گاهی وقتها دلت میخواد بشینی و بیواسطه با خدا حرف بزنی ✨ همونجوری که با صمیمیترین دوستت گپ میزنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او میشنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔
حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی میخواد و نه واژههای سخت. کافیست با زبان خودت، همونجوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿
تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا میکنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت مینشینه 🌙💫.
چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨
از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.
برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشتههایی به عربی میگشتم تا خواستههام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمیاومد 😅.

فقط از سر اجبار سعی میکردم متنها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره میتونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث میشد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سختگیری رو نداشتم.
تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگیم شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبهرو شدم: اینکه میتونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوقزده بودم، هم گیج 🤯.
نمیدونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.
چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنیشون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جملهای که میگفتم، سریع خودمو سرزنش میکردم:
«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمیتر باشه؟» 🤦♂️
خیلی وقتها شک و تردید میکردم که نکنه اشتباه میکنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اونها نداشتم.
اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمیده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه میکنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.
از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط میگیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحتترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرفهام هستم. چون مطمئنم خداوند بینهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو میشنوه ✨.
پس اگر میخوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایتها نگو، همونجوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش میشنوه.

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨
وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جملهای بگم؟ مودبانهتر باشه یا صمیمیتر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔
اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.
تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت میکنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرفهات توجه میکنه تا به خود کلمات. حتی اگه جملههات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو میذاره.
ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بینهایت عمیقتر و کاملتر از هر کسی، دل ما رو میشنوه ✨.
شادی، غم، امید، ناامیدی… همه اینها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جملهها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط میگیره 💫.
پس وقتی از خودت میپرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهمترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت میکنی، نه با چه زبانی.
🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.
🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبیت کامل نشده.
این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا میافتی، دلت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.
و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.
پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جملهای میگی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨
برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیقتر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطهمون با او تأثیر میذاره 🌿.
گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همهمون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟
اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونههای رزق و روزی گسترده رو توی زندگیمون هم حس میکردیم 💰✨.
واقعیت اینه که خیلی وقتها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف میکنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبهپذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنشهامون نشون میده که اینها بیشتر شنیدههامون بوده، نه باورهای ریشهای ما 😔.
پس لازمه از خودمون بپرسیم:
- وقتی میگم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظههای سخت این مهربونی رو حس میکنم؟ 💖
- وقتی میگم خدا روزیدهندهست، آیا نگرانیهام رو درباره آینده رها میکنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
- وقتی میگم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف میزنم یا هنوز دنبال جملهبندی درست و رسمی هستم؟ 🤔
اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرشهامون رو با واقعیت زندگیمون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار میکنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.
به مرور که این تطبیق اتفاق میافته، هم ایمانمون واقعیتر میشه و هم یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالبهای خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.
این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامشبخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)
اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.
وقتی به خدا فکر میکنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش میده نه به واژههایی که انتخاب میکنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه میشی که هر لحظه میتونی با او صحبت کنی.
برای همین میخوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحتتر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمرهات تبدیل کنی.
۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨
صبح که بیدار میشی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفتوگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.
۲. نجوای دوستانه در لحظههای عادی 💬💖
وقتی داری کارهای روزمرهتو انجام میدی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک میکنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.
۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙
قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی میشه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد میگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.
🌸 نتیجهگیری: گفتوگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بیپایان
وقتی یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی میسازیم میان قلب پر از دغدغههای دنیاییمان و دریای بیکران آرامش الهی 🌊✨.
صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترسها و نگرانیها، یعنی سپردن خودمان به منبع بیپایان عشق و رحمت.
هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس میکنیم خداوند واقعاً نزدیکتر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آنوقت است که زندگی رنگ دیگری میگیرد: سبکتر، روشنتر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.
پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانهای برای گفتوگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمیتواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.94 از 390 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

توکل واقعی به خدا و باور کردن به شکل عملیاتی به ابعاد مختلف قدرت های پروردگار در همه ی امور
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
هر وقت بهش اعتماد کردم خیلی خوب جوابم داد و هر وقت خواستم رو پای خودم باشم همه چی بهم ریخت حتی برای ادامه دوره و انجام فایل های پیاده روی باید توکلم به خدا باشه
سلام خدمت همه عزیزان .
بنده اینقدر به وجود خدا .بخشندگی وقدرت خداوند ایمان دارم که انتظار داشته باشم که دست شفادبخشش اونو تو زندگیم به وضوح ببینم وبیماریم. رو فقط با خودش در میون گذاشتم وشفام داد بیماری کبد که حتی از دکتر هم کمک نخواستم فقط خودس شفام داد و همین قدر که تو این مسیرم نه به خاطر لاغر شدن بلکه به خاطر حس خوب و فرکانس بالای این مسیر وجود خدارو در تک تک سلولهایم حس میکنم .
سلام بر استاد و دوستان عزیز. همیشه حس خوبی نسبت به خدا داشتم. و یادم میاد همیشه برای موفق شدن در کارهام از خدا درخواست می کردم و همیشه هم به چیزی که می خواستم می رسیدم. چند سال اخیر هر وقت درخواستی داشتم میرفتم مشهد و از امام رضا درخواست می کردم که ضامن من برای خدا بشه و یک جورایی پارتی بازی کنه تا درخواست من انجام بشه آخه من مشهدی هستم ولی شهر دیگری زندگی می کنم. جالبه که یکی از همکارام بهم میگه امام رضا حامی تو هست و این احساس من به اونها هم منتقل شده. اتفاقا هفته آینده میخوام برم مشهد و درخواستم اینه که خدا بهم کمک کنه تا با شیوه لاغری با ذهن بتونم به تناسب اندام برسم و مطمئن هستم تا عید ۱۴۰۱ که دوباره میرم مشهد به خواستم میرسم. به امید خدا😍
نشان های دریافت شده
سلام
من همیشه خدا رو دوست داشتم همیشه از بچگی حسش میکردم ارتباط قوی داشتم از بچکی بهم میگفتن همه ها از خدا باید ترسید چرااقعا مگه خدا ترسناکه خدا از هر چیز از همه کس مهربانتر هس نسبت ب ما ب جای اینک دوستی با خدا رو بهمون یاد بدن ترسیدن از ش بهمون یاد دادن اگه معلمهای ما عقل داشتن میگفتن با خدا دوس بشید در نتیجه اگه کسب دوی بداریم در نتیجه میترسیم از اینکه ناراحتش کنیم اون ترسه خودش میاد اصلا
ی عمر خدا روبهم معرفی کردن ک باید ازش نخوام واقعا من ی چیزی ازش میخواسم خجالت میکشیدم همش میگفتم خدا منک از تو چیزی نخواستم خواستن ک باید از اوباشه رو ب مایاد ندادن ب ما یاد دادن زیپ دهنمونو بکشیم هیچکی بلد نیس از خدا بخواد تا میبینن یکیم پولداره میگن گنج پیدا کرده اهل جهنمه و این چرته و پرتها
پدر شوهر خودم هر کی مریض بشه میگه تاوان گناهانشه
ی کسی سرطان بگیره میگه اون فلانه بهمانه
خدا رو خسیس در نظرمون جلوه دادن فک میکنن خودشون کار میکنن خودشون پول در میارن نمیبینن ک این سلامتی از خداست اون شعل از خداست همه چی از خداست ب ما ایرانی ها کلا خدا رو تو اسمانها معرفی کردن خدا رو فقط نماز خوندن و قران خوندن معرفی کردن واقعا دلم ب حال خودمون و نسل اینده میسوزه ک انقد خدا رو در نظر ما بد جلوه دادن بجای یاد دادن عشق ب ما بجای یاد دادن عشق بازی با خدا ترسیدن نخواستن و ندیدن و ظلم بهمون یاد دادن ب مایاد دادن دل یکیو بشکنیم بعد بگیم نهی از منکر میکنم
باطرافیان من بجای خواستن سلامتی از خدا از خدا پسر میخوان تا تو اینده از انونها مراقبت کنه بجای اینو از خدا بخوان محتاج کسی نباشن
ما محتاج همه کردن با عقایدی ک بهمون یاد دادن الا خدا
خدا ما رو ببخش ک انقد تو تو نظرها حقیر کردن عظمت تو رو ندیدیم
ب ما یاد دادن ک وقتی گناه کردیم دیگه تمومه ما گناهکاریم و بس بخشیدن و در خولست بخشش ب ما یاد ندادن یا د ندادن ک از خدا بخواهیم ک مارو ببخشه ب ما گفتن فقیر بودن کلید بهشته ولی نگفتن ک بابا فقیره از خدا بخواه ما از همه میخوایم الا از اونی ک باید بخواهیم ب ما یاد دادن زن بود یعنی رنج یعنی زید چادر فایم شدن یعنی خفه شدن ب معنی زندگی نکردن یعنی تابع بودن بعنی پادری باس همه از روت رد بشن ب ما اینارو گفتن نگفتن زن بودن یعنی حضرت زهرا یعنی حضرت زینب بودن فقط خواستها ی خودشونو در قالب خدا ب ما تحمیل کردن
من همه اینارو رها میکنم و از خدا میخوام منو ببخشه ک از عقلی ک من داده استفاده نکردم تعقل نکردم من خودمو میبخشم مطمینم ک خدادمنو بخشید و هدایتم کرده
خدایا شکرت ک هستی
به نام خدای مهربان
مقدمه:
چند روز از شروع دوره میگذره، تغییرات عمیقا احساس میشه، بودن در کنار یک وجه قدرتمند از زندگی، رفیقی بی کلک و مهربان.
غم بزرگ رفته! محسن بیشتر ساعت هایش رو با خوشحالی سپری میکنه.
چرخ زندگی میچرخه، روزگار به من درس میده، من یاد میگیرم چطور درخواست کنم، خدا اجابت میکنه. اون حتی با جمله “گلم، من کم تحملم” آشنایی داره و منو منتظر نمیذاره.
امروز:
امروز یکم هول برم داشته، اینترنت نیست، البته به غیر از صبح ها، اینه که فایل های خودمو بیشتر نگاه میکنم. دیگه دنبال چرت و پرت و اخبار های فکر درگیر کن نیستم.
دیگه واسم آخر زمان نیست، هر روز یه شروعه، یه شروع جدید!
واسه ی داشتن تلویزیون هم خیلی عجله دارم، چون برای داشتن پلی استیشن خیلی عجله دارم!
کنسول جدید سونی هم خوبه، یکی اینکه روی رواله و قوی تره و مدلش جدید تره و قراره کلی بازی جدید براش بیاد و یکی دیگه اینکه میتونه بازی های نسل هشتمی رو خوب خوب اجرا کنه. این مهمه!
فردا:
زیاد نمیخوام فکر کنم، این فکر فقط اذیتم میکنه صبر میکنم تا خدا مسیر روشن رو نشونم بده. این که دوست دارم چه کاره بشم و اینا یکم، میدونید دیگه.
تصورات من راجع به خدا
اوایل:
خب اوایل، یعنی وقتی که عقلم میرسید یک دید روشن داشتم و هرچی میخواستم از آسمون میافتاد پایین! به نظرم خدا بزرگ، عدالت خواه، طالب دوست، بامزه و مهربانه. زندگی خیلی قشنگه!
اواسط:
بعد از آشنایی با قواعد اسراف گونه اسلام احساس کردم خدا به اون خوبی ها که میگن نیست، این همه ظلم توی دنیا دیده میشه، انسان های فقیر و غیره. این دور از احساس پاک و ظریف و خالصانه و صادقانه دوران کودکیم بود.
آتئیست ها:
بعد از آشنایی با این فرقه گرایش عظیمی به اثبات و استدلال و عقلانی بودن و منطق پیدا کردم، نتیجه اش هم اول احساس ناامنی و بقیه اش هم ازین بدتر میشد برام.
تغییر:
با اینکه هنوز به یقین نرسیده ام و بعضی وقت ها شک و تردید دارم، میدونم که نباید این هارو به دلم راه بدم چون هیچ کدوم واقعی نیستن! حتی چهره کسانی که میگفتند خدایی وجود نداره توس ذهنمه و هروقت هم میاد احساس بدی میکنم. این کارهاشون احمقانه است! من سعی میکنم با ایمان به یقین و سپس به ثبات برسم وبرای این کار حتی حاضرم تغییر کنم!
! خدا که برده نمیخواد، خدا دوست میخواد !
استاد عزیزم سلام شاید تا چند سال پیش خدا رو بسیار سخت گیر می شناختم از بچگی شنیده بودم وقتی دچار گناهی میشی خیلی باید زاری کنی و توبه و طول میکشه خدا ببخشه و توبه واقعی شرایط خاصی میخواد یادمه سفر مکه که رفتم کارم فقط توبه از گناهان بود همیشه غمگین بودم به خودم خیلی سختی میدادم از لحاظ پوشش و رفتار طوری که فکر میکردم اینطوری بیشتر مورد تایید خدا هستم چه دعاهایی به زبان عربی خوندم که معنی خیلی کلمات رو متوجه نمیشدم ولی از بچگی یادمه خدا آخرین پناهم بود وقتی بن بستی بودم چیزی ناراحتم میکرد حیلی درد و دل میکردم ولی الان که خوب فکر میکنم یه جاهایی واقعا معجزه های زیادی در زندگی برام اتفاق افتاده که اولش خیلی فهمیدم که کار خداست ولی زود فراموش کردم منظورم اینه که این ارتباط با خدا پیوسته نبوده ولی الان به جایی رسیدم که خیلی نیاز احساس میکنم که این ارتباط با خدا رو مدام داشته باشم برای همین گوش کردن به فایلهای شما خیلی آرامش میده انگار به تمام سوالهام جواب داده میشه خوندن کامنتها خیلی کمکم میکنه خدا رو بهتر بشناسم احساسی که الان دارم اینه که خدا رو خیلی دوست دارم ولی خیلی چیزها ازش میخوام هر روز را با آرامش و لذت میگذرونم و خودم رو و بچه هام و همسرم و پدر و مادر و تمام عزیزانم رو بدون نگرانی به لطف و پناه خودش سپردم و زندگی میکنم با هدایت خودش هر روز هر لحظه سپاسگزار و شاکرش هستم خدایا ممنونم بابت تمام نعمتهایی که دادی و یا صلاح دونستی که نداشته باشم
نشان های دریافت شده
درود بر شما استاد مهربان ،مطالب این فایل هم عالی بود ،بعد از ده بار گوش کردن ،تازه متوجه شدم قسمت هایی هست که من هرگز در گذشته متوجه آن نشده بودم و این نشان میده چه قدر فایل ها لایه ای و هوشمندانه تولید شده ..نکته ای بسیار مهم که باید توجه زیادی روی آن داشته باشیم این هست که مهم نیست ما چه کار انجام میدیم بلکه مهم این هست که با انجام آن عمل چه تغییراحساسی درون ما ایجاد میشود .درواقع نتیجه را احساس ما از انجام آن عمل رقم میزند نه فعالیتی که انجام میدیم..به خاطر همینه با اینکه خیلی از انسان ها ،نماز ،روزه ،قرآن و تمام اعمال دینی خود را انجام میدهند ولی دائم در فقر ،بیماری ،حال بد ،مشکلات و ..هستند چون آن اعمال تغییر خاصی در حال آن ها ایجاد نمیکند ،ایمان و باور آن ها به خداوند را افزایش نمیدهد بلکه از روی عادت یا ترس از خداوند رخ میدهد ..برعکس خیلی انسان های موفق را میبینیم که ملاک های ظاهری مومن بودن درون آن ها وجود ندارد اما بسیار شاد و خوش زندگی میکنند و وقتی به آن ها دقت میکنیم ،متوجه میشیم از درون با خداوند رفیق هستند و طبق قوانین پیش میروند ..و این نشان میده فعالیت های فیزیکی تاثیر خیلی کمتری نسبت به احساس دارد .. این دقیقا همان جمله معروف که خداوند از نیت شما آگاه هست را ثابت میکند ..از آنجایی که قوانین حاکم بر جهان ثابت هستند ،این موضوع را در لاغری هم بارها داشتیم .مهم نیست چی میخوریم بلکه این اهمیت دارد که بعداز خوردن آن چیز چه احساسی داریم ،،اگر حس عذاب وجدان ،ترس ،پشیمانی و احساس بد به همراه ما باشد،نتیجه و تاثیر بدی روی جسم میگذارد .خوردن یا نخوردن آن مواد غذایی هیچ تفاوتی ندارد ،این نکته خیلی برای من جالبه که در خیلی ازموارد هم از انجام کاری حسمون بد میشه هم از انجام ندادن اون کار. برای مثال یادم میاد در گذشته وقتی شب بود و خسته بودم و حوصله نماز خوندن نداشتم ،هم از نخواندن آن حس بد داشتم و هم با خواندن اون اذیت میشدم؛خیلی مهم هست که درک کنیم،هدف از تمام اعمال ما به وجود امدن آرامش و آسودگی خاطر در وجود ما هست و اگر کاری این آرامش را برای ما ایجاد نکند بدون ترس و نگرانی آن را کنار بگذاریم و به دنبال راه های دیگر باشیم ..احساس هرگز به ما دروغ نمیگویند .پس بهتر است نگاه خود را از اعمال ظاهری بر داریم و ایمان و باور خود را بسنجیم .
مدت ها فکر میکردم با گوش کردن فایل ها و حتی نوشتن متن و خواندن متن قرار است زندگی من تغییر کند و بعد از مدتی متوجه شدم قرار نیست معجزه ای رخ دهد ،بلکه این آگاهی ها قرار هست طرز فکر و نگرش و باور من را تغییر دهد که در نهایت با تغییر دیدگاه ،زندگی فرد تغییر خواهد کرد ،هرگز نمیشود بدون تغییر باور ها و فقط با گوش کردن و نوشتن ،چیزی تغییر کند .هر راه ،مقصد خود را دارد و تغییر مقصد تنها با تغییر راه امکان پذیر هست ..پس سعی کنیم علاوه بر این که شنونده خوبی هستیم ،عمل کننده خوبی هم باشیم و اینکار خیلی هم ساده است ،مهم ترین کاری که باید انجام دهیم این هست که با منطقی کردن و آوردن دلیل این مطالب و آگاهی ها را برای خودمون باور پذیر کنیم و با گذشت زمان متوجه میشیم ،طرز فکر ،انتخاب ها ،رفتار و در نهایت واکنش ما به رویداد ها و در کل صفر تا صد زندگی ما تغییر خواهد کرد ..
به نظر من مهم ترین دلیل تفاوت آگاهی ما و باور ما نسبت به خداوند ،حس لیاقت و ارزشی هست که برای خودمون قائل هستیم ،ما همون قدر از خداوند پاداش دریافت میکنیم که لیاقت خودمون میدونیم و طبق قانون حاکم بر جهان هرگز چیزی که ما آن را لیاقت خودمون ندونیم به ما داده نمیشه .. برای مثال ما میگیم خداوند شفا دهنده است اما چون خود را بنده خوبی نمیدونیم انتظار شفا از او نداریم غافل از اینکه ارزش تمام بنده ها نزد خداوند یک اندازه هست و خداوند بین بنده های خود فرق نمیگذارد و این ما هستیم که با انتظار از او ،به او میگوییم که چه چیزی از او میخواهیم ..خیلی از ما ها فکر میکنیم چون ملاک های ظاهری انسان خوب را نداریم پس خداوند ما را رها کرده و سخت در اشتباه هستیم چون پیوند و ارتباط ما با خداوند هرگز قطع نمیشه چون ما همان خداوند هستیم که به شکل انسان ظاهر شدیم و به دور از او نیستیم ..برای افزایش لیاقت کافی است خودمون رو دوست داشته باشیم و برای دوست داشتن خودمون باید همانطور که هستیم و با تمام کم و کسری هایی که داریم خودمون را بپذیریم و دقت کنیم اینکه تمام اعمال ما خوب نباشد امری طبیعی هست و این نباید هرگز دلیلی شود که از خداوند نعمت و خواسته های بزرگی نداشته باشیم.
دقت کنیم خداوند نامحدود هست و این بدین معنا است که به قدر باور ما محدود میشود ،یعنی به هر شکلی در می آید که ما انتظار آن را داشته باشیم ،هرچه قدر بتونیم باور های کامل و گسترده تری داشته باشیم ،همان هم برای ما پیش می آید ،مانند آبی که از دریا بر میداریم ، دقیقا به شکل ظرفی هست که در دست ما قرار دارد ،پس خداوند همان گونه ای خودش را در زندگی به ما نشان میدهد که ما از آن تصور داریم ؛به همین راحتی ..
قابل درک و ساده صحبت کردن شما توانایی بزرگی هست که خداوند به شما بخشیده ..شاید کمتر کسانی باشند که باگوش کردن به صحبت هایشان نه تنها گیج نشیم بلکه به این نتیجه برسیم هیچی قرار نیست به سختی ایجاد بشه و ما همانطور که آسان لاغر شدیم ،آسان هم زندگیمون تغییر پیدا میکنه ..وقتی فایل آخر دوره خدا هرگز دیر نمیکند را نگاه میکردم ،هنگامی که متوجه شدم بهشت و جهنم به این معنا است که ما همان احساسی را لمس و درک میکنیم که در دیگران به وجود میاوریم ،خیلی برای شما خوشحال شدم ،چون ایمان دارم شما با لمس حس و حالی که درون ما ایجاد کردین خیلی لذت خواهید برد و قطعا این میتونه بهترین راه برای جبران زحمت های شما باشه ..ممنون از شما
سلام دوست بسیار عزیز
واقعا تا حالا، اینقدر از نوشته و دیدگاه یک نفر تا به این حد، لذت نبرده بودم. گاهی در زندگی با خودم فکر میکردم، کاش من در زمان آرسطو، افلاطون و یا ابو علی سینا میزیستم، شاید آن موقع میتوانستم؛ بیشتر و بهتر مطلب یاد بگیرم؛ ولی واقعا این دیدگاه شما، سطحی بالاتر از همه مطالبی بود که تا حالا در این سایت از نوشته هم مسیرانم، خوانده بودم. واقعا در زمان ما هم، آرسطوها وافلاطونها وجود دارند.
الان که دارم پاسخ را برای دیدگاه شما مینویسم، من هنوز ویدیوی تصویری استاد در این جلسه را ندیده آم، چون اینقدر این دیدگاه شماکه استاد لطف کردند؛ با ذکاوتی که من ازشون خبر دادم، به عنوان متن توضیحی در اول جلسه، قرار داه اند، جذاب بود که من محو این همه زیبایی در کلام و دیدگاه شما شدم. گفتم اول پاسخ شما را بنویسم و بعد از آن، ویدیوی با ارزش استاد را مشاهده کنم.
در اینجا هم، ازشما تشکر میکنم که لطف کردید که همه آنچه را که درک کردید، در اینجا به اشتراک گذاشته اید و هم، از استاد که همیشه با هوش و ذکاوت خود، بهترینها را به من در زندگی هدیه میدهند؛ با اینکه فرسنگها از من دور هستند. چندین نکته جالب در دیدگاه شما بودم که من خیلی دوست دارم، راجع به آنها در اینجا بنویسم. در ابتدا بگویم که من اگر ده هزار بارنوشته شما را بخوانم، باز هم سیر نمیشوم. ممنونم دوست خوبم.
جملات طلایی که حس شوق و شور در من را به وجود آورند و انگار من منتظر بودم از کسی اینها را بشنوم را در اینجا، برای شمامیاورم:
اولین جمله طلایی شما به نظرم این جمله است: « تنها با تغییر دیدگاه، در نهایت زندگی یک فرد تغییر خواهد کرد و با هیچ فعالیت دیگری، زندگی آن فرد تغییری نمیکند. »
دومین جمله طلایی: « برای رسیدن به خداوند و شناخت او، بایست روی حس لیاقت و ارزش خودمون کار کنیم و خودمون را دوست داشته باشیم.ما همه توانا و قادر هستیم. »
سومین جمله طلایی: « بهشت و جهنم در درون ماست و احساس لذت ما از زندگی در این دنیا، مرتبط به درون ما است که نظر دیگران هم، نشان دهنده احساس درونی ما نسبت به خودمون است.»
مثال زیبایی که من به راحتی آن را جلوی چشمانم در نوشته شما، مشاهده کردم، مثال دریا بود. خداوند مثل یک « دریا » یا بهتر بگویم« اقیانوسی بزرگ و بیکران » است و ما مثل او هستیم، چون از او به وجود آمده ایم. اگر ظرفی از آب دریا یا اقیانوس را پر کنیم، آن ظرف آب، باز همان اقیانوس است؛ منتهی در اندازه و حجمی کمتر، ولی ان ظرف آب، همه خصوصیات همان اقیانوس را در دل خوددارد. هر کدام از ما، همان ظرف آب هستیم که از اقیانوس خداوند به دنیا آمده ایم.
حالا خوب با خودمون بیندیشیم و بنگریم و ببینیم که وقتی اینقدر، ما تواناییم و فقط با تغییر دیدگاه مان، میتوانیم؛ زندگی خودمون راتغییر دهیم، واقعا دیگر منتظر چه چیز یا چه کسی هستیم!؟
وقتی فقط بایست روی حس لیاقت و توانایی خود کار کنیم و خود را دوست داشته باشیم، چه اهمیتی دارد؛ بقیه چطور ما را قضاوت میکنند و یا چه نظری راجع به ما دارند ، ما که تواناییم مثل خداوند عالم، و اقعا دیگر منتظر چه چیز یا چه کسی هستیم!؟
وقتی احساس درونی ما، که همان نظر دیگران راجع به ما میشود و وقتی بهشت و جهنم ما، باز همان احساس درونی ماست، واقعا دیگرمنتظر چه چیز یا چه کسی هستیم!؟
الان که به این خوبی، مسیر رسیدن به موفقیت را میشناسم و چگونگی قدم برداشتن در مسیر موفقیت را میدانیم و با گذراندن و طی کردن هر جلسه در این دوره، میتوانیم به راحتی و آسانی، « طعم خداوند را در زندگی » بچشیم،
و اقعا دیگر منتظر چه چیز یا چه کسی هستیم!؟
یک شنبه ۲۳ مرداد ماه سال ۱۴۰۱ هجری شمسی
نشان های دریافت شده
اما دیدگاه من درمورد خداوند درزمینه تناسب اندام وسلامتی همیشه بهم گفته شده بود که اگه از خودت مراقبت کنی مرتب ورزش کنی وغذای سالم ومقوی بخوری سلامت میمونی یعنی برای سلامتی خداوند دخیل نبود ومراقبت سخت نقش داشت خب تا حدی باورش کرده بودم که به محض خوردن چیزای کمتر رژیمی مریض میشدم یا مثلا یک روز ورزش وپیاده روی طولانی نمیکردم هم مریض میشدم الان به لطف این دوره یکم بهتر شده این باورم ولی هنوزم دارمش که دلم میخواد کاملا عوضش کنم
درمورد پول وثروت هم قبلا این باورم بود که باید سخت کار کنی وعداب بکشی وگشنگی بکشی تا پول دربیاری اما به لطف خدا دیگه همچین باوری ندارم ومعتقدم خداوند همینطور که تونسته اینهمه پول وبدهی مارو صاف کنه قطعا همچین خدایی میتونه منو ثروت مند کنه
باور من درداشتن همسر خوب وارتباطش با خداوند من از اولشم میدونستم که قطعا یک همسر بینظیر نصیبم میشه وشد چون شکی نداشتم خدابرام میخواد پس باورای مسخره بقیه که شوهر نیست یا خدا نمیخوادوغیره رو از اولشم باور نداشتم وخودمو لایق یک مرد خوب میدونستم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم
اولش بگم که خیلی خیلی دلم براتون تنگ شده بودچند روزیه که درگیرم ولی با این حال بارها این فایل وفایل اول گوش کردم استاد باید بگم که این دوره اونقدر فوق العادست که هر چی بگم کم گفتم شده پناه من هربار که به خاطر گذشته وکاراش زندگی در هم میپیچه این دوره منو وزندگیمو نجات میده دفعه قبل وقتی تصادف کرده بودیمو وکلی بدهی داشتیم نجاتمون داد من همزمان با دوره مقدماتی تناسب فکری شروعش کردم ومعجزه درزندگی من رخ داد سلامتی حال خوبمون کلی بدهیامون پرداخت کردیم وماشیمنون درکمال بیپولی تعمیر کردیم وزندگیمون از این رو به اون رو شد حتی حقوق همسرم به شکل چشم گیری ودرست همون مقدار که من از خدا طلب کرده بودم افزایش پیدا کرد
اما خب ما خرابکاری درزندگیمون کم نکردیم🤭😅واینکه خب مسئولیت هر کاری هم درزندگی به عهده خودمون درادامه گرفتار شدیم دوباره به نحوی دیگه من وهمسرم از صفر شروع کردیم خودمون با وام وقسط بالا کشیدیم اما متاسفانه ماهم مثل شما افتادیم تو بال بال زدن برای پول درآوردن وهی چنگ زدیم به هرجایی که پول بیشتری دربیاریم این شد که پول دادیم تا سود بگیریم البته چندتا کار دیگه هم کردیم اما خداروشکر خیلی زود ازش اومدیم بیرون ونجات پیدا کردیم انگار خدابهمون میگفت آروم باش تو بال بال زدن فقط خودت تواین قفس زخمی میکنی من رزقتو میدم آروم باش اگه آروم باشی حتی درقفستو باز میکنم بیای وپروار کنی اما ما نمیشنیدیم خلاصه این شد که خبردار شدیم اون فرد ورشکسته شده دیگه قادر به دادن سود ما نیست وما موندیم وکلی قسط وچک به عالم وآدم کارمن شده بود این دوماه گذشته گریه زاری به طوری که نمیتونستم تمرکز کنم روی دوره لاغریم َچند هفته پیش ندایی بهم گفت چرا اینجوری میکنی با خودت تو الان نمیتونی لاغر کنی اول زندگیتو درست کن بعد یکی یکی
انگار تمرکز من همش معطوف مشکلات مالی بود وواقعا هم بود این شد که شروع کردم اول به دره گام به گام لاغری واز اونجا هم کشیده شدم به این دوره من هنوز دوجلسه گوش دادم اما اونقدر حالم خوش شده که حد نداره ومعجزه درزندگی من داره هر روز اتفاق میوفته وقتی این دوره رو شرکت کردم با خودم عهد بستم دیگه سمت پول سودی یا دلالی نریم واز خدا بخواییم رزق فراوانمون خودش بده اونم با آرامش توبه کردم وطلب بخشش وخداهم منو بخشید استاد دیروز اون شخص بهم گفت به لطف خدا به زودی ملکشو که فروش نمیرفت داره میفروشه وخودشم توبه کرده از این کاروکل پولمون بهمون برمیگردونه خیلی خوشحال شدم از دیروز لبخند از روی لبام محو نمیشه اونقدر شاد وخوشحالم که کل خونمو تمیز ومرتب کردم همه جا داره برق میزنه😅🤭آخه وقتی خوشحالم حس مهمونی دارم وخونه رو مثل موقع مهمون آراسته میکنم خیلی حس فوق العاده ایه خدایا شکرت به خاطر همه نعمتات میدونی خداجونم دیگه من صد درصد بهت ایمان دارم که تویی که رزق میدی اونم بیحساب وبینهایت خدایا شکرت بابت اینکه من وهمسرمو اینطور سورپرایز های خوب مالی میکنی عاشقتم یعنی استاد الان میتونم با اطمینان بگم که دیگه زندگیمو میتونم با لذت زندگی کنم خدایا شکرت به لطف خدا ماشینمون با قیمت خوبی فروختیم ویک خریدار خیلی خوب اومد براش داریم از خونه اجاره ای با امکانات کم با ماهی ۱۵۰۰ اجاره داریم میریم رهن کامل منطقه بالا تر خونه با امکانات بهتر آب وهوای بهتر مردم پولدار تر وبا فرهنگ تر وبهترخداروصدهزار مرتبه شکر صاحب خونه جدیدمون خیلی آدم خوبیه یک همسایه داریم فقط که اونا هم مثل خودمون تازه ازدواج کردن امیدوارم خونه جدیدم دوست خوبی پیدا کنم اینا همش معجزه است اما واقعیه واین شگفت انگیز ترش میکنه🥰🥰🥰😍😍😍😍
اما خدارو چطور شناختم وچقدر باور دارم اینجوریه
خب خداوند اینطور میدیم که دعامو برآورده میکنه اما نه به این راحتیا مثلا باید دعای خاصی بخونم ونمازامم حتما سروقت بخونم وگرنه دچار قهر خدامیشم واصن دلیل اصلی برآورده نشدن دعاهامم همین میدونستم کاهل نمازی یادمه چله میگرفتم وکلی هم ذکر میگفتم هر دفعه چله رو خوب اجرا میکردم دعام برآورده میشد هر وقت نه نمیشد خودمم میگفتم مگه الکیه دعا برآورده بشه اما از وقتی این دوره رو گذروندم باور کردم وبهم اثبات شده که خدادنبال بهونه میگرده دعای منو برآورده کنه اصن نیازی نیست من کارعجیب غریبی کنم همینکه حسم خوب باشه خوشحال باشم شکر کنم بگم خدایا من اینو میخوام برآورده میشه
الان دیگه خداازنظر من مثل اون عاشق مولتی میلیاردر که میگه تو فقط گریه نکن هر چی بخوای من فراهم میکنم اگه یه قطره اشک بریزی به خاطرت دنیا رو به آتیش میکشم وبه خاطر لبخندت همه دنیا رو فدات میکنم 🥰🥰🥰😍😍
بله یه همچین خاطر خواهی داشتمو خبر نداشتم خیلی لذت بخش خداروشکر