وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمیخوردم. با چشمم هم میخوردم، با بینیم هم میخوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه میشد، باز یکی دو تا برمیداشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی میذاشتم و فکر میکردم دست خودم نیست. امروز میدونم اینها فرمولهایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.
این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه میخوام بگم مغز چطور با این فرمولها عادتهای ما رو تغییر میده و چطور میتونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که میشه تغییرش داد
خیلیها میگن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساسهای منفی.
ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری میشد، همهی آدمهایی که عصبی میشن باید پرخوری میکردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران میشن و باز هم متناسب میمونن. پس عصبی شدن بهتنهایی دکمهی پرخوری رو فشار نمیده.
خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانوادهها، وقتی بچه گریه یا بهانهگیری میکنه، یه خوراکی دستش میدن تا آروم بشه. بچه کمکم یاد میگیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سالها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا میره.
بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم میدونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری
اعتیاد یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمیخورم». در ادامه میبینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق میافته.
ریشهی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون میده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، میشد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سالها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچوقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق میشیم.
شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید میکردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو میکردم. ولی همهی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق میکرد.
از امروز میخوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو میره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر میگیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، میبینی در طول روز کجاها رفتارهای چاقکننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.
اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن سادهتره. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم. وقتی میخوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمیخوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش میگیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها
مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن میده. اون آدم هیجانزده نمیشه. از غذایی که دوست داره انتخاب میکنه، به اندازهی نیازش میخوره و سیر میشه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمیکنه؛ چون سیر شده.
ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنهست، هیجانزده میشه. مدام میگه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همهی کارها رو میذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایینتر اومده.
آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه میخوره. از خیلی از آدمهای متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار میکنی؟». میگفتن «نمیخورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه میکنم یا صبر میکنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمیداشتم و میخوردم.
یادمه به دوستی که سیر بود نون خامهای تعارف میکردم و اون میگفت «نمیتونم، از گلوم پایین نمیره». من اصلاً نمیفهمیدم یعنی چی. میگفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربهای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.
👄 ما چاقها پنج تا دهن داریم!
یه نکتهای که هیچجا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا میخوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا میخوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همهمون میشناسیم. حالا بقیهی راهها رو ببین.
خوردن با چشم
فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو میبینی و تصمیم میگیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم میگه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن میده و تو حتی یادت میره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمیخوره.
خوردن با بینی
کاملاً سیری و میری خونهی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگهست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمهسبزی رو حس میکنی. همین بو به مغزت میرسه و فرمول قبلی میگه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس میکنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد میشی و با اینکه سیری، گرسنهات میشه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمیشه.
خوردن با گوش
دوستت تعریف میکنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت میرسه و فرمول قدیمی فرمان میده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونهات میکنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که میخواد غذا بخوره، شروع میکنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازهی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس میکنی.
لمس و طعم؛ تشدیدکنندهها
یه راه دیگه هم هست که بهتنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر میکنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف میکردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم میگرفتم و نرمیش رو حس میکردم، با خودم میگفتم «چقدر تازهست» و دو تا برمیداشتم. یا گاز اول رو که میزدم و طعمش رو حس میکردم، فوراً میرفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمیشه که بیشتر بخوره.

📺 تبلیغهای غذا برای ما ساخته میشن
جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما میچرخه. ما آدمهای چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم. بنابراین بیشتر تبلیغهای غذا، تابلوهای رستورانها و عکسهای جذاب روی بستهها، در اصل برای ماست.
تبلیغهای غذا رو ببین: یه خانوادهی چهار نفره با لباسهای رنگی و آهنگ شاد که همه میخندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون میدن. چون نمیتونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر میکنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی میریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمیبینه.
🌱 اولین جوانهها رو جشن بگیر
از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کمکم حق انتخاب پیدا میکنی.
خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام مینویسن: «امروز رفتم خونهی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی میخوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب میکنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمولها کمی تغییر کرده.
وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمولها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه میده، اول از یه جوانهی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو میبینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک میکنه ذهنت شفافتر بشه.
🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو
- 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب میشه؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد میکنه؟
- 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟
🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن
از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:
- 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
- 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
- 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
- ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟
برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 🌸
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟
یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خستهایم، سراغ غذا میریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته میدونیم؛ چون خیلیها عصبی میشن ولی پرخوری نمیکنن. بنابراین مثل هر عادت دیگهای قابل تغییره.
۲. چرا وقتی عصبی میشم دستم میره سمت یخچال؟
چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر میکنه؛ مثلاً هر وقت گریه میکردی، یه خوراکی دستت میدادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا میشه.
۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟
آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا میخوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن میشه؛ حتی وقتی سیره.
۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟
اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کمکم بهت حق انتخاب میده. بعد با تغییر باورها و فرمولهای ذهنی، عادت پرخوری خودبهخود کمرنگ میشه.
امتیاز 3.97 از 240 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











تبرییک به فروع عزیزم چون جوانها زده شده و من پرخوری نمیکنم و باید مراقب این جوانه ها باشم که خوب رشد کنن و درخت تنومند لاعری رو بهم هدیه بدن هر روز با فایل گوش دادن و نوشتن و دیدن تصاویر و تکرار و استمرار اون جوانه ها رو آبیاری میکنم
همین نیم ساعت پیش من بعد از خوردن ناهار مورد علاقه ام دوباره دم غروب با غذابرخورد کردم ولی اصلا میلم نکشید بخورم ولی خیلی خودم تعجب کردم که این حس رو دارم حقیقت اول که دیدم عذا رو در حالی که اصلا گرسنه نبودم خواستم بخورم ولی انگار بدم اومد از ابن کار احساس کردم با این کار که سیرم و بخورم جسم ام رو عذاب میدهم و رفتار زشتی هست و انجام ندادم و گفتم چرا وقتی سیرم و اصلا میل ندارم به زور غدا رو وارد دهانم کنم من قبلا که اصافه وزن داشتم همبشه دوست داشتم سیر باشم و عدا بهم نخوره و هر کس میگفت سیرم و میل ندارم من میگفتم خوش به حالش که سیر هست و نمیخوره و پیش خودم گفتم پس چرا الان که داری این حالت سیری رو تجربه میکنی و اصلا میل به غدا نداری الکی با عادت گدشته که غدا رو ناخنک بزنی و یکم بخوری سرپایی خودت رو اذیت کنی و به زور بخوری این چه کاریه و کمی به یاد گذشته ام افتادم که همیشه گرسنه بودم و میل به خوردن داشتم ولی حالابرعکس سیر بودم و از روی عادت میخواستم ریزه خواری کنم و لی با کمی حرف زدن با خودم انجام ندادم در واقع آموزشها رو میخوام عملی کنم نه فقط گوش بدهم بهترین موقع برای عمل کردن به اموزشها هست خلاصه اینکه تحریک نشدم و نخوردم
و من خیلی توجه ام به دختر خودم که دقیقا هم قد خودم هست و اندام متناسب بسیار عالی و زیبایی داره میکنم و واقعا دخترم به خوردن توجه نداره و کاری به اصرار من و تعریف های من از عدا نداره کاری به پر کالری و کم کالری بودن ها نداره هر وقت میلش شد هر چیزی رو خواست خیلی راحت میخوره و اگه میلش نباشه هر چقدر من اصرار کنم که البته همچین کاری دیگه الان نمیکنم نمیخوره و …. کلا تمام رفتارهاش رو زیر نطر دارم و اگر گرسنه باشه هر چیزی نمیخوره و حتما باید عدای مورد علاقه اش باشه که بخوره و کلی شرایط دیگه برعکس اون وقتای خودم همه چی دوست داشتم و اگه گرسنه بودم باید کمی از عدا ها میخوردم ته بندی میکردم تا غدا اماده بشه و من وقتی گرسنه میشدم قبلا تمام فکرم روی این بو د که اول یه چیزی بخورم ولی دختر متناسبم به هیچ وجه با دیدن عذا هول نمیشه و عجله برای خوردن نداره و … خلاصه خیلی مقایسه کردم و تفاوت ها رو حس میکنم
ولی من الان کلی تغییرات رفتاری دارم و همین تغییراتم رو به زودی در جسم ام میبینم همان طور که تا حالا دیدیم ولی بیشتر هم خواهم دید
من همیشه میگم به خودم که متناسب یه دهن داره چاقها ۵ دهن دارن و همیشه مواظبم از راه دهان عذا بخورم نه از راه بقیه ی کانال ها در واقع هوشیارم و اگاهم به خودم و ناطرم به تمام رفتارهای عداییم حتی اگه اشتباه کنم در رفتار عداییم قشنگ متوجه میشم کجای کارم ایراد داشت تو خوردن و چه رفتار چاق کننده ای از من سر زد که رفتار یک متناسب این طور نیست که با بودن در این راه هنوزم یاد خواهم گرفت و کشف خواهم کرد دنیای متناسب ها رو
نشان های دریافت شده
مطمئن که هستم با عرض شرمندگی وببخشید اگه بتونم تهیه کنم که صددر صد این کار میکنم
نشان های دریافت شده
سلام استاد میشه منو راهنمایی کنید ببینم چطور میتونماز کد تخفیف استفاده کنم برای تهیه محصولات ممنون میشم فرزانه هستم
سلام دوست عزیز
کد تخفیف برای مواقعی استفاده میشه که دو یا سه محصول رو با هم بخواید تهیه کنید
برای خرید یک محصول کد تخفیف قابل استفاده نیست
نشان های دریافت شده
آدم های چاق از چند طریق میخورند ولی آدم های لاغر فقط دهان
آدم های چاق از طریق بویایی وچشایی شنیدن و دیدن هم میخورند
خیلی وقت ها بوده من در حد خفگی سیر بودم ولی با خوراکی خاصی برخورد میکردم و میخوردم یا بوی غذای خاصی ر و استشمامم میکردم و هرجور شده تهیه میکردم و میخوردم
من بیشترین تحریک خوردنم از طریق بو و دیدن است
از امروز میخوام بلافاصله بعد از دیدن ویا بو حواس خودمو به موضوع دیگری پرت کنم
آهنگ گوش بدهم بازی با گوشی. کلیپ ببینم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
چقدر این فایل عالی بود، وقتی به رفتارهای خودم توجه کردم دیدم که منم غیر از دهان از بقیه کانال ها (چشم، بینی، گوش و لمس کردن) تحریک به خوردن میشدم.
البته بیشترین تحریک خوردن در من از طریق کانال بینایی بود.
اصلا خوردن یکی از تفریحات من بود و تکرار این رفتار اشتباه باعث شد که کم کم من به سمت اضافه وزن برم.
اما از وقتی که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم واقعا مسیر زندگیم عوض شد، آرامشم خیلی بیشتر شده، توجهم به رفتار غذایی ام بیشتر شده،
قبلا اصلا توجهی به رفتارام نداشتم و بدون اینکه گرسنه باشم میخوردم. خوشحال بودم میخوردم، ناراحت بودم میخوردم، وقتی میخواستیم با خانواده به تفریح بریم اول از همه فکرمون این بود چی ببریم بخوریم. کلا فکر و ذکرمون خوردن بود.
اما با شنیدن فایل بی نظیر این جلسه متوجه شدم که با شناسایی و آگاهی از این عادت های چاق کننده میتونم بر رفتار غذایی خودم مسلط شوم و به مرور تغییرش بدم و مانند افراد متناسب از مواد غذایی فقط برای تامین انرژی مورد نیاز بدنم استفاده کنم و در نهایت شرایط جسمی متفاوتی برای خودم رقم بزنم😊.
استاد واقعا از شما ممنونم که زندگی من رو متحول کردید، بهترین ها رو براتون آرزو دارم🌹🌸🌹
سلام استادودوستان عزیز.
من این فایل رو با۳بارگوش کردم وباراولی که گوش کردم احساس کردم باید دوباره گوش کنم وباز روزبعدگوش کردم،باراول به یک چیزایی رسیدم وبار دوم که گوش به یک چیزای دیگه یافتم و برای بارسوم که گوش تمرینات و یافته هامو دسته بندی کردم و الان دارم براتون مینوسیم.من ۳روز خودمو کاملا زیرنظرگرفتم و به ۲نفرتبدیل شدم من قبلی ومنی که دارم آموزش میبینم،توی این ۳روز کش مکش مغزی زیادداشتم.یافتم که من بااینکه گرسنه نیستم ولی غذا یانقلات یا هرچیز خوردنی میادوسط من بی اراده میخورم بااینکه اینوحس میکنم و میدونم که الان لازم ندارم که بخورم چون سیرم،ولی حتی گاهی بدون دخالت چشم و بویایی وشنیداری ولمس،من شروع کردم به غذا خوردن،مثل یه روز که من داخل اتاق بودم بی خبر ازاین که ناهار مادرم چی پخته،گرسنه هم نبودم،هیچ بویی داخل اتاق نمیومد(من به خاطر اینکه کرونا گرفتم یه ماهه بویایی وچشایی رو کاملا ازدست دادم)مادرم صدام کردبیا ناهارورفتم سر سفره و شروع کردم به خوردن،واون لحظه حس کردم که نباید بخورم چون احتیاجی ندارم ولی ذهنم شروع کرد به دلیل اوردن که مثلا اگه نخوری مامان ازت ناراحت میشه،یاداری میری بیرون گرسنه ات میشه وهزارو یک دلیل دیگه…..بعد من باخودم صحبت میکردم میگفتم نه این اشتباه خودمه واین دلایل اصلا قابل قبول نیست،چه جور دیگران راحت گفتن ما سیریم
توی این ۳روز که خودمو کامل زیرنظرگرفتم متوجه درگیری ذهنم قبلی با الانم شدم ….
مثلا بانامزدم بیرون بودیم وساعت نزدیک به ۱شب بودوهمه جا داشتن میبستن وهمسرم گرسنه بود ولی من سیر بودم،بعدگفت بریم یه چیزی بخوریم تا همه جا بسته نشدن،قبول کردم،غذاگرفتیم وبدون اینکه گرسنه باشم انگار یه حسی منو مجبور میکردکه بخورم ولی ازاون ور میدونستم اشتباهه وفقط از سرعادته والان مغزم دارم دلیل تراشی میکنه که همسرت ناراحت میشه(چون اگه میگفتم میل ندارم یا سیرم اونم غذا برای خودش هم نمیگرفت بااینکه گرسنه بود یه جورایی مجبور به قبول کردن بودم)،یا اگه گرسنه بشی دیگه شام نیست و…بااینکه اینارو توی خودم نقض میکردم ولی خوردم وبه حال بدهم رسیدم و پشیمون بودم ازاین کار.
منالان به خاطر کرونا که گرفته بودم وچشایی و بویایی ندارم پس تقریبا ازموقعی که فایلو شروع کردم این دوتا محرک رو ندارم وپس توی این۳روز که خودمو زیر نظرکامل گرفتم متوجه شدم که تحریک پذیری من از این۲راه نبوده
میمونه شنوایی و لامسه ودیداری که گاهی واقعا ایناهم دخیل نبوده ولی طبق عادت نشستم سرسفره و خوردم وهیچ لذتی هم نبردم چون طعم وبو غذاهم متوجه نشدم
توی این چندروز گرسنگی شدید نداشتم و ولع آنچنانی نداشتم مثل قبل که هر۲ ساعت گرسنه بودم،وفقط توی این چندروز دویا۳بارش رو از روی انگار اجبار غذاخوردم ولی مثل قبل اصلا شگفت زده براط غذا نشدم….
ممنون که نوشتمو خوندید….استادعزیزازاینکه ۵نوشته قبلی رو پاسخ دادید واقعااااااااااا ازتون بی نهایت متشکرم چون خیلی حالمو عوض میکنه و مطمئن میشم به راهم و دلگرمم میکنه…خلاصه هرچی بگم باز کم گفتم🌹
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم ودوستان گلم تمرین فایل شیشم درمورد پرخوری عصبی بگم من خودم همیشه این عوامل چاقی خودم میدونستم ولی با خوندن این فایل ودیدن افراد لاغر که خیلی عصبی میشن خیلی شدید هم ولی دیدم خیلی تناسب اندام ایدال دارن واصلا چاق نمیشن و پرخوری هم ندارن وخیلیم رفتارشون با افراد چاق فرق داره واما درمورد خوردن غذا افراد چاق و لاغر این یه اتفاق است که خودم با چشم خودم دیدم یکی از اقواممون که چند روز پیش مهمونمون بودن من خیلی توجه کردم به خوردن غذاش با اینکه ظهرم تو راه بوده غذا نخورده وقتی ما شام براش بردیم فقط چند قاشق خورد تمام هواسش پیش غذا بود وچندقاشق بیشترم نخورد و گفت تمام ولی اگه من بودم تمام اون غذا باید بخوردمی بعدشم میوه ای چیزی میزدم روش ولی رفتارش خیلی متفاوت بود با من اصلا من تعجب کردم چطور با چندتا قاشق سیر شد وکلا از راه دهان غذاش خورد طبق گفته استاد که افراد متناسب فقط از راه دهان غذا میخورن ولی افراد چاق از چندتا طریق غذا میخورن بارها برای خودم پیش اومده که سیرم به حالت خفگی هم رسیدم ولی وقتی شیرینی میبینم فوری میخورم با اینکه همین تازه غذا خوردم فوری ذهنم دستور خوردن میده یا همین جوری توشهر راه میرم چشمم میخوره به شیرینی بستنی فوری میگیرم ازش میخورم با اینکه سیرم من که شده عادتم حتما قبل از ناهار حتما شیرینی میوه ای چیزی باشه تا غذا اصلی بیاد میخورم و خیلی احساس گرسنگی میکنم وعادتم شده یا عصرونه ها هرچی باشه بخورم شده عادتم یا موقع دیدن سریال شبها بعد شام یه حس لذتی برام داره و برام خیلی لذت بخشه با فیلم ها چیزی بخورم براها برام پیش اومده نون خامه چشمم افتاده بهش وتعارفم کردن وچندتا برداشتم چون تجریش داشتم چقدر نرمه ولذت بردم قبلا ازش یا وبارها برام پیش اومده یکی از چیزی برام تعریف کرده از غذایی چیزی از طمش ومن بعد یه روز یا چند روز بعدش از اون غذا یا خوراکی گرفتم خوردم چون قبلا از گوش اطلاعش به مغز داده شده ومغزم موقع دیدن اون مواد غذایی فرمان میده ای از این پیدا کردی گیرت اومد بخور با اینکه در حالت خفگی هستی من خیلی از این اتفاق ها برام افتاده وقبلا فک میکردم باید بخورم که به حالت خفگی برسم تا دست بردارم یا تمومش میکردم بعدش بلند میشدم کلا اینجوری بودم الان فهمیدم من سر گرسنگی میل نمیکردم بلکه سر عادت بوده سر تحریک پذیریم بوده سر اینکه هرچیزی ازش تعریف کردن یا خوشمزه بود باید بخوری که تموم شه بعد بگی سیر شدم دیگه بسمه من اصلا اختیارم دست خودم نبوده وسرعادت های قبلیم میخوردم وکاری نداشتم سیرم یا چیزی فقط شروع میکردم به خوردن این فایل خیلی اطلاعات جدید یاد من داد فهمیدم چقدر از رفتارهام در طول روز نه از روی گرسنگی است بلکه روی عادت است حقیقت است که عادت به چیزی میگن که مال اون رفتار نتونیم ترک کنیم من هم کلاما به مواد غذایی و پرخوری عصبی اعتیاد پیدا کرده بودم باتشکر از استاد عزیزم بابت این همه حرفها مفید که باید از طلاه گرفت حرفهاش و تشکر میکنم از دوستانی که وقت میزارن و مطالب میخونن
سلام دوست عزیزم
مشکل ما نامتناسب ها اینه که در ذهن ما ثبت شده خوردن مساوی چاقی ، اما اونی که متناسب هست و بدون هیچ دغدغه ای بیشتر از ما غذا میخوره و چاق هم نمیشه فرمول ذهنش خوردن مساوی تناسب هست، ما در تمام این سالها هیچ وقت نتونستیم با آرامش چیزی رو بخوریم و بعد نگیم وااای باز زیاد خوردم ،باز اضافه وزن ، پس اول باید یادبگیریم فرمول ذهنیمون رو درست کنیم یعنی خوردن =تناسب، اون موقع هست که اگر ما هم زیاد بخوریم دیگه اضافه وزن سراغمون نمیاد چون ذهنمون به این باور رسیده که خوردن هیچ ربطی به اضافه وزن نداره بلکه مقدار غذایی که خورده میشه برای رفع نیاز بدن و انرژی دادن هست
من خودم از جمله کسانی بودم که وقتی عصبی میشدم اصلا متوجه نبودم دارم چی میخورم و چقدر میخورم ، شاید بارها بشقابم پر و خالی میشد اما نه از طعم و مزه غذا لذت میبردم و نه چیزی از حجم غذایی که خوردم میفهمیدم، فقط یک موقع دست میکشیدم که دیگه میدیدم نفسم بالا نمیاد
اما خدارو شکر از وقتیکه دارم آموزش میبینم و یاد گرفتم که فرمولهای ذهنم رو درست کنم ، دیگه در مواقع عصبانیت سراغ غذا نمیرم و یا منی که وقتی غذا میخوردم تا مرز خفگی بود ، الان براحتی پالس سیری رو دریافت میکنم و همون موقع دست از خوردن میکشم
پس فرمولهای ذهنتون رو درست کنید تا شما هم مانند متناسبان بخورید و متناسب بمانید
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان
همه چی ذهنیه باید بشه نه فکری وقتی کنترل ذهن بیاد دست خودت گشنی و سیری کامل بهت گفته میشه یجوری پیغام میده سیر شدی که نمیتونی یه لقمه در حد دو سانتی بخوری نه اینکه بخوای یا نه نمیتونی بخوری هر چیه یه روش عالیه من خودم صبحانه گاهی وقتها یه سنگک کامل میخوردم الان هنر کنم و ذهنم بزاره یک چهارم سنگک و یع اعترافی کنم غذام خیلی کم شده در عوض انرژیم سه چهار برابر شده
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
من بیشتر از دو ساله که با استاد عزیز آشنا شدم و از نظر غذا خوردن خیلی تغییر کردم دوسال پیش از همه نظر غذا می خوردم بخاطر اینکه به دلم نمونه می خوردم یا بخاطر اسراف نشه می خوردم بجای اینکه غذا را در سطل آشغال خونه میریختم توی سطل آشغال بدنم میریختم توی بدنم سطل آشغال بزرگی درست کرده بودم و یکسره آشغال بدنم را زیاد می کردم اگر پنیر می خوردم چون شنیده بودم کالریش کمه سیر نمی شدم و زیاد می خوردم یا میوه یک پیش دستی پر می کردم و می خوردم و سیر نمی شدم ولی حالا با یک میوه سیر می شم یا یک موز کو چیک بر میدارم برام زیاده دنبال شریک میگردم چون نمی تونم همشو بخورم غذا هم وقتی می خورم ذهنم که گفت بسه سیر شدی دیگر نمی خورم دیگه اگر هم بخوام نمی تونم پر خوری کنم چون ذهنم اجازه نمی ده من همیشه دنبال یه چیزی می گشتم که جلومو بگیره موقع غذا خوردن که پیدا کردم فقط مونده چشمم که موقع دیدن هنوز فکر میکنم تحریک میشم
با سلام
خدمت استاد عطار روشن و کاربران عزیز یه تناقضی ذهنم رو درگیر کرده بچه ها مگه ما در جلسات اول و دوم تمام دلایل ذهنی که موجب چاقی مون میشدن رو نقض نکردیم مگه نگفتیم فلانی خیییلی بیشتر از من غذا میخوره ولی اصصلا چاق نیس و لاغره پس چرا الان داریم به عادتهای بدمون مثل پر خوری میپردازیم و میخوایم اون رو اصلاح یا ترک کنیم ما که معتقد بودیم پرخوری مون باعث چاقی مون نشده؟ ممنونم منو راهنمایی کنید سمانه هستم ۳۱ ساله
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزيز:
آگاهي كة من در اينجا دريافت كردم اينه كة بايد انسانهاي متناسب با درست غذا خوردن رو الگو قرار بدهيم انسانهاي چاق دغدغشون زياد خوردن چرا؟؟؟؟؟؟ تمام تلاش انها حتي در رژيمهاي سخت رسيدن به تناسب و بعد دوباره زياد خوردن است، چون انها از خوردن لذت ميبرن و به عنوان تفريح به مواد غذايي در اوقات مختلف نگاه ميكنن
و غذا براي انها حكم سرگرمي و پر كردن اوقات فراغت و ارامش دروني دارد و هرگز غذا براشون انرژي براي ادامه حياط نيست به همين خاطر زياد ميخورن
انسانهاي چاق فرمولهاي ذهني اشتباه و تصاوير اشتباه در ذهن دارند انها از خوردن لذت ميبردند و تصاوير چاقي در ذهنشان است يعني مركز توجه انها فقط روي زياد خوردن و چاقي بيشتر است و حتي انسانهاي متناسب كة امروز متناسب هستند ولي زياد ميخورند روزي چاق ميشوند
اينجا تنها فرمولهاي است كة در ذهن دو نفر وجود دارد كسي كة زياد ميخوره و كسي كة كم ميخوره
ترس از خوردن همانند خوردن زياد عواقب داره كسي نمي خوره ولي ميترس از مراد غذايي ميترسه و مدام به چاق تر شدن فكر ميكنه و ذهنش اون رو به مركز توجه هدايت ميكنه و چاقترش ميكنه چون دهن اصل رو از بدل تشخيص نمي ده و تنها به مركز توجه شما توجه ميكنه و براتون زياد مي كنن ولي كسي زياد ميخوره و توجه به زياد خوردن نداره ولي مواد زياد وارد بدن ميكنه كة بيشتر از نياز روزانه بدن است و بيشتر اين مواد زياد مانند اشغال در بدن جمع ميشه ( اندك اندك جمع شود) و بعد چاقي نمايان ميشود.
شايد كسي غذا به اندازه ميخورد و به نسبت شما كه نميخوريد ولي ترس از چاقي داريد و ذهن شما انباشته شده از فرمولهاي اشتباه شما از ان شخص چاقتر باشيد ولي با مرور زمان و جايگزين فرمولهاي جديد شما هم ميتوانيد مانند شخص متناسب زيبا و به اندازه بخوريد و از زندگي بدون ترس با فرمولهاي جديد و تصاوير جديد و رفتارهاي جديد و مناسب لذت ببريد.
ما بايد بيشتر تصاوير تناسب و به اندازه خوردن رو داشته باشيم و زياد خوردن و صحبت استاد از اين نيست كة ما مي توانيم زياد بخوريم ولي متناسب شويم ما مي توانم از به اندازه خوردن و بدون ترس خوردن و فراواني نعمت لذت ببريم و پيام سيري را دريافت كنيم و مواد اضافه و اشغال وارد بدنمون نكنيم .
در اين جمله كة شما بيان كرديد هدف نشان دادن تاثير قدرت ذهن در تناسب و لاغري است.
سلام دوست عزیز،من بایه حرفتون شدیدا هم عقیده ام،اینکه گفتین اون کسی هم که رژیم میگیره که بعدش بتونه باز پرخوری کنه وراحت باشه چون فکرشون لذت بردن از غذاس و…..
من خودم به شخصه هروقت رژیم میگرفتم دراولین فکر بتونم لباس های دلخواهمو بپوشم ودومین فکرم این بودکه لاغر بشه تابتونم راحت و بدون ترس هرچقدر دلم میخوادغذابخورم و حال کنم….
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان واستاد عزیز!
من با توجه به آموزه های استاد به نظرم در رفتار انسانهای متناسب با رفتارصحیح پرخوری وجود ندارد .آنها غذا را به اندازه نیاز بدنشان میخورند وتوجه وتمرکز بر غذا ندارند به غذا خوردن فکر نمی کنند وبرای خوردن انواع غذاها نقشه نمیکشند. آنها غذا را فقط هنگام گرسنگی میخورند وحرص ولع برای خوردن ندارند وحس سیری را به موقع تشخیص می دهند.غذا خوردن در آنها به صورت اتوماتیک وپیش فرض ذهنشان هست ودستکاری نشده اگر ماهم ذهنمان به حالت پیش فرض برگردانیم مثل افراد متناسب رفتار میکنیم واصلا پرخوری نمیتونیم بکنیم اگرم بخواهیم نمیتونیم. من که تقریبا سه ماه هست دوره شرکت کردم خیلی وقتها زیادم بخوام بخورم معده م اذیت میشه وفشار زیادی بهش میاد بخوامم نمیتونم بخورم حالم بد میشه. افرادی که متناسب هستند ولی رفتار صحیح غذایی ندارند حسابشون جداست وما کاری به اونها نداریم .استاد برای اینکه ما ترسمون از غذا خوردن از بین بره میگن مثال نقض بیارین تا ذهنتون بپذیره که غذاها باعث چاقی نمیشن نحوه رفتار ما با غذا ها وعلتهای خوردن ما باعث چاقی هست. هستن افرادی که زیادن میخورن ولی چاق نمیشن پس غذا خوردن ترس نداره وچاق نمیکنه اگر فقط برای کسب انرژی بدن بخوریم .افراد چاق غذارو برای تفریح برای آرامش برای لذت بردن برای سرگرمی میخورن وبزرگترین لذتشون غذا خوردن هست .
نشان های دریافت شده
در تکمیل پاسخ به سوال دوست عزیز به قول استاد در همچین افرادی بالاخره یک روزی یه جایی فرمولها تغییر میکنه ومی شکنه واین پرخوری کار دستشون میده وچاقی را تجربه خواهند کرد .مثل عینی خواهر شوهرم هست که تا بیست وپنج سالگی خیلی خوش اندام ولاغر اندام بود ولی الان ده ساله چاق شده وروز به روز چاقتر میشه ودر حسرت روزهایی هست که لاغر بود وآرزوی چاق شدن داشت وحالا در حسرت لاغری میسوزد ومی سازه
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
به نظر من افرادی که غذا میخورند وچاق نمیشوند بخاطر افکار درست وپیش فرضی که در ذهن آنها دستکاری نشده یعنی آنها فرمولهای چاقی در ذهن اشون ندارند و به غذاها به چشم چاق کننده نگاه نمیکنند آنها فقط غذا میخورند ولی افراد چاق بخاطر اینکه افکارشون دستکاری شده وفرمول های چاقی در ذهن اشون دارند به خوردن غذا توجه میکنند وهمین باعث پرخوری آنها میشود ودلایلی مثل ترس از غذا را دارند که این هم همان فرمول چاقی است در افکار افراد چاق پس فردی که متناسبه اگر غذا بخوره وحتی به نظر ما زیاد هم بخوره چون نمیترسه از غذا و فرمول اش صحیح است چاق نمیشود
نظر من بود استاد انشالله که درست درک کرده باشم
سپاس از شما
نشان های دریافت شده
سلام وقتی میگیم پرخوری باعث چاقی میشه و بعد نقص اون دلیل رو میاری و برای ذهن خودت منطقی میکنی موقعی که غذا میخوری ذهن پیغام میده سیر شدی بعد دست میکشی از غذا حتی شاید دو سه قاشق خورده باشی
علت اینکه میگید زیاد بخورم چاق میشم هنوز دلیل خوردن تو ذهنت منطقی نشده و اینکه ذهن نمیتونه پیغام بده برای سیری.
یعنی هنوز این دلیل رو برای خودت منطقی نکردید فقط حرفشو زدید.
این نظر منه
دوست عزیز
پرخوری اگه گاهی باشه آدمو چاق نمیکنه اما وقتی میشه عادت و هر روز تکرار میشه باعث چاقیه
شما اینجا یاد میگیرین کی سیر میشین یاد میگیرین از خود زندگیتون لذت ببرین نه از خوردن که ی فعالیته برا انرژی رسانی به بدن
یاد میگیرین با بدنتون دوست باشین و صداشو بشنوین و در نهایت با هماهنگ شدن ذهنتون جسمتونم به هماهنگی که همون تناسب ظاهریه میرسین این چیزاییه که من از دوره های رایگان یاد گرفتم
ممنونم