آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
📍 این جلسه ادامه گام ۱۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در این جلسه میآموزیم:
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
💡 اگه میخوای مسیر لاغر شدن رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ تفاوت این دو مسیر؛ در ادامه هم توی گام ۱۳ سراغ «بهترین روش لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.08 از 166 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
سلام و درود
من هر روز سعی میکنم بهتر از قبل خودم باشم و یک گام کوچکی برای خودم بردارم .
من باید سعی کنم هر روز حواسم به هدفم باشه و اگاه باشم که من در رسیدن به هدفم نقش اساسی رو ایفا میکنم و باید من به هدفم متعهد باشیم و به سمت اون حرکت کنم .
ما هر روز در این جهان یا در حالت صعود هستیم یا سقوط و هرگزحالت ایستایی وجود ندارد .من اگر یه هفته روی خودم کار نکنم قطعا سقوط میکنم و اینطور نیست که در جای گذشته ی خودم باشم .
من هم مثل خیلی از اطرافیانم خانم خانه داری هستم با مسولیت بچه ها و همسر و کارهای منزل و اشپزی و کارهای دیگه اما سعی میکنم هر روز برای خودم کاری کرده باشم مثلا یا فایل گوش بدم یا بنویسم و یا بخونم و سعی کردم در هر شرایطی باشم اما بازم به خواستم توجه کنم حالا فایل گوش دادم یا خوندم و یا نوشتم مگر در سفری باشم که ولقعا شرایط جور نباشه وگرنه در هر زمان و مکانی به دنبال یاد گیری لاغری با ذهن هستم و اتفاقا باید بگم طوری شدم که در هر شرایطی به دنبال تفکیک افکار و رفتارهای چاق ها و لاغرها هستم و به خودم میگم همین رفتارها دلیل چاقی و یا لاغری افراد هست نه هیچ چیز دیگری اتفاقا امروز برای ناهار مهمان بودم و در این جمع کلی فرد چاق و لاغر در کنار هم بود که من حواسم بود فراد لاغر چقدر دلیل برای نخوردن داشتن و برعکس افراد چاق کلی دلیل برای خوردن داشتن و مرتب در حال خوردن بودن .
من سعی میکنم تا وقتی که زنده هستم در این مسیر باشم و اگاهی ها رو مرور کنم تا کامل افکار و رفتار من تغییر کنن چون هنوز من بعضی جاها مشکل افکاری و رفتاری دارم که دوست دارم برطرف بشه نا گفته نماند اینقدر اموزشها رو دارم تکرار میکنم تا برام عادی بشه چطور فکر کنم و رفتار کنم .
من میخوام به این اموزشها عمل کنم و مهم عمل کردن به آموزشها هست و مهم نیست تاریخ شرکت من در این آموزشها و یا اینکه من چند دوره رو خرید کردم و … مهم تکرار اگاهی ها هست که باعث موفقیت من میشه .
من خودم به شخصه چندین بار هست که این اگاهی ها رو گوش میدم و دارم تکرار میکنم و سعی میکنم مثل یه فرد متناسب با غذا ها برخورد کنم .
من باید به دو چیز متعهد باشم هر روز یه فایل گوش بدم و یا کامنت بخونم و بنویسم و دوم اینکه باید تلاش کنم هر اموزشی رو عملی در زندگی داشته باشم تا به هدفم برسم .
من سعی میکنم با شناسایی رفتارهای متناسبها رفتارهایی شبیه اونها داشته باشم در حالی که من دوره ی ورود به سرزمین لاغرها رو ندارم ما بسیار بسیار تغیبر کردم من با عمل کردن به اموزشها خیلی از رفتارهام خود به خود بدون تلاش تغییر کرده
و جسم من گواه این حرفم هست .که شبیه متناسب ها رفتار میکنم
من امروز ظهر خیلی راحت با لذت به اندازه نیازم غذا خوردم اما بعد از اون هر چی بود شبرینی و پفیلا و و کلی دسر روی سفره و …. دیگه نخوردم چون میل نداشتم و فقط،یه لیوان چای تلخ میخوردم و برام کافی بود و اصلا به هیچ چیز نیاز نداشتم چقدر رفتارم عالی بود و چقدر نگرشم عالی بود که اصلا ترس از خوردن نداشتم و با دل راحت غدای ظهر رو که کله پاچه بود خوردم .پس این تغییر رفتار و نگرش به من کمک میکنه که من راحت لاغر بشم .
من یادم میاد در گذشته خیلی از چاقی ضربه میخوردم و همیشه چاقی خودم رو ربط میدادم به مواد غدایی و توانایی جسممم و ژنتیک و … اما دیگه الان اینطور فکر نمیکنم و فقط،خودم رو مسول چافی خودم میدونم برای همین در این مسیرم تا افکارم و رفتارم کامل تغییر کنه که خدا رو شکر تا حالا هم خیلی موفق بودم و از خودم راضی هستم و به خودم تبرییک میگم چقدر امروز با دل راحت هر چقدر نیاز داشتم نه بیشتر کله پاچه خوردم چقدر افکارم عالی بودن و رفتارم عالی بودن پس لاغری حق من هست و من به اون میرسم .
من تا چند سال پیش داشتم با قدرت ذهنم خودم رو چاق میکردم هر چی میخوردم می ترسیدم و با ترس از چاقتر شدن همه چیز میخوردم اما امروز با وجود اینکه میخواستم کله پاچه بخورم صبح راحت صبحانه خوردم ظهر راحت کله پاچه خوردم و لصلا نترسیدم و گفتم این غداها تبدیل به انرژی مورد نیاز جسم من میشن چون جسم من نیاز به انرژی داره و من باید به اندازه نیازم غدا بخورم اما با این حرفها و باورها نمیشه رفتار نادزست داشت و للغر هم شد بلکه باید رفتار هامون هم همسو با هدفمون باشه هم رفتار و هم افکارمون باید هر دوتا همسو با هدف باشه تا به هدف برسیم پس اشتباه نکنیم بگیم خب حالا که اینطور هست با تغییر نگرش که عذا چاق نمیکنه من هر چه میخوام بخورم نخیر نمیشه قاونون رو دور زد مثل این هست که بگیم من از بلندی میپرم اما چیزی بهم نمیشه خب قطعا اسیب میبینم پس به فکر اصلاح رفتار و نگرش با هم باشین و اشتباه تصور نکنید و بدونید که قانون رو نمیشه تغییر داد .ما باید باورها رو تغییر بدیم .
من باید باورهام رو همسو با قانون کنم تا نتیجه ای همسو با قانون بگیریم . پس من به دنبال یادگیری قوانین هستم .
غذا من رو چاق نمیکنه من دارم از غدا برای چاق کردن خودم استفاده میکنم باید بدونیم هیچ غذایی قدرت چاقی نداره این ما هستیم که به غداها قدرت میدیم ما باید از غذاها درست استفاده کنیم .
افراد متناسب سالها هست که متناسب هستن یعنی اونها در رفتارهای لاغر کننده استمرار دارن و ما در گذشته با یادگیری رفتارهای چاق کننده در اجرای اونها استمرار داشتیم و چاق شدیم و حالا هم باید برای لاغری استمرار داشته باشبم .
من در این چند سال که تصمیم به تغییر گرفتم به لطف خدا خیلی از شرایطم تغییر کرده و این تاریخ اشنایی من با این مسیر تولد اگاهانه ی من هست. من همیشه یه دنبال این هستم که ببینم با تکرار اموزشها چقدر نتایج ارزشمند گرفتم .
من هر روز به دنبال این هستم که بازم بهتر و بهتر از قبل بشم حتی در زمینه ی مذهب و ایمان و اقتصاد و … هم به دنبال تغییر هستم در حالی که ادم ها اصلا اینطور مثل من فکر نمیکنن و من راهم از بقیه جدا هست و این واقعا سخته اما من کاری به کسی ندارم و راه جدید خودم رو ادامه میدم چون تا حالا همه چیز به من تحمیل شده بود اما حالا میخوام اگاهانه راهم رو پیدا کنم و حتی در همین زمینه ی لاغری در حالی که همه اطرافیانم دارن با رژیم و سختی لاغرر میشن یکم سخته من با قدرت ذهنم لاغر بشم اما من راه خودم رو دوست دارم و کاری به هیچ کس ندارم هر چقدر بقیه میخوان تفکیک عدایی کنن زجر بکشن و در محدودیت باشن و یا … مهم نیست من راه خودم رو میرم و قطعا نتایج بسیار عالی تری به من داده خواهد شد .
من به دنبال تعییر شرایط جسمی خودم هستم چون میخوام ادم بهتری از خودم بسازم چقدر درگدشته میگفتم همه چیز به خاطر اشتهاو جسم و قرص و داروی من هست اما از وقتی در مسیرم خیلی راحت به وزن ایده الم رسیدم و دیگه تمام اون حرفهای گذشته ی خودم رو نقض میکنم و هرگز دیگه اون حرفها رو به زبان نمیازم و من واقعا از وقتی در مسیرم با انگیزه و علاقه هر روز به دنبال یادگیری اموزشهاو عملی کردن به اونها هستم مثلا من یاد گرفتم ار مواد غدایی نترسم و خدایی در این زمینه خیلی بهتر شدم و از وقتی که تمرزکم رو از روی چاقی و تفکیک مواد عذایی برداشتم خیلی لاغر تر شدم و این میشه تغییر دادن افکلر و من مطمعنم دارم به اموزشها عمل میکنم مثلا من یاد گرفتم در حد رفع گرسنگی غدا بخورم در حللی که در گذشته اینقدر میخوردم که شکمم درد میکرد و این تعییرات بسیار برای من ارزشمند هست من در گذشته هررمواد غذایی رو وارد جسمم میکردم حالا فقط به دنبال مواد غدایی سالم هستم و تمام این تغییرات برای من ارزشمند هست و به لطف خدا چندین سال هست که من متناسب هستم و هر حا میرم همه از اندام من تعریف میکنن و اگر جایی هنوزم ترس از مواد عذایی دارم با تکرار این اگاهی ها میخوام اون ها رو برطزف کنم و من تمام تلاشم این هست که روز به روز به رویام نزدیکتر بشم پس تا زنده هستم برای متناسب شدن و متناسب ماندن انگیزه دارم و تلاش میکنم .
من در مسیر رسیدن به خواسته ام استمرار دارم و اینقدر می مانم تا اندام زیباتر رو در خودم ببینم و من میخوام لاغر تر بشم برای خودم که هر انچه خواستم بخرم و بپوشم و خوش پوش تر بشم و بازم جسمم سبک تر بشه و جسمم سالم تر بشه و در لباسها رهاتر و ازادتر باشم و … من لاغری رو برای خود خودم میخوام نه هیچ کس دیگه چون هیچ سودی برای اطرافیانم نداره .
مقاومت دهنی که بعضیا میگن اصلا درست نبست این باوری نادرست در وجود ما هست که باعث میشه جلوی رشد و پیشرفت ما رو بگیره و ما نباید همچین تفکری داشته باشیم و هرگز این جمله رو بر زبان بیارییم
متشکرم استاد گرامی سلامت باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان🦋
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری🙋🏻♀️🌹گام ۱۲ : لاغر خواهید شد یا چاقتر؟؟
اگه آرزوی لاغر شدن دارم، باید به دنبال پیدا کردن مسیر لاغر شدن باشم،چون لاغری آسون و همیشگی فقط در صورتی به دست میاد که یاد بگیرم هر روز در مسیر لاغر شدن حرکت کنم.
چاق شدن یا لاغر شدن یه روندیه که شامل مجموعهای از افکار، رفتار و واکنشهاست،و باید مدتها ادامه پیدا کنه تا به نتیجه مطلوب برسه.
من چاق شدن رو یاد گرفتم،چاقی یه مسیری بود که من حرکت کردن در اون رو به خوبی میدونم و هر روز بدون نگرانی از گم کردن مسیر، به حرکت خودم برای چاقتر شدن ادامه دادم.
باید بدونم که در هر جنبه از زندگیم همواره دو جهت یا مسیر وجود داره،مسیر موفقیت و پیشرفت که منو به سمت تجربه خواستهها و آرزوهام هدایت میکنه،مسیر ناکامی و شکست که منو به سمت تجربه ناخواستهها و مشکلات هدایت میکنه ،و این منم که هر روز و هر لحظه انتخاب میکنم به کدوم سمت حرکت کنم،در مورد وضعیت جسمی هم همیشه دو مسیر پیش روی من قرار داره،و من هر روز باید انتخاب کنم که میخوام در مسیر لاغر شدن حرکت کنم، یا در مسیر چاقتر شدن ادامه بدم،من هر روز میتونم مسیر حرکتم رو انتخاب کنم،اگه برای حرکت در مسیر لاغر شدن سعی کنم، من در مسیر موفقیت خواهم بود،ولی اگه سعی نکنم من در مسیر شکست و چاقی خواهم بود،انتخاب دیگهای هم وجود نداره،
باید بدونم که برای بودن در مسیر موفقیت باید کاری انجام بدم،اما برای بودن در مسیر شکست، فقط کافیه کاری انجام ندم،برای شکست خوردن راهی وجود نداره و فعالیتی نیست که بتونم انجامش بدم و شکست بخورم،تنها کافیه که کاری که میخوام برای موفق شدن انجام بدم رو انجامش ندم،در این صورت خود به خود شکست میخورم.در مورد وضعیت جسمیم هم این اصل صدق میکنه،اگه چاقم به این معنیه که مدتهاست توی مسیر چاقی در حال حرکت و زندگی کردن چاقیام،به این معنیه که هر روز افکار، رفتار و واکنشهایی که برای چاق شدن نیازه رو با دقت انجام دادم و پس از یه مدت طولانی به چاقی مبتلا شدم،هیچ فردی با یه روز و چند روز و حتی چند هفته و ماه تکرار کردن افکار، رفتار و واکنشهای چاق کننده به چاقی مبتلا نشده،بلکه بین ۲ تا ۴ سال زمان میبره تا تغییر افکار به نگرش چاق تبدیل بشه و اون وقت واکنشهای رفتاری چاق کننده ایجاد میشه و باعث بروز چاقی میشه،برای همه افراد چاق روند چاقتر شدنشون سریعتر از چاقی اولیه است،به این معنی که هر چقدر از زمان چاق شدن اونا میگذره سرعت چاقتر شدنشون سریعتر میشه،تا جایی که اون فرد به این نتیجه میرسه که من حتی آب هم میخورم چاق میشم.
پروسه چاق شدن چگونه است؟؟مرحله اول : اطلاعات به شکل آگاهی از طریق شنیدن و دیدن وارد ذهنم میشه،
مرحله دوم قرار گرفتن در معرض تکرار آگاهی درباره چاق شدن، که باعث شکلگیری نگرشم درباره چاقی میشه،
مرحله سوم شکلگیری نگرش چاقی، باعث شکلگیری گفتگوهای ذهنیم میشه،طوری که دیگه برای فکر کردن به چاقی نیازی به شنیدن و دیدن ندارم، بلکه خودم به تنهایی توی ذهنم درباره چاقی فکر میکنم،
مرحله چهارم پس از مدتها فکر کردن به چاقی و چاق شدن، ترس و نگرانی از چاق شدن در من ایجاد میشه،به عبارت دیگه احساس چاقی در من شکل میگیره،از این مرحله افکار باعث شکلگیری احساس میشه،
مرحله پنجم شکلگیری ترس از هر موضوعی در ذهن، باعث بروز واکنش میشه،ترس از سرقت، ترس از جدایی، ترس از دست دادن، ترس از چاقی، که این شرایط باعث میشه برای جلوگیری از ابتلا به آنچه باعث ترس و ناراحتیم شده اقدام کنم،
مرحله ششم اقدام کردن برای مبتلا نشدن به چاقی باعث بروز رفتارهایی بر مبنای ترس از خوردن، ترس از رفتارها، مانند خوابیدن، ترس از کم تحرکی میشه ،و به این شکل فرد مبتلا به افکار چاقی شروع به ترسیدن از چاق شدن به هر دلیل در زندگی روزمره میکنه،
مرحله هفتم ترس از چاقی احساس چاقی رو تقویت میکنه،در واقع هرچه بیشتر بترسم، بیشتر تلاش میکنم که چاق نشم،ولی تمرکز بر چاقی به تنهایی برای چاق شدن کافیه،
به مرور همزمان با تلاشم برای چاق نشدن، رفتارهایی که فکر میکنم چاق کننده هستن رشد میکنه و تکرار میشه و به مرور تعداد رفتارهای چاق شونده بیشتر از رفتارهای مقابله با چاقی میشه و به راحتی چاق میشم،
چطور لاغر بشم؟؟ اگه میخوام لاغر بشم باید به فکر مهیا کردن خودم برای قرار دادن در مسیر لاغر شدن باشم،برای قرار گرفتن در مسیر لاغر شدن باید کاری متفاوت از اون چه الان و هر روز انجام میدم رو انجامش بدم،اگه هیچ کاری نکنم توی همون مسیر چاقی که مدتهاست در حال حرکت کردن در اون هستم به مسیر خودم ادامه خواهم داد،
تفاوت چاق شدن و لاغر شدن،
اگه میخوام لاغر بشم، باید در مسیر لاغر شدن حرکت کنم و اگه میخوام چاقتر بشم نیازی به هیچ کاری ندارم، فقط کافیه به روش خودم ادامه بدم حتماً چاقتر میشم.
همه افرادی که اضافه وزن دارن در مسیر چاقتر شدن هستن،مسیر چاقتر شدن ارتباطی با مسیر لاغر شدن نداره و به لاغر شدن منتهی نمیشه.
اگه میخوام لاغر بشم باید مسیر خودمو به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
تمام افرادی که سالهاست دوست دارن لاغر بشن اما همچنان در مسیر چاقتر شدن حرکت میکنن،فقط آرزوی لاغر شدن دارن،اما مسیری که در پیش گرفتن با رویای اونا همسو نیست،فقط آرزوی لاغر شدن منو لاغر نمیکنه، بلکه قرار گرفتن در مسیر لاغر شدنه که منو به سمت لاغری هدایت میکنه و باعث تحقق رویای لاغریم میشه.
پس لازمه که برای رسیدن به آرزو مسیر لاغر شدن رو در ذهنم خلق کنم تا منو به اونچه که میخوام برسونه،مسیر لاغر شدن مسیری کاملاً ذهنیه که نیازی به تلاش و اقدام فیزیکی نداره، برخلاف اونچه که تا الان تصور میکردم که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرم، یا ورزش کنم،اینا روشهای فیزیکیه که تاثیری بر محتوای ذهن چاق نمیذاره.
لاغری با ذهن بهم کمک میکنه تا اول مسیر چاقی ذهن خودم رو به خوبی شناسایی کنم و بعد تصمیم بگیرم برای رسیدن به رویای لاغریم باید مسیر جدیدی برای زندگی کردن ایجاد کنم و این مسیر جدید از طریق انجام تمرینات ذهنی و استمرار در انجام اونا میسره.
اگر به مسیری که الان در حال سپری کردن اون هستم توجه کنم به خوبی برام واضح میشه که من هر روز مقداری گفتگوی ذهنی با خودم درباره چاقی و چاقتر شدن دارم،این همون نقشه مسیر چاقیه که در ذهنم در حال ترسیم شدنه،و به اندازهای که از رفتار غذایی و واکنشهای خودم نسبت به مصرف مواد غذایی دچار پشیمونی و عذاب وجدان میشم، من در حال عمل کردن به اونچه هستم که برای چاقتر شدن ضروریه،
امکان نداره توی مسیر لاغر شدن باشمولی لاغر نشم،همونطور که افرادی که در مسیر چاقی هستن نمیتونن چاقتر نشن.
وقتی که توی مسیر لاغری با ذهن هستم باید متعهد بشم برای تغییر شرایطی که دوست دارم داشته باشم، هر روز باید به سمت اون حرکت کنم، در زندگی در تمام جنبههای اون هر روز یا در حال صعود هستیم یا در حال سقوط،حالت ایستا و ساکنی در جهان وجود نداره،اگه من هدفم اینه که متناسب بشم هر روز که روی خودم و باورهام و رفتارم کار میکنم در حال صعود هستم و رسیدن به خواستم،ولی اگه روزی این کارو انجام ندم در واقع در حال سقوط کردن هستم.
سعی کنم در هر شرایطی هم که دارم زندگی میکنم به خواستم توجه کنم،و این کارو میتونم حتی موقع انجام دادن کارهای روزانم هم انجامش بدم، مثلاً میتونم دقت کنم ببینم اونی که چاقه موقع چای خوردن چند تا قند میخوره با چای،اونی که متناسبه چند تا میخوره،
همینها میشه توجه کردن به تفاوتِ رفتار افراد چاق و متناسب، که اینم مثل تمرین کردنه،فکر نکنم که تمرین کردن حتماً باید این باشه که خودکار دستم باشه و همش بخوام بنویسم،نکته مهمش اینه که این تمرینها رو بتونم در زندگی روزمرهام هی تکرار کنم، توجهم بهشون باشه،و اینجوری نباشه که فقط روی کاغذ بنویسم،وقتی که دارم اینجوری توجه میکنم به اطرافم، به اتفاقات دور و برم، باعث میشه که توی مسیر خواستم بمونم و بتونم حتی از همین اتفاقاتی هم که اطرافم رخ میدن درس بگیرم برای بهتر رفتار کردن و در مسیر صحیح باقی موندن.
اگر این سوال برام پیش بیاد که تا کی من باید این تمرینها رو انجام بدم؟؟جوابش بستگی به باورهام داره،بستگی به جایگزینی افکار و رفتار جدیدم با افکار و رفتار قبلی من داره،هر چقدر که بیشتر روی خودم کار کنم به لایههای پایینتر باورهام دسترسی پیدا میکنم و متوجه میشم که باید اونها رو هم تغییر بدم،باید اینقدر این آموزشها رو تکرار کنم که به واقعیت زندگیم تبدیل بشه و برام عادت بشه که چه جوری فکر کنم، چه جوری رفتار کنم که همیشه متناسب بمونم.
تغییر افکار به این شکل نیست که براش تاریخ تعیین کنم،چیزی که مهمه اینه که بدونم که چقدر دارم سعی میکنم چیزی رو که یاد میگیرم رو به عمل در زندگیم تبدیل کنم، ملاک تاثیر گذار بودن دوره تناسب ذهنی عمل کردن به آموزشهاست،و کسایی از این آموزشها نتیجه میگیرن که اون آموزشها رو به عمل تبدیل کنن.
باید بدونم الان که توی این وضعیت چاقی هستم، از همون بچگی یه سری آموزشها رو دیدم و خیلی از رفتارهای غذایی اشتباه و چاق کننده رو دیدم و یاد گرفتم و خودم بارها و بارها اون رفتارها رو تکرار کردم که الان اوضاعم این شده،پس حالا باید خودم فکر کنم ببینم چه رفتار غذایی اشتباهی دارم و ببینم چند ساله که دارم اونارو تکرار میکنم، همین کارها رو انجام دادم که چاق شدم،پس باید برای متناسب شدن هم زمان صرف کنم.
پس اگه فقط آموزشها رو گوش میکنم، ولی سعی نمیکنم اونها رو به رفتارم در زندگی تبدیل کنم خب نتیجه شگفت انگیزی هم نمیگیرم.
پس وقتی که افراد متناسب رو الگوی خودم قرار دادم و به رفتارهاشون توجه کردم و مثلاً دیدم که یه فرد متناسب با میز غذا چطور برخورد میکنه، وقتی رفتارش رو بررسی کردم و دیدم که یه فرد متناسب فلان اخلاق رو داره، فلان رفتار غذایی رو با فلان ماده غذایی داره،فلان برخورد رو با شیرینی و نوشیدنیها داره انجام میده،و وقتی که دیدم اون فرد از لحاظ تیپ ظاهری مورد پسندم هست،خب باید رفتارم هم مثل اون بشه که جسمم هم مثل اون بشه،نمیشه که بیام طبق رفتار غذایی خودم عمل کنم،اونوقت دوست داشته باشم که هیکلم مثل فلانی بشه.
موقعی از این دوره نتیجه عالی میگیرم که به دو موضوع بسیار مهم متعهد باشم،
موضوع اول هر روز یه کاری برای باقی موندن در مسیر متناسب شدنم انجام بدم،و موضوع دوم تلاش کنم که موضوعات تئوری رو به عمل در زندگیم تبدیل کنم که مثالش همون توجه به رفتار افراد متناسبه،پس اگه با انجام این تمرین و شناسایی عادتهای افراد متناسب، سعی کنم رفتاری شبیه اونها در خودم ایجاد کنم، از نتایج عالی این تمرین برخوردار میشم،
پس اصلاً مدتی که توی دوره شرکت کردم مهم نیست،این مهمه که چقدر رفتارم و طرز فکرم تغییر کرده باشه.
تک تک تمرینات دوره متناسب شدن در نتیجه گرفتنم تاثیر داره و باید بدونم که بیشتر تمرینات این دوره برای افرادی که اضافه وزن دارن عمومیت داره و باید با دقت و اشتیاق انجام بدم، تکرار و تکرارشون کنم،موضوع بسیار مهمی که باید بدونم تاثیر رفتار و باورهای قبلی من در کسب نتیجه مناسب از دوره تناسب ذهنیِ.
شاید سالها که اضافه وزن داشتم سختیهای زیادی رو هم متحمل شدم، ضربه های زیادی رو خوردم، رابطم، اعتماد به نفسم، کسب و کارم، و خیلی زمینهها از چاقی ضربه خورده باشم، و همیشه هم در طی این سالها عوامل مختلفی رو مقصر دونستم،غذاها، مواد افزودنی، ژنتیک، شانس، اشتها، خیلی موضوعات مختلفی رو بهونه چاق بودن خودم دونستم.
پس طبیعیه که این افکار خیلی قدرتمند باشن و هر کاری که الان دارم برای تغییر خودم انجام میدم رو تحت الشعاع قرار بدن،پس الان که تصمیم گرفتم تغییر کنم، باید بدونم که این افکار ریشهدار هستن و من باید بیشتر روی خودم کار کنم برای نتیجه گرفتن،
ترس از خوردن یه باوریه که به شدت ریشه داره و شاید طول بکشه که اونو بخوام تغییرش بدم که مواد غذایی ترسی ندارن،اونا بهم ضربه نمیزنن،و این منم که با استفاده اشتباه از اونا، دارم به خودم ضربه میزنم.
تا حالا فکرم این بوده که مواد غذایی مشکل دارن،یعنی هرچی بخورم چاق میشم،ولی الان که با این آگاهیها فهمیدم که این رفتار اشتباهِ من با مواد غذایی بوده که باعث شده چاق بشم، نه مواد غذایی، حالا باید اینو عوضش کنم.
پس اگه ادعا کردم که من الان مدت زیادیه که توی دوره شرکت کردم و دارم بارها تکرار میکنم ولی تغییری نکردم،بیام تست کنم ببینم آیا واقعاً نگاهم به ماده غذایی عوض شده یا نه،چه جاهایی هنوز میترسم.
مثلاً اگه توی فکرم اینه که از فلان غذا هنوز ترس دارم، از فست فود میترسم که نکنه بخورم چاق بشم، نکنه ساعت ۱۲ شب بخوام دوتا شیرینی بخورم دیگه چاق بشم،باید ببینم ترسم از چیه،اینجوری باید خودم رو محک بزنم ببینم چقدر باورهام اصلاح شده، چقدر رفتارم تغییر کرده،
چطور میتونم این باور رو اصلاح کنم؟؟باید بارها و بارها به خودم بگم که بدن من برای زنده موندن نیاز به انرژی داره و این انرژی رو از مواد غذایی که میخورم به دست میاره،پس لازمه که من به مقدار مورد نیازم غذا بخورم و باید اینقدر روی این موضوع کار کنم تا دیگه برام عادی بشه که من باید به مقدار مورد نیاز غذا بخورم و همیشه به کلمه مورد نیاز توجه کنم،فکر نکنم باید این باور رو در وجودم ایجاد کنم که غذاها باعث چاقی من نمیشن، پس من هرچی بخوام میخورم و این باور هم باعث میشه که چاق نشم،نمیشه که با یک باور قانون رو عوض کنم،نمیشه که باورم این باشه که من از بلندی ساختمون خودم رو پرت میکنم و هیچیم نمیشه،اینجوری نیست،بعضیا به اشتباه تصور میکنن میگن من باورم رو اصلاح کردم دیگه هرجوری میخوام غذا میخورم،قانون رو که نمیشه با باور تغییر داد،من فقط باید باور صحیح رو با قانون همسو کنم،قانون چیه؟؟
قانون اینه که میگه مواد غذایی به من ضربه نمیزنه،این قانونه.
حالا باور من چی بوده؟؟مواد غذایی به من ضربه میزنه،من هرچی بخورم چاق میشم،
خب این میشه یک باور اشتباه در تضاد با قانون،اون وقت باور اشتباه باعث میشه که نتیجه من از قانون متفاوت باشه،
چرا؟؟چون خیلی از افراد متناسب دارن از همین غذا استفاده میکنن و چاقنمیشن.اما من چون باور اشتباه دارم، نتیجم از قانون متفاوته و هرچی بخورم چاقمیشم.
باور اشتباه میتونه نتیجه قانون رو برام تغییر بده،یعنی نتیجه صحیح رو نمیتونم بگیرم،اما به این معنا نیست که اگه من باورم رو تغییر بدم بتونم قانون رو عوض کنم،نه،من میتونم نتیجه متفاوت از قانون بگیرم،ولی نمیتونم با باورم قانون رو عوض کنم.
مثلاً باورم این باشه به هیچ وجه چاق نمیشم،حالا هرچی میخوام بخورم،به هر مقدار میخوام بخورم،نه این نمیشه،پس وقتی که گفته میشه باور رو باید عوض کنم یعنی اینکه باور خودم رو،اون فکری رو که دارم، اون نگرشی رو که دارم با قانون همسو کنم،یعنی منم مثل قانون فکر کنم و نتیجه مثل قانون بگیرم،همه افراد متناسب باورهاشون متناسب و همسو با قانونه،پس خیلی مهمه که قوانین رو درک کنم و رفتارم رو بر اساس قوانین تنظیم کنم.
خب قانون چیه؟؟میگه غذا باعث چاقی نمیشه،
حالا رفتار من چیه؟؟تا حالا این بوده که مصرف بیرویه داشتم،مصرفی داشتم که مورد نیازم نبوده،ولی چاق شدم،خوب من رفتارم برخلاف قانونه،
قانون چی میگه؟؟میگه به اندازه مورد نیاز بدنت غذا مصرف کن،
من چطور رفتار کردم؟؟بیشتر مصرف کردم،
خب قانون برای من دیگه جواب نمیده، من فراتر از قانون رفتم و بدنم هم چاق میشه،یعنی من دارم از غذا برای چاق کردن خودم استفاده میکنم،
این خیلی نکته مهمیه که باید بهش توجه کنم،غذا منو چاق نمیکنه،من دارم از غذا برای چاق کردن خودم استفاده میکنم،
عین مواد مخدر که باعث معتاد شدن افراد نمیشه،اما کسایی هستن که تصمیم میگیرن از این مواد برای معتاد کردن خودشون استفاده کنن و موفق هم میشن.
باید این دیدگاه رو در تمام جنبههای زندگیم داشته باشم.
اگه آدم عصبی هستم، خیلی ناسزا به دیگران میگم،فکر نکنم عصبی بودن توی خون منه و ژنتیک من اینه و بگم ما خانوادگی عصبی هستیم،اصلاً اینجوری نیست،این منم که دارم از یک سری کلمات استفاده میکنم برای اینکه عصبی باشم، مثلاً فرض کنم که بشه از فرهنگ لغتی که در ذهنم دارم کلمات ناسزا رو حذف کنم،اون وقت من چطوری میخوام عصبی بشم؟؟خب نمیتونم دیگه، چون ابزارش رو ندارم،پس الان سالهاست که از مواد غذایی هم استفاده اشتباه کردم و باعث چاق شدن خودم شدم و حالا دارم یاد میگیرم که درست از مواد غذایی استفاده کنم و اینو هم مطمئن باشم که نتیجه عالی میگیرم و اگر به موضوعاتی که توی این دوره مطرح میشه خوب دقت کنم در سایر جنبههای زندگیم هم میشه از اونا استفاده کنم،نکته خیلی مهم دیگهای هم که باید بدونم اینه که باید استمرار داشته باشم، یک فرد متناسب سالهاست که متناسبه،یک روز و دو روز نیست که متناسبشده،اون از بچگی رفتار چاق کننده مثل من رو یاد نگرفته،حالا من به هر دلیلی در معرض آموزش رفتار و عادتهای چاق کننده بودم،اینو نمیتونم تغییرش بدم و یقه کسی رو بگیرم که چرا به من اینطوری یاد دادی، ؟؟
چون اونا خودشون هم از افراد دیگه یاد گرفتن،اما میتونم همت کنم و این شیوه رو عوض کنم.
به خودم بگم که من یه روزی متولد شدم و پدر و مادرم تمام سعیشون رو کردن که منو بزرگ کنن، تلاش کردن که چیزهایی که بلد هستن و فکر میکنن که درسته رو به من آموزش بدن،حالا خیلی از جنبهها خوب بود، خیلی از مسائل هم ممکنه آموزشها اشتباه باشه و صحیح نباشه،پس اونا رو مقصر ندونم و به خودم بگم که من الان فکر میکنم که دوباره متولد شدم و سعی کنم آگاهانه رفتارهای خوبی رو در خودم ایجاد کنم،یک تولد آگاهانه داشته باشم در تموم جنبهها،میخوام آگاهانه انتخاب کنم که چه چیزی رو باید یاد بگیرم و چطور رفتار کنم و چه نتایجی رو دوست دارم برای خودم رقم بزنم،که این میشه یک تولد آگاهانه.
و اون سالهای قبل رو اصلاً کاری باهاش نداشته باشم،اون یک تولدی بود که انجام شد و طبق روال عادی یه سری چیزها رو یاد گرفتم، تکرارشون کردم، نتیجه هم شد اون چیزی که قبلاً بودم،و الان میخوام برای خودم آگاهانه زندگی جدیدم رو خلق کنم،و اگر هم در بسیاری از موارد رفتار و افکارم اشتباه باشه دیگه ناراحت نشم، کسی رو مقصر ندونم و سعی کنم آگاهانه این روند رو ادامه بدم،سعی کنم یه سری چیزها رو تغییر بدم، اشتباهاتم رو پیدا کنم و ببینم کجاست، چه فکری توی ذهنم دارم که اشتباهه توی تموم جنبهها،یعنی افکاری که درباره مذهب، اقتصاد، روابط، کشور، تناسب اندام دارم، ببینم چه فکرهایی اشتباه هست، اونا رو عوض کنم و با خودم بگم که من فهمیدم این فکر اشتباهه و از الان به بعد میخوام دیگه اینجوری فکر کنم،درسته که کار راحتی نیست،چون افکار قبلی ریشهدار هستن،مشکل تولد آگاهانه داشتن اینه که همه آدمها جور دیگه ای دارن رفتار میکنن، آدمها طبیعتشون این رو اقتضا میکنه که مثل هم باشن، سریع سعی میکنن مثل هم رفتار کنن،حالا اگه من میخوام تولد آگاهانه رو تجربه کنم در همه جنبهها، باید متفاوت عمل کنم از دیگران،درسته که سخته،ولی خیلی لذت بخشه،چون نتایجم با دیگران اون وقت فرق میکنه.
مثلاً اگه در زمینه ثروت بخوام تولد آگاهانه داشته باشم، افکاری که ثروت آفرینه، تمریناتی که باعث ایجاد ثروت توی زندگیم میشه رو انجام بدم و روی ثروت متمرکز بشم،بعد از چند سال میبینم که چقدر فاصله گرفتم از شرایط قبلم و از اطرافیانم،خوبی تولد آگاهانه اینه که از اول میدونم که میخوام به کجا برسم و تلاشم رو شروع میکنم و رسیدن به هدفم هم برام لذت بخش میشه،و این روند در تولد اصلی من نیست،من متولد شدم، همه چی بهم تحمیل شد، افکارشون، رفتارشون، دینشون، آدابشون، همه چی بهم تحمیل شد و من شدم اینی که الان هستم،پس اگه میخوام اینو عوض کنم، باید خودم همت کنم،دیگه کسی نیست که بخواد بیاد بهم آموزش بده،چون همه فکر میکنن خودشون عقل کلن و نیاز به یادگیری ندارن،هر جوری فکر میکنن صحیحه،برای همین یادگیری سخته،مگر اینکه خودم تصمیم بگیرم و شروع کنم.
تلاشی که انجام میدم برای اینکه شرایط جسمم رو تغییر بدم نشون میده که من چقدر دارم آگاهانه تصمیم میگیرم که انسان جدیدی از خودم بسازم،استمرار من در تکرار و یادگیری و عمل کردن به آموزشها نشون میده که چقدر برای خودم احترام قائلم و میخوام از تولد آگاهانه خودم استفاده کنم.
ما از کودکی یه سری آموزشها رو دیدیم مثلاً اینو دیدیم که خیلیها عادت دارن با چایی شون شکلات بخورن،هر کسی یه عادتی داره،که مثلاً با چایی اش یه چیزی میخوره،باید بدونم که اینم یه رفتاریه که از قبل یادش گرفتم،توی خانواده ها این عرف بوده،و این یه آموزش ساده و عادی و عادتیه که خیلی از افراد چاق اونو دارن و سالها بر اساس این آموزشی که خودشون انتخابش نکردن عمل کردن،ما این آموزش رو انتخاب نکردیم، یادش گرفتیم،ولی سالهاست داریم اونو انجام میدیم،پس اگر تشخیص دادیم که این رفتارمون برای خلق یک انسان جدید متناسب دیگه مناسب نیست، پس باید تغییرش بدیم، باید به رفتار جدید اونو تغییر بدیم،این میشه شاهکار زندگی ما،که یعنی تشخیص دادم این رفتارم اشتباهه و الان تغییرش دادم،این تغییرات، این شاهکارهایی که یکی یکی رفتار اشتباهم رو تشخیص بدم و تغییرش بدم در نهایت اون شگفتی نتیجه منو رقم میزنه،این طریق تغییر دادن رفتارها و افکار قبلی میشه استفاده کردن از فرصت تولد آگاهانه برای جایگزین کردن آموزشها،
این تفاوتهایی که در خودم ایجاد میکنم نشون میده که چقدر از این دوره نتیجه گرفتم، نه مدت زمانی که در این دوره هستم، نه دفعاتی که تکرار میکنم، نه اون زمانهایی که دربارهاش مینویسم، و نت برداری میکنم، عمل مهمه.
برای اینکه متناسب بشم و متناسب بمونم باید در مسیر رسیدن به خواسته استمرار داشته باشم،حتی اگه متناسب شدم، مثلاً اگه یه وزنی رو برای خودم مشخص کردم و به اون وزن ایده آل رسیدم،یعنی به اون شرایط رسیدم، احساس عالی دارم، سبک شدم، همه اضافهها رفتن، لباسها همه اندامی شدن و هرجوری که دوست داشتم شدم،فکر نکنم که دیگه کار تموم شد،دیگه ولش کن، دیگه نمیخواد،نه،باید حواسم باشه، باید تکرار کنم، فایلها رو گوش بدم،تا دوباره برام یادآوری بشه و خوشحال بشم که من این مسیر رو طی کردم، این آموزشها رو استفاده کردم که متناسب شدم و الان دارم دوباره تکرارش میکنم. این میشه در مسیر باقی موندن.
هیچ وقت نخوام که با عجله کردن این فایلها رو گوش کنم و تکرارشون کنم، چون اون حس عجله داشتن، اون عجول بودن باعث میشه که این تلاشم خنثی بشه،و هیچ وقت هم نخوام که برای دیگران خودم رو لاغر کنم،چون خیلیا هستن که واقعاً برای دیگران میخوان لاغر بشن و میگن دوست دارم لاغر بشم تا دیگه از خجالت دیگران در بیام که این چند سال منتظر منه که یه تغییری بکنم و استرس داره که هرچه زودتر لاغر بشه،که اینم خیلی چیز بدیه و نمیذاره که متناسب بشم،ذهنم نمیپذیره که بخوام کاری انجام بدم که دیگران خوشحال بشن،اصلاً براش غیر منطقیه،نمیفهمه این موضوع یعنی چی،چون ذهن خودمه و فقط برای خودم میتونه تصمیم بگیره،چطور ممکنه با ذهنم بخوام کاری انجام بدم که مثلاً اون دوستم خوشش بیاد، ذهنم اصلاً زیر بار این نمیره،پس بنابراین باید در مسیر استمرار داشته باشم،
و به هیچ هم وجه هم نگم که مقاومت ذهنی دارم،این مقاومت ذهنی از کجا اومده؟؟من خودم کاری رو انجام ندم بعد بگم مقاومت ذهنی دارم،آخه مقاومت ذهنی در برابر چی دارم؟؟در برابر کاری که خودم انجامش نمیدم، باید بدونم این یه فکریه که معلوم نیست از کجا در اومده،بالاخره از یه جایی شروع شده،این مقاومت ذهنی رو یه جایی برای ما به وجود آوردن،که اینم از اون آموزشهای غلطه که یادش گرفتم،خودم کاری انجام ندم بعد بگم مقاومت ذهنی دارم،نمیذاره من برم مثلاً نرمش کنم، نمیذاره من برم پیادهروی کنم،نمیذاره من دوره ام رو درست انجام بدم، آخه این کیه؟؟این مقاومت ذهنی کجاست؟؟غیر از اینه که خودم خلقش میکنم،غیر از اینه که خودم بهش نیرو میدم، بهش قدرت میدم،چرا فکر میکنم از بیرون یه نیرویی هست که نمیذاره من حرکت کنم،این چه فکریه آخه؟؟
سپاسگزارم از شما استاد عزیز بایت این فایل عاااالی🙏🙏🌺🌺💖💖🦋🦋🙋🏻♀️🙋🏻♀️
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیزم و دوستان همراه
من هم که الان فکر میکنم ترسم از مواد غذایی ازبین رفت وآخریش سس مایونز بود که به شدت ازش میترسیدم و وقتی الویه درست میکردم برای خودم در ظرف دیگه میریختم و سس نمیریختم و میخوردم ولی برای مابقی اعضای خانواده سس اضافه میکردم.
که خدا رو شکر منم الان مثل باقی اعضای خانواده الویه ام رو سس اضافه میکنم .
مورد بعدی خوردن آش بود که همش چندین کاسه میخوردم وآخرش دلم درد میگرفت و دم میکردم . اما این سری فقط درحد یه بشقاب خوردم و دیگه تمایلی به خوردن نداشتم .
الانا سطح انرژی بدنم رفته بالا وصبح ساعت چهارونیم بلند میشم و با فایل پیاده روی داخل حیاط خونمون پیاده روی میکنم وخیلی احساس آرامش میکنم در حالیکه قبلا اصلا حوصله نداشتم .
تو خونمون برادرم متناسب هست . اون سری رفت بازار و دوتا جعبه سیب خرید اونم ریز. کسی چیزی نگفت چون همه اخلاقش رو می دونیم چون اگر سیب بزرگ باشه نصف میکنه میزاره داخل یخچال . میگه باهمون نصفه سیر شدم .
یا دامادمون متناسب مایل به لاغرهست البته به نظرمن متناسبه اما خانواده ام اون رو لاغر میدونن و بهش اصرار میکنن خوب برنج بیشتری بریز چراتعارف میکنی واون میگه من نمیتونم بیشتر از این بخورم .
و قبل ناهار که باهم میوه می خوریم اون فقط یک دونه نهایت دوتا بیشتر نمی خوره اونم با اصرار خانواده . میگه اگه میوه زیاد بخورم ناهار نمیتونم بخورم .
ما عادت داریم وقتی برای تفریح می رویم جنگل ویا دریا وکلی غذاهای رنگارنگ اعم از چای ومخلفات برای عصرانه . ناهار جدا بعددوساعت کباب جداو میوه و کاهو جدا .
ولی وقتی ایشون همراه ما باشه خواهرم اجازه این کار رو به ما نمیده میگه ما رومسخره میکنن واونها تو خانوادشون همه متناسب هستند و بعد ناهار چیزی نمی خورن تا غروب و غروب فقط یک استکان چای نهایتا یک دونه شیرینی .
اما اگه خودمان باشیم خانوادم کلی غذاهای رنگارنگ میبرن تازه بعدش میان خونه میگن گرسنمونه .
من این سری که همراهشون رفتم بیرون هندزفری به گوش پیاده روی کردم و یه کم ناهار خوردم وتمام . واقعا میلی نداشتم نه اینکه نخام بخورم .
من با کانون توجه ام درمسیر چاقی قرار گرفتم و باهمین تغییر کانون توجه ام برمیگردم به مسیر درست متناسب بودن .
من سالهای سال درمسیر چاقی استمرار داشتم پس بایستی درمسیر متناسب شدن هم استمرار داشته باشم .
چون زندگی من بالاپایین زیاد داشت یه موقع هایی شاد وآرام یه موقع های دپرس و غمگین و من داخل هر موقعیتی که قرار میگرفتم عوامل متعددی رو به چاقی لاغریم ارتباط میدادم . من حتی ویژگی شخصیتی رو در چاقی ربط میدادم .کلا کلکسیون از باورهای چاقی بودم که منو درمسیر چاقی پیش میبرد .
چقدر هم این جهان شبیه فضای مجازی اینستاگرام عمل میکنه مثلا بگی کم تحرکی باعث چاقیه از فرداش کلی آدم میبینی که کم تحرک وچاقند وباور تو رو تایید میکنند .
مثل اینستا پیج یه بازیگر رو ببینی از فرداش هر روز پیج های بازیگران دیگر رو برات میاره .
کار ذهن هم شبیه برنامه اینستاگرام هست و کارش گسترش هر چی که دنبال کنی . و خودت هم حق انتخاب داری که پیج هارو دنبال کنی یا نه . ومنم حق انتخاب دارم که آگاهانه همه چی رو نپذیرم .
پس بیام پیج های ذهنی چاقیم رو عوض کنم و پیج های ذهنی لاغری رو دنبال کنم واز این خاصیت ذهن که کارش گسترش یه موضوع هست درجهت رسیدن به خواسته ام استفاده بکنم
به نام خدای زیبایی آفرینم
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
بیشتر مردم از وضع زندگیشون خوشحال نیستن!!!!!
بیشتر مردم از همه چیز مینالند ولی برای عوض کردنش هم هیچ کاری نمیکنند!!!!
بیشتر مردم افسرده اند ولی برای همه چیز وقت میزارن الا خودشون!!!!!!
بیشتر مردم یه ملیون چیز دارن که بهش افتخار کنن ولی فوکوس کردن روی چهارتا چیز که دوست ندارند!!!!!!
بیشتر مردم هیچی از پتانسیل خودشون نمیدونن!!!!!
بیشتر مردم صبر میکنن تا وقتی دیگه خیلی دیر شه وقتی که میفهمن میتونستن هر چی که آرزوش و داشتن داشته باشن که میفهمن باید میرفتن دنبال هر چی دوست دارن تو زندگیشون !!!!!!
دوست همگامم تو رو نمیدونم ؟؟؟؟؟
ولی!!!!!!
ولی!!!!!
من نمیخوام مثه بیشتر مردم باشم؛
من نمیخوام معمولی باشم؛
میخوام متفاوت فکر کنم ؛
به خواسته تناسب اندامم توجه میکنم ؛
متفاوت از ذهن چاقم رفتار می کنم که متفاوت به دست بیارم ؛من سعی میکنم برای متناسب شدن ؛
میدونم اگه واسش بجنگم اگه راسخ باشم اگه خودمو وقفش کنم به دستش میارم ؛
بله اگه خودمو وقفش کنم به دستش میارم ؛
اگه کم نیارم یه روز به دستش میارم ؛
آموزشهام و عملی میکنم در زندگیم ؛
میخوام یه برنده باشم بین برنده ها ؛
شگفت انگیز شگفت انگیزها بشم ؛
معمولی بودن بسه دیگه؛
میخوام یه نسل بسازم از همینجا از همین الان یه نسلی که شروع بشه با یه قلب بزرگتر، اخلاق بهتر، اندام استانداردتر ؛
من یه بلند پروازم که به تک تک بلند پروازیهام میرسم ؛؛؛؛
آره من یه آدم غیر معمولی ام ؛
بیشتر مردم کم میارن!!!! اما من کم نمیارم؛؛؛؛؛
بیشتر مردم جاده راحت و انتخاب میکنن!!!!! من جاده پیشرفتو؛؛؛؛؛؛
جاده تناسب فکری من پر از تپه و ماجراجوییه این دقیقا همون چیزیه که من میخوام چالش من عاشق چالشم
بیشتر مردم مینالند و دنبال مقصرند!!! من تو خودم میرم اشکالاتم و بررسی میکنم و نگاه میکنم که بهترین راه چیه؛؛؛؛
بیشتر مردم جا میمونن!!!! اما من جا نمیمونم ؛؛؛؛
بیشتر مردم جا میزنن !!!!! اما من جا نمیزنم؛؛؛؛؛
بیشتر مردم کم میارن!!!!! اما من کم نمیارم ؛؛؛؛؛
من تمام ضربه هایی که از چاقی خوردم و جبران میکنم ؛
من افکار قدرتمند چاقی رو ریشه اش و میخشکونم و به جاش افکار پر قدرت تر لاغری و تناسب فکری و رشد میدم درون خودم ؛
من باورهام و اصلاح میکنم از مواد غذایی نمیترسم؛
من با ترسهام رو به رو میشم و اونها رو شکست میدم ؛
من به مقدار مورد نیاز بدنم غذا میخورم ؛
من از غذا برای چاق کردن خودم استفاده نمیکنم ؛
من از مواد غذایی درست استفاده میکنم ؛
میخوام از تولد آگاهانه فکریم لذت ببرم و تغییراتم و توی این مسیر بررسی کنم و مطمئنم نتایج بی نظیری خواهم گرفت در زندگیم که یکی از اون نتایج تناسب فکری و جسمی منه ؛
من انسان جدیدی از خودم میسازم مقصر تمام آنچه شده خودم هستم تک تک آنها را جبران میکنم با تمام وجودم سعی میکنم یاد بگیرم و به آموزه هایی که یاد میگیرم عمل کنم اگه تا الان اشتباه کردم برای این بوده که از راههای اشتباه زندگی کردم پس حالا که مسیر درست و تشخیص دادم حالا رفتارهای اشتباهم و شناسایی میکنم و تغییرشون میدم هر روز روی خودم کار میکنم مثل استاد عزیزم تا روزی که زنده هستم برای متناسب شدن و متناسب موندن انگیزه داشته باشم تا الگویی بشم برای دیگران تا اونها هم به مسیر درست هدایت بشن من برای خودم میخوام متناسب بشم من عاشق خودمم من هر چی که بخوام و به بهترین شکل به هدف میرسونم پس پیش به سوی تولد جدیدم الهی به امید تو
سلام استاد
خدا را شکر من توانستم امروز فایل 12 گام از 100گام سرزمین لاغرها را گوش بدهم در این فایل خیلی نکات کلیدی را گفتید ممنون از شما
من امروزمتوجه شدم هنوز فکر ذهن چاق در من فعال است که خوردن برخی از خوراکیها من را چاق میکند در حالی که قبل از خوردن به خودم یادآوری میکنم که تمام غذاها برای انرژی بدن من لازم است و میخورم ولی درگوشه ای از ذهنم هنوز به یقین نرسیدم و میگویم که خوردن فلان شیرینی و چربی برای من ضرر داشت و خودم را سرزنش میکنم که چرا خوردم و به خودم نگفتم سیرم و آن را خوردم
در این فایل که گفتید بسیار بسیار مهم است (تاثیر رفتار و باورهای قبلی ما درکسب نتیجه مناسب از دوره تناسب ذهنی مهم است )
و همچنین گفتید که در تمام دوره ها برای تمرینات باید سه چیز را درنظر بگیریم
1- هدف از انجام تمرینات چیست (متناسب شدن )2- آگاهی که دررابطه با این کار یاد گرفتیم ( راههایی برای یاد گیری متناسب شدن و تغییر فرمول ذهنی از چاقی به لاغری )3- در این آگاهی چه تمرینهایی است که باید انجام دهیم (فرمولهای ذهنی را از چاقی به لاغری تغییر بدهیم با نگاه کردن به افراد متناسب و نوع خوراکشان )
و در مورد ضربه هایی که از چاقی خوردیم بیشتر فکر کنیم ( نداشتن اعتماد به نفس – مشکلات تنفسی و بیماری – داشتن آرزوی لاغری – نداشتن انتخاب برای لباس و خوردن خوراکیها و……و در مورد تناسب اندام خیلی بیشتر فکر کنیم و افراد لاغر و نوع خوراکیهایی که میخورند و چه مقدار میخورند را نیز مد نظر قرار دهیم یعنی آگاهیهایی را که یاد گرفتیم را به کار ببریم به عنوان مثال ترس از چاقی قبل و بعد از غذا خوردن یک فرمول ذهن چاق است که باید روی این باور خیلی کار شود که بدن من به سوی متناسب شدن جلو میرود و بدانیم و یقین کنیم و بارها به خودمان بگوییم بدن من برای زنده ماندن به انرژی نیاز دارد پس من به اندازه نیازم غذا میخورم و با تکرار و تمرین این فرمول متناسب شدن را در بدنم فعال کنم
من در این فایل متوجه شدم که اگر هرروز یک فایل را چندین بار گوش بدهم و نکات کلیدی ان را یادداشت و عمل کنم و اصلا عجله نکنم برای اینکه در یک روز چند فایل را انجام بدم خیلی بهتر فرمولهای ذهنی برای متناسب شدن جلو میروند و خواندن نظریه های دوستان برای لاغر شدن و ثبات فرمولهای ذهنی مفید است
بازم از استاد عزیز ممنون که به صورت خیلی ماهرانه ایرادات ذهن چاق را میگویید تا ما برای رفع آن اقدام کنیم .
سلام خدمت استاد بزرگوار و همراهان لاغری عزیز
من این گام رو چندین بار برای خودم مرور کردم چندین بار فایل رو برای خودم گوش دام چون با اینکه خوب جلو میرم ولی هنوز از خودم راضی نبودم با گوش دادن به این فایل و دقت در اعمال و رفتارم متوجه شدم هنوز در مسیر چاقی هستم برخی اوقات هنوز مواد غذایی در ذهنم قدرت دارن هنوز باورم کامل تغییر نکرده که مواد غذایی چاق کننده نیستن با اینکه موقع گرسنگی میخورم ریزه خواری دیگه خدارشکر ندارم به محض سیری دست از غذا میکشم ولی ولی هنوز مواد غذایی برام غول هستن هنوز ته ذهنم میگم پیتزا چاق کننده است یا ….من امروز خیلی به این موضوع آگاهتر شدم و روی این باورم بیشتر تمرکز خواهم کرد اینکه مواد غذایی عامل انرژی من هست و من با لذت از آنها برای دریافت انرژی استفاده میکنم
یه موضوع دیگه هنوز عجول بودن در مسیر اینه کی لاغر میشم در وجودم هست ولی خدارو شاکرم که در مسیر لاغری روز به روز آگاهتر میشم و مطمنم که تناسب اندام حق طبیعی من هست و باورهای که عامل چاقی من شدن روز به روز محو تر میشوند
سلام به همه دوستان عزیز
اتفاقا تکرار فایل ها باعث میشه فرمول های ذهنی برای ما تکرار بشه
من واقعا دیگه هیچ عذاب وجدانی در خوردن ندارم
چونکه من مشکل رو از مواد غذایی نمیدونم بلکه مشکل رو از رفتار خودم میدونم ک به دستگاه گوارش نازنیم فشار میارم با زیاد خوردن و احساس ترکیدن
من همیشه گوش ب زنگ بدنمم تا هر موقع انرژی خواست و احساس گشنگی کرد سریع بهش غذا بدم
من معدمو اذیت نمیکنم حتی روزه ام نمیگیرم ک اذیت بشه
چون معده من حساس نباید خالی بمونه وگرنه کل سیستمم بهم میریزه
بله استاد عزیزم شما درست میگین فقط با نوشتن ولی عمل نکردن چیزی درست نمیشه
مهم اینه که بتونیم با خیال راحت غذا بخوریم و در یک کلام از زندگی لذت ببریم
دیگه نجوای ذهنی نیاد بگه ها زینب نگا کن لاغرا همه چیزای خوشمزه سرخ شده یا فسفودی برا اوناست
تو نخور چ میشی ها
نه من ۹۰ درصد مسیرمو رفتم یعنی تا ۹۰ درصد نمیترسم از غذاهای پرچرب خوردن
اون ده درصدم تا پایان دوره از بین خواهد رف همون درصدی ک دیده نمیشه و تاریکه
شاید باشه شایدم نباشه هیچ همون درصدم
مهم اینه ک تو مسیر لاغری بمونیم
و هرگز ترکش نکنیم
و اگرم فایل هارو گوش نکنیم تو عمللل نشون بدیم ما دقیقا مانند لاغرها غذا میخوریم
تو عید خیلی جاها گفتم میل ندارم
این یعنی من خیلی حواسم جمع😊
من ادم خیلی دقیقی هستم
انقد ک لاغری برای من با ارزشه
همون قدرم نباید نکات کلیدی رو فراموش کنم
نباید اصل هارو فراموش کنم
اصل اینه ک فرمول های ذهنی باید دقیقا مثل لاغر ها باشه
اصل اینه دیگه موقع غذا خوردن به شمردن کالری فکر نکنیم
اصل اینه ک وقتی احساس گرسنگی داریم چیزی بخوریم و به محض سیری دست بکشیم
اصل اینه ک بدن خودمون رو دوست داشته باشیم
اصل اینه یادمون نره ک در جاده لاغری با ذهن قرار داریم
اصل اینه در این مسیر عجله نکنیم
اصل اینه لاغری در درون ما همیشه وجود داشته و داره
ما روز ب روز به این لاغری نزدیک تر میشیم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عطار روشن عزيز
اين فايل بي نظير بود
ميتونم بگم يكي از بي نظير ترين فايل هايي بود كه تا الان در اين صد گام شنيدم
با لايه هاي زيرين باورهاي ما كار داره
ما رو با خودمون رو به رو ميكنه
مطمئنم خيليا يا نتونستن اين فايل رو تا آخر گوش بدن يا اگر گوش دادن منيت اونها انقدر توي گوششون فرياد زده كه كه اصلا منظور شما رو اشتباه متوجه شدن و منحرف شدن…يه عده هم خدا رو شكر تونستن گوش بدن
خود من جز كسايي بودم كه از ديشب دو بار اومدم اين فايل رو گوش بدم ولي ديشب كه چند دقيقه ازش گوش دادم و رفتم سراغ كار ديگه اي
امروز صب كه داشتم صبحانه ام رو آماده ميكردم اومدم توي سايت و پلي كردم فايل رو …باز ذهنم داشت ميگفت اينا رو كه ميدوني چند وقته داره ميگه و تو هم ميخوني توي سايت
ولي از وسطاش يه جاهايي انگار خودمو و رفتارمو جلوي آينه قدي ميديدم
گاهي ميخواستم فرار كنم ازش ولي باز به خودم گفتم نه فهيمه تو تعهد دادي ..تو لياقت متناسب شدن رو داري
و از دقيقه بيست به بعد كه گفتم وااااي خداي من اين فايل اصلا رايگان نيست و جهان هستي ميدونه كه اين فايل بهاش رايگان نيست به همين دليل هست كه هر كي مرد عملش باشه اين فايل رو گوش ميده
بهش عمل ميكنه و نتيجه ميگيره و ممكنه در ادامه نتيجه گرفتن ذهنش متقاعدش كنه كه دوره ها رو تهيه كنه و نتايج بزرگتر بگيره
به اين ترتيب بهاي اين فايل هم جبران خواهد شد. و چقدر اين قانون جهان رو دوست دارم كه ذره اي كار نيك در اين جهان بي پاسخ نمي ماند و برعكسش (به اميد اينكه به زودي راهي براي پرداخت از طريق پي پل براي ما كه ايران نيستيم فراهم بشه)
استا عطار روشن عزيز
وقتي گفتيد ما سن تولد آگاهانه داريم و حالا بايد خودمون انتخاب كنيم در اين تولد آگاهانه چه رفتاري داشته باشيد
ذهنم يكدفعه ساكت شد و سراپا گوش شدم
نشون ميده كه روحم چقدر منتظر اين لحظه بوده كه من خودم تصميم بگيرم كي باشم نه اينكه خانواده و جامعه براي من تصميم بگيرن كي باشم با چه خصوصياتي
بايد بهم بر بخوره كه ديگران يكسري رفتار رو براي من تعيين كردن و من طبق اون رفتار دارم از يكبار فرصتي كه در اين دنيا دارم استفاده ميكنم
به جاي اينكه از حرفها و كارهاي ديگران ناراحت بشم و بهم بربخوره كه نتيجه اي جز ناراحتي بيشتر برام نداره ….حالا بيام در اين تولد آگاهانه تصميم بگيرم رفتارهاي چاقي يا هر رفتار بد ديگه اي كه از ديگران ياد گرفتم و داره بهم ضربه ميزنه رو ازش ناراحت بشم و قبولش نكنم و خودم رفتاري كه شايسته شخصيتي هست كه دوسش دارم رو بسازم و طبق اون عمل كنم
در يك كلام بزنم زير ميز ، بازي رو بهم بزنم و اونطوري كه خودم دوست دارم بازي رو دوباره بچينم و پيش برم
اين فايل انقدر حرف توش داره كه در اين كامنت نمي گنجه
ميرم سراغ نكته بعديش
اينكه گفتيد از افراد متناسب الگو برداري كنيم و ببينميم چطور با مواد غذايي رفتار ميكنن و ما هم سعي كنيم رفتار هاي اونا رو تكرار كنيم هم بسيار نتيجه ميده
من قبلا هم گفتم كه يك دوست به شدت متناسب دارم كه اتفاقا با فردي هم ازدواج كرد كه اونم مثل خودش متناسب هست و عادت هاي غذايي و طرز برخوردشون با غذا مثل خود دوستم هست
من هر وقت اين دوستم رو ميبينم تا يكي دو روز ذهنم نمي پذيره مثل قبل غذا بخورم
هي به همسرم هم ميگم كه مثلا اگر اين خوراكي خونه فلاني بود تا شش ماه بعد كه ميرفتيم خونه شون هنوز بود
مثل ما نيستن كه دو روزه تمومش كنن
شما باورت نميشه خوراكي ها انقدر توي خونه شون ميمونه كه بوي “نا” بوي مونده گي ميگيرن .و خودشون متوجه نميشن كه اين بو ، بوي مانده گي هست …چرا ؟چون ذهنشون اون بو رو ميشناسه…و براش غير عادي نيست
نميخوام بگم ما هم كه ميخوايم متناسب بشيم بايد مثل اونا عادت كنيم بوي ماندگي رو نفهميم در مواد غذايي…
اين عادت اوناست …
ميخواهم بگم عمق باورها درباره تناسب اندام چقدره كه اصلا جايي براي اين باور كه بوي مواد غذايي تازه با مونده رو بفهمن نمونده
الان متوجه شدم كه جهان هستي چرا اين دوستم رو گذاشته توي زندگيم چون ذات من متناسب بودن رو دوست داره ، خداي من ميدونه كه من چقدر با متناسب بودن خوشحال ميشم ، به همين دليل خيلي نرم اين دوست رو توي زندگي من آورده كه ازش تاثير بگيرم
قربون خدا برم كه اصلا زور نميگه بهم حتي در جاهايي كه من اون چيز رو دوست داشته باشم و برام شادي به همراه داشته باشه
همين دوستم به اضافه شوهرش و به اضافه يك دوست ديگه اونم با خانواده شون تقريبا رول مدل من هستن
هر وقت ميرم خونشون يا مياد خونمون انقدر تحت تاثير رفتار غذاييشون قرار ميگيرم كه تا يكي دو روز انگار سرم خورده به ديوار و گيج ميزنم
الان كه دارم مينويسم هي دوستامون دارن ميان توي ذهنم و ميبينم تعداد دوستايي كه خدا دور من جمع كرده تا من رو به متناسب بودن نزديك كنه زيادن و حتي ميتونم بگم 90% شون
و هي داره در همين حين تايپ كردن رفتار هاي غذاييشون مياد توي ذهنم
يكيش اين كه يكيشون وقتي مثلا ما شام ميريم خونشون ، خودش فقط سالاد ميخوره…و ميگه من معمولا شام رو زود ميخورم و چون توي مهموني ها شام ديرتر سرو ميشه ، من شام رو سنگين نميخورم چون خوب نميتونم بخوابم
يكيشون توي يك مراسم بزرگ كه توي تالار گرفته بودن و خودش صاحب مجلس بود موقع سرو غذا كه ناهار بود گفت : كه صبحانه هم نخوردم امروز …
و فكر ميكنيد غذا چي خورد …از بين اينهمه مدل غذا كه روي ميز بود ايشون يه تيكه ماهي با يكم برنج و سالاد خورد در حد يك پيش دستي كوچيك
من، همون لحظه كه داشت ميگفت از صب چيزي نخوردم داشتم فكر ميكردم من اگر جاي اين بودم و صب ميدونستم تا ظهر چقدر بدو بدو دارم و چقدر قراره كار انجام بدم انقدر مفصل صبحانه ميخوردم كه نگو
و الان كه وقت ناهار هست حتما به خودم ميگفتم انقدر امروز بدو بدو داشتي و كالري سوزوندي كه اگر دو بشقاب پر غذا بخوري هم باز كالري امروز جبران نميشه
يعتي تمام اين فكرا در همون چند ثانيه اي كه دوستمون فقط داشت ميگفت از صب صبحانه هم نخوردم توي ذهن من داشت ميچرخيد
الان كه دارم خودمو مرور ميكنم ، فهميدم من از اونجايي كه خيلي وقت هست كه از خدا خواستم در مسير تناسب اندام قرارم بده و چون به شدت آدمي هستم كه با خودم توي ذهنم حرف ميزنم و صداهاي توي سرم خيلي بلنده، اين چيزايي كه براتون گفتم مدتي هست براي من رقم ميخوره توي ذهنم و باهاش روبه رو ميشم
شايد بيش از يكساله كه اين اتفاق داره توي ذهنم ميوفته با ديدن غذا خوردن افراد متناسب
الان ديگه ميدونم هر كي مهموني مياد خونمون همه شون كم غذا ميخورن
به همسرم ميگم بايد حواسم باشه خيلي غذا درست نكنم ، چون هر كي مياد خونمون نه ميوه زياد ميخوره نه تنقلات نه غذا
همه اش بعدا ميمونه خودمون بايد بخوريم
اينايي كه دارم تعريف ميكنم عين واقعيت اين يكسال و نيم شايدم دو سال گذشته ست كه برام تغيير كرده همه چي
و الان ميفهمم كه آمدنم به اين سايت اصلا تصادفي نبوده و من هدايت شدم به اين سايت
ريشه هاي تغييرات باوري در من در حال شكل گيري بوده
بخوام بگم خيلي زياده
يكي از تغييرات ديگه اي كه توي اين چند ماه اخير انجام دادم اين بود كه يكي از اين افراد لاغر كه رول مدل من هستن
يه روزي رفتيم خونشون ، در كابينت هاشو كه باز كرد ديدم هيچي توي كابينت هاش نيس اصلا مثل من انواع شيشه هاي پر از مواد غذايي خشك مثل حبوبات و سبزيجات نيست
تعجب كردم
گفتم خدايا من دارم دنبال خونه بزرگتر ميگردم كه اينا رو جا بدم توش
اينهمه مواد غذايي كه ميخريم
دنبال يخچال خيلي بزرگتر ميگردم كه بيشتر توش جا بدم
ميگردم دنبال خونه اي كه بتونم يه يخچال صندوقي توي گاراژي انباري جايي بزارم….چطوري اينا حتي كابينت هاشونم خاليه
و يه يخچال كوچولو دارن كه يك فريزر كوچولو بالا داره يخچال هم پايينشه
خلاصه اين فكرا انقدر توي سرم چرخيد تا تصميم گرفتم منم كابينت هامو خالي كنم
اولش نوشتم و امضا كردم كه تا يكماه هيچي نميخرم توي خونه تا كابينت ها خالي بشه
آقا يكماه گذشت ، انگار هيچي دست نخورده بوده بود توي كابينت ها
ماه بعد رو هم بهش اضافه كردم و فقط سبزيجات تازه براي سالاد و خوردن هفتگي ميخريدم
فريزري اصلا
خلاصه غذاهايي درست ميكردم كه تا حالا اون تركيب رو نخورده بوديم
چون فقط ميخواستم اون مواد غذايي كه داريم تموم بشه
گذشت و گذشت
تقريبا چهار ماه طول كشيد تا من %98 مواد غذايي كابينت ها رو و سبزيجات فريزر رو تموم كردم
ديگه هم براي كابينت چيزي نخريدم و موفق شدم سر تعهدم بمونم
ريزه كاري هايي داره كه توضيحش خيلي طولاني ميشه
من متوجه باور فقر شدم در اين بين …باوري كه به من ميگفته كمبود هست …همه چيو زياد بخر كه يكوقت كم نياد…خيلي كار برزگي بود براي من اين خالي كردن كابينت ها مثل يك دانشگاه من ياد گرفتم ازش
ولي من موفق شدم يك گام بزرگ در زندگيم بردارم كه عادتهايي بودن كه خودم انتخاب نكرده بودمشون
چيزيه كه ما توي ايران ياد گرفتيم انواع حبوبات بايد توي كابينت هامون باشه
انواع سبزي خشك بايد باشه
نميدونم ديگه انواع چيز ميزاي سرخ شده توي فريزر باشه
انقدررررر ما ايراني ها عادت هاي بد غذايي داريم كه اگر سعي كنيم همونا رو يكي يكي بزاريم كنار نا خود آگاه متناسب ميشيم
من عادت هاي خريد خيلي بد داشتم
خيلي بد
انقدر همه چيو زياد ميخريدم
انقدر از همه چي همه رقمش بايد توي خونمون ميبود
رب گوجه چندين مدل
كنسرو گوجه جدا
كنسرو گوجه ايتاليايي با سبزيجات مخصوص مخصوص پاستا جدا
واي واي
همه اينا رو هميشه ميخريدم و بايد توي خونه ميبود كه اگر يه روزي خواستم مثلا پاستا ايتاليايي درست كنم سس مخصوصش باشه توي خونه
يادمه يكبار يكي از اين دوستان متناسب اومدن خونمون و انقدر مواد خوراكي سر ميز بود كه اين دوستمون گفت وااااي خداي من ، من اصلا نميتونم انقدر مواد خوراكي بخرم توي خونمون
گفت اصلا يادم نمياد جايي هم ديده باشم انقدر زياد مواد غذايي توي يه خونه اي
شما چطوري انقدر ميخريد
يكي يكي يادم مياد
انواع سس توي يخچال بود
انواع پنير هميشه توي يخچال بود
انواع خشكبار مثل آلو زرد آلو سياه ، انجير خشك ،كوفت خشك ….از دست خودم حرصم ميگيره كه من چه رفتاراي بدي داشتم
من مطئنم بيشتر ايراني ها، همين رفتار منو دارن و بيشتر ثروت و منابع مالي در خونه شون صرف مواد غذايي ميشه
همه اش هم به خاطر عادت هايي هست كه به ما داده شده و مال خودمون نيست
بخشيش هم به خاطر حرف مردمه
همه اين پرحرفي ها از اونجا اومد كه قلبم گفت شايد يكي بخونه كه دوست داره اين تغيير بزرگ رو در زندگيش ايجاد كنه و من رو الگو قرار بده
و شيريني اين تغيير بي نهايت هست
بگم كه عادت هاي بد هم از بين نميرن اونا هم سرجاشون هستن
ما كه داريم با تكنولوژي فكر كار ميكنيم ياد ميگيريم عادت هاي خوبمون رو بيشتر كنيم تا عادت هاي بد مجال خود نمايي نداشته باشن
گاهي يه صداهايي ته ذهنم ميگه خوب كه چي !!! اينهمه نعمت هست كه ميتوني همه رو توي خونه ات داشته باشي…چرا خودتو محروم ميكني …من ميگم نه من خودمو محروم نميكنم …من دارم جاي نعمت ها رو توي زندگيم تغيير ميدم…چندين سال اون نعمت هاي خوراكي توي خونم بودن …الان ميخوام كمدم پر از لباس هاي متناسب و خوشگل باشه …لباس هايي كه ميخرم و ميپوشمشون…چون من لباس كه سايز خودم نبوده هم زياد ميخريدم به اميد روزي كه لاغر ميشم ميپوشمشون
دوستي كه متن من رو خوندي ممنونم از چشمات به اميد موفقيت همه مون
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم
فهیمه خانم
کامنتتون خییلی عالی و آموزنده بود برام.
خیلی از متنتون لذت بردم
این اولین کامنتی هست که در پاسخ دیدگاه مینویسم
از بس که از دیدگاهتون خوشم اومد
واقعا تک تک این کارهایی که گفتین رو توی زندگی چقدر انجام دادیم
فقط به فکر پر کردن یخچال و فریزر و شکممون
واقعا ممنون بابت دیدگاه عالی تون.
نشان های دریافت شده
سلام و درودی دیگر به همه دوستان و استاد مهربانم.
گام۱۲:در مسیر چاقی هستید یا لاغری؟ لاغری آسان و ماندگار در صورتی امکان پذیر هست که یاد بگیرید هر روز در مسیر لاغر شدن حرکت کنید که خدارو شکر من هر روز دارم در این مسیر زیبا و لذت بخش حرکت میکنم.در هر جنبه از زندگی همواره دو جهت یا مسیر وجود داره:مسیر موفقیت که شمارو به طرف خواسته ها و آرزوهاتون هدایت میکنه و مسیر ناکامی و شکست که شمارو به سوی تجربه ناخواسته ها و مشکلات هدایت میکنه. در هر لحظه ما انتخاب میکنیم که در کدام مسیر حرکت کنیم.در مورد جسم هم همین موضوع صدق میکنه و هر زمان ما انتخاب میکنیم که در مسیر لاغرشدن حرکت کنیم یا در مسیر چاق تر شدن.من برای بودن در مسیر لاغرشدن باید کاری انجام بدم اما در مسیر شکست تنها کاری که باید انجام بدم اینکه هیچ کاری نکنم .برای لاغرشدن فقط آرزوی لاغرشدن را داشتن کافی نیست باید کاری متفاوت از آنچه تا الان انجام میدادیم انجام بدین و اون موندن در مسیر لاغرشدن هست.این مسیر لاغری با ذهن مسیریه که کاملا ذهنی هست و نیازی به کار فیزیکی و سختی و تلاش نیست.این مسیر به ما یاد میده اول مسیر چاقی رو خوب بشناسیم و بعد تصمیم بگیریم برای لاغرشدن مسیر جدیدی رو برای زندگی کردن در پیش بگیریم.و این از طریق تمرینات ذهنی و استمرار در انجام آنها امکان پذیرهست.صعود در این مسیر یعنی داریم به لاغری میرسیم و سقوط یعنی داریم از مسیر لاغری دور میشیم و به مسیر چاقی نزدیک میشیم.نقش اصلی رو ما ایفا میکنیم که چطور از این مسیر استفاده کنیم و فقط گوش دادن و نوشتن نیست بلکه باید اون چیزی که یاد گرفتیم رو به عمل تبدیل کنیم و من دارم این کار رو انجام میدم وقتی میخوام غذا بخورم مدام مطالبی رو که یاد گرفتم مرور میکنم در ذهنم و این باعث میشه نقشه ذهنی داشته باشم برای خوردن یا به افراد متناسب اطرافم نگاه میکنم که اون چه رفتاری داره اگه همون رفتاری هست که من دارم به خودم آفرین میگم که دارم گفته هارو به عمل تبدیل میکنم و اگر رفتار جدیدی بود سعی میکنم من هم انجامش بدم و هرچه بیشتر انجام بدم به لایههای زیرین ذهنم دسترسی پیدا میکنم و این باعث میشه فرمولهای چاقی گذشته برام کم رنگ و کم رنگتر بشه.و آنقدر تکرار میکنم تا به واقیعت زندگیم تبدیل بشه.نباید برای تغییر افکارت تاریخ تعیین کنی نباید به تاریخ توجه کنی.ملاک موفقیت در لاغری با ذهن عمل کردن به آموزشهاست نه تاریخ شروع.کسی از این دوره ها نتیجه میگیره که به ۲موضوع بسیار مهم متعهد باشه.اولی هر روز کاری برای موندن در مسیر انجام بده مثل گوش دادن به فایلها یا تمرین و تکرار.دومی تلاش کنه موضوعات تئوری رو به عمل تبدیل کنه که همون توجه کردن به افراد متناسب و یادگیری رفتارهای درست اونها باشه.و باید خودت رو محک بزنی که چقدر افکارت تغییر کردن.مثلا چقدر ترس از خوردن برات کم رنگ شده آیا بازم از خوردن بعضی مواد غذایی ترس داری که نکنه باعث چاقیم بشه.قانون اینکه مواد غذایی به شما ضربه ای نمیزنه و باور اشتباه اینکه خوب اگه مواد غذایی هیچ ضرری ندارد پس من هرچقدر بتونم میخورم که این کاملا اشتباه نمیشه با باور قانون رو عوض کرد ولی میشه باورمون رو با قانون همسو کنیم ما برای زنده موندن به انرژی نیاز داریم و این انرژی با خوردن غذا تامین میشه پس خوردن به حد نیاز بدن نمیتونه مارو چاق کنه اون ما هستیم که با زیاده روی داریم خودمون رو چاق میکنیم.پس قانون درسته ما هستیم که باور اشتباه داریم.