تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
💡 اگه میخوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.17 از 148 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان🪴
سلام به استاد عزیز ودوستان گرامی در سایت تناسب فکری.🙋🏻♀️💖
گام نهم : با قانون رهایی لاغر شوید.
قانون رهایی میگه که خواستهات رو رها کن تا به اون برسی.قانون رهایی توی لاغر شدن هم تاثیرگذاره، و با استفاده از اون میتونم به راحتی لاغر بشم.
توی مسیر لاغری با ذهن،توجه کردن به مقدار اضافه وزنم، میتونه انرژی و احساس خوبم رو برای لاغر شدن نابود کنه،در مسیر لاغری با ذهن موفقیت، رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایدهآل نیست،بلکه موفقیت اون مقدار فاصله ای هست که از شرایطم در نقطه شروع در خودم احساس میکنم.
توی این مسیر سعی کنم همیشه به خودم بگم احساسم چقدر تغییر کرده،پس به همون اندازه موفقم،نگرشم از لاغر نشدن چقدر به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده؟پس به همون اندازه موفقم،ترس از خوردن مواد غذایی چقدر در من تغییر کرده؟پس به همون اندازه موفقمارتباطم با خودم چقدر تغییر کرده،؟پس به همون اندازه موفقم،هر تغییری که به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن، در خودم میبینم، نشون دهنده موفقیت و تاثیرگذار بودن این آموزشهاست.توی مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجهم به تغییراتم باشه و توجهی به هدف نهایی نداشته باشم،اون وقت همینطور که مشغول لذت بردن از تغییراتم هستم،متوجه میشم که از نقطه پایان هم گذشتم،این روش لاغر شدن خیلی لذت بخشه،
نه اینکه بخوام هر روز شرایطمو با اونچه که باید باشم، یا دوست دارم باشم، مقایسه کنم،توی این شرایط رستمم که باشم بعد از چند روز از حرکت کردن توی مسیر یادگیری لاغری با ذهن ناتوان میشم.
باید سعی کنم لاغر شدن رو رها کنم و فقط به دنبال یادگیری باشم،من اگه هزاران رنگ و آبرنگ و بوم و قلم و دیگر وسایل لاغری رو هم داشته باشم، ولی وقتی نقاشی کردن رو یاد نگرفته باشم، هیچوقت نمیتونم قلم به دست بگیرم و نقاشی کنم،برای نقاش شدن باید نقاش شدن رو رها کنم و نقاشی کردن رو یاد بگیرم.فقط باید یاد بگیرم، باید تکرار کنم، و به آموزشها عمل کنم،مرحله به مرحله تکاملم رو سپری کنم، آزمون و خطا کنم، تا کم کم تغییرات رو در خودم مشاهده کنم.
اونی که نقاشه هرگز به نقاش بودن خودش فکر نمیکنه،چون اون نقاشی رو یاد گرفته.منم برای لاغر شدن، باید لاغر شدن رو کنار بزارم و فقط لاغری رو یاد بگیرم،جمله به جمله.اونی که نقاشه با نقاشی زندگی میکنه،و اونی هم که لاغره، با لاغری زندگی میکنه.کار اصلی ذهن، یادگیریه،وقتی ذهنم رو مشغول یاد گرفتن کنم اونوقت ذهن هم اجازه میده تا جسم، بر اساس فرمولهای اولیه پیش بره،
با یاد گرفتن لاغری میتونم ذهنم رو که مرتب داره به چاقی و لاغر شدن فکر میکنه، رو به کار بگیرم و با این یادگیری حالمو خوب کنم. یاد میگیرم که باید از ابزار ذهن در راستای قوانین آفرینش استفاده کنم که یکی از همین قوانین،
قانون رهاییه،
اگه این سوال توی ذهنم بیاد که ذهن مگه میتونه چیزی رو رها کنه که بهش عادت کرده؟این جواب رو بدم که آره میتونه،وقتی غذای دلچسبتری به ذهن بدم، ذهن هم خوراک نه چندان مرغوب قبلی خودش رو رها میکنه،چون تازه میفهمه که اون خوراک چقدر بد مزه بوده و به ذائقه اون نمیخورده.
قانون رهایی یعنی رها کردن اونچه که منو با قوانین آفرینش ناهمسو میکنه،ناتوانی ناهمسو با آفرینشه،چه چیزی بهم احساس ناتوانی میده؟؟هر چیزی که من با فکر کردن بهش به احساس ناتوانی میرسم باید اونو رها کنم، اینجا هم لاغر شدن وقتی که بهم احساس ناتوانی میده، پس باید اونو رها کنم،یادگیری یک پروسه ذهنیهلاغر شدن هم یک پروسه جسمیه،
برای لاغر شدن باید پروسه جسمی رو رها کنم،اونوقت با رها کردن جسم و لاغر شدن،از تکرار فرمولهای چاق کننده دوری میکنم.
باید سعی کنم همیشه در حال علم آموزی باشم،ذهن تنها با خوراک علم میتونه خوراکهای ناهمسو با آفرینش رو رها کنه،لاغر شدن یک پروسه جسمیه،و قدرتی که در آفرینش جسم وجود داره بر ترمیم و پاکسازی و خلق سلولهای جدید استواره.
در حافظه الهی ما همه چیز هست،جسم ما به علم لدنی متصله،منتها ما به خاطر آموزشهای ناهمسو با آفرینش و دخالت کردن در کار جسم، قدرت تخریب رو بیش از قدرت ترمیم کردیم،ما با ذهن خودمون جسم رو تخریب میکنیم و جسم ما با فرمولهای الهی خودش رو ترمیم میکنه،وقتی که ذهنم رو به یادگیری مشغول میکنم متوجه میشم چطور باید از ابزار ذهن در جهت قوانین آفرینش استفاده کنم،چرا که اصل آفرینش ذهن بر این اساس استواره.
وقتی لاغر شدن رو رها کنم جلوی تخریب ذهن رو میگیرم،اونوقت ترمیم بدن پروسه لاغری رو که همیشه در حال انجام اون بوده ادامه میده،و چون دیگه ذهن یاد گرفته این کارخانه خودکار رو رها کنه،لاغری رخ میده.این یک آموزش عملیِ.
ما باید همواره این نکات را در نظر داشته باشیم، وقتی همیشه مشغول حرکت در مسیر لاغری با ذهن باشیم توجه به جسم رو رها کرده به اون میرسیم و از اون عبور میکنیم،لاغری جسم تموم میشه،اما لاغری ذهن که همون یادگیریه، تا ابد ادامه داره و این استمرار باعث لاغر موندن دائمی جسم میشه.
توی این مسیر باید لاغر شدن برام لذت بخش باشه، نه اینکه هر روز شرایطم رو با اونچه که باید باشم یا دوست دارم باشم مقایسه کنم،باید لذت ببرم و دیگه مقایسه نکنم،پس هر وقت که گرفتار مقایسه شدم بدونم که ذهنم لذت بردن رو کنار گذاشته و فرمولهای قبلی دارن تکرار میشن که من به جای لذت دارم مقایسه میکنم.
من توی هر شرایطی که باشم اگه از اون شرایط راضی باشم که مسئلهای باهاش ندارم،اما اگه از اون شرایط راضی نباشم، یعنی اینکه دوست دارم تغییرش بدم،پس الان که تصمیم گرفتم لاغر بشم به خاطر اینه که از شرایط چاقیم دیگه خسته شدم، به تنگ اومدم، اعصابم به هم ریخته، و این مشکل هر روز داره بهم فشار میاره که میخوام تغییرش بدم،اگه چاقی بهم فشار نمیآورد که کاری باهاش نداشتم،ولی هر چقدر که مشکلاتش داره بهم فشار میاره و مشکلاتی که برام درست کرده، چه مشکلات ذهنی، چه مشکل توی روابط، در برخورد با دیگران، حرف و حدیثهایی که میشنوم، محدودیتهایی که برام درست کرده،اینا باعث شدن که بخوام وضعیتم رو تغییر بدم،پس وقتی که میخوام اقدام کنم برای تغییر کردن، مخصوصاً در مورد لاغری و از مسیر لاغری با ذهن،باید بدونم که هر روز این مشکل با من هست و من میخوام تغییر کنم،اینجوری نیست که چون من میخوام لاغری با ذهن رو شروع کنم و اقدام کردم دیگه از فردا برام همه چی گل و بلبل بشه،نه اون مشکلات چاقی هنوز هست،و من باید این مدت زمان بین تاثیر کردن و نتیجه گرفتن از شروع ماجرا رو باید بتونم مدیریتش کنم،باید بتونم مدیریت کنم که هر روز با اینکه مشکلات چاقی هست، در این مسیر حرکت کنم.
چون خیلی از افراد هستن که میخوان لاغر بشن، شروع میکنن چند روز رو پرتوان ادامه میدن،اما بعد افت میکنن،چرا؟؟چون مشکل چاقی هر روز هست و اون داره با استفاده از محتوای آموزشی حالش رو بهتر میکنه، اما نتیجه لاغری هنوز وجود نداره، هنوز حس نمیکنه که لاغر شده، و اون فشارِ مشکل چاقی بالاخره غلبه میکنه و اون تصور میکنه که من لاغر بشو نیستم و دیگه ادامه نمیده.
پس مهمترین موضوع اینه که من از وقتی که تصمیم میگیرم از یک مسیری حرکت کنم برای لاغر شدن تا لاغر بشم، این فاصله همراه با رنج چاقی هست، پس باید ادامه بدم، اگه حالم به خاطر چاقی بده، باید ادامه بدم،اگه هر روز دارم حرف میشنوم، مسئله برام به وجود میاد، مریضی دارم، درد دارم، هرچی که هست، باید ادامه بدم.
پس اگه این چاقی که چندین ساله در من به وجود اومده، هر کاری هم کردم از پسش بر نیومدم، اگه الان به لاغری با ذهن رسیدم و دیگه مطمئنم که این روش جواب میده، حالم رو بهتر میکنه، پس باید در این مسیر بمونم و اونقدر ادامه بدم تا تغییرات ایجاد بشه.
و هی نگاه کردن به چاقی، و گفتن اینکه من که چاقم، چرا تغییر نمیکنم،حالا کی این چند کیلو رو کم میکنم،اینا خستم میکنه، فشار چاقی رو بیشتر میکنه،در مورد لاغری هدف من چیه؟؟لاغر شدن.خب این هدف، آخرشه،
یعنی نقطه پایان،
این مسئله توی ثروتمند شدن هم هست،چه کسی میخواد ثروتمند بشه؟؟اونی که از شرایط مالیش راضی نیست، داره بهش فشار میاد، میخواد تغییر کنه، هدف رو جوری تعیین میکنه ثروتمند شدن،و این فاصله اینقدر زیاده با اون چیزی که الان هست و حالا حرکتش رو شروع کرده،هی پیش میره، پیش میره، میبینه خبری از ثروتمند شدن نیست، شرایطش بهتر شده ولی ثروتمند نشده،و این میتونه حالش رو بد کنه.
اینکه در وضعیت بدی هستم، حالا هر وضعیتی،اگه چاقم میخوام لاغر بشم و چاقی بهم فشار میاره،یا اگه میخوام ثروتمند بشم، شرایط مالی بهم فشار میاره،اگه میخوام روابطم رو با همسرم و با همه تغییر بدم و روابطم بهم فشار میاره نباید هدفم رو اون نقطه پایان انتخاب کنم،اون نقطه پایان در واقع نقطه شروع منه. و نباید به امید نقطه پایان شروع کنم،اگه به امید نقطه پایان شروع کنم حالا هی حرکت میکنم و نمیرسم،اونوقت خسته میشم و ممکنه رها کنم.
یا اگه مثلاً هدفم ثروتمند شدن باشه،اگه بخوام همین الان در این شرایطی که هستم خودمو با اون فردی مقایسه کنم که هدف اصلی منه و بهترین زندگی رو داره،اون وقت افسرده میشم و این باعث میشه که همش خودم رو مسخره کنم، خودم رو سرزنش کنم، که خاک تو سرت، کاری نکردی، چیکار کردی،میخواستی ثروتمند بشی ولی نتونستی.
هیچ وقت نباید نقطه پایان هدف اولم باشه،پس هر چقدر هم که اضافه وزن دارم، اگه دارم از توی مسیر لاغری با ذهن حرکت میکنم،هدفم این نباشه که لاغر بشم،چون هدفم رو وقتی میذارم لاغر شدن، مگه چقدر میتونم صبر کنم،هر چقدر هم که زرنگ باشم، بالاخره صبرم تموم میشه،هر چقدر هم که صبر کنم میبینم که لاغر نمیشم و هی خودم رو با لاغر شدنه مقایسه میکنم، میبینم به جایی نرسیدم،اما اگه از اون چیزی که به دست میارم،مثلاً سه ماه بعد از اینکه از این محتوا استفاده کردم،اگه خودم رو در تمام جنبهها، با سه ماه قبل مقایسه کنم، میبینم که خیلی فوق العاده پیشرفت کردم،خیلی طرز فکرهام عوض شده،خیلی از رفتارهام عوض شده،خیلی از عادتهام عوض شده،اگه خودم رو با نقطه ای که شروع کردم مقایسه کنم، میبینم که خیلی تغییر کردم و خوشحال میشم.ولی اگه همون جایی که هستم رو با جایی که میخوام باشم خودمو مقایسه کنم، حالم بد میشه، اعصابم به هم میریزه، و ممکنه دیگه ادامه ندم.بنابراین وقتی از آموزشهای لاغری با ذهن استفاده میکنم، یا هر آموزش دیگهای،هدفم بهتر کردن اوضاع خودم باشه، بهتر کردن شرایطم باشه،نه رسیدن به نقطه پایان،چون پایانی وجود نداره.
در مورد لاغری با ذهن هم همینه،خیلی ها هستن سه، چهار ماه دارن از این محتواها استفاده میکنن،یه مقدار خوبی هم تغییرات داشتن، میان خودشون رو با یک کسی که ایده آل شده، ۳۰ کیلو کم کرده، خودش رو مقایسه میکنه افسرده میشه،میگه انگاری برای من هیچ فایدهای نداره،برای من جواب نمیده،فقط حس میکنم چند کیلو کم کردم،
پس اون چیزی رو که هستم، باید به نسبت قبلم در نظر بگیرم که انرژی بگیرم و ادامه بدم،وگرنه شکست میخورم،توی زمینه ثروت و پیشرفت هم اگه حواسم نباشه و توجهم بره روی اون بینهایتی که میخوام برای خودم بسازم، حالم بد میشه.
سوالاتی که استاد جواب دادن،❓توقف چربیسازی را توضیح بدید؟؟
استاد:هر فردی که از مسیر لاغری با ذهن استفاده میکنه خود به خود چربی سازیش متوقف میشه،انباشته کردن چربیش متوقف میشه، اصلاً هم تصور نکنید چربی سازی رو متوقف کنیم یعنی که چربی نخوریم و بگید که اِ پس رژیم چربی برامون داده، دیگه روغن نخوریم،یکی از دوستان هم سوال کرده بود که استاد شما گفتید چربی سازی رو متوقف کنید ولی امروز ته چین درست کردید کره محلی هم ریختید روش،پس این چربی چیه؟؟استاد:من نگفتم چربی نخوریم، میگم چربی سازی رو متوقف کنیم در بدنمون، خیلی کار سادهتر از اینه که بخواهیم چربی سوزی رو بالا ببریم،چون همه تلاش روشهای لاغری اینه که چربی سوزی رو بالا ببرن،ولی ما میگیم چربی سازی رو متوقف میکنیم،دورههای آموزشی همین کارو به شما یاد میده،تمرکزتون نره روی اینکه حالا بیام روغنها رو حذف کنم، برنجم رو بدون روغن درست کنم،من هیچی رو بدون روغن درست نمیکنم،هرجا باید روغن بزارم میزارم، نتیجه رو هم شما دارید میبینید، نرید سمت تفکیک مواد غذایی،
همین که شما از محتوای آموزشی استفاده میکنید خود به خود ذهنتون وقتی تغییر میکنه چربی سازیتون، انباشته کردن چربیتون، کمتر میشه و به صفر میرسه که بدن شما شروع میکنه به لاغر شدن.پس اینکه شما نتیجه میگیرید یعنی خود به خود چربی سازی کمتر شده، یه جایی متوقف میشه و از اینور کار انجام میشه و میبینی شما تغییر کردی،
بنابراین ذهنتون نره به سمت تفکیک مواد غذایی.
❓سوال؟؟اگه کسی اراده کنترل خوراکش خیلی بالا نباشه بازم میتونه موفق بشه با آموزشهای شما؟؟
استاد:صد در صد میتونه.اصلاً این فکری که شما میگی من کنترل روی خوردنم ندارم اشتباهه،بر اساس محتویات ذهنیت، بر اساس فرمولهایی که در ذهنت ایجاد شده، مغزت داره فرمانهای خوردن میده و کاملاً هم درست میگی که نمیتونی خودت رو کنترل کنی،چون دست شما نیست،وقتی مغز فرمان میده شما باید اجرا کنی اما وقتی هم نمیخوای اجرا کنی مثل زمانهایی که رژیم میگیری،دیدی چقدر اعصابت خراب میشه،چون مغزت فرمان اجرا داده شما نمیخوای اجرا بکنی، خودت با خودت درگیر میشی،مگه چقدر میتونی رژیم بگیری،مثل اینه که بخوای فعالیت بدنت رو بالا ببری، مغزت دستور میده که ضربان قلبت باید بره بالا، تنفس باید بره بالا، بعد بگی اِ من نمیخوام ضربانم بره بالا، من میخوام بدوو ام ولی ضربانم سر جاش باشه،خب اگه میتونی این کارو انجام بده، نمیتونی،خوردن هم همین جوره،خوردن یک فرمان مغزیه که شما شروع میکنی به خوردن،این تغییر میکنه،منم قبلاً کنترلی روی خوردنم نداشتم، قبلاً توی سر خودم میزدم، ای بی عرضه، ولی الان فهمیدم اصلاً داستان بیعرضه و باعرضه نیست،داستان اینه که مغز داره فرمان خوردن میده،حالا وقتی فرمولهای ذهنی عوض بشه، فرمانهای ذهنت عوض بشه، رفتار شما تغییر میکنه، بدون درگیری و اعصاب خوردی.
❓سوال:؟؟من از دورههای رایگان استفاده میکنم، خیلی خوب بودم، گرسنگی و سیری رو کامل متوجه میشدم و ساعتها سیر بودم،اما الان چند روزه خیلی سریع گرسنه میشم،
🌹استاد:شما هنوز اون درک لازم رو نداری، باید ادامه بدی،اینکه فکر کردی این دورهها فقط موضوع سیری و گرسنگیه برداشت اشتباهیه، اصلاً به این چیزها توجه نکن،نباید توجه کنی و بگی که اون نتیجه گوش دادن من این بوده که چند روزه من خدا را شکر دیر به دیر گرسنه میشم، فاصلهاش زیاده،مثل همون ماجرایی که گفتم وقتی هدفت ثروتمند شدن باشه هی کار میکنی روی خودت به ثروته نمیرسی بعد اعصابت خراب میشه،اگه هدفت توی این دوره شرکت کردی که فکر میکنی لاغری بخواد با این شرایطی که دیر به دیر گرسنه بشی،بله میبینی میشه،بعد که یه اختلال توش ایجاد میشه، حالا به هر دلیلی،به هم میریزی،کاری به اینا نداشته باش،شما در هر شرایطی که هستی باید راهت رو ادامه بدی، درست میشه عجله نکنید.
❓سوال؟؟
استوریهای آشپزیتون به من خیلی کمک میکنه این باور در من القا شده که من به خاطر آشپزی و پیجهایی که هستم نمیتونم لاغر بشم ولی الان با استوریهای شما؟؟
استاد:
اصلاً اینجوری نیست، منم خودم قبلاً اینجوری فکر میکردم و اینا اصلاً ارتباطی به هم نداره،من چه جوری خودم رو خیلی خوب راضی کردم توی این ماجرا،گفتم که چینیها اصلاً نماز نمیخونن، نمیدونه نماز چیه، ولی مهرش رو درست میکنه، تسبیحش رو درست میکنه میفرسته اینجا میفروشه،
اصلاً نمیدونه چیه، یا تسبیح چه کاره ست، به چه درد میخوره، فلسفش چیه، ولی درست میکنه،چینیها اینجورین،همه چی درست میکنن، نمیدونن هم چیه،اگه بگی تسبیح، تسبیح میزنه،بگی مهر، مهر کربلا میزنه،اون چیزی که خودشه با اون چیزی که تولید میکنه تفاوت داره، ربطی هم به هم ندارن،حالا شما پیج لاغری داری، این علاقته یا حرفه توست، ربطی نداره به اینکه مثلاً چون پیج لاغری داری نمیتونم لاغر بشم،
اتفاقاً وقتی شما روی دورههای آموزشی کار میکنی، محتوای ذهنیت عوض میشه، در عین حالی که داری کارت رو انجام میدی، رفتار خودت در حین کارت تغییر میکنه.
ممکنه الان به خاطر فعالیت شغلی و علاقهای که شما داری خیلی بیشتر در معرض خوردن و پرخوری کردن و اینکه حالا خودم درست میکنم باید بخورم، یا اینکه حتماً باید هر روز یه چیزی درست کنم برای اینکه توی پیج بذارم خب بعدشم باید بخورم و یه سری از این چیزها،ولی وقتی که شما از فایلهای آموزشی استفاده میکنی رفتار شخصی ات با رفتار حرفهایت تمایز پیدا میکنه،رفتار شخصیت با رفتار حرفهای تفاوت پیدا میکنه.
من خیلی موقعها معمولاً خودم آشپزی میکنم و غذا درست میکنم و غذاهام هم اینجورین ته چین و سمبوسه و این چیزاست.
اصلاً هم توی حساب و کتاب این نیستم.
بعضیها میگن نه دیروز غذای سرخ کردنی خوردیم دیگه دو سه روز باید غذای پختنی باشه.
اصلاً از این داستانها ندارم، هر روز هرچی داشتیم میخوریم و نتیجهاش هم دارید میبینید.
ولی رفتار من تغییر کرده،
من اون زمانی که خیلی چاق بودم آشپزی نمیکردم ولی چاق بودم،
الان که کلاً بیشتر وقتها خودم آشپزی میکنم، خیلی هم عالی آشپزی میکنم، خودم لاغرم.
پس وقتی شما از محتوا استفاده میکنی، محتوای ذهنیت عوض میشه و رفتار شخصی با رفتار شغلی تفاوت پیدا میکنه.
❓سوال؟؟شام هم برنج میخورید؟؟واقعا چیزی که میخورید فرق نداره؟؟
استاد:
وقتی نیاز باشه میخورم، هیچ فرقی نمیکنه، شام برنج میخوری چیه، حق دارید شما، راست میگید، خودم هم قبلاً همینجوری بودم،
هر وقت که حرف از لاغری میشد، همه میگفتن برنج رو قطع کن،همین الانشم اینجورین میگن، برنج و نون نخور لاغر میشی،خودم هم قبلاً اینجوری بودم، ولی الان غذام با بقیه فرقی نمیکنه،اصلاً لاغری با ذهن رو برای همین دارم آموزش میدم به خاطر اینکه نخوایم مثل آدمهای متمایز از دیگران باشیم، هرچی دوست دارید بخورید،
هیچ چیزی رو من تفکیک نکردم،حالا شاید مثلاً یه چیزی رو دوست نداشته باشم،الان یه سری علایقم شاید عوض شده باشه،مثلاً قبلاً به شدت علاقه داشتم به بستنی، الان علاقه خاصی ندارم،نه اینکه نخوام بخورم، علاقهای ندارم،ولی مثلاً برنج و نون و این چیزها رو که دارید میبینید،یه سریهاشون رو براتون میذارم مثل همین سمبوسه که نون داشت که خیلیها میترسن،
روغن داشت که خیلیها میترسن،
پنیر پیتزا توش بود که خیلیهاتون وحشت میکنید،سیب زمینی هم داشت، که خیلی ها میگن سیب زمینی هم میخوری،؟سیب زمینی هم توش بود،تازه نوشابه هم باهاش خوردیم،پس همه چی توش هست و تفکیک نمیکنیم.
سپاسگزارم از شما استاد عزیز💖🙋🏻♀️🌼🦋💖