وقتی صحبت از لاغر شدن میشه، خیلیها فوری میپرن سراغ رژیم 🍎، ورزشهای سنگین 🏋🏻♀️ یا حتی جراحی ✂️!
اما چیزی که معمولاً نادیده گرفته میشه، 🧠 تاثیر ذهن در چاقی و لاغریه؛ اون چیزی که واقعاً پشت صحنه این بازیه 🎭.
یکی از مهمترین عوامل پنهان توی مسیر لاغر شدن، لیاقت داشتن برای لاغر بودنه ✨.
خیلی وقتها ذهن ما، بدون اینکه خودمون بفهمیم، احساس میکنه لایق لاغر شدن نیستیم 🚫.
چون توی باورهای عمیقمون، چاقی یه جور هویت شده؛ یه لباسی 👕 که سالهاست تنمونه و برامون آشنا و قابل قبوله 🤷🏻♀️.
🎯 لیاقت داشتن و تاثیر ذهن در چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها با کمترین تلاش لاغرن 🏃♀️💨 و بعضی دیگه با هزارجور رژیم 🥗🏋️♂️ و ورزش باز هم وزنشون تکون نمیخوره؟
پاسخ سادهست، اما عمیق: تاثیر ذهن در چاقی رو دستکم گرفتیم.

لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست ⚖️، بلکه یه «احساس لیاقت» ✨ در ذهن ماست.
ذهن ما باید اول باور کنه که:
«من لایق لاغر شدن هستم» 💎
وگرنه هر تلاشی، مثل هل دادن دیوار 🧱 میمونه؛ پر سر و صدا، اما بینتیجه.
🔸 آیا با رژیم گرفتن 🥗، ورزشهای سخت 🏋️♀️ یا قرصهای لاغری 💊، میتونیم حس لیاقت رو در ذهنمون ایجاد کنیم؟
❌ نه! چون ذهن ما اونقدر باهوشه که فقط به عمل ظاهری بسنده نمیکنه؛ اون دنبال باور عمیق، حس شایستگی 💛 و تصویر ذهنی ما از خودمونه 🖼️.
و دقیقاً اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش رو نشون میده.
حالا یه سؤال جالبتر: برای چاق شدن چی؟ 🤔
آیا ما برای چاق شدن دوره آموزشی دیدیم 🎓؟ هدفگذاری کردیم 🎯؟ با برنامه خاصی روزی چند هزار کالری اضافه خوردیم 🍰؟
❌ نه! ولی چاق شدیم… چون ذهنمون، با هزار تجربه تلخ و شیرین 😅😭، باور کرده بود که چاقی امنتره، راحتتره، یا حتی بخشی از هویتمونه 👕.
و جالبه بدونی که این مسیر، تکرار پشت تکرار 🔄، عادت پشت عادت 🛤️، تبدیل شد به لیاقتی که ذهن ما برای چاقی ساخت.
خبر خوب اینه که همون ذهن، میتونه دوباره آموزش ببینه 🎓. اما این بار، نه برای چاق شدن…
بلکه برای متناسب شدن 🥰. با عزت، با آرامش 🌸، با احساس شایستگی 💛.
پس اگه میخوای از چرخه تاثیر ذهن در چاقی خلاص شی 🚀، از ذهن شروع کن؛
جایی که همهچیز آغاز میشه و تموم میشه 🌟.

🌱 لاغر شدن، لیاقتش رو داری؟ ذهن تو جوابشو میدونه!
خیلی وقتها پیش خودمون میگیم:
“من همه کاری کردم 🥗🏋️♀️💊، رژیم گرفتم، ورزش کردم، قرص خوردم… چرا هنوز لاغر نمیشم؟ نکنه مشکل از ارادهمه یا لیاقتش رو ندارم؟ 🤔”
اینجا یه نکته مهم وجود داره: تاثیر ذهن در چاقی 🧠 خیلی عمیقتر از اون چیزیه که فکر میکنیم. و احساس لیاقت برای لاغری ✨ درست وسط همین ماجرا جا خوش کرده.
سؤال عجیب اما واقعی:
آیا برای چاق شدن، زحمت خاصی کشیدی؟ 🍰 کلاس یا برنامه خاصی داشتی؟ ❌ نه!
این ذهن ناخودآگاهت بود که بر اساس باورها، احساسات و خاطرات 🌱، تو رو هدایت کرد به سمت چاق شدن. ذهن تصمیم گرفت که تو لایق این جسم باشی 💎.
هر بار که به چاقی فکر کردی یا روی تصویر بدنی تمرکز کردی 🖼️، ذهن ناخودآگاه برداشت کرد که «این آدم علاقه داره!» و مسیر چاقی ادامه پیدا کرد 🔄.
✅ ذهن همیشه دنبال تأیید لیاقتها 💛ست. اگه باور داشته باشی که لایق لاغری نیستی ❌، هرچقدر تلاش فیزیکی کنی، نتیجه پایدار نمیشه ⚖️.
خبر خوب: میتونی تاثیر ذهن در چاقی 🧠 رو خنثی کنی و لیاقت لاغر شدن ✨ رو دوباره در ذهنت تعریف کنی.
با تمرکز روی احساسات خوب 😊، تصویرسازی بدن دلخواه 🖼️ و مراقبههای ذهنی 🧘♀️، ذهن ناخودآگاهت قانع میشه که تو واقعاً لایق تناسب اندام 💪💎 هستی.
🌿 تو لایق لاغری هستی 💛، اما باید ذهن ناخودآگاهت رو به این باور جدید عادت بدی 🔔 و باورهای قدیمی مثل «من نمیتونم ❌» یا «من همیشه همینطوریام 🛑» رو جایگزین کنی.

🧠 ذهن ناخودآگاه، کارخانهی لیاقتسازی
ذهن ناخودآگاه ما یه سیستم فوقالعاده هوشمنده 🧠، ولی نه با منطق ما!
تو دنیای ذهن، توجه = علاقه شدید 💡.
یعنی فرقی نمیکنه چیزی رو با عشق بخوای 💖 یا با نفرت ازش فراری باشی 😡، همین که دائم بهش فکر کنی، براش یعنی:
«این آدم لیاقت اینو داره، پس بیشترشو بساز!»
همین جاست که تاثیر ذهن در چاقی 🧠 شروع میشه…
ذهن ناخودآگاه فراتر از آگاهی ماست 🌱، باورها، عادتها و الگوهای ذهنی ما رو شکل میده و میتونه به طور غیرارادی رفتارهای غذایی و واکنشهای بدن به سیری و گرسنگی رو تحت تأثیر قرار بده.
مطالعات روانشناسی سلامت درباره تاثیر ذهن در چاقی نشون داده که اصلاح باورهای ناخودآگاه و الگوهای ذهنی میتونه منجر به تغییرات مثبت و پایدار در وزن بشه و مسیر لاغری رو هموار کنه 🌟.
وقتی دائم به چاقی فکر میکنی، ازش شکایت میکنی 😔، جلوی آینه خودتو سرزنش میکنی 🪞، با حسرت به آدمای لاغر نگاه میکنی 👀 و هر روز با رژیمهای سخت 🥗🏋️♀️ خودتو تنبیه میکنی، در واقع داری یه پیام خیلی واضح به ذهن ناخودآگاهت میدی:
«من به چاقی توجه میکنم، من با چاقی درگیرم، من هنوز در مدار چاقیام!»
و ذهن ناخودآگاهت چی برداشت میکنه؟
«خب، پس تو لایق چاق موندن هستی! بذار کمک کنم بیشتر تثبیتش کنیم.» ❗️
همین میشه که با وجود همهی تلاشت، باز هم وزنت برمیگرده 🔄.
نه چون اراده نداری، نه چون بدنت مقاومه، بلکه چون ذهن تو هنوز لیاقت لاغر بودن 💎 رو باور نکرده.
در واقع خودت لیاقت چاقی رو ساختی و از تاثیر ذهن در چاقی 🧠 برای چاق کردن خودت استفاده کردی، البته ناخودآگاه.
حالا وقتشه ورق رو برگردونی 🔄.
به جای تمرکز روی چاقی ❌، تمرکز کن روی بدن متناسبی که دوست داری داشته باشی 💖.
به جای گله و شکایت، با خودت با عشق حرف بزن 💛 و به ذهن ناخودآگاهت بگو:
«من لایق متناسب شدنم 🌟… لایق آرامش 🍃، لایق سبکی ✨، لایق بدنی که دوستش دارم 💪.»
وقتی ذهن تو احساس کنه که لایق لاغری هستی 💎، تازه شروع میکنه به ساختن اون واقعیت در بدنت.
پس از امروز به بعد، به جای اینکه با چاقی بجنگی ⚔️، با باور لیاقت لاغری 💛 ذهن خودت رو متحد خودت کن… نه دشمن خودت. 🌿

تنفر از چاقی؛ دلیل اصلی چاقتر شدن؟
شاید برایتان عجیب باشد که چگونه ممکن است از چیزی به شدت متنفر باشیم 😣، اما همان چیز روز به روز در زندگی ما بزرگتر و گستردهتر شود 🌱.
اینجاست که تاثیر ذهن در چاقی خودش را نشان میدهد 🧠✨ و قانون جذب، این راز بزرگ ذهن ناخودآگاه را فاش میکند 🔑. درک این مسئله نیازمند آگاهی عمیقتر و پافشاری در مسیر تغییر است 💪.
سالها پیش، من هم مثل بسیاری از شما سردرگم بودم 🤔؛ دائم به خودم میگفتم:
«چرا همیشه آن چیزی که ازش متنفرم، بیشتر و بیشتر در زندگیام حضور دارد؟» 😩
بارها و بارها فکر کردم چرا ذهنم به چیزهایی که دوست ندارم گیر میدهد و از آنها خلاص نمیشود. اما از تاثیر ذهن در چاقی بیاطلاع بودم و نمیدونستم پاسخ سادهتر از آن بود که فکر میکردم 💡:
ذهن ناخودآگاه ما فرق بین «دوست داشتن» ❤️ و «نفرت» 💔 را نمیفهمد. هرچیزی که به آن توجه کنیم، در واقع برای ذهن به معنی «علاقه» است. و ذهن، بر اساس این «علاقه»، همان موضوع را در زندگی ما گسترش میدهد 🌟.
این یعنی اگر مدام به چاقی ⚖️، عیبها و نارضایتیها فکر کنیم 😓، ناخودآگاه داریم لیاقت «چاقتر شدن» را در خود تقویت میکنیم!
پس اگر واقعاً میخواهید لاغر شوید 🏃♀️✨، باید ابتدا لیاقت لاغر شدن را در ذهن خود بسازید 🧘♀️.
تا زمانی که نگرش شما به خودتان و بدنتان تغییر نکند 🔄، لیاقت «متناسب شدن» در شما ایجاد نمیشود ⚖️.
باید فرمولهای ذهنی که باعث چاقی میشوند 🔒 را خاموش و فرمولهای ذهنی لاغری 🌟 را فعال کنید.
و مهمتر از همه، باید توجهتان را از چاقی بردارید ❌⚖️ و به سوی لاغری، سلامتی و سبک زندگیای که آرزویش را دارید 🏞️🍎، معطوف کنید.
در نهایت، راز موفقیت در لاغری پایدار 🏆، درک عمیق و بهکارگیری تاثیر ذهن در چاقی و تقویت لیاقت لاغری داشتن است 🌈✨.
💛 اگر آمادهای زندگی ذهنی و جسمیات را با استفاده از تاثیر ذهن در چاقی متحول کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها 🏰💫 بهترین فرصت است تا اصولی و عمیق، از شر افکار چاقی خلاص شوی و لیاقت لاغری را در خود تقویت کنی 🎯.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای انجام بهتر تمرین تاثیر ذهن در چاقی، به سوالات زیر فکر کنید و پاسخهای خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید:
- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کردهاید فکر کنید. چگونه لیاقت چاق شدن را در ذهن خود پرورش دادهاید؟
- آیا در تلاشهای قبلی خود برای لاغر شدن، توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در ذهنتان داشتهاید؟
- روشهای لاغری که استفاده کردهاید، باعث افزایش لیاقت لاغر شدن شدهاند یا بالعکس، لیاقت چاقتر شدن را بیشتر کردهاند؟
- چه پیشنهادهایی برای ایجاد و تقویت لیاقت لاغر شدن در ذهن خود دارید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر ذهن در چاقی استفاده کنید و تمرینی که برای خود میسازید را در بخش نظرات بنویسید تا با هم به رشد و تغییر کمک کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.18 از 217 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
لیاقت لاغر شدن ۰۰۰۰۰۰گام پنجم
مهمترین باوری که میتوانیم در خودمون ایجاد کنیم باور لیاقت داشتن است باوری که در هر جنبه زندگی به درد ما میخورد سوال این است که ما چقدر خودمون را لایق میدونیم ؟؟؟؟
لایق در کسب کار لایق در تحصیل لایق در لاغری وتناسب اندام ؟؟؟؟؟؟
قبل شرکت در دوره زمانی که متناسب بود م وهنوز چاق نشده بودم خودم را خیلی لایق تناسب میدانستم اما پس از چاق شدن کم کم روحیه ام خراب شد واعتماد به نفس ام کم شد ودر اثر همون هم دیگر خودم لایق تناسب نمیدانستم ومیگفتم دیگه چاق شدم و لاغر نمیشم پس بیشتر میخوردم واز خودم دست کشیده بودم وبا سرعت به سمت اضافه وزن میرفتم تا این که در دوره شرکت کردم واول به آرامش رسیدم چون دیگر ترسی از غذا خوردن نداشتم حرص ولع ام به غذا کم شد واعتماد به نفس ام بیشتر شد وباور لاغر شدن در من ایجاد شد وهمین طور احساس لیاقت برای اندامی مناسب در خودم حس کردم ومشتاق رسیدن به هدف ام هستم وبا شور واشتیاق تمریناتم را دنبال میکنم والان به این حس رسیدم که من لایق بهترین ها هستم من لیاقت بهترین لباسها وشیک ترین لباس ها را دارم من لیاقت رسیدگی به خودم را دارم من لیاقت خوردن بهترین غذا ها را در حد نیازم دارم من لیاقت بهترین خانه را حتی بهتر از این که دارم من لیاقت ثروت را دارم من ارزشمندم وعاشق خودم هستم وآشغال نمیخورم وبرای بدنم احترام قائلم وبه خودم احترام میزارم دیگر اشتباهاتی که در قبل داشتیم نباید تکرار کنیم باقی مانده غذا ی دیگران را خوردن هر آَشغالی را بخاطر این که حروم نشه چند روز تو یخچال مونده را نخوریم وقتی مهمانی میرویم زیاده خوری نکنیم چون که مهمانیه حیفه نخوریم حیف خود ما هستیم باید به خودمون احترام بزاریم وارزش لیاقت خودمون را بدانیم ما همان کسی هستیم که در گذشته این همه توانایی داشتیم وکارهای مهمی را در زندگی انجام دادیم پس متناسب شدن کاری ندارد اول باید خودمون را لایق متناسب شدن بدانیم وبعد مسولیت چاقی خودمون را به عهده بگیریم وبهانه نیاریم چاقی من ژنتیکه چاقی من تقصیر پدر ومادرمه چاقی من بخاطر دارو خورونه چاقی من از مریضیه وغیره باید خودمون را مسول چاقی امون بدونیم تا بتوانیم کنترل ذهن امون را در دست بگیریم ولیاقت تناسب اندام را به خودمون یاد آوری کنیم وبگیم من لایق تناسب اندام هستم من لایق بهترین ها هستم
با سپاس از استاد عزیز
تمرین گام ۵ بله درستکه لایق دونستن خودمون در هر زمینه مهمترین باور که من نداشتم چون از بچگی این فکر توسرم بود که وقتی دعا میکردم میگفتن که مثلا میگاتم خدایا من دوست دارم ثروتمند بشم میگفتم بگو خدایا حالشو جنبه شو لیاقتشم بده همین برای هفت پشتمم بسته که در خود احساس لیاقت نکنم بعذ سوال بعدی اولویت شما چیه اولویت من هم متناسب شدن هم متعادل بودن حقه منه که هم تناسب اندام داشته باشم هم ی زندگی شاد واروم با روابط ع با خانواده هم شغل خوب با درامد بالا و
… خودباوری من بسار توانا هستم چون بعد از اینکه ازدواج کروم وی بچه ۴ ساله داشتم رفتم وادامه تحصیل دادم و دیپلم گرفتم بدون هیچ مشکلی واز همه مهمتر اینگه شاگرد ممتازم بودم وتمام نمراتم ا۱۹ کمتر نبود بعدم بافتنی میبافتم برای بچه هام از بلوز تا شلوار شنل سویشرت و..وقدم اول اینکه من از امروز متعد میشوم که خودم رو لایق رسیدن به وزن ایده الم میدونم وبرای رسیدن به اون تلاش میکنم وهمین طور خودم رو مسیول شرایط فعلی خودم در هر زمینه از زندگیم میدونم وبرای تغییر کردن این شرایط به حرف استادم گوش میدم وموفق میشم وانقدر مینویسم که ملکه ذهنم بشه من میتونم من لیاقت رسیدن به وزن ایده الم دارم من لیاقت پوشیدن لباسهای شیک دارم من لایق بهترینها هستم من لایق داشتن سلامتی هستم من لایق داشتن خونه رویایی خودم هستم من لایق بهترینها هستم من میتونم من میتونم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که خدایی تنها لایق اوست.
امروز بارها و بارها این فایل را گوش دادم. هر جمله اش تلنگری بود بر من و باورهایم. از شنیدن این فایل سیر نمیشوم.
آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدن است. تا پیش از این لیاقت چاق شدن را داشتهام در نتیجه هرچه لایق تر، چاق تر.
بنابراین باید خود را لایق متناسب بودن و لاغری بدانم و هرچه لایقتر متناسب تر.
لیاقت داشتن یعنی چه؟ به این موضوع خیلی فکر کردم. برداشت من از این فایل و مفهوم لیاقت این است که، لیاقت یعنی اینکه من چقدر به خودم ایمان دارم، چقدر خودم را باور دارم، چقدر خودم را قبول دارم، چقدر خودم را توانا میدانم و چقدر خودم را خوب میدانم. لیاقت یعنی خودباوری.
وقتی من خودم را مسئول شرایط فعلی زندگی خودم ندانم یعنی من موجودی هیچکاره و ضعیف هستم که نمیتوانم کنترل زندگی خودم را داشته باشم و عوامل بیرونی برای زندگی من تصمیم گیری میکنند و من بدون توان مقابله، فقط اطاعت میکنم و چون هیچکاره ام قادر به تغییر شرایط خودم نیستم.
اما من میپذیرم که مسئول شرایط فعلی زندگی خودم هستم و این شرایط را خودم ایجاد کرده ام. شاید این موضوع در نگاه اول منفی باشد که بپذیرم در طول این سالها خودم تیشه به ریشه خودم زده ام ولی نکته مثبت مثبت مثبت این پذیرش مسئولیت این است که من همه کاره ام، پس من قادر به تغییر شرایط خودم هستم. من با اراده و توان خود از این پس در مسیر لاغری حرکت میکنم چون این من هستم که زندگی خودم را کنترل میکنم.
در تمرین گام قبلی که مسیر چاق شدنم را تشریح میکردم به من ثابت شد که خودم در مسیر چاقی حرکت کرده ام و لایق چاق شدن بوده ام. در طی این سالیان هر بار که دلیل و توجیه بیشتری برای چاقی پیدا کرده ام، بخشی از کنترل شرایط و زندگی ام را بدست آن عوامل داده ام و با خیال راحت که من هیچکاره ام در مسیر چاقی حرکت کرده ام.
هربار که دیگران در رابطه با چاقی و اندام من اظهار نظر کرده اند، همواره با قلب و زبان خود آن را تایید کرده ام و خود را لایق آن توصیفات دانسته ام. به خاطر ندارم حتی یکبار در برابر تمسخر و اظهار نظر دیگران در رابطه با چاقی و اندام خودم مخالفت کرده باشم. حتی در خیلی از موارد خودم پیش قدم شده ام و شروع کرده ام به نالیدن و جلب توجه دیگران که ببینید منِ طفل معصوم به خاطر ارث، سوخت و ساز پایین بدنم، دارو و …چاق هستم. منِ طفل معصوم غذایی نمیخورم، من با آب هم چاق میشوم، هر کاری میکنم لاغر نمیشوم. آیا این جملات مفهومی جز این دارد که آهای ایها الناس بدانید و آگاه باشید که من لایق چاقی هستم چرا که تسلطی بر شرایط خودم ندارم و هیچکاره ام.
حتی وقتی وزن کم میکردم و مورد تشویق و تعریف دیگران قرار میگرفتم سریع در جواب از سختی رژیم و ورزش می نالیدم و میگفتم الان خیلی سخت تر دارم وزن کم میکنم و بدنم مقاومت میکند و خدا کند که دوباره چاق نشوم، با اینکه لاغرتر شدم ولی هنوز این قسمت آب نشده است و در رابطه با اندامم کلی ایراد دیگر مطرح میکردم. این موارد چه معنی میدهد؟ غیر از این است که به لاغر شدنم باور ندارم ، باور ندارم این منم که کنترل اوضاع رو بدست دارم، که باور دارم که من هیچکاره ام و منتظر دوباره چاق شدنم چون لایق چاقی هستم.
حتی وقتی از وزن ۹۵به ۶۴ رسیدم و ۳۶ کیلو وزن کم کردم، باز هم در آینه از اندام خودم راضی نبودم و وقتی به خودم نگاه میکردم به جای اینکه به این همه تغییر شگفت انگیز توجه کنم و خودم را تشويق کنم، فقط به اضافه وزن باقیمانده توجه میکردم و هزار تا عیب روی اندام خودم میگذاشتم. باز هم لباس تیره میپوشیدم که لاغرتر نشانم دهد، لباس گشاد میپوشیدم که برجستگیهای بدنم مشخص نباشد و هر لحظه به این فکر میکردم که تا کی میتوانم به این روش ادامه دهم. به خودم میگفتم اگر رژیم رو رها کردم و دوباره چاق شدم چه. بعد در جواب به خودم میگفتم هر روز خودت را وزن کن هر وقت حتی ۱ کیلو بيشتر شدی سریع دوباره رژیم بگیر و همون ۱ کیلو رو کم کن تا دوباره چاق نشوی. پیش فرضم چاق شدن بود و اصلا منتظر چاق شدن بودم و فکر میکردم خیلی زرنگم و برایش راه حل پیدا کرده ام. در تمام دفعاتی که رژیم گرفته ام و لاغر شدهام هم رنج محدودیت غذایی و سختی ورزش را تحمل کرده ام و هم رنج ناشی از از ترس دوباره چاق شدن و افزایش وزن را تحمل کرده ام. به عبارت دیگر لاغری به جای ایجاد لذت و شادی فقط رنج مضاعف به همراه داشت.
هر بار که پسماند غذایی که دیگران حاضر نبودند بخورند را به بهانه حیف بودن می خوردم، این پیام را به خودم داده ام که ارزش دیگران از من بالاتر است و ارزش این غذا هم از من بیشتر است، چراکه این غذا حیف است و من حیف نیستم. غذایی که باید در سطل زباله ریخته شود من میخوردم که یعنی من هم یک سطل زباله هستم. هر بار که گفته ام پول دادیم حیف است و خورده ام، ارزش پول را از خودم بیشتر دانسته ام. به جای آنکه پول در خدمت من باشد، من بنده و خدمتگزار پول بوده ام. در تمام دفعاتی که رژیم گرفته ام در مناسبتها و مراسمها و یا وقتی که در جمع دیگران حاضر شده ام و سعی میکردم طبق رژیم عمل کنم، همیشه منتظر بودم که یک نفر به من بگوید حالا امشب تولده، عروسیه، جشنه، عزاست مسافرته، مهمونیه بخور، اشکال نداره، یک شب که هزار شب نمیشه ، حالا فردا کمتر بخور بيشتر ورزش کن تا این صحبتها مجوزی باشد برای خوردن. یادم است حتی بعضی از روزها میگفتم سرم گیج میره، حالت تهوع دارم، داشتم زمین میخوردم و … تا همسرم بگه حالا یه چیزی بخور ، اینقدر خودت رو اذیت نکن مریض میشی و من به خودم مجوز خوردن بدم. همه این موارد یعنی من اصلا به لاغر شدن باور نداشتم و خودم را لایق چاقی میدانستم.
برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن در خودم باید دوباره زندگی ام را مرور کنم و موفقیتهای خودم را در تمامی زمینه ها بررسی کنم. سختیهایی که با ایمان و باور به توانمندی خودم پشت سر گذاشته ام و تسلیم نشده ام و آن را تبدیل به موفقیتهای شگفت انگیز کرده ام. کسب رتبه خوب در کنکور، تحصیل در دانشگاه تهران، رتبه تک رقمی کنکور ارشد، کسب رتبه دوم المپیاد دانشجویی، کسب یک شغل بسیار مناسب در یکی از بهترین و بالاترین ارگانهای دولتی، غلبه بر بیماری سخت و هزاران موفقیت کوچک و بزرگ دیگری که در زندگی من وجود دارد و نکته مشترک همه آنها این است که من خودم را لایق میدانستم، خواسته ام، تلاش کرده ام ، استمرار داشته ام و توانسته ام.
خوب که فکر میکنم میبینم بدست آوردن اندام متناسب بسیار راحت تر و آسانتر از همه این موفقیتهاست. مثل اینکه وقتی من بتوانم ۱۰۰ کیلو رو بلند کنم قطعا میتوانم ۲۰ کیلو را هم بلند کنم. پس چرا نتوانسته ام لاغر شوم چون خودم را مسئول چاقی خودم نمیدانستم و خودم را لایق لاغری نمیدانستم. اما حالا که مسئولیت چاقی خودم را پذیرفته ام کنترل اوضاع را به دست میگیرم و شرایط را تغییر میدهم چون من بسیار با اراده و توانمندم و به هرچه که بخواهم میرسم. من انسان لایقی هستم. من لایق بهترینها هستم. من اشرف مخلوقات خدا هستم.
نشان های دریافت شده
(درک مطلب، شرح بر اساس محتوا، ذکر مثال مرتبط با موضوع)
.
سلام به فرشته های بهشتی و استاد گرامی.
گام پنجم:باید لیاقت لاغر شدن را داشته باشید.
کاملا درست است که لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت دارد.
۱-به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده ایدفکر کنید و بنویسیدچگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید؟دو روز است که ذهنم درگیر اینه است که هر چه به گذشته بر می گردم تجربه ای از چاقی ندارم و بر عکس تجربه از لاغری دارم که خواهر هایم هر موقع عصبانی می شدند به من می گفتند لاغر مردنی -کلاغ سیاه-این زمان دور ابتدایی و راهنمایی بود.تا اینکه بزرگتر که شدم یک مقدار اضافه شدم رنگ چهره ام روشنتر شد و خیلی خوش اندام و متناسب بودم و لباسها تو تنم زیبا بود و حالا بر عکس قبل همه از زیبایی و تناسب من تعریف می کردند .و این وضعیت تا متولد شدن فرزند دومم ادامه داشت که بعد یواش یواش اضافه کردم و از آن موقع به فکر چاره افتادم چون دوست داشتم در همان وزن ۵۰ کیلو بمانم و لذتش را ببرم۲-با توجه به توضیحات ارابه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟از همان زمانی که متوجه شدم به اضافه وزنم..،رژیم ها-پیاده رویها-رفتن به سالن ورزش -گرفتن مربی زیبایی اندام-خریدن کمر بند-ترتمیل و وزنه -خریدن سی دی دسته جمعی رقص-دمنوشها-انواع رژیمهای غذایی در طی این چند ساله درگیر آنها بودم به عشق رسیدن تناسبی که دوست داشتم همه تلاشم را می کردم و خیلی وقت ها تا نزدیکی می آمدم ولی هیچوقت به مقصد نمی رسیدم و حالا می فهم که مسیر را اشتباه داشتم و بارها از ترس اینکه چاق نشم به شکل های مختلف مسیر را تکرار می کردم.مخصوصا یک فرمول اشتباه یا یک مانع در ذهن من بود که وقتی فامیل از من می پرسیدن چکار میکنی که همیشه تو فرم هستی ؟چه می خوری؟چه نوع حرکتهای ورزشی انجام می دهید که جواب این بود (لاغر شدن خیلی سخت است باید براش زحمت بکشید ورزشهای سخت همراه با عرق کردن و چند حرکت که براشون انجام می دادم وحشت می کردند و هیچوکدوم نمی تونستن انجام بدهند و میگفنم ورزش همراه با رژیم و هر موقع رژیم تمام شد باید غذا خوردن را واچ کنید باید مواظب خوردن باشید)استاد الان که خودم فکر می کنم واقعا لاغری را در ذهنم سخت کرده بودم که برای چند کیلو هیچوقت به مقصد نرسیدم و چقدر بدنم را آزار دادم همین جا از بدنم معذرت می خوام.و حالا که مسیر را پیدا کردم با استمرار همرا با عشق به مقصد می رسم چون لاغر شدن برام ساده شد ار احساس خوبی که دارم آن را حس می کنم.۳-روش های لاغری که استفاده کردهاید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شدهاند یا سبب افزایش چاق تر شدن شدهاند ؟همانطور که گفتم وضعیت من متفاوت آست و همیشه متناسب بودم وهستم و همیشه لذت متناسب بودن را داشتم و حالا می خوام لذت خوش تراش بودن را داشته باشم که با وزن ایده الم درست می شه و همیشه خود را لایق زیبایی-لایق سلامتی لایق جوانی لایق تناسب اندام لایق تمام نعمت های خوب خدا که قابل شمارش نیست می دانستم ۴-پیشنهاد خود را برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید؟پیشنهاد من برای لیاقت لاغر شدن اینه که حالا که مسیر درست را به لطف خدا هدایت شدم و با استفاده از آگاهی های استاد مهربان و خوش قلب و با تلاش واستمرار و انجام تمرینات و گوش کردن فایل ها و خوندن دیدگاهای دوستان همرا با عشقی که همراه است باید راحت به مقصد برسم که حتمی می رسم چون طی این سالها با رنجی که بدنم و به روح و روانم دادم نتیجه خوب بوده بدنم خوب جواب داده و حالا که هیچ رنج و فشاری نیست و لاغر شدن آسانترین و زیباتری کار دنیاست پس مشکلی برای رسیدن به مقصد نیست و خیلی آدم خوشبختی هستم که به سایت شما آشنا شدم و خداوند مرا دوست داشته که شما را به من معرفی کرده انشالا هر جا که هستین در سعادت و سلامت کامل همرا با ثروت فراوان که لیاقت آن را دارید متشکرم استاد .
نشان های دریافت شده
(درک مطلب، شرح بر اساس محتوا، ذکر مثال مرتبط با موضوع)
.
بنام خدا 🌸گام پنجم 🌸
موضوع:لیاقت داشتن
هربار که خودموتواینه دیدم وازخودم بدم اومده من لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد کردم . وقتی نشستم عکسهای زمان بچبچگیمودیدم نگاه کردم و دیدم چطورلیاقت چاقی درمان ایجادشداززمانی که بچه بودم بارها به خاطر چاقی ازدیگران مسخره شد م چه پدرومادرچه خواهروچه اطرافیان فامیل همیشه به خاطر این که ازدیگران دوربشم کمترحرف میزدم و کمترابرازوجودمیکردم البته در زمان های هم که میخواستم تلافی کنم ونشون بدم که به خاطرچاقی قدرت دارم وقتی کوچک بودم دوست داشتم خودمونشون بدم اما هربار که میخواستم کاری انجام بدم باگفتن حرف های سرزنش کننده ومسموم منوازانجام دادن اون کار منصرف میکردن وحتی اگرهم میخواستم انجام بدم دیگه انجام نمیدادم وله این فکرمیکردم که چطوراین شکلی شدم از کوچیکی تابزرگی من احساس لیاقت روبه کلی درخودماندگی ازبین بردم زمانی که غذامیخوردم فقط برای اینکه بقیه ازمن راضی باشن وزمانی که میدونستم سیرم وبازهم ادامه میدادم به خوردن ومیگفتم حیفه حروم بشه درحالیکه حیف من بودم که داشتم خودموحروم میکردم من هربار که لباس گشاد میپوشیدم به خاطر اینکه دیگران نکنه درموردچاقی من نظربدن پس باید کاری کنم که لاغربه نظربیام خودم لیاقت چاق شدن رودرخودم ایجاد کرده بودم چون چیزی بود که باورداشتم وپذیرفته بودم امامیترسبدم ازدیگران بابتش سرزنش بشم به همین خاطر لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد کردم هربار که من به خاطرچاقی وچاقترشدن گریه کردم من لیاقت چاقی رودرخودم زیادکردم وزمانی بزرگشدم دیگه خودم میگفتم نه نمیتونم بااینکه میتونستم ویامیگفتم نمیدونم باینکه میدونستم درواقع من داشتم خودم احساس بی لیاقتی روکه مثل یک علف هرز هست ساقشومحکم ترمیکردم همه ی اون هارو به خاطر ترسهای آینده درخودم ایجاد کردم و همین باعث شد که من لیاقت روازبین ببرم زمانی که برای اینکه بچه ها ی مدرسه ازمن به خاطر چاقی دورنشن من بامسخره. کردن وحرف زدن درموردچاقی برای بدست آوردن احساس دوستی و صمیمیت بابچه های کلاس هرکاری میکردم که به من بخندن تابامن دوست بشن یاکارهایی براشون میکردم که به خاطرچاقی مسخرم نکنن من داشتم لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد میکردم و هرزمان که غذامیخورنداما عذاب وجدان میکردم لیاقت چاقی من بیشترمیشدوهربارکه به خاطر چاقی ازپدرومادرم و اطرافیان و سرانجام از همسرم هشداربهم داده میشدومن باظهارناتوانبودن لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد میکردم احساس گناه میکردم وازخدامیخواستم بمیرم درخودم لیاقت چاقی بیشترمیکردم وهربارکه چندبشقاب اضافه میخوردم و به زندگی وسلامتی و عمرطولانی ناسزامیگفتم لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد میکردم وهربارکه به جای آب غذامیخوردم توخستکی برای تفریح برای اینکه کاری کرده باشم غذامیخوردم وباباورهای مختلف من داشتم لیاقت چاقی رودرخودم ایجاد میکردم ۲.روش های لاغری فقط لیاقت چاقی رودرمقابل زیادکردباعث شدکه هربار لیاقت چاقی من بیشتروبیشتربشه شایدزمانی که رژیم میگرفتم میخواستم جسمم لاغربشهم وجسمم لاغرنشدبرگشت وزن لیاقت چاقی بیشترمبکردم میدونین به این خاطر بود که چیزهایی که من یکذعمرباهاشون زندگی میکردم وغذاهایی که دوست داشتم و ازخودم منع میکردم وبلافاصله بعدازتمام شدن رژیم محکم ترازقبل درمسیرچاقی ولذت غذاخوردن فراترازنیازقدمربرمیداشتمرته ذهنم این بودبذاررژیم تموم بشه اونوقت جبران میکنم دیگه اون موقع لاغرم ولی همیشه برگشت داشت واین باعث بیشتر شدن چاقی درمنرمیشدومنوحریص ترنسبت به غذامیخورنداما محدودیتهای زمانی فشارعصبی وفشارافکاروحرفهای مردم بیشترین من این روتاییدمیکردکه من ناتوانم،. ومن باقالب چاقی شکل گرفتم وشدم یک انسان چاق شخصیت من شدشخصیتی چاق بارفتارچاق که براش مهم نیس ومملوازناتوانی واحساسم بدونامیدی پس روشهافقط احساس بی لیاقتی رودرمقابل بیشترکرن و۲من هم فقط میخواستم که این احساس بی لیاقتی روکه درمن ایجادشدسرکوب کنم هربار که بیشتر از قبل با دیگران ب خاطرچاقی دعوامیکردم بیشترناراحت میشدم به این موضوع باورداشتم که من نمیتونم من مشکل دارم وازخودم بدم میاد امامیخواستم طوردیگه ای نشون بدم ولی واقعیت درذهنم چیز دیگه ای بودمن فقط تلاش می کردم که این احساس بی لیاقتی روکه همه به من میگفتن تونمیتونی روسررکوب کنم وباهاش بجنگم اماجنگ کردنباین احساس یعنی پذیرفتن این
هت که اون ازمن بزرگتره ونمیشه براش کاری کردوازش فرار کرد واین باعث بیشتر شدن این حساس و قدرت گرفتن اون میشه پس من باروشهایی که انتخاب میکردم این احساس روبیشترمیکردم ۴پوشیدن لباسهای موردعلاقم خوردن غذاهای موردعلاقم به اندازه ی نیازجسمم توجه به نیازجسمم وجایگزین کردن کارهایی که دوست دارم اما به خاطرچاقی انجام ندادم عمل کردن به خواسته های ی که همیشه دوست داشتم واینکه مسولیت کارو زندگیمو خودم به عهده بگیرم . ومنظردیگران نباشم که دیگران ب ام کاری انجام بدن .من مقصراصلی واقعی تمام زچاقی زندگیم هستم واین احساس بی لیاقتی روخودم درخودم ایجاد کردم وتعهدمیدم که درخودم احساس لیاقت داشتن روجایگزین کنم . من لیاقت پوشیدن لباس های شادوشیک رودارم من لیاقت خندیدن ازته ته دلمودارم من لیاقت لذت بردن از خودمون آرم من لیاقت دوست شدن باخودمم آرم من لیاقت سلامتی روندارم من لیاقت بدن متناسب با اندام ایده آل رودارم من لیاقت مادرنمونه بدنودارم من لیاقت احساس خوب و سرزنده و شاداب بودنودارم من لیاقت اعتماد به نفس داشتن وسربلندبودنودارم من لیاقت حال خوب داشتن ودارم ومن لیاقت بودن درمسیرلاغری رودارم.
من لیاقت اندام ایده آل و زیبایی رودارم لیاقت زندگی بدون ترس ازچاق شدن بدون نگرانی رودارم .
سلام به همه عزیزان و استاد گرامی توجه من به چاقی از باور اینکه بعد از بارداری چاقی در همه میماند و بعد عذاب وجدان بعد از خوردن و تحقیر کردن خودم تنفر از هیکلم افسوس خوردن از اینکه چرا متناسب نیستم لیاقت چاق شدن را در خودم ایجاد کردم زمانهایی که در حال رژیم گرفتن و لاغر شدن بودم لاغری را بسیار سخت و دور می دیدم پس لیاقت لاغری را در خود ایجاد نکردم و هیچ کدام از روشهایی که تا به الان استفاده کردم لیاقت لاغر شدن را در من ایجاد نکرد چون در همه آن روشها مدام در حال سرزنش خود بودم و ناراحت از اینکه مثلا مقداری از آن برنامه رو خوب اجرا نکردم در نهایت نا امید از خود میشدم پس هیچ کدام از آن روشها لیاقت لاغر شدن را در من پرورش نداد اما الان ابتدا تصمیم میگیرم که مسئولیت چاق شدن خودم را برعهده بگیرم بارها تکرار میکنم من مسئول چاقی خودم هستم تا ذهنم باور کند و دنبال دلایل بیرونی و بهانه تراشی نرود و بعد خود را لایق لاغر شدن میدانم لایق خوردن بهترین غذا ها لایق پوشیدن زیباترین لباس ها لایق بودن با اعتماد به نفس و لایق زیباتر شدن و متناسب شدن خودم
نشان های دریافت شده
(اشتیاق، احساس خوب، شرح بر اساس محتوا)
سلام . خیلی فایل آگاهی دهنده ای بود متشکرم🌷🌷🌷. اگه خوب بهش فکر کنیم و این باور و در خودمون ایجاد کنیم نه فقط در لاغری بلکه در همه ابعاد زندگیمون به بهترینا میرسیم .همه ما تو تمام این سال ها هر قدمی برای لاغری برداشتیم دقیقا برعکس داشته مارو بسمت چاقی بیشتر هل میداده چون خودم به شخصه یکبارم نشده با امید با حال خوب یه راهی و شروع کنم و واسه یه بارم شده خودمو تو شرایط ایده آلم تصور کنم . از همون اول باترس و حس بد شروع میکردم آدم بااراده ای بودما به هر سختی بود تمام تلاشمو میکردم اما خب یجایی دیگه حریف منفی بافیای ذهنم نمیشدم و بالاخره اتفاقی میفتاد و اون روش و رها میکردم مثلا رژیم یا ورزش .از همون ابتدا مدام صدایی تو گوشم میگفت تو اینبارم یا خسته میشی یا اتفاقی می افته بهم میخوره برنامت . تو نتیجه بگیر نیستی و این کشمکش تا روزیکه بالاخره منو زده میکرد از ادامه دادن وجود داشت و من هربار عصبیتر و خسته تر میشدم و اواخر دیگه صدرصد باورم شد که آقا در من چیزی بنام استعداد لاغری وجود نداره الکی دارم خودمو خسته میکنم . اما …. همش توهمی بیش نبود و نجواهای منفی ذهنم بود که مانعم بود باورای اشتباهم بود ولی من از کاه کوه ساخته بودم . حالا که به لطف پرورگار و زحمات شما راه صحیح و پیدا کردم باذره بین دارم پیدا میکنم این موانع و راه داره خیلی خیلی هموار میشه . این فایل و بشدت دوست دارم و هروز میخوام همیشه گوش بدم وبا احساس فوق العاده جملات و برای خودم تکرار کنم . من و تک تک شما عزیزان لیاقت همه چیزای خوب و داشتیم که خداوند اصلا اجازه پاگذاشتن به این دنیارو به ما داده اما خب اطرافیان و جامعه نادانسته باور عدم لیاقت و تو ذهنمون کاشتن . خداوند مارو بی دلیل اشرف مخلوقات و خلیفه خودش رو زمین اسم نگذاشته چنان قدرتی رو در ما به امانت گذاشته و به ما اعتماد داره که به فرشته هاش گفته به آدم سجده کنن وقتی خالقمون انقد برای ما احترام و ارزش قائله چرا خودمون از درکش غافلیم .خداوند انسان رو به جهانیان برتری داده آسمون و زمین و مسخر ما کرده اما دریغ …. که ما خودمون و باور نمیکنیم و فکر میکنیم از پس یه اضافه وزن برنمیایم. پس با توجه به همین مسئله باید اطمینان قلبی پیدا کنیم که از پس هر چیزی برمیایم ما خالق تک تک اتفاقات زندگیمونیم چه خواسته ها چه ناخواسته ها تازه باید خوشحال باشیم که همین اضافه وزن به ظاهر بد مارو بااین مسیر آشنا کرد و بهمون ثابت کرد ما مسوولیم ما خالق زندگیمونیم . من اوایل با دید بشدت منفی به اضافه وزنم نگاه میکردم اما الان بابت همین اتفاق هم شکرگزار خداهستم که اگه این مسئله نبود من اینهمه آگاهی جدید کسب نمیکردم .من از امروز متعهد میشم که فقط توجهم به تناسب و وزن ایده الم باشه با ذوق و شوق درموردش حرف میزنم خودمو تصور میکنم که به خواستم رسیدم و هروز این جملاتو تکرار کنم تا این باور دوباره در ذهنم شروع به کار کنه اونوقته خودبخود همه چی حل میشه .من این جمله آخرتون رو درشت نوشتم و جلو چشممه و تکرارش میکنم که : همین ذهنی که تونسته مارو به این شکل دربیاره میتونه مارو به شکل ایده آلمون دربیاره چقدر این جمله به آدم امید میده و کار و راحت تر میکنه 😍 به امید متناسب شدن و متعادل شدن در همه جنبه های زندگیمون 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
💖بنام خدای مهربان 💖
🌹سلام استاد آموزش دهنده لیاقتها و تغییر دهنده آنها و التیام بخش دردها 🌹و دوستان شگفتی ساز و پرقدرتم 🌹
💜گام پنجم 💜لیاقت داشتن 💜
واقعا من هم از اولی که با دوره های استاد آشنا شدم و دوره مقدماتی رو گوش دادم آرزو داشتم دوره🌹 خدا هرگز دیر نمیکند 🌹که حتی اسمشم برام بی نهایت ذوق میاره و از انتخاب همین نام زیبا هم کلی حس آموزش دارم 😅 رو هم برای خودم بخرم و لحظه ای که استاد عزیز دوره رایگان بی نظیر 💖 زندگی با طعم خدا💖 رو در اختیار ما قرار دادن خیلی خیلی خوشحال شدم و معجزاتی هم که از این دوره فوق العاده نصیبم شد مدام منو به شگفتی وا میداشت💃 حالا اگر در دوره شرکت کنم چقدر برام عالی تره و مطمئنم خدا وقتی رویایی رو در سر من انداخته به زودی مقدمات شرکت در اون دوره بی نظیر رو هم برام فراهم میکنه مخصوصا که هر چه سریعتر قصد دارم💖 دوره خلق آرزوها 💖رو هم به خودم هدیه بدم چون لایقشم و با مامانم صحبت کردم و راضی بوده😍 ولی بازم گفت اول دوره پیشرفته رو میخره😍
وای که چقدر این فایل عالی و فوق العاده بود و منو در نجواهای ذهنیم به سالهای دور و خاطرات گذشته برد خاطراتی که از گروه دوستانه چالشی سه رقمیهامون داشتیم همه دوستان رژیمی بودیم و صد در صد شنبه های ترازویی داشتیم و درسته که همه در سعی و تلاش بودن برای اول شدن در مقدار کاهش وزن 😅ولی یکی از دوستانمون در مهمونی گیر افتاده بود و به شدت دلش شیرینی میخاست و صاحبخونه هم میدونست که ایشون رژیم دارن و بهش تعارف هم نکرده بودن از وسط مهمونی به ما چت میکرد و راهاکار میخاست چطوری اون شیرینی رو بدزده 😐🙄 و دوستان براش راهکار میدادن و هر کسی یه نقشه برای هدایتش به خوردن اون شیرینی که به شدت رو مخش بود میکردن از جمله این که یجوری هواس صاحبخونه رو پرت کنه به بهونه اب خوردن اون شیرینی رو بپیچونه تو آستینش قایم کنه و بعد بره تو دسشویی بخوره 😥 یعنی لیاقت اون واقعا این بود اینهمه خفت و خواری رو تحمل کنه و خودشو عذاب بده همه دوستان هم مدام میپرسیدن چی شد بی عرضه بالاخره خوردیش یا نه حتی بیشتر از خود طرف مشتاق به موفقیت شیرینی خوردن اون بودن و پیگیر 😂 و تمام حواسشون این بود که نقشه دیگه ای بکشن که اون پیروز بشه 😂 یا خود من کل عروسیا و مهمونیایی که رفتم و مدام چشمم دنبال شیرینی و خوراکیهای روی میز میدوید حتی صاحبخونه مدام میگفت برای تماشا نیستن بخورین و من از ترس قضاوتهای دیگران مدام با ذهن من که در تلاش بود بخور پس چرا نمیخوری من میخام میجنگیدم و چنان حسرت و عقده ای در خودم پرورش میدادم که حد نداشت و خودمو لایق خوردن و لذت بردن نمیدونستم و مدام درگیری نجواهای ذهنی داشتم تو همینجوریش شام نمیخوری وای به حال این که الان اراده ات ضعیف بشه و گول بخوری که تسلیم مهمانوازی صاحبخونه بشی 😂 اون اگه تعارف میکنه با تو نیس که با متناسباست و این خوردنیا به تو حرام است و گاهی وقتی سرسختی منو میدیدین و مطمئنم در چشمام کاملا مشهود بوده با وسوسه کردن من میگفتن حالا یک شب که هزار شب نمیشه 😅خونه من کسی حق نداره رژیم باشه 😂 الان تو مسافرتیم تو این اب و هوا هضم میشه میره 😅 حالا هر وقت رفتی خونتون رژیم بگیر نترس بخور کسی کاریت نداره 😂بابات دعوات نمیکنه حواسش نیست بخور 😂 حالا یه امشب رو ناپرهیزی کن و بعدش چشم غره ها و پوزخندا و تمسخرا و متلکای اطرافیان رو بعد از خوردن کاملا به یاد میارم حتی شیرینی خامه ای که یکی از فامیلامون که خانوادگی رژیم گرفته بودن و قبلا همشون چاق شدید بودن و از کشور قطر مهمان خونه بابابزرگم بودن به همه شیرینی تعارف کردن جز من که گفت تو نخور تو خیلی چاقی برات اصلا خوب نیس و همیشه حسرت اون شیرینی به دلم موند و هر چقدرم شیرینی خوردم جای تحقیر و توهینی که اون به من کرده بود رو پر نکرد مثلا به حساب خودش به نفع من کار کرده بود ولی من مدام خودمو تحقیر و سرزنش میکردم که تو لایق همین حرفایی اره حق دارن تا لاغر نشی همیشه همین حرفا هست 😂 و انقدر فرشته درونم سرخورده و نابود شده بود که مجبور شدم نون خامه ای و اینا بخرم باز جای اون رو نگرفت و از ترس قضاوتها خودمو خیلی لایق بدتر از اینا میدیدم و خیلیم برام طبیعی بود بقیه به خودشون اجازه بدن منو شکنجه کنن 😅 و جیکم در نمیومد و هیچ اعتراضی بل اونا نمیتونستم بکنم فقط به خودم لعنت و فشار و اعتراض میکردم و همشو میریختم تو خودم و الان شک ندار، تمام اوگ حسرتها و عقده ها بود که تو دلم تلنبار میشد و مدام شکم منو بزرگ تر میکرد نه خوردن نیاز واقعی بدنم که روز به روز حجم غذای مصرفیم رو کم میکردم و حس میکردم من لیاقت خوردن هیچ خوشمزه ای رو ندارم و ترس بیشتر و بیشتر😅
یا حتی مهمونیای عید که پسرداییم خونه ما بودن و چاق بود و ظرف شکلات رو میز کامپیوتر بود داخل پذیرایی و پسرداییم میرفت و میومد یه شکلات میخورد و به جایی رسیده بود که مشت میکرد شکلات ها رو و میرفت جایی یواشکی بخوره و دخترخاله من که شاهد این ماجرا بود و خودش به شدت متناسبه و هر کار میکنه چاق نمیشه اومد مسخره کرد و برای همه تعریف کرد که من میگم چرا من هر چی میخورم چاق نمیشم شماها رو هم دیدم که نمیخورید هیچی پس اینجوری مشت میکنید میرید یه جا یواشکی میخورید ولی تا حالا نتونستم مچ آسیه رو بگیرم بالاخره یه روز اونم کشفش میکنم 😂 و یه جایی گیرش میندازم از نظر خودش مزه پرونده بود و خیلیم با نمک بود ولی انصافا من شده بودم آش نخورده و دهن سوخته و همه هم با خنده تایید کردن که حق کاملا با دخترخالمه و من از اون متنفر نشدم بلکه بیشتر از خودم متنفر شدم 😡😂 و خنده و مسخره زشت اطرافیان کاملا به جاست چون من هیکلم از همه گنده تره
ولی همین امسال که دامادمون تازه وارده در خونه ما و شب یلدا بخاطر کرونا دور همی نداشتیم بر عکس همیشه که خونه ما شلوغ ترین بود باعث شد یه تجربه عالی داشته باشم که در اینستا کامنت کردم اولش حتی گفتم این که چیز خاصی نیس ننویس ولی فرشته درونم میگفت بنویس دوست دارم خودتو تشویق کنی و ببینی تو هم لایق تناسب اندام همیشگی شدی بخاطر اینهمه تغییرت چون دامادمون خوردن منو کاملا زیر نظر داشت و خودشم متناسبه گفت من دقت کردم آسیه خانم داره اینجوری میخوره و اون جوری میخوره و دلم به شدت کرانچی میخاست و شرایط خوردنش مهیا بود 😍😂 تا دیدم زیر نظر داره منو خواستم خودمو مخفی کنم و پا رو دلم بزارم و نخورم ولی بعد گفتم خوب ببینه که چی من دلم میخاد و خوردم درست به اندازه ای که میلم بود 😅 و کلی خوراکی های دیگه هم بود قرار بود بستنی هم بخوریم با تماشای فیلم اخر شبی و من فرشته درونم رو لایق کودکی کردن دیدم و بعدش که خواستیم بخوریم همه خوردن منم محال بود بستنی رو رد کنم و هیچوقت حتی با این اموزشا هم بستنی رو رد نمیکردم با نهایت تعجب و خوشحالی گفتم نه من بستنی الان میلم نیس و نمیخام 😳 و کلی هم تو دلم ذوق کردم و ارامشم نگفتنی بود و فرداش بستنی رو میخورم خلاصه که فرصت خوردن اون بستنی که اصلا پیش نیومد و دادم خواهر زاده هام خوردن و حتی چند شب بعدشم همه خوردن باز من میلم نبود و نخوردم و فردای اونروز میلی به غذا هم نداشتم و بابام هی میگفت چته مریضی یبوست داری برو دکتر حالت خوب نیس و من با ذوق وصف ناشدنی که خودم در دلم بود گفتم نه بابا خدا رو شکر سالم سالمم فقط میلم نیس ارامش کودک درونم بی نظیرو فوق العاده بود نه صبحانه خوردم نه نهار و نه شام اینم بگم به هیچ عنوان رژیم نیستم و ترس از خوردنم به شدت کم شده و هر چی دلم بخاد میخورم و این تجربه برای من حیرت انگیز و شیرین بود و مدام به خودم افرین گفتم و بازم افرین میگم 💃💪🏻🏌️♀️ کاری که جدیدا در حال انجامشم چون قبلا وقتی میلم نبود یا به زور میخوردم یا میگفتم اینم که باز شد همون نخوردنه ولی این بار انصافا فقط از نخوردنم لذت و اشتیاق داشتم و تحول عجیبم که شاید حتی به نظر دیگران مسخره باشه😂💪🏻 حتی باز الانم نوشتم ته دلم ضعف و شیرینی اون لحظات تکرار شد 😍 و از وقتی در سایت مینویسم این تجربه ها به شدت زیادن و در حال جریان و رهایی که تو همه این سالها به دنبالش بودم در من قدرت پیدا کرده که از ذوق و اشتیاق انجام تمرینات و خوندن دیدگاههای فوق العاده دوستانم💃💃💃 که در ادامه تمرینات این مسیر سبز اون بهتریناشو براتون تعریف میکنم که الان خیلی طولانی نشه 😅
💜 به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید💜
استاد یه اعترافی کنم که الان قادر نبودم دوباره تمام اون مشکلات و تلخیها رو دوباره با تمام تمرکزم بنویسم و متن قبلی خودم رو کپی کردم و یه سری جدید یادم اومده بود اضافه کردم به متن تمرین قبلی واقعا تا قبل از نوشتن تمام پرونده های سابقم و حال خرابشون مرتب در حال به روز رسانی بودن تا بیرون نریخته بودمشون 😅😍 ولی گاهی حس میکنم الان از بس شاد و خوشحال و راضیم اون حرفا برام کم رنگ شده و مجبورم تقلب کنم تا بنویسمشون در صورتی که قبلا کاملا تمام اتفاقات جلوی چشمم بودن و انگار همین دیروز اتفاق افتاده بودن و عقده بودن که کسی حاصر نیس بشنوه 😅😂 الان که حس نوشتن و اشتیاق نوشتن هست و میدونم هم شکل و هیکلای خودم که تمام اینا رو مشابه تجربه کردن با لبخند و اشتیاق نوشتمشون واقعا تغییراتم خیلی خیلی برام پر رنگ تر میشه با نوشتن و کنکاش و جستجو در لایه های غبار گرفته ذهنم و این برام لذت بخش و شیرینه😍 و متاسفم اگر گاهی زیاده روی به نظر میاد از نظر دوستانم و همینجا هم از خودم و هم از دوستانی که با خوندن دلنوشته هام متاثر میشن معذرت میخام 🌹🌹🌹
💓با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید 💓
تلاش های قبلی من همه ضعف بود و سستی هیچ احساس لیاقتی در من وجود نداشت و کاملا بر عکس بود و تماما توجه به نالایق بودن بوده چون در مسیر انحرافی با اهرم رنج و فشار و شکنجه در تلاش شبانه روزی برای تخریب خودم داشتم و ناتوانی و تحقیر و هیچ ترمیمی در وجود من نبود و همه چیز عقده و حسرت و محرومیت بیشتر و نخوردن و حال و حس خراب بود واقعا همیشه باور داشتم هر رژیمی اولش شوک به بدنمه و از خواب بیدار میشه برای همین یکمی وزنم میاد پایین و یه سره رو مین جنگی ترازو بودم و همیشه هم کاملا باورم این بود بی لیاقت ترین ادم دنیام و مدام به خودم اثبات میکردم و بر علیه خودم شاهد جمع میکردم که تقصیر من نیس که دست خودم نیس ببینید من هیچی هم نخورم باز لاغری لیاقت من نیس من رو خدا افریده که فقط لذتهای دیگران رو ببینم و حسرت بخورم 😅😂 یه مثلی هم بود که ما فقط برای تماشای جهان امده ایم خواهر ترشیده حافظ 😂 درسته که بهش میخندیدیم ولی خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است بود و پر از درد و همیشه در مقام مقایسه با دیگران و خوب بودن همه بچل های مردم که باعث افتخار پدر و مادرشون هستن 😅 ولی من مایه سرشکستی و آبرو ریزی و خجالت در تمام جنبه های زندگیم حتی درسخون هم نبودم و همش بهم میگفتن خاک تو سرت بی عرضه تنبل نفهم کودن 😂😂😂 تن پرور 😅 بشکه غصه 😅 باید تو دبه ترشی بندازیمت 😂 حتی زشت ترین موجوادات تو کارتونا بابام میگفت این عینهو اسیه اس و منم اشک میریختم 😂
🌹ولی واقعا الان خنده هام از ته ته دلم و اعماق وجودمه چون راه خوشبختی و حال خوب در اختیارمه باز هم متشکرم از اموزشهای بی نظیر و فوق العادتون🌹
😂روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش چاق تر شدن شده اند 😂
تماما سبب افزایش چاقی من شده اند چون با وجود اینکه شدیدا رژیم داشتم هر غذایی در حال خراب شدن و حکم حیف بودن رو داشت باقیمانده غذای دیگران و ارزش قائل نبودن برای بدنم سطل آشغال متحرک بودم و از ترس اینکه دور بریزن چون به شدت محرومیت و محدودیت داشتم همون یذره غذایی که میخاستم بخورم و رژیمی بود رو هم از همون حیفه ها میخوردم میگفتم تو که همش غذات اندازه گنجشک هست و نبایدم از غذا لذت ببری خوب اینو بخور که نریزن دور اسرافم نشه 😂 دلت هم نسوزه😍
همین الان که داشتم ظرف میشستم خواهرم غذای رژیمی برای خودش درست کرده بود و یک تکه ناچیز سیب زمینی آب پز ته ظرف مونده بود من کلا سیب زمینی خیلی دوست دارم نهارمم خورده بودم و نه گرسنه بودم نه سیر اگه قبلا بود در جا میبلعیدم و میگفتم این که به جایی نمیرسه نزار بریزن دور گفتم تو هم که میلت میکشه بخور بلافاصله صدای استاد در گوشم پیچید مگه لیاقت تو سطل اشغال بودنه چقدر خوبه که نجوای فرشته درونم با صدای استاد در ذهنم تکرار میشه خیلی صدای استاد رو دوست دارم 😍😍😍👏🏻👏🏻👏🏻 آفرین به من 💪🏻 آفرین به صدای پر طنین و تکرار استاد گلم 😍 که خیلی برام لذت بخش بود و چشم دلم سیره و فکر نمیکنم که الان نخوردم دیگه فرصتش پیش نمیاد 😂 همه چی برعکسه
💖پیشنهاد خود برای گسترش ایجاد و گسترش 🌹لیاقت لاغر شدن 🌹 را در خود بنویسید 💖
💃من لیاقت پوشیدن بهترین لباسها رو دارم 💃من لیاقت استفاده و خوردن تمام نعمت ها و رزق و روزی خدا رو دارم 💃من لایق بهترینها هستم 💃 من لیاقت خوش تیپ بودن رو دارم 💃 من لیاقت ثروتمند شدن رو دارم 💃 من لیاقت با اعتماد به نفس عالی زندگی کردن رو دارم 💃 من لیاقت خوشبختی رو دارم💃من لیاقت استفاده و ایجاد ایده ال ترین شرایط رویایی خواستنی خودم رو دارم 💃 من لیاقت شجاع و توانمند بودن رو دارم 💃 من ذهن به شدت لایق و قدرتمندی دارم که تمام آرزوهام رو خلق کنم و خالق ادامه مسیر زندگیم به بهترین حالت ممکن باشم 💃 من لیاقت حضور در کنار بهترین هم کلاسی ها و شگفتی سازات رو دارم 💃 من لیاقت انتخاب و هدایت شدن از سمت خدای مهربون رو دارم 💃 من لیاقت شاگرد اولی بودن استادم رو دارم 💃من لیاقت اینو دارم که خودم بفهمم چقدر غذا باید بخورم و لیاقت دریافت پیغام سیری رو دارم 💃 من لیاقت تصمیم گیری برای تمام امور زندگیم رو دارم و لایق این هستم خیلی عاقلانه رفتار کنم 💃 من لیاقت اینو دارم که اجازه دخالت هیچ بنی بشری رو برای زندگی خودم ندم و طبیعی نمیدونم کسی دلش به حال من بسوزه 💃من لیاقت عصای دست پدر و مادرم شدن رو دارم💃 من لیاقت اینو دارم که کسی نگرانم نباشه چون خودم استحقاق اینو دارم که شایسته ترین فرد زندگیم باشم 💃 من لیاقت افتخار افرین شدن رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم که در جهانم همه چیز زیبا و نیکو و در اخرین ورژن تمام خوبی ها باشم 💃 من لایق و سزاوار تشویق های مکرر و پی در پی تمام اطرافیانم هستم 💃 من لیاقت داشتن بهترین امکانات رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم که بهترین نویسنده رویاهام باشم 💃 من لیاقت تندیس افتخار بهترین کارگردان و بازیگر زندگیم رو از خدا دریافت کنم دارم 💃 من لیاقت خوشبختی و سعادت هم این دنیا و هم اون دنیا رو دارم 💃من لیاقت اینو دارم که اشرف مخلوقات خدا باشم و شیطان از من نا امید بشه 💃من لیاقت امیدواری به بخشش و کرم و رحمت خدا رو دارم 💃 من لیاقت زندگی در بهشت جاوید و ابدی رو دارم 💃 من لیاقت بازیها و شادیهای کودکانه ای که از همون اول زندگی خودمو محروم کرده بودم چون دختر اول خانواده هستم و باید خیلی زودتر از سنم بزرگ میشدم رو برگردوندم و هم بازی خواهرزاده های گلم رو بشم دارم 💃 من لیاقت تفریح و شادی و خنده و بهترین مسافرت ها و بهترین هتل ها و بهترین امکانات رو دارم 💃 من لیاقت اینو دارم خوش پوش ترین باشم و خودم لباسامو انتخاب کنم نه لباسها منو نه رنگ ها منو هر رنگی که عشق کنم میپوشم هر مدلی که عشق کنم مال منه 💃 من لیاقت اینو دارم مثل پر کاه باشم و سالم ترین و بهترین بدن رو داشته باشم 💃من لیاقت اینو دارم بهترین رقصنده دنیا باشم و یاد بگیرم و خودم از دیدن رقصم شگفت زده بشم 💃من لیاقت اینو دارم که به خودم افتخار کنم و از دیدن خودم در اینه غرق در لذت بشم و عاشق خودم و خدای درونم باشم 💃من لیاقت اینو دارم که بانمک ترین ادم دنیا باشم و همه رو بخندونم نه اینکه بگریونم 💃 من لیاقت اینو دارم کسی به حالم افسوس و تاسف نخوره بلکه خودشون باید یه فکری به حال خودشون بکنن و سرشون رو بکنن تو زندگی خودشون نه من 💃
💖وای خدای من چقدر لیاقت داشتم و ازش غافل بودم با باورها و الگوهای غلط و بدرد نخورم و لیاقت اینو دارم که متحول ترین ادم دنیا بشم هنوزم کلی لیاقت هست که در مسیر سبز این سرزمین کشفشون میکنم و بهشون میرسم 💖
💖💖💖💖💖خدا جونم ممنونم که منو اینهمه لایق افریدی و خودم قدرش رو ندونستم و با دستای خودم این لیاقتها رو از خودم گرفته بودم و استادم یادم اورد من چقدر لایق بودم و بی خبر بودم یا خودمو به بی خبری و خواب خرگوشی زده بودم و خدا بواسطه بهترین استاد دنیا بیدارم کرد 🌹🌹🌹🌹🌹☺️ استادم بی نهایت سپاسگزارم از این فایل عالی و پر محتوا و شگفتی آور و فرصت عالی که نصیبم شد برای نوشتنشون
خدایا هزاران باز شکرت 💓💓💓 ۵۰ کیلویی شدن حق منه سهم منه و متناسب شدن از همه لحاظ با قدرت ذهن چه جسمی چه روحی آسون ترین و لذت بخش ترین کار دنیاست چون هدایتم این بار از سمت خداست بواسطه بهترین بنده خودش
نشان های دریافت شده
آسیه جون از متن زیبایت حظ کردم عزیزم تو لایق بهترین ها هستی ومن مطمعنم به زودی لایق شگفت انگیز بودن در دوره میشوی چقدر نوشتن ات به دل منیشنیه امیدوارم راه نویسندگی را جدی بگیری به نظر من تو لایق بهترین نویسنده بودن هستی گلم
نشان های دریافت شده
ممنونم عزیز دلم لطف داری همچنین نوشته های شما عزیزان هم خیلی دلنشینه انصافا تا قبل از شرکت در دوره های استاد جرات ولیاقت نوشتن نداشتم و حالا عشق میکنم با نوشتن خیلی لذت بخشه توانمند شدن و حس شجاعت
واقعاً افرين به اين همه ذوق 👏👏👏👏👏بهت تبريك ميگم عزيزم من و همه هم دوره اي هاي تو هم مطمئنيم كه تو لايق همه اين چيزها كه گفتي هستي👍👍👍👍 و همه ما اين لياقتها رو داريم و داشتيم ولي از انها بي خبر بوديم و تازه الان خداوند كسي مثل استاد روشن رو براي ما فرستاده كه به ما ياداورى كنه كه چه لياقتهايي داريم و از انها بي خبريم ممنونم از خداوند 🙏🙏🙏🙏🙏كه هيچوقت ما را با حال خودمون رها نميكنه و هميشه مثل كوه پشت ما ايستاده و هم چندين ممنون از استاد روشن واقعاً خدا خيرتون بده 🙏🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
دقیقا 😍😍😍😍😍قربونت عزیزمی لطف داری چقدر خوبه که داریم یاد میگیریم😄😄😄ما خیلی شجاع و توانمندیم👏👏👏👏💪💪💪💪 ما بدنیا نیومدیم که افسوس و حسرت بخوریم ما فقط به دنیا اومدیم که لیاقتهامونو بشناسیم و باور کنیم وبه همه خواسته هامون جامه عمل بپوشونیم
نشان های دریافت شده
سلام سلام
استاد درود بر شما
فايل بي نظير و پر محتوايي بود
و من رو خيلي برد تو فكر و دو روزي روش موندم و گوش دادم و نوشتم و خوندم و باز نوشتم تا اصلا اين حس لياقت رو فهميدم چيه
خيلي قشنگ توضيحش داديد ، سپاسگزارم براي اين فايل فوق العاده.❤️
گام پنجم ،روز ٤و ٥ بهمن
باوري كه مهمترين باور در مسير رسيدن بِه هر موفقيته باور حس لياقت هست.
نداشتن حس لياقت مانع و ترمز حركت كردن و ادامه دادن ميشه…
خوب من اينارو گوش دادم و نوشتم هي نميفهميدم انگار ، با خودم گفتم من يك ساله با دوره عزت نفس استاد عباسمنش خيلي خوب نتيجه گرفتم تو خيلي ابعاد پس چرا اين حس لياقت تو اين زمينه برام ايجاد نشده
فايل رو كه بار اول گوش دادم
هي اينو از خودم ميپرسيدم
برام نكته جالب اينجا بود كه شما گفتيد لياقت چاقي رو در خودت ايجاد كردي كه چاق هستي
خوب اين يعني چي!؟ من كه نميخام چاق باشم
تلاشي هم نكردم براي لياقت چاقي ايجاد كردن
پس لياقت لاغري چيه؟ لياقت چاقي چيه؟
اومدم متن كه نوشتيد هم خوندم و نت برداري كردم
برام بيشتر داشت شفاف ميشد و ميفهميدم
🔴لياقت چاقي : توجه به تنفر از چاقي ، توجه به بدت اومدن از چربي هاي اضافه بدنت ، نگراني از چاقي و چاق شدن، نگراني از خوردن ، سرزنش هاي مداوم براي خوردن و چاقي، حس بد لباس عالي تنگ پوشيدن از اندامم ، قهر با خودم و اندامم ، حال بد نسبت به خودم ، رژيم سخت ، ورزش سخت ، فرار از خودم و اندامم، سرزنش و مقصر دونستن بقيه ، نپذيرفتن مسئوليت چاقيم…🔴
خوب من فهميدم كه لياقت چاقي يعني چي؟ يعني توجه به همه اون موارد بالا و استمرار و مداومت تو اين توجه ، خوب مني كه از بدنم متنفرم چه طور انتظار همراهي دارم ، مثل وقتي بِه يه آدمي بگم انقد ازش بدم مياد متنفرم عمرًا اون طرف ديگه با من همراه باشه ، واي انتظار همراهي بدن خودم رو دارم با اين همه حس بد بهش ، مدام غر و سرزنش
و فهميدم
🟢لياقت لاغري : مسئوليت چاقي خودم رو بپذيرم ، خودم رو دوس داشته باشم ، حس خوب نسبت به خودم داشته باشم ، توجه به نكات مثبت خودم، از غذا خوردن لذت ببرم و مدام براي خَر لقمه استرس نداشته باشم ، بگم نوش جونت بخور، مثل بچم كه بهش ميگم همون رفتاري كه با همسرم ميكنم بعد غذا ازم تشكر ميكنه ميگم نوش جان بِه خودمم بگم ، با خودم مهربون باشم، با خودم آشتي باشم،با خودم لذت ببرم از زندگي، خودم رو ارزشمند و لايق رفتار خوب بدونم و با خودم عالي برخورد كنم ، بِه خودم عشق بدم نه تنفر…🟢 تا شگفتي ساز بشم 😊
من تا الان دو تا ترمز بزرگ مسيرم رو فهميدم و بايد آگاه و با كنترل ذهن باهاشون همراهي كنم تا روندش طي بشه و اصلاح بشن تو ذهنم
🔵اول عجله در نتيجه
🔵دوم حس لياقت چاقي رو تبديل كنم بِه حس لياقت لاغري
خوب بريم سراغ تمرين هاي اين جلسه عالي:
🟠لياقت چاق شدن در من :
١-رژيم هاي سخت و أذيت كردن خودم با رژيم ها
٢-ورزش هاي چربي سوزي و كلاس هاي خصوصي
٣-گياه خواري
٤-خوردن قرص ٥٠٤٠
٥-نا مهربوني با خودم
٦- از خودم بدم اومدن ، از اندامم بدم اومدن
٧- مقصر دونستن مامانم كه دوس داره بچه ها همش بخورن
٨-هربار تو آينه از قسمت هاي چاق و قلمبه بدنم بدم اومدن و فرار كردن ازشون با پوشيدن لباس هاي گشاد
٩-نپذيرفتن خودم ، من هميشه تو ذهنم اين چيزي كه تو آينه ميبينم رو نميبينم ، تو ذهنم خودمو متناسب ميبينم و بعد كه ميرم لباس بخرم تو آينه اون فروشگاه تنفر بي نهايت از خودم مياد سراغم ، در واقع من مدام دارم از خودم فرار ميكنم
١٠-حس بد موقع خوردن چه گرسنگي جسمي چه اضافه خوري، در حالت با هر قاشقي كه ميخورم فقط ذهنم داره ميگه زياد نخوري بِسه چاق ميشي نخور نخور …. ولي ميخورم و اون حس بد هم دارم
١١-بالا آوردن بعد پرخوري بي لياقتي محض
١٢-لذت نبردن از غذاها و طعم ها
١٣-سرزنش مدام خودم
١٤-مقايسه خودم با آدم هاي لاغر
١٥-بي اعتبار كردن خودم با روش هاي اشتباهي كه اين سالها رفتم و نشده
🟠من تو روش هاي قبل فقط داشتم اين حس لياقت چاقي رو بيشتر و بيشتر ميكردم
با توجه بِه حس بد و تنفر
و واقعا قوانين دنيا بِه توجه ما پاسخ ميدن
كاري ندارن اون بِه ضرر منه يا بِه نفع من
اصلا خوب و بد و نفع و ضرر براش تعيين نشده
من هر فركانسي بفرستم از همون جنس رو دريافت ميكنم
🟠روش هاي قبل همشون باعث ايجاد افزايش لياقت چاقي شدم ، با عرضه دونستن خودم بعد نتيجه دلخواه رو نگرفتن، بي ارادگي، سرزنش و حس گناه، حس بد از خوردن ها ، استمرار در چاقي رو بيشتر كردن در واقع اون روش ها و استرس كه براي لاغري ميكشيدم ، نكنه نشه ، نكنه …. همه اينا حال بد داده بِه من در واقع
🟠من بايد رو اين ترمزم خوب كار كنم
هر روز صبح بِه خودم ياد آوري كنم
حس لياقت لاغري رو و با خودم عالي رفتار كنم خودم رو دوست بدارم همينطور كه هستم
عاشق خودم باشم
گذشته رو فراموش كنم و خلق كنم زندگي و سبك و حال و توجه جديد رو
استاد سخته ولي ، چه طور راحتش كنم ، چه طور اون حس بد خوردن هر قاشق غذا رو از خودم دور كنم؟
واقعا جهاداكبر ميخاد
☺️من ميپذيرم چاقي و وزن الانم رو خودم ساختم با لياقت چاقي و توجه بِه چاقي و من خودم مسئول چاقي خودم هستم☺️
من لايق اندام زيبا و متناسب هستم
من لايق سايز ٣٨ و وزن ٦٥ كيلو گرم هستم
من لايق لذت از لحظه لحظه زندگيم هستم
من دوست داشتني هستم همينطور كه الان هستم با همين اندامم
من خالق زندگيمم و ميتونم بسازم و خلق كنم اندام جديدم رو
من لايق آرامش در خوردن هستم
من لايق لذت طعم ها هستم
من لايق سبكي معده هستم
من لايق گوارش ستامبا كاركرد عالي هستم
من لايق سلامتي هستم
من لايق جواني و شادابي هستم
من لايق حال خوب بعد هر خوردن هستم
من لايق پوشيدن لباس هاي زيبا و شاد هستم
من لايق انتخاب آزاد براي خريد لباس هام هستم
من لايق لذت ديدن خودم تو آينه هستم
من لايق شگفتي ساز شدن هستم
من لايق تناسب اندام هستم
من لايق بدني خوش فرم هستم
من لايق ذهني متمركز بر كارهاي واجب زندگيم هستم
من همونطور كه بِه اندازه ميخوابم و از خودم راضيم و ميتونم بِه اندازه نيازم بخورم و رضايت داشته باشم از خودم
من لايق تناسب فكر و ذهنم هستم
من لايق اون راه و روش باي ديفالت كه خدا بدو تولد هدايتم كرده هستم و بايد اون تنظيمات رو فعال كنم
استاد توجه بِه اندام خوب و حس خوب بِه اندامم برام سخته خيلي، يه روز خوبم چند رو باز اون حس بد مياد
چه بكنم ؟
سپاسگزارم
در پناه الله شاد و ثروتمند باشيد 😍
نشان های دریافت شده
سلام دوستان . تمام سعی و تلاشی که در سالهای قبل انجام دادم هیچکدام در جهت ایجاد لیاقت لاغری نبوده است . فقط چاقی را تشدید کردم چون از ان متنفر بودم و با توجه به اموزشهای تازه از هر چی متنفر باشی گسترش ان بیشتر است چاقی نیز گسترش بیشتری داشت.اصلا در مورد اینکه لیاقت تناسب را ایجاد کنم چیزی بلد نبودم تا بخواهم ان را ایجاد کنم . و هیچکدام از روشهای لاغری اصلا ربطی به ایجاد لیاقت در ما نداشت و همه انها مربوط به موارد بیرونی و بی اثر بود.