این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این میکنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟
با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمیکنیم. 😔
اینجا میخوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨
شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشتهها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگیمون لذت ببریم. 😊
توجه به بودن و زندگی کردن 🌿
مهمترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعیاش به آن اهمیت میدهیم.

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفتهای مادی و سرگرمیهای متنوع بهقدری زیاد شدهاند که خیلی راحت میتوانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.
همین مسئله باعث میشود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.
ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️
تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیلهای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمیتواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.
واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسانتر شدن زندگیاند، نه خود زندگی.
دام بزرگ “آیندهگرایی” ⏳
یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص میکنیم. مثلاً میگوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال میشوم.» این نوع نگرش ما را در تلهی آیندهگرایی میاندازد.
نتیجه؟ همیشه در انتظار آیندهای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث میشود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.
البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوقالعاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظههای حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، میتوانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.
هنر لذت بردن از زندگی 🌸
لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواستهها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیباییهای کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همهی اینها میتوانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.
تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همهی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.
وقتی این حقیقت را بپذیریم، بهجای مقایسهی خود با دیگران، میتوانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصتهای همین لحظه.
لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظههای ساده، میتواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨
بر اساس تجربهای که در طول زندگیام داشتهام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گرانقیمتترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسانها در جستوجوی آن هستند، نه ثروت بیپایان است و نه موقعیتهای اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.
سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگترین نعمتهای الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمیتوان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار میشود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.
سالهاست که در دل تکرار میکنم:
«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔
ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫
تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند
شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیلکرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلیها رویایی به نظر میرسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه میخوردند 👀.
اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانهگیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشتههایش لذت نمیبرد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کمکم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.
من در دل بارها آرزو کردم:
«ای کاش در خانهای ساده، اما با قلبی آرام زندگی میکردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل میشود.
لحظهای که همهچیز تغییر کرد 🌟
وقتی زندگیام به نقطهی ویرانی رسید، دیگر تکیهگاهی نداشتم جز خداوند. همانجا بود که او را بهعنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.
از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزهها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفتهی قدیمی که میگوید:
«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑
من تصمیم گرفتم همهی داشتههای مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگیای به من عطا کرد که نهتنها آرامتر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکتتر از گذشته بود.
لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷
از آن روز، لحظهای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سختترین شرایط، تنها نام او را صدا میزدم 🌌. حضورش در قلبم، آنچنان آرامشی به من میداد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.
من روزهایی را گذراندم که در خانهای خالی زندگی میکردم، اما هزاران بار خدا را شکر میکردم 🙏.
زیرا در همان خانهی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بیروح بودم.
اکنون میدانم که خوشبختی در تجملات و داراییهای مادی خلاصه نمیشود. خوشبختی واقعی در این است که:
- بدنی سالم داشته باشیم 🫀
- ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘♀️
- و مهمتر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️
این همان چیزی است که به ما کمک میکند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیههای عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨
برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را بهصورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادتهای کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور میکنیم:
🙏 شکرگزاری روزانه
یکی از عمیقترین و مؤثرترین راهها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانهی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیباییها و نعمتهای کوچکی که معمولاً آنها را نادیده میگیریم.
هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. میتواند هوای پاکی باشد که تنفس میکنید، صدای خندهی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.
این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» میبرد و باعث میشود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.
⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)
یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرتهای گذشته میشود یا نگران آیندهای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.
سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:
- هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
- وقتی قدم میزنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶♀️🍃
این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه میآورد.
💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران
کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانههایتان میمانند و نمیگذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.
بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی میبخشید، سبکتر میشوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز میکنید 🌈.
🤝🌟 خدمت به دیگران
کمک کردن به دیگران، حتی در سادهترین شکلش، یکی از نابترین راههای تجربهی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری میرسانید، انرژی مثبتی میبخشید که چند برابرش به خودتان بازمیگردد.
این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، میتواند معنای عمیقتری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.
🌳🌞 ارتباط با طبیعت
طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانهها یا کوهها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت میبینید، یادآوری میکند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.
قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، میتواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط میگیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما میبخشد 🌺.
✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، میتوانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادتها کوچک به نظر میرسند، اما در عمل زندگی ما را متحول میکنند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.28 از 180 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند بسیار مهربان وبخشنده
سلام استاد جان امیدوارم خوب وخوش باشید که البته قطعا هستین وغیر از این نیست
وقتی خوب به زندگیم دقت میکنم نه دردوران کودکی نه جوانی نه درخانه شوهر ونه درخانه همسر طعم خوشبختی رو نچشیدم زندگی من سراسر تلاطم سختی فقر وتنش بود
من وقتی داستان حضرت داوود شنیدم برای اولین بار از استاد گرامی که چطور با بیمهری خوانواده ش روبرو شد وطرد شد واینکه نگذاشت بیمهری وبیکسیش خللی درزندگی ش ایجاد کنه واینقدر درزندگی حال خودش خوب نگه داشت وزندگی کرد به درستی که به درجات رفیع پیامبری رسید بارها درزندگی رنج کشید ولی نگذاشت مسائل بر زندگیش سایه بندازن ودوباره ودوباره از سر گرفت
نمیخوام بیانصافی کنم منم بالاخره روزهای شادم داشتم ولی چیزی که مدام منو آزار میداد پدری بسیار متوقع سختگیر ودیسیپلینی که انتظارتاش از من بچه اونقدر زیاد بود که همیشه کوهی بزرگ بردوش من بود
همیشه داد میزد فحاشی میکرد وارد میزد مدام ایراد میگرفت من سخت درس میخوندم خیلی مذهبی وباحجاب بودم که انتظاراتش برآورده کنم با هیچ دوستی رفت وآمد نمیکردم همیشه کارهای خونه رو انجام میدادم غذا میپخت مدام کتاب میخوندم حتی ازدواجم معجزه شد که برام خواستگار میومد وگرنه من هیچ وقت باهیچ پسری آشنا نمیشدم اونقدر سخت تلاش میکردم که پوستم کنده شد بارها وبارها مدام از خدا یاری میخواستم که منو نجات بده دیگه بریده بودم عاشق پسری شده بودم که بسیار پسر خوبی بود از فامیلای دورمون بود فقط تابستون ها میدیدیم همو اونم چون فامیل بودیم ومیرفتیم سفر خونه اونا هم میرفتیم اونم عاشقم بود خیلی زیاد اما نمیدونست تو چه جهنمی زندگی میکنم وقتی ازم خواستگاری کرد.پدرم مخالفت کرد خیلی شدید گفت که ازش بدش میاد گفت که آبرومو میبره پیشش دلم شکست اونقدر دچار ناراحتی وفشار روحی شدم که تا مرز جنون پیش رفتم هر روزوشبم گریه بود ولی پیش بقیه حفظ ظاهر میکردم با خودم خیلی فکر کردم خیلی دوستش داشتم حتی از خودمم بیشتر اولین کسی بود که قلب سرد منو گرم میکرد با اینکه درجمع دوکلمه هم باهم حرف نمیزدیم ولی عشق درنگاهامون موج میزد نمیتونستم بزارم جهنم زندگی منو بفهمه نمیتونستم بزارم بیاد واذیتش کنن
این شد که پا رو دلم گذاشتم اون روز خوب یادمه وقتی بعد مدت ها بعد خواستگاریش اومد تهران خونه یکی از فامیل باهاش سرد وبد برخورد کردم واز خودم روندمش طوری که از ناراحتی رفت شهرشون ومریض شد اونقدراون مدتی که مریض شد بهم سخت گذشت که خدامیدونه منم از غصه اش مریض شدم اما خوشحال بودم که فرستادمش بره ودرپناه خدا دادمش وبراش تمام خوبی ها رو آرزو کردم یک ماه بعد از خوب شدنش شنیدم که مادرش براش رفت خواستگاری وازدواج کرد اون روز دیگه فهمیدم همه چیز تموم شده خوب یادمه که رفتم وگوهای تا کمرمو از ته تراشیدم تا چند ماه روسری سرم میکردم خیلی چاق شدم وخلاصه سوگواری من بود ولی تموم شد بعد اون خیلی خواستگار برام اومد انگار مادرم فهمیده بود که قلبم سوراخ شده ودیگه مهر هیچکس به دلم راه پیدا نمیکنه این شد که پدرمو مجبور کرد خواستگارانم راه بده ۵ سال هرهفته دوتا خواستگار میومد خونمون اونقدر خواستگار داشتم که حالم از پسرا بد شده بود البته فراموش کردم عشق قدیمیم بیحس شده بودم پسرا فقط راه دررو بودن از خونه پدریم با اینکه ظاهر زندگیمون لاکچری بود اما درواقعیت فقیرانه وبا رنج وعذاب ودرجهنم روحی روانی زندگی میکردیم خلاصه که بارها تلاش کردم از شخصی خوشم بیاد اما نشد تا اینکه همسرم به خواستگاریم اومد اون روز خوب یادمه صبح جمعه یه خواستگار داشتم که یه آقا پسر ورزشکار هیکلی اما بیتربیت ومغروروپولدار وخانواده دار بود اومد
از رفتار بدش خیلی ناراحت شدم برای همینم تو اتاق حسابی از خجالتش دراومدم وخیلی محترمانه بیرونشون انداختم عصر همسرم ومادروخواهرش اومدن اونا هم دیر کردن
گفتم امروز از اون روزاست که دوتا دوتا گردوخاک کنم بذار بریم تو اتاق یک حالی از پسرشون بگیرم که درس عبرتی بشه برای همه پسرای پرو
شکار بودم کارد میزدین خونم درنمیومد
خلاصه رفتیم تو اتاق صحبت کنیم
یهو اون پسر چشم خندون شیطون که موز پوست میکند ومیخورد وبه مامانم تعارف میکرد یهو تبدیل شد به یک پسر مظلوم وبی ریا شروع کرد با سری پایین همه زندگیش صاف وپوست کنده ریخت وسط اونقدر تحت تاثیر حرفاش قرار گرفتم که حس کردم داداشم نشست روبروم وداره سفره دلش برام باز میکنه یه آن به خودم اومدم دیدم دارم بهش میگم غصه نخور درست میشه همه چی زندگی درست میشه انگار شدم محرم رازش چشماش پاک وبیآلایش بود یک آن دیدم وقتی بهش این حرفها رو زدم سرشو بالا آورد وبا نگاهی خندان نگام کرد انگار حرفام حالش خوب کرد چشماش دوباره سو گرفت وقلبش گرم از نگاهش که تا اعماق روحم نفوذ کرد خجالت کشیدم لپام گل انداخت وسریع گفتم شما نمیشنوین مادرتون صداتون میکنن با خنده گفت نه صدا نمیکنن گفتم چرا چرا وقت رفتن صدا تون میکنن باهم بیرون اومدیم همه گفتن چه زود اومدین مادرم ترسیده بود که اینم رد کنم
خلاصه زود رفتن مادرم مدام میپرسید چی شد منم نمیدونستم چی شد فقط میگفتم هیچی یه خواستگار بود مثل بقیه ولی فرق داشت خیلی تنها کسی که بعد سالها دستش به روحم خورده بود عجیب بود عاشقش نشده بودم ولی انگار سرنوشت نوشته بود که عاشقش میشی
خلاصه که وقتی بعد ماههاآشنایی فهمیدم عاشقشم با اینکه خانوادم مخالفت کردن اما مثل کوه ایستادم پشتش وگفتم یا این پسر یا هیچ کس به قیمت همه چی باهاش ازدواج میکنم اینا االهاماتی بود که بهم شد که بگم الهام از اینکه درزندگیم خیلی سختی مالی کشیدم ولی یه عشق افلاطونی دارم
یادم اومد که اصل زندگی امکاناتش نیست همین حس وحال خوب عشق وحال خوب یادم اومد که درکشاکش بدست آوردن مال وامکانات چه روزهایمان را فدا کردیم ویادم رفت که عشق اول وآخر همیم وچقدر عاشقانه همو دوست داریم
یادم اومد که درزندگی من عشق حرف اول میزنه عشق به خدا عشق به همسرم عشق تنها چیز واقعا مهم زندگی من که به من احساس خوشبختی میده ودرکنار این عشق که پول خونه ماشین بچه رفاه که معنی پیدا میکنه وگرنه که روزها زندگیم با بودن درقبر فرقی نداره
الان یه ایده خیلی خوب به ذهنم اومد عشق اولویت من بیام داستان های عاشقانه بنویسم از هر روزم شاید دراین ایده شغل مورد علاقمم باشه
حتی اگرم نبود حتما لذتی وصف نشدنی نصیبم خواهد شد که لذت زندگیم صد چندان میکنه
خدایا شکرت برای همه چی خدایا شکرت برای وجود عشق
نشان های دریافت شده
با سلام من تا یکسال پیش مدام غر میزدم وچیزی راضیم نمیکرد سر کار بودم اصلا راضی نبودم ومدام میگفتم کی بشه باز نشسته بشم وراحت بشم، باز نشسته شدم باز ناراحت وناشکر بودم که خیلی تنها وبی کار شدم حوصلم سر رفته واصلا به داشته هام توجه نمی کردم وخوب متاسفانه هر روز هم یک بیماری سراغم می اومد اصلا داشته هامو نمیدیدم ولی از سال گذشته که با خود شناسی وخداشناسی آشنا شدم تازه حالا مفهوم زندگی رو متوجه شدم وحالا متوجه شدم که من چقدر نعمتهای زیادی در اختیار دارم که با وجود این همه فراوانی نعمت چه زندگی شاهانه ای را تجربه میکنم ،شاید از نظر مالی اونقدرها وضعیت فوق العاده ای نداشته باشم ولی نعمتهایی دارم که صددرصد جبران آن نعمت را برایم میکند من فرزندانی دارم که بهترین نعمتهای خداوند برایم هستند همسر مهربان ودوست داشتنی که همیشه ودرهمه حال کنار وهمدمم هست اینها نعمتهای بزرگ خداوند برای من هستندحتی همین بازنشستگی ام حالا برایم لذت بخش شده واز لحظات آن برای لذت بردن بیشتر از زندگی استفاده میکنم وفهمیدم که بازنشستگی هم خودش یک نعمت بزرگیه ،از وقتی که تمرین میکنم بیشتر به آنچه در اختیار دارم توجه کنم نه به آنچه ندارم آرامشم خیلی بیشتر شده ،بیماریهایم کمتر شده واحساس بهتری نسبت به زندگی دارم درسته هنوز خیلی جا داره تا کامل بشم ولی تغییر پله پله بالا رفتنش لذت بیشتری داره ومن هم از مسیر تغییر لذت میبرم
به امید روزی که من هم بتونم به کمال برسم
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان هم تناسبی خوبم
سلام به استاد مهربان
خیلی خوشحالم در مسیر زندگی باشما وسایت شما اشنا شدم واقعا خدا منو هدایت کرد به سمت شما
من سالیان سال خیلی قدر دان وجود خودم هستم وبرای هر احظه از ندگیم شکر گذارم
وشاید همین اخلاق من باعث شده خانواده ازدست من شاکی باشند
در حالت مسخره میگن بابا تواز اب لوله کشی هم تشکر میکنی
واز زندگیم خیلی لذت میبرم وحال دلم خیلی خوبه
والان که بیشتر متوجه میشم میبینم اگه چالشی تو زندگیم پیش بیاد چون من به منزله بد نمیگیرم به اون چالش اینطور نگاه میکنم که قرار بود پیش بیاد که من از
مسیر زندگی دور نشوم
وخیلی راحت اون چالش حل میشه
من بچه اول خانواده هستم ودوتا خواهر ودوتا برادر دارم با فاصله سنی کمی داریم باهم
اپن چهار تا کلی مریضی دارند همش میگن این ارث وزنژنتیک به ما رسیده
همش به من میگن تو بچه اول بودی تمام چیزای خوب به تو رسیده
ولی من خوب میدونم اصل ماجرا از کجا اب میخوره
ومطمئنم شما دوستان واستاد میدونید
که باورهای اشتباه اونا به اینجا رسیدن
مثلا من خودم قربانی باورهای اشتباه دررابطه چاقی بودم وتبدیل شدم به یه ادم غیر متناسب والان که اون باورهای اشتباه شناسایی کردم
دارم نتیجه خوب شو در اندام میبینم
استاد من با دیدن فایل های طعم خدا متوجه شدم
خواسته هام کم بوده واصلا بلد نبودم خاصه ای داشته باشم
چون به این معتقد بودم که خداوند اگاه وداناست خودش میدونه من به چی می خواهم خودش مهیا میکنه
خداوند عادل وخداوند مهربان است
وعدالت خداوند همه جا پابر جا است
الان فهمیدم من متافیزیک داشتم
ولی فیزیک نداشتم
استاد همیشه به خودم میگفتم کجای کار من ایراد داره من به ارزواهی قشنگم نمیرسم حتما صلاح نیست
وای الان با فایل های دوست داشتنی شما اگاه شدم
ومن برای این اگاهی ناب وخالص شما
ممنونم 🙏🏻👌🏻
متوجه شدم والان باشما قدم قدم پیش میرم
وایمان دارم دستای منو رها نخواهید کرد تا انتها باشما هستم که یاد بگیرم
متافیزیک وفیزیک در راستای خودش باشه
من در مسیر زندگی بهترین اتفاق ها بیوفته
دوستان عزیزم
در مسیر زندگی گاهی چوب دستی هست وگاهی عصا
ولی ما باید اگاه باشیم هردوتاشو به خیر وصلاح خودمون هست. امیدوارم در نور هستی همه خوش بدرخشند💫🌟⭐️🌟🌟🌟🌟🌟💫👑
با سلام و درود به همگی این فایل خیلی شکفت انگیز هست و من را به سفر در درون خودم برد . وای که من چقدر نا شکری کردم تا حالا درباره همه چیز و همه کس . ناشکری از شغلم که چقد سخته و ساعتهای طولانی و از اینکه همیشه باید آدمهای مریض را ببینم و حال آنها را خوب کنم و وقتیکه منزل هستم باز هم من هستم که باید از بقیه نگهداری کنم و مطمن باشم که همه خوب هستن و کسی نیست که مواظب من باشه . نا شکری از خستگی زیاد ، نا شکری از رانندگی کردن برای رفتن به مغازه و داروخانه من درست ۲۵ سال هست که مدام دارم از زندگی کردن در امریکا گله و شکایت می کنم درسته که چم و خم زندگی اینجا به دستم آمده ولی همیشه خدا گله و شکایت می کنم همه این سارها را من با تلخی گله و شکایت گذراندم که مثل سمی در بدن من بوده یا خدای مهربان و عظیم چقدر من ناشکر بودم تا حالا . من از اصل بودن در اینجا همیشه از همه چیز از مردم و غذاها و ابو هوا از بودنم در اینجا گله و شکایت می کنم و از هیچ چیزی در اینجا خوشم نمیاد با وجود اینکه اینجا ازدواج کردم و ۲ تا بچه من هم اینجا به دنیا آمدن و بزرگ شدند. وای که کندچرا این کار را با خودم کردم مدام گله و نا شکری؟!و به همه دوستانم و همکارانم همیشه میگم که چقدر از امریکا متنفرم و چقد اینجا همه چیز سخت و بد و بی مزه و دور هست حالم از امریکا بهم میخوره کاشکی هرگز اینجا نمی اومدم . همیشه میگم وای خیلی بد این کار من چون ناشکری مطلق من الان اینجا دارم زندگی می کنم و فرزندانم اینجایی هستن و من اینجا تحصیل کردم و پرستار شدم و من اینجا ازدواج کردم و دوستان و همکاران خیلی خوبی دارم . کار و منزل هر چند اجارهای و ماشین دارم ولی دارم خدایا مرا ببخش که این همه ناشکری کردم . واقعا الانکه دارم فکرش را می کنم و می نویسم از خودم شرمنده میشوم . ودر درگاه خداوندم خودم را گناهکار می دانم چون بچههای سالم و خوب و خیلی باهوش هدیه داده و کار و ماشین و همین خانهای که در آن زندگی می کنم درسته که اجاره نشین هستم ولی خدا را شکر به خاطر این سقف و دیوارها همین که در کوچه نیستم و سقفی برای بچهها دارم خیلی ها اینجا به دنیا آمدن و در خیابانها زندگی می کنند . الهی شکرت به خاطر شغل شریف پرستاری که یونیفرم من مقدس هست چون به مردم کمک می کنم و درآمد عالی دارم و سختی کار هم شیرین هست و از اینکه پرستار هستم از بودنم لذت می برم و من همیشه با مردم سر و کار دارم و هیچ وقت احساس تنهایی نمی کنم حتی الان هم که بچههایم بزرگ شدهاند همیشه با همکارهای و مریضها میگیم و می خندیم و این کار واقعا نعمت خداست برای من . کار پرستاری یکی از پردرآمدترین کارهای امریکاست و من دارمش خدایا شکرت چرا تا الان این همه ناشکری کردم . منو ببخش خدایا . به بزرگی خودت مرا ببخش . من همیشه از اینکه همسر عراقی دارم گله و شکایت می کنم چون خیلی عصبی و تند هستند همیشه در حالت جنگ و دعوا . همیشه میگم کاشکی با یک ایرانی و کسی که خوش اخلاق و مهربان بود ازدواج می کردم . همیشه از رفتارهایش و کارهاش ناراحتم و عصبانی میشم و گله می کنم خدا این چه جور آدمیه که نصیب من شد کاشکی به امریکا نمی آمدم و نمی دیدمش . خیلی گله می کنم . آهمسرم خیلی خوب و مهربان بود در ابتدا ولی کم کم با مرور زمان بدتر و بد تر شد من الان که فکرش را می کنم همش تقصیر افکار و رفتارهای من و ناشکری و گله و شکایتهای من با او و از او بود . من خودم با شکایتهایم همسرم مهربان و آرامم را به یک انسان عصبی و پرخاشگر تبدیل کردم . خیلی بد کردم ولی آگاهی نداشتم . الان همین الان به ذهنم رسید که در حال نوشتن هستم . من از دور بودن همه چیز و رانندگی و گرانی در امریکا همیشه گله و شکایت دارم . خدایا شکرت که پاهای سالمی دارم و ماشینی دارم که قادر به رانندگی هستم و می توانم همه مایحتاج خودم و خانوادهام را تامین کنم . من همچنین از نگهداری از مادرم شکایت می کنم چون همه چیز دور و سخت و گران هست و همیشه گله دارم که هیچ کسی کمکم نمی کند و فقط من موتظبت مادرم را به عهده دارم من عاشق مادرم هستم و همه زندگیام برای اوست ولی بعضی اوقات یعنی بیشتر اوقات خیلی خسته هستم و شکایت می کنم که چرا اطرافیان هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرند و تنها و فقط من هستم که همه کارهای مادرم را باید انجام دهم و همیشه از این موضوع گله و شکایت می کنم . وای خدایا منو ببخش به بزرگی و عظمت خودت . خواهش می کنم تمامگله و شکایتهای مرا نشنیده بگیر چون بودن و زنده بودن مادرم همین که هنوز دارمش و صدایش را می شنوم و می توانم او را در آغوش بگیرم و ببینمش بزرگترین نعمت زندگی من هست چون من خیلی خیلی زیاد مادرم را دوست دارم و بی نهاینثت به او وابسته هستم اصلا نمی توانم این دنیا را بدون مادرم تصور کنم . الان که فکرش را می کنم این زندگی بدون مادرم مثل زندان می مونه و جاش تنگه و من قادر به نفس کشیدن بدون مادرم نیستم پس حالا که او را دارم چرا اینقدر گله و شکایت و غرغر می کنم بی خود و بی جهت به جای لذت بردن از بودنش و اینکه با خوشحالی آنچه را که میخواهد برایش فراهم کنم و حتی سبقت بگیرم و اگر کسی خواست کاری برای مادرم انجام دهد بگم لازم نیست و من هستم و با کمال میام و تمام وجودم غرق شادی باشه که کاری را برای مادرم انجام میدهم . الهی شکرت که چشم دلم را باز نمودی دیگه هرگز گله و شکایت نخواهم کرد بلکه تو را شاکرم که مادرم هست و مرا می سناسد و قادر به تکلم هست و از من درخواستهایی دارد الان که فکرش را می کنم کلی معجزه دست به دست هم دادند تا من پرستار شدم آن هم در شیکاگو و حتی بودن من و زندگی کردن در اینجا معجزه خداوند هست . من کاری را دارم که میلیونها نفر آرزویش را دارند . درسته که خستگی دارد ولی در عوض درآمدش بسیار عالی هست و خدا را شکر از عهده خرج و مخارج زندگی در میایم . و کلی به خانوادهام کمک می کنم . تمام کردن مدرسه پرستاری و قبول شدن در امتحان آخر پرستاری برای گرفتم مدرک کار اینجا مثل هفت خان رستم هست و برای من قبول شدن در این امتحان ۳ سال طول کشید و آخرین مرتبیهای که اجازه امتحان دادن را داشتم قبول شدم . الهی شکرت . اگر قبول نمی شدم و پرستار نبودم الان چه کاری باید می کردم در این سن و سال بهترین کار و پر درامدترین کار پرستاری می باشد . خودم الان پرستار اژانس هستم و خودم انتخاب می کنم چه روزهایی دوست دارم کار کنم الهی شکرت . چون کارهای دیگر خیلی درآمدشان پایین و فیزیکی و کارهای سنگین بدنی هستند . پرستار شدن پر امریکا برای من هدیه و معجزه خداوند هست . خدایا شکرت . تا به امروز قبل از شنیدن این فایل مدام از این کار گله و شکایت می کردم . الان جایی که کار می کنم ۱۰ دقیقه از منزلم فاصله دارد و همکاران بسیار مهربانی دارم . الهی شکرت . من در عجب هستم چرا این همه نعمت را تا حالا نمی دیدم وای بر من که این همه برکات الهی را که خداوند با رحمتش به من ارزانی داشته نادیده گرفتم و همیشه با آه و ناله سر کار رفتم . خدایا از تو طلب مفغرت می کنم تا این رزق و روزی که به مندو خانوادهام میدهی همیشه پایدار و پابرجا باشد تو را ستایش و سپاسذمی کنم ایرخداوندا به خاطر همه چیز و به خاطر سلامتی من و فرزندان و همسرمو مادرم و همه سپاس نی گویم تو را برای قدرت دیدن و شنیدن و راه رفتن و به خاطر ذهن سالم و زیبایی که به من و فرزندانم هدیه دادی. خدایا شکرت به خاطر روح پاکی که در من نهادینه کردی تا تو را بیشتر و بهتر بشناسم و شکرت به خاطر صبور بودن و تحمل کردن این همه شکایت و گله از طرف من در حالیکه همه مهمانی که الان دارم همیشه پر رویاهای من بودند و الان سالهای سال هست که به کن هدیه دادی ولی من نه تنها نمی دیدمشان باکه از بودن آنها شکایت می کردم . خدایا مرا ببخش . چقد خدایا نو مهربانی و صبور که این همه گله و شکایت مرا تحمل کردی و هنوز همه نعمتهای را دارم ولی الان پی بردم چرا بیشتر نمیده و قادر به دریافت بیشتر نیستم و هر چقدر سعی می کنم در همانجاییی هستم که بودم و به سختی پول میاد چونکه من شاکر نبودم و برعکس همیشه ناشکر و گله کند بودم و باید شکرت کنم که این نعمات را از من نگرفتی و هنوز دارکشان ولی الان به این آگاهی رسیدم که چرا در همین جا استوپ کردم از نظر مال و کاری و عواطفی و با چنگ و دندان خودم را نگه میدارم همه و همه به خاطر ناشکری هست و شکایت کردنم وای که نثمن چه بلایی به سر خودم اوردم . خدایا تو را شاکرم که هنر جوی دوره تناسب ذهنی هستم و الان و اینجا به نتقطه عطف زندگیام پی بردم و آگاهی آمد و دریافت شد که باید شاکر همه نعمتهای باشم که به من هدیه مردهای برای دریافت بیشتر و بهتر و آسانتر نعمتهای مادی و معنوی باید مدارکن از ناسپاسی و ناشکری و گله و شکایت که مداربسیار پایینی هست به شکرگزاری و شادی و لایق بودن نعمتهای بهتر و بیشتر از جانب تو باشم و هر روز بیشتر و با آرامش و اطمینان دلم منتظر نعمان تو ای خداوند باشم که با عشق و سهولت و سیل اسا به من عطا می کنی. الهی شکرت . من شاکرم که زنده هستم و نفس می کشم از این لحظه به بعد همیشه شاکرم . قبلا خیلی میشد که روزی چند مرتبه از زنده بودنم شکایت می کردم و می گفتم اخه این چه زندگی؟ من نه پول دارم و نه خانه و نه ماشین درست و حسابی . همش باید مثل تراکتور کارکنم اون هم شبها که اجاره ایندخونخ را بدم و به زور روزانه زندگی کنم . من از زندگی ام خسته شدم این زندگی سخت و طاقت فرسا اصلا چه فایلهای دارد زنده بودنم ! من تا قبل از شنیدن این فایل برای چندین بار هر روز این حرفها را با خودم می زدم . به خودم می گفتم اینقدر هم چاقی با شکم بزرگت ایلین همسرت هم مدام مسخرهات می کنه . این هم شد زندگی؟ اخه چیه؟ آخرش جی؟ میافتی میمیری؟!وای الان که فکرش را می کنم این حرفهای شیطان درونمو خانوم منفی باف بوده و مدام دم گوشم نجوا میکرد .خدایا شکرت به خاطر زندگی به خاطر زنده بودنم و نفس کشیدند به خاطر سلامتیام و به خاطر دیدن عزیزانم و بودن و نفس کشیدن در کنارشان . الهی شکرت به خاطر زندگی واقعا زندگی زیباست . من از شما استاد عزیز بی نهایت سپاسگزارم واقعا نمی دانم چه جوری از شما تشکر کنم فقط از خدای مهربان می خواهم همیشه و هر لحظه با شما و خانواده عزیز و محترمتان باشد و همیشه شاد و ساکت باشید و به همه آرزوهایتان دست یابید و از همه مهمترین همیشه تا آخر دنیا استاد ما در دنیای تناسب ذهنی باشید و پایدار بمانید چونکه من تا حالا زندگی را یک جور دیگر می دیدم و الان به طور کلی دیدم عوض شد مثل یک پر سبک شدم و احساس سبکی و آرامش درونی می کنم . الهی شکر
به نام خداوند بخشنده ومهربان
خدایا شکرت برای این که امروز تونستم این فایل گوش بدم
بخش اول: یادم میاد زمانی که بچه بودم متاسفا از همون کودکی خیلی گله وشکایت میکردم البته به اشتباه الگوی ذهن من پدرم بود که ایشون هم همیشه از خدا شاکی بود که چرا به خاسته هاش نمیرسه وگفتند این حرف ها جلدی ما با عث شد که از بچگی به جای شکر گزاری وسپاس نعمت هامون همش از خدا شاکی باشیم
پدر من از نظر مالی خیلی خوب بود ولی همیشه بیشتر از خدا میخواست وخودش با دیگران که از خودش بالاتر بودن مقایسه میکرد
متاسفا منم همین کار میکردم یادم ما یه خونه سه طبقه داشتیم که یه طبقه در اختیار من وخواهر کوچکم بود الان یادم میاد که هیچ وقت از خدا سپاسگزاری برای این که یه طبقه در اختیارمان بود نمیکردم.وقتی خونه عمه ام میرفتم که با ۴ تا دخترش تو یه واحد آپارتمان بودن دنبال خوشحالی وخنده اونا بودم .فکر میکردم اونا چه قدر خوشبخت هستن در صورتی که من اصلا داشته هامون نمیدیدم .داشتهام تو چیزهایی بقیه داشتن دنبال میکردم و خوشحالی وخوشبختی جای دیگه دنبال میکردم به نظرم این کمال ناشکری بود
وقتی بزرگ شدم وازدواج کردم همسرم سطح زندگیش خیلی پایین تر از ما بود ولی چیزی داشت که من تازه از ایشون یاد گرفتم این که خدا رو همیشه شکر کن برای کوچکترین چیزهایی که توزندگی داری من چند سال از زندگیم گذشت تا فهمیدم باید قدر همه چیز در زندگیم بدونم نه چیزهایی که نداریم
استاد عزیز شما یه قسمتی از فایل گفتین باید قدر داشته ها رو بدونی گاهی وقت ها بعضیاز داشته های ما مجب دردسر ما میشن
من یه نمونه کامل در این باره تو زندگیم دیدم ولمس کردم .پدرم همیشه دوست داشت ماشین شکستی بلند جدید بخر ولی به دلایلی نمیتونست تا این که ۲ سال پیش خرید ما براش خوشحال شدیم فور میوردیم الان دیگه حال روحیش عوض میشه الان دیگه قدر زندکی بهتر میدونی .تو این دوسال شاهد هستم که ماشینش توی پارکینگ خونه داره خاک میخوره وچون مشکل بینایی داره نمیتونه از این ماشین استفاده کنه .اصلا هم خوشحال نیست همش نگرانش که خراب بشه هزینش زیاد .نه این که نتونه هزینش بده همش انرژی منفی میده وشکر گزار نیست
این برای من درسی شد که از خدا چیزی به زور نخواهم به جاش شاکر باشم برای تمام چیزهایی که دارم .خدایا شکرت برای داشتن همسر خوب خدا یا ممنونم برای فرزند سالمی که داریم
واقعا شکر گزاری کاری میکنه که ما بدون این که زحمتی بکشیم رزق و روزی زندگیمون زیاد بشه
شاید باورش سخت باشه که همسر من مهندس ولی به خاطر یه سری از مشکلات ۱۲ سال زندگیمون نه شرکت داره نه تو مغازه کسی کار میکنه به شکل آزاد بدون جا ومکان کارش انجام میده و من رزق روزی فراوان دارم
اوایلش واقعا وحشت داشتم میگفتم مگه میشه بدون این که جایی باشی بتونی کار کنی ولی بد ۱۲ سال میگم که من تا الان به خاطر لطف خدا وسپاسگزاری از او تا به حال هیچ مشکل مالی که نتونیم حلش کنیم نداشتم خداروشکر هستم که تا به حال یخچال خونه من خالی نبود تا به حال دستم جلوی کسی دراز نشده
من ممنونم از خدا که فقط با وجود خودش وراه هایی که جلوی ما گذاشته تونستیم تا الان زندگی خوبی داشته باشیم وبرای خودم ودیگران از الان به بد هم بهترین چیزها رو از خدا میخوام که مطمعا به لطف وکرمش به هممون میده کافی قبول کنیم که فقط خدا میتونه کمک ما باشه خدایا شکرت برای وجودت در زندگیم
نشان های دریافت شده
به نام خدای روزی رسان،
تمرین اول: تاحالا درباره چه مواردی و آپشنهایی غر میزدم چه ارزشی برای زندگی قائل بودم قبل این فایل. چقدر چونکه فلان چیز نیست ارزش زندگی رو زیر سوال بردن؟
قبل ازدواج فکر میکردم با مدرک دانشگاه گرفتن، مدرک زبان و کامپیوتر گرفتن میتونم کار پیدا کنم و به پول برسم، بعدش که ازدواج کردم فکر میکردیم بدون داشتن خونه خودمون نمیتونیم زندگی ارومیه داشته باشیم و من اصلا مسنجر بودن رو نمیتونستم بهش فکر کنم پس خیلی تلاش کردیم و بخاطر خرید خونه ۵سال آرامش از زندگیمون رفت و الان که فکر میکنم میبینم چقدر آدمایی تو زندگیم بودن که با وجود مسنجر بودن زندگی میکردند و آرامش داشتن و درواقع اونها قدر زندگی و اصل وجودشون رو میدونستن بعدش فکر کردم بدون ماشین نمیتونم بچه دار بشم و خلاصه باز بخاطر ماشین نو خریدن دوسال دوباره از آرامش افتادیم درصورتیکه پدر و مادر خودم وقتیکه مارو داشتن خونه نداشتن ماشین نداشتن ولی بارها تعریف کردن چقدر دلشون خوش بود تفریح میکردن و کلی آرامش داشتن و شاد بودن. بعد با همسرم از کارمندی متنفر بودیم و فکر میکردیم تا کارمندیم به ارزوهامون نمیتونیم برسیم و کار همسرم هی بد و بدتر شد درنتیجه همین افکار. چقدر واقعا این مفاهیم ساده رو درک کردن و دونستم میتونه تغییر در زندگی آدمها ایجاد کنه و من داشتم فکر میکردم این دوره ها و مفاهیم رو باید در مدارس به بچه ها یاد بدن و چقدر جامعه بهتر و قشنگترین خواهیم داشت.
تمرین دوم
چه چیزایی در زندگیم هست که باعث میشه فکر کنم زندگیم ارزشمنده و بابتش شکرگذارم؟
خیلیییی چیزها فکر کنم اگه بخوام بنویسم هفته ها طول میکشه ولی سعی میکنم جمعشون کنم:
بخاطر داشتن خدایی به اون بزرگی که وجودش رو از کودکی حس کردم و ساپورتش رو بارها در زندگیم حس کردم و بخاطر حمایت خدا بینهایت سپاسگزارم،
بابت سلامتی خودم، همسرم، پسرم، خانوادم و عزیزانم بینهایت سپاسگزارم.
بابت آرامشی که الان چند وقته در زندگیم دارم و احساس خوشبختیم بینهایت سپاسگزارم.
بابت همسر بینظریم، پسر فوق العاده ای که خدا بهم داد و پدر و مادر بی همتا و فداکاری که دارم و تمام عزیزانم و آدمهای نزدیکم که مثل فرشته و خانواده میمونن بسیار سپاسگزارم.
بخاطر خانه ی زیبا و پر از آرامشی که دارم،
بخاطر ماشین قشنگی که داریم،
بخاطر تمام جهیزیه فوق العاده ای که دارم،
بخاطر یخچال و کابینت های پر از مواد غذایی دلخواهم،
بخاطر کار و شغلی که عاشقشم و کاملا متناسب با روحیه و شرایط منه،
بخاطر شغل و کار عالی همسرم،
بخاطر دوستان و اطرافیان نزدیکم که بینظیرن،
بخاطر هوش و استعداد بینظیرم در هرچیزی که میخواهم یاد بگیرم،
بخاطر پشتکار عالیم در رسیدن به هدف،
بخاطر قدرتمند و محکم بودنم در شرایط زندگی و سختی ها،
بخاطر تک تک نعمتهایی که دارم و ندارم سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
درود و نور
پریا : خداوند عزیزم شکرت بابت این روز عالی و پر از مشغله ای که داشتم اما باز هم از مسیر خارج نشدم و به فایل های شگفت انگیز آگاه کننده استاد عزیز پرداختم حتی با نداشتن نت و برق و حتی غش کردن بر اثر گرما زدگی اما همه ی اینا باعث نشد که من از فایل و تمرین دست بکشم .شکرت برای اراده قوی که بهم دادی و من به خودم افتخار میکنم .
تمرین اول : راستش واقعا من خیلی گله و شکایت و حتی ناسپاسب میکردم از کوچک ترین اتفاق ها تا بزرگ تربن آنها .همیشه غر میزدم و غبطه میخوردم و مقایسه میکردم خودم را با شرایط ظاهری بقیه . در صحبت با خانواده و بقیه افراد همیشه انگار مسابقه کی بد بخت تره میذاشتم و همیشه هم بهانه ای و موضوعی برای گله و شکایت داشتم و از جملاتی مثل اونا شانس دارن یا خدا خیلی دوستشون داره یا مثلا ما بدبختیم و اینا استفاده میکردم که بسیار تخریب کننده بود و بعد از اتمام حرف ها واقعا ارتعآش و حس و حالم بد میشد. خودم را با نداشته هایم بدبخت میدانستم بعد جالب اینجاست که بعضی از آن هارو هم بدست میوردم اما بازم خوشحال نبودم زیرا اصل را ول کرده بودم و فرع را چسپبده بودم مثل این میماند که شما چند روز است غذا نخوردی و احساس گرسنگی داری بعد بری ظرف های کریستال و نقره بخری و هی به مغازه ها مراجعه و تلاش کنی کن ظروف ت رو بیشتر کنی اما آیا رفع نیاز از گرسنگی و ضعف میشوی ؟ خیر چون باید بری غذا بخری و حتی اگه اونو در ظرف یک با. مصرف هم بخوری ولی حالت میاد سرجاش اما این به این معنی نیست که ظروف گران قیمت و زیبا بده خیر اما تا غذا رو نداشته باشی آن ها به دردت نمیخورن درست مثل حال درونی و لذت بردن از زندگی و چیز های مادی .من خودم زندگی را همش سرزنش میکردم و همش دنبال مقصر بودم و از شرایط متنفر .
تمرین دوم : چیز های با ارزشی که در زندگیم دارن قطعا زیاد هستند تک تک اعضای بدنم ،گوش هایم برای شنیدن صدا ها چشم هایم برای دیدن دنیا دست ها و پا هایم پر انجام کار ها و حرکت و بینی ام برای بوییدن و …… تک تک سلول های بدن نازنینم .خانواده ام مادر مهربان و دلسوز و عزیزم خواهر دوقلو ام که مثل یک معجزه هست برای من واقعا انگار روح من در یک جسمی دیگر و بردار نازنینم که واقعا نمیدونم چی بگم از حمایتگر بودن و مهربان بودنش و هزاران بار شنیدم کاشکی برادر ما بود .سواد و آگاهی هایی که در سطح های مختلف دارم مثل زبان انگلیسی و آلمانی که در های دانش و ارتباط های دیگری بر روی من باز میکند و کتاب خواندی که از بچگی با منه و کلی تجربه و دانش کسب کرده ام .خانه ای که مال خودمان هست و آسایش داریم و استرس جا به جایی و کرایه خونه و اینا نداریم به لطف الهی . حضور مخلوق عزیز خدا تئو ی عزیزم (هاپو هستش) که نمیدونید با تمدنش که واقعا هدیه خدا در روز های تاریک ما بود چقدر رنگ و برکت داد و چقدر عشق پاک و بی قید شرط به ما میدهد و نام او رو تئو به معنی هدیه خدا گذاشتیم ..
وسایل مادی قشنگم مثل لپ تاپ که کلی کارهامو باهاش انجام میدهم و یا لوازم آرایش هایی که علاقه مند هستم به برند های (high end ) و کتاب های عزیزم و وسایل های کوچک و زیبا و کیوت که من عاشق خرید کردن آن ها هستم .
مهارت هایی که کسب کردم مثل کار با نرم افزار های مختلف و یادگیری سئو سایت و هزاران نعمت و اپشن هایی که در زندگی م دارم و مطمئنم به لطف خداوند یزدان کلی به آن افزودت میشود و کلی شادی و آرامش و سلامتی و موفقیت و رفاه مالی به زندگی من افزوده میشود .
خداوند عزیزم مرسی برای حضورت در قلب و جان من .
استاذ عزیز مرسی برای آگاهی بخشیدن به ما این عشق و آگاهی هزاران برابر به زندگی قشنگ و پر مهرتان
ب نام خدای بزرگ و مهربان
با سپاس از استاد عزیزم
امروز فایل زیبا رو دوبار گوش کردم من متوجه شدم اصل خودم رو باید دوست داشته باشم واقعا استاد درسته من خیلی تو زندگیم همه چیز دارم ولی بیشتر موقع ها دلم خوش نبود نگران بودم حالم بد بود و احساس میکردم چرا خدا حواسش به من نیست
الان که خدا من رو هدایت کرد اینجا متوجه شدم چقدر در زندگیم خدا به من لطف کرده و من متوجه نشدم
من خدا رو سپاسگزارم که سالم به دنیا اومدم
خداروسپاسگزارم در خانواده ای خوب به دنیا اومدم
خداروسپاسگزارم برادر و خواهر های خوب دارم
خداروسپاسگزارم در شهر خوبی به دنیا اومدم
خداروسپاسگزارم به خاطر داشتن فرزندانم
خداروسپاسگزارم به خاطر همسر پاک و مهربانم
خداروسپاسگزارم به خاطر سلامتی فرزندانم و هوش و استعداد آنها
خداروسپاسگزارم به خاطر خونه ام و ماشینم
خداراسپاسگزارم که شغل دارم
خداروسپاسگزارم همسرم شغل داره
خداروسپاسگزارم اطرافیانم انسانهای خوبی هستن و برای من مشکل ایجاد نمیکنن
خداروسپاسگزارم خانواده همسرم آروم هستن کاری به کار من ندارن
خداروسپاسگزارم همسرم من رو دوست داره
خداروسپاسگزارم که رشته مورد علاقه ام رو دارم
خداروسپاسگزارم برای شغل دوم همسرم
خدارو سپاسگزارم که میدونم که نمیدونم هر کسی این رو نمیدونه و آگاه نمیشه ولی من همینجا که هستم خوشحالم که متوجه میشم این فایلها چی میگن متوجه میشم من ناشکری کردم متوجه میشم باید آگاهتر بشم
خداروسپاسگزارم به خاطر اندامم
خدادوسپاسگزارم به خاطر هنرم
خداروسپاسگزارم که آدم خوش خلقی هستم
و از استادم ممنونم که زحمت آگاه تر شدن مارو میکشه و ما رو درشناخت زندگیمون آگاه میکنه
من دیگه گله و شکایت نمیکنم از زندگیم لذت میبرم هر طوری که هست و خداوند آنها رو بیشتر میکنه
با سلام به نام الله یکتا
اصل زندگی من همین است که وجود دارم همین که دنیا اومدم همین لیاقتی که خداوند در من دیده
که لذت ببرم به گسترش جهان کمک کنم به رسالتم برسم اینا اصل
نعمت هایی که من دارم بی شماره از حال خوبم احساسم آرامشم آگاهی هام بچه هام همسرم خانوادم سلامتیم زیباییم جوانیم خونه و ماشین وسایل زندگیم اعتبار و احترام و ارزشم روح وجودم جسمم خالقم خنده هام دیدن خنده ی بچه هام دیدن جهان همین کولر تو تابستون همین تخت همین پول و حقوق و رزق و روزی که دارم همین قدرت توانایی انجام کارهام
خدایا بی نهایت بهم نعمت دادی که قابل شمارش نیست شکر و هزار بار شکر ♥️
باسلام خدمت شما استاد عزیزم
من امروزم با لطف خدای مهربونم حالم خوبه و در سلامتی و احساس خوب هستم دوست دارم هر روزی که به من هدیه داده میشه بهتر و با کیفیتتر زندگی کنم،
خدایا شکرت که امروز هم حالم خوبه و میتونم باز هم آگاهیهای جدید به دست بیارم و مهمترین این هست که اصل و وجود من خوبه و میتونم با وسایل خوبی مثل لبخند زدن و افکار خوب وارد ذهنم بکنم در مستی جای خواستههام قدم بردارم و میتونم که با جون خودم و روح خودم میتونم بهترین خودم باشم،
من امروز از اینکه یک روز دیگه با حس و حال خوب زنده هستم خوشحالم و این اصل زندگی منه و من دوست دارم با بالا بردن کیفیت رفتاری هر روزم رو که زنده هستم از زندگی و زنده بودنم لذت ببرم و از لحظههای زندگیم لذت ببرم،
من امروز هر روز ا انگیزه و لذت ارزش اصل زندگیم رو میدونم و برای اون اهمیت قائلم ،
و این مهمه که تونستم یاد بگیرم که باید چطور زندگی کنم و حالا من ارزش حال خوبم آرامش و شادی عشق و لبخندم رو که از طریق اصل زندگیم به وجود آوردم برای لذت بردن بیشتر دارم تجربه میکننم،
لوازم اصل خودم رو اضافه کردم و خیلی نعمتهای خوبی دارم مثل سلامتی خونه خانواده راحتی عشق به خدا دوست داشتن خودم که بهترین احساس و من راحتی و خوشحالی رو به ارمغان آوردم،و امروزم دوست دارم که بهتر از دیروز خودم زندگی کنم،
دیگه اون گل شکایتها دیگه اون ناسپاسیها وجود ندارند من هر روز رو احساس رضایتمندی بیدار میشم و شروع میکنم شکر گذار داشتههام بودن،
بعضی وقتها احساس میکنیم که انسانی ناتوان هستیم که دائم تلاش و تقلا میکنیم برای رسیدن به اون خونه به اون ماشین و حس میکنیم اگر وسایل مورد نیازمون کم باشه،ارزش وجود ما رو پایین میارند،
در صورتی که اگر در حال خوب لذت بردن از اصل وجود خودمان باشیم این باعث میشه که از وسایل و امکاناتی که هم اکنون و هم در آینده به دست میاریم لذت بیشتری ببریم و اینجوری میتونیم سپاسگزارتر باشیم،
باتشکرازشما