اگر فقط یک انتخاب داشته باشید، از بین زندگی یا مرگ کدام را انتخاب می کنید؟
من و احتمالا شما زندگی را انتخاب می کنیم.
اگر چاقی باعث مرگ و لاغری فرصت زندگی باشد کدام را انتخاب می کنید؟
اگر انتخاب شما لاغری است، عملکرد شما چگونه است؟! به سمت زندگی است یا مرگ؟!
باور کردن توانایی خود
زندگی همیشه ما رو سر دو راهی میذاره: زندگی یا مرگ. اما جالبه بدونی خیلی وقتها ما بدون اینکه بفهمیم، انتخابمون رو کردهایم.

همهی ما لحظههایی داشتیم که کارهایی انجام دادیم و حتی خودمون هم شگفتزده شدیم 😍.
یادت هست شبی که همهی کتاب درسی رو قبل امتحان خوندی و با نمره عالی برگشتی؟ 📚🔥
یا وقتی مهارتی رو یاد گرفتی که هیچکس باور نداشت تو بتونی یاد بگیری؟
یا همون وقتی که چند کار مهم رو همزمان انجام دادی و همه از تعجب دهانشون باز موند 👏.
اینها فقط خاطره نیست! اینها سندی هستن از اینکه قدرت ذهن ما نامحدوده و وقتی اشتیاق واقعی داشته باشیم، هیچ چیز جلودارمون نیست 🚀.
🧠 اما یه نکته مهم وجود داره:
همین قدرت عظیم توسط بخش منفیباف ذهن ما سرکوب میشه. اون صدایی که مدام میگه “نمیتونی!”، “سخته!” یا “ولش کن!”. به همین خاطره که بعضی وقتها در کارهای بزرگ موفق میشیم، ولی در کارهای ساده، جا میزنیم.
💡 راز ماجرا اینجاست:
اشتیاق، همون کلید جادویی برای بیدار کردن قدرت بیانتهاست. وقتی شوق و اشتیاق بسوزونه، ذهن ما مثل موتور توربو عمل میکنه و ما رو جلو میبره 🔥.
حالا برگردیم به یکی از بزرگترین انتخابهای زندگی: چاقی یا لاغری.
این دقیقا یعنی زندگی یا مرگ! ⚖️
خیلیها چاقی رو میپذیرن، تسلیم میشن و سالها در رنج و سختی زندگی میکنن. این یعنی انتخاب مرگ تدریجی 😔⚰️.
اما عدهای دیگه هستن که به نشونههای بدنشون گوش میدن: نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨، کمر درد و پا درد 🦵😖، خستگی بیدلیل، بیخوابیها و حتی از دست دادن شادی زندگی. اینها همه هشدارهای بدنن.
کسانی که این هشدارها رو جدی میگیرن، در واقع انتخاب زندگی میکنن 🌱💪.
قدرت ذهنشون بیدار میشه، اشتیاق سوزانشون شعلهور میشه 🔥، و وارد مسیر لاغری با ذهن میشن. کمکم تغییر میکنن، سبک میشن، از بار اضافه رها میشن و یه زندگی تازه، پر از شادی و آزادی رو تجربه میکنن 🌈✨.
یادت باشه، چاقی یه بیماری خاموشه. بیصدا میاد، آروم پیشرفت میکنه، و وقتی جدی گرفته نشه، زندگی رو ازت میگیره. اون لحظهست که دیگه انتخابی نداری جز تسلیم شدن.
پس دوباره ازت میپرسم:
امروز انتخابت چیه؟ زندگی یا مرگ؟ 🤯⚖️
انتخاب زندگی یعنی شروع تغییر، یعنی باور کردن تواناییهات، یعنی اعتماد به قدرت نامحدود ذهنت و گفتن “من میتونم!” 💪🌟

نشانههای بحران چاقی ⚠️
وقتی حرف از زندگی یا مرگ میزنیم، شاید خیلیها فکر کنن موضوعی بزرگ و دور از ذهنه. اما واقعیت اینه که همین چاقی میتونه آرامآرام ما رو به سمت مرگ تدریجی ببره.
- 🔹 نفسنفس زدن موقع راه رفتن 🚶♀️💨
- 🔹 خوابهای آشفته و بیقرار 😴🌙
- 🔹 کمر درد و پا درد دائمی 🦵😖
- 🔹 سخت شدن نشستن و بلند شدن از زمین 🪑
- 🔹 از دست دادن شادی و نشاط زندگی 🌪️
- 🔹 افکار پریشان و منفی که فقط ما رو به سمت پرخوری و چاقی بیشتر هدایت میکنه 🌀
اینها فقط بخشی از نشانههای بحران چاقی هستن؛ نشونههایی که تقریبا همهی افراد با اضافه وزن تجربه کردن.
اما حقیقت اینجاست:
اگر این علائم رو جدی بگیریم و تصمیم قاطع برای رهایی بگیریم، یعنی ما زندگی رو انتخاب کردهایم 🌱💪. یعنی انتخاب کردیم از قدرت ذهنمون برای تغییر استفاده کنیم و به سمت سلامتی، شادی و آرامش حرکت کنیم ✨.
ولی اگر بیتفاوت باشیم، بگیم “اشکالی نداره، همه همینطورن”، در واقع به مرگ اجازه دادیم سرنوشت ما رو تعیین کنه ⚰️🥀.
👥 توی این فایل آموزشی ماجرای دو نفر از دوستانم رو تعریف میکنم:
یکی از اونها نشونهها رو جدی گرفت و با اشتیاق، زندگی رو انتخاب کرد. حالا سالم، سبک و سرزنده است 🌸.
اما دیگری بیتوجه موند، نشونهها رو پذیرفت، با چاقی زندگی کرد… تا در نهایت، مرگ او رو انتخاب کرد.
پس تو الان در نقطهای هستی که باید تصمیم بگیری:
زندگی یا مرگ؟ ⚖️🤯

تجربه انتخاب زندگی یا مرگ
🌱 زندگی یعنی زنده بودن، یعنی پویایی، یعنی در حرکت بودن؛ مثل رود زلال و جاری آب که هیچوقت متوقف نمیشود.
اما برای هر زنده بودنی، باید یک مرگی اتفاق بیفتد: مرگ افکار پوسیده، مرگ عادتهای تکراری که هیچ رضایتی نمیآورند، مرگ پذیرش رنج و دردهایی که لایقش نیستیم…
⚰️ مرگ یعنی پذیرفتن اینکه «همینه که هست!» یعنی تسلیم شدن در برابر شرایط، یعنی رها کردن اختیار زندگی به دست دیگران.
آن روز، روز مرگ من است؛ حتی اگر نفس بکشم، فقط یک مرده متحرک هستم.
برای من، چاقی همیشه فقط رنج بوده و هنوز هم هست.
چاقی یعنی ناامیدی، غم، درد و گرفتاری. یعنی جدا شدن از زیبایی درونیام.
یعنی یک غول انرژیخوار که تمام تمرکز و توجه منو به خودش میکشه و نمیذاره روی چیزهای ارزشمند زندگی تمرکز کنم.
چاقی بیماریای است که مثل خوره، آرامآرام از تمام احساسات خوبم تغذیه کرده.
مثل یک موجود تاریک، وارد سرزمین امید و عشق وجودم شده، لانه کرده و هدفش مرگ من بوده؛ مرگ شادیهام، مرگ دلخوشیهام و مرگ آرامش و اعتمادبهنفسم.
چاقی قاتل خاموشه؛ بدون صدا، بدون هشدار، اما بیرحم. و خطرناکتر از اون اینه که جامعه، خانواده، پزشکان و حتی خودمون، بارها با گفتن «طبیعیه»، «چیزی نیست»، «خیلیها اینجورین» بهش مهر تأیید زدیم.
اما در نهایت، من انتخاب کردم. انتخاب سختی بود: زندگی یا مرگ؟ و خداوند با لطف و اراده خودش منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کرد.
اولین بار که وارد این دوره شدم، حدود ۱۰ کیلو وزن کم کردم.
اما دستاورد من فقط روی ترازو نبود؛ من در جنبههای دیگه زندگیم هم رشد کردم.
بسیاری از اقوام و حتی دوستانم بهم میگفتن: «دیگه آدم قبلی نیستی!» من تونستم ویترین جدیدی از خودم به جهان نشون بدم؛ انسانی هدفمند، متعهد و پر از انرژی تازه.
اما اعتراف میکنم؛ این مسیر همیشه صاف و هموار نبوده. بارها لیز خوردم، بارها منفیباف ذهنم منو فریب داد.
اوایل میگفت: «ادامه بده، بالاخره لاغر میشی.» بعد یواشکی زمزمه میکرد: «نمیشه، چون وقتی تحریک چشمی بشی نمیتونی جلوی خودتو بگیری.»
بعد گفت: «این همون رژیمه!… مگه خوراکیها قدرت دارند؟» و وقتی من مقاومت میکردم، برمیگشت میگفت: «یعنی چاقی از تو قویتره؟!»
🙏 بارها به خدا گفتم: خدایا من تسلیمت شدم. خودت هدایتم کردی به این سایت، پس میدونم این مسیر درسته. فقط کمکم کن ادامه بدم.
وقتی میبینم صدها نفر در آلبوم شگفتیسازان تغییر کردن، لاغر شدن، خوشحالتر و آزادتر زندگی میکنن، مطمئن میشم من هم میتونم. چون خدا برای هیچکس فرق نمیذاره.
✍️ اما هنوز چالش دارم. گاهی خودمو سرزنش میکنم. گاهی زیادی راحت میگیرم و میگم «اشکال نداره، از فردا.» اما حالا میفهمم پذیرش واقعی یعنی دیدن حقیقت، یعنی ادامه دادن حتی بعد از لیز خوردن.
خدایا، هزاران بار شکر که باز اینجایم. شکر برای اینکه در مسیرم. شکر برای اینکه تابلوهای راهنمای تو هر روز جلوی چشمم سبز میشن. شکر برای آرامش حضورت که توی قلبم میریزی. خدایا، عاشقتم ❤️
دوستان هممسیرم، شما هم هر روز با قدرت الهی درونتون قدم بردارید.
از میان زندگی یا مرگ، با اطمینان و اشتیاق، زندگی رو انتخاب کنید. به نشونهها بیتفاوت نباشید. چون انتخاب امروز شما، آیندهتون رو میسازه.
✨ توجه به توضیحات فایل «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی» و تأمل درباره شرایط فعلی خودمون میتونه اشتیاقمون رو برای انتخاب زندگی افزایش بده و به لطف خدا قدرت ذهنمون رو برای ادامه مسیر لاغری فعال کنه.
✍️ تمرین آموزشی: انتخاب زندگی یا مرگ ⚖️
برای رهایی از افکار و نگرشهای اشتباه درباره کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست! 💡
انجام تمرینها مثل نوریه که مسیر تاریک ذهن رو روشن میکنه.
وقتی تمرینها رو با دقت انجام بدی، ذهن تو کمکم باورهای قدیمی رو رها میکنه و به جای تسلیم شدن در برابر چاقی،
قدرت انتخاب زندگی یا مرگ رو پیدا میکنی.
📌 پس قبل از پاسخ دادن به سوالات، محتوای نوشتاری رو بخون و ویدیوی آموزشی رو با تمرکز تماشا کن.
📖 سوالات تمرینی زندگی یا مرگ
- آیا مقایسه کردن چاقی با مرگ و لاغری با زندگی را درست میدانید؟ چرا؟ 🤔
- زمانهایی که بدون توجه به چاقی به زندگی ادامه دادهاید، روند تغییر وزنتان چگونه بوده است؟
- به نظر شما چرا برای داشتن تجربهای عالی از زندگی، باید لاغر شویم؟ 🌱
- چاقی چه چیزهایی را از زندگی شما گرفته است؟ شرح دهید. ⚰️
- لاغری چه ویژگیها و شرایط تازهای به زندگی شما میبخشد؟ 🌈
- اگر فردی که مرگ را انتخاب کرده بود، قدرت انتخاب زندگی را داشت، اکنون در چه شرایطی بود؟
- اگر «امیر» داستان ما به مسیر قبلی ادامه میداد، چه اتفاقی برای زندگیاش میافتاد؟
- تصمیم خود برای بهبود عملکردتان در انتخاب مسیر زندگی یا مرگ (لاغری یا چاقی) را شرح دهید.
💬 دعوت به مشارکت
حالا نوبت توئه! ✨
پاسخ به سوالات بالا رو در بخش نظرات همین صفحه بنویس. 📝
فراموش نکن، تمرین نوشتاری یکی از بهترین روشها برای فعالسازی قدرت ذهن و انتخاب آگاهانه بین زندگی یا مرگ هست.
منتظریم تجربههات رو بخونیم و با هم در مسیر لاغری با ذهن قویتر بشیم 💪🌸.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



“به نام پروردگار هستی بخش و زیبا ”
درود به دوستان عزیز و استاد ارجمند ؛
گام هفتاد و چهارم : زندگی را انتخاب می کنید یا مرگ را ؟!!
خدای خوب و مهربانم ، پروردگار دوست داشتنی ام، من تو را دوست دارم و قلبا به تو ایمان دارم و مطمئنم که تو هم مرا دوست داری و همیشه و در همه حال مرا یاری می رسانی، سپاس گزار تو هستم و از این که کمک کردی که امروز ۲۱ فروردین ۱۴۰۲ بتوانم گام هفتاد و چهارم را بردارم ممنونم، خدایا شکرت .
“ زندگی را انتخاب می کنید یا مرگ را ؟!! فقط یک انتخاب دارید.” سوالی ساده و در عین حال سخت است ، زندگی زیباست یا مرگ ؟! من تا به الان به لطف و رحمت خداوند، زندگی ، این نعمت بزرگ الهی را تجربه کرده ام و در طول زندگی ام خوشی ها و نا خوشی ها را بارها دیده ام و درک کرده ام .
زمان هایی بسیار شاد و لذت بخش بوده اند و زمان هایی تلخ و غمگین گذشته اند .تجربه ی مرگ را نداشته ام و نمی دانم مرگ چگونه است ، اما می دانم که با فرا رسیدن مرگ ، جسم من و ذهن من دیگر قادر به فعالیت نیستند و از حرکت باز می مانند و زندگی دنیوی من به پایان می رسد .انسان در طول زندگی خود بعضی شرایط را تجربه می کند که از نظر خود او مرگ بهتر از آن شرایط می باشد مانند دست و پنجه نرم کردن با چاقی و اضافه وزن مفرط ، فقر و تنگدستی ، از دست دادن کسی که برای انسان بسیار عزیز است و …با این وجود خود من تا جایی که بتوانم زندگی را انتخاب می کنم و زنده بودن را ترجیح می دهم به زنده نبودن و زندگی را دوست دارم .خداوند عزوجل خود به من زندگی عطا کرده است و خود او هم روزی مرگ را برای من مقدر می کند پس تا آن روز تا جایی که بتوانم از فرصت زندگی که خداوند به من عطا کرده است نهایت استفاده را می برم و تا بتوانم از آن لذت می برم و در آخر راه هم با آغوش باز مرگ را در آغوش می گیرم اما فعلا باید زندگی را ادامه داد .و اما ربط موضوع انتخاب زندگی یا مرگ با چاقی و لاغری .متاسفانه چاقی ، بیماری است که به آرامی و بدون درد اولیه در جسم ما شکل می گیرد و غفلت از نشانه های آن سبب می شود در شرایطی قرار بگیریم که زندگی ما سراسر رنج و درد و ناتوانی باشد و آنجاست که همت و سعی بیشتری برای رهایی از این درد نیاز داریم .
و اما نشانه ها چیست ؟ نفس نفس زدن ، خواب پریشان داشتن ، درد کمر ، پا درد ، سخت شدن نشستن و بر خواستن، از دست دادن شادی و نشاط ، افکار پریشانی که ما را به سمت چاقی هدایت می کند و بسیاری نشانه های دیگر که همه ی افرادی که اضافه وزن دارند کم و بیش تجربه کرده اند .اگر این نشانه ها را جدی بگیریم و برای رهایی از چاقی تصمیم قاطع بگیریم در واقع ما زندگی را برای ادامه ی حیات انتخاب کرده ایم مانند دوست و پسر دایی استاد که بعد از آن سفر یک روزه به آبشار و تجربه کردن نشانه ها به عینه و تحمل رنج و سختی فراوان بعد از آن روز ، تصمیم به تغییر دادن شرایط خود کردند و بالاخره هم به خواسته ی قلبی خود رسیدند.
اما اگر به نشانه های چاقی بی تفاوت باشیم ، آن ها را بپذیریم و تحملشان کنیم ، ما به مرگ فرصت می دهیم تا ما را انتخاب کرده و با خود از این جهان ببرد مانند دوست دیگر استاد که سال ها ی زیادی با هم دوست بودند و با دیدن و تجربه کردن نشانه های چاقی تصمیم قاطعی برای تغییر شرایط خود انجام ندادند و بالاخره بعد از تحمل رنج و سختی فراوان و بیماری های مختلف به مرگ آری گفتند و تسلیم آن شدند و زندگی خود را از دست دادند.
ما در طول زندگی خود بارها پیش آمده است که کاری یا چند کار همزمان را که از نظر دیگران بسیار سخت و طاقت فرساست به راحتی انجام می دهیم و حتی خود را نیز شگفت زده می کنیم و این از توانایی های باور نکردنی ذهن انسان است که خداوند بزرگ به ما عطا کرده است .در این جا باید به نکته ای توجه کنیم که اشتیاق عاملی است که باعث فعال شدن قدرت بی انتهای ذهن ما می شود .یعنی اگر ما برای انجام کاری شور و اشتیاق فراوان داشته باشیم انجام آن کار برای ما لذت بخش و راحت است مانند همین روش لاغری با ذهن و مسیری که در آن قرار داریم چون لذت بخش است و با اشتیاق آن را انجام می دهیم پس برای ما انجام دادن آن راحت است و فرقی نمی کند که چقدر زمان ببرد چون بالاخره ما به آنچه که می خواهیم قطعا در آخر مسیر خواهیم رسید .و در آخر باز هم می گویم که قطعا زندگی را انتخاب می کنم و زندگی زیباتر و لذت بخش تر برابر است با تناسب اندام و لاغری دائمی و سلامتی و تندرستی .
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام براستادوهم مسیران عژیز
امروز درس خواست رو به دو طریق یاد گرفتیم اگه خواستن همراه با درک واشتیاق باشه تو دوجنبه خودشو نشون میده
جنبه اول دوست داستن برای رسیدن به یی خواسته همراه با بی فکری وتوان انجامش در خود ندیدن در نتیجه قبول وضعیت وتوان خود رو کم دیدن توذهن که فرمولش هست درفکر هم قبول ضعیف بود ودستور برای انجام ندادن دربرابر مشکل قبول اینکه توان چاقی از ما بیشتر هست قویی بودن این چاقی رو توقویت کرده وترس از چاقی رو بیشتر میکنه وفرد روبه خوردن بیشتر تشویق کرده ومشکل حادتر کرده
هر چه اضافهوزن بیشتر شده دیگه قبول این وضعیت ودرنتیجه اماده شدن برای دریافت مرگ وختم زندگی هنراه با درد وسختی فرق هستبین بین مرگ در یی زمان مشخص که خدا خواسته وما اجابت میکنیم با هر روز مردن وهر دقیقه مردن وزخر گشیدن خدا سپاس که من رو درنسیر قرار دادی وبه من کمک کردی که مسیر پیدا کنم یاد سال گذشته که میافتم چقدر برام سخت بود ولی خدارو شکر باابنکه هنوز دوره ام شروع نکردم میخوام بعداز سیزده شروع کنم که همه حواسم در یاد گیری باشه دبگه نکران مهمانی ومهمانداری رو هم نداشته باشم همه توانم بزارم فقط برای این مسیر ولی حالاهم کم کاری نمیکنم دارم این ۱۰۰ گام تا بعد سیزده تمام کنم که کارم تو این بخش نصفه ونیمه نزارم وبا خیالاسوده برمسر دوره امانشالله خدا کمک کنه بتونم درست کاملانجام بدم
در مورد دوستون که موفق شدن چون تو محیط قرار گرفتن تا اون زمان حتما ا زوجود این همه مشکل اصلا خبر نداشتن
وفتی تو محیط قرارگرفتن باگذشت زمان وحرکت که توانشون از اون فرد گرفته وتو مسیر براش تحولی پیدا شده
وباور اینکه واقعا چاقی با اون چکارکرده دیگران که ازاون فرد عقب تر خرکت کردن از اون هم گذشتن خدا خواسته اینزوری بهش اخطار داده شاید دیدن اون ابشار باعث خیر شده برای دوست شما تا اطلاع از وضع موجود در بدنش پیدا کرده وباعث شده اقدام کنه وخودشو نجات بده من بعصی زمان خواستن انجام کاری رو فقط در سطح فکر داریم ولی باوره انجامش نداریم بازم خدا دوستش داشته تا بهتر زتدگی کنه واین بخاطربارها که قبلااقدام کرده بوده خدا در وجودش توان انجامش دیده دیدن ابشاررو به دلش انداخته تابه وسیله این فرو به فکرخودش باشه ولاغر بشه وباز م همت کرده وتونسته لاغر بشه
تو یی توفان گه یی عده ادم درحال غرق شدن بودن با وسیله افرا نجات پیدا کردن ییفر چاقهم توشونبوده بعداز نجات تمام مسافران افرادی که این ادمهای رک نجات دادن بتخیتکی زیاد تو قایق بکدن این فرد چاق بحاطر اًافه وزن حای بدای نشستن اون فرو نجاتش داده نداشته بعداز اون ماجرا خودشو به شدت لاغر کرده بود وتو یی متنی نوشنه بود دراون لحظه که غریق نجاتم روبروی من ایستاده بود از خودم بدم امدکه اون من نجات داده باعث شده غرقنشم چاقی مناجازه نشستن اونفرد ازش گرفت
امید دارم هر کسی که مشکل اضافه وزن دلره خدا کمکش کنه به هرطریقه خودش از این مشکل رها کنه امین
خدا پست وپناهتون یا حق حقنگه دارتون
نشان های دریافت شده
جلسه ۸۶ تکرار
زندگی را انتخاب میکنید یا مرگ ؟
سلام به استاد گرامی و دوستان همراهم ،خدارو شکر میکنم برای همه چیز که عالیه
ذهن قدرتمند ما میتونه کارهای بسیار بزرگ و قدرتمندیو انجام بده و این توانایی در ما کار گذاشته شده ولی چرا خیلی از ما حتی اطلاعی از داشتنش نداریم ؟
چونکه بهمون آموزش داده نشده ،مثل زمانیه که یه شخصی یک گوشی دوربین دار داشته باشه و بره تو جزیره ی پرتی زندگی کنه و ۲۰ سال یاد نگیره که این گوشی مجهز به دوربین و امکاناتیه که میتونه باعث بهبود کیفیت زندگیش بشه
ما هم خودمون و توانمندی های ذاتی درونمونو نشناختیم ،ما بدن خودمونو نمیشناسیم ،ناآگاهی باعث زندگی کردنی در ما شده که سالها آپشن های درونیمون بلا استفاده موندن
منم طبق تربیتی که از مادرم یاد گرفتم که همیشه میگفت این وسیله رو استفاده نکنیم بذاریم برای عید یا برای مهمون یا برای سال آینده ،اموزش دیدم که از هر آنچه دارم استفاده ای نکنم ،مثلا ساعت جدید میخرم ۱ ساعت دستم میکنم بعدش میذارمش توی کمد و خیلی وسایلم بدون استفاده میمونن
جدیدا از وسایلم استفاده میکنم و به خودم مدام تاکید میکنم که استفاده کن از امکاناتی که داری ،نشون بده به جهان هستی کهلایق داشتن این ساعت وووو هستی ،مثل مادرت رفتار نکن
و هر چقدر از توانایی های درونی هم استفاده کنیم قویتر میشن ،مثل ورزش کردن که بعد از مدتی عضله ها ورزیده و پربار تر میشن ،عضله های توانایی هامون هم نیاز به تمرین داره تا قوی بشه و مارو به مسیرهای بهتری هدایت کنه
یجورایی باید ماشین جنب و جوش صحیح درونو روشن کنیم اونوقت به قدرت هاش پی میبریم
اعتماد بنفس و اشتیاق دوتا گزینه ای هستن که بهم لینک هستن ،وقتی انرژی درونم بیشتر میشه و انرژی ها آزاد میشن در من شور و حالی تولید میکنن که اون شور و حال به من انگیزه حرکت میدن ،انگیزه و حرکت، اعتمادبنفس منو بالاتر میبره
تمام این مراحل ریز ریز شروع و انجام میشه و استمرارش مارو در مسیر نتایج بزرگتر قرار میده ،در لاغری با ذهن اشتیاق و اعتماد بنفس ،مارو هل میده به ادامه دادن ،خوشحال میشیم از تغییراتمون و این حس ها سوخت حرکت ما خواهند شد و ادامه دادن هم که رمز موفقیته ،در هر کاری بالای ۲ سال بمونی ،ماهر و پیشرفته خواهی شد ،خدارو شکر مطالب لاغری داره در مغزم دانلود میشه که هر چقدر بیشتر بشه اعتماد به خودم بیشتر خواهد شد
اگر بخواییم به حرف های منفی درون گوش کنیم که ایشون اجازه نمیدن تکون بخوریم ،دلش میخواد هر روز کارهای تکراری آشناییو انجام بدیم که اونم نخواد انرژی بیشتری بسازه ،پس مارو در دایره امن نگه میداره و اجازه نمیده ما از زیبایی های این بدن و جهان استفاده کنیم و به ما میفهمونه که دنیا همینه و شکل دیگری ندارد
و انقدر به این کار ادامه میده که آدم ها منفعل بشن و حال نداشته باشن بخوان بلند بشن و کاری کنن و روزمرگی ها شروع میشه ،حال بد ،غم و بی حال و انگیزگی
اگر الان اینجا هستم یعنی دلم نخواسته که مثل قبل زندگی کنم ،یعنی از دایره امن چاقی هام اومدم بیرون ،خواستم که شخصیت فریده سابقو روشن نکنم و از افکار مسمومش استفاده نکنم که اینها جواب میده
من میخوام لاغریو انتخاب کنم چاقی که همش سنگین بودن و بدریخت شدنه ،وقتی راهی هست خب میرم و اقدام میکنم تا لذت بیشتری ببرم ،خدارو شکر الان پر از اطلاعات جدید مغزی در مورد بدن و ذهنم هستم که در ادامه زندگی به درد خودم و اطرافیانم خواهد خورد ،خب چرا بخوام ناآگاه و منفعل زندگی کنم، این جهان ،جهان گسترش و اپ دیت شدنه
برنامه های گوشی من هر روز پیام اپ دیت کردن برام میفرسته و اگر اپلیکیشن های گوشیمو آپ دیت نکنم نمیتونم از گوشیم درست استفاده کنم ،پس خودمم نیاز به نو شدن دارم
جریان دوستان استاد که یکی از اونها خواست که تغییر کنه و هدایت شد به مسیر سلامنی و یکی انتخاب کرد شکست بخوره و شاید اقدام صحیحی نداشته ،افرادی که یه روزی این پیام خسته هستم را به جهان فرستادن هدایت شدن به لاغری با ذهن یا دوره ها و آموزش های مرتبط با ذهن و ادامه دادن در این مسیرها ،مقصدهای متفاوتی خلق خواهد کرد ،بستگی به انتخاب های ما دارد
و خدارو شکر میکنم که هر روز قدمی برمیدارم بسمت لاغری و قدمی از چاقیم فاصله میگیرم
نشان های دریافت شده
من هر چی ب گذشته خودم نگا میکنم میبینم هیچ وقت قبول نکردم ک چاق بمونم همیشه خدا دلم خواست لاغر شم اونقدر ادامه دادم تا خسته شدم و از خدا کمک خواستم و سایت هدایت شدم الان میخدام اونقدر ادامه بدم تا ب لاغری برسم من ب لاغری خواهم رسید و ایمان دارم ب این مسیر اره چاقی پراز سختی هس ک من خودم ب وجودش اوردم بیماری سنگین بودن نداشتن اعتماد بنفس خریدک دوس داشته باشی
عشق ب خود وهزارران چیز دیگه ب واسطه چاقی ب وجود میاد اما بیشتر اینا فشار عصبیه ک چاقی روح و اعصاب ما میزاره
روح من مچاله شده از پرسیدنهای همه بعضیها انگار تو چشماشونم ترازو دارن .
اما الان خوشحالن ک در مسیر درستم دارم میرم ب سمت سلامتی ب سمت تناسب ب سمت هدفم
و من مطمئنم و اون نور لاغری حس میکنم
خداوندا خودت چاقیو اگاهیهای چاقی از من خارج کن و درونمون رو پر از نور و ایمان ب لاغری بکن
من توانمندم و من اشرف مخلوقات من ب هرچی بخوام میرسم لاغری یکی از خواسته های منه موفقیت من تضمینیه چون وقتی تو ایمان مسیرموحسم عالیه دوسش دارم
و میدونم لاغری اسونه خیلی اسونه من چن سال زحمت کشیدم چاق شدم اما راحت لاغر میشم
دیشب عکس کودکی دیدم اونقدر لاغر بودم خودم شوکه شدم شب اصلا خوابم نمیبرد باورم نمیش داینکی تو عکسه منم
پس من ب طبیعت خودم برمیگردم
میشم همون دختر لاغر
همون ذهن زیبا
ذهن تمیز
فکر زیبا و تمیز
باور زیبا گوش و چشم و جسم سلامت پاک و زیبا
من زندگی دوست دارم فریبا جانم
بیا انتخاب کن زندکی کردن هر وقت ک تو درگیر حرف و انتطار دیگری میشی یعنی نمیخوای زندگی کنی
خودتو از باتلاق بیار بیرون
خودت مهمی خودت
نشان های دریافت شده
سلام بر عالم و آدم
درود بر استاد پر مهر و البته هم مسیری های متعهد
زندگی را انتخاب می کنید یا مرگ را ؟!…
زندگی یعنی زنده بودن پویایی در حرکت بودن مثل رود زلال و جاری آب و البته همراه بودن با جریان حضور خداوند که تمام و کمال احساس خوب است از سلامتی و تناسب تا آرامش و شادی و عزت نفس و ثروتمندی …و برای هر زنده بودنی باید مرگی اتفاق بیفته مرگ افکار پوسیده مرگ رفتارهای تکراری که هیچ رضایتی در من ایجاد نمی کنند مرگ از پذیرش رنج ….
مرگ یعنی پذیرش اینکه (همینه که هست!..)😱
روزی که من بپذیرم باید رنج بکشم و شرایط و آدمها برای من تصمیم می گیرند روز مرگ من است سالها اینگونه زندگی کرده ام و همچون مرده ای متحرک فقط نفس کشیده ام ….
چاقی برای من فقط رنج بوده و الآن هم هست .
چرا !؟چون نسخه اورجینالم نیست یک ضایعه است یک اختلال یک انحراف !….چاقی فقط ناامیدی است فقط غم است فقط درد و گرفتاری است عامل دوری ام از خودم از زیبایی درونی ام و البته انرژی خوار اصلی زندگی هر روزه ام که تمام تمرکز و توجه منو به خودش اختصاص میده …
چاقی بیماری خوره است که از تمام احساسات خوب من تغذیه می کند نوعی ضعف و شکست است که کاملا نامتقارن با حقیقت وجودی من است …نوعی دست پرورده شیطان که خور و خواب و خشم و شهوت را تقویت می کند ….آرام آرام وارد سرزمین وجودم شده است و در سرزمین امید و عشق وجودم لانه کرده و هدفش مرگ من است از تمام دلخوشی هام و آسودگی هام ….مردن هرروز که جای خود دارد اختلال در روند سلامتی و شادی و اعتماد به نفس و خودباوری همه مرگ لحظه ای است چاقی مرگ آرامش و حق الهی ام است ….
بارها باید هرروز بمیرم !….تا در نهایت روز مرگ با باری سنگین از اضافه وزن و چربیها و حسرت و پشیمانی جسمم را به خاک بسپارم چاقی قاتل خاموش است بی سروصدا که با تأیید طبیعی بودنش از دیگران و جامعه و رسانه پزشکان و والدین و تقلید از دگر افراد چاق زنده بودن را نشانه می گیرد !؟..،
انتخاب من چیست !؟مرگ یا زندگی !؟…
به لطف و اراده خداوند به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم برای بار اول که از این دوره استفاده کردم حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شده و البته بسیار دستآوردهای موفقیت آمیزی در جنبه های دیگر زندگی داشته ام به طوری که پسرم یا خواهر شوهرم و البته دیگران به من گفته اند که آدم قبلی نیستم ویترین جدیدی از خودم و زندگی هدفمندم و ارزش وقت و زمانم به جهان ارائه دادم و البته کاملا متعهد هرروز روند آموزشهای لاغری با ذهن را گذروندم بسیار بارها لیز خوردم و نجوا داشتم و می دانم که این تنها راه است برای لاغر شدن آسون و ماندگار ….
اما اعتراف می کنم در این دوره تکرار اون اشتیاق و انگیزه را برای تبدیل آگاهی ها به مهارت نداشتم یعنی هربار این منفی باف یه جوری ذهن منو نشونه میگیره اوایل عجله داشتم گفت ادامه بده بالاخره لاغر میشی همین تمریناتو انجام بدی خوبه و دارم ادامه میدم …بعد گفت نمیشه که باید وقتی تحریک چشمی میشی نخوری !…
گفتم باشه بعد چندبار گفت اینم که رژیمه !…مگه خوراکیها قدرت دارند!؟…بعد اراده کردم گفت یعنی چاقی قدرتمنده !؟…..دوباره تصویر لاغر اندام دیدم که ذهنم تصویرسازی کنه ذوق کردم اگه لاغر بشم فلان می کنم اومد منحرفم کرد محتاج لاغری شدم ….خلاصه الآن فعلا هنگ کردم دارم ادامه می دم و حتی معنی انگیزه را نمی فهمم اتصویر لاغری و احساس لاغری ام نیست ….توجهم رفته روی چاقی دوباره از آینه دوری می کنم و البته می دونم از کجا آب میخوره …تمرکزم به هم خورده البته نه برای پیرامون و حاشیه های زندگی بلکه برای خودسازی خودم ….ذهنم را برای آموزش چندکار همزمان به کار گرفتم هرروز احساس می کردم زیر فشارم ولی می گفتم باید ادامه بدهم و در نهایت بیمار شدم باز توجهی به بیماری نکردم و گفتم نجوای ذهنه و بیماری وجود نداره و …اوضاع خراب تر شد البته دستاورد معنوی فوق العاده ای داشتم ولی از اونجایی که در مسیر تجربه کردن هستم و یک شبه هم نمیشه باورهای مربوط به سلامتی و روابط و آرزوهامو را اصلاح کنم حتما دوباره خواستم دو پله یکی کنم !…😏
می دونم کار شیطانه می دونم منفی بافه می دونم این حس الهی نیست می دونم که تنها راه همینه به خاطر همین چشمامو بستم گفتم خدایا من تسلیمت شدم خودت هدایتم کردی به این سایت باراول هم نتیجه گرفتم می دونم مسیر صحیحه فقط کمکم کن نجاتم بده خدایا بار این افکار این نجواها و …به تو می سپارم که حلش کنی🥺….این همه دوستان نتیجه گرفتند مگه همه در مسیر عرفان و خودشناسی بودند همه جور قشری توی آلبوم شگفتی سازان هستند خودم که برای خودم دروغ نیستم این همه به لطف و اراده خداوند تغییر و تحول داشتم من هم می توانم به آموزه ها عمل کنم هرروزمی گم از فردا …
.مدتها خودم را سرزنش می کردم اومدم اینو اصلاح کنم به پذیرش خودم رسیدم ولی از اونور بوم افتادم و دائم میگم اشکال نداره اضافه خوردی یا گرسنه نبودی خوردی !…از فردا از فردا …….🥺
خدایا کمکم کن یکدانه ام🙏
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا هزاران بار شکر که هدایتم کردی باز ابنجا هستم و دارم مینویسم خدایا هزاران بار شکر که در مسیر صحیحم و تابلوهات هرروز بهم چشمک می زنند خدایا هزاران بار شکر که امید هر لحظه ام تویی و آرامش حضورت را در قلبم هدیه می کند خدایا عاااااشقتم❤️
خدایا اراده ات و طریقت را در وجودم و مسیر زندگی و لاغری ام جاری کن و مسیر درست را کاملا بر من واضح و روشن کن تا فقط چشم به روبرو و آنچه تو برایم پرنعمت قرار دادی بدوزم و بس!..
سپاس استاد عزیزم شکر وجودتون و سپاس از ایجاد این فضا خیلی کمک کننده است برای اینکه هرچقدرم که لیز خوردی باز قدرتمندتر بلند بشی و به مسیر ادامه بدی متشکرم🙏
روح پدرو مادرتون شاد 🍃🌸
دوستان هم مسیری ام
همواره با قدرت الهی درونتان در مسیر زیبای خدا قدم بردارید و شاد باشید
سلام و درود
در خوردن ملاک راضی بودنه
راضی بودن فراتر از کلمه رژیم و محدودیته
من میخوام از خودم راضی باشم
شاید امروز راضی بودن اینه که فلان بستنی رو نخورم
حالا هرچی میخواد اسمش باشه مهم نیست
مهم اینه که من رفتاری داشتم که از خودم راضی ام
حتی اگه ذهنم فریاد بزنه این میشه رژیم
نشان های دریافت شده
سلام و درود استاد عزیز پاینده باشید
بسیار سپاسگزارم از همراهیتون از حمایت دلگرم کنندتون از اینکه بهم یادآوری می کنید باید با حسم و رضایتم زندگی کنم نه قوانین حالا می خواد قوانین اسارت قبل باشه یا قوانین جدید آزادی …احساسم و رضایتم باید ملاک زندگی کردنم باشه خیلی سپاسگزارم از تلنگری که بهم زدین خداراشاکرم که همراه سایت تناسب فکری هستم.
عالیترینهای الهی :سبز 🌱در مسیر زندگیتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
عرض سلام خدمت استاد و دوستان همراه
همین طور که دوستان هم اشاره کردند فایل عالی و آموزنده و همچنین تأسف برای فوت دوست استاد .
زندگی را انتخاب کنیم یا مرگ
درسته که مرگ حقه و ما همه یه روز از دنیا خواهیم رفت اما چرا با لذت بردن این دنیا تا دقیقه ۹۰ از دنیا بریم خداوند سلامتی برای همه ی انسانها دوست داره و ما باید از آن مواظبت کنیم و اجازه ندهیم که یک بیماری مثل چاقی به زندگی ما پایان دهد که واقعا قابل درمان هست فقط ما باید تصمیم قاطع بگیریم و خودمان را تا ابد از این بیماری نجات بدیم تا خدای نکرده سرنوشت این دوست استاد سر ما نیاد ،
روحشان شاد .
ما میتوانیم با تصمیم قاطع خود زندگی خود را تغییر بدیم و یه عمر با نشاط و شاد زندگی کنیم .
شاد باشید
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان همراهم
چه فایل تاثیر گذار و متاثر کننده در مورد فوت دوستتان بود
واقعا که تصمیم قاطع کلید رساندن ما به هدف است
خاطره کوهنوردی که تعریف کردید خیلی قابل لمس و همینطور ناراحت کننده برای سختی که هردوی شما تجربه کردید بود
ولی همین تجربه باعث شد که آقا امیر به فکر تغییر کردن بیافتند و تصمیم قاطع برای متناسب شدن بگیرند
به ایشان و همینطور به شما استاد عزیز تبریک میگویم برای این موفقیت عالی که کسب کردید
مطمئنم که کوهنوردی های بعدی با داشتن تناسب اندام و به راحتی انجام دادن آن تجربه شیرینی برای هردوی شما خواهد بود
واقعا کسانیکه میگویند بالاخره همه ما یک روزی می میریم فقط می خواهند دلشان را خوش کنند تا در وضع کنونی خودشان بمانند و این شجاعت را ندارند که باقیمانده عمرشان را با سلامتی و شادی و راضی بودن از خودشان با تناسب اندام بگذرانند
به قول شما درسته که همه یک روزی می میرند ولی با چه حالتی با رنج و بیماری و درد و یا با سلامتی و خوشی و خوشحالی که برای خودشان آنقدر ارزش قائل شدند که از شر چاقی خودشان را رها کردند
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر و پر تلاشم .
دقیقا این جمله رو قبول دارم که افراد چاق از هم عادت میگیرین .
خاصیت چاقی این هست چون آرام ارام بر ما وارد میشه ما متوجه اون نمیشم و فقط میبینم بعد از مدتی یه سری چیزها رو که به ما احساس خوب میداد دیگه نمیتونیم انجام بدیم و کنار میزازیم . ولی میبینیم اگر مشکلی و دردی و یا بیماری یک هویی در ما به وجود بیاد سریع به خودمون میاییم و میریم دنبال دوا و درمانش و لی اگر درد و بیماری درونی باشه و کم کم باشه ما متوجه اون نمیشیم تا ما رو از پا در بیاره .
.
افراد چاق به شدت علاقه دارن به پرخوریهای بیرویه تا اینکه همین افراد چاق گرفتار درد و بیماری میشن و یواش،یواش از پا در میان و از دنیا میرن ولی با رنج و سختی از دنیا میرن و حتی ممکنه چندین سال در زجر باشن تا از دنیا برن .
ترس از لاغرشدن به خاطر سختی رژیم و ورزش و محدودیتهاش در ذهن خیلیها هست و به خاطر همین خیلیها اقدام به لاغری نمیکنن ولی لاغری با این روش واقعا سختی و محدودیت نداره و سراسر لذته خود من امروز برای مدتی با دوستهام در یک پارکی جمع شدیم و چند ساعتی با هم بودیم و اونجا کلی تنقلات مختلف از انواع چیپس و پفک و لواشک و بیسکوییت و تخمه و میوه و خلاصه کلی هله و هوله و …. بود و اما ذهن من طبق دوران رژیم گفت نباید تو بخوری که شب بتونی شام که دعوتی شام بخوری اما دوباره گفتم این روش که سختی و محدودیت نداره خوب اگر هوس کردم و میلم شده با خودم جنگ نمیکنم در حد رفع هوس میتونم بخورم و خلاصه من از بین اون همه خوردنی که بود از یه مدل پفک خوشم اومد و از اونها یه مقدار خوردم و اما کلی نجوا داشتم که چیکار کردی تو الان چاق میشی اما بهش گفتم مواد غد ایی که هیچ قدرتی برای چاقی ندارن و وحشتناک نیستن و این رفتار من و فکر من هست که من رو چاق میکنه و من که زیاد نخوردم الان بعد از خوردن کاملا سبک هستم و به اندازه نیازم انتخاب کردم و خوردم و هیچ مشکلی هم نیست چون حسم خوبه و به اندازه نیازم خوردم و اتفاقا منفی باف گفت حالا که پفک خوردی پس شب که دعوتی خونه مادرت بهتر که شام نخوری و منم اولش گفتم اره راست میگه خوبه شام نخورم دوباره گفتم چه کاریه این فکر ها همه مال گذشته ی من هست که به مواد غدایی برچسب میزدم و حساب و کتاب میکردم الان باید خیلی راحت باشم و همه مواد عذایی رو به یک چشم ببینم و اگر شب موقع شام گرسنه بودم میخورم اگر گرسنه نبودم نمیخورم نهایتا سهم خودم رو میارم برای فردام و با این فکر دارم برای شام میرم اونجا که قدرت انتخاب دارم اگر گرسنه بودم که اتفاقا انگار کمی گرسنه هستم به اندازه نیازم میخورم فارغ از اینکه بعد از ظهر چی خوردم( وااااای پفک خوردم این فکر مال گذشته ی من هست )خیلی با لذت و حال خوب میرم اونجا و به انداره نیازم میخورم اتفاقا اونجا در پارک کلی خوردنی بود که من نخواستم ها و نخوررم درسته پفک خوردم ولی من توجهم رو میارم روی اینکه کلی مزه ی چیبسهای مختلف بود ولی من از دو مدلش سه ورق خوردم و دیگه ادامه ندادم و بیسکوییت نخوردم و شیرینی و قند با چایی نخوردم و یا میوه بود و نخوردم و اینم یه نگاه جدید به خوردن بعد از طهر خودم که من انتخاب کردم و خوردم و اتفاقا در کنار پفکها من کمی تخمه هم خوردم همین و بارها به منفی باف درونم میگم کارم خیلی هم درست بود و تو منفی باف با حرفهای الکی نمیتونی من رو اذیت کنی آخه چه فرقی داره که دو سه دونه میوه بخورم و یا یه مقدار پفک بخورم . برای ذهن پر از فرمولهای چاق من فرق داره و گرنه برای جسم من هیچ فرق نداره پس نوش جونم و بدون هیچ ترسی یه ساعت دیگه هم میرم برای شام خونه مادرم یا در حد نیازم میکشم میخورم و یا اگر میل نداشتم نمیخورم و من میخوام به جسمم اعتماد کنم اون خودش کارش رو به درستی بلده اگر احتیاج به مواد غدایی نداشته باشه اصلا آلارم گرسنگی در من با قار و قور شکمم به وجود نمیاد و منم نباید بخورم و اگر که بدنم احتیاج به مواد عذایی داشته باشه خودش با سر و صدای زیاد شکمم من رو وادار به خوردن به اندازه رفع نیازم میکنه پس نگران هیچ چیز نیستم که بشینم حساب کنم ببینم حالا شب مجازم شام بخورم یا نه ؟؟به هیچ عنوان این کار رو نمیکنم و خیلی راحت روزم رو سپری میکنم و از این همه آزادی در خوردن لذت میبرم و زندگی میکنم .
و افرین بر همه ی افراد این سایت که با وجود تمام سختیهای رژیم ولی دوباره جرات اقدام کردن برای لاغری رو کردن ولی این بار از راه متفاوت نتیجه رو میگیرن و عالیه که قدم در این مسیر الهی میزارن مثل اقا امیر گل دوست عزیز استاد اخه یک بار آدم تصمیم شجاعانه میگیره و این تصمیم قاطع کار خودش رو میکنه و شما لاغر میشید و این قدرت ایمان و انگیزه و تصمیم هست که درون هر انسانی هست که خودش رو متحول کنه و استاد تونسته و کلی از دوستان این سایت تونستن پس منم میتونم با قدرت ذهنم لاغر بشم .
پس دوست من چاقی رو هیچ وقت نپذیر چون چاقی ارام بر ما تحمیل میشه قبولش نکنید شجاع باشید و اقدام به لاغری کنید .
چاقی یک بیماری هست میشه اون رو برطرف کنید میشه اون رو نگه دارید و در کل شما رو به کام مرگ میکشونه .
من انتخاب کردم زندگی کنم و نمیزارم مرگ من رو انتخاب کنه من انگیزه و کلی انرژی دارم تا لاغر بشم و این تصمیم قاطع رو برای تناسب گرفتم و مطعنم به زودی به تناسب دلخواهم میرسم و هر لباسی ررو که بخوام میپوشم و سبک تر میشم و اعتماد به نفسم بالا تر میره و هر هر فعالیتی رو که بخواهم انجام میدم و یه زندگی شاد تر و جدیدتر رو تجربه خواهم کرد .
من حرکت میکنم تا به هدفم برسم چون من مشتاق متناسب شدنم .
نشان های دریافت شده
گام ۷۴
رندگی را انتخاب می کنید یا مرگ را ؟من زندگی را انتخاب می کنم
به نظر من خوبه که همه این سوال را از خودشون داشته باشند و با صدای بلند از خودشون بپرسند و جواب بدهند تا مطمعن باشند که زندگی را انتخاب کردهاند نه مرگ را
اگر هر کسی خوب فکر کند در زندگی تجربه ایی دارد که موفق به انجام کاری شده است که از نظر دیگران سخت و غیر ممکن بوده است
بادم است چند سال پیش که می خواستیم به امریکا مهاجرت کنیم کاری انجام دادم که برای خیلیها باور آن سخت بود .اما من انجامش دادم ،موضوع از این قرار بود ،در ایران معلم بودم. یادم هست وسط سال بود که داشتیم مهاجرت می کردیم و متوجه شدم فردا که روز آخر من در مدرسه هست مدیر مدرسه برای خداحافظی برنامه ای تدارک دیده (یادش بخیر)
وقتی به خونه بر گشتم یهو به ذهنم رسید برای دانش اموزانم جا مدادی بدوزم به عنوان کادو و یادگاری دوست داشتم هدیه ایی باشد که حاصل دست کار خودم باشه ،خلاصه،ساعت ۶ بعد از ظهر شروع کردم با پارچه های زیبا و با کیفیت و برای ۵۰ تا دانش اموز
کیف کوچک با زیب باز و بسته می شد که به عنوان جا مدادی و وسایل کوچک قابل استفاده بود آماده کنم در عرض چند ساعتی تمامش کردم خیلی هم حرفه ای کار کردم و حسابی لذت بردم حتی همین الان که بادم می اید تمام اونون لحظات زیبا تداعی می شود .زیبا بود چون که برای دانش اموزام هدیه تهیه کرده بودم اما سخت بود چون خداحافظی همیشه سخت است.صبح که رفتم مدرسه و وقتی مدیر و همکارانم متوجه شدند که ۵۰تا هدیه در عرض چند ساعت بسیار تمیز و حرفه ایی انجام دادم همه تعجب کرده بودند و باور نمی کردند که به تنهایی در وقت کم کار قشنگی انجام دادم واز همه مهمتر از ایده ایی که انجام دادم خوششون اومده بود می خوام بگم که اگر تصمیم بگیریم و علاقه داشته باشیم در هر کاری موفق می شویم
حالا که خداوند ما را دوست داشته و به این مسیر زیبا هدایت شده ایم که ساخته ذهن استاد بوده پس بهتر بهترین استفاده را داشته باشیم تا به هدفمون برسیم عجله نکنیم و تمرین و استمرار در هدف خود را فراموش نکنیم
ما تنها موجوداتی هستیم که دارای اختیار و اراده کامل و هستیم و همچنین اختیار و اراده ،. ما را در مقابل انتخاب های گوناگون در مسیر زندگی قرار می دهد و هر انتخاب می تواند تاثیر شگرف فردی و اجتماعی و حتی مادی و معنوی به جا بگذارد. پس یکی از بهترین راه ها برای اموختن ، نحوه انتخاب است .هر انتخابی ممکن آست با شکست مواجه شود از انتخاب ساده یک لباس تا شریک زندگی. اما می توان راهکارهایی را در نظر گرفت و ضریب انتخاب را کاهش داد. برای هر مسله ای بر اساس میزان اهمیت آن برای تحقیق صرف می کنیم تا دانش و آگاهی لازم ما را یاری می کند که از مسیر انتخاب ناصیحیح دور شویم
سالهای سال روش های مختلف را انتخاب می کرده ایم که بتوانیم به وزن ایده ال خود برسیم اما نمی شد ؟ چرا ؟ چون مسیر را اشتباه انتخاب می کردیم حالا که انتخاب صیحیح را انجام داده ایم فکر کنیم با این انتخاب چه چیزی به دست می آوریم. مسلما اعتماد به نفس. عزت به نفیس خود باوری. لیاقت داستن آنچه دوست داریم لذت پوسیدن لباس های زیبا و دلخواه. و خیلی مسایل دیگر
حواسمون باشد که عجله نداشته باشیم چون عجله داشتن مانع رسیدن به اهداف ما می شود
استاد دو تا موضوع از دو فرد داشتند خیلی واضح و مشخص شد که یک انتخاب صیحیح باعث ادامه زندگی سالم و یک انتخاب ناصیحیح باعث مرگ یک فرد شد پس اگر زندگی را انتخاب می کنید زندگی کردن را بیاموزید با سپاس از استاد
نشان های دریافت شده
سلام🙂
عنوان فایل هم تکون دهنده است.واقعا چاقی یه مرضه یه مرضی که آروم آروم وارد جسم ما میشه و کم کم نشانه هاش در بدن خودش رو نشون میده…
واگه به فکر نیوفتیم و کاری برای رفعش نکنیم به تدریج اینقدر پیشرونده میشه که تمام ارگانهای حیاتی ما رو هم تحت تاثیر خودش قرار میده و در نهایت ما رو میکشه….
این جمله رو خود من بارها گفته بودم و از افراد زیادی هم اونو شنیدم که “ما که آخرش میمیریم حالا چه چاق چه لاغر و اگه قراره برای لاغر شدن اینهمه سختی بکشیم و نخوری متحمل بشیم همون بهتر که چاق باشیم”الان که بهش فکر کردم یادم اومد خودم قبلا بارها این جمله رو استفاده کردم و به همین راحتی باورم شده و به قول شما احتمالا یه باور نگهبان…
وقتی ماجرای دوستتون رو تعریف کردین که در مسیر آبشار چقدر متحمل رنج و سختی شدن به این نتیجه رسیدم که ما تا کارد به استخونمون نرسیده نمیخوایم دست از عادتهامون برداریم نمیخوایم تغییر کنیم به قول این دوستمون هم چاقی رو دوس داریم هم دوس نداریم و چون تغییرعادت برای ما سخت و رنج آور هست به همون شرایط افتضاح ادامه میدیم چون حاضر نیستیم کمی تغییر بدیم در عادات روزانه مون…
به قول شما بله آخرش همه ما میمیریم ولی این نوع مردن هم مهمه مردنی که هر لحظه منتظر این باشیم که مرگ بیاد و ما رو با خودش ببره یا اینکه هر روز برای زندگی مشتاقتر باشیم واگه مرگ هم فرا رسید با لبخند اونو میپذیریم و اماده هستیم برای تجربه عالم دیگه چون این دنیا رو با لذت تجربه کردیم و دیگه حسرت به دل نیستیم.
به قول یه استادی اون جهنمی که میگن بعد از این دنیا تجربه میکنیم اون حسرت و احساس بدی هست که بعد از دیدن ورژن کامل خودمون با ذهن و استعدادهای خدادادیمون در این دنیا میتونستیم تجربه کنیم و نکردیمه…
ما خیلی قدرتمندتر از اونی هستیم که در فکرمون بیاد ذهنی داریم که به راحتی همه آنچه میخوایم رو برامون میسازه فقط ما از اون داریم اشتباه استفاده میکنیم هرچی آت و آشغاله از همه جا واردش میکنیم به هر چرت و پرت و اخبار منفی توجه میکنیم و بعد هم انتظار داریم دنیای گل و بلبل و پر از ثروت و سلامتی و تناسب اندام و زیبایی رو تجربه کنیم ….اخه فکر کنیم چطور ممکنه؟؟؟؟؟ تو مخزنت پر از آشغال باشه ولی توی یه باغ سر سبز و پر از گل زندگی کنی ؟؟؟؟؟ پس قانون فرکانس چی میشه؟؟؟؟ از کی تا حالا آشغال دونی کنار باغپر نشاط و سر سبز بوده؟؟؟؟
تا ما تغییر نکنیم دنیای اطراف ما هم تغییر نمیکنه…تغییر از خود من شروع میشه از خود خود من….اگه با چاقیم مشکلی ندارم پس اینجا چی کار میکنم؟؟؟ اگه هم دیگه خسته شدم از چاقیم پس با اشتیاق تمرین کنم….به قول قدیمیا محکم بیام تو کارش و تا متناسب نشدم ادامه بدم هر چند وقت میخواد طول بکشه اشکالی نداره….
من در این ماجرا اهرم رنج و لذت رو کاملا لمس کردم همیشه در موضوعات موفقیت بهت میگن یا اهرم رنج رو باید قوی کنی یا اهرم لذت رو تا ذهنت برای رسیدن به اون خواسته انرژی آزاد کنه که البته چون ذهن از رنج فراریه برای فرار از رنج انرژی بیشتری آزاد میکنه…و این دوست شما رنج چاقی رو نه فقط در ذهن بلکه با تمام سلولهای بدنشون تجربه کردن و به همین خاطر خیلی عالی این مسیر برگشت رو طی کردن
من که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و انشالا مغز منم انرژی بیشتری برای لاغری من آزاد کنه 🙏🙏