خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.95 از 232 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


گفتا ز که نالیم ؟
که از ماست که بر ماست!
چطور مغز ما با استفاده از فرمولهای ذهنی عادت های ما رو تغییر میدهن؟🤔
رفتاری که زیاد تکرار بشه ،میشه عادت و این عادتها کم
کم فرمولی میشه در ذهن ما که دیگه بدون اینکه ما ناظر اون باشیم اتوماتیک وار انجام میشه. و دیگه ما نمیتوانیم اون رو کنترل کنیم و خود بخود مغزمون وادارمون میکنه که انجامش بدیم.
چند روزی هست که رفتار خودم رو زیر نظر دارم و فکر میکنم چه رفتارهای چاق کننده ای دارم و کلاً ناظر رفتارهام هستم .برای این که بهتر بتونم ،نظرات دوستان رو هم مطالعه کردم.
دیدم من از اون دسته آدم ها نیستم که وقتی عصبانی میشم زیاد بخورم ، یا وقتی بیرون میریم زیاد تنقلات بخرم . اتفاقا نه خودم و نه بچه هام اهل تنقلات زیاد نیستیم یعنی نذاشتم باشن😁
ولی همین پسرم هر کی میبینه میگه زیاد تنقلات بهش ندین ،یا حتما زیاد فسفود میخوره چاق شده .در صورتی که اصلا اینطور نیست خصوصا فسفود شاید سالی ۲، ۳ بار بخوره .
ولی پس چرا هر دومون چاق هستیم؟🤔😩
الآن که دقت میکنم میبینم ما هردومون وقتی میشینیم سر سفره غذامون رو تا آخر میخوریم . من خودم به شخصه از او دسته آدم ها هم نیستم که مدام بگم گشنمه (ولی پسرم مدام میگه) و غذا میخوام، اتفاقاً برعکس تحمل گرسنه گیم خیلی هم زیاده ولی خیلی وقتا پیش میاد با خودم میگم خب امشب شام من نمیخورم ولی به محض اینکه سفره پهن میشه ناخداگاه کشیده میشم طرف سفره و شروع میکنم به غذا خوردن و اونم چی تا آخرین لقمه .
یا اگه کلوچه یا کیکی خودم برای بچه ها درست کنم با اینکه اصلا گرسنه نیستم ولی تا چشمم بهش میافته باز انگار کسی من و حل میده طرفشون و میگه بخور و من هم که حرف گوش کن بی اراده بر میدارم میخورم .
این همون تلاش برای تجربه لذت و احساس خوب از خوردن مواد غذایی است.
ولی الآن دیگه آگاه تر شدم. باورتون نمیشه وقتی سر سفره میشینیم و غذا میخورم توجه میکنم ببینم کی سیر میشم و دیگه ادامه نمیدم.یا سعی میکنم زیاد تو بشقابم غذا نکشم تا بعد اگه خواستم دوباره بریزم بخورم. و دیگه تا واقعاً گرسنه ام نشده برای عصرونه چیزی نخورم و اگه بخوام بخورم هم سعی میکنم خیلی کم باشه.
این روش رو اونقدر میخوام ادامه بدم که برام عادت بشه و فرمولی بشه در ذهنم. دیگه نمیخوام بدنم رو اذیت کنم. میخوام دیگه به معده ام احترام بزارم و بهش توجه کنم که وقتی میگه سیرم دیگه میل ندارم بگم چشم عزیزم هرچی تو بگی .
شاید هنوز خیلی زود باشه اینو بگم ولی باورتون نمیشه اگه بگم بدون این که فشاری به خودم و رفتار غذاییم و خوردنم آورده باشم احساس میکنم لاغر شدم 🤭
بدون این که رژیم گرفته باشم و گفته باشم نه این رو نمیخورم چاق میشم.
وای من خیلی خوشحالم🥰🙏
سلام و درود
کلمه “چاق” در عبارت آخر این نوشته اگه اشتباه نوشته شده بخاطر تمرکز بر چاقی ذهنه که به مرور تغییر خواهد کرد.
نشان های دریافت شده
سلام
من خودم تلاش های زیادی کردم همیشه از خودم شاکی بودم عصبانی بودم سرزنش میکردم ک چرا منوموفق نمیشم بی عرضم بی ارادم و فلان
نمیدونسم ک اینها در ذهن منه من یقه نتیجه جسم گرفته بودم و مدام خودمو پیش خودم کوچیک میکردم ب ناتوانایی هام هر روز اعتراف میکردم
من الان هم اونقدر با خودم صمیمی نشدم
من ایمان دارم ک همه چی در دهن منه همه چی باورها و افکار اشتباه منه ک من تو این وضعیت گیر انداخته واقعا خوشحالم ک الان ب اینها اگاهم
اونقدر با خودم کلنجار رفتم ک از خوردن میترسم اونقدر ی ک از مرگ وحشت نداشتم ک از خوردن ازدیدن دارم
من فک میکردم تو این شطرنج لاغری شاه خوردن هست ک در نقش یک وزیر ازش مراقبت کنم با سربازهام ک میشن همون محدودیت ها ورزشها رژیم ها در حالی ک باید میفهمیدم ک اون شاه همون ذهن منه و خوردن زیر مجموعه اس فقط منم ک بزرگش کردم
من خودم از طریق چشم و بو و خاطره بتز۶ی اینا واقعا تحریک میشم
ولی یک فرد متناسب براش فرقی نداره ک نون خامه باشه کباب باشه میگه من سیرم ولی ما تا اون حالت تهوع و دل درد میریم ولی بازم بگن بخور میخوریم
من همسرم اصلا شیرینی نمیخوره حالا شاید یکی همیشه میگفتم اخه یعنی چی این جرا تحریک نمیشه از قیافه این
ولی الان میفهمم چرا
من اونقدر هیجان زده میشم ک اصلا مجال فک کردن ب خوردم نمیدم عین قحطی زده ها
من دوس دلرم تعییر کنم اونقدر ک واقعا مثل یک متناسب رفتار تار کنم
قبلا از خوردم لذت میبردم ولی الان از نخوردن
هیچ اجباری در کار نیس این خود منم ک تصمیم میگرم کم کم تغییرات شکرفی میشه
سلام استاد عزیزم دوستان هم مسیرم
وقتی شما استاد حرف میزدید کامل تصویر قبلا خودم در ذهنم نمایان شد و فهمیدم واقعا من خیلی تفاوت رفتاری با یک فرد متناسب داشتم
قبلا که چاق بودم فک میکردم این افراد متناسب نمیتونن غذا بخورند یا خودشان زیاد نمیخورند که چاق نشن ولی من چون هرچی گیر بیاد نهه نمیگم چاق هستم و هرکاری میکردم که جلو خوردنم بگیرم کلا از شر چاقی خلاص بشم حاضر بودم تصادف کنم برم کما تا لاغر بشم من چاقی جسمی میدونستم و اصل درکی از ذهن نداشتم و میخواستم زورکی لاغر بشم ولی نمیشد چون که چاقی ذهنی بود ولی من جسم بیچاره فشار میاوردم که باید لاغر بشی و نمیدونستم با این کارم دارم بیشتر در منجلاب چاقی فرو میرم و هرچی تلاش کنم بیشترغرق این چاقی خانمان سوز میشم و به خیال خودم داشتم با چاقی مبارزه میکردم ولی نمیدونستم دارم به چاقی خودم توجه میکنم و بیشتر غرق چاقی میشم و همیشه مینالیدم که چرا من متناسب نمیشم و هرباری خودم واسه دلایلی که واسه چاقی خودم داشتم خودم توجیح میکردم که اره تقصیر تو نیست تو عصبی هستی میخوری چاق میشی ارثی است کم تحرکی است شیرینی زیاد است مال اب نخوردن است و هربار خودم اینجور گول میزدم و قبلا شناختی از ذهن نداشتم که هرچی میکشم از دست ذهنم است
من قبلا هردقیقه میخوردم و برام عادت شده بود نمیتونستم چون از مغز دستور میگرفتم که بخور حالا مغز از کی از ذهن و ذهنم من با باورهام با اموزش هایی که داده بودم واسه چاقی پر کرده بودم و دیگه هدفم لاغر شدن که نبود فقط چاق تر نشم ولی ای دل غافل که ذهن کار حرف تصمیم من نداره ذهن هرچیزی رو اموزش ببینه گسترش میده کارش همینه کار نداره تو بخواهی یا نخواهی کار خودش میکنه
من با هدایتم به این مسیر فهمیدم شرایط زندگی در هر جنبه ای طبیعی نیست بلکه غیر طبیعی است این من خودم ساختم با ذهنم اگه طبیعی بود باید همه دخترا مث من بوده اند طبیعت وجود من شادی ثروت تناسب اندام ارامش کسب کار عالی ازدواج عالی رفاه سلامتی است وقتی اینها ندارم یعنی خودم ذهن رها کردم به حال خودش شیطانم بیکار نمونده هرچی افکار باور منفی وارد ذهنم کرده و من کنترلی نداشتم بر ذهنم و این شد شرایط ام حالا اگه میخوام تغییر کنم باید ذهنم باورهام تغییر بدم تا تصویر ذهنی من عوض بشه و در نهایت شرایط من تغییر کنه
با هدایتم به این مسیر با اینکه کمتر پرخوری میکنم کمتر تحریک میشم واسه خوردن ولی یدف هایی پیش میاد مخصوصا وقتی در جمع هستم یا مهمانی باز همان رفتار قبلا رو تکرار میکنم و از روی عادت از پنج دهانم استفاده میکنم و وقتی این اتفاق رخ میده که من باز کنترلی بر ذهنم ندارم یا در مسیرم سهل انگاری کردم شیطان منتڟره یک ذره توقف کنی از مسیر صحیح خارجت کنه و باز تو اون وضعیت نگهت داره تا اذیت بشی و این کار شیطان است
باید ادامه بدیم هر روز در مسیر باشیم ذهن کنترل کنیم تمرین انجام بدیم عمل کنیم تا به تناسب اندام برسیم واسه همیشه اگه الان لاغر نیستیم چون مسیر اشتباه رفتیم
باید باور کنیم که هیچ تفاوتی ذهن من که چاق با داداشم که لاغر است نداره ذهن برای همه انسان ها یکی است طبیعت وجود همه انسان ها یکی هست شادی سلامتی ازادی در خوردن در انتخاب لباس در ورزش کردن ازدواج موفق تناسب اندام این واسه همه هست فقط اگه ما نداریم بعضی ها دارند چون ما خودمان با باورها مخرب محدود کننده با اموزش ها اشتباه از نعمت ها خود درو شدیم و نداریم الان اون طبیعت وجود خودمان رو و افراد متناسب ذهن خودشان رو دست کاری نکردند و متناسب هستند همیشه این قانون است در همه جنبه ها یکی هست
باید نگاه کنی به چی توجه میکنی همان برات رخ میده این قانون جهان هستی هست
من تعهد میدم از این لحظه به بعد نظارت کنم بر رفتار خودم هنگام خوردن ببینم روی واکنش و عادت ها قبلا است یا واقعا گرسنه هستم و در حد نیازم بخورم همین
من واقعا بعد از گوش دادن این فایل فهمیدم خیلی زیاد حتی همش از پنج دهان دیگم استفاده میکنم.
مثلا همین شب قبل یکی از دوستان در مورد یه مدل پختن مرغ جدید برام گفت که درست کرده و خیلی خوشمزه بوده و منم درستش کردم و برای درست کردنش خیلی اشتیاق داشتم و خوب چون خوشمزه شد بیشترم خوردم و موارد دیگه که تو فایل گفته شد را دارم را به وضوح دیدم منم کامل دارم.
من واقعا بعد از گوش دادن این فایل فهمیدم خیلی زیاد از حتی همش از پنج دهان دیگم استفاده میکنم.
مثلا همین شب قبل یکی از دوستان در مورد یه مدل پختن مرغ جدید برام گفت که درست کرده و خیلی خوشمزه بوده و منم درستش کردم و برای درست کردنش خیلی اشتیاق داشتم و خوب چون خوشمزه شد بیشترم خوردم و موارد دیگه که تو فایل گفته شد را دارم.
سلام و خسته نباشید
من به شخصه خیلی به شیرینی جات علاقه دارم و چیز هایی مثل کیک ،کلوچه ،شیرینی رو که می بینم انگار باید هر جور شده بخورم
و اگر عکس یا اسمش رو هم ببینم و بشنوم دیگه صد در صد به سمتش میرم
وای چقدر صحبتاتون عالی بود .باید با ورق طلا نوشت.
دونه دونش با من صدق میکرد.به یاری خداوند این چند روز آگاهیم بهتر شده.قبلا هر کاری میکردم که روی تند خوری و ریزه خواری ذهن آگاهی داشته باشم امکان نداشت یادم بمونه ولی ننیدونم کلمات جادویی شما چه تاثیری داشت روی من که الان هر وقت دارم ریزه خواری یا پرخوری میکنم متوجه میشم.چند بار موفق شدم متوقفش کردم و چند بار هم نه.به یاریخدا اینبار کاملا موفق میشم.کلماتتون به دلم میشینه بدجور.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
من هم قبلا هر وقت ناراحت می شدم هی بی خودی چیز می خوردم حالا هم کما کان یه وقتا پیش میاد ولی بعضی وقتا هرچیزی نمی تونم بخورم همین چند روز پیش اصلا چیزی از گلوم پایین نمی رفت . این حرف مامانم و یادمه که همیشه همه جا می زد می گفت هر وقت عصبی می شه زیادتر غذا می خوره فکر کنم اینهم ناخوداگاه در من به صورت فرمول در اومده بود .خیلی جالبه که همسرم در هیچ موردی پرخوری نمی کنه حتی موقع های دورهمی ها که همه خوشحالن و هی می گن دورهمی اینو بخوریم می چسبه اون و بخوریم من هیچ وقت ندیدم حرف خوراکی بزنه .
من قبل از دوره همیشه هر کاری می خواستیم بکنیم می گفتم حالا بزار غذامون و بخوریم حالا بعد ناهار بریم حالا این حالا اون .هر جا هم می رفتم به قول همسرم بغچم برای بود مثلا خر جا می خواستیم بریم من آذوقه ورمی داشتم انگار که سفر قندهار می خواستیم بریم بیسکویت و میوه دیگه البته از سرم افتاده خدا رو شکر .
فرد متناسب فقط از دهانش غذا می خوره ولی افراد چاق از بو و چشم و…. غذا می خوره هیچ وقت یادم نمیاد که مادر شوهرم و همسرم گفته باشن وای چه بویی راه انداختی ولی من همیشه اینو از مامانم شنیده بودم همیشه می گفت چه عطری داره چه بویی من هم عادت کرده بودم همیشه سیر هم که بودیم می خوریم بر اساس بو یا چشم اگه چیزی می دیدم اگه مثلا می خوردم می دیدم خوشمزهات یکی خوردم دوباره یکی دیگه می خوردم . ولی همسرم حتی اگه سیر باشه یه لقمه اضافه تر نمی خوره ته بشقاب می زاره ما می گفتیم بابا این یه لقمه گناه داره اینم بخور می گه نه نمی تونم ولی برای منم اصلا قابل درک نبود که چرا نمی تونه یه دونه لقمه آخر رو بخوره .گوش هم همینطوره فلانی می گه فلان جا غذاش خوبه و تخفیف داره ولی نمی دونم من خیلی نداشتم این تجربه و که از طریق گوش حتما باید امتحان کنم .ولی مامانم هم همیشه از غذاهاش تعریف میکنه و شرح حال می ده سبزی تازه …. حس کردن هم هست وقتی چیزی و بر می دا م تر و تازه است بلافاصله می خواد آدم دو تا برداره ولی این حالتها و من در همسرم ندیدم اصلا .
من هم قبلا هی راه می رفتم می گفتم اخه من چیزی نمی خورم ولی هر وقت می رفتم رستوران بعدش باد می کردم انقدر می خوردم بعد می دیدم هیچکی غذاشو تموم نکرده ولی من به خودم هم افتخار می کردم از پیش غذا و غذا و دسر همه رو تموم می کردم .
مثلا امروز صبحونه پنیر و نون شیرمال خوردم بعد رفتم پیاده روی بعد ناهار من و دخترم رفتیم ساندویچ گرفتیم ولی من یه خورده از غذام و نخوردم خیلی بیشتر آگاه تر شدم به رفتارم و بیشتر وقتها آگاهم و توجه می کنم به تغییراتم مثلا دیروز رفتیم رستوران نهار بعد پیش غذا سفارش دادیم گواکمالی همون اوکادو که با چیپس می خورن و بعد هم کیسدیا که نون و پنیر بود فقط خوردیم همگی با هم و دخترم گفت مامی یه غذا سفارش بدیم با هم بخوریم گفتم باشه بعدش پشیمون شد گفت سیر شدم با همین منم گفتم اوکی منم اوکیم خوب و سبک بود و اومدیم خونه میوه اوردم عصری خوردیم یه خورده هم من کیک بستنی خوردم عصری شب هم که نون شیرمال و خامه خوردم برای شام .
بیشتر هم به بدنم گوش می دم همه چی هم می خورم خدا روشکر محدودیت غذایی ندارم اصلا و هر وقت هم که وقت داشته باشم حتما برای حال خوبم می رم پیاده روی مخصوصا که این روزها نیاز داریم
در پناه خدا باشین
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به دوستان زیبانگرشم
من خودم متوجه شدم وقتی عصبی بشم بجای اینکه پرخوری کنم بیشتر تمایل دارم بخوابم تو شرایط عصبانیت خواب بیشتر اروم میشم
اما چه موقع پرخوری میکنم موقعی که غذاها و تنقلاتی که دوست دارم بهم تعارف بشه یا ببینم دلم میخواد حتما حتی اگه سیرم بخورم یادمه با دوستانم بیرون میرفتیم اول چون گرسنه بودیم میرفتیم ساندویچ میخوردیم با نوشابه و سس بعد که از ساندویچی رد میشدیم چشممون به بستنی فروشی میفتاد میرفتیم شیرموز بستنی چون خیلی دوست داشتیم میخوردیم با اینکه سیر بودیم فقط بخاطر طعم و مزه و لذتی که داشت باخودمون میگفتیم الان بعده مدتی با دوستان اومدیم بیرون امروز و خوش بگذرونیم
یا یکبار رفته بودم خونه داداشم برام زن داداشم یک بشقاب انواع شیرینی خامه ای و شکلاتی اورده بود منم چون خیلی وقت بود شیرینی نخورده بودم و شیرینی های مورد علاقه ام بود اول تصمیم داشتم با چای یک دونه بخورم اما وقتی متوجه شدم دیدم بشقابو خالی کردم و همونجا دیگه گفتم من شام نمیخورم دیگه شام درست نکنی اما زن داداشم برداشت بعده دو ساعت ساندویچ درست کرد منی که دوساعت قبل در حالت خفگی بودم بخاطر شیرینیها اما ساندویچهارو دیدم انگار معده ام خالی شد و بعد دیگه یک ساندویچم خوردم
یا زمانی که من شیرینی یا دسر یا شکلاتی با کاکائو ببینم اصلا رد نمیکنم چون عاشق کاکائوم و حتما باید مزه کنم
اما از وقتی وارد دوره لاغری با ذهن شدم و رو خودم کار میکنم و اگاهیای که بدست اوردم از قدرت ذهن برای لاغری
تمرین میل ندارم انجام میدم و بیشتر مواقع موفق شدم و یا افراد لاغر خانواده ام خوردنشون رو دقت میکنم که چه موقع و چقدر میخورن و کاملا متوجه شدم بیشتر عادتهاشون با من فرق داره
بعًی وقتها میبینم افراد لاغر خیلی میخوره اما درکنارش متوجه شدم که همش میگه من نمیدونم چرا هرچیم میخورم لاغرم و خیلیا میگن ما چون فعالیت زیاد میکنیم هرچیم بخوریم اثری نداره باز لاغریم اما من داداشم خیلی میخوره امافعالیت فیزیکی هم زیاد نداره اما لاغرومتناسبه پس اونا تو ذهنشون چاقی وجود نداره و هیچ تصویر فرمول ذهنی چاق کننده تو ذهنشون ثبت نشده
اما من گاهی شده کم میخورم اما اون ترس اون تصویرچاق شدن تو ذهنمه
و اما الان به عادتهام توجه میکنم و چیزهای که دوست دارم میخورم اما به سیریم توجه میکنم که در حد سیریم بخورم یا اگه معده ام قاروقور نکرده هرچی برندارم تک دهنم بزارم و الان واقعا گاهی میبینم حتی حوصله خوردنم ندارم و اینم تاثیر اگاهیهای که از دوره گرفتم و میلم کم شده خودمو از غذای و چیزی محروم نمیکنم اما اگاهانه به گرسنگی و سیریم فقط توجه میکنم و الان خودمم حس میکنم معده ام جوری شده تا بخوام خیلی بخورم از رو هیجان معده ام به درد میاد و متوجه شدم که در حد خفگی خوردم و هم اینکه بقولی معده ام داره پس میزنه و میگه اینقدر نریز تو من نمیتونم این همه رو باهم هضم کنم و میخوام دیگه به معده ام احترام بزارم و هرچیو پشت سرهم توش نریزم و بفکراینم باشم که معده ام باید کلی سختی بکشه تا این همه مواد رو بخواد هضم کنه زمانیم که در حد سیری و نیاز انرژیم غذت میخورم خیلی حس سبکی و خوبی بهم دست میده و همه اینارو دارم یادمیگیرم و چقدر لذت بخشه
سلام برهمگی
پرخوری عصبی؛ من خودم زمانی که موضوعی باعث ناراحتی من درزندگی بشه کلا ازغذاخوردن میافتم و غذا ازگلوم پایین نمیره . اما با خوندن کامنتهای دوستان عزیزم یک عادت اشتباهم رو همین الان شناسایی کردم واون هم پرخوری عصبی زمانی هست وبه این شکل که سرساعت خاصی اتوماتیک وارگشنم میشه خصوصا ناهار . واون موقع اگه جایی باشم که نتونم سرساعت غذابخورم مرتب از درون بهم آنقدرفشارمیاد که وقتی دسترسی به غذا پیدا کردم آنقدرتند میخورم که مثل معتادایی که یه لحظه مواد بهشون نرسه چی جوری میشن من هم اینجوری میشم وتقریبن الان جوری شده که ظهرنشده گرسنم میشه وناهارمو میخورم . ولی قبلن که متناسب بودم اینجوری نبودم وسرساعت خاص گرسنه نمیشدم .
اینکه آدم های چاق با حواس پنجگانه تحریک میشن متاسفانه من هم اینجوریم وقتی چشمم به پرتقال ونارنگی و…میافته دیگه هیچ اختیاری ندارم و به جای یکی چندتا روبرمیدارم ومیخورم وانگار لذت میبرم به جای اینکه سیری بهم دست بده.
یا وقتی با دوستم میرفتم بیرون وقتی بوی ذرت مکزیکی به مشاممون میرسید ناخودآگاه هردوتحریک به خوردن میشدیم .یا شکلات خاصی بود نارگیل ۳۲ وقتی یکبارخوردمش ومزه اش رو احساس کردم مسحور اون شکلات شدم و هر روزتقریبا به مقدار زیاد تو وعده صبحانه وعصرانه میخوردم والان چون تو بازار نمیبینمش ترکش کردم.
بازهم خوبه که من همه چی رو نمیخورم ولی از یه چیزی خوشم بیاد زیاد میخورم .
یا پرخوری زمانی که تفریح میریم داریم و اگه یه روز بیرون بریم خانواده ما طوری هستن که به اندازه چند روز غذا میبرن با تنوع زیاد انگار قراره قحطی بیاد البته این ویژگی اکثر شمالی ها هست وما هم مصون نیستیم و اونجا وقتی همه دور هم جمع میشن و میگن و میخندن ومیخورن خوب من هم خواه ناخواه تحریک میشم وتنها جایی هست که تا مرز دل درد پیش میرم .
یا کاهووقتی فصلش بشه آنقدر میخوردم فکرنکنم اونهایی که با گیاه خواری رژیم میگیرن آنقدربخورن و این عادت خیلی بده .البته این رفتارغذایی در رفتار زندگیم هم تاثیرگذاشته طوری که چندماه تمام واسه خرید یه مانتو یاکفش و… وقت میزارم وقتی چیز موردعلاقمو پیدا کردم چندتاشو میخرم وکنارمیزارم .
قبلنا وقتی بازار میرفتیم اینطوری نبود که بساط فست فود و بستنی فروشی ها و ذرت مکزیکی ها بیرون مغازه باشع وآدم تحریک بشه ولی الان همه شون بیرون مغازه توی عابرپیاده صندلی میزارن وبساط دستگاهشون رو هم دم در مغازه میزارن و بیشتر آدم تحریک به خوردن میشه .
هرچی بیشتر تو این مسیر پیش میرم انگار زندگیم پرشده از رفتارهای اشتباه که هردفعه بیشتر شناسایی میشه و کوله بار منو سنگین تر میکنه .
تمام تلاشم رو میکنم تا با دقت تمام و وقت گذاشتن روی این مشکل زندگیم با کمک استادعزیز و فایل های آموزشی به نتیجه دلخواهم برسم .
وقتی رسیدم برنامم اینه دوره برنامه ریزی با ذهن استاد رو تهیه کنم تا بتونم برای رفع مشکلات دیگه زندگیم اقدامی انجام داده باشم .
آخه درسته الان روی متناسب شدن کارمیکنم با استفاده از این دوره هم دارم روی باورهای اشتباهم در ریزش مو و روابط هم کارمیکنم دیگه بیشتر ازاین مغزم نمیکشه و خسته میشم .