تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکانپذیره؟ 🤔
شاید مثل من سالها این باور رو داشتی که زندگیت از قبل تعیین شده و چارهای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و میفهمی که داستان یه چیز دیگهست!
اینجا میخوام از تجربهی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!
🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت
موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهمترین دغدغههای ذهن من بود. 🤯

از یه طرف از شرایط زندگیام راضی نبودم، و از طرف دیگه میترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث میشد خیلی وقتها سکوت کنم و همهچی رو به حساب تقدیر بذارم.
مدام از اطرافیانم میشنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏
اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم میچرخید:
«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔
مادرم سعی میکرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا میدونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همونقدری که داری برات خوبه.»
ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که میگفت: «نه! من میتونم بیشتر داشته باشم. من میتونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨
وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدمهای مختلف صحبت کردم، دیدم خیلیها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟
اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگتر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:
- 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
- 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
- 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
- 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم میتونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟
این همه جستجو نشون میده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلیها یه معمای حلنشدهست.
در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعهای از اتفاقات از پیش تعیینشده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضیها هم میگن زندگی ما درست مثل درخته: همونطور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همینطوره و قابل تغییر نیست. 🌳
اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یهسری محدودیتهای طبیعی داریم؛ مثلاً همهمون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوقالعاده داره: قدرت انتخاب.
ما میتونیم بارها و بارها شرایط بیرونیمون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونیمون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈
این یعنی انسان بارها میتونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچوقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه میتونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨
خیلی وقتها ما فکر میکنیم شرایط بیرونی همهچیزو تعیین میکنه: خانوادهای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی میکنیم یا حتی گذشتهای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه اینها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم میگیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅
تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب میکنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سختتر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت میتونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت میخواست.
همونطور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همونجایی نگه میداره که الان هستی.
پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانهست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادتهای قدیمی برمیداریم، داریم سرنوشت تازهای مینویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشتهای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

🌈 تغییر سرنوشت من
از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.
انگار کسی پنجرهای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربهی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرینهای ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭
به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونههای تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفتانگیزی آرامش عمیقی رو تجربه میکردم 😌💖.
راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظهای که باور کردم میتونم زندگی بهتری داشته باشم، همهچی تغییر کرد.
🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم.
🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.
🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که میخوام زندگی کنم.
🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسانها وجود داره.
این باور به من اطمینان داد که میتونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمیتونست خرابش کنه 🌿✨.
📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت
یادمه یه دورهای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار میکردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمیموند. اون روزها مدام میگفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمیخواد بیشتر داشته باشم.»
اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من میتونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”
همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارتهای جدید برم، کارهای تازهای امتحان کنم و حتی از فرصتهایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمیدیدم 🚀.
چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بیپولی مدام باهام نبود. حس میکردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.
پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کمکم خودش رو با باورهات هماهنگ میکنه ✨🌍.

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت
خیلی از ما سالها منتظر معجزه میمونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:
گام اول: باور کن که میتوانی! 💖
بسیاری از افراد فکر میکنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راههای خرافی مثل دعانویسی یا جادو میرن 🤦♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمیتونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواستهها رو روشن میکنه.
گام دوم: مسئولیت زندگیات را بپذیر 💪
وقتی مسئولیت کامل زندگیتو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آیندهات تبدیل میکنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت میشه.
گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏
باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃♀️، حتی با قدمهای کوچیک.
اگه میخوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر میخوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب میکنه و مسیر راه رسیدن به خواستهها رو هموارتر میکنه. 🌟
✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یکشبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کمکم میبینی که مسیر زندگیت درست همونطور که میخواستی داره تغییر میکنه. 🌍
نتیجهگیری ✨
سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.
همونطور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—میتونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱
اما اگه میخوای این مسیر رو بهصورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.
استفاده که دورهی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه زندگیت رو متحول کنه. 💎
این دوره بهت یاد میده:
- چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
- چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
- چطور حتی در سختترین شرایط، امید و آرامش درونیت رو حفظ کنی.
- و مهمتر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگیت ایجاد کنی.
یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو میتونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامهی زندگی در چارچوبهای تکراری گذشته، مسیر تازهای رو بسازی. 🚀
اگر آمادهای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دورهی «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه نقطهی شروعی باشه برای همهی تغییراتی که مدتها دنبالش بودی. 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 144 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام خدمت شما استاد عزیز
همه حرفهای شما منو به فکر فرو برد و باعث شد که منم بیام بنویسم چه طعمهایی رو دوست دارم و همیشه تو رویاهام به چه چیزهایی فکر میکنم و چه خواستهای از خداوند دارم،
من دوست دارم طعم سفر کردن با هواپیما و قطار و تجربه کنم من دوست دارم طعم ثروت زیاد رو تجربه کنم من دوست دارم طعم دوستهای زیاد داشتن رو تجربه کنم دورهمیهایی که هم سن و سالهای خودم هستیم و خوش میگذرونیم و ر کنار هم لذت میبریم من دوست دارم طعم روابط خوب رو با خانوادم تجربه کنم،
من دوست دارم خوشبختی رو تجربه کنم من دوست دارم سلامتی عشق و حال خوب را تجربه کنم من دوست دارم برای خودم بودن را تجربه کنم من دوست دارم طعم عشق و همسر رو تجربه کنم،
همیشه در طول روز یک سری موضوعاتی هستند که ما انسانها در ذهنمون ه اونا فکر میکنیم یا اگر هم فکر نکنیم،گاهی اتفاقهایی میافتند که باعث میشن ما به موضوعات دیگهای به جز طعم هایی که میخواهیم فکر کنیم،
مثلاً من دوست دارم که دوستای زیادی داشته باشم و طعم روابط خوب رو تجربه کنم بااکیپ دوستانم جایی برم و لذت ببرم و دغدغه ی این رو نداشته باشم که دیگران میخوان چی بگن یا پدر مادرم آیا نگران من میشن،
اما در طول روز گاهی به طعمهای دلخواهم فکر نمیکنند و افکار و توجه من سمت چیزهای دیگه میره مثلاً چرا رفتار پدرم و مادرم گاهی وقتها درگیر بحثهایی جزئی میشه،
یا چرا همیشه در انتظار وجودی و بالا رفتن حساب پس اندازم هستم و درجا میزنم چرا پولم زیاد نمیشه من که دوست دارم طعم ثروت رو تجربه کنم،
اما از طرفی دیگه افکارم در طول روز چیزهای دیگری هستند گاهی خسته میشم و نق میزنم گاهی دوست دارم توی جمع باشم گاهی دوست دارم از جمع فرار کنم و یه گوشه یه اتاقم تنها برای خودم شینم و به خواستههام فکر کنم،
همیشه از خدا میپرسم که من مگه بنده خوبی نیستم و چرا باید این همه صبر کنم تا صدام رو بشنوی و دستم رو بگیری اما در عمل و در ذهنم چیز دیگری رو نشون میدم شاید انسان خوبی هستم اما گاهی وقتها حس میکنم که در زندگی همه انسانها پایین و بالاهایی وجود داره که فقط به دست خودشون حل میشه و من اینو فهمیدم که من با ذهن خودم باور خودم و خواسته ودم میتونم زندگی رو تغییر بدم،
نباید توقع داشته باشم که وارد رستوران بشم و قهوه تلخ رو سفارش بدم اما طعم آبمیوه خوشمزه رو بچشم،
پس من از امروز هم سعی میکنم که موضوعاتو وری ببینم که دوست دارم طعمها رو اونطوری که دلم میخواد از خداوند درخواست کنم و در زندگی طعمهای زیادی رو تجربه کنم که باعث شادی میشوند و آرامش من احساس رضایتمندی من و اینها یعنی شادی آرامش و رضایتمندی بهترین طعمهایی هستند که من تا به الان همیشه تجربه و احساس کردم،
باتشکرازشما
با سلام طعم هایی که من میخوام تو زندگی بچشم
طعم رابطه های فوق العاده طعم عشق و محبت و دوستی ،طعم بچه های عالی طعم ثروت و دارایی طعم آزادی مکانی زمانی پوششی رفتاری طعم سلامتی طعم شغل دلخواهم طعم عذت نفس طعم اعتماد به نفس طعم سفرهای عالی طعم خوش گذرونی طعم آسایش طعم جوانی و زیبایی طعم اندام متناسب طعم راحتی طعم
طعم هایی که در حال حاظر دارم
طعم نگرانی طعم بی پولی طعم استرس طعم بی شغلی طعم عدم اعتماد به نفس طعم محدودیت طعم بچه های اذیت کن طعم روابط بد روابط نگران کننده ناراحت کننده استرس زا طعم محدودیت در آزادی مالی زمانی مکانی پوششی انتخابی رفتاری طعم
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
منم اینجوری فکر میکردم فکر میکردم که این سرنوشت منه باید تحمل کنم اما بعدها متوجه شدم که با قدرت ذهنم میتونم شرایطم تغییر بدم و بعدها متوجه شدم که من میتونم با قدرت ذهنم کل زندگیم کلا شرایط زندگیم در تمام جنبهای زندگیم به بهترین شکل ممکن تغییر بدم
به منم اینجوری گفته بودن که تو نیکی کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز هر چی بود اعمالی بود که باید در این دنیا انجام میدادم و پاداش اون بعد از اینکه مرگ تجربه کردم بود
اما من از موضوع قانون جذب خدا پاداش اینا خبر نداشتم و این موضوع پذیرفته بودم بعدا که عضو سایت شدم متوجه شدم نه بابا اینجوری ها که میکن نیست من میتونم با قدرت ذهنم دنیای جدیدی برای خودم بسازم
استاد در زندگی من اصلا بحث پاداش نبود بحث بلاتکلیفی بود بیشتر که امشب شب قدر تو این اعمال انجام بده شاید خدا گناهانت ببخشه تو این روزها رو روزه بگیر که کارنامه اعمالت بدست راستت بدن که بری بهشت
تازه این اعمالها به تو قرار بود کمک کنه در روز قیامت بتونی از پل صراط رد بشی اگر اعمالت خوب بود پل پهن میشه تو رد میشی میری بهشت اگر نه اون پل به اندازه تار موهات باریک میشه تا تو نتونی ازش رد بشی بیفته از پل پایین بری جهنم
آیتم شنیده بودم میگفتن خدا هر کس بیشتر دوست داره بهش بیشتر عذاب میده تا همیشه سرش به سوی آسمان باشه خدا خدا کنه و به اونهایی که مال اموال میده برای این داده که خدا اونها رو دوست نداده که سرشون به مال دنیایی سرگرم باشه گول ضرق و برق دنیا رو بخوره هواسش به خودش باشه سرش به طرف آسمان نبره چیزی از خدا بخواد تا اون دنیا به اعمالش رسیدگی بشه
بله همین طور بود شاید خوشحال نمیشدیم ولی این فکر داشتیم که خیلی خوبه من این همه زجر میکشم سختی میکشم و….حد اقل خیالم راحته اون دنیام از پیش خریدم یعنی اون دنیا من خیالم راحته که خوبه میرم بهشت در صورتی که به اینم مطمئن نبودم که همش میگفتن حالا این کارو انجام بده خدا اون دنیا پاداشش و میده اگر قبول کنه این اعمالتو
استاد واقعا من هر متنی هر فایل از سایت بخونم خیلی بهم حس خوبی میده حس آرامش حس امید به زندگی حس ادامه دادن حس شادی حس حال دل خوب بهم دست میده
من وقتی فکر میکنم یادم میاد اون روزا من میدیدم بچه ها میرن تو کوچه از صبح تا ظهر از ظهر تا شب تو کوچه مشغول بازی کردن میشدن کلا یادشون میرفت یه غذا بخورن باید صد دفعه صداشون میکردیم تا بیان یه غذای حول حو لی بخورن دوباره برن کوشه
منم سعی دارم میکنم نگاهم به خدا تغییر بدم من دیگه یاد گرفتم این خدایی که من در سایت تناسب فکری باهاش آشنا شدم زمین تا آسمون با خدایی که به بچگی به من گفتن تفاوت داره
استاد من عاشق تمرین عملی هستم مثلا تمرین بی ذهنی فکر نکردن وقتی انجام میدم خیلی حالم خوب میشه چنان آرامش بهم دست میده
واقعا عجله کار شیطون درباره عجله براتون بنویسم
امروز دخترم نوبت دکتر داشت بعد دوتا تخم مرغ گذاشته بود روی گاز رفته بود رفت بیرون به من گفت برو خونه ما خونه دخترم طبقه بالا خونه خودم ماشین لباسشویی خاموش کن رفتم دیدم یوی سوخته میده متوجه نشدم دوباره که رفتم یکساعت بعد دیدم آشپزخونه پر اشغال یهو نگاهم به گاز افتاد دیدم روشن بوده تخم مرغ پکیده و همه اش پخش شده تو آشپزخونه به دخترم گفتم این عواقب عجله کردن
یا امروز دختر کوچکیم رفته امتحان بده زود رسیده از بسکه عجله کرده یک ساعت و نیم زودتر رسیده نشسته تا سری اول امتحانشون بدن نوبت اونا بشه پشت یه موتور دم در دانشگاه میشینه یه خانمی دنده عقب میاد متوجه نمیشه میخوره به موتور و موتور هم میافته روی دخترم که در همون هین یه آقامون ر میگیره خداروشکر دخترم آسیبی نمیبینه اینا همه عواقب عجله کردن
استاد این مبحث عجله هم مرحله به مرحله داره هر چه پیش بری با مرحله جدیدی از عجله مواجه میشی من بعد از چهار سال جمعه رفته بودم باغ با اینکه فایلم گوش دادم با اینکه یکم تمرین نوشتم سعی میکردم کمک کنم ولی بازم عجله داشتم حوصله باغ دیگه نداشتم گفتم زودتر بریم زود هم ا ومدیم اما تو راه به یه خانمی بود خورد کردیم ماشینش خراب شده بود یکم شاید ۲۰دقبقه وقتمون اونجا گذشت بعد راه افتادیم خلاصه سلامت رسیدیم
من برای اولین بار این دوره رو پاس میکردم دقیقا همین شرایط داشتم روابط متشنج داشتم بیماری چند مدل داشتم چاقی یک طرف زنگدرنهایت اطرافیان بیماری پدرم شروع شده بود و…
همه اینها بودن اما من ایمان داشتم میتونم با قدرت ذهن به شفا الهی تجربه کنم و خداروشکر بعد از ۷ ماه من تونستم شفا الهی تجربه کنم یعنی وقتی ۷ ماه شد که من عضو سایت شده بودم نمیدونم چند ماه بود که من کلا خوب شده بودم خدایا شکرت
من طعم شف الهی کل جسمم میخوام طعم تناسب اندام ایدهالم میخوام من طعم ثروت میخوام من طعم شادی و لذت رو میخوام من طعم داشتن یه شغل خوب میخوام من طعم کسب درآمد از شغلم میخوام من طعم رابط خوب با خانوادهام میخوام من طعم بیشتر شناختن خدا رو میخوام من طعم آرامش الهی رو میخوام من طعم باخیال راحت زندگی کردن میخوام من طعم تجربه و زندگی کردن خواستهام میخوام
من طعم حال دل خوب و احساس خوب پایدار داشتن میخوام من طعم تجربه کردن یه خونه بزرگتر میخوام من طعم تجربه کردن وسایل نو خونه جدیدم میخوام من طعم داشتن یه کوشی دیگه رو میخوام من طعم رستوران رفتن با خیال راحت میخوام من طعم مسافرت رفتن خوب میخوام من طعم خوردن غذاهای خوب میخوام من طعم خوشبختی در دنیا و آخرت رو میخوام من طعم خونه داشتن تو شهرستانمونو میخوام من طعم شروع شدن دوباره روند لاغری میخوام
استاد من قبلنا طعم ثروت دوست داشتم اما الان عاشقش هستم اما ناخداگاه و از این آگاهیها هم که یاد نگرفته بودم به طعم فقر بی پولی گرونی توجه میکردم الان که فکر میکنم میبینم بازم دارم گاهی به طعم بی پولی فکر میکنم
مثلا میگم میخوام برم پاچینی بخرم یهو با خودم میگم منکه آنقدر پول بیشتر ندارم انقدرشو بدم پاچینی چیزی برام نمیمونه پس ولش کن این توجه کردن به بی پولی
و من بیشتر از جنبهای دیگه به بی پولی توجه میکنم و این خیلی بد
تصمیم گرفتم در بک گراند گوشیم بنویسم که هواسم باشه به چه چیزی توجه میکنم که در نهایت ا ن چیز وارد زندگیم میشه
استاد دقت کردید منکه اینجوری هستم اگر به یه چیز منفی دقت کنم اون سریع وارد زندگیم میشه اما اگر به چیز مثبت توجه کنم چقدر طول میکشه تا وارد زندگیم بشه خوب طبیعی چون من چند سال داریم از این آگاهیها استفاده میکنیم قدمت افکار منفیمون خیلی بیشتر
استاد مثلا امروز رفتم بازار من طعم شلیل دوست داشتم اما نخریدم اومدم آلو خریدم الان که میبینم میخورم من طعم آلو دارم تجربه میکنم نه طعم شلیل که دوست داشتم
یا من دوست دارم طعم خونه بزرگتر تجربه کنم بجای اینکه به خونه بزرگتر فکر کنم احساس خوب داشتنش تجربه کنم همش در این خونه که هستم غر میزنم ای بابا چقدر این خونه کوچیکه همه چیز باید روی هم بذاری یه کمد دیواری نداره این چه کاشی هایی برای سرویس بهداشتی استفاده کردن آخه مگه این مدل کاشی رو برای سرویسها استفاده میکنن و…و اینجاست که من دارم به طعم مشکلات خودم توجه میکنم در نتیحه مشکلات بیشتر وارد زندگیم میشه
ولی من الان خداروشکر درک کردم دیگه به این حد هم به چیزهایی که دوست ندارم فکر نمیکنم اما دارم اوقاتی رو که به چیزهایی که دوست ندارم فکر میکنم و تصمیم گرفتم دیگه فکر نکنم
الان که فکر میکنم میبینم نا خواسته هواسم نیست دارم به چیزهایی که ندارم فکر میکنم من پول میخوام ولی شغل ندارم من پول نیاز دارم اما ندارم پس در نتیجه مجبور میشم خواستم خط بزنم دیگه
منم قبلنا به خیلی از طعمها توجه میکردم طعم فقر طعم رابطه بد با اطرافیان طعم لذت نبردن از زندگی طعم یه خواب راحت نداشتن طعم بیماری طعم دعوا کردن طعم چاقی طعم ترس از آینده طعم حسرت خوردن از گدشته و…
اما به لطف خدا و کمک استاد عزیزم یاد گرفتم که به چه طعمهایی توجه کنم
و اینم بگم هنوزم به بعضی از طعمها توجه میکنم مثلا قرار بود بریم باغ شب بمونیم سه نفری آنقدر گفتن نه خطر ناک باغ شما زیر کوه شبها حیوانات میان پایین ممکن عقرب یا رتیل چیزی باشه و من طعم ترس تجربه کردم کلا بیخیال شب موندن تو باغ کردم
الانم ناخداگاه به طعم بی پولی توجه میکنم گاهی الانم به طعم گرانی توجه میکنم بریم فلان چیز بخریم ولش کن ما که پول نداریم
طعم بیماری رو هم دارم تجربه میکنم ولی بیشتر توجهم به شفا گرفتن طعم خونه کوچیک ۷۰ متری طعم صبح زود بیدار نشدن طعم اینکه ای بابا امروز چی درست کنم هر غذایی میخوای بزاری یا دخترم نمیخوره یا خودم طعم یه گوشی دیگه میگم اگر دوتا گوشی داشتم بهتر بود هر وقت یکی رو میزدم به شارژ از اون یکی استفاده میکردم و اینکه از گوشی دوم مترجم دوربین دار نصب میکردم هر کجا به کلمه انگلیسی رسیدم میدیدم معنی اون چی میشه
طعم اگر کابیت خونه رو عوض میکردم چقدر خوب میشد اگر از این خونه میرفتم یه خونه بزرگتر چقدر خوب میشد و…
و اینم بگم حالا غر نمیزنم گله و شکایت سعی میکنم نکنم اما گاهی دیگه میشه
استاد منم کاملا میپذیرم که واقعا تمرین خیلی ساده قابل درک و کارآمدی اینجوری متوجه میشیم به چه چیزهایی داریم توجه میکنیم و وارد زندگیمون میکنیم و تصمیم میگیریم دیگه اینجوری رفتار نمیکنم
درباره چیزهایی که دوست ندارم صحبت نمیکنم گله و شکایت نمیکنم با کسی دربارشون حرف نمیزنم بجای اون ساکت میشینم اطرافیانم هر چقدر دوست داشتن صحبت کنن من که نمیتونم به اونها چیزی بگم ولی میتونم خودم اشتباه اونها رو تکرار نکنم
و بجای اون به چیزهایی که دوست دارم فکر میکنم مینویسم احساس داشتن اونو تجربه میکنم تا وارد زندگیم بشن بینهایت سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که آموزش دادید به من همچنین این تمرین ارزشمند که من یکم فراموش کرده بودم خدایا شکرت
واقعا قانون جذب بلد هستیم بجای اینکه به چیزهایی که دوست نداریم توجه کنیم بیاییم به چیزهایی که دوست داریم توجه کنیم
استاد من در این چند سال علاوه بر اگاهیهایی که ارائه دادید یاد گرفتم غیبت نکنم تجسس به زندگی کسی نکنم دروغ گفتهام خیلی کمتر شده به کسی کاری ندارم سرم تو لاک خودم باشه یاد گرفتم خوبیها رو ببینم و اینا همشون کمک میکن من در طول روز زمان بیشتری رو آرامش داشته باشم
تازه اینم یاد گرفتم که حرفای دیگران برام مهم نباشن
و اصلا اخبار دنبال نمیکنم عضو هیچ شبکهای اجتماعی نیستم بجز سایت شما
قبلا چرا اینجوری بودم یه حرفی رو میشنیدم میومدم میگفتم به همسرم یا میرفتیم مهمونی میگفتم اما الان یاد گرفتم که این کارو انجام ندم و به لطف خدا سالهاست که این کارو انجام نمیدم من یه وقتایی پیش مادرم بشینم میگه کی طلاق گرفت گی عروسی کرد که نامزد گرد اینا شاید از اونیکه خوشحال شدم مثلا فلانی با فلانی نامزد کرد اینا رو به همسرم بگم ولی بقیهاش نمیگم
استاد الان یادم افتاد گاهی هم میرم تو مسجد میام بعصی از اونا رو به خانوادهام میگم ولی تصمیم گرفتم دیگه این کارو انجام ندم من بعنوان تعریف میام میگم ولی جهان هستی که نمیدونه من دارم تعریف میکنم اون فکر میکنه من اون طعم دوست دارم
گفتم براتون پارسال من رفتم مسجد یه خانمی پیش من نشسته بود البته من رفتم اونجا نشستم بعد سلام علیک کردیم ایشون گفت نمیدونم چرا من از مرگ میترسم اینا گفتم شما چرا شما که خانم با ایمان و مومنی هستی گذشت تا امسال اتفاقا من نشستم این خانم پیش من نشست
بازم همون موضوع تکرار کرد من ناخواسته گفتم تعجبم میشه شما چرا میگید من از مرگ میترسم کلی داستان تعریف کرد من متوجه نشدم منظورش به منه چون لاک دست منو دیده بود میگفت که وای به روزمون کنن چه میخواد بشه منم اصلا هواسم نبود بهش گفتم مرگ که ترس نداره بستگی به اعمالخودمون داره اونا دیدن نه من تو باغ نیستم هواسم نیست بیخیال شدن
من اومدم خونه تازه یادم افتاد که منظورشون به من بوده اینجوری من برای بچه ها تعریف کردم ولی سعی میکنم هر اتفاقی بیافته هم تعریف نکنم چون در واقع دارم بخدا میگیم که من از این اتفاق خیلی خوشم اومد خدایا لطفا از این طعم وارد زندگی من کن
و بازم اتفاقی میافته که من پیش اون خانم بشینم
ا نم حرفش تکرار کنه من عقیده دارم لاک اشکالی نداره آدم تجسس به زندگی کسی نکنه غیبت نکنه دروغ نگه سرش تو لاک خودش باشه کافیه این عقیده اون روزای من بود
الان میگم خدایی که من شناختمش کاری به دیروز من نداره فقط میگه امروز چه کردی
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد میدونید امروز اتفاق خیلی جالبی برای من رخ داد
من یه ایمیلی داشتم از دوست عزیزم خانم زینب ندرلو
که ایشون از من تشکر کرده بود بخاطر تمرین جلسه ۱۱ گفته بودن چقدر خوب تمرین توصیف کردن ایشون پاسخ خودشون از تمرین من دریافت کردن
منم خیلی خوشحال شدم از خدای خودم سپاسگزاری کردم که دستان خداوند شدم دوست عزیزم بوسیله تمرین من جواب سوالشون دریافت کرده
و جالب ترش اینجاست وقتی الان داشتم فکر میکردم یهو به ذهنم افتاد دیدم اتفاقا منم از ایمیلی که ایشون به من دادن جواب سوالم دریافت کردم
اینطور که من یه سوالی داشتم که چطور میتونم اتفاقات که دوست دارم فردا برای من رخ بده رو بنویسم و برای همین اومدم تا دوباره این دوره پاس کنم که پاسخ این سوالم دریافت کنم
که امروز دوستم با ایمیلتون به من جواب سوالم گفت که جلسه چندم ولی من کنجکاوی نکردم و نرفتم اون جلسه رو بخونم فایلش گوش بدم اومدم سر همین جلسه خودم گفتم عجله که ندارم یکی یکی جلسات رو میگذرونم به اون جلسه هم میرسم
و اینجوری شد که ایشون دستان خداوند شد برای پاسخ سوال من و من هم دستان خداوند شدم برای پاسخ سوال ایشون
و من از شما بینهایت سپاسگزارم که دستان خداوند شدید برای هر دو ما که ما هم مثل شما بتونیم از قدرت ذهنمون استفاده کنیم دنیای کوچک خودمون بسازیم بینهایت سپاسگزارم
خدایا از تو خدای بزرگم ممنون و متشکر و قدر دانم برای لحظه لحظه زندگیم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام
من زمانی می تونم به چیزی که می خوام برسم که بهش توجه کنم نه اینکه دوستش داشته باشم مثلا من می رم رستوران و ماهی سفارش می دم در حالی که کباب را دوست داشتم خوب صاحب رستوران هر دو تا طعم را داره ولی من به ماهی توجه کردم اونم ماهی آورد من سیر می شم ولی با طعمی که دوست ندارم و این خودمم هستم که انتخاب کردم که ماهی بخورم.
چه طعم هایی را می خواهم:من می هواهم طعم عاشق شدن و محبت زیاد همسرم را داشته باشم.من می خوام طعم احترام جلوی مردم را داشته باشم.من طعم ثروت را می خواهم من طعم مادر شدن دو قلوها را می خوان .من طعم سوار شدن در ماشین مورد علاقمو می خوام.من طعم سفر کردن را می خوام .من طعم زیبا شدن و متناسب شدن را می خوانچه طعم هایی را تجربه می کنم.من در حال حاضر طعم روابط بد با همسرم را دارن.و طعم فقر را دارم.و طعم چاقی را دارم و طعم نداشتن عزت نفس را دارم. و طعم بی برنامگی در کارهامو دارم.و طعم عجول بودن را دارم.و طعم دوست نداشتن خودمو دارن و طعم بی مهری همسرم را دارم انگار اصلا من براش وجود ندارم.من طعم بد و تلخ بی تفاوتی همسرم را دارم و طعم ناامیدی را دارم
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استادعزیزم
تمرین این جلسه این بود که چه طعم هایی رو دوست داری ؟
اول از همه که با مثال خیلی خوب برامون جا انداختین که طعم های متفاوت و دسته بندی شده در این جهان هست ومهم نیست چه طعمی رو دوست داری مهم این به چه طعمی توجه میکنی
طعم هائیکه تو زندگی تجربه میکنیم اونایی که بهش توجه میکنیم
و مثال رستوران چقدر خوب بود من دوست دارم تو زندگی طعم رابطه نزدیک با خدا ایمان و توکل طعم امید
طعم آرامش
طعم سلامتی
طعم ثروت و آزادی مالی
طعم لدت بردن از لحظات زندگی
طعم خوشبختی
طعم خندیدن و خوشحالی
طعم احساس خوب رو تجربه کنم
و قسمت دوم تمرین چه طعم هایی الان تو ذهنم ذخیره هست ؟و استاد شما تبحر خاصی دارید تو ساده کردن تمرینات
وقتی گفتید میخواید ببیند چی مرور میشه ببینید درمورد چی گله و شکایت میکنید
چون اون طعم دخیره شده و من دارم تجربه میکنم چون دلخواهم نیست دارم گله و شکایت میکنم وقتی این سوال رو پرسیدم حیلی راحت تر تونستم به این سوال پاسخ بدم
من الان از وضعیت مالی و نبود پول تو حسابم خیلی گله و شکایت میکنم دقیقا مثل کسی که رفته بستی فروشی بستنی میوه ای سفارش داده و میگه من شکلاتی دوست داشتم ولی داره بستی میوه ای رو هم میخوره و ناراضی خوب من خودم با توجه ام سفارش دادم به این جهان
من طعم بیماری رو دارم تجربه میکنم در صورتی که سلامتی رو دوست دارم
طعم تو خونه موندن ولی سفر دلم میخاد
طعم غیبت کردن و قضاوت کردن
طعم عصبی شدن
و همه اینا با توجه من بوجود اومده
یه نکته ی مهم هم که بهش اشاره کردید این بود که ما الان درسته طعم های جدید رو میخواهیم اما شرایط نامناسب هنوز هست و نباید کم بیاریم و ادامه بدیم و اینه که واقعا نتایج خوب رو میاره ،کسایی که ناامید نمیشن و ادامه میدن
نشان های دریافت شده
خدارو شاکرم که هر روز هر روز دارم بخدا نزدیک میشوم انگار تازه پیداش کردم میبینم چقدر مهربون بوده ولی من نفهمیدم خودش طعم های خوب برام گذاشته ولی باز من دنبال طعم های بد تلخ هستم دوست دارم به طعم های خوب برسم یه قدم بردارم هزار قدم برای من بر می داره
نشان های دریافت شده
بنام خداوند حکیم❤️
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیر در دوره
فوق العاده زندگی با طعم خدا
سرنوشت چیست:سرنوشت و تقدیر اشاره دارد به یک سری اتفاقات از پیش تعیین شده یا از سرنوشته
شده که معمولا اشاره به آینده دارد واعتقاد بر این است که اتفاقات جهان یک نظم طبیعی را دنبال می
کنند
من هم به این موضوع که سرنوشت انسان ها از قبل نوشته شده اعتقاد داشتم وهمیشه می شنیدم
در شب قدر سرنوشت من تعیین می شود وهر طور
در شب قدر رفتار کنم سرنوشت یک ساله من به همان طور رقم می خورد ومی گفتم چه فرقی می کند من چطور زندگی کنم بالاخره که عاقبتم همان طوری می شود که خدا برام در نطر گرفته برای همینم اگه ناملایمات زندگی سراغم می آمد آنها را جزعی از سرنوشتی می دانستم که خدا برام در نظر گرفته وخودمو تسلیم سرنوشت می دانستم
انسان می توان بارها در زندگی مادی شرایط زندگی خود را تعقیر دهد محل زندگی خود را تعقیر دهد در هر لحظه احساس درونی خود رااز بودن و زندگی کردن تعقیر دهد
♦️انسان می تواند بارها سرنوشت خود راانتخاب وآن را محقق کند
🌷سرنوشت من از قبل نوشته نشده است ومن مجبور به تحمل شرایط فعلی خود در زندگی نیستم
🌺از طرف خداوند این فرصت اختیار به من داده شده تا هرگونه که می خواهم زندگی کنم
وقتی دیدگاه ما راجب سرنوشت تعقیر می کند وبه لطف خداوند به مسیری هدایت می شویم تا درک کنیم سرنوشت چیزی نیست که از قبل نوشته شده باشد وزندگی چیزی نیست که به اجبار به من تحمیل شده باشه اولین نشانه آن احساس شادی درونی است
من هم سالها به شدت اعتقاد داشتم خداوند انسان را در رنج آفریده واگه زندگی سختی داشته باشم باید تحمل کنم چون اینجوری خدا صبر منو امتحان می کنه واگه اعتراضی بکنم بنده خوبی نیستم سالها بود هر وقت دخترم مریض می شد فقط امتحان خدا می دونستم ومی گفتم خدا داره منو با مریضی دخترم امتحان می کنه هر کدام از خانواده مریض می شدند برای دلداریش می گفتم دوست خدا آزار می بینه این حرف بین کردها خیلی رایجه ودر دلداری کسی که مریض می شه می گن دوستدار خدا آزار می بینه وهر کسی که شاد باشه غم وغصه کسی رو نخوره زندگیش تجملات داشته باشه آرایش کنه زیاد بخنده وتفریح کنه از نظر ما بی خداست وکسی است که خدا به حال خودش واگزارش کرده واین افراد در دنیای پس از مرگ تقاص پس می دهند من این عقیده رو خیلی داشتم حتی راجب خواهرای خودم که خیلی غصه خور وافسرده نبودن ودر قید غم وناراحتی نبودن وهمیشه شاد بودن وبه خودشون می رسیدن
با اومدن به سایت تناسب فکری والان دوره زندگی با طعم خدا ودیگر فایل های تعقیر زندگی خیلی نگرشم عوض شده زیاد موفق نبودم به عمل تبدیل کنم چون هنوز تو حرف زدن های معمولم از این دست حرفهای منفی می زنم چون اعتراف می کنم زیاد استمرار نداشتم ولی دیگه اون اعتقادات کهنه ر. ندارم
یادمه پارسال که خونه بابام بودم خواهر زاده کوچیکم اومد پیش بابام یه پسر بچه ۵ ساله است واز بابام پرسید خدا کیه؟ بعدش گفت خدا کجاست
من توی اتاق بودم بی اختیار اشکم سرازیر شد با خودم گفتم بچه ها چقدر در معرض آموزش هستن وای کاش وای کاش هرگز هیچ جوابی بهشون در این مساعل ندیم چون فکر ما قدیمیه ونگرشمون کاملا اشتباهه ونمی تونیم جواب درستی بهشون بدیم خودمون هم به همین طریق خدا رو شناختیم واگه الان در زندگی سختی داریم بخاطر آموزش غلطه خدا رو شکر از اونجایی که بابای من خیلی آدم صبور وشاکری هست همیشه وهیچ کدام از مشکلات زندگی تا حالا باعث نشده گله شکایتی به خدا بکنه دیدگاهش نسبت به خدا خیلی خوبه
وفقط بهش گفت خدا نوره وتوی دل آدماست چیز بیشتری بهش نگفت واونم رفت ولی من هنوز تو فکرشم ودلم می خواد بدونم الان چی تو ذهنشه
اگه بخوام جهان هستی رو به یک فروشگاه بزرگ تشبیه کنم در این فروشگاه بزرگ همه نوع طعمی از زندگی به فراوانی هست وصاحب این فروشگاه که خداوند هستند جز راهنمایی موقع خرید هرگز کسی را اجبار نمی کند چطور خریدی داشته باشد یا به چه طعمی توجه کند همه چیز را به عهده من مشتری گذاشته است
دریک فایل صوتی از استاد شنیدم که گفتنداگه خداوند با آدم صحبت کنه وازش گلایه کنی چرا من چرا این زندگی وچاقی وناراحتی نداری مال منه خدا در جوابت می گه من از تو بیشتر ناراحتم برای این شرایط تو اما تو خودت این زندگی رو انتخاب کردی وکاری از دست من برات بر نمیاد
زندگی شاد خوشبختی برای همه هست اما تو افسردگی وناراحتی رو انتخاب کردی ثروت ودارایی برای همه هست اما تو فقر نداری رو انتخاب کردی تناسب اندام برای همه هست اما تو چاقی رو انتخاب کردی و اون فایل با این گام از دوره خیلی مرتبط بود
در فروشگاه جهان همه دوست دارند طعم های ثروت خوشبختی روابط عاشقانه تناسب اندام شادی وتمام طعم های خوب را تجربه کنند اما به دوست داشتن نیست به این است که ما به چه طعمی توجه می کنیم مهم توجه ما هست نه فکر وعلاقه ما به طعم خوشایند وما نمی دونیم چرا از هرچی بدمون میاد سرمون میاد غافلیم از این آگاهی که خدا رو هزاران مرتبه شکر ما الان در معرض آموزش هستیم وقدم به قدم به قوانین جهان هستی آگاه می شویم
این هم یک قانون است تو طعمی را تجربه کنی که توجه ات بهش باشه واستفاده اش کنی ومزه اش رو بچشی نه اون طعمی که بهش علاقه داری وهیچ تلاشی برای تجربه مزه اش نکنی
من دوست دارم در زندگیم طعم حضور خدا را در لحطه لحظه بودنم در دنیا تجربه کنم
دوست دارم طعم آرامش را تجربه کنم
دوست دارم طعم خوشبختی را تجربه کنم.
دوست دارم طعم شادی درونی را تجربه کنم
دوست دارم طعم سلامتی را تجربه کنم
دوست دارم طعم ثروت را تجربه کنم
دوست دارم طعم خوش اخلاقی صبوری را تجربه کنم
دوست دارم طعم رابطه عاشقانه با همسرم را تجربه کنم
دوست دارم طعم رابطه دوستی وصمیمی را با دخترم تجربه کنم
دوست دارم طعم خوشبختی برادر وخواهرم را تجربه کنم
ومن در حال حاضر با توجهی که به افکارم داشتم وبررسی کردم
طعم سوتفاهم را در زندگیم دارم
طعم قصاوت را در زندگیم دارم
طعم عصبانیت وبد خلقی را در زندگیم دارم
طعم مریصی را در زندگیم دارم
طعم فقر را درزندگی دارم
طعم غیبت را در زندگیم دارم
طعم فکر کردن به آینده وپیشبینی های ترسناک را راجب زندگیم دارم
البته هر کدام از این طعم ها الان دارن کمتر می شن وخدا رو شکر اثر متبت دوره در من نمایانده وخودم اینو به وضوح متوجه شدم وخیلی در انتخاب ورودی های ذهنم دقت می کنم
ویه طعم دیگه که خیلی در زندگیم پر رنگه طعم چاقی وشاید همه طعم های دیگه زیر مجموعه همین طعم باشن ودر این ایام نزدیک سال نو طعم دیگه ای که دارم بهش توجه می کنم راجب اعتماد نکزدم به دیگرانه واینکه این فروشنده ها اجناسی رو خیلی گرون می فروشن وهرکس برای خودش یه نرخی داره ومن توی انتخاب هام خیلی سختگیری
می کنم وآخر یه انتخاب خوب نسیبم نمی شه وخیلی راجب این مورد دارم اذیت می شم
من عاشق طعم اعتماد وانتخاب های سریع ومناسب هستم ولی چون تمام توجهم به بی اعتمادی و صادق نبودن فروشنده هاست ومدام با دیگران راجب این قضیه گله وشکایت به اشتراک می زارم اون طعم مورد علاقم رو تجربه نمی کنم
🌺اگر در زندگی در مسیر خشم وخشونت ومشکلات حرکت کتی هرگز طعم خوشبختی رو تجربه نمی کنی
نشان های دریافت شده
سلام بر خداو ند که من رو هدایت کرده وداره همین زمان حمایت میکنی
سلام براستاد. وهم مسیران.
من تو کل زندگی طمع چاقی رو انتخاب کردم وچه بد طمعی بود که انتخاب کردم
انتخاب بدیم طمع بیماری بود
که حس کردم هر کسی بیمار باشه پیش خداوند عزیز هست
تو یی مرحله طمع شکست رو اتنخاب کردن که توهررزیم گرفتن نتیجه نگرفتن خلاصه شد
بازم توچندین مرحله طمع لذت نربدن از ورزش توزمان طولانی ونتیجه نگرفتن درد بدن داشتن.
یی زمان از آروزهای خودم گذشتن فرصت رو به دیگران دادن و به جای من از داشته من لذت بردن رو طمع زندگیم کردم
وفتی فرزندانم به دنیا آمدن کل طمع زندگی درگیری برای فرزندانم مهمانی دارای وتنهایی با کل این مشکلات رعد شدن شد طمع زندگیم. همسرم هم بود ولی تو ابن بخش کل کار روی دوش خودم بود
اروزی. خود رو کناری گذاشتن درپی خواستهای خودم در. فرزندانم. گشتن شد طمع زندگیم.
ودراخر اروزیی که سالهای طولانی در سینه نگه دارای ونتواستن اون توکل زندگیت تو تنهایی دلم برای تنواست اون که باید یی زمان به خودم این جرات میدم واین خواسته فلبی خودپم رو برآورده میکردمولی بازم گذشتم اون طمع هم چشیدم
ولی امروزکه دارام این دیگاه.مینویسم همه اون طمع های گذشته درمن ازبین رفت طمع ابن مدت زندگی شد تواستن تلاش کردن عشق به خودم دادن ازخودم انتظار داشتن که میتوانی هرکاری رو میتوان برای ذهنت و عشق که این مسیرهست انجام بدی خلاصه شده من از کلی افسوس به کلی عشق انگیزه وتوان رسیدم رشد سریع این طمع زندگیم ازمن ناتوا فردی قویی ساخته به خودم وهدفم وشور شوق طمع دوست داشتنن خودم رو هم زدن واین شد که من از کل اون همه طمع ناخوشایند آمدم ورسیدن به عطر طمع دوست داشتن هرآنچه که به من عشق به زندگی رو هدیه داده امروز حالم دلم خوب هست
ولی بازم با. این دکمه حالم خوب کن امروز رسیدم به حالی بهتر دوست داشتم این حالم تو این زمان تو این فایل بمونه زندگی من در خودش یی نقطه پرش نیاز داشت مهم نه سن ونه مکان بود فقط اون نقطه بود که رسید به این زمان حال دارام برای آینده زندگیم افکار خوب رو توذهنم. جمع آوری میکنم برای ادامه دادن نیاز به درک. بهتری دارام هنوز برام من خیلی زود هست که بگم. موفق. شدم. ولی بازم برای خوشایند عطر وطمع زندگیم. میگم. موفق. بودم آره من موفق بودم وزن خوبی رو از دست دادم و طمع مزه زندگیم به کل عوض کردم
وچه کیفی عالی رو. از. این از دست دادن دارم هرنگاه به خودم کلی کیف که دارم به افکار وعمل کردم نمره فبولی میزنم انکارخودم دانش آموز خودم معلم و خودم دفتر داره کلاس زندگیم شدم کل اون ارتش تک نفره تو این بخش دست خودم هست
با. حمایت خداوند درمسیر هستم استمرا دارم که همه کمک خداوند وبانو حضرت زهرا (ص) هست ادامه میدم که طمع زندگیم که عوض شده برام بمونه اگه کم کاری کنم واگه حواسم به هدفم نباشه سریع این طمع تازه درمن کم رنگ میشه وشاید برگرده به همه طمعهای بد همیشگی باقی نخواهد ماند فقط با استمرار وتگرار اون تو. ذهنم ته نشین شده وگسترش پیدا میکنه هنوز جوانهای تازه رشد کرده اون قوت رو ندارن که درمن به شکل همیشگی باشن باید هر روز به جوانه تازه بیرون آمده ازخاک سر بزنم رسیدگی کنم که آنها از رشد خوبی برخوردار باشن درآینده به شکل نهال ودرخت قویی در ذهن جسم خودشون نشون بدم
خدا پشت. وپنا. هتون. یا. حق. حق. نگه دارتون.
بنام خداوند جان
سلام خدمت استاد عزیز وتمام هم مداران گلم
خداوند را شاکرم بابت حضورم در این سایت عالی
من دوست دارم تجربه کنم طعم های سلامتی ،آرامش ،ثروت ،رابطه عالی با خدا وخودم وعزیزانم،سپاسگزاری،شادی،شجاعت ،خلاقیت،کارفرما بودن ،رانندگی ودست فرمان خوب ،تناسب اندام،اعتماد بنفس،موفقیت،درک قوانین الهی ،عملگرا بودن،ایمان به غیب ،خوش صدایی ،خوش نویسی،کلام تاثیر گزار داشتن و هزاران طعم زیبا که خداوندم را بابتشون سپاسگزارم
ولی طعم های که من در زندگیم دارم به علت کم ایمانیم هست که با طعم های که دوست دارم داشته باشم فرق میکنند من اگر خداوندم را درست می شناختم هیچ وقت این طعمهای بد را در زندگیم نداشتم،طعم مریضی ،ترس،بی پولی ،غم و نگرانی کم رویی وخجالتی بودن،غر زدن،عصبی شدن ،که خداروشکر یه کوچولو بهتر شدم از وقتی باقانون جذب آشنا شدم و همین جا متعهد میشوم که تلاشمو برای از بین بردن طعم های بد بکنم و سعی کنم طعم های خوب را در زندگیم تجربه کنم به امید خداوند مهربانم
استاد عزیزم از شما وتمام دوستان سپاسگزارم بابت به اشتراک گذاشتن تجربیاتتون
موفق و پیروز باشید
با سلام خدمت دوستان عزیزم
تمرین این جلسه دو بخشه یکی در مورد تقدیر هست یکی در مورد طعمها هست
تمرین اول
اینکه چه باورهایی در مورد خدا بسازیم اونها را توی ذهنمون منطقی کنیم مثل این هست که خدای من من را خلق کرده که توی زجر باشیم این یک دروغ بزرگ هست مثل اینه که ۲ نفر بخوان بچهدار بشن, پدر و مادر بشن و هدف از بچهدار شدنشون این باشه که بچهشون رو زجر بدن در حالی که اونا میخوان فرزندشون در ناز و نعمت و رفاه و آرامش و خوشبختی بزرگ بشه حالا این چه دروغ بزرگیه که خداوند خالق ما بخواد بندش در زجر و بدبختی و نگرانی و استرس زندگی کنه « سبحان الله عما یصفون» خداوندا از این دروغهایی که بر تو بستم پاک و منزهی و معذرت خواهی میکنم خداوند من را خلق کرده تا خوشبختی لذت سلامتی آرامش عشق محبت فراوانی آزادی رو تجربه کنم دقیقاً مثل پدر و مادر آدم
خدایا شکرت
تمرین دوم
بهترین طعمها طعم خدایی هست بهترین رنگها رنگ خدایی هست چون بالاترین سطح احساس رو به ما میبخشه احساس خوشبختی احساس آرامش احساس عزت احساس سلامتی طعم مهربانی طعم محبت طعم دوستی طعم فراوانی طعم آزادی طعم خدایی همچنان که میفرماید «صبغة الله و من احسن من الله صبغة» و جالب اینجاست که همین که در مدارش افتادیم دیگه طعمها خودشون میان طعمهای خدایی و به طور خاصتر من میخواهم طعم سفر کردن به کشورهای اروپایی کشورهای آمریکایی کشورهای عربی را بچشم سفر با کشتی کروز طعم آزادی مالی آزادی مکانی طعم عزت و احترام طعم تاثیرگذاری در بین دیگران اینکه طعم خلوت کردن با خدای خودم عشق بازی کردن با خدای خودم این بهترین طعمهاست
طعم هایی که میچشم:
خدا را شکر خیلی از طعمهای شیرین خدایی رو چشیدم و همین امید به اینکه خودم خالق زندگی خودم هستم و خداوند بیشتر از من دوست داره که طعم خدایی رو بیشتر بچشم و ثروتمندتر مهربان و آزادتر باشم من را تشویق میکنه که این دوره را ادامه بدم و خدای واقعی خودم را باور کنم همین که میدونم مدارهای بالاتری هست که انسانهایی دارن طعمهای بهتری را میچشن باعث میشه که روی خودم بیشتر کار کنم و خداوند هم شرایطش را برام فراهم میکنه
خدا رو هزار مرتبه شکر
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر