علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، علت اصلی چاقی برایشان کاملاً مشخص نیست.
آنها نمیدانند چرا چاق شدهاند. حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود داشته باشند، اما واقعاً نمیدانند علت اصلی چاقی آنها چیست!
علت اصلی چاقی من چی میتونه باشه؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄
من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑 این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه.
اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای لاغر شدن استفاده کنم، فهمیدم علت اصلی چاقی اینه که ذهن من یاد گرفته چاق باشه! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
ولی همونطور که همیشه خودم تصمیم میگرفتم لاغر شم، این تصمیم همیشه با درد و ناراحتی همراه بود. 😓
همه ما تو زندگی چیزهای مختلفی یاد میگیریم و این کاملا طبیعیه که وقتی آموزش میبینیم انتظار یاد گرفتن داشته باشیم.
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشه. پس علت اصلی چاقی آموزش دیدن چاق شدنه، نه ژنتیک یا سوخت و ساز بدن و این حرفا. 😌
تو تحقیقهام فهمیدم ما میتونیم به ذهنمون چیزای جدید یاد بدیم و با تکرار و تمرین، اون آموختهها رو به مهارتهامون تبدیل کنیم. اما هر چقدر هم تلاش کنیم، نمیتونیم مهارتی که یاد گرفتیم رو کامل فراموش کنیم! 🧠✨

علت تدام چاقی چیست؟
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
ذهن ما مثل یه جادهی یکطرفهست؛ فقط میتونه یاد بگیره، ولی نمیتونه فراموش کنه. یعنی هر چی یاد بگیری، همیشه همراهته!
مغز ما کلی ظرفیت داره واسه یاد گرفتن، اما نکته مهم اینه که ما خودمون انتخاب میکنیم چجوری از این اطلاعات استفاده کنیم. 🤔
میتونی کلی اطلاعات تو ذهنت ذخیره کنی، ولی فقط همون چیزایی رو به کار میگیری که بهش علاقه داری یا برات مهمه.
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
پس دلیل اینکه چاقی ادامه داره اینه که ذهن ما یاد گرفته چاق باشه و این یادگیری، توی ذهن ما ریشه داره و فراموشش سختِ سخت!
به همین دلیل میگیم علت اصلی چاقی اینه که ذهن آموزش دیده چاقی رو یاد بگیره و اگر بخوایم واقعاً لاغر بشیم، باید اول ذهنمون رو دوباره آموزش بدیم. 💪🧘♂️
چند مثال ساده برای درک بهتر علت اصلی چاقی 🍕🧠
۱. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما چاق شدن رو هم همینجوری یاد گرفته، یه مهارت ریشهای شده که نمیتونه فراموشش کنه! این دقیقاً علت اصلی چاقی هست.
۲. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
۳. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.
حالا که فهمیدی علت اصلی چاقی آموزش ذهن ما برای چاق شدن بوده، وقتشه با آموزشهای جدید، ذهن رو آماده کنی که لاغری رو یاد بگیره و همینطور جسمت رو همراه کنی تا نتیجه واقعی بگیری.
ذهنمون چه نقشی تو زندگیمون داره؟ 🧠✨
راستش رو بخوای، هدایت ما تو مسیر زندگی به عهده ذهنمونه. ذهن مثل یه راهنما یا حتی بهتر بگم، مثل یه GPS عمل میکنه که مسیرمون رو بر اساس چیزهایی که یاد گرفتیم مشخص میکنه. 📍🚗
ما چاق شدن رو یه زمانی یاد گرفتیم، شاید خیلی قبلتر از اینکه اصلاً حواسمون باشه چی داریم یاد میگیریم. کمکم با تکرار اون رفتارها، عادتها و دیدگاهها، تو این مسیر ماهر شدیم! 🎯
الانم اگه نگاهی به بدنمون بندازیم، نتیجهی همون آموزشهاست. پس واقعاً علت اصلی چاقی خودمون هستیم، حتی اگه ندونیم که چطور به این نقطه رسیدیم! 😅
فرق چاق شدن با خیلی چیزهای دیگه اینه که لازم نیست هی بریم بروزرسانیش کنیم یا چیزی جدید یاد بگیریم. ذهنمون با همون اطلاعات قدیمی هم کارشو عالی بلده! 🤖📦
و اینجاست که دلیل چاق شدنهای مرحلهبهمرحله و تکراری مشخص میشه:
برای اینکه چاقتر بشیم، کافیه همون رفتارها و باورهای قبلی رو تکرار کنیم. نیازی به یادگیری چیزی تازه نیست. چون ذهنمون یه بار برای همیشه اون دستورالعمل چاق شدن رو گرفته و داره خوب اجراش میکنه! 🔁🍩



تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡
خیلی از ما وقتی دنبال لاغری میریم، فقط جسممون رو زیر فشار میذاریم؛ یا غذامونو کم میکنیم، یا ورزش سنگین میکنیم. چون فکر میکنیم «علت اصلی چاقی» فقط همینه، یعنی جسم چاق شده و با این کار میخوایم وزن کم کنیم. 🏋️♀️🥗
اما واقعیت چیه؟! مثل این میمونه که بخوای رانندگی یا خیاطی رو با زور فراموش کنی! 🚗✂️ بدن ما که نمیتونه خودش چاقی رو فراموش کنه؛ چون چاق شدن یه مهارت ذهنیه که ما یاد گرفتیم.
ذهن یاد گرفته چطور چاق بشیم و جسم فقط داره اون رو اجرا میکنه. 😕
وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار میذاری، دوباره برمیگردی به همون عادتهای قبلی و چاق میشی. سوالی که همیشه میمونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟!» 🤷♀️
یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد میگیره و جسم تمرین میکنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪
تو مسیر چاقی هم همین اتفاق افتاده؛ ذهن چاق شدن رو یاد گرفته و جسم هر روز بیشتر تمرینش کرده.
پس اگر میخوای لاغر بشی و تا همیشه لاغر بمونی، اول باید ذهنت رو آموزش بدی که لاغری رو یاد بگیره، بعد جسمت رو همراهی کنی تا اون تغییرات تو بدنت ظاهر بشن. 🧠➡️🏃♂️
هیچ راه دیگهای نیست! 👈
همه ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از خانواده، اطرافیان، رسانهها و … این دقیقاً «علت اصلی چاقی» ماست. حالا نوبت ماست که لاغر شدن رو یاد بگیریم. 😊✨
یادت باشه، کسانی که ما رو چاق کردن، نمیتونن لاغر کردن رو به ما یاد بدن.
اما افراد زیادی با قدرت ذهن، لاغری رو یاد گرفتن و تونستن زندگیشون رو عوض کنن. این یعنی همه چیز از ذهن شروع میشه! 🌟🧘♀️
به همین خاطر این فایل آموزشی رو آماده کردم تا باهات درباره علت اصلی چاقی صحبت کنم و بهت یاد بدم چطور لاغر شدن رو از ذهن شروع کنی. دوست دارم با هم این راه رو بریم! 💖🚀
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای اینکه بهتر بفهمی علت اصلی چاقی چیه، یه نگاه دقیق بنداز به مهارتهایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر میکنیم دلیلش چیزای دیگهست.
- ✅ چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
- ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
- ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارتها داره؟
- ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
- ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
- ✅ آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
- ✅ بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.
- ✅ از ویدئوی آموزشی تمرین مخصوص خودت رو بنویس و تو بخش نظرات با ما به اشتراک بذار 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.06 از 209 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرتنی و دوستان همراه در گروه تناسب فکری
حرفها و صحبتهای استاد عالی بود
بله ما برای هر چیزی آموزش می بینیم ما چاقی را آموزش دادیم از والدین از رسانه ها و غیره…
مغز ما اطلاعات را در هودش ذخیره می کند و مثل یک جاده یکطرفه عمل می کند و راه برگشت ندارد و نمی تواند فراموش کند.
و ما اطلاعاتی را که دوست داریم را استفاده می کنیم و این استفاده ما از اطلاعات باعث در دسترس بودن اطلاعات در ذهن ما می شود.
باید از طریق ذهن لاغری آموزش را ببینیم.
همین به همین راحتی و وقتی آموزش دیدیم با جسممان شروع به تکرار آموزشها کنیم این تنها راه متناسب شدن هست.
ما زبان فارسی را یاد گرفتیم آیا با عمل جراحی فک و دهان می توانیم فارسی را فراموش کنیم مطمئنا نه نننننننننه
پس ما چاقی را که یاد گرفتیم را نمی توانیم با تحت فشار قرار دادن آن لاغر شویم و چاقی را از بین ببریم.
ممنونم استاد این بار واقعا چیزی را فهمیدم که سری اول اونو متوجه نشدم
اینکه جسم داره آموزشها را تکرار می کنه.
اینکه ذهن اطلاعات را ذخیره می کند و این ما هستیم که اونهایی را که دوست داریم را استفاده می کنیم.
ممنونننننننننم
سلام استاد عزیز
من امروز قدم هشتم را برداشتم کاملا درست است من چاقی را از مادرم آموختم وفکر میکنم آموزش من از همان دوران جنینی آغاز شده چون مدتی است به این باور رسیده ام که بچه ها امتداد پدرومادرشان هستند چون وقتی دارم مرور میکنم من هم مثل مادرم بعد از ازدواج چاق شدم یعنی دقیقا افکاری که در ذهن مادرم بود من هم به صورت ناخودآگاه آموزش دیده ام وحالا باید عکس این افکار را به خودم ثابت کنم
من باور داشتم بارداری باعث چاقی میشه اما خواهر شوهرهای خودم یک ماه بعد از بارداری تمام اضافه وزنشان رفته وبه وزن طبیعی خودشون برگشتن بقیه باورهایی که در ناخودآگاه من هست هم اشتباه است که نتیجه اش این اضافه وزن شده وحالا باید باورهای صحیح را جایگزین باورهای اشتباه کنم
خواهر شوهرهای من با وجود ازدواج هیچ وزنی اضافه نکرد ند واین یک باور اشتباه است
سپاس فراوان از شما استاد عزیز بابت فایل آموزشی عالیتون
خدایا متشکرم دوستت دارم
من یک فرد توانمند هستم که میخواهم با قدرت ذهن به اندام متناسب برسم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو نشونم میده
سلام به استاد عزیز و دوستان همراه
روز هفدهم تکرار :
چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم؟ چه جوابی به این سوال دارم؟ اگه قبلا ازم می پرسیدن چرا چاق شدی؟ می گفتم چاقی ما ارثیه و من خیلی استعداد چاقی دارم و سوخت و ساز بدنم پایینه و … اما خدا رو شکر الان این بهانه های چاقی رو ندارم و میدونم هیچکدومشون علت چاقی من نبوده و خودم مسئول چاقیم هستم. هر مهارت و کاری رو که من الان دارم، بالاخره یک جایی و یک روزی اون رو یاد گرفتم. حرف زدن، زبان، آشپزی، رانندگی، شعر خوندن و حفظ کردن، کتاب خوندن، موسیقی، نقاشی کشیدن و … هرچیزی رو به نحوی آموزش دیدم و چیزی رو که آموزش دیدم نمیشه حذف کرد…مطلبی که یاد گرفته باشم از ذهن حذف نمیشه، فقط ممکنه به دلیل استفاده نکردن از اون حرفه و مهارت، فراموش کرده باشیم که اون هم با فکر کردن و تکرار دوباره یادم میاد. مثل ایرانی هایی که مهاجرت می کنن، باز هم فارسی حرف می زنن و اگه مدت طولانی در معرض فارسی حرف زدن نباشن ممکنه کلماتی رو فراموش کنن اما باز هم با مکث و یادآوری می تونن. پس هر کاری کنیم چیزی رو که یاد گرفته باشیم و تکرار کرده باشیم نمی تونیم فراموش کنیم. چاق شدن هم دقیقا همین بوده. من چاق شدم چون اون رو یاد گرفتم..چون در خانواده ای بزرگ شدم که پر بود از افکار و رفتارهای چاقی … باورهای چاقی و خلاصه قدم به قدم که جلو رفتم و سال به سال که رشد کردم همین افکار و باورها هم رشد کردن و من بیشتر در معرض یادگیری و تکرارشون بودم. نمیشه چیزی رو که سالها یاد گرفتم و تکرار کردم، با چند دوره رژیم گرفتن و دمنوش خوردن و ورزش و … پاک کنم از ذهنم که! فقط کمرنگ میشه و پشت اطلاعات جدید قایم میشه تا وقتی که خسته بشم و به اصطلاح برگردم به تنظیمات کارخونه. من اول با آموزش ها و تاثیرات محیط و رسانه و خانواده و … اطلاعات چاقی رو وارد ذهنم کردم و با دیدن نمونه های مختلف برام باور پذیر شد و با حرف زدن درباره ش اون رو توی ذهنم تکرار و تثبیت کردم و نقشه ذهنی چاقی رو رسم کردم و ناخودآگاه رفتارم هم در راستای چاقی تغییر کرد و من چاق شدم. همین فرمول چاق شدنم بوده و لاغیر. حالا همه اینها هست، من میام به زور رژیم، غذام رو عوض می کنم، ورزش می کنم، دمنوش می خورم، جراحی میکنم و هر کاری در راستای لاغر شدن انجام میدم، آیا باعث میشه افکار و آموزش های چاقی از ذهن من پاک بشه؟ نه! همونجور که من با یادگیری زبان دوم، زبان اصلیم رو فراموش نمی کنم. یا با یادگرفتن یه غذای جدید، غذاهای قبلی که بلد بودم رو یادم نمیره …
حالا من دقیقا به همین روش هم باید لاغر بشم، باید لاغری رو یاد بگیرم، آموزش ببینم، باورهای درست درباره ش بسازم و نمونه های عینی ازش ببینم و باورسازی کنم و با تکرار و صحبت درباره ش اون رو توی ذهنم تثبیت کنم تا به تغییر رفتارم تبدیل بشه و لاغر بشم. اینجوری آموزش های چاقی کمرنگ میشه و زیر این فرمول های درست و ذهنیت سالم و درست تناسب اندام گم میشه و مثل شماره تلفن یه نفری که مثلا دیگه زیاد باهاش در ارتباط نیستم و باید زور بزنم تا یادم بیاد دیگه یادم نمیاد که چطور چاق شدم…اصرار شما برای تکرار و استمرار هم همینه که به فرمول های چاقی مجال ندیم که دوباره بیاد بالا…همین! هیچ راه دومی وجود نداره برای لاغری، تنها راه لاغری، یادگرفتن لاغریه. و یادم باشه که لاغر شدن هم مثل چاق شدن و مثل هر فرایند یادگرفتنی، تدریجیه..اینو باید یادم باشه. من تدریجی فارسی حرف زدن رو یاد گرفتم. من تدریجی آشپزی رو یاد گرفتم. من تدریجی قنادی رو یاد گرفتم. من تدریجی رانندگی رو یاد گرفتم. من تدریجی دارم پیانو یاد می گیرم..هرررررر چیزی که فکرش رو می کنم و یادم میاد همه قدم به قدم و تدریجی بوده آموزشش، لاغری هم همینطوره..اینکه ما انتظار داشتیم طبق گفته های مبلغان دروغین رژیم ها و ورزش ها که تیتر می زنن : لاغری در بیست روز و فلان به این خاطره که فکر می کنیم لاغری راه میان بری داره و نمیدونیم که این هم یاد گرفتنیه…اگه می دونستم لاغر شدن هم نیاز به آموزش و یاد گرفتن داره و یه پروسه یادگرفتنیه، دیگه انتظار لاغرشدن سریع هم نداشتم
عااااااااااااالی بود این توضیحاتتون استاد..عالی…بخدا که کلام شما از جنس نوره … خدا حفظتون کنه برای ما و عزیزانتون
به نام خداوند مهربانم
سلام استاد عزیز!
به لطف بیکران خدای مهربانم و لطف شما استاد عزیز هشتمین قدم رو با موفقیت و شور اشتیاق بیشتر و با یک احساس خوشایند شروع کردم.
من هم با نظر شما و دوستان هم عقیده هستم چون هرچیزی که از چاقی بدست آوردیم بخاطر باورهای اشتباهمون بوده! برای شخص من همیشه اینو بارها شنیدم از اطرافیانم که تو مثل فلان عمه ات هستی اونم تا یه سنی خیلی لاغر بود یهو خیلی چاق شد و منم همیشه پیش خودم فکر میکردم چاقی من ارثی از خانواده پدری و مادری هستش، و دیگه این باور من بود شاید بهش اعتنایی نمیکرد اما اینقدر شنیده بودم که ملکه ذهن شده بود.
هرروز که برای من میگذره تجربه های رو به دست میارم که خوشایند برای من ، اینکه حس میکنم دارم لاغر میشم بدون هیچ فشار عصبی و روحی ! و خوشایندتر از همه اینه که مثلا الان احساس سیری دارم وقتی جلوم یه ساندویچ همبرگر خوشمزه دارن میزارین و همه خانواده امم دارن میخورن من به راحتی این قدرت رو دارم که از ذهنم سوال کنم اگه گشنه هستی میتونی الان ازش بخوری و ذهن در پاسخ به من میگه الان گشنه نیستم شاید دیرتر گشنه شدم و من راحت بدون اینکه چشم و دلم ضعف بره واسه اون همبرگر خوشمزه به همسرم میگم الان گشنه نیستم شاید دیرتر بشم و بخوام بخورم سهم منو کنار بزار (یعنی به ذهنم حتی این فشار و نیاوردم که شاید اصلا نتونی این همبرگره خوشمزه رو نخوری بلکه این فرصت رو بهش دادم که این همیبرگر هست و هروقت احساس ضعف گشنگی کردی این سهمیه توئه!! اما تا زمان خواب هی از ذهنم سوال میکردم که اگه گشنه هستی داغش کنم بخوری و جواب فقط این بود «من الان گشنه نیستم!!!»
این خیلی خوشاینده که محدود نیستی برای خوردن اما همزمان داری رفتار و روشی رو به ذهنت باد میدی که هیچوقت تجربه اش نکرده! اصلا تو زندگی هیچوقت برای من پیش نمیومده بگم نه الان سیرم نمیخورم😂😂😂همیشه گشنه بودم اگه نبودم جواب نه وجود نداشته برای غذا ،مخصوصا غذاهای خوشمزه😂
این یه حسی هستش که فقط کسایی میفهمن که اینجا این مسیر رو مثل من طی کردن ،چیزی که در سی و هفت سال از زندگیم تجربه نکردم…
و خدا رو هزاران بار شاکرم و برای شما که اینقدر خالصانه این اطلاعات رو در اختیار ما میزارین بهترین هارو آرزو میکنم. و خوشحالم که خودم یه واسطه ای شدم برای آدمهای اطرافم که اومدن در سایت و تجربه کنن این لذتی رو که من ازش حرف زدم ازشون!! امیدوارم موفق بشن و این راه رو ادامه بدهند….
با سپاس فراوان از شما استاد عزیز
سلام درود
گام هشتم در مسیرلاغری من
هرچیزی که در این زندگی تجربه کردیم فقط فقط براثر باورها خودمان بوده است
همه چیز براساس باورها خودمان شکل گرفتند و در زندگی ما به وجود آمده اند
چاقی هم یک باور بوده به زبان ساده تر یکسری حرفهایی بوده که شنیدیم از والدین دوستان مدرسه جامعه رسانه فیلم ها این حرفها شنیدیم که مثلا بعد از ازدواج چاق میشی /در حین حاملگی چندین کیلو اضافه وزن میگیری و یک چیز طبیعی است و حتما چاق میشی/ورزش نکنی چاق میشی/شام خوردن باعث چاقی میشه مخصوصا اگه غذای پختنی باشه مث برنج/ماکارونی شیرینی فست فود چاق میکنه/نوشابه چاقی شکم میاره /بی تحرکی باعث چاقی میشه/خواب بعد ناهار باعث چاقی میشه ….
این حرفها به وفور میشنوی نمونه ها زیادی هم میبینی که چاق شدن براثر این عوامل اما باز برات مهم نیست چون در شرایط اون افراد نیستی ولی دیگه این حرفها برات تبدیل شدن به باور که اره فلان کار باعث چاقی میشه ولی چون در شرایط اون فرد نیستی براتم اهمیتی نداره و چاق نمیشی چون در حد یک حرف هستند برات و ترسی تورو تهدید نمیکنه یعنی باورها فعال نشده اند
بعد که در شرایط اون افراد چاق قرار میگیری یعنی ازدواج میکنی اون باور در ذهنت فعال میشه و برات تبدیل میشه به یک امر طبیعی که اره فلانی چون چاق شده منم چاق میشم طبیعی است و آرام آرام رفتارهات تغییر میکنه و خیلی ساده راحت چاق میشی
حالا یاد گرفتیم که چاقی از طریق آموزش بوده از طریق ذهن بوده هر فرد چاقی به طریق ها گوناگون این چاقی آموزش دیده آند ودر نهایت چاق شده اند
حالا ما میومدیم فشار به جسم میآوردیم برای یک مدت هم لاغر میشدیم ولی باز به محض رها کردن برمیگشتیم نقطه اول چون ما فقط خودمان مجبور میکردیم به رفتاری ولی ذهن که تغییر نکرده بود
تا ذهن نخواد دستور نده تلاش فیزیکی برای هرکاری کار بیهوده است
ما میخواستیم فراموش کنیم از بین ببریم چاقی رو ولی نمیدونستیم ذهن چیزی که یاد گرفت فراموش نمیکنه فقط ما میتونیم آموزش ببینیم ولی نمیتونیم چیزی فراموش کنیم یا در ذهن مان پاک کنیم
پس اولا باید بپذیریم که مقصر اصلی وتنها مقصر چاقی الانمان خودمان هستیم و بهانه نیاریم وگردن کسی نندازیم
دوما باید یاد بگیریم همه چیز از طریق ذهن یاد میگیریم باشنیدن دیدن حرف زدن این باورها شکل میدیم
یکسری حرف هست وقتی خیلی تکرار بشه تبدیل میشه به باور البته این نظر شخصی من است
الان هم از طریق ذهن با استمرار تکرار وعمل کردن به آموزه ها لاغری یاد میگیریم و با عمل کردن به آموزه ها خیلی ساده راحت لاغر میشویم
پس لاغر شدن حق طبیعی ما بوده که بر اثر آموزش ها بدن خود را از حالت طبیعی خود در آوردیم و چاق شدیم
الان هم با آموزش تکرار تمرین استمرار تعهد وعمل کردن لاغر شدن یاد میگیریم مث خیلی آموزش ها دیگه مث آشپزی /فوتبال/رقص/چاقی/نقاشی
لاغر شدن هم یاد گرفتنی است باید آموزش ببینیم و از طریق شروع کنیم به یادگیری تا عملکردش در جسم خودمان ببینیم
من مطمعنم با آموزش عمل کردن خیلی ساده راحت لاغر خواهم شد و لاغر خواهم ماند
نشان های دریافت شده
سلام بردوستان
چرا چاق شدم ؟ ولاغر نمیشم ؟
ازبس هی گفتم من چاقم دارم چاق میشم فکرمیکردم که از موقع تولد چاق بودم .درصورتی که وقتی در دانشگاه قبول شدم ۴۹ کیلو بودم اونم باقد ۱۶۴ .یعنی یک لاغر بودم .سال دوم دانشگاه دوتا هم اتاقی داشتم که مرتب از رژیم و کم خوری صحبت میکردن و باهم یک غذا میخوردند و پیاده رویی میکردند بازم فایده نداشت . به ماهم میگفتند که اینطور میخورید وورزش نمیکنید چاق میشید .تااینکه وقتی خواستم فارغ التحصیل بشم ۶۴ کیلو شدم .
ودیگه مادرم میگفت تو مانند عمه وعموت هستی چاق هستی و به من نرفتی .درصورتی که هنوز کاملا متناسب بودم .این حرف مادرم خیلی من رو میترسوند چون وضعیت شکم هاو ظاهر آنها رو میدیدم .
بعد ازدواج هم باز چاق شدم ۷۰کیلو شدم و دیگه هیچ لباس اندازه نداشتم .بارها شنیدم ازدواج و بارداری آدم ها رو چاق میکنه .و تا ۸۲ رفتم .
ولی خداروشکر از مادرم یک چیزی رو بارها شنیده بودم که شیردهی ما رو لاغر میکنه .و تا نزدیک ۷۲برگشتم .و باورهای غلط دیگه ایی رو باور کردم کم کاری تیرویید ، سوخت وساز پایین ، یبوست ، کم تحرکی ، مصرف قرص تقویتی و…
دیگه یک ترس واسترسی از خوردن گرفتم که مرتب رژیم میگرفتم و طوری که انواع رژیم ها رو میگرفتم ولی بازم ترموستات ذهنم روی ۸۰ بود دوباره برمیگشتم سرخانه اول .
چون ذهن من فقط چاقی رو یاد گرفته بود وقتی روی جسمم فشار میاوردم طفلک با من همراهی میکرد و انصافا خوب کم میکردم ولی دوباره ذهن اون رو به راهی که یادداشت میبرد .
ما باید لاغر شدن رو یادبگیریم و مداومت واستمرار داشته باشیم به مرور و یواش یواش لاغر میشویم ولی این تتاسب زیبا بدون بیماری و همراه باشادییه .
دراین مسیر حتما موفق میشویم و به آرزوهای که سالها حسرت داشتنش رو داشتیم می رسیم .
لاغری همراه با رژیم کلی بیماری وناراحتی واعصاب خوردی برامون به ارمغان میآورد .که نتیجه به دست آمده کوتاه مدت بود ولی زیانهای آن فراوان و مخرب .
همیشه درهنگام رژیم به فکر تثبیت بودیم ولی الان میدانیم که هرچه قدر طول بکشه اصل رو بهتر میفهمیم و نگران بازگشت چاقی نیستیم .
این چاقی و باورهای آن رو کنار میزنم وبایادگیری لاغری میگذاریم قوانین لاغری که از آبشن های است که خداوند به ما هدیه داده و ما آنها رو فراموش گرده ایم فرصت دیده شدن پیدا کنند و به تنظیمات اولییه برگردیم .
سلام همراهان عزیز
من هم فکر می کنم فرمولهای ذهنی خودم رو دارم برا چاقی
مثلا تو خانواده ما این ذهنیت بود خوردن مساوی است با خدمت به جسم ،خوردن مساوی است با محبت کردن ،مراقبت کردن ،
این مساله بود که من تا کم میاوردم بجای حل مشکل و روبرو شدن با ترسهام ،به گوشه دنج یخچال پناه می بردم .
راستش من اصلا جوونی نکردم بخاطر چاقیم ،همیشه مثل پیرها لباس پوشیدم ،و چون اعتقادات مذهبی هم دارم ،دوبرابر ازین مساله ضربه خوردم .
همین مساله باعث شد ،اعتماد و عزت نفسم خیلی ضربه بخوره و مسائل دیگه تو زندگیم پیش بیاد ،که هنوزم درگیرشون هستم
ولی عوضش الان می دونم بلطف خدا و حمایتهای استاد چطوری به باورهای درست لاغری برسم .بی صبرانه منتظرم که صد گام رو برم تا برای خودم بعنوان جایزه ،دوره تناسب فکری رو خریداری کنم .
راستش همین الان که گام هشتم هستم ،دارم وزن کم می کنم و خوردنم خیلی اصولی تر شده ،برا خوردن از بدنم فرمان می گیرم نه از ذهنم .
دیروز با خانواده رفتیم بیرون ،ولی من چون از بدنم فرمان نرسیده بود ،چیزی نخوردم 💪💪و بجاش دم نوش آرامبخش سفارش دادم .
این برای من بشخصه موفقیت بزرگیه .
ممنون از شما .موفق باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام
من برای چاق شدنم خیلی عالی اول از سمت خانواده خودم وبعد ازسمت خانواده همسرم آموزش دیدم
من تاسن ۲۰ سالگی خیلی لاغر وخوش اندام بود واصلا برام مهم نبود که چند کیلو هستم یا سایزم چنده خیلی راحت غذا میخوردم خیلی آسون خرید میکردم هررنگی که دوست داشتم وحتی یکبار نشد که صاحب مغازه بگه سایز شما ندارم ولی همیشه از اطرافیانم به خصوص مادرم میشنیدم که میگفت این مثل من میمونه حتما بعد ازدواج چاق میشه حتی شاید تواون لحظه خوشمم میومد ومیگفتم خوب خداروشکر ازاین لاغری خلاص میشم خوشگلتر میشم تااینکه واردخانواده ای شدم که به گفته ی خودشون چاقی توشون ارثیه وهمین همسر خودم ادعا میکرد که من خیلی رعایت میکنم وگرنه الان چندده کیلو بیشتر بودم ومیدیدم که چقدر اضافه خوری دارند صبحانه میان وعده نهار عصرانه شام والبته اوایل اصلا نمیتونستم باهاشون همراهی کنم ولی به مرور دیدم که منم رفتارم مثل اونا شده وحتی مثل اونا دیگه کم کم نگران شدمو از غذاها ترسیدم شروع کردم رژیم گرفتن وورزش کردن ولی کاملا بیفایده وادامه دادم این راههای اشتباه روتازمانی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم وبه راحتی تونستم رفتارهای نادرستم بامواد غذایی رو اصلاح کنم وبدون رژیمرفتن لاغر بشم وبه خوبی فهمیدم که چه چیزی منو از رسیدن به لاغری منع میکرد واون افکار اشتباهی بود که درمورد لاغرشدن داشتم وخودمو تحت فشار میذاشتم وبعدش عصبی میشدم وترسم از مواد غذایی زیادتر میشد فکر میکردم زورم بهشون نمیرسه واونها رومن تسلط دارن ولی الان به خوبی میتونم خودم درمورد مواد غذایی تصمیم بگیرم وهیچ محدودیتی هم نداشته باشم
به نام خدای مهربان
سلام و درود به همراهانم
چرا چاق شدم؟ چرا لاغر نمیشم؟
مهمترین سوالی بود که در دوران چاقی در ذهنم بود و خیلی دوست داشتم دلیل اون رو بدونم.
البته خوب شنیده بودم که چاقی من ارثی است ولی چون هر وقت رژیم می گرفتم یا ورزش می کردم مقداری لاغر می شدم آرزوی لاغر شدن در من ایجاد شده بود.
اگر من رژیم می گرفتم یا ورزش می کردم لاغر نمی شدم حتما باور می کردم که چاقی من ژنتیکی است و هرگز تغییر نخواهد کرد اما من متوجه شده بودم که بدن من می تونه لاغر بشه ولی نمی تونه لاغر بمونه
یعنی همیشه با رنج و سختی لاغر می شدم ولی به راحتی دوباره چاق می شدم از این رو همیشه این سوال در ذهن من بود که چرا چاق میشم؟ و چرا هر کاری می کنم لاغر نمیشم.
امروز که بعد از چند سال این فایل فوق العاده رو دوباره گوش کردم خیلی لذت بردم.
شنیدن این صحبت ها تاثیر فوق العاده ای روی احساس افرادی که اضافه وزن دارند می ذاره مخصوصا اگه تازه با لاغری از طریق ذهن آشنا شده باشند.
اینکه متوجه میشن اشتیاقشون برای لاغر شدن بی خودی نبوده و درک می کنند که توانایی لاغر شدن را دارند و فقط باید لاغری رو یاد بگیرند، همانطور که چاق شدن را یاد گرفتند.
نحوه شکل گیری فرمول های ذهنی و تبدیل شدن آن به واقعیت زندگی در این فایل به شکل عالی توضیح داده شده.
اینکه افراد از سالها قبل ممکنه این جمله رو بارها شنیده باشند که آدم بعد از ازدواج چاق میشه.
این یک فرمول ذهنی است که میتونه در ذهن ما ایجاد بشه ولی سالها بی تاثیر باشه
اما وقتی ازدواج کردیم زمان فعال شدن این فرمول ذهنی است و به این دلیله که عده ای از افراد بعد از ازدواج چاق می شوند چون تازه فرصت به واقعیت تبدیل شدن این فرمول ذهنی فراهم شده.
توضیحات درباره شباهت یادگیری چاق شدن با زبان فارسی بی نظیر بود.
به راحتی قابل درکه که با کارهای فیزیکی نمی شه فارسی صحبت کردن رو فراموش کنیم
مثالهای زیادی زده شد که از طریق آنها نمیشه فارسی صحبت کردن رو فراموش کرد و ارتباط اون با انجام فعالیت های مختلف برای رهایی از چاقی واضح کرد که چاق شدن یادگرفتنی است و هرچیزی رو یاد بگیریم امکان نداره بتونیم فراموشش کنیم.
اما موضوع امیدوار کننده اینه که می تونیم بدون فراموش کردن فارسی صحبت کردن انگلیسی صحبت کردن رو یاد گرفت بنابراین بدون فراموش کردن چاق شدن می شه لاغر شدن را یاد گرفت.
موضوعی که در دوره های لاغری با ذهن انجام میشه
در این فایل آموزشی پاسخ خیلی از سوالات ذهن چاق داده شده و مطمئنم شنیدن آن احساس آرامش در افراد ایجاد می کنه چون تازه متوجه می شن که چرا چاق شدن و لاغر نمیشدن و تازه متوجه شدن که می شه لاغر شدن رو یادگرفت.
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
چرا چاق شدیم ؟
دلایل زیادی رو زمان چاقیمون نام میبردیم وباور کردیم که علت اصلی چاقی ما بوده
مثلا من خودم باور کرده بودم بلوغ عامل اصلی چاقی من بوده
یا من استخوان بندیم درشته برای همینم از یه جای به بعد لاغر نمیشم
جالبه که امروز ویدیویی از خانم س داشتم میدیدم
این خانم داشت از عمل ابدوپلاستی یا امینو پلاستی خودش میگفت که بعد زایمانش پوستشو کشیده وچربیاشو درآورده وراضیه
وقتی مچ دستشو ودور کمرشو نشون داد گفت که من استخوان بندی درشتی دارم ودرسته که من چربی ندارم درکمر وشکمم اما به خاطر فرم بدنم از این لاغر تر نمیشم
من همیشه فکر میکردم فرق درشت وزمختی هستم ولی با دیدن این خانم ومقایسه استخوان بندی خودم متوجه شدم اصلا هم درشت نیستم ومعمولیم وکافیه حسابی متناسب بشم تا دوبرابر این خانم زیبا وجذاب بشم
این درحالیه که همیشه این خانم دنبال میکردم واز هیکل قشنگش تعجب میکردم
همین مساله رو درمترو دیدم که خانمی بسیار متناسب بدون گرمی چربی بودن ودقیقا جلوی من نشسته بودن واستخوان بندی دقیقا مشابه مردها داشتن با این حال خیلی خوش هیکل وجذاب بودن گرچه صورت قشنگی نداشتن اما بسیار جذاب وخوش تیپ دیده میشدن
من متوجه شدم که اصلا بهانه ای برای لاغر ومتناسب شدن وبه اندام ایده آل خودم رسیدن خودم ندارم
یعنی حتی خانم های با استخوان بندی مردانه هم وقتی متناسب میشن خیلی جذاب میشن
پس باور من شکست
از طرفی دیگه مت همیشه فکر میکردم دلیل چاقیم خوردن غذا با اعضای خانوادست
اما دیشب متوجه شدم که چه درزمان مجردی ایم وچه الان که متاهلم خوردن با بقیه منو چاق نکرده
بلکه گرسنه نبودن وخوردن منو چاق کرده یعنی یه رفتار اشتباه
دیروز جاتون خالی آش شله قلم کار درست کرده بودم اولین بارمم بود ولی عالی شده بود
چون هم غذای جدیدی بود درمنو خونمون هم ذوق داشتم برای خوردنش نجوای من بارها وبارها گفت برو بخور برو بخور
خلاصه هر جور بود نخوردم گفتم من میخوام تا بدنم واکنش نداده نخورم چی میگی
میخوام یه مدتی این کارو کنم واز آنجایی که استاد وعده دادن که وقتی درست رفتار کنید دیگه تناسب اندامتون حتمیه واصلا نگرانش نباشید وخودش ایجاد میشه تا وقتی متناسب بشم میخوام سبک زندگیم شه
گفتم شده مقاومت کنم نخورم نمیخورم تا انقدر تکرار بشه تا عادت بشه
چون رفتار درستیه چون پیش فرض من
خلاصه یه پیاله بعد واکنش بدنم کشیدم وخوردم خیلی بهم مزه داد
واقعا لذت بردم ویه پیاله دیگه هم کشیدم وخوردم اما پیاله دوم زیادم بود
تعجب کرده بودم یعنی یه پیاله بسم بود تازه فهمیدم که چقدر هردفعه به بهانه های مختلف زیاد از نیاز بدنم خوردم
حالا بازم خوبه خداروشکر بدن من اونقدر هوشمنده که کلی از چیزایی رو که میخورم اضافه همین طور میریزه دور
گفتم ببین دیدی هم خیلی زمان میبره گشنه بشی واقعا وبدنت واکنش بده
هم خیلی کم احتیاج داری واصلا اون معیار یه کاسه ویا چند پیاله یا بشقاب ناهار خوری ملاک بدنت نیست
ملاک بدن تو چیزیه که بهش احتیاج داره نه چیزیه که بهت گفتن بارها
میخوام بگم آموزشمون دادن که زیاد بخور اضافه نیاد همشو بخور حیفه یا خراب میشه
حتی همسر منم تا چند وقت پیش اگه چیزی رو دور میریختم کلی ناراحت میشد ولی الان میگه کمتر درست کن اگه دور ریختیم بریز ولی خودت به زور نخور
خلاصه که کلی چیزای اشتباه باور کردیم که چاقمون کرده
مثل اینکه غذاها چاق کنندست
فعالیتمون کم بشه چاق میشیم
پدرومادرمون چاقن ماهم چاق شدیم
اما هیچ کدومشون علت اصلی نیست
ما اضافه برنیازمون مواد اولیه که همون خوراک وارد بدنمون کردیم اونم خیلی بیشتر از نیازمون خیلیا خیلییییی
یعنی قشنگ متوجه میشم که پرخوریایی که کردم چه بلایی سرم آورده اونم درچه حجم افتضاح زیادی
حالا اگه خوردنمو اندازه نیاز بدنم کنم نمیگم اندازه جوجه بخورم نه اندازه نیازم اگرم نیازم اونقدره خب همون قدر
منظورم اینکه گرسنه نمونم وخودمو عذاب ندم
بدنم هر روز فرصت میکنه مواد اضافه رو که هرروز دور میریزه رو دور بریزه واین خودشو درجسمم نشون بده
یعنی بدن من کار خودشو که انجام میده منتهی چون هی اضافه میشد به آشغالاش اصلا معلوم نبود که دور میریزه چون آشغال جاش میومد