0

اعتماد به خدا و دوری از خرافات (جلسه هجدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

🌿 توی دنیایی که پر از نگرانی‌، ترس و خبرهای استرس‌زاست، همه‌مون دنبال یه تکیه‌گاه مطمئن می‌گردیم.
واقعیت اینه که هیچ چیزی مثل اعتماد به خدا نمی‌تونه دل آدم رو آروم کنه 💛.

وقتی به خدا توکل می‌کنیم، حس می‌کنیم دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم، چون کسی هست که ازمون مراقبت کنه 🙏✨.

اعتماد کردن به خدا یعنی باور کنیم حتی وقتی اوضاع اون‌طور که ما می‌خوایم پیش نمی‌ره، باز هم حکمتی پشتش هست 🌈.

اعتماد به خدا یعنی چی؟ 💛✨

اعتماد کردن به خدا فقط یه جمله قشنگ یا یه شعار مذهبی نیست؛ یه سبک زندگیه 🌿. یعنی باور کنیم زندگی‌مون زیر نظر یه قدرت بزرگ‌تر و مهربون‌تره که همیشه خیر ما رو می‌خواد 💫.

  • وقتی مشکلی سر راهت سبز می‌شه 🚧، به جای اینکه ذهنت رو با ترس و حدس و گمان پر کنی، به دنبال نشونه‌ها و راه‌حل‌هایی باشی که آرامش و امید بیارن.
  • یعنی حتی وقتی اوضاع اون‌طور که تو انتظار داری پیش نمی‌ره، یادت باشه که پشت همه‌چیز یه حکمت الهی هست 🌈 و تو قراره چیزی از اون تجربه یاد بگیری.
  • یعنی عمل کردن 🙌. یاد گرفتن و شنیدن خوبه، اما تغییر واقعی وقتی میاد که با ایمان حرکت کنی و تصمیماتت رو بر اساس اعتماد به خدا بگیری.

وقتی اعتماد به خدا کم‌کم ریشه‌دار می‌شه، اتفاق‌های قشنگی توی زندگی میفته:

  • ترس از آینده کمرنگ‌تر می‌شه 😌.
  • تصمیم‌گیری‌ها روشن‌تر و سالم‌تر می‌شن.
  • دیگه به جای دل‌نگرانی دائم، حس سبکی و آرامش جایگزین می‌شه 🌸.

در واقع، اعتماد کردن به خدا یعنی مطمئن بودن به این حقیقت که تو تنها نیستی 🙏. یه همراه مهربون داری که حتی وقتی تو نمی‌دونی چه خبره، اون بهترین مسیر رو برایت آماده می‌کنه.

چرا بعضی‌ها سراغ خرافات می‌رن؟ 🔮😔

شاید برای تو هم پیش اومده باشه که ببینی بعضی آدم‌ها به جای اینکه دلشون رو به خدا بسپرن، دنبال راه‌های عجیب و غریب می‌گردن.
مثلا سراغ طلسم‌ها، دعاهای ناشناخته یا پیام‌های زنجیره‌ای می‌رن که بیشتر استرس و ترس ایجاد می‌کنه تا آرامش واقعی 🌪️.

اما چرا این اتفاق می‌افته؟ بیاییم با هم بررسی کنیم و ببینیم اعتماد به خدا چطور می‌تونه جای خرافات رو پر کنه 💛🙏.

۱. ترس و ناامنی درونی 😰

وقتی دل آدم پر از ترس باشه، به هر چیزی دل می‌بنده که وعده بده «همین الان مشکلت حل می‌شه». اما اعتماد به خدا برعکس عمل می‌کنه: بهت آرامش می‌ده حتی قبل از اینکه نتیجه رو ببینی. 🌿

با تمرین اعتماد کردن به خدا یاد می‌گیری که ترس‌ها و نگرانی‌ها فقط مهمانان کوتاه‌مدت ذهن هستن و تو می‌تونی بدون اینکه واکنش هیجانی نشون بدی، اون‌ها رو مدیریت کنی.

۲. ناآگاهی 🌑

خیلی‌ها نمی‌دونن که خرافات فقط یک سراب هستن. وقتی تجربه نکرده باشن که توکل به خدا چطور می‌تونه ذهن و دل رو سبک کنه، فکر می‌کنن باید دنبال فرمول‌ها و راهکارهای عجیب و غریب باشن.

در حقیقت، وقتی یاد می‌گیری با ایمان و توکل به خدا عمل کنی، می‌بینی که خیلی از نگرانی‌ها و مشکلات، با آرامش و صبر حل می‌شن، بدون اینکه به هیچ روش غیرباورپذیری نیاز باشه. 🌸

۳. عجله در رسیدن به نتیجه ⏳

صبر یکی از کلیدهای اصلی اعتماد به خداه. اما آدم‌ها معمولا عجله دارن و می‌خوان سریع به نتیجه برسن. خرافات هم همیشه با وعده‌های فوری میان و ذهن رو فریب می‌دن.

توکل به خدا به تو یاد می‌ده که زندگی یک مسیره و زمان درست برای هر چیزی هست. وقتی صبور باشی و ایمان داشته باشی، هر قدمی که برمی‌داری حتی اگر نتیجه‌ش فوری نباشه، تو رو به آرامش واقعی می‌رسونه. 🌟

۴. فشار جامعه و اطرافیان 🗣️

گاهی حرف‌ها و باورهای قدیمی اطرافیان، ذهن آدم رو پر از خرافات می‌کنه. اما وقتی پایهٔ زندگی‌مون رو روی توکل به خدا بذاریم، راحت‌تر می‌تونیم در برابر این فشارها مقاومت کنیم و مسیر درست خودمون رو پیدا کنیم.

توکل به خدا باعث می‌شه حس درونی قوی پیدا کنی و حتی اگر همه اطرافت فکر کنن راه اشتباهه، تو با آرامش و اطمینان قدم برداری. 🌿💛

پس می‌شه گفت خرافات از ترس، عجله و ناآگاهی زاده می‌شن. اما اعتماد به خدا درست مثل یک چراغ روشن ✨ توی دل تاریکی می‌درخشه و بهت می‌گه: «نگران نباش، من کنارت هستم، راه درست پیدا می‌شه.» 🌟🙏

اعتماد به خدا

مزایای اعتماد به خدا در زندگی روزمره 🌈✨

وقتی اعتماد به خدا رو وارد زندگی‌مون می‌کنیم، انگار کل نگاه‌مون به دنیا تغییر می‌کنه.
دیگه همه‌چیز سنگین و سخت به نظر نمی‌رسه و دل‌مون سبک‌تر می‌شه. این اعتماد مثل یه سپر محکم جلوی استرس‌ها و نگرانی‌های روزمره عمل می‌کنه 💫.

۱. آرامش درونی 😌🌿

هیچ چیزی مثل توکل به خدا نمی‌تونه ذهن رو از آشوب و دل‌نگرونی خالی کنه. وقتی باور داری یه قدرت بی‌نهایت مراقبته، حتی توی سختی‌ها هم آرامش بیشتری حس می‌کنی.

این آرامش یعنی می‌تونی با قلب باز و ذهن شفاف با چالش‌ها روبه‌رو بشی، بدون اینکه استرس و نگرانی توی مسیرت سد راهت بشه 🌸✨.

۲. امید به آینده 🌅

اعتماد کردن به خدا باعث می‌شه نگاهت به آینده روشن‌تر باشه. حتی وقتی اوضاع ظاهراً به نفع تو نیست، ته دل‌ت مطمئنی که اتفاقات خوبی در راهه.

این امید مثل سوخت برای ادامه مسیر عمل می‌کنه؛ حتی وقتی راه سخت و پر پیچ‌وخم به نظر می‌رسه، با ایمان قلبی ادامه می‌دی و انرژی مثبت توی هر قدم همراهت هست 🌟💛.

۳. تصمیم‌گیری سالم‌تر ⚖️

وقتی دل‌ت آروم باشه و ذهنت توی اضطراب غرق نشه، تصمیم‌هایی که می‌گیری منطقی‌تر و درست‌تر می‌شن.
اعتماد به خدا کمک می‌کنه با آرامش فکر کنی، عجولانه عمل نکنی و انتخاب‌هایی داشته باشی که آینده‌ت رو روشن‌تر می‌کنه 🕊️💫.

۴. رهایی از ترس‌های بی‌اساس 🕊️

خیلی از ترس‌های ما ساخته ذهن خودمونه. اما وقتی به خدا توکل می‌کنی، کم‌کم می‌فهمی خیلی چیزهایی که ازشون می‌ترسیدی اصلاً اون‌قدر بزرگ نبودن.

اعتماد به خدا یعنی آزادی از زندان ترس‌های خیالی؛ یعنی می‌تونی با قلبی شجاع‌تر و ذهنی آرام‌تر، زندگی رو تجربه کنی 🌿✨.

۵. سبک زندگی شادتر و پرانرژی‌تر 🌸💫

وقتی ترس و اضطراب کمتر می‌شن، جا برای شادی و انرژی مثبت باز می‌شه. آدمی که به خدا اعتماد داره، معمولاً سبک‌تر می‌خنده، راحت‌تر می‌بخشه و مهربون‌تر با دیگران رفتار می‌کنه.

این حس خوب و انرژی مثبت، نه‌تنها روی خودت، بلکه روی اطرافیانت هم اثر می‌ذاره و روابطت رو پر از محبت و آرامش می‌کنه 🌈💛.

چطور اعتماد به خدا رو توی زندگی‌مون تقویت کنیم؟ 🌿🙏✨

هیچ‌کسی یک‌شبه به اعتماد کامل نمی‌رسه. به خدا اعتماد کردن هم مثل هر مهارت دیگه‌ای نیاز به تمرین و تکرار داره.
هر بار که توکل می‌کنی و نتیجه‌اش رو می‌بینی، ایمان قلبی‌ت عمیق‌تر می‌شه. اینجا چند روش ساده و کاربردی برای تقویت این اعتماد رو برات می‌گم:

۱. گفت‌وگوی روزانه با خدا 💬💛

ساده‌ترین راه برای تقویت ایمان و توکل اینه که هر روز باهاش صحبت کنی. لازم نیست رسمی یا پیچیده باشه. مثل یک دوست صمیمی بگو: «خدایا، امروز دلم پر از نگرانیه، کمکم کن سبک بشم.» همین حرف‌های ساده کم‌کم دل رو آروم می‌کنه.

۲. یادآوری تجربه‌های گذشته 📖✨

همه‌مون لحظه‌هایی داشتیم که اوضاع سخت بوده ولی در نهایت راهی باز شده. نوشتن این تجربه‌ها و مرورشون، اعتماد به خدا رو بیشتر می‌کنه. هر بار که شک کردی، نگاه کن و یادت بیار: «اون دفعه هم خدا کنارم بود.»

۳. نفس عمیق و سپردن 🌬️🕊️

وقتی نگرانی میاد سراغت، چند لحظه چشم‌هات رو ببند، نفس عمیق بکش و تصور کن همه‌ی بار رو به خدا می‌سپری. این تمرین ساده باعث می‌شه حس واقعی توکل و همراهی خدا رو توی بدنت هم تجربه کنی.

۴. فیلتر کردن ورودی‌ها 🚫📱

خیلی از بی‌اعتمادی‌ها از پیام‌ها و حرف‌های ترس‌آلود اطرافیان میاد. یاد بگیر هر چیزی رو وارد ذهنت نکنی. هر وقت چیزی باعث ترس شد، یادت باشه: خدا قوی‌تر از همه این‌هاست.

۵. همراهی با آدم‌های امیدوار 🤝🌈

دوستی با کسایی که خودشون اهل توکل و ایمان هستن، خیلی کمک می‌کنه. انرژی مثبت اون‌ها باعث می‌شه اعتماد به خدا تو هم تقویت بشه.

۶. تمرین شکرگزاری 🙏🌸

هر روز سه تا چیز کوچیک پیدا کن که بابتش از خدا شکر کنی. شکرگزاری نگاهت رو تغییر می‌ده و باعث می‌شه به جای نگرانی، بیشتر به مهربونی‌های خدا توجه کنی.

یادت باشه، اعتماد به خدا چیزی نیست که فقط توی حرف قشنگ باشه. این اعتماد با تمرین‌های ساده روز به روز عمیق‌تر می‌شه تا جایی که تبدیل می‌شه به یک سبک زندگی پر از آرامش و امید 🌟🌿.

نتیجه‌گیری: راه رسیدن به آرامش واقعی 🌿💛

وقتی دل و زندگی‌مون رو به خدا می‌سپریم، دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم؛ یه همراه مهربون داریم که ازمون مراقبت می‌کنه 🙏✨.
به این شکل نه‌تنها ذهن‌مون رو سبک می‌کنه، بلکه باعث می‌شه از خرافات و باورهای بی‌اساس فاصله بگیریم و با چشم باز و قلب آرام زندگی کنیم 🌸🌈.

اما چطور می‌شه این اعتماد رو عمیق‌تر کرد و از نگرانی‌ها و خرافات رهایی یافت؟ پاسخ ساده‌ست: با یادگیری اصولی و تمرین عملی. اینجاست که دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند» وارد می‌شه 🌿💛.

این دوره بهت کمک می‌کنه:

  • با اعتماد به خدا واقعی آشنا بشی و اون رو وارد زندگی روزمره‌ت کنی 🙌✨.
  • ذهن و دل‌ت رو از ترس‌ها و خرافات پاک کنی و آرامش واقعی تجربه کنی 🌟🕊️.
  • با تمرین‌های عملی و گام‌به‌گام، مسیر زندگی رو با آرامش و امید طی کنی 🌈💛.

در واقع، «خدا هرگز دیر نمی‌کند» یه راهنمای کامل برای رهایی از باورهای اشتباه و پیدا کردن حس امنیت و آرامش درونیه. وقتی این دوره رو دنبال می‌کنیم، دیگه لازم نیست دنبال روش‌ها و فرمول‌های عجیب باشیم.

پس همین امروز می‌تونی قدم اول رو برداری، ذهن و دل‌ت رو سبک کنی و زندگی رو با آرامش و امید تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.03 از 67 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14036
80 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۷ ۱۱:۳۰
      مدت عضویت: 1200 روز
      امتیاز کاربر: 9795 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 377 کلمه

      سلام استاد . بازم ممنون از شما که یک طعم دیگری در زندگی را به ما یاد دادید که هرچیزی که حالمان را بد کنه از شیطان است و از طرف خداوند فقط خبرهای خوب و امیدوارکننده فرستاده می‌شود 

      استاد برای من هم در دوران راهنمایی اتفاق افتاد که یکی از دوستانم کاغذی را آورد و گفت کسی نباید بداند و از از روی آن بنویس و به حضرت زینب نسبت داده بودند آن را به خانه بردم . من همیشه خدا راشکر با مادرم دوست بودم و همه چیز را به ایشان میگفتم اگر کاری که برای اولین بار میخواستم انجام بدهم و از نتیجه آن می ترسیدم حتما مشورت می گرفتم ، وقتی به مادرم گفتم خیلی ناراحت شدند و گفتند اینها همه الکی است و حضرت زینب بد هیچ کسی را نمی خواهد و کاغذ را پاره کردند و گفتند به دیگر دوستانت هم بگو این کار غلطه و برای اینکه بدونی الکیه ببنین تا هفته بعد و بعدها هم اتفاق بدی برای من نمیفته و گفتند خدا راشکر که بهم گفتی و الان دوباره یادم آمد و خدا راشکر میکنم که من در دام شیطان نیافتادم،  

      استاد واقعا در اول صحبت خودتان که گفتید فقط گوش کردن به فایلها و نوشتن کافی نیست و باید عمل کنید خیلی مهم است من الان چندین روز است که وقتی ماشین قشنگ ، خانه ی زیبا و یا حتی لوازم منزل و لباس قشنگی راهر کجا باشه می بینم خیلی خوشحال میشوم و با احساس خوب میگم خدایا مثلا میگم طعم رانندگی با این ماشین را به من هم بچشان و چه احساس خوبی آدم داره تا بگه آخ آخ من که هرگز نمی توانم اینها را بخرم و اینها چطور پول دار شدن حتما از راه نادرست و چقدر احساس آدمها بد میشه وقتی حقارت و حسادت در موضوعی باشه 

      از شما استاد عزیز ممنون که اینقدر با درایت و شفاف این موضوعاتی که حال آدم را بد میکنه توضیح می دهید که شیطان پشت این کارها است .

       استاد ببخشید یک سوال دارم ؟  برای جلسه ۱۴ در مورد جسم ،خانه ، روابط ،و شغل من در دفتر و در قسمت نظرات نوشتم آیا باید آن را در برگه ای جداگانه بنویسم و هر روز به آن نگاه کنم ممنون میشوم پاسخ دهید ،با تشکر از شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم احساس بهتری داری😊
        نوشتن به هر شکل باشه کار می کنه چون مهم تمرکز و توجهی است که در شما ایجاد میشه
        بنابراین وقتی توجهت به نعمت هایی که دوست داری تجربه کنی باشه دیگه مهم نیست حتما هر روز بخونی یا دوباره بنویسی
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۳/۲۹ ۱۰:۰۹
      مدت عضویت: 1380 روز
      امتیاز کاربر: 104769 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,248 کلمه

      🌷به نام خداوند بی نهایت و گستراننده🌷 خداوند عظمت و زیبایی و فراوانی🌷

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر 🌟💛

      خدایا سپاسگزارم پس از مدتی ، مجدد به سلامتی کامل برگشتم و تونستم تعامل و ارتباطم رو در سایت با استاد و دوستانم از سر بگیرم 

      خدایا سپاسگزارم که میتونم از دستهام در نوشتن خیر و خوبی و آگاهی ها استفاده کنم 

      دوست دارم حالا که بعد از مدتی وقفه ی نوشتن، مجددا در سایت میتونم دیدگاه بنویسم، از تغییرات این مدت و پیشرفت هام بگم. صحبتهای استاد عزیز در فایل ها رو که همه می شنویم و ازشون آگاهی دریافت میکنیم. پس به جای تکرار مکررات دوست دارم از تجربیات یکی دو ماه گذشته م بگم. 😊

      از اواخر فروردین و اول اردیبهشت ماه که برای مرتبه ی دوم دوره زندگی با طعم خدا رو شروع کردم و همچنین به دوره ی خدا هرگز دیر نمی کند هدایت شدم، یه دوره ی طلایی پیشرفت ناگهانی داشتم. انگار تمام آنچه از آبان تا اون موقع شنیده بودم، جمع شده بود و با اطلاعات این دو دوره و اجرای عملی تمرینات، اگاهی ها مثل اتشفشان درونم فوران کرد و یک تغییر بزرگ درون من ایجاد کرد. البته ناگفته نماند که از همون ابتدای شروع به دوره ها، از همون آبان که قدم اول رو برداشتم، تغییرات شروع شد، ولی به طرز عجیبی با این دو دوره یک انفجار طلایی و قشنگ در من اتفاق افتاد. 

      به نظر خودم، این تغییر بزرگ و ناگهانی،  علتش این بود که من تحت تاثیر این دو دوره و تمریناتش، به طرز عجیبی احساس خوب، اطمینان و رابطه م با خداوند بسیار بسیار عالی شده. 

      شناختم از خداوند عمیق شده. انقدر برای هر کاری و با دیدن هر چیزی سپاسگزاری میکنم که بارها پیش آمده در خواب هم مغزم و ناخوداگاهم سپاسگزاری کردم 😊

      رنگ خدا رو در زندگیم بسیار پررنگ تر از قبل می بینم، همه چیز در زندگی من رنگ خدا داره. و من هر روز به همراهی خدا و حمایت الهیش، تسلطم به ورودی ها و ذهن و افکارم بیشتر و بیشتر میشه. 

      در اوایل اردیبهشت ماه در دوره ی خدا هرگز دیر نمیکند، طرز صحیح آرزو کردن و نوشتن رو یاد گرفتیم. من یک سری آرزو و خواسته ها رو کلی و مدت دار نوشتم، و یک لیست هم برای سه ماهه ی بهارم نوشتم و گفتم دوست دارم برای سه ماهه ی اول سال به این خواسته هام برسم. و این شرایط رو داشته باشم. 

      در کنار نوشتن اون لیست خواسته ها، هر روز سعی کردم آگاهانه به تمرینات و رنگ و طعم خدا در زندگیم ، متعهد باشم. نمیگم حتی یک لحظه هم دچار انحراف فکری و احساسی از مسیر درست نشدم، که این یک ادعای اغراق آمیزه ، اما در مقایسه با سه ماه ی زمستان، جراتمندانه میگم پیشرفتم 80% -90% بیشتر بوده. و فقط در حد 10-20% مواقع در این سه ماه احساسم ایده ال نبوده که البته همیشه سعی کردم سریع به حال عالی برگردم، با سپاسگزاری کردن و توجه به طعم های خدا. 

      و دیروز که 28 خرداد 402 بود، سری به لیست خواسته های سه ماه ی بهار زدم و متوجه شدم ، به ازا تک تک موارد اون لیست ، از همون خواسته ، بیشتر دریافت کردم، هر چی که نوشته بودم، چندین برابر بیشتر بهش رسیدم و الان دارم. 

      و بازم تاکید کنم برای دوستانی که این کامنت رو خواهند خوند، تنها دلیل موفقیت و تغییر من، در این مدت کوتاه، فقط و فقط تعهد من بود به صحبت های استاد عزیز و تمریناتی که در دوره ها گفتن، به گوش دادن مرتب فایل ها و نوشتن تمرینات در دفترم حتی روزهایی که نمیتونستم دیدگاه بنویسم فایل گوش میدادم و حتما برداشت ها م رو در دفترم مینوشتم و در لحظه های روزمره م پیاده کردم، من در این مدت هر روز متعهد بودم شخصیت جدیدی که در حال شکل دادنش هستم در من تثبیت بشه ، من در حدی به تمرینات متعهد بودم که هر وقت در خیابون راه میرم با دیدن هر خونه و ماشین قشنگی، ناخوداگاه در ذهنم از خدا تشکر کردم که زندگی با طعم خونه های ایده ال و خوشگل و ماشین های شیک چقدر لذت بخش و پرشور و هیجان انگیزه، هربارخرید میکنم با احساس عالی از توانایی و استقلال مالی و جسمی خرید میکنم و ناخوداگاه در ذهنم از خداوند تشکر و سپاسگزا,ی میکنم. 

      هرروز صبح بیدار میشم برای هرکاری و هرچیزی سپاسگزاری میکنم برای باز شدن چشمهام، برای اینکه خداوند فرصت تازه ای و روز نویی برام رقم زده تا اگاهی کسب کنم و سپاسگزاری کنم، حتما روزانه اگه شده دو سه خط خیلی خلاصه درباره ی اتفاقات خوب اون روز مینویسم. و روز به روز به زندگی ایده الی که دوست دارم داشته باشم نزدیک تر میشم. 

      یک تجربه هم برای دوستان عزیزم بگم. 

      الان که در پایان این بازه سه ماهه که برای خواسته هام در نظر گرفتم و نوشتم قرار دارم، متوجه شدم چون به خیلی بیش از اونچه خواستم رسیدم، حالا دیگه با اطمینان و ارامش بیشتری به سمت خواسته های بعدی پیش میرم و اونها رو از خدا طلب میکنم و شوق بیشتری دارم ، اطمینان بیشتری دارم که به ارزوها و خواسته های بعدی نیز بهمین راحتی و اسودگی میرسم. و این حس خیلی خیلی برای من قشنگ و ارزشمند هست. 

      و یه مورد دیگه اینکه ، حتی رسیدن به خواسته هام از نظر زمانی سریع تر شده. مثلا یک مورد تغییری بود که دوست داشتم در منزلم اجرا کنم، تصمیم ش رو بهمن ماه قطعی کردم. اون موقع اصلا پول کافی برای اون تغییر نداشتم ، اما دل به دل خدا و تمرینات دوره ها و صحبت های استاد عزیزم دادم، گفتم خدایا تصمیم از من، هدایت از تو. من با همکاری و همراهی تو سمت این خواسته میرم.خب تغییر کوچیکی نبود و هزینه ی نسبتا زیادی هم لازم داشت. اما من تمام و کمال به خدا سپردم و از خدا طلب کردم و ذهنا شروع کردم حرکت به سمت این تغییر رو. و فروردین ماه شرایطش برام پیش امد، یعنی حدودا به چهار ماه نرسید چون این بین دو سه هفته هم تعطیلات نوروز بود. که باز در این مورد هم، چندین برابر بیشتر از اونچه خواستم برام فراهم شده. در حالیکه بهمن ماه که این تصمیم رو گرفتم فکر میکردم شاید تا شهریور بتونم این تغییرات رو در منزل پیاده کنم. و همه چیز خیلی خیلی خیلی سریعتر از اونچه فکر میکردم، خیلی خیلی خیلی آسوده تر و راحت ار از اونچه انتظار داشتم، انجام شد. 

      پس دوستان عزیزم لطفا بیاین همگی (اول از خودم شروع میکنم) تعهدمون رو به دوره ها، صحبت های استاد عزیزمون، و اجرای عملی تمرینات و اگاهی ها، و تثبیت یک شخصیت جدید، تمدید کنیم. بیاید باهم مشتاقان تر و با اطمینان بیشتر به سمت یک زندگی ایده ال با طعم خدا حرکت کنیم. 

      به لطف خدا و اموزش های ناب و طلایی استاد من الان تا 70% زندگی ایده الم رو با طعم خدا دارم، و ایمان راسخ دارم، به بقیه ی اون 30% هم بسیار زودتر از اونچه فکر میکنم میرسم. همونطور که نسبت به طلوع و غروب خورشید چقدر اطمینان دارم و هرگز نگرانی و شک بابت این ندارم نکنه خورشید طلوع نکنه، اگه طلوع نکنه چیکار کنیم، اگه فاصله ش با زمین دورتر یا نزدیکتر شه چه اتفاقی برامون بیفته. و همیشه اونقدر در ارامش و اطمینان از نظم خداوند هستیم که چنین اتفاقهایی نمیفته ،به قدری اطمینان داریم ک اصلا به این موضوع فکر نمیکنیم و حتی شاید اهمیتی هم به طلوع و غروب خورشید ندیم، همونقدر ایمان دارم به داشتن زندگی ایده الم، حتی فرای انتظار و خواسته هام. 🌸

      خدایا سپاسگزارم 🙏❤️

      استاد عزیزم چراغ روشن راهم، سپاسگزارم🙏❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آینا
        ۱۴۰۲/۰۳/۳۰ ۲۲:۰۰
        مدت عضویت: 1988 روز
        امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 130 کلمه

        سلام السای عزیز

        چقدر خوشحال شدم که تا این درجه به اگاهی

         رسیدید.و همسو و همراه خداوند به تک ،تک

         آرزوهای تعیین شده خودتون ،اونم زودتر از موعد

         مقرر وحتی عالیتر از حد تصور رسیدید.

        براستی بهتون تبریک میگم…

        استاد کلی در هر فایل با تلاش زیاد سعی میکنند که

         به هنرجوها حالی بکنند که اگر هر کس حقیقت

         موضوع رو درک کند،به همین منوالی که شما

         توضیح دادید.یا همونجوری که استاد زندگیشونو

         توضیح میدن،به خواسته هاتون میرسید..

        و بنظرم این بالاترین پاداش برای هنرجو است که

         بعد مدتها در دوره ها بودند.کلی گوش کردن به

         فایلها..انجام تمرینات روزانه و خووندن دیدگاهها..

        خلاصه …

        ….به این درجه از همسویی با خواسته هاش، به کمک خداوند برسه..

        امیدوارم که همه در این مسیر بسیار جذاب قرار بگیریم..

        و شما هم به همین ترتیب به همه خواسته هاتون برسید..

        و ممنون از استاد عزیزمون،برای رساندن این

         آگاهیهای بسیار ارزشمند به هنرجوها….

        ..

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار السا فرزانه
          ۱۴۰۲/۰۴/۰۱ ۰۵:۴۳
          مدت عضویت: 1380 روز
          امتیاز کاربر: 104769 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 238 کلمه

          دوست نازنین و هم مسیرم آینای عزیز 💜

          سپاسگزارم از لطف و محبت شما ،  و مرسی بابت وقتی که در خوندن و پاسخ دادن به دیدگاهم گذاشتی..امیدوارم شما عزیز هم به فراتر از خواسته هاتون برسین. 

          آفرین به نکته قشنگی اشاره کردی، واقعا درک حقیقت موضوع (شناخت و ارتباط صحیح وسالم با خداوند) شاهکلید قفل اصلی فرایند زندگی هست.

          متاسفانه ماها در شناخت خداوند خیلی مشکل داشتیم و خدا مون با خرافات بسیار عجیبی به ما شناخته شده. البته این مساله فقط مختص ما ایرانی ها یا مسلمانها نیست، اما عمق خرافات و شناخت نادرست ما بیشتره. 

          من اخیرا با دوستان زرتشتی و اهل سنت و دانشجویان اقلیت های مذهبی که دارم خیلی صحبت میکنم در این مورد، و سعی میکنم لابلای صحبت هاشون به باورهاشون و دیدگاههاشون و تعریف شون از خداوند دسترسی بیشتری پیدا کنم. نتیجه اینکه میفهمم ما شیعیان متاسفانه از همه دیگر پیروان خدای غضبناک تر و خشمگین تر و عذاب دهنده تر داریم. خداپرستی و شناخت ما بسیار بسیار دور از حقیقیته. وعلت رنج ها و مشکلات زندگی مون هم به نظرم همینه. گو اینکه من این مدت دارم یه زندگی جدید متفاوت و پرشور با یک خدای شگفت انگیز و بی نهایت تجربه میکنم. و واقعا روزی چند مرتبه از این بابت از صمیم دل شکرگزاری میکنم. خیلی وقتها از شوق بغض میکنم. 😍

          سپاسگزار خدای مهربان و  استاد عزیزمون 🌸

          راهت روشن آینای نازنینم و سهمت از زندگی بهترین ها و بی نهایت ها باشه 💜

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۱ ۲۰:۲۷
      مدت عضویت: 1251 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 465 کلمه

      سلام استاد عطار عزیز

      یکی از نکات جالبی که برای خودم مدتیست بزرگ شده در زندگیم و شما هم به کلام آوردید

      اونم این بود که هر چیزی که حال من رو خوب نمیکنه اون از طرف شیطانه 

      حتی مدتیست که به ژنتیک هیچ اعتباری نمیدم 

      چند سال پیش که تازه مهاجرت کرده بودم یکی از اساتیدم درباره تست ژنتیک شناسی صحبت کرد و گفت که خانواده گی رفتن این تست رو دادن و نتایج براشون جالب بوده 

      میگفت نتیجه تست خانمم و خواهر خانمم بسیار با هم متفاوت بوده یکیشون نژادش به اروپا برمیگشته یکیشون به آسبا 

      من خلاصه اش رو عرض میکنم 

      تست ژنتیک شرح طولانی  داره 

      و از همون موقع یه چراغی توی ذهنم روشن شد و زیاد دنبال نشانه هایی بودم که ارتباط ژنتیک رو در ذهنم کم رنگ کنم با بقیه بخش های رفتاری و سلامتیم 

      حالا چرا الان دوباره این مسئله برام بولد شد ؟

      دیروز که با دختر خاله ام بعد از سالها صحبت کردم 

      داشت میگفت که دیابت داره و اینکه ارثی و ژنتیکیه و از پدربزرگ بهش رسیده 

      همین که گفت ژنتیکی من انقدر متعجب شدم و با خودم گفتم ببین تا کجا اخبار و اطلاعات کار خودش رو کرده که با این قدرت به من میگه ژنتیکیه دیابتش 

      و الان که اومدم این فایل رو دیدم و اشاره شد به اینکه هر چی حالتونو بد میکنه رو باور نکنید و اون رو  از طرف شیطان بدونید

      من هم‌ کاملا حرف های شما رو قبول دارم 

      و یک نکته بسیار ظریف که شما اشاره کردید این بودش که پیشرفته ترین تکنولوژی هارو شیطان داره و از طریق اون میتونه وارد عمل بشه 

      لازمه که بیشتر این جمله رو تکرار کنم برای خودم تا ملکه ذهنم بشه ، به نظرم خیلی خیلی مهم بود که از این بعد نگاه کنم به این موضوع

      حتی آیه هم هست در این باره که خدا به پیغمبر میگه نبوده زمانی که ما حرفی بزنیم که قراره جبرئیل برای تو بیاره و شیطان حرف خودش رو وارد اون نکرده باشه 

      یعنی حتی شیطان در ارسال وحی هم خودش رو داخل میکرده

      الان که توی این فایل اشاره کردید که هیچ فایلی رو باز نمیکنید مگر اطمینان داشته باشید بهش 

      من هم سالهاست در واتس اپ و تلگرام هر فایلی می آمد سریع باز نمیکردم 

      و الان که دارم به یاد می آرم 

      قبلانا حافظه گوشی من‌ زود پر میشد و وقتی میخواستم خالیش کنم میدیدم بخش زیادیش مربوط به فایل هایی بود که توی این دوتا اپلیکیشن دانلود کرده بودم 

      ولی الانا دیگه اون اتفاق نمی افته و گوشیم پر نمیشه به زودی 

      و بخش مربوط به این اپلیکیشن ها معمولا خالیه مگر خودم کانالی شخصی داشته باشم که فایل های مورد نظرم رو اونجا بزارم برای دسترسی خودم 

      در آخر دو ماه پیش تقریبا من متوجه شدم که اینستاگرام رو هم باید ببندم و این کار رو کردم 

      یاد گرفتم از کرم ابریشم که برای پروانه شدن همه درها رو خودش به روی خودش میبنده 

      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لاله
        ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۰۸:۰۰
        مدت عضویت: 2186 روز
        امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 390 کلمه

        سلام فهیمه جان

        میخواهم از جمله آخر تو شروع کنم: « یاد گرفتم از کرم ابریشم که برای پروانه شدن، همه درها رو خودش به روی خودش میبنده. » شایداین جمله به نظر یک جمله معمولی بیاید؛ ولی در عمق خودش تفکر و اندیشه شگرفی دارد. اگر میخواهیم به خودمون بپردازیم و خودمون وخانواده خودمون را بهتر درک کنیم، از حرف زدن راجع به خودمون شروع کنیم.

        من مدتها است که شروع کرده ام و هر هفته هر وقت فرصت کنم، با همسرم تبادل افکار راجع به اهداف مشترکمان داریم. زندگی مامدتها است درباره دیگران حرف زدن و غیره صرف نمی‌شود. من برای خودم وقت میگذارم و همسرم برای خودش. پسرم هم سریع یادگرفته و گاهی با دوستانش برای خودش وقت میگذارد.

        ما حدود ۱۶ سال آست خارج از ایران زندگی میکنیم و هیچوقت، هیچکدام اینستا گرام نداشته ایم. من فقط فیس بوک داشتم که ان را هم سال ۲۰۱۱ بستم. الان فقط LinkedIn دارم که مربوط به شغلم است. زندگی من الان پر از اطمینان است، چون به جای دیدن فایلهای پوچ و بی معنی که همه به همدیگر میفرستند ؛ با خدا راز و نیاز میکنم. وقتم و سرمایه ام کارم را صرف خریدن فایلهای سایت میکنم وتمرین انجام میدهم. همین چند روز پیش برای خودم ۳ فایل عیدی خریدم و ۲ فایل به خودم کادوی تولد دادم.

        چیزی که حال ما را بد میکند، به نظرم « دوری ما از خدا » است. اگر ما از خدا دور بشویم؛ ممکن  است قاتل، معتاد، چاق، تنبل، نااگاه، دروغگو و غیره شویم در صورتیکه زمانیکه با خدا هستیم، عاشق خودمون هستیم. چون ما هر کدام خداییم، زیرا که  از وجود او هستیم.

        من هر وقت گدایی را سر چهارراه پشت چراغ قرمز میبینم. به همسرم میگویم : « ببین این اشرف مخلوقات خودش را به چه درجه ای ازفلاکت انداخته است. » وقتی به چهره های کثیف و ژولیده افراد تنبلی که به جای یافتن شغلی، گدایی میکنند ؛ نگاهی میکنم به خودم، و به خودم میبالم چون من از همان ریشه و نوع انسان، توانسته ام بعد از ورودم در سایت تناسب، تغییرات عالی داشته باشم. من درک بالایی از قدرت ذهن دارم و همواره در حال یادگیری و بهبود افکارم هستم. به قول خودتون ژن، ارثی بودن و غیره تاثیری در کنترل وجود ما نداردو معنایی هم ندارد؛ چون قدرتمندترین عضو ما « ذهن لاغر » ما است.

        سال نو بر شما مبارک!!!

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فهيمه
          ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۲۰:۳۲
          مدت عضویت: 1251 روز
          امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 233 کلمه

          سلام لاله جانم 

          يك دنيا سپاس ازت كه برام ريپلي كردي 

          بهتون تبريك ميگم كه تونستيد به قدرت ذهن دست پيدا كنيد و همچنين قدر و منزلت خودتون به عنوان اشرف مخلوقات رو درك كرديد

          من هم دارم به اين درك ميرسم 

          هر بار كه يك مرحله اي برام باز ميشه به خودم ميگم از اين جلوترم هست!! 

          از اين هم قراره بيشتر بدونم يعني ؟؟!

          اين مسيري كه ما توش پا گذاشتيم “خودشناسي” يك جهان ديگه ست 

          با تمام چيزهايي كه ديديم و شنيديم فرق داره 

          من هم مثل شما مهاجرت كردم فك كنم شما هم مثل من امريكا زندگي ميكنيد 

          نميدونم كدوم ايالت هستيد من كاليفرنيا هستم 

          و همونطور كه ميدونيد ما هوم لس زياد ميبينيم 

          و مثل شما هميشه به ذهنم ميرسه كه اينم همون توانايي كه من دارم رو داره 

          هر دو مون از يك منبع داريم رزق ميگيريم 

          پس چرا اين الان از من كمك ميخواد 

          و از خدا ميخوام زودتر اون آدم درسش رو پاس كنه در اين جهان و به آرامش برسه حالا هر طوري كه براش خوبه 

          يا تغيير فكر و روش 

          يا هر چيز ديگه اي

          من معتقدم هر كدوم از ما با يك درسي و با يك هدفي به اين دنيا آمديم 

          مثلا خود من درس هاي زيادي درباره منيت بايد پاس ميكردم 

          بايد امتحان هاي سخت ميشدم در كلاس هاي مختلف منيت نشستم  تا اونها رو پاس كنم 

          و هر كي به نوعي بايد درسي رو پاس كنه 

          بسيار خوشحالم كه شما رو كنارم داره در اين فضاي صميمي

          دستتون رو به گرمي ميفشارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام به عزیزان همراه

      آقای عطار روشن  از شما ممنونم که نظرتونو در مورد کامنت های من برام میگذارین خیلی خوشحال میشم

      باید بگم خدمتتون که این اولین پیحی هست که من ایتقدر در اون کامنت گذاشتم و واقعا لذت هم میبرم از این کار

      خدایا شکرت و ممنون از همه

      در مورد آگاهی های امروز خواستم بگم من سالهای زیادی ست که دارم در مسیر خودشتاسی قدم بر میدارم و خیلی خیلی در این راه وقت و انرژی گذاشتم خیلی ساعت و روز و ماه به درونم رفتم و فکر کردم و دنبال جواب سوالات و درمان زخمهای قلبم بودم ولی برداشت خودم این هست که نتیجه چشمگیری نگرفتم علتش هم طبق گقته شما آقای عطار روشن  نداشتن مداومت و نا امیدی از ا دامه راه بود.من تا کمی حالم خوب میشد آنچنان مقاومتهای درونی من بر انگیخته میشد که واقعا طاقت نمی اوردم و از ادامه راه باز می موندم

      یک نمونه اش رو خدمتتون تعریف میکنم :

      من از آموزشهای رایگان و غیر زایگان اساتید زیادی استفاده کردم اونقدر کتاب خوندم اونقدر پای فایلهای صوتی و تصویری اساتید ایرانی و خارجی نشیتم که حسابش از دستم در رفته ولی هر چی به دیگران جواب میداد به من جواب نمیدار و نتیجه برعکس میداد

      من بهمن سال ۹۸ در یک دوره نسبتا گرون در زمینه ثروت شرکت کردم دوره قوی و کاربردی بود و همون از  روزهای اول حس و حالم بهتر شده بود ولی از اونجایی که من یک عمر در ترس و نا امنی و حس های متفی مختلف زندگی کرده بودم  بعد چند روز که از تمرینات دوره گذشت من دچار دلشوره زیادی شدم اونقدر دلشوره و اضطراب داشتم که صدای  ضربات قلبم رو   حس میکردم  در اون دوره ما پشتیبان شخصی داشتیم  زنگ زدم بهش و قضیه رو بهش گفتم ایشون بعد اینکه با صبوری حرفهامو گوش کرد گفت اینها همه مقاونت مغز و ذهن توست  چون وظیفه مغز حفظ وضعیت گذشته و دفاع از باورهای قدیمی ست و چو ن تو الان داری  بر خلاف جریان گذشته رفتار میکنی و باورهای جدید داری می سازی این دلشوره زنگ خطر  ذهنت هست .ایشون گفتند که صبر کن کم کم بهتر میشی و البته گبتند که با مقاومتهای خودت نجنگ بلکه نظاره گر باش و بگذار رد بشن

      من هم گوش گردم ولی دلشورا من بیشتر میشد تا اینکه یک روز با یک‌نفر آشنا شدم جهت انجام کاری دو نفره ،بعد دو سه جلسه صحبت با اون شخص من علیرغم تجربه ای که داشتم نا خوداگاه چتان اشتباهی رو انجام دادم  که ضرر وحشتناکی به خودم زدم  اونقدر حالم بد شد که تا چند وقت حال عادی نداشتم و کارم شده بود گریه و شماتت خودم.به پشتیبانم گفتم ایشون گفت‌نباید خودتو سرزنش کنی صبر کن کم کم عملکردت و افکارت با هم همسو میشند و بهبودی حاصل میشه و‌گفت که باید مقاومت کنم و تسلیم نشم ولی واقعا چند هفته کشید تا به حال عادی برگردم

      این جریان و این مدل اتفاق چندین بار دیگه هم تکرار شد جوری که من این ا واخر دیگه جرات نداشتم نه در دوره ای شرکت کنم نه کتاب و مطلبی بخونم.چو ن به محض تغییر جزیی در فرکانسم یا دفعه یه چیز ی میشد و  من‌ دوباره به نقطه شروع بر میگشتم

      دوستان همراه من، عات مقاومت من عادت داشتن به یکسری حس های منفی ست  و واقعا تغییر بعضی باورها تلاش زیادی میخواد و حهاد اکبر هست ما هر چه سن مان بالاتر میره  تغییر عاد ت و رویه سخت تر میشه 

      ولی الان دیگه خودم شناخت خوبی در مورد خودم و ترمزهام دارم .اتفاقا امروز مدام نجواهای شیطان در گوشم زمزمه میکرد و مدام افکار متفی در سرم‌مثل طوفانی در جریان بود اما من مدام ذکر خد ا رو گفتم و دعا کردم و فایل گوش دادم شاید طول کشیده باشه ولی بالاخره نجوای شیطان خاموش شد و آروم شدم

      من به خودم قول دادم که با یاری خدا بمونم و ادامه بدم

      خدایا شکرت و ممنون از آقای عطار روشن و بقیه عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۵ ۱۴:۴۳
      مدت عضویت: 1367 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 699 کلمه

      خیلی از ما انسان ها عادت داریم به این که چیزهایی رو ببینیم و بشنویم که از آن آگاهی و اطلاعی نداریم و ممکنه او را باز کنیم کنیم مانند یک فایل صوتی یا یک تصویر یا یک ویدئو مهم است که ما در طول زندگی به چه چیزهایی عمل می کنیم و انجام دهیم و فقط گوش دادن این دوره ها و فایلها اکتفا نکنید نکنید زیرا تنها گوش دادن و تنها نوشتن تاثیر نمی گذارد شما اطلاعاتی را فقط وارد ذهنتان می کنید و از همه مهمتر این است که به این اطلاعات عمل کنید و در زندگی روزمره به کار ببرید و آگاهانه به این اطلاعات عمل کنید و نتیجه خوبی ببینید ،

      وقتی میشه حس های خوبی داشت وقتی میشه که تم های خوبی از خداحافظ برای اینکه به عنوان تنها و به اون حس خوب دست پیدا کنیم باید تلاش کنیم و مهمترین نکته برای تلاش کردن این است که چیزهایی را که یاد میگیریم عمل کنیم و نتیجه خوبی می بینیم از این عملکرد ها ،

      من هم در زندگی روزمره همیشه با خرافات دیگران در کلامشون رو به رو می شوم مثلاً میگن مارو چشم کرده اند و حالا که حالمان بد شده است و یا مریض شده از چشم خوردن فلان این فرد است و از این آگاهی ندارند که چشم زدن یک خرافات است و من خرافه را قبول ندارم زیرا انسان وقتی خودش را تحت کنترل خداوند بداند و بخواهد که از بلاها دور باشد و توجهی به نظر آدم ها نداشته باشد برایش مهم نیست که او را چشم بزنند یا نه و این یک خرافه است که ما مدتها شده در حرفهای اطرافیان شنیده‌ایم که فلانی در زندگی است بعد آورده پس حتما او را چشم کرده اند،

      متن ها یا سایت به صورت یک فایل یا تصویر به دست ما میرسند و ما از آنها آگاهی نداریم و ممکن است از سمت افراد فامیل یا دوستان ما باشد دلیل بر این نمی‌شود که حرف درستی است و باید آن را ببینیم گوش کنیم و به آن عمل کنیم زیرا این متن ها و این خرافات ساخته دست بشر است و از ذهنیت شیطان درست شده است ،

       همیشه باید در زندگی برای گوش هایمان ارزش قائل باشیم که در طول روز به چه چیز می خواهیم توجه کنیم و چه چیزی را بشنویم حرفهای خوبی که زده میشه را بشنویم های خوبی که می خواهیم به آن برسیم و خرافات را باور نکنیم و هر چیزی را که وارد ذهنمان می شود با آگاهی وارد ذهنمان کنیم راحتی هر چیزی را قبول نکنیم هر ویدئویی که به ما احساس بدی میدهد از سمت انسانها ناخدا است و باید بدانید که خداوند یک احساس خوب است پس این ها خرافات است و ساخته دست بشر است که به خدا و امام ها را بسته اند و اسم آنها را پایین این متن ها می زنند تا ما انسان ها باور کنیم و ارزش آن را با اسم امام ها و خدا بالا می برند در صورتی که چیزی که احساس بدی درون وجود دارد از طریق شیطان است و خداوند تنها در احساسات خوب سلامتی قشنگی و طعم های خوبه زندگی است، 

      چیزهایی که در انسان ایجاد ترس و نگرانی کند از طریق شیطان است و نباید باور کنید زیرا خدا ترس و نگرانی را برای بنده ها قرار نداده و احساس خوبی احساس بهتر را برای بندها میخواهد و این خرافات از سمت انسان هاست برای گوشهای ارزش قائل باشید هر چیزی رو نبینید و گوش نکنید مگر از آن آگاهی داشته باشید و شناختی داشته باشی و ازش مطمئن باشید اجازه ندید که چیزهایی وارد ذهن تا شوند که شما را ناراحت یا نگران می کنند برای گوش های خود اهمیت قائل شوید و به خرافات توجهی نکنید

      مثلاً من این مورد را چندین بار زبان اطرافیانم شنیده ام که گفته اند اگر کسی تو را ببیند و تو یک لباس جدید یا مثلاً در خانه از مبل جدید داشته باشی تو را چشم می کنند و یک اتفاق بد برای تو خواهد افتاد من این را خرافات را قبول ندارم زیرا انسان ها برای پیشرفت و تلاش و رشد کردن هستند و خرید وسایل جدید با لباس نو نمیتواند اتفاق بدی رقم بزنه پس چشم زدن یک خرافات است،

      باتشکر ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لاله
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۱ ۱۷:۱۳
      مدت عضویت: 2186 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,065 کلمه

      زندگی با طعم خدا (جلسه هجدهم):

      سلام به همه هم مسیرانم

      « من لاله، هدفم بهتر زندگی کردن است. »

      این فایل من را یاد حرف بزرگی انداخت که میگفت:« جهان از حرف خسته شده است، منتظر عمل است. » واقعا در هر کاری و هدفی خیلی به راحتی میشود که حرف زد و حرفهای زیبایی هم اگر زده شود؛ تا زمانیکه ما آنها را به مرحله عمل درنیاوریم و تجربه شان نکنیم، هیچ تجربه جدید و هیچ تغییری در زندگی خودمون نخواهیم دید. این را من با پوست، گوشت و استخوانم حس کرده ام که در طول این دوسالی که در سایت هستم، تغییرات در زندگی من؛ تنها به خاطر تغییر رفتار من بعد از تغییر باورهایم بوده است. پس چون این تجربه راداشته ام و لذتش را برده ام، چرا ادامه ندهم؟!؟

      دررابطه با خواسته های ما « از طریق خدواند بدون واسطه »، دوست دارم مثالی واقعی در اینجا بزنم:

      چند روز پیش درباره مساله ای با همسرم که در مسافرت شغلی بود، تلفنی مشورت کردم و از او کمک فکری خواستم. همسرم جوابی به من داد که همان اول بار بهش گفته بودم آن راه را نمیخواهم انتخاب کنم. چون آخر شب بود و به همسرم گفته بودم غیر از این راه حل، ازتو کمک فکری میخواهم خیلی ازش ناراحت شدم و چون فکر کردم برای حرفهای من اهمیتی قایل نیست و خوب حرفهایم را نشنیده آست، بهش گفتم : « من اب در هاون میکوبم. » همسرم خیلی ناراحت شد و عصبانی شد. همین موضوع باعث اختلاف ما شد و او تلفن را قطع کرد. یکساعت بعد، من هم که از اوناراحت شده بودم؛ بهش تلفن زدم که بهش بگویم من منظور خاصی نداشتم و همین اینکه او، هم قبول کند که حق با من است. من چون باگریه؛ باهاش حرف زدم، او بیشتر ناراحت شد و اصلا معذرت خواهی من را با گریه نپذیرفت و من تلفن قطع  را کردم.

      فردای آن روز فرا رسید که روز یلدا بود و چون این روز برای من و همسرم، غیر از یلدایی بودن؛ سالگرد ازدواج ما هم هست، من خیلی خوشحال نبودم با اینکه همسرم داشت از سفرش به سمت خانه میامد، چون با هم حرفمان شده بود. من داشتم به این فایل تفکر میکردم وبه این نتیجه رسیدم که باید در رفتارم تغییری بدهم. دوستان خوبم من به این نتیجه رسیدم که چون « مشورت کردن » را یکی از آرکان اصلی زندگی زناشویی میدانم، تقریبا برای هر هدفی که دارم در ابتدا با همسرم مشورت میکنم و ناخودآگاه حرف او روی من تاثیر میگذارد و ممکن است نظر من بعد از مشورت با او، متفاوت شود. بعد از یک روز کامل، تفکر راجع به این فایل و تکرار آن؛ متوجه شدم که بین اهداف من و خدواند همواره همسر من و حرف‌ها و باورهای او بوده است، در صورتیکه من به واسطه نیازی نداشتم.

      من میتوانم از این به بعد به راحتی بدون مشورت با همسرم، در بیشتر کارها اهدافم را دنبال کنم. من متوجه شدم در ناخودآگاه من ثبت شده است که :« همسر تو یک مرد است. او بیشتر میفهمد. او ‌۴ سال از تو بزرگ‌تر است، تجربه زندگیش بیشتر است، باهاش مشورت کنی، راه را سریعتر و کوتاهتر طی میکنی. بیشتر پیشرفت میکنی و غیره. » فکر میکنم این باورهایی بود که به مرور از طریق مادرم که در روستای کوچکی بزرگ شده بود، در ذهن من حک شده بود، حتی با انکه من در شهر بزرگی به دنیا آمدم و بزرگ شدم و الان حتی ساکن ایران نیستم. دوستان عزیزم، ببینید تا چه حد من توانستم خودم را تحلیل کنم و متوجه ریشه باورهای کهنه و قدیمی خودم شوم. به نظر من:« در هر اتفاق و واقعه منفی، اتفاق و دیدگاه مثبتی وجود دارد. »

      من اصلا به همسرم در روز یلدا تلفن نزدم. او موقعی که من در حال دعا گوش دادن بودم، بهم تلفن کرد. او گفت که من بایست باهاش بهتر و محترمانه تر حرف میزدم. من خیلی با همسرم صحبت خاصی نکردم و بیشتر شنونده بودم و نیت ام هم این بود که اگر موقع دعا گوش دادن، همسرم تلفن زد؛ همه چیز را فراموش کنم. من هیچ تماس تلفنی با او  در کل روز نداشتم، البته او‌ از طریق تلفن به پسرم؛ حال مرا پرسیده بود. من کل روز در حال تفکر بودم و متوجه شدم در رابطه با همسرم، بایست از این به بعد مستقل عمل کنم؛ چون وقتی خارج از ایران زندگی کرده ام، ناخودآگاه بیشتر با همسرم حرف زده ام، بنابراین ندای دلم را شنیدم که دوباره مثل قبل که ساکن ایران بودم، دنبال استقلال باشم و بدون واسطه به دنبال اهدافم باشم.

      این موضوع را کسانیکه ساکن خارج از ایران هستند، می‌توانند درک کنند. اینجا چون زبان محیط؛ زبان فارسی نیست و فرهنگ ایرانی که باهاش بزرگ شده ای در اینجا در محیط زندگی موج نمیزند، به طور کلی زن و شوهر ها بیشتر دوست دارند و متمایل هستند که با هم فارسی حرف بزنند و بیشتر دوست دارند با عشق در کنار هم، سریال و یا فیلم به زبان فارسی ببینند؛ چون کمبود آن محیط و آن احساس را جبران کنند. البته میدانم که ساکنان ایران اصلا تمایلی به این کار ندارند ولی تا زمانیکه چیزی و شرایطی را داریم قدرش را نداریم، ولی به محض از دست دادن آن، به دنبال به دست آوردن آن هستیم و قدر و ارزش آن را کاملا درک میکنیم.

      همسر من شب به خانه آمدو یک دسته بزرگ گل رز که من خیلی دوست دارم، در دست داشت. او کادوی سالگرد را پیشتر از سفرش به من داده بود؛ ولی خوب گلها ی رز را به خاطر یلدا و سالگرد ازدواجمان برایم تهیه کرده بود.

      الان که flashback میزنم و دکمه به سمت عقب رفتن فیلم زندگیم را میزنم؛ میبینم که از سال ۲۰۰۷ که از ایران خارج شده ام میتوانستم خیلی انسان موفق تری باشم اگر: بدون واسطه با خدواند در ارتباط میبودم و به جای انکه بگویم همسرم و یا دوستم و یا مشاور بهتر میدانند، خودم صلاح زندگی خودم را درک میکردم و فقط به خدا توکل میکردم. خوب دوستان خوبم، اینهم بها و قیمتی  بود که من پرداخت کردم. الان متوجه شدم چون بهای آن را پرداختم و متوجه ریشه آن شدم و این فایل را کاملا درک کردم از این به بعد با توکل به خدا و آشتی با درونم و اعتماد به نفسم ( نه، اعتماد به دیگران! ) هرروز بیشتر از روزقبل، به اهدافم نزدیک میشوم.

      یلدا بر شما مبارک!!

      روز پنجشنبه یک ماه دی سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۲۲ ماه دسامبر سال ۲۰۲۲ میلادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 355 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        از اینکه سعی میکنی مهارت مدیریت افکار و رفتارت رو پیشرفت بدی
        در مورد مشورت کردن خیلی عالی به فکر بنیادین خودت رسیدی و تصمیم شجاعانه ای برای تغییر روش خودت گرفتی
        به نظر من مشورت کردن به شکلی که ما انجام میدیم و عادت کردیم اصلا کار صحیحی نیست و بیشتر بخاطر شک و تردید و ترس مشورت می کنیم.
        تصور کنید شما می خواید کاری انجام بدی
        اگه بری از فردی که این کار رو قبلا انجام داده و (موفق بوده) سوال کنی کار درستی است چون می تونی با استفاده از تجربیات اون فرد مسیر موفقیت رو بهتر طی کنی.
        کلمه موفق رو تاکید کردم چون مشورت با فردی که در کار مورد نظر موفق نیست نتیجه ای ندارد.
        حالا بدتر از این زمانی است که ما برای انجام کار یا تصمیم خودمون با فردی مشورت کنیم که اصلا نه این کار رو انجام داده نه در فضای فکری و شرایط ما باشه
        این نوع مشورت به نظر من از روی ترس و تردید انجام می شود
        من اگر در تصمیم خودم مصمم باشم نیاز به مشورت ندارم و انجام میدم
        اما اگر مردد باشم و نگران نظر دیگران درباره نتیجه کار باشم از اون افراد سوال می کنم یا مشورت می گیرم
        اگه بگه انجام بده و نتیجه مطلوب نگیرم می گم تو گفتی
        اگه بگه انجام نده و بعدا برام واضح بشه که تصمیم درستی بوده اونو محکوم می کنم که تو نذاشتی
        بنابراین من از یه جایی به بعد در زندگی ام متوجه این نگرش اشتباه در خودم شدم و تصمیم گرفتم برای انجام کارهایی که دوست دارم یا در شرایطی که هستم احساس می کنم باید اتخاذ کنم با کسی مشورت نکنم و تصمیم رو اجرایی کنم.
        هر نتیجه ای داشته باشه به نفع منه
        اگه تصمیم درست باشه و موفق بشم که چه بهتر
        اگه تصمیم درست نباشه و موفق نشم که باعث میشه درس های زیادی یاد بگیرم و بزرگتر بشم
        اصلا اینکه ما فکر کنیم هر تصمیمی بگیریم باید درست باشه فکر اشتباهیه
        هرگز نمی تونیم همه تصمیمات درست اتخاذ کنیم
        رشد و گسترش و یادگیری به واسطه تصمیمات گرفتن و تجربه کردن به دست میاد نه فقط تصمیم درست گرفتن
        شاد و موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار آینا
        ۱۴۰۲/۰۳/۳۰ ۲۲:۲۹
        مدت عضویت: 1988 روز
        امتیاز کاربر: 77454 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام لاله عزیزم

        خیلی خوشم میاد که براحتی هر چی تو دلتونه اینجا

         برای دوستان خودتون می نویسید..

        این واقعا با ارزشه واز حسن اعتماد شما نهایت

         سپاسگزاری رو دارم..

        منم‌میخواستم برااتون نظرم رو بنویسم که دیدم

         استاد عزیزمون قبلا اینکار رو کردند.که اونم خودش

         یه فایل آموزشیه….

        و با تشکر زیاد از استادمون

        شما از نظر من بسیار بسیار قدرتمند و توانا

         هستید..و تمامی تصمیم هایی رو که میگیرید ،با اتکا،به خداوند درست و عالی هستند…

        وچقدر لذت بردم که خودتون به این درجه از آگاهی

         رسیدید که این موضوع براتون روشن شد…

        و از این ببعد منتظر موفقیتهای فراوان در تمامی

         مراحل زندگیتون باشید،به امید خدا

        بعد این استقلال فکری ،بی نظیر…

        همواره در پناه خداوند باشید

        .آمین

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 2180 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,347 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      استاد من خیلی سعی میکنم که سعی کنم هر آموزشی که میگیرم بهش عمل کنم  برای همین سعی میکنم که بیشتر فایلها رو تکرار کنم نکات مهمشو بنویسم وبعدا هم بخونم تا یادم نره وهمیشه تو این احساس خوب بمونم  وممنونم که به من یاد میدید چطور باید حالم خوب کنم چطور احساسم خوب نگه دارم چطور باید به چه چیزهایی فکر کنم ممنون و سپاسگزارم 

      استاد من سالها نمیدونستم دنبال چی میگشتم هدفی نداشتم الان که فکر میکنم فقط میخواستم کاری کنم که شرایطم بهتر کنم ودنبال اصول موفقیت بودم واز سمینارهای آقای مرتضی احمدی منش استفاده میکردم ونا خواسته سعی می‌کردم به اون چیزهایی که تو سمینار گفته میشه عمل کنم انگار خیلی موفق نبودم ودلیل حتما این بوده که خیلی خوب عمل نکردم واینم بود که اون سمینارها کامل نبودن تمرین نداشتم فقط یه سری حرف خوب وامیدوارم کننده بود که باعث آرامش من میشد 

      استاد من اتفاقا خیلی دوست دارم که بین فایلها فاصله باشه و هر روز نباشه چون با خیال راحتر به فایلها گوش میدم ومیتونم بیشتر گوشش کنم ونتیجه بهتری بگیرم اما اینم هست که به شما اطمینان دارم با خودم میگم که تو نمیدونی استاد وقتی یه دوره رو آماده میکنه خودش به تمام اصول توجه می‌کنه که ما با گوش دادن به اون تمرینها تمرین نوشتنها بتونیم نتایج فراتر از انتطار مون کسب کنیم 

      استاد من هم از این داستان‌ها داشتم اما این موضوعات مال ۳۵ سال پیش بوده اون موقع گوشی نداشتم که پیام بیاد وانسانها با دست مینوشتن وتو یه کاغد کوچیک لوله میکردن دورشو با ربان قرمز پاپیون میزدن پخش میکردن واون روزا من خیلی دریافت میکردم خیلی سخت بود خیلی بهم استرس میداد اعصابم خورد می‌کرد 

      وخیلی هم میترسیدم خلاصه سه روز طول می‌کشید تا من اون تعداد بنویسم وپخش کنم تا تموم بشه وچند وقت بعد یه نوشته دیگه بدستم می‌رسید طوریکه آنقدر سختم بود اگر میدیدم اگر دارن پخش میکنن اصلا ازشون نمیگرفتم تا پارسال 

      این دفعه یه نوع دیگه ست که برام تو واتساب میفرستادن یا یک ویدئو بود که من بازش نمیکردم اگر هم باز میکردم اولش میدیدم سریع قط میکردم متن‌های خیلی طولانی بود خیلی یادم نمیاد چون نمیخوندم ولی یه جورایی باعث ناراحتی استرس من میشد ونگرانی می‌کرد وبازم نشد بعد فرستنده ناراحت شده بود که چرا مطلبی که میفرستن نمیخونی کلاس میزاری من گفتم اعصابم خورد میشه استرس میده برام سم باز نمیکنم وخدا رو شکر میکنم که دیگه چیزی دریافت نمیکنم 

      من گشتم متن‌ها رو پیدا کردم که اینجوری نوشته بود  

      یکیش میگفت سلام  این دعا رو امروز بخونید واز طرف امام صادق از کتاب معروفش گفته شده بود که این دعا رو بخونید بجای نطقه هااسم فرزندت بگو که امروز روزی که در حق فرزندان به اجابت میرسه 

      من اون روزا به این جور متن‌ها توجه میکردم  حتما انجام می‌دادم منم اون روزا خدا تو زندگیم نبود باورش میکردم اون روزا به این درک نرسیده بودم که خدا همیشه هست خدا همیشه با منه همیشه و هر لحطه داره منو هدایت وحمایت میکنه ومن خیلی راحت بدون واسطه آسون هر وقت که بخوام میتونم با خدای خودم حرف بزنم دعا کنم برای هر کسی که بخوام‌ خدا رو شکر میکنم که به این حد از درک رسیدم خدایا ممنون وسپاسگزارم 

      واون روزا خیلی دنبال خرافات بودم اون روزا مادرم خیلی به خرافات اعتقاد داشت بختشو بستن دعا نوشتن  تو قبر گذاشتن  شاید هم این حرفا باعث شده که من به خرافاتی بشم اما خدا رو شکر که  همون موقعها فهمیدم که خرافاتی نباشم وسعی کردم توجهی به خرافات نداشته باشم وخدارو شکر الان فهمیدم که من خدایی دارم که هر چی رو که بخوام میتونه بدون واسطه به اندازه یک چشم بر هم زدن یهویی وبدون دلیل به من بده 

      اون روزا خرافات زیاد بود شاید بخاطر اینکه مردم هم آگاه نبودن تا طلایی گم میشد میگفتن برو پیش اینه بین برات پیدا میکنه وبعدا گفتن سوره فلان بخون پیدا میشه  یا اگر بچه شون دیر ازدواج می‌کرد میگفتن بختشو بستن سرکتاب باز کن ببین کی بسته سرکتاب همون فال الانه که کسی میاد از خودت حرف میگیره به خودت حرف تحویل میده بالاخره تو زندگی هر کسی یه آدم لاغر قد بلند مشکی یا یه آدم چاق قد کوتاه بور پیدا میشه وادمها هم باور میکردن وبرای مدت کوتاهی  مشکلشون حل میشد  

      استاد من چند روز پیش تلفنی رو دریافت کردم که کلی به من حرف زده شد کلی هم بهم استرس داد کلی هم ناراحت ونگران غصه دار شدم در صورتیکه من خودم در شرایطی بودم که نمیتونستم بهشون کمک کنم‌ و خدارو شکر یاد گرفتم که خیلی تو حال بد نمونم ولی هی یادم می‌افتاد به اون ص حبت‌ها بعد قبل از اینکه تلفن زنگ‌بخوره من داشتم فایل گوش میدادم وتلفن تموم شد ادامه دا دم گوش دادنمو دقیقا فایلی بود که گفتید  اگر کسی مشکلی داره یا در شرایط بدی هست اون طعم فقط برای اون فرد دلیلی نداره که شما هم اون طعم تجربه کنی ویادم افتاد به مطلبی ‌ه گفتید هر وقت کسی درباره مشکلش حرف میزنه شما باهاش هم کلام نشید احساس همدری نکنی واینا واون موقع من اولش یکم صحبت کردم ولی بعدا یادم افتاد ناخداگاه خودبه خودی دیگه صحبت نکردم فقط گوش دادم تا تلفن تموم بشه به گوش دادنم ادامه دا دم 

      اینو هم یادم اومد هر چیزی که حالتو بد کنه مطمئن باش که صد در صد دروغ وبعدا چند ساعت بعد همسرم یه س الی از کسی پرسید دروغش معلوم شد ودیگه به اون تلفن فکر نکردم ومطمئن شدم که ا ن تلفن از طرف شیطان بوده وتصمیم دارم که سعی کنم دنباله رو شیطان نباشم به نجواهای شیطانی توجه نکنم فقط هواست بدم به خدا دنبال ه آیت الهی باشم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که این آگاهی‌ها رو خدا از زیان شما به من اموزش میده خدایا ممنون وسپاسگزارم  از شما هم ممنون وسپاسگزارم که هر مطلبی که میخونید ونتیجه میگیرید برای ما هم میگید تا ما هم اون طعم خوب تجربه کنیم 

      واز این جمله خیلی لدت بردم وخیلی حا لم خوب کرد هر چیزی که حال شمارو خوب کنه اون رو پیامی از طرف خدا بدونید وهر حرفی که حال شما رو بد می‌کنه از طرف شیطان بدونید 

      ومن تازه موضوع انتخاب درک کردم وسعی میکنم که همیشه به چیزهای خوب ت جه کنم وحال دلم خوب نگه دارم واصلا اجازه ندم که حرفهای بیخودی بشنوم مطالب بیخودی بخونم فیلمهالی بیخودی ببینم که حالم بد بشه وخدا رو شکر که خیلی وقته تلوزیون نمیبینم مگر همسرم روشن کنه یه چیزهایی بشنوم که سعی میکنم هد ست بدارم تو گوشم وسرم به چیزی گرم کنم تا نشنوم  وخدا رو شکر می‌نم هر چیز خوبی باید خود به خود ب‌وجود بیاد 

      استا د من این جمله رو شنیدم اینا یادم اومد که من قبلنا وقت سرما هر صبحی که بیدار میشدم یه لرز زیادی میگرفتم طوریکه دندونهای بهم می‌خورد وامروز متوجه شدم این مشکلم خود به خود حل شده 

      یا اینکه من قبلنا علتشو نمیدونم به زنجبیل حساسیت داشتم شاید بخاطر اینکه خیلی مصرف میکردم بوده   امروز یکم  چای زنجبیل خوردم اصلا بدنم بیرون نریخت وخود به خود مشکلم حل شده بود 

      واین جمله هم یادم اومد که شما گفتید که هرآنچه به تو از خیر وخوبی  رسد از آن من است وه آنچه بدی رسد از آن خود توست که  من با افکاری که دارم باعث میشم که چیزهای خوب به من برسه یا چیزهای بد 

      واینم بگم که منم دوست ندارم هر چیزی وارد دهنم کنم با دیدنم با گوش دادن با تصاویر بد ‌وقتی همسرم تلوزیون میبینه هر چیزی میبینه ومن میگم بزن یه کاگال دیگه میگه چقدر حساسی اینا دارن فیلم بازی می‌کنن این پسره نقش اول فیلم ‌ه رفته زندان داره کلی حقوق میگیره بخاطر بازیش وهمیشه که طرز فکرش اینه که راحت میتونه فیلم ببینه ولی با این حساب من نمیبینم چون من اصلا مثل اون فکر نمی‌کنم فقط میبینم ‌ه پسره مرتکب جرمی شده با سن کم رفته زندان برای همین ترجیح میدم نبینم وخدا رو شکر خیلی وقته که دیگه فیلم نمیبینم 

      یا دخترم میاد با اون هیجان تعریف میکنه که تو جامعه چه اتفاقی افتاد من میگم ترو خدا نگو من نمیتونم گوش بدم حالم بد میشه میگه میگم که تو آگاه بشی وناراحت میشه که چرا من حرفش گوش ندادم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fariba
      ۱۴۰۱/۰۸/۲۲ ۱۸:۵۰
      مدت عضویت: 1367 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      من هم مدت ها در گروه های خانوادگی و گروه های دورهمی بودم ک به این خرافات و کارا باور داشتن و انجام میدادن و حتی بعد از اتفاق های که پس از انجام دادن براشون پیش می اومده میگفتن 

      میگفتن ک اره خدا برای ما این رو قرار داره تا در مسیرش باشیم و برای دیگران هم بفرستیم 

      واقعا چرا ؟ چرا خدا به انسان ها قدرت عقل و انتخاب داده و بعضی انسان ها انقد خرافاتی و جاهل هستن.براحتی قبول میکنند ک این کاراو میپزسرند و انجام میدن و برای بقیه میفرستن 

      من چقد با شنیدن این فایل احساس خوبی دارم ک میتونم انتخاب کنم برای خودم تا چه چیزی رو ببینم بشنوم بخونم و توجه کنم.

      قدرت انتخاب برای شنیدن حرف های خوب و امید وارکننده نه خرافات ترس و هول ناک از خدا که به اسم خدا میگن 

      این ک چه فیلم و کلیپ و مناطری ببینم که بهم حس های خوبی بده حتی با دیدن کودک فقر خیابان من احساس خوبی نمیکنم پس میتونم اونو نبینم و یا برای این ک حالم خوب باشه بهش کمک کنم 

      وقتی حرف های نا امید کننده کسی رو میشنوم میتونم انتخاب کنم گوش ندم و ازش حس منفی نگیرم 

      پس ما بزرگ ترین نعمت یعنی قدرت انتخاب را داریم ک میتونیم بخوایم خوبی های دنیا رو ک این نعمت های خدا این طعم های خوب بی نهایت است 

      پس من به خودم حق انتخاب رو میدم انتخاب میکنم چی ببینم و بخونم بشنوم و با چه کسانی هم کلام بشم تا همیشه احساس خوبی داشته باشم و در خونه ی خودم باشم تا خواسته ها و سفارشاتم به دستم برسد  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۶/۱۲ ۱۰:۴۹
      مدت عضویت: 1624 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلام و درود بر همه یاران مهربان و  سسلام و درود بر استاد مهربان

      وقتی این فایل ارزشمند را شنیدم یاد تعبیری از یکی از اساتید افتادم که میگفتند

      ( لطفا جآرو برقی نباشید تا کار شما پیدا کردن و جذب اشغالها و گردو غبار باشه)

      وقتی این جمله رو با این فایل مقایسه می کنم یک همگامی و هم معنایی در آن می بینم واقعا در زندگی تخصص بعضی از افراد در این شده که دایما زباله های ذهن و بارهایی سنگین و ناخواسته روحشون را در خونه بقیه بگذارند و تخصص بعضی از افراد هم این هست که مثل جارو برقی صبح تا غروب دنبال ناخواسته ها باشند و جذب شوند کنند تا کیسه درونشون پر بشه اصلا انگار مشکلات  و موضوعات نامناسب دایما سر راه این افراد سبز میشه و دنبالشان میکنه که الان با این آموزشها میفهمیم در حقیقت اونها دنبال این مسایل هستند .من هم در گذشته این طور فکر میکردم که اگر خودت رو درگیر مسایل دیگران کنی اولا انسانیت رو زنده نگاه داشتی دوما با دیدن مشکلات اونها از وضعیت زندگی خودت راضی میشی سوما خدا ازت راضی میشه که دل دیگران رو نشکستی و جالبه نتیجه این دیدگاه برخلاف تصورم این بود که روز به روز  خودم هم مایوس و خسته بودم از انرژی و انگیز هام کاسته میشد به جای پیشرفت پس رفت داشتم تا اینکه یک روز اتفاق جالبی افتاد دوستمون در حال آب تنی در نهر کوچکی بود دستشو دراز کرد تا دوست دیگری کمکش کنه از آب بیرون بیاد و در اون لحظه چون جایی که نفر دوم ایستاده بود لیز و نامناسب بود هر دو افتادن داخل آب هرچند اون زمان این مسیله برای ما باعث خنده شد ولی در باور من یک جرقه زده شد که تا وقتی خودت در جایگاه محکم و ارزنده و مطمین نباشی نمیتوانی دست کسی رو بگیری و این کار باعث نزول تو میشه نه صعود دیگری الان که با این آموزشها به این باور دارم میرسم که واقعا هر کسی مسیول خودشه و این نکته ظریف و مهمی که من هم مسیول خودم هستم پس اگر تمام وقت و انرژی رو برای خودم بگذارم باز هم کم هست هرچیزی که حالمون بد کنه هرچیزی که موجب کاهش انرژیمون بشه یعنی گناه یعنی عقب ماندن از رشد حالا این موضوع اگر به دلیل تجربیات گذشته است به دلیل وجود افراد نزدیک یا هر دلیلی فرق نمیکنه باید حل بشه چون این مسیولیت ماست در دنیا چقدر به دلیل دور نگهداشتن خودمون از خدا و اعتماد به برداشت شخصی از صحبت های افراد ضربه خوردیم  ددرک اشتباه کردیم حالمون بد شد ناامید شدیم از استاد بسیار ممنونم که قطب نمای حال خوب را برامون واضح کردند تا راهنمای ما باشه

      استاد گرامی از شما بسیار بسیار سپاسگزارم. 

      خداوند مهربانم بی نهایت سپاسگزارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۸/۳۰ ۰۵:۲۲
      مدت عضویت: 2529 روز
      امتیاز کاربر: 49257 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم

      دریافت پیام هایی که توصیه میشد برای چند نفر دیگر بفرستید برای من هم چندین سال پیش می آمد 

      وقتیکه می دیدم نوشته اینرا بخوانید و اگر برای آن تعداد مشخص شده نفرستید این زنجیر را پاره کرده اید

      من نه تنها آنها را نمی خواندم بلکه برای هیچکس هم نمی فرستادم و پیش خودم می گفتم بهتره این زنجیر خرافات و حرفهای بی معنی پاره بشه و بعد هم آنرا پاک میکردم

      هیچوقت در این جور برنامه ها شرکت نکردم و دیگر آن پیامها هم برای من نیامد

      من حتی اگر کلیپ های اخبارهای منفی در هر موردی برایم بیاید اگر عنوان کلیپ مشخص کننده محتوا باشد که باز نمیکنم اگر هم مشخص نباشد و باز کنم به محض اینکه متوجه بشم چیز نگران و ناراحت کننده است آنرا پاک میکنم و به دیدنش ادامه نمی دهم

      یکبار یکی از اقوام برایم کلیپ سیاسی که دست اندرکاران چه کارهای خلافی انجام میدهند و ظلم و ستم هایی که به شهروندان میکنند را برایم فرستاده بود 

      من برایش جواب نوشتم که لطفا مرا از لیست دریافت کنندگان اینجور کلیپ ها بر دارید چون هیچ علاقه ای به دیدن و دانستن آنها ندارم 

      پیش خودم فکر کردم حتی اگر ا ین شخص از من ناراحت شود باز هم حق را به خودم میدهم که من اختیار اینکه چه چیزی را دریافت کنم را دارم

      چند وقتی خبری از او نشد اما بعدا برایم کلیپ های زیبا و شادی آور می فرستاد که من از او تشکر میکردم و ابراز رضایت از دریافت آنها

      واقعا چرا ما به ورودی های ذهنمان بی توجه باشیم و اجازه بدهیم که هر چیز بی ارزش و نگران کننده وارد آن شود تا حال ما را بد کند

      ما با ا ین کار ذهن خودمان را مسموم میکنیم آیا ما اگر بدانیم یک غذا مسموم کننده است آنرا استفاده میکنیم البته که نه پس باید مواظب مسموم نشدن ذهنمان هم باشیم که عواقب وخیمی به دنبال دارد

      استاد عزیز ممنونم بابت این آگاهی های پرارزش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا