0

امسال چاق میشی یا لاغر؟!

چاق میشی یا لاغر
اندازه متن

سال های زیادی از عمرم در چاقی سپری شد و این در حالی بود که هر سال قبل از شروع ایام تعطیلات تصمیم جدی می گرفتم تا در ایام نوروز مراقب پرخوری کردن هام باشم و مثل سال های قبل بعد از عید چاق تر نشوم.

اما تنگ شدن روپوش مدرسه بعد از تعطیلات نوروز خیر از چاق تر شدن من در ایام نوروز می داد.

ترس از چاق تر شدن در تمام ایام تعطیلات همراه من بود و به همین دلیل هربار که در خوردن شیرینی و آجیل زیاده روی می کردم و حتی دل پیچه می گرفتم با خودم شرط می بستم که دیگه این کار رو تکرار نمی کنم اما هر روز به همین شکل می گذشت و در نهایت من چاق تر از سال قبل سال جدید را شروع می کردم.

همه افرادی که اضافه وزن دارند و در طول سال از طریق روش های مختلف سعی در لاغر شدن دارند، ترس و نگرانی از چاق شدن در تعطیلات نوروز را دارند و به همین دلیل عملکرد افراد در این ایام معیار مناسبی برای مشخص کردن وضعیت جسمی آنها در سال جدید است.

مهمانی رفتن، مسافرت رفتن، مهمان اومدن، حضور در جشن ها، شب بیداری ها، دورهمی های خانوادگی و خیلی از موارد دیگر موقعیت های مناسبی هستند تا ذهن چاق از تمام فرمول های خود برای ترغیب فرد به پرخوری و چاق تر شدن استفاده کند.

بنابراین تقریبا منطقی است که افراد چاق بعد از ایام تعطیلات نوروز چاق تر شوند.

به لطف خدا زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم اواخر سال 93 بود و با اینکه تا حدودی به عملکرد ذهن در چاق شدن اشراف داشتم اما نوروز 94 برای من توام با چاق تر شدن گذشت.

به تلاش خود برای یادگیری و عملکرد به تمرینات ذهنی برای لاغر شدن ادامه دادم و نوروز 95 برای اولین بار در طول زندگی ام ایام نوروز را بدون چاق تر شدن سپری کردم و سال 95 اولین سالی بود که من چاق تر از سال قبل نشده بودم و به آن سال برای من نیکوترین سالها بود چرا که از همان اولین روزهای بهارش مشخص بود که تغییرات عالی در فرمول های ذهنی من ایجاد شده است.

هرچه بیشتر در مسیر یادگیری لاغری با ذهن ادامه دادم روند متناسب شدن من بهتر و نتیجه لاغری من واضح تر شد و هر ساله من نه تنها ایام نوروز بلکه سایر ایامی که برای من و اکثر افراد چاق چالش برانگیز هستند مانند ماه رمضان، شب یلدا و … بدون اضافه وزن سپری شد.

ایام نوروز برای همه افرادی که اضافه وزن دارند موقعیت مناسبی است که با تحلیل و بررسی عملکرد خود به میزان چاقی ذهن خود پی ببرند.

با بررسی عملکرد خود در ایام تعطیلات می توانید وضعیت جسمی خود در سال جدید را پیشگویی کنید.

سالی که نکوست از بهارش پیداست درباره همه افراد چاق صدق می کند.

آنهایی که این ایام را به گونه ای سپری کرده اند که از عملکرد خود رضایت نداشته و حتی مقداری چاق تر شده اند واضح است که روند اضافه وزن آنها در سال جدید ادامه خواهد داشت و آنها همانند سال های قبل باید تلاش کنند تا در ماه های پیش رو از طریق مختلف با چاقی مبارزه کرده و مانع چاق تر شدن خود شوند.

اما گروهی که با اینکه شاید هنوز مقداری اضافه وزن داشته باشند اما از عملکرد خود در این ایام رضایت دارند و تغییر رفتار و نگرش آنها نسبت به سال های قبل واضح است در ماه های پیش رو باید به روند بهبود فرمول های ذهن چاق خود ادامه داده و آگاهی بیشتری را وارد ذهن خود کنند.

به این ترتیب می توان نکو بودن سال جدید را از بهارش تشخیص داد.

نوشته هانیه عزیز درباره تجربه ایان نوروز:

سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

سالی که نکوست از بهارش پیداست، راستش خیلی این رو قبول ندارم دیگه…در ادامه می گم چرا؟

امسال تعطیلات عید رو عالی گذروندم، هم روزها و تفریحات عالی داشتم هم بی نهایت رها و بی استرس در زمینه چاقی و لاغری بودم. امکان نداشت من بعد از عید چاق تر برنگردم به زندگی معمولی، سفر هم اگه می رفتم که دیگه بدتر….

امسال ولی اینقدر رها بودم و در لذت گذروندم که خدا می دونه…امسال من، هم سفر بودم، هم توی هتل اقامت داشتم، همه چیز مهیا بود برای اینکه مثل سالهای قبل با ترس و لرز بگذرونم. با افکار چاق کننده و باورهای قدیمی ام

اما دیدم که چقدر رفتارهام درست بود اونم نه که خودم بخوام مراقب باشم یا حالت رژیم داشته باشم. همه رفتارهام همراه با حال خوب و دقت به نیاز بدنم بود، دچار ولع نشدم، مخصوصا نسبت به میزهای متنوع صبحانه، غذاهای زیاد رستوران ها و تنوع خوراکی تو شهر جدید هیچکدوم من رو حریص نکرد و این دو هفته من حتی یک روز هم دچار سنگینی یا عذاب وجدان نشدم و خیلی خوشحالم از این بابت و واقعا لذت بردم از اینهمه تغییر…

همه ماها که سالها رژیم گرفتیم تو این شرایط دو حالت داشتیم: یا می خوردیم و می گفتیم تعطیلاته، مهمونیه، سفره، بی خیالِ بعدا جبران می کنم. یا اینکه از ترس چاق شدن نمیخوردیم و کم می خوردیم. همیشه گرسنه می موندیم و حرص هم می خوردیم که نمی تونیم لذت ببریم.

خب توی حالت اول، حالمون بد بود، سنگینی بعدش، عذاب وجدان بعدش و برگشت از سفر و رفتن رو ترازو عذاب الیم بود…چقدر سرزنش می کردیم خودمون رو که نتونستیم جلوی خودمون رو بگیریم و … دوباره از سر نو شروع می کردیم…روز از نو، روزی از نو..دوباره رژیم و ورزش های سنگین و لاغری مقطعی و دوباره خستگی و چاقی و رژیم و ورزش و لاغری…دوباره چاقی و خلاثه این سیکل معیوب ادامه داشت

توی حالت دوم هم عموما با اینکه رعایت کرده بودیم و از خوردن و سفر و مهمونی ها لذت هم نبردیم، اما باز هم چاق شده بودیم و جال بسیار بدی رو داشتیم بعدش و به زمین و زمان فحش می دادیم که من آب هم بخورم چاق میشم، اصلا سفر چاق کننده ست، آب و هوای بهار، خوردن می طلبه (یکی از باورهایی که قبلا داشتم و همه بهم می گفتن) ، حیف که الکی خودم رو محروم کردم…من هر کاری کنم بازم چاق میشم…یا اگه هم چاق نشده بودیم چون لاغر هم نشدیم اون فشار عصبی بازم باهامون بود که نه خوردیم، نه تغییری کردیم و بازم حال بد رو تجربه می کردیم که ببین اینهمه رعایت کردم، لاغر هم نشدم و …. حالا یا ول می کردیم و می گفتیم: این بدن من سوخت و سازش مشکل داره و من لاغر بشو نیستم…گور بابای دنیا … یا اینکه بازم میفتادیم تو دام رژیم و ورزش و ….

هر دوی این حالت ها نتیجه ش سرزنش، حال بد، سرکوب شدن عزت نفس و باور به بی لیاقتی و عدم توانمندی مون بود .. و چون این احساسات در ما زنده میشد، در نتیجه همین ها رو از بیرون و اطرافیانمون هم می گرفتیم و اونها هم می شدن زبان ما و آینه تمام قدر افکار ما و بیشتر و بیشتر از خودمون بدمون میومد.

واقعا خدا رو شکر می کنم که امسال هیچکدوم اینها رو تجربه نکردم…خوشحالم که آگاهانه زندگی کردم و الان که فکرش رو می کنم واقعا لایق یه جایزه هستم…باید برای عملکرد عالیم توی تعطیلات عید حتتتتتتتما به خودم یه هدیه بدم. (اینو از شما یاد گرفتم)

خب حالا چرا می گم چندان به این ضرب المثل عقیده ندارم دیگه … سالی که نکوست از بهارش پیداست … از دید من دو بعد داره این مثل…

خب من یاد گرفتم که خودم صد درصد مسئول زندگیم هستم و خودم اون رو خلق می کنم. از طرفی هم یاد گرفتم هر زمانی و هرجایی که فهمیدم راهم اشتباهه، انتخابم غلطه و می تونم برگردم و اصلاحش کنم. وقتی می گم سالی که نکوست از بهارش پیداست، انگار دارم مسئولیت رو از خودم سلب می کنم. همین تناسب اندام رو مثال می زنم.

فرض کنید من امسال بهار عملکردم در زمینه تناسب اندام خوب نبوده به هر دلیلی، حالا با این جمله این باور در من ایجاد میشه که خب دیگه من بهار رو بد گذروندم، اشتباه کردم، موفق نبودم، پس دیگه هر کاری کنم تا آخر سال همینه درحالی که واقعا اینطور نیست و میشه برگشت به جاده اصلی.

میشه دوباره از سر گرفت و ادامه داد، میشه جبران کرد، درسته یه زمانی رو از دست دادم اما نمیشه خط قرمز رو کل سال کشید. از اون طرف هم اگه خوب و عالی عمل کرده باشم، بازم ممکنه بگم خب دیگه همینه و چون بهارم خوب بوده، پس دیگه هر طوری رفتار کنم تا آخر سال هم همینطور عالی پیش میره. پس دیگه تلاشی نمی کنم و بی خیال می شم.

اما همین ضرب المثل رو اگه از دید انرژی گرفتن بهش نگاه کنیم و دچار کج فهمی نشیم خب خیلی هم خوبه. برای اونهایی که خوب عمل کردن، می تونه کلی انرژی بخش باشه که اوکی، حالا که من این مدت عالی بودم، اگه همین فرمون جلو برم و با همین روال ادامه بدم، مسلما تا آخر سال هم همینطوره و نتیجه خواهم گرفت. نکته مهمش همینه که یادم باشه و با خودم مرور کنم : اگه بهار عالی پیش رفت چطور اینطور شد؟ من چه کارهایی کردم؟ چه تغییراتی کردم؟ چه چیزهایی در من اصلاح شد؟ همه اینها رو یادم بیارم و یادم بمونه…بعد بگم اوکی، حالا که بهار رو اینطور گذروندی، اگه همین طور ادامه بدی، بازم همین نتایج عالی رو خلق می کنی و همینقدر سال بی نطیرتری رو هم خلق می کنی

اینها عقیده من بود درباره این ضرب المثل و راستش توی همه جوانب زندگی اینجور تفسیرش می کنم.

ممنون از شما استاد عزیزم که وقت گذاشتین و خوندین.

در نهایت من به خودم قول دادم که همونطور که از سال قبل یاد گرفتم و تونستم یاد گرفته هام رو امسال عید هم عالی اجرا کنم، پیش برم و از این مسیر بی انتها لذت ببرم.

من ایمان دارم امسال یکی از عالی ترین سا های زندگیم هست و این رو به خودم قول دادم و بازم قول می دم که بهترین خودم رو اجرا کنم و در مسیر عالی تناسب اندام مستمر باشم.

من همیشه این چند سال شنیدم که مقصدی نیست و باید از مسیر لذت ببری و … اما به جرات می گم تو این دوره بود که با گوشت و پوست و استخونم این رو درک کردم و به معنی واقعی رهایی رو دارم تجربه می کنم…رهایی که مترادف با بی خیالی و ول کردن هدف نیست…به معنی آرامش داشتن و آویزون به هدف نبودنه…بی نهایت ازتون ممنونم استاد جانم

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 55 رای

https://tanasobefekri.net/?p=32913
17 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1402/12/26 15:52
      مدت عضویت: 1253 روز
      امتیاز کاربر: 12008 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      بنام خدا 

      سلام خدمت استاد روشن عزیز و دوستان همراه 

      سالی که نکوست از بهارش پیداست را این دوستون خیلی جالب گفت منم حرف اونو قبول دارم که ما در هر شرایطی که متوجه شدیم اشتباه کردیم خودمون اصلاحش میکنیم اما اگه بزاریم به امان سال نکو از بهارش پیداست مسؤلیت را میندازیم روی ضرب المثل و حتما یه چیزی بوده که این شکلی شده و خلاصه سلب مسؤلیت و چاق شدنو اعصاب خراب بودن و تنبلی کردن اما واقعا ایجوری نیست و ما راحت خودمون سرنوشتو تغییر می‌دهیم من خودم چند شب پیش مهمان داشتم با اینکه نهار خیلی غذا نخوردم اما موقع شام هم نتونستم شام بخورم چون اصلا احساس گرسنگی نداشتم و حدود ۲ساعت بعد یکم غذا برا خودم کشیدم و یا اینکه امروز ظهر خیلی گرسنه بودم یه دونه سیب درختی کوچلو خوردم تا نهار آماده بشه اما موقع نهار تمام اون گرسنگی دو سه لقمه خوردم چون سیر بودم در صورتی که قبلا اصلا به این شکل نبودم هر نوع تنقلاتی ،شکلاتی ببینم نمیخورم مگر اینکه گرسنه باشم یه دونه بخورم قبلا سیر هم بودم باید با چای میخوردم مخصوصا تو این ایام و هفته آخر سال که این تنقلات زیاد هستن چقدر میخوردم امسال من یه دونه شکلات خوردم نه اینکه جلوی خودمه میگیرم نه میل ندارم چقدر خودم لذت میبرم و یه چیز دیگه خیلی حواسم را به رفتار آدم های متناسب و چاق میدم که ببینم رفتارشون چطوری هست چاق ها که دقیقا خودم مثل اونا رفتار میکردم و لاغرها را تو دلم تحسین میکنم جالب تو باشگاه وقتی میرم حرف ها و رفتار چاق ها را که میبینم چقدر یاد خودم می افتم که چقدر تقلا می‌کنند بیشتر عرق کنند رژیم به همدیگه میگن و من تو دلم فقط میگم خدایا شکرت که راه من را از اینا جدا کردی خودت هدایتشان کن مثل من که الان با خیال راحت دارم ورزش میکنم و مربی هم بهم میگه خیلی خوب شدی و اون فکر میکنه از ورزش هست و یا رژیم میگیرم ولی من حرفی نمیزنم و خوش حالو خندان خدایا شکرت . 

      از شما هم سپاس استاد عزیز .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1402/01/21 20:42
      مدت عضویت: 505 روز
      امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      سلام استاد عطار عزیز

      من بعد از سه هفته از نوروز ۱۴۰۲ اومدم که نتایجم رو بنویسم 

      من هفته گذشته در سفر بودم و خوب توی سفر هم ما عادت داریم خوردن بخش بزرگی از لذت هامون رو تشکیل بده 

      من در این سفر تفاوتی که داشتم این بودش که خوراکی های خیلی کمتری با خودمون بردیم که توی ماشین و توی جاده داشته باشیم و بخشی از این خوراکی ها رو برگردوندیم 

      دوم اینکه : ما هر بار می رفتیم رستوران ،بخشی از غذام رو همسرم باهام شریک میشد ، این درحالی بود که من به شدت احساس سیری میکردم که همسرم بقیه غذا من رو میخورد

      و چندین بار از همسرم شنیدم که میگفت تو غذاتو کامل نخوردی شاید چند ساعت دیگه دوباره گرسنه بشی

      و جالبه که من موقع سفارش غذا ،نا خودآگاه توجهم روی این بود که حجم غذایی که سفارش میدم زیاد نباشه 

      اینم از کجا توی ذهنم اومده ؟!

      از دوست لاغرم که همیشه موقع سفارش غذا حواسش هست زیاد غذا سفارش نده 

      و دیدم که دو نفری با همسرش یه غذا سفارش میدن 

      قبلانا هر چقدر غذا سفارش داده بودم رو  میخوردم

      و اصلا احساس نمیکردم که لارم نیس انقدر بخورم 

      و تغییر دیگه اینکه ،من هر وقت رستوران میرفتم برای غذا ،اصلا احساس گرسنگی نداشتم 

      بعضی وقتا یک احساس گرسنگی خفیف داشتم که به همسرم میگفتم من مشکلی ندارم اگر چند ساعت دیگه هم غذا بخوریم 

      اما همسرم چون عادت های قبلی من توی ذهنش بود ،چهار ساعت که از وعده قبلی غذا میگذشت ، سریع میگشت دنبال رستوران 

      انقدر برای خودم جالب بود که من چطور گرسنه نمیشدم 

      یا مثل قبل که هی به خودم میگفت “ بخور بابا توی سفر هیچی جذب نمیشه ” 

      یا میگفتم 

      “ حالا بخور بعدش رژیم میگیری” 

      ولی این سفر هیچ کدوم از اون نجواهای ذهنی نبود 

      ذهنم ولع نداشت 

      این خیلی برای من ارزنده بود و هست 

      استاد به قول شما ،شاید من وزن کم نکردم در این نوروز اما“سالی که نکوست از بهارش پیداست” 

      و این شروع برای من نوید بخش هست

      از شما و آموزش هاتون بی نهایت سپاسگذارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/01/17 22:41
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام بر کسانی که برای تناسب فکر فصل  نمی شناسن 

      امسال من کل زمان خودم رو صرف یادگیری داشتم سال همون سال روز همون روز ولی من یادگیری داشتم سال پر باری برام داشت اخرزمستان اول بهار برام امسال بسیار زیبا گذشت  مطلب واگاهی رو اول یا دگیری باید داشت ولی امروز وزنم کم شد با اینکه بهار بود واجیل وشیرنی هم بوده ولی این من بودم که اگاهی در من نفوذ  کرده وباعث شد که هم شیرنی وهم احیل بخورم وهم نگران چاق شدن

      نباشه از عمل کرد خودم راضی بود امسال که بهار هم زمان 

      شد با شروع دره ورد به سرزمین لاغریی مس سالی که نکوست از بهارش پیداست برای من وافعا به معنی ومفهوم کامل انجام شده امسال رو بر ای خودم تفاوت من با شروع باید ذوق وشوق ایجاد میکنه وبا فکر واندیشه امید باعث میشه من به اینده نگرشی بسیار زیبا دارم میدونم امسال سال گرفتن اون نتیجه که سالهای زیاد منتظرش بود من هم توقف چاقی وهم وزن کم کردم کاری که براش کلی تلاش کردم امسال تصمیم دارم هر روز دره ام کامل ودرست انجام بدم خلاصه هر چیزی که سلامت وجودی داشته باشم هم فکری وهم جسمی باشه من سالی پر  بار رو شروع کردم وای خدای من اخر امسال چقدر زیباتر خواهد شد سال گذشته از عید من درگیر بودم که راهی برای نجات خودم پیدا کنم خدایا به اندازه کل نعمتهای که درجهان افریدی ازت سپاس دارم که راه روبهم 

       نشان دادی امید دارم هر کسی که دارد دنبال راهی برای لاغر کردن خودش هست وتسلیم شده است خدا هدایتش کنه وابن مسیر بهش نشون داده شه امین یا رب العامین 

      خدا پشت وپناهتون یا حق حق نگهدارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        1402/01/21 21:00
        مدت عضویت: 505 روز
        امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 99 کلمه

        سلام صالحه جان 

        از هفته قبل بهم گفته بودی که از این شنبه وارد سرزمین لاغرها شدی 

        بهت تبریک میگم 

        .در متن شما دیدم که سال قبل از اضافه وزنت ناتوان شده بودی و خدا هدایتت کرده به این‌مسیر 

        با شما موافقم 

        من‌هم‌همین حس رو داشتم که به اینجا هدایت شدم 

        با اینکه رژیم دیگری رو خریدلری کرده بودم 

        اما روحم اون رو قبول نداشت 

        و هدایت شدم به این مسیر 

        به قول شما ما دیگه فصل نمیشناسیم برای تناسب فکر 

        و من اصلا ناراحت نیستم که یه دوره رژیم و لاغری دیگه خریده بودم و استفاده اش نکردم 

        برام مهم اینه که به جای درستی هدایت شدم 

        موفق باشی دوستم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار صالحه
          1402/01/22 22:26
          مدت عضویت: 535 روز
          امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 165 کلمه

          سلام فهیمه خانم شما تو کودم گشور زندگی مبکنید دوست داستم با کسی که ارتباط دارم از جا ومکانش اطلاع داشته باشم  من تهران شهر ری زندگی میکنم 

          امروز که من دارم این متن برای شما 

           منویسم حسم عالی دلرم شادهستم  سال گذسته توشب قدرازخدا خواستم کمک کنه تا بتونم ازاین  وضعیبت خلاص بشم به شکرانه شب قدر امسال هم حال روحیم وحال جسم خیلی بهتر از سال گذسته هست من امروزچهار روزه درام تو قسمت سززمین لاغریی کارمیکنم به جرات میتونم بگم این صد گام نبود برای من یی میلیون گام بود برای تحول روحم ودرکم تواون قسمت تلاش کن که بهتر درک کنی چرا که من لذتی که توا ن قسمت چشیدم بی نهایت بود تو حربان رود خانه پر تلاطم وپر تالاش بودم که خیلی اموزش کاملی درش بودبرای من  یادگرفتم با باورهای اشتباه چنگیدم توروبا پرواز کردم تا به سرزمین لاغری گام گذاشتم امید دا م به خودتون زمان بدید تا به دوره وارد بشید انشالله 

          التماس دعا خداوند پشت وپنهتون باشهیاحقحق نگه دارتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1402/01/17 16:23
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

      سلام به همگی 

      سالی که نکوست از بهارش پیدا ست

      استاد در همین اول فایل با شنیدن این ضرب المثل من  خواستم در خودم و رفتارهای خودم در این عید جدید که تقریبا  بیست روزی گذشته  دقیق بشم و هر چقدر بیشتر  رفتارهام رو بررسی میکنم بیشتر از خودم راضی میشدم چون امسال عید با ماه رمضان ادغام شده  و بیشتر مهمانی اطرافیان ما که هر سال در  ماه رمضان بوده در همین ایام اتفاق افتاده و همزمان با عید نوروز شده یعنی من علاوه بر آجیل و  انواع شیرینی  ،،سفره های متنوع شام رو هم در کنار اونها  داشتم یعنی  همه چیز یک جا بود و کلی تنوع مواد غذایی بود اما باید بگم با تمام این چیزا من از خودم راضی هستم هم زمانهایی که فقط دید و بازدید عید بود و من در مهمانی به صرف آجیل و شیرینی و بودم و هم زمانهایی که ترکیب سفره ی شام  با دید و بازدید عید و انواع تنقلات بود و فقط یک یا دو مورد  بود که خوب بودم اما میشد بهتر هم باشم و این برای منی که درگذشته یا رژیم شدید  بودم و ترس از چاقی داشتم و هیچ چیز نمی خوردم و  از این قضیه چقدر حالم بد میشد و ناراحت میشدم  و در نهایت چاقتر هم میشدم و یا اگر رژیم رو رها میکردم و   خوراکی و تنقلات می‌خوردم بازم حالم بد میشد و عذاب وجدان داشتم و  بارم در نهایت چاقتر میشدم  ، خیلی عالی هست 

      خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم که در این مسیر هستم و خیلی راحت وقتی در کنار بقیه ی افراد چاق و یا افرادی که رژیم دارن قرار میگیرم متوجه تغییرات خودم میشم که همونجا از خودم و راهم لذت میبرم .و این رفتارهای زیبا به خاطر استمرار و تلاش چندساله ی من در این مسیر هست واقعا من در امسال عید  تونستم خودم رو با آموزشها محک بزنم چون  کرونا رفته و دید و بازدیدها برگشته و شرایط برای خوردن بسیار مهیا هست چون هم کلی عید دیدنی  هست و هم کلی سفره ی  مهمانی هست و هم کلی تفریح و گشت و گذار در طبیعت و لذت بردن از مناظر زیبای اطراف هست چون واقعا امسال بارندگی خوب بوده و همه جا سبز  و با طراوت هست و من چندین بار به همراه خانواده به طبیعت رفتم اما اصلا مثل سالهای قبل رفتار نکردم و زیاده روی نکردم وحرص وولع نداشتم و افکار چاق کننده نداشتم و نترسیدم که واقعا حالا که فکرمی‌کنم  برام لذت بخش هست در واقع من دارم  در این ایام خودم رو محک میزنم و خودم رو به چالش میکشم تا ببینم چقدر تغییر کردم .

      همین دیشب من برای شام  مهمان  عزیزی بودم  و اما از دو مدل غذا فقط در حد رفع هوس خوردم چون زیاد گرسنه نبودم و در حالی که هنوز جا داشتم از روی سفره بلند شدم و دیگه از بقیه ی دسرهای روی سفره  با اینکه بود اما نخوردم و لب نزدم مثلا  نوشابه و دوغ و سالاد و سبزی  خوردن و ماست و ترشی و  …..بود اما من از هیچ کدام نخوردم و بعد از شام هم کلی خوراکی بود اما من نه شیرینی و شکلات برداشتم نه میوه فقط یه برش کیک برداشتم که به اون هم یک نوک ریز  زدم و دیگه نخوردم و همش موند داخل بشقاب و نخوردم و آخر شب یک عدد بامیا شیرینی خالی بدون چایی خوردم و دیگه چیزی دلم نخواستم در واقع دو لیوان چایی تلخ و خالی خوردم چون زعفرانی بود دوست داشتم و خالی خوردم .

      من در این ایام  فرصت داشتم  رفتار خودم رو بررسی کنم و خودم رو محک بزنم و آموزشها رو به عمل تبدیل کنم اتفاقا شب قبل از مهمانی هم  جایی بودم که یه مدل پفک خاص خریده بود و به من پیشنهاد می دا د که بخورم چون من به پفک علاقه دارم  اما من چون طعمش رو دوست نداشتم چند عدد برداشتم و دیگه ادامه ندادم در صورتی که میشد طبق عادت همش رو  خورد اما من اون بسته رو رها کردم و اتفاقا  من دیشب آخر شب رفتم بیرون با همسرم هوا خواری که بعدش هم رفتیم سوپر مارکت خرید کنیم من چشمم به انواع پفکها وچیبسها  افتاد خواستم بخرم اما خیلی راحت گفتم نه من طعم بینظیر تناسب اندام رو می‌خوام واز لذت زود گذر این مواد غذایی می‌گذرم و  نخریدم و از کارم راضی هستم  و دیشب هم که در مهمانی مفصلی بودم اما بر خلاف بقیه که همش میخوردن من به اندازه و کم خوردم و کاری به خوردن بقیه نداشتم و از رفتارم راضی هستم و اتفاقا حواسم به رفتارهای افراد چاق بود که چقدر زیاد از همه چیز میخوردن و چقدر اذیت و سنگین  بودن و چقدر دنبال تنوع طلبی بودن و من چقدر از خودم راضی بودم که در این مدت به دنبال دوره ی سیزده گام بودم و تمریناتش رو انجام میدادم و همین باعث شد که من از خودم راضی تر باشم و حالا درسته بعضی جاها خطا داشتم اما خیلی در صد کمی بود وامید وارم  در سال جدید بازم رفتارهای بهتری داشته باشم و در مسیر بمانم تا به اندام ایده الم برسم و من تصمیم گرفتم در سال جدید از دوره های که دارم و فایلهای رایگان  بیشتر استفاده کنم و بیشتر اونها رو به عمل تبدیل کنم .

      من به دنبال تفاوت  رفتاری  الانم با گذشته ی خودم هستم و همین تفاوت برای من اهمیت داره و من از این تفاوت خیلی راضیم درسته من یک هدف نهایی دارم که هنوز کمی با اون فاصله دارم اما من نباید الان خودم رو با اون ایده الم مقایسه کنم چون من رو ناامید می‌کنه من همیشه باید الآنم رو با گذشته ی خودم مقایسه کنم تا حس  بهتری داشته باشم و متوجه رشد و پیشرفت خودم باشم .

      حتی اگر لاغر تر نشده باشم اما همینکه من چاقتر نشدم این خودش یک پیشرفت عالی هست و از همین توقف چاقی هست که ما به شروع لاغری میرسیم .

      من به خودم تعهد دادم در سال جدید مواد غذایی با کیفیت تری وارد بدنم کنم با لقمه های کوچکتر تا به هدفم نزدیک بشم و هم جسم سالم تری داشته باشم وسلامتی بیشتری رو تجربه کنم .

      من می‌خوام سال جدیدم سرشار از سلامتی و تناسب اندام بیشتر با خوردن مواد غذایی با کیفیت تر و سالم تر باشه پس من تعهد میدم برای این هدفم گام بردارم و درست رفتار کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        1402/01/21 20:52
        مدت عضویت: 505 روز
        امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام فروغ عزیز

        متن شما رو خوندم و نظرم جلب شد به اینکه گفتید به هر خوراکی میرسیدید میگفتید طعم‌تناسب اندام رو بیشتر از طعم این خوراکی های زودگذر دوست دارید

        چقدر این جمله قویه 

        و چقدر من میتونم با تکرارش انگیزه رو در خودم بیدار نگه دارم‌

        ممنونم ازت برای وقتی که گذاشتی و برای ما نوشتی 

        برات آرزو میکنم موفق تر از قبل در مسیر تغییر باشی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      1402/01/14 14:50
      مدت عضویت: 1085 روز
      امتیاز کاربر: 34357 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      سلام خدای مهربونم

      خداوندا برای سال جدید همراه با  افکار جدید و باورهای جدید و رفتارهای جدید بی نهایت ممنونم

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      سال نو برای من یک محکی بود یک فرصت که ببینم ایا تونستم اموزشها رو زندگی کنم یا فقط ادا دراوردم و به زور جلوی خودم رو گرفتم 

      جای شما خالی من رفتم شمال و با برادرم بودم و با زن داداشم غذا درست میکردیم و باهم میرفتیم کنار دریا و تفریح و جنگل 

      به صورت ناخود اگاه و بدون این که بشقاب کوچکم رو ببرم فقط وسط بشقابم غذا میریختم و خیلی از خوردن هم لذت بردم و هیچ استرس نداشتم و حرص و ولع نداشتم و خیلی از خودم راضی بودم چون اصلا زیاده روی نکردم و به جای تفریح با خوردن از مسیر و مناظر و دریا لذت بردم 

      وقتی میرفتیم کنار دریا خانواده برادرم چیزی میخوردن من اگر سیر بودم میرفتم کنار دریا راه میرفتم و وقتی اونا خواب بودن و یا در حال خوردن من میرفتم تو سایت و برای خودم اموزشها رو یاد اوری میکردم و خیلی لذت میبردم که در حال دیدن دریا فایل گوش میکردم و خدا رو شاکر بودم برای ایجاد این موقعیت 

      یک شب رفتیم خونه مامانم و اش محلی درست کرده بود بدون حرص وولع بر خلاف دو سال پیش یک بشقاب اندازه خودم خوردم و دیگه اصلا غذاهای دیگه منو وسوسه نمیکرد و این به صورت ناخوداگاه بود و نه به زور و اجبار و اونجا به رفتار بقیه دقت کردم و میگفتن بخورین چون معلوم نیست دیگه باز کی این اش رو بپزیم ولی من اصلا میل نداشتم و بلند شدم از سر سفره جالب بود که بشقاب یک نفرو میخواستم بردارم و گفت نه بزار یکم دیگه جا باز بشه بازم میخوام اش بخورم  افرادی که از بودن من در مسیر خبر نداشتن اصرار بر این که چطور تونستم به این خوب لاغر بشم داشتن و من فقط میخندیدم و میگفتم این یک رازه و ببین که افکار چقد فرق میکنه مثل افکار اشتباه من یکی میگفت چقد رژیم سختی گرفتی و یا یکی میگفت حتما غصه داری که اینقد لاغر شدی و چیزهایی دیگه و من فقط میخندیدم و خداوند رو شاکر بودم برای هدایتم به این مسیر درست و رهایی از افکار اشتباه البته هنوز خیلی افکار و باورهامو باید اصلاح کنم ولی من با بودن در مسیر این باورهامو رو هم اصلاح میکنم 

      من در این سال جدید حال هوای عالی داشتم و حسابی از این عید لذت بردم و الان که سر کار هستم و مانتوی اداره رو که پوشیدم به جای چاق شدن در عید تازه مانتوم گشاد شده و خیلی صبح که پوشیدم و اولین روز کاری رو با حال خوب واشتیاق بیشتر برای رسیدن به هدفم رو شروع کردم 

      من عاشق تناسبم و میدونم به عشقم میرسم 

      امروز یک ارباب رجوع داشتیم که خیلی خوش اندام بود و برایش ارزوی سلامتی کردم و خیلی خوشحال بودم که منم به زودی به این اندام میرسم 

      من تعهد میدم و با خودم عهد میبندم که در این سال جدید این دوره که برای سومین بار ادامه میدم رو به اتمام برسونم و دوره های بعدی رو تهیه کنم و همچنان ادامه بدم و ادامه بدم تا بینهایت

      خداوندا یاریم کن در تهیه دوره های بعدی و برداشتن هریک گام در این مسیر 

      خداوندا فقط تو مرا به این مسیر هدایت کردی و ایمان دارم فقط با حمایت تو در این مسیر گام بر میدارم 

      خداوندا بی نهایت شکر 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فهيمه
        1402/02/03 09:34
        مدت عضویت: 505 روز
        امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 63 کلمه

        سلام طاهره جان 

        نظرات شما رو پايين فايل ها دارم ميخونم و لذت ميبرم از اجراي قانون در زندگيتون 

        در هر كامنتتون كاملا دريافتم كه چقدر پايبند هستيد به دوره هاي استاد 

        خوندن كامنت بچه هاي موفقي مثل شما به من و امثال من كه تازه وارد هستيم قوت قلب ميده 

        ممنون كه وقت ميزاري و نظراتت رو براي ما هم به مينويسي

        در مسير تغيير شاد باشي

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1402/01/14 09:14
      مدت عضویت: 1611 روز
      امتیاز کاربر: 9998 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      با سلام.

      بررسی عملکرد چهارده روز تعطیلات عید:

      قبل از اینکه شروع کنم میخوام بگم نکته ی مهمی هستش که ما باید خودمان را با خودمان و عملکرد گذشته بسنجیم و نسبت به اون به خودمون نمره بدیم.

       چند روز آخر سال تا روز اول و دوم عید در سفر بودم و باید بگویم که از رفتارم رضایت کامل دارم اصلا پرخوری نداشتم و سبک بودم.

      از روز سوم علاوه بر تعطیلا نوروز وارد ایام ماه مبار رمضا شدیم .

      درباره ی خوراکی های نوروزی خیلی برخورد عالی داشتم و در زمان افطار تا سحر که روزه نبودم رفتارم در مقابل خوراکی هایی مثل آجیل و شیرینی خیلی خوب بود.تقریبا آجیل نخوردم و در کل تعطيلات دو عدد شکلات با آنکه در محاصره ی کلی خوراکی های متنوع بودم.

      اما در رابطه با ماه رمضان انتظار داشتم رفتار بهتری داشته باشم با اینکه ۲ شب فقط خیلی ناراضی بودم از رفتارم ولی می توانستم بهتر عمل کنم البته تا اینجای مسیر و چون هنوز از ماه رمضان باقی مانده می توانم رفتارم را اصلاح کنم.

      درباره ی فایل گوش دادن هایم: 

      دوره ی سیزده روز تا سیزده بدر را به لطف خدا توانستم تهیه کنم و حدود 5 روز آن را انجام دادم که بعدش سرماخوردگی مانع استفاده شد چون انرژی لازم را نداشتم.اما تمرین هایم را به طور ذهنی انجام می دادم و در جزوه ثبت می کردم.

      چند فایل هم از دوره ی لاغری و آرامش در ماه رمضان گوش دادم و در یک قسمت هم کامنت نوشتم.

      فایلی از استاد گوش دادم که اسمش بهانه بود و خیلی مفید بود برایم.

      باید از امروز برنامه ی منسجم تری برای فایل گوش دادن بريزم تا بتوانم مستمر در مسیر باشم و نتیجه ی دلخواه را کسب کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام استاد عزیز
      خیلی ممنون از فایل زیباتون
      شکر خدا نوروز امسال من متفاوت بودم
      یعنی امکان نداشته من به چاقی تو ایام تعطیلی فکر نکنم،
      اما امسال اصلا دغدغه ی زهنیم نبود و مطمئنم که وزنم زیاد نشده،
      شاید کم شده باشه،
      و بازم شکر که اون اشتیاق سالهای قبل به تنقلات و شیرینیجات تو سال جدید خیلی کم شده بود،
      و این
      یعنی
      تغییر
      افکار
      و
      فرمولهای
      ذهنیه
      من
      نسبت
      به
      ۳ماه قبل😃
      ممنونم استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1401/01/27 16:09
      مدت عضویت: 1253 روز
      امتیاز کاربر: 12008 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      بنام خدا 

      فایل زیبای امسال چاق میشی یا لاغر 

      من لاغر میشم شما چطور دوستان ؟

      سالی که نکوست از بهارش پیداست برای من امسال از تمام جهات زندگی نکوست نه فقط لاغری بلکه تمام مراحل زندگی چون دارم هم می بینم و هم احساس میکنم منم مثل دوستی که گفته دومین بهاری است که در این مسیر زیبا هستم و نتایج عالی کسب کردم من تو این ۱۳ روز از عملکرد خودم خیلی راضی بودم نه پرخوری کردم نه تنقلات را بهشون توجه کردم با اینکه هر جا میرفتم هم جلومون بود من یا میلی به خوردن نداشتم و یا شاید چند دونه پسته میخوردم همین نقش بازی کردن نبود میا نداشتم غذامو به اندازه مورد نیاز بدنم مصرف میکردم خیلی احساس عالی دارم از زندگی از کارم از رفتارم و خیلی چیزهای دیگه از بخشیدن و رها کردن اونایی که در سال گذشته به من صدمه روحی زیادی زدن و من اول فکر کردم باید مثل خودشون رفتار کنم اما الان نه یاد گرفتم که اشتباه کردم برا همین بخشیدم و رها کردم و حال خودمو هر روز بهتر از دیروز میکنم من تصمیم گرفتم که از این لحظه تا زمانی که زنده هستم در این مسیر زیبا که خداوند هدایتم کرد باشم و انشالله میخوام یعنی تو اولویت هست که دو دوره را خریداری کنم انشاالله . 

      من حالم خیلی خیلی خوبه 

      ممنونم خدا جونم ممنونم استاد روشن عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      1401/01/26 21:58
      مدت عضویت: 1187 روز
      امتیاز کاربر: 12738 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,110 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      سالی که نکوست از بهارش پیداست، راستش خیلی این رو قبول ندارم دیگه…در ادامه می گم چرا؟

      اما باید بگم امسال تعطیلات عید رو عالی گذروندم، هم روزها و تفریحات عالی داشتم هم بی نهایت رها و بی استرس در زمینه چاقی و لاغری بودم. امکان نداشت من بعد از عید چاق تر برنگردم به زندگی معمولی، سفر هم اگه می رفتم که دیگه بدتر….امسال ولی اینقدر رها بودم و در لذت گذروندم که خدا می دونه…امسال من، هم سفر بودم، هم توی هتل اقامت داشتم، همه چیز مهیا بود برای اینکه مثل سالهای قبل با ترس و لرز بگذرونم. با افکار چاق کننده و باورهای قدیمیم…اما دیدم که چقدر رفتارهام درست بود…اونم نه که خودم بخوام مراقب باشم یا حالت رژیم داشته باشم….همه رفتارهام همراه با حال خوب و دقت به نیاز بدنم بود، دچار ولع نشدم، مخصوصا نسبت به میزهای متنوع صبحانه، غذاهای زیاد رستوران ها و تنوع خوراکی تو شهر جدید هیچکدوم من رو حریص نکرد و این دو هفته من حتی یک روز هم دچار سنگینی یا عذاب وجدان نشدم…. خیلی خوشحالم از این بابت و واقعا لذت بردم از اینهمه تغییر…

      همه ماها که سالها رژیم گرفتیم تو این شرایط دو حالت داشتیم: یا می خوردیم و می گفتیم تعطیلاته، مهمونیه، سفره، بی خیال…بعدا جبران می کنم….یا اینکه از ترس چاق شدن نمیخوردیم و کم می خوردیم. همیشه گرسنه می موندیم و حرص هم می خوردیم که نمی تونیم لذت ببریم.

      خب توی حالت اول، حالمون بد بود، سنگینی بعدش، عذاب وجدان بعدش و برگشت از سفر و رفتن رو ترازو عذاب الیم بود…چقدر سرزنش می کردیم خودمون رو که نتونستیم جلوی خودمون رو بگیریم و … دوباره از سر نو شروع می کردیم…روز از نو، روزی از نو..دوباره رژیم و ورزش های سنگین و لاغری مقطعی و دوباره خستگی و چاقی و رژیم و ورزش و لاغری…دوباره چاقی و خلاثه این سیکل معیوب ادامه داشت

      توی حالت دوم هم عموما با اینکه رعایت کرده بودیم و از خوردن و سفر و مهمونی ها لذت هم نبردیم، اما باز هم چاق شده بودیم و جال بسیار بدی رو داشتیم بعدش و به زمین و زمان فحش می دادیم که من آب هم بخورم چاق میشم، اصلا سفر چاق کننده ست، آب و هوای بهار، خوردن می طلبه (یکی از باورهایی که قبلا داشتم و همه بهم می گفتن) ، حیف که الکی خودم رو محروم کردم…من هر کاری کنم بازم چاق میشم…یا اگه هم چاق نشده بودیم چون لاغر هم نشدیم اون فشار عصبی بازم باهامون بود که نه خوردیم، نه تغییری کردیم و بازم حال بد رو تجربه می کردیم که ببین اینهمه رعایت کردم، لاغر هم نشدم و …. حالا یا ول می کردیم و می گفتیم: این بدن من سوخت و سازش مشکل داره و من لاغر بشو نیستم…گور بابای دنیا … یا اینکه بازم میفتادیم تو دام رژیم و ورزش و ….

      هر دوی این حالت ها نتیجه ش سرزنش، حال بد، سرکوب شدن عزت نفس و باور به بی لیاقتی و عدم توانمندی مون بود .. و چون این احساسات در ما زنده میشد، در نتیجه همین ها رو از بیرون و اطرافیانمون هم می گرفتیم و اونها هم می شدن زبان ما و آینه تمام قدر افکار ما و بیشتر و بیشتر از خودمون بدمون میومد.

      واقعا خدا رو شکر می کنم که امسال هیچکدوم اینها رو تجربه نکردم…خوشحالم که آگاهانه زندگی کردم و الان که فکرش رو می کنم واقعا لایق یه جایزه هستم…باید برای عملکرد عالیم توی تعطیلات عید حتتتتتتتما به خودم یه هدیه بدم. (اینو از شما یاد گرفتم)

      خب حالا چرا می گم چندان به این ضرب المثل عقیده ندارم دیگه … سالی که نکوست از بهارش پیداست … از دید من دو بعد داره این مثل…

      خب من یاد گرفتم که خودم صد درصد مسئول زندگیم هستم و خودم اون رو خلق می کنم. از طرفی هم یاد گرفتم هر زمانی و هرجایی که فهمیدم راهم اشتباهه، انتخابم غلطه و … می تونم برگردم و اصلاحش کنم. وقتی می گم سالی که نکوست از بهارش پیداست، انگار دارم مسئولیت رو از خودم سلب می کنم. همین تناسب اندام رو مثال می زنم….فرض کنید من امسال بهار عملکردم در زمینه تناسب اندام خوب نبوده به هر دلیلی، حالا با این جمله این باور در من ایجاد میشه که خب دیگه من بهار رو بد گذروندم، اشتباه کردم، موفق نبودم، پس دیگه هر کاری کنم تا آخر سال همینه….درحالی که واقعا اینطور نیست…میشه برگشت به جاده اصلی .. میشه دوباره از سر گرفت و ادامه داد…میشه جبران کرد….درسته یه زمانی رو از دست دادم اما نمیشه خط قرمز رو کل سال کشید…از اون طرف هم اگه خوب و عالی عمل کرده باشم، بازم ممکنه بگم خب دیگه همینه و چون بهارم خوب بوده، پس دیگه هر طوری رفتار کنم تا آخر سال هم همینطور عالی پیش میره. پس دیگه تلاشی نمی کنم و بی خیال می شم…

      اما همین ضرب المثل رو اگه از دید انرژی گرفتن بهش نگاه کنیم و دچار کج فهمی نشیم خب خیلی هم خوبه. برای اونهایی که خوب عمل کردن، می تونه کلی انرژی بخش باشه که اوکی، حالا که من این مدت عالی بودم، اگه همین فرمون جلو برم و با همین روال ادامه بدم، مسلما تا آخر سال هم همینطوره و نتیجه خواهم گرفت. نکته مهمش همینه که یادم باشه و با خودم مرور کنم : اگه بهار عالی پیش رفت چطور اینطور شد؟ من چه کارهایی کردم؟ چه تغییراتی کردم؟ چه چیزهایی در من اصلاح شد؟ همه اینها رو یادم بیارم و یادم بمونه…بعد بگم اوکی، حالا که بهار رو اینطور گذروندی، اگه همین طور ادامه بدی، بازم همین نتایج عالی رو خلق می کنی و همینقدر سال بی نطیرتری رو هم خلق می کنی

      اینها عقیده من بود درباره این ضرب المثل و راستش توی همه جوانب زندگی اینجور تفسیرش می کنم. ممنون از شما استاد عزیزم که وقت گذاشتین و خوندین…..در نهایت من به خودم قول دادم که همونطور که از سال قبل یاد گرفتم و تونستم یاد گرفته هام رو امسال عید هم عالی اجرا کنم، پیش برم و از این مسیر بی انتها لذت ببرم…من ایمان دارم امسال یکی از عالی ترین سا های زندگیم هست و این رو به خودم قول دادم و بازم قول می دم که بهترین خودم رو اجرا کنم و در مسیر عالی تناسب اندام مستمر باشم….من همیشه این چند سال شنیدم که مقصدی نیست و باید از مسیر لذت ببری و … اما به جرات می گم تو این دوره بود که با گوشت و پوست و استخونم این رو درک کردم و به معنی واقعی رهایی رو دارم تجربه می کنم…رهایی که مترادف با بی خیالی و ول کردن هدف نیست…به معنی آرامش داشتن و آویزون به هدف نبودنه…بی نهایت ازتون ممنونم استاد جانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      1401/01/20 23:31
      مدت عضویت: 1259 روز
      امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 866 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست 💖💖💖

      سلام 🖐️

      امسال چاق میشی یا لاغر ؟🧐🤔

      الهی شکر که به این مسیر زیبا هدایت شدم امسال دومین بهار از زندگیم هستش که در این مسیر زیبا در حرکت هستم و چیزی نمونده تا به مقصد برسم و ان شا الله تا زمانی که زنده هستم در این بهشت زیبا بهترین روزهای زندگی مو تجربه می‌کنم . اگه بخوام خودمو محک بزنم باید بگم که نه تنها امسال بلکه از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم تقریباً میشه گفت که درست عمل کردم درسته که نسبت به پارسال لاغرتر نشدم ولی چاق ترم نشدم من همیشه در مهمانی ها و جشنها ، ماه رمضان ، اعیاد ،شب یلدا حواسم به خودم هست که ببینم چه طور عمل کردم و در بیشتر مواقع بعد از تموم شدن اون جشن یا مهمانی ،….از عملکرد خودم لبخند رضایت روی لبم میاد البته یک جاهایی هم اشتباه می‌کنم ولی خب خدارو شکر تعداد رفتار های درستم خیلی بیشتر از رفتارهای اشتباه مه اتفاقا امسال سیزده بدر با خانواده همسرم بودیم اونجا هم افراد چاق بودن هم افراد متناسب ومن رفتار های اونا رو زیر نظر داشتم و رفتارهای این افراد برام خیلی جالب بود یک آقایی بود که خیلی خیلی چاق بود این آقا یک کیسه پر از آجیل همراهش بود و هر جا می‌رفت این کیسه رو با خودش میبرد و هر جا که می‌نشست در کیسه شو باز میکرد و شروع میکرد به خوردن یک لحظه به کارش خنده ام گرفت آخه پیش هر کس می‌نشست این کیسه همراه ش بود و قشنگ می‌دیدم که اصلا دلش نمیومد اون کیسه رو از خودش جدا کنه و به نظرم اومد که این آقا اصلا سیری و گرسنگی شو درک نمی‌کرد چون مدام در حال خوردن بود قبل از ناهار که بساط کبابم به راه بود کلی تنقلات و خوراکی وسط بود که بی وقفه میخورد و اصلا دست رد به هیچ چیز نمی‌زد حالا نه تنها ایشون بقیه هم مشغول خوردن بودن ولی ایشون همه چیزو با حرص و ولع میخورد بعد از ناهار بلا فاصله هندونه و کلی خوراکی دیگه که همین طور پشت سرهم میخوردن و همه همین طور نشسته بودند و انگار مسابقه خوردن بود این وسط یک دختر بچه که حدوداً ده، یازده سالش بود و اتفاقا خیلی هم لاغر و متناسبه و چون خیلی غذا کم می‌خوره و به قول بقیه اشتها نداره مدام دیگران بهش اصرار میکردن که بشینه کنار بچه های دیگه و خوراکی و تنقلات بخوره که یک دفعه این بچه عصبانی شد و گفت بابا ولم کنید وقتی که سیرم چه طوری بخورم از گلو پایین نمیره یک لحظه یاد حرف استاد افتادم که می‌گفت افراد متناسب فرمول های ذهن شون پاک و دستکاری نشده ست و درزمان سیری هیچ چیز از گلو شون پایین نمیره و در مورد این دختر کاملاً صدق می‌کرد، حالا پسر خودم که 6سال شه  و اتفاقا چاق و تپل یکسره در حال خوردن بود و تا میدید بچه های دیگه حواس شون نبود تند تند یواشکی خوراکی های اونا رو میخورد و همش می‌گفت گشنمه بر عکس دو تا دخترم که لاغر و متناسبند و باید به زور یک چیزی و بخورن  و در مورد من خودم اون روز فقط چندتا دونه کباب بدون نون خوردم بعد از ظهرم یکمی آجیل و چندتا دونه چیپس و پفک دیگه سیر سیر بودم و اصلا میلی به خوردن نداشتم و در این حین که بقیه مشغول خوردن بودن من و دخترم باهم رفتیم تو دل طبیعت و یکمی پیاده روی کردیم و از مناظر زیبای طبیعت باهم عکس گرفتیم در مسیر مون یک چشمه زیبا بود و یکمی از چشمه  آب خوردیم و از تفریح مون لذت بردیم وقتی برگشتیم بقیه بازم مشغول خوردن بودن و دخترم به رفتار افراد چاق فقط می‌خندید و می‌گفت آخه چه طوری میتونن این قدر بخورن آخه کجا شون میریزن و من به دخترم گفتم تقصیر خود شون نیست تقصیر افکار شونه که باید اصلاح بشه البته من خودمم قبلاً همین طور بودم و تو این جور روزا  مغزم ارور میداد و قاطی می‌کردم و همه چیز و با هم دیگه می‌خوردم ولی خدا رو شکر که در این مسیر دارم فرمول های نادرست ذهن مو درست میکنم و به نظر خودم برای من امسال بهارش نیکوست و من دارم درست عمل میکنم ، در مسیر هستم و ان شا الله که به تناسب فکری و جسمی می‌رسم و چیزی نمونده که 58کیلو شدن مو تجربه کنم راستی چند روز بعد از سیزده بدر که نشسته بودم عکسامونو نگاه میکردم از دیدن عکس های خودم لذت بردم اصلا فکر نمی کردم که این قدر متناسب و خوش اندام شده باشم دیروزم که داشتم میرفتم مدرسه دنبال دختر کوچکم دختر بزرگم می‌گفت که لاغر شدی و من لبخند زدم و گفتم آره تازه لاغر ترم میشم .و همین طور در طول ایام عید چه مهمون داشتم و چه جایی مهمون بودم خیلی کم پیش میومد که رفتار اشتباهی داشته باشم و اصلا خوراکی ها و مواد غذایی برام مهم نیستند فقط در زمان گرسنگی به اندازه نیاز بدنم مصرف می‌کنم و به محض سیر شدن دست از خوردن می‌کشم و امیدوارم که با ادامه دادن در این مسیر بتونم بهتر عمل کنم 

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم 🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1401/01/17 16:17
      مدت عضویت: 1756 روز
      امتیاز کاربر: 11961 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 38 کلمه

      سلام استاد سال نو مبارک

      یک پیشنهاد داشتم لطفا دیدگاهتون طوری در سایت باشه که همه بتونن استفاده کنند نه فقط کسانی که دوره پیشرفته رو تهیه کردن اینطوری بهتر میتونیم برای تهیه دوره های جدید تصمیم بگیریم

      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام و درود
        در هرجلسه از دوره آموزشی که دیدگاه نوشته بشه فقط افرادی که اون دوره رو خریداری کردند میتونند مشاهده کنند

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1401/01/17 13:55
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 30551 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,118 کلمه

      سلامی گرم  به استاد عطار روشن.و تمامی عزیزان هم مسیر من 

      من به مدت دو سال و نیم هست در سایت شما هستم و به جرات میگم با همون فایلهای رایگان شما از همون اوایل شروع کار کردن روی خودم من نتایج بسیار عالی گرفتم طوری که بقیه هم به من میگفتن چون من به خاطر یه سری مشکلات دارویی و محدودیت بسیار شدید  در غذا و ورزش شدید  قبل از آشنایی با سایت  داشتم روزهای بسیار سختی رو سپری میکردم که علی رغم تمام تلاشهام هر ماه  ام شاهد افزایش وزن زیادی بودم و دیگه واقعا خسته شده بودم و نمی‌دونستم چه کاری انجام بدم  تا با این راه آشنا شدم وبا گوش دادن اولین فایل و اولین حرفهای شما در پیج ایستا ی شما دگرگون شدم که حق با ایشون هست مشکل من همین هست و چنان حرفهای شما بر جان و دل من نشست و من متعهدانه عمل کردم که بسیار عالی نتیجه گرفتم و از همون اوایل آشنایی  اولین عید نوروز من و اولین ماه رمضان من و اولین مسافرت من و  اولین مهمانی من  و بقیه ایام برای من .متفاوت شد و اصلا من دیگه من قبلی نبودم  با اینکه دوره ی اصلی شما رو نخریدم ولی به قول خود شما با اندکی زیرکی و با اندکی پشتکار و استمرار  تونستم حسابی خودم رو دگرگون کنم و یه ورژن جدید از خودم ببینم وباید بگم امسال هم  که عید نوروز و رمضان  همزمان به فاصله ی کم پشت سر هم هستن  بسیار بسیار برای من لذت بخش  که اینقدر عالی دارم در هر زمانی. غذا میخورم واین عین یه آزمون برای من هنرجوی  سایت تناسب فکری هست که ببینم در ایام مختلف چه بر خوردی با مواد غذایی دارم واصلا باید بگم خودکار عالی رفتار میکنم طوری که بعضی اوقات  خودم شگفت زده هستم و دقیقا مشخصه برای من هیچ ایامی  برای من با هم  دیگه  فرق ندارن مثلا رمضان و روزه  و مسافرت  و … فرق ندارن بنده به اندازه نیازم در هر زمانی غذا مصرف میکنم و هر گز حاضر نیستم  غذای یشتری از  ترس کمبود و قحطی در ماه رمضان  ویا بهانه   ی  شاد بودن و تفریح وخوشگذرانی   در ایام عید و…. وارد بدنم کنم  ناگفته نماند دوره ی ۱۳ گام تا سیزده به در بسیار برای من  عالی بود و یا دوره ی  کنترل اشتها. بسیار برای من عالی بودن و دقیقا  دو تا از بزرگترین مشکلات من  در گذشته  که فکر میکردم  من اشتها دارم و یا در ایام خاصی چاقتر میشم رو به راحتی حل کردند .

      من شخصی بودن که در گذشته خودم رو مغلوب  اشتهای زیادم میدونستم .

      من کسی بودم که خودم رو مغلوب   استفاده از چند دارو می‌دیدم .

      من کسی بودم که در گذشته خودم رو مغلوب ایام خاصی در سال مثل عید نوروز و ماه رمضان و ایام سفر و…‌‌میدونستم .

      و کلی  از  اینجور دلایل  برای چاقی خودم داشتم که به محض اینکه اونها رو نقض کردم دیگه هیچ دلیلی برای چاقی خودم نداشتم 

      و  اما   وقتی وارد سایت شدم و به حرفهای ناب استاد گوش دادم متوجه شدم چقدر خودم باعث شکست خودم شدم چقدر خودم باعث چاقی خودم   شدم. چقدر من  به راحتی با هر ورودی اشتباهی  خودم روچاق کردم .

      اما به لطف خدا مدتها هست  در سایت هستم  وبسیار  عالی و در مسیر تناسب حرکت میکنم اصلا حرص وولع ندارم نگاهم به مهمانی و سیزده به در و دور همی و  اصلا نگاهم به  غذا خوردن در هر  وعده ی غذایی تغییر کرده  که بابا چرا هر چیزی برای من در خوردن خلاصه میشه ؟؟

      می‌خوام تفریح کنم در فضا سبز چرا باید بیشتر بخورم ؟؟

      می‌خوام سفر کنم چرا باید بیشتر بخورم ؟؟

      می‌خوام حوصلم سر نره چرا باید بیشتر بخورم؟؟

      می‌خوام مهمانی برم چرا باید بیشتر از همیشه بخورم ؟؟

      و خلاصه کلی دلیل برای نخوردن های  بیشتر از نیاز خودم  دارم دقیقا بر عکس گذشته که همیشه کلی دلیل برای خوردنم داشتم .

      من مدتها هست در آرامشم  و با راحتی و لذت همیشه ی ایام   من سیر هستم و خبری از گرسنگی نیست و متناسب تر  هم شدم شایدم خیلی‌ها بگن تو الان عالی هستی ولی من خودم مقداری لاغر تر از الآنم  برام ایده آل هست اما اصلا کار محالی برام نیست چون میبینم  سال به سال  رفتارهای من عالیتر و متناسب تر میشن سال به سال درست تر رفتار میکنم .پس اگر من لاغر نشم کی لاغر بشه ؟؟

      من بسیار مسلط تر از گذشته  رفتار میکنم حالا اینم بگم شاید یه جایی بعضی وقتها خطا داشته باشم  اما همون رفتار  من بسیار کم و کمتر شده فقط در موقعیت‌های خاصی  شده  و اونم به مقداری کم شده  که اگر  در اون زمان  گذشته  اینطور می‌خوردم خوشحال می‌بودم که  چه خوب رژیم گرفتم اما الان اون مقدار غذا  برای من  جز  رفتارهای  اشتباه من هست  که بیشتر از نیازم خوردم و این واقعا برای من مثل معجزه هست چون در گذشته همیشه گرسنه بودم همیشه زیادتر  میخوردم و کلی غذای خاص  به  قول  اطرافیان کم کالری داشتم که در مواقع گرسنگی بخورم اما حالا خبری از این حالات نیست راحتم با خودم  به اندازه میخورم ،سبکترم ،جسمم سالم تر هست و به لطف خدا خیلی هدایتی با یه سری نشونه ها که مدتها بود ذهنم رو در گیر کرده بود برای تست تیروییدم به پزشکی مراجعه کردم که تحت‌نظر ایشون یه مدت داروم  رو منظم مصرف کردم که ایشون شگفت زده شده. که چطور امکان داره این همه بهبود در وضعیت  تیرویید  من و  براش گنگ هست و سردر گرم هست که چیکار کنه برای همین یک ماه دیگه از من خواسته دارو مصرف کنم تا نتیجه ینهایی رو اعلام کنه که داروها رو قطع کنم و یا به خوردن  یکی دو روز داخل هفته تبدلیشون کنه و من مطمعنم و بارها به پزشکم گفتم که این بیماری من حل میشه  و برای همیشه دارو رو کنار می‌زارم. و به امیدی که به خدای خودم دارم می‌دونم نه تنها این مشکل من  بلکه هر مشکل دیگه  رو خودش به راحتی برای من حل می‌کنه  و من نیاز به هیچ چیزی برای سلامتی خودم ندارم فقط بودن در این مسیر برای من کافی  هست 

      و اما باید بگم امسال چقدر عالی در روز سیزده به در تفریح کردم و در مهمانیها بودم و در مقابل آجیل‌ها چقدر عالی رفتار کردم چقدر به دنبال خوردن برای لذت و شادی در این ایام نبودم و فقط به دنبال دورهمی و لذت از اطرافیانم و …. بودم 

      استاد دنیا دنیا ازشما سپاسگزارم  به خودم می بالم که در این  مسیرم  چقدر  دوست دارم تک تک دوره های ناب شما رو خصوصا با این تخفیفهای  بینظبر  میخریدم اما شرایط مهیا نبود و از خدا می‌خوام من رو به سمت بهترین راه ها هدایت کنه  و در مسیر درست نگه داره چون تمام تلاش خودم همین یه مورد هست که همیشه در مسیر درست باقی بمونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم