0

تغییر سرنوشت (جلسه ششم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکان‌پذیره؟ 🤔
شاید مثل من سال‌ها این باور رو داشتی که زندگی‌ت از قبل تعیین شده و چاره‌ای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و می‌فهمی که داستان یه چیز دیگه‌ست!

اینجا می‌خوام از تجربه‌ی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!

🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت

موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهم‌ترین دغدغه‌های ذهن من بود. 🤯

تغییر سرنوشت

از یه طرف از شرایط زندگی‌ام راضی نبودم، و از طرف دیگه می‌ترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث می‌شد خیلی وقت‌ها سکوت کنم و همه‌چی رو به حساب تقدیر بذارم.

مدام از اطرافیانم می‌شنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏

اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔

مادرم سعی می‌کرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا می‌دونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همون‌قدری که داری برات خوبه.»

ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که می‌گفت: «نه! من می‌تونم بیشتر داشته باشم. من می‌تونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨

وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدم‌های مختلف صحبت کردم، دیدم خیلی‌ها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟

اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگ‌تر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:

  • 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
  • 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
  • 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
  • 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم می‌تونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟

این همه جستجو نشون می‌ده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلی‌ها یه معمای حل‌نشده‌ست.

در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعه‌ای از اتفاقات از پیش تعیین‌شده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضی‌ها هم می‌گن زندگی ما درست مثل درخته: همون‌طور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همین‌طوره و قابل تغییر نیست. 🌳

اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یه‌سری محدودیت‌های طبیعی داریم؛ مثلاً همه‌مون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوق‌العاده داره: قدرت انتخاب.

ما می‌تونیم بارها و بارها شرایط بیرونی‌مون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونی‌مون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈

این یعنی انسان بارها می‌تونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچ‌وقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه می‌تونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨

خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم شرایط بیرونی همه‌چیزو تعیین می‌کنه: خانواده‌ای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی می‌کنیم یا حتی گذشته‌ای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه این‌ها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم می‌گیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅

تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب می‌کنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سخت‌تر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت می‌تونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت می‌خواست.
همون‌طور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همون‌جایی نگه می‌داره که الان هستی.

پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانه‌ست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادت‌های قدیمی برمی‌داریم، داریم سرنوشت تازه‌ای می‌نویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشته‌ای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

تغییر سرنوشت

🌈 تغییر سرنوشت من

از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.

انگار کسی پنجره‌ای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربه‌ی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرین‌های ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭

به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونه‌های تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفت‌انگیزی آرامش عمیقی رو تجربه می‌کردم 😌💖.

راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظه‌ای که باور کردم می‌تونم زندگی بهتری داشته باشم، همه‌چی تغییر کرد.

🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.

🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که می‌خوام زندگی کنم.

🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسان‌ها وجود داره.

این باور به من اطمینان داد که می‌تونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمی‌تونست خرابش کنه 🌿✨.

📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت

یادمه یه دوره‌ای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار می‌کردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمی‌موند. اون روزها مدام می‌گفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمی‌خواد بیشتر داشته باشم.»

اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من می‌تونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”

همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برم، کارهای تازه‌ای امتحان کنم و حتی از فرصت‌هایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمی‌دیدم 🚀.

چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بی‌پولی مدام باهام نبود. حس می‌کردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.

پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کم‌کم خودش رو با باورهات هماهنگ می‌کنه ✨🌍.

مراحل تغییر سرنوشت

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت

خیلی از ما سال‌ها منتظر معجزه می‌مونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:

گام اول: باور کن که می‌توانی! 💖

بسیاری از افراد فکر می‌کنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راه‌های خرافی مثل دعانویسی یا جادو می‌رن 🤦‍♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمی‌تونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو روشن می‌کنه.

گام دوم: مسئولیت زندگی‌ات را بپذیر 💪

وقتی مسئولیت کامل زندگی‌تو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آینده‌ات تبدیل می‌کنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت می‌شه.

گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏

باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃‍♀️، حتی با قدم‌های کوچیک.
اگه می‌خوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر می‌خوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب می‌کنه و مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو هموارتر می‌کنه. 🌟


✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یک‌شبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کم‌کم می‌بینی که مسیر زندگی‌ت درست همون‌طور که می‌خواستی داره تغییر می‌کنه. 🌍

نتیجه‌گیری ✨

سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.

همون‌طور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—می‌تونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱

اما اگه می‌خوای این مسیر رو به‌صورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.

استفاده که دوره‌ی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه زندگی‌ت رو متحول کنه. 💎

 این دوره بهت یاد می‌ده:

  • چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
  • چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
  • چطور حتی در سخت‌ترین شرایط، امید و آرامش درونی‌ت رو حفظ کنی.
  • و مهم‌تر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگی‌ت ایجاد کنی.

یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو می‌تونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامه‌ی زندگی در چارچوب‌های تکراری گذشته، مسیر تازه‌ای رو بسازی. 🚀

اگر آماده‌ای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دوره‌ی «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه نقطه‌ی شروعی باشه برای همه‌ی تغییراتی که مدت‌ها دنبالش بودی. 🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.29 از 150 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12273
245 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۵ ۲۰:۵۷
      مدت عضویت: 1457 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 476 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد عزیز 

      همه حرف‌های شما منو به فکر فرو برد و باعث شد که منم بیام بنویسم چه طعم‌هایی رو دوست دارم و همیشه تو رویاهام به چه چیزهایی فکر می‌کنم و چه خواسته‌ای از خداوند دارم،

      من دوست دارم طعم سفر کردن با هواپیما و قطار و تجربه کنم من دوست دارم طعم ثروت زیاد رو تجربه کنم من دوست دارم طعم دوست‌های زیاد داشتن رو تجربه کنم دورهمی‌هایی که هم سن و سال‌های خودم هستیم و خوش می‌گذرونیم و ر کنار هم لذت می‌بریم من دوست دارم طعم روابط خوب رو با خانوادم تجربه کنم،

      من دوست دارم خوشبختی رو تجربه کنم من دوست دارم سلامتی عشق و حال خوب را تجربه کنم من دوست دارم برای خودم بودن را تجربه کنم من دوست دارم طعم عشق و همسر رو تجربه کنم،

      همیشه در طول روز یک سری موضوعاتی هستند که ما انسان‌ها در ذهنمون ه اونا فکر می‌کنیم یا اگر هم فکر نکنیم،گاهی اتفاق‌هایی می‌افتند که باعث میشن ما به موضوعات دیگه‌ای به جز طعم هایی که می‌خواهیم فکر کنیم،

      مثلاً من دوست دارم که دوستای زیادی داشته باشم و طعم روابط خوب رو تجربه کنم بااکیپ   دوستانم جایی برم و لذت ببرم و دغدغه ی این رو نداشته باشم که دیگران می‌خوان چی بگن یا پدر مادرم آیا نگران من میشن،

      اما در طول روز گاهی به طعم‌های دلخواهم فکر نمی‌کنند و افکار و توجه من سمت چیزهای دیگه میره مثلاً چرا رفتار پدرم و مادرم گاهی وقتها درگیر بحث‌هایی جزئی می‌شه،

      یا چرا همیشه در انتظار وجودی و بالا رفتن حساب پس اندازم هستم و درجا می‌زنم چرا پولم زیاد نمی‌شه من که دوست دارم طعم ثروت رو تجربه کنم،

      اما از طرفی دیگه افکارم در طول روز چیزهای دیگری هستند گاهی خسته می‌شم و نق می‌زنم گاهی دوست دارم توی جمع باشم گاهی دوست دارم از جمع فرار کنم و یه گوشه یه اتاقم تنها برای خودم شینم و به خواسته‌هام فکر کنم،

      همیشه از خدا می‌پرسم که من مگه بنده خوبی نیستم و چرا باید این همه صبر کنم تا صدام رو بشنوی و دستم رو بگیری اما در عمل و در ذهنم چیز دیگری رو نشون میدم شاید انسان خوبی هستم اما گاهی وقت‌ها حس می‌کنم که در زندگی همه انسان‌ها پایین و بالاهایی وجود داره که فقط به دست خودشون حل میشه و من اینو فهمیدم که من با ذهن خودم باور خودم و خواسته ودم می‌تونم زندگی رو تغییر بدم،

      نباید توقع داشته باشم که وارد رستوران بشم و قهوه تلخ رو سفارش بدم اما طعم آبمیوه خوشمزه رو بچشم،

      پس من از امروز هم سعی می‌کنم که موضوعاتو وری ببینم که دوست دارم طعم‌ها رو اونطوری که دلم می‌خواد از خداوند درخواست کنم و در زندگی طعم‌های زیادی رو تجربه کنم که باعث شادی می‌شوند و آرامش من احساس رضایتمندی من و این‌ها یعنی شادی آرامش و رضایتمندی بهترین طعم‌هایی هستند که من تا به الان همیشه تجربه و احساس کردم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۲ ۱۵:۰۳
      مدت عضویت: 1457 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز،

      امروز میخوام از طعم هایی بنویسم که دوست دارم توی زندگی تجربه کنم و پیش بیاد برام تا احساس بهتری داشته باشم، 

      طعم خوشبختی رو بدست اوردن و چشیدن ،تجربه کنم و ببینم که میتونم چطوری این طعم رو بدست بیارم ،

      طعم شادی ، از درون خودم و در هر شرایط شادی واقعی داشتن و خوشحال بودن خودم رو تجربه کنم،

      طعم احساس ارامش ،زمانی که توی محیطی قرار میگیرم که دلخواه من نیست،

      طعم داشتن ثروت،که با خیال راحت و بدون نگرانی خرج کنم، 

      طعم مهربانی، تا همیشه با همه توی جمع یا خلوت مهربان باشم،

      طعم زیبایی ،که جهان رو زیبا ببینم و از زیبایی ها لذت ببرم،

      طعم عشق با خداوند،که در همه لحظه ها با رفتارم نشون بدم به یادشم و عاشقانه دوستش دارم ،

      طعم سلامتی، که همیشه با ارامش زندگی کنم و جسمم رو برای داشتن سلامتی دوست دارم و مواضبشم،

      طعم خوب بودن ،که همیشه در کارهام خوب باشم و موفق،

      طعم بهترین انسان باشم، تا هر  روز از داشتن زندگی و زنده بودنم لذت ببرم ،

      طعم ماشین خیلی خوب که منو به سفر های خوب ببره ،

      طعم هواپیما سوار شدن با شوق و ذوق دوست دارم سوار شم ، طعم قطار ، 

      طعم لباس های شیک و خوشگل که همیشه مرتب و اراسته باشم، 

      طعم سلامتی دندونام که درد نکنه و زیبا باشه،

      طعم لذت بردن از هر لحظه ی خودم در زندگی چه در تنهایی چه در جمع،

      طعم عکس های خوشگل ، برای ثبت لحظات خوبم که به یاد بمونن،

      طعم موبایل خیلی خوب و پیشرفته، که با راحتی و ارامش فایل گوش بدم ،البته اینو الان هم دارم تجربه میکنم،

      طعم روابط خوب با خانواده ی خوبم و تجربه کنم که همیشه با حرف های قشنک با اونا افتار کنم، 

      طعم دوست داشتن انسان ها بدون انتظار داشتن از اونا،

       وااای چقدر الان که اینا رو مینویسم احساس خوبی دارم،

      و حالا تمرین دوم و محتوای ذهنب من در طول روز و زندگیم: همیشه از تنها بودنم دلخور بودم و احساس تنهایی میکردم و کسی منو دوست نداشت و همیشه فکر میکردم که برای تنها نبودن باید با کسی باشم که تنها نباشم،

      در گذشته محتوای ذهنم این بوده که خودم رو دوست نداشتم راضی نبودم و از چیز هایی که دارم خوشحال نبودم،

      محتوای ذهنم رفتار بد بقیه بوده و مثلا حرف های کسی راجب من چی هست و خیلی در ذهنم حرف مردم واسم مهم بوده،

      هدفی نداشتم در طول روز و بدون دلیل اسمان دلم ابری بود گاهی حتی نفرت داشتم و افکار بدم شدید میشد،

      برای خودم همیشه شکایت از رفتار بقیه میکردم و دلخور از این بودم،

      با مامانم بحث های الکی میکردم در رابطه با دیدگاه فردی دیگر که چرا نظرش راجب من اینه و اهمیت زیادی به حرف دیگران میدام ، شاید تا ساعت ها غیبت میکردم ،و اصلا دوست نداشتم ،

      محتوای ذهنم اهمیت ندادن به خودم بود و راضی نگه داشتن دیگران، اینا طعم های بودن که من تجربه میکردم و الان که اگاهی پیدا کردم و خیلی وقته توی این دوره ها فعال هستم تمام این محتوای ذهنم کم و کمتر و حتی بعضی هاش نابود شدن،و از این بابت خیلی خوشحالم و احساس خوبی دارم،‌و امروز ه محتوای ذهنم اینه که روز بروز بهترین خودم باشم، 

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      ۱۴۰۱/۰۹/۰۴ ۱۶:۰۲
      مدت عضویت: 1457 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 583 کلمه

      من دوست دارم چه طعم هایی تجربه کنم؟

      من دوست دارم در زندگیم خوب خوشبختی رو تجربه کنم و خوشبختی من در سالم بودن و در کنار خانواده بودن است من دوست دارم  طعم همیشه در حال لذت بردن از زندگی را تجربه کنم و این هم رو باحال و حس خوب دائماً داشته باشم و از واقعیت که توش قرار دارم لذت ببرم 

      من دوست دارم طعمه خوبه عشق رو تجربه کنم انقدر عاشق باشم که درون خودم خدا رو احساس کنم و اینقدر نزدیکه خدا شوم که در اون عشق رو تجربه کنم ،

      من دوست دارم طعم این رو تجربه کنم که بدون محدودیت و معذوریت توی جمع باشم و نوع پوشش هم نوع که دلخواه هم هست باشد و آنطور که خودم راحتم باشم نه بقیه میخوان ،

      من دوست دارم طعم خوب بیرون رفتن تنها و قرار داشتن توی یک مکان آرامش بخش مانند کافی شاپ را تجربه کنم دوست دارم یک بار هم که شده برای خودم به جاهای جدید سفر کنم یک مکان آرامش بخش مانند کتابخانه در زندگی تجربه کنم،

      من دوست دارم سوار شدن در قطار را تجربه کنم و به سفر های جدید پشه های زیبای جدید که تا حالا نرفتم بروم 

      من من دوست دارم سوار شدن بر هواپیما را تجربه کنم و لذت ببرم از سفر و به شهرهای جدید قشنگ بروم 

      محتوای ذهن من امروز این است و از این ها شکایت دارم:

      ذهن من چند وقتی هست که کاملا درگیر این شده که چرا پدرم با من لحن خشن و تندی حرف میزنی و من احساساتی می شونم و گریه میکنم و   حرف های تندرو که به هم میزنند برای من سخت است که بخوام به او بگویم که رفتار بهترین هم تواند داشته باشد و همین حرف ها را با جملات خوشرو تر و درست بیان کند برایم جالب است که او خیلی مرا دوست دارد اما می‌خواهد که بگوید وقتی به بیرون میروی مراقب خودت باش پس این جمله را میتواند با اطمینان داشتن به خدا و باور داشتن به او بگویند اما احساس می‌کنم که او می ترسد و همیشه این را می‌گوید که اگر اتفاقی برایت بیفتد دیگه مهم نیست که تو کجا میروی و از وسایل ساده ترس و نگرانی درست میکند و این موضوع من را اذیت میکنه که من با پدرم چقدر مهربونم اما اون سر مسائل کوچک از کوره در میره و من میفهمم که دوست دارد تا من در اجتماع به مشکلی بر نخورم و به من آسیبی نرسد و یا اذیت نشم و راحت به مقصد خود  می‌تواند به گونه دیگری بیانش را بگوید و حرفه‌ای خود را با خوشرویی بزند تا تاثیر آن هم بیشتر شود اما این روز که یک روز دیگر است و یک فایل بیشتر از فایل های شما گوش داده ام پس من دیگر به این فکر نمی‌کنم و کاملاً شکایت و محتویات ذهنم از این و این برداشت را کنار گذاشته ام و دیگر دلخور و اذیت از حرف‌های او نمی شوند و با خودم می‌گویم که او خوب برای من میخواهد خوب من را میخواهد ،

      من امروز یک قدم به سوی جلو بیشتر رفتم  و یک فایل بیشتر گوش داده ام و حالا احساس بهتری دارنم که این ها را که محتوای ذهنم بود نوشتم و دغدغه هایم را روی کاغذ نوشتم و ذهنم را کنترل کردم و شکایت خود را نوشتم و او را از ذهنم بیرون کشیدم و حذفش کردم و با این مسئله روبرو شدند که من نباید دیگه اینقدر زود دلخور بشم و اینقدر زود ناراحت و اینقدر زود رنج باشم ،

      با تشکر از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم