0

روش های لاغر شدن (قسمت سوم)

روش های لاغر شدن
اندازه متن

🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجه‌ی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش‌ های لاغری شدن آشنا بشیم.

اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃‍♀️

بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنی‌ای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور می‌کنه، نه بدنمون!

وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدن‌مون شده، می‌تونیم راحت‌تر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡

💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟

ما سال‌ها با سبک زندگی، افکار و عادت‌هایی زندگی کردیم که باعث اضافه‌وزنمون شدن.

پس اگه می‌خوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشه‌ای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱

وقتی روش درست رو بشناسی:

✅ دیگه بین رژیم‌های مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمی‌شی

✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس

✅ و مهم‌تر از همه، یه مسیر رو پیدا می‌کنی که هم به ذهنت می‌سازه، هم به بدنت!

وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر می‌مونی، بلکه از هر قدمی که برمی‌داری لذت می‌بری ❤️

از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟

اگه مدت‌هاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزن‌ت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.

چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقی‌مون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.

🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟

لاغری با ذهن دقیقاً همون‌قدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!

همون‌طور که سال‌ها با باورها و احساسات‌مون چاق شدیم، حالا هم می‌تونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و این‌بار برای همیشه!

پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگی‌ت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانه‌ست.

مقاله‌ای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست می‌یابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن می‌شوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان می‌دهد که نگرش مثبت می‌تواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.

🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آماده‌ست

در دوره‌ی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش می‌دم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.

به لطف خدا، طی این سال‌ها صدها نفر با همین آموزش‌ها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.

🌟 شگفتی‌سازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن

اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن می‌تونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتی‌سازان بزن.

اون‌جا عکس‌ هنرجوهایی رو می‌بینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد می‌تونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:

از بین روش های لاغر شدن، کدوم‌یکی واقعاً جواب می‌ده؟

چاقی ذهن

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست می‌خورند؟

تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟

هیچ‌کدوم از ما برای چاق شدن برنامه‌ریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بی‌هیچ زحمتی، کم‌کم چاق شدیم…

اما حالا که می‌خوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهن‌مون هم‌خوانی نداره.

ما سعی می‌کنیم با روش‌هایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدن‌مون نداره.

مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…

🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواه‌مون نرسیدیم؟

جوابش خیلی ساده‌ست:

چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچ‌وقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.

این نشون می‌ده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

راز لاغر نشدن

❌ چرا خودمون رو مقصر می‌دونیم…

خیلی وقت‌ها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمی‌گیریم، شروع می‌کنیم به سرزنش کردن خودمون:

  • “من بی‌اراده‌ام”
  • “من عرضه لاغر شدن ندارم”
  • “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمی‌تونم لاغر شم…”

بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجه‌ای که دلمون می‌خواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیق‌تر شکل می‌گیره:

احساس ناتوانی در برابر چاقی

و کم‌کم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون می‌سازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”

✅ اما مشکل از ما نیست، از روش‌هاست!

اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا اراده‌مون.

ما آدمای بی‌اراده‌ای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.

🧭 پس راه‌حل چیه؟

اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده می‌کنیم.

کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟

کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم می‌کنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد می‌کنه؟

وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت می‌تونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.

راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر می‌سازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.

🎯 جمع‌بندی جلسه:

در این جلسه، مفصل درباره‌ی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…

بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.

توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:

🔹 فرق بین فرمول‌های مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟

🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئله‌ی اضافه‌وزن فرق داره؟

🔹 و از همه مهم‌تر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشه‌اش کجاست؟

این‌ها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبت‌ها فکر کنی، می‌فهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت هم‌خوانی دارن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

 🔍  مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمول‌های ذهنی

با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:

۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوت‌های فرمول‌های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.

🔍  مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوت‌های خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما می‌دانید که **تفاوت اصلی در فرمول‌های ذهنی است.**

بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:

🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچ‌وقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمی‌کند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمول‌های ذهنی من با امیر است.

🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف می‌کنند، اگر سیر باشد برنمی‌دارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمی‌توانم تعارف دیگران را رد کنم.

🔍  مرحله سوم: تفاوت‌های فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟

۱- تفاوت‌های فکری من با افراد متناسب؟

۲- تفاوت‌های رفتاری من با افراد متناسب؟

🔍  مرحله چهارم: ارزیابی روش‌های لاغر شدن

روش‌های مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کرده‌اید را مورد بررسی قرار دهید و روش‌هایی که باعث تغییر در فرمول‌های ذهنی‌تان شده‌اند را شناسایی کنید.

برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:

– از **کدام روش‌های لاغر شدن** تا کنون استفاده کرده‌اید؟ شرح دهید:

🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمول‌های ذهنی

 📉 **مثال:**

“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.

💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمول‌های ذهنی و روش‌های لاغری که امتحان کرده‌اید با ما در میان بگذارید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.00 از 295 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11420
438 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ندا عمادی
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۵ ۰۰:۰۵
      مدت عضویت: 272 روز
      امتیاز کاربر: 55
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 644 کلمه

      سلام شبتون بخیر و شادی

      نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟

      من متوجه شدم برای رسیدن به لاغری همیشه دنبال سخت ترین راه ها بودم چون فکر میکردم نگرشم این بود تا زجر نکشم لاغر نمیشم چون خیلی خوردم و خوابیدم حالا باید تقاصشو اینجوری بدم هیچوقت نتونستم بفهمم که همون جوری که بدون هیچ دردسری اراده کنم وزن اضاف میکنم همون راه رو برای لاغری به کار ببرم همه راه های که تا به امروز رفتم همه اشتباه بودن چرا چون دوباره وزنم برگشت با وجود سختی هایی که کشیدم اما بایستی دنبال راهی باشم که با لذت بردن از مسیر لاغری ادامه بدم و لاغری بدون بازگشت داشته باشم من بدون هیچ روشی راحت چاق میشدم اما چرا برای لاغری دنبال روش های مختلف و سخت بودم و من نظرم اینه توی هرکاری که از مسیرش لذت نبری وسط راه جا میزنی و خسته میشی تو هر ضمینه ای ماهایی که چاق شدیم توی مسیر چاقی از خوردن لذت بردیم و باور کردیم که من این پیتزا یا کیک رو بخورم کالری زیادی به دست میارم و چاق میشم.

       چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

      من متوجه شدم که جاریم با دیر شام خوردن مشکلی نداره تنقلات و میوه یا هرچیزی خوردن بعد از شام هیچ ترسی نداره و اندام بسیار متناسبی داره یعنی از زمان مجردیش تا به امروز که دختر ۴ ساله داره همچنان اندام متناسب داره و بر این باور هست که من هر چیزی بخورم یک کیلو هم اضاف نمیکنم و همسر و دخترش هم اندام متناسبی دارن اما من بر این باور بودم که خوردن هر چیزی بعد از شام یا دیروقت بیشترین کالری رو نسبت به بقیه مواقع به بدن اضاف میکنه و نمیتونم دیروقت شام بخورم یا توی مهمانی ها فقط با حسرت به خوردن بقیه نگاه میکردم که چرا من نمیتونم بدون ترس چیزی رو با لذت بخورم

      یا متوجه شدم برای عصرا که من و همسرم خونه مامانم می‌رفتیم چایی با بسکوییت می‌خوردیم بعدش میوه بعدش تخمه داداشم که اندام متناسبی داره ما رو همراهی نمیکرد هرچقدر هم بهش اصرار میکردیم میگفت من مثلا الان چایی و با یدونه بسکوییت خوردم نمیتونم پشت سرش سریع میوه بخورم یا میگفت بابا چایی معدمو پر کرد شما چطور این همه مواد رو پشت سر هم میخورید ولی من بهش میخندیدم که این یه ذره سیرت کرد من که خیلی گشنمه با این چیزا که آدم سیر نمیشه تازه بعدش از مامانم میپرسیدم شام چی دارید دیر آماده نکنیا کالریم میره بالا

      تفاوت‌های فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟

      در مورد خودم مثال میزنم منو همسرم همیشه توی تضاد بودیم چرا چون من از خوردن شب ماکارونی میترسیدم کالری داره نشاسته داره سنگینه چربه کلا برای روز هم خوب نیست چه برسه برای شب که بخوری و روش بخوابی صدها دلیل توی ذهنم داشتم و باورم بر این بود خوردن ماکارون توی وعده شب مساوی هست با چاق تر شدن اما همسرم فرمول ذهنیش اینجوری برنامه ریزی شده که ماکارونی نسبت به برنج سبک تره زود هضم میشه خیلی خوشمزه هست خصوصا توی شب بیشتر کیف میده دیگه نصف شب گشنت نمیشه و کلا بر این باوره که محاله با خوردن دوتا بشقاب ماکارونی توی شب هیچ تاثیری توی چاقیش بذاره

      من رژیم خام گیاهخواری توی ۲۰ سالگي گرفتم ۴۰ روز طول کشید و بعد در کمال ناباوری نه تنها وزن کم نکردم یک کیلو هم اضاف کرده بودم و اونقدر تحت فشار بودم که از روی ترازو که اومدم پایین شروع به گریه کردن افتادم این بدترینش بود

      یک مورد دیگه من توی ۱۸ سالگی رژیم ماست و خیار گرفتم یک رژیم من درآوری یعنی من ظهر و شب فقط ماست و خیار میخوردم صبحا هم تخم مرغ آب‌پز و تونستم بعد از سه ماه ۹ کیلو وزن کم کنم و یک سال هم ثبات داشت و بعد به شدت زیاد از قبل هم بیشتر وزنم برگشت با اشتهایی بیشتر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه عارف
      ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ ۱۲:۴۲
      مدت عضویت: 534 روز
      امتیاز کاربر: 345 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

      – نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره فرمول‌های ذهنی چیست؟

      فرمول ذهنی باورهایی هستن که به دلایل مختلف در مغز ما شکل گرفتن و منشا رفتار ما شدن یعنی تبدیل به عادت شدن…..

      ۳- با ذکر مثال، درباره فرمول‌های ذهنی توضیح دهید.

      مثلاً اگر من باور داشته باشم که پول سخت به دست میاد….و باید خللی تلاش کنم در عمل یا اصلا بی‌خیال پول درآوردن میشم یا شروع میکنم به انجام فعالیتهای سخت زیاد ….چون اینجوری باور کردم……و در نتیجه عمل و رفتار مطابق باورم میشه…..

      ۴- تفاوت‌های فرمول‌های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.

      مهم ترینش اینه که فرد لاغر اصلا به چاقی فکر نمی کنه….اصلا فکر نمیکنه الان غذا بخورم چاق میشم…..باورش این من هر چی بخورم چاق نمیشم….استعداد چاقی ندارم……

      هیچ وقت وقتی ناراحته…..استرس داره……یا حوصلش سر می‌ره دنبال خوردن نمیره……یا حداقل همیشه نمیره……

      با لذت غذا می خوره‌نه با استرس…

        مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

      فکر میکنم مهم‌ترین دلیل اینه که من نگران چاق شدن هستم…..و بهش فکر میکنم حتی وقتی چاق نیستم……از چاقی خیلی بدم میاد …..و دو سه کیلو چاق بشم استرس میگیرم……همیشه با این که متناسب بودم دلم هی می خواسته لاغر تر بشم……..وون‌هی خودم با کسی که لاغر تر بوده مقایسه کردم و‌همش فکر می‌کرده باید لاغر تر بشم…..

      و این باعث شده چند کیلو اضافه کنم….

      *کدام روش‌های لاغر شدن** تا کنون استفاده کرده‌اید؟ شرح دهید:

      بیشترین روشی که استفاده کردم همیشه ورزش کردن بوده…..که با این که تقریبا همیشه ورزش کردم و الان می کنم اما چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم…….

      چند وقتی اومدم شکر قند حذف کردم اما تاثیری در لاغریم نداشت….یا یک مدت سعی کردم فستیینگ باشم از شب تا ۱۲ ظهر ولی بازم میبینم تاثیری نداشته….. چون فرمول‌ها. رو تغییر نمیده‌چون‌نگرانی من تغییر نمیده….استرس چاقی از بین نمی بره……. چون من قبلاً از روش لاغری با ذهن استفاده کردم  سال ۹۸ فکر می کنم و واقعا لاغر شدنم تا امسال با این که دیگه فایلها رپ‌گوش ندادم ….الان فهمیدم فرمول‌ها دوباره برگشته به حالت قبل……. و‌فعمیدم‌بایذ همیشه روی این فرمول کار کنم حتی وقتی لاغر میشم…چون دوباره فرمول قلابی برمیگرده…..

      بیشترین مشکل من همون که فکر می کنه خوردن غذا یا غذاهای چرب فست فودی باعث چاقی میشه…….که نگاه اشتباهی به قول استاد همه غذا می خوردن ….دادش خودم فقط فست فود می خوره‌و‌به شدت لاغره…….

      اما من با این‌که‌ماعی یک‌بار یا دو ، سه بار مخورم‌یک‌عذاب وجدانی دارن‌تهش…..که نباید بخورم……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۲ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2005 روز
      امتیاز کاربر: 12830 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,307 کلمه

      سلام

      ۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره فرمول‌های ذهنی چیست؟فرمولهای ذهنی باورهایی هستند که از طریق ارتباطاتمون با اطرافیان و محیط زندگی و رسانه در زهن ما ساخته میشن 

      مثل باوری مثل تلاش بیشتر مساویه با پول بیشتر

      نمره بهتر مساویه با هوش بیشتر

      فالوور بیشتر مساوی با اعتبار بیشتر

      که هرکدوم از این باورها موجب رفتارهای روزمره ما میشن و در واقع شخصیتمون را می‌سازن

      چون ما بر اساس باورهامون رفتار میکنیم و شخصیتمون بر اساس رفتارهامون ساخته میشه

      در موضوع چاقی من خودم باورهای اشتباه زیادی داشتم که همیشه از وجودشون میترسیدم مثلا تا کیفهمیدم فلان فرمول اشتباه را هم دارم میگفتم وااای لاغر شدن دیگه ممکن نیست یا وااای حالا چیکار کنم

      ولی متوجه شدم باورهامون قابل تغییره فقط کافیه خودمون بخوایم باورمون را عوض کنیم کاملا دست خودمونه

      پس خیلی جاها باورهامو تغییر دادم و خیلی نتایج خوبی گرفتم و الان اینجام تا مسیرمو ادامه بدم ۳- با ذکر مثال، درباره فرمول‌های ذهنی توضیح دهید.

      مثلا من باور دارم که یسری مواد غذایی چاق کننده تر از مواد غذایی دیگه است

      مثلا وقتی پاستا بخورم یکم عذاب وجدان میگیرم چون پنیر داره ولی خب این باور باور اشتباهیه چون بدن ما هرنوع مواد غذایی را میتونه هضم کنه و میزان مورد نیازش از اون مواد را استفاده کنه تا زمانی که ما به اندازه نیاز بدنمون از اون مواد استفاده کنیم وقتی بیشتر از نیاز بدنمون استفاده میکنیم خب چاق میشیم و فکر میکنیم اون غذا چاق کنندست 

      حتی اگر ما فرض کنیم یه غذایی هم مثلا ده درصد از غذاهای معمولی دیگه چاق کننده تره زمانی تاثیر روی بدن میزاره که ما هرروز و هرشب از اون غذا بخوریم اونوقت ممکنه مقداری چاق بشیم

      این در صورتی هست که ما فرض کنیم واقعا یه غذا از اون یکی غذا چاق کننده تر هست و ما همه ی وعده هامون هم همون غذا را بخوریم

      در صورتیکه نه تنها غذاها قدرت چاق کنندگی ندارن که یکیشون بخواد بیشتر داشته باشه یا یکیشون کمتر بلکه ماهم هیچوقت همه وعده هامون یه غذا نیست و بعدشم حتی اگه همه ی اینا درست باشه بازهم عاملی برای سی چهل کیلو اضافه وزن نمیتونه باشه و نهایتا سه چهار کیلو را بتونه پوشش بده

      پس باور درستی که میخوام جایگزینش کنم اینه که تا زمانی که من به اندازه نیاز بدنم از مواد غذایی مصرف کنم بدنم خودش خودش را لاغر میکنه 

      و لازم هم نیست کمتر از نیاز بدنم غذا بخورم

      چون لاغر شدن یه فرآیند اصلاحی در بدنه و لازم نیست براش کاری انجام بدیم فقط لازمه در جهت مخالفش کاری نکنیم

      ۴- تفاوت‌های فرمول‌های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.

      خب من فکر میکنم مهمترین تفاوت اینه که اونا دغدغه چاقی را ندارن و زمانی که دغدغه چاقی نداشته باشن نمیان دلیل چاقی یا عامل چق شدن و چاق نشدن برا خودشون پیدا کنن

      مثلا من پارتنرم باشگاه نمیره ورزشم نمیکنه ولی هیچوقت فکر نمیکنه بخاطر این موضوع باید چاق شه و اتفاقا کاملا هم لاغره

      یا دوستم فکر نمیکنه فلان ماده غذایی چاق کنندست یا اونیکی نیست و اتفاقا به قول خودش چون یکم بد غذاست همش هم غذاهایی که حتما خوشمزه باشن و فست فود و اینجور چیزها میخوره 

      و مثلا نمیاد غذای سالم تر و کم کالری تر بجای چیزی که دلش میخواد بخوره تا چاق نشه

      دیگه مثلا من دیدم ترس از غذا خوردن یا زیاد غذا خوردن ندارن 

      ترس از اینکه غذا نداشته باشن ندارن 

      مثلا من پارتنرم همیشه در مورد نهار و شام میگه حالا یکاریش میکنم و خیلی دغدغه اش نیست

      درکل ذهنیتی چه مثبت چه منفی نسبت به غذا و ورزش خیلی ندارن

      چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

      چون افراد لاغر باورهای اشتباه من را ندارن

      مثلا من به غذا به چشم آرام بخش نگاه میکنم به چشم تفریح و سرگرمی نگاه میکنم 

      و برای همین زمانی که افسردگی گرفته بودم شروع کرده بودم رفتارهای اشتباه غذایی کردن و زیاده روی کردن در غذا خوردن و جویدن زیاد چون حس میکردم میتونم خشمم را با جویدن خالی کنم و زمانی که چاق میشدم اینطوری بودم که خب من که ورزش نمیکنم دوره لاغریمم که خیلی وقته تموم شده و هرروز گوش نمیکنم افسردگی هم که گرفتم پس طبیعین چاق بشم و چاق شدم 

      در صورتیکه کجا طبیعی بود اگر من به غذا به چشم ارامبخش و یا تفریح نگاه نمیکردم

      خب افسردگی گرفته بودم چه ربطی به عذا خوردن داشت 

      غذا خوردن یه نیاز جسمیه چه ربطی به یه بیمای روحی داره

      مثل اینه که بگی خب من پام شکسته پس طبیعیه که هی برم دسشویی 

      این چه ربطی به اون داره

      پس افسردگی یا ورزش نکردن یا اینکه دوره را انجام نمیدادم و دورم تموم شده بود دلایل چاقی من نبودن 

      اینکه من به غذا به چشم ارامبخش و تفریح نگاه میکردم و سعی میکردم ازش به عنوان ضد افسردگی استفاده کنم باعث شد من چاق بشم 

      وگرنه خب این همه آدم تو دنیا ممکنه هزارتا مشکل براشون پیش بیاد ممکنه یکی وسواس داشته باشه ممکنه یکی یه تایمی افسردگی بگیره چمیدونم هرکسی ممکنه یسری بیماری روحی بگیره ولی دلیلس نمیشه که چاق بشه

      چه بسا من دوتا دوستام که یه تایمی افسردگی گرفتند و متناسب بودن اصلا چاق نشدند و اتفاقا بیشتر اشتهاشون را از دست هم داده بودن

      و خب هیچ آدم متناسبی هم دوره استفاده نمیکنه تا متناسب بمونه پس دلیل اینکه من دوباره چاق شدم هم دوری از دوره نبود اگر من این باور را نداشتم که با غذا میتونم آروم بشم و یا با غذا میتونم خوشحال بشم یا با جویدن میتونم خشمم را تخلیه کنم خب چاق هم نمیشدم و ربطی به اینکه از آموزشهای لاغری دورم نداشت

      البته که اگر در حال استفاده دوره بودم ممکن بود اون باور را شناسایی کنم و طبق اون رفتار نکنم ولی استفاده نکردن از دوره خودش دلیل چاق شدن نیست بلکه فقط و فقط رفتار کردن طبق باورهای اشتباهمون هست که مارا چاق میکنه

      روش‌های مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کرده‌اید را مورد بررسی قرار دهید و روش‌هایی که باعث تغییر در فرمول‌های ذهنی‌تان شده‌اند را شناسایی کنید.

      برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:

      – از **کدام روش‌های لاغر شدن** تا کنون استفاده کرده‌اید؟ شرح دهید:

      عنوان روش

      مدت زمان اجرای روش

      مقدار کاهش وزن به دست آمده

      مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته

      تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمول‌های ذهنی

      خب راستش من تقریبا پنج سالی میشه که هیچ رژیمی نگرفتم برای همین تقریبا یادم رفته چیکارا کردم دقیقا

      یادمه یکبار رژیم لیمومی گرفتم که خب تونستم دوهفته سه هفته اجرا کنم و کلا نیم کیلو یه کیلو لاغر شدم که خب سریعا هم برگشت و انجان دادن رژیمش هم خیلی سخت بود

      یکبار دیگه تو یه چالش لاغری شرکت کردم که یادمه تاکید داشت باید خیلی آروم غذا بخوریم و من هی دقایق طولانی غذا خوردنمو کش میدادم اونم دو هفته تونستم انجام بدم و دوسه کیلو کم کردم بعدش باز چاق شدم

      یکبار دیگه هم یه رژیمی گرفتم که همراه با قرص لاغر بود ولی اونم تاثیری نداشت 

      خب من چون بچه هم بودم و زیر هفده سال سن داشتم نمیتونستم هم رژیمهارا طولانی مدت هم نگه دارم البته اگه الان بود هم نمیتونستم چون به نظرم اصولی نبودن

      برای همین خیلی خوشحالم که تو هجده سالگی با این سایت آشنا شدم وگرنه هنوز داشتم در دنیای پر از سردرگمی رژیم و ورزش حرکت میکردم

      تازه یادمه میخواستم هجده سالم که شدن توی معدم بالن بزارم خیلی خوب شد که قبل چنین تصمیمی من با این سایت آشنا شدم و به بدنم چنین آسیبی نزدم

      خلاصه رژیم و ورزش و خصوصا فکر بهشون و هی تصمیم گرفتن و ول کردن و وزن کردن خودمو از این دکتر به اون دکتر رفتن و اینها به دوران نوجوانی من خیلی آسیب زد 

      خوشحالم که این اسیبها متوقف شدند و با من به دوران جوانی نیامدند

      خدایا شکرت که به موقع منو با این سایت آشنا کردی و نزاشتی بیشتر از اون از رژیم و ورزش و انواع روشهای لاغری آسیب ببینم

      ممنونم استاد که چنین بستر فوق‌العاده ای را فراهم کردید تا ما در آرامش کامل لاغر بشیم و لاغر بمونیم و از بدنمون لذت ببریم

      خدایا شکرت

      بابت اندام زیبایی که دارم از خداوند ممنونم

      ممنونم از خودم که دارم ادامه میدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صدیقه قادرنیا
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۵ ۰۶:۱۲
      مدت عضویت: 521 روز
      امتیاز کاربر: 6255 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 375 کلمه

      به نام خداوند هستی بخش مهربان 

      نگرش و درک از فایل اموزشی؛

      آموختیم که برای رسیدن به هر هدفی باید راه درست آن را شناسایی کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم تا به راحتی و آسانی به مقصد برسیم طبق توضیحات ارائه شده روشهای لاغری دیگر ،ما را به بیراهه می برد و باعث مسایل ناراحت کننده کمی کرد که ناامیدی از عوارض آن بود ما باید با کسب اطلاع از چگونگی کار کرد هر روش و تاثیرات هر روش بهترین و درستترین را انتخاب کنیم که با توجه به مطالب بهترین و ماندگارترین روش همان لاغری با ذهن است همان روشی که با آن چاق شده آیم ما برای چاق شدن کار خاصی انجام نداده آیم فقط فرمول‌های ذهنی به سوی چاقی حرکت کردند و ما در مسیر قرار گرفتیم حال هم بهترین کار همین است که از همین راه برگردیم .

      تفاوت فرمول‌های ذهنی انسانهای چاق و لاغر :

      ما در بدو تولد همه یکسان بودیم ولی بعد بر اثر تاثیر شنیده ها و دیده ها در ذهنتان فرمول‌هایی به وجود آمده که بر اثر تکرار آن تبدیل به باور شده است و به مرور زمان تبدیل به رفتارمان شده است .انسانهای چاق به مواد غذایی توجه وافر دارند کدام چاق کننده است کدام لاغر کننده،چه وقت بخوریم و چه وقت نخوریم ،کدام ماده ی غذایی چه فایده ای دارد و کدام ماده ی غذایی چه مضراتی دارد ،ووو…

      اما انسانهای لاغر به مواد غذایی توجهی ندارند و اصلأ در فکر خوردن و چه خوردن نیستند تنها زمانی به یاد شکم می افتند که گرسنه می شوند

      تفاوت فرمول‌های ذهنی در انسانهای چاق و لاغر:

      افراد چاق آموخته اند که بر اثر عواملی بیرونی مبتلا به چاقی شده اند و گریزی از آن ندارند بر اثر فلان بیماری،ازدواج،ژنتیک،محیط اجتماعی،مواد غذایی نامطلوب ووو …

      ولی انسانهای لاغر از این فرمولها در ذهن ندارند و به این موارد توجهی نمی کنند.

      ارزیابی روشهای لاغری :

      تا کنون که از روشهای دیگر استفاده کردیم فقط متوجه شدیم بدن ما علاقمند به لاغری است و می تواند لاغر شود ولی اگر همیشگی نبود اشکال در فرمولها یا همان باورهایشان است که ما را دوباره برگردانده است باید باورها را درست کنیم تا به هدف خود برسیم و این فقط و فقط با روش لاغری با ذهن صورت می گیرد .

      شاد و در مسیر موفقیت پایدار باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Pary
      ۱۴۰۴/۰۳/۰۱ ۱۴:۳۶
      مدت عضویت: 615 روز
      امتیاز کاربر: 7590 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 983 کلمه

      بنام خدا

      سلام

      همه چیز برای من فوق العادست

      من نگران هیچ چیز نیستم😊😍

      ۱_نگرش و درک شما بعداز استفاده از محتوای آموزشی درباره فرمولهای ذهنی چیست؟

      تمام زندگی ما طبق‌ فرمولهای ذهنی شکل میگیره،ما روح ، ذهن ، مغز و جسم هستیم، روح که به نیروی ذات هستی وصل هست.

      ذهن مثل لوحی سفید است که از بدو تولدما توسط والدین و اطرافیان و مدرسه و جامعه و دوستان اونو پر میکنیم، وقتی از طریق دیدن و شنیدن ورودی به ذهنمون وارد میکنیم براثر تکرار اون رفتار تبدیل میشه به افکار و اون افکار تبدیل میشن به فرمول و اون فرمولها به مغز ارسال میشن و میشن قانون و مغز مسئول اجرای قانونه و هرقانونی که بهش ابلاغ بشه تمام و‌کمال بدون جاانداختن واوی اون قانون رو اجرا میکنه و ما نمی تونیم با مغز وارد جنگ بشیم.

      ۲_باذکرمثال درباره فرمولهای ذهنی توضیح دهید:

      مثلا من از والدینم آموختم که غذا با چاقی و لاغری در ارتباطه و بر اثر تکرار زیاد تبدیل میشه با افکار و اون افکار تبدیل شدن به فرمول و مغز من اون رو اجرا میکنه و‌میشه غذا خوردن و فلان غذا خوردن= چاقی

      و وقتی که من اون ورودی و آموزشی که دیدم رو اجرا میکنم فرمان اجرا شدن چاقی در مغزم صادر میشه و من بدون بروبرگرد چاق میشم چون فرمول چاقی ذهنم رو اجرا کردم(فلان غذا رو خوردن=چاقی)

      ولی اگر خانواده من غذا رو به چاقی و لاغری ارتباط ندن و به من آموزش صحیح بدن من هیچ فرمول و فرمانی بجز سیری ندارم .

      ۳_تفاوت های فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید:

      افراد متناسب هیچ فرمول و‌نگرشی درباره رابطه موادغذایی با چاقی یا لاغری ندارن هرموقع که میل داشته باشند و از مواد غذایی خوششون بیاد میخودن وای اگر میل نداشته باشن یا دوست نداشته باشن نمی خورن ولی ما چاق ها حتی اگر سیر باشیم و یا از اون ماده غذایی خوشمون هم نیاد برای یک لقمه هم شده از اون میخوریم چون از طریق دیدن و بو کردن تحریک میشیم.افراد متناسب هیچ نگرشی در رابطه با ارتباط با کم تحرکی و ورزش با چاقی یا لاغری ندارن ولی ما برعکس اونا پر از افکار و فرمولهای مختلف چاقی هستیم.

      ۴_تفاوت افکاری ورفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:

      همسر من انسانی متناسب هست و خیلی سال است که وزنی ثابت دارد و هیچ فرمولی درباره ارتباط چاقی و لاغری با غذا نداره ، و اگر از غذایی خوشش نیاد حتی اگه گرسنه باشه لب به اون غذا نمیزنه بر عکس من . موقع گرسنگی هرچی که دوست داشته باشه بدون ترس و توجه به چاقی و لاغری تا موقعی که سیر بشه میخوره برعکس من، بدون ترس بصورت امری طبیعی با  خوردن رفتار میکنه و من الان که با سایت آشنا شدم متوجه رفتار و عادات غذاییش شدم و الان بهش توجه میکنم تا رفتار و‌عادات متناسب رو یاد بگیرم.

      ۵_ تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟

      افراد متناسب در طول روز به خوردن و نخوردن فکر نمیکنن و غذا براشون به منزله لذت بردن نیست فقط برای تامین انرژیه.

      من الا بهترم ولی در گذشته تمام فکروذکرم 

      خوردن بود .افراد متناسب موقع غذا خوردن به مقدار غذایی که میخورن یا مقداری که از غذاشون باقی میمونه فکر نمیکنن تا حدی که سیر بشن میخورن ولی من بعد غذا میگم چقدر غذا خوردم چقدر ازش باقی موند یا طعم غذا رو در ذهنم هی مرور میکردم.

      ۶_تفاوت های رفتاری من با افراد متناسب؟ 

      افراد متناسب رفتارهای متناسب هم دارن  چشمشون همش دنبال غذا نیست وقتی سیر باشن اگه موادغذایی جلوی چشمشون هم باشه انگار نه انگار ، پرخوری هم نمیکنن ، غذا براشون چیز خاصی نیست فقط غذاست ولی غذا برای ما همه چیزه . 

      ۷_از کدام روش های لاغر شدن تاکنون استفاده کرده اید؟شرح دهید.

      من یبار از روش رژیم جنرال موتورز به مدت سه چهار هفته شایدم بیشتر استفاده کردم و حدود ۱۴کیلو وزن کم کردم و حدود یکی دوماه ثبات وزن کاهش یافته ادامه داشت ولی بعدش همش برگشت.در حین رعایت رژیم بزرگترین زجر و آسیب روحی و جسمی به من وارد شد.یک روز بخاطر افت فشار خون تا مرز مردن پیش رفتم و حالا میفهمم که فقط به جسمم آسیب زدم و هیچ تاثیزی این روش روی فرمولهای ذهنیم نداشت.

      یکبار هم رژیم کالری شماری گرفتم با کمترین مقدار دریافتی کالری که در اون روش هم دو سه ماهی طول کشید حدود ۱۰_۱۵کیلو کردم و فوق العاده آسیب روحی دیدم و ریزش موی زیاد ، حساس شدن به همه چیز . دراین روش هم بعد از رها کردن رژیم طی مدت کوتاهی اضافه وزنم برگشت و این روش هم هیو تاثیری روی فرمولهای ذهنیم نداشت و فقط جسمم رو اذیت کردم.

       چند وقت هم رژیم فستینگ گرفتم که در این روش هم وزن کم کردم ولی دوبارن با رها کردن این روش اضافه وزنم برگشت و نتیجه ای برای من نداشت

      ماند که دیگه چقدر رژیم قهوه و دمنوش و ورزشهای سنگین که داشتم.

      من در اینجا و این لحظه در پیشگاه خداوند متعال از جسمم و خدای درونم معذرت خواهی میکنم و از جسمم میخوام منو که نا آگانه اینقدر اذیتش کردم ببخشه و از خدای مهربونم ممنونم که دید من چقدر خواهان لاغری هستم و هرچند که هربار با شکست مواجه شدم ولی کوتاه نیومدم برای خواسته ام (رسیدن به لاغری) و هر روشی رو امتحان کردم و خداوند که شاهد تلاش و کوتاه نیومدن من بود، سخاوتمندانه من به سایت تناسب فکری هدایت کرد تا با روش درست یعنی درست ترین روش لاغری دنیا آشنا بشم و ایندفعه براحتترین شکل و آسانترین شکل ممکن لاغر بشم و لاغر بمونم.منم قدردان این نعمت هستم و با اشتیاق و ذوق فراوان در این مسیر حرکت میکنم تا به طبیعی ترین حالت ممکن خودم در تناسب اندام جسم و روحم برسم .

      خدایا با امید تو شروع کردم خودت دستمو بگیر.

      از شما استاد رضا عطار روشن عزیز هم سپاسگزاری میکنم بابت این همه آگاهی ناب که به ما منتقل میکنید و این سایت بینظیر که محلی امن و آرامش بخشه که ما میتونیم بدون ترس و استرس حرفهامونو بازگو کنیم و هدایت بشیم .ممنون

      یا علی🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali2
      ۱۴۰۴/۰۲/۲۲ ۱۰:۲۹
      مدت عضویت: 404 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 848 کلمه

       و خدایی که در این نزدیکیست.

      ۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره فرمول‌های ذهنی چیست؟ من متوجه شدم فرمول ذهنی توی ذهن انسانها وجود داره از بدو تولد و ی سری آدمها تا آخر عمرشون با همون فرمول‌ها زندگی میکنند ولی ی سری ها هم تحت عوامل بیرونی قرار میگیرن و فرمول‌ها دستکاری میشه و نتیجه ش میشه اتفاقات ناخوشایند براشون.فرمولهای ذهنی همون باورهایت که در ذهن وجود دارن و یا به وسیله آموزشهای غلط به وجود میان.چندین مرتبه توی یک هفته این فایل رو گوش کردم به نظرم شاه کلید این فایل هم همون تغییر فرمول‌های ذهنی ست.اابته به خیلی نکات اشاره شده ولی نکته مهم درباره به کار گیری. و اصلاح فرمول‌های ذهنیه که جای تفکر زیادی داره.۳- با ذکر مثال، درباره فرمول‌های ذهنی توضیح دهید. مثلاً توی خونواده من یاد گرفتم که چاقیه من فقط و فقط ارثیه و هیچ جوره نمیشه که لاغر بشم و هر چقدر تلاش کنم بی فایده ست و فقط خودمو آزار میدم با رژیم گرفتن.باید مدام در رنج باشم.این سرنوشت مونه و قابل تغییر هم نیست یا همین سرنوشت که سالهای سال شنیدم اصلا قابل تغییر نیست و بخت و اقبال من همینه و باید تسلیم باشم و با رنج و بدبختی زندگیمو ادامه بدم.ولی اینها همش اشتباه بوده.از کجا متوجه شدم؟؟ از اونجایی که وقتی من نگاهم رو نسبت به زندگیم عوض کردم.دنبای من تغییر کرد.پس فرمول‌های من اشتباه بود و فقط با ی کوچولو تغییر زاویه دیدگاهم تغییرات زیادی برام رخ داد.۴- تفاوت‌های فرمول‌های ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.من خودمو با همسرم مقایسه میکنم که متناسبه.وقتی غذا می‌کشه توی بشقابش وقتی سیر میشه هرچقدر توی ظرفش باقی مونده باشه دیگه ادامه نمیدهم و میگه نمیتونم بخورم.سیر شدم ولی من میگم ای بابا حیفه.اسرافه.خدا خوشش نمیاد و نباید غذا دور ریخته بشه و ی فرمول دیگه که خیلی بین من و همسرم واضحه و خیلی دلم میخواد تغییرش بدم اینه که وقتی من گرسنه میشم بلافاصله میرم سراغ یخچال یا کمد خوراکی ها و باید باید ی چیزی بخورم و ذهنمو خاموش کنم ولی همسرم خیلی با آرامش رفتار می‌کنه و تحمل می‌کنه و بارها شده که دیدم ساعتها گرسنگی رو تحمل می‌کنه و چیزی نمیخوره تا ی خوراکی یا غذایی بخوره که باب میلشه.خیلی برام جالبه که چطور این فرمول در ذهن من تغییر کرده؟؟چیکار کنم که تغییرش بدم؟؟ لطفا اگر کسی می‌دونه کمک کنه.

      مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟

      دلایل زیادی که داره در نوع نگاه ما به موادغذایی هست.مثلا همسر من وقتی سیر میشه حتی ی دونه برنج هم نمیخوره ولی من خیلی از اوقات فکر اینو میکنم که این ی قاشق چیزی نمیشه.یا اینکه اینو بخورم لقمه ی بعدیو نمی‌خورم و همین لقمه های اضافه باعث اضافه وزن من شده.همسر من غذا رو میخوره که گرسنگیش از بین بره ولی من میخورم که ته غذا توی بشقابش اضافه نیاد و حیف نشه.

      تفاوت‌های فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟

      ۱- تفاوت‌های فکری من با افراد متناسب؟ به نظرم توی ی جمله میشه گفت ولی این ی جمله خیلی عمیق و گسترده ست و میشه براش خیلی مثال نوشت.تفاوت فکری من با افراد متناسب در نوع نگاه ما به مواد غذاییه.من از صبح که اومدم سرکار تا الان که حدود ده و نیمه صبحه مدام دارم به این فکر میکنم الان که نون ندارم برای صبحانه چیکار کنم؟؟و این فکر داره مدام توی سرم می‌چرخه که ی نونی پیدا کنم و توی کشوم بزارم که اگر گرسنه شدم بدونم چیکار کنم و این منو مجبور به خرید بیسکوییت کرد ولی من فکر میکنم ی آدم متناسب توی اینجور مواقع به امورات دیگه رسیدگی می‌کنه تا وعده ناهار بشه و ناهار بخوره و به غذا فکر نمیکنه.

      ۲- تفاوت‌های رفتاری من با افراد متناسب؟ رفتار من اینجوریه که وقتی بیسکویتی که خریدمو باز کنم و حتی اگه خیلی گرسنه نیستم ی کوچولو ازش بخورم و این کار رو هم کردم و کمی گفتگوی ذهنیم کم شد ولی ی آدم متناسب به ذهنش میگه صبر کن از گرسنگی نمی میری ی کم تحمل کن.برام جالبه همسرم قبلاً خیلی بهم میگفتی تو همیشه گرسنت هست و مدام بهونه میگیری و من خیلی ناراحت میشدم از این حرفا ولی الان که فکر میکنم میبینم توی ذهن من فقط تایم خوردن و نخوردن و چیو چقدر خوردم حک شده به خاطر همینه که اضافه وزن دارم.

      از **کدام روش‌های لاغر شدن** تا کنون استفاده کرده‌اید؟ شرح دهید:

      🔹 عنوان روش🔹 مدت زمان اجرای روش🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمول‌های ذهنی

       📉 منم روشهای زیادی امتحان کردم که آخرین بار رژیم کالری شماری و نخوردن نون سبوس دار بود که حدود ۵کیلو توی هست ماه کم کردم ولی به محض رها کردن رژیم حدود یک ماه بعد وزنم برگشت و حتی دو کیلو هم اضافه کردم و به نظرم خیلی روش بد و افتضاحی بود.من به شدت ریزش مو و خارش کف سر گرفتم و خیلی حالم بد بود و به محض اتمام رژیم انرژیم برگشت.خدا رو شکر که با تناسب فکری آشنا شدم و نگاهم به خوراکی ها عوض شد و تونستم خودمو بیشتر از قبل بشناسم.الهی شکر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۴ ۰۷:۴۷
      مدت عضویت: 2078 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      بنام خدا 

      روشهای مختلف رومن امتحان کردم که همگی به شکست منجر شدن خیلی زود نتیجه از دست میرفت ومن احساس شرمندگی و خجالت می‌کشیدم چون نتیجه  نمیگرفتم و میخواستم خوردنم رو کنترل کنم اما نمیشد بدون مکث می‌خوردم وادامه میدادم همینکه باشگاه تموم میشد میرفتم می‌خوردم وبه هر شکلی که می‌تونستم قایم میکردم که کسی نبینه و میفتادم به خوردن آنقدر ورزش هاسنگین بود که  بعدش .  همینکه یه مدت می‌گذشت من آخرش میفتادم مریض برای یه مدت واخرسرهم بدتر متنفر از قبل از ورزش روشهای لاغری وحتی  خود لاغری و کاهش اعتماد به نفس و حتی احساس حسرت وناتوانی 

      من باور کردم که چاقی ارثیه چون پدرم و خانواده  پدرم همگی اکثرا چاق بودن و هستن و دخترای عمه ام همه ی اونها بدون استثنا چاقن وحتی پسر عمه ی من . اما تو خانواده ی ما من و خواهرم چاق بودیم ازاول و خواهرای دبگم که. عروسی کردن بعد از ازدواج چاق شدن. واین رو من درخواهرم دیدم که  طی مدت زمان که عکس خودشو برام فرستاد چاق شده و خواهردیگم رو وقتی عکسشو دیدم نشناختم . .واین همون باور که ازدواج باعث چاق شدن میشه . رو نشونم میده  و فقط یه خواهر دارم که از زمانی که به دنیاامد تابه الان لاغرومتناسب هست و نه  کم تحرکی و چیزهای دیگه رو اون تاثیر نداشته و همه‌ی ما میگیم که به مادر بزرگ رفته هم لاغره وهم صورتش مثل مادربزرگه. وباور کردن این باعث شده که این شکلی در مسیر های مختلف چاقی ولاغری قراربگیرم

      روش‌هایی که انتخاب کردم از فستینگ .واب درمانی و باشگاه رفتن ووزنه زدن . کلاس مبارزه  رفتن انقدر  رفتم که به مرز کمربند ووشو   شالبندی نزدیک بود م  اما واقعا کم آوردم  من خیلی بارها زیاد وزن کم کردم امالان این روهم فهمیدم که باور بارداری باعث چاقی میشه و بااینکه به جای دونفرباید غذابخوری که بچت قوی باشه و فلان

        همه‌ی مسیرها دراخر به باور احساس ناتوانی وعدم باور به خودم‌ نتیجه میشد دست کشیدن از لاغری چاق ترشدن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نسترن
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۱ ۱۴:۳۸
      مدت عضویت: 1013 روز
      امتیاز کاربر: 9378 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 578 کلمه

      درک من از فرمول های ذهنی:

      فرمول های ذهنی یه چیزی هستن که خودکار دارن مارو کنترل میکنن مثل ماشین لباسشویی که اگه روی نیم ساعت تنظیمش کنی دقیقا توی نیم ساعت کارو انجام میده اگه گزینه آب گرم رو بزنی با آب داغ میشوره نه اینکه با سرد بشوره، منظورم اینه یه سری کد و دستور داره که دقیقا همونارو اجرا میکنه و ربطش به مغز ما اینه: ما وقتی بزور داریم به خودمون گرسنگی میدیم ولی کد و دستور زیاد خوردن در مغز داریم، باعث میشه به بدن فشار بیاد و تا یه جایی تحمل میکنه ولی کم کم‌ برمیگرده به فرمول خودش تا اونو اجرا کنه، پس‌ دیگه فرقی نداره چه مدل رژیمی بگیریم چیو کمو زیاد کنیم چه ترفندی بزنیم، مثلا میان میگن سرکه سیب بخورید سوختو ساز بره بالا، اینه همه ترفنده نه راه حل، و ترفندایی که هی ابداع میکنن ریشه یعنی ذهن رو تغییر نمیده و تا زمانی هم ذهن تغییری نکنه نتیجه همیشه شکسته، حالا نکته‌ی جالب اینه من فکر میکنم ما هر نتیجه‌ای بگیریم بستگی‌به این داره که چجوری فکر کنیم چجوری احساس کنیم، یعنی به محض عوض شدن طرز فکر نتایج پدیدار میشن.

      فرق فرمول ذهنیه من بابقیه، یادمه تو تعطیلات با دوستم داشتیم خوراکی میخوردیم اون وسطش گفت من دیگه نمیخوام نمیتونم، من اصلا درکش نمیکردم یعنی چی نمیتونم.

      یکی دیگه از فرق‌های من با افراد متناسب اینه که اونا به غذا اهمیتی نمیدن زیاد براشون مهم نیست و احساسی راجع بهش تصمیم‌ نمیگیرن و بیشتر جنبه لذت داره براشون مثلا دیدم میگن بریم‌ بیرون بستنی یا یه چیز خوشمزه بخوریم ولی من وقتی میخوام انتخاب کنم میگم‌ یه چیزی باشه که سیرم کنه و همه‌ش هم احساس بد دارم درموردش از روی خوشحالی انتخاب نمیکنم انگار از روی حس بد دارم اون کارو میکنم

      پارت سوم تمرین:

      رژیم ۱۶/۸ اولش خیلی آسون بود ۳ ۴ کیلو تا دو هفته کم کردم ولی یه مدت رها کردم بار دوم انجام دادم دیگه مثل قبل جواب نداد و اذیت شدم

      رژیم کتو ۱ ماه ۷ ۸ کیلو، پر از درد و رنج و محرومیت بود، هر روز حالم بد بود استرس شدید داشتم بعد از ۱ سال ۲ ۳ برابر برگشت. انقدر بد بود که دیگه هیچوقت نمیتونم امتحانش کنم اون دردو رنج رو.

      رژیمی که دکتر به همراه مکمل و پروتئین و قرص داد و نباید روغنم مصرف میکردم توی ۲ هفته ۳ ۴ کیلو کم کردم ولی شرایطش خیلی بد بود، مثل جهنم بد، کل وقتم در روز گرفته میشد واسه درست کردن غذای بدون روغن و یه تایمی هم برای درست کردن پودر پروتیین با شیر و آب از دست میرفت تازه باید کلی قرص هم سر ساعت مصرف میکردم و شیرینی هم ممنوع بود حس آدمای بیمار رو داشتم حس میکردم مریضی بدخیم دارم.

      دمنوش، تو ۱ ماه و نیم ۷ کیلو کم کردم ولی از یه جایی به بعد متوقف شد هی ورزشمو بیشتر کردم زور زدم ولی فایده نداشت دیگه رها کردم وزنمم ۳ سال طول کشید برگرده. وقتی بعد چند سال تصمیم گرفتم دمنوش بگیرم دیگه اون تاثیر قبل رو نداشت، البته اصلا تاثیر نداشت.

      یه نکته‌ای میخوام بگم: هر روشی که انجام دادم فقط بار اول یه نتیجه ای داده و برای بار دوم هیچوقت نتیجه نداده. انگار ذهن دیگه نمی‌پذیره. و اینکه هیچ کدوم از این روش‌ها نگرشم رو عوض نکردن، ولی ذهنیت بدی از بدنم و غذا برام ساختن. خیلی رژیمای دیگه گرفتم که کوتاه بودن که نیاز به گفتن نیست.‌ سابلیمینالم گوش دادم که کاش نمیدادم، نمیدونستم که داستان چیه و ربطی به فرمول‌های ذهنی نداره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6601 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 260 کلمه

        سلام و درود
        چقدر این حرف‌ها آشناست برای خیلی‌ها که سال‌ها توی مسیر لاغری بودن اما انگار هیچی براشون «واقعی» جواب نداده… نه رژیم، نه ورزش، نه سابلیمینال. فقط یه سری نتایج موقتی، و بعدش ناامیدی. 😔

        اول از همه بذار اینو بهت بگم:
        تو تنها نیستی. و ایراد از تو نیست.
        روش‌هایی که تا حالا رفتی، فقط روی سطح کار کردن. روی رفتار، کالری، خوردن و نخوردن، نه روی اون “نرم‌افزار ذهنی” که داره همه‌چی رو پشت‌صحنه کنترل می‌کنه.

        رژیم‌ها اومدن گفتن: اینو نخور، اون ساعت بخور، اینو حذف کن…
        سابلیمینال‌ها گفتن: فقط گوش بده تا ناخودآگاهت تغییر کنه…
        ولی هیچ‌کدوم ازت نپرسیدن: «تو واقعاً چه احساسی به بدنت داری؟ به غذا؟ به خودت؟»

        و همون‌طور که خودت قشنگ گفتی، نتیجه‌ش شده یه ذهنیتی منفی نسبت به بدن و غذا. یعنی دقیقاً برعکس چیزی که لازم داری برای تناسب پایدار.

        لاغری با ذهن یه مسیر جدیده… چون نمیاد تو رو محدود کنه، یا چیزی رو به زور توی ذهن بفرسته.
        میاد ریشه‌ها رو اصلاح می‌کنه.
        کم‌کم، لایه به لایه، نگرشت رو نسبت به خودت و خوردن تغییر می‌ده.
        نه با تلقین کور، بلکه با خودشناسی، با آگاهی، با آموزش.

        در واقع لاغری این‌جا یه نتیجهٔ جانبیه… اون‌چه مهم‌تره، آشتی با خودت، با غذا، با زندگیه.

        تو الان در آستانهٔ یه نقطه عطفی. جایی که دیگه دنبال راه سریع و نتیجه فوری نیستی، بلکه دنبال درک واقعی و ریشه‌ای هستی. و این دقیقاً همون‌جاست که ذهن آماده‌ی تغییر می‌شه… آماده‌ی “پذیرفتن”.

        🧡 پس لطفاً با خودت مهربون باش. مسیر قبل رو قضاوت نکن، فقط ازش تجربه بگیر.
        تو الان این‌جایی، و این‌بار فرق داره. چون این‌بار قراره از درون شروع کنی.

        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نسترن
          ۱۴۰۴/۰۲/۱۲ ۱۰:۴۲
          مدت عضویت: 1013 روز
          امتیاز کاربر: 9378 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 17 کلمه

          ممنونم استاد عزیزم که به دیدگاه های ما توجه میکنید و ما رو تو مسیر یاری میکنید❤️❤️

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۹ ۱۱:۴۰
      مدت عضویت: 759 روز
      امتیاز کاربر: 5986 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      سلام ودورود فراوان بر استاد عزیزم 

      من در این مدتی که در مسیر لاغری بودم فقط لذت بردم ویقین دارم که لاغر شدن ولاغر ماندن تنها مسیر درست برای رهایی از چاقی و مشکلات ش هست .

      والا بخدا اراده ای من در این سالها ی گذشته برای لاغر شدن داشتم واتفاقا همیشه هم شکست خوردم و اومدم سرجای اولیم رسیدم رو فکر نکنم حتی دارنده های مقام طلای ورزشی داشته باشن 

       من هنوزم در تلاشم و هرگز تسلیم چاقی نمیشم ولی تنها دلیل چاق موندن در تمام سالهای زندگیم این بوده که راهم اشتباه بوده روش‌هایی که میرفتم و فرمول‌هایی که در ذهنم داشتم که تماما ریشه در بچگی و شنیدن های بی ربط در مورد چاقی وعلط بودن اون باورها مانع رسیدن به لاغری در من شده بود 

      من تمام اشتباهاتم رو شناسایی کردم واز اعتبار ساقط کردم بعدش من موندم و چاقی خودمون دوتایی که مسولیتش رو هم به عهده گرفتم .حالا فهمیدم که برای لاغر شدن باید برعکس عمل کنم یعنی فقط زندگی کنم خیلی ساده و معمولی مثل تمام افراد لاغر که راحت هستن ولی فرمول های جدید رو برای لاغری یاد گرفتم فقط هنگام گرسنگی غذا بخورم بعداز سیر شدن دیگه حتی یه لقمه اضافه تر نخورم به اندازه نیازم غذا بخورم 

      محدودیت غذایی برای خودم نداشته باشم 

      این که ذهن چاق وذهن لاغر باعث تفاوت در اندام میشه کاملا درسته  ما فقط باوزهامون باهم فرق داره   آنقدر آدم دور برم هست که متناسب هستن و هیچ دغدغه ای برای غذا ندارن هیچ فکری ندارن وفقط به اندازه نیاز میخورن واصلا نمی‌دونن چاقی چیه و چطور میشه چاق شد و همه این افراد دلیل محکمی برای من هست که فقط ذهن من بوده که با من هماهنگ نبوده و من چاق شدم

      من از چاقی می‌ترسیدم .از خوردن می‌ترسیدم .از خوابیدن میترسیدم .از خوردن مواد خاصی می‌ترسیدم  .از کم تحرکی میترسیدم  همش مسترسیدم اگر رژیم و کم خوری رها کنم حتما چاق تر میشم خود همین نگرشهام باعث بیشتر چاق شدنم میشد .

      من در خانواده ای بدنیا آمدم که پدر چاق و تمام فامیل پدری چاق بودن و همین باعث بحث و گفتگو و نظر دادن افراد در باره ارثی بودن و رژیم و خوردن و نخوردن بود و از همون هفت سالگی همه این باورها در ذهنم شکل گرفت و باعث شد من چاق باشم وچاق بمونم در حالی که تا هفت سالگی کاملا نرمال و لاغر بودم من فکرم چاق شده بود و رفتارهام هم ب اثاث همون ذهن چاق بود 

      بارها رژیم گرفتم با رها وزن کم کردم و بارها دوباره چاق شدم سرگذشت همه افراد چاق به همین شکل هست 

      خدایا شکرت که راه رو بهم نشون دادی ومن وارد دنیای قشنگ لاغری با ذهن شدم ویاد گرفتم که چطوری زندگی کنم وحتی چطوری بندگی کنم و باورهای اشتباه و غلط در هر زمینه ای در زندگیم رو تغییر بدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره بیابانی
      ۱۴۰۴/۰۲/۰۶ ۱۸:۴۵
      مدت عضویت: 871 روز
      امتیاز کاربر: 11640 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 42 کلمه

      سلام به همگی

      تا قبل از آشنایی با این سایت و لاغری با ذهن من زندگی نکردم 

      یک سال هست که دارم طعم شیرین زندگی بدون رژیم رو میچشم و روز به روز لاغر میشم 

      متشکرم از خدا و استاد و خودم 

      اینجا بهشته 

      خدایا شکرت ۲۲۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا