0

روش های لاغر شدن (قسمت سوم)

روش های لاغر شدن
اندازه متن

🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجه‌ی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش‌ های لاغری شدن آشنا بشیم.

اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃‍♀️

بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنی‌ای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور می‌کنه، نه بدنمون!

وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدن‌مون شده، می‌تونیم راحت‌تر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡

💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟

ما سال‌ها با سبک زندگی، افکار و عادت‌هایی زندگی کردیم که باعث اضافه‌وزنمون شدن.

پس اگه می‌خوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشه‌ای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱

وقتی روش درست رو بشناسی:

✅ دیگه بین رژیم‌های مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمی‌شی

✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس

✅ و مهم‌تر از همه، یه مسیر رو پیدا می‌کنی که هم به ذهنت می‌سازه، هم به بدنت!

وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر می‌مونی، بلکه از هر قدمی که برمی‌داری لذت می‌بری ❤️

از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟

اگه مدت‌هاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزن‌ت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.

چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقی‌مون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.

🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟

لاغری با ذهن دقیقاً همون‌قدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!

همون‌طور که سال‌ها با باورها و احساسات‌مون چاق شدیم، حالا هم می‌تونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و این‌بار برای همیشه!

پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگی‌ت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانه‌ست.

مقاله‌ای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست می‌یابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن می‌شوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان می‌دهد که نگرش مثبت می‌تواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.

🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آماده‌ست

در دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش می‌دم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

به لطف خدا، طی این سال‌ها صدها نفر با همین آموزش‌ها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.

🌟 شگفتی‌سازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن

اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن می‌تونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزن.

اون‌جا عکس‌ هنرجوهایی رو می‌بینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد می‌تونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:

از بین روش های لاغر شدن، کدوم‌یکی واقعاً جواب می‌ده؟

چاقی ذهن

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست می‌خورند؟

تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟

هیچ‌کدوم از ما برای چاق شدن برنامه‌ریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بی‌هیچ زحمتی، کم‌کم چاق شدیم…

اما حالا که می‌خوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهن‌مون هم‌خوانی نداره.

ما سعی می‌کنیم با روش‌هایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدن‌مون نداره.

مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…

🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواه‌مون نرسیدیم؟

جوابش خیلی ساده‌ست:

چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچ‌وقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.

این نشون می‌ده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

راز لاغر نشدن

❌ چرا خودمون رو مقصر می‌دونیم…

خیلی وقت‌ها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمی‌گیریم، شروع می‌کنیم به سرزنش کردن خودمون:

  • “من بی‌اراده‌ام”
  • “من عرضه لاغر شدن ندارم”
  • “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمی‌تونم لاغر شم…”

بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجه‌ای که دلمون می‌خواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیق‌تر شکل می‌گیره:

احساس ناتوانی در برابر چاقی

و کم‌کم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون می‌سازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”

✅ اما مشکل از ما نیست، از روش‌هاست!

اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا اراده‌مون.

ما آدمای بی‌اراده‌ای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.

🧭 پس راه‌حل چیه؟

اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده می‌کنیم.

کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟

کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم می‌کنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد می‌کنه؟

وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت می‌تونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.

راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر می‌سازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.

🎯 جمع‌بندی جلسه:

در این جلسه، مفصل درباره‌ی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…

بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.

توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:

🔹 فرق بین فرمول‌های مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟

🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئله‌ی اضافه‌وزن فرق داره؟

🔹 و از همه مهم‌تر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشه‌اش کجاست؟

این‌ها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبت‌ها فکر کنی، می‌فهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت هم‌خوانی دارن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

 🔍  مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمول‌های ذهنی

با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:

۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوت‌های فرمول‌های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.

🔍  مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوت‌های خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما می‌دانید که **تفاوت اصلی در فرمول‌های ذهنی است.**

بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:

🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچ‌وقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمی‌کند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمول‌های ذهنی من با امیر است.

🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف می‌کنند، اگر سیر باشد برنمی‌دارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمی‌توانم تعارف دیگران را رد کنم.

🔍  مرحله سوم: تفاوت‌های فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟

۱- تفاوت‌های فکری من با افراد متناسب؟

۲- تفاوت‌های رفتاری من با افراد متناسب؟

🔍  مرحله چهارم: ارزیابی روش‌های لاغر شدن

روش‌های مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کرده‌اید را مورد بررسی قرار دهید و روش‌هایی که باعث تغییر در فرمول‌های ذهنی‌تان شده‌اند را شناسایی کنید.

برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:

– از **کدام روش‌های لاغر شدن** تا کنون استفاده کرده‌اید؟ شرح دهید:

🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمول‌های ذهنی

 📉 **مثال:**

“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.

💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمول‌های ذهنی و روش‌های لاغری که امتحان کرده‌اید با ما در میان بگذارید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.00 از 295 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11420
438 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۱/۳۱ ۰۰:۳۸
      مدت عضویت: 2309 روز
      امتیاز کاربر: 18063 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 960 کلمه

      نگرش و درک شما بعد از استفاه از محتوای آموزشی درباره فرمول های ذهنی چیست؟

      گاهی با شنیدن یک حرف ، عقیده و نظر آدم تغییر میکنه. یا کسی که اون حرف رو میزنه خیلی قبول داریم یا اینکه بر اثر تکرار اون مطلب رو باور می کنیم. فرمول ذهنی به نظر من نقشه مسیر زندگی ما رو تشکیل میده . در زمینه ی چاقی مثلا حرف ها و شنیده ها و دیده های ما جسمی رو ساخته که سال هاست درگیرش  هستیم و در حالت عادی کسی به این فکر نمیکنه که علت انباشته شدن چربی ها در مغزش باشه و عادت ها و افکاری که داره .

      اهمیت فرمول های ذهنی برای من بعد از این فایل پررنگ تر شد. و اینکه گاهی برای پاک کردن آنها شاید سال ها وقت لازم باشه چون سال های قبل به صورت مستمر روی هم جمع شدن ، به ثمر رسیدن و حضورشون در زندگی ما انگار که خیلی طبیعیه.

      فرمول هایی که انقدر قدرتمند هستند که حتی وقتی از نظر جسمی درک می کنیم که سیر شدیم ولی باز ادامه میدیم ، فرمول ها کارشون رو عالی انجام میدن چون این همه سال توانستند ما رو چاق نگه دارند ، پس حتما فرمول های لاغری هم به اندازه ی کافی قدرتمند هستند که تا همیشه ما رو متناسب نگه دارند.

      تفاوت های فرمول های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.

      یکی از تفاوت های من با افراد متناسب به نظرم این هستش که اون‌ها نسبت به غذا هایی که دوست دارند حریص نیستند یعنی خیلی معقول برخورد می کنند و چیزی باعث تغییر در میزان مصرف آنها نمیشه. و در واقع میشه گفت کنترل درونی دارند و کمتر از عوامل بیرونی تاثیر می گیرند.

      رنگ و بوی و تنوع مواد غذایی نمیتونه روی فرمول های ذهنی آنها تاثیری بذاره ولی من اگر غذایی باشه که دوست داشته باشم برای خوردنش لحظه شماری میکنم و می تونم بگم بیشتر لذت از زندگی رو به خوردن محدود کردم.

      از کدام روش های لاغر شدن تا کنون استفاده کرده اید را شرح دهید.

      ۱. لاغری با رژیمی که از پزشک تغذیه گرفتم حدودا ۵ کیلوگرم . اولین باری بود که دیگه چاقی خیلی به من فشار وارد کرده بود و برای همین به دکتر مراجعه کردم تا به خیال خودم از روش اصولی و علمی وزن کم کنم و تحت نظر متخصص باشم و اون برای من تصمیم بگیره که چی و چه مقدار و چه ساعت بخورم و نتیجه فکر کنم نهایت یک ماه دوام داشت و روی فرمول های اخلاق من خیلی تاثیر داشت جوری که مامانم گفت نمیخواد لاغر بشی بداخلاق میشی ولی فرمول های چاقی دست نخورده باقی ماندند. 

      ۲. ۳ کیلوگرم با استفاده از دستگاه دراز نشست که به مدت یک ماه استفاده کردم تونستم کاهش وزن داشته باشم. تبلیغات دستگاه‌ دراز و نشست رو می‌دیدم که تغییرات فرد رو نشون میداد گفتم دیگه من راهم رو پیدا کردم همینه.. این رو بگیرم باربی میشم. دو سه ماه اصرار کردم تا برام خریدنش به شرط اینکه حتما هرروز استفاده کنم.

      منم از ذوق و شوق چند ماهی استفاده کردم و شکمم آب شد ولی هم کمرم درد میگرفت موقع درازنشست زدن هم اینکه روزهایی که نمیتونستم انجامش بدم عذاب وجدان بدی میگرفتم و نتیجه ماندگاری زیادی نداشت.. و من به سرعت حتی چاق تر هم شدم و این روش هم جز مهره های کمر من روی هیچ چیزی تاثیر نداشت چه به برسد به فرمول های ذهنی!!!

      ۳.یک کیلوگرم در طی یک ماه که دمنوش لاغری بود فکر کنم اول صبح میخوردم کم کردم. این روش که اصلا نتیجه خاصی نداشته که بخواد روی فرمول ها تاثیری داشته باشه.

      ۴. یک کیلوگرم کاهش وزن رو وقتی یک ماه اسفند خوردم تجربه کردم. بدترین روشی که به نظر خودم انجام دادم همین بوده چون اصلا دلم نمیخواست اسفند بخورم و نتیجه خاصی هم نگرفتم و زود برگشت و کلی اذیت شدم و یک ماه سختی بود.

      و تاثیری در فرمول های ذهنی من نداشت. 

      ۵. رژیم پزشک تغذیه که دو دفعه گرفتم تقریبا ۳ کیلوگرم کم کردم.

      این‌ دکتر که رفتم پیشش خیلی عجیب و غریب بود و فقط بلد بود تحقیر کنه که چرا نتیجه نگرفتی چرا وزنی که باید طی یک هفته کم می کردی ، کم نکردی،  تو تنبلی ، تو نمیخوای لاغر بشی و… کلی اینجوری حرف بارم می کرد سری آخر هم پول رژیم رو گرفت ولی برنامه ای بهم نداد!! 

      ۶. ۵ کیلوگرم با استفاده از رژیم یک هفته ای میوه کاهش وزن داشتم.

      این رژیم به یادماندنی‌ترین و آخرین رژیمی هستش که گرفتم چون تا مراسم بله برون عمویم یک هفته وقت داشتم و لباسم تنگ بود و با این روش تونستم ۵ کیلو کم کنم و لباس اندازه ام شد.. 

      ولی یک هفته ی سختی بود چون من اون موقع خیلی اهل میوه نبودم و حالم بد میشد ولی اون نتیجه موقت که به من داد راضی بودم اما ماندگار نبود که و تاثیری هم در فرمول های ذهنی نداشت.

      ۷. و آخرین بار هم با استفاده از لاغری با ذهن ۱۶ کیلوگرم کاهش وزن رو تجربه کردم.این وزن طی یکسال و نیم یا دو سال به من برگشت دلايل  متعدد داشت مثلا من باور نمی کردم که نتیج گرفتم جسمم لاغر بود ولی هنوز خودم رو چاق می دیدم سایز ۴۰ می پوشیدم ولی یکبار یکی از فامیل به من گفت تو امکان نداره سايز ۴۰ باشی ( با اینکه شلوار سايز ۴۰ تنم بود) و من گفتم آره من هیچ وقت نمیتونستم اینقدر باشم و یک جا لیز خوردم و هرچی کم کرده بودم دوباره برگشت چون من به خودم اعتماد نداشتم.

      در این روش فرمول های ذهنی من دچار تحول و دگرگونی عمیقی شدند و حتی بعد از چند ماه که رها کرده بودم اما رفتار درست و غلط رو تشخیص میدادم. خیلی از باور ها هنوز با من هست مثلا جز روش ذهنی هیچ روشی رو برای لاغری معتبر نمیدونم و دیگه سمت شون نرفتم،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      ۱۴۰۳/۰۱/۰۳ ۱۶:۲۹
      مدت عضویت: 1195 روز
      امتیاز کاربر: 25326 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 755 کلمه

      دقیقا درست و کامل همه آدمها از هیچ روشی برای چاق شدن استفاده نکردند 

      از هیچ روشی برای فقیر شدن استفاده نکردند 

      از هیچ روشی برای روابط نادلخواه استفاده نکردند

      ولی خیلی روشهای متفاوت و خنده دار و داغون استفاده کردیم برای لاغری ثروت روابط و هر چیزی که خواستیم

      من با ورودیهام تحت فرمولهای چاقی قرار گرفتم و متوجه شدم چاق هستم و از چه روشی لاغر میشم

      اولین باری که برای لذت و سرگرمی رفتم ورزش و بعد از مدتی بهم گفتند لاغر شدی

       پس فهمیدم ورزش مساویست با لاغری 

      مدتی برای کار به یک منطقه گرمسیر رفتم و موقعی که برگشتم گفتند لاغر شدی 

      متوجه شدم گرما مساویست با لاغری 

      از خدمت سربازی برگشتم و لاغر شدم‌

       فهمیدم نخوردن و فعالیت و سختی کشیدن مساویست با لاغری

      و تموم اینها به من نشون داد که من چاق هستم و فرمول چاقی در من ثبت شد 

      یادم هست هر بار بعد از هر روشی که لاغر میشدم با خودم می گفتم‌ دیگه حواسم هست و رعایت میکنم ولی فرمول چاقی دیگه ثبت شده بود و فرمول لاغری هم از روش های متداول ثبت شده بود اینکه من چاق هستم و کاریش نمیشه کرد و تا زمانی که از روشهایی که منتهی به رژیم و ورزش میشه لاغر میشم و هر زمان هم ازشون استفاده نکنم چاقی شروع میشه 

      هر بار از هر روشی که استفاده میکردم آخرش میدانستم که چاق میشم چون به این باور رسیده بودم که تا زمانی که در محدودیت و رژیم هستم میتونم

      نه در لاغری در هر چز دیگه ای که میخواستم 

      پول بیشتر مساوی با فعالیت فیزیکی بیشتر 

      روابط خوب مساویست با بحث کردن و به کرسی نشوندن حرفت

      در کل این القا شده بود هر چیزی میخواهی با سختی بدست میاد و آسون میره

        و مداوم در حال فشار بیشتر و کم خوری بیشتر بودم تا جایی که مدام به فکر این بودم که چیکار کنم چیزی نخورم

       به دنبال عصای موسی میگشتم که چیکار کنم لاغر بشم

       واقعا اراده هم میکردم ولی پایدار نبود بخاطر اینکه مدام در ذهنم خوردنی ها رژه میرفتند و هر بار هم در رژیم ها یک روز در هفته به خودم استراحت میدادم و به قول بدنسازها در رژیم به بدنم شوک میدادم که باعث تحریک بشه و چربی بیشتری بسوزونه ولی همیشه هر هفته منتظر اون روز استراحت بودم که هر چی دلم میخواد بخورم ولی هیچ وقت امکان پذیر نیست

       برای اینکه وابسته به عوامل بیرونی بود

       در ذهن من چاقی نقش بسته بود هر کاری هم میکردم باز چاقی مانده گار بود و هر روز هم نقشش پررنگ تر میشد 

      در هر موقعیت در برخورد با خوردنی ها چاقی نقش میبست پس چه استفاده میکردم چه استفاده نمیکردم چاقی من قوی و قوی تر میشد

       مثل تیری در چله که تحت فشار هست و با یک اشاره پرتاب میشه ولی تفاوتش اینه که اینقدر کشیده شده که سرعت و پرتابش از هر بار سریعتر و قویتر هست و نشستن به هدفش هم محکمتر

      هر آنچه هست و نیست اول و آخر باید من افکارم را منظم کنم نگرشم را تغییر بدهم 

      دوست فوق العاده متناسبی داشتم که ۲۴ ساعت شبانه روز در حال خوردن بود و زمان هایی که ساعت غذا خوردنش تغییر میکرد سر درد میگرفت و یا لرزه به بدنش میوفتاد 

      خیلی ازش سوال میپرسیدم در مورد نگرشش نسبت به غذاها و نوع برخوردش 

      و یک جواب داشت نمیتونم چیزی نخورم و همیشه در حال خوردن بود و خیلی هم دوست داشت چاق بشه حتی دکتر هم رفته بود و داروی چاقی گرفته بود ولی تاثیری روش نداشت

       بعد کنکاش و پرسش های زیاد متوجه شدم که الگوی رفتاریش پدرش بوده و از اون الگو برداری کرده میگفت برخوردش با خوردنی ها نسبت به پدرش نصف اون هم نیست و این دوستم خیلی کمتر از پدرش میخوره و لاغر هم هست

        پدرش ۲ یا ۳ برابر اون میخوره و متناسب هست 

      و برای من کاملا مشخص شد که یک باور براش ثبت شده یک باور بسیار قوی که خوراکی اصلا چاق کننده نیست و از روش خوردن هم میخواست چاق بشه ولی هر روز متناسب تر میشد در حدی که حتی یک گرم چربی نداشت و شکمی سیکس پک هم داشت 

      و این برای من خیلی قویتر و محکمتر شد که مواد غذایی نه لاغر کننده هستند و نه چاق کننده 

      این ذهن من هست که بهشون این قدرت را میدهد 

      این شخص در این حد بود که میگفت اگه غذا نخوره نمیتونه بخوابه و اگه هم بخوابه کابوس میبینه و از خواب بیدار میشه و باید یه چیزی بخوره تا راحت تر بخوابه 

      خیلی از رفتارها و افکارمون براساس باورهامون رقم خورده و آگاهی نداریم در موردش هر روزی که در این محیط بیشتر حرکت میکنم ذهنم خالص تر میشه 

      افکارم شفاف تر میشه

       و توانمندی هام بیشتر

       استمرار ثمره نتیجه و پیشرفت هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۴ ۱۵:۰۵
      مدت عضویت: 847 روز
      امتیاز کاربر: 410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 649 کلمه

      این جلسه باعث شد بیشتر از قبل باور کنم همه چیز از ذهن من سرچشمه می گیرد ، پذیرفتم که من با شایعات و حرف ها و افکار بقیه چاق شدم . دفعه اول که با دوره های شما آشنا شدم خیلی جبهه گیری کردم و گفتم نه این رژیمی که دارم بهترین راهه اما کمی واقع بینانه تر نگاه کردم متوجه شدم حدودا ۲ماهه که من دیگه نمیتونم وزن کم کنم چون مثل قبل نمیتونم خودمو کنترل کنم و دربرابر خوراکی ها مقاومت کنم چون هنوز ذهنم همونه یا دفعات قبلی که فقط وزن کم کردم و دوباره برگشتم چون من ذهنم همان افکار سابق را داشته پس وزن من دوباره مثل سابق شد اما اینبار متفاوت است من به این باور رسیدم این رژیم هم مثل بقیه است و هیچ فرقی ندارد چون من هنوزم پرخوری دارم من ایمان دارم تنها راهی که برای من باقی مانده و من را لاغر میکند ، لاغری با ذهن است. 

      دوست نزدیک من فست فود میخورد از تنقلات دست نمی کشد همیشه می گوید ژن خوبی دارد اما من وقتی دقت کردم متوجه شدم اصلا به این موضوع فکر نمیکند که ممکن است با خوردن یک اسنک انباشته از سس قبل ناهار چاق شود اما من هر خوراکی که میخورم فقط به این فکر میکنم الان چاق میشوم به حدی وسواس گرفتم که وقتی سبزیجات میخورم به این فکر میکنم الان خیلی خوردم پس چاق میشم . از وقتی شروع به گوش دادن کردم رژیم سابقمو ندارم و راحت تر و کمی بیشتذ میخورم البته بدون هیچ احساس گناه و ترسی بلکه لذت میبرم اما گاهی ناگهان میگم نکنه دارم چاق میشم اما الان تمام ذهنمو مختص میکنم که رژیم برای من جواب نمیده فقط این راه کمک من میکنه فقط ذهن من ، منو از چاه چاقی بیرون میکشد و باعث میشه اندامی زیبا و وزن معقولی داشته باشم. 

      از دیگر دوستان من متناسب است و از جان آدمیزاد تا شیر مرغ در زمان خالی بین کلاس ها میخورد من حتی نمیتوانم تصور کنم یک ظرف بزرگ میوه خشک بخورم یا برای ناهار دوتا لواش لقمه کنم و بخورم انباشته از کالباس و گوشت اما همیشه به من میگه ای وای فکر کنم چاق شدم ای وای باید برم ورزش کنم .

      اسم خاصی ندارد اما دکتر مربوطه خیلی تعریف خودش را می کند و بسیار از برنامه های خودش تعریف میکند البته حقم دارد طی چندماه خیلی راحت وزن کم کردم اما برگشتم به سابق حدودا در ۶ ماه ۱۵ کیلوگرم کم کردم اما به طور نوسانی حدودا ۲ماهه که درحد ۱ یا ۲ کیلوگرم از وزنم برگشته تاثیر در ذهن من نداشت این بلکه بیشترم باعث آسیب های گسترده ذهن و روانم شد .

      بسیار بسیار پرخاشگر شدم به حدی که نمیتونم برای لحظاتی خانواده خودمو تحمل کنم همیشه درحال دعوا باهاشونم ، هربار خودمو جلوی آینه میبینم با خودم میگم چقدر چاق شدم اینجا چربی داره چربی اونجا هنوز هست و این افکار به مدت ۶ یا حتی ۷ ساعت طول میکشد تا بتوانم فراموش کنم ، خواب راحتی ندارم شاید آخرین بار دوران راهنمایی بود که راحت خوابیدم چندین بار از خواب میپرم همیشه درحال کابوس دیدنم محتوای همگی اضافه وزن و چاقیه . ریزش مو شدید گرفتم با دارو کنترل شد اما از تاثیرات رژیمه . رژیمی که این اواخر داشتم بسیار کم بود مقدار غذا ها به حدی که بدن من احساس ضعف میکند یک روز قند بدنم خیلی کم شده بود تا مرز بیهوش شدن رسیده بودم سردرد و چشم درد بدی داشتم اما طی یک هفته برام تکرار شد هنوزم وقتی بدنم افت قند پیدا میکند باید چیز شیرینی بخورم تا بیهوش نشم و در این مدت مرگو با چشمای خودم دیدم و خیلی اتفاقی به این رسید آیا اینقدر ارزش داره؟ اما از طرفی خیلی ناراحت بودم برای شکستن رژیمم اما اینجا بود که خدا منو به سمت اینجا هدایت کرد و میدونم منم میتونم برای همیشه لاغر بشم و این تغییر همیشگی باشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۲ ۱۵:۳۶
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      با سلام 

      من بخاطر کندی اینترنت  یا نمی‌دونم دلیل دیگه ای فایل صوتی و تصویری رو موفق نشدم ببینم و گوش بدم .

      اما باتوجه به آموزشایی که از متن گرفتم و این چند وقت تو سایت هستم تمرین امروز رو انجام میدم؛

      خب هر شخصی نسبت به هر چیزی یه فرمول‌هایی در ذهنش داره که بسته به نوع اون فرمولها و اعتقادات زندگی می کنه .اعتماد به نفس،خلاقیت،هوش،انسانیت و هزارتا چیز دیگه هست که به مرور زمان با توجه به تربیت و زندگی در جامعه به خورد ما داده میشه و چاقی و لاغری هم یکی ازوناست.

      آنقدر ما از همه جا شنیدیم که پرخوری باعث چاقی میشه که باورمون شده که بدن ما قدرت این که هر چی داخل بره رو هضم بکنه و به انرژی تبدیل کنه نداره و از یه جایی به بعد اونا رو ذخیره میکنه،بدون اینکه تا بحال فک کرده باشیم که بدن هوشمند ما احتیاجی به ذخیره مواد در خودش نداره و فقط مغز محل ذخیره سازی اطلاعات هست.

      ارث ،ازدواج،زایمان،بیماری،مصرف دارو مقدار خواب و تحرک همه اینها فرمول‌هایی هستند که خیلی حرفه ای وارد ذهن ما شدن و ما بعنوان دلایل چاقی قبولشون کردیم.

      برای تفاوت خودم با یه فرد متناسب از یه خانواده متناسب میگم؛

      من چند ماه پیش رفتم رفت خونه دوستم که اتفاقا هم خودش و شوهرش و هم بچه هاشون متناسب و ریزنقش هستند،وقتی من رفتم دوستم داشت آشپزی میکرد.

      قابلمه ای داشت توش قرمه سبزی می پخت دقیقا یک سوم قابلمه ای بود که من توش هم مون قرمه سبزی رو میپزم، خیلی تعجب کردم ازش پرسیدم که چرا اینجوری ؟

      گفت خب اگه بیشتر درست کنم اضافه میاد مجبورم بریزم دور،گفت تازه همینم بعضی وقتا اضافه میاد.

      برام خیلی جالب بود آخه منم که تو قابلمه بزرگتر درست میکنم چیز زیادی  از غذا نمی مونه. نهایت آنقدری که شام بچه ها بخورن .

      اتفاقا یه روز اومدم منم همون کارو کردم و تو قابلمه کوچیک خورش درست کردم ببینم چطور میشه،

      چون ظرف کوچیک بود همه غذام جافتاده تر شده بود و به قول معروف یه وجب روغن روش بود،مهمتر از اون با همون مقدار خورش همه مون سیر شدیم و مشکلی پیش نیومد.

      از قضیه لاغری و اینجور چیزا بهش نگاه نکرده بودم تا الان که این فایل رو خوندم و با مثال شما یادم اومد ازون خاطرم.

      الان که فکر میکنم می بینم دلیل تناسب خانوادگی دوستم سبک غذا خوردن و غذا درست کردنشونه.

      خیلی نکته جالبی داشت و اون زمان پی نبردم و الان فکرمو مشغول کرد.

      ممنون که با این فایل باعث شدین من نگاهم  دقیق تر بشم و از اطرافیانم  درس بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۱/۰۶ ۲۰:۲۹
      مدت عضویت: 1233 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام بر پرودگار مهربان وفرمانده کل هستی 

      سلام براستاد عطارروشن وهم دوستان. هم‌مسیر 

      نگرش من بعد از استفاده از. متحوای لاغری چه 

      من بعدازورد به سایت واول امدم تواین و مسبرکه ۱۲ گام یاد بگیرم بر برای خودم انجام  بدم‌فردی متناسب لاغر بشم این‌ چیزی بودکه تو این مسیر باهش رو برو بودم  و تو ذهنم داشتم چون کل زندگی من به رژیم‌گرفتن گذشت تو هر برنامه یی زمان نیازبودکه اون رژیم انجام بدم برای  خودم  انجام بدم کمی وزنم‌کم‌ بشه طبق این الکو داشتم با این مسیر هم برخورد می گردم 

      وفتی شروع کردن به کاره باره  اول که فایل اول رو گوش کردم  ازش هیجی نفهمیدم هیجی 

      با تکار حدود ۷ بار انکار یی جیزی خیلی کم ازش متوجه شدم‌یی بسته کامل که فقط یی لایه ای از بیرونش درک‌ کنی چیز زیادی دست گیرم نشد برای من که به این شکل بود  با گذشتن ازاین ۱۲ گام چونکمن به هیج عنوان کاره ذهنی انجام ندادهدبودم وهیچ چیزی ارزش بلد نبود پس این ۱۲ گام رو حدود فکرکنم بالای  ۲۲ روز وفت گذاشتنواشتم فکرکنم‌۲۲  روز رفتم‌توبخش ۱۰۰ گام اونجا رو شروع کردم وحدود ۸۵ روز فکرکنم وفت من‌گرفت تازه شاید روزی ۱۰ تا الی ۱۵ ساعت طمانوگذاشتم‌نه بهددرک ناقص ازاون مسیر رسیدم تواون بخش به درک بعضی  ازوفایلهاها که آسون بود رسیدم ولی بعضی روبه شکل شک تردید از فهم بهش رسبدم‌ و بازم‌ کسترش خیلی بشتری به من داد تا عید کل دورها تهیه کردمکاز۱۹ فرودین به شکل کامل تومسیر ورد به سرزمینولاطعرها وفت گذاشتم به شکرخدا بعدازتمام شدن دورهواول ازفردا دوره دوم رو شروع کردن‌وحدود ۲ روز هست که تکارباره دوم رو تمام‌کردم  کلی به رشد ومشرفت خودم‌کمک بزرگی رو دادم  متوجه شدم‌که کجایی مسبر بدپودم چطوراین چاقی  به وجود آمده جطور باید برطر فش کنم  وتازه شروع گار شد. برای من‌تا زمانی که ننیدوستم‌جطورچاق شدم‌چطر بای برطرف کنم‌داستم فقط تباهی درست روکسب میگردم این‌اگای توذهنمکنفوذ کرد ارام اراپ‌تطعییرکوچک کوجک به زندگیم دادم‌و شد مسبر لاغری با ذهن وکل زندگی  پررنک شده کل زندگیم رو بهش اختصاص دادم ومن عاشق این مسیر شدم نه دل زده میشن نه  خسته میشه روزبه روز برای داشتن این مسیراز خداوند تشکروسپاس دارم 

      تفاوت فرمون ذهنی من با یی فرد متناسب چی بو که بهش رسیدم 

      من دریافت تو ذهن افراد متناسب هیج  جیزی  از چاق افکار چاق اصلا نیست ولی نا زمانی که به شکل تحقیقی این کاره در انجام دادم  متوجه شدم اصلا هیچ از باوره وفرمولی که تو ذهن من هست تو طدهن افراد متناسب وجود  نداره اصلا نه ترس  نه ونگرانی ازچاق ونه ترس نقشه خوردن چطور خوردن چی روبا  جی  خوردن حمله کردن به غذا برای تفریح  نگاهی ازاین همه شکلی که برخورد با مواد غذایی بود به هیج عنوان تو ذهن این افرادنبود تازه شکل کاره رو متوجه شدم آنها نه باوره من  داشتم نه توجه من داشتم ونه ترسهای من رو توبخش چاقی داشتم اصلا هیجی از ذهنم من‌ تو ذهن انها نبود  با سوال جواب که تو دورهام‌ توتمرین اون داشتم دراین‌ موضوع پی بردم‌ افردی که من ازشون سوال کردم افراد  نزدیک من بودن‌ ولی من هیج زمان‌ چنین سوالی از شون نکرده  بود وفتی  می پرسیدم جوابش یادداشت میکردم خودم کلی تعجب داشم‌که تا اون زمان فکرمی کردم آنها فقط غذا کم‌ میخورن ولی با من فرقی نداره ولی داشتن چقدر زیاد تو افکارتو مرود افکارتو باوره وتو نگاه کردن تو برخورد با موادغذای تو خیلی چیزها فرق اساسی بودین من و آنها  با دست یابی به این‌اگاهی بود که دریافت اگه من‌شکل آنها رفتار گفتار وعمل کنم ودمن به مرو مثل آنها متناسب میشم و دارم کم کم‌ به آرامی به شکل این افراد کارمیکنم درآینده نزدیک مثل آنها هم ازتناسب کامل  بهرمند خواهم شد 

      چه روشهای لاغری رو استفاده کردم 

      به شکرخدادن طی این مدت که‌تواین مسبر هستم در یافتم‌ چقدر فشار زیادی به جسم وارد  کردم که اون لاغر کنم هرجری زور زدم‌که لاغر بشم‌ نشد ولی به جاش چافتر شدم از هرمدل هر نوع ففط عمل جراحی نکردم دارو  زیاد و مصرف نکردم ولی مدلهای بی حدی رو داشتم حتی کلیو کلیو زیره خوردم م و زنجبیل خوردم‌کاره به بیمار ستان هم‌ کشیده دجار مشکل معده شدم خونرزی. اون بخش داشتم کلی درگیری این بخش مشکلاتش روهم داشتم بازم به شکرخدا به خوبی مشکل هل شد دیگه بهش اصلا فکر انواع ومدلها زیاد  برنامه ۵۶ سال زندگی من بود کهوازهموشون به شکرخدا خلاص شدمو ارامش خیای خوبی روبهش رسیدم من میدنم با بودن واستمراربه هدفمککهوتناسب هست بی هیجوسکی خواهم رسید به خودم زمان دادم عجله کنارگذاشتم  بع زودی که اون دست خداوند هست کاره خودم تناسب کامل رو خواهم داشت که چون کل مسب رو دارم به شکل کامل درست طی نیکنم‌کم‌کاری ندارم خسته نمیشه عشق به خودم‌ هدیه میدم با طلوع هر صبح اولین‌ نگاه تواینه منزلم خواندم میثاق نامه زندگی تعییر پیدا گرده خودم‌کلی خنده نشاط به خودم‌ میدیم‌و در ادامه زندیگم‌ چندین فایل رو دیگاه مینویسم تکرار دارم یاد می گیرم‌ اگه ازبین به زندگی خودم نگاه کنمو خودم متوجه نمیشه این من هستم‌که تو۴ مسبر  این دوره ام کاره رو به پیش میبرم تا تازه  زندکی شخصی خودم رو هم دارم‌ زبان اموزی روهم کنارش شروع کردم  اون به شکرخدا داره خوب  پیش میره سلام  پیش اگه کسی یی عکس یا  یی فیلم از امروز به من‌ نشون‌ میداد می گفت تو سال آینده تود هم چین زمانی به این شکل زندگی خواهی کرد بی شک‌ می گفتم‌ امکان نداره این من‌ نیستم این یی فرد دیگه هست ولی برای من شد اون به شکر خداوند هست از نعمت توجه نگاه خداوندم دارم برای هرکدوم هم کلی ازخدایی خودم تشکر و سپاس دارم که من هدایت کرد وحمایت کرد که تو این‌  مسیر باشم و خودم  رو به  شکل  خوب نجات بدم 

      خدا پشت وپنا هتون  یا حق. حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 432 کلمه

      سلام بر استاد و دوستان عزیزم 

      من سال ۹۹ خواهر شوهرم  که در کانال تلگرام از طریق دکتر تغذیه برنامه گرفته بود معرفی کانال و ثبت نام من اون زمان ۸۷ کیلو بودم تونستم با ۳ دوره ۴۰ روزه به وزن ۶۳ کیلو برسم یه روز رفتم شبکه بهداشت بعد از ماینه گفتن که توده سرطانی در سینم دارم چون خواهرام سرطان سینه داشت و پدر خدا بیامرزم دختر دایی خدا بیامرزم سرطان داشتن و بر اثر سرطان مردن منم ترسیدم گفتم حتما لاغر شدم فهمیدم توده دارم اگر چاق بودم نمیفهمیدم در اینجا رژیم ول کردم و دنبال درمان شدم که شکر خداوند چیزی نبود بعد اون گذشت تا سال۱۴۰۱دوباره با یه کانال تو سروش تبليغاتي  آشنا شدم نتایج دیدم دوباره ثبت نام وارد کانال شدم ۲ تا  دوره۴۰ روز  رژیم گرفتم اینبار باوزن ۷۶کیلو به ۶۲ کیلو رسیدم و چهل روزه سوم تهیه کردم دو هفته از رژیم گذشته بود که فهمیدم  که بچه سه ماهم ایست قلبی کرده و مجبور به کوتاژ شدم و رژیم ول کردم الان..۶۷کیلو هستم  همیشه وزنم بر میگشت فکر میکردم برنامه غذای رژیم با برنامه و روتین زندگیم هماهنگ نیست و من این اعتقاد دارم که هر وقت شاد هستم لاغرم و هر وقت غمگین میشدم چاق بودم   تصمیم گرفتم از رژیم قبلیم دوباره استفاده  کنم شروع به انجام رژیم شدم که در روز سوم رژیم بودم در این تاریخ ۱۴۰۲/۹/۲۸ تو ایتا با کانال تبليغاتي  هپی فت آشنا شدم و رژیم ول کردم بعد اومدم دوره رایگان با لاغری با ذهن تو گوگل زدم که با سایت خوب دکتر روشن آشنا شدم همیشه سر میزدم تو گوگل  و فایلهای تصویری تو آپارات ادامه دادم که فایل ۷ و ۸ نداشت باید تو یوتیوب  و من نمیتونستم وارد شم  و بلدم نبودم وارد سایت شم تا دیروز ۱۴۰۲/۱۰/۱۰ موفق شدم وارد سایت شدم و فهمیدم روش‌های دیگه جواب نمیده و انجامش نمیدم الان فهمیدم بهترین راه لاغری با ذهنه من تونستم با کنترل مغزم و  با لاغری با ذهن از ۶۹ کیلو تونستم به ۶۷ کیلو  برسم این روش خیلی عالی بود حسم حالم خوبه و اشتیاقم خیلی زیاده برای لاغر شدن لاغری آسان‌ترین کار دنیاست من پذیرفتم که مسئول چاقی خودم بودم و انتخاب درستی نداشتم باید انتخابهامو تغییر بدم لاغر بشم و   از استاد عزیز خیلی ممنونم از خدای خودم خیلی ممنونم منو تو راه متناسب شدن قرار داد الهی شکرت خیلی حالم خوبه سبک شدم منم معتاد سایت شما شدم هر روز گوشی دستم میفته  میومدم تو گوگل سریع میام تو سایت دیگه تو واتساپ یا ایتا نمیرم تو کانالها دور بزنم خیلی خوشحالم خدا بهتون خیر بده سلامتی دلخوشی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,463 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز

      تمرین آموزشی جلسه سوم

      وقتی ورودی‌های مختلف از محیط اطراف از طریق شنیدن، دیدن، خواندن وارد ذهنمان می‌شود به دنبالش یک گفت و گوی ذهنی ایجاد میشه این گفت و گوی ذهنی و افکار وقتی تکرار میشن و وقتی نمونه‌هایی در راستای اون افکار در محیط پیرامون مون میبینیم کم کم اون افکار تبدیل به باور میشن و تکرار باور عادت های فکری و به دنبال اون عادت های رفتاری رو در ما به وجود میارن. ینی دیگه ناخودآگاه میشن. و با دیدن اون محرک مغز دستوراتی که بهش داده بودیم رو به ما میده و ما ناخودآگاه به اون عمل می‌کنیم. اگر بخوام در مورد خودم مثال بزنم من وقتی که غذا می‌خورم حتی وقتی که سیر میشم اگر اون غذا رو خیلی دوست داشته باشم بازم می‌خورم تا حدی که احساس ترکیدگی کنم چون میترسم بعدش گرسنه بشه البته این در مورد همه‌ی غذاها صدق نمی‌کنه غذاهایی رو که دوست دارم فقط برای لذت می‌خورم کاری به احساس سیری ندارم. قبل از ورود به دانشگاه در محیط شهری کوچک تری درس می‌خواندم و تحت کنترل پدر و مادر بودم یعنی وقتی می‌خواستم بستنی و پیتزا بخورم اونها باید بهم اجازه می‌دادن یا اونها باید برام غذا رو می‌‌خریدن تا بخورم عملا هیچ آزادی و حق انتخابی نداشتم.  اما وقتی که وارد دانشگاه شدم خب اون فشار و کنترل‌‌گری کم کم از روی من برداشته شد. دیگه وقتی که با دوستانم بیرون می‌رفتم کسی نبود که منو کنترل کنه پس آزاد بودم اگر می‌خواستم هر روز چیزی رو که دلم میخواد بخورم می‌تونستم بخورم درواقع صفت حریص بودن در مورد غذا در من فعال شد. از طرفی در طول دوران تحصیلی چند روز مونده به امتحان یا در شرایط استرس دوست نداشتم که غذای مضر و هله هوله بخورم چون می‌ترسیدم که مریض شم و دل درد بگیرم پس باز یه کنترلی روی من بود که در زمان های خاصی غذای دلخواهم از فست فود تا شیرینی و بستنی بخورم. هر وقت که دوستانم پیشنهاد کافه و رستوران و فست فود می‌دادن من با کمال میل می‌پذیرفتم و به گونه‌ای رفتار می‌کردم که انگار دفعه‌ی بعدی بیرون رفتنم ممکنه یک سال دیگه باشه پس باید نهایت استفاده رو از این موقعیت بکنم. پس تا جایی که میشد می‌خوردم . این رفتار جدید خودش رو به این صورت نشون میداد که حتی وقتی بعد از خوردن غذا سیر میشدم باز میخواستم ادامه بدم به خوردن تا جایی که دل درد بشم و دیگه معده اجازه ادامه به خوردن نده. در چند سال آخر تحصیلم این شرایط تشدید شد یعنی دفعات رفتن به فست فود و رستوران و کافی شاپ یکی دوبار در هفته میشد و حتی اگر بیرون نمی‌رفتم در محل کارم هم غذای بیرون و نوشیدنی سفارش می‌دادم یه همراه دوستانم و تا جایی که میشد می‌خوردم‌. یه جوری می‌خوردم که احساس میکردم این آخرین خوشیمه و روزهای آینده روزهای پرچالش و پر استرس و سختی برام خواهد بود پس بذار از موقعیت الانم قشنگ استفاده کنم مگه من چقدر تولد و عروسی و مهمونی میرم ؟ دیگه مهمونی و تفریح من همینه. اما مشکل به همین جا ختم نشد . این عادت حرص برای غذا در مورد غذاهای دیگه هم به وجود اومد و تبدیل به عادت شد. علاوه بر اون به خوردن یه سری خوراکی ها عادت کرده بودم. عصرا که از خواب بلند میشدم میخواستم یه لیوان قهوه فوری با یه شیرینی به ظاهر کم شیرین بخورم و اگر نمی‌خوردم عصبی میشدم. هر زمان که بیرون می‌رفتم دلم میخواست یه نوشیدنی مثل لاته قهوه شیک بخورم بدون توجه به سیر بودنم.

      باور دیگه ای که داشتم این بود که از گرسنگی خیلی بدم میاد حالاتی که بعدش پیدا میکنم از سوزش معده و سرگیجه تهوع سردرد احساس ضعف بیزار بودم و چون باید کار فکری میکردم اصلا دوست نداشتم که احساس گرسنگی من به حدی برسه که احساس ضعف کنم. زمانی که سر کار بودم همیشه در جیبم بیسکویت و خرما میذاشتم که اگر نشد برم اتاق استراحت تا چند ساعت، همون جا یه چیزی بخورم. آنقدر در دوران کاری استرس داشتم که برام مهم نبود چی میخورم فقط دوست داشتم چیزی رو بخورم که دوست دارم . دیگه تحمل فشار و استرس ممنوعیت غذایی رو نداشتم. در خانه هم میخواستم غذامو کامل بخورم حتی اگه سیر شدم باید غذامو کامل می‌خوردم ینی قابلمه باید خالی میشد و نباید غذا تهش میموند چون بعدش مادرم غر میزد که الان با این غذای اضافه چی کار کنم که پس منم بدون توجه به احساس سیری فقط می‌خوردم تا مبادا بعدش گرسنه بشم. در مقایسه با دوستانم وقتی باهاشون بیرون میرفتم اونها حجم کمتری غذا میخوردن  و بعد میگفتن سیر شدن و ادامه نمیدادن ولی من همچنان ادامه میدادم چون تند غذا میخوردم پس زودتر غذام رو تموم میکردم و از اینکه بشینم نگاشون کنم تا اونها هم غذاشونو تموم کنن بدم میومد واسه همین به غذا خوردن با وجود سیری ادامه میدادم. کلا غذا خوردن برام یه تفریحه چون احساس میکنم از بقیه‌ی جنبه های زندگیم لذت نمی‌برم می‌خوام همه رو با غذا خوردن جبران کنم. صبحانه رو همیشه می‌خوردم چون بدون صبحانه کار و درس رو شروع کردن باعث احساس ضعفم میشد اما در صبحانه هم حریص بودم مقدار کره‌ای که به هر لقمه میزدم میزان مشخصی نبود دوست داشتم بیشتر به لقمه کره بزنم لقمه های بزرگتر با کره و عسل بیشتر. موقع ناهار شام قاشق رو به حدی پر میکردم که غذا ازش می‌ریخت و این کار ناخودآگاه بود یعنی وقتی به اندازه نصف قاشق غذا میذاشتم روی اعصابم میرفتم انکار چیزی در مغز من می‌گفت پرتر پرتر بیشتر بیشتر حجیم تر بزرگتر بخور فقط بخور.

      نمونه فرد متناسب دیگری در اطرافم  پدرم هست. تا به حال از پدرم هم این جمله رو نشنیدم که وای خیلی غذا خوردم و دارم می‌ترکم پس همیشه به اندازه غذا می‌خورده و اگر بهش شیرینی تعارف میشد یکی برمیداشت نه چند تا. پدرم معتقده که در مصرف مواد غذایی از هر چیزی باید به اندازه مصرف کرد. تا به حال ندیدم که در مصرف غذایی زیاده روی کنه. کیفیت مواد غذایی براش مهمه و اغلب مواد غذایی سالم می‌خوره و همیشه میگه که غذاهای مضر برای تفریحه و اگر به دفعات کم باشه ایرادی نداره پس از خوردن هیچ غذایی ترس هم نداره و به میزانی که سیر شود غذا می‌‌خورد. ولی من غذا رو برای لذت می‌خورم برای اینکه اون لذت طولانی بشه حجم بیشتری  در زمان کمتری می‌خورم تا اون احساس رضایت رو بکنم. افراد متناسب به اندازه نیازشان در ظرفشان غذا می‌ریزند ولی من دوست دارم ظرف غذام پرتر باشه اون حجم غذای زیاد بهم احساس آرامش میده‌. ناخودآگاه تند تند می‌خوردم که بیشتر غذا بخورم و آرامش بگیرم. افراد متناسب زمانی که گرسنشون میشه غذا می‌خورن ولی من بعضی خوراکی ها رو به صورت عادتی میخورم یعنی مسئله گرسنگی سیری من نیست من می‌خورم چون دوست دارم بخورم. و اگر غذایی رو ببینم حتی اگر سیر باشم چون مغزم دوست داره اون مزه رو تجربه کنه پس به من دستور میده که اون غذا رو بخورم.

       پدرم هر روز بیست دقیقه نرمش می‌کنه و تا به حال ازش نشنیدم که بگه من ورزش می‌کنم که لاغر شم همیشه گفته با ورزش روزانه حس بهتری دارم ولی من ورزش می‌کنم برای لاغر شدن برای همین هر بار ورزش رو شروع کردم بعد یه مدت ولش کردم.

       تا به حال از دوستانم که لاغر و متناسب هستند نشنیدم که وای الان چیزی که خوردم چاقم می‌کنه ولی من موقع خوردن فست فود و شیرینی این استرس رو دارم که چاقم می‌کنه.

      در مورد روش های قبلی من برای لاغری، یه دوران با ورزش و رژیم پنج شیش کیلو کم کردم بعد از رها کردن رژیم و ورزش چندین سال در یک محدوده وزنی ثابتی بودم و بعد با تغییر سبک زندگیم به مرور چاق و چاق تر شدم. یک بار هم از رژیم لیمومی استفاده کردم و طی یک ماه چهار کیلو کم کردم ولی با رها کردن رژیم دوباره به وزن قبلیم برگشتم. چون در رژیم باید همش غذا رو وزن کنی کالری بشماری یعنی همش خودآگاهت درگیره و داری از خارج خودت رو کنترل میکنی، مغزت میخواد غذا رو ولی تو میگی نه این ممنوعه اون ممنوعه این رو باید کم بخورم، فرمول های مغزت تغییر نکرده فقط به زور داری جسم رو تغییر میدی. به محض رها کردن رژیم ذهن برمیگرده سراغ فرمولای قبلی و دوباره همون آش و همون کاسه. ولی اگر ذهن تغییر کنه و بگه که هر وقت سیر شدی دیگه به غذا خوردن ادامه نده، اگر چیزی رو دوست نداری نخور، حرص و طمع سر غذا نزن  خب جسم هم تغییر می‌کنه. اینا چیزایی نیست که رژیم و ورزش و جراحی بتونه تغییرشون بده. با تغییر جسم بدون تغییر ذهن نتایج موقت و زودگذر میشن. و اگه تا حالا یه چاق خوشحال بودم میشم یه چاق ناراحت افسرده ناامید که احساس ناتوانی می‌کنه و خود این روند باز من رو چاق تر می‌کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۲/۱۰/۰۶ ۰۴:۳۳
      مدت عضویت: 2481 روز
      امتیاز کاربر: 48447 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 612 کلمه

      سلام به شما استاد گرامی و دوستان عزیز همراهم

      من کاملا با این موضوع که فرمول‌های چاقی در ذهنم مرا چاق کرده است و همین فرمولها مانع لاغری من است موافق هستم

      برای این درک نتایج دوران ۳۵ ساله استفاده از روش‌های متفاوت برای لاغر شدن اما ماندگار نبودن آن نتایج و دوباره چاق شدن است

      من تجربه دست اول از درست بودن روش لاغری با ذهن دارم و آن کم کردن دو سایز لباس در مدت ۳ ماه از شروع استفاده از برنامه آموزشی لاغری با ذهن است

      نتیجه من تنها جسمانی نبوده بلکه از لحاظ روحی نتیجه عالی گرفتم

      به توانایی خودم در لاغر شدن پی بردم و این احساس شادی و نشاط و آرامش وصف ناپذیری در من ایجاد کرده است

      اعتماد به نفس پیدا کرده و از منزوی بودن کناره گیری کردم

      با آموزشهایی که دیده ام احساس سیری را درک میکنم و اگر حتی یک لقمه غذا در ظرفم مانده باشد آنرا نمی‌خورم

      نجواهای تشویق به خوردنهای بی جا در من خیلی کم شده است

      علاقه ام به خوردن شیرینی جات کاهش پیدا کرده است

      قبلا بعد از شام اگر شیرینی نمی خوردم مثل این بود که غذایم کامل نبوده است

      قبلا از خوردن بعضی غذاها که عقیده داشتم چاق کننده است و انها را نمی خوردم و حسرت خوردنشان را داشتم الان این فکر در من وجود ندارد

      برای مثال قبل از استفاده از آموزش‌های لاغری با ذهن عقیده داشتم که پوست مرغ چاق کننده است ولی بعدا که این فکر را نداشتم یکبار مرغ را با پوستش خوردم و متوجه شدم که اصلا از طعم پوست مرغ خوشم نیامد و دیگر بعد از آن نخوردم و این انتخاب هیچ سختی برایم نداشت و به خودم گفتم این چیزی بود که من حسرت خوردنش را داشتم ؟؟؟؟

      استفاده از رژیم های متفاوت و محدود کردن جسمم و فشار آوردن به روح و روانم و عصبانی شدن از خودم و دلخور بودن و گله و شکایت داشتن از زمین و زمان دیگر مرا خسته و ناتوان کرده بود 

      دیگر امیدم از لاغر شدن همیشگی قطع شده بود و تسلیم چاقی شدم 

      حسرت متناسب بودن به دلم مانده بود با دلی پر از غم به خودم گفتم دیگر بس کن ۳۵ سال تلاش کردی با سختی و مشقت لاغر شدی ولی به راحتی و بدون اینکه بدونی چطور شد باز چاق شدی

      من از خودم ناامید شدم اما خدای مهربانم از من ناامید نشد و مرا به مسیر تناسب فکری هدایت کرد بدون اینکه من اطلاعی از این روش داشته باشم و اینکه همچین روشی وجود دارد

      من شکر گزار خدای مهربانم هستم که از من قطع امید نکرد و اینکه این هدایت از طرف او است به من اطمینان خاطر می‌دهد که به هدفم که تناسب فکری و در کنار آن تناسب جسمی است خواهم رسید فقط و فقط نباید نا امید شوم و از این مسیر درست خارج شوم باید جواب این لطف خداوند به خودم را با استمرار داشتن و ادامه دادن حتی بعد از رسیدن به اندام مورد نظرم بدهم

      چه چیزی از این بهتر که اطلاعات اشتباه در هر موردی در ذهنم را پیدا کرده و آنها را با داده های صحیح جایگزین کنم و این تغییر در راه و روش زندگی باعث بهتر زندگی کردن که آرامش و احساس خوب داشتن است می شود

      ممنونم استاد عزیز که شما با دل و جان راه و روشی که خودتان را به این نتیجه عالی رسانده است را در اختیار افرادی که به سمت سایت شما هدایت شده اند می‌گذارید بدون چشم داشت از دریافت هیچ وجهی

      این دوره ها که رایگان در اختیار ما قرار گرفته است ارزش بینهایت دارد 

      این از خود گذشتگی شما در نزد خداوند مهربان بی جواب نخواهد ماند

      دعای خیر هزاران نفر پشت سر شماست 

      در تمام امورات زندگی تان موفق و موید باشید

      بابت این آموزش‌های بی نظیر از شما ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      ۱۴۰۲/۱۰/۰۱ ۱۸:۲۱
      مدت عضویت: 1038 روز
      امتیاز کاربر: 9960 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      همان طوری که برای رسیدن به هر مقصدی چندین راه وجود داره و فقط یکی از اون راه ها درست ترین و ایمن ترین راه و بقیه مسیرها به قول معروف کور راه هستن در اینجا هم که مقصد ما تناسب اندام هستش مسیرها و روش های مختلفی وجود داره که در واقع همون انواع روش های  لاغری  هستن که یکی از این راه ها مناسب ترین و درست ترین راهه که به طور صد در صد مارو به مقصد میروسونه و اونم راه برگشت همون مسیری که از طریق اون چاق شدیم این ملاک ما برای سنجیدن راه درست باید باشه .مگه ما از طریق رژیم خاصی یا با خوردن مواد خاصی چاق شدیم که می‌خوایم با استفاده از رژیم لاغربشیم ؟مگه با با استفاده از دارو و دمنوش چاق شدیم که بخوایم با استفاده از دارو و دمنوش لاغر بشیم ؟ ما فقط از طریق ذهن و آموزش ذهنی چاق شدیم پس برای لاغری هم باید آموزش ذهنی دید باید از ذهن مون استفاده کنیم با فشار جسمی هیچ نتیجه ای نصیب مون نمیشه. همه ما بارها و بارها رژیم گرفتیم به طریق های مختلف ولی پایان همه شون یکسان بوده نتیجه نگرفتن و چاقی دوباره !!!!!! این خودش دلیل رد همه ی روش های مرسوم برای لاغری هستش هر روشی که تمرکزش بر جسم باشه محکوم به شکسته مگه ما چقدر میتونیم خودمون رو محدود کنیم چقدر میتونیم جلوی دستور مغزیمون وایسیم ؟اون دستور خوردن بده و ما مقاومت کنیم و نخوریم؟ پس روشی درسته که همراه با اون دستورات مغزیمون عوض بشه دیگه مغزمون دستور خوردن صادر نکنه که این تنها با لاغری با ذهن اتفاق میوفته چون ذهن مون تحت آموزش قرار میگیره .وقتی ذهن دستور خوردن میده و ما جلوش قد علم میکنیم و مطابق میل اون عمل نمی‌کنیم همین میشه که به مرور زمان اعصابمون بهم میریزه و خسته میشیم ولی وقتی دستوری از مغز صادر نشه پس مقاومتی در کار نیست درنتیجه اعصاب خرابی هم در کار نیست همینه که با یادگرفتن الفبای لاغری با ذهن اولین چیزی که برامون به ارمغان میاد آرامش ذهنیه چون دیگه خبری از کش مکش نیست . خبری از محدودیت نیست .من بارها از روش های مختلفی برای لاغری استفاده کردم از برنامه های که پزشک های تغذیه تجویز میکنن گرفته تا برنامه مربی باشگاه تا روش های من درآوردی و خوردن دمنوش و حتی روش های که از سرچ کردن در اینترنت به دست میاوردم مثل رژیم شیر وموز ،رژیم سیب زمینی خیلی روش های دیگه که الان حضور ذهن ندارم ولی تنها چیزی که ازشون هیچ وقت فراموشم نمیشه زجرهایی که کشیدم و بر باد رفتن زحرهام بعد از مدت کوتاهی و احساس عجز و ناتوانی بعدشون هیچ وقت فراموشم نمیشه و همین باعث میشه دیگه هیچ وقت گول هیچ روشی رو نخورم چون دیگه حاضر نیستم اینقدر خودمو تحت فشار بدون نتیجه بزارم و اینقدر خودمو عذاب بدم ،استاد گفتن کسی از این روش نتیجه میگیره که جرات جسارت کردن داشته باشه و همه روش های رو کنار بزاره من سه چهارماهی میشه که این جسارت رو به خرج دادم و همه ی روش ها رو کنار گذاشتم حتی بارها در مسیر ناامید شدم اضافه وزن خودمو دیدم ولی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم که برم سراغ روش های دیگه و فقط ادامه دادم و این حق منه که نتیجه جسارت و جراتمو ببینم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۹/۱۸ ۲۳:۵۵
      مدت عضویت: 1233 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,091 کلمه

      سلام بر خداوند واستاد. وهمه دوستان این مسیر دلنواز که اگاهی پاک رویه ذهن میده باید استمرا داشت که به اونتیجه موردنظربرسیم 

      وفتی که به گدشته خودم نگاه میکنم جقدر  رژیم‌ گرفتم‌ جقدرتلاش بی‌ثمر رو  پشت سر گذاشتم  اون  زمان هر رژیمی  رو که پیدا  میکردم زمان براش در نظر  میگرفتم وفتی شروع به کاره  میشدم‌اون احساس تازکی وخیال اینگه با انجام این  رژیم از هر چی مشکل چاقی  خلاص شده دیگه  لاغر  میشم تو افکار مرور میشد 

      با زمانی که  تو ذهنم گذاشته بودم وفتی که کمی موفق شدم اون کاره رو بازم انجام‌  میداد ولی این کاره  یی فشار آوردن به جسم بود رژیم‌ می گفت تو حق دارای  دو یا سه کف دست نون بخوری ،تو حق  دارای  ۱۲  قاشق برنج بخوری تو اجازه دارای  این‌ میزان گوشت مصرف. کنی حق دارای این بخش مرغ رو  مصرف کنی  تو حق دارای  این میزان قند شیرنی و این‌ مقدار خلاصه یی خط بین  من و خواسته ذهنیم‌ کشیده می‌ شد  من طبق، اون‌  گفته‌ای عمل کرده کمی از وزنم رو از دست میدا م خیلی خوشحال شده  اخش پیدا کردم راه، نجاتم، رو،  ادامه میدم حتما به نتیجه لاغریی میرسم ول ته ذهنم مپ این رو اصلا فبول نداشتم  ماه دوم بازم این‌کاره ادامه داشت کمی بازم‌.   وزن کم‌د می‌شد ولی  ازماه سوم انکار دیگه خسته شده بودم آخه تا کی می‌شد این همه محدودت رو به خودم بدم‌ با این کاره ذهنم داشت آماده می‌شد برای مبارزه من که خسته شده بودم اون کاروش شروع میکردم با این گفتم حالا اگه بجای سه کف نون بشه ۴ تا چی میشه تو که کمی وزنت کم شده مهم. اون‌ کم شدن هست بیا خودت از گرسنگی  نجات بده من که واقعیت خسته شده  بودم انکار منتظر همین فرصت بودم‌ خودم  رو با خوردن یی لقمه بیشتر یی  تکه نون  بیشتر  به شکل گول  میزدم 

      ابن کاره ذهنم  بودکه داشت انجام‌ میداد اون داشت اونه همه فرمولهای که دورنش انباشته شده بود وکل الکویی ذهنی رو دورنش جای داده بود مرحله به مرحله اجرایی میکرده من هم که دیگه اون اطمینان کم رنک شده بود باهش همکاری میکردم دور ازچشم دیگران که نبین این پروزه به پیش می‌رفت وفتی به خودم‌ میوم مییدم‌ کلی وفت هست که هیچ اثری از رژیم تو برنامه روزانه من‌ نیست وکلی به وزن از دست دادم وزن بیشتر تحمیل شده این برنامه خیلی زمان نمیتواست من رو تواون حالتی  که دوست داشتم نگه داره هررژیم یی مدتی فابل اجرا بود.فقط تو کل رژیهای من یی رزیم بود که گروهی انجام‌ داده مشید حدود ۷ سال پیش اون تا حدودی به حالت کم‌ کردن برگشت داشتم اون  زمان بیشتری به این حالت توانستم بافشاراوردن با گروه بودن  دلخوشی که با گروه هستم امکان داده بمونه ولی بازم این پرونده به شکست روبر شد 

      خوب وفتی همه مسیرهای  اشتباه رو ،رفتم خسته شدم هیچ کودم هیچ  نتیجه ماندگاری برا من  نداشت حتی بعضی زمان اصلا تو  فکرم هیچ ،رژیمی نیود  صدای  فرزندانم در میومد که مامان خیلی چاقی شدیدی  یی فکری به حالت خودت بکن این جملات ضربهای روحی من بود که از اطرافیان به من  زده ،میشد انکار  انها نمیدوستن من هرتلاشی رو دارم انجام‌ میدم ولی هیچ نتیجه ماندکاری روبه خودم‌ هدیه نمی کرد  

      حتی آین  آخر سرهای ازخداوند درخواست کما رو داشتم که اون زمان من تو خواب باشم‌ نتوان جیزی بخورم وفتی ازخواب کما بیدار  شدم‌ لاغر متناسب شده باشم  واین اروزی که سالهای زیاد داشتم  به واقعیت زندگیم‌ تبدیل بشه انکار این کاره دیگه شدنی ن نبود انقد که این‌ مسیرهای اشتباه، رو طی کردم‌ کم کم ،این باوره  بهش اضافه شد  که من هیچ زمان لاغر نخواهم  لاغر   شدن کاره  بسیار سختی هست که برای من امکان نداره انجام بشه وفتی وارده سایت شدم‌ تو و مسیر این  کلمهوشعار این مسیر رودیدم 

           

           لاغرشدن آسان‌ترین کاره دنیاست 

      برای اولین بار خواندم برام اصلا فابل فبول نبود این شعار فکرمی کردم این برای دلخوشی ما افراد چاق گفته شده که کمی خودمون رو ارام‌ کنیم اصلا بزرگی جاقی دردیدمن به شدت قوی افتاده بود که میدوستم خداوندهدایت کرده میدوستم کمک کرده خودم‌نیست جون این بار ازخداوند درخواستن اکردم اون به خواسته من جواب داده من به مسبر  هدایت کرده وداره حمایت میکنه که بمونم ادامه بدم ولی اون بخش منفی بود اون داشت کاره خودش رو انجام‌میداد ولی به شکر رخدادوند موندم‌ ادامه دادم به این شعار رسیدم که آره آسان‌ترین کاره دنیاست به شرطها وشورطها 

      کلی کاره تورذهن بایدزانجام بشه به شکل اساسی نه به شکل  نصفه ورنیمه همه جیزی که تو برنامه ما کنجانده شده هست طبق یی برنامه هست که باید انجام‌ میشد آنچه گفته دیده  نوشته خوانده  می‌شد همه طبق ،یی برنامه کامل صورت گرفته شده بود اون زمان من خیلی تو این بخش نبودم فقط نیت یادگیری کامل بدن نقص بود.برای باره  دوم‌ تکرار مسیر لاغریی من به درک بهتری  از برنامه مسیر درام‌ ومیرسم‌که این‌ مسیر اول کلی زیز

      سازی نیازوداره تا بشه ستوان هاس روس این ریزسازی قراربگیرد روی اون ستوانهای اهنهاهی دیگه رو قرابدیم‌که بشه ستوان اصلی مسیر وکارهای که انجام‌دادیم شد در پنجره دیوار این خونه تازه که من با ین مسیر ساختم پس با یی شب دو روز این امکان نداشت صورت بگیره زمان‌ نیاز داشت که این خونه خراب ازنوع ساخته بشه 

      شما فتی به ساخت سازه یی ساختمان اطراف منزلتون نگاه کنید هیج ساختمانی شب که شما خوابیده صبح بیدار شدید ساخته نشده همه کلی زمان نیاز داشته کلی مصابح  نیازه داشته کلی زمان وکارگربرای کاره نیاز داشته اگه مصالح  بوده کارکر برای کاره نبود اون روز کار خوابیده  بازم‌ اگه‌کارگر  بود مصالح  نبود بازم‌کاره خوابیده  زمان‌ کاره به  پیش رفته که هپه جیز مهیا وهمه درحال کاره  بود آرام ارم اون ساختمان ساخته شده همه با هم همکاری داشتن ازمهندس ازبنا از نقشه کش ازخوشکار از پنجره ساز درساز خلاصه کلی مواد کلی کاره صورت گرفته برای ساختن این بنا 

      حالا چطور من انتطار داشته باشم جسم وذهنم رو کلی زمان برده کلی مشکل دورنش جای دادم رو به شکل یی زمان کوتاه به شکلی درست کنم‌که اون ساخت کامل صورت بگیره پس برای بازسازی خرابی‌های کل جسم خودم زمان خوبی رو نیازدارم‌که آرام ارم بخشهای اشتباه رو بازسازی تمیزی وبی  نقصی رو انجام بدم انشاله که موفق خواهم شد تااین زمان همخیلی خوب عمل کردم ازوارکره خودم به شکلی خوبی رضاست دارم‌همین احساس خوب وشادی دورتی که به دست آورم وکم شدن وزن اون یقین اطمینان رو توکل وجود به وجود اورده که آره میسه تولاغریی میشی که تا این رمان هم شدی کاره نشدنی رو من شدنی کردم برای این دست اورده خودم‌که محصول کاره وعمل کرده خودم‌ بوده رو بسیار می پسندم 

      خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا