0

اعتماد به خدا و دوری از خرافات (جلسه هجدهم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

🌿 توی دنیایی که پر از نگرانی‌، ترس و خبرهای استرس‌زاست، همه‌مون دنبال یه تکیه‌گاه مطمئن می‌گردیم.
واقعیت اینه که هیچ چیزی مثل اعتماد به خدا نمی‌تونه دل آدم رو آروم کنه 💛.

وقتی به خدا توکل می‌کنیم، حس می‌کنیم دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم، چون کسی هست که ازمون مراقبت کنه 🙏✨.

اعتماد کردن به خدا یعنی باور کنیم حتی وقتی اوضاع اون‌طور که ما می‌خوایم پیش نمی‌ره، باز هم حکمتی پشتش هست 🌈.

اعتماد به خدا یعنی چی؟ 💛✨

اعتماد کردن به خدا فقط یه جمله قشنگ یا یه شعار مذهبی نیست؛ یه سبک زندگیه 🌿. یعنی باور کنیم زندگی‌مون زیر نظر یه قدرت بزرگ‌تر و مهربون‌تره که همیشه خیر ما رو می‌خواد 💫.

  • وقتی مشکلی سر راهت سبز می‌شه 🚧، به جای اینکه ذهنت رو با ترس و حدس و گمان پر کنی، به دنبال نشونه‌ها و راه‌حل‌هایی باشی که آرامش و امید بیارن.
  • یعنی حتی وقتی اوضاع اون‌طور که تو انتظار داری پیش نمی‌ره، یادت باشه که پشت همه‌چیز یه حکمت الهی هست 🌈 و تو قراره چیزی از اون تجربه یاد بگیری.
  • یعنی عمل کردن 🙌. یاد گرفتن و شنیدن خوبه، اما تغییر واقعی وقتی میاد که با ایمان حرکت کنی و تصمیماتت رو بر اساس اعتماد به خدا بگیری.

وقتی اعتماد به خدا کم‌کم ریشه‌دار می‌شه، اتفاق‌های قشنگی توی زندگی میفته:

  • ترس از آینده کمرنگ‌تر می‌شه 😌.
  • تصمیم‌گیری‌ها روشن‌تر و سالم‌تر می‌شن.
  • دیگه به جای دل‌نگرانی دائم، حس سبکی و آرامش جایگزین می‌شه 🌸.

در واقع، اعتماد کردن به خدا یعنی مطمئن بودن به این حقیقت که تو تنها نیستی 🙏. یه همراه مهربون داری که حتی وقتی تو نمی‌دونی چه خبره، اون بهترین مسیر رو برایت آماده می‌کنه.

چرا بعضی‌ها سراغ خرافات می‌رن؟ 🔮😔

شاید برای تو هم پیش اومده باشه که ببینی بعضی آدم‌ها به جای اینکه دلشون رو به خدا بسپرن، دنبال راه‌های عجیب و غریب می‌گردن.
مثلا سراغ طلسم‌ها، دعاهای ناشناخته یا پیام‌های زنجیره‌ای می‌رن که بیشتر استرس و ترس ایجاد می‌کنه تا آرامش واقعی 🌪️.

اما چرا این اتفاق می‌افته؟ بیاییم با هم بررسی کنیم و ببینیم اعتماد به خدا چطور می‌تونه جای خرافات رو پر کنه 💛🙏.

۱. ترس و ناامنی درونی 😰

وقتی دل آدم پر از ترس باشه، به هر چیزی دل می‌بنده که وعده بده «همین الان مشکلت حل می‌شه». اما اعتماد به خدا برعکس عمل می‌کنه: بهت آرامش می‌ده حتی قبل از اینکه نتیجه رو ببینی. 🌿

با تمرین اعتماد کردن به خدا یاد می‌گیری که ترس‌ها و نگرانی‌ها فقط مهمانان کوتاه‌مدت ذهن هستن و تو می‌تونی بدون اینکه واکنش هیجانی نشون بدی، اون‌ها رو مدیریت کنی.

۲. ناآگاهی 🌑

خیلی‌ها نمی‌دونن که خرافات فقط یک سراب هستن. وقتی تجربه نکرده باشن که توکل به خدا چطور می‌تونه ذهن و دل رو سبک کنه، فکر می‌کنن باید دنبال فرمول‌ها و راهکارهای عجیب و غریب باشن.

در حقیقت، وقتی یاد می‌گیری با ایمان و توکل به خدا عمل کنی، می‌بینی که خیلی از نگرانی‌ها و مشکلات، با آرامش و صبر حل می‌شن، بدون اینکه به هیچ روش غیرباورپذیری نیاز باشه. 🌸

۳. عجله در رسیدن به نتیجه ⏳

صبر یکی از کلیدهای اصلی اعتماد به خداه. اما آدم‌ها معمولا عجله دارن و می‌خوان سریع به نتیجه برسن. خرافات هم همیشه با وعده‌های فوری میان و ذهن رو فریب می‌دن.

توکل به خدا به تو یاد می‌ده که زندگی یک مسیره و زمان درست برای هر چیزی هست. وقتی صبور باشی و ایمان داشته باشی، هر قدمی که برمی‌داری حتی اگر نتیجه‌ش فوری نباشه، تو رو به آرامش واقعی می‌رسونه. 🌟

۴. فشار جامعه و اطرافیان 🗣️

گاهی حرف‌ها و باورهای قدیمی اطرافیان، ذهن آدم رو پر از خرافات می‌کنه. اما وقتی پایهٔ زندگی‌مون رو روی توکل به خدا بذاریم، راحت‌تر می‌تونیم در برابر این فشارها مقاومت کنیم و مسیر درست خودمون رو پیدا کنیم.

توکل به خدا باعث می‌شه حس درونی قوی پیدا کنی و حتی اگر همه اطرافت فکر کنن راه اشتباهه، تو با آرامش و اطمینان قدم برداری. 🌿💛

پس می‌شه گفت خرافات از ترس، عجله و ناآگاهی زاده می‌شن. اما اعتماد به خدا درست مثل یک چراغ روشن ✨ توی دل تاریکی می‌درخشه و بهت می‌گه: «نگران نباش، من کنارت هستم، راه درست پیدا می‌شه.» 🌟🙏

اعتماد به خدا

مزایای اعتماد به خدا در زندگی روزمره 🌈✨

وقتی اعتماد به خدا رو وارد زندگی‌مون می‌کنیم، انگار کل نگاه‌مون به دنیا تغییر می‌کنه.
دیگه همه‌چیز سنگین و سخت به نظر نمی‌رسه و دل‌مون سبک‌تر می‌شه. این اعتماد مثل یه سپر محکم جلوی استرس‌ها و نگرانی‌های روزمره عمل می‌کنه 💫.

۱. آرامش درونی 😌🌿

هیچ چیزی مثل توکل به خدا نمی‌تونه ذهن رو از آشوب و دل‌نگرونی خالی کنه. وقتی باور داری یه قدرت بی‌نهایت مراقبته، حتی توی سختی‌ها هم آرامش بیشتری حس می‌کنی.

این آرامش یعنی می‌تونی با قلب باز و ذهن شفاف با چالش‌ها روبه‌رو بشی، بدون اینکه استرس و نگرانی توی مسیرت سد راهت بشه 🌸✨.

۲. امید به آینده 🌅

اعتماد کردن به خدا باعث می‌شه نگاهت به آینده روشن‌تر باشه. حتی وقتی اوضاع ظاهراً به نفع تو نیست، ته دل‌ت مطمئنی که اتفاقات خوبی در راهه.

این امید مثل سوخت برای ادامه مسیر عمل می‌کنه؛ حتی وقتی راه سخت و پر پیچ‌وخم به نظر می‌رسه، با ایمان قلبی ادامه می‌دی و انرژی مثبت توی هر قدم همراهت هست 🌟💛.

۳. تصمیم‌گیری سالم‌تر ⚖️

وقتی دل‌ت آروم باشه و ذهنت توی اضطراب غرق نشه، تصمیم‌هایی که می‌گیری منطقی‌تر و درست‌تر می‌شن.
اعتماد به خدا کمک می‌کنه با آرامش فکر کنی، عجولانه عمل نکنی و انتخاب‌هایی داشته باشی که آینده‌ت رو روشن‌تر می‌کنه 🕊️💫.

۴. رهایی از ترس‌های بی‌اساس 🕊️

خیلی از ترس‌های ما ساخته ذهن خودمونه. اما وقتی به خدا توکل می‌کنی، کم‌کم می‌فهمی خیلی چیزهایی که ازشون می‌ترسیدی اصلاً اون‌قدر بزرگ نبودن.

اعتماد به خدا یعنی آزادی از زندان ترس‌های خیالی؛ یعنی می‌تونی با قلبی شجاع‌تر و ذهنی آرام‌تر، زندگی رو تجربه کنی 🌿✨.

۵. سبک زندگی شادتر و پرانرژی‌تر 🌸💫

وقتی ترس و اضطراب کمتر می‌شن، جا برای شادی و انرژی مثبت باز می‌شه. آدمی که به خدا اعتماد داره، معمولاً سبک‌تر می‌خنده، راحت‌تر می‌بخشه و مهربون‌تر با دیگران رفتار می‌کنه.

این حس خوب و انرژی مثبت، نه‌تنها روی خودت، بلکه روی اطرافیانت هم اثر می‌ذاره و روابطت رو پر از محبت و آرامش می‌کنه 🌈💛.

چطور اعتماد به خدا رو توی زندگی‌مون تقویت کنیم؟ 🌿🙏✨

هیچ‌کسی یک‌شبه به اعتماد کامل نمی‌رسه. به خدا اعتماد کردن هم مثل هر مهارت دیگه‌ای نیاز به تمرین و تکرار داره.
هر بار که توکل می‌کنی و نتیجه‌اش رو می‌بینی، ایمان قلبی‌ت عمیق‌تر می‌شه. اینجا چند روش ساده و کاربردی برای تقویت این اعتماد رو برات می‌گم:

۱. گفت‌وگوی روزانه با خدا 💬💛

ساده‌ترین راه برای تقویت ایمان و توکل اینه که هر روز باهاش صحبت کنی. لازم نیست رسمی یا پیچیده باشه. مثل یک دوست صمیمی بگو: «خدایا، امروز دلم پر از نگرانیه، کمکم کن سبک بشم.» همین حرف‌های ساده کم‌کم دل رو آروم می‌کنه.

۲. یادآوری تجربه‌های گذشته 📖✨

همه‌مون لحظه‌هایی داشتیم که اوضاع سخت بوده ولی در نهایت راهی باز شده. نوشتن این تجربه‌ها و مرورشون، اعتماد به خدا رو بیشتر می‌کنه. هر بار که شک کردی، نگاه کن و یادت بیار: «اون دفعه هم خدا کنارم بود.»

۳. نفس عمیق و سپردن 🌬️🕊️

وقتی نگرانی میاد سراغت، چند لحظه چشم‌هات رو ببند، نفس عمیق بکش و تصور کن همه‌ی بار رو به خدا می‌سپری. این تمرین ساده باعث می‌شه حس واقعی توکل و همراهی خدا رو توی بدنت هم تجربه کنی.

۴. فیلتر کردن ورودی‌ها 🚫📱

خیلی از بی‌اعتمادی‌ها از پیام‌ها و حرف‌های ترس‌آلود اطرافیان میاد. یاد بگیر هر چیزی رو وارد ذهنت نکنی. هر وقت چیزی باعث ترس شد، یادت باشه: خدا قوی‌تر از همه این‌هاست.

۵. همراهی با آدم‌های امیدوار 🤝🌈

دوستی با کسایی که خودشون اهل توکل و ایمان هستن، خیلی کمک می‌کنه. انرژی مثبت اون‌ها باعث می‌شه اعتماد به خدا تو هم تقویت بشه.

۶. تمرین شکرگزاری 🙏🌸

هر روز سه تا چیز کوچیک پیدا کن که بابتش از خدا شکر کنی. شکرگزاری نگاهت رو تغییر می‌ده و باعث می‌شه به جای نگرانی، بیشتر به مهربونی‌های خدا توجه کنی.

یادت باشه، اعتماد به خدا چیزی نیست که فقط توی حرف قشنگ باشه. این اعتماد با تمرین‌های ساده روز به روز عمیق‌تر می‌شه تا جایی که تبدیل می‌شه به یک سبک زندگی پر از آرامش و امید 🌟🌿.

نتیجه‌گیری: راه رسیدن به آرامش واقعی 🌿💛

وقتی دل و زندگی‌مون رو به خدا می‌سپریم، دیگه لازم نیست همه بار دنیا رو خودمون به دوش بکشیم؛ یه همراه مهربون داریم که ازمون مراقبت می‌کنه 🙏✨.
به این شکل نه‌تنها ذهن‌مون رو سبک می‌کنه، بلکه باعث می‌شه از خرافات و باورهای بی‌اساس فاصله بگیریم و با چشم باز و قلب آرام زندگی کنیم 🌸🌈.

اما چطور می‌شه این اعتماد رو عمیق‌تر کرد و از نگرانی‌ها و خرافات رهایی یافت؟ پاسخ ساده‌ست: با یادگیری اصولی و تمرین عملی. اینجاست که دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند» وارد می‌شه 🌿💛.

این دوره بهت کمک می‌کنه:

  • با اعتماد به خدا واقعی آشنا بشی و اون رو وارد زندگی روزمره‌ت کنی 🙌✨.
  • ذهن و دل‌ت رو از ترس‌ها و خرافات پاک کنی و آرامش واقعی تجربه کنی 🌟🕊️.
  • با تمرین‌های عملی و گام‌به‌گام، مسیر زندگی رو با آرامش و امید طی کنی 🌈💛.

در واقع، «خدا هرگز دیر نمی‌کند» یه راهنمای کامل برای رهایی از باورهای اشتباه و پیدا کردن حس امنیت و آرامش درونیه. وقتی این دوره رو دنبال می‌کنیم، دیگه لازم نیست دنبال روش‌ها و فرمول‌های عجیب باشیم.

پس همین امروز می‌تونی قدم اول رو برداری، ذهن و دل‌ت رو سبک کنی و زندگی رو با آرامش و امید تجربه کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 66 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=14036
80 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۳ ۰۶:۰۳
      مدت عضویت: 2184 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      فایل زندگی با طعم خدا جلسه هجدهم :

      👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀👀
      پروردگار به ما چشم عنایت فرموده که در دنیا نگاه کنیم و به انچه سبب تمدن ماست رو بیاریم، پس ما مسئول هستیم در برابر چیزی که میخواهیم ببینیم.

      👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂👂
      خداوند به ما گوش احسان فرموده که ما کلمات دانایان را بشنویم، پس ما مسئول هستیم در برابر چیزی که میخواهیم بشنویم. ما میتوانیم کور کورانه مطالبی را گوش ندهیم.

      👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
      ما باید کمر همت بر بندیم و حواس و قوایی که خداوند به ما عطا فرموده را در امور خیریه جمعیت بشر صرف نماییم. ما میتوانیم دائما و مستمراً خودمون را در امور ی مشغول کنیم که ما را از شر و بدی محفوظ و مصون بدارد.

      💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟
      خداوند یکتا و مهربان به ما فرصت داده تا به تنهایی و با تفکرات سالم خودمون به بررسی و جستجو ی حقیقت بپردازیم. ما ازادیم انتخاب کنيم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لاله
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۱ ۱۷:۱۳
      مدت عضویت: 2184 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,065 کلمه

      زندگی با طعم خدا (جلسه هجدهم):

      سلام به همه هم مسیرانم

      « من لاله، هدفم بهتر زندگی کردن است. »

      این فایل من را یاد حرف بزرگی انداخت که میگفت:« جهان از حرف خسته شده است، منتظر عمل است. » واقعا در هر کاری و هدفی خیلی به راحتی میشود که حرف زد و حرفهای زیبایی هم اگر زده شود؛ تا زمانیکه ما آنها را به مرحله عمل درنیاوریم و تجربه شان نکنیم، هیچ تجربه جدید و هیچ تغییری در زندگی خودمون نخواهیم دید. این را من با پوست، گوشت و استخوانم حس کرده ام که در طول این دوسالی که در سایت هستم، تغییرات در زندگی من؛ تنها به خاطر تغییر رفتار من بعد از تغییر باورهایم بوده است. پس چون این تجربه راداشته ام و لذتش را برده ام، چرا ادامه ندهم؟!؟

      دررابطه با خواسته های ما « از طریق خدواند بدون واسطه »، دوست دارم مثالی واقعی در اینجا بزنم:

      چند روز پیش درباره مساله ای با همسرم که در مسافرت شغلی بود، تلفنی مشورت کردم و از او کمک فکری خواستم. همسرم جوابی به من داد که همان اول بار بهش گفته بودم آن راه را نمیخواهم انتخاب کنم. چون آخر شب بود و به همسرم گفته بودم غیر از این راه حل، ازتو کمک فکری میخواهم خیلی ازش ناراحت شدم و چون فکر کردم برای حرفهای من اهمیتی قایل نیست و خوب حرفهایم را نشنیده آست، بهش گفتم : « من اب در هاون میکوبم. » همسرم خیلی ناراحت شد و عصبانی شد. همین موضوع باعث اختلاف ما شد و او تلفن را قطع کرد. یکساعت بعد، من هم که از اوناراحت شده بودم؛ بهش تلفن زدم که بهش بگویم من منظور خاصی نداشتم و همین اینکه او، هم قبول کند که حق با من است. من چون باگریه؛ باهاش حرف زدم، او بیشتر ناراحت شد و اصلا معذرت خواهی من را با گریه نپذیرفت و من تلفن قطع  را کردم.

      فردای آن روز فرا رسید که روز یلدا بود و چون این روز برای من و همسرم، غیر از یلدایی بودن؛ سالگرد ازدواج ما هم هست، من خیلی خوشحال نبودم با اینکه همسرم داشت از سفرش به سمت خانه میامد، چون با هم حرفمان شده بود. من داشتم به این فایل تفکر میکردم وبه این نتیجه رسیدم که باید در رفتارم تغییری بدهم. دوستان خوبم من به این نتیجه رسیدم که چون « مشورت کردن » را یکی از آرکان اصلی زندگی زناشویی میدانم، تقریبا برای هر هدفی که دارم در ابتدا با همسرم مشورت میکنم و ناخودآگاه حرف او روی من تاثیر میگذارد و ممکن است نظر من بعد از مشورت با او، متفاوت شود. بعد از یک روز کامل، تفکر راجع به این فایل و تکرار آن؛ متوجه شدم که بین اهداف من و خدواند همواره همسر من و حرف‌ها و باورهای او بوده است، در صورتیکه من به واسطه نیازی نداشتم.

      من میتوانم از این به بعد به راحتی بدون مشورت با همسرم، در بیشتر کارها اهدافم را دنبال کنم. من متوجه شدم در ناخودآگاه من ثبت شده است که :« همسر تو یک مرد است. او بیشتر میفهمد. او ‌۴ سال از تو بزرگ‌تر است، تجربه زندگیش بیشتر است، باهاش مشورت کنی، راه را سریعتر و کوتاهتر طی میکنی. بیشتر پیشرفت میکنی و غیره. » فکر میکنم این باورهایی بود که به مرور از طریق مادرم که در روستای کوچکی بزرگ شده بود، در ذهن من حک شده بود، حتی با انکه من در شهر بزرگی به دنیا آمدم و بزرگ شدم و الان حتی ساکن ایران نیستم. دوستان عزیزم، ببینید تا چه حد من توانستم خودم را تحلیل کنم و متوجه ریشه باورهای کهنه و قدیمی خودم شوم. به نظر من:« در هر اتفاق و واقعه منفی، اتفاق و دیدگاه مثبتی وجود دارد. »

      من اصلا به همسرم در روز یلدا تلفن نزدم. او موقعی که من در حال دعا گوش دادن بودم، بهم تلفن کرد. او گفت که من بایست باهاش بهتر و محترمانه تر حرف میزدم. من خیلی با همسرم صحبت خاصی نکردم و بیشتر شنونده بودم و نیت ام هم این بود که اگر موقع دعا گوش دادن، همسرم تلفن زد؛ همه چیز را فراموش کنم. من هیچ تماس تلفنی با او  در کل روز نداشتم، البته او‌ از طریق تلفن به پسرم؛ حال مرا پرسیده بود. من کل روز در حال تفکر بودم و متوجه شدم در رابطه با همسرم، بایست از این به بعد مستقل عمل کنم؛ چون وقتی خارج از ایران زندگی کرده ام، ناخودآگاه بیشتر با همسرم حرف زده ام، بنابراین ندای دلم را شنیدم که دوباره مثل قبل که ساکن ایران بودم، دنبال استقلال باشم و بدون واسطه به دنبال اهدافم باشم.

      این موضوع را کسانیکه ساکن خارج از ایران هستند، می‌توانند درک کنند. اینجا چون زبان محیط؛ زبان فارسی نیست و فرهنگ ایرانی که باهاش بزرگ شده ای در اینجا در محیط زندگی موج نمیزند، به طور کلی زن و شوهر ها بیشتر دوست دارند و متمایل هستند که با هم فارسی حرف بزنند و بیشتر دوست دارند با عشق در کنار هم، سریال و یا فیلم به زبان فارسی ببینند؛ چون کمبود آن محیط و آن احساس را جبران کنند. البته میدانم که ساکنان ایران اصلا تمایلی به این کار ندارند ولی تا زمانیکه چیزی و شرایطی را داریم قدرش را نداریم، ولی به محض از دست دادن آن، به دنبال به دست آوردن آن هستیم و قدر و ارزش آن را کاملا درک میکنیم.

      همسر من شب به خانه آمدو یک دسته بزرگ گل رز که من خیلی دوست دارم، در دست داشت. او کادوی سالگرد را پیشتر از سفرش به من داده بود؛ ولی خوب گلها ی رز را به خاطر یلدا و سالگرد ازدواجمان برایم تهیه کرده بود.

      الان که flashback میزنم و دکمه به سمت عقب رفتن فیلم زندگیم را میزنم؛ میبینم که از سال ۲۰۰۷ که از ایران خارج شده ام میتوانستم خیلی انسان موفق تری باشم اگر: بدون واسطه با خدواند در ارتباط میبودم و به جای انکه بگویم همسرم و یا دوستم و یا مشاور بهتر میدانند، خودم صلاح زندگی خودم را درک میکردم و فقط به خدا توکل میکردم. خوب دوستان خوبم، اینهم بها و قیمتی  بود که من پرداخت کردم. الان متوجه شدم چون بهای آن را پرداختم و متوجه ریشه آن شدم و این فایل را کاملا درک کردم از این به بعد با توکل به خدا و آشتی با درونم و اعتماد به نفسم ( نه، اعتماد به دیگران! ) هرروز بیشتر از روزقبل، به اهدافم نزدیک میشوم.

      یلدا بر شما مبارک!!

      روز پنجشنبه یک ماه دی سال ۱۴۰۱ هجری شمسی مطابق ۲۲ ماه دسامبر سال ۲۰۲۲ میلادی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لاله
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۰۸:۰۰
      مدت عضویت: 2184 روز
      امتیاز کاربر: 1965 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      همیاری
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      سلام فهیمه جان

      میخواهم از جمله آخر تو شروع کنم: « یاد گرفتم از کرم ابریشم که برای پروانه شدن، همه درها رو خودش به روی خودش میبنده. » شایداین جمله به نظر یک جمله معمولی بیاید؛ ولی در عمق خودش تفکر و اندیشه شگرفی دارد. اگر میخواهیم به خودمون بپردازیم و خودمون وخانواده خودمون را بهتر درک کنیم، از حرف زدن راجع به خودمون شروع کنیم.

      من مدتها است که شروع کرده ام و هر هفته هر وقت فرصت کنم، با همسرم تبادل افکار راجع به اهداف مشترکمان داریم. زندگی مامدتها است درباره دیگران حرف زدن و غیره صرف نمی‌شود. من برای خودم وقت میگذارم و همسرم برای خودش. پسرم هم سریع یادگرفته و گاهی با دوستانش برای خودش وقت میگذارد.

      ما حدود ۱۶ سال آست خارج از ایران زندگی میکنیم و هیچوقت، هیچکدام اینستا گرام نداشته ایم. من فقط فیس بوک داشتم که ان را هم سال ۲۰۱۱ بستم. الان فقط LinkedIn دارم که مربوط به شغلم است. زندگی من الان پر از اطمینان است، چون به جای دیدن فایلهای پوچ و بی معنی که همه به همدیگر میفرستند ؛ با خدا راز و نیاز میکنم. وقتم و سرمایه ام کارم را صرف خریدن فایلهای سایت میکنم وتمرین انجام میدهم. همین چند روز پیش برای خودم ۳ فایل عیدی خریدم و ۲ فایل به خودم کادوی تولد دادم.

      چیزی که حال ما را بد میکند، به نظرم « دوری ما از خدا » است. اگر ما از خدا دور بشویم؛ ممکن  است قاتل، معتاد، چاق، تنبل، نااگاه، دروغگو و غیره شویم در صورتیکه زمانیکه با خدا هستیم، عاشق خودمون هستیم. چون ما هر کدام خداییم، زیرا که  از وجود او هستیم.

      من هر وقت گدایی را سر چهارراه پشت چراغ قرمز میبینم. به همسرم میگویم : « ببین این اشرف مخلوقات خودش را به چه درجه ای ازفلاکت انداخته است. » وقتی به چهره های کثیف و ژولیده افراد تنبلی که به جای یافتن شغلی، گدایی میکنند ؛ نگاهی میکنم به خودم، و به خودم میبالم چون من از همان ریشه و نوع انسان، توانسته ام بعد از ورودم در سایت تناسب، تغییرات عالی داشته باشم. من درک بالایی از قدرت ذهن دارم و همواره در حال یادگیری و بهبود افکارم هستم. به قول خودتون ژن، ارثی بودن و غیره تاثیری در کنترل وجود ما نداردو معنایی هم ندارد؛ چون قدرتمندترین عضو ما « ذهن لاغر » ما است.

      سال نو بر شما مبارک!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 7
گردونه هدایا گردونه هدایا