وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمیخوردم. با چشمم هم میخوردم، با بینیم هم میخوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه میشد، باز یکی دو تا برمیداشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی میذاشتم و فکر میکردم دست خودم نیست. امروز میدونم اینها فرمولهایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.
این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه میخوام بگم مغز چطور با این فرمولها عادتهای ما رو تغییر میده و چطور میتونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که میشه تغییرش داد
خیلیها میگن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساسهای منفی.
ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری میشد، همهی آدمهایی که عصبی میشن باید پرخوری میکردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران میشن و باز هم متناسب میمونن. پس عصبی شدن بهتنهایی دکمهی پرخوری رو فشار نمیده.
خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانوادهها، وقتی بچه گریه یا بهانهگیری میکنه، یه خوراکی دستش میدن تا آروم بشه. بچه کمکم یاد میگیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سالها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا میره.
بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم میدونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری
اعتیاد یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمیخورم». در ادامه میبینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق میافته.
ریشهی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون میده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، میشد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سالها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچوقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق میشیم.
شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید میکردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو میکردم. ولی همهی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق میکرد.
از امروز میخوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو میره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر میگیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، میبینی در طول روز کجاها رفتارهای چاقکننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.
اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن سادهتره. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم. وقتی میخوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمیخوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش میگیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها
مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن میده. اون آدم هیجانزده نمیشه. از غذایی که دوست داره انتخاب میکنه، به اندازهی نیازش میخوره و سیر میشه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمیکنه؛ چون سیر شده.
ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنهست، هیجانزده میشه. مدام میگه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همهی کارها رو میذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایینتر اومده.
آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه میخوره. از خیلی از آدمهای متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار میکنی؟». میگفتن «نمیخورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه میکنم یا صبر میکنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمیداشتم و میخوردم.
یادمه به دوستی که سیر بود نون خامهای تعارف میکردم و اون میگفت «نمیتونم، از گلوم پایین نمیره». من اصلاً نمیفهمیدم یعنی چی. میگفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربهای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.
👄 ما چاقها پنج تا دهن داریم!
یه نکتهای که هیچجا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا میخوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا میخوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همهمون میشناسیم. حالا بقیهی راهها رو ببین.
خوردن با چشم
فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو میبینی و تصمیم میگیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم میگه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن میده و تو حتی یادت میره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمیخوره.
خوردن با بینی
کاملاً سیری و میری خونهی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگهست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمهسبزی رو حس میکنی. همین بو به مغزت میرسه و فرمول قبلی میگه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس میکنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد میشی و با اینکه سیری، گرسنهات میشه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمیشه.
خوردن با گوش
دوستت تعریف میکنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت میرسه و فرمول قدیمی فرمان میده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونهات میکنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که میخواد غذا بخوره، شروع میکنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازهی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس میکنی.
لمس و طعم؛ تشدیدکنندهها
یه راه دیگه هم هست که بهتنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر میکنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف میکردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم میگرفتم و نرمیش رو حس میکردم، با خودم میگفتم «چقدر تازهست» و دو تا برمیداشتم. یا گاز اول رو که میزدم و طعمش رو حس میکردم، فوراً میرفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمیشه که بیشتر بخوره.

📺 تبلیغهای غذا برای ما ساخته میشن
جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما میچرخه. ما آدمهای چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم. بنابراین بیشتر تبلیغهای غذا، تابلوهای رستورانها و عکسهای جذاب روی بستهها، در اصل برای ماست.
تبلیغهای غذا رو ببین: یه خانوادهی چهار نفره با لباسهای رنگی و آهنگ شاد که همه میخندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون میدن. چون نمیتونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر میکنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی میریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمیبینه.
🌱 اولین جوانهها رو جشن بگیر
از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کمکم حق انتخاب پیدا میکنی.
خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام مینویسن: «امروز رفتم خونهی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی میخوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب میکنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمولها کمی تغییر کرده.
وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمولها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه میده، اول از یه جوانهی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو میبینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک میکنه ذهنت شفافتر بشه.
🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو
- 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب میشه؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد میکنه؟
- 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟
🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن
از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:
- 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
- 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
- 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
- ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟
برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 🌸
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟
یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خستهایم، سراغ غذا میریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته میدونیم؛ چون خیلیها عصبی میشن ولی پرخوری نمیکنن. بنابراین مثل هر عادت دیگهای قابل تغییره.
۲. چرا وقتی عصبی میشم دستم میره سمت یخچال؟
چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر میکنه؛ مثلاً هر وقت گریه میکردی، یه خوراکی دستت میدادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا میشه.
۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟
آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا میخوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن میشه؛ حتی وقتی سیره.
۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟
اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کمکم بهت حق انتخاب میده. بعد با تغییر باورها و فرمولهای ذهنی، عادت پرخوری خودبهخود کمرنگ میشه.
امتیاز 3.97 از 240 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام استاد روز معلم رو خدمت شما استاد بزرگوار تبریک میگم .
شما درس زندگی به ما آموختید . عمرتون جاویدان .
گام ۵۴
پرخوری عصبی
کلمه ی پرخوری عصبی در اصل یک ترکیب بی محتواست که ما خودمون ایجادش کردیم تصویرش رو در ذهنمون تشکیل دادیم و این تصویر شروع به خلق کرد .
پرخوری عصبی تشکیل شده از سه قسمته
پر : زیاده
خوردن : فعلی که = با چاقی هست
عصبی = رشته هایی که پیوند مغز رو به سلولها برقرار میکنه و رابطه ی فرمانهاو پاسخهای بین مغز و سلولها است .
البته عصبی از عصبانیت هم میاد و این عصبانیت هم به نوعی به بر هم خوردن فرمانهای ذهنی برمیگرده و تناقضاتی که در وجودمون پدید میاد .
یعنی هر وقت که این فرامین ذهنی با همدیگه ناهمسو میشن ذهن برای برقراری آرامش دستور خوردن صادر می کنه .
چون ما به خوردن معتاد هستیم درست مثل یک سیگاری فرمولهای غذا خوردن نیاز بدن شده .
یعنی ذهن معتاد و چاق ما برای ارامش ما مرتب دستور به خوردن میده و این خوردنه رو هم برابر با چاقی تعریف کردیم در ذهنمون و این فرایند باعث چاقی میشه .
خب حالا ما با آموزش خودمون میخوایم این فرمول رو تغییر بدیم .
اول باید اثبات کنیم این فرمول غلطه .
بعد باید شواهدی در اطرافمون بیاریم که نشون بدیم این یه فرمول خودساخته است و در همه ی انسانها صادق نیست
بعد بهترین فرمول و یا فرمولهای جایگزین رو پیدا کنیم .
بعد تکرار کنیم تا بهشون عادت کنیم .
بعد مراقبت کنیم که در زندگی روزمره از این فرمول جدیدا استفاده کنیم نه از فرمول و برنامه های قدیمی .
فکر ما خیلی فعاله و بزرگترین ورودی ذهن فکر ماست و فکر هم ورودیهای مختلفی داره چشم و گوش و…. و مهمترینش عمل هست .
مهمترین ورودی فکر عمل هست و مهمترین ورودی ذهن هم فکر هست .
ما با عمل صحیح میتونیم افکار صحیح رو در خودمون خیلی قوی کنیم .
عمل صحیح عملی است که احساس انسان رو خوب میکنهر.
من وقتی به اندازه ای غذا بخورم که احساس چاقی و عذاب وجدان سراغم نیاد یعنی عمل خوبی انجام دادم .
چون خوردن = چاقی رو در عمل به انجام نمیرسونم .
وقتی این فرمول رو در عمل کمرنگش کنم کم کم هی در فکرم تکرار نمیشه .
چون من عملی انجام نمیدم که فکرم بخواد ملامت کنه . البته میدونم ذهن چاق همه جوره در عمل دخالت میکنه تا اون رو مطابق فرمولهای خودش کنه ولی ما با هدایت افکارمون و هدایت رفتارمون که خروجی ذهن نیز هستند ورودی رو که از همین طریق وارد میشه تغییر میدیم .
پس تغییر ذهنیت با تغییر ورودیها و خروجیها به مرور اتفاق میفته .
گفتار هم یکی از ورودی و خروجیهای ذهن است .
ما همیشه گفتیم باید همیشه مراقب ورودیها باشیم . چون ما هر ورودی که به ذهن بدیم خروجی نیز از همون جنس هست .
البته ذهن چاق قدرت تغییر ورودی رو نیز داره یعنی دیده شده ما ورودیهارو کنترل کردیم و ورودیهای خوب به خودمون دادیم اما ذهن چاق اونها رو تبدیل کرده به خروجی چاقی .
چون فرمولها داخلش هست هر چی واردش بشه قدرت تبدیل به چیزی شبیه همون فرمولها پیدا میکنه .
پس باید از خود ذهن کمک بگیریم تا فرمولهامون تغییر کنه .
چطوری ؟
بهترین حالت اینه خودمون رو اونقدر قوی کنیم که هم وردی هم خروجی هم قدرت تبدیل ذهن رو با خواسته همسو کنیم .
ما همونطور که میتونیم لاغری رو به چاقی تبدیل کنیم میتونیم چاقی رو هم به لاغری تبدیل کنیم .
پرخوری عصبی یکی از فرمولهاییست که وقتی تغییر کنه میتونه تاثیری عالی در ادامه دار بودن روند لاغری ما بزاره .
چون این فرمول در اصل یه فرمول اشتباهه . آیا ما وقتی عصبی میشبم و میخوریم آروم میشیم نه بر عکس ما عصبی تر میشیم حالمون بدتر میشه . ملامت و حال به هم خوردن از خودمون بیشتر میشه . ما هرچی بیشتر بخوریم تنفرمون زیادتر میشه پرخاشگرتر میشیم و کلا از حالت انسانی خارج میشیم . ما با خوردن بی رویه به آرامش نمیرسیم . اتفاقا دقیقا اگر در چنین مواردی نخوریم و به جای اون تفکر کنیم و تجزیه و تحلیل کنیم کم کم به آرامش میرسیم و اتفاقا چقدر خوشحال میشیم از اینکه به جای خوردن اومدیم و از تجزیه و تحلیل و یا کار مورد علاقه ی دیگمون استفاده کردیم . درسته راه رفتن و یا انجام کار دیگه هم خوبه ولی من شخصا بدای خودم تجزیه و تحلیل کردن و نوشتن رو بهتر دوست دارم . بعضیها حرف زدن رو دوست دارن .
خلاصه ما باید کاری کنیم که به آرامش برسیم و چون میخوایم تغییر کنیم این تغییر باید در جهت لاغر کردن خودمون باشه .
البته وقتی به اندازه هم میخوریم نباید باز خودمون رو سرزنش کنیم که زیاد خوردم یعنی ما عمل رو اول هدایت میکنیم . بعد مراقب افکارمونم هستیم که عمل صحیح رو تحلیل و تبدیل به چاقی نکنه و بعد این دو تا ورودی با هم به مرور ذهن رو تغییر میدن .
الگوی صحیح ذهنی این هست که اصلا ما عصبانی نشیم استرس نگیریم . ناآرام و نگران نشیم . یعنی ما در لاغری با ذهن نه تنها روی خوردن که روی عواملی که در ذهن ساختیم و منجر به خوردنهای بی رویه میشن هم کار می کنیم تا همیشه در احساس خوب باشیم . پس خوو عصبی شدن و استرس گرفتن رو تا حد زیادی از خودمون دور کردیم و حالا اگرم باز بنا به فرمولهای اشتباه باز هم شاهد چنین واکنشهایی بودیم نوبت الگوی بعدی میرسه . که عصبانیت = خوردن رو انجام ندیم . چون هیچ لذتی در اون نوع خوردن نیست و فرمول جایگزینش هم باز خودمون انتخاب کنیم . یه نکته ی مهم این وسط هست که سعی کنیم عادات ساده و خوب در خودمون پرورش بدیم که وقتهایی هم که ناخوداگاه داریم کاری انجام میدیم اون کار مطابق واکنشهای انسانهای لاغر باشه . ما باید سعی کنیم تا عادت کنیم انتخاب کنیم .
پس با انتخابهای خودمون توجیه پرخوری عصبی رو خیلی راحت میشه کنار گذاشت . چون ما اینجا یاد میگیریم که قدرت رو دست خودمون بدیم نه دست عوامل بیرونی و بر خودمون مسلط بشیم
نشان های دریافت شده
گام ۵۵ ،، پر خوری عصبی چیست ؟؟سلام وقت همگی بخیر ،،، از بچگی هر کسی میخواست منو نصیحتی کنه ،بهم میگفتن پرخوری نکن ،شام نخور،برنج نخور،شیرینی نخور ،،کلمه اینو نخور اونو بخورو زیاد شنیده بودم ،،در ذهن من خوردن = چاقی بود ،چه زیاد میخوردم چه کم ، در من ترس هایی بوجود میومد ، میدونستم غذاهای ممنوعه بخورم ،حتما چند کیلو چاق خواهم شد ،،،بر اثر زیاد شنیدن اینکه ،پرخوری ما عصبیه ،منهم باور کردم که پرخوری عصبی دارم ،و دقیقا هر زمان خوشحال بودم نمیتونستم غذا بخورم و هر وقت ناراحت بودم بقول خودمون اشتهام زیادتر میشد ،،یا میگفتیم عصبی که میشیم ،هورمون کورتیزول تولید میکنیم و چاق کننده است ،،البته خیلی وقته که باور پرخوری عصبیو ندارم ،،،یکی از عادت هایی که دوست من داشت و منم داشتم مثل ایشون رفتار میکردم ،این بود که ،میرفتیم سینما فقط بخاطر خوردن تنقلات دوست داشت بره ،یا سریال یا فیلمی که میخواست ببینه ،یه عالمه تخمه،پفک،پسته،خربزه،میوه وووو میذاشت جلوش و تا زمانیکه فیلم پخش میشد فقط میخورد ،من مثل اون رفتار نمیکردم ولی بلخره رفتارهای اشتباهش روی من اثر میکرد ،هر چند ایشون هم الان در دوره هستن و مثل قبل رفتار نمیکنه ،،،بعد از ورودم به دوره ها و یاد گرفتن رفتارهای جدید ،دیگه مراقبم ،،،،متناسب بودن بسیار لذت بخشه ،وقتی میتونی هر لباسی که دوست داری با هر رنگ و مدلی بپوشی، اعتمادبنفسی که بالا میره ،احساس آرامش و نرمال بودن ، بودن در جمع ها وووو از چندین سال پیش که مدام در رژیم های متفاوت غذایی بودم و کم خوری یکی از قوانین اون رژیم ها بود ،کم خوردن عادت من شده بود ولی کم خوردنی که با میل و رغبت من نبود ،از ترس چاق تر شدن بود ،مدام غر میزدم که چرا من نمیتونم اونجوری که دلم میخواد غذا بخورم ،اوایل که برنجمو قاشق قاشق میشمردم و بعد از اون حسی متوجه میشدم که چقدر باید بخورم ، هر کسی هم غذای منو میدید فکر میکرد من کلک میزنم ،پیش همه کم میخورم و میرم یواشکی بعدا میخورم و زمانیکه چندین روز پیش هم بودیم و عمل خوردنو در من نمیدیدن ،تعجب میکردن ،،،،منکه از ته دل ناراحت بودم و همیشه با خودم میگفتم دلم میخواد یه روزی بتونم هر چقدر دلم میخواد بخورم ،با اینکه همون زمان ها هم نمیتونستم بیشتر بخورم ،انگار برام یه عقده شده بود اونهمه محدودیت ،،بعد از شروع دوره ،وقتی یاد گرفتم که سیر شدم دیگه چیزی نخورم ،یجورایی شاید بهم برمیخورد ،از خودم میپرسیدم اخه چرا من نباید هر چقدر دلم خواست بخورم و بعد از یه مدتی متوجه شدم ،مرحله سیر شدنم خیلی زودتر اتفاق میفته و حجم غذای من کمتر شده ، اوایل ناراحت میشدم که ،اینهمه خوراکی هست ولی من زود سیر میشم و نمیتونم بخورم ،، با بودن و تکرار کردن و انجام تمرینات حجم خوردن من کمتر شد و در حال حاضر اگر ۱ قاشق یا یدونه چیز بیشتر بخورم حالت تهوع میگیرم و شکمم سنگین میشه ،،یعنی زور و اجبار رژیم نیست خودم نمیتونم بیشتر بخورم ،،قبلا با حس بویایی و دیدن زیاد تحریک میشدم ولی الان وقتی سیر هستم یعنی سیرم و چیزی نمیخورم ولی در نهایت حس بویایی بسیار تحریک کننده است ،،،۱ سال و نیم پیش که در مسافرت بودم و تازه ۳ ماه بود که وارد دوره شده بودم و در حال یادگیری بودم و میدونستم تا گرسنه نباشم بهتره چیزی نخورم ، و در اون سفر چونکه در چند جای مختلف اسکان داشتیم ،یکی از هتل هاییکه از قبل رزرو کرده بودیم برای اون شب ،به علت اشتباه کارکنان هتل و بهم خوردن زمان رزرو ما با مسافرای دیگه ،ما مجبور شدیم چندین ساعت تو لابی هتل منتظر جابجایی اتاق هامون بمونیم و مدیریت هتل هم برای عذرخواهی از ما که ۳۶ نفر بودیم ،اون شب همگیو مهمان کرد که شام در سلف هتل بصورت رایگان استفاده کنیم ، منم رفتم یه نگاهی کردم ،خب رستوران هتلها هم که بالای ۳۰ مدل غذا و دسر سرو میکنن ،و منهم اون تایم گرسنه نبودم ،ترجیح دادم چیزی نخورم ،همسفرام میگفتن بیا حالا یچیزی بخور ،، منم تازه داشتم این مطالبو یاد میگرفتم ،دوست نداشتم خطایی کنم مخصوصا که من بسیار حساس هستم روی سلف و تنوع غذا ،دوست داشتم خودمو در انجام این تمرینات امتحان کنم ،،،اگر گرسنه بودم حتما از چندین مدل غذا و دسرش به اندازه نیازم مصرف میکردم ولی اونشب گرسنه نبودم و ترجیحم نخوردن بود ،،الان موضوع خوردن برام حل شده ،اتفاقا اگر رستوران با کیفیتی بهم پیشنهاد بدن یا خودم در اینستاگرام فیلمی ازش ببینم ،حتما میرم و امتحانش میکنم ،مثل همه آدم ها و اصلا یه کار خطرناک نمیدونمش ،اتفاقا یکی از کارهای مورد علاقه من امتحان کردن غذاهای متنوعه (البته بغیر از غذاهای چینی و غذاهای خام ) حالا مال هر روستا ،شهر یا کشوریه ،،،من واقعا به خودم تبریک میگم که اجازه دادم این آگاهی ها وارد وجودم بشه ،پذیرفتمشون و در زندگیم در حال اجرا کردنشون هستم و میدونم این جوانه ها بزرگ و بزرگتر میشن و شخصیت جدید متناسب من بزودی رشد خواهد کرد
چه جالب منم توي گوگل نوشتم تنها آرزوم لاغري ! و اين صفحه و سايت بالا اومد. اين نشون ميده خيلي از ما آدمها شبيه هميم و آرزوهاي مشترك داريم ☺️
سلام
خب امروز موضوع پرخوري عصبي بود و دلايل اينچنيني كه بهانه ما چاقها واسه غذا خوردنه در حالي كه انسانهاي متناسب توي شرايط يكسان غذا نميخورن .
خب حالا امروز بايد اول اون بهانه هاي الكي مو شنايايي كنم بعد ببينم ايا اين باعث غذا خوردن بقيه هم ميشه؟
بعد الان كه بيدار شدم و هنوز هيچي نخوردم طول روز اون سيگنالهاي الكي رو شنايايي كنم و بيشتر آگاهانه روشون فكر و تمركز كنم و سعي در ترك اون عادات كنم چون به يقين اون عادات قابل ترك هستن و اگه اونا ترك بشن من دارم كارمو درست انجام ميدم ☺️
الان يه مثال
من هر روز صبح ساعت ٨ تا ٩ پياده روي ميكنم
تو اين چند روز كه با سايت اشنا شدم امروز كه بيدار ميشدم تا پياده روي كنم دليل پياده رويم كاملا با ددليل تمام عمرم فرق داشت!
پياده روي نكردم چون ميترسم چاق شم!
پياده روي نكردم چون سوخت و سازم زود بره بالا!
پياده روي نكردم تا شام ديشبو بسوزونم!
اصلا پياده روي به لاغري من كمك نميكنه كه
چون من تو مسير لاغري با ذهن هستم پياده روي اكسيژن كافي به سلولهاي مغزم ميده و من با نشاط تر طول روز ميتونم به عادات بد غذاييم تمركز و فك كنم.
گفتم با اين اوصاف كه پياده روي لاغرت نميكنه بازم ميخواي بري؟
گفتم اره هوا خنكه خيلي اخساس تازگي دارم اول صبح پياده برم.😍
رفتم پياده روي و طول مسير برنامه امروزمو مرور ميكردم
تمرين امروز شنايايي ااون عادات الكي منجر به چاقيه.
رفتم اومدم و دوش گرفتم
الهام ديروز بلافاصله ميخواست صبحونه بخوره
الهام امروز الان يك ساعت از پياده رويش گذشته و هنوز چيزي نخورده
نه اينكه به خودم فشار بيارما
نه اينكه الان گشنه باشما
باور كنيد گشنه بودم الان راحت ميخوردم
ديدم آهان خوردن بعد از بيرون اومدن شده عادت من!
چه گشنه باشم چه نباشم! بايد بخورم
گفتم الهام عزيز دلم!هر وقت گشنه شدي حتما بخور هر چيزي هم كه مفيده واسه بدن و مغزتم بخور اما يادت باشه تا مرز خفگي نخور !
لاغرا تا مرز سيري ميخورن ما خفگي!
ما تو مرز سيري اخساس خوردن دوباره بهمون دست ميده لاغرا تو مرز گرسنگي!
حالا من بدون استرس نشستم اينارو مينويسم چون ميدونم گشنم شه تمام غذاها بدون محدوديت مال منه.بايد اين حرص خوردن و حسرت خوردن از بين بره.بايد غذا بخورم زماني كه واقعا گرسنم و آگاهانه بجوم و با مغزم هماهنگ و همدل باشم اگه گفت تمام سيرم ديگه نميخورم .
حس خوبي دارم بچه ها
ميدونم شمام اين حسو دارين
مرسي از استاد عزيز
تا جلسه بعد
فعلا 🌸
نشان های دریافت شده
سلام الی جان خوش اومدید . چقدر حستون خوبه . نشاطتون در نوشته کاملا مشخصه . شما به آرزوتون میرسید . این راه خیلی شیرینه .
سلام عزيزم
مرسي فاطمه جون
من تو تمام فايلا كه تا به امروز گوش كردم زيرش نظر شمارو خوندم ☺️
خيلي خوب ى كامل مينويسين منم استفاده ميكنم
اميدوارم همه بچه ها دور هم اينجا به همه آرزوهامون (نه كوچيك مث لاغري)تو سايه تعليمات صحيح ذهنيمون برسيم.
خوشحالم كه اينجام و هر روز خواهم اومد 💕🌸
سلام امروز برای چندمین بار این فایل گوش دادم علت اضافه وزنم متوجه شدم چه وقتی درخانه کیک پخته می شود ویا جعبه شیرینی هست من خودم می گفتم من لب به این کیک یا شیرینی نمی زنم ولی دیدن دوباره وسواس میشم شروع به خوردن می کنم وخودم برای اینکه عذاب وجدانم سرکوب کنم این بار اخر بود دیگه نمی خورم وباز تکرارمی کردم به خوردن تا شیرینی تمام بشه ویا بو غذاهایی مثل فست فود ها قورمه سبزی که تحریک کننده هستند منو موجاب به خوردن می کنه وتحریک میشم در حد خفگی بخورم نظارتی در خوردن ندارم ومدام غرمی زنم که چرا من نمی تونم فلان لباس بپوشم ویا فلان کار انجام بدم توقع مجعزه دارم تقربیا یکماه هست با سایت استاد اشنا شدم وتواین یکماه موقعیت زیادی داشت.به امیدشگفتی دیگه🤘🚶♀️☺
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۵۴ استاد میخواستم اینو بگم که من از ۱۵ تیر۹۹اومدم تو سایت وچون هی مریض شدم وچند وقتی نبودم تا یکم که حالم بهتر شده اومدم اون کادر قرمزه میومده ومیبایست دوباره ثبت نام کنم این قط وصل شدنها باعث شده که من ۱۰۶ روزه بشم وگرنه من ۹ ماهه تو سابت هستم و از این طعمهای لذت بخش استفاده میکنم وممنونم بابت این دورها وفایلها ی رایگان همیشه دعا گوتون هستم واما تمرین امروز گام ۵۵چطور با استفاده از فرمولهای ذهنی عادتهای ماو تغییر میدن یکی از مشکلاتیکه باعث بوجود گسترش ی مسئله در جسم وزندگی ما میشه ابنکه ما توجه به اون موضوع نداربم ما الان در این شرایط وزنی هستیم یعنی هیچ توجهی به اون نداریم ما توجه کردیم ولی به چاقیمون به راهی برای پیدا کرون رفع چاقیمون بوده ونا دانسته توجه به چاقیمون کردیم چون ما از چاقی رنج میبردیم ومیخواستبم ازش فرار کنیم در واقع داشتیم باهاش مبارزه میکردیم وما نمیتونیم اونو شکست بدیم چون ریشه در ذهن ما داره وریشه هر عادتی که باعث واکنش هر شرایطی در جسم ما میشه در مغز ماست اعتیاد یعنی چی یعنی رفتارهاییکه ما نمیتونیم اونو انجامش ندیم به این میگن اعتیاد میگن عادت چاقی هم ی عادته یک اعتیاد اعتیاد به پرخوری به مصرف بی رویه حالا چطور فرمولهای مغزی میتونن رفتار ما رو تغییر بدن مغز ما کنترل کننده کنترل کننده جسم ماست وبرای افراد متناسب وچاق هم فرقی نداره یک طور عمل میکنه اما چطور این مغز در جسم ما به این شکل ااضافه وزن عمل میکنه ودر جسم فرد متناسب نهدوقتی که ما این فرمولها رو یاد بگیریم که چطور خودت ناظر رفتارهات باشی میدونیکه کجاها رفتار چاق کننده داریرومطمئن باشید که تغییر ساده ست ولاغری با ذهن خیلی راحتر از چاق شدنه چون برای چاق شدن هر روز رنج میبری سختی میکشی چه بخوری چه نخوری عذاب وجدان داری وحالت بده چرا لاغری سادهست چون وقتی ناظر باشی دببینی چه چیزی چه رفتاری باعث چاقیت میشه اونو تغییر میدی ارامش میگیری ومطمین میشه که مسیرت درسته ومطمئن میسه که روشت درسته ولی در تنام روشها میدونستی که روشت درست نیست چون را ه دیگهای بلد نبودی پس الان دیگه لاغری با ذهن اشنا هستی دیگه خیالت راحته باشه برای تینکه شرایط جدیدی تو زندگیت خلق میکنی وقتی بتونی لباس سایز کوچیک بپوشی وقتیراعتماد به نفس بالا داشته باشی میدونی چقدر لدت بخشه ادامه بدید لاغر میشی وقتی فرمولهای چاق شونده در ما شکل میگیره یواش یواش رفتار ما تغییر میکنه ی فرد متناسب از چه طریقی انرژی بدنشووتامین میکنه از طریق خوردن با دهان ی فرد متناسب وقتی بدنش نیاز به انرژی داشته باشه مغزش دستور میده وشخص هم میخوره اما ی فرد چاق وقتی حس میکنه که گرسنه هست اول حول میشه هی میگه گشنمه بعدش میگه ی چیزی بخورم تا غذا حاضر بشه اما انسان متناسب به اندازه نیازش مصرف میکنه وهر چقدر ههم غذا زیاد باشه متنوع باشه برای اون فرقی نمیکنه چون فرمولهای بهش میگن مصرف به اندازه نیاز اما ی فدر چاق فرمول چی میگه خوردت مساوی با خفگی فشار ما در دوره لاغری با ذهن یاد میگیریم که چطور فرمولهای ذهنیمونو تعییر بدیم که خوردن مساوی بشه با رفع نیاز بدن ما باید از امروز اگاه باشیم که از این به بعد ما دونفریم یکی فرزانه قدیم که کار خودشو میکنه یکیم فرزانه جدید که داره اموزش میبینه ونظارت میکنه به مواغذایی ورفتارش ی فرد متناسب تنها از راه دهانش غذا میخوره اما ی فرد چاق از چهار پنج طریق غذا میخوره اول از دهان که معموله غذا رو برمیداری وبه داهانت میذاری دوم افراد چاق با چشم خود هم غذامیخکرن چجوری تصور کنیم که غذا خوردیم ودر حد خفگی هستیم حالا ی جعبه شیرینی میاد خونه ما فقط دیدیم نخوردیم چشم تصویری از شیرینی رو به مغز میده مغز هم طبق فرمولهای قدیمی که شیرینی دیده بودشیرینی مساوی با خوردن دستور خورون صادر میکنه وما هم میخکریم اما ی فرد متناسب اصلا با چشاش چیزی نمیخورهدراه سوم بینی حتلا میری خونه مادرت یا از کنار ی پیتزا فروشی ساندویجی پیراشکی فروشی چیزی رد میشی بوی اونو استشمام میکنی پیام جدید برای مغزت فرستاده میشه فرمول چی بود بوی غدا مساوی با خوردن مغز دستور میده وتو میخوری اما ی فرد متناسب با بوی چیزی تحریک به خوردن نمیشه راه چهارم گوش حالا ی دوستی یا کسی تلوزیونی از ی غذایی تعریف میکنه اطلاعات با گوش به مغز فرستاده میشه فرمولدچی میگه هر خبری از غذا مساوی با خوردن وتو منتظری که موقعیتی پیش بیاد وبری وبخوری وی فرد متناسب به هیچ وجه از طریق گوش اقدام به خوردن نمیکنه راه بعدی حس لامسه ست که ی جعبه شیرینی وارد خونه شده وتو تصمیم داری یکی برداری به محض اینکه اولی برمیداری تصمیم میگیری دوتا برداری ووقتی که طعم اونم میچشی تا چند تا برسه خدا میدنه افراد متناسب با حس کردن یک چیز تحریک به خوردن نمیشن وصنعت غذایی کشور بر این احساسهای ما تنظیم میشه بر این نیازها میچرخه وما چاقها هستیم که چون بصورت تساعدی مصرف میکنیم باعث گسترش صنایع میشیم وی فرد متناسب اصلا تبلیغات وتصاویر روی جلد خوراکیها تحریک نمیشه ونمیخوره واینا تفاوت بین مغز ما ومغز متناسبهاست وبنابر این از امروز اگاه باشیم نسبت به رفتارهای غذایی خودمون باید بشینیم وبنویسیم که در طول روز چه رفتارهای داری که فرمان مغزت نبوده یعنی با اون پنج روش غذا خوردی این میشه اگاهای نسبت به رفتارت وقتی این اگاهای کسب کنی دیگهدحق اتخاب داری ووقتی تغییرات در رفتارتو میبینی بارها خودتو تشویق کن نگو حالا که ی وعده کمتر خوردم حالاچی شده مگه خودتو سرزنش نکن اولین تغییر تو خودت دیدی ممکنه اون تغییر حال خوبت باشه ارامش ذهنتیت باشهدپس اینو تکرار کن خودتو تشویق کن این همون جوانه ست وخدا مرو هدایت کرده واول این مسیر قرار داده دیگه اقدام عملی کرون کار خودته وقتی جوانها زده شده دیگه معلوم نیست تا کجا بره وبه میوه دادن میرسه که برای ما لاغر شدنه پس یکبار هم که شده از مسیر درست حرکت کن وبرای همیشه فرمولها رو تغییر بده
موضوع مهم امروز :چطور مغز من با استفاده از فرمولهای رفتار من رو تغییر میده ؟؟
ریشه ی هر عادتی که باعث یه مشکل در ما میشه در ذهن ما هست و جسم ما که فقط نشانده ی اعتیاد هست و فرمولهای اعتیاد در مغز ما هست که فرمولها رو تکرار کرده تا اعتیاد پبدا میکنه واعتیاد یعنی رفتاری که نشه اون رو انجام ندیم وچاقی هم یه اعتیاد هست که به خوردن معتاد میشیم (واقعا جسم فقط یک نمایشگر هست و تمام سیگنالها و یا همان فرمولها در مغز ما هست و اگر میخواهیم این نمایشگر یا جسم رو عوض کنیم اول باید فرمولهای ذهنی رو عوض کنیم مثال همان تی وی رو میزنیم به قول استاد که اگر ما از شبکه ای خوشمون نیاد تلویزیون رو نمیبریم بیرون و یه تلویزیون دیگه بیاریم که شبکه ی جدید رو ببینیم نه با کنترل شبکه رو عوض میکنیم تا شبکه ی دلخواه رو ببینیم پس برای جسم هم اگر از وزنمون راضی نیستیم باید فرمولها رو تغیر بدیم تا به وزن جدید برسیم و به فشار آوردن به جسم هیچ چیز درست نمیشه مثلا با رژیم و ورزش مقطعی شاید نتیجه بده چون ذهن ما اصلا تغییر نمیکنه پس باعث میشه بعد از یه مدت خسته بشیم و دوباره نتیجه برگرده چون ما یک سری رفتارها برامون عادت شدن و ما مثل معتادها شدیم که به مواد غذآیی اعتیاد داریم و باید اول این رفتارها رو ترک کنیم چطور؟ از طریق آموزش دادن به ذهن )
مغز ما کنترل کننده ی جسم ما هست و در فرد چاق و لاغر مغز یک طور هست و داره بدن هر دو فرد رو کنترل میکنه اما چطور هست که در بدن ما باعث اضافه وزن میشه ولی در متناسبها باعث اضافه وزن نمیشه .(مغز رهبر جسم ما هست و اگر مشکلی برای مغز پیش بیاد تمام اندام ها از کار میفتن و اون هست که کل اندام ها و فعالیتهای جسم رو مثل تتفس و پلک زدن و ضربان قلب و گردش خورن رو داره تنظیم و رهبری میکنه و خوردن رو هم مغز ما داره کنترل میکنه ولی درافراد چاق و لاغر این دستور خوردن از مغز متفاوت هست چون فرمولها ی متفاوت در ذهن هست )
ما باید بر شرایطمون نظارت کنیم و هیچ وقت پیش خودمون نگفتیم چرا چاقیم ؟و اومدیم به جسم فشار آوردیم اما علت از فرمولها ی ذهنی هست و نتیجه در جسم خودش رو نشون میده (من همیشه به جسم خودم فشار آوردم و تنها راه و منطقی ترین راه لاغری رو هم کم خوردن میدونستم به همراه تحرک و فعالیت داشتن و اما همیشه میگفتم اگر به کم خوردن و تحرک باشه که الان من آخرشم هم ورزش،هم رژیم اما چرا دیگه لاعر نمیشم و ثابت نمیمونم و همیشه سوال میکردم از خودم و بقیه چرا ؟؟تا کی نباید بخوریم و زجر بکشیم ؟؟و همیشه میگفتم چرا من چاقم و فلانی با اون خوردن چرا لاغر هست ولی هیچ وقت نمیدونستم علت در ذهن هست و خبر نداشتم و میگفتم خداوند به متناسبها یک نعمت داده که هر چی میخوان بخورن و لاغر باشن و به ما چاقها نداده و اما هیچ آگاهی در مورد قدرت ذهن و این موضوعات نداشتم )
لاغری با ذهن خیلی ساده تر از چاقی هست ما برای چاقی داریم رنج میکشیم و عذاب میکشیم و عذاب وجدان داریم بخوریم ناراحتیم نخوریم هم ناراحتیم .در تمام روشها که به خودت فشار میاری میدونی درست نیست ولی راه دیگه بلد نبودیم و چاره ای نبود (من واقعا برای چاقی رنج کشیدم در بدترین حالت روحی و جسمی بودم و همیشه با تنگ بودن لباسهام و مانتوهام حالم بد میشد و ناراحت و گریان و یا عصبی میشدم و با خودم میگفتم آخه چیکار کنم دیگه از این بیشتر که هیچی نمیخورم و ورزش هم هر روز میبرم چیکار کنم ؟؟و همیشه بدترین لباسها و کفشها و رنگها رو پوشیدیم و عداب وجدان داشتم این اواخر غدا رو با زجر و ناراحتی میخوردم و غدای بدمزه میخوردم و همیشه به دنبال موقعیتی بودم که مجوز خوردن داشته باشم مثل مهمانی یا سفر و یا تفریح در طبیعت و یا مهمانی که رفتارهای زشت پرخوری رو انجام بدم و تازه بگم آخه یه روز استراحت باید کرد و رژیم نداشت و بعدش اما گریه و ناراحتی و عداب وجدان داشتم و چاقی همش درد سر بود سلامتیم به خطر افتاده بود و اما هیچ راه چاره ای به جز رژیم ورزش نداشتم و بلد نبودم اما چون جواب نمیدادن برام بدم میومد اما نمیدونستم چاره چیه ولی به لطف خدا با این روش اشنا شدم و شروع کردم به کسب آگاهی ها و متوجه شدم چطور رفتار کنم)
.
خیلی لذت داره وقتی آزادانه لباس بخرید و اعتمادبه نفس داری و کسی نیست که مسخرت کنه .(واقعا لدت داره من در این روش لاغری با ذهن کلی وزن و سایز کم کردم و هر بار رفتم خرید اشک شوق ریختم و گفتم یعنی میشه با ذهن هم میشه و من تونستم چون خودم رو وزن نمیکنم فقط با لباسهام متوجه تغییراتم میشم و آخرین بار خریدم همه لباسهای خریدم سایز لارج و اندازه یک رو به من میدادن و من ذوق میکردم و این آزادی در خرید من رو دیوانه کرده بود تا اومدم به استاد عزیز پیام دادم و کلی تشکر کر م بابت آموزشهای نابشون و به خودم دوباره ثابت شد که من لاغر شدم و اشتباه نمیکنم چون منفی باف قبلش میخواست ناامیدم کنه میگفت نه لاعر نشدی اما من گولش رو هیچ وقت نخوردم و با اشتیاق راهم رو ادامه دادم و نتیجه رو گرفتم )
وقتی فرمولهای چاقی در شما شکل میگیره یواش یواش رفتارهای ما تغییر میکنه (من بعد از ازداج چاق،شدم چون فرمولهای چاقی در من شکل گرفته بود و رفتارهای چاقی در من به وجود اومده بود مثلا باید برای خوشگذرونی و لدت بردن از زندگی و تفریحات و لحظاتم زیاد بخورم و یا …)
خوردن در متناسبها از طریق دهانشان انجام میشه و وقتی نیاز به انرژی دارن فرمان خوردن صادر میشه و همه سلولهای جسم متناسب میگن ما نیاز به انرژی داریم و اون خیلی راحت بدون سر و صدا غذا میخوره و انتخاب میکنه چی بخوره و به اندازه نیازش میخوره و سیر میشه هر چقدر غذا ها متنوع باشن زیاد باشن برای اون فرق نداره جون فرمول به اندازه نیاز خوردن هست اما در چاقها سیری به حد خفگی خوردن هست و سیری این هست اما در لاغرها به هیچ وجه اینطور نیست پس سیری معنی اش این نیست که هر چی هست بخوریم و یا خفگی .(متناسبها واقعا وقتی گرسنه شدن حالا با علامتی و یا حالت خاصی در بدنشون متوجه میشن گرسنه هستن و غذا میخورن و به محض سیری دست میکشن و کاری به زمان خوردن و مکان خوردن و تنوع غذا ها و نوع خوردن ندارن و اما چاقها تا کمی از حالت خفگی میان پایین شروع به خوردن میکنن و اینقدر از غدا ها تعریف دارن و بهانه دارن و دلیل برای خوردن دارن که بسیار زیادتر از نیاز بدنشون بخورن و کافیه کمی غذای خاصی و یا تنوع زیادتری و یا مکان خاصی باشه و یا دلیل داشته باشم و … تا میتونیم میخوریم و بعد پشیمون میشیم و عداب وجدان و ناراحتی و اما متناسب به هیچ وجه اینطور نیست )
حالا یک فرد چاق احساس میکنه گرسنه هست و مغز فرمان خوردن صادر میکنه البته گرسنه نیست از حالت خفگی خارج شده . و اگر به هر دلیلی شیرینی خامه ای باشه مثلا در مهمانی و یا جمعی بود و به لاغرها میگفتی بخور میگفت نمیتونم چون سیرم از گلوم پایین نمیره و میل ندارم اما چاقها همیشه میل دارن و درک نمیکنن میل ندارم یعنی چی و اما چاقها هر چیزی بود میخورن تا غدا به اونها برسه اما لاغرها اگر غذا ی مورد علاقه اش نباشه اصلا نمیخوره تا غذای مورد علاقه اش رو بخوره اما چاقها هر چیزی رو میخورن مثلا در موقع گرسنگی در یخچال رو باز میکنه و حتی غذای سرد و یخ زده میخوره پس آگاه باش از این به بعد دیگه تو دو نفر هستی خودت و ذهن ناخود آگاهت که نظارت می کنه بر رفتار تو( من قبلا با خواهر متناسبم زیاد این مشکل رو داشتم هوس یه چیزی میکرد و بعد وقتی میزاشتی جلوش یا میخرید که بخورم یکم میخورد و دیگه ادامه نمیداد و میگفتم نمیتونم بخوزم من انتطار داشتم مثل خودم که اگر از چیزی خوشم بیاد و یا هوس کنم اینقدر میخورم تا دل درد بگیریم یا بیارم بالا در اون حد بخوره اما میدیدیم یک ذره یا یک دونه میخوره و میگه من سیریم نمیتونم دلم رو زد یا چربه و یا سنگینه و یا مثل همیشه نبود و یا خیلی شیرین بود و یا اینکه سیر شدم نمیتونم بخورم و دیگه هزار دلیل داشت برای نخوردنش بر عکس ما چاقها که هزار دلیل داریم برای خوردمون و خلاصه یه ذره میخورد و میگقت نمیتونم میل ندارم و یا نمیخوام اگه بخورم حالم بد میشه و ..)
فرد متناسب تنها از راه دهانش غدا میخوره اما چاقها از ۵ طریق غذا میخوره و ۵ دهان داره :
۱:راه اول از راه دهان که با دست بلند میکنه و میزاره داخل دهان
۲:راه دوم در نطر بگیر سیری کامل و غذات روخوردی ولی مهمان میاد یا میری جایی و شیرینی رو میبینی و با چشم فقط،میبینی و چشم فرمان خوردن به معز میده و مغز میگه اه هست پس بخور چون ذهن تصویری هست و تصویرش رو به مغز میدی و خاطره ی تو چی میگه و فرمول چی میگه هر وقت اون رو دیدی بخور
پس مغز من اول فرمان رو صادر نکرد بلکه چشم من دید و فرمان رو داد که شیرینی هست و بخور اما متناسبها به هیچ وجه با چشم نمیخوره و امکان نداره .(من هم بارها با چشمم فرمان خوردن به مغزم دادم و غدا خوردم مثلا رفتم تو جمعی هله هوله دلخواهم بوده خوردم و یا رفتم تفریح چشمم به چیپس و پفک که می فته شروع به خوردن کردم و یا با دیدن هر خوراکی دیگه تحریک شدم و خوردم و یا دیدن فیلم و یا کلیپ آشپزی بوده و من تحریک به خوردن شدم و یا دیدن فردی در حال خوردن باعث تحریک من به خوردن شده )
راه سوم بینی :بینی خیلی تاثیر داره بازم تصور کن غذات رو خوردی و سیر هستی و اما رفتی خونه مادر نه غذا رو دیدی و نه چیزی فقط بوش رو حس میکنی وقتی عطر اون غذا استشمام میشه فرمان به مغز داده میشه و فرمول چه میگه بوی این غذا مساوی هست با خوردن و خیلی وقتها من سیر بودم و بوی غدا رو استشمام کردم و اما انگار من معدم خالی شده و فرمان خوردن صادر شده اما متناسبها به هیچ وجه انگار بویی نمیفهمه (من بارها شده به مرکز خریدهای بزرگ رفتم و بوی انواع غدا ها در قسمت فست فودی و یا رستورانش پیچیده و من رو طوری تحریک کرده که اول رفتیم غدا خوردم و بعد رفتیم طبقه ی دیگه برای خرید و یا در همین هایپر مارکتها با دیدن کلی تحریک شدم چون یه قست از اون مختص انواع غدای فست فودی و یا سنتی هست من با دیدن و بو کردن تحریک به خور دن شدم در حالی که سیر بودم و اصلا تصمیم به خوردن نداشتم و بعد رفتم سراغ خریدهای دیگه که داشتم اما متناسب به هیج وجه و اگر هم خواهر لاغر من با من بوده اومده و در حد یک اسلایس و یا دوتا خورده و گفته من سیر شدم اما من تا همه میز رو نمیخوردم راحت نمیشدم )
راه جهارم :دوستت میاد تعریف میکنه دیشب رفتم فلان جا مثلا رستوران …و غذاهاش عالی بودن چه بویی چه مزه ای و چه قیمت مناسبی و حالا در چاقها فرمان چی هست معز هر وقت هر تجربه و هر حرفی و یا تعریفی از غذا میاد دیوانه ات میکنه تا بری و بخوری این میشه خوردنهای زمان دار و یا اینکه فردی در مورد غذاش میاد تعریف میکنه که غذا عالیه ادویه اش فلان هست و یا سبزی اش تازه هست و .. فرد چاق شروع به خوردن میکنه اما متناسب به هیچ وجه (من یه خواهر دیگه دارم که کمی چاقتر از من هست بر عکس اون خواهرم و مرتب تعریف میده چی رو با چی بخور و از کجا چی بخر و یا فلان ادویه رو به فلان غدا اصافه کن و یا من دیشب از فلانجا اون غدا رو خوردم عالی بود حتما برو همیشه بحثش خوردن هست و قبلا که اگاه نبودم هر وقت میگفت من باید میرفتم تا اونحا و حتما میخوردم به سفارش خواهرم و دستور بعدیش رو اجرا میکروم با اون دستور غدا رو درست میکردم و گرنه اصلا نمیشد اما حالا تا حرف رو درمیارن من ادامه نمیدم و اگر بشه حرف رو عوض میکنم و یا جمع رو ترک میکنم )
راه پنجم از طریق لمس کردن هست مثلا تصمیم تو این هست یکی بخورن اما به محض شیرینی گرفتن داخل دستم میبینم نرم هست و بلافاصله میگی چون تازه هست بزار دوتا ببرم حالا شاید تصمیم داشته باشی یکی بخوری اما چون لمسش کردی رفتی برای دومی و یا سومی پس این حس تشدید کننده هست اما لاغرها با این حسها تحریک نمیشن (من بسیار این تجربه رو داشتم در مورد خیلی چیراه خواستم کمی بردارم اما جون لنسش کروم دیدم عالیه بیشتر بردم )
صنعت غذایی کشور بر این نیاز ما بر خورن داره میچرخه اما متناسبها اینطور نیستن و ما چاقها باعث گسترش شرکت مواد غدایی هستیم نه لاغرها فرد لاغر شاید در هفته دوتا تخم مرغ مصرف کنه و اما چاقها ۶ یا ۷ مصرف میکنن.
ما ممکنه از دور تصاویر مواد غذایی رو ببینیم تحریک بشیم و بریم برای خریدن چون عکس روی چیپس و پفک رو میبینیم امالاغرها به هیچ وجه (بله من بارها با دیدن تبلیغ مواد غذایی و یا این اواخر با دیدن کلیپهای فست فودها در اینستا که چطور پنیر پیتزا کش میاد و یا فست فود درست میکنن و … من تحریک به خوردن میشدم شاید همون فردا اقدام به درست کردن و خوردن اون مدل غذا میکردم برای خودم و بقیه )
مغز چاقهاو لاعرها تفاوتی نداره فقط فرمولها در نهایت متفاوت هست
پس آگاه باشین به رفتار غدایی خودتون و ببین چه رفتارهایی داشتین که شما مغز رو تحریک کردین و معز گفته اطلاعات جدید پس فرمان رو صادر کرده
الان ما حق انتخاب نداریم قبلا هر جا شیرینی و چیپس و پفک میدیدیم میخوردیم اما بعد از دورها تغییر میکنی چون فرمولها رو دستکاری کردی و نتایج رو میبینی فعلا نگاه به جسمت نکن اول فرمولها و بعد رفتارها و بعد جسم تغیر میکنه هر وقت رفتار درست دیدی خودت رو تشویق کن و تحسین کن ( واقعا درسته من اولین تغییر در حرص،و ولعم بود و احساسم رود و دیگه حرص و ولعم کم شده بود و اما هنوز پرخوری داشتم اما صدایی در ذهنم بود که میگفت ببین داری زیاد میخوری و تذکر میداد و آگاه بود و من رو متوجه رفتارم میکرد و حالا خیلی کمتر این کار رو انجام میدم و خودم رو تحسین میکنم )
یه درخت وقتی میوه میده که دیگه اون مرحله اخر هست وقتی اون بذر جوانه بزنه و بزرک بشه میوه میده و سایه میده و اون عالی میشه پس ممکنه فقط احساست بهتر بشه و یا میلت نشه پرخوری کنی و … این جوانه هست به خودت تبریک بگو و خودت رو تشویق کن و ادامه بده تا بذر جوانه بزنه .(من هم بذر لاغری رو ۱۷ ماه پیش کاشتم و مواظبش بودم و کلی هم رشد کرد و میوه داد ولی هنوزم میخوام بزرگتر بشه و میوهاش بیشتر بشه )
ادامه بدید چون خدا شما رو هدایت کرده به این مسیر و ما به طریقی وار د این سایت شدیم پس وقتی اینجا هستیم این اقدام عملی مال خودت هست و مراحل رو گام به گام جلو برو
وقتی جوانه ها زده شد تصمیم بگیر و همه رو تبدیل به درخت تنومند ی بکن
همه ی ما به ته خط رسیده بودیم که با این سایت آشنا شدیم کلی گله داشتیم و راه ها رو رفتیم تا اینجا رسیدیم .
و اما این سایت گزینه ی آخر هست و هر کس ناامید هست به این سایت هدایت میشه و از زندگی جدید لذت ببرین (من عاشق خدای خودم هستم که به بهترین جاها من ر و هدایت میکنه با بهترین آدمها در بهترین زمانها و من هم به پاس قدر دانی از خدای خودم دارن قدم بر میدارم و نهایت استفاده رو میبرم و آگاهی جدید رو پیدا میکنم )
نشان های دریافت شده
سلام🙂
چقدر آگاهیهای این فایل عالیه واقعا👌👌
در قسمت نوشته های فایل که خودش یه فایل اموزشی هست در مورد یه مانع ذهنی گفته شده که به نام پر خوری عصبی
همیشه استاد گفتن که وقتی موانع رو برداریم لاغری در جسم ما خود به خود جاری میشه
این موانع همون فرمولهای ذهنی هستن که در ذهن ما ثبت شدن و مغز بر اساس اونا دستور میده به یه سری رفتار غذایی که در افراد چاق با افراد متناسب کلا متفاوته و تکرار اون رفتارها باعث ایجاد نتیجه متفاوت در جسم ما و افراد متناسب میشه
یه روش عالی که استاد دارن برای کمرنگ کردن این فرمولهای ذهنی اینه که با فیلتر منطقی بودن یا نبودن یه سری موضوعات اونا رو محکم میکنن یا سست میکنن
در مورد پرخوری عصبی هم همین طوری عمل میشه
اگه چیزی در همه جا و همه کس یه نتیجه رو داشته باشه این موضوع قانونه مثل جاذبه زمین
ولی اگه در جاهای مختلف و افراد مختلف نتیجه متفاوت بده پس قانون نیست
خیلی از افراد چاق اعتقاد دارن که یکی از مهمترین علتهای چاقی اونا پرخوری عصبی هست یعنی در حالت استرس ،هیجان،خشم،عصبانیت،ناراحتی و… نا خودآگاه میرن به سمت پرخوری یا میگن ما باید یه چیزی بخوریم تا اروم بشیم
خوب در افراد متناسب چطوره؟ اونا بارها و بارها در این شرایط قرار میگیرن ولی پرخوری که نمیکنن هیچ خیلیهاشون بی اشتها میشن
پس پرخوری عصبی قانون نیست
و این فقط فرمول ذهنی افراد چاقه و در واقع یه اعتیاد و عادت به پرخوری هست و هیچ علت دیگه ای نداره
خوب بریم سراغ تحلیل این اعتیاد ؛
افراد متناسب غذا رو مصرف میکنن به عنوان یه انرژی برای کارهای روزمره ولی ما چاقها غذا برامون حکم لذت بردن و اروم شدن و … رو داره
به همین دلیل افراد متناسب فقط یه راه برای ورود غذا دارن که اونم دهان هست
ولی در ما چاقها ورودیها شامل چشمها بینی گوشها و دهان و زبان و دستها است
عجیبه نه 🤨
ما در حالت سیری بارها شده که چشممون یه شیرینی رو دیده و خوردیم
در حالت سیری گوشمون یه تبلیغ چیپس رو دیده که وقتی اون ادم دندون میذاره روش و صدای خرچ خرچ خوردن چیپس میاد دلمون هوس کرده یا وقتی کسی از طعم ومزه غذایی که داره میخوره تعریف کرده با وجود سیری همراهیش کردی
موقعی که گرسنه نیستی و کنار یه پیتزا فروشی ،شیرینی فروشی،کافی شاپ،و…. رد میشی با استشمام بویی که از اون مکان میاد کشیده میشی داخل
یا شیرینی دانمارکی رو دستت میگیری و نرمی اون که نشون از تازگی هست تصمیم میگیری دو تا برداری (عجب مثال آشنایی😏👌)
یا یه قطاب دهنت میذاری همین که تازگی و طعم هل و گلابش رو چشیدی تصمیم میگیری چند تا برداری بخوری
همه این راههای ورودی به علت این هست که ما خوراکیها و غذاها رو به عنوان لذت مصرف میکنیم که همینکه میده تصمیم میگیریم لذت بیشتری رو با خوردن بیشتر تجربه کنیم
تمام اینها رو من قبلا داشتم هنوزم گاهی دارم ولی برای خودم جالب بود که چند روز قبل با مادرم رفتیم شیرینی فروشی برای خرید شیرینی عید و منکه قبلا با بودی شیرینی فروشی مست میشوم و پاهام شل میشد یا با دیدن انواع و اقسام شیرینیهای خامه ای کاپ کیکها شیرینیهای خشک در لذت غرق میشدم واب دهنم راه می افتاد کع کدومش رو بخرم هیچ کدوم از اون تجربه های قبلی رو نداشتم و اصلا هم بهش فکر نکرده بودم و کاملا برام عادی شده بود تا امروز که این فایل رو گوش کردم و توجه کردم به تغییراتم ولذت بردم از ازشون 😎😎🤩🤩🤩
نشان های دریافت شده
سلام سلام 😍وقتتون بخیر.
فایل ۵۵از مسیر لاغری من پرخوری عصبی🤔🧐🙄🤭
سوال⁉️ چرا من چاق شده ام ⁉️
دلایل چاق شدن خودم رو قبل از آشنایی با قدرت ذهن: پرخوری ، بی تحرکی ، ازدواج ، زایمان ، ارث ، ژنتیک ،تیرویید کم کار ، پر کار ، هورمون ها ، خوردن چربی ، شیرینیجات ،ورزش نکردن ، سرنوشت ، اقبال ، خدا خواسته ، تقدیر ، اما یکی دیگ از دلایل من ک بهانه ای بود برای بیشتر پرخوری کردنم پرخوری عصبی بود🙄😐 خب پرخوری عصبی یعنی چی ⁉️واکنشی ک تقریبا هروز گرفتارش بودم چون من در طول شبانه روز تقریبا عصبانی و پرخاشگر بودم.جدااز مسایل زندگی و روزمرگی .عصبانی از خودم ، از جسمم ، از چاقی ، از رژیم ها وورزش های سخت و رنج آور ولی بی نتیجه و بیهوده، 😐 پرخوری یک واکنشه ، عصبانیتم یک واکنش من در عین حال دوتا واکنش از خودم نشون میدادم و این واکنش رو توی جسمم میدیدم ،ک هروز منو چاق و چاقتر میکرد،،،چون براثر عصبانیت من هی غذا میخوردم ، هی تند تند میخوردم مثل قعطی زده ها ،،چرا چون فرمولش رو خودم در ذهنم ایجاد کردم ک من هرموقع در حالت عصبانیت قرارگرفتم باید تندتند پرخوری کنم ک آروم بشم 🤔 بعدش بشینم زار زار گریه کنم😐 ☹️ 😤 🙄 روی چ حسابی ⁉️ روی حساب اینک من عصبانیم و باید بخورم ، نخورم عواقب بعدی داشت یا باید چیزی میشکست ، یا کسی کتک میخورد ..وواقعا دست خودم نبود .و چون دوست نداشتم ب کسی یا چیزی آسیب برسونم ، پرخوری میکردم وتنهاب خودم ، ب جسمم و ب روانم آسیب رسوندم ،،،
من همیشه دوست داشتم ک متناسب بشم اما آیا رفتار من مثل یک متناسب بودع خودم ؟؟؟؟!!!!!
برای جواب این سوال میخام رفتار یک متناسب و یک فرد چاق رو مورد بررسی قرار بدم 🧐
فرد متناسب خواهرم👭
فرد چاق خودم 🤭🙋
خواهر من موقع گرسنگیش اصلا قیل و داد نمیکنه ، نگاه ساعت هم نمیکنه ک ببینه موقع ناهاره یا شام ک صبر کنه اون زمان غذاش رو بخوره ..
من موقع گرسنگی ک هیچ حالت ضعف و صدا و قارو قور ندارم دنبال ی خوراکی هستم ک بخورم فرقی هم نمیکنه ترش ،شور ،شیرین ،نون ،خورشت،کلوچه باشه،،و اگ نزدیک ناهار یا شام باشه فکر میکنم ک حالا ی ته بندی کنم تا موقع سرو غذا😐 ودر حین فکرکردن و سناریو چیدن هی چشم ب ساعته ☹️😐🙄
خواهر من بعداز سیری میل ب هیچ نوع غذا ، تنقلات ، خوراکی ، آب ، چای ،شربت ،نداره و کاملا سیره سیره تا چند ساعتی و بعداز چند ساعت شاید فقط آب یا چای بایدونه قند بخوره ،
من بعداز سیری ک حالت خفگی و فشار شکم حسش نیست از جام تکون بخورم دلم ی چیزه شیرین میخاد ، بعدش چای ک بشورع ببره و مزه دهنم عوض بشه ، بعداز نیم ساعت نهایتن ۴۵دقیقه دنبال ی خوراکی م چون دوباره ی حالت ضعفم 😐
خواهر من موقع سریال دیدن ، سینما رفتن ،بیرون رفتن ، عادت ب خوردن هیچ نوع خوراکی نداره و دلش چیزی نمیخاد..
من موقع سریال دیدن ، سینما رفتن ، بیرون رفتن ،عادت دارم این دهنم تکون بخوره حتی شده با یدونه آدامس ک بعدش بدتر گرسنه میشم و بیشتر دلم خوراکی و تنقلات میخاد و ووعده حالا شام یا ناهارمم کامل میخورم….
خواهرم وقتیک سوغاتی براش میبرم حرص وولع نداره ک تند تند باز کنه بخوره حالا سوغات و سوهان عسلی قم با چای میچسبه یا خیلی وقته نخورده ،یا من خوشحال بشم ازینک خوشش اومده ،اصلااااااا براش مهم نی..
من تا کسی سوغات میاره حرص وولع ،گشنم میشه ، تست کنم ببینم تازه س ، همون همیشگیه ، سوغاته فلان جا و گیر هر کسی نمیاد ،شوق وذوق نداشته باشم طرف ناراحت میشه ،گرونه ،وغیرههه☹️😐🙆🙄
خواهرم موقع عصبانیت اصلا میل ب خوردن هیچ نوع خوراکی نداره حتی یک لیوان آب ک حالش جا بیا.
من موقع اعصبانیت غذا میخورم ، شیرینی مبخورم ،آب میخورم هر چی بیشتر بهتر..عصبانیت کمتر ..😐🙄
خواهر من فقط از دهان غذا میخوره و در حین غذا خوردن ،دیدن ،و شنیدن کاملا کرو کور میشه..وهرچی از لذت و رنگ بو ی غذا براش بگی نمیگ تو باکی..
من با دهانم میخورم ، با چشمم میبینم ک واووووو چرنگ و لعابی ،با گوشم میشنوم ک چ خوشمزه س ،بخور از کَفت نره ، دیگ گیرت نمیاد،بو میکنم ک چ بویی عالیه دلم خاص ،و سناریو میچینم ک چیو با چی بخورم ک بیشتر و بهتر بهم بچسبه این غذا 😐☹️
این مثال های من و خواهرم خیلی زیاده ..ماازیک خانواده هستیم جسممون یکیه ،قدمون یکیه ، مغزمون هم اندازه و یکیه ،مواد غذایی مصرفیمونم یکیه ،تنها تفاوت ما در افکار ، ماست😐
ک برای خواهرم پیش فرضش همونه دست نخورده ،اصلا تو دنیایی چاقی و لاغری نیست ، بهش فکر نمیکنه حسرت من چاق رو نمیخوره ک چون صورتم تپلتره خوشگلترم پوستم سفیدتره،و غیرع وبرعکس منو میبینه میگ ی ذره بفکرخودت باش و ب خودت بیا ☹️این چ وضعشه .چقدمیخوری و میخابی..خالا ب قول استاد عزیز بیا و ب این ملت ثابت کن ک دست خودمون نیست.و ما برده ی ذهنمون بودیم و شکر خدا الان امیر ذهنمونمونیم و همه چی انشاءالله 🙏 داره برمیگرده دست خودمون 😉😊
داشتن یک باور فقط و فقط یک باور برای افراد چاق مثل پرخوری عصبی کافیه برای اینک این فرد برای همیشه چاق بمونه…
پس بیاییم همکاری کنیم باخودمون ن با کسی دیگ این کارها فقط و فقط برای خودمونه ، حال خودمون ،لذت و آرامش درونی خودمون کمک کنیم با راهنمایی ها و GPSک فایل ها و حرفهای هروز استاد عزیزمون هست موانع چاق شدن رو برداریم ،فرمول های اشتباه و غلط رو شناسایی کنیم و بجاشون فرمول عای صحیح و درست رو جایگزین کنیم ،ب خودمون و تواناییهامونم باور قلبی داشته باشیم.خودمون الکی نشینیم وفکروخیال کنیم دنبال روش و ورزش های باشیم ک میدونیم بی نتیجه اس ولی همین فکرکردن بهش تو ناخودآگاهمون خدای نکرده فرمول چاقتر شدن ایجاد میکنه ومیشه مانع..بعد هی بدوییم فایل گوش بدیم ، پیام بدیم استاد ک چرا لاغر نمیشیم ،،،تو جامعه ای هستیم ک کمتر حرف راست و حقیقت رو میشنویم چ برسه ب راه راست و حقیقت..بدوییم دنبال حقیقت وجودی خودمون .ک از حنس خداست ،از خوده خداست بندگی کردن و عاشقی کردنه،،و خودمون رقم بزنیم آینده ی درخشان خودمون رو انشاءالله 🙏
من از وقتیک هدایت ب این مسیر شدم و دنبال اکتشافات درون خودم ،ذهنم هستم دیگ اون فردی ک تفاوت رفتارشو باخواهرش گفت نیستم خداروشکر بهتر نشدم عالی شدم ..ب لطف خدا ..راستش ی روزایی کم اوردم ،خسته شدم ،گریه کردم ،بغض کردم ،ولی فایلامو گوش دادم ووسط فایلها حقی گردنتون ندارم مخاطبی ک داری این متن رو میخونی ک بخام بهت ثابت کنم ولی بدون وسط فایلها ب شدت حالم خوب شده و شرح دادم نمیگم عالی بوده ولی میدونم ب لطف خدا مورد تایید استادم بودم…ک قدم بعدی مو برداشتم وفایل بعدیمو با حس و خال خوبتر PIayکردم و خدارو ازین بابت هزاران بار شکر میکنم…
🌺🌺🌺🌺🌷🌷🌷🌷
شاید ربطی ب موضوع امروز نداشته باشه این تغییر ولی دوستداشتم بگم خدمتتون ک من دندون درد خیلی بد و شدیدی داشتم و چون از کشیدن میترسم حاضرم درد بکشم و قرص بخورم ولی نرم بکشم دندونم رو ..خلاصه ک من باتحت اموزش بودنم برای لاغر شدنم یادگرفتم ک هیچ دردی در وجود انسانها طبیعی نیست .و من دندون دردم رو طبیعی ندونستم ….و فکرکردم ک من برای درددندون از هیچ نوع قرص و چرکخشکن استفاده نکردم پس این طبیعی نیست ک بخام با قرص دندونم رو خوب کنم….ووقتیک متوجه این مسله شدم و ب خودم گفتم ک طبیعی نیست و به شدت کل وجودم درد میکرد من دیگ قرصی نخوردم وهروز میگذشت و درد من کمتر میشد و الان چند روزه ک من براحتی غذامو میخورم واصلا دردی ندارم 😊😊و خدارو خیلی شکر میکنم ازین بابت و هزاران بابت دیگ..باتمام وجودم سپاسگزار استاد عزیزم هستم ک دلمو ،زندگیمو پراز عشق و محبت کرده …
ب امید موفقیت دوستان عزیز همسیر🙏😍
نشان های دریافت شده
سلام استاد معجزها ودوستان هم مسیرم گام 55پرخوری عصبی چیست
افراد چاق باورهایی دارند واسه چاقی خودشان که یکی از آن ها پرخوری عصبی است بیشتر افراد چاق این باور دارند چون عصبی میشوند کنترل خود را از دست میدهند و باید بخورند تا آرام شوند و این عصبی بودن خود را دلیل چاقی خود میدانند ما قبلا یاد گرفتیم اگه عاملی باعث چاقی ما شده باید در همه افراد یکسان باشه مهمه کسانی که مشکل اعصاب دارن وعصبی میشن پرخوری کننن وچاق بشن اگه اینجور نیست از اعتبار ساقط میشه دلیل چاقی ما حالا من خودم کسانی میشناسم که خیلی عصبی هستن ولی لاغر هستند و اصلا موقع اعصبانیت میل به غذا ندارن و دوست دارند تنها باشن پس این باور منقضی میشه چون در همه افراد یکسان نیست در واقع این یک بهانه است واسه خوردن بیشتر در ما یک فکر ساده بوده هر روز تکرار شده و به عادت تبدیل شده در ماه و ما چون آموزش چاقی دیدیم ذهن ما این آموزش روز به روز بیشتر در ما گسترش میده که از هر بهانه ای استفاده کنیم واسه خوردن بیشتر که در نتیجه ما چاق تر بشیم.وحالا هر آموزشی به ذهن بدی همین جور عمل میکنه رفتارهایی در ما به وجود میاره واسه گسترش اون موضوع در زندگی ما
حالا میخواهم تفاوت افراد چاق لاغر بگم در خوردن
فرد متناسب وقتی گشنه اش میشه بدون هیجانی هی بگه وای گشنم الان میمیرم چیشد غذا دیر شد غذا آماده میکنه اون چیزی که دوست داره وشروع میکنه به خوردن و به اندازه مصرف میخوره و فرمول ذهنیش اینه که گرسنگی مساوی است با رفع نیاز بدن واز غذا واسه رفع نیازش استفاده میکنه و میخوره ووقتی هم سیر بشه حالا هزار جور غذا باشه دیگه نمیخوره ولی فرد چاق هی میگه من گشنه ام چیشد وشروع میکنه به خوردن حالا هرچی که بود و در حد خفگی میخوره 😐😑
تفاوت رفتار خوردن در فرد چاق ولاغر حالا فرد چاق 🙂اول از طریق دهان غذا میخوره ،😌
دوم چشم سیر هست در حد خفگی میوه شیرینی چیزی میارن و نبینه فرد چاق و فوری از طریق چشم به مغزش فرمان میده ذهن ما هم تصویری است و هروقت این نوع غذا شیرینی هرچی که باشه دیدی خوردی الانم بخور و فرد میخوره حالا نه گرسنه است نه مغز فرمان داده بلکه چشم فرمان داده ،😊🙂
سومین راه بینی که خیلی هم تاثیر گذار است و سیر هست حالا میرهمهمانی یا جلو کبابی چیزی رد میشه و بوی اون غذا یا کباب استشمام میکنه و فوری احساس گرسنگی میکنه وشروع میکنه به خوردن چون تحریک شده از طریق بوی غذا. 😫😱
چهارمین راه گوش اطلاعات غذایی از طریق دوستش میشنوه فلان رستوران تازه باز شده عجب غذا های داره خیلی هم به صرفه خوشمزه و فرد هیجان زده میشه امروز فردا میکنه تا بره فلان رستوران و شروع کنه به خوردن و راه دومش کاملا سیر هستی یکی میاد میخواد غذا بخوره هی تعریف میکنه از غذاش خیلی خوشمزه است ترش مزه است فلان و تحریک میشه وشروع میکنه به خوردن 🤪😨😱
پنجمین راه که مستقل نی ولی تحریک کننده است لمس کردن تجربه کردن حس کردن است حالا شما در حالت خفگی هستید و یک شیرینی به شما تعارف میشه و شما قصد داری برداری اول تصمیمت یکی است ولی وقتی لمسش میکنی و این آگاهی بهت داده میشه خوشمزه است نرم تازه است دومی برمیداری ….وبه همین شکل تحریک میشی به خوردن بیشتر درصورتی که فرد متناسب اینجوری نیست و اصلا با لمس کردن تحریک نمیشه به خوردن بیشتر ،🙂
حالا ما چون آموزش چاقی دیدیم از هر راهی استفاده میکنیم بخاطر خوردن بیشتر چون ذهن ما اینجوری است هرچی بهش یاد بدی گسترش میده از رفتارها ما و ما هم خیلی راحت چاقی در خودمان با رفتارمان گسترش میدیم.
و ما قبلا همیشه توجه میکردیم به چاقی چون میخواستیم از طریق فیزیکی حل کنیم چاقی رو درصورتی که ذهنی است چاقی حالا ما به هر طریقی هدایت شدیم به این مسیر باید آگاهانه عمل کنیم آموزش ها صحیح به کار ببریم رفتارمان کنترل کنیم ببینیم بر اثر گرسنگی است یا تحریک شدیم و از طریق ها گوناگون و آگاهانه عمل کنیم و خوردن مساوی با رفع نیاز بدن بدانیم نه از خوردن واسه سرگرمی آرامش لذت استفاده کنیم بلکه به عنوان رفع نیاز بدن واسه گرسنگی استفاده کنیم و از تغییرات جدیدمان هرچقدرم کم باشه خوشحال بشیم خودمان تشویق کنیم حتی اگه احساسمون خوب باشه اون روز خودمان تشویق کنیم و این تغییرات وقتی شروع بشه تا بی نهایت ادامه پیدا میکنه پس آگاهانه رفتار کنیم و فرمول صحیح به ذهن مان بدیم و از خوردن فقط واسه رفع گرسنگی استفاده کنیم و بدونیم مواد غذایی مارو چاق نمیکنه بلکه رفتار بی رویه ما در خوردن باعث چاقی ما میشه ،🤩😍❤️
پس آگاهانه عمل کنیم در برابر رفتاریمان در مورد خوردن و گول این تبلیغات مواد غذایی شرکتها رستوران ها نخوریم چون این هاواسه افراد چاق درس شده چون فرد چاق تحریک میکنه به خوردن و از این طریق تولید زیاد میشه و سرمایه آن ها بیشتر میشه پس آگاهانه عمل کنیم و از غذا واسه رفع نیاز بدن استفاده کنیم مث فرد متناسب عمل کنیم تا متناسب بشیم و اگه الان این جور نمیتوانیم رفتار کنیم عادی است چون ما آموزش چاقی دیدیم والان در حال آموزش لاغری هستیم پس آرام آرام این تغییرات شروع میشه در ما ،🤩😍❤️🌺 وتا بی نهایت ادامه پیدا میکنه وشگفتی ساز میشیم