۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سالهایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.
تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالش های مسیر لاغریه. مسیری که باید قدمبهقدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫
🌧️ چرا فکر میکردم بیارادهام؟
بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبهرو میشدم.
رژیم میگرفتم، ورزش میکردم، امید میساختم… اما خیلی زود همهچی برمیگشت سر جای اول 😞 و من میموندم و یه ذهن پر از شک:
🔁 «من نمیتونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگترین چالش های مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سختترین قدمم، باور کردن این بود که من میتونم. 🧠
ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:
🗣️ «تو نمیتونی!» 🗣️ «چاقیات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بیفایدهست!»
و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخرهکنندهشون آتیشی میریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐
میگفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»
و من؟ فقط دلم میخواست باور کنم میشه… حتی اگه سخته.
💪 اما میدونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سختترین چالش های مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.
برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر میکردم:
«چطور میتونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»
این باور مثل یه ریشهی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش میدادم 🌱
چالش های مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهمترینش همینه:
✳️ «باور کنیم که میتونیم.»
گاهی پیامهایی در سایت میخونم که توش از ناامیدی نوشتن.
🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…
🔸 انگیزهشون پایین اومده…
و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:
چالش های مسیر لاغری تموم نمیشن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، میتونیم ازشون عبور کنیم 🌈

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزهمون ته میکشه…
یکی از مهمترین چالش های مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم میشه، انگار باتریمون خالی میکنه 🔋😞
اما چرا؟
دو دلیل اصلی داره:
۱️⃣ توجه به چاقی و عوارضش
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشیم، جسممون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماریها، نگاه سنگین دیگران و خستگیهای روحی درگیریم.
هر روز با این واقعیتها زندگی میکنیم و در عین حال داریم آموزش میبینیم و تمرین میکنیم.
⚠️ این همزمانی میتونه ذهن ما رو منحرف کنه…
وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی میبینی، خاطرات تلخ شکستهات دوباره زنده میشن.
و این یکی از سختترین چالش های مسیر لاغریه:
اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭
۲️⃣ توجه به حرف دیگران
😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالش های مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!
اونایی که سالها مارو چاق دیدن، هنوز هم بهجای حمایت، سعی میکنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:
👄 «بازم چاق شدی!»
👄 «اینهمه رژیم گرفتی چی شد؟!»
و اینجا یه اشتباه معمول رخ میده:
🔊 بهشون میگیم که داریم روی ذهنمون کار میکنیم!
نتیجه؟
مسخرهمون میکنن، ناامیدمون میکنن، و حتی باعث میشن به خودمون شک کنیم 😔
و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!
اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری بهسمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالش های مسیر لاغری باشه.
ذهن چاق بیکار نمیشینه! 🤯 چون سالها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.
🎢 هرچی بیشتر پیامهای شرکتکنندهها رو میخونم، بیشتر این تصویر برام روشن میشه:
مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخزدهست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!
و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔
🎒 از چالش های مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کولهبار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کولهبار چاقی!
چی توشه؟ مثلاً اینا:
- ترس از اینکه نکنه چاقتر بشم 😨
- خاطره شکستهای قبلی با رژیم و ورزش 🥀
- حرفهای ناامیدکنندهی اطرافیان 😒
- تبلیغهایی که قول لاغری سریع میدن 🧃
- پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راههای جدید ⚠️
همهی اینا وزنههاییان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر میشه.
📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اونهایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفتانگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!
پیامهایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.
چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.
🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع میشه، دیگه نمیره دنبال روشهای دیگه!
چون میفهمه هر راهی بهجز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگهست…
✨ پس یادت باشه: یکی از مهمترین چالش های مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روشهای ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.
❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟
آیا غیر از اینه که همون مسیر لاغری با ذهن که تا الان باعث کاهش وزن و سایزت شده، باید با تمرکز بیشتری ادامه پیدا کنه؟ 🤔
اما اینجا یکی از مهمترین چالش های مسیر لاغری ظاهر میشه…
😮💨 خیلی وقتها عوامل بیرونی مثل حرف اطرافیان، تبلیغات وسوسهانگیز یا مقایسه با بقیه باعث میشن آدم از مسیر اصلی منحرف بشه.
و متأسفانه، تاوان این اشتباه چیزی نیست جز برگشت دوباره به چاقی، و حس یأس و ناامیدی عمیقتر از قبل. 💔
یادت باشه: یکی از حساسترین چالش های مسیر لاغری با ذهن اینه که وقتی به نتایج خوب رسیدی، فریب نخوری و فکر نکنی یه روش دیگه «لاغری بیشتر» رو برات میسازه.



🌟 تجربه لاغری همیشگی واقعاً ممکنه؟
بارها و بارها گفتم و باز هم میگم:
لاغری با ذهن یعنی تجربه لاغری همیشگی. ✨
و این فقط یه شعار قشنگ نیست!
من و خیلی از همراههای مسیر لاغری با ذهن، مدتهاست که به این تجربه رسیدیم. نه فقط توی عدد ترازو، بلکه توی فکر، احساس، سبک زندگی و نگاهمون به خودمون 🍃
اما یه نکته خیلی مهم وجود داره…
اگه کسی با آموزشهای مسیر لاغری با ذهن وزن کم کرده، ولی بعد دوباره وسوسه شده بره سراغ یه رژیم یا روشی دیگه، نشون میده هنوز به عمق آموزشها نرسیده و درک صحیحی از چالش های مسیر لاغری نداره…
فقط تمرین کرده، شنیده، نتیجه دیده – ولی هنوز “درک” نکرده که لاغری با ذهن یعنی تغییر شخصیت، نه فقط کاهش عدد وزن. 🔄
🧠 وقتی درک واقعی اتفاق میافته، دیگه ذهن نمیتونه گول تبلیغات لاغری سریع رو بخوره. دیگه آدم دنبال روشهای موقتی نمیره. چون میدونه:
«تجربه لاغری همیشگی» فقط توی همین مسیر ذهنیه که اتفاق میافته، نه جایی دیگه! ❤️🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
نوشتن درباره آنچه در گذشته برای لاغری انجام دادهاید و مقایسه آن با شرایط فعلی سبب میشود که درک و عملکرد بهتری از چالش های مسیر لاغری با ذهن داشته باشید.
شاید از نظر شما نتیجه فقط لاغر شدن باشد اما از گذشته این تجربه را دارید که فقط لاغر شدن نمیتواند نتیجه نهایی باشد چون لاغر شدن به شکلهای مختلفی به دست میآید ولی به راحتی از دست میرود.
بنابراین درک چالش های مسیر لاغری با ذهن بر ریشه فرمولهای ذهنی شما تأثیر میگذارد و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتار شما خواهد شد.
برای تمرین این جلسه ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و سپس به سوالات مطرح شده به شکل انشایی پاسخ دهید.
- تجربه خود در گذشته که از روشهای مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
- چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن میگرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها میکردید؟
- فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور میشود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
- به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمولهای ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
- با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید در نظر بگیرید؟ شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.53 از 116 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام دوره لاغری با ذهن چون هنوز کاملا ما برآن مسلط نیستیم و چاقی وحرفهای مردم و اصرا راطرافیان ب خوردنهای بی مورد که کلافه کننده هم هست وجود دارد مسیر بسیا ربسیار لغزنده ای هست که هرلحظه اگه حواسمون به خودمون نباشه مارا زمین می زنه وخوب طبیعیه هرکسی بعد از شکست احساس خوبی ندار ه ولی من تا اینجا که آمدم نتایج خوبی در رفتار خودم می بینم امیدوارم م همینطور آهسته آهسته این مسیر پر خطر را در کنار استاد وبا یاری خدا طی کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوره لاغری با ذهن واقعا معجزه ای از سوی خداست من واقعا نمی فهمم چطور عادتهام دارند یکی یکی بیرنگ میشند واز بین میرند واقعا بعصی روزها به مواد غذایی که قبلا بر اشون جون میدادم نگاه می کنم کاملا بی میلم ولی اطرافیان با اصرار های نابجاشون خسته ام می کنن خدارا واقعا شکر که مرا به این مسیر دعوت کرد وسپاس فرا وان از استاد عطار روشن برا ای این دوره لاغری باذهن
من هم دراین مسیر بسیار لیز با احتیاط حرکت می کنم امیدوارم گام به گام به هدفم نزدیکتر شوم
سلام استاد.ممنون باید فایل و نوشته فوق العادتون. خسته نباشید و خداقوت.
چندتا نکته برا خودم:
✓توسط منطقتون تهدید میشید که تو نتیجه نمیگیری
✓امکان نداره بعد شنیدن فایلا تغییر نکنی
✓سوال و جواب کردن محتویات ذهنتو بهت نشون میده و تو تغییرش میدی
✓لازم نیست بدونی چطور نتیجه میگیری.فقط تمریناتو انجام بده.اونایی ام که نتیجه گرفتن نمیدونن دقیقا چی شد
✓مهم نیست چند کیلویی و جسمت چجوریه.مشکل چاقی تو ذهنته.فشار چاقی و رنج چاقی تو ذهنته.
✓لاغری باذهن اسونه ولی مسیر لیزه
•منم دقیقا با این اموزشا به جایی رسیدم که فهمیدم تازه دارم لاغریو حس میکنم و احساسم عوض شده و همون موقع یهو اطرافیان بهم گفتن : رژیمتو ول کردی؟ بهتره بری باشگاه تا چاق تر نشی. همون موقع کلا بهم ریختم و همه اون احساسات خوب از بین رفت.و حالا این وسط یه نفرم بود بعد مدت ها دیدمش گفت تغییر نکردی و خوبی. چاق نشدی.ولی تمرکز من اصلا رو اون نمیرفت.
✓چشمتون رو از جسمتون بردارید
✓نمیخاد به منفی باف ذهنت غلبه کنی فقط ادامه بده
✓هرچی که بهمت میریزه به خودت بگو :اینم جزو همون لیز بودن زمینه
✓باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتار شما خواهد شد
✓بلاخره از هر روشی میشه لاغر شد ولی مهم اینه لاغر بمونی و دیگه تا اخر عمرت خیالت راحت باشه.
با هر روشی میشه یکسری عادات رو تکرار نکرد برای زمان محدودی اما مهم اینه این عادات ریشه ای از وجودمون بیرون بیان و حذف بشن.
✓باور کرده بودم که من نمی توانم لاغر شوم و من اراده لاغر شدن را ندارم. در یک کلام، عقیده داشتم لاغربشو نیستم
✓ذهن چاق هر لحظه دلیلی برای لاغر نشدن را در گوشم زمزمه می کرد. دلایلی که همه درست بودند و تک تک آنها را تجربه کرده بودم.
✓تمرکز بر توانایی لاغر شدن بود
✓افراد در مسیر لاغری با ذهن به دو علت انگیزه و اشتیاق خود را از دست می دهند:۱- توجه به چاقی و عوارض آن۲- توجه به حرف دیگران
✓در واقع هر روز همزمان با تجربه رنج چاقی که شامل بیماری ها، فشار روحی، افسردگی، ناراحتی از حرف دیگران و … در حال یادگیری لاغری با ذهن است
✓همزمان بودن چاقی که حالت فعلی فرد است با آموزش های لاغری با ذهن سبب می شود که فرد ناآگاهانه به طریق مختلف به چاقی خود توجه کند و فکر کردن به چگونه لاغر شدن در او احساس یاس و ناامیدی ایجاد می کند.
باید همیشه مراقب چالش های ذهن چاق باشید.چون ذهن فرد چاق به دلیل عادت کردن به وضعیت چاقی همواره در تلاش برای منحرف کردن شما از تصمیم خود برای لاغر شدن است و اگر نسبت به حربه های ذهن چاق آگاهی نداشته باشید به سادگی گول خورده و از مسیر صحیح خارج می شوید.
✓کوله بار چاقی محموله ای است که شامل موارد زیادی می شود: ترس از چاق تر شدنبارها شکست خوردن در تلاش برای لاغر شدن از روش های مختلف.شنیدن حرف و حدیث های دیگران درباره چاقی.شنیدن تبلیغات روش های مختلف که وعده لاغری سریع و همیشگی را می دهند.پیشنهاد دیگران برای استفاده از روش های مختلف لاغری و …
۱-۲-از روش های مختلف لاغری استفاده کردم ولی در نهایت همه رو رها کردم.چون سخت بودن برام و قابل ادامه دادن نبودن.چون عاداتی که در اون روش ترک کرده بودم به مرور با گذشت زمان برمیگشتن واین عادات باعث میشدن نتونم رژیم رو درست رعایت کنم که برای همین رها میکردم.بعد از گذشت زمان نا امید میشدم از نتیجه گرفتن از اون رژیم و اونو رها میکردم و دنبال روشی بهتر میگشتم.یا چون رژیم اعصابمو بهم میریخت بعد مدتی فشار ذهنیم زیاد میشد و کلا رها میکردم و رو میوردم به غذا خوردن.رژیم یک دستور العمل مشخص داشت و اگر چند روز دقیقا اونطور عمل نمیکردم یهو ول میکردم رژیممو.با گذشت رژیم اگر سرعت لاغریم کند بود یا وزنم استپ میکردم نا امید و ناراحت میشدم و رها میکردم.
وقتی رژیم میگرفتم و به نتیجه دلخواهم نمیرسیدم به این نتیجه میرسیدم باید سخت تر تلاش کنم و چون دیگه جسمی و ذهنی تاب و توانشو نداشتم رها میکردم.رژیم میگرفتم ولی چون اختلال ایجاد میکرد تو زندگیم و انرژی کافی نداشتم برای کارهام رها میکردم.مثلا همیشه موقع امتحانات مدرسه و دانشگاه رها میکردم رژیمو.
۳-منطق ذهن من برای لاغر شدن :
باید شکر حذف بشه.چون فعالیت خاصی ندارم باید برم باشگاه و پیاده روی.برنج ۶ قاشق.نون یه کف دست.میوه مصرف نشه.حتما هر روز فست باشی.چای حذف بشه و چیزی همراهش نخوری.اجیل و تخمه شکستن ترک بشه.از روغن استفاده نکنی.سرخ کردنی نخوری.غذاتو جدا کنی از خانواده و سالم تر بپزی،فقط رژیمی.تنقلات و شکر و شیرینی و میوه و سیب زمینی کلا باید حذف بشه.کربوهیدرات اصلا مصرف نشه.
ولی در لاغری با ذهن باید یک عالمه فکر و خیال در ذهنت حذف بشه و یک عالمه کار ذهنی انجام بدی.باید کار درونی بکنی و اخرین تمرکزت روی بیرون خودت باشه.
۴-روش های قبلی با دادن این وعده و وعید و امید واری که لاغر میشی اگر این عادات از فردا تکرار نکنی و غذاتو تغییر بدی و ورزش کنی باعث میشدن هر طور شده یکسری رفتار تکرار نکنم .جلوی واکنش هام نسبت به مواد غذایی بگیرم.و چون میدونستم بلاخره بعد مدتی رژیم تموم میشه امیدواری میدادم به خودم که تا فلان تاریخ تحمل کن.و کلا من الگوی رفتاریم اینه که تا تو رژیم نباشم نمیتونم رفتار و عاداتمو کنترل کنم.برای همین همیشه ترجیحم این بود تو رژیم باشم. اینکه کلا نخورم برام راحت تر بود.
لاغری با ذهن باعث نمیشه من جلوی یک رفتار و واکنش خاص رو با اراده خودم بگیرم .کلا ریشه اون رفتار و واکنش بهم نشون میده و بدون اینکه بفهمم یا بهم فشار بیاد حل میکنه.برای همین کلا اون رفتار از وجود من خدافظی میکنه.
با رژیم هر لحظه ممکنه دکمه ای زده بشه،یک محرکی در بیرون اون رفتار و عادات و واکنش و حتی مجموعه افکار منفی رو بیدار و فعال کنه.ولی در لاغری با ذهن اون دکمه های بیرونی دیگه از کار میفتن.اتصالشون به عادتها قطع میشه.هر چقدرم محرک بیاد و تکراربشه چیزی وجود نداره فعال بشه
۵-سال هاست دارم تلاش میکنم سبک زندگی مربوط به جسمم و سبک غذاییم تغییر بدم.و با اون تغییر هم قدم بمونم و به مسیر قبلی و عادات قبلی برنگردم ولی این اتفاق نیفتاد.میتونم بگم چندین ساله زمانی که رژیم بودم خیلی بیشتر از زمانی که رژیم نداشتم.چندین ساله که من با خانوادم هم سفره نیستم. الان بعد از لاغری باذهن من همسفره شدم با خانوادم.معمولا هر بار رژیمی رو شروع کردم امیدوار بودم این سبک غذایی و رفتاری رو کمی انعطاف پذیر تر همیشه ادامه بدم.اما این اتفاق هیچ وقت نیفتاد چون همیشه ذهنم نا اروم بود و با من در جنگ بود و عاشق سبک زندگی قبلی بودم.وقتی میدیدم بعد مدتی کلی رفتار اشتباه دارم و جسمم داره تغییر میکنه دوباره رو میوردم به رژیم
همین ذهنی که جلودار من بود در لاغری با ذهن تغییر میکنه. تغییر میکنه وتازه بهبود پیدا میکنه و نگرش های جدیدی رو اموزش میبینه و درک میکنه.برای همین خود ذهنم منو در مسیر درست و میانه روی پیش میبره و خودش بدون تلاش من سبک رندگی که دوست دارمو برام میسازه و تنها تلاشم اینه بهش ورودی و اموزش درست بدم.
۶-وقتی در مورد لیز بود مسیر شنیدم این ایده رسید که به اتفاقات بیرونی و درونیم اگاهانه تر نگاه کنم و اونهارو جزوی از لیز بودن مسیر در نظر بگیرم و به خودم بگم همه اینا طبیعیه .استاد قبلا راجبش صحبت کرد که این اتفاقات میفته.و تعهد بدم تحت هر شرایطی قدم برداشتن تو این مسیر ادامه بدم حدی اگر نا امید شدم.خسته شدم یا شک کردم.
من همیشه دلم میخاست عاداتمو تغییر بدم و الان بهترین جارو پیدا کردم برای تغییر عادات.الان متوجه این موضوع شدم از هر روش دیگه ای هم لاغر بشم در اخر این عادات غلط با من هستن و یه جایی همشون باهم میان بیرون و نتیجه از بین میره.
همینطور قبل لاغری باذهن من به این نتیجه رسیده بودم ذهنم مشکل داره،افکارم خیلی غلطن. دقیقا یادمه گفتم که من الان لاغرم ولی هنوز خودمو چاق میبینم برای همین هی وزنم بالا و پایین میشه.من لاغرم ولی هنوز خودمو لاغر نمیبینم.این ذهنمه که مشکل داره باید درستش کنم تا جسمم هم به ثبات برسه.
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم حرکت کنم….
بله من هم لیز میخورم. من هم
آدمم. من هم اذیت میشم. من هم تحت تاثیر حرف دیگران قرار میگیرم. آینه خیلی اذیت کننده هست. با اینکه نتیجه گرفتم ولی هنوز ذهنم گولم میزنه. میگه نمیشه. میگه اگه یه روز نخونی و ننویسی چاق میشی مثل سابق. اصلا تو از یه جایی به بعد چاق شدی و الان تحت تاثیر این محیط قرار گرفتی. مگه میشه روزی دو ساعت توی سایت بود. تو تا کی میخوای اینجا باشی . از کجا معلوم کاملا متناسب بشی. این حرفها مدام توی سرم میچرخه. هر بار استاد عطار روشن رو میبینم امید میگیرم. البته توکلم به خداست و میدونم خدا از روز اول ماها رو متناسب آفریده. اگه یه روزهایی احساس چاقی می کنیم، به خاطر روزهایی هست که ما رژیم گرفتیم ورزش کردیم دارو خوردیم. چون اون تغییرات دائمی نبوده، حس می کنیم الانم بعد یه مدت برمیگردیم مثل قبل میشیم. ولی اصلا اینجوری نیست. چون این مسیر ثابت شده هست. خود جناب استاد عطار روشن بعد ۱۵ ماه نتیجه گرفتن. ما که از ایشون جلوتریم و کمتر از یک ماه اولین نشونه ها ظاهر شده و اطرافیان مدام میگین چقد خوب شدی.
واقعیتش میخوام چند وقت باشگاه نرم چون حس می کنم بعضی روزا اگه باشگاه نرم بدنم افت می کنه. چون هنوز توی ذهنم جا نیفتاده هنوز ذهنم کد نویسی ذهنم به تثبیت نرسیده. من نباید بترسم از باشگاه نرفتن و ورزش نکردن. چون خیلی از متناسب ها ورزش نمی کنن و در آرامشن. منم میخوام در آرامش باشم. ترسم باید بریزه.
میخوام بگم ریزه خواری های کوچولو کوچولوم کم شده و تقریبا در طول روز از بین رفته. هوس خوارکی و میوه و…. ندارم . همون طور که گفتم هر وقت گرسنه بشم غذا میخورم. وقتی صدای شکمم در بیاد غذا میخورم و با اولین پیغام سیری دست از غذا می کشم. خانوادم میگن، همیییییین چقد غذات کم شده. مابقی غذام رو میزارم یخچال برای وعده بعد. یه موضوعی که این چند وقت برای من پیش اومده، اینه که دو تا غذا یا کنار غذا توی سفره باشه، من یکی رو میخورم با هم نمی تونم بخورم. مثلا ماست رو نمی تونم کنار غذا استفاده کنم. بعدش معدم سنگین میشه. فقط همون غذا رو میخورم. یا اینکه من عادت داشتم بعد غذا اب بخورم. ولی مغزم فرمان میده که نخور. چون اگه بخورم سنگین میشه. در صورتی که قبلن میخوردم و سنگینی رو حس نمی کردم. معدم انگار زبون پیدا کرده. یا چای بعد شام رو کلا کنسل کردم. قبلن حتما باید میخوردم. گاهی اوقات اونقد سیرم که چای و یه حبه قند از گلوم پایین نمیره. در صورتی که چند وقت قبل به راحتی میخورم.
از شما ممنونم. تمام این اتفاقات به خاطر شما و مطالب خوب شماست. من وقتی بیست سالم بود. بعد صبحانه در ظهر ناهار میخوردم و شام رو ۸ شب. بین روز هیچ ریزه خواری نداشتم. اون زمان من خیلی متناسب بودم.
این ۱۳ سال یه کیلو یه کیلو وزن اضافه کردم (همیشه به خودم می گفتم تو سالی یه کیلو اضافه می کنی. نمی دونم روی چه اصولی می گفتم. شاید یکی از دلایل چاقیم همین باشه و اناظارش رو می کشیدم )و ۵ سال قبل تا الان من یه مقداری از اون حالت قبل خارج شدم. دوست دارم شبیه همون زمان ها بشم و کم بخورم. انتظارم از بدنم این باشه که یه کیلو یه کلو کم می کنی و به وضعیت مناسب میرسی
با کم خوردن و درست خوردن به سلامتی کامل میرسیم. . اعضای بدن یه وقتهایی باید استراحت کنن.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد عزیز و همراهان سایت تناسب فکری
مطالب این فایل هم مثل همه ی فایل ها بسیار قابل تامل و ب صورت قطعی درست بود و جز مپاردی ک من تجربه کرده بودم و در دوره لیز خوردم .و منی ک تونسته بودم از ۹۲ کیلو ب ۷۸ کیلو برسم با ی لیزخوردن سادع و با ی باور ساده ک من در دوران کنکور باید چاق بشم ب راحتی دوباره ۸۵ کیلو شدم
اما نکته جالب ابن بود ک دیگ مث روش های قبلی اصلا ب وزن اولیه ک نرسیدم که هیچ حتی مث قبل ک میگفتم دوبرابر چاق میشم هم نبود و من فقط مقداری اضافه کردمو کنی لیز خوردم و خیلی سریع ب خودم اومد و دوباره با قدرت دوره ها رو استارت زدم و خودم شاهد تغییرات شگفت انگیزم هستم و تغییر سایزم و حتی تغییر چهرم و تغییر حال و روحیم .
و بله من ب راحتی با کوله بار چاقیم لیز خوزدم ولی خودمو پیدا کردم و خب الان خدتروشکر بیشتر از قبل حواسم ب خودم هست و تلاش میکنم مسیر رو گم نکنم و حپاسم باشه ک لیز نخورم و انگیزه داشتم باشم و برای انتخاب و باورخودم ارزش قائل بشم .
باتشکر از اگاهی های زیباتون استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم
گام ۲۵ مسیر لاغری با ذهن لیز است زمین نخورید
وقتی این جمله رو خوندم کمی فکر کردم چرا برای خواسته ای که دارم باید لیز بخورم چرا افراد برای رسیدن به خواسته شون لیز می خورن و رها میکنن به این نتیجه رسیدم چون به خودشون ایمان ندارن و کلی دلیل برای نرسیدن دارن و همین یک دلیل که من نمی تونم لاغر بشم
وچون دلایل منطقی زیادی در ذهن ما از طریق تجربیات خودمون واطلاعات غلط جامعه باعث میشد همیشه لیز بخوریم
وحالا دلیل شو فهمیدم من باید باورم رو قوی کنم که تو می تونی لاغر بشی چون قبلش لاغر بودی چون تمام بدنت لاغر فقط شکمت که باور کردی چاق میشه و حالا باور کن اونهم لاغر شدنی به شرطی که باورش کنی و درک درست از آموزشها داشته باشی
حالا فهمیدی مسیر لاغری با ذهن مثل یک رودخونه یخ زده اس باید خودتو مجهز کنی مثل کسی که پاها شو مجهز می کنه به امکاناتی که سریع تر و راحت تر از مسیر یخ زده عبور کنه حالا من در مسیر لاغری با ذهن در حال حرکت ام بسیار ویژه باید ذهنم رو قوی کنم باید باورهای درست از خودم بسازم و ایمان داشته باشم من به سلامت و بدونه لیز خوردن ادامه میدم برای لیز نخوردن اول باید موضوع لاغری با ذهن رو درک کنم وقتی بفهمم دیگه با دیدن چاقی جسمم و عوارض اون وبا شنیدن حرف مردم وبه خاطر ترس چاق تر شدن هرگز لیز نمی خورم
دلیل لیز خوردن به خاطر بارها شکست خوردن وبه همین خاطر به شدت نسبت به خودمون و توانایی هامون در لاغر شدن شک داریم باور کرده بودم که من لاغر بشو نیستم من اراده لاغری ندارم در این مسیر سخت ترین موضوع همون باور کردن که توتوانایی لاغر شدن داری
اوایل وارد شدن در این سایت خیلی برام سخت بود که من هم میتونم از دست چربی های شکمم خلاص بشم ولی چون این مسیر برام جالب بود وبر اساس قانون جذب ومتا فیزیک داشت ثابت میکرد که لاغر شدن آسون ولازم نیست سختیهای رژیم وورزش رو داشته باشی من هم خیلی برام جالب بود می خواستم برام ثابت بشه که خدا برای ما آسونی رو در نظر گرفته تا ایمانم بیشتر بشه پس ادامه دادم ودر این مسیر امیدم بیشتر شد وباورم این که من هم می تونم لاغر بشم قبلا منطقی وطبیعی شده بود که چربی شکم آب نمیشه ومن هم اراده رژیم وورزش سخت رو نداشتم و حالا با مسیری آشنا شده بودم که برام امید بخش بود که چربی ها آب شدنی هستن حتی بدون ورزش و رژیم فقط با آموزش ذهنی لاغر میشی ومن هم خیلی علاقه به آموزش داشتم تا در خودم بهبود بدم ومتفاوت تر از بقیه فکر و عمل کنم در این مسیر ماندم وبه لطف خدا روز به روز در حال تکامل هستم
من هنوز دوره ای خریداری نکردم چون به خودم قول دادم اگه مرد عمل باشی اول با دوره رایگان شروع کن آنقدر به این روش ایمان بیار تا وقتی دوره رو خریداری کردی و استفاده کردی بهتر درک کنی و شخصیتی متفاوت تر از خودت نمایش بدی وآن وقت که شکفتی بیشتر وماندگار تری خواهی داشت
همین الان هم خیلی از علایق وعادتهای من خود به خود تغییر کرده لاغرتر شدم بدونه سختی و گرسنگی به راحتی وآسونی انتظارم از خودم تناسب اندام و تناسب فکرم هستش
خدا رو شکر هرگز لیز نخوردم چون قبلش من با قوانین آشنا شده بودم وقتی وارد لاغری با ذهن شدم اصلا مقاومت ذهنی نداشتم فقط فکر می کردم آیا من هم می تونم خوب عمل کنم و نتیجه بگیر خدارو شکر خوب نتیجه گرفتم و باید ادامه بدم تا به تناسب اندام برسم
باید انگیز و اشتیاق خود را از دست ندهیم چون دو دلیل برای لیز خوردن هستش
۱- توجه کردن به چاقی و عوارض آن
۲-توجه کردن به حرف دیگران
۳-ترس از چاق تر شدن
چون وقتی درحال آموزش هستم هنوز چاق هستیم و عوارض و حرف دیگران وترس از چاق تر شدن با ما هستش
چون ما به جای توجه کردن به قدرت درونمون توجه ما به عوامل بیرونی هستش برای زمین نخوردن باید مراقب چالشهای ذهن چاق باشیم مسیر لاغری، مسیری یخ زده ای که باید خودمو رو با درک کردن این آگاهی ها تجهیز کنیم
در این مسیر احتیاج نیست خودم فیزیکی کاری کنم و جلوی خوردن رو بگیرم خود ذهنم این کار می کنه وهدایتم میکنه به تغییر علایقه دیگه لزوم نداره رژیم بگیرم وورزش کنم تا لاغر
شم خود ذهنم برنامه درست و اصولی رو به مغزم صادر کرده خیلی مقدار خو ردنم کم تر شده چون ذهنم نرمال تر شده و زودتر سیرم میشم وبدون ورزش هم چربی ها از بدنم خارج میشه ومن به لاغری دارم نزدیک میشم رژیمی که ذهنم برام در نظر گرفته شگفت انگیز هستش و راحت بدون رنج و سختی هستش خدایا شکرت
در گذشته اصلا امید آب شدن چربی رو نداشتم ولی الان انتظارم آب شدن چربیهام هستش
نتیجه واقعی زمانی برام ارزش داره که با درک درست باشه درک درست از لاغری با ذهن
من ایمان دارم لاغر شدن فقط با ذهن مسیر میشه وبرای همیشه ماندگار هستش به شرط این که باور درستی از این روش داشته باشم
درک درست یعنی این که با شنیدن تبلیغات درباره روشهای معمول از مسیر خارج نشم و عجله برای زودتر لاغر شدن نداشته باشم
برای دیگران لاغر نشم فقط برای خودم لاغر بشم
حرف دیگران درباره قضاوتشون در مورد خودم رو رها کرده وتوجه نکنم
با دیدن چاقی خودم و عوارض آن احساسم رو کنترل کنم ونامید نشم باید به این باور برسم که افکارم از چاقی به لاغری تغییر کرده ودر حال دستور دادن به مغزم هستش تا سلولهای جدید بدنم رو با کد لاغری تکثیر بشن ومن رو به لاغر شدنم هدایت کنن پس در دل چاقی من نهال لاغری من در حال رشد کردن هستش ظاهر بدنم من رو از اصلم دور نمی کنه
من لاغر هستم و لاغر خواهم ماند!پس هرگز لیز نمی خورم
چون باور کردم که من هم توانایی لاغر شدن دارم ولایق زیبای جسمم هستم پس خداوند دعای من رو اجابت کرده که این جا هستم ودارم مینویسم سپاس گذار هستم چرا باید ناامید بود وقتی فرمانروای جهانیان به تو نزدیک خواسته تو رو اجابت می کنه
خدایا شکرت
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها تو را یاری میجویم
نزدیک ۲۰ روز هست که لیز خوردنم میگذره و چند روز پیش تونستم خودم را جمع و جور کنم و دوباره خودم را در آغوش تناسب فکری بزارم
واقعا سخت بود در عین حالی که فکر میکنی حالا که اتفاقی نیوفتاده و دوباره شروع میکنم و هزار بار این حرف تو ذهنم میپیچید و یاد زمان هایی که رژیم را میشکستم مرور شد که حواسم هست دارم چیکار میکنم و رعایت میکنم و یا اینکه بخاطر شرایط و موقعیت هست حالا این چند روزه بگذره انجام میدم ولی با همین حرفها ۲۰ روز گذشت و واقعا میگم یک هفته آخر خیلی درد آور بود و اینقدر این فشار زیاد بود و اینکه میفهمیدم دارم اشتباه انجام میدم و نباید اینطوری رفتار کنم ولی نمیتونستم چون خودم به این پرخوری و رفتار اشتباه داشتم بها میدادم و میدون را براش باز گذاشته بودم و واقعا درست میگید استاد علاوه بر اینکه زمین لیز بود عین سرسره روغن کاری هم شده بود سخت بود که بتونم افکارم را مرتب کنم و بلند بشم ولی تونستم و تاتی تاتی خودم را گوشه ای رسوندم و تونستم دستم را به آموزش ها و آگاهی هام و هدایت های خداوند بگیرم و بایستم و الان دارم خودم را تر و تمیز میکنم تا اون لباسهایی که کثیف و پاره شده اند را عوض کنم و با انرژی بیشتری حرکت کنم ولی باز داشتم در افکارم از اونور بوم میوفتادم که داشتم دوره ۱۰۰ گام و پاکسازی را انجام میدادم و بخاطر ترس گفتم شروع کنم دوره مقدماتی را هم دوباره همزمان باهاشون شروع کنم با این دلیل به ظاهر منطقی که قویتر ادامه بدم و سریعتر سرپا بشم ولی خیلی زود و عالی هدایت خدا رسید و گفت نیازی نیست چرا داری قیمه ها را میریزی تو ماست ها
همین مسیر را همینطور آرام و پیوسته حرکت کن درست داری میری تونستی سرپا بشی منم هستم
خدایا سپاسگذارتم
و در ادامه این توضیح شما در مورد در معرض قحطی قرار گرفتن جسم با رژیم یا نخوردن و هر طریقی که به بدن محدودیت بدی و بدن چربی ها را احتکار میکنه و اجازه نمیده آب بشه بخوبی و با تموم وجودم با روندی که در ۴۰ روز گذشته طی کردم کاملا متوجه شدم در کل بخوام بگم از لحاظ داشتن چربی اضافه بخوام تخمین بزنم حدود یک کیلو هست در بدنم و کاملا متناسب شده ام ولی این روند در ۴۰ روز گذشته برام اتفاق افتاد و از یه جایی به بعد بدن و بخصوص ذهنم فکر کرد در قحطی و محدودیت شدید گیر افتاده دقیقا شاهدش در تغییرات جسمی ام بودم اینکه اون چربی اضافه هیچ اتفاقی براش نیوفتاد و همچنان سر جای خودش هست ولی بدنم از عضلاتم استفاده کرد این توضیح بازم کلی بهم ثابت کرد که تنها روش موثر در لاغری با ذهن هست
مثال جالبی بزنم از جایی که متوجه تغییرات فیزیکی شدم دقیقا این به وضوح در ذهنم گفته شد و خودم هم تایید کردم که خوب حالا بزار این مدت تموم بشه دوباره ۲ برابر چاق میشی و این خیلی تاثیر گذار و جالب بود حتی من جربی ای آب نکرده بودم و بدنبال لاغری هم نبودم ولی این افکار در ذهنم مرور شد چون میشه گفت ذهن و بدن محدودیت و فشار و نخوردن و کمبود را میدید و یاد حرف شما افتادم که در مسیر اشتباه با هر سرعتی حرکت کنی به مقصد نمیرسی حالا با جت حرکت کن آخرش نرسیدنه ولی در مسیر صحیح مثل لاک پشت حرکت کن میرسی و به هدفت میرسی
دیگران تصویرهای ذهنی من را دریافت میکنند و به خودم بازخورد میدهند
این جمله شما چقدر دنیایی از آگاهی بود هست و خواهد بود تا ابد و الان که این جمله را دارم مقایسه میکنم با احساس ارزشمندیم و لیاقتم کاملا صحیح هست و یاد این ضرب المثل افتادم که از کوزه همان تراود که در اوست دنیای بیرون من نمود دنیای درون من هست
خدایا مرا آسون کن برای آسونی ها
خدایا سپاسگذارتم که میتوانم
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی من هم چندین بار در این مسیر لغزییدم..اول که یه دوره کوتاه از سایت خریدم وزود تموم شد ومن هم تکرارش نکردم ..احساس کردم دارم نتیجه میگیریم ولی دباره دست کشیدم وسال گذشته دباره یه دوره خریدم واونم که تموم شد من دیگه ادامه ندادم چون تغییر فاحشی برام ایجاد نشد ومسیر رو ول کردم ..چون هم وزنم وهم سایز تغییر نکرد ومن ناامید شده بودم ..دباره باخودم گفتم من میدونم بهترین ومناسب ترین روش لاغری همین مسیره دوباره به امید خدا شروع کردم وصد گام رو استارت زدم که واقعا بینظیر این دوره والهی که استاد هر چی از خدا میخاد بهش بده ..واقعا الان دارم با تمام زرات ووجود مازش استفاده میکنم وهمین که ذهنم آرومتر شده وسرزنشهای خودم به خودم کم شده وترس لز مواد غذایی کم شده خدا رو شکر
این یه تغییره مگه من زمانی که چاق شدم چطور اتفاق افتاده ..همین کم کم وزره زره بوده بدون این که متوجه بشم ..ولی الان دیگه میدونم درست اومدم ووایمیسم وادامه میدم واگه شده تمام سایت رو زیر ورو کنم ودوره ام را دباره شروع کنم این کار رو انجام میدم چون دیگه فهمیدم با یک ماه ودو ماه ذهنم تغییر نمیکنه باید ا امه بدم
وادامه بدم تا این رو یاد بگیرم ..فک میکنم اومدم دارم موسیقی یاد میگیرم یکی زودتر یاد میگیره یکی دیرتر .ولی بالاخره با این فایلها ودیدن افراد شگفتی ساز وخوردن نتایج بچه ها منم تغییر میکنم همونطور که استاد تغییر کرد فقط باورش باید کنم ولی نخورم وشک نکنم که شک افت ایمان است وباعث شکست میشه در هر کاری که داری انجام میدی
خدا رو سپاس فراوان
تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
من به روشهای مختلفی تا به حال سعی کرده م لاغر شم.از کجاش بگه آدم! رژیم کتو گرفته م..رژیم کاهش کربوهیدارت و چربی و افزایش پروتیین گرفته م…رژیم زیاد کردن چربی کم کردن کربوهیدرات! رژیم از ۶ بعداز ظهر به بعد دیگه چیزی نخورم! رژیم مدیترانه ای…و بسیااااری که اصلا دیگه یادم نمیاد انقد متعدد بوده!
منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
قبلا همش فکر میکردم یا با نوع غذا یا با مقدار غذا یا با ساعت خوردن عذا باید بازی کنم …و یا باید خیلی ورزش کنم که چون مشکل فیزیکی دارم نمی تونم سنگین ورزش کنم و اینها رو موانعی برای لاغریم بودند همیشه. فکر میکنم اولین باریه که به درست خوردن و به اندازه خوردن دارم توجه میکنم.. به افکارم موقع خوردن توجه میکنم! اولین باریه که برخوردم با مواد غذایی ترس نیست…اولین باره هرچی دلم میخواد دارم میخورم و تو این مدت یک ماهه هم سه کیلو وزن کم کرده م و واقعا خوشحالم..این خوشحالی هم قبلا نبود!
روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد
روشهای قبلی خیلی من رو حریص می کرد نسبت به غذا! احساس می کردم اگر مدتها رعایت نکرده م دیگه مثلا یه روز می تونم هرچقد شکلات و چیپس و هله هوله دلم میخواد بخرم بخورم…الان اصلا دلم نمیخواد بخرم…تو کشوی محل کارم شکلات دارم دو هفته س سمتشم نرفتم چون دلم نخواسته نه چون ترسیده م! دلم بخواد به حدد نیاز میخورم و از هیچی هم نمی ترسم.قبلا فکر میکردم گیر کار از منه که لاغر نمیشم! الان می فهمم که بدن بیچاره م تازه کلی همیاری و همکاری کرده باهام!
به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
مسلما تغییر فرمولهای ذهنی منظقی تره! وگرنه یه وقتی می رسه آدم فکر میکنه آب خوردن هم چاقش میکنه!
با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.
من دیگه مطلقا جز سایت شما به هیچی نگاه نمیکنم ..گوش هم نمیکنم! به جد باورم دارم که تا آخر همین راهو باید برم و هیچ راه دیگه ای برای لاغری دایمی وجود نداره!
شوهرم همیشه راجع به بدن من خیلی نظر میده که آی چاق شدی برا خودم میگم ،به فکر باش .یادمه یه بار اومدم رژیم میوه بگیرم،از بس دیگه از گیرای الکی شوهرم خسته شده بودم.
بدون فکر و برنامه ریزی و مشورت با کسی
(خب الان با خودم میگم با چه عقلی اون کار رو کردم و چند روزه میخواستم با فقط میوه خوردن لاغر بشم.)
روز اول و دوم خوب بودم،روز سوم به شدت عصبی و گرسنه بودم.
روز چهارم به شوهرم گفتم امروز میخوام هر چی دلم خواست بخورم به تو هیچ ربطی نداره!و تماااام
خب این طبیعیه که همچنین رژیمهایی به نتیجه نمیرسه،
چون آگاهی پشتش نیست،
لاغری شدنیه!
من فک میکردم از یه وزنی به بعد ،دیگه لاغری وجود نداره،از یه سنی به بعد هم همینطور،اما با دیدن شما نظرم کلا عوض شده و میدونم که ده کیلو اضافه وزنم در مقابل قدرت ذهنم هیچی نیست .
در روشهای معمول لاغری کار و نتیجه کوتاه مدت هستند چون در ذهن پایه ریزی نشدند پی ما نمیتونیم تا عمر داریم اونها رو انجام بدیم،یه جایی خسته میشیم،کار مهمترین از لاغری ذهنمون رو مشغول می کنه و همه چی تموم میشه،اما لاغری با ذهن را تغییر عادتها و تغییر سبک زندگی روال کلی زندگی ما رو عوض میکنه و طوری که این تغییرات در ما نهادینه میشه و برای انجامش احتیاجی به تمرکز و کار اضافی نداریم و در صورتی که کار مهمترین برای ذهن پیش بیاد،چون لاغری در ذهن نهادینه شده به طور اتومات در ذهن انجام میشه بدون صرف انرژی!
روش خوردن و مواد غذایی آنقدر قدرت ندارند که بتونن نگرش ما رو در مورد خودشون تغییر بدن،نگرش ها در ذهن شکل میگیره و از ذهن باید تغییر کنه.
وقتی فرمولهای ذهنی عوض بشن به مرور زمان نگرش ما در مورد غذا و روش خوردن عوض میشه.
مثلاً خود من چند وقت بود که گرسنگی رو احساس نکرده بودم،چون فرصت گرسنه شدن به خودم نمیدادم و قبل از گرسنگی یه چیزی میخوردم،اما الان تا گرسنه نشم غذا نمیخورم،حس گرسنگی برام عذاب نیست و لذت بخش چون نوید غذا و مزه های خوب رو میده.
من دارم یاد میگیرم که همیشه فراوانیه و هیچ کس حق من رو نمیخوره،دیروز با نصف ساندویچم سیر شدم و اونو کنار گذاشتم واین درحالیکه که قبلا یک ساندویچ کامل رو میخوردم،این یعنی نصف غذایی که من میخوردم از روی هوس یا ترس از تمام شدن بوده ،یعنی نصف انرژی،نصف هوسو ترس!بنی من علاوه بر وارد کردن غذا به بدنم ترس و هوس و ولع رو هم وارد بدنم می کردم،
اما الان که این کار رو نمی کنم یعنی نگرش من و هدف من از غذا خوردن عوض شده.
گاهی اوقات حس گرسنگی می کنم اما عجله ای برای خوردن ندارم و با اینکه گرسنه ام حوصله و میلی به خوردن ندارم،دارم ناخواسته مثه دوران تناسبم رفتار میکنم و این کارها نوید تغییرات بزرگی رو به من میده.
با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید.
برای جلوگیری از ریزش خوردن بنظرمن این که در مورد مسیرمون با کسی صحبت نکنیم ،اگر کسی دنبال یه روش امن و آسون باشه قطعا همونطور که به صورت اتفاقی این مسیر سر راه من قرار گرفت برای دیگران هم این اتفاق میوفته.پی دلسوزی بی جا نکنیم و لااقل تا گرفتن نتیجه صبر کنیم و اگر کسی راه روش لاغریمون رو پرسید براش از این مسیر بگیم.
دیدن عکس شگفتی سازان هم خیلی انگیزه بخشه،من که خودم هر از گاهی به صفحه ش میرم و عکسها رو می بینم و لذت می برم.
درجا زدن هم همیشه باعث خستگی و لیز خوردن میشه،سعی کنیم همیشه به جلو پیش بریم حتی با سرعت لاک پشتی!
راه اصلی و معمول و منطقی هم برای لیز نخوردن قطعا « آهسته رفتن » هست.!
اگر در این مسیر لغزنده تصمیم داری حتما به مقصد برسی،آهسته برو!
وگرنه یا دور بزن و برگرد یا توقف کن!