خیلیها سالهاست با رژیم و ورزش دنبال لاغری هستن، اما نتیجه نمیگیرن. 😞
مشکل کجاست؟ بدنشون؟ نه!
واقعیت اینه که چیزی که جلوی تناسبشون رو گرفته، قدرت باور در لاغریه. وقتی ذهن باور نکنه که میتونی لاغر بشی، هر تلاشی مثل دویدن روی تردمیل خاموشه. 🧠🚫
اما به محض اینکه این باور رو در ذهنت روشن کنی، مسیر لاغری مثل یه جادهی روشن و هموار جلو پات باز میشه. ✨🛤️
🌟 داستان تولد لاغری با ذهن؛ جایی که قدرت باور در لاغری جرقه زد!
همه چی از یه جرقه ساده تو ذهنم شروع شد…
از سال ۱۳۹۳ که با قانون جذب آشنا شدم، سعی میکردم باهاش کیفیت زندگیمو بهتر کنم. ولی یه روز با خودم گفتم: “اگه قراره این قانون اینقدر قوی باشه، چرا ازش برای لاغر شدن استفاده نکنم؟” 🤔✨
و این شد نقطهی تولد مسیری که بهش میگم لاغری با ذهن! یا لاغری با قانون جذب 🧠💫

نتایجی که از اون روز به دست آوردم، فوقالعاده بودن؛ نه فقط برای خودم، بلکه برای هزاران نفر دیگه که همراه سایت تناسب فکری شدن و جادوی ذهنشون رو برای لاغر شدن کشف کردن. 🌈💪
یادمه اولین بار تو فیلم “راز” وقتی شنیدم که “افکار به اجسام تبدیل میشن”، نور امیدی در قلبم روشن شد…
از همون موقع دنبال این بودم که ارتباط باور و بدنم رو پیدا کنم. هر چی بیشتر جلو رفتم، بیشتر فهمیدم که ریشهی همهی تغییرات، به یه چیز برمیگرده:
🎯 قدرت باور در لاغری!
اونقدر ذهنم رو تمرین دادم تا باورهای محدودکنندهی قبلیم رو پاک کنم و یه نقشه ذهنی جدید ساختم برای زندگیای که میخوام تجربه کنم: سبک، سالم، متناسب. 🧘♂️🍃
و جالب اینجاست که… بعد از ۳۵ سال چاقی و شکستهای پیدرپی، بالاخره تونستم بدون رژیم و سختی، آرومآروم وزن کم کنم و تو مسیر لاغری بمونم. 😍🙌
حالا میخوام اون مسیری که طی کردم، هموارترش کنم برای تو!
توی سایت “تناسب فکری” و دورهی “ورود به سرزمین لاغرها”، با کلی آموزش و تمرین، قدمبهقدم کمکت میکنم قدرت باور در لاغری رو توی ذهنت روشن کنی و از قدرت باور چاقی جدا بشی. 🛤️🧭
📸 آلبوم شگفتیسازان هم حاصل همین مسیرِ پر از باور و اشتیاقه… آدمهایی مثل من و تو که تصمیم گرفتن ذهنشون رو دوباره برنامهریزی کنن.
💖 ایمان دارم اگه تو هم با اشتیاق و استمرار وارد این مسیر بشی، خیلی زود تصویرت توی اون آلبوم کنار بقیهی شگفتیسازها میدرخشه…
🧠✨ قدرت باور در لاغری یعنی چی واقعاً؟
قبل از اینکه بخوایم از قدرت باور در لاغری حرف بزنیم، بیایم یه لحظه به اون چیزی فکر کنیم که همیشه باهاش زندگی کردیم:
👻 قدرت باور چاقی!
آره… همون صدایی توی ذهنمون که میگفت:
- “چاقی تو ارثیه!” 👨👩👧
- “سوختوساز بدنت پایینه!” 🧬
- “داری دارو میخوری، تقصیر تو نیست!” 💊
- “اگه یه تیکه کیک بخوری، تمومه!” 🍰😱
هر بار که جلوی آینه از دیدن خودت ناراحت شدی، هر بار که با یه لقمه غذا احساس گناه کردی، هر بار که به خاطر چاقی از خودت دلخور شدی…
در واقع داشتی قدرت باور چاقی رو تقویت میکردی. 😞🔁
اما یه خبر خوب! 🌟
ذهن تو همونطور که میتونه باور چاقی بسازه، میتونه قدرت باور در لاغری رو هم فعال کنه! 💪🎯
مثلاً وقتی یه بار با رژیم یا ورزش وزن کم کردی و حس کردی داری سبک میشی، اون حس خوب، همون قدرت باور در لاغری بوده که برای لحظاتی زنده شده! ☀️
ولی چون ریشهدار نبوده، با ول کردن روش، خیلی زود برگشتی سر خونه اول… 😔
پس واقعاً چی میشه اگه از اول، از ته دل، باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم؟
چی میشه اگه به جای جنگیدن با بدنمون، با ذهنمون صلح کنیم و بذاریم قدرت باور در لاغری کمکم رشد کنه؟ 🌱🧠
اینجا توی دنیای تناسب فکری قراره دقیقاً همینو یاد بگیری:
چطور ذهنی که سالها قدرت چاقی رو باور کرده، حالا قدرت لاغری رو با عشق، آرامش و موندگاری بسازه… 🧘♀️🍃
🧠 ذهنیت مهمه، حتی بیشتر از ورزش!
یکی از جالبترین و معروفترین مطالعات درباره قدرت ذهن در تغییر جسم، تحقیقی بود که توسط «الی کرام» و «الن لانگر» در سال ۲۰۰۷ انجام شد.
در این مطالعه، پژوهشگران ۸۴ زن خدمتکار در هتل را بررسی کردند. جالبه بدونی که این خانمها بهطور روزمره کارهای فیزیکی زیادی انجام میدادند—مثل تمیز کردن اتاقها، مرتب کردن تختها و جابهجایی وسایل سنگین. با این حال، بیشترشون باور داشتن که هیچ فعالیت ورزشی ندارن! 😲
🔬 پژوهشگران این ۸۴ نفر رو به دو گروه تقسیم کردند:
- گروه اول (آگاهسازی): به اونها گفته شد که همین کارهای روزمرهای که انجام میدن، دقیقاً معادل یک ورزش مؤثر هست و حتی براشون توضیح دادن که هر کار چقدر کالری میسوزونه.
- گروه دوم (کنترل): هیچ اطلاعاتی دربارهی ماهیت ورزشی کارشون دریافت نکرد.
📊 نتیجه چی شد؟
بعد از ۴ هفته، گروهی که باور کرده بودند کارشون ورزشه، بدون هیچ تغییر خاصی در سبک زندگیشون:
- چربی بدنشون کاهش پیدا کرد
- فشار خونشون پایین اومد
- شاخص توده بدنی (BMI) به شکل معناداری کاهش یافت
در حالی که گروه کنترل، که هنوز فکر میکردند فعالیت ورزشی ندارند، هیچ تغییر قابلتوجهی نداشتند!
🎯 پیام طلایی این تحقیق درباره قدرت ذهن و جسم
این مطالعه یه پیام خیلی مهم داره که مستقیماً به قدرت باور در لاغری مربوط میشه:
🧠 «وقتی ذهن ما باور کنه که یه کار برای سلامتی و تناسب اندام مفیده، بدن هم خودش رو با اون باور هماهنگ میکنه—حتی اگه اون کار هیچ تغییری نکنه!»
✨ یعنی چی؟ یعنی اینکه نوع نگاه ما به کاری که انجام میدیم، میتونه نتیجهی اون کار رو کاملاً تغییر بده!
برای مثال:
- اگه تو باور داشته باشی که پیادهروی سادهی روزانهت داره چربی میسوزونه 🏃♀️🔥، بدنت هم شروع میکنه به واکنش نشون دادن!
- اگه با اطمینان فکر کنی که سبک غذا خوردنت داره تو رو به اندام ایدهآلت نزدیک میکنه 🍽️💃، ذهن و بدن هم در مسیر لاغری قرار میگیرن.
🟢 این دقیقاً همون چیزیه که ما بهش میگیم:
قدرت باور در لاغری ✨🧘♀️
وقتی ذهن تو باور کنه که لاغری ممکنه و حق توئه، بدن هم بهتدریج خودش رو با این باور هماهنگ میکنه و تغییرات واقعی شکل میگیرن—بدون زور، بدون استرس، بدون رژیمهای خستهکننده!
💡 خلاصه اینکه:
پس به جای جنگیدن با بدنت، شروع کن به همراه کردن ذهنت با مسیر لاغری.
اینطوری تغییرات پایدار و طبیعی اتفاق میافته.
🧠 قدرت ذهن در شکلگیری جسم ✨
ذهن ما تنها مرکز فرماندهیِ بدنمونه!
شاید این جمله اولش برات عجیب باشه، ولی وقتی عمیقتر بهش نگاه کنیم، همهچی روشن میشه… 🔍
مثلاً کسایی که بهزور میخوان چاق بشن ولی هیچی تغییر نمیکنه رو دیدی؟
اونا هرچی هم غذا بخورن یا مکمل استفاده کنن، چون قدرت باور در لاغری توی ذهنشون فعاله، بدنشون همچنان لاغر میمونه!
بارها گفتن: «بازم لاغر شدم، لعنتی!» 😅
حالا بیا یه سؤال بپرسیم:
اگه همین برنامهای که یه فرد لاغر برای چاق شدن استفاده میکنه، رو یه فرد چاق اجرا کنه، چی میشه؟
✅ قطعاً در مدت کوتاهی چاقتر میشه!
یا برعکس، رژیمی که برای یه فرد چاق جواب نداده رو یه فرد لاغر امتحان کنه، چه نتیجهای داره؟
۱️⃣. یا لاغرتر میشه
۲️⃣. یا اصلاً تغییر نمیکنه
این یعنی چی؟ یعنی اینکه موضوع اصلی قدرت ذهنه نه غذا!
اون چیزی که داره بدن ما رو میسازه یا تغییر میده، افکار و باورهای ماست، نه کالری و کربوهیدرات! 🍞🥗❌
همهی ما که اضافه وزن داریم، توی ذهنمون سالهاست قدرت باور چاقی رو ساختیم. حالا هی تلاش میکنیم با رژیم و ورزش لاغر بشیم ولی ذهنمون هنوز تو فاز چاقیه! 🤯
✅ اگه میخوای نتیجه متفاوت بگیری، باید مثل همون موقع که قدرت چاقی رو ساختی، حالا بری سراغ ساختن قدرت باور در لاغری.
یعنی چی؟ یعنی با تکرار افکار درست، تصویرسازی، تمرین ذهنی و باور به خودت، کمکم ذهن رو برنامهریزی میکنی که لاغری حق طبیعیه توئه! 🎯💫
📌 واقعیت اینه که اگه ذهن، باور چاقی رو نگه داره، هیچ روشی نمیتونه کاری کنه!
اگه باور تغییر نکنه، نتیجه هم تغییر نمیکنه…
اما وقتی به جای جنگ با بدن، ذهن رو همراه خودت کنی، بدون فشار و استرس، قدرت باور در لاغری کمکم برنده بازی میشه!
🟡 فقط کافیه توجهت رو بذاری روی افکارت.
منتظر چی هستی؟
منتظر چاق شدن یا رسیدن به اندام دلخواه؟ 🤔
👣 هر فکری که امروز تکرار میکنی، داره فردای جسمت رو میسازه. پس انتخاب کن که قدرت کدوم باور قراره زندگیت رو بسازه…
قدرت باور در لاغری یا قدرت باور چاقی؟ 🧠⚖️
✍️ تمرین آموزشی 📖: ساختن قدرت باور در لاغری 💪🧠
همین حالا وقتشه یه قدم مهم برداری به سمت قدرت باور در لاغری! 💫
لاغر شدن فقط کم کردن غذا نیست، یعنی ساختن یه ذهن قوی که بهت بگه: «تو میتونی!» 🧡
برای اینکه ذهن تو هم وارد مسیر شگفتیسازی بشه، لازمه تمرینها رو جدی بگیری و هر روز فقط یه قدم برداری… اما یه قدم درست! 👣
اول محتوای نوشتاری این جلسه رو با دقت بخون، بعد ویدیوی آموزشی رو ببین، و در آخر با دل و جان به سوالات زیر در بخش نظرات سایت پاسخ بده.📝👇
- به نظرت چقدر قدرت باور در لاغری میتونه نتیجههای لاغری رو تغییر بده؟ تجربهت رو بنویس.
- قبلاً که رژیم میگرفتی، واقعاً انتظار لاغر شدن داشتی؟ یا فقط امیدوار بودی؟
- انتظارت از چی بوده؟ خودت یا روش لاغری؟ فرقش چیه؟ (اینو حتماً با دقت بنویس چون خیلی مهمه!) 🎯
- چرا به محض رها کردن رژیمها، دوباره چاق میشیم؟ 🤔 نقش ذهن و باور توی این ماجرا چیه؟
- به نظرت انتظارِ رسیدن به یه نتیجه توی زندگی چجوری توی ما ساخته میشه؟
🎥 بعد از دیدن ویدیو، تمرین اختصاصی خودتو طراحی کن و حتماً توی بخش نظرات سایت بنویس.
نوشتن تو رو متعهدتر میکنه و ذهن رو وارد بازی باورسازی میکنه. 💡
منتظرم نظرتو بخونم 💬✨
هر چی صادقتر و دقیقتر بنویسی، قدمهای ذهنیت محکمتر برداشته میشن. 🛤️🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 65 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!




نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت بخیر
افکار ما تبدیل به اجسام میشوند.من فیلم راز را ندیدم ولی به این جمله اعتقاد دارم.بعضی اتفاقات در زندگی روزمره خودم و دیگران افتاد که به این موضوع فکر کردم و دیدم واقعا به هر چیزی فکر کنی به همان صورت اتفاق می افتد ویا کاری که داری انجام می دهی از هر نتیجهای برایش در ذهنت فکر کرده باشی همان میشود برای همین دارم تلاش میکنم که همیشه به کارها مثبت فکر کنم تا خروجی خوبی داشته باشند .در مورد چاقی هم این صحت دارد مثلاً من فکر می کردم اگه کباب بخورم چون چرب هست حتماً چاق میشم و حتی بعد از آن احساس سنگینی وخفگی می کردم و چاق تر هم می شدم.چقدرخوبه که ما در ذهنمون افکار لاغری داشته باشیم و نتیجه لاغری را داشته باشیم تا لاغر شویم مطمئن باشیم که حتماً در این مسیر لاغر میشیم تا به آن دست پیدا کنیم.خدا را شاکرم که من را به سوی مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد تا با این مسیر صحیح به سلامتی و لاغری برسم.
سلام استاد.سپاس فراوان بابت این جلسه فوقالعاده.خداقوت بهتون.سلامت باشید.
چندتا نکته برای خودم:
✓کار کرد قانون در تمام جنبه های زندگی یکسانه
✓افکار تبدیل میشن به اجسام. و این مهم که شما چقد مطمعنید اونچه بهش فکر میکنید رخ میده
باید بیام بنویسم و به منطقم ثابت کنم که چرا این خواسته و این فکر میتونه اتفاق بیفته
✓من هیچ اطلاعی از چاقی و چاق کننده بودن مواد غذایی نداشتم تا اینکه اطلاعات وارد شدن. من افتادم به این فکر که باید پیشگیری کنم وگرنه چاق میشم. تمرکز من رفت روی چاق شدن.وقتی اولین بار جسمم وزن اضافه کرد ترس من بیشتر شد و میلم به پیشگیری بیشتر.
✓وقتی دیدم ادمای دیگرو که با چاقی درگیرن و تلاش میکنند و کم میخورن من فکر کردم چاقی چیزیه که تو زندگی منم طبیعیه باشه برا همین به فکر افتادم ک منم باید پیشگیری کنم.با اون عقل بچگانم فکر کردم چون رژیم میگیرن بقیه منم باید رژیم باشم.به همین سادگی.دیدم بقیه برای تناسب اندامشون تلاش میکنند فکر کردم منم باید همینکارو کنم.تصورم از ادمای لاغر و خوش اندام این بود که همشون کم میخورن،همه چیز نمیخورن و بد غذان و اینجوری به خودشون میرسن و اندام خوبی دارن.تو اون مدت چندتا شاهد این شکلی دیدم و سریع باور ایجاد شد.
✓از سن کم درگیر وزن شدم که چه عدد وزنی خوبی چ عدد وزنی زیاده. فکر کردم من خیلی چاقم.
حالا که فکر میکنم من سنم کم بود اشناها و دوستای هم سن سالی داشتم که اینا همه قدشون از من بلند تر بود و لاغر اسکلتی بودن،تعریف مناسبی نیست ولی نمیدونم چه کلمه ای استفاده کنم. به هر حال اینکه من اونارو باخودم که وزن عادی و طبیعی داشتم مقایسه میکردم و فکر میکردم چاقم.بلاخره بچه دختر بودم و حساس بودم و تمرکز داشتم ناخوداگاه رو این چیزا و کلی بابتش نگران شدم و غصه خوردم
✓من دریافت کردم که وعده های زیاد غذایی در روز چاق میکنه،منم وعده های غذاییم به یک وعده کاهش دادم
✓شنیدم قند و شکر چاق میکنه، قند و شکر حذف کردم.
✓شنیدم کالری بیش از نیاز بدن چاق میکنن،اومدم کالری شماری کردم.
✓همه این پیشگیریایی که من کردم و تغییر رفتار هام نشون میدن من باور کردن این عوامل میتونن منو چاق کنند.
✓میزان مراقبت و پیشگیری و حواس جمعیت مهم نیست، میزان و قدرت باورت نسبت به مسعله مهمه
✓ببین چه اطمینان هایی که داری که چاق میشی؟چه چیزی رخ بده چاق میشی
✓چون ایشون کیفشو گم کرده منم میتونم گم کنم،نکنه منم کیفمو گم کنم،طبیعیه ممکنه برا منم رخ بده: چقدر حرف جالبی بود من یاد چاقیم افتادم
من اینطوری بودم که چون بقیه میتونن چاق بشن منم میتونم چاق بشم.چون بقیه دارن تلاش میکنند برای لاغر و زیبا بودن منم باید تلاش کنم برای اندام خوبی داشتن. این غذاها کلی ادمو چاق میکنه پس منم چاق میکنه. ادما اومدن حذف کردن و اومدن کالری شماری میکنند پس منم همینکارو میکنم.تو اون سن هم من کلا ادم اجتماع نبودم و دورم شلوغ نبود برا همین همون چهارتا اطلاعاتی که درمورد چاقی شنیدم کار خودشو کرد دنیای منو بهم ریخت. دوست صمیمی هم داشتم که اونم بغل گوشم هر روز تو مدرسه فقط درباره چاقی حرف میزد.یعنی فکر کنید ما هر روز باهم بودیم و تمرکز و حرفامون راجب چاقی بود.طبیعی بود جذبش کردم.مدام گفته میشد که وای میترسم چاق بشم این چه بدنیه دارم نباید فلان چیزارو بخورم. خلاصه من هر روز که این بغل گوشم این حرفارو میزد استرسی میشدم و از همون سالم من سال به سال چاق تر شدم. هنوز با این دوستم هستم و اون هنوز همین حرفارو میزنه. حالا که تعریف کردم اصن فکنم همین که من مدام به فکر این بودم که از فردا فلان چیزو مضره نمیخورم همین صحبتای دوستم بود.ما تو مدرسه هر روز تنقلات میخریدیم یا مثلا ذرت میخریدیم که سس داشت این هرچی میخوردیم میگف وای چاق میشیم فردا بیا دیگه نخریم و ما فردا میخریدیم ،حالا همین تنقلات سالهای قبل من مصرف میکردم و اصلا چاق نشدم.و چقدر عجیب و ترسناکه من سال های بعدش و حتی الان هنوز این تو ذهنم تکرار میشه اینو نباید بخورم.ولی میخورم و به خودم میگم از فردا نباید بخورم. همش نفوذ کرده تو ناخوداگاهم و نمیدونم این صداهای تکرار شونده از کجا میاد.
✓طبیعت من همیشه لاغری و تناسب بود.فقط به خاطر ساده بودنم و بچه بودنم به خاطر اینکه هر روز بغل گوشم راجب چاقی و مواد غذایی صحبت شد من چاق شدم.
✓خودتو مستحق و لایق میدونی
✓فقط به خاطر اطمینانیه که داری
✓کسایی که تلاش میکنند لاغر نمیشن چون مطمعن نیستن اطمینان ندارن
من با رژیم به۴۷رسیدم چون به اون رژیم اطمینان صد داشتم
با تلاشای قبلیش من فکر میکردم شاید لاغر بشم ممکنه لاغر بشم برا همین لاغر نشدم.و اینکه مدام در طول رژیم میگفتم من زیاد خوردم.
✓درصد اطمینانتون به لاغری نسبت به چاقی مهمه.
✓فقط درصد اطمینانت به لاغر شدن باید بیشتر بشه.ایمان به اینکه میتونی.
✓کارکردن رو اینکه… پس منم میتونم.
✓اگر هنوز مطمعن نیستی اشکال نداره نیاز به اموزش داره ادامه بده
✓سعی کردم افکار و نگرشم درباره لاغر شدن و سلامت جسمی را به شکلی که دوست دارم تجربه کنم تغییر داده و بر صحیح بودن و تکرار این افکار استمرار داشتم.
✓ذهن انسان تنها عامل شکل دهنده جسم است.
✓مواد غذایی تاثیری بر شرایط جسمی افراد ندارند بلکه قدرت ذهن آنهاست که شرایط جسمی را مدیریت می کند.
✓با توجه کردن به افکار و نگرش خود درباره شرایط جسمی می توانید به انتظارتان از وضعیت جسمی خود دسترسی داشته باشید.
✓قدرت چاقی ذهن را نمی توان از با رژیم گرفتن یا ورزش کردن تغییر داد
✓برای لاغر شدن فقط کافی است قدرت باور لاغری را در ذهن خود ایجاد و بر تقویت آن استمرار داشته باشید،در این صورت بدون هرگونه استفاده از روش های لاغری می توانید در مدت زمان کوتاه تر از چاق شدن به شرایط اندام ایده برسید
۱_هرموقع که به روش لاغری خاصی اعتماد نداشتم و تو دو هفته نتیجه خاصی نمیگرفتم اون شیوه رو رها میکردم و ادامه نمیدادم.شیوه ای که بهش باور داشتم که کلید لاغر شدنمه، شروع کردم و ادامه دادم یک بار هم لغزیدم ولی دوباره برگشتم به همون رژیم و چندسال ادامش دادم.وقتی نتیجه گرفتم از اون رژیم دیگه باور کردم هیچ رژیم دیگه ای جواب نمیده و رژیم نگرفتن حتما منو چاق میکنن.وقتی نتیجه بیشتر میخاستم به خاطر باوری که داشتم نسبت به اون رژیم رهاش نکردم و گفتم حتما راه حل لاغرتر شدن تو همین رژیمه و بلاخره هم راهشو پیدا کردم و به وزن دلخاهم رسیدم.و چون خیالم راحت بود با این روش لاغر میشم هر روز نمیرفتم جلو اینه خودمو چک کنم.کلا افکار چاقی خاموش میشد.مدام شوق ذوق داشتم که هفته دیگه از اینم لاغر تر میشم و من مدام منتظر لاغر شدن بودم .حالا که فکرشو میکنم این انتظاره منو به عدد وزنی دلخواهم رسوند. من قبل رژیم هم این خاسته وزنی داشتم ولی انتظارشو هر روز نداشتم مثلا یادمه وقتی ورزش میکردم انتظارشو داشتم و بهش فکر میکردم و حالم خوب میشد ولی با این رژیمه من دوسال متداوم انتظار لاغر شدن داشتم و در نهایت خواستمو تجربه کردم.
۲_از هر روش لاغری که استفاده کردم انتظار لاغری من از اون روش بود.باور داشتم اون روش یا اون ورزش تاثیر خاصی میزاره رو جسمم و منو لاغر میکنه.و اگر اون رژیم و ورزش نباشه اون تاثیر گذاری رو جسمم اتفاق نمیفته و من لاغر نمیشم. یه چیزی باید رو جسم من اعمال بشه که لاغر شم.
همیشه دنبال تحقیق و روشی بودم که منو لاغر کنه و هیچ وقت انتظار لاغری از خودم نداشتم و فکر نمیکردم من تاثییری دارم رو جسمم .نقش من در لاغری فقط ارادم در اجرا شیوه های مختلف لاغری بود.
۳_وقتی انتظار لاغر شدن دارم از رژیم باید صد درصد مطابق اون عمل کنم تا منتظر لاغر شدن باشم و اگر ۱۰۰بشه ۹۰ حسابی میره رومخم و فکر میکنم لاغر نمیشم و عرضه ندارم.وقتی انتظار دارم رژیم منو لاغر کنه و رژیم دارم ذهن چاقم اروم میگیره و وقتی هم رژیم نیستم هر لحظه از شبانه روز به چاقی فکر میکنم و وضعیت بدتری از جسمم تجسم میکنم و میترسم و حالم بده.و اینقدر این انتظار و تلقین در من قوی بود که با یزره تغییر در رژیم یا کلا یک روز رها کردن رژیم من تو جسمم تغییرات میدیدم و برای همین ترسیده شدم رژیم رها کنم و وسواس غذایی شدید گرفتم . هیچی خارج رژیم من لب نمیزدم.یا خارج از ساعت خاصی هیچی نمیخوردم.
ولی بازم خوددرگیری داشتم و همون مواد مجاز رو که بیشتر میخوردم منتظر بودم چاق بشم و لاغر نشم و هر روز میگفتم از فردا همینارم نمیخورم.یعنی من تو رژیم هم براخودم رژیم میگرفتم. ذهن چاق همیشه حرفاش یکیه و هستش. رژیمم تبدیل میکنه به چاقی
اینقدر به جسمم بدبین شدم که من سریع و راحت چاق میشم و نباید هیچی بخورم.
اینکه از خودم انتظار لاغری داشته باشم برام عجیبه چون تاحالا فلش سمت خودم نگرفته بودم. اینکه از خودم انتظار لاغری داشته باشم یعنی هیچ چیزی دربیرون روی من تاثییر نمیزاره.وقتی از خودم انتظار لاغری دارم نمیام طبق رژیمو دستور العمل مشخصی عمل کنم.کاری رو به خاطر لاغر شدن یا چاق نشدن انجام نمیدم.خودمو مجبور به ورزش نمیکنم.تمرکز روی غذا و نوع غذا و کنترل غذا نیست .مسئولیت لاغر شدنم رو نمیندازم گردن رژیم و ورزش.وقتی از خودم انتظار لاغر شدن دارم اصلا استفاده از رژیم و ورزش لزومی نداره.
اگر از خودم انتظار لاغری داشتم خیالم راحت بود و شاد بودم.رها بودم از ترس چاق تر شدن.رها بودم از مرور افکار و تصاویر چاقی.کنجکاو شیوه های لاغری و علت لاغری بقیه نبودم.مطمعن بودم در مسیر متناسب تر شدن هستم و ایده ال که شدم همونطور ایده ال میمونم.
۴_بعد رها کردن رژیم چاق میشیم چون اون رژیم مارو لاغر کرده بود،دلیل لاغر شدنمون اون رژیم بوده،وقتی رژیم رها میکنیم چاق میشیم چون اون زندگی بدون رژیم رو دلیل چاقی خودمون میدونستیم و ما انتظار داریم اون سبک غذایی مارو چاق کنن.
انتظار یعنی مدام راجب چیزی فکر کنی و تصویرش زنده جلوی چشات باشه و حالت نادلخوانش یعنی مدام احساست بده و از اون فکر و تصویر ذهنی اصلا خوشت نمیاد یعنی قبول کردی که اون تجربه میکنی فقط منتظری وقتش برسه
به نام خدای مهربان من خیلی دلم می خواد که نکته بسیار مهمی که درباره چاق شدن من و بیشتر و بیشتر چاقی من در ۱۵ سال گذشته داشت بیان کنم . من این فایل را مانند همه فایلهای بسیار شگفتی افرین استاد عزیز دوست دارم و چندین مرتبه گوش دادم و از گوش دادن آن لذت می برم چون من را آگاهتر می کند و می خواهم هر روز گوش کنم چون هر دفعه متوجه نکات جدیدی میشوم . من هنگامی که شب کار بودم در بیمارستان چند تا از پرستارها و همکاران و دوستانم پی در پی می گفتند که پ ستادهای شب کار چاقترین پرستارها هستند چون مدام با خوابیدن با خوردن مبارزه می کنند . به من گفتند ما هر وقت خوابمون میاد باید یک چیزی مثل شیرینی یا چیپس و تنقلات بخوریم که بیدار بشیم . یک جورابی جوانه انتظار چاق شدن در من میده شد و من از خودم انتظار چاق شدن پیدا کردم و هر وقت که خواب به سراغم میومد همون حرف همکارم به یادم نیامد و یک چیپس از ماشین بیمارستان با نوشابه می گرفتم و تا آخرش می خوردم تا بیدار بمانم . و من که توی ذهن خودم دیگه پذیرفته بودم که حتما چاق میشم پس با روبروی با دوستان و همکاران که هر کدامشان غذاها و خوراکیهای گوناگون بر سر کار می آوردند و همه اشتیاق داشتند که من با آنها همسفره شوم چون دوست و هم صحبت خوبی بودم پس من هم که نمی خواستم به هیچ کسی نه بگم مبادا دلشون بشکنه یا فکر کنند که من غذای اونها را دوست ندارم و از طرف دیگر دیگه کاملا انتظار چاق و چاقتر شدن را از خودم در شیفت شب داشتم و به کلی موضوع لاغری را به دست فراموشی سپرده بودم و روز به روز چاق تر و چاقتر میشدم تا جایی که ایستادن برای بیشتر از ۵ دقیقه و راه رفتن برایم خیلی سخت شده بود . از کمر درد شدید رنج می بردم . و حالم روز به روز بدتر میشد . از لحاظ روحی هم افسردهی گرفته بودم چون حس می کردم دیگه خودم نیستم تا اینکه استاد عطا روشن فرشته خداوند و اموزشهای تناسب ذهنی مانند معجزهای وارد زندگی من شدند و کن فیکن شدن احوال درونی من و سپس جسمی من با کوش دادن به فایلهای رایگان روزی چندین بار به وقوع پیوست . من وقتی به من ل می رسیدم فایلها را شروع می کردم و مدام گوش میدادم همین که تمام میشد باز هم از اول و در حالی که خواب بودم هم فایلها را گوش میکردم . زندگی و سلامتی و روح و حسم من از آن روز دیگه روز به روز بهتر و زیباتر و سلامت تر شده و من الان یک شخص دیگری شدم و کارم را عوض کردم الان پرستار اژانس هستم هم از نظر مالی و مکانی و زمانی من خودم آزاد هستم که هر وقت خواستم کار کنم و این عالیه . وقت زیادی برای خودم و دنیای شگفت انگیز تناسب ذهنی دارم . اصلا اگر من یک روز در این دنیای تناسب ذهنی نباشم مثل اینکه خودم را گم کردم . خیلی حالم و احساس درونزام خوب و عالیه . من احساسم خیلی خوب شده و به خدای درونم خیلی نزدیک شدم و الهامات زیادی را دریافت می کنم و به انت عمل می کنم و شهید الهی من را هدایت می کند به جایی که الان خستم و انتظار بیشتر و بهتر شدن زیباییها و نعمات و سلامتی و عشق و اشتیاق در زندگی را دارم چون با احساس خوب اطمینان دارم که همه اینها به وقوع می پیوندند چون من فرزند پاک و نیک خدای مهربان هستم و استحقاق بهترینها را دارم . همیشه همگی در مسیر تناسب ذهنی با اطمینان و ایمان قلبی انتظار لاغری و زیبایی اندام و سلامتی و بهبود تمامی جوانب زندگی از قبیل رابطه حسنه با عزیزانمان و عشق و شادی در زندگی و ثروت و برکت را داریم . با تشکر از استاد عزیز و گرامی و خدای یکتا . با آرزو و انتظار بهترینها برای همگی دوستان عزیز در مسیر تناسب ذهنی مسیر شگفت انگیز شدن همه ما در این دنیای زیبا . الهی شکرت 🙏😃♥️
نشان های دریافت شده
سلام آیلین جان
دیدگاه شما بسیار عالی بود .
از خوندنش لذت بردم و از اینکه متناسب شدید بهتون تبریک میگم .
منم خیلی وقتها بخاطر دل دیگران غذا می خوردم و الان هم هنوز اینکارو می کنم .
همش فکر می کنم نباید همسرم رو تنها بذارم .
البته این عادت رو از خونه ی خودمون داشتم و تا الان هم ادامه داره .
خیلی از شما ممنونم .
کارتون عالیه .
خیلی خوشحال شدم از تناسب اندام شما .
در پناه حق باشید .🙏🌺
سلام به همگی عزیزان تاثیر قدرت باور به لاغری در هیچ کدام از روشهای لاغری تا قبل از آشنایی با تناسب ذهنی اصلا معنی نداشت چون بلافاصله پس از اتمام روش لاغری که اعم از ورزش و رژیمهای گوناگون بود منتهی به چاقی مجدد میشد چون فقط باور به آن روش بود و وقتی روش لاغری و مدت زمانش تمام میشد وقت خداحافظی با لاغری سر میرسید و سلام مجدد به چاقی و حتی چاقتر شدن بیشتر از قبل از روش زیرا که قدرت فقط ازان روشهای لاغری و بیرونی بود و با تمام شدن عوامل بیرونی لاغری هم اتمام می یافت .در گذشته من راهای بسیار زیاد و عجیب غریب و پر هزینهای و برای مدت طولانی طی کردم تا به لاغری برسم ولی پس از رنج و عذابهای فراوان و ورزشهای سخت و طولانی و رژیمای سخت و خوردن دمنوشهای تلخ و زجر اور و بی مزه بالاخره خلاص شدن از این همه عذاب لاغری که چند کیلو بیشتر نبود با اتمام رنج و عذاب آن مسیرها تمام میشد و بعد از چند هفته همه وزن از دست رفته بر می کشت . راستش را بگم من همیشه ته دلم مطمن بودم که باز هم چاق میشم و این وزن کم شده خیلی مدت کوتاهی دوام داره . هر چند روز وزنه خودم را وزن میکردم و کم شدن نمرات مرا خوشحال میکرد ولی توی دلم مطمن بودم که این شما های و ن پایین عمرشان خیلی کوتاه هست و به زودی تمام وزن کم شده و حتی بیشتر بر خواهد گشت . من هرگز در عمرم انتظار لاغری دایم را نداشتم و همیشه مطمن و منتظر بودم تا چاقی رفته باز برگرده حتی با وزن بیشتر و همین طور هم شده . هنگامی که از روش لاغری انتظار لاغر شدن را دارم وقتی روش مدتش تمام شود پس نشانه این است که لاغری که از آن روش به دست آمده به زودی تمام خواهد شد چون تکیه به بیرون از وجود من بود .ولی انتظار لاغری از خودم یک مبحث جداگانه است زیرا که انتظار از درونم می باشد از ذهن ناخودآگاه عزیزم سرچشمه میگیرد و من با احساس آرامش و انتظار لاغری از خودم تصویر سازی می کنم از خودم ایلین لاغر و اطمینان دارم که لاغر خواهم شد و برای همیشه لاغر می مانم تا آخر عمرم چون این انتظار از خودم همان اطمینان به وقوع لاغری می باشد پسحتما انفاق می افتاد و همیشگی است چون اینگونه لاغری با تغییر نگرش و افکار من نسبت به خوراکیها و غذاها می باشد و رفتار من در عمل نسبت به غذاها تغییر کرده است و این تغییر باورهاست و تغییر رفتارهای من با غذاها منجر به نتیجه زیبای لاغری در اندام من میشود . چون انتظار لاغری از خودم نتیجه تغییر ذهن ناخوداگاهم و رفتار غذایی من با غذاهاست چون دیگر به این مرحله رسیدهام که آگاهی کامل دارم که این غذاها نیستند که باعث چاقی یا لاغری من میشوند بلکه رفتار من با غذاها نتیجه لاغری من را رقم می زند .بعد از رها کردن روشهای لاغری باز هم چاق میشوم زیرا که روش بیرونی نتیجه کوتاه مدت دارد . من احساس می کنم این موضوع را بیان کنم . خیلی شبیه عاشق شدن هست چون وقتی عاشق میشیم ذهن ناخودآگاه و تغییر نگرش و افکار ما درونی است و این عشق پایدار است و نتیجه عشق ازدواج ولی اگر فقط یک رابطه برای چهره و اندام و وضعیت مالی شخصی باشد خیلی شانس دوام آن رابطه کم است چون عوامل بیرونی زود عادی میشوم و یا با تمام شدن آن موارد دیگر برای انسان جالب نیست ولی عشق هرگز تغییر نمی کند شاید مشکلات و موارد زندگی را بالا و پایین کند ولی خیلی استواری بیشتری دارد . لاغری با ذهن همین که با تغییر ذهن ناخودآگاه و باورهایمان و نگرش ما به غذاها یک تولد دوباره است و یک انسان جدید با افکار و رفتارهای غذایی جدید است که نتیجه عامل و رفتارش با غذاها و خوراکیها لاغری و سلامتی و زیبایی بیشتر و بیشتر و پایدار و همیشگی است . الهی شکرت . به نظر من ایجاد شدن انتظار رخ دادن یک اتفاق در زندگی بستگی به اطمینان ما به رخ دادن آن انفاق دارد . اصلا مهم نیست که ما از رخ دادن آن اتفاق حراس داریم و یا می ترسیم که اتفاق نیافتد و تمام تلاش خودمان را برای پیشگیری از آن انجام میدهیم با این وجود دقیقا همان اتفاق رخ میدهد زیرا که ما به آن توجه کردیم حتی توجه منفی و اطمینان داشتیم که اتفاق می افتاد پس برای رخ ندادن آن اتفاق اقدام کردیم و برای پیشگیری از وقوع آن سعی و تلاش کردیم و این رفتار ما حاکی از ام است مه ما انتظار وقوع آن اتفاق را داریم در نتیجه آن اتفاق رخ میدهد درست بنا بر انتظار ما ،
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…..
این کلیپ عالی بود. بیشتر گره های ذهن منو باز کرد. یاد رفتارهای خودم و خانوادم و اطرافیانم افتادم. به هر چی فکر کنی همون میشه. به لاغری فکر کنی، لاغر میشی. به چاقی فکر کنی، چاق میشی. به ثروت فکر کنی، ثروتمند میشی. به فقر فکر کنی، فقیر میشی.
من خواب شبم خوب نیست. نمیدونم از کی گفتم من شبا خوابم سبکه و بد میخوابم. از همون زمان کلا خواب سبک و بد خواب شدم. از همین امشب تصمیم گرفتم، کلا همه چیو در مورد خوابم رو تغییر بدم. در مورد لاغری با ذهن هم باید بگم، بار دوم که اومدم داخل سایت، با خودم گفتم چون چند هفته دیده بودم، از همون روز اول لاغر میشم. همین طور هم شد. من مطمئن بودم لاغر میشم و لاغر شدم همون هفته اول
مامان من معتقده با نوشابه چاق میشه. هر بار نوشابه رو کنار میزاره، کلی وزن کم می کنه. به محض خوردن نوشابه، وزن زیاد میکنه.
ما اطرافمون افراد زیادی رو میشناسیم که در مورد خیلی از مسائل مطمئن هستن. شبیه همین الان ما، چون هر روز به سایت سر میرنیم و میخونیم، مطمئن هستیم که موفق میشیم. ولی به محض رها کردن (چون هنوز فرمول های جدید ثبت نشده و )احتمال داره چاق بشیم. پس نیاز بیشتریه که در این سایت ثابت قدم باشیم…..
یا اینکه وقتی فرزندی در خانواده ای متولد میشه. از همون ابتدا میگن به خانواده پدری رفته یا مادری. همین اطمینان اطرافیان هم باعث میشه بچه شبیه یکی از افراد خانواده پدری یا مادری بشه….
وقتی اطمینان داریم، یه غذایی ما رو چاق می کنه، پس حتما چاق میشیم. پس افکار و رفتار خیلی مهمن. چقد خوبه تمرین داشته باشیم تا خوبی ها رو جذب. حس و حال خوب رو جذب کنیم. به لاغری با ذهن اطمینان داشته باشیم. بدونیم که لاغری با ذهن آسون ترین کار دنیاست
به جرات میتونم بگم که تو این ۶۵ روزی که در سایت هستم، این ویدیو تاثیرگذارترین ویدیو بر روی من بود. چه نکته ریز و جالب و پنهان از چشمی! باور! باور! باور!
بعد از گوش کردن این گام مدام دارم تمام ابعاد زندگیمو شخم میزنم و زیر و رو میکنم و دقیقا به صحت اصل باور میرسم. به گذشته که نگاه میکنم، هر جا که باور به رخداد اتفاقی داشتم چه خوب چه بد، اون اتفاق رخ داده و هرجا که باوری وجود نداشت علارغم تلاشهای بسیارم آن اتفاق رخ نداده است. چرا تا الان از این بُعد به زندگیم نگاه نکرده بودم؟! الان میفهمم که چرا دوستان باتجربه تر این مسیر همیشه میگن که لاغری با ذهن تنها درس لاغری نیست و میشه ازش درس زندگی گرفت.
اصلا خواسته و ناخواسته خاصیت مسیر لاغری با ذهن ایجاد این باور تو ذهنمونه. عمیق تر که فکر میکنم تو تمام دوران گذشته هر برنامه رژیمی و ورزشی که اجرا میکردم و حتی به نتیجه مساعد هم میرسیدم هیچوقت جرات نداشتم لباسهای دوران اضافه وزن رو دور بریزم. چون حتی به لاغری هم که دست پیدا کرده بودم و تو آینه با چشمام میدیدم باور نداشتم. لباسا رو میذاشتم تو یه بقچه که شاید بعدا به دردم بخوره و واقعا هم به درد میخورد. چون من باور داشتم که وزن سابق برمیگردم و برمیگشتم. اما قشنگی مسیر ذهنی اینجاست که تو این مدت کوتاه انقدر منو مطمئن کرده که یه روزی به نتیجه دلخواهم خواهم رسید که لباسهای مجلسی و پلو خوری که تو کمد برای مراسمها و جاهای خاص کنار گذاشتم رو بیرون کشیدم و دارم به صورت روزمره ازشون استفاده میکنم. چون یه حسی بهم میگه چند ماه دیگه همشون برام گشاد و بدون استفاده میشن و بهتره بخاطر پول زیادی که بهشون دادم 😉 الان ازشون استفاده کنم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 😇🙏
سلام خدمت استاد گرانقدر و دوستان عزیزم 🙋♀️❤🌹
قدرت باور لاغری💪🏻💪🏻💪🏻
تاثیر قدرت باور لاغری در تمام روش های معمول درباره خود فرد نیست درواقع اون روش رو باعث لاغری فرد میدونن وقدرت باور چاقی در افراد وجود داره که روی میارن به این روشها تازمانی که انجام میدن نتیجه هم میگیرن ولی قدرت باور چاقی آنقدر در اونها قوی که نمی تونن برای همیشه از روش لاغری استفاده کنن پس رها کرده و همین شکست های پی در پی در افراد باعث قوی تر شدن باور چاقی شده چون مطمئن هستن به راحتی چاق میشن وبه سختی لاغر
من در گذشته زیاد از روشها استفاده نکردم چون لاغر بودم ودرصد خیلی کمی شکم داشتم ولی چون قدرت باور این که ممکن چاق تر بشم ودر خودم اراده رژیم نداشتم و همیشه می گفتم من که زیاد نمی خورم چرا شکم دارم به همین خاطر دنبال روشهای مختلف نرفتم ولی ی مدتی رفتم ورزش و دیدم اگه ورزش میتونه لاغر کنه چرا خود مربی شکم داره پس رها کردم وزیاد روزه می گرفتم تا شکمم آب بشه ولی فایده نداشت از صورت لاغر تر میشدم و رها می کردم
حالا فهمیدم که من مطمئن بودم که تمام بدنم لاغر و چاق نمیشه واز اون ور مطمئن بودم که سزارین باعث چاقی شکمم میشه وبه مرور بزرگ تر میشه و دلایل زیادی برای چاقی شکمم پیدا کرده بودم وخودم رومستحقق داشتن شکمم میدونستم ولی به لطف خدا از جای که فکرش رو هم نمی کردم من رو هدایت کرد تا متوجه اشتباهم بشم و مسیر درست رو انتخاب کنم واز خداوندگار سپاس گذارم
تمام افراد چاقی که می شناسم هیچ یک انتظار لاغر شدن خودشون ندارن و لاغر شدن رو به تمام اون روشها وابسته میدونن و باور آنها چاق بودن واز چاق تر شدنشان می ترسن وحتی آب خوردن رو هم دلیل چاقی میدونن
تفاوت این که از روش لاغری انتظار ، لاغری داشته باشی یا از خودت ؟افراد چاق انتظار لاغری رو از اون روشها میدونن وبه محض رها کردن دوباره انتظار چاقی در فرد بیشتر میشه وبه همین خاطر که بعد از رها کردن به سرعت چاق میشن حتی بیشتر از قبل چون وقتی تو رژیم ویا ورزش هستیم ما بازم مطمئن هستیم که خودمون نمی تونیم لاغر بشیم چون مشکل از جسمون میدونیم که نمی تونه لاغر بشه به همین خاطر دست به دامن روشهای لاغری میشیم و تلاش می کنیم ولی چون امید به لاغری نداریم و دوست داریم زود از شر چربی ها خلاص بشیم خیلی زود رها میکنیم وبا رها کردن انتظارمان از خودمان چاق تر شدن هستش
پس این اطمینان و انتظار ما هستش که شرایطشان رو رقم میزنه پس حالا فهمیدم که واقعا واقعا خودم مسئول چاقی خودم هستم واین نگرش خودم نسبت به خودم بوده که شرایطم رو خلق کرده و حالا تنها کاری که من باید کنم این که مطمئن باشم که من به راحتی لاغر میشم و باورم شده که لاغری در وجودم هست باید چشم ها را شست جور دیگری به خود نگاه کرد به خود واقعی ایم به اصلم که سالم و لاغر و شاد و ثروتمند هستش
انتظار در تمام شرایط زندگی ودر تمام ابعاد زندگی نقش آفرینی می کنه
من دیگه مطمئن شدم وکه انتظارات وتوجهات من شرایطم رو رقم میزنه نه هیچ کس و هیچ چیز
ماه پیش یخچال جدیدی که خریده بودم وارد خونه شد بماند که چه داستانی داشت برام ولی من با توجه به این که نکنه خط خوشی بیفته همین رو جذب کردم اولش ناراحت شدم ولی بعدش برام این باور قوی شد که به هر چی توجه کنی و مطمئن باشی اتفاق می افته واقعا اتفاق میوفته وبرای من خیلی درس داشت وقتی یخچال رو میبینم دو تا باور در من قوی تر میشه
یک این که وقتی مطمئن باشی چیزی رخ میده وهمشه توجه کنی رخ میده
دوم این که از خدا خواستم که همونی رو که می خوام با شرایط من جفت و جور کنه وبه خدا توکل کردم زمانی که شرایط چیز دیگه رو نوید میداد
حالا فهمیدم که نگرش درست نسبت به خودم و خدای خودم نجات دهنده من هستش
از بیماری به سمت شفا
از چاقی به لاغری
از شرایط ناجالب مالی به شرایط عالی مالی
از روابط در هم شکسته به روابط دوستانه وصلح آمیز
از نا آرومی ذهنی به آرامش ذهنی
از نجواهای ذهنی به کنترل ذهن
اوست که توبه پذیر مهربان همه ماست وهدایت کننده به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده
خدیااااااااااااااااااااااااااشکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ایجاد انتظار رخ دادن در ما از طریق
دیدن و شنیدن و یا یک بار تجربه کردن ودر ذهنمون زیاد توجه کردن
ویا ترسیدن از یک موضوعی که نکنه برامون رخ بده
ومطمن شدن از رخ دادن هر شرایطی در هر یک از ابعاد زندگی در ما انتظار تجربه کردن شکل میگیره چون تبدیل میشه به یک فرمول ذهنی درباره خودمون
ومن دیگه انتظار اتم از خودم و جهان پیرامونم خداوندم به کل تغییر کرده از خودم انتظار دارم که آرامش درون رو تجربه کنم و همیشه در حال چشیده طعم های خوب باشم انتظارم از خودم شفا جسم هستش در نمام ابعاد سلولهام تنم
واز همه مهم تر لاغر شدنم رو حتمی میدونم
وانتظارم از جهان پیرامونم رقم زدن تمام اتفاقات خوب برام هستش وباعث گسترش و بهبود زندگی من در تمام ابعاد هستش ودر حال اقدام که افراد و شرایط عالی رو برام رقم بزنه وشور وشوق زندگی بهتر رو برام به ارمغان بیاره
واز همه مهمتر انتظار ونگرشمو نسبت به پروردگارم بسیار بهتر شده ودر هر لحظه ایمان دارم اون من رو هدایت میکنه به بهتر انتخابها و بهترین شرایط مالی رو برام به ارمغان میا ره و کسب وکار همسرم رو متحول میکنه واین مطمئن هستم چون قبلا طعمش رو چشیدم و حالا بهتر از قبل خداوند برام می خواد ومن اکنون با اراده خدا همسو شدم ودر آرامش و سکوت وبا ایمان قلبی منتظر معجزاتش هستم
سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻❤🌹
خدایا شکرت شکرت شکرت تتتتتتتت🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤
سلام به خدای مهربان .ویلیام به استاد و همراهان سایت تناسب فکری،
بنده خدارا شکر متناسب هستم.
اما در مورد باور مثلاً من خودم باور داشتم فقط قرص استامینوفن مسکن خوبی است و در هر موردی که نیاز بود و استفاده میکردم نتیجه خوب بود درد ساکت می شد .
اما الان این سوال را دارم.
آیا باروش لاغری با ذهن میشود سایزسینه را کوچک کرد اگر میشود چه طوری باید این کار را انجام داد .البته من چند تا توده به لطف خدا ،خوش خیم
در سینه دارم وعلت بزرگی میتواند این باشد ،استاد جان هم برای شفا و درمان این توده ها وهم کوچک شدن سایز سینه راهنمایی ام بفرمایید .
با تشکر از استاد عزیزم وهمه عزیزان که این کامنت را مطالعه کردند .
سلام و درود
به قدرت ذهن و بی نهایت بودن آن ایمان دارم
اما درباره مسائل جسمی و پزشکی صلاحیت ابراز عقیده ندارم.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
در مورد این فایل بسیار عالی ..اینکه ما چیزی رو که خیلی دوست داریم برامون اتفاق نمیوفته ولی در مورد چیزی که اصلا دوست ندارم ورخ میده دلیلش همین باور محکمی هست که نسبت به اونموضوع برای من محکم شده ونقش محکمی بسته …تبدیل شده به جزئی از وجود ما من هم مطمعن بودم چاقتر میشم ولی هیچ وقت نمیگفتم که من لاغر میشم
همه ی کارهایی که انجام دادم اصلا مهم نبوده بلکه اون دلیل قانع واطمینان وباور وایمان من به موضوع چاقی اون برای من رخ داده
دقیقا همینه واقعا چرا ما چیزایی که به دردمون نخورده رو اینقد باور کردیم …چرا رو ایم افکار پافشاری کردیم
ولی الان آگاهی پیدا کردم که حالا که این همه آدم تونستن منم میتونم …این باور رو تقویت میکنم ..تقویت میکنم ..وبارها تکرار میکنم تکرار میکنم که اصلا اینا نیست
چاقی من فقط وفقط وفقط به خاطر ذهن چلقم بوده به خاطر این منطق های بیخود باور شانس لاغر شدن .من یخ ذهنم رو میشکنم و
در این مسیر لذت بخش میمونم واز همین الان رویای خودم رو تحقق یافته میبینم
من تا هر روزی که طول بکشه این کار رو ادامه میدم
ادامه میدم
ادامه میدم
خدایا شکرت
من این رو باور کردم
در مورد تکرار یه موضوع هم یه نکته یادم اومد همیشه هر وقت میخاستم بریم مسافرت ما کلیدمون گم میشد یا یه اتفاقی براش میوفتاد ..به خطر ذهن همسرم که همش نگرانه که چیزی گم بشه یا ازش بدزدن ..یا یادش بده وهمیشه این شده بود به سوژه برا ما که ما الان میریم مسافرت وکلیدنون رو گم میکنیم ..یه بار هم بعد از یک سال پیداش کردیم همسرم گذاشته بود تو موتور ماشین ..کاپوت رو که دادیم بالا دیدیم اونجاس
کلی خندیدیم
خدایا سپاس