وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

تنفر از چاقی؛ دلیل اصلی چاقتر شدن؟
شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است از چیزی به شدت متنفر باشیم 😣، اما همان چیز روز به روز در زندگی ما بزرگتر و گستردهتر شود 🌱.
اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش را نشان میدهد 🧠✨ و قانون جذب، این راز بزرگ ذهن ناخودآگاه را فاش میکند 🔑. درک این مسئله نیازمند آگاهی عمیقتر و پافشاری در مسیر تغییر است 💪.
سالها پیش، من هم مثل بسیاری از شما سردرگم بودم 🤔؛ دائم به خودم میگفتم:
«چرا همیشه آن چیزی که ازش متنفرم، بیشتر و بیشتر در زندگیام حضور دارد؟» 😩
بارها و بارها فکر کردم چرا ذهنم به چیزهایی که دوست ندارم گیر میدهد و از آنها خلاص نمیشود. اما از تاثیر ذهن در چاقی بیاطلاع بودم و نمیدونستم پاسخ سادهتر از آن بود که فکر میکردم 💡:
ذهن ناخودآگاه ما فرق بین «دوست داشتن» ❤️ و «نفرت» 💔 را نمیفهمد. هرچیزی که به آن توجه کنیم، در واقع برای ذهن به معنی «علاقه» است. و ذهن، بر اساس این «علاقه»، همان موضوع را در زندگی ما گسترش میدهد 🌟.
این یعنی اگر مدام به چاقی ⚖️، عیبها و نارضایتیها فکر کنیم 😓، ناخودآگاه داریم لیاقت «چاقتر شدن» را در خود تقویت میکنیم!
پس اگر واقعاً میخواهید لاغر شوید 🏃♀️✨، باید ابتدا لیاقت لاغر شدن را در ذهن خود بسازید 🧘♀️.
تا زمانی که نگرش شما به خودتان و بدنتان تغییر نکند 🔄، لیاقت «متناسب شدن» در شما ایجاد نمیشود ⚖️.
باید فرمولهای ذهنی که باعث چاقی میشوند 🔒 را خاموش و فرمولهای ذهنی لاغری 🌟 را فعال کنید.
و مهمتر از همه، باید توجهتان را از چاقی بردارید ❌⚖️ و به سوی لاغری، سلامتی و سبک زندگیای که آرزویش را دارید 🏞️🍎، معطوف کنید.
در نهایت، راز موفقیت در لاغری پایدار 🏆، درک عمیق و بهکارگیری تاثیر ذهن در چاقی و تقویت لیاقت لاغری داشتن است 🌈✨.
💛 اگر آمادهای زندگی ذهنی و جسمیات را با استفاده از تاثیر ذهن در چاقی متحول کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها 🏰💫 بهترین فرصت است تا اصولی و عمیق، از شر افکار چاقی خلاص شوی و لیاقت لاغری را در خود تقویت کنی 🎯.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام بهتر تمرین تاثیر ذهن در چاقی، به سوالات زیر فکر کنید و پاسخهای خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید:
- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کردهاید فکر کنید. چگونه لیاقت چاق شدن را در ذهن خود پرورش دادهاید؟
- آیا در تلاشهای قبلی خود برای لاغر شدن، توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در ذهنتان داشتهاید؟
- روشهای لاغری که استفاده کردهاید، باعث افزایش لیاقت لاغر شدن شدهاند یا بالعکس، لیاقت چاقتر شدن را بیشتر کردهاند؟
- چه پیشنهادهایی برای ایجاد و تقویت لیاقت لاغر شدن در ذهن خود دارید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر ذهن در چاقی استفاده کنید و تمرینی که برای خود میسازید را در بخش نظرات بنویسید تا با هم به رشد و تغییر کمک کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.18 از 217 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


باسلام گام ۵ (تکرار ۱)
حتی برای لاغر شدن هم باید لیاقت داشته باشیم! و لیاقت لاغری با محدود کردن و یا سختی دادن به خودمون ایجاد نمیشه ، چون که ما برای ایجاد لیاقت چاقی در خودمون و وضعیت الانمون ، به خودمون سختی یا عذاب ندادیم.
در واقع جهان ،جهان لیاقت هاست و هر کس به اندازه ی لیاقتش از این جهان سهم میبره .
پس ما الان در هر وضعیتی که هستیم ، لیاقتشو در خودمون داشتیم
لیاقت داشتن در رسیدن به هرموفقیتی لازم است.
لیاقت نداشتن مانع موفقیت و مانع رسیدن به خواسته ها میشه
و ما که الان چاق هستیم ، لیاقت چاق شدن رو در خودمون ایجاد کردیم ، با تکرار کردن یسری رفتار ها و ….، و بنابراین بدن ما هم طبق لیاقت ما به ما جواب داد. و ما بار ها با متنفر شدن از چاقی خودمون وتلاش برای از بین بردن چاقی در خودمون و… در حال افزودن بر لیاقت چاقی و بیشتر چاق شدن خود بودیم !
چون که ذهن ناخوداگاه تفاوت بین دوست داشتن ویا متنفر بودن رو نمیفهمه و بر اساس توجه و تمرکز ما بر روی موضوعی ، اون رو تو زندگیمون گسترش میده .
در واقع ما به هرچی توجه کنیم ، ذهن ناخوداگاه ما فکر میکنه که ما دوسش داریم و میخوایم داشته باشیمش و مارو تو مسیرش قرار میده.
پس تنفر ما و یا علاقه ما برای ذهن ناخوداگاه فرقی نمیکنه ، اون در هردوحالت فکر میکنه که ما اون شرایط و دوست داریم و میخوایم که داشته باشیمش.
در واقع بر اساس قانون جذب عمل میکنه! و این قانون یک واقعیته و در هرحال اجرا میشه ، بخاطر همین بعضیا میان میگن از هرچی بدم اومده ، سرم اومدهد!
و ما تمام این مدتها که با هرروشی سعی در رفع چاقی در خودمون داشتیم ،در واقع داشتیم به چاقی خودمون توجه میکردیم و لیاقت چاق شدن رو در خودمون بیشتر میکردیم !
یعنی درواقع :
توجه = لیاقت
چون ذهن ناخوداگاه ما ، با اینکه ما از چاقی خودمون متنفر بودیم ، فکر میکرد که ما دوسش داریم ،و میخوایم داشته باشیمش ، بخاطر همین که هر وقت رژیممون و خراب میکردیم و حسمون بد میشد ، دفعه بعد اون کارو دوباره و بیشتر تکرار میکردیم ، چون ذهن ناخوداگاهمون فکر میکرد ما از انجام دادن اون کار لذت میبریم !
هر وقت که ما بعد از غذا خوردن عذاب وجدان گرفتیم ، از بیشتر چاق شدنمون ترسیدیم ، از خودمون متنفر شدیم ، لیاقت چاق تر شدن و در خودمون بیشتر کردیم .
خودم من که داشتم برای لاغر شدن خودمو میکشتم و هر کاری برای لاغر شدن انجام داده بودم و هر وقتم که نتیجه ای نمیگرفتم و خسته میشدم ، حالم بد میشد و با همه دعوا میگرفتم ، خدارو مقصر میدونستم ،دنیا و فلک و مقصر میدونستم و… عصبانیتم و رو خانوادم خالی میکردم و میگفتم باید لاغر بشم وگرنه خودمو میکشم !و….. داشتم لیاقت خودمو برای چاق شدن بیشتر میکردم !
و واقعا خودم مقصر بودم ، نه خدا، نه زندگی ، نه هیچ کس دیگه ای .
پس ما برای لاغر شدن باید لیاقتشو در خودمون ایجاد کنیم ، با آگاهی دادن به خودمون ، با تغییرنگرش هامون ، افکارمون ، باورمون و توجه نکردن به چاقی و در مقابل توجه کردن به لاغری ، میتونیم لیاقت لاغر شدن رو در خودمون ایجاد کنیم .
و الویت ما باید متعادل شدن باشه تا بتونیم متناسب بشیم . متعادل بودن به معنای ، داشتن حس و حال خوب، شاد بودن و شرایط خوب و مناسبه
چون که بیشتر افراد چاق این عقیده رو دارن که بخاطر چاقیشون ، در همه ی اوضاع زندگیشون موفق نیستن و یا شکست خوردن ! و معمولا شرایط زندگیشون و به اضافه وزن خودشون ربط میدن !
ولی استاد من اینطوری نیستم ! من عقیده دارم که زندگی فقط به چاقی و لاغری و … خلاصه نمیشه ! چیزهای خیلی زیاد دیگه ای هم هست که باعث پیشرفت و موفقیت در زندگی ما میشه و من خودم هیچوقت سعی نکردم که فکرمو فقط روی چاقی خودم بزارم و هیچکاری نکنم .من اعتماد بنفس بالایی دارم و شاد هستم و از زندگیمم راضی هستم و تنها مشکل من اضافه وزنمه ک به چیز دیگه ای هم ربطش نمیدم .
چون که ادم به هر حال لاغر میشه دیگه! قرار نیست که تا اخر عمرش همیشه اینطوری چاق بمونه که
اما اینم بگم که بعد از اشنایی و استفاده از قدرت ذهنم اینطوری شدم و اگه نمیدونستم قدرت ذهن چیه و … من هم هر چیزی که در زندگیم بود و بهانه ی چاقی میدونستم!
در واقع ما برای اینکه شرایط روحی بدی برای خودمون به وجود اوردیم ، مشکلات رو به سمت خودمون جذب کردیم و میکنیم . در واقع حال بد هم مانع رسیدن ما به تناسب اندام میشه !بنابراین داشتن روحیه خوب در کسب نتیجه خوب همیشه تاثیر گذاره !
و من بابت این روحیه عالی که همیشه و هر روز در زندگیم دارم و میدونم که منو فقط به سوی موفیت سوق میده ، تبریک میگم و واقعا خوشحالم !
ما تو زندگی به خواسته هایی ر سیدیم که لیاقتش رو در خودمون دیدیم ، در واقع ما الان تو هر شرایطی هستیم ، در بهترین وضعیت خودمون هستیم
و داشته های مطابق با لیاقت ما در هر زمینه ای هست.
من لیاقت اینو دارم که لاغر باشم ، من لیاقت اینو دارم که در وزن ایده ال دلخواهم باشم .
من لیاقت اینو دارم که ظریف و زیبا باشم.
من لیاقت اینو دارم که لباسای زیبا بپوشم که برام گشاد یا اندازه ام هستند .
من لیاقت اینو دارم که با ارامش و لذت غذا بخورم .
من لیاقت اینو دارم که با متناسب شدن از زندگیم لذت ببرم .
من لایق خورن بهترین غذاها و تازه ترین غذاها هستم.
من لیاقت اینو دارم که باکلاس باشم و باکلاس رفتار کنم و باکلاس غذا بخورم .
من لیاقت اینو دارم که به میزان رفع نیاز گرسنگی بدنم ، از غذاها مصرف کنم و هر وقت که سیر شدم دیگه ادامه ندم .
من لایق پوشیدن لباس ها با سایز XS هستم!
من لایق اندام متناسب هستم .
من لایق داشتن اعتماد بنفس بالا هستم .
من لیاقت اینو دارم که برای سرگرمی و وقت گذرانی باشگاه برم و ورزش کنم .
من لایق آرام غذا خوردن هستم .
من لایق سلامتی هستم !
نمیشه و نمیتونیم و بریزیم دورر، چون که میتونیم!
هیچ چیزی تو این دنیا نیست که امکان پذیر نباشه ! همه چی ممکنه ، فقط باید بخوای!
باید اونقدرخودمونو ارزشمند و با ارزش بدونیم که هر غذایی رو نخوریم ! هر غذایی رو که چند روزه تو یخچاله رو ما نخوریم.
مثلا پدر من ، پدرم از اون ادم های متناسبیه که اگه مثلا خورشتی از یک ناهار اضافه اومده باشه ، تا روز دوم میخوره ، ولی اگه بازم اضافه بیاد دیگه میریزه دور و نمیخوره و همیشه عاشق خوردن غذاهای تازس !
بی لیاقتی ما برمیگرده ب زمانی که بچه بودم و خانواده با باورهای مزخرف و نادرستشون ، لیاقت چاقی رو در ما ایجاد کردن .
بخور وگرنه خورده میشه
بخور مفید و مغویه
بخور زودتر بزرگ شی بتونی فلان کارو بکنی
و……..
چون هیچ انسانی از ابتدای تولد چاق نبوده ! و طبیعت بدن همه انسان ها متناسب بودن و لاغریه .
اما بعضی مادر هایی که دوست دارن بچه شون تپل باشه تا خوشگلتر باشه یا همه دوسش داشته باشن و از دوران بارداری دست به چاق کردن کودک خودشون میزنن و یا خانواده هایی کع بعد از بدنیا اومدن فرزندشون همچین اقداماتی رو انجام میدن ، در خلقت خدا دست کاری میکنن وبه خلقت خداوند اسیب میزنن و چه بخوان چه نخوان گناهکارن!
همینا که خودشون بچه هاشون و چاق کردن و بعد دیدن اضاع داره خراب میشه و خرابتر میشه ، اومدن با سرزنش کردن و توهین کردن به بچه هاشون خواستن مقدار خوردن بچه هاشون و کم کنن و اونارو لاغر کنن و نمیدونستن که دارن بدتر به کودکشون اسیب میزدن و اونارو ناتوان جلوه میدادن .
مثلا پدرمن که میخواست جلوی بیشتر غذاخوردن من و بگیره میگفت خرس شدی! در صورتی که اون موقع کاملا متناسب بودم و برای اینکه نمیخواست که منو تا مغازه برسونه ، تا من چیزیو که میخواستم بخورم و بگیرم اینو گفته بود و درواقع هروقت هم که بهم حرفی میزد برای این بود که خودش ضرر نکنه و گرنه من اوکی بودم و خودش هم اینو میدونست. و فقط میخواست حرص منو دراره و منم الان این اواخر جوابشو میدادم و یا میدونم که داره چرت و پرت میگه حرفاش دوهزار واقعیت نداره ، بهش اهمیت نمیدادم و با ارامش غذامو میخوردم .
ما خیلی کارها تو زندگیمون اجام دادیم که حتی خییللییی سخت تر از لاغری بووده و شاید خودمون فراموش کرد ه باشیم!
ما با مرور توانایی هامون باور میکنیم که میتونیم لاغر بشیم و لاغری خیییییلیییی اسون تر از همه ی اینکاراییه که ما انجام دادیم.
بزارین خمودمو بگم
من کسی بودم که ۳ بارعمل سخت برای رفع مشکلم انجام دادم و هربار هم با اون دردی که داشتم بازهم خندان از اتاق عمل بیرون میومدم ، با اینکه هنوز هم قطعی درمان نشدم .
من کسیم که هنر ویترای ( نقاشی روی شیشه و آینه و ظرف و ظروف ) و هنر نقطه کوبی و اموزش دیدم و بلدم .
من کسیم که بلدم گیتار بزنم .
من کسیم که گوبلن بافی و کاموا بافی بلد بودم .
من کسیم که طراحی و نقاشی بلدم.
من کسیم که عکاسی بلدم و دیپلم عکاسی و گرافیک دارم .
من کسیم که سریال بازی کردم و از شبکه سراسری ۲ سیما پخش شده بود و نقش اصلی هم داشتم.
من کسیم که دستپختم فوق العادس . همه از غذاهام تعریف میکنن و ازم درخواست میکنن که میخوان از غذاها و دستپخت من بخورن.
من کسیم که بلدم انواع غذاهای ایرانی و فرنگی و بین المللی رو درست کنم.
من کسیم که بلدم انواع کیک ها و شیرینی ها و …. درست کنم .
من کسیم که کاملا به زبان انگلیسی مسلطم و با کشورهای دیگه مکالمه کردم و حتی مصاحبه هم کردم و باز هم قراره بکنم .
من کسیم که زبان آلمانی هم بلدم و دارم یاد میگیرم
من کسیم که گواهینامه و مدرک تتو دارم و تتوزدن بلدم تتو میکنم .
من کسیم که توانایی و استعداد فوق العاده ای در کامپیوتر دارم ، طوری که تو سن ۱۳ سالگی وبلاگ نوشته بودم و الان که ۱۹ سالمه و رشت دانشگاهیم کامپیوتره تاره دارن بهمون اموزش میدن :/
من کسیم که مهارت های کامپیوتری و شبکه ای خیلی بالایی دارم ، طوری که ی زمانی هکر بودم وهک میکردم و هکر بودم .
من کسیم که بلدم گریم کنم.
من کسیم که قرار بود تیزهوشان درس بخونه .
من کسیم که بسکتبال بلدم .
من کسیم که بازیگری بلدم .
من کسیم که رقص باله بلدم .
من کسیم که میتونم رانندگی کنم و گواهینامه دارم و رانندگیم فوق العاده عالیه !
من کسیم که مهارت بالایی در اوازخوانی دارم و صدای خیلی خوبی دارم و عالی میخونم ، هم به زبان انگلیسی هم به زبان المانی و هم به فارسی آواز میخونم !
تازگیا میتونم به زبان انگلیسی هم رپ بخونم و برنامه دارم برم اسنودیو ضبطش کنم .
من چقد خفنم! ایول به خودممم، فکر کنم خیلی کارهای دیگه هم بلدم و یا انجام دادم که فعلا یادم نمیاد .
این همه کار انجام دادم و بازهم میخوام چیزای دیگه هم یادبگیرم ، لاغرشدن دیگه کاری داره عاخههه؟
برای هرکس سخت باشه دیگه برای من نباید سخت باشه با توجه به رزومه ای که دارم !
پس باید بپذیریم که خودمون مقصر چاقی خودمون هستیم ، نه ژنتیک ، نه مواد غذایی ، نه کم تحرکی و..
.با بهانه تراشی نمیتونم به چیزی که میخوایم برسیم
هیچوقت!
وقتی که ما مسیولت خودمون و داشته باشیم میتونیم ذهنمونو کنترل کنیم وقتی ما مسعول نباشیم ، هرکاری که ذهن بگه رو انجام میدیم و هیچ اختیاری از خودمون نداریم!و هرچقدر هم که ذهن مارو تشویق کنه به کاری که باعث ضرر رسوندن به مامیشه و یا تو این زمینه مارو تشویق کنه به خوردن ، ما میخوریم یا اون کارو انجام میدیم.
بنابر این وقتی مسیولیت خودمون و برعهده بگیریم ، دیگه برده ذهنمون نیستیم !
پس برای اینکه لاغر بشیم باید خودمون رو لایق لاغری بدونیم و با پذیرفتن مسیولیت چاقی خودمون این لیاقت رو در خودمون ایجاد میکنیم.
من مسعول چاقی خودم هستم .
هر دفعه که ما اینو میگیم ذهن میخواد ماروبا هر بهانه ای وادار کنه که نه تقصیر ما نیست ، تقصیر خانوادته که به نو اینجوری اموزش دادن و یا ….
و ما باید انقد اینو بگیم که خودمون مسعول وضعیت و شرایط خودمون هستیم تا ساکتش کنیم .
ما خودمون هسیتیم که خودمون و نابود میکنیم ، نه خداوند، نه دیگران ، نه شرایط جامعه و…
در همین حال هم ما خودمون هستیم که خودمون رو خوشبخت وموفق میکتیم ، نه دیگران
هر کس مسعول زندگی خودشه !
ماهرچی خودمون و لایق چیزهایی که میخوایم داشته باشیم بدونیم ، خودمون رو تو اون شرایط حس میکنیم و ذهن ما باور میکنه که انگار ما واقعاااا لایقش هستیم و اگه اونو داشته باشیم به نفع ماست و و اونو در زندگی ما قرار میده.
من لیاقت چاق شدن خودم رو در رژیم های سخت گرفتن ، ورزش های سخت و طاقات فرسا انجام دادن ، سرچ کردن و جستجو کردن درباره طریقع ی چاق شدن وچگونه لاغر شدن باور کردن اطلاعات نادرست و……
من در روش های قبلی اصلا توجهی برای ایجاد لیاقت لاغری در خودم نداشتم وفقط سعی میکردم که نتیجه رو تغییر بدم .
و اصلا فکر نمیکردم که لاغر شدن هم لیاقت میخواد!
در روش های قبلی که من برای لاغرشدن به کار میگرفتم بیشتر لیاقت چاقی رو در خودم بیشتر میکردم ، با انجام دادن تمرین های این فایل به این مسعله پی بردم و وقتی یادم اومد و دقت کردم من زمانی که چاق بودم و اضافه وزن داشتم بازهم غذای انچنانی نمیخوردم و حتی بدغذا بودم از یسری غذاها هم اصلا خوشم نمیمود و بعضی اوقات اصلا غذا نمیخوردم و میلی به غذا و اینا نداشتم ..
وبعد وقتی که تصمیم گزفتم که لاغر بشم و جستجو کرده بودم برای روش های لاغری و یسری اطلاعات که نادرست بودن به خودم دادم و اونارو باور کردم ، کم کم به ندرت اون رفتارهایی که تو اینترنت خونده بودم که باعث چاقی افراد میشه در من به وجود اومد و من کاملا حسش کردم چون که من چاق بودم ولی نمیدونستم که چه رفتارهایی باعث چاقی میشه و بادادن اطلاعات نادرست به خودم ، ذهنم وقتی باور کرد که به این دلیله ، دلیلش هم کم کم در من ایجاد کرد .
و الان اون غذاهایی که قبلا از خوردنشون بیزار بودم ، تبدیل به غذاهای موردعلاقه من شده بودن و من اونارو با علاقه میخوردم !
درواقع هر وقت که من بیشتر درباره لاغری اطلاعات به خودم میدادم ، رفتارهای چاق کننده در من بیشتر ایجاد میشد و دقیقا خودم متوجه نمیشدیم که رفتارم تغییر کرده ! چون ذهنم باورکرده بوذ که این اطلاات درسته
از اونجایی که چاقی یک بیماریه ذهنیه و باید از ذهن ریشه یابی و برطرف بشه و تنها روشی که میتونه بیماری ذهن مارو برطرف کنه ، همینه ! روش ذهنیه ، که جسم ماروهم تغییر میده . و تنها پیشنهاد من اینه که فقط باید استمرار و اشتیاق داشته باشیم و مطمعنم که به هدف و ارزوی لاغری خود میرسیم .
شاد و پیروز و متناسب باشید
سلام به استاد عزیزم دوستان هم مسیرم
من از زمان کودکی بخاطر حرفها والدینم که دختر فلانی چه تپل است قشنگه و اگه میخواه قوی باشی قشنگ باشی سالم باشی باید چاق تپل بشی و راهش هم خوردن است و خودمم میدیدم چقدر تپل بودن با ارزش است اگه تپل بشم از منم تعریف میشه دیگه از همون زمان دبستان بود فک کنم دقیق یادم نمیاد چاق شدن دوست داشتم ولی لاغر بودم تا اینکه یکم بزرگتر شده ام رفتم دبیرستان وچون تازه حرف نظر دیگران برام اهمیت پیدا کرد و از همان زمان ترس اینکه اگه چاق بشم زشت میشم دخترا مسخرم میکنن برداشت و بابامم چاق بود گفتم اره منم شبیه پدرم میشم و دیگه یجورهایی خودم چاق میدیدم با اینکه اصلا چاق نبودم رفتم دوم دبیرستان که بودم دیدم دوستام لقبی واسه شوخی بهم دادن ورگرده یعنی پهلو داشتن دیگه از همان زمان استارت چاقی من زده شد و احساس میکردم اینقدر چاقم که دیگه اصلا لاغر بشو نیستم شاید نیم کیلو هم اضافه وزن نداشتم ولی خب ترس حرف دوستام دیدن پدرم و دیگه پذیرفتم اره من چاقم و دیگه خوردنم زیاد شد گفتم من که چاقم طبیعی زیاد بخورم هنگام خرید لباسها گشاد برمیداشتم میگفتم به فروشنده مثلا مانتویی میخوام که به بدنم نه چسپه چاقیم نشان بده لباس گشاد بدیت و رنگ ها تیره برمیداشتم و به شدت از خودم متنفر بودم خودم لایق هیچ موفقعیتی نمیدونستم و هر موقع فرد چاقی میدیدم میگفتم وای نکنه مث این شم و خلاصه پذیرفتم که من چاقم و دانشگاه که رفتم دیگه شدیدا خودم ادم بدبختی ضعیفی میدونستم یک دختر چاق زشت و به شدت از خودم متنفر بودم و رفتم دانبال روش ها لاغری و خیلی از موفقعیت ها خوبم از دست دادم بخاطر چاق بودنم حتی خجالت میکشیدم بلند بشم و جواب سوالات استاد بدم با اینکه بلد بودم ولی خجالت میکشیدم همیشه اخر کلاس مینشستم یا وقتی خواستگار برام میومد میگفتم ای بابا من چاقم زشتم فلان بیکارم من نمیخواد بابام بیماره و خیلی موفقعیت هام همین جوری با باورها مخرب چاقی از دست دادم حتی خجالت میکشیدم در جمع با کسی حرف بزنم و تو همه چی خودم شکست خورده ضعیف میدونستم وبه شدت از خودم متنفر یودم
هنوزم چاقیم بصورتی نبود که این کارها کنم و اینجوری خودم ناتوان ببینم ولی دیگه باور کرده بودم و قبل از هرکاری خودم شکست خورده میدونستم
اگه جسم من دو کیلو اضافه داشت در ذهنم بیست کیلو بود شایدم بیشتر چون همیشه با افراد به شددت چاق خودم مقایسه میکردم میگفتم نکنه مث این بشم و هر وقت قدمی بر میداشتم واسه لاغر،شدن در ذهنم نجوا ها میومد که بابا بیخیال سخته لاغری میخواه چکار خودت تغییر نده همین جور که هستی خوبهه دنیا واسه مردن است همین امشب بخور از ماه دیگه رژیم بگیر بابات چاق است توهم مث باباتی لاغر بشو نیستی و سرزنش خودم و سرزنش توسط والدین و اینکه خوبی حالا همین جور خوبی دیگه چاق شدی لاغر،بشو نیستی و دیدن تبلیغات که واسه لاغر شدن باید فلان دارو بگیری و من بخاطر ترسم حسرت میخوردم میگفتم اگه نمیترسیدم میگرفتم میخوردم یکماهه لاغر میشدم بعد میگفتم نهه بابا میکشتم همین جور طبیعی ورزش میکنم متناسب میشم خلاصه از زمانی خودم شناختم چاق شدن برام طبیعی شده بود لیاقت چاق شدن در خودم به وجود اورده بودم طبیعی کرده بودم چاق شدنم و پذیرفته بودم که چاقم و متناسب هم نمیشم چون سخته نمیشه و من قبل انجام دادن روش واسه لاغر شدن باور کرده بودم سخته چون هر که میدیدم تا داره با زحمت فشار محدود کردن خودش متناسب میکنه و باور کردم که اره من نمیتونم چون سخته ولی دانبال روش ها لاغری میرفتم یک مدت ادامه میدادم میدیدم که متناسب نمیشم یا دارم به سختی نیم کیلو کم میکنه طی یکماه و رها میکردم میرفتم دانبال یک روش دیگه و همین جور ادامه دادم تاکه هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن
من همیشه به چاقی خودم توجه کردم و فراری بودم از خودم و بدشدت خودم لایق هیچ موفقعیتی در هیچ زمینه ای نمیدونستم و همش تقصیر چاقی خودم والدینم میدونستم و همیشه خودم لایق چاقی بیشتر میدونستم
من باید همان جور که توضیح دادم چطور چاق شدن در خودم به وجود اوردم با پذیرفتن چاق هستم طبیعی چاق بشم و لیاقت چاقی در خودم تقویت کردم و چاق شدم الانم باید مسئولیت لاغری خودم بپذیرم و بگم من مسئول چاقی خودم هستم این جسمی که الان واسه خودم ساختم کار خودم بوده از طریق ذهنم و باورها چاق کننده من این ساخته ام این زندگی به این شکل خودم واسه خودم ساخته ام و اگه میخوام از روش صحیح بدون فشار محدویت رنج سختی تا اخر عمرم متناسب بمونم باید مسئولیت چاقی خودم بپذیرم و مسئولیت لاغریمم بپذیرم بگم من خودم این چاقی ساختم واسه خودم الانم خودم میتونم خودم متناسب کنم و هیچ کس جز خودم به خودم نمیتونه کمک کنه تمرین نوستن فایل گوش دادن خواندن اینها یک کمک است واسه فرد ولی اصل کار خودمم
و من فرخنده در بیستم شهریور ماه ۱۴۰۰ مسئولیت چاقی خودم میپذیرم و مسئولیت لاغری خودمم میپذیرم و همواره در روش صحیح قدم بر میدارم و مطمعنم همین ذهنی که تونسته من با باور افکارم چاق کنه همین ذهن با اموزش صحیح و باورها صحیح من متناسب میکنه و
من لیاقت لاغر شدن دارم
لیاقت پوشیدن لباسها رنگ شاد دارم لیاقت رقصیدن در جمع دارم
من لیاقت با لذت غذا خوردن دارم
من لیاقت الگو بودن دارم
من لیاقت شادی خوشحالی تفریح با احساس خوب دارم
من لیاقت اعتماد بنفس خود ارزشی حال خوب سلامتی زیبایی دارم
من لیاقت رسیدن به هرهدفی دارم
من لیاقت داشتم که خداوند من هدایت کرده به این مسیر صحیح خداوند خودش برام انتخاب کرده پس من توانایی لیاقت متناسب شدن دارم
من میتوانم همین جور که خیلی هنرها یاد گرفتم هنر چاق شدن یاد گرفتم الانم هنر متناسب،شدن یاد بگیرم با اموزش صحیح اگه قبلا نتونستم چون طرز فکرم روشم اشتباه بوده یک مثال میزنم همان جور که اتیش درست کردن یاد گرفتم اتیش خاموش کردنم یاد میگیرم
چاقی مث یک اتیش زیر خاکستر بود و الان دارم یاد میگیرم که چجوری این اتیش خانمان سوز خاموش کنم در ذهنم و احساسم رفتارم نشان میده دارم خاموش میکنم شعله چاقی رو یا روشن
مطمعنم هرکسی از این مسیر حرکت کنه و با تعهد جلو بره عمل کنه به گفته ها استاد حتی زودتر از زمانی که فکرش نمیکنه متناسب میشه بدون اینکه اصلا بفهمه چی شده یهو مبینه یک فرد جدید با افکار جدید خوش احساس با لبخند سلامتی کامل پرانرژی زیبا جوان در اینه مبینه و اطرفیانش میبینند هرکه بخواهد تغییر کنید در دست خودش است و هیچ مانعی نمیتونه جلو تغییر کردن بگیره جز مرگ
من لیاقت بهترین ها دارم بهترین اندام بهترین لباس بهترین غذا تفریح سلامتی حال خوب اتفاقات خوب دارم و این مسیر پر قدرت ادامه میدم من لایق متناسب شدن دارم چون خداوند انتخابم کرده خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت همه دوستان همراه! قبل از اینکه شروع کنم میخوام اینجا اعلام کنم که من خودم مسئول چاقی خودم هستم و پای آن را هم امضاء می کنم ولی لیاقت لاغر شدن رو دارم و حتما به وزن ایده آل خودم میرسم، اگه تا الان هم چاق بودم چون همیشه میگفتم خدا استعداد همه چی رو بهم داده گفته حیفه استعداد چاقی رو نداشته باشی ولی الان میدونم چیزی به اسم استعداد چاقی نداریم هرچی بوده و هست مقصرش خودم بودم که برا اصراف نشه غذا خوردم، برا حوصله سر رفتن غذا خوردم، برا ناراحتی غذا خوردم برا سردرد غذا خوردم و… و وقتی درست فکر می کنم بعضی وقتها چاقی خودم رو دوست داشتم و فکر میکردم چاقی مثلا باعث شده اگر زمین بخورم استخوانم نشکند و هیکلم مورد توجه باشد ولی حالا فقط میخواهم روی لیاقت خودم برای لاغر شدن تمرکز کنم و به جای اینکه بگویم خدا همه استعدادی به من داده میگویم خدا همه لیاقتی به من داده که لیاقت لاغری هم جزو آن است و من هم میتوانم مانند بقیه زندگی نرمال و شادی داشته باشم و به جای گلایه از خداوند از او تشکر کنم که مرا در مسیر هدایت قرار داده است، من هم سالهاست که همه جور رنج چاقی را تحمل کرده ام و حرفهایی شنیدم که روزها باعث ناراحتی و گریه ام شد مثلا یه بار یه نفر به من گفت کسی با تو قرار نمیگذارد گرچه واقعیت نداشت ولی اینقدر ناراحت بودم که تا صبح بیدار میشدم این حرف یادم میفتاد و گریه میکردم، بارها به انواع مختلف تلاش کردم برای لاغری و در بعضی موارد هم خیلی خوب جواب گرفتم پس باز هم میتوانم جواب بگیرم و به خواسته ام برسم من لیاقت باهوش بودن، با استعداد بودن، الگو بودن برای بقیه و شغل داشتن و خانه خریدن را داشته ام کارهای سختی که تنهایی موفق به انجام دادنش شده ام و کاملا آدم مستقلی بوده ام پس همان طور که لیاقت داشتن این چیزها را داشته ام لیاقت داشتن اندام متناسب، درآمد بیشتر، رابطه عالی و خوشبختی را هم دارم و فقط باید ذهنم اینها را باور کند، پیشنهادم برای گسترش لیاقت لاغری این است که به جای تمرکز بر روی چاقی و تنفر از آن به لاغری فکر کنیم هروقت در آیینه نگاه می کنیم به جای دیدن هیکلی که دوستش نداریم خودمان با هیکل مورد علاقه مان ببینیم و تمام محیط اطرافمان را از چیزهایی پر کنیم که به جای تمرکز بر چاقی ما را به سمت لاغری و نتايج آن هدایت کند و آنچه را که لایقش هستیم را به ما نشان بدهد، من لایق داشتن بهترینها و داشتن اندام زیبا هستم و لیاقت دارم که بهترین خودم باشم.
سلام
وقت همگی بخیر
بله بله
کاملا درسته نمیدونم نظرات قبلی منو خوندین یا نه ولی اونجا کاملا توضح دادم اما اکنون که این گام را اجرا میکنم متوجه میشوم من حتی زمانی هم که لاغر شدم باز هم خودم رو متناسب چاقی میدونستم
هربار که در غذا خوردن زیاده روی میکردم اطرافیانم میگفتن دوباره چاق میشی ها و من میگفتم مشکلی نیست چاق میشم ول دوباره لاغر میشم
پس من خودم رو لایق چاقی میدونستم.
نشان های دریافت شده
سلام
من از همون سالی که چاق شدم پذیرفتم که چاقی من ارثیه و خودم و لایق چاق شدن دیدم، تو همه این۰ ۱۷،۱۸ سال تمام توجهم به چاقیم بوده همش برای اینکه تو نظر دیگران زیبا باشم همه سعی ام رو میکردم لاغر باشم، میترسیدم از تایید نشدنم تو ذهن دیگران، بعد ازدواجم چاقیم یکم بیشتر شد و حتی میترسیدم دیگه به چشم همسرم نیام و خیلی اعتماد بنفسم پایین اومده بود ولی چون نمیتونستم جلو خوردنمو بگیرم عملا کاری هم ازم برنمیومد غیر از گسترش همون حس بد، وقتی رژیمم میگرفتم توجهم به اندامم بود که چاقتره و استرس میگرفتم که آیا لاغر میشه؟؟ و بازم همه توجهم به چاقی بوده، وقتی کاملا متناسبم میشدم بعد یه دوره رژیم و ورزش بازم توجهم با چاقی بوده چون با ترس و لرز غذا میخوردم که نکنه دوباره چاق بشم، چون عمیقا خودم رو لایق بدن چاق میدیدم و همیشه حسرت بدن های لاغر و داشتم و مطمین بودم من هرگز نمیتونم اون بدنها رو داشته باشم و این سرنوشت منه و خوشبحال اونایی که این بدنهارو دارن و خدا برای اونا خواست و برای من نه، من همین الانم با اینکه مطمینم به اندازه خوردم ولی باز بعدش ذهنم بهم عذاب وجدان میده چون هنوزم از غذا میترسم ببین چقد عمیقه در من و چقد باید رو خودم کار کنم، یعنی خودم و لایق یه غذا خوردن به اندازه هم نمیدونم، ذهنم میگه تو حقت نیست لذت ببری از غذا لذت مال لاغراست مال تو که نیست، یعنی میخوام بگم ببینید چقد این احساس لیاقت لاغری داشتن در ما بی معنیه که تمام توجه و نگاهمون به چاقی و ترس از غذا و ایناست، تمام روشهای لاغری که من استفاده کردم هیچکدوم بهم نگفتن من لایق بدن زیبا و سالم و لاغر هستم، همش این حس و تلقین کردن تو که ذاتا چاقی پس بیا به روشهایی که ما میگیم عمل کن تا اضافه وزنت بره ولی دیگه نخواه ایده آل بشی و یا پوست بدنت که لاغر شده زیبا باشه و جمع بشه، یا باید حتما بری باشگاه تا جمع بشه. تو همین روشای لاغری هم تمام توجه به چاقی یا حسرت چیزایی بوده که مال ما نیست و دیگه تا همین حد لاغر شدیم از سرمونم زیاده ولی اینجا هیچوقت گفته نشد تو نمیتونی اون بدن زیبا رو ک دلت میخواد داشته باشی بلکه همیشه امید داده شد که تو هم میتونی تو هم لایقشی خدا برای تو هم خواسته فقط صبر کن و ادامه بده، من فقط اینجا تونستم باور کنم منم میتونم اون لباس زیری که دوست دارم و بپوشم اون لباس مجلسی هایی ک دوس دارم و بپوشم میتونم اون اندامی که کاملا متناسبه رو داشته باشم اونم برای همیشه من فقط اینجا شنیدم که منم لایق لذت بردن از تمام لذتهای دنیایی با بدن متناسبم هستم، فقط اینجا بمن گفته شد تو هم میتونی بدنی رو داشته باشی که سالها فقط حسرتشو خوردی و حتی خودتو لایق فکر کردن بهشم نمیدیدی چه برسه داشتنش، ممنونم ازت استاد عزیزم که امید رو در دل هزاران نفر زنده کردی
برای ایجاد احساس لاغری فقط کافیه تو این سایت باشیم و هرچیزی رو که گفته میشه باور کنیم، اگه گفت تو هم میتونی متناسب بشی اونجوری که میخوای اگه این حرف حس خوبی در تو ایجاد کرد پس جنسش از خداست و باورش کن و ذهنتو که میگه نه نمیتونی کنترل کن و به صداش توجه نکن، اگه میگه تو هم لایق بدنی سالم و زیبا هستی و میتونی چیزی که میخوای رو خلق کنی پس باور کنیم و ذهنمونو ک میگه نمیشه کنترل کنیم، اگه میگه تو هم لایق پوشیدن لباسهای زیبا تو هر رنگ و مدلی باور کنیم چون از جنس خداست، اگه میگه تو حقته آزاد و رها باشی و بدون محدودیت زندگی کنی باور کن، اگه میگه تو هم میرسی به روزی که ذهنت آزاد میشه از چنگال پرخوری و میتونی یه زندگی عادی ولی سرشار از شادی و نشاط و لذت داشته باشی باور کن، باور کردن تمام اینها لیاقت لاغر شدن در من و تو به وجود میاره و کم کم عاشق خودمون میشیم و عاشق همین بدن و همه تلاشمونو میکنیم تبدیلش کنیم به شکلی که حقشه باشه، پس بمونیم تو این مسیر و نتیجه خودش نشون میده چقد این مسیر درسته
سلام بر استاد عزیزم و دوستان تناسب فکری
با توجه به ویس شما در گام پنج من چون همش به چاقی فکر کردم توجه هم ب اون بوده پس لیاقت چاق شدن در خودم پرورش دادم
همش ارثی بودن ،همش مادر بشی ازدواج کنی چاق میشی خجالت کشیدن در جمع پرخوری جرات ندارم جلو کسی بدم ترازو .همش مقایسه کردن همش احساس تحقیر همش احساس گناه که نتیجه چاقی ولایق بودن ودر این مسیر بودن
در روش قبلی باور نداشتم اول می ترسیدم و خودمو با دیگران مقایسه میکردم یه چیز جالب رژیم میگرفتم برا جلب توجه که همه تعریف کنن بگن چه اندامی
پیشنهادم فقط کار کردن رو احساس لیاقت اعتماد بنفس وسبک زندگی خودم داشتن با خودم در صلح بودن که همش نتیجه آرامش که میاد
و خودمو مسئول زندگیم بدونم
پس اول خدا رو سپاسگذارم به خاطر این مسیر
دوم بخاطر لذت و شادی خودم
تحسین میکنم دیگران بخاطر اندام زیبا
بقول دوست عزیزمان
تاج لیاقت لاغری میزارم روی سرم
فقط خودم و عشق
سلام به همگی قدم پنجم : باید لیاقت لاغر شدن داشته باشید . احتمالا همه افراد چاق از چاقی خود متنفر هستند و دوست دارند به طریقی لاغر شوند . ولی دوست داشتن لاغر شدن به تنهایی کافی نیست بلکه باید لیاقت لاغری را داشته باشید . لیاقت داشتن برای هر هدفی و هر موفقیتی لازم است . هر کسی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های آن لذت میبرد. نکته اینجاست که توجه به آن چیزی متنفر هستید و یا توجه به انچیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما فرقی نمیکند در هر صورت ذهن شما دوست دارد که آن را گسترش بدهد . نکته توجه کردن به اون موضوع هست حالا ببین در مدت زندگیت چقدر به چاقی توجه کردی ؟ واقعا میتونم بگم لحظه ای نبوده که از یاد و توجه به چاقی غافل بوده باشم و حالا میفهمم که لایق این ۵۰ کیلو اضافه وزن هستم و جسم من همون چیزی رو نشون داده که ذهن من هر ثانیه بهش توجه کرده و کارش رو به خوبی انجام داده . در صورتیکه تو دقیقا برعکس این نتیجه رو میخواستی و از راه اشتباهی بهش توجه میکردی . تمرین : چگونه لیاقت چاق شدن رو در خودتان ایجاد کردید ؟ من از سن ۸ سالگی یادمه شروع به چاق شدن کردم از همون سن تحقیر ها و سرزنش ها و حرف ها و محدودیت ها شروع شد که من هم حس بی لیاقتی میکردم خودم رو دوست نداشتم و از همون سن موهام رو کوتاه کردم و یادمه از همون موقع حتی چون دیگه ظرافت نداشتم خودم رو لایق اینکه یه دختر باشم نمیدونستم همیشه کارهای سنگین رو من انجام میدادم که زورم بیشتره و من چیزیم نمیشه و اینکه گریه میکردم و از رفتن به همه جا دیگه محروم شدم و به جرم چاقی و محدودیت ها رژیم ها و ازمایشهای خراب و همه چی رو از همون کودکی تجربه کردم . و حس بد رو از خودم گر فتم ورزش های سنگین داروها و رژیم های سخت همگی به من حس بد میداد که تو چاقی حقته باید بیشتر از اینها سختی بکشی شب خوابت نبره از گرسنگی و … و ترس هایی که هر لحظه و هر ثانیه تجربه کردم مثل ترس از چاق تر شدم ترس از ازدواج ترس از مهاجرت و ترس از خستگی و کار و ترس از درس خوندن ترس از کنکور ترس از بیرون رفتن رستوران مهمونی خونه مادر بزرگ ترس از حوصله سر رفتن ترس از بی هدفی و ترس از سردرگمی و ترس از حال بد و ترس از دوست داشته نشدن و مورد تایید نبودن و ترس از بارداری شب بیداری و ترس از حرف دیگران و …. که باعث شد هر لحظه و هر ثانیه از عمرم فقط به چاقی توجه کنم . ۲. من هیچگاه توجه به لیاقت لاغری نداشتم حتی یادمه باشگاه میرفتم و از اینکه خودم رو تو ورزش توی ایینه میدیدم در کنار دیگران که اینقدر چاقی خیلی حالم بد میشد و ورزش رو رها میکردم و از دیدن عکس های خودم حس خوب ندارم و همش حس بد از دیدنم به من دست میده و اینها همه توجه به چاقی هست چون توی خودم با همه چیزهای مثبت فقط و فقط به قسمت چاقی داشتن غبغب و غیره توجه میکنم . ۳.در نتیجه روش های قبلی مثل رژیم های سخت و جدا شونده از همه و یا ورزش های سختی که درد میکشیدم و قرص ها و عوارض اونها و غیره همه حس بدی به من بود که افزایش لیاقت چاق شدن رو در من بیشتر میکرد چون هر لحظه به من نشون میداد که من چقدر چاقی و تا کی باید زجر بکشم و حقمه میخواستم نخورم و در من احساس چاقی رو لیاقت چاقی رو بیشتر میکرد. ۴. من پیشنهادم در این مسیر که لیاقت لاغر شدن بکنم اینکه اولا رفتار خود تخریبی نکنم و بگم حالا اولش اسونه بعد متوقف میشه الان اگه حست خوبه برای فلان عامل خارجی هست و نتایج و تلاش هام رو نادیده نگیرم و برای هر قدم و هر فکر مثبت خودم رو تشویق کنم . از همین الان جوری زندگی کنم که دوست دارم لاغر شدم بکنم با همین وزن لباسهای خوبی که دارم و رنگ ساد بپوشم به خودم برسم و خودم رو جلو آیینه تماشا کنم و به قسمت های زیبایی که دارم توجه کنم . عکس بگیرم و آزاد و رها زندگی کنم و فکرهایی که دیگران یه عمری به من نسبت دادند رو رها کنم و خودم جنبه هایی که دوست دارم رو ه خودم نشون بدم . مهم متعادل شدن هست که به آرامش برسیم و در کنارش راه خودمون رو پیدا میکنیم و آرامش میگیریم و پیش میرویم . من لایق بهترین زندگی ها هستم من لایق متناسب بودن هستم من لایق زن بودن هستم من لایق ظرافت هستم و من لایق مثل ملکه زندگی کردن هستم من لایق زن بودن هستم و به خودم تعهد میدم که مثل یه زن زندگی کنم و مسئول این زن هستم . لایق زیباترین لباس ها لایق بارداری لایق حس دوست داشته شدن لایق بدنی زیبا لایق مادر شدن هستم لایق دختر خانواده بودن . من لیاقت زندگی خوب رو دارم و حس زیبا رو تجربه کردن ولی باید با تمام وجود حس کرد و عمل کرد نه فقط روی کاغذ باشه تمرین ها . با استیاقی که برای تمرینات داری و با توجه کردن به تغییراتی که در خودت میبینی میتونی این حس لیاقت داشتن رو پرورش بدی و بهانه تراشی و تموم کنی و بریزی دور همه چی رو . و مسئولیت شرایط فعلی خودت رو به عهده بگیر و شجاعت به خرج بده . و اختیار رو اینجوری دست میگیری . من مسئول رن بودن و داشتن ظرافت خودم هستم . من مسئول دوست داشتن خودم هستم . من لیاقت بهترین تیپ ها و بالاترین اعتماد به نفس ها رو دارم . من لایق زیباترین عکس ها و خوردن بهترین مواد غذایی هستم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد وهمراهان عزیز
بنده با طرز فکرم که ما ارثی چاق میشیم لیاقت چاقی پیدا کردم با این فکر که بعد از ازدواج چاق میشیم لیاقت چاقی پیدا کردم با این فکر که من تو بارداری چاق میشم لیاقت چاقی پیدا کردم باهربار رژیم که میگرفتم به این فکر میکردم که فوقش دوماه لاغرم وهنوز تو رژیم اول بودم به فکر چاق شدن دوباره بعد از رژیم و اینکه دفعه بعد چه رژیمی بگیرم بودم
و بدترین اوضاع رو با رژیمهای غذایی به خودم تحمیل کردم هیچوقت موقع رژیم گرفتن اطمینان نداشتم که لاغر میشم راحت بلکه برعکس از روی ترازو رفتن میترسیدم
بنده توجه نکردن به چاقی وتوضیح ندادن به دیگران
دوست داشتن خودم و از الان خریدن لباسهای تنگتر رو پیشنهاد میدم
سلام به همه ی اون کسایی که سعی و تلاش خودشون وبرای خوب زندگی کردن دارند من اعتقاد دارم که خدا بهترین نعمت ها را برای ما آفریده وبه ما راه درست استفاده کردن هم آموزش داده اما بعضی از ما ها راه غلط را در پیش گرفتیم ودر استفاده کردن در هر چیزی اصراف می کنیم وفکر می کنیم مثلا اگر فلان چیز را با وجود احساس سیری در خودمان نخوریم دیگه گیرمون نمی آد پس اگر جسم خودمون را دوست داشته باشیم به نیاز های واقعی اش توجه می کنیم وتو خوب بودن حالش بهش کمک می کنیم
به نام خدای مهربان
سلام به همگی
واقعا همینطوره..لیاقت لاغر شدن و لاغر موندن با هیچ روش لاغری در ما به وجود نمیاد.چه بسا که با برگشت وزن باعث سرکوب شخصیتی ما میشه و دیگه خودباوریمون رو از دست میدیم .و کم کم فکر میکنیم که لیاقت چاق شدن رو داریم
البته؛ بنا بر قانون که جهان جهان لیاقت هاست پس حتما ما لیاقت اضافه وزن رو (داشتیم) ولی میدونی چقدر دنیا خوشگل تر میشه اگه این قانون رو به نفع خودمون تموم کنیم؟ لیاقت چاقی رو تبدیل به لیاقت لاغری کنیم.
بهم اثبات شد که این روز ها من به اضافه های بدنن توجه میکنم،از اونها متنفر میشم،نسبت به بدنم نقطه ضعف نشون میدم و همین اعمالم باعث تشدید اضافه های بدنم شده و میشه.همین که دنبال ایینه ام تا چک کنم ببینم اضافه کردم یا نه خودش توجه! یعنی به کائنات میگم من از این بیشتر میخوام!! بیشتر بهم بدعههه..
چرا گاهی وقتی قانون رو میدونیم باز هم رفتار اشتباه انجام میدیم؟ واقعا عجیبه..
چه جمله قشنگی
“توجه به چیزی که از ان متنفر هستید با توجه به ان چه عاشقش هستید برای ذهن شما تفاوتی ندارد”
یادمه توی فیلم راز شنیدم کائنات خیلی خنگِ وقتی میگی اینو نمیخوام_دوست ندارم این توی زندگیم باشه ،فکر میکنه تو میخوای و دوست داری توی زندگیت باشه که به زبون میاری!!
پس اگه کائنات خنگه باید باهاش بازی کنیم
چقدر جالب! من دو بار این گام رو گذروندم ولی این جمله رو ندیده بودم.یعنی واقعا خجالت کشیدن از شرایطم باعث احساس لیاقت چاقی در من میشه؟پس من اینکارو انجام نمیدم..دلیلی نداره خجالت بکشم وقتی انقدر وزنم خوبه و اصلاااا اضافه وزن ندارم رونام بزرگه؟ خب درستش میکنم مثل حرف صبا جان توی لایو جاهایی که از بدنم دوست ندارم رو تغییر میدمو جاهایی که دوست دارم رو تثبیت میکنم
تمرین این بخش:
۱_چه کارهایی کردم که لیاقت چاق شدن رو در خودم پرورش دادم؟با خجالت کشیدن از بدنم با نگاه کردن به ترک های پوستیم با چک کردن بدنم بعد از رژیم که ببینم چاق شدم یا نهبا پنهان کردن اجزایی از بدنم که دوست ندارم با هر بار جلوی ایینه رفتن و منتظر چاق شدنمهر بار به بقیه اجازه دادم که بهم بگن چاق شدی به خودم لیاقت چاق شدن رو دادم
اما حالا
با لذت بردن و سپاسگزاری از بدنم با توجه کردن به نکات قشنگ بدنم با انتظار لاغری روز به روز از خودم با راحت بودن با جسممبا انتظار لاغری از جسم و روحم با عزت نفس و اعتماد به نفسم جلوی دیگران
تاج لیاقت لاغری رو روی سرم میزارم….♡^^
۲_در رژیم های قبلی ورزش ها توجهی به لیاقت لاغر شدن رو داشتم؟اصلاااا.حتی فکرشم نمیکردم.فقط رو به جلو میرفتم تا جسمم لاغر و متناسب کنم حتی اگر یکی سه ماه پیش بهم این حرف رو میزد من بهش میخندیدم و میگفتم فازت چیه؟:/اما حالا اطمینان دارم برای رسیدن به هرچیزی باید لیاقتش رو داشته باشم شغل خوب،رابطه سالم،گوشی عالی، رفتار و روابط فوق العاده ..اگر اینارو میخوام باید لیاقتش رو هم در خودم ایجاد کنم تا بتونم بهش برسم
۳_روش های لاغریم باعث احساس لیاقت لاغری یا لیاقت چاق تر شدن در من شد؟
قطعا لیاقت چاق تر شدن_چون همش ترس و اضطراب داشتم که نکنه چاق تر بشم؟؟؟! نکنه همش برگرده؟!! واااای فست فود خوردم حتما چاااق میشم حتمااا..هی میرفتم جلو ایینه تا ببینم چاق شدم یا نه و ترس از اینکه اگه ورزش نکنم چاق میشم..اینا همش باعث تقویت لیاقت چاق تر شدن در من میشد.. و من ناآگاه بودم:)
۴_ چگونه لیاقت لاغری رو در خودم تقویت کنم؟
با تکرار این جملات:
من لیاقت لاغر شدن رو دارممن استعداد لاغر شدن رو دارنمن عاشق لاغری هستممن لیاقت صورت زاویه دار رو دارممن لیاقت جسم بسیار لاغر رو دارم من لیاقت با عشق و لذت غذا خوردن رو دارم من لیاقت اینکه شکم تختم رو رها کنم و راه برم دارم من لیاقت کمر باریک رو دارم من لیاقت به اندازه غذا خوردن رو دارممن لیاقت ثانیه به ثانیه لاغر شدن رو دارم من لیاقت متناسب شدن و متناسب موندن رو دارم من لیاقت رسیدن به تناسب اندام عالی رو دارم من لیاقت بدن سفت و محکم رو دارم من لیاقت پوشیدن لباس های رنگی و شاد رو دارممن لیاقت عزت نفس بالا رو دارم من لیاقت با ارامش خاطر راه رفتن رو دارمو….^^
برای خودم تمرین طراحی کردم؛از این به بعد داخل دفتر شکرگزاریم صفحه بعدی رو کاملا اختصاص میدم به این من لیاقت……رو دارم و هر روز با خودم تکرار میکنم تا وارد مغزم بشه و فرمول های ذهنم قبول کنه که من لیاقت لاغری رو داااااارم….
فریااااااااد میزنمممممم منننننن لیااااااااقتتتتت با لذذذذت غذا خوردن رو دااااارممننننن لیاااااااااقت متناسب موندن رو دااارم
و تمااااااااام……
استاد من دو گام قبلی هم کامنت گذاشتم اما نیومد:(
به هر حال سپاسگزارم بابت این فایل و متن های عالی و قشنگ