0

در مسیر لاغری با ذهن، مراقب لغزش‌های پنهان باش! (گام ۲۵)

چالش های مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

۳۵ سال با چاقی زندگی کردم، سال‌هایی که بیشترشون با نارضایتی و خجالت گذشت 😔 بارها رژیم گرفتم، ورزش کردم، وزن کم کردم… ولی همیشه برگشتم سر جای اول یا حتی بدتر.

تا اینکه با لاغری با ذهن آشنا شدم. تازه فهمیدم مسیر لاغر شدن فقط عدد ترازو نیست، یه راه درونی و پُر از چالش های مسیر لاغریه. مسیری که باید قدم‌به‌قدم با آگاهی طی بشه، نه با عجله و اجبار 💫

🌧️ چرا فکر می‌کردم بی‌اراده‌ام؟

بارها و بارها برای لاغری تلاش کرده بودم، اما هر بار با شکست روبه‌رو می‌شدم.
رژیم می‌گرفتم، ورزش می‌کردم، امید می‌ساختم… اما خیلی زود همه‌چی برمی‌گشت سر جای اول 😞 و من می‌موندم و یه ذهن پر از شک:

🔁 «من نمی‌تونم لاغر بشم» 🔁 «من اصلاً اراده ندارم» 🔁 «من لاغربشو نیستم»

یکی از بزرگ‌ترین چالش های مسیر لاغری برای من همین باور نداشتن به خودم بود. حتی وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین و سخت‌ترین قدمم، باور کردن این بود که من می‌تونم. 🧠

ذهنم پر از صداهای محدودکننده بود:

🗣️ «تو نمی‌تونی!» 🗣️ «چاقی‌ات ارثیه!» 🗣️ «سوخت و ساز بدنت پایینه!» 🗣️ «اصلاً بی‌فایده‌ست!»

و از اون طرف، اطرافیان هم با لبخندهای مسخره‌کننده‌شون آتیشی می‌ریختن روی این ذهن پُر از تردید 😐

می‌گفتن: «بازم رژیم گرفتی؟»، «تو که لاغر بشو نیستی!»

و من؟ فقط دلم می‌خواست باور کنم می‌شه… حتی اگه سخته.

💪 اما می‌دونستم اگه بخوام توی مسیر بمونم، باید با این صداهای محدودکننده مقابله کنم. باید توی این یکی از سخت‌ترین چالش های مسیر لاغری، قوی ظاهر بشم.

برای همین، روزهای اولم توی مسیر لاغری با ذهن فقط به یه چیز فکر می‌کردم:

«چطور می‌تونم باور کنم که توانایی لاغر شدن را دارم؟»

این باور مثل یه ریشه‌ی قدیمی بود توی ذهنم که باید با تمرین، آبیاری و صبر تغییرش می‌دادم 🌱

چالش های مسیر لاغری خیلی زیادن، اما اولین و شاید مهم‌ترینش همینه:

✳️ «باور کنیم که می‌تونیم.»

گاهی پیام‌هایی در سایت می‌خونم که توش از ناامیدی نوشتن.

🔸 اینکه یه مدت تلاش کردن، اما شور و شوقشون کم شده…

🔸 انگیزه‌شون پایین اومده…

و این دقیقاً همون چیزیه که باید یادمون بمونه:

چالش های مسیر لاغری تموم نمی‌شن، اما با آگاهی، تمرین و باور به خودمون، می‌تونیم ازشون عبور کنیم 🌈

فشار چاقی

🌪️ خارج شدن از مسیر لاغری؛ وقتی انگیزه‌مون ته می‌کشه…

یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری با ذهن، اینه که گاهی اشتیاقمون کم می‌شه، انگار باتری‌مون خالی می‌کنه 🔋😞

اما چرا؟

دو دلیل اصلی داره:

۱️⃣ توجه به چاقی و عوارضش

وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شیم، جسم‌مون هنوز چاقه. یعنی هنوز با اضافه وزن، بیماری‌ها، نگاه سنگین دیگران و خستگی‌های روحی درگیریم.

هر روز با این واقعیت‌ها زندگی می‌کنیم و در عین حال داریم آموزش می‌بینیم و تمرین می‌کنیم.

⚠️ این هم‌زمانی می‌تونه ذهن ما رو منحرف کنه…

وقتی هنوز هر روز خودتو توی آینه با همون اندام قبلی می‌بینی، خاطرات تلخ شکست‌هات دوباره زنده می‌شن.

و این یکی از سخت‌ترین چالش های مسیر لاغریه:

اینکه با وجود وزن فعلی، خودتو در مسیر باور لاغر شدن نگه داری 💭

۲️⃣ توجه به حرف دیگران

😓 یکی دیگه از پرتکرارترین چالش های مسیر لاغری، حرفای دیگرانه!

اونایی که سال‌ها مارو چاق دیدن، هنوز هم به‌جای حمایت، سعی می‌کنن چاق بودنمون رو یادآوری کنن:

👄 «بازم چاق شدی!»

👄 «این‌همه رژیم گرفتی چی شد؟!»

و اینجا یه اشتباه معمول رخ می‌ده:

🔊 بهشون می‌گیم که داریم روی ذهنمون کار می‌کنیم!

نتیجه؟

مسخره‌مون می‌کنن، ناامیدمون می‌کنن، و حتی باعث می‌شن به خودمون شک کنیم 😔

و شک… یعنی سقوط از مسیر لاغری!

چالش های مسیر لاغری

🌨️ مراقب باشید زمین نخورید!

اگه تصمیم گرفتی از مسیر لاغری با ذهن بری به‌سمت تحقق رویات، باید همیشه حواست به چالش های مسیر لاغری باشه.

ذهن چاق بی‌کار نمی‌شینه! 🤯 چون سال‌ها به چاق بودن عادت کرده، دائم دنبال فرصته که تو رو از تصمیمی که گرفتی، منحرف کنه.

🎢 هرچی بیشتر پیام‌های شرکت‌کننده‌ها رو می‌خونم، بیشتر این تصویر برام روشن می‌شه:

مسیر لاغری با ذهن مثل یه جاده یخ‌زده‌ست، لیز و لغزنده… و هر لحظه ممکنه سُر بخوری و بیافتی!

و خب… هر زمین خوردنی ممکنه باعث بشه نتونی راحت بلند شی و ادامه بدی. 😔

🎒 از چالش های مسیر لاغری اینه که توی این مسیر، یه کوله‌بار سنگین به دوش داری؛ که اسمش هست: کوله‌بار چاقی!

چی توشه؟ مثلاً اینا:

  • ترس از اینکه نکنه چاق‌تر بشم 😨
  • خاطره شکست‌های قبلی با رژیم و ورزش 🥀
  • حرف‌های ناامیدکننده‌ی اطرافیان 😒
  • تبلیغ‌هایی که قول لاغری سریع می‌دن 🧃
  • پیشنهادهایی از دیگران برای امتحان راه‌های جدید ⚠️

همه‌ی اینا وزنه‌هایی‌ان که توی مسیر همراهتن، و وقتی مسیر لیز هم هست، احتمال سُر خوردن و افتادن خیلی بیشتر می‌شه.

📉 اما یه نکته مهم اینه: حتی اون‌هایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردن و نتایج شگفت‌انگیزی گرفتن، ممکنه بعد از مدتی دوباره سُر بخورن!

پیام‌هایی داشتم از هنرجوهایی که دوره رو کامل تموم کردن، کلی سایز کم کردن، کلی انرژی گرفتن، ولی بعد از چند ماه دوباره رفتن سراغ یه روش دیگه؛ مثلاً یه رژیم خاص یا یه برنامه ورزشی سخت.

چرا؟ چون هنوز عمق مفهوم لاغری با ذهن رو درک نکرده بودن.

🧠 اگر کسی واقعاً درک کنه که لاغری از ذهن شروع می‌شه، دیگه نمی‌ره دنبال روش‌های دیگه!

چون می‌فهمه هر راهی به‌جز تغییر ذهن، یه دور باطل دیگه‌ست…

✨ پس یادت باشه: یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری اینه که ذهن چاق با روش‌های ظاهراً منطقی، تو رو از مسیر خارج کنه.

❓لاغری بیشتر یعنی چی واقعاً؟

آیا غیر از اینه که همون مسیر لاغری با ذهن که تا الان باعث کاهش وزن و سایزت شده، باید با تمرکز بیشتری ادامه پیدا کنه؟ 🤔

💡 لاغری بیشتر یعنی ادامه دادن همون راهی که جواب داده، نه پریدن به روش‌های دیگه!

اما اینجا یکی از مهم‌ترین چالش های مسیر لاغری ظاهر می‌شه…

😮‍💨 خیلی وقت‌ها عوامل بیرونی مثل حرف اطرافیان، تبلیغات وسوسه‌انگیز یا مقایسه با بقیه باعث می‌شن آدم از مسیر اصلی منحرف بشه.

و متأسفانه، تاوان این اشتباه چیزی نیست جز برگشت دوباره به چاقی، و حس یأس و ناامیدی عمیق‌تر از قبل. 💔

یادت باشه: یکی از حساس‌ترین چالش های مسیر لاغری با ذهن اینه که وقتی به نتایج خوب رسیدی، فریب نخوری و فکر نکنی یه روش دیگه «لاغری بیشتر» رو برات می‌سازه.

🌟 تجربه لاغری همیشگی واقعاً ممکنه؟

بارها و بارها گفتم و باز هم می‌گم:

لاغری با ذهن یعنی تجربه لاغری همیشگی.

و این فقط یه شعار قشنگ نیست!

من و خیلی از همراه‌های مسیر لاغری با ذهن، مدت‌هاست که به این تجربه رسیدیم. نه فقط توی عدد ترازو، بلکه توی فکر، احساس، سبک زندگی و نگاه‌مون به خودمون 🍃

اما یه نکته خیلی مهم وجود داره…

🎯 تجربه لاغری همیشگی فقط برای اونایی اتفاق می‌افته که آموزش‌ها رو درک می‌کنن، نه فقط گوش می‌دن.

اگه کسی با آموزش‌های مسیر لاغری با ذهن وزن کم کرده، ولی بعد دوباره وسوسه شده بره سراغ یه رژیم یا روشی دیگه، نشون می‌ده هنوز به عمق آموزش‌ها نرسیده و درک صحیحی از چالش های مسیر لاغری نداره…

فقط تمرین کرده، شنیده، نتیجه دیده – ولی هنوز “درک” نکرده که لاغری با ذهن یعنی تغییر شخصیت، نه فقط کاهش عدد وزن. 🔄

🧠 وقتی درک واقعی اتفاق می‌افته، دیگه ذهن نمی‌تونه گول تبلیغات لاغری سریع رو بخوره. دیگه آدم دنبال روش‌های موقتی نمی‌ره. چون می‌دونه:

«تجربه لاغری همیشگی» فقط توی همین مسیر ذهنیه که اتفاق می‌افته، نه جایی دیگه! ❤️‍🔥

✍️ تمرین آموزشی 📖

نوشتن درباره آنچه در گذشته برای لاغری انجام داده‌اید و مقایسه آن با شرایط فعلی  سبب می‌شود که درک و عملکرد بهتری از چالش های مسیر لاغری با ذهن داشته باشید.

شاید از نظر شما نتیجه فقط لاغر شدن باشد اما از گذشته این تجربه را دارید که فقط لاغر شدن نمی‌تواند نتیجه نهایی باشد چون لاغر شدن به شکل‌های مختلفی به دست می‌آید ولی به راحتی از دست می‌رود.

بنابراین درک چالش های مسیر لاغری با ذهن بر ریشه فرمول‌های ذهنی شما تأثیر می‌گذارد و باعث تغییر همیشگی نگرش و رفتار شما خواهد شد.

برای تمرین این جلسه ابتدا متن نوشتاری را مطالعه کنید و سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید و سپس به سوالات مطرح شده به شکل انشایی پاسخ دهید.

  1. تجربه خود در گذشته که از روش‌های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.
  2. چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می‌گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می‌کردید؟
  3. فکر می‌کنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می‌شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید.
  4. به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول‌های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید.
  5. با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید در نظر بگیرید؟ شرح دهید.
  6. از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.53 از 116 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=24998
152 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,010 کلمه

      به نام خالق نجات دهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      به دلیل بارش افکار منفی مسیر تناسب فکری به شدت لیز است مراقب باشید زمین نخورید؛

      لیز بودن مسیر تناسب فکری رو با تمام جون و دلم درک کردم چون وقتی داشتم به شکل موفق جلو میرفتم و گام برمی‌داشتم یکباره به مانع بزرگ ورودی های منفی خوردم تصادف بزرگی کردم و حسابی اوضاع و احوال روحی و جسمی ام داغون شد .

      چی بیشتر از ورودی منفی میتونه نظم زندگی رو به هم بزنه، خدایا نمی‌فهمم چرا اطرافیان من نمی‌خوان بفهمن مشکلات اونها ، مشکلات اونهاست؛

       چرا نمی‌خوان متوجه بشن من حلاله تمام مشکلاتشون نیستم ، آخه چقدر انتظار دارید از من؟

      خسته شدم از بار فشار گرفتاری های پی در پی اطرافیانم،جالبه که من دنبال کننده احوالات اونها نیستم به هیچ وجه،عادت کردن روی من خراب بشن، میبینم با یک تریلی مشکلات دنبالم گشتن، پیدام کردن، روم آوار کردن و من نمیتونم نفس بکشم،تازه وقتی نفسم بالا نمیاد متوجه میشم چه بازی کثیفی و باهام کردن ، خدایا دردم و به کی بگم خسته ام از دست بنده های زبون نفهمی که دوره ام و گرفتن هر چی بارها و بارها میگی مشکلات شما مشکلات شماست هر چی فرار میکنم هر چی و هر چی و هر چی بازم نمیزارن آرامش داشته باشم به خدا کبابش و شماها خوردید انصاف نیست دودتون و تو حلق من کنید؛

       اما افسوس و صد افسوس از انسانهای نفهم که مدام با گیر و گرفت هاشون مسیر زندگی بقیه رو لغزنده میکنن،

      در تمام ۳۹ سال عمرم هرگز بارم و روی دوش کسی ننداختم یک تنه جنگیدم اما بقیه فکر کردن من وظیفه دارم مشکلات اونها رو رفع کنم ،چند باری از روی نگاهم به خدا کمک دادم اما گویا وظیفه شده برام، طی روزهای اخیر اتفاقات تلخ زیادی برام رقم خورد طوری که کلا زندگی نکردم حالا مسیر تناسب فکری و لیزی اون و افکار منفی و …….به کنار ؛نگذاشتن نفس بکشم تا بالاخره تصمیم گرفتم بعد یه تصادف شدید تو مسیر تناسب فکری بلند شم و دور تمام آدمهای ورودی منفی و برای همیشه یه خط قرمز بکشم و به معنای واقعی از دستشون فرار کنم .و امروز بعد گذشت چند روز حال خرابی دوباره برگشتم به ادامه دادن مسیر زندگیم مسیر تناسب فکری که البته باید بگم اگر امروز تونستم آدمهای منفی زندگیم و حذف کنم همش لطف خداوند و هدایتم به این سایت بوده که باعث شده نگرشهام تغییر کنه و دست از قربانی کردن خودم برای دیگران بردارم وکمی به خودم فکر کنم و آرزوهای خودم ؛ و خودم و دوست داشته باشم .

      حالا براتون روزهای لغزنده رو یکی یکی مرور میکنم 

      همیشه شعارم این بود که بدلیل نوپا بودن آموزش‌ها و ذهن متناسب اعتقاد داشتم نباید از سایت و آموزش‌ها دور باشم و خودم و وقف کرده بودم در این مسیر 

      روز اول و دوم که فایل گوش ندادم و در سایت فعالیت نداشتم همه چیز عالی بود حتی ذره ای تغییر رفتاری نداشتم 

      روز سوم به بعد آروم آروم احساس کردم داره رفتارم با مواد غذایی دوباره تغییر میکنه و خودآگاه داشتم کنترل میکردم 

      همینطور که روزها می‌گذشت قدرت ذهن چاقم داشت رفتارهای گذشته رو به مرور بدون اینکه متوجه باشم تکرار و تکرار می‌کرد اما هنوزم پرخوری نمیکردم و هنوز احساس خطر جدی نمیکردم چون میدونستم به محض برگشتن از این مسافرت نفرت انگیزی که بعد سالها به دیدن اقوامم رفته بودم بزودی برمیگردم و دوباره به مسیر زیبای تناسب قدم میزارم ،  و کلی انگیزه داشتم اما تغییرات فاصله گرفتن از سایت و احساس می‌کردم. 

      طی این سفر هر کس من و میدید از تناسبم صحبت می‌کرد و مدام سوال میکردن که با چه روشی اینقدر عالی و متناسب شدی به چند نفری به صورت خیلی سطحی سایت و معرفی کردم ولی خودم هیچ توضیحی ندادم و گفتم به این سایت مراجعه کنید و نگاهم این بود که اگر خدا بخواد کسی هدایت بشه ،میشه و اگر من توضیح مختصری هم بدم ممکنه صحبت آدمها من و گمراه کنه .

      اوضاع روحی ام به شدت داغون بود و کاملا متوجه لیز بودن مسیر تناسب فکری هم شده بودم ولی بدلیل حال بدم قادر نبودم بلند شم و به گام برداشتن در مسیر تناسب ادامه بدم تا دیشب که موقع شام رفتار کاملا ذهن چاق انجام دادم و مثل زمانهایی که در سایت نبودم به شدت پرخوری کردم  و ترس و اضطراب تمام وجودم و گرفت که چرا فاصله گرفتم؛

       تا امروز اومدم دوباره توی سایت و گامم که دیدم به به، قشنگ حال دل و احوال پریشان منه و بیشتر به قدرت پروردگارم و هدایتم ایمان آوردم چقدر جالبه بدون دونستن این گام من با موفقیت ده کیلو کاهش وزن در چهل روز لیز خورده بودم البته تمام این لیز خوردن دلیلش ورودی منفی دیگران بود که کم کم باعث دور شدن من از سایت و لیز خوردنم در مسیر زیبای تناسب فکری بود .

      اما امروز خدا رو شاکرم که دوباره بلند شدم ایستادم و دارم گام برمیدارم خوشحالم که اینجام کنار استاد روشن و دوستان هم مسیر و همراهم اینجا ورودی منفی وجود نداره اینجا حال بد وجود نداره اینجا همش زندگیه همش عشقه همش امیده 

      خدایا ازت خواهش میکنم آدمهای بد و افکار و ورودی های بد و از من و زندگیم و مسیر تناسب ام دور کن خدایا نجاتم بده از دست ورودی های منفی از دست کسانی که مدام آزارم میدن خدایا خودم و به دستان امن تو می‌سپارم تنهام نزار که جز تو پناهی ندارم 

      آره من توی مدت تقریبا یک هفته ای که در سایت نبودم متاسفانه لیز خوردم و این نشون میده نباید از مسیر خارج شد اما خودم و سرزنش نمیکنم دوباره بلند میشم دوباره زندگی کردن و زندگی میکنم و دوباره می ایستم و قدم برمیدارم من به بودنم در این مسیر هیچ شکی ندارم من به هدایتم ایمان دارم من نتیجه ایمان و عمل گرایی و دیدم پس به یاری تو ای خدای رحمانم به مسیرم ادامه میدم با عشق و شور و ایمانی قوی‌تر از قبل تفاوتی که توی این مسیر و روش‌های قبلی دیدم دفعات قبل وقتی رژیمم و میشکوندم دیگه رژیم و ادامه نمی‌دادم ولی این بار با اینکه لیز خوردم بازم پرقدرت تر ایستادم و ادامه میدم به یاری خدا 

       الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۴/۱۵ ۱۱:۰۰
      مدت عضویت: 1153 روز
      امتیاز کاربر: 7175 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 933 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      از خداوند شاکرم که توانستم به گام ۲۵ که مهمترین گام برای ادامه دادن در این مسیر است برسم و الان خداوند را شاکرم که این یک موانع ذهنی من بود در ۲ روز پیش و چقدر قشنگ من با دیدن این فایل جوابم را گرفتم .

      استاد من از تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۸ با خودم عهد کردم که هر روز دراین مسیر باشم و خودم را وزن کردم ۹۰ بودم و فقط فایلها را گوش می دادم ولی خیلی مانتو و لباسهام گشادتر شده بود و چون با خودم عهد کرده بودم دیگر خودم  را وزن نکنم این کاررا نکردم دیروز بعد از ۶ ماه باید دکترتیرویید میرفتم با جواب آزمایش و با خوشحالی که من الان رسیدم به وزن ۸۵ به مطب دکتر رفتم  و خودم را وزن کردم تا درپرونده ثبت بشه وقتی وزن خودم را ۸۹ دیدم خیلی تعجب کردم و گفتم چطور من این همه لاغر شدم فقط یک کیلو کاهش را نشان میده ،ووقتی منشی گفت آفرین وزن قبلی شما در تاریخ بهمن ۱۴۰۱ در پرونده ۹۵ بوده و ۶ کیلو لاغر شدید خیلی خوشحال نشدم و به خودم گفتم این کاهش وزن مربوط به رژیم قبلی من بوده و از طریق ذهن بعد از یکماه من فقط ۱ کیلو کم کنم و رفتم پیش پزشک 

      استاد در آزمایشهای قبلی من  بیماری دیابت – تیروئید – کم خونی شدید – کمبود ویتامین c بودم که برای هرکدام چقدر دارو نوشته بودند و من در ماه بهمن ۱۴۰۱ مبلغ ۹۰۰۰۰۰ هزار تومان پول دارو دادم ووقتی منزل رفتم دخترم گفت مامان این همه دارو را باید بخوری و ۱۰تا آمپول کم خونی و به من توصیه شدکه بزنم و اگر خوب نشدم حتما باید آمپول آهن در بیمارستان به من تزریق شود ماهی ۲ تا 

      دیروز وقتی وارد اتاق دکتر شدم و دکتر آزمایش جدید من را دید گفت پرونده را بدهید حالا مقایسه را ببینید 

      قند ناشتا در بهمن = 180                             قند ناشتا در تیر ۱۴۰۲= 120

      قند دو ساعته در بهمن = 280                       قند دو ساعته در تیر ۱۴۰۲= 164

      چربی خون در بهمن =  298                        چربی خون در تیر ۱۴۰۲= 00000000

      مقدار داروی تیروید در بهمن ۱۴۰۱= هفته ای ۹ قرص                            مقدار دارو تیروئید در تیر ۱۴۰۲= هفته ای ۷ قرص 

      کم خونی در بهمن ۱۴۰۱= خیلی شدید و تزریق آمپول و خوردن قرص      کم خونی در تیر ۱۴۰۲= کاملا خوب شده و گاهی وقتها شبی یکی 

      ویتامین در تیر ۱۴۰۱= خیلی کم                          ویتامین در تیر ۱۴۰۲= نرمال 

      وزن در بهمن ۱۴۰۱= 95                                 وزن در تیر ۱۴۰۲= 89 کیلو                       6کیلو کاهش 

      پول دارو دکتر بهمن ۱۴۰۱=۹۰۰۰۰۰ هزار تومان                   پول دارو دکتر تیر ۱۴۰۲= 23000 هزار تومان 

      استاد به والله قسم من فقط یک آمپول کم خونی را زدم – قرص ویتامین را هم نخوردم و فقط برای داشتن بدنی سالم و جریان خون سالم در بدنم از خدا تشکر کردم وقتی به خانه آمدم اشک شوق از دیدگانم جاری بود و از خداوند برای تمام این تغییرات ممنون بودم و تشکر کردم و چقدر اطمینان من بیشتر شدکه من دراین مسیر از طرف خداوند برگزیده شدم و از شما استاد عزیز ممنون هستم که در این راه راهنمای ما هستید انشاالله خداوند سلامتی کامل به شما عنایت بفرماید . و من با اطمینان کامل این مسیر راادامه خواهم داد 

      تجربه خود در گذشته که از روش های مختلف لاغری استفاده کرده و برنامه خود را رها کردید را شرح دهید.

      در رژیم قبلی  دکتر کرمانی من ۱۲ کیلو وزن کردم و دکتر عزیری ۵ کیلو 

      • چرا در گذشته با اینکه تصمیم قاطع برای رژیم گرفتن یا ورزش کردن می گرفتید ولی بعد از چند روز آن روش را رها می کردید؟

       چون وقت زیادی برای ادامه داشتن با رژیم و طبق دستورات را نداشتم و با هزینه زیاد برای خرید دوره و سختی زیاد برای از این دوره منصرف شدم 

      • منطق ذهن شما درباره لاغر شدن چیست؟ فکر میکنید چگونه باید لاغر شوید و آنچه در ذهنتان برای لاغر شدن مرور می شود را با روش لاغری با ذهن مقایسه کنید. منطق من به راحتی میتوانم با این روش لاغر بشوم . من به راحتی و بدون رژیم و سختی میتوانم لاغر بشوم 
      • روش های قبلی لاغری چگونه باعث تغییر رفتار و واکنش های شما می شد و لاغری با ذهن چگونه این کار را انجام خواهد داد؟
      • روش های قبلی خیلی به روح و روان ما صدمه میزد و فشار اینکه طبق رژیم باید عمل کنیم و بعضی از مواقع نمی شد خیلی بد بود 
      • به نظر شما برای لاغر شدن باید با تغییر روش خوردن یا مواد غذایی سعی در تغییر نگرش خود درباره لاغری کنیم یا بهتر است با استفاده از محتوای آموزشی ابتدا فرمول های ذهنی را تغییر داده و سپس نگرش شما تغییر کند. در این باره شرح دهید
      • ما باید ابتدا از محتوای آموزشی ذهنی فرمول های ذهنی را تغییر بدهیم چون خودش نگرش و رفتار را تغییر خواهد داد
      • با توجه به توضیحات ارائه شده و لیز بودن مسیر لاغری با ذهن چه تمهیداتی برای جلوگیری از لیز خوردن خود باید درنظر بگیرید. شرح دهید. در این مسیر عجله نکنیم و وقتی ذهن منفی باف ما صحبت کرد به آن اعتنایی نکنیم و دراین مسیر باقی بمانیم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۲/۰۳/۰۱ ۰۵:۱۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 591 کلمه

      سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم 

      استاد جان هرچقدر بگم کم گفتم ک شما واقعا استاد لاغری هستین و ته همه ذهنیت های چاقی و لاغری رو به خوبی بلدین و خیلی خوب سردر میارین از بازی های ذهن مثلا همین ک گفتین کسی ک پنج کیلو اضافه وزن داره فک میکنه خیلی سخته میتونه بیارتش پایین ولی کسی ک بیست کیلو داره برا ذهنش ۵ کیلو چیزی نیست 

      دقیقا همینطوره  و بازی ذهن با اعداد ک میخواد فریب بده چون لاغری رو سخت کرده برا همون ی نفری ک پنج کیلو اضافه داره چون توجهش فقط رو همونه و فرمول های چاقی رو هم بلده خیلی موانع راه رو براش سخت میکنه

      من واقعا فک نمیکردم پنج کیلو به راحتی کم کنم 

      ولی خدا هدایتم کرد ب این سایت 

      خب از وقتی که دیگه باشگاه نمیرم سه ماه میگذره 

      و من بیشتر رو ذهنم کار میکنم و ادامه میدم تا به خودم و ذهنم ثابت کنم ک لاغری من ذهنی بوده 

      تا با ورزش

      استاد امشب اتفاقی تو اینستا روند لاغری یه اقایی رو دیدم به صورت فیلم درست کرده بود عکساشو 

      مهم نبود برام از چ طریقی چیزی هم تبلیغ نشده بود فقط پیج تحسین کرده بود لاغریشو 

      من دقت کردم ک وسطای کار نزدیک به چهار عکس از این آقا تغییر زیادی نداشت ک ب اون صورت چشم گیر باشه ولی با اراده ای ک ایشون داشته این روند باعث ناامیدیش نشده بود و ادامه داده بو 

      در آخرم سیس پکم در اورده بود البته پوستش آویزون شده بود کمی ک میشه اونو ندید گرف در برابر این همه تغییر 

      اینو گفتم تا به این نتیجه برسم و به حرفی ک شما زدین ک اگه تغییراتی هم حاصل نشد نگران نشیم.

      و ادامه بدیم چون در مسیر لاغری هستیم وبدن ما داره کار خودشو میکنه فقط کافیه سریع ناامید نشیم و استمرار داشته باشیم تا به نتیجه شگفت انگیز لاغری با ذهن برسیم تا کمرمون باریک بشه مث این مدلا که کیف کنیم از این اندام زیبا 

      برا بار چندم میگم باید به این مسیر اعتماد داشت و تا تهشو رفت من مطمانم کسی ک رف ی جایی رسید ک همون اندام باربی دلخواهش شد همون فرد دیگه تموم فرمولای لاغری رو خوب یاد گرفته 

      و حتما تو ذهنش مرور میکنه البته که اونیم ک فراموش میکنه میتونه بیاد تو سایت و مروری هم داشته باشه فقط کافیه ملکه ذهنمون بشه آموزش ها

      اتفاقا یادمه قبل عید من خیلی اینور اونور میگفتم دنبال لاغریم و لاغری ذهن خیلی خوب یکی بهم گف توکه خوبی ! 

      استاد شما گفتی این ذهنیت فرد راجب خودشه ک هنوز باور نکرده جز افراد لاغره 

      چون من داشتم جار میزدم ی چیزایی دارم ک باید لاغرش کنم 

      یعنی این بازی ذهن خب دهنتو ببند مگه مجبوری همه جا بگی دنبال لاغری هستی اصلا مگه تو چاقی ک همه جا میگی داری لاغر میشی!!!😂😢🥲

      درستش اینه سکوت کنیم انقد ادای ادمای بدبختو در نیاریم اون ادم ضعیفی ک از چاقی زجه میزنه 

      و به همه میخواد ثابت کنه ک داره تلاششو میکنهههه😑 

      قرار نیس به کسی ثابت کنیم یا بنالیم از اصافه وزن 

      تازه کسیم گف باید بگیم مگه من چاق نیستم من خیلی ام متناسبم البته شاید برای کسی خیلی چاق ی مقدار سخت باشه گفتن این حرف . ولی برای افرادی مثل منکه ۱۰ کیلو اضافه داره راحت تر میشه گفت ، البته وزن دلخواه من ۵۸ نه ۶۰ 

      ولی همون ۶۰ هم خیلی متناسب

      به هر حال باید تو سکوت کارمون رو انجام بدیم 

      و به قول استاد ما الان رفتیم طبقه دوم اونا که طبقه اولن نمیتونن ببینن چی چشیدیم چه احساس عالی بعد هر وزن کم کردن داشته و داریم 

      به امید وزن دلخواه و استمرار در این راه شگفت انگیز لاغری با ذهن😍😍😃😃💪💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۶ ۱۲:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,406 کلمه

      سلام و درود . 

      یعنی هر چی از خوبی  این متن و فایل و پرسش و پاسخ ها بگم کم گفتم . 

      چقدر مسائل برای من روشن شد . چقدر با نکات جدید آشنا شدم . 

      الان میفهمم چرا یکی از خانومای سایت خیلی علاقه دارند تمام نکات رو یادداشت کنند و در سایت بزارن . 

      البته نمیدونم در این فایل هم این کار و کردن یا نه  ولی این فایل از نظر من خیلی نکته داشت . 

      دیگه فقط در مورد اونایی که یادم میاد مینویسم . 

      نکته اولی که یادم میاد گفتین در مورد ترمزها یا همون فرمولهای ذهنی که نمیخواینشون ؛ شرح و تحلیل و تفصیل ندید . اگه فکرش اومد تو سرتون ادامه اش ندید . هی تحلیلش نکنید . 

      دقیقا همینه . من خودم توی این مورد گیر داشتم . البته در وجه منفیش . 

      من کلا زیاد فکر می کنم . بعدشم راجع به یه فکر حالا چه مثبت چه منفی خیلی تحلیل توی ذهنم دارم . خیلی پردازشش می کنم . البته من اینو به فال نیک میگیرم . به نظرم قدرت تحلیل کردن یه قدرت ذهنیه که هر چقدر به کارش بگیریم ذهنمون فعالتر میشه اما اینجا یاد گرفتم از این قدرت در جهت پردازش افکار منفی بهره نبرم . بلکه در جهت افکار مثبت هدایتش کنم . یعنی چیزهای خوب رو در فکرم گسترده کنم پرورش بدم . تحلیل کنم . 

      چون دقیقا همونجور که پردازش افکار مثبت در من اتفاقات مثبت رو خلق می کنه ؛ تحلیل و پردازش افکار منفی هم در من اتفاقات منفی رو خلق می کنه . یعنی خودم دارم این کارو می کنم و این قدرت رو به افکار منفی میدم و بزرگشون می کنم .

       چقدر عالی یه مثال گفتید که اگه کسی بهمون می گه چاق یا لاغر شدی به خاطر ارتباط ذهنی ماست اونا تصاویر ذهنی ما رو میبینند . البته فکر می کنم کسانی که از نظر عاطفی بیشتر به هم نزدیکترند این پیوند افکار رو با هم بهتر دارند . چون دوست دارن . مثلا این مامان من خیلی وقتا فکرمو میخونه و میفهمه من دارم به چی فکر می کنم . الانم که داره لاغر میشه به نظرم تصویرهای ذهنی من داره روش اثر میزاره وگرنه من که خیلی وقتها توی مغازم یا توی اتاقمم . زیاد باهاش صحیت نمی کنم ولی خب چون منو خیلی دوست داره و البته منم خیلی دوسش دارم الان که من دارم لاغر میشم اونم داره لاغر میشه . علت لاغریشو فهمیدم البته اول اینکه خودش میخواد . چون من معمولا سعی می کنم خیلی باهاش بحث نکنم . چون یکی از فرمولامون این بود که نسبت به افکار چاقی واکنش نشون ندیم که به نوعی دیگه در این فایل گفتین  تحلیلش نکنید . بهش دامن نزنید . 

      خیلی نکته ی خوبی بود که البته به نظرم از این قدرت در جهت پرورش مثبت ها خوبه استفاده کنیم . چون الان همه ی این نوشتنها و تحلیل کردنها و فایلها دقیقا در همین راستاست . تحلیل لاغری . 

      نکته بعدی که توجهم و جلب کرد این بود که برای کسی توضیح ندیم نگیم که داریم راه لاغری با ذهن رو میریم . چون  مثل این مو مونه ما اومدیم طبقه ۲ ولی اونا طبقه ۱ هستم . اونا هیچ درکی نسبت به حرفای ما ندارن ولی ما نسبت به حرفای اونا تصیر داریم در ذهنمون و با حرف زدن و بحث کردن با اونا این تصاویر فعال میشه . ولی اونا تصویری از حرفای ما ندارند در ذهنشون و چیزی در وجودشون فعال نمیشه . ولی  با بحث کردن با اونا در سر ما تصاویر چاقی فعال میشه برای همین بعد از بحث این ما هستیم که ضرر کردیم . پس بهتره به هیچ کدوم از این فرمولای چاقی واکنش نشون ندیم و سکوت کنیم و از کنارش بگذریم  و نه چیزی بهشون بگیم نه تحلیلی در ذهنمون کنیم  تا قدرت رو به دست تصاویر چاقی ندیم . 

      نکته ی بعدی که توجهمو جلب کرد سربالایی رفتن مسیر با کوله بار چاقی افکار و رفتار و جسم در یک مسیر لیز بود ولی مطلب امیدوار کننده اینه که  یه روزی این مسیر سرپایینی میشه و لیزی این مسیر از بین میره و کوله بارمون هم سبکتر میشه و مسیر هم برامون راحتتر میشه یعنی درکش برامون راحتتر میشه . انگار که داریم در سرپایینی حرکت می کنیم .  ولی همین حالا هم مسیر خیلی  برام  لذتبخش هست . سختی نمی کشم . تا حدود زیادی مطالب رو درک می کنم . ولی به هر حال هر چی می گذره برام آسونتر میشه چون همین الان که یکماهه از ورود من به سرزمین لاغرها گذشته حرکت من نسبت به اون اوایل راحتتر شده و من بهتر افکار و احساسات و رفتارمو شناسایی می کنم و تغییرش میدم . خیلی حال میکنم در این مسیر .  نکته دیگه ای که توجهمو جلب کرد در مورد انگیزه بود .

      عجب نکته ای فرمودید استاد . اصلا لازم نیست انگیزه رو ایجاد کنیم . خودش خود به خود ایجاد میشه . چون یه مدت که انگیزه بیاد پایین فشار چاقی میاد و خود فشار چاقی ما رو وادار می کنه برگردیم به مسیر . 

      یعنی ما در مسیر لاغری نه تنها  خود انگیزه لاغری رو داریم بلکه فشار چاقی هم خودش میاد ما رو هدایت می کنه به مسیر . 

      این یعنی نگرش مثبت داشتن نسبت به چیزهایی که نمیخوایم . یه فرمول عالی برای حرکت در مسیر . 

      واقعا هیچ نگرانی شما برای ما نزاشتید . 

      در مورد نگرانی هم خیلی خوب اشاره کردید . وقتی نگران میشیم یعنی خوب درک نکردیم . چون کسی که خوب درک کنه اصلا نگران نمیشه .

      همین نگران نبودنه یعنی بینش در جهت مثبت داشتن . یعنی ایمان و اطمینان به لاغری . تازه اگه هم توجه به چاقی میاد یعنی داره هولمون میده که با انگیزه بیشتر در مسیر حرکت کنیم . چون فشار چاقی اذیتمون می کنه . درسته که باید باهاش به صلح برسیم ولی خواسته ی ما لاغر شدنه . وقتی روزانه چند قدم کوچک در مسیرش بر میداریم چقدر حالمون بهتر میشه اصلا دوست داریم این کارو انجام بدیم .   الحق و الانصاف  که چقدر جذابه این راه  . 

      نکته ی بعدی این بود که اکثر کسانی که  از طریق لاغری با ذهن لاغر شدن نمیدونند چطور لاغر شدن ولی من الان میدونم دارم چطور لاغر میشم . 

      قدم های کوچک اما مستمر . 

      توجه به تغییرات کوچک و آسون . انجام کارهای کوچک روزانه بدون برنامه ریزی کارهای بزرگ و کاهش وزن ۳۰ کیلویی . 

      مثلا من همین که حالم خوبه ، فکرم خوبه ، تونستم در این مدت تا حد زیادی رفتارهای عالی انجام بدم که حتی یکیشو قبلا نمیتونستم انجام بدم خب این یعنی به اندازه همینا در مسیر چاقی حرکت نکردم و بر عکس در همین مسیر حرکت کردم . 

      فرمودید اگه انگیزمون کم شد هم یه کار میتونیم بکنیم نگاه کنیم روزای پیش چیکار کردیم خب همونا رو دوباره تکرار کنیم و استمرار . 

      انقدر این مسیر دلچسبه که اصلا نمیشه استنرارش نداد . 

      یعنی برعکس سایر روشها که هر چه زودتر دلمون میخواست دوران رژیم یا باشگاه تموم بشه تا ما برگردیم راحت بشیم سر روال اول اما الان دوست داریم بیشتر و بیشتر به این مسیر ادامه بدیم . 

      اگه بدونید من امروز با چه عشقی تردمیل و اوردم مغازه .   زیادم فشار نیاوردم . فقط نیم ساعت پیاده رفتم و فایل گوش کردم . به خودم تحمیلی نکردم . ولی چون میدونم یه انسان متناسب فعاله دوست دارم بیشتر  شخصیت متناسبم در وجودم احساس کنم . 

      مثلا من با نخوردن لقمه های اضافه که نیازم نیست احساسم و خوب می کنم . کاری می کنم که افکارم در جهت لاغری پرورش داده بشن . 

      الانم امروز خیلی با ذوق این کار و کردم . 

      جایی در قسمت پشت مغازه اون رو گذاشتم و صبح زودم بود کسی ندید . 

      اما میتونم سرکار که هستم و از نشستن زیاد حالم بد شد چند قدم روش راه برم که حسم خوب بشه . وگرنه نیتم فشار و تحمیل به خودم نیست . 

      اینجوری دلم خوش میشه میگم هم غذامو بر اساس نیاز بدنم خوردم و هم فعالیتم رو بر اساس نیاز بدنم انجام دادم . حالا نمیدونم میشه از این رفتارها افکار چاقی پنهان پیدا کرد یا نه . ولی بهشون فکر نمی کنم . چون من نه گرسنگی می کشم و نه سختی و فشار میارم .صرفا جهت تنوع طلبی ذهنم و اضافه کردن راههایی به راه زرشکی  چالش تغییر عادت . 

      این فایل خیلی نکته داشت . چقدرم جواب و سوالاتون بهم حال داد . در همین جواب و سوالا کلی درک من بهتر شد . 

      فرمول رو مستقیم گفتید . خیلی باهاشون حال کردم . دست مریزاد استاد . خیلی عالی بود . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۵ ۲۰:۲۱
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,741 کلمه

      به نام خالق زیبایی ها سلام

      مهمترین باور برای موفقیت در مسیر لاغر شدن چی هست ؟ پذیرش توانمندی لاغر شدن خوب من برای پذیرش توانمندیم در لاغر شدن در واقع توانمندی جسمم به این باورها هدایت شدم  در این مدت ۱. این جسمم انرژی چربی های شکمم انرژی مواد غذایی هم نوعی از انرژی هستند و در این جهان انرژی در جریان هست انرژی ساکن نیست درست مثل چرخه آب و  آب و  که در جریان هست و پاک و زلال هست پس برای این که بدن منم در سلامت کامل باشه نباید انرژی در آن ساکن باشه علت تمام اشکال ها دربدن این که من این انرژی در بدنم ذخیره کردم برای روز مبادا یا فکر میکردم که دارم ذخیره میکنم در واقع چون انتظارم در جهت آن تصویرم از خودم این بوده جسمم به این شکل دراومده ولی واقعا روز مبادا وجود نداره همیشه انرژی لازم بوده و هست و خواهد بود با جاری بودندانرژی که جسم سالم تر سیستم ایمنیم قوی تر و پوستم شفاف و سالم و روشن تر هست و موهام پرپشت تر و بیناییم قوی تر و …… نه با ذخیره کردنش پس این انرژی که در وجودم ذخیره کردم به لطف الله رب هدایتگر اب های روی کره زمین هدایت میشه به سمت بهبود این جسم به سمت متناسب شدن تا همیشه در حرکت باشه و سلامت . تازه وقتی خودم جلو ایینه میبینم خدارو شکر میکنم برای این که این انرژی به زیبایی داره هدایت میکنه برای بازگشت بیشتر سلامتیم و بهم یاد داد که نباید انرژی رو نگه دارم بلکه باید بزارم همیشه همیشه به چرخه خودش ادامه بده جاری باشه تا جسم ۱۰۰ درصد سالم باشه خدا جونم دوست دارم برای این که این مسیر آسان بر من آسان میکنی وقتی ازش هدایت بخوایم و خودمون بسپاریم بهش معجزه ها می‌بینیم ازش . خدا جونم متشکرم برای این هدایت .

      یه خبر خوب دیگه من این فایل دو یا ۳ روز پیش دیدم و فهمیدم به لطف الله برای داشتن تمرکز بیشتر و راحت تر حرکت در این مسیر و دیدن نشانه ها در این مسیر باید تا آن جا که امکان دارد تمرکز بیشتری روی این موضوع بزارم پس بین این هدف و هدف دیگه در زندگیم که آن هم باعث رشد و پیشرفت من میشد همین هدف انتخاب کردم ادامه دادن در مسیر لاغری باذهن چون به این نتیجه رسیدم به یاری الله که آقا من در این مسیر میتوانم به خودشناسی برسم و توانایی موفق شدن در این مسیر و هر مسیر دیگه ای رو دارم چرا که ربم همیشه همراه من و من هدایت میکنه و این ایمان من نشان میده و حتی باعث میشه آماده تر بشم برای حرکت در مسیر رسیدن به اهداف دیگم با توکل بر ربم .در مورد حرف و حدیث دیگران هم چقدر جالب که به آنچه که من فکر میکنم آنها همون بد زبان میارند برای این که از نظر ذهنی به آدم های اطرافم وصل هستم خدارو شکر میکنم چون این جوری می توانم بهتر متوجه بشم من چه نگرشی نسبت به خودم و محیط اطرافم دارم هرچی من خودم زیبا تر و توان مند تر ببینم و از درون این باور داشته باشم اطرافیانم هم من به این شکل می‌بینند و از رب بابت این موضوع متشکرم و همین طور خوشحالم که برای همیشه متناسب میشم .

      نکات فایل تصویری باید مواظب نجواهای ذهنم باشم و به خودم موفقیت هایی که در طول این مسیر مثل از بیت رفتن ترسم از خوردن ، از بین رفتن ولعم نسبت به قبل . ازبین رفتن ترسم نسبت به دوباره چاق شدن ‌ . داشتن انگیزه بیشتر از قبل و داشتن هدف . دریافت الهامات  و هدایت ها برای بهتر و زیبا تر طی کردن این مسیر . آرامش قبل از خوردن غذا . ناخنک نزدن به غذا هنگام کشیدن . همین که امروز وقتی گز دیدم به نا به خاطره ای میخواستم بخرم اما به خودم گفتم خوردن بر اساس خاطره نه یه وقت دیگه بخر اونم خیلی راحت به خودم افتخار میکنم . خدایا متشکرم بر خلاف اطرافیانم که از طریق رژیم و ورزش های سخت و باشگاه رفتن و پیاده روی و خوردن غذا در یک ساعت خاص و‌‌‌‌…. در تلاش هستند برای لاغری اما من خیلی خیلی راحت در این مسیر هستم هر ساعت از شبانه روز که گرسنه بشم راحت میخورم با خیال آسوده کیک و شیرینی میخورم و حالم خوبه خدایا شکرت همین که امروز بر خلاف قبل که ولع خوردن کیک بیشتر داشتم گفتم کم نه زیاد نمی‌خواهم و نصف همیشه خوردم و راضی بودم خدایا شکرت شکر قبلا من عاشق خوردن کیک بودم اما الان مثل قبل میلم اون طور که با اشتیاق فراوان میخوردم نه بود چی قشنگ تر از این که به راحتی تمایلاتت نسبت به مواد غذایی تغییر کنه بدون محدودیت و اجبار . مریم همه چی ذهن اگه واقعا همین طور که قبلا چاقی پذیرفته بودی لاغری رو هم بپذیری ووبا تمام وجودت باورش کنی دیگه نگرانی نداری ترسی نداری وقتی کامل درک کرده باشی لاغری با ذهن اصلا نگران این که راهت اشتباه هست نیستی چرا که میدونی این تنهامسیر درست برای رسیدن به هدف مسیر اصلی همین بقیه فرعی و دیگه مهم نیست دیگران چی می گند اطرافیان چی می گند فلان دکتر و پروفسور و دانشمند و…… چی میگه چرا که میدونی این مسیر اصلی و وقتی به این یقیین رسیدی نتیجه گرفتن راحت ترین کار ممکن هست برات درست مثل این که میخوای بری به شمال تابلوهای راهنما رو نگاه میکنی و با اطمینان حرکت میکنی در این مسیر هم به نشانه ها نگاه کن موفقیت های روزانت ببین و حرکت کن و حرکت کن زمان مهم نیست مهم این که از مسیر لذت ببری . تو میتوانی چرا که خداوند در کنار تو تو در آغوش خدا این مسیر با اشتیاق فراوان ادامه میدی مریم این چاقی هم مثل همون مسئله ریاضی یه فرمول ثابت داره وقتی داده هارو میزاری در این فرمول لاجرم مسئله رو حل میکنی اصلا اون مسئله خیلی خیلی برات ساده میشه و هیچ غیر ممکنی وجود نداره کافی فرمول یاد بگیری و ملکه ذهنت بشه فرمول چی هست.  ورودی های مناسب و لاغری میدی به ذهنت فرمول ها تغییر میکنه بعد تصاویر از خودت تغییر میکنه در نتیجه جسمت تغییر میکنه .    مریم برای آرامش خودت با هیچ کس در مود هیچ موضوعی بحث نکن بحث کردن حالت بد میکنه و حال بد تو رو از مسیر دور میکنه . مریم نیاز نیست برای دیگران راجب هر موضوعی توضیح بدی  .مریم تو نمی‌توانی وقتی طبقه ۲ هستی از شرایطه این طبقه برای افرادی که در طبقه یک هستند توضیح بدی و اون ها رو قانع کنی اما اون ها می‌توانند تو رو بکشند طبقه یک چه جوری با همین بحث کردن با افراد تو بهشون اجازه میدی حالت بد کنند و تو بری طبقه یک در واقع این کار تو میکنی با خودت پس دست بردار از بحث کردن و توضیح دادن برای افراد .حتی از این که بخوای خودت رو هم قانع کنی دست بردار تمرین ها رو انجام بده و این مسیر ادامه بده دیدی هر بار که گفتی نباید زیاد بخورم برعکس زیاد خوردی یا نباید الان که سیرم چیزی بخورم بدتر خوردی اما اون موقعی که اصلا به فکرش نبودی نخوردی سمتش نرفتی یا اگه رفتی یه مقدار کم گذاشتی دهنت میلت نکشیده بقیش گذاشتی کنار مثل امروز که یه کوچولو از  کیک کندی  خوردی دیدی میلت نمی‌کشه گذاشتیش کنار . در واقع هر وقت نسبت به انجام ندادن کاری به خودت فشار میاری اون فرمول در ذهنت پررنگ تر میکنی .یه راهنمایی دیگه اگه میبینی احساست بد شده ببین به چی فکر کردی که احساست بد کرده یا اگه ترسیدی یا دیدی دوباره ترس چاقی و …. برگشته ببین قبلا چی کار میکردی که الان نمیکنی . استاد اولین باری که این فایل گوش کردم و در جواب یکی از دوستان که گرسنه بوده و جلو خودش گرفته گفتید غلط این کار من اون موقع دیر وقت بود و احساس گرسنگی میکردم اما به خودم میگفتم ولش کن بعد شنیدن حرف شما بلافاصله ویدئو قطع کردم و رفتم یه چیزی برداشتم خوردم در واقع یه کد اشتباه همون موقع پیدا کردم شکر خدا

      مریم کجا ها در این مسیر لیز خوردی ؟ ۱. وقتی فکر کردم این فایل ها رایگان و نتیجه نمیده لیز خوردم اما به یاد فایل های اول که گفته بودید فکر نکنید چون رایگان نتیجه نمی‌گیرید و… افتادم و ادامه دادم ۲. وقتی که فکر کردم فایل درست درک نکردم و نمی‌دانستم چی باید بنویسم یا این که تمرین نمیتوانم درست انجام بدم لیز خوردم اما وقتی از رب کمک خواستم و خودم آرام کردم و تمرین های قبلی به یاد اوردم بلند شدم ۳. وقتی که سرماخوردم و احساس می‌کردم اگه لاغر تر بشم بیمار میشم اما بعدش هدایت شدم به باور مناسب که هر روز که میگزره جهان در جهت رشد گسترش پیدا میکنه و به یاد آوردن جبار و شافی بودن خداوند هوشمند بودن جسمم بلند شدم . ۴. این که دیگران می‌گفتند بیشتر لاغر نکن زشت میشی یا سیاه شدی اما با بی توجهی به حرفشون و یادآوری سلامتی و تندرستی که کسب کردم و بیشتر کسب میکنم این بار جلو لیز خوردنم گرفتم . ۵. ترس از این نفهمیدن نقطه سیری و گرسنگی

      مریم سعی کن بخوای حال اطرافیانت بد کنی چه جوری ؟با گفتن خبرهای بد و نشر اون ها . با دیدن نواقص اطرافیانت با نیش و کنایه زدن و…. سعی کن هر وقت که خواستی حرف بدی بزنی زیپ دهنت رو ببندی چرا که تو به خودت اون لحظه داری آسیب میزنی و با گفتنش حال خودت بد میکنی  مریم یادت باشه که اول از همه باید خودت رو دوست داشته باشی اگه هر نگاه بدی نسبت به خودت و جسمت داری چه چاق چه لاغر به خاطر این که خود خودت رو دوست نداری مریم همون جوری که خودت رو میبینی آدم ها هم تو رو همون شکل می‌بینند. اگه میخوای محترم باهات برخورد بشه اگه میخوای افراد دوست داشته باشند پس باید خودت رو دوست داشته باشی خود برای خودت ارزش قائل بشی اونوقت که میبینی دیگه نظر دیگران برات مهم نیست و برخود آدم های اطرافت به خوبی با خودت میبینی .چه جوری باور های نامناسب تغییر بدیم وقتی شناسایی کردیم اون باور رو هر وقت که در ذهنمون مرور شد بهش توجه نکنیم به یه موضوع دیگه فکر کنیم نه این که بیایم همون موقع بگیم نه ببین تو اشتباه میکنی و شروع کنیم براش دلیل و نمونه بیاریم . هر جا هستید در مسیر متناسب شدن شاد و پیروز باشید.                              یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۳ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 1234 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 508 کلمه

      سلام به شماوهمایه کسانی که همراه این سایت هستن

      امروز تو ماه بهمن فصل بارش برف وباران خیلی با حاله که من توزمستون توهوایی سرد این دوره شروع کردم وامروز که خیلی هوا سرد رسیدم به گام لیز  خوردن ازخودم میپرسم چرا تو تابستون تو این مسیر پیدا نکردی .

      چون همچین گامی داشته تو باید تومحیط سرد سال به این گام میرسیدی تابا گوست پوست درکش کنی این موضع که می خوام  بگم یی تجربه مال حدودد ۱۰ سال پیشه .

      چند سال پیش من برای ختم اقوامون به شهر اردبیل رفتم  من در کودکی از اردبیل به تهران مها جرت کردم زمستون اردبیل ندید هر چی دیددم تابستون بود خوشی وسردی ولذت بردن هوایی خنک تو تابستون .

      اون سال برفی خیلی شدیدی تو منطفه بودچندین روز پشت سر هم برف بارید .

      روز افتاب شده بود وبر ف اب میشد  و برف اب شده دوباره  یخ زده وصدایی عجیبی وفتی پا روی برف میزاشتی صدای قژ قژ میومد  وزمین خیلی لیز بود .

      برای انجام مراسبم بایدازخونه خارج میشدیم من با کمال تعجب دیدم افراد با سن بال بعد از پوشیدن کفش روی کفش جوارب میپوشن برام سوال وپیش امد که چرا؟ برای چی حوراب روی گقش میگشن؟

      گفتن در قدیم دراین منطقه چیزی به عنوان چکمه نبوده مردم برای لیز نخورودن یاکمتر لیز خوردن تو برف ازاین روش ساده استفاده میکنن باکمال تعجب این افراد مسن توبیرون راه مرفتن ولی افرادجوان باچکمه لیز می خوردن فهمیدم دود از کنده بلند میشه.

       حالا شما جون عزیز سر کیر وصل کنیدبه پاتون تالیزنخوری .

      سر گیر تو باید خودت پیدا کنی چه چیزی تو توی مسیر لیز میده .

      من به شخصه احساس یاسن نا امیدی علت لیز خوردن میدونم

      من از بچگی از لیز خوردن به شدت میترسیدم از شکسته شدن اعضای بدن می ترسیدم هچ وقت تو برف سر نخوردم کلی

      حس خوب ازخودم گرفتم 

      حالا تو رژیم سعی میکنم این ترسو  خودم حفظ  کلمه سر خوردن تو مغزم فرمول کنم نگه دارم یی زمانی خواستم لیز بخورماز سر گیر که همین ترس است استفاد ه کنم .امیداروم کارم به مرحله لیز خوردن نرسه .

      چون کارخدا بی حکمت نیست من تو فصل سرد سال تویی این دوره با هدایت خدا تو مسیر افتادم .خدایا بی کران سپاس که همه موانع جلویی  نشون میدی فبلا نمونه نشونم دادیی حالا تومسیر از اون نمونه استفاد میکنم برای درک بهتر مسیر روبرو  جای برای بهونه نمونه 

      من باکوله از چیری که شما گفتن از جمله چاقی ازجمله حرف دیگران پاس ناامیدی گذشته  فرمولهای اشتباه تواین مسر قدم برمیدارم هر چند قدم کمی ازاین کوله ارام ارام خالی میکنم پشتیت خودم قرار میدم تومسیر  حرکت میکنم خواستم لیزبخورم  که انشالله نمی حورم به خودم بگم خدا تورو هدایت کرد توحق اینکه از مسیر  خارجشی نداره 

      من توبه خیلی قبول دارم  من از چاقی توبه کردم خدا کمک کنه توبه حفظ کنم انشالله

      خدا به همه کمک کنه که از این ویروس چاقی نجات پیدا کنن

      من کلمه چاقی تو ذهنم       اسمشو نبر        گذاشتم تا حس بهتری برای ادامه مسیرداشته باشم از این بهبعد در نوشته ام اینکلمه بکارمیبرم 

       این کد لاغریی منه جدید جدید تازه ارتنوردر امده داغ داغ

      ااسمشونبر  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۵ ۲۳:۵۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 602 کلمه

                  “ به نام خداوند بخشنده ی مهربان”

      درود و سلام ؛

      گام بیست و پنجم : مسیر لاغری لیز است،زمین نخورید!!!

      امروز چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱ خدا را شکر توانستم گام بیست و پنجم را بردارم.واقعا امروز خیلی به موقع به این گام رسیدم و با خواندن نوشته ی استاد و فایل این بخش متوجه شدم که درسته مسیر لاغری با ذهن راحت و لذت بخش است اما به همان اندازه لیز است و اگر من دقت نکنم و توجه نداشته باشم به راحتی در مسیر لیز می خورم و زمین می خورم.من هم با اینکه مدت کوتاهی است که در مسیر هستم اما این چند روز در حال لیز خوردن بودم و کم کم داشتم از مسیر خارج می شدم خدا را شکر به موقع به این گام رسیدم.این چند روز وقتی از جلوی آینه رد می شدم و اندام خودم را می‌دیدم با خودم می گفتم پس چرا هنوز تغییر نکردم و جسمم لاغر نشده است و یا همه اش در این فکر بودم که روی ترازو بروم و خودم را وزن کنم تا ببینم وزن کم کرده ام یا نه،هر چند این اواخر پر خوری هایی هم داشته ام و به اینکه چی بخورم و کی بخورم توجه می کردم که همه ی اینها تله ی چاقی است و باعث لیز خوردن من می شد و با این گام به این درک رسیدم که نباید به این نجواها و تحرکات بیرونی دقت کنم و باید تمام تمرکز و توجه ام را به لاغری و مسیری که در حال طی کردن آن هستم بگذارم.من باید درک کنم که الان با تمام اضافه وزن و چاقی ام در حال عبور از مسیر لاغری هستم و همچنین حرف ها و رفتارهای اطرافیان نیز که همگی به چاقی و اضافه وزن من اشاره دارند نیز همواره وجود دارد و این خود من هستم که باید تعیین کنم که به چه چیزی توجه کنم و اهمیت بدهم .من با اینکه بیست و پنج گام از این مسیر را طی کرده ام و همچنین مسیر دوازده گام را هم پیموده ام اما همچنان ترس از خوردن یا غذا البته نه به شدت قبل اما تا حدودی در من وجود دارد و ترس از چاق تر شدن را نیز هنوز در درونم حس می کنم .تنها راه نجات من این است که ناامید نشوم و همچنان با شور و شوق و البته بدون عجله ، به راه خود ادامه دهم و با دیدن فایل های تصویری و خواندن نوشته های استاد و دوستان هم مسیر ، کم کم و آرام آرام فرمول ها و کدهای لاغری را به ذهن روانه کنم تا ذهنم و جسمم با هم ، هم سو شوند و من به راحتی و آسانی به لاغری و تناسب اندام برسم . همان طور که ما هر وقت به مسافرت میرویم باید از تمام مسیر مسافرت خود کمال لذت را ببریم و نه اینکه تنها به فکر رسیدن به مقصد باشیم چون مسافرت شامل تمامی راه و مسیر و همچنین خود مقصد است پس الان که در مسیر لاغری با ذهن قرار دارم باید سعی کنم از خود مسیر هم لذت کافی را ببرم و حتما به موقع هم از رسیدن به مقصد که همان لاغری است لذت خواهم برد.من باید از تغییرات هر چند کوچک اما اساسی و مفید خود خوشحال و راضی باشم مانند تغییر در احساس من نسبت به چاقی ام و همچنین کم شدن حرص و ولع برای خوردن ،به دست آوردن آرامش روح و روانم ،ایمان قلبی به اینکه من حتما می توانم لاغر شوم و …و باید از همه ی این ها لذت ببرم .لاغری و تناسب اندام راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۵/۰۹ ۱۹:۰۲
      مدت عضویت: 1591 روز
      امتیاز کاربر: 25895 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      واقعا عالی و مفید بود استاد گرامی 

      من خیلی از عادت هام تغییر کرده ،

      همین دیروز مامانم گفت که راستی نشمیل، مثل همیشه مقدار نان خوردنت رو اندازه میگیری؟

      گفتم نه مامان جان من خیلی وقته رژیم نمی‌گیرم.

      خودم خیلی خوشحال شدم از این تغییر که اصلا در نظر نمیگیرم چقدر میخورم ،اضافه هم نمیخورم،از نظر ذهنی اشباع میشم این حالت رو خیلی دوست دارم،

      ولی قبلا کسی هم نباید به میزان نونی که گذاشتم دست میزد 🙂  تد اون حد تمرکزم روز خوردن بود ، خیلی آدم اذیت میشه کل زندگیش تمرکز کنه چقدر از مواد غذایی خورده یا نخورده.

      شکر خدا این دیدم عوض شده که خوردن مساوی با چاقی،

      الان میدونم بدن برای زنده مونده و تولید انرژی به غذا خوردن نیاز داره،

      پس مواد غذایی لازم هست برای ما،

      وقتی میل داریم میخوریم تا سیر شدن ,

      دیگه خودم رو مجبور نمیکنم به نخوردن .

      ولی از موادغذایی  نمی‌ترسم ،

      همیشه به این جملات زیبای استاد فکر میکنم بدن من در طول این ۳۴ سال زندگی کردنم حدودا ۳۴تن مواد غذایی رو از بدن من دفع کرده به صورت انرژی و …

      پس این ۱۰یا ۱۵کیلو اضافه وزن هیچی نیست برای دفع کردن و راحت می تواند .

      مهم اینه من باور کنم که میتونم موفق بشم در این مسیر.

      من به این اطمینان رسیدم که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست،

      من مسیر رو بلدم فقط کافیه ادامه بدم و با تکرار قطعا نتیجه خواهم گرفت .

      این رو هم رعایت میکنم که برای کسی توضیح ندم مگر اینکه خودش بخواد و باور کنه,

      وگرنه بحث کردن در مورد رژیم ، ورزش و مزایای تناسب اندام با ذهن خیلی باعث اذیت شدن ما و لیز خوردنمون میشه .

      دقیقا یکی از مشکلات من اینه چون به خانواده گفتم که دارم روی تناسب اندام با ذهن کار میکنم همیشه تو ذهنم میگم الان انتظار دارن که لاغر شده باشم چون خیلی محسوس نیست میگم الان اگه بپرسند باید یه توضیحی بدم.

      خدایا شکرت که من رو به این مسیر با ارزش هدایت کردی 

      استاد خسته نباشید ممنون از زحماتتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 841 کلمه

      سلام✋️ خدمت خانواده ی عزیز مسیر قشنگ تناسب فکری

      استاد بزرگوار

      💞💞 مسیر لاغری لیز است زمین نخوریم 💞💞

       من تصمیم گرفتم 

      راجع به چاقی حرف نزنم اندامم را رها کنم همانطور که ترازو وزن و سایز را رها کردم 

      تمام تمرکز رو میزارم روی ذهنم چون سالها تلاش کردیم برای رهایی از چاقی از جسممون استفاده کردیم به جسممون فشار آورده ایم و تمام تمرکزمون روی رژیم غذایی و جسممون بوده و حالا مدتی که فقط روی ذهنم کار می کنم تو فکر این نیستم  که چرا اندامم تغییر نکرده چون یاد گرفتم و مطمئنم وقتی عادت ها تغییر بکنه رفتارم تغییر میکنه  ذهنم پاک میشه از فرمول های مخرب چاقی و در نهایت جسمم هم تغییر میکنه.

       جالب اینجاست که من در این ۲۵ روز اخیر فکر می کنم خیلی از عادت هام تغییر کرده با اینکه شاید تلاش آنچنانی برای تغییر عادت نکردم  و اصلا بهش فکر نکردم و این تمرین باعث شد یاد بیاد

      از همه مهمتر اینکه من با تغییر عادت های ذهنی و هم مسیر شدن با شما نه تنها روی جسم این تغییرات رو احساس می کنم بلکه در مسائل زندگی همین طور شاید چند بار داخل تمرین ها گفتم که اسباب کشی دارم ولی به شدت درگیر پیدا کردن منزل مورد نظر با قیمت مورد نظر بودیم اولش خیلی استرس داشتم نگران بودم و از اونجایی که همسرم آدم به شدت حساس و کمی نجواهای منفی ذهنی داره خیلی منفی‌بافی می کرد راجع به قیمت ها و اینکه با این پول ما نمیتونیم خونه مورد نظرمون رو پیدا کنیم تا جایی پیش رفتیم که من گفتم برای کمک به ایشون ماشینم را بفروشم و ایشون نپذیرفت فقط با گوش دادن یکی از فایل های زندگی با طعم خدا من همون روز تصمیم گرفتم دیگه فقط بسپارم به خدا و بهش فکر نکنم و هربار همسرم با استرس راجع به خونه وقیمت ها حرف میزد فقط میگفتم پیدا میشه .دقیقاً فردای آن روز وقتی که توی اوج شلوغی منزل  من مجبور شدم سه روزه مسافرت کاری برم و قبلش همش نگران بودم که نرم چون شرایط رو ندارم رفتم  دقیقا توی مسیر بودم که همسرم به من خبر داد که خونه پیدا شده و دقیقا خونه ای که دلش میخواست با قیمتی که دلش میخواست فقط میخواستم بگم که شاید گاهی باید رها کنیم تا رها زندگی کنیم.و شرایط تغییر کنه .ذهنتون رو از مسائل و درگیر های روزمره چاقی لاغری پول خونه آزاد کنید .ببینید چطور همه چی در هماهنگی لازم با شما پیش میاد.

       باور کنید  واقعا تلاشی نکردم جز انجام تمرین ها و گوش دادن مدام فایل ها  ولی کلی تغییر کردم مثلا 

      🎀دیگه مثل سابق بعد خوردن غذا چه وعده شام و ناهار اصلا احساس سنگینی ندارم همیشه قبل بعد خوردن شام انقدر پر میشدم که حالم بد میشد 

      💞مدتهاست شبا بعد شام شاید چایی نمیخورم ولی قبلاً حتما دلم میخواس چایی بخورم کنارش شیرینی 

      🎀خیلی وقته دیگه به اندازه غذایی که میخورم دقت نمی کنم همین دیشب یهو وسط غذا خوردن یک لحظه یادم اومد که چقدر دارم میخورم سریع ذهنمو منحرف کردم و ادامه غذامو در کمال آرامش خوردم و سیر شدم و اصلا احساس سنگینی نداشتم بعدش چون به اندازه نیاز هم خورده بودم

      🎀 مدتهاست بی دلیل شکلات نمیخورم

      🎀 مدتهاست بی دلیل سر یخچال نمیرم ببینم چی هست وقتی حوصلم سر میرفت اولین کاری که می کردم سراغ یخچال می رفتم ولی الان این طور نیست 

      🎀دیگه از صبح تو فکر اینکه ناهار چی بخورم و چقدر بخورم نیستم خیلی روزا گشنم نیست ناهار نمیخورم شام می خورم بی نگرانی زیاد خوردن و ترس .

      🎀 اندازه مدتهاست به تایم غذا خوردن دقت نمیکنم حساس نیستم 

      جالب اینکه قبلاً زیاد دقت میکردم  اتفاقا برعکس دیرقت من گشنم میشد ولی الان اصلاً یادم نمیاد می خوام گشنگی 

      خواستم بگم اصلا تلاش خاصی نکردم برای تغییر این عادت ها فقط ذهنمو از توجه به چاقی خارج کردم

      از باور غلط دور کردم 

      از ترس از غذا دور شدم 

       سه روز مسافرت بودم و فرصت نشد به سایت سر بزنم و تمرینات را انجام بدم نگران نشدم چون مطمئن بودم نه عقب میمونم و نه دیر میشه وقتی برگشتم سر حوصله تمرین را انجام دادم فایل ها را گوش کردم .

      و با اطمینان قلبی 🫀که دارم ذهنمو در راستای تناسب اندام می کنم بدون تعارف باید بگم هنوز یک ماه نشده ولی من کلی تغییر کرده رفتارم و خیلی خوشحالم از اینکه بدون سختی های قبل بدون چارچوب های سخت و شکننده قبل بدون عذاب تغییرات تو خودم میبینم

       الان یک ماه میشه من مداوم ورزش نمی کنم قبلا یک روز درمیان ورزش می کردم ولی همیشه احساس سنگینی داشتم 

      یک ماهه همانطور که ترازو را گذاشتم کنار ورزش گذاشتم کنار تا شرایط ذهنی م آماده  بشه فقط به دلیل سلامت ورزش کنم.

       خدا را شکر می کنم 🤲خدا را شکر می کنم🤲 و بازم خداروشکر می کنم🤲

       و از خداوند می خوام من را در این مسیر همونطور که من رو با این مسیر به طور خیلی اتفاقی آشنا کرد همانطور دست من و تو این مسیر ول نکنه و همراهم باشه تا تناسب اندام .

      خداروشکر بابت حضور استاد عزیز که یک روز صداشون رو نشنویم فایلشون رو گوش نکنیم انگار یه چیزی کم شده از روزهامون که سلامت باشید 🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۲/۱۵ ۲۱:۲۸
      مدت عضویت: 2212 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      سلام

      این مسیر لاغری با ذهن برای منی که تازه اوایل کاربودم مثل این بود اولین بار پشت فرمون میشینم و قراره خودم رانندگی کنم .

      منی که خوب رانندگی در جاده و دست اندازها و تونل ها واتوبان ها رو مسلط نیستم و لازم هست که با احتیاط و با هوشیاری کامل آنچه که قبلا مربی بهم گفته رو انجام بدم تا به سلامت به مقصد برسم .

      ودقیقا این چالش رو داشتم من . زمانی که ماشین خریدم و دامادمون بهم داشت توقف در سربالایی رو یاد میداد میگفت وقتی ترمز کردی وسط سربالایی . و میخای دوباره حرکت کنی به محض اینکه پاتو از روی ترمز بردارو سریع یک گاز محکم بده . واین حرفش باعث میشد چند بار درمسیر سربالایی سربخوره ماشینم .

      درحالیکه مربیم میگفت در چنین شرایطی نیم کلاج کن وبعد که ماشین لرزش داره گاز روفشار بده . و من وقتی حرف مربیم رو گوش کردم نه ماشین سر خورد و نه هیچی .

      یا یادم میاد اوایل رانندگی مرتب ماشین  وسط جاده تو ترافیک خاموش میشد و راننده های پشتی که مرد بودن همش با دید تمسخر که خانمها رانندگیشون اینجوریه بوق میزدن . اما من ادامه دادم وادامه دادم .و سر نخوردم و رانندگی رو رها نکردم . بعد مدتی ماهر شدم و تو بدترین شلوغی وترافیک اصلا ماشینم خاموش نشد . حتی یکبار فقط یکبار تصادف نکردم .

      یک بار یادم میاد تک وتنها بودم واوایل رانندگیم بود وخودم تنها رفتم داخل شهر شلوغ وشروع به رانندگی کردم .

      خاستم بریدگی رو دور بزنم دیدم ماشین خیلی میاد هیچی گفت وامیاستم عجله ای که نیست صبر میکنم ماشینها تمام بشه رد میشم .

      یهو به خودم اومدم دیدم سروصدا میاد تو آینه نگاه کردم دیدم یاعلی چه ترافیکی من تو جاده ایجاد کردم و پشت سرم کلی ماشین بود که میخاستن دور بزنن و من با ترسم راه راننده ها رو بند آوردم .

      یهو دیدم یکی داد میزنه برو خانم دیگه .یهو من دور زدم و راه جاده باز شد . 

      پس متوجه شدم ترسم باعث نرفتن در راه جاده شد و عجله کردن باعث تصادف میشه .

      پس ترس جلوی حرکت رو میگیره . و میخاد ما دروضعیت سکون باشیم و اونوقت نباید انتظار رسیدن به خواستمو داشته باشم .

      حالا لاغری با ذهن هم برام همینطوریه . من باید مراقب تمام چاله ها ودست اندازهای این مسیر باشم . اگه یه موقع ماشین ذهنیم  وسط جاده پرترافیک چاقی خاموش شد (به دلیل افکار منفی که گاها برمن غلبه میکنه) .رهاش نکنم و تحت تاثیر اطرافیان وتمسخرشون قرار نگیرم  وادامه بدم .

      اصلا نه تنها لاغری با ذهن بلکه در بیشتر مسایل ما ممکنه لیز بخوریم باید حواسمون باشه .

      دلیل نمیشه به خاطر لیز خوردن بترسیم و رها کنیم همانطور که من جاده رو بند آوردم ومورد تمسخر قرار گرفتم ولی رها نکردم بلکه بر ترسم غلبه کردم .

      یا زمانی که لیز خوردم و ماشینم وسط جاده خاموش میشد با خونسردی دوباره استارت میزدم وحرکت میکردم .

      منم اوایل دوره حرف وحدیث میشنیدم ونتیجه نمیدیدم ولی فقط ادامه دادم . ادامه میدادم و الان خدا روشکر در وضعیت روحی وجسمی خوبی هستم .

      بازم این نجواها رو دارم اما اهمیت نمیدم ومثل رانندگیم که به حرف وحدیث اطرافیان اهمیت نمیدادم و تونستم راننده خوبی بشم و لذت ببرم . 

      یادم باشه دو راه دارم یا عقب بشینم و همش تو حسرت باشم یا ادامه بدم و لذت ببرم از زندگیم .

      در هردو صورت من مختارم .

      هرکاری بها میخاد . بهای مالی . بهای زمانی . بهای تسلط بر افکار .

      منم برای تجربه یک زندگی لذت بخش در متناسب شدن باید این بها رو بدم . 

      مهم ترینش همین نجواهای ذهنی هست که درمسیر بهش بربخورم و ممکنه هر آن لیز بخورم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا