0

اعتماد به خدا و دوری از خرافات (جلسه هجدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

🌿 توی دنیایی که پر از نگرانی‌، ترس و خبرهای استرس‌زاست، همه‌مون دنبال یه تکیه‌گاه مطمئن می‌گردیم.
واقعیت اینه که هیچ چیزی مثل اعتماد به خدا نمی‌تونه دل آدم رو آروم کنه 💛.

وقتی به خدا توکل می‌کنیم، حس می‌کنیم دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم، چون کسی هست که ازمون مراقبت کنه 🙏✨.

اعتماد کردن به خدا یعنی باور کنیم حتی وقتی اوضاع اون‌طور که ما می‌خوایم پیش نمی‌ره، باز هم حکمتی پشتش هست 🌈.

اعتماد به خدا یعنی چی؟ 💛✨

اعتماد کردن به خدا فقط یه جمله قشنگ یا یه شعار مذهبی نیست؛ یه سبک زندگیه 🌿. یعنی باور کنیم زندگی‌مون زیر نظر یه قدرت بزرگ‌تر و مهربون‌تره که همیشه خیر ما رو می‌خواد 💫.

  • وقتی مشکلی سر راهت سبز می‌شه 🚧، به جای اینکه ذهنت رو با ترس و حدس و گمان پر کنی، به دنبال نشونه‌ها و راه‌حل‌هایی باشی که آرامش و امید بیارن.
  • یعنی حتی وقتی اوضاع اون‌طور که تو انتظار داری پیش نمی‌ره، یادت باشه که پشت همه‌چیز یه حکمت الهی هست 🌈 و تو قراره چیزی از اون تجربه یاد بگیری.
  • یعنی عمل کردن 🙌. یاد گرفتن و شنیدن خوبه، اما تغییر واقعی وقتی میاد که با ایمان حرکت کنی و تصمیماتت رو بر اساس اعتماد به خدا بگیری.

وقتی اعتماد به خدا کم‌کم ریشه‌دار می‌شه، اتفاق‌های قشنگی توی زندگی میفته:

  • ترس از آینده کمرنگ‌تر می‌شه 😌.
  • تصمیم‌گیری‌ها روشن‌تر و سالم‌تر می‌شن.
  • دیگه به جای دل‌نگرانی دائم، حس سبکی و آرامش جایگزین می‌شه 🌸.

در واقع، اعتماد کردن به خدا یعنی مطمئن بودن به این حقیقت که تو تنها نیستی 🙏. یه همراه مهربون داری که حتی وقتی تو نمی‌دونی چه خبره، اون بهترین مسیر رو برایت آماده می‌کنه.

چرا بعضی‌ها سراغ خرافات می‌رن؟ 🔮😔

شاید برای تو هم پیش اومده باشه که ببینی بعضی آدم‌ها به جای اینکه دلشون رو به خدا بسپرن، دنبال راه‌های عجیب و غریب می‌گردن.
مثلا سراغ طلسم‌ها، دعاهای ناشناخته یا پیام‌های زنجیره‌ای می‌رن که بیشتر استرس و ترس ایجاد می‌کنه تا آرامش واقعی 🌪️.

اما چرا این اتفاق می‌افته؟ بیاییم با هم بررسی کنیم و ببینیم اعتماد به خدا چطور می‌تونه جای خرافات رو پر کنه 💛🙏.

۱. ترس و ناامنی درونی 😰

وقتی دل آدم پر از ترس باشه، به هر چیزی دل می‌بنده که وعده بده «همین الان مشکلت حل می‌شه». اما اعتماد به خدا برعکس عمل می‌کنه: بهت آرامش می‌ده حتی قبل از اینکه نتیجه رو ببینی. 🌿

با تمرین اعتماد کردن به خدا یاد می‌گیری که ترس‌ها و نگرانی‌ها فقط مهمانان کوتاه‌مدت ذهن هستن و تو می‌تونی بدون اینکه واکنش هیجانی نشون بدی، اون‌ها رو مدیریت کنی.

۲. ناآگاهی 🌑

خیلی‌ها نمی‌دونن که خرافات فقط یک سراب هستن. وقتی تجربه نکرده باشن که توکل به خدا چطور می‌تونه ذهن و دل رو سبک کنه، فکر می‌کنن باید دنبال فرمول‌ها و راهکارهای عجیب و غریب باشن.

در حقیقت، وقتی یاد می‌گیری با ایمان و توکل به خدا عمل کنی، می‌بینی که خیلی از نگرانی‌ها و مشکلات، با آرامش و صبر حل می‌شن، بدون اینکه به هیچ روش غیرباورپذیری نیاز باشه. 🌸

۳. عجله در رسیدن به نتیجه ⏳

صبر یکی از کلیدهای اصلی اعتماد به خداه. اما آدم‌ها معمولا عجله دارن و می‌خوان سریع به نتیجه برسن. خرافات هم همیشه با وعده‌های فوری میان و ذهن رو فریب می‌دن.

توکل به خدا به تو یاد می‌ده که زندگی یک مسیره و زمان درست برای هر چیزی هست. وقتی صبور باشی و ایمان داشته باشی، هر قدمی که برمی‌داری حتی اگر نتیجه‌ش فوری نباشه، تو رو به آرامش واقعی می‌رسونه. 🌟

۴. فشار جامعه و اطرافیان 🗣️

گاهی حرف‌ها و باورهای قدیمی اطرافیان، ذهن آدم رو پر از خرافات می‌کنه. اما وقتی پایهٔ زندگی‌مون رو روی توکل به خدا بذاریم، راحت‌تر می‌تونیم در برابر این فشارها مقاومت کنیم و مسیر درست خودمون رو پیدا کنیم.

توکل به خدا باعث می‌شه حس درونی قوی پیدا کنی و حتی اگر همه اطرافت فکر کنن راه اشتباهه، تو با آرامش و اطمینان قدم برداری. 🌿💛

پس می‌شه گفت خرافات از ترس، عجله و ناآگاهی زاده می‌شن. اما اعتماد به خدا درست مثل یک چراغ روشن ✨ توی دل تاریکی می‌درخشه و بهت می‌گه: «نگران نباش، من کنارت هستم، راه درست پیدا می‌شه.» 🌟🙏

اعتماد به خدا

مزایای اعتماد به خدا در زندگی روزمره 🌈✨

وقتی اعتماد به خدا رو وارد زندگی‌مون می‌کنیم، انگار کل نگاه‌مون به دنیا تغییر می‌کنه.
دیگه همه‌چیز سنگین و سخت به نظر نمی‌رسه و دل‌مون سبک‌تر می‌شه. این اعتماد مثل یه سپر محکم جلوی استرس‌ها و نگرانی‌های روزمره عمل می‌کنه 💫.

۱. آرامش درونی 😌🌿

هیچ چیزی مثل توکل به خدا نمی‌تونه ذهن رو از آشوب و دل‌نگرونی خالی کنه. وقتی باور داری یه قدرت بی‌نهایت مراقبته، حتی توی سختی‌ها هم آرامش بیشتری حس می‌کنی.

این آرامش یعنی می‌تونی با قلب باز و ذهن شفاف با چالش‌ها روبه‌رو بشی، بدون اینکه استرس و نگرانی توی مسیرت سد راهت بشه 🌸✨.

۲. امید به آینده 🌅

اعتماد کردن به خدا باعث می‌شه نگاهت به آینده روشن‌تر باشه. حتی وقتی اوضاع ظاهراً به نفع تو نیست، ته دل‌ت مطمئنی که اتفاقات خوبی در راهه.

این امید مثل سوخت برای ادامه مسیر عمل می‌کنه؛ حتی وقتی راه سخت و پر پیچ‌وخم به نظر می‌رسه، با ایمان قلبی ادامه می‌دی و انرژی مثبت توی هر قدم همراهت هست 🌟💛.

۳. تصمیم‌گیری سالم‌تر ⚖️

وقتی دل‌ت آروم باشه و ذهنت توی اضطراب غرق نشه، تصمیم‌هایی که می‌گیری منطقی‌تر و درست‌تر می‌شن.
اعتماد به خدا کمک می‌کنه با آرامش فکر کنی، عجولانه عمل نکنی و انتخاب‌هایی داشته باشی که آینده‌ت رو روشن‌تر می‌کنه 🕊️💫.

۴. رهایی از ترس‌های بی‌اساس 🕊️

خیلی از ترس‌های ما ساخته ذهن خودمونه. اما وقتی به خدا توکل می‌کنی، کم‌کم می‌فهمی خیلی چیزهایی که ازشون می‌ترسیدی اصلاً اون‌قدر بزرگ نبودن.

اعتماد به خدا یعنی آزادی از زندان ترس‌های خیالی؛ یعنی می‌تونی با قلبی شجاع‌تر و ذهنی آرام‌تر، زندگی رو تجربه کنی 🌿✨.

۵. سبک زندگی شادتر و پرانرژی‌تر 🌸💫

وقتی ترس و اضطراب کمتر می‌شن، جا برای شادی و انرژی مثبت باز می‌شه. آدمی که به خدا اعتماد داره، معمولاً سبک‌تر می‌خنده، راحت‌تر می‌بخشه و مهربون‌تر با دیگران رفتار می‌کنه.

این حس خوب و انرژی مثبت، نه‌تنها روی خودت، بلکه روی اطرافیانت هم اثر می‌ذاره و روابطت رو پر از محبت و آرامش می‌کنه 🌈💛.

چطور اعتماد به خدا رو توی زندگی‌مون تقویت کنیم؟ 🌿🙏✨

هیچ‌کسی یک‌شبه به اعتماد کامل نمی‌رسه. به خدا اعتماد کردن هم مثل هر مهارت دیگه‌ای نیاز به تمرین و تکرار داره.
هر بار که توکل می‌کنی و نتیجه‌اش رو می‌بینی، ایمان قلبی‌ت عمیق‌تر می‌شه. اینجا چند روش ساده و کاربردی برای تقویت این اعتماد رو برات می‌گم:

۱. گفت‌وگوی روزانه با خدا 💬💛

ساده‌ترین راه برای تقویت ایمان و توکل اینه که هر روز باهاش صحبت کنی. لازم نیست رسمی یا پیچیده باشه. مثل یک دوست صمیمی بگو: «خدایا، امروز دلم پر از نگرانیه، کمکم کن سبک بشم.» همین حرف‌های ساده کم‌کم دل رو آروم می‌کنه.

۲. یادآوری تجربه‌های گذشته 📖✨

همه‌مون لحظه‌هایی داشتیم که اوضاع سخت بوده ولی در نهایت راهی باز شده. نوشتن این تجربه‌ها و مرورشون، اعتماد به خدا رو بیشتر می‌کنه. هر بار که شک کردی، نگاه کن و یادت بیار: «اون دفعه هم خدا کنارم بود.»

۳. نفس عمیق و سپردن 🌬️🕊️

وقتی نگرانی میاد سراغت، چند لحظه چشم‌هات رو ببند، نفس عمیق بکش و تصور کن همه‌ی بار رو به خدا می‌سپری. این تمرین ساده باعث می‌شه حس واقعی توکل و همراهی خدا رو توی بدنت هم تجربه کنی.

۴. فیلتر کردن ورودی‌ها 🚫📱

خیلی از بی‌اعتمادی‌ها از پیام‌ها و حرف‌های ترس‌آلود اطرافیان میاد. یاد بگیر هر چیزی رو وارد ذهنت نکنی. هر وقت چیزی باعث ترس شد، یادت باشه: خدا قوی‌تر از همه این‌هاست.

۵. همراهی با آدم‌های امیدوار 🤝🌈

دوستی با کسایی که خودشون اهل توکل و ایمان هستن، خیلی کمک می‌کنه. انرژی مثبت اون‌ها باعث می‌شه اعتماد به خدا تو هم تقویت بشه.

۶. تمرین شکرگزاری 🙏🌸

هر روز سه تا چیز کوچیک پیدا کن که بابتش از خدا شکر کنی. شکرگزاری نگاهت رو تغییر می‌ده و باعث می‌شه به جای نگرانی، بیشتر به مهربونی‌های خدا توجه کنی.

یادت باشه، اعتماد به خدا چیزی نیست که فقط توی حرف قشنگ باشه. این اعتماد با تمرین‌های ساده روز به روز عمیق‌تر می‌شه تا جایی که تبدیل می‌شه به یک سبک زندگی پر از آرامش و امید 🌟🌿.

نتیجه‌گیری: راه رسیدن به آرامش واقعی 🌿💛

وقتی دل و زندگی‌مون رو به خدا می‌سپریم، دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم؛ یه همراه مهربون داریم که ازمون مراقبت می‌کنه 🙏✨.
به این شکل نه‌تنها ذهن‌مون رو سبک می‌کنه، بلکه باعث می‌شه از خرافات و باورهای بی‌اساس فاصله بگیریم و با چشم باز و قلب آرام زندگی کنیم 🌸🌈.

اما چطور می‌شه این اعتماد رو عمیق‌تر کرد و از نگرانی‌ها و خرافات رهایی یافت؟ پاسخ ساده‌ست: با یادگیری اصولی و تمرین عملی. اینجاست که دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند» وارد می‌شه 🌿💛.

این دوره بهت کمک می‌کنه:

  • با اعتماد به خدا واقعی آشنا بشی و اون رو وارد زندگی روزمره‌ت کنی 🙌✨.
  • ذهن و دل‌ت رو از ترس‌ها و خرافات پاک کنی و آرامش واقعی تجربه کنی 🌟🕊️.
  • با تمرین‌های عملی و گام‌به‌گام، مسیر زندگی رو با آرامش و امید طی کنی 🌈💛.

در واقع، «خدا هرگز دیر نمی‌کند» یه راهنمای کامل برای رهایی از باورهای اشتباه و پیدا کردن حس امنیت و آرامش درونیه. وقتی این دوره رو دنبال می‌کنیم، دیگه لازم نیست دنبال روش‌ها و فرمول‌های عجیب باشیم.

پس همین امروز می‌تونی قدم اول رو برداری، ذهن و دل‌ت رو سبک کنی و زندگی رو با آرامش و امید تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 66 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14036
80 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ ۱۵:۳۱
      مدت عضویت: 2178 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,347 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      استاد من خیلی سعی میکنم که سعی کنم هر آموزشی که میگیرم بهش عمل کنم  برای همین سعی میکنم که بیشتر فایلها رو تکرار کنم نکات مهمشو بنویسم وبعدا هم بخونم تا یادم نره وهمیشه تو این احساس خوب بمونم  وممنونم که به من یاد میدید چطور باید حالم خوب کنم چطور احساسم خوب نگه دارم چطور باید به چه چیزهایی فکر کنم ممنون و سپاسگزارم 

      استاد من سالها نمیدونستم دنبال چی میگشتم هدفی نداشتم الان که فکر میکنم فقط میخواستم کاری کنم که شرایطم بهتر کنم ودنبال اصول موفقیت بودم واز سمینارهای آقای مرتضی احمدی منش استفاده میکردم ونا خواسته سعی می‌کردم به اون چیزهایی که تو سمینار گفته میشه عمل کنم انگار خیلی موفق نبودم ودلیل حتما این بوده که خیلی خوب عمل نکردم واینم بود که اون سمینارها کامل نبودن تمرین نداشتم فقط یه سری حرف خوب وامیدوارم کننده بود که باعث آرامش من میشد 

      استاد من اتفاقا خیلی دوست دارم که بین فایلها فاصله باشه و هر روز نباشه چون با خیال راحتر به فایلها گوش میدم ومیتونم بیشتر گوشش کنم ونتیجه بهتری بگیرم اما اینم هست که به شما اطمینان دارم با خودم میگم که تو نمیدونی استاد وقتی یه دوره رو آماده میکنه خودش به تمام اصول توجه می‌کنه که ما با گوش دادن به اون تمرینها تمرین نوشتنها بتونیم نتایج فراتر از انتطار مون کسب کنیم 

      استاد من هم از این داستان‌ها داشتم اما این موضوعات مال ۳۵ سال پیش بوده اون موقع گوشی نداشتم که پیام بیاد وانسانها با دست مینوشتن وتو یه کاغد کوچیک لوله میکردن دورشو با ربان قرمز پاپیون میزدن پخش میکردن واون روزا من خیلی دریافت میکردم خیلی سخت بود خیلی بهم استرس میداد اعصابم خورد می‌کرد 

      وخیلی هم میترسیدم خلاصه سه روز طول می‌کشید تا من اون تعداد بنویسم وپخش کنم تا تموم بشه وچند وقت بعد یه نوشته دیگه بدستم می‌رسید طوریکه آنقدر سختم بود اگر میدیدم اگر دارن پخش میکنن اصلا ازشون نمیگرفتم تا پارسال 

      این دفعه یه نوع دیگه ست که برام تو واتساب میفرستادن یا یک ویدئو بود که من بازش نمیکردم اگر هم باز میکردم اولش میدیدم سریع قط میکردم متن‌های خیلی طولانی بود خیلی یادم نمیاد چون نمیخوندم ولی یه جورایی باعث ناراحتی استرس من میشد ونگرانی می‌کرد وبازم نشد بعد فرستنده ناراحت شده بود که چرا مطلبی که میفرستن نمیخونی کلاس میزاری من گفتم اعصابم خورد میشه استرس میده برام سم باز نمیکنم وخدا رو شکر میکنم که دیگه چیزی دریافت نمیکنم 

      من گشتم متن‌ها رو پیدا کردم که اینجوری نوشته بود  

      یکیش میگفت سلام  این دعا رو امروز بخونید واز طرف امام صادق از کتاب معروفش گفته شده بود که این دعا رو بخونید بجای نطقه هااسم فرزندت بگو که امروز روزی که در حق فرزندان به اجابت میرسه 

      من اون روزا به این جور متن‌ها توجه میکردم  حتما انجام می‌دادم منم اون روزا خدا تو زندگیم نبود باورش میکردم اون روزا به این درک نرسیده بودم که خدا همیشه هست خدا همیشه با منه همیشه و هر لحطه داره منو هدایت وحمایت میکنه ومن خیلی راحت بدون واسطه آسون هر وقت که بخوام میتونم با خدای خودم حرف بزنم دعا کنم برای هر کسی که بخوام‌ خدا رو شکر میکنم که به این حد از درک رسیدم خدایا ممنون وسپاسگزارم 

      واون روزا خیلی دنبال خرافات بودم اون روزا مادرم خیلی به خرافات اعتقاد داشت بختشو بستن دعا نوشتن  تو قبر گذاشتن  شاید هم این حرفا باعث شده که من به خرافاتی بشم اما خدا رو شکر که  همون موقعها فهمیدم که خرافاتی نباشم وسعی کردم توجهی به خرافات نداشته باشم وخدارو شکر الان فهمیدم که من خدایی دارم که هر چی رو که بخوام میتونه بدون واسطه به اندازه یک چشم بر هم زدن یهویی وبدون دلیل به من بده 

      اون روزا خرافات زیاد بود شاید بخاطر اینکه مردم هم آگاه نبودن تا طلایی گم میشد میگفتن برو پیش اینه بین برات پیدا میکنه وبعدا گفتن سوره فلان بخون پیدا میشه  یا اگر بچه شون دیر ازدواج می‌کرد میگفتن بختشو بستن سرکتاب باز کن ببین کی بسته سرکتاب همون فال الانه که کسی میاد از خودت حرف میگیره به خودت حرف تحویل میده بالاخره تو زندگی هر کسی یه آدم لاغر قد بلند مشکی یا یه آدم چاق قد کوتاه بور پیدا میشه وادمها هم باور میکردن وبرای مدت کوتاهی  مشکلشون حل میشد  

      استاد من چند روز پیش تلفنی رو دریافت کردم که کلی به من حرف زده شد کلی هم بهم استرس داد کلی هم ناراحت ونگران غصه دار شدم در صورتیکه من خودم در شرایطی بودم که نمیتونستم بهشون کمک کنم‌ و خدارو شکر یاد گرفتم که خیلی تو حال بد نمونم ولی هی یادم می‌افتاد به اون ص حبت‌ها بعد قبل از اینکه تلفن زنگ‌بخوره من داشتم فایل گوش میدادم وتلفن تموم شد ادامه دا دم گوش دادنمو دقیقا فایلی بود که گفتید  اگر کسی مشکلی داره یا در شرایط بدی هست اون طعم فقط برای اون فرد دلیلی نداره که شما هم اون طعم تجربه کنی ویادم افتاد به مطلبی ‌ه گفتید هر وقت کسی درباره مشکلش حرف میزنه شما باهاش هم کلام نشید احساس همدری نکنی واینا واون موقع من اولش یکم صحبت کردم ولی بعدا یادم افتاد ناخداگاه خودبه خودی دیگه صحبت نکردم فقط گوش دادم تا تلفن تموم بشه به گوش دادنم ادامه دا دم 

      اینو هم یادم اومد هر چیزی که حالتو بد کنه مطمئن باش که صد در صد دروغ وبعدا چند ساعت بعد همسرم یه س الی از کسی پرسید دروغش معلوم شد ودیگه به اون تلفن فکر نکردم ومطمئن شدم که ا ن تلفن از طرف شیطان بوده وتصمیم دارم که سعی کنم دنباله رو شیطان نباشم به نجواهای شیطانی توجه نکنم فقط هواست بدم به خدا دنبال ه آیت الهی باشم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت که این آگاهی‌ها رو خدا از زیان شما به من اموزش میده خدایا ممنون وسپاسگزارم  از شما هم ممنون وسپاسگزارم که هر مطلبی که میخونید ونتیجه میگیرید برای ما هم میگید تا ما هم اون طعم خوب تجربه کنیم 

      واز این جمله خیلی لدت بردم وخیلی حا لم خوب کرد هر چیزی که حال شمارو خوب کنه اون رو پیامی از طرف خدا بدونید وهر حرفی که حال شما رو بد می‌کنه از طرف شیطان بدونید 

      ومن تازه موضوع انتخاب درک کردم وسعی میکنم که همیشه به چیزهای خوب ت جه کنم وحال دلم خوب نگه دارم واصلا اجازه ندم که حرفهای بیخودی بشنوم مطالب بیخودی بخونم فیلمهالی بیخودی ببینم که حالم بد بشه وخدا رو شکر که خیلی وقته تلوزیون نمیبینم مگر همسرم روشن کنه یه چیزهایی بشنوم که سعی میکنم هد ست بدارم تو گوشم وسرم به چیزی گرم کنم تا نشنوم  وخدا رو شکر می‌نم هر چیز خوبی باید خود به خود ب‌وجود بیاد 

      استا د من این جمله رو شنیدم اینا یادم اومد که من قبلنا وقت سرما هر صبحی که بیدار میشدم یه لرز زیادی میگرفتم طوریکه دندونهای بهم می‌خورد وامروز متوجه شدم این مشکلم خود به خود حل شده 

      یا اینکه من قبلنا علتشو نمیدونم به زنجبیل حساسیت داشتم شاید بخاطر اینکه خیلی مصرف میکردم بوده   امروز یکم  چای زنجبیل خوردم اصلا بدنم بیرون نریخت وخود به خود مشکلم حل شده بود 

      واین جمله هم یادم اومد که شما گفتید که هرآنچه به تو از خیر وخوبی  رسد از آن من است وه آنچه بدی رسد از آن خود توست که  من با افکاری که دارم باعث میشم که چیزهای خوب به من برسه یا چیزهای بد 

      واینم بگم که منم دوست ندارم هر چیزی وارد دهنم کنم با دیدنم با گوش دادن با تصاویر بد ‌وقتی همسرم تلوزیون میبینه هر چیزی میبینه ومن میگم بزن یه کاگال دیگه میگه چقدر حساسی اینا دارن فیلم بازی می‌کنن این پسره نقش اول فیلم ‌ه رفته زندان داره کلی حقوق میگیره بخاطر بازیش وهمیشه که طرز فکرش اینه که راحت میتونه فیلم ببینه ولی با این حساب من نمیبینم چون من اصلا مثل اون فکر نمی‌کنم فقط میبینم ‌ه پسره مرتکب جرمی شده با سن کم رفته زندان برای همین ترجیح میدم نبینم وخدا رو شکر خیلی وقته که دیگه فیلم نمیبینم 

      یا دخترم میاد با اون هیجان تعریف میکنه که تو جامعه چه اتفاقی افتاد من میگم ترو خدا نگو من نمیتونم گوش بدم حالم بد میشه میگه میگم که تو آگاه بشی وناراحت میشه که چرا من حرفش گوش ندادم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۸ ۱۴:۳۱
      مدت عضویت: 2178 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,354 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم 

      بهتر زندگی کردن 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد منم یادم این موضوعات تقریبا ۳۵ سال پیش خیلی زیاد تجربه میکردم همیشه میدیدم یه خانمی ی نایلون دستشه توی اون کلی کاغذ لوله شده است و روی اون با ربان پاپیون درست کرده هر کسی میبینه یکی میده بهش 

      بعضی ها قبول میکردم مثل من خجالت میکشیدم بگم نه نمیخوام بعد میدین کلی زمان منو میگیره ترس عجیبی هم در من ایجاد میشه نوشته بود اگر عمل نکنی خودت و دومانت به فنا دادی 

      منم میترسیدم حالا خودم میتونستم تحمل کنم میگفتم اقوام خانواده دوستان و آشنایان من چطور اون دنیا باید پاسخشون بدم بخاطر اینکنکه اینو ننوشتن 

      خلاصه وقتی من میبردم پخش کنم افراد به زور نیگرفتن دوست نداشتن کلی می‌دونستن جرباناتشو 

      ولی واقعا خرافات بود اون همه هم نوشتم پخش کردم اتفاقی نیافتاد 

      استاد واقعا عمل کردن خیلی نکته مهمی میدونید استاد خیلی مهم من تازه درک کردم خیلی خجالت کشیدم این جمله رو گفتم

      الان درک کردم من چون میگم وای خدا من باید به همه دورهام باید پاس کنم و یه جور استرس ددر من ایجاد میشه 

      الان به خودم گفتم آخه دختر مگه مجبوری چند تا دوره رو با هم برداری نتونی تمریناتش به بهترین شکل ممکن انجام بدی 

      من هر تمرینی مینویسم بهترین ارائه میدم ولی الان میگم هنوز گام امروزم برنداشتم ذهن ناخداگاه آگاهم هست هنوز تمرینات اون روزم انجام ندارم غذا هم باید درست کنم و……

      و این باعث میشه من نتونم فایلهای قبلی دوره کنم بازم گوشش کنم و قتی یکم تمرینات انجام بدم یادم بره تمرین جلسه قبل چی بود 

      این موضوع که باعث میشه از اینجا رونده از اونجا مونده بشم به شما دوست عزیزم توصیه میکنم میخواستم توصیه کنم که یک دوره رو بیشتر برندارید گفتم شاید شما مثل من نباشید بتونید چهار تا دوره رو با هم پاس کنید به بهترین شکل ممکن موفق باشید 

      منم سعی کردم آرامش خودم حفظ کنم بگم اینو خوب گوش بره تمرینات بنویس خدابنده بقیه رو هم خدا کمکت میکنه و الان آرام هستم 

      استاد تصمیم گرفتم که دوره ام تموم شد یکبار دیگه شروع کنم  فایلها رو گوش بدم برای خودم تا ببینم هر جلسه چه آگااهی به رو به من میده و من اونو عمل کنم من عمل میکنم ولی یه مدت عمل کنم فایلهای جدبد میاد قلی ها یادم میره 

      برای همین تصمیم دارم برای خودم گوشش کنم به گفته های شما عمل کنم تا خوب خوب در ذهنم ذخیره بشه من برای همیشه یادم بمونه 

      منم خدارو شکر دیگه از این پیام‌ها خیلی وقت دریافت نکردم  دیگه اونها رو قبول ندارم منم یا گرفتم یه خدایی دارم یه نیرویی د من هست که هر چی بخوام برام فراهم میکنه و سعی میکنم ه چیزی از او بخوام 

      چند روز پیش از طرف دوستی برام یه پیام اومد که گفته بود که عسل و چند تا چیز دیکه رو با هم مخلوط کن بخور بجای قرص منیزیم گفتم عسل اصل میدونی کیلویی چنده اگ گیرم میومد که حتما میخریدم چند تا چیز گفت یادم نیست که هر کدام خیلی گرون بودن 

      خدارو شکر دیگه اهل خرافات نیستم اینکه عسل درمان هر دردی بینهایت ایمان دارم چون یه ایده ای بود از 

      طرف خدا من از عسل استفاده کردم‌حالا خواهر من چون دوستش زنبور داشت براش عسل اصل آورده بود به اندازه دوتا قاشق غذا خوری آورد منم استفاده کردم تمام عفونت‌های بدنم از بدن من خارج شد هنوزم وقتی یادم میافته هم خ اهرم هم دوستشو دعا میکنم از اعماق وجودم اینو خرافات نمیدونم واقعیت ولی این چیزا رو دیگه قبول ندارم 

      تا زمانیکه عضو سایت نشده بودم یه آدم دیگه بودم حالا ۱۵ سال قبلش سعی می‌کردم مثبت فکر کنم اینا از استادی پیروی میکردم و لی تا من اومدم اون استاد همه چیزش تموم شد فقط دوتا کتاب ازش داشتم یه ماه نامه ای ازشون منتشر می‌شد که دیگه نشد 

      ولی وقتی عضو سایت شدم همه چیز زندگی من کلا تغییر کرد 

      من واقعا یه آدم دیگه شدم 

      خدایی منکه نمیرم تحقیق کنم چون به شما ایمان دارم میگم همینکه استادم میگه درسته حالا خدایی هم هر چیزی که شما گفتید من حالم خوب کرده آنقدر بدلم نشسته ایمان دارم درسته از طرف خدا بوده 

      چون شما بارها در فایلهااون گفتید که من از روی متن نمیخورم خداوند میگه منم به شما میگم این باعث میشه من به گفته های شما و شما بینهایت ایمان داشته باشمو

      هنوزم در جامعه ما شبیه این موضوعات مطرح میشه ولی شکلش فرق کرده اون زمان بر مبنای آگهی مردم یه چیزی مثل داستان این دوستمون گفته می‌شد الان یه جور دیگه گفته میشه 

      چند روز پیش با دختر بزرگم داشتم حرف میزدم یعنی ایشون شروع کرد منظورش این بود تو مادری باید هواست به دختر کوچیکم باشه 

      گفتم چکار باید میکردم که نکردم سر یه موضوعی در جامعه ترس انداخته بود تو جون دختر کوچیکم من میگفتم بابا دروغ همچین چیزی نمیشه مگه به این سادگی کلی توضیح دادم 

      ولی قبول نکرد میگفت همه دارن میگن دروغ تو میگی راست منظورش این بود که تو مگه دختر پیغمبری من دختر پیغمبر نیستم ولی از انرژی ساخته شدم 

      من خودم خیلی قبول دارم هیچ کس منو قبول نداره چون میگن تا چند سال پیش یه موضوعی میخواست بگه صد تا قسم می‌خورد تا به من بگه من اینکارو نکردم درست می‌کن من چنین فردی بودم 

      اما الان سرشار از اعتماد به نفسم اگر چیزی میگم که از خودم نمیگم از اگاهیهایی که کسب کردم میگم و کسی نمیتونه قبول کنه برای من هم مهم نیست که بتونه بپذیره با نه خودش اذیت میکنه با ترس زندگی میکنه  

      من با آرامش زندگی میکنم چون موضوع افت و شبنم درک کردم الانم شما به ادن اشاره کردید هر چیزی که شما رو بترسونه ناراحت کنه استرس بده این دروغ محض و اصلا واقیت نداره من کاملا قبول دارم چون اینو زندگی کردم 

      دکتر به من گفت جوابم کرد برو خوش باش هر چیزی دوست داری بخور هر کاری دوست داری بکن این یعنی چی این یعنی دوسه روز نهایت یک هفته  بیشتر زنده نیستی 

      بهمن گفت علنی طوریکه تمام افراد توی سالن برای من نگران بودن دلشون میخواست همه با من گریه کنن من دست خودم نبود داشتم گریه میکردم 

      ولی من اولش اینو بپذیرفتم بعدش در همون شب با فایل خیمه خود را جابجا کنید آشنا شدم اون به من امید داد متوجه شدم اون حرف دکتر شاید از نظر علم پزشکی درست باشه 

      که ایمان دارم درسته 

      ولی ولی ولی از نظر علم خداوند کاملا اشتباه مگه اون دکتر خدا بوده آنقدر واضح به من و امسال من تاریخ مرگشون گفته 

      و اینم بگم همون فایلها و من اون زمان گام اول پاس میکردم اونجا هم خداوند به من کمک می‌کرد منو امید می‌داد ادامه بده نترس نترس ایمان داشته باش به خدا و من الان اول بهمن این خبر شنیدم دقیقا دو روز مونده بود به سال نو ۱۴۰۰ من شفا الهی رو به بهترین شکل ممکن تجربه کردم 

      گفتم نترسید باور نکنید هر کسی هر چیزی میگه دلیل درست بودنش نیست اگر هم درست باشه قدرتی بالاتر از قدرت اونا وجود داره و من شفا الهی تجربه کردم و امسال ۱۴۰۴ که بشه من سه ساله شفت الهی تجربه کردم عمر دوباره رو از خداوند دریافت کردم دارم به بهترین شکل ممکن تجربش زندگیش میکنم 

      منم پلی نمیکنم اصلا ببینم فلانی پیام داده اولش در کره کره گوشیم مشخص بازش نمیکنم فایل اینا که نمی‌فرستن  و من وقتی در یو تیوپ هستم چون بلد نیستم سیوش کنم میفرستم بوسیله اشتراک گذاری برای دختر کوچیکم زیرش مینویسم این چیه ببین مثلا میگم این بچه ها رو ببین دف میزنن گروهی میخونن 

      مثلا میگم من نگاه نمی‌کنم اون روزا میدیدم الان چند وقت در یوتیوپ نرفتم 

      خدارو شکر میکنم چیزی که دارم وارد ذهنم میکنم بهترین اطلاعاتی که خداوند برای من فرستاده و استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم که از طریق کلام شما این آگاهی‌ها وارد ذهن من میشه بینهایت به توان تیلیارد سپاسگزارم برای تک تک کلماتی که به من اموزش دادید 

      همسر من خیلی اخبار گوش میده شاید زبان آن متوجه نشم ولی تصویرش و احساس میکنم ذهن منم که تصویری و من بمحض اینکه ببینم حال منو بد میشه نگاه نمی‌کنم هد ست میدارم صداشو نشنوم و یه وقتی دارم میبافم با خودم حرف میزنم میگم خدایا ایمان دارم اینا میگم بکل هواسم پرت میکنم 

      استار خیلی فایل عالی بود خیلی نکات مهم در اون بود و تصمیم دارم دفعه بعد نکات مهمش بنویسم بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 7
گردونه هدایا گردونه هدایا