علت اصلی چاقی موضوعی بسیار مهم است که شناخت آن میتواند بسیاری از ابهامات ذهنی دربارهی چرایی چاق شدن و لاغر نشدن را روشن کند.
برای بسیاری از افرادی که دچار اضافه وزن هستند، علت اصلی چاقی برایشان کاملاً مشخص نیست.
آنها نمیدانند چرا چاق شدهاند. حتی اگر دلایل مختلفی برای افزایش وزن خود داشته باشند، اما واقعاً نمیدانند علت اصلی چاقی آنها چیست!
علت اصلی چاقی من چی میتونه باشه؟! 🤔🍔
همهمون کلی دلیل برای چاقیمون داریم، اما اغلب این دلایل از حرفای دیگرونه یا دیدن آدمای اطرافمون شکل گرفته. ولی واقعیت چیز دیگهست! 🙄
من وقتی چاق بودم، همیشه فکر میکردم علت اصلی چاقیم ژنتیکه، چون همه میگفتن تو خونوادهمون چاقی هست و من شبیه عموهامم. حتی از بچگی میگفتن طاسی هم به خاطر شباهته! 😂
هر کی اضافه وزن داره دلایل خودش رو داره، ولی این دلایل باعث میشه تو ذهنمون فکر کنیم قراره همیشه چاق بمونیم و بیشتر چاق بشیم.
وقتی میخواستم لاغر شم، قبلش تو دلم میدونستم که لاغر نمیشم یا اگرم لاغر شم دوباره چاق میشم. با این حال، درد و رنج چاقی باعث میشد بارها و بارها با ناامیدی تلاش کنم. 😞
جالبه بدونی هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم، مادرم هفته اول میپرسید: «تو که لاغر نمیشی، چرا داری رژیم میگیری؟!» 😑 این حرفا باعث شده بود فکر کنم لاغر شدن خیلی سخته و شاید اصلا دست نیافتنی باشه.
اما وقتی تصمیم گرفتم از قدرت ذهنم برای لاغر شدن استفاده کنم، فهمیدم علت اصلی چاقی اینه که ذهن من یاد گرفته چاق باشه! 🤯 یعنی من خودم کاری نکرده بودم که ذهنم چاقی رو یاد بگیره و اصلا خبر نداشتم.
ولی همونطور که همیشه خودم تصمیم میگرفتم لاغر شم، این تصمیم همیشه با درد و ناراحتی همراه بود. 😓
همه ما تو زندگی چیزهای مختلفی یاد میگیریم و این کاملا طبیعیه که وقتی آموزش میبینیم انتظار یاد گرفتن داشته باشیم.
حالا تصور کن که تو یاد گرفتی چاق باشی! این طبیعیست که ذهنت انتظار چاق بودن داشته باشه. پس علت اصلی چاقی آموزش دیدن چاق شدنه، نه ژنتیک یا سوخت و ساز بدن و این حرفا. 😌
تو تحقیقهام فهمیدم ما میتونیم به ذهنمون چیزای جدید یاد بدیم و با تکرار و تمرین، اون آموختهها رو به مهارتهامون تبدیل کنیم. اما هر چقدر هم تلاش کنیم، نمیتونیم مهارتی که یاد گرفتیم رو کامل فراموش کنیم! 🧠✨

علت تدام چاقی چیست؟
واقعیتش اینه که ما نمیتونیم چیزی رو که یاد گرفتیم، فراموش کنیم! این دقیقاً همون چیزیه که باعث میشه چاقی ادامه داشته باشه و در واقع علت اصلی چاقی همینه. 🧠⛔
ذهن ما مثل یه جادهی یکطرفهست؛ فقط میتونه یاد بگیره، ولی نمیتونه فراموش کنه. یعنی هر چی یاد بگیری، همیشه همراهته!
مغز ما کلی ظرفیت داره واسه یاد گرفتن، اما نکته مهم اینه که ما خودمون انتخاب میکنیم چجوری از این اطلاعات استفاده کنیم. 🤔
میتونی کلی اطلاعات تو ذهنت ذخیره کنی، ولی فقط همون چیزایی رو به کار میگیری که بهش علاقه داری یا برات مهمه.
وقتی یه موضوعی رو مدام تکرار کنی، مثل چاقی که بارها و بارها تو ذهنت بوده، ذهن خیلی راحت یادش میمونه. به همین خاطر، موضوعاتی که زیاد باهاشون سروکار داری، راحتتر یادته و همیشه تو ذهنت هستن. 🔄💡
اما موضوعایی که کمتر بهشون فکر میکنی یا کمتر استفاده میکنی، باید کلی دنبالشون بگردی تا یادت بیاد. این یعنی ذهن باید بین انبوه اطلاعات، جستجو کنه و این کار انرژی میخواد.
پس دلیل اینکه چاقی ادامه داره اینه که ذهن ما یاد گرفته چاق باشه و این یادگیری، توی ذهن ما ریشه داره و فراموشش سختِ سخت!
به همین دلیل میگیم علت اصلی چاقی اینه که ذهن آموزش دیده چاقی رو یاد بگیره و اگر بخوایم واقعاً لاغر بشیم، باید اول ذهنمون رو دوباره آموزش بدیم. 💪🧘♂️
چند مثال ساده برای درک بهتر علت اصلی چاقی 🍕🧠
۱. مثل یاد گرفتن دوچرخه سواری 🚲
وقتی بچه بودی، دوچرخه سواری رو یاد گرفتی، دیگه نمیتونی اون مهارت رو فراموش کنی. هر وقت بخوای سوار شی، بدن و ذهنت سریع واکنش نشون میدن.
حالا فرض کن ذهن ما چاق شدن رو هم همینجوری یاد گرفته، یه مهارت ریشهای شده که نمیتونه فراموشش کنه! این دقیقاً علت اصلی چاقی هست.
۲. مثل عادت به خوردن شیرینی بعد غذا 🍰
شاید چندین بار به خودت قول دادی بعد غذا شیرینی نخوری، ولی ذهنت یادش داده که بعد غذا شیرینی خوردن عادیه و حتی دوست داشتنی!
پس وقتی میخوای لاغر بشی، باید اول این عادت ذهنی رو تغییر بدی، وگرنه دوباره سراغ شیرینی میری.
۳. مثل رانندگی با ماشین اتوماتیک 🚗
وقتی رانندگی با ماشین اتوماتیک یاد میگیری، دیگه نیازی نیست به تک تک کارها فکر کنی. این یعنی ذهنت یه سری کارها رو به صورت اتوماتیک انجام میده.
ذهن ما هم چاق شدن رو مثل رانندگی اتوماتیک یاد گرفته؛ یعنی بدون اینکه خودمون بخوایم، دست به رفتارهایی میزنیم که باعث چاقی میشه.
حالا که فهمیدی علت اصلی چاقی آموزش ذهن ما برای چاق شدن بوده، وقتشه با آموزشهای جدید، ذهن رو آماده کنی که لاغری رو یاد بگیره و همینطور جسمت رو همراه کنی تا نتیجه واقعی بگیری.
ذهنمون چه نقشی تو زندگیمون داره؟ 🧠✨
راستش رو بخوای، هدایت ما تو مسیر زندگی به عهده ذهنمونه. ذهن مثل یه راهنما یا حتی بهتر بگم، مثل یه GPS عمل میکنه که مسیرمون رو بر اساس چیزهایی که یاد گرفتیم مشخص میکنه. 📍🚗
ما چاق شدن رو یه زمانی یاد گرفتیم، شاید خیلی قبلتر از اینکه اصلاً حواسمون باشه چی داریم یاد میگیریم. کمکم با تکرار اون رفتارها، عادتها و دیدگاهها، تو این مسیر ماهر شدیم! 🎯
الانم اگه نگاهی به بدنمون بندازیم، نتیجهی همون آموزشهاست. پس واقعاً علت اصلی چاقی خودمون هستیم، حتی اگه ندونیم که چطور به این نقطه رسیدیم! 😅
فرق چاق شدن با خیلی چیزهای دیگه اینه که لازم نیست هی بریم بروزرسانیش کنیم یا چیزی جدید یاد بگیریم. ذهنمون با همون اطلاعات قدیمی هم کارشو عالی بلده! 🤖📦
و اینجاست که دلیل چاق شدنهای مرحلهبهمرحله و تکراری مشخص میشه:
برای اینکه چاقتر بشیم، کافیه همون رفتارها و باورهای قبلی رو تکرار کنیم. نیازی به یادگیری چیزی تازه نیست. چون ذهنمون یه بار برای همیشه اون دستورالعمل چاق شدن رو گرفته و داره خوب اجراش میکنه! 🔁🍩



تنها راه ممکن برای لاغر شدن چیه؟! 🤔💡
خیلی از ما وقتی دنبال لاغری میریم، فقط جسممون رو زیر فشار میذاریم؛ یا غذامونو کم میکنیم، یا ورزش سنگین میکنیم. چون فکر میکنیم «علت اصلی چاقی» فقط همینه، یعنی جسم چاق شده و با این کار میخوایم وزن کم کنیم. 🏋️♀️🥗
اما واقعیت چیه؟! مثل این میمونه که بخوای رانندگی یا خیاطی رو با زور فراموش کنی! 🚗✂️ بدن ما که نمیتونه خودش چاقی رو فراموش کنه؛ چون چاق شدن یه مهارت ذهنیه که ما یاد گرفتیم.
ذهن یاد گرفته چطور چاق بشیم و جسم فقط داره اون رو اجرا میکنه. 😕
وقتی رژیم تموم میشه یا ورزش رو کنار میذاری، دوباره برمیگردی به همون عادتهای قبلی و چاق میشی. سوالی که همیشه میمونه اینه: «چرا با این همه تلاش، لاغر نمیشم؟!» 🤷♀️
یادگیری واقعی از ذهن شروع میشه، نه فقط از جسم! ذهن یاد میگیره و جسم تمرین میکنه. مثل درس خوندن، اول باید بفهمی، بعد تمرین کنی تا توی کار مهارت پیدا کنی. 📚💪
تو مسیر چاقی هم همین اتفاق افتاده؛ ذهن چاق شدن رو یاد گرفته و جسم هر روز بیشتر تمرینش کرده.
پس اگر میخوای لاغر بشی و تا همیشه لاغر بمونی، اول باید ذهنت رو آموزش بدی که لاغری رو یاد بگیره، بعد جسمت رو همراهی کنی تا اون تغییرات تو بدنت ظاهر بشن. 🧠➡️🏃♂️
هیچ راه دیگهای نیست! 👈
همه ما چاق شدن رو یاد گرفتیم از خانواده، اطرافیان، رسانهها و … این دقیقاً «علت اصلی چاقی» ماست. حالا نوبت ماست که لاغر شدن رو یاد بگیریم. 😊✨
یادت باشه، کسانی که ما رو چاق کردن، نمیتونن لاغر کردن رو به ما یاد بدن.
اما افراد زیادی با قدرت ذهن، لاغری رو یاد گرفتن و تونستن زندگیشون رو عوض کنن. این یعنی همه چیز از ذهن شروع میشه! 🌟🧘♀️
به همین خاطر این فایل آموزشی رو آماده کردم تا باهات درباره علت اصلی چاقی صحبت کنم و بهت یاد بدم چطور لاغر شدن رو از ذهن شروع کنی. دوست دارم با هم این راه رو بریم! 💖🚀
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای اینکه بهتر بفهمی علت اصلی چاقی چیه، یه نگاه دقیق بنداز به مهارتهایی که تو زندگیت یاد گرفتی. چاقی هم مثل خیلی چیزهای دیگه، مهارتیه که با تکرار و تمرین بهش رسیدیم؛ ولی چون آگاهانه نبوده، معمولاً فکر میکنیم دلیلش چیزای دیگهست.
- ✅ چه مهارتهایی رو تا حالا تو زندگیت یاد گرفتی؟ (مثل رانندگی، آشپزی، زبان و…)
- ✅ بعد از یادگیری، چطوری با تمرین کردن مهارتت بهتر شد؟
- ✅ چاق شدن چه شباهتی با اون مهارتها داره؟
- ✅ چطور مهارتت در چاق شدن بیشتر و بیشتر شده؟
- ✅ نظرت درباره یادگیری مهارت لاغری چیه؟
- ✅ آیا با روشهای قبلی، واقعاً لاغر شدن رو یاد گرفته بودی؟
- ✅ بنویس چطوری با تمرینکردن میتونی مهارت لاغر شدنت رو قویتر کنی تا به نتیجه برسی.
- ✅ از ویدئوی آموزشی تمرین مخصوص خودت رو بنویس و تو بخش نظرات با ما به اشتراک بذار 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.06 از 209 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام خدمت استاد روشن و دوستان همراه
بجز فکر کردن به ارث من همه موارد را که استاد فرمودند را همیشه داشتم
اینکه آدم به بلوغ برسه چاق میشه ،ازدواج کنی چاق میشی ، من مشکل تیرویید داشتم گفتن چاق میکنه ،گفتن تو بارداری چاق میشی اشکال نداره بعد زایمان همه این اضافه ها میره که اصلا این اتفاق نیفتاد ،پرخوری را که بزرگترین عامل میدونستم و همین طور تند خوردن را چیزی که همیشه داغونم میکرد عذاب وجدان بعد غذا خوردن که چرا من کهچیزی نخوردم فرداش میرفتم رو وزنه میدیدم دقیقا اضافه کردم کلافه میشدم این کار چند سال من بود به همه دردی زدم اما نشد
تا اینکه با سایت تناسب فکری آشنا شدم و متوجه شدم که تمام این چاقی من از افکار و رفتار خودم بوده هیچی نمیتونی لاغری را بوجود بیاره فقط و فقط با تغییر فرمول ها میتوانیم برای همیشه یک جسم لاغر و خوش تیپ داشته باشیم و پن تمام این عقایدی که داشتم در مورد چاقی را کنار گذاشتم و در مسیر لاغری با ذهن دارم ادامه میدم و هیچ عجله ای برای لاغری هم ندارم
و من این دو ماه هست که باشگاه بدن سازی و دوچرخه سواری حتی یک درصد هم فکر نکردم که برای لاغری برم باشگاه یا دوچرخه خودم دوست دارم برم تو جمع دوستان حتی روز اول مربی گفت وزن کن گفتم پن اجازه وزن کردن ندارم اما اصرار کرد و من بهش گفتم به شرطی رو وزنه میام که بهم نگو چند کیلو هستم خودم هم نگاه نمیکنم و همین اتفاق هم افتاد نه اون گقت و نه مت نگاه کردم چون برام مهم نیست
من برا لاغری نمیرم فقط دوست برم باشگاه و خیلی خیلی خوشحالم که در مسیر هستم .
نشان های دریافت شده
با سلام وخسته نباشید به استاد عزیز
اتفاقا این فایل رو که دلشتم گوش میدادم مادرم هم شنید وتمام عواملی که همه فکر می کنند باعث چاقی میشه رو شنیده،مادرم خیلی باور داره چون من زیاد حرکت نمی کنم چاقم وچون خودشون بیشتر حرکت می کنند متناسب هستن،من خوب باورم این بود که سوخت وساز بدنم پایینه وهم اینکه سن یالاتر میره سوخت وساز بدن پایین میادوخیلی عوامل دیگه که هم افراد عادی بیان می کنند وهم پزشکان وهم اینترنت،مامانم میگه اگه اینا باعث چاقی نمیشه پس چی باعث میشه،آخر که یه چیزی باعث میشه،گفتم مگه ما برای چاق شدن زحمت کشیدیم رژیم گرفتیم عرق ریختیم دارو خوردیم وهزار کار دیگه انجام دادیم ومن چون از یک سالگی چاق شدم ونه پدرو نه مادرم هم چاق نبودن ودر سفره خانوادمون خووباید ب همه بودیم ولی همه متناسب شدن ومن فقط این طور شدم واقعا نمیدونم چرا این طور شدم ،ولی به مادرم گفتم من همون طور که چاق شدم باید لاغر شوم کاملا عادی ،نه به روشهای قبلی ،مگه برای چاق تر شدن کار خاصی انجام دادیم یا تصمیم خاصی گرفتیم ،همون جور چاق شدیم همون جور هم باید لاغر شویم،اصلا من باید فکر کنم کاملا متناسب هستم وباید کاملا عادی رفتار کنم اصلا فکر چاق بودنم نباید باشم به قول بعضی دوستان که سخن سردار سلیمانی رو بیان کردند که گفتند شرط شهادت شهید بودن است.شرط تناسب اندام ولاغری هم لاغر بودن است،
استاد ممنون خیلی درس گرفتم ..ان شالله سلامت باشید وپایدار
راستش بعد مدت ها نور امیدی تو دل من روشن شده که من فاصله زیادی با اون چیزی که میخوام ندارم فقط خودم خیلی بزرگش کردم . دیروز رفتم و عکسای قبلیم که لاغر و خوش اندام بودم رو بعد مدت ها نگاه کردم . چقدر از دیدن خودم تو اون شکل و لباس ها لذت بردم و توی گوشیم ریختم که جلوی چشمم باشه . من تا قبل این تو این دوسال بعد بارداری اصلا باور نمیکردم بتونم لاغر بشم ولی الان احساس میکنم میشه دوباره مثل قبلنا سبک و خوش تیپ باشم .
دلایلی که من برای چاق شدنم میدونستم اینا بود
بارداری
زیاد خوردن
تحرک نداشتن
داروهای استفاده شده در طول بارداری
و الان برای لاغر نشدنم این دوتا دلیل برام پررنگن
زیاد خوردن
تحرک نداشتن .
که برای اینها هم مصداق هایی اطرافم پیدا کردم که میتونه نقضشون کنه و فکر میکنم باور نتونستن بزرگترین مانع لاغر نشدن کنه…
سلام به همگی
استاد من دیروز با معلم پسرم در مدرسه جلسه ای داشتم که ایشون فردی بسیار بسیار لاغر اندام بود طوری که در مانتو شلوار رسمی که تنشون بود ایشون هیچ برجستگی نداشتن و کاملا لاغر بودن و من برای یه لحظه در دلم گفتم انگار مجرد هستن و اما دیدم در صحبتهاشون اشاره کردن که من دختر و پسری دارم در مقطع ابتدایی و من یه دفعه گفتم دمش گرم عجب اندام زیبایی داره با اینکه ازدواج کرده و زایمان داشته اما حتی یه ذره شکم من در. جسم ایشون ندیدم و واقعا لذت بردم و به خاطر همین از زمانی که من ایشون رو دیدم همش به خودم میگفتم چقدر ایشون لاغرن چقدر خوشتیپن چقدر خوش چهره و جوان هستن و چقدر فرد موفقی هستن .چون در صحبتهاشون کامل رزومه ی خودشون رو گفتن .و من بسیار این فرد رو تحسین کردم
و بارها به خودم گفتم ببین با ازدواج و زایمان و هم میشه اینقدر لاغر بود و سایز دخترونه داشت اتفاقا برای لحظاتی ماسک خودشون رو در آوردن و من چقدر از چهره ی نچرال و ظریف و زیبای ایشون لذت بردم چقدر این فرد به دل من نشست و من بارها و بارها گفتم ببین چقدر میشه آدم با وجود ازدواج و بارداری اما زیبا و خوش تیپ بشه چقدر این تناسب اندام سن ایشون رو کم نشون میداد و انگار که هنوز دختر خانم مجردی بودن و من بسیار در ذهنم این خانم رو تحسین کردم و اتفاقا با گوش دادن به صحبتهاشون دیدم که چقدر خانم موفقی در زمینه ی شغلی خودشون هستن و این موفقیتها رو هم ربط دادم به تناسب اندام ایشون و در بقیه ی صحبتهاشون چقدر از شخصیت و طرز فکر این خانم خوشم اومد و اتفاقا ایشون در حرفهاشون اشاره کردن که من به لباس پوشیدن و اندامم اهمیت میدم به خاطر اینکه با دانش آموزانم ارتباط بهتری بگیرم و در کارم موفق تر بشم و ایشون گفتن من هر هفته یه دست لباس ست با رنگهای زیبا برای کارم دارم که دقیقا من تمام اینها رو ربط میدادم به تناسب ایشون یعنی موفقیت در کارشون و مدرک بالای تحصیلی (کارشناسی ارشد مدیریت) داشتن و اینکه با سن کم تونسته بودن در یک مدرسه ی ابتدایی سر شناس در شهرمان کار کنن و اینکه اینقدر دیسپلین خاص و زیبای برای کارشان داشتن و اینکه اینقدر زیبا از مهارتهاشون در آموزش صحبت میکردن وطرز برخورد عالی که با دانش آموزان داشتن و اینقدر ایشون سبک بودن و سریع بین میزها جابه جا میشدن و حرکت میکردن و کارها رو انجام میدادن که من لذت میبردم و اینقدر شاداب و زیبا و جوان بودن و اینقدر در کارشون اعتماد به نفس داشتن وبه خودشون اعتماد به نفس داشتن که من مجذوب این اعتماد به نفس در این خانم خوش اندام شدم که دقیقا هم خودشون چند دقیقه بعد به زبان آوردن که من میدونم چهره ای دلنشین وخوب دارم که تمام پسرهای شما از من خوششون میاد و من احتیاج به هیچ آرایش غلیظ وهیچ کاره دیگه ای ندارم و خلاصه من تمام این چیزها رو در ذهنم ربط دادم به تناسب اندام ایشون و گفتم میشود اتفاقا هم سن و سال خودم یا شاید دو سالی از من بزرگتر بود و من بارها و بارها باید بگم این همه آدم لاغر و متناسب در اطراف من هست که به راحتی متناسب هستن پس من هم به زودی یکی از این افراد خواهم شد و اما در ذهنم نجوایی بود که حتما این خانم کم خوراک هست و یا غذای بسیار کم و ناچیزی میخوره یعنی من هنوز ته ذهنم خوردن رو به چاقی ربط میدم وهنوز خودم رو آدم پر خوری میدونم که چاقی الانم حق من هست و من این فرمول رو هم کشف کردم.
اما الان که در دوره ی جدید هستم تنها منطق من برای لاغری درست رفتار کردن با مواد غذایی هست و تا زمانی که عالی رفتار و فکر نمیکنم من نمیتونم لاغر بشم و باید بیشتر روی این منطقم کار کنم تا به لاغری بیشتری برسم
سلام و درود
اینکه ما فکر کنیم برای لاغر شدن باید رژیم گرفت یا طبق برنامه خاصی غذا خورد کاملا طبیعی است چون سال ها به این طریق فکر و عمل کردیم.
در مورد رفع مانع ذهنی پرخور بودن در دوره اصلاح پرخوری و اشتها توضیح و تمرین داده شده است.
برای لاغر شدن فقط باید به درک مناسب از عملکرد و واکنش نسبت به مواد غذایی برسیم.
زمانی که از نظر فکری رابطه درستی با غذا خوردن داشته باشیم و از نظر عملی رفتار مناسب با شرایط جسمی خودمون داشته باشیم تنها کار لازم ادامه دادن این روش تا رسیدن به تناسب اندام ایده آل خواهد بود.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
این فایل درعین اینکه خیلی ساده به نظر میرسه خیلی خیلی مهمه
چند روز پیش که داشتم آمار خودمو درسایت میدیدم متوجه شدم که دوسال اینجام واین دوسال چقدر باورهام درست وچقدرشون هنوز باقی موندن تا درست بشن
یکیش این بود که یه عمر درمغز ماخوندن که اگه تحرکت کم باشه چاق میشی این شد که اونقدر راه رفتم که دچار انواع واقسام ناراحتی های پوستیو…شدم ولی هنوزم لاغر نشدم حالا یکی نیست بیاد بگه آخه دختر خوب وحسابی تو چرا فکر نکرده افتادی دردام حرف بقیه مگه اینهمه دوست نداشتی که اونقدر خوابالو وتنبل بودن که زورشون میگفت پاشن آب برای خودشون بیارن اونوقت مثل نی قلیون لاغر بودن
حتی خود من میترسیدم چند ساعت بخوابم میترسیدم چاق بشم همیشه صبح زود بلند میشدم که نکنه خدای نکرده بهم بگن چاق تنبل یا بیمصرف یا چاق تر بشم خدا میدونه که چقدر مواقع برای اینکه دیگران منو تحقیر نکنن بیرون خونه درحالی که داشتم از گشنگی میمردم چیزی نخوردم ودرد معده کشیدم که کسی مسخره ام نکنه یا خیلی مواقع ترسیدم فست فود بخورم که نکنه چاق بشم حتی وقتیم خوردم با عذاب وجدان خوردم درحالیکه همیشه از غذای خونه بیزار بودم
از سالاد بیزار بودمو ولی به خاطر لاغری میخوردم
چقدر اب کرفس بدمزه خوردم افشرده های تلخ وبدمزه
خوردم قهوه تلخ چای دم نوش تلخ
وخیلی چیزا
اونقدر غذاها به سالم وناسالم تبدیل شدن برام که علاقم رفت کنار
الان به روزی رسیدم که از تمام غذاهای سالم بیزار شدم وترس خوردن غذاهای فست فودی وبه قول معروف ناسالم دارم
انتظارم چاق تر شدن نیست ولی انتظارم زیاد لاغر شدنم نیست چرا که هنوزم کلی ترس دارم
من دراین دوسال خیلی افت وخیز داشتم والانم که مملکتمون شده افت وخیز ذهن چاقم میگه بیا ناآرومی باعث میشه تو لاغر نشی
وترس های جدیدی اضافه شده به من
البته من میدونم که اینا بهانه است فقط وبیمعنیه
چرا که درهمین وضع هم انسان هایی لاغر شدن لاغر هستن ولاغر میمونن
به قول استاد تا انتظارمون از خودمون چی باشه
اگه انتظار داشته باشم که لاغر ومتناسب بشم ومتناسبم بمونم واقعا هم همین طور میشه ومتناسبم میمونم
من باید یاد بگیرم مثل یه فردمتناسب انتظارم از خودم متناسب شدن ومتناسب موندن همیشگی باشه وباور کنم که چاقی دیگه برنمیگرده به جسم من
دروجود من راهی نداره
همه چیز از راه درستش درست شدنیه
فقط راهشو باید پیدا کرد
درست مثل موهای من
که رنگشون کردم وخانوما خیلی خوب میدونن که وقتی موها رو خیلی روشن کنی دراصل خیلی آسیب میبینن
وخیلیا با روشن کردن موهاشون بعد یه مدت بخش زیادی از موهاشونو از دست میدن واین خیلی باعث رنجششون میشه
دیروز برای همین مساله پیش یه فروشنده قدیمی که خرید عروسیمو پیشش کرده بودیم رفتم
یه محصول جدید بهم داد که واقعا برای موهام معجزه کرد
وقتی اومدم خونه بالافاصله ازش استفاده کردمو شگفت زده شدم ومتوجه شدم که هر چیزی راهی داره
چقدر محصولات مختلف امتحان کرده بودم واعصابم خورد بود که داره موهام نابود میشه
چاقیم همینه کلی روشو امتحان کردمو وداشتم خودمو نابود میکردم اما با تغییر باورهام وانتظاراتم از خودم که همون راه درستست نتیجه میبینم وشگفت زده میشم وهر روز مثل موهام که کیف میکنم از خوب شدنشون
کیف میکنم از تناسب اندامم وماندگاری همیشگیش
نشان های دریافت شده
ادامه نکات آموزشی متن .
نکته ۱۲ ، تکرار در آموزشها بسیار تاثیرگزار است و یاداوری آن راحت است .
هرچقدر ما بیشتر تکرار کنیم ذهن ما در به کار بردن اطلاعات لاغری راحتتر عمل می کند .
در حقیقت از این نکته میشود به این باور رسید که نه تنها لاغر شدن راحتترین کار دنیاست بلکه لاغر شدن روز به روز راحتتر و راحتتر میشود .
پس هرچی بگذرد و بیشتر یاد بگیریم و بیشتر تکرار کنیم لاغر شدن برای ذهن راحتتر میشود و راحتتر از آن استفاده می کند .
نکته ۱۳ وقتی کمتر یاد بگیریم بیشتر فکر می کنیم تا یادمان بیاید اما وقتی بیشتر تکرار میکنیم کمتر فکر می کنیم و راحتتر عمل می کنیم . درست مثل رانندگی که هر چقدر بیشتر تکرار می کنیم راحتتر عمل می کنیم .
نکته ۱۴ – وظیفه ذهن هدایت ما در زندگیست .
پس ذهن ماست که باید یاد بگیره و با لاغریمون موافقت کنه و تا اون نخواد ما لاغر نمیشیم .
برای اینکه اون اجازه بده ما لاغر بشیم باید از الگوهای خودش استفاده کنیم . باید تاییدش کنیم . ما باید با ذهنمون در تناسب قرار بگیریم تا با هم هم جهت بشیم و ذهن انگیزه ی یادگیری تناسب رو پیدا کنه .
نکته ۱۵ – ذهن مسیر حرکت مارو در زندگی با استفاده از آموزشهایی که یاد گرفتیم نشون میده .
و اگه لاغر شدن رو به خوبی یاد بگیریم و برامون کامل و روشن بشه ذهن برای هدایت ما از اون داده ها استفاده می کنه .
نکته ۱۶- چاق شدن را یاد گرفتیم و جسممان چاق شد
لاغر شدن را یاد میگیریم و جسممان لاغر میشود .
نکته ۱۷ – چاق شدن نیاز به به روزرسانی ندارد چون ذهن به همان آموزشهای پیشین عمل می کند .
نکته ۱۸ روشهای لاغری جسمی تنها جسم را تحت فشار قرار میدهد و ما با تحت فشار قرار دادن جسم نمیتونیم لاغر بشیم .
مثلا ما بشینیم شب تا صبح قلم مو دست بگیریم نقاشی بکشیم وقتی هنوز یاد نگرفتیم مشخصه که نمیتونیم نقاش بشیم . بعد خودمون رو سرزنش کنیم چرا من نمیتونم نقاشی کنم . خب اصولشو هنوز یاد نگرفتیم چرا باید سرزنش کنیم خودمون رو . تکرار می کنیم یاد میگیریم .
نکته ۱۹ تنها راه لاغر شدن یادگیری لاغریست .
یادگیری هم اول شنیدن است بعد تکرار کردن توسط خودمان با نوشتن و خواندن و مرور کردن و تحلیل کردن .
نکته ۲۰ یادگیری تعامل ذهن و مغز است . به نظر من ذهن متافیزیک مغز است . قوه مدرکه ی مغز است . مغز فیزیک است ذهن متافیزیک و نیروی آن .
مثلا مثل لامپ و نور لامپ . لامپ فیزیک است و قابل لمس و نور لامپ که همان برق است متافیزیک چون قابل لمس نیست . لامپ بدون نیروی برق روشنایی ندارد ولی برق هم بدون لامپ نمیتواند روشنایی خود را نشان دهد . ذهن و مغز هم همین هستند . ذهن روشنایی مغز است . مغز فیزیک است و ذهن متافیزیک .
نکته ۲۱ – ما از طریق جسم به آموزشها عمل می کنیم .
از طریق دیدن شنیدن نوشتن حس لامسه
نکته ۲۲ – پروسه چاقی :
۱-یادگیری از طریق اطرافیان
۲-تغییر وضعیت جسم و نمایش آنچه آموخته ایم
۳- تکرار چاق شدن و بیشتر کردن مهارتها
پس پروسه لاغری
۱- یادگیری لاغری
۲- تغییر وضعیت جسم (به جای کم خوردن و محدود کردن خودم آنچه دوست دارم را میخورم . به جای اجبار در فعالیت بیشتر آنچه دلم خواست را انجام میدهم )
۳- تکرار و استمرار آنچه آموخته ام .
نکته ۲۳ – لاغر شدن را خودمان باید یاد بگیریم .
من لشکر یک نفره ام . در دنیای من و دهنم فقط من و اوییم . هیچ کسی از درون ما خبر ندارد . پس باورهایی که او هدایت می کند را میپذیرم تا بتوانم دوباره مثل قبل لاغری بیشتر را برای خودم خلق کنم .
من مسئول لاغری خودم هستم و خودم باید لاغر شدن را خوب یاد بگیرم و به آموزشهایش عمل کنم . راحت باشم سخت نگیرم . لاغر شدن روز به روز آسانتر و آسانتر میشود .
نکته ۲۴ – افرادی که چاقی را به ما یاد دادند توانایی آموزش لاغر شدن را به ما ندارند .
باز هم جمله من لشکر یک نفره هستم . کسی که چاقی را به من یاد داده نمیتواند الگویی خوبی برای لاغری من باشد من باید فقط خودم بدون اینکه بخواهم بخواهم کسی مرا تایید یا تکذیب کند بلند شوم و با اعتماد به نفس در مسیر دلخواهم حرکت کنم . مسیری که یکبار ان را خلق کردم پس بار دیگر نیز میتوانم .
نکته ۲۵ برای یادگیری لاغری تصمیم گرفتن عالیست . من تصمیم قاطع و راسخ خود را گرفته ام که لاغری را خوب یاد بگیرم و ان را تکرار و تکرار کنم تا الگوی ذهنی من برای لاغری راحتتر و راحتتر شود .
ذهن که خیالش راحت باشد من محدودیتی برای او ایجاد نمیکنم و به من اعتماد کند خیلی راحت مرا لاغر می کند خیلی راحت .
نکته ۲۶ من شگفتی ساز لاغری با ذهن هستم . عکس من در میان شگفتی سازان است . شگفتی اولم لاغر شدن و شگفتی دومم لاغر ماندن است و من اده ام تا شگفتی سومم را خلق کنم . من میخواهم بیشتر و بیشتر رموز لاغری را یاد بگیرم تا اندامم دلخواهتر و دلخواهتر شود .
نکته ۲۷ – موضوع لاغری با ذهن اهمیت زیادی دارد . چون ذهن فرمانده بدن است و اگر او اجازه بدهد لاغری در بدن نمایان میشود .
نکته ۲۸ – علت چاق شدن و لاغر نشدن استفاده از آموزشهای چاقی و استفاده نکردن از آموزشهای لاغریست .
پس پاسخ سوال اول همین نکته ۲۸ است چرا لاعر نمیشم چون از آموزشهای لاغری استفاده نمیکنی . چون هنوز کم خوردن و زیاد فعالیت کردن رو عمل کردن به لاغری می دونی . چون رها و ازاد نیستی . چون هنوز میترسی . چون اون چی که دوست داری رو نمیخوری . چون اون زمان که دوست داری نمیخوری . چون اون طور که دوست داری نمیخوری چون هر اندازه که دلت میخواد نمیخوری . چون راحت نمیخوری . چون خودتو بستی . چون به خودت اعتماد نداری . چون به میلت اعتماد نداری .
چون هنوز خوردناتو چاق کننده میدونی . شاید الگدهای دیگه ات کم و بیش درست شدن ولی این الگوها هنوز درست نشدن .
چون هنوز اعتماد به نفست کمه و تایید دیگران برات مهمه . چون هنوز خلوت خودتو دهنتو باور نکردی . چون هنوز نفهمیدی تنها راهنمای تو ندای ذهن و قلبته . همون که حالتو خوب می کنه . به قول استاد اسمشو هر چی میخوای بزار ولی باید عملی رو انجام بدس که حالتو خوب می کنه و انگیزه لاغری بهت میده . پس یک جهت باش مثل همون وقت با اشتیاق حرکت کن که الان مسیر لاعری یرات راحتتره چون ۴ سال یاد گرفتی و تکرارش کردی . پس تو که ۲ تا شگفتی ساختی سومیشم میتونی بسازی .
خدایا به خاطر حال خوبم شکر
نشان های دریافت شده
نکات آموزشی در این متن .
تنها راه لاغر شدن اموختن لاغری و تکرار اموزشها با جسم (نوشتن و تمرین کردن ) است .
چه نکاتی را از این متن آموزشی آموختم ؟
من حدودا ۲۰- ۳۰ نکته ی آموزشی از این متن استخراج کردم و آنها را بیان میکنم و برای خودم شرح و توضیح میدهم تا بهتر یاد بگیریم .
۱- به سوالات خود دقت کنیم . چه سوالاتی میپرسیم ؟
چرا لاغر نمیشم یا چرا چاق میشم اینها همه مربوط به ذهن چاق است .
پاسخشم یه جمله است چاقی رو یاد گرفتیم و تکرار کردیم .
ذهن لاغر سوال در مورد چاقی نمیپرسد ؟ چون سوالی ندارد سوالات برتیش روشن است میداند باید آنقدر یاد بگیرد و تکرار و تمرین کند که دیگر سوالاتی از این دست برای او پیش نیاید .
۲- نکته دوم استفاده از روشهای مرسوم جهت لاغری (فشار به جسم از هر طریقی که یاد گرفتیم رژیم دمنوش ورزش کم خوری حدو اندازه گرفتن و خوردن سنجش غذاها با ترازو پیاده روی فعالیتهایی که نیت لاغری دارند و خلاصه هر روشی که حس محدودیت در من ایجاد میکند ) فقط نتیجه لاغر نشدن و حتی چاقتر شدن دارد . روش لاغر شدن تنها و تنها آموختن لاغری و تکرار و تمرین از طریق نوشتن و گوش دادن و انجام تمارین آموزشیست .
۳- لاغر شدن تلاش نمیخواهد . هر جایی که حس کردیم داریم تلاش می کنیم برای لاغر شدن یعنی بدونیم داریم راحت چاق شدن رو در ذهنمون تثبیت میکنیم . لاغر شدن تلاش نمیخواد خودبخود لاغر میشیم . ما نیروی تلاش رو در جهت یادگیری لاغری و تکرار اموزشهامون بزاریم . اونم فکر نکنیم همین امروز که این نکات رو یاد گرفتیم یعنی لاغر شدیم ما فقط اینارو تکرار می کنیم ذهن ما هر زمان که استفاده از این داده ها رو راحتتر از استفاده از داده های چاقی دید خودش اینارو انتخاب می کنه .
شاهد این هم دندونای منه . من دو تا از دندونای دوطرفم نیاز به پروتز داشت . پروتز سمت چپم رو انجام دادم و سمت راستم برای هفته ی پیش باید کارهاشو انجام میداد . سمت چپ که پروتزشو گذاشت گفت احساس بلندی می کنی گفتم یکم گفت برو یه هفته اگه جا نیفتاد برات یکم میتراشم که کوتاه بشه . خلاصه من تا یه هفته با این دندون درگیر بودم که یکم کوتاهتر بشه ولی اذیتم میکردم من ناخوداگاه با همون دندون خراب سمت راستم میخوردم که راحتتر بود خودردنش چون طرف چپم به هم میسایید چندشم میشد . خلاصه رفتم و گفتم کوتاهش کن خوب نیست و خانوم دکتر کوتاهش کرد عالی شد . اصلا بدون اینکه من بفهمم دیگه غذا رو با همین دندون سالم میخورم چون راحتتره .
ناخوداگاه ما همیشه کار راحت و انتخاب می کنه اگه من چاق میشم چون چاق شدن در ذهن من هنوز راحتتر از لاعر شدنه من با زور و تحمیل فقط چاق شدن و راحتتر و لاغر شدن و سختتر میکنم . پس لاغر شدن رو رها میکنم و فقط یاد میگیرم و تمرین میکنم . هر وقت که ذهن من راه لاغری رو آسونتر از چاقی ببینه خودش خودبخود مثل همون استفاده از دندون راحتتر برای خوردن غذا از اطلاعات لاغری استفاده می کنه .
وای که چقدر شیرینه این اطلاعات .
خب بریم سراغ نکته چهارم . برای لاغر شدن تصمیم نگیریم ، زمانبندی نکنیم ، تلاش نکنیم هم که گفتم . با این کارها ما فقط انتظار لاغر نشدن و چاق شدن رو برای ذهنمون زیاد می کنیم . ما اگه میخوایم تصمیم بگیریم برای یادگیری تصمیم قاطع بگیریم و متعهد باشیم که آموزشها رو انجام بدیم بنویسیم تکرار کنیم یاد بگیریم و ماهرتر بشیم .
نکته پنجم به سخن افراد چاق گوش ندیم . ذهن چاق مملو از فرمولهای چاق کننده است . ترسها و عذابها و اندوهها و سرزنشها و نگرانیها و….. اینها باعث میشه اطلاعات چاقی در سر ما هم مرور بشه و انتظار چاقی و یا لاعر نشدن از خودمون داشته باشیم . سعی کنیم با افراد لاغر دوستی برقرار کنیم چرا که اونها ذهن لاغری دارند حرف از لاغری هم که نزنند ارتعاش افکار ذهنشون روی ذهن ما اثر میزاره .
نکته ششم از این متن سرشار از آگاهی
لاغر شدن رو کاری سخت و دست نیافتنی ندونیم لاغر شدن ذهنیه لاغر شدن خیلی راحته فقط کافیه یادش بگیریم با تکرار و استمرار درش ماهر بشیم بدن خودبخود واکنشها رو تنظیم میکنه برای لاغری جسمی .
نکته هفتم : تنها راه لاغر شدن یاد گیری لاغری و لاغر شدن از طریق ذهن است . چون لاغری یک زبان است . زبان لاغری را که بیاموزیم و در یادگیری آن استمرار ورزیم ذهن این اطلاعات را قابل دسترس تر می داند و بیشتر از این اطلاعات استفاده می کند .
نکته هشتم : همانطور که چاق شدن رو یادگرفتیم لاغر شدن رو هم یاد بگیریم .
کار خاصی برای یادگیری چاقی نکردیم پس برای لاغری هم کار خاصی لازم نیست بکنیم ما حتی از یادگیری چاقی اطلاع هم نداشتیم پس حتی برای یادگیری لاغری هم نباید خیلی ذهن رو درگیر کرد . اشتیاق به اموزش خود بخود میل به تکرار و تمرین را در ما ایجاد می کند . ذهن کارشو خوب بلده بهش اعتماد کنیم
نکته ۹ برای آموختن لاغری باید عشق و انگیزه داشت عشق و انگیزه همراه با آموزش = یادگیری چون ذهن آموزش پذیر است .
نکته ۱۰ – ما با اموختن و درک کردن لاغری دیگه لاغری رو فراموش نمی کنیم فقط با تکرار و تمرین سبب میشیم اطلاعاتش در دسترس باشه تا ذهن بیشتر به این داده ها توجه کنه و ازشون استفاده کنه . علت تداوم چاقی هم همینه که ما یادش گرفتیم برای همین فراموشش نمی کنیم مثل همون جاده یه طرفه که در متن گفتید اما میتونیم اطلاعاتش رو از دسترس خارج کنیم .
نکته ۱۱ – توانایی ذهن برای آموختن بی نهایته .
یعنی حافظه ما تاابد ظرفیت یادگیری داره .
پس اگه این باور رو داشته باشیم هیچ وقت از آموختن خسته نمیشیم . و همیشه راهمون برای آموزش بیشتر بازه .
نکته ۱۲ . استفاده از اطلاعات ذهنی انتخابیست . اطلاعات بی نهایت و ما جهت استفاده از هر کدوم از اون اطلاعات کاملا مختاریم .
ترس از چاقی رو انتخاب کنیم یا لذت بردن از لاغری رو
نگرانی از چاقتر شدن یا نگرانی از لاغر نشدن رو انتخاب کنیم یا مطمئن بودن از لاغر شدن رو
حد و اندازه و سنجش برای مصرف مواد غذایی گذاشتن رو انتخاب کنیم یا هرچی که دلمون بخواد و احساسمون بهمون بگه .
توجه به چاقی رو انتخاب کنیم یا توجه به لاغری رو .
ما در انتخاب اطلاعاتمون کاملا مختاریم .
از هر اطلاعاتی بیشتر استفاده کنیم بیشتر اونها رو در دسترس قرار می دهیم .
برای اینکه متنم طولانی نشه ادامه نکات آموزشی رو در پست بعدی قرار میدم .
نشان های دریافت شده
سلام .
سوالات ذهن چاق با سوالات ذهن خوش اندام متفاوت است .
ذهن خوش اندام اصلا چرایی ندارد .
او خوش اندام است .
خوش اندام یعنی چه ؟
خوش اندام از نظر من یعنی اندامی که با فکر خوش ساخته شود .
فکر خوش یعنی افکاری که به انسان حس خوش می دهند .
حس خوش یعنی توجه کردن به موارد دلخواه .
مسلما توجه کردن به موارد نادلخواه حس خوشی در ما ایجاد نمی کند .
خب موارد دلخواه هر کسی با شخصی دیگر تفاوت دارد .
نحوه نگرش افراد با هم متفاوت است .
پس قطعا چیزی که برای من خوشایند است و حال خوش تولید می کند ؛ برای شخص دیگر ممکن است خوشایند نباشد و برای او حال بد تولید کند .
و تفاوت ما انسانها هم دقیقا در خواسته های دلشان است که
این تفاوت در خواسته ها در انسانها نگرشهای مختلف ایجاد کرده است .
اگر انسانها دل خود را معیار انتخاب قرار دهند و نه سخن دیگران را حالشان همیشه خوب است . و همه به این درک برسند که انسانها در انتخاب دلخواهشان آزاد هستند ؛ پس در نتیجه همه با هم به تفاهم میرسند و کسی با کسی نمیجنگد .
خب حالا من به دلم توجه می کنم تا ببینم دلم چی میخواد .
دل من اینارو میخواد :
۱- لاغر شدن همراه با حس رهایی
۲- بچه دار شدن همراه با حس رهایی
۳- پولدار شدن همراه با حس رهایی
داشتن همه ی اینها یعنی داشتن تفکر سالم .
تفکر سالم هم یعنی تفکری همسو با دل .
یعنی تفکری همسو با خدای دل .
دل هم که همواره خیر میخواهد . پس خواسته های من همه خیر است .
من ایمان دارم دل من طالب خوبیهاست طالب حقه و من همه چیز و حق میبینم .
حتی اگه کسی در ستم کردن کردن به دیگران حالش خوب میشود خب در مسیرش قرار میگیره و انسانهایی جذب اون میشن که میتونه بهشون ستم کنه و بر عکس کسانی که در ستم کشیدن راحت هستند افرادی جذبشون میشن که میتونند بهشون ستم کنند و هردو طرف در ستم کردن و ستم کشیدن حالشان خوب است .
اگر هم حالشان از نظر ما بد است ولی خودشان از همان حال بد انرژی میگیرند و زندگی می کنند . یعنی حال آنها از نظر ما بد است ولی خودشان در همان حال بد و رنج لذت میبرند .
این تفکر شاید خیلی تفکر سیاهی باشد ولی اصول چنین تفکری همسو با قوانین الهیست و برای همین است که وجود دارد .
اما تفکر سفید من اینست که من طالب محبتم پس افرادی جذب من میشوند که عشق را بر من جاری می کنند و دوستم دارند . من طالب عشق ورزیدن هستم پس افرادی در مسیر من ظاهر میشوند که محبت پذیرند و میتوانم عشقم را نثارشان کنم . این راه هم مطابق قوانین الهیست .
خب هر دو گروه هم گروه اول و هم گروه دوم به خواست دلشان میرسند .
و من با توجه به تمایلم این دوراه را انتخاب می کنم . گاهی ممکن است در مسیر ستم باشم و گاهی در مسیر عشق .
اما انتخاب من در هر لحظه همان مسیر را برای من آشکار می کند و تکرار انتخابهای من شخصیت غالب مرا میسازند .
شخصیت من بر اساس انتخابهایم در هر لحظه شکل میگیرد و فقط کافیست من در هر لحظه به انتخابهایم توجه کنم تا شخصیت و سرنوشت خود را بسازم .
اما انتخاب من در مسیر خوش اندام بودن چیست ؟
انتخاب من انتخاب دلم است .
انتخاب من بر مبنای رهایی و آزادی است .
انتخاب من متناسب و همسو با خدای دلم است .
من به انتخابهایم ایمان دارم .
انتخاب من کم خوردن یا متناسب خوردن نیست .
چون این انتخابها به بدن من آسیب میزنند .
انتخاب من رها خوردن است .
هر وقت که دلم بخواهد میخورم . هر چی که دوست داشته باشم میخورم . هر اندازه که دلم در اون لحظه بخواد میخورم و هرطور که دلم بخواد میخورم .
خب این از نظر من یعنی رهایی در خوردن .
بهترین الگوی من برای خوردن اینه .
این خواست دل منه
بدنم میپذیردش .
در این رها خوردنه شکم من خوب کار می کنه و از گوارشم راضی هستم . سنگین نمیشم . حالم بد نیست .
حتی اگه گاهی اوقات عذاب وجدانم بگیرم اونم بد نیست . چون اونم حسیه که داره پاکسازی می کنه منو بهم ایست میده دیگه بسه از این مسیر نرو که حالت بد میشه . چراغ قرمز منه . پس همونم راهنماست .
وقتی عذاب وجدان میاد من دیگه نمیخورم . دیگه دلم نمیخواد بخورم .
وقتی دستور خوردن صادر میشه خب دلم میخواد بخورم این یعنی چراغ سبز .
من اینطوری به کاهش وزن ۲۰ کیلو رسیدم .
این جی پی اس من بود در اون ایامی که به این روش عمل میکردم .
ولی بعد از یه مدت میدیدم خب باز داره حرف از تناسب رفتاری میشه و در نظر من تناسب رفتاری با رهایی در رفتار با هم فرق داشت .
اشتباه من این بود که من اسیر گفته های دیگران شدم و اعتماد به نفسم از بین رفت . چراغ راهنمامو گم کردم و باز شروع کردم به عمل کردن به تفکرات چاق کننده . از غذا ترسیدم . در خودم حس محدودیت ایجاد کردم . اندازه میزاشتم برای خودم حالم بد میشد باز رها میکردم پرخوری میکردم عذاب وجدان می اومد باز محدود می کردم و خلاصه روند تناسب رفتاری در من حس اسارت در مسیر چاقی ایجاد کرد .
علت شکست من این بود که من خودمو رها کردم و منتظر تایید دیگران شدم .
من لشکر یک نفره بودن خودمو فراموش کردم و خواستم از بیرون تایید بشم تا بفهمم راه درونم درسته یا نه .
در حالیکه من باید تایید خودمو در مسیر میدیدم . شاید کسی دیگه از راه من نتیجه نگیره و حس چاقی درش ایجاد بشه ولی راه من در من حس لاغری ایجاد می کرد انگیزه لاغری ایجاد میکرد . مسیرمو باز میکرد . من هیچ وقت اون روزا رو یادم نمیره که چه عشقی کردم . چه اشتیاقی داشتم و یک جهت در مسیر تناسبم حرکت میکردم .
من کوچکترین تمرکزی روی رفتارم نداشتم چون باور کرده بودم که رفتار من واکنش ذهن منه
باور کرده بودم ذهن من واکنش دل منه .
و من دلم هرچی بخواد همون اتفاق برام میفته . حتی یادمه من ماه دوم باردار هم شدم از بس که تفکراتم رهاگونه شده بود .اما بچه سقط شد و ماه بعدش نتایج لاغری منم متوقف شد . چون باز هم افکار چاقی و نازایی بر ذهنم هجوم آوردن و منو اسیر خودشون کردن .
علت شکست من توجه به تایید دیگران بود .
هنوزم این باور در من هست که وقتی دیگران تاییدم کنند یعنی راهم درسته و اگه تاییدم نکنند یعنی راهم غلطه .
عاملی که منو شکست داد و متوقف کرد در مسیر این باور بود .
من دیگران رو بیشتر از خودم قبول داشتم در حالیکه من از راه خودم راه دلخواه خودم نتیجه گرفته بودم .
دو نتیجه بزرگ . دو نتیجه دلخواه .
میخوام این تایید دیگران رو از روی خودم بردارم .
میخوام خودم لشکر یک نفره ی خودم باشم .
خدا با منه و حمایتم می کنه .
میخوام بهش اعتماد کنم .
اون تاییدم می کنه .
راه لاغری من فقط یه الگوست
در ۴ چیز خلاصه میشه .
من در هرزمان هرچه که دوست دارم به هر اندازه که دوست دارم و هر طور که دوست دارم می خورم و خوش اندام ترینم .
آخ که چقدر این باور به من حال میده و ذهن منو از تمام قید و بندهای خوردن رها می کنه .
من اندامم خیلی خوبه و واقعا دوسش دارم .
و میخوام این الگو رو در زندگیم دوباره جاری کنم . چراغ سبز در این مسیر برای من روشنه .
و من رها و آزاد خوش اندام تر از قبلم میشم .
خدای خوبم ممنون که با چراغ سبزت منو تایید می کنی .
این راه فقط راه خود منه . هیچ کسی رو بهش سفارش نمیکنم مگر کسی که خودش دلش بخواد . من فقط راهمو با کیفیت طی می کنم تا کمیت هدف رو ببینم . کمیت هدف هم مطابق سایر الگوهایی که در اینجا یاد گرفتم بدون عجله بهش میرسم .
خدایا شکرت .
سلام خدای مهربونم
خداوندا بسیار سپاسگزارم به خاطر اطلاعات ناب که لحظه به لحظه دریافت میکنم
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
جهان قوانینی داره و این قوانین برامون طبیعی شده مثل جاذبه زمین که در مغز ما طبیعی اینه که هر چیزی رها بشه به سمت زمین بیوفته ودر هوا معلق نباشه
خیلی از اختلاف سلیقه ها به خاطر اینه که در ذهن هر نفر طبیعیه که مثلا یک چیز جاش کجا باشه
چیزی که طبیعیه قانونه و چیزی که بدیهیه ما اونو میسازیم
طبیعی قابل تغییر نیست و بدیهی قابل تغییره
ما چرا لاغر نیمشیم چون درمغز ما لاغری بدیهی شده و چاقی طبیعی شده اینکه من نمیتونم لاغر بشم مگر میشه و اطمینان داره که چاق میشه
ما ته همه راهکارهایی که برای لاغری انجام میدادیم ایمان نداشتیم که لاغر میشیم و طبیعی در ذهن ما چاق شدن بوده و نمیتونیم باور کنیم که لاغر بشیم و برای همین تلاشامون بی فایده بوده
در مغز یک فرد متناسب متناسب بودن طبیعیه مثل شوهرم که اگر یک وعده هم بیشتر بخوره چون غذاشو دوست داشته باشه میگه من که چاق نمیشم و بدنم اضافاتشو دفع میکنه و میخنده
پس تلاشمون کم نیست ویا بی اراده نیستیم چون طبیعی ذهنمون چاقیه
قانون هیچ وقت تغییر نمیکنه یک فرد متناسب چون در ذهنش لاغری طبیعیه هیچ وقت چاق نمیشه و از هر چی دوست داره به اندازه نیازش میخوره
ولی یک فرد چاق در ذهنش چاقی طبیعیه و هر چقدر که غذا خوردنشو کم میکنه نمیتونه لاغر بشه و بعضی هاهستن تلاش میکنن برای چاق شدن و نمیتونن چاق بشن چون در ذهنشون لاغری طبیعیه
پس در مغر ما چاقی طبیعیه و نه به اراده و نه به شانس و نه خدا باهات دشمنه ربطی نداره
ما از وقتی که باور کردیم لاغری طبیعیه برای همون بدنمون به سمت لاغری داره میره و تغییر کردیم پس منطقمون رو باید یکی یکی عوض کنیم
مثل ارثی بودن چاقی و باید برای خودمون طبیعی کنیم که این درست نیست باید نمونه هایی برای ذهنمون بیاریم و بهش نشون بدیم که کسایی هستن که در یک خانواده هستن ولی یکی چاقه و یکی لاغر مثلا همکارم که خودش لاغره وبرادرش چاقه و یا همکار دیگم که خودش چاقه و خواهرش و برادراش لاغرن
مغز هر انسان برای خودش کار میکنه و اگر باورهاتو تغییر بدی میتونی به خواستت برسی
پس چطور باید منطق رو تغییر داد
۱-اون منطقی که باعث شده اون نظریه که چاق بودنم رو طبیعی میدونه رو باید پیدا کنم و اونو تغییر بدم باید نمونه پیدا کنیم و با خودمون به تفاهم برسیم و با کسی بحث و جدل نکنیم چون منطق مغز ما با اونا داره فرق میکنه
۲-کم تحرکی باعث چاقیه که من همکار دارم که خیلی از من کم تحرک تره و خیلی متناسبه
۳پشت میز نشینی همکارم ازمن ۴سال بیشتر سابقه داره ولی خیلی هم متناسبه و دقت کردم خیلی کمتر از من از پشت میزش بلند میشه ولی کاملا متناسبه و این هم نقض شد در ذهن من
۴-ازدواج در چاقی موثره نه چون همکارم هم ازدواج کرده و هنوز متناسبه
۵-بارداری نه چون همکارم هم مثل من دوتا فرزند داره و خیلی هم متناسبه
۶-خوردن قرص های هورمونی ولی همکار متناسبم رو دیدم که از همین قرصها خوردو هیچ تغییری نکرد من خودم هم در طول این دوره یک مدت مجبور شدم بخورم و برخلاف سال قبل هیچ تغییر و اضافه وزنی در خودم ندیدم چون باور کردم و در ذهنم براش دلیل اوردم ونمونه اوردم که این قرصها دلیلی بر چاقی نیست
قدم دوم به وجود اوردن منطق لاغری و این کار با گوش دادن به فایلها و تمرین وتکرار انجام میشه
و هر چی منطق لاغری بیشتری در ذهنمون ایجاد کنیم کفه های ترازو لاغری سنگین تر میشه و یواش و یواش به سمت لاغری میریم
و دیگه اصلا به چاقتر شدن فکر نمیکنیم و این باعث میشه که لاغری در ذهنمون طبیعی بشه و هر روز لاغر تر میشیم
تا زمانی که وقتی که به لاغری فکر میکنید و دنبال راهکارهایی برای لاغری میگردین و نمیدونین چجوری دارین چاق میشین هنوز در ذهن ما چاقی طبیعیه
وقتی مثل کارهای دیگه که اموختیم و برامون طبیعی شده مثل تایپ و رانندگی که دیگه فکر نمیکنیم که الان چه کلیدی و چه کاری رو انجام بدیم و بدون فکر انجام بدیم در مورد لاغری هم بدون فکر به چاقی غذا بخوریم و مثل نفس کشیدن در موقع نیاز بخوریم ووقتی نیاز نداریم نخوریم ما لاغر نمیشیم
وقتی برای انجام یک کار نیاز به فکر نداریم یعنی اون کار برای ما در مغزمون منطقی شده
پس وقتی برای لاغر شدن فکر نکنیم و میتونیم لاغر بشیم ولاغر بمونیم
خدایا بی نهایت سپاس که تونستم مسیری صحیح رو تا اینجا طی کنم و ادامه بدم
خدایادر این مسیر مرا هدایت و حمایت کن
در پناه خدا باشید