0

زندگی با اراده خداوند (قسمت دوم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

از زمانی که به لطف خدا در مسیر اصلاح نگرش درباره خداوند قرار گرفتم با موضوع اراده خداوند آشنا شدم.

همیشه در ذهنم این سوال مطرح بود که: اراده خدا دقیقا در کجا قرار دارد؟

چگونه می‌توانم اراده خدا را ببینم یا تجربه کنم؟

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 140 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29579

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آذر رضائی
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۸ ۱۷:۵۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام استاد

      به نظر من خیلی مبحث پیچیده ای است،و من به شخصه برای اینکه جز باورهایم شود و مسیر تغییر رو طی کنم راه طولانی رو پیش رو دارم.

      از زمانی که من خودم را شناختم مدام از محیط پیرامون و تحصیلی به گفته شده از تو حرکت از خدا برکت،وراستش به تعداد روزهای سپری شده عمرم این فرمول در ذهن من قدمت و قدرت دارد،و وقتی الان با این موضوع مواجه میشم که تلاش بیشتر برای رسیدن به آرزوها فقط باعث انحراف بیشتر مسیر ما از اراده خداوند می‌شود،خوب طبعا گیج میشم.

      یا بطور مثال وقتی میبینم در اصل داستان در همه چیز اراده خداوند دخیل هست،واراده خداوند از قبل از بوجود آمدن ما ساری و جاری بوده ،هضم چگونه بدنیا آمدن افراد کم توان برای من مشکل هست. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۱۶:۳۶
      مدت عضویت: 2604 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      با یاد و نام خدا 

      استاد نوشته این متن را چند بار خوندم و هربار عمیق تر به نوشته های این قسمت توجه کردم واقعا اراده خداوند کجاست؟؟ همیشه به زبون گفتیم و شنیدیم که “یدالله فوق ایدیهم” قدرت خدا بالاتر از هر قدرتی هست، خودم بارها به زبون گفتم که توکل بر خدا. هر چی خدا بخواد.اما آیا واقعا ته دلم به خدا توکل کردم؟! آیا واقعا اراده خودم رو در راستای اون اراده قرار دادم. با خودمون رو راست باشیم وقتی به زبون میگم توکل به خدا اما ته دلم هنوز نگران انجام درست فلان کار هستم یعنی این که خودم هم اینو باور ندارم.هنوز اون منیت در وجودم از بین نرفته، هنوز اون اتصاله برقرار نشده و با این وجود چطور انتظار دارم که کارها اونجور که دلم میخود پیش بره.اگه تو یه کار الکتریکی اتصالات خوب نباشه اون وسیله به خوبی کار نمی کنه. خوب وقتی توی یه وسیله ارتباطات باید درست برقرار بشه تا اون درست کار بکنه چطور ما انتظار داریم بدون ارتباط درست با خدا کارمون در مسیر درست قرار بگیره!!

      چرا ما این قدر از خدا فاصله گرفتیم؟کجای رفتارمون اشتباه بوده؟ چقدرش به خودمون و باورامون برمی گرده؟ چقدرش در اثر محیط و اطرافیان تو ذهنمون جا گرفته؟ چرا هر صحبتی را شنیدیم سریع تحت تاثیرش قرار گرفتیم و…

      خدا را بد به ما معرفی کردن و ما هم هیچوقت تلاش نکردیم بهتر بشناسیمش. یادمه توی کتابای دینی یه حدیث می خوندم که هرکس  نفس خود را بشناسد خدای خود را بهتر خواهد شناخت اونموقع فقط درس را حفظ می کردم و درک درستی از اون نداشتم. ما حتی خودمون رو هم خوب نشناختیم که بخواهیم خدای خودمونو بشناسیم. ما فقط می شنیدیم که خدا بزرگه، خدا رحمان و رحیم هست، خدا بخشنده است ولی تا یه کار اشتباه می کردیم می گفتن میری جهنم، خدا می سوزوندت، سر پل صراط جلو راهتو می گیره، وما از خدای وحشتناکی که برامون ساختن دور و دورتر شدیم و فاصله گرفتیم . چقدر سخت و وحشتناکه که ما حتی نمی تونیم خدا و دینمون را به نحو شایسته در ذهن بچه هامون معرفی کنیم.

      وقتی همیشه با ترس و استرس عذاب های جور واجور به خدا فکر می کردیم چطور می تونستیم به اون منبع الهی نزدیک بشیم!! حتی اگه هزار بار به ظاهر اعلام کنیم که من خدا را دوست دارم و به اون توکل می کنم اما اون پس ذهنمون ترس و وحشت که حالا خدا به خاطر فلان اشتباه و گناه ما رو امتحان می کنه و فلان بلا رو سرمون در میاره.

      خدا را در حد یه انسان تو ذهنمون پایین میوردیم که صبح تا شب منتظر خطا واشتباه ماست که مثلا تلافی کنه و… و این گونه بود که من از خدای مهربانم دور افتادم بدون این که او را بشناسم یا تلاشی برای شناختش بکنم. الان کاملا متوجه میشم چرا هیچ وقت زندگی اونجوری که میخواستم طبق میلم پیش نرفت.الان این نکات منفی را دارم دونه دونه شناسایی می کنم این بار دلم می خواد سکان کشتی زندگیم در دستان پر مهر خدا باشه و منو به درست ترین مسیر هدایت کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۰۳:۵۶
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 22610 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      من همیشه این جمله و شنیده بودم خودم هم می گفتم و الان هم می گم همچنان اگه خدا بخواد اگه به صلاحت باشه نمی دونم هنوز هم این در فکر من هست که اگه کاری و که دوست دارم نشد حتما خدا نخواسته ….

      حالا از اون دوره زندگی با طعم خدا من همیشه خودم و وصل به خدا و منبع دونستم و هیچ وقت جدا نشدم همیشه خودم و بچم و خانوادم و وصل به این منبع دونستم و می دونم که همیشه خدا ما رو راهنمایی و مواظبت می کنه.

      و اینکه اینم خوب یاد گرفتم که تلاش فیزیکی کردن به این در و اون در زدن هیچ کدوم کاری انجام نمی ده کارها همه باید راحت انجام بشن بعضی ها می گن نه اخه باید آدم تلاش کنه این جور …

      ولی من در مسایل اخیر خیلی اینو به عین دیدم که انقدر دنبال چیزی نگشتم و به خدا سپردم خدا راهاشو بهم نشون داد و انجام شد کارهاش منتها ما صبر نداریم به قول شما خدا هرگز دیر نمی کنه وقتش اون موقع بود و باید اون موقع انجام می شد به این در و اون در زدن نیست.

      مثل همه کارها که به صورت غیر ارادی ما انجام می شه تمام فعالیتهای بدن ضربان قلب و…. همه وصل به اراده خداونده پس بقیه کارهامون هم باید بسپریم به خداوند مثل اونها چون ما برای اینکه پلک بزنیم یا نفس بکشیم تلاش فیزیکی نمی کنیم .

      خدا رو شکر برای این همه نعمت . من واقعا از این دوره زندگی با طعم خدا و کلا همه دوره ها خیلی چیز یاد گرفتم خیلی مفیده مرسی استاد.

      دخترم از این موزیک این فایلها خیلی خوشش میاد دیروز بهم گفت مامی این موزیک و بزار خیلی دوست دارم پیانو می زنه .

      باید همیشه خودمون و لایق بهترینها بدونیم و خداوند همیشه به ما نزدیکه اصلا ما کاری نمی تونیم بکنیم که از خداوند دور بشیم ولی این تعریف و تمجیدهای بقیه هستش که باعث می شه ما فکر کنیم از خداوند دور شده ایم .

      خداوند لطفش شامل همه ما می شه فقط باید همیشه به نیروی خدایی وصل باشیم و خودمون و جدا نکنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۷ ۱۶:۵۰
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی نوشته های باور ساز ۲ من قدرت واراده خداوند شنیده بودم اما نه با این جمله شنیده بودم که اگه خدا بخواد میشه اگه نخواد نمیشه وقدرت اراده خداوند نیرویکه در همه جا وهمه چیز وجود داره در پرواز پرنده ها ودر حرف زدن بعضی از پرندها در گریه کردن نوزادان راه رفتن وحرف زدن اونها ودر همه چیز وجود دارد
      از زمانیکه نطفه انسان بسته میشود قدرت اراده خداوند به جریان میافتد که مراحل رشد او ظاهر او جسمش چشمانش و…چگونه باید باشد
      قدرت اراده خداوند در تمام فعالیتهای جسمی ما وجود دارد در ضربان قلب ما هضم غذا پلک زدن و… ودر تمام فعالیتهای ذهنی ما نیز وجود دارد در فکر کردن ما برنامه ریری کردن وحتی در خواب ما نیز حضور دائمی دارد
      وبه محض ورود به جهان مادی ابن نیرو در دستدی ما قرار میگیرد اما اگر ما اعتقاد داشته باشیم که ار این نیرو جدا هستیم نمیتوانیم به این میرو دسترسی داشته باشیم  وقتی این نیرو باور کنیم میتونیم با کمک اون به تمام ارزوهاب ریز ودرشت خود برسیم ومن امتحان کردم فعلا به ریزها رسیدم ودارم روی بزرگا کار میکنم وبدیتشون میارم چون این نیرو یا قدرت اراده خداوند وجود داره ومیبینیم که چیزهاییکه برای ما غیر ممکن بودن دسترسی به اونها میشه ممکن ودسترسی به اونها خیلی خیلی راحت میشه
      چرا ما فکر میکنیم تز این نیرو جدا هستیم چون از کودکی شنیدیم که اگر خدا بخواد وبه صلاحت باشه میشه اگر خوا نخکاد وبه صلاحت نباشه نمیشه وقتی ابنو باور کرویم سالها با این باورها زندگی کردیم وهیچ نتیجه ای نگرفتبم به ما ثابت میشه که از خدا جدا شدیم دور افتادیم سرنوشت ما رو ار قبل نوشتن و…   وقتی به پیرامون خکد نگاه کنیم میبینیم که حیوانات پرنده ها ماهیها همواره در جتل زندگی کردن هستند وهرگز از میدان قدرت اراده خدا جدا نمیشن وهرگز به هوف افرینش شک نمیکنن
      تمام انسانها بواسطه برخورداری از قدرت تفکر واندبشبدن میتوانند تصور ات وتصویر سازی ذهنی انجام بدن
      شما خدا رو از کجا مبشناسی من خداوندم زیاد نمیسناختم برای همین این دوره تهیه کردم
      تعریف شما از خداوند چیه اینکه خداوند در همه جا وهمه چیز هست وهر چیزیکه در زندگی داریم منشع ومبدا اون انرژی اولیه ست ومیدونم که خداوند سبستمی وهیچ نفاوتی بین بندهاش وپیامبرانش قائل نیست ومیدونم که این نیرو از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه برای راحت زندگی کردن ما در نهایت سپاسگزاری ما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      abolhasanefarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۲۲:۱۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      سلام استاد وقت بخیر میگم خیلی نگران شدم اگر اینترنت قط کنند تکلیف ما چی میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razieemohammadi
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۱۰:۲۲
      مدت عضویت: 2408 روز
      امتیاز کاربر: 9038 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 653 کلمه

      سلام استاد و دوستان عزیزم

      دیروز مثل روال همیشه پسرم رو آماده بردن به ورزشگاه کردم،طبق معمول هندزفری برداشتم و وقتی یه ورزشگاه رسیدیم و پسرم رو راهی فوتبال کردم خودم یه جای خلوت نشستم و مشغول مطالعه این متن‌های باورساز شدم ،(وقتی این متن‌ها رو میخونم آرامش پیدا میکنم) بعد از تمام شدم فوتبال پسرم ،تاکسی گرفتیم تا به خانه برویم،توی مسیر آهنگی توجه منو به خودش جلب کرد که محتوای اون اهنگ 

      یه جورایی مصداق همین حرفها بود:شعر از مولاناست،(بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید ، در این عشق چو مردید همه روح پذیرید ، بمیرید بمیرید از این مرگ نترسید، کز این خاک برآیید سماوات بگیرید، بمیرید بمیرید وزین نفس ببرید،که این نفس چو بند است و شما همچو اسیرید …) 

      با خودم گفتم این منیت یا این نفس ،خواهشهای نفسانی،مث بند میمونه که ما را گفتار کرده و از خدا دور کرده و باید پا روی اون گذاشت تا به آزادی رسید تا به سماوات به خدا رسید ، در اینجا مردن منظور کشتن نفس هست و رسیدن به اون جایگاه اصلی ،که الان فراموش شده و فقط با علیه بر نفس هست که میشه دوباره به اون اصل برگشت جایی که سعادت واقعی ما اونجاست

      این آهنگ رو قبلا هم گوشش دادا بودم ولی تا این حد خوب درکش نکرده بودم 

      این ماجرا برام جالب بود و خواستم با شما هم به اشتراک بزارم

      تنها یک قدرت در جهان هست و ادن قدرت خداست

      تنها یک نیرو در جریانه که اونهم خیره،و اون خداست

      دستکاری کردن‌های ما توی هر چیزی،حتی وقتی میریم طبیعت و مثلا آلاچیق میسازیم،پله می‌سازیم سنگفرش میکنیم ،اینها همه باعث شدن ار اون حالت طبیعی خارجشون کنیم ،ذهنمون هم همینطوره،با دستکاری کردنش زدیم از حالت طبیعی خرابش کردیم 

      همین دستکاریها،منیت ها رو هم شکل داده،منطق رو شکل داده،میدان رو برای شیطان و افکار منفی وسیعتر کرده و خب معلومه که دیگه جایی برای مسیر صحیح و اون اصل باقی نمیمونه

      من بارها باید با خودم تکرار کنم ،تنها یک قدرت در جهانه،و اون قدرت خداست ،اون قدرت همه چیز رو تحت کنترل خودش داره،پس دیگه چه لزومی داره وقتی توکلم به خداست نگران باشم نگرانی نتیجه نداشتن ایمان به این نیروست،نتیجه نداشتن اعتماد به این نیروست 

      من هر موقه میگم به خدا توکل کرده ام،آروم میشم و بعدش بلافاصله به خودم تاکید می‌کنم که همه چیز به نفع من پیش خواهد رفت من خدا رو همراه دارم

      توحیدی بودن چقد خوبه،اینکه دربه در دنبال بقیه آدمها یا چشم امیدی به اونها نداشته باشیم چقد حس خوبیه

      انگار عزت پیدا میکنم وقتی تکیه ام فقط به خداست

      فقط یک نیرو در جهان هست اونهم خداست و من به این نیرو توکل کرده ام و این توکل من باعث شده تمام اتفاقات به نفع من رخ بدهند و من در آرامش باقی بمونم 

      خدا میخواد من تو جاده اصلی باقی بمونم،سیستم من اینجوری تعبیه شده که تو جاده اصلی حرکت کنم و یکی یکی به خواسته هام برسم ، من با این دیدگاه اومدم به این دنیا 

      حالا چیشد که یهو دیدگاه اشتباه اومد که این دنیا دار مکافاته، هر چی خدا بخواد همونه هر چی من بخوام نه اونه،من باید تو این دنیا سختی بکشم ریاضت بکشم تا خدا ازم راضی باشه و…

      اصل من خوب بودنه من و خوب ماندن منه

      نه رهروی این فکر و اون فکر شدن

      جای من اینجاست،تو همین جاده اصلی 

      کار من تنها تکیه و توکل به این نیرویه،که وقتی سوار امواج بشم منو با خودش میبره و هر جا هم که برد ساحل همونجاست

      نگرانی و دنبال چطور و چگونه بودن معنایی نداره در این مسیر

      کاش بشه خدا رو به خاطر خودش بخوام نه بخاطر رسیدن به خواسته هام 

      تمام تلاش‌های فیزیکی،برای جبران خسارت‌ها یا کمبودهای زندگیم،چون از اون قسمت اشتباه وجودم تصمیم‌گیری شده و اراده شده،منو به هدفم نمیرسونه

      اول باید جایگاهمو ،دیدگاهم درست کنم ،بقیه ش کار این نیروست 

      من به این نیرو اعتماد دارم بارها تجربه کردم که چقد راسته😅

      استاد بارها سعیم بر این بوده که گله و شکایت و تمیز بر ناخواسته های زندگیم نکنم متاسفانه خیلی زود فراموش میکنم و میرم جاده خاکی

      ولی ادامه میدم،ادامه میدم ،ادامه میدم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۱۰:۱۰
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 4724 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 9 کلمه

      استاد قسمت اول نوشته ها رو پیدا نمیکنم ؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام و درود
        https://tanasobefekri.com/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2/
        به این لینک مراجعه کنید همه قسمت ها قابل دسترسه
        همچنین از طریق منوی سایت و بخش برای تغییر زندگی می توانید به پوشه نوشته های باورساز دسترسی داشته باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribapiri5
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۰۸:۵۵
      مدت عضویت: 2461 روز
      امتیاز کاربر: 4724 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      به نام الله یکتا 🌹🌹

      سلام بر استاد گرامی،🌹🌹

      من هم همیشه شنیده بودم ک خداوند فلانی را بدبخت کرده فلانی را خوشبخت ودر هر جایی از زندگی ک به موردی برمیخوردم اشک میریختم و از خداوند شاکی بودم ک چرا من باید تو این سختی زندگی کنم؟ چرا چرا؟ خیلی چراهای زیادی توی ذهنم بود وهمیشه دلم میخاست ک به جواب برسم وهرگز در باره این قانون خداوند خبری نداشتم چون از بچگی خداوند رو با ترس و خشم غضب به ما نشون داده بودند یادمه من حتی تو غذا خوردن رفتار با همسرم همش ترس این رو داشتم ک الان اگ جواب همسرم رو بدم خدا نقدش میگیره ومن باید هر حرفی ک همسرم زد چه حق یا ناحق باید اطاعت کنم .وهمیشه خورد شدن و افسرده شدنم بیشتر شد .تا اینکه ۱۵ ماه پیش ک با این دوره آشنا شدم و قسمت های تغییر زندگی را گوش دادم و مرتب با قوانین جهان هستی آشنا شدم کلی زندگیم تغییر کرد به طور چشم گیری ک در محله ک زندگی میکنیم وفامیل پیچید ک چیکار کردن اینها،حتی یک روز ی نفر از من پرسید چیکار کردی ک شوهرت خوب شد وضع مالی تون خوب شد یک کلام گفتم هیچ از سر راه خداوند کنار رفتم و زندگیم را به دستان پر مهر اوسپردم و سعی دارم.هر روز ایمانم را قوی تر کنم ک تو دنیایی ک نعمت و فراوانی زیاد هست این حق طبیعی من هست ک از این نعمت ها استفاده کنم،

      استاد عزیزم من  حال خوب امروزم را مدیون شما هستم ک مسیر درست زندگی کردن را به من یاد دادین،

      ایمان دارم ک زندگیم روز به روز در عالی ترین روند خودش ک خداوند برایم رقم زده پیش میرود،خدایا بی نهایت سپاس گذارم،

      استاد از زمانی ک اینقدر تغییر کرد زندگیم خیلی زیر سوال رفتم حتی خواهرم ک ۸ساله تو این مسیر آگاهی هست مرتب از من سوال میکنه تو چیکار کردی هرچی بهش میگم من کاری نکردم فقط خودم بودم خودم را زندگی کردم تسلیم خداوند شدم از سر راه خدا کناررفتم،  باور نمیکنند،بعضی وقتا واقعا ناراحتم میکنه این سوال ها،چیکار کنم،؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار اشرف مخلوقات
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۱ ۲۳:۱۳
        مدت عضویت: 2600 روز
        امتیاز کاربر: 2977 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 243 کلمه

        سلام دوست خوبم

        خدا رو شکر که زندگی تون خوب شده وزندگی پر مهر ومحبت وثروتی را تجربه می کنی ،تنام تغییرات زندگی ما از لحظه ایی که خودمان تغییر می کنیم رخ میده وجهان ما هم تغییر می کنه .همه ی ما به نوعی به خدا نگاه میکردیم که ویژگی های انسانی داره وهر بار این خدا دوست داره منو مورد آزار واذیت قرار بده دوست داره امتحانم کنه دوست داره گریه کنم واشک بریزم ومن همیشه به خدا می گفتم ای خدا من تحمل این همه زجر وناراحتی رو ندارم تا کی میخوای اینجوری زندگی کنم وگریه می کردم وجالب بود باز همین نیرو منو آروم میکرد که نگران نباش من هستم تا منو داری نگران چی هستی قشنگ صداش تو گوشم هست .این دوتا خدا فرق می کنن خدایی که زجرم میده وامتحانم می کنه ساخته ی خودم بود و خدایی که آرومم میکرد خدای واقعی هست خیلی از ماها این تجربه رو داریم که نیرویی در وجودمون بود که همیشه آروم مان میکرد .تمام بد بختی ما از نشناختن خدا بوجود اومده هر چه بیشتر به سمت شناختش حرکت کنیم بیشتر آرامش وخوشبختی در تمام جنبه ها بدست میاریم بهتون تیریک که تونستید زندگی خوبی برای خودتون رقم بزنید ،اما در جواب سوالهای دیگران به نظرم بهتره که این جواب را بدید که خودم تغییر کردم زندگی هم عوض شد من آروم شدم زندگیم آروم شد گاهی اوقات سکوت کردن بهتر از توضیح دادن وجواب دادن به سوالهای دیگران است 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 46 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته و نتایج عالی شما لذت بردم
        پاسخ شما برای فردی که تجربه شما را ندارد قابل شنیدن نیست حتی اگر هزاربار بازگو کنید
        بهترین پاسخ پیشنهاد مسیری است که خودت طی کردی در چند کلمه
        باقی ماجرا به فرد و اشتیاقش ارتباط پیدا میکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار faribapiri5
          ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۱۱:۲۲
          مدت عضویت: 2461 روز
          امتیاز کاربر: 4724 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 4 کلمه

          ممنونم استاد گرامی 🌹🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۲۱:۴۷
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 852 کلمه

      زندگی با اراده خداوند (قسمت دوم)

      سلام استاد عطارروشن و دوستانم⚘

      اراده خداوند کجاست ؟ 

      چند روز پیش که داشتم تو یکی از تمرینات دوره ای که شرکت کردم که همه دوره هایی که میگذرونم مرتبط با آموزش ذهنیه ، به یه  باور قوی برخورد کردم ، داشتم اهرم لذتو تمرین میکردم ، داشتم روی این جمله کار میکردم 👈 ( ثروتمند که باشم به خدا و جهان ،اعتماد خواهم داشت )  انگار مغزم بوغ ممتد زد 🙄 

      خودم میدونم که باورهای مناسبی در مورد خداوند نداشتم و چند سالیه که دارم تلاش میکنم اون عقاید پوچو از مغزم بریزم بیرون تا بتونم این انرژی قدرتمندو اون جوری که دوست دارم برای خودم بسازم 

      انقدر در مورد الله یا همون خدا ، اطلاعات غلط شنیدم و باور کردم که چندین ساله دارم تمرین میکنم باز هم‌ در ابهام هستم ،خدایی که برای من تعریف کردند ، خدای ترسناکی بود که فقط میخواد بنده هاشو امتحان کنه ،به جهنم بفرسته ،از مو آویزون کنه ووووو  که هممون زیاد شنیدیم 

      من خدارو مهربان و کمک کننده نمیدیدم ،دقیقا برعکسش دیده بودم ،چونکه همه کارهای من برعلیه من پیش میرفت و مقصر اونها هم در نظر من خداوند بود

      چیزی به عنوان اعتماد در من نسبت به خدا وجود نداشت ، هر چی بود ترس بود و باورهای اشتباه ، مادرم و اطرافیانمو  سالها دیده بودم که برای هر چیزی از خدا گریه و ناله کرده بودن و در انتها هم به خواسته شون نرسیده بودن ، آخه اون خدا چه خدایی بود که دلش میخواست بنده هاش  اذیت بشن تا به یه چیزی برسن 

      دلم‌ نمیخواست بهش نزدیک بشم ،فکر میکردم هر کسی به خدا نزدیک میشه عزیزیشو از دست میده ، حس میکردم خدا طرفدار آدم های فقیره ووووو و یه عالمه فرمول مخرب در من سیو بود 

      با اونهمه مموری خطرناک در ذهنم ،دیگه اعتماد معنا نداشت ، مقصر تمام بدبیاری هامو خدا میدونستم ، ولی آموزش های جدید بمن میگن به خدا اعتماد کن 

       من هر چقدر هم که باورهای قوی در خودم بسازم ولی باورهای خداشناسیم صحیح نباشه نمیتونم پیشرفتی داشته باشم‌ ، چرا ؟  چونکه در اعماق وجود من یک قدرت بینهایت به نام خدا وجود داره ،اگر چه من ظاهری میگم دوسش ندارم ولی فطرت من میدونه خدا هست ، حالا من چه باورهایی در مورد خدا دارم ؟ 

      من باور داشتم خدا مهربان نیست ،ظالمه ، با من لجه ، از من متنفره ، عادل نیست ، دلش میخواد من بدبخت باشم‌ ، دوست داره من ندار  باشم‌ و چاق باشم  ووووو

      حالا میخوام رشد کنم ، پیشرفت کنم ،ثروتمند بشم‌ ولی باور به کمک های خداوند ندارم ،باور به مهربانی خدا ندارم ، باورهای ما نسبت به خداوند راس تمام باورهاست ، در واقع هر رشدی میخواد صورت بگیره باید از فیلتر باورهای من به خدا بگذره ، من در حال ساخت باورهای ثروت سازم ولی باور اصلی من به خدا ،یاری دهندگی نیست ، معلومه  یاری و کمی بهم نمیشه ، من خدارو خشمگین و ناراحت شناختم معلومه در ذهنم‌ ،خدا اجازه پیشرفتو بمن نمیده ،همه چیز برمیگرده به عقیده ای که به خدا دارم‌

      ولی باز هم‌ هر چقدر فکر میکنم متوجه میشم ، خداوند خیلی بخشنده و کمک کننده است ، با وجود اونهمه حال بد و باورهای مخرب من ،باز هم بارها در زندگی کمکم کرده ،منو در همزمانی های خوبی قرار داده و خدارو شکر زندگی نرمالی رو تجربه میکنم 

      من سالها به خدا اعتماد نداشتم ، چند سالیه که در مسیر خداشناسی قرار گرفتم ، دلم میخواد بیشترو بیشتر باهاش آشنا بشم ، میخوام آرامش حس کردنشو درک کنم ،دلم میخواد سکان زندگیم‌ دستش باشه ،اینها خواسته های هر روز منه 

      بنظر من اگر بتونیم ، هر چیزیو با نگاه خوب ببینیم‌ ، زیبا ببینیم‌ ، عقاید خوب براش بسازیم در واقع داریم انرژی خداوند رو به شکل های مثبت شکل میدیم که اون اشکال مثبت به زندگیمون وارد میشه ، مثلا وقتی من عقیده دارم فقط آدم های نازنین در مسیر من قرار میگیرن ، واقعا آدم های خوب نزدیک من خواهند شد ، اگر یک چیزیو باور کنیم ،باورو برای اینکه خودشو ثابت کنه ،هر کاری انجام میده 

      از ادم ها زیاد شنیدم و هنوزم میشنوم که خدا نخواست ، اگر خدا بخواد ، اخه خدا چرا نباید برای من بخواد ؟ مثلا برای من نخواست و منو در رده چاق ها قرار داد و برای بقیه خواست و در رده لاغرها قرار داد ، آخه این چه افکاریه  که ما آدم ها سالها  در اونها طلسم شدیم و به خواب رفتیم 🤔 آخه رو چه حسابی خدا برای ما نمیخواد و برای دیگران میخواد ، مگه برای خدا فرقی میکنه من صاحب خونه ویلایی ۲۰۰۰ متری تو بهترین نقطه شهرم باشم یا همونیکه الان تو اون خونه زندگی میکنه ، برای خدا چه فرقی میکنه من سوار بنز بشم یا یه شخصی که الان سوار بنزه ، اون پذیرفت و افکارش صحیح بود که الان داره خواسته هاشو زندگی میکنه 

      در وجود ما انسان ها انرژی خداوند وجود دارد هر چند ما بر اساس نظریات دیگران ، اون انرژی را فرم دادیم و به شکلی شد که الان در حال تجربه کردنش هستیم ، هر چقدر آگاهی ما بیشتر میشود و صدای ذهن ما کمرنگتر ، حس اون نیروی قدرتمند رو بهتر متوجه میشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اشرف مخلوقات
      ۱۴۰۰/۰۳/۳۱ ۰۲:۱۴
      مدت عضویت: 2600 روز
      امتیاز کاربر: 2977 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,284 کلمه

      به نام یگانه ی خالق هستی 

      سلام به استاد عزیزم وهمه ی دوستان بزرگوارم 

      همه ی ما می‌دانیم که از جایی اومدیم که فقط خدا بوده همونجایی که همه ی ما روح بودیم واز یکجا واز یک نیروی خلق شدیم واین نیرو وقدرت، همیشه همراه ما بوده وهست وخواهد بود .با اراده وبا وجود همین نیرو وارد جهان مادی شدم جهانی که  قرار بود با اراده وقدرت خداوند پیشرفت کنه با تنوع های زیادش تجربه های بی نظیری را من تجربه واز آنها لذت ببرم ..

      از  جهان های قبل هیچ چیزی را به یاد ندارم ونمی دانم آنجا چه تجربه های را کسب کردم اما از آنجایی که یک مادر هستم وتجربه پروش یک انسان را در خودم دارم اون عشق و نیرویی که بین من وفرزندم بودم همون اجازه داد تا یک نوازد در شکم در جایی بسیار تنگ وتاریک( البته از منظر من شاید اونجا خود بهشتی بوده نمی دونم با اینکه تجربه اش کردم ولی چیزی رو به خاطر ندارم)رشد کنه در تمام این مدت نقطه اتصال ما فقط یک نیرو بود نیرویی که همیشه همراهم بود .

      هیچ من فکر نکردم وبه یاد ندارم که چگونه بدن این کودک ساخته شد هیچ وقت نگران نبودم که چی میخوره هیچ وقت نمی ترسیدم که نکنه بچه ام مریض بشه هیچ وقت فکر نکردم قلبش کدوم طرف باشه بهتره هیچ وقت نترسیدم من میخوابم اون معلوم نیست خوابه یا بیدار و…….

      وقتی بچه ام بدنیا آمدم خودم را فراموش کردم فقط میخواستم ببینمش واون رو در آغوش بگیرم دوست نداشتم لحظه ایی از خودم دورش کنم .

      بدون اراده ی من غذاش مهیا بود بدون خواست من خودش درخواست غذا می‌کرد ودر لحظه براش آماده بود حتی مواقعی بوده بچه ام خواب بوده اما شیر من ناخودآگاه جاری میشد می دونستم الان وقت شیر خوردنش هست بیرون میرفتم اگر بچه ام خواب بود در بین راه حس میکردم بچه ام بیدارشده وگرسنه اش هست وشیر خود به خود جاری بوده ومن قدرت وتوانایی کنترلش را نداشتم تا میرسیدم خونه به بچه ام شیر دادم .تمام این اتفاقات وهر آنچه در این جهان هست همه وهمه در مسیر قدرت وهدایت خداوند در حال حرکت هستند ما اراده ی از خود نداریم

       قدرت فقط خداست 

      اراده فقط اراده ی خداست 

      اما ماجرا از اینجا شروع می شود که ما خدا رو برای خودمان یک موجودی مادی ساختیم واجازه دادیم دیگران برای ما بسازنش

      مثل یک گلی که می تونی با ورز دادن به هر شکلی بسازی اما واقعا خدا شکل نداره خدا همه چیزه خدا برای من وتو همونی میشه که میسازیمش 

      نمی دونم چطوری بنویسم وچطوری بگم چون خدا فراتر کلمه وجمله است همیشه یک نیرویی به بنام خدا همراه من بود ولی از وقتی که کمی بزرگتر شد نوزادم براش ترسها رو تعریف کردم وهر کاری را که می‌خواست انجام بده کلمه بد همراهش بود ودنبالش ترس رو بهش یاد دادم نکن میسوزی نکن می افتی نرو پات زخمی میشه هیچ وقت واقعا که الان فکر می کنم اجازه ندادم خودش تجربه کنه هر وقت حرفی یا کاری باب میل من نبود انجام می‌داد بهش می گفتم خدا دیگه دوستت نداره خدا کورت می کنه خدا ازت دور میشه خدا می بره تو رو جهنم خدا عذابت میده و………..

      من برای فرزندم خدایی ساختم به اشکال مختلف ولی حتی یکبار بهش نگفتم ببین خدا چقدر تو رو دوست داره که همیشه مواظبت هست 

      من این خدا رو ساختم برای فرزندم چون خدایی که برای من ساخته شده بود همین شکلی بود .

      هر کسی از راه رسید یک تصویری از خدا برام ساخت وبین من واون نیرو فاصله ها انداخت وبه من گفت که برای جبران این فاصله ها باید این اعمال رو انجام بده با فلان عمل فیزیکی تو به خدا نزدیک میشی از شب تا صبح نماز بخوان ودعا استغفار وصلوات و……خیلی از کارهای فیزیکی که همه ی ما انجام دادیم تا شاید خدا از ما راضی باشه همه ی ما به دنبال کم کردن فاصله ها بودیم در صورتی که فاصله ایی نبود 

      درد جدایی بین ما وخدا از اونجا شروع شد که نیرو وقدرت واراده را از خدا گرفتیم و دادیم به شیطان وبرای خودمان نیروی ساختیم بنام شر .و اون رو بزرگ کریم وخودمان پشت ترس ها قائم کردیم وبرای خودمون فاصله ها ساختیم نیروی جسمم را گرفتم دادم به مواد غذایی که اساس آفرینش آنها لذت بود بدنی که همه کارهاش توسط یک سیستمی داره اداره میشه ومن نمی تونم هیچگونه دخل و تصرفی در اون داشته باشم.  

      از کجای این نیرو بگم 

      قدرت خلق زندگی مو گرفتم دادم دست کلمه ایی بنام سرنوشت .

      چه سرنوشتی ؟

      سرنوشتی که خدا هرگز آنرا ننوشته بود وقدرت نوشتنش را به خودم داده بود که هر طور میخوام در لحظه بنویسمش اما خدا را متهم کردم که تو آنرا نوشتی ومن توانایی ندارم که تغییرش بدم 

      وسیله  وحربه ی  شر شدم تسلیم شیطان وآن نیروی درونی ام فراموشش کردم وقدرت را از او گرفتم .ودر تمام روزهای عمرم در لحظه لحظه و ثانیه ثانیه با من بود واز من مواظبت کرد هرجا بهش قدرت دادم در ثانیه کارم انجام می شد هر جا می گفتم که خدا ما رو فراموش کرده دیگه اون نیرو قدرتی نداشت که به من کمک کنه 

      چندتا مثال میخوام بزنم تا برای خودم یاد آوری کنم که خدا هیچ وقت منو تنها نذاشته وبرای من دیر نکرده من درها را بستم فقط کافیه که درهایی که در ذهنم ساختم واونها رو بستم باز کنم 

      یک شب من در یکی از روستاها با بچه هام در یک اتاقی خواب بودیم این اتاق پنجره ایی داشت به سمت باغچه حیاط پشتی ومن اونجا مهمان بودم نیمه های شب بود انگار کسی من بیدار کرد وبهم گفت که برو لامپ رو روشن کن و منم همین کار رو انجام دادم وقتی لامپ را روشن کردم با صحنه ایی عجیب و ترسناک روبرو شدم ،چی می بینم یک عقرب روی بالشتم که آماده ی نیش زدن هست اونجا خدا تمام مراحل رو بهم گفت چون بچه هام خواب بودن با آرامش تمام تشک بچه ام رو آرام کشیدم پایین پسرم نه ماهه بود بقیه بچه ها بزرگتر بودند به این بچه ام خیلی نزدیک بود بعد یک دمپایی که در کنار اتاق گوشه در بود را برداشتم و بدون هیچ سر و صدایی عقرب رو کشتم اون شب  وروزهای بعدش من فقط تو این فکر بودم که کی جز خدا می تونسته منو وخانواده ام رو نجات بده به هر کسی که صبح گفتم از تعجب باورش نمیشد مگه میشه .

      یک تجربه دیگه بعد از سالها دوباره تجربش کردم مشابه همین هست من تمام شب را تا صبح خوابیدم سرم روی بالشتی  بود ویک عقرب به بزرگی کف دست زیر بالشت بود که صبح وقتی پتویی که زیرم بود رو جمع کردم وبالشتم را برداشتم نزدیک بود همونجا سکته کنم از ترس وقتی همسرم از سرکار اومد نشونش دادم می گفت نه باور ندارم .اما من باور دارم تنها فقط همان یگانه نیرو بود که از من در برابر هر گزندی محافظت کرد چقدر من از این مثال‌ها دارم نجات جان بچه هام با در زدن و وقتی رفتن در را باز کردند تکه سنگ بزرگی که از گوشته ی ستون خونه ی قدیمی مون افتاد پایین وحتی دویدن یک روباه در جاده که توجهمون جلب شدبه اون وسرعت را کم کردیم دیدیم با گله ایی از شتر روبرو شدیم اونم نیمه شب که در مسیر برگشت خونه در شب .

      هر چی نگاه می کنم در همه جا فقط همین نیرو واراده خداوند بوده تا الان منو به اینجا رسوند من واقعا چی دارم از خودم 

      قدرتی که هیچ توانایی ندارم به جز اراده ی او. 

      اگر اینها قدرت ونیرو خدا نیست پس چی می تونه باشه همیشه این نیرو همرام بوده وکارها را برام انجام داده 

      کافیه شکلش رو عوض کنم کافیه به شکلی بسازمش که به من قدرت میده قدرتش رو بهش بدم واجازه بدم خودش همه چیز رو برام مهیا کنه به سادگی مهیا شدن شیر مادر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 60 از 12 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۴/۲۵ ۱۵:۳۶
        مدت عضویت: 1940 روز
        امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 51 کلمه

        سلام دوست عزیز

        خواستم تشکر کنم از شما بابت دیدگاهها وکامنت های عالی که میزارین 

        واقعا خیلی آموزنده اس دیدگاههای شما.

        هرموقع نوشته هاتون رو در مورد خدا میخوندم گریم میگرفت چقدر زیبا نوشته بودین واقعا سپاسگزارم🌹🌹🌹💖💖💖

        ازاستاد عزیزآقای عطارروشن هم بینهایت سپاسگزارم بابت این قسمت ازسایت که باعث میشه باورمون نسبت به خدا بهتربشه.🌹🌹🌹💖💖💖

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار اشرف مخلوقات
          ۱۴۰۰/۰۴/۲۵ ۱۹:۵۴
          مدت عضویت: 2600 روز
          امتیاز کاربر: 2977 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 105 کلمه

          سلام دوست من 

          واقعا تمام مشکلات ومسائل زندگی ما همه اش بر میگرده به نگاهی ودرکی که ما از خدا داریم اگر بتونیم اون نگاه انسان گونه و واکنش گرا را از خدا بر داریم خیلی از مسائل ما حل میشه این باورهای ما نسل ها ونسل ها تو وجود ما نهادینه شده وهر بار با نگاه متفاوتی نسبت خدا باور جدیدی ساختیم .سپاسگزارم از استاد عزیز که چنین فضایی را آماده کرد وبخصوص این نوشته باور ساز چون اگر هر بار برگردیم واونها رو از اول بخونیم باز پنجره جدیدی برامون باز میشه .

          از شما هم سپاسگزارم که دیدگاه ها رو می خونید سپاس فراوان 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        خیلی عالیه که مثال از زندگی خودتون به دیدگاه اضافه می کنید
        سپاسگزارم از شما

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار اشرف مخلوقات
          ۱۴۰۰/۰۳/۳۱ ۱۱:۱۶
          مدت عضویت: 2600 روز
          امتیاز کاربر: 2977 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 110 کلمه

          سلام استاد عزیز 

          این مثال‌ها ذهن منطقی من وافراد ی که اینجا هستیم رو ساکت می کنه وحقیقت رو به خودم داره نشون میده که در تمام این مدت زندگی تنها قدرت واراده ی خدا بوده که کارها رو انجام می‌داده من هیچ قدرتی نداشتم در تمام این مثال‌ها وقتی میگیم هیچ برگی بدون اذن واجازه ی خداوند بر روی زمین نمی افتد یعنی هیچ حشره ایی بدون اجازه ی او به من آسیبی هم نمیرسونه هر چی میخواد باشه وهر جایی هم باشه استاد این قسمت از سایت خیلی به من کمک می کنه که خدا رو بهتر بشناسم ودرک کنم وچگونگی ارتباط گرفتن با تنها نیروی جهان 

          سپاسگزارم از شما 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید