بود چاق که شد کبد چرب و… مبتلا شد .
بله درسته. حق من بود که من چاق بشم . وقتی زندگی ما رو توجهات ما میسازه و منم تمام توجهاتم به چاقیم بود خوب اصلن طبیعی بود من چاق بشم .
و وقتی پیاده روی میکردم ومیومدم خونه زانوهام درد میگرفت مرتب زانوهام رو مشت میزدم که تو که میبنی من چاقم و بهت احتیاج دارم چرا کمکم نمیکنی لاغر بشم و زودی درد میگیری؟؟
وفردا باهمون پاها درحالیکه تحت فشار دردپاهام بودم باز میرفتم پیاده روی .
وقتی گرسنم میشد و میرفتم سر یخچال خودم رو میزدم که چرا اینقدر شکمو هستم ونمیتونم طاقت بیارم .
وقتی هر روز میرفتم رو ترازو و میدیدم وزنم کم نشده کمرم میشکست که دیگه باید چی کارکنم .
وقتی گرسنم میشد غذامو کم میکردم ومعدم درد میگرفت دیگه به حس نومیدی منو میگرفت که پاهام ومعدم که همراهم نیستن و کمک نمیکنن من چی جوری لاغر بشم .
ماه رمضان که میشد میخاستم روزه بگیرم فشار معده هنقدر اذیت میکرد که سریع بعد افطار بایستی میرفتم سرم نمکی تزریق کنم و دوستم رو میدیدم که پوست واستخوان بود و راحت روزشو میگرفت و بهم میگفت گرسنم نمیشه فقط یه کم تشنه میشم میگفتم خدایا این دیگه چه مدلیه .
منی که چاقم واینهمه چربی . الان چربی نمیتونه جلوی ضعف منو بگیره وبدنم از اون تغذیه کنه پس کی میخاد از این چربی استفاده کنه .
وقتی همکارام میگفتن تو خیلی بد چاق میشی وهرکی تو رو ببینه فکربد درموردت میکنه انگار چشام سیاهی میرفت و از خودم متنفر میشدم و مرتب سعی میکردم موقع وایستادن شکمم رو بدم داخل تا کسی متوجه نشه .
وقتی داخل حیاط آنقدر طناب میزدم و دورحیاط میدویدم که خواهرم میگفت نمیخاد این کارا رو بکنی یه تکونی بخور خونه رو تکونی کن و تمیز کن لاغر میشی .
وقتی میرفتم تو اتاقم داخل گرمای تابستان بدون پنکه یا کولر فقط میرقصیدم وداخل چشمام پر عرق میشد وچشام سیاهی میرفت و… داشتم لیاقت چاق تر شدن رو به خودم میدادم .
وکم کم احساس ناتوانی در لاغر شدن درمن شکل گرفت که نمیتونم وکسی دراطرافم ندیدم که چاق بوده باشه و تونسته باشه لاغر بشه که منم امید بگیرم بگم فلانی تونست پس منم میتونم .
اگرچه به گذشتم فکر میکنم که من در زمینه تحصیلی و کاری موفق بودم و خیلی کارها رو من تونستم بکنم مثل یک روز سه تا امتحان در ترم آخر دانشگاه داشتم و دوتا درسش دریک ساعت بود وهمزمان بود و من هر سه تا رو قبول شدم .
منی که بار اول درکنکور سراسری قبول شدم .
منی که درمحل کارم بهترین بودم وزود ترفیع میگرفتم . منی که درکمتر ازیکسال هم آرایشگری رو فقط عصرها آموزش دیدم درحالیکه صبحها سرکار میرفتم و درهمون سال سالنم رو بازکردم وصبحها میرفتم شرکت وعصرها درسالن خودم بودم تازه باشگاه هم میرفتم و… .
اما توموضوع چاقی درمانده بودم و راه حل بنیادی نمیدیدم .
اما
اکنون تمام توجهاتم رو از چاقی برداشتم ودیگه خودم رو با روشهای فیزیکی لاغری اذیت نمیکنم از جسمم باتمام وجود مراقبت میکنم وهرجا کاری بهم حس بدی بده انجامش نمیدم وعاشقونه بدنم رو همینطوری دوست دارم .
و آموزشهای بی نظیر وارزشمند استاد رو با جان ودل دنبال میکنم چون نه تنها باعث رسیدن به آرزوی لاغریم میشه بلکه چگونه زیستن رو بهم آموخت ودرتمام جنبه های زندگیم به کار میبندم .
وتا الان کلی از مسایل زندگیم رو باهاش حل کردم .
ومیدونم من به آرامی وبا ذهنم چاق شدم پس باصبر وحوصله و با قدرت ذهنم لاغر میشم . چون من عاشق و من لایق متناسب شدن هستم . واین حق طبیعی منه که دروجودم بود و من با ناآگاهی از مسیر خارج شدم برمیگردم و به مسیر درست میرم. من لیاقت متناسب شدن رو دارم ومن متناسب میشم .
سلام خدمت استاد و همراهان عزیز
باید باور های مخربی که تو ذهنمو بندازم بیرون باید خودمو شایسته همه خوبیها بدونم باید بپذیرم که خودم مسول وضعیت کنونیم هستم
تو تمام این سالها که تجربه چاق بودن رو داشتم همش از خودم ناراضی بودم نه تنها از خودم از خاندان و جهان و خدا و….
به زمین و زمان فحش میدادم که این چه ارثیه بما رسیده و فلان و فلان….
ولی خداروشاکرم از وقتی تو مسیر کسب آگاهی هستم متوجه شدم جهان هستی هر آنچه که توجه کنی همونو بهت میده
منم تمام تلاشمو در جهت کسب خواسته هام میکنم تمرکزمو از رو ناخواسته ها برداشتم و خداروشکر تغییرات خوبی دیدم
ولی یکباره بخودم اومدم که چرا از روند خارج شدم
اونجا بود که بخودم گفت جهان برات صبر نمیکنه تو باید تغییر و کنی و حرکت
باور کردم و قبول کردم که خودم با تکرار مسله چاقی و صحبت مدام و تمرکز روی مسایل چاق بودنم مسول چاقی خودم هستم
جهان جهان خوبیها و زیباییهاست من که اشرف مخلوقاتم لایق بهترین ها هستم
پس الان که هدایت شدم به مسیر رشد فکری نهایت استفاده رو برای جذب خوبیها میکنم
من لایق بهترینها هستم
من لایق زیبایی ها هستم
من لایق داشتن اندامی متناسب هستم
من لایق پوشیدن لباسهای زیباهستم
من لایق پوشیدن لباسهای رنگ زیبا هستم
من لایق داشتن بهترین امکانات زندگی هستم
من لایق داشتن حس و حال خوب هستم
من لایق شاد بودن هستم
من لایق همه خوبیهای دنیا هستم
در این مسیر زیبا علاوه بر رسیدن به اندام متناسب به رشد فکری میرسم که بسیار با ارزشه
با توکل بخدا و راهنمودهای شما بزرگواران به آنچه لیاقتشو داریم میرسیم
💕متناسب شدن حق من است💕
نشان های دریافت شده
بنام خدا
لیاقت داشتن
لیاقت به معناها ی مختلفی درفایل بهش اشاره شد مثل خواستن برای اقدام کردن برای تغییر مثل باورداشتن به خود مثل توانستن که هر کدوم به شکل های مختلف ازش یادشده و مصداق این جمله است که انرژی ازبین نمیره بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود برای من که این طور برداشت کردم خب درمورد چاقی اگه بخوام بگم که مقصر کیه من بودم وقتی از دیگری ناراحت بودم و میومدم سریخچال و میرفتم به خوردن و قتی برای لذت بیشتر بردن ازفیلم و اون هیجان میومدم غذا میخوردم ویا برای اینکه خودمو. سرگرم کنم ویابعداز دیدن فیلمی می نشستم دوباره غذا میخوردم درطی تمام این مدت انجام رفتارها قبل از خوردن و انجام یک کار مثل دیدن فیلم یاهرچیزی من میخواستم من فقط یه حسی داشتم که انگار حس پوچی میکردم و من برای پرکردن اون احساس ازخوردن استفاده می کردم و در روز بارها این اتفاق می افتاد و من هربار برای فراموش کردن وابستگی هام یاسرگرم شدن من خودمو باخوردن آروم میکردم و فقط میخوردم وقتی به خودم وجسمم فکرمیکردم وحالم بدمیشد و اون حس می اومد سراغم باز از خوردن استفاده میکردم درطی تمام این مدت من داشتم چاقی روطلب میکردم و در واقع من با تکرارافکاراشتباه ورفتاراشتباه و بازتاب اون و حرف زدن وگله کردن درمورد چاقی درواقع روی چاق موندن خودم مصمم بودم پس برای اینکه لیاقت لاغری رو درخودم ایجاد کنم باید ببینم چه کارهایی کردم که لیاقتش رو درخودم دیدم من لیاقت یادگرفتن زبان انگلیسی بدون مدرک و فقط با تمرین کردن از روی نوشتن و دیدن فیلمها وتکرار تونستم حتی وقتی فیلمی هم می بینم وزیر نویس نداشته بتونم درک کنم چی میگن وتو هرشرایطی تونستم زندگی کنم و به زندگی ادامه بدم پس میتونم لاغربشم همون طوری که تونستم چاق بشم با افکار و رفتارم ومرور اینها بودکع به چاقی من کمک میکرد که پایدار بمونه چون من سالها طبق الگوی فکری و رفتاری ثابت زندگی کردم و به چاقی رسیدم پس برای لاغری به این روش که با افکار و رفتار ثابت درمسیرلاغری باشم و به نتیجه میرسم من لیاقت زندگی در شرایط ایده آل خودم رودارم من لیاقت حال خوب داشتن رو دارم و لذت بردن از غذاارو من دارم یاد میگیرم که باید ا خودم مواجه بشم و ازخودم فرارنکنم چون بالاخره هرچیز که الآن هستم بازتابی از درون من هست و این منم که چاق شدم پس این منم که لاغرمیشم.🌹
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
عاشق این فیل شما هستم و خیلی خیلی مفید هستش،
قانون جذب
توجه به چاقی که از اون متنفر بودیم و چیزی که عاشق اون باشیم برای ذهن ما تفاوتی نمیکند،
در هر دو حالت فکر میکند ما آن را دوست داریم پس سعی بر گسترش آن دارد.
از نظر ذهن ناخوداگاه خواستن،نخواستن متنفربودن ،درگیر بودن،توجه کردن ،دوست داشتن همه به یک معنی ست و آن علاقمند بودن است.
پس توجه کردن به چاقی باعث شده لیاقت چاقی را در خود افزایش دهیم و اساس قانون جذب میگه توجه و تنفر از چیزی باعث گسترش آن در زندگی میشود.
باید مانع توجه به چاقی شویم و به لاغری که عاشق آنیم توجه کنیم.
باید خودم را تشویق کنم،
من لیاقت لاغر شدن رادارم
من لیاقت متناسب شدن را دارم
من لیاقت زیباترین ، خوشرنگترین، لباس را دارم
من لیاقت خوردن بهترین غذا را دارم
من لیاقت سالم زندگی کردن را دارم
من لیاقت باخیال راحت بهترین غذا رو خوردن رو دارم
من لیاقت اعتمادبنفس بالا رو دارم
من لیاقت شبک و خوش تیپ بودن رو دارم
فقط خودم میتوانم به خودم کمک کنم
متناسب شدن حق من است
باید خودم رو از خوردن هر آشغال و غذای مانده ای رها کنم چون
لیاقت من بهترینهاست .
تشکر میکنم :))
نشان های دریافت شده
لیاقت داشتن برای رسیدن ب هر موفقیتی لازم است
هر فردی ب اندازه لیاقت خودش از جهان و نعتهای ان سهم خواهد برد
چیزی کمن اصلا نمیدونستم فک میکردم برای داشتن هر چیزی باید تلاش بیشتر بکنم یا م۶در پولدار یا همسر پولدار یا دکتر و مهندس و شغل باید داشته باشم و چن اینا نبود خودمو لایق هیچ ثروتی نمیدونستم حتی قدرت لاغری
بارها و بارها از چاق شدن بدنم اذیت بودم بارها خودم خواستم نبینم از آینه از عکس فراری بودم بعد میگفتم چرا چاق میشم اخه من زیاد نمیخورم بعد اعصابم بهم میخورد وپرخوری میکردم چن اون موقع ب این نکته میرسیدم ک هیچی برام فرق نداره خسته میشدم از افکارم از خودم
وقت جایی میرفتم اونقدر از پوشیدن لباسهایی ک تنگ شدن ولباسی ندارم بپوشم ب تنگ میومدم
هیچ جایی برام شیرین نبود برام هیچ جایی هیجان نداشتم
چن خودم لایق لاغری نمیدیدم
اصلا ب اون نکته ای رسیدم ک ناتوان میدونستم ک بتونم لاغر شم
دیروز یکی ازفامیلا ک لاغره اونقدر نقل خورد نگو پس اگه خوردن چاق میکرد اونوچاق میکرد
من از خودم ناامید شدم چن فک میکردم اونی ک باید لاغر بشه اراده منه
ن ذهنم
همیشه معدمو مقصر میدونستم
نمیتونم بگم خودمو مقصر نمیدونستم ولی بقیه چیزهارو هم مقصر میدونستم اماالان میدونم ک من اول واخر خودم مقصرم
مقصر چاقی مقصر ناتوانی
پس همه افرادی ک چاق هستن ب شکلهای مختلف ب چاقی خود توجه کردن با توجه کردن لیاقت چاق شدن را درخود افزایش دادن وچاقتر شدن
همیشه خودمو سرزنش میکردم ب خاطر خوردن یک تیکه کوچیک از چیزی ک دوس دارم
یا بابت زیاد خوردن از حدی ک در نظر گرفته بودم
یا خجالت مکشیدم از رفتن ب مهمانی یا جایی یا خرید
در تموم رژیمها و ورزشها من بیشتر و بیشتر خودم در رسیدن ب لاغری ناتوان میدیم یادمه یبار ی دکتری گف چ وضعه چ خبرته این همه چاقی برو فلان عطاری داری چربی سوز بده
با این ک اصلا اعتقادی نداشتم اما اونقدر دیگه خسته شدم بودم رفتم در تموم مسیر ن شوقی داشتم ن اشتیاقی رفتم خانومه ی چن تا چیز مزخرف گف ی دارو ر بمن داد من همونجا گفتم ب مامانم ک خجالت کشید م ازش گرفتم والا من میدونم این مزخرفات منو لاغر نمیکنه و استفاده نکردم
ب قدر اون روز من ناراحت بودم ک نگو
از وجود خودم شرمسار بودم
تموم اون روشها ب من ی چیزی رو میگفتن اینک تو لاغر نمیشی اگه هم بشی زود برمیگرده
اما از وقتی اومدم ب لاغری با ذهن حس میکنم میتونم من لاغر شم لاغر شدن طبیعیه
اسونه میشه چرا نشه این همه ادم تونستن چرا من ن
واقعا ب اون جایی رسیدم ک میدونم و فقط و فقط با ذهن میشه لاغر شد
با خودم با قدرت خودم ن چیزی
من چن بار تونستم با روشهای غلط لاغر بشم ۳۰ کیلو ۱۹ کیلو ۷ کیلو
در سخترین شرایط
تونستم در سخترین شرایط درسمو تموم کنم
تونستم خیلی چیز هارو ک بلدش نبودم انجام بدم
تونستم خیلی کارهای سخته دیگه مثل بخشیدن گذشتن رو انجام بدم
آشپزی و خونه داری بچه داری هیچ کدوم اینها رو من بلدش نبودم انجام دادم
پس چرا نتونم لاغر شم
چرا
لاغری حق منه
من لایق زیبایی و خوش پوشی خوش اندامی هستم
لایق لباسهای زیبا رو اندامی هستم
لایق شکم بدون چربی اضافه هستم من لایق بدنی بدون چربی اضافه هستم من لایق سالم بودن هستم
بدن من قدرتمنده و خودش خودشو درمان میکنه چن عاشق طبیعت خودشه
من لایق جوون بودن هستم
من لایق بهترینها هستم لایق زیبایی اندام هستم
لایق تناسب فکری هستم
نشان های دریافت شده
سلام به همگی 🌹🌹
گام پنجم
باید لیاقت لاغر شدن راداشته باشید
یادمه تو دوران تحصیل فوق العاده درس خون بودم خیلی منظم و دقیق بودم رو انجام تکالیفم و حتی یک بار هم پیش نیومد که من درس نخونم یا نمره بدی بگیرم . یادمه یبار یکی از بچه های کلاس حسودی کرد بمن که چرا معلم به همه تکلیف تنبیهی داده چون نمرشون کمه و به من نداده . معلم هم گفت ایشون وقتی وظیفشو به این خوبی انجام میده و همیشه ی خدا درسش و میخونه معلومه که تنبیه نمیشه .
تو کل دوران مدرسه مورد احترام بودم و اصلا نمیدونستم نمره کم چیه تنبیه چیه فقط چون به واسطه ی تلاشم فقط تشویق میشدم و بابهترین نمرات پاس میکردم درسارو .چرا چون استمرار داشتم بااشتیاق و علاقه انجام میدادم . هرکسی به اندازه تلاشش به اندازه لیاقتش نتیجه میگیره واقعا .
چه تلاش و استمرار در جهت دلخواه باشه چه نادلخواه ذهن ما فکر میکنه که ما علاقه شدید به اون مورد خاص داریم و لیاقتمونه که داشته باشیمش و اونو تاجایی که بشه گسترش میده . مثل چاقی که در خود من حدود بیست ساله که ریشه داره و شاگرد اول این درس بودیم تقریبا هممون
تمام روزهایی که من غصه خوردم حرص خوردم به جسم نازنینم بدترین فشارهارو اوردم . حتی کمردرد و زانودرد حاصل از ورزش سنگین هم دلمو به رحم نمیورد که دست از سر این جسم بی نوا بردارم انقدر اذیتش نکنم .خودمو باعالم و آدم مقایسه میکردم و روحیمو به صفر میرسوندم. با هر احدالناسی درباره چاقی ساعت ها حرف میزدمو حرف بقیه رو باور میکردم و بارها به جسمم صدمه میزدم به واسطه رژیمای مذخرف و غیراصولی و حسم و تاروزها بد میکردم .
همه اون روزا من داشتم به ذهنم ثابت میکردم که من عاشق چاقیم لیاقتشو دارم چون شبانه روزی تمرکزم روی اون موضوعه درحالیکه قلبا نفرت دارم حتی از صدگرم اضافه وزن .ولی داشتم خلاف جهت آب شنا شنا میکردم . و ذهنمم به بهترین شکل گسترشش داد تو زندگیم و چندین و چند سال منو درگیر کرد .
حالا باید چیکار کرد ؟درست مثل چاقی باید رفتار کنیم امادرمسیر برعکس . همونطور که فقط من مسوول چاق شدنم بودم(که اینو با بودن تو دوره ها متوجه شدیم تاقبل اون هزارتا بهونه داشتیم و گردن بقیه مینداختیم اما الان میدونیم که ما مسوول چاقیمون هستیم )حالا باید صدرصد مسوولیت لاغریم رو هم به عهده بگیرم و فقط و فقط تکیه ام بخودم و قدرت ذهنم باشه نه هیچ عامل بیرونی مثل ورزش و رژیم سخت و دارو …..اگه خودبخود چاق شدم خودبخودم باید لاغر بشم.
هرچی که شنیدم درباره اینکه نمیشه و نمیتونم و تقدیر اینه و …..همه رو بریزم دور و فقط بگم من میتوووووووووووونم .اصلا اگه تونستم چاق شم درس بخونم آشپزی و خیاطی و زبان یاد بگیرم و هزارتاچیز دیگه پس بی شک لاغری رو هم میتونم چون اصل تمام اینا یکیه واونم آموزش دیدنه
با استمرار به ذهن ناخودآگاهم بفهمونم که من عاشق لاغریم تمام تمرکزم و بزارم رو لاغری .روی آموزش های سایت روی لذت هایی که قراره بعد متناسب شدن نصیبم بشه . و ازهمه مهمتر درلحظه شاد باشم احساسمو خوب نگه دارم .
ما همه انسان های لایقی هستیم . لایق بودیم که اصلا اجازه ی ورود به این دنیارو داشتیم خدا درما انقدر شگفتی و توانایی دیده که به عنوان جانشین خودش مارو به زمین فرستاده اما ما بخاطر آموزشای غلط از بچگی خودمون رو محدود و ناتوان دیدیم .
برای خداوند هیچ فرقی بین انیشتین و یه انسان دیگه نیست .فقط اون تونسته خودشو کشف کنه بقیه هنوز نتونستن .واقعا تنها تفاوت ماها همینه .
خودمونو دست کم نگیریم تا جهان هم مارو ارزشمند و شگفت انگیز ببینه اونوقته که خواسته ای نمیمونه که نشه بهش رسید
دیگه ازین قشنگتر و آسونتر که به افکار چاق کننده که مایه ی عذابن فکر نکنیم و بجاش به لاغری که عاشقشیم فکر کنیم . تنها یه تغییر نگرش لازمه که اونم با بودن در مسیر خودبخود تغییرات ایجاد میشه .
ماها انتخاب شده ایم هدایت شده ایم و کسی رو که خدا به راه راست هدایت کنه سختی و ناراحتی وجود نداره تواون مسیر همش عشقه لذته آگاهیه
جدّا اگر من و شما که اشرف مخلوقاتیم لایق اندام زیبا نباشیم کی لایقش باشه؟؟؟!!!
داشتن تناسب اندام،سلامتی،ثروت ،روابط عالی و ….بهترین ها درهرچیز حق طبیعیه من و هر انسانیه که داره نفس میکشه .و من بزودی به چیزایی که لیاقتش رو دارم میرسم .🍃🍃🍃🍃🍃
همگی درپناه خداوند شادو متناسب باشید💖