وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمیخوردم. با چشمم هم میخوردم، با بینیم هم میخوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه میشد، باز یکی دو تا برمیداشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی میذاشتم و فکر میکردم دست خودم نیست. امروز میدونم اینها فرمولهایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.
این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه میخوام بگم مغز چطور با این فرمولها عادتهای ما رو تغییر میده و چطور میتونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که میشه تغییرش داد
خیلیها میگن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساسهای منفی.
ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری میشد، همهی آدمهایی که عصبی میشن باید پرخوری میکردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران میشن و باز هم متناسب میمونن. پس عصبی شدن بهتنهایی دکمهی پرخوری رو فشار نمیده.
خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانوادهها، وقتی بچه گریه یا بهانهگیری میکنه، یه خوراکی دستش میدن تا آروم بشه. بچه کمکم یاد میگیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سالها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا میره.
بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم میدونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری
اعتیاد یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمیخورم». در ادامه میبینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق میافته.
ریشهی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون میده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، میشد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سالها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچوقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق میشیم.
شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید میکردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو میکردم. ولی همهی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق میکرد.
از امروز میخوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو میره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر میگیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، میبینی در طول روز کجاها رفتارهای چاقکننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.
اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن سادهتره. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم. وقتی میخوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمیخوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش میگیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها
مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن میده. اون آدم هیجانزده نمیشه. از غذایی که دوست داره انتخاب میکنه، به اندازهی نیازش میخوره و سیر میشه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمیکنه؛ چون سیر شده.
ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنهست، هیجانزده میشه. مدام میگه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همهی کارها رو میذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایینتر اومده.
آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه میخوره. از خیلی از آدمهای متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار میکنی؟». میگفتن «نمیخورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه میکنم یا صبر میکنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمیداشتم و میخوردم.
یادمه به دوستی که سیر بود نون خامهای تعارف میکردم و اون میگفت «نمیتونم، از گلوم پایین نمیره». من اصلاً نمیفهمیدم یعنی چی. میگفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربهای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.
👄 ما چاقها پنج تا دهن داریم!
یه نکتهای که هیچجا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا میخوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا میخوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همهمون میشناسیم. حالا بقیهی راهها رو ببین.
خوردن با چشم
فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو میبینی و تصمیم میگیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم میگه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن میده و تو حتی یادت میره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمیخوره.
خوردن با بینی
کاملاً سیری و میری خونهی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگهست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمهسبزی رو حس میکنی. همین بو به مغزت میرسه و فرمول قبلی میگه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس میکنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد میشی و با اینکه سیری، گرسنهات میشه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمیشه.
خوردن با گوش
دوستت تعریف میکنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت میرسه و فرمول قدیمی فرمان میده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونهات میکنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که میخواد غذا بخوره، شروع میکنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازهی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس میکنی.
لمس و طعم؛ تشدیدکنندهها
یه راه دیگه هم هست که بهتنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر میکنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف میکردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم میگرفتم و نرمیش رو حس میکردم، با خودم میگفتم «چقدر تازهست» و دو تا برمیداشتم. یا گاز اول رو که میزدم و طعمش رو حس میکردم، فوراً میرفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمیشه که بیشتر بخوره.

📺 تبلیغهای غذا برای ما ساخته میشن
جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما میچرخه. ما آدمهای چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم. بنابراین بیشتر تبلیغهای غذا، تابلوهای رستورانها و عکسهای جذاب روی بستهها، در اصل برای ماست.
تبلیغهای غذا رو ببین: یه خانوادهی چهار نفره با لباسهای رنگی و آهنگ شاد که همه میخندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون میدن. چون نمیتونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر میکنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی میریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمیبینه.
🌱 اولین جوانهها رو جشن بگیر
از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کمکم حق انتخاب پیدا میکنی.
خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام مینویسن: «امروز رفتم خونهی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی میخوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب میکنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمولها کمی تغییر کرده.
وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمولها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه میده، اول از یه جوانهی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو میبینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک میکنه ذهنت شفافتر بشه.
🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو
- 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب میشه؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد میکنه؟
- 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟
🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن
از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:
- 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
- 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
- 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
- ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟
برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 🌸
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟
یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خستهایم، سراغ غذا میریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته میدونیم؛ چون خیلیها عصبی میشن ولی پرخوری نمیکنن. بنابراین مثل هر عادت دیگهای قابل تغییره.
۲. چرا وقتی عصبی میشم دستم میره سمت یخچال؟
چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر میکنه؛ مثلاً هر وقت گریه میکردی، یه خوراکی دستت میدادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا میشه.
۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟
آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا میخوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن میشه؛ حتی وقتی سیره.
۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟
اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کمکم بهت حق انتخاب میده. بعد با تغییر باورها و فرمولهای ذهنی، عادت پرخوری خودبهخود کمرنگ میشه.
امتیاز 3.97 از 240 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام راستش من درموردپرخپری عصبی نظرخاصی ندارم چون احساس میکنم وقتی عصبی میشم سراغ پرخوری نمیرم خداروشکریعنی یادم نیست تاحالازیادبخاطرعصبی بودنم پرخوری کرده باشم چون چاقی من بیشتربخاطرمسائل دیگه بودیعنی اینطوربرداشت میکردم ک بخاطرزایمان وارثی بودن هست بیشتر
نشان های دریافت شده
سلام
من از وقتی بچم ب دنیا اومد پرخوری داشتم وقتی مریص میشدم بیشتر وفتی ناراحت بودم و عصبی بودم پرخوری داشتم طوری ک معدم درد میکرد تا سه روز مریض میشدم افتضاح بود م چن تلدقرصرمعده میخوردم خودم میدیم ک رفتار من عادی نیس
خدارا شاکرم ک من ب این مسیر هدایت کرد چن روز ک عضو اینجا شدم حس من خیلی فرق کرده پرخوری خیلی کم شده خیلی راحت ممنونم از استاد عزیز
دررابطه با این فایل من دیدم واقعا من از طریق بویایی و دیدن رنگ یه چیز و عکس غذا و پختن و شنوایی هم تحریک میشم ولی نمیدونم چ باوری براش بسازم استاد جان این باور ساختم ک من فقط از طریق گشنگی تحریک میشم من تا گشنه نشدم نمیخورم . من از طریق دهانم غذا میخورم فعلا اینا رو پیدا کردم واقعا خجالت کشیدم دیدم چقد من در مورد غذا خوردن تحریک میشم بی دلیل سعیم اینک بهترین فرمول ها رو جایگزین کنم
در مورد عصابنیت این باور ک من هروقت عصبانی شدم در کاغذ اون مورد مینویسم و پارش میکنم و ارامش میگیرم
من باقدرت و باور ب خودم ادامه میدم
توکل ب خدا
نشان های دریافت شده
گام ۵۵؛پر خوری عصبی چیست
پر خوری یک اعتیاد است که با انواع مختلف افراد با آن مواجه می شود یکی معتقد است پر خوری عصبی دارد یکی پر خوری در هنگام تفریح دارد یکی پر خوری هنگام تماشای تلویزیون دارد هر کسی به شکلی پرخوری دارد که همه منجر می شود به چاقی
پر خوری یک نوع عادتی است به شکلهای مختلف در افراد نمایش داده می شود و چون افراد آگاهی لازم ندارند فکر می کنند یک واکنش بیرونی مثل خشم باعث پر خوری می شود
با بر طرف کردن عادت ها رفتارهای ما تغییر می کندچون رفتارهای ما تحت کنترل مغز ما قرار دارد. رفتارهای یک فرد چاق با رفتارهای یک فرد لاغر متفاوت است چون فرمولهای ثبت شده متفاوت است در بعضی از افراد چاق هنگامی که عصبی می شوند باعث واکنش پر خوری می شود و حتی من کسانی را می شناسم که هنگام عصبی شدن به خوردن شکلات پناه می برند و معتقد هستند با خوردن شکلات آرام می شوند .کلید اصلی همان اعتیاد به پر خوری است.چرا؟ چون افراد متناسب که پر خوری ندارند هنگام خشم و یا عصبی واکنش پر خوری ندارند
من خودم وقتی عصبی می شوم شروع به تمیز کردن خونه می کنم و کلی تمیز کاری انجام می دهم
تفاوت فرمول خوردن در افراد متناسب و چاق –
فرمول خوردن در افراد چاق از چند طریق انجام می گیرد —بوی غذا
دیدن غذا با رنگ و روی که دارد
از طریق شنیدن —فلان غذا در فلان رستوران و نگاه کردن به کانال اشپزی و شیرینی پزی
با دست. زدن
به نظر من افراد متناسب هم از این حسها استفاده می کند اما موقعی که گرسنه هستند و فقط برای تامین انرژی مورد نیاز بدن اقدام به مصرف مواد غذایی می کند و زمانی که سیر هستند هیچکدوم از این حس ها باعث تحریک انها نمی شود چون فرمول های مغز او طور دیگه ای بر نامه ریزی شده
افراد چاق از خوردن بیشتر برای تفریح و لذت و سرگرمی استفاده می کنند و افراد متناسب درست در نکته مقابل هستند
همه افراد چه چاق و چه لاغر باید رفتارهای خود را شناسایی و موانع را دریافت کرده و برای بر طرف کردن آن اقدامات لازم را بکار بگیرند چون تنها لاغر شدن که نیست خوب زندگی کردن بر طرف کردن موانع آست
باید آگاهی لازم را داشته باشیم تا بتوانیم بشناسیم و اشکالات یا موانع را از سر راه بر داریم
عادت های بد من ؟
خوردن چایی در طول روز که۹۰ در صد تغییر کرد بعنی هفته ای اگر یک چایی بخورم
وعده های غذایی زمان مشخصی ندارند هر موقع که گرسنه شدم اقدام بخورند می کنم و خوردن نباید حتما غذا باشد ممکن است میوه باشد بستگی دارد چه دوست داشته باشم انتخاب با خودم است غذا و میوه با همه زیبایی هایش برای من تصمیم نمی گیرند. و این یک تغییر عمده ای است
وزن کردن را هم کاملا کنار گذاشتم با وجودی که جلوی چشم من است هیچ وقت تحریک نمی شوم و خیلی هم آرامش دارم
پر خوری عصبی هم یک عادتی است که افرادی که به آن معتقدند باید اقدامات لازم برای ترک این عادت را انجام دهند ،من هیچ تجربه پر خوری عصبی و یا کلا پر خوری ندارم .و از وقتی هم با این دوره هستم و مشغول مطالعه و یا نوشتن هستم ساعت ها شکم من سر و صدا می کند من اصلا حواسم نیست که انگار گرسنه هستم به همین راحتی
برای ترک عادت های بد و شناسایی آن باید مرتب فایل ها را گوش کنیم
و تمرینات را انجام دهیم
استمرار داشته باشیم
عجله نکنیم تا مغز ما عادت های ما را تغییر دهد و عادتهای خوب را جایگزین کند
خدا را شکر که در این مسیر قرار دارم و ادامه می دهم تا همانطور که عادتهای از من تغییر کرد باز هم تغییر کند
سپاسگزارم استاد 🙏
نشان های دریافت شده
۵۵ پرخوری عصبی چیست .
به نام خدا🌺🌺🌺
چطور مغز ما عادت های ما را تغییر میدهد ما به اضافه وزن خودمان توجه نمی کردیم باتلاش های زیاد داشتیم به چاقی مبارزه میکردیم اما بیشتر به سمت چاقی می رفتیم چون ریشه چاقی در ذهن است اگر در جسم ما باشد می توانیم با فشار درستش کنیم .
❇اعتیاد یعنی رفتاری که قادربه ترکش نباشید نتوانیم رهایش کنیم.
⛔ چاقی یک اعتیاد به موادغذاییه .
✅مغز ما کنترل کننده جسم ماست در مورد افراد چاق و متناسب کنترل می کنه فرقی ندارد .
🔴موضوع مهم اینه که نظارت بر شرایطمان نداریم نظارت نداریم چه چیزی باعث اضافه وزن ما شده همه اش با نتیجه مبارزه کردیم.
اضافه وزن ما اصلاً در جسم ما نیست وقتی این فرمولها را یاد بگیرید که چطور ناظر عملکرد خودمان باشیم و مطمئن باشید که تغییر آن آسان است لاغری با ذهن خیلی آسان است ما هر روز برای چاق شدن سختی کشیدیم تا چاق شدیم ولی برای لاغری فرمول ها را تغییر بدهی و احساس آرامش می کنی .
خیلی لذت بخشه که آزادانه لباس انتخاب کنیم یا وقتی ببینید اعتماد به نفس بالایی داریم یا دیگر سرزنش نمی شویم و درمقابل مواد غذایی رفتار درستی داریم .
یک فرد متناسب غذا را برای انرژی میخواهد .
من قبل از آشنایی با این دوره باید خوردن خود وخانواده سر موقع معین می بود. اگر کاری پیش میآمد نمی تونستم تحمل کنم اعصابم به هم میریخت و سردرد میشدم باید کاررا رهامیکردم و می خورد .
ولی شوهرم که متناسبه اینطور نیست .اتفاق افتاده بود که بدون صبحانه رفته بود ولی اصلا ولع نداشت به جای ایشون من ولع داشتم و تندتند ناهار درست می کنم که صبحانه نخورده رفته و خیلی گرسنه اس.
وقتی که می آمد تازه با صحبت من می فهمید که صبحانه نخورده با آرامش لباسشو در می آورددست میشست بعد سر سفره می آمد.
ولی من اصلاً بدون صبحانه نمیرم😅 اگر هم گرسنه باشم بارها شده کار مهمی داشته ام یا هنوز لباسهایم را در نیاوردم سریع مهیای سفره پهن کردن می شدم.
به تازگی دقت کردم که سرگرم کاری هستم و از ساعت نهار و شام فراموش کردم این هیجان را ندارم با یاد آوری خانواده به یادساعت ناهار میافتم .
✅نتیجه فرمول فرد متناسب مصرف به اندازه نیاز ه ولی فرد چاق مصرف به اندازه خفگی.
فرد چاق هر چیزی که دم دستش برسه موقع گرسنگی میخوره ولی فرد متناسب اینطور نیست اگر غذای مورد علاقه اش نباشه نمیخوره .
✅تفاوت رفتار چاق و متناسب در شروع خوردن اون هر چیزی رو نمیخوره ولی چاق میخوره.
❇فرد متناسب تنها از راه دهانش غذا میخورد و برای تامین انرژی است ولی فرد چاق پنج راه دارد
یکی دهان دومین با چشم غذا میخورد مغز تصویرییه .
چشم چیزی را میبیند و تصویر آن را به مغز می دهد و از او فرمان خوردن می خواهد .
راه سوم بینی خیلی تاثیر می گذارد روی خوردن ما
راه چهارم شنیدن وقتی که با گوش اطلاعات به مغز میرسه فرمان صادر میشه.
متناسب به هیچ وجه از این طریق اقدام به خوردن نمی کند راه پنجم از طریق لمس کردن شیرینی را به دست میگیریم و حس تازه بودن وادارمون میکنه بیشتر بمی خواهیم .
تمام تبلیغات مواد غذایی به خاطر ماچاق هاست یک فرد متناسب این تبلیغ را اصلاً نمیبینه.
✅ آگاه باشید نسبت به رفتار غذایی .
✅تغییر رفتار خود را دیدی بارها بارها خود را تشویق کن.این تغییرات خیلی مهمه .
مهمه از غذا نمی ترسم
مهمه وقتی سیرم هرکار کنم یک لقمه اضافه تر نمی تونم بخورم
مهمه ولع ندارم .
به همه اینها رسیدم ولی به جای تشویق خودم که اینها دستاوردهای زیادییه بعضی وقتها دو لقمه بیشترمیخورم و حالم بدی به من دست میده علتشم فهمیدم نسبت به قبلا خیلی زودتر سیر میشم ولی ذهنم اینو بزرگ میکنه .
✅ اگه بعصی تغییرات و شروع بشه نتایج خیلی زیادهه.
❇ هر موضوعی از نظر علمی یا منطقی قابل قبول است که نتیجه مشابه و یکسان داشته باشد و جاذبه زمین برای همه انسان ها قابل درک و تشخیص است فرقی نمیکند کجای زندگی میکنیم اگر جسمی را رها کنیم قطعاً به زمین میخورد یا برخورد یک سوزن با دست ما باعث تحریک عصبی و احساس درد می شود .
هر عقیده ای درباره شرایط خود در زندگی داریم برای همه انسانها به همان شکل است فکر و عقیده شما صحیح است اگر عقیده عصبی بودن باعث پرخوری می شود واقعیت داشت باید برای همه افراد این گونه بود ولی که افراد متناسب زیادی مبتلا به پرخوری عصبی نمیشوند و چاق نمیشود .
در لاغری با ذهن به این درک و آگاهی می رسیم که هر دلیل و توجیهی برای چاقی خود داریم با جستجوی آن در انسان های اطراف خود به یقین برسیم که آیا دلیل من برای چاقی باعث چاقی همه انسانها شده است یا فقط باعث چاقی من شده است؟
با این نگاه می توانیم به صحیح و اشتباه بودن دلایل چاقی خود پی ببریم افراد متناسب با وجود داشتن حالت های عصبی دچار پرخوری عصبی نمی شوند و چاق نیستند.
دلیل شما برای چاق بودن کاملاً بی اساس و بی منطق است ❇داشتن باور من پرخوری عصبی دارم به تنهایی میتواند مانع لاغر شدن ما و ازطرفی چاق ترشدن ماشود.
عادت ها نقش اصلی در شکل گیری اضافه وزن دارند هر فردی به میزان تنوع عادتهای غذایی که دارد در شرایط چاقی متفاوت به سر میبرند و پرخوری عصبی در حقیقت خوردن زیاد به خاطر اختلال در سیستم بدن ما نیست بلکه یک عادت است که به هنگام عصبی شدن در ما شکل می گیرد .
✅هر رفتاری که از انسان سر میزند ارتباطی به درون اوو سیستم بدن او ندارد که قابل تغییر نباشد بلکه آن رفتار فقط یک عادت است اگر بر اثر تکرار یک رفتار ساده در فرد شکل گرفته است و بر اثر استمرار در تکرار آن باعث ایجاد نتیجه متفاوت در زندگی فرد شده است.
عدم آگاهی از عادت ها خود سبب عدم کنترل ما بر چاقی میشود به همین دلیل افراد چاق امکان افزایش وزن تا هر عددی را دارند.
🔴مغز یک فرد متناسب با یک فرد چاق کاملاً مشابه است اما تفاوت و فرمول هایی که در مغز آنها ثبت شده است باعث صادر کردن دستورات و واکنش متفاوت در هر دو فرد میشود.
فرد چاق عصبی میشود واکنش⏪ پرخوری عصبی
فرد متناسب با واکنش⏪ تند تند پلک زدن یا نفس نفس زدن
❇ نتیجه
تفاوت فرمولها یک فرد متناسب باقی بماند و فرد دیگر چاق و چاق تر شود.
تفاوت فرمول خوردن در افراد متناسب و چاق یک فرد متناسب برای تامین انرژی مورد نیاز بدن خود از طریق دهان خود اقدام به مصرف مواد غذایی میکند و فرد چاق علاوه بر دهان خود از چند طریق دیگر هم برای خوردن تحریک شده و اقدام به خوردن می کند هدف فردی چاق تامین انرژی مورد نیاز خود نیست بلکه تلاش برای تجربه لذت و احساس خوب از خوردن مواد غذایی است.
نشان های دریافت شده
.سلام خدمت استاد و دوستان همراه
منم از زمانی که وارد این دوره شدم و آموزشها رو مستمرا دنبال میکنم کلی رفتارهای اشتباه ام رو تونستم شناسایی کنم اولا اینو بگم که من پرخوری به معنای زیاد غذا خوردن رو ندارم و موقعی که سیرم باشم یه لقمه غذا هم نمیتونم بخورم و معنای گرسنگی وسیری رو میفهمم.
لابد از خودتان می پرسید پس تو دیگه برای چی چاق شدی؟
من وقتی دچار یه بیماری حتی کوچیک دل پیچه. گلو درد . سرماخوردگی ویا… میشدم و تو ذهنم تعریف شده بود چون قرص و آمپولها داخلشون مواد شیمیایی هست بعد خوردنشان بایدغذای خوب بخورم تا احساس ضعف و سستی نداشته باشم . باورتون نمیشه وقتی یه قرصی رو می خاستم بخورم حتما بعد غذا میخوردم درحالت سیری که بدنم سست نشه و بعد چندساعت همچین گرسنم میشد که احساس سستی میکردم و کلی غذا میخوردم تا خوب شم .
ویا وقتی دل پیچه میگرفتم که حتمن نبات داغ میخوردم و یا دکتر میرفتم نسخمو خودم به دکتر میگفتم که سرم قندی و آمپول تقویتی حتما تو داروهام باشه.
یه مدتی بود که ریزش مو گرفتم و دوستم بهم گفت چون خاک ایران روی نداره حتمن یه ورق قرص روی و آهن تو یه ماه باید بخوری و چون نمیخوری ماهان اینجوری شده .
یا زمانی که گلوم خشک میشد تا حدی که سرفه ام می گرفت تو اینترنت سرچ کردم نوشته بود خوردن پرتقال باعث میشه که بزاق دهان فعال بشه و برای درد گلو خوبه . ومنم روی آوردم به خوردن پرتقال .و خلاصه از این کارها.
الان که با قدرت ذهن آشنا شدم وتو این دوره دارم آموزش میبینم به لطف الهی دارم روی خودم کار میکنم تا این رفتارها رو یواش یواش شناسایی کنم و باورهامو درست کنم .
تا اینکه چند وقت پیش دل پیچه گرفتم شدید . خوب تو ذهنم این بود درمان دل پیچه نبات داغ. عامل دل پیچه سردی . اما من تسلیم نشدم سریع باور اشتباه رو شناسایی کردم و با اینکه درد میکشیدم مرتب به خودم میگفتم کی گفته سردی باعث دلپیچه. اینم باور غلط منه . اینهمه مردم تو منطقه سرد زندگی میکنند پس بایستی همشون دلپیچه داشته باشن. خلاصه اینقدر با خودم تکرار کردم که خوب شدم . و بار اولی بود که بعد سالیان سال دلپیچه ام خوب شد بدون اینکه نبات داغ بخورم .
یا موهایم الان چند وقتی که ریزشش دوباره شروع شد دیگه نه از قرض روی خیریه هست نه آهن . دارم روی باور اشتباه کار میکنم تا جای که استاد گفتند مسیر درست مسیری که لذت داره و رنج نداره . و من باور و رفتار اشتباه تو ریزش مو رو پیدا کردم و دارم روش کار میکنم که مطمئنم برطرف میشه . البته هنوز وقتی بیمارمیشم و قرص میخورم حتی سرماخوردگی ساده بازم آلارم گرسنگی رو دارم و دارم روش کار میکنم.
اولش گفتم خوب من که هیچی برای نوشتن ندارم چون رفتارم شبیه متناسب هاست بعدش چون من تمرینات رو خیلی دوست دارم چون بارها شده بود هیچی برای نوشتن نداشتم و خیلی فکر میکردم بعدش تو ذهنم یه سری باور و رفتارکه مخفی بود به لطف الهی میومد بیرون و من متوجه اشتباهم میشدم .
بعدشم گفتم تا تمرین حل نکنم جلو نمی رم. برم جلوتر چی کار کنم من وارد این دوره شدم که نتیجه بگیرم مسابقه که نیست زود تمامش کنم .
بانام ویاد خداوند مهربان سلام خدمت شما استاد گرامی و دوستان همراه
موضوع این جلسه پرخوری عصبی
یکی از باورهای غلط برای افراد چاق پرخوری عصبی است که خداروشکر خیلی به ندرت برام پیش اومده زمانی که دچار حالت های شدید عصبی شدم خوراکم بیشتر از قبل شده باشه اما چون اصلاً به این موضوع فکر نمیکردم ونمیدانستم که یکی از دلایل چاقی افراد پرخوری عصبی است به همین دلیل آن را باور نداشتم وچون باور نداشتم پس عادت رفتاری نیز درمن شکل نگرفته بودودر نهایت پرخوری منجر به تغییر جسم من نشده بود در واقع شاید بتوانم بگویم که این پرخوری درمن به شکل دیگری وجود داشت چون قندم به سرعت پایین میادواز ترس اینکه مبادا مواد غذایی لازم و کافی به بدنم نرسه ودچار افت قند بشم سعی می کردم حتی زمانی هم که نیازی به خوردن نداشتم چیزی بخورم مثلاً ی مشت کشمش و خرما و هرچیزی که احساس میکردم نیازه و همین تکرار خوردنها برای من به یک عادت تبدیل شده بود اما نه طور دایم و همیشگی بیشتر مربوط به زمانهای میشد که افت قند پیدا میکردم وبدنم به لرزش میافتاد وتاسه روزی بعداز این حالت من پرخوری را دنبال میکردم به خاطر ترسی که از پایین اومدن قند در من بوجود میاومد چون شنیده بودم که خوردن چیزای شیرین باعث چاقی میشه سعی میکردم که کنترلش کنم اما به دلیل اینکه این فکر در ذهن من بود موجب چاقی و تغییر درجسم من بود ام از زمانی که این فایلها رو گوش دادم و به باورهای اشتباه خود پی بردم عادتهای اشتباه درمن اصلاح شد و به وضوح میبینم که کمتر از گذشته آن حالات برای من اتفاق میافتد.پس درنتیجه همهی تغییراتی که درجسم مااتفاق میافتد مربوط به فکر و ذهن ماست که با بکارگیری فرمولهای صحیح به راحتی قابل جبران است.من تجربه اینو داشتم که بواسطه تنوع مواد غذایی و تحریک مغز به خوردن از طریق چشم بویایی دچار مشکل گوارشی شدم وبعداز اون کلی خودمو سرزنش میکردم به خاطر خوردن پیش از حد و اندازه اما چون با این دوره آشنایی نداشتم و علت اینکه چشمم به مواد غذایی رنگی خوش عطروبو میافتاد نمیدونستم خودمو کنترل کنم وانگاری یادم میرفت که چه عوارض و مشکلاتی برام بدنبال داشته اما از زمان آشنایی با این سایت وگوش دادن به این فایلها سعی در برطرف نمودن عادتهای بد غذایی نمودم به گونهای که اگر فرد پرخوری کنارم باشه بجای اون من احساس خفگی بهم دست میده واین حس خیلی بدیه پس بنابراین با همه این حرفها به این نتیجه میرسیم که تفاوت ادمهای چاق و متناسب در فرمولهای خوردن آنهاست والا که میل به خوردن در همه یکسان است وفرقش در این است که فردمتناسب غذارا برای تامین نیاز بدنش میخوره وتنها از طریق دهانش اما فردچاق غذارو میخوره دحد خفگی اونم با تحریک مغزش از طریق چشم، بویایی،شنوایی،ولامسه که نتیجه آن میشه چاقی
تمام رفتارهایی که در طول روز از ما سر میزنه به دلیل اطلاعاتی که ما از حواس پنجگانه خود به مغز می فرستیم و مغز ما چون براساس تصویرهایی که بهش مخابره میشه فرمان صادر میکنه افراد متناسب برای تامین انرژی سلولهای بدن خود از خوردن از طریق دهان خود اقدام میکنن و با حواس دیگه خود مانند دیدن و شنیدن و بویایی ،لامسه تحریک نمیش چون هیچ فرمول ذهنی در رابطه با این حواس در مغزشون ساخته نشده است ولی افراد چاق علاوه بر اینکه از دهان غذا میخورن از طریق حواس دیگه هم تحریک میشن و هر بار با فرستادن اطلاعات که تصویر آنها قبلا در مغزشون ایجاد شده به خوردن بیش از حد می پردازن و نمی تونن جلوی پرخوری خودشون رو بگیرن تمام صنایع غذایی برای استفاده افراد چاق سرمایه گذاری میکنن و جالب بدانید حتی تجهیزات پزشکی نیز از این افراد بهره کافی می برندچون اکثر افرادی که دچار بیماریهای قلبی و عمل های قلب و آرتروزهای زانو و سایر بیماریها هستن افراد چاق رو شامل میشن و پزشکان از این افراد پول زیادی به دست میارن شما فکر کنید سالانه هزاران نفر به علت چاقی دچار انواع بیماریها شده و باید از داروها و سایر تجهیزات پزشکی استفاده کنن و چون اکثر افراد وقتی به سن پیری می رسن و قادر به حرکت نیستن شرکتهای بیمه باید آنها رو حمایت کند و وقتی فکر میکنم چند کیلو اضافه وزن چه بلاهایی سر آدمها میاره خدا رو شکر میکنم که زود اقدام کردم قبل از اینکه روی دست همسر و فرزندانم بیفتم و به قولی نوبتی بشم بفکر سلامتی خودم افتادم که اگر حتی دو سال دیگه هم طول بکشه ارزشش رو داره و اینکه باید آگاه باشم و بر حواس دیگرم نظارت داشته باشم و ببینم چه رفتارهایی من انجام میدم که اطلاعات جدید به مغزم رفته و دستور خوردن صادر میشه پس من اول باید فرمول مغزی که دیدن و شنیدن و بویایی و لامسه که همه مساوی خوردن رو تغییر بدم که اطلاعا جدید رو به مغز من نفرستن و باید ذهن خودم رو تحت آموزش قرار بدم من قبلا هر وقت عصبی میشدم دستور مغزم خوردن بیشتر بود ولی الان که عصبی میشم حواسم هست که بیشتر غذا نخورم چون میدونم این فقط یک رفتار که بر اثر تکرار به عادت تبدیل شده است پس ابتدا عادتهای اشتباه باید شناسایی و اصلاح بشن تا مغز ما بتونه بر اساس اطلاعات جدیدی که از هر یک از حواس ما مخابره میشه تصمیم درست رو بگیره و فرمان صحیح رو صادر کنه پس تمام فرق ما با افراد متناسب تفاوت در فرمولهای ذهنی ماست و ما با اصلاح این فرمولها باعث تغییر در رفتار و عادات و سپس تغییر در جسم خودمون میشیم و به یک انسان متناسب تبدیل خواهیم شد به همین سادگی
فایل “گام پنجاه و پنجم “:
الان که بعد از مدتی که در این دوره به خودم با دقت نگاه میکنم و خودم را با قبل از دوره مقایسه کنم و خودم و رفتارهایم رامطالعه کنم، میبینم که هنوز هم نجواها ی ذهنی دارم که دیر شده، پس چرا هنوز به تناسب اندام دلخواه ات نرسیدی و دیدی که هنوز هم به نتیجه مورد دلخواهت با تمامی استمرارت نرسیده ای ، اما این را هم بگویم که این نجواها خیلی کمتر از قبل شده ، هنوز کاملاً صدایش را میشنوم ولی نه به وضوح قبل. 💗
من قسمتی از تغییرات ديگر خودم را در ادامه برای شما بیان میکنم:
من خیلی راحت و بدون ترس غذا میخورم. اصلا برایم مهم نیست که غذای داخل بشقاب ام را تمام کنم. هر موقعی که گرسنه ام میشه ،غذا میخورم البته وقتی سر کار هستم مجبورم سر ساعت بروم ناهار.💗
من کارم اداری است، ولی برعکس همه کارهای اداری دیگر ، کارم من نیاز به بلند شدن من از روی صندلی و رفتن به اتاق فایلها ، اتاق پرینت و اتاقها ی دیگر است. 💗
من هفته پیش متوجه شدم، چقدر سبک بلند میشوم و سبک و راحت راه میروم ، انگار این حالت را میشناختم و باهاش اشنا بودم. 💗
بعد از چند روز یادم افتاد که وقتی 50 کیلوگرم بودم، همین جوری سبک راه میرفتم. دوستان خوبی که نوشته من را تا اینجا خوانده اید ، این لاغری 50 کیلو گرمی در ذهن من شکل گرفته و من ان را در ذهن خود م دیده ام و دارمش. 💗
اثبات ان هم، راه رفتن من است که بسیار سبک و تند راه میروم و ثانیه ای به اتاق خودم بر میگردم. پس من به نجواها گفتم، شماها ادامه بدهید و من هم استمرار خودم را در دوره ادامه میدهم. هر کس کار خودش را انجام دهد .💗
تغییر ديگری که خیلی برام واضح شده و دو سه هفته ای هست که متوجه اش شده ام، این است که دیگر مثل قبل من هر اسنکی را نمیخورم، بلکه انتخاب میکنم. براتون در ادامه مثال میزنم تا منظورم را بهتر نشان بدهم.💗
اگر همسر من کیک ، شکلات ، شیرینی یا کوکی cookie میخرید، من ازش میخوردم، چون از قبل بهم تلقین شده بود که من همه چی میخورم و چیزی را رد نمیکردم ،البته وقتی هم متناسب بودم همیشه همه چیز میخوردم.💗
ولی خوب در طول دوره ، شخصیت روحی ، جسمی و درونی من، تغییر کرده و جالبه که ذائقه من هم تغییر کرده و به مرور، بیشتر و بیشتروبیشتر در حال تغییر است. 💗
الان من شاید دو ماهی یکبار، اگر دلم بخواهد شکلات میخورم ،اون هم شکلات خاصی که دوستش داشته باشد ،حتی اگر انواع انها در دسترسم باشد، اقدام به خوردنش نمیکنم چون میل ندارم.💗
یک جورایی خیلی از شکلات دیگر خوشم نمیاید و برایم جذاب نیست. قبلا بدون توجه به این دید حتماً اگر در دسترسم شکلات بود، حتماً با چای میخوردم. 💗
الان فقط دو نوع کیک دوست دارم، البته اگر دلم بخواهد ،میخورم ولی خیلی با حوصله و مقدار کمش، بهم لذت میدهد.💗
شیرینی کم شکر را میپسندم و اگر در دسترسم باشد و مایل باشم ،شاید از یک بسته دو عدد بخورم و بیشترهم میل ندارم.💗
برای خوردن کوکی cookie که اصلا میلی ندارم، چون یک نوع خیلی خاصی اش را دوست دارم. اینها را گفتم که به خودم و شماها ثابت کنم که این استمرار چطور من را از هول کردن برای خوردن دور کرده وچطور حرص و ولع من کم شده است.💗
چطور وقتی فرمانی از مغزم صادر نمیشود و خوب مسلما من هم اقدام به خوردن نمیکنم. نمیدونم چطور رفتارم تغییر کرده ،ولی میدونم خیلی از خودم راضی ترم.💗
خیلی هم برایم مهم نیست کنکاش کنم ،چه اتفاقی در درونم دارد این تغییرات را رقم ميزند ، مهم این است که تغییرات در حال شکل گیری است.💗
دقیقا مثل این است که من خانه قدیمی ذهنم را دارم بازسازی و مدرن و مبله میکنم. مهم نیست چند روز معمار با کارگرانش خانه نو را به من تحويل دهند ، مهم این است که من نهايتاً از الان خودم را در خانه نو و بازساز ی شده جسمم در 50 کیلوگرم میبینم. 💗
شاهد دیگر ان لباسهایی است که هر هفته به جعبه اهدا اضافه میشوند و ان جعبه خیلی پر شده با اینکه 2 بار در دوره “ورود به سرزمین لاغرها” این جعبه لباسها راتحویل داده ام ولی همچنان این جعبه پر میشود. 💗
من تازگیها فقط نان خشک میخورم و اگر نان نرم باشد، دو بار تست اش میکنم بعد میخورم. ولی قبلا هر نانی را میخوردم و اندازه و سهم خاصی را برای سیر شدنش نداشتم تا جاییکه دلم درد میکرد ودیگر متوجه میشدم که سیر شده ام. 💗
من تازگیها در وعده صبحانه ،میل بیشتری به خوردن تخم مرغ برای صبحانه ام دارم ،پس به میل بدنم پاسخ میدهم. من دوست دارم کمتر چای بنوشم، پس از دریافت پیغام بدنم به جسمم ،کمتر چای میدهم.💗
کلا کمتر چای مینوشم. من تازگیها فقط یک میوه در روز میخورم وبیشتر میل ندارم. من بسیار کمتر از مواد غذایی استفاده میکنم ،نسبت به همسر و پسر متناسب ام.💗
من بسیار کم نوشابه میخورم بااینکه همیشه در دسترسم وجود دارد. من ذهنم را جستجو کرده ام و فهمیده ام که به طور کلی ، کمتر به خوردن ، مواد غذایی ، و یا خرید کردن انها فکر میکنم ،چون کارهای مهمتری از خوردن در این یکبار فرصتی که خداوند مهربان به من برا ی زندگی در این دنیا داده است، دارم.💗
الان هم که دارم مینویسم اصلا کنترلی برای نوشتن خودم ندارم. مطالب خودش از ذهنم با عشق به من گفته میشود و من انها را مینگارم .💗
روز شنبه 8 خرداد ماه سال 1400
سلام لاله عزیز
از خوندن نوشته شما و نتایج عالی که کسب کردید خیلی خوشحال شدم
تبریک میگم
خیلی خوبه که درباره تغییرات خودت می نویسی و به اونها توجه میکنی
این عمل شما باعث تثبیت و تقویت افکار صحیح و رفتار صحیح خواهدشد
سپاسگزارم استاد.
نشان های دریافت شده
سلام استاد و،دوستان عزیز
عادتهای غذایی من .
پرخوری عصبی که من نداشتم اما زیاد شنیده بودم که ادمها وقتی عصبی میشن زیاد غذا میخورن .من،خودم ولع غذایی داشتم اگه گرسنم میشد واویلا عصبی میشدم تا غذا،آماده بشه هر،چی،می،دیدم میخوردم در حد کم یعنی تو رژیم بودم از،این طرف میخوردم و،از،طرفی ترس از،چاقی موقع غذا خوردن انگار دنبالم کردن تند تند میخوردم..یکی دیگه اینکه هر کس تعریف یه غذا یی میداد اون غذا را درست میکردم .یا وقتی غذا میخوردم میرفتم خونه مادر هر چی هم مادرم داشت یکم میخوردم .اگه جایی تنوع غذا زیاد بود از همه میخوردم تا میخواستم بترکم بعد اون عذاب وجدان و عصبی بودن که چرا نتونستم جلو خودمو بگیرم .گاهی یه مهمونی بودم حواسم به ادمهای متناسب بود که،چقدر بیشتر میخورن چه آروم من که چقدر کم میخورم همیشه با نارضایتی از سر،بلند،میشدم .فرداش وزن میکردم میدیدم ای وای مس،چرا وزنم اضافه شده خلاصه یه دردسری داشتم با این خوردن،و،نخوردن و اضافه وزنو دیگه کلافه شده بودم .اما،الان خدا را شکر،۶ماهی هست که،دیگه هیچ خبری از،اون رژیم ،پرخوری،کم خوری،عذاب وجدان، عصبی نیست هم هر چی،دوست،دارم میخورم هم احساسم خوبه هم،ارامش دارم و هم تو مسیری لاغری با ذهن دارم حال میکنم الآن که دارم مینویسم غرق شادی هستم و هر روز ضد هزار،بار خدا را شکر میکنم که منو با این سایت آشنا کرد یعنی منو اول مسیر قرار داد و منم سوگند خوردم که تا زنده هستم تو این سایت و تو این مسیر باقی می مانم .از،شما هم ممنونم استاد.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان سرزمین لاغری
من دیروز فایل استاد رو گوش کردم و مرتب تا امروز در ذهنم مرور میکردم که من با اینکه باورهایی اشتباه زیادی داشتم ولی چرا رفتارهایی غذایی ام شبیه افراد متناسب هست وزود سیر میشم معنای سیری رو میفهمم و با چندتا لقمه غذا کاملا سیر میشم و غذایی که دوست ندارم اصلا نمیتونم بخورم ..
تا اینکه با همکارم درمورد لاغری و چاقی صحبت میکردم متوجه شدم که من چون درست کردن غذا در خونه به عهده منه من وقتی غذا درست میکنم بیشتر اوقات ناخنک میزنم و چندتا لقمه کوچک هم شده هم باید بخورم و این یعنی تحریک پذیری چشم و بینی .
که البته هنوز هم دارم و امیدوارم با تغییر باورهام .این رفتار درمن ناخودآگاه اصلاح بشه و این میل به ناخنک زدن در من ازبین بره .
با آرزوی موفقیت و تندرستی برای استاد بزرگوارم و دوستان سرزمین لاغرها.