تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس میرفتیم، هیچوقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمیرسید. پدرم تا وارد مغازه میشد، من رو نشون میداد و میپرسید «آقا، برای آقازادهی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقتها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز میذاشتن که اصلاً سلیقهی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه میکرد.
این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) دربارهی باور «من نمیتونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه میخوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو میگیره و هم ما رو چاقتر میکنه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 نتیجه اول از درون شروع میشه
نتیجهی آموزشهای لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده میشه. ترس از چاقی کم میشه، آرامش بیشتر میشه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل میگیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار میرسه و آخر سر در جسم دیده میشه.
خیلی از اعضای سایت برام مینویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت میخواستیم نخوریم، ذهنمون اونقدر فشار میآورد که آخر سر یواشکی یه کم میخوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساختها رو آماده میکنیم و موانع ذهنی رو یکییکی برمیداریم.

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل میگیره؟
چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدمهای متناسب حس کردی و با محدودیتهای اضافه وزن روبهرو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سالها تکرار بشه، تبدیل میشه به نفرت از چاقی.
این نفرت خیلی وقتها خودش رو به شکل ترس نشون میده. خیلیها فکر میکنن از چاقتر شدن میترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجهی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.
موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونیها که فکر میکنی همه دارن نگاهت میکنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری میری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی میکنه. من میدونم این فشار روی خانمها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤالهای هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.
🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن
یه نکته که کمتر کسی بهش توجه میکنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمرهم رو انجام میدادم. بدنم با هر سختیای که بود کارش رو میکرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم میآورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.
در بازیهایی که دویدن داشت شرکت نمیکردم، کوه نمیرفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامهریزی میکردم که اصلاً در این موقعیتها قرار نگیرم. همهی اینها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر میکرد.
نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن میرسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی میکنی عوضش کنی و نمیشه. بعد خسته میشی و میگی «ولش کن». این نفرت باعث میشه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که میتونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخواندهست
از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که میخوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.
درسته که در جلسههای اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطهش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سالها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.
🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل میکردم
وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلبهای ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلبها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر میشن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمیتونم. ولی سالها شبانهروز هشت تا از اینها رو با خودم حمل میکردم!
چرا بدنم میتونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچکدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلبها رو با خودت داری.
هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی میده که نمیتونه پاش بایسته. خیلیها برام نوشتن که بعد از رژیمهای خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکسهای قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه میکنی، شادابیشون رو میبینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه میگم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق
اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباسهایی که نتونستی بخری، جشنهایی که نرفتی و موقعیتهایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این میکنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظهها در تو ساخته شده.
بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیتهای متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همهش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری میبری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز میبینیم و لمس میکنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.
در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمیبینه. اگه بتونی به لاغریای که هنوز در خودت نمیبینی ایمان بیاری، بهت اطمینان میدم که لاغر میشی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجهش یا چاقتر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطهی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.
یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلیها با دیدنت امید پیدا میکنن و اونها هم وارد این مسیر میشن. اگه میخوای این تغییر رو با تمرینهای کامل و قدمبهقدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس
- چند دقیقه به موقعیتهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
- بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار میکردی؛ مثلاً «من لاغر نمیشم» یا «چرا من چاقم».
- بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاقتر شدن در تو دیده میشه یا به شکل بیخیالی و تسلیم.
📌 مرحله دوم: مزیتهای متناسب شدن رو بنویس
- مزیتها رو دستهبندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا میتونی بنویس.
- به آدمهای متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت میبری؛ مثلاً «وقتی میبینم دوستم بدون نگرانی غذا میخوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت میپوشه».
- جملههات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.
📌 مرحله سوم: هر روز بخون
- هر روز یک بار نوشتهی خودت رو بخون و هر چیز تازهای به ذهنت رسید، اضافه کن.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) میبینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوریهای هیجانی رو میگیره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🌿 هنرجویان لاغری با ذهن
۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
نفرت از چاقی باعث میشه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو قویتر میکنه.
۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟
در واقع یکیان. خیلیها فکر میکنن فقط از چاقتر شدن میترسن، ولی این ترس شکل دیگهای از همون نفرته و نتیجهش هم چاقی بیشتره.
۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟
چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سالها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعدههای زماندار معمولاً به رژیمهای فشاری ختم میشن که بعدش وزن برمیگرده.
۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟
به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیتهای متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کمکم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری میده.
امتیاز 4.07 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام به همه دوستان عزیز و استادجونم
ج سوال اول : من چون نمیتونستم لباس هایی ک میخوامو بپوشم از چاقی متنفر بودم از وقتایی ک میرفتم حموم و شکم خودمو ک جلو زده غمگین بودم اصلا دوست نداشتم نگاهش کنم قبولش نداشتم همیشه به افراد لاغری ک شکمی صاف داشتن ولی در عین حال تازه خیلی بیشتر از مام میخوردن ولی همچنان لاغر بودن حسرت میخوردم میگفتم خوش ب حالتون
ج سوال دوم : خب بریم سراغ اینکه اگه من لاغر بشم چه مزایایی داره من میتونم هر لباسی بپوشم هم خودم و هم همسرم از اندامم لذت ببره
واقعا هیچی اندام متناسب و سبک نمیشه من این راهو قبلا رفتم پاهام سبک شده بودن حال خیلی خوبی داشتم
از نگاه کردن به اندام خودم لذت زیادی میبردم
من عاشق لاغریم و به خودم و به همه ثابت میکنم ک چقدر راحت میشه عالی ترین و خوش فرم ترین اندام رو داشت
من عاشق این اندام لاغرم عاشق پاهای کشیده و دستای کشیده عاشق اینم ک استخونای گردنم کمی مشخص باشه
وقتی من لاغرشم دیگه چیزی از بازیگرای هالیوودی کم ندارم و اعتماد به نفسم ب اوج خودش میرسه از زندگیم بیشتر راضیم و لذت زیادی میبرم به آسمون ک نگاه میکنم انگار برا من آفریده شده
به زمین نگاه میکنم انگار برا من آفریده شده احساس سبک بالی بی نظیری دارم
انقدر سبک شدم ک مثل یه پروانه ام سبک و زیبا ک میتونه هر کجا ک دلش بخواد میتونه بره
وقتی لاغر شم وقتایی ک پله هارو بالا پایین میکنم سریع نفس نفس نمیزنم
احساس میکنم انرژی خیلی زیادی دارم
احساس میکنم از پس هر کاری برمیام
وقتی لاغر بشم همه ازم راز لاغریمو میپرسن و منم میگم لاغری با ذهن
یکی دیگه فواید لاغری اینه که چون من احساس خوبی دارم در نتیجه خدا و جهان هستی دست ب کار میشن و وسایل مربوط به خوشبختی من رو فراهم میکنن چون جهان جهان قانون هاست
هر عملی یه عکسالعملی داره مثلا منو میوفتم تو جاده ثروتمند ها و زندگی بهتر و راحت تری رو تجربه میکنم
چون خدا و جهان هستی خیلی دوس دارن من ثروتمند بشم
یکی دیگه از فواید لاغری اینکه به من سلامتی میبخشه و مهم ترین و بزرگترین نعمت خداونده
فواید سلامتی رو برا خودم و شما دوستای عزیز مینویسم اونم اینه که آرامش داری
بله چی بهتر از آرامش دیدی تو زندگی طاقت ی سردرد ساده رو نداریم
انقدر بزرررررگ و مهم این سلامتی که
هرچی بگم کم گفتم الهی شکر میکنم ک خدا منو هدایت کرد به این مسیر لاغری زیبا
الان خدای من مینویسه نه من چون همه از ذهن و قلبم میاد
خب عزیزان مطلب بعدی ک استاد بهش اشاره کردن گفتن ک بگردین و دوره اطرافتون ببینید چه کسانی ب راحتی لاغر شدن بدون هیچ رژیم و ورزش خاصی
من دو ماه اولی ک بدن سازی رفتم ی دختر خانمی اونجا بود ک من عاشق اندام ایم خانم شده بودم پاهای کشیده دستای کشیده شکم تخت و سفید
ی بار ک خیلی ذهنم درگیر ارتباط ورزش با لاغری بود پرسیدم چجوری انقدر لاغر و متناسب و اینکه ایا بدن سازی لاغرش کرده یا ن گف ک از اندامی ک قبلا داشته بیشتر راضی بوده چون پر بودن ن چ ا ق
گف هیچ ربطی به هیچ ورزشی نداره بدن خود ب خود لاغر میشه و گف بدون هیچ رژیمی به این اندام رسیده
و این الگو خیلی خوبیه ک ب راحتی لاغر شدن ، و دوباره ی خانمی بهم گف بدون رژیم ۱۵ کیلویی وزن کم کرده
پس برای چندمین بار میگم باور من اینکه لاغری فقط با رژیم امکان پذیره برای همیشههههههه رد میشهههههه
چون من خیلی افراد دیگه ام دیدم ک خیلی میخورن ولی لاغرن
من تصمیم قاطعی گرفتم ک به سرزمین رویایی و اما واقعی لاغرها پا بزارم سرزمینی ک توش میشه از هر مواد غذایی خورد ولی ب شرط اینکه نترکید مهم اینه میتونم هر وقت میل داشتم
توجه کنید هر وقتی ک میل داشتم و به اندازه احساس سیری از هر مواد غذایی ک هست بخورم حالا هرچی بستنی باشه بیسکوییت خوراکی غذاهای سرخ شده خامه کره و لذت خوردن رو در خودم افزایش بدم و احساس بهتری نسبت ب زندگی خودم داشته باشم در نتیجه !!!!
احساس خوب مساوی اتفاقات خوب رو تجربه کنم
الهی شکر برای تمام این حس های خوب و عالی 😍😍
نشان های دریافت شده
سلام!
این سطح از دانش و آگاهی تون منو شگفت زده میکنه استاد مثال ها و توضیحات شما خیلی کامل وجامع هست و روش تناسب ذهنی هیچ آزمون وخطایی نداره ومن هرروز بیشتر اطمینان پیدا میکنم تا بهتر عمل کنم
آرامش درونی
من همه کسایی رو که منو ناراحت کردن بخشیدم حالا که به اون افراد فکر میکنم که چقدر از اعصاب بهم ریخته وانرژی که صرف حرف بار کردن من چند بار در ذهنشون حتی روزها تکرار کردن دلم براشون میسوزه
استاد من همیشه یک حرفی رو مدنظرم قرار میدم
یک نگاه خارج از گود
یعنی خودم رو دو نفر درنظر میگیرم واز دید دیگران رفتار خودم رو میسنجم و سعی میکنم همیشه آرامش خودم رو حفظ کنم تصمیمات عجولانه که باعث بروز مشکلات بزرگتر بشه رو کاملاً حذف میکنم
دقیقاً درست میگین استاد ما خانوما فشار ذهنی بیشتری رو تحمل میکنیم چون متاسفانه حرفهای خاله زنکی در بین ما خیلی شایع است
یادم نمیاد خواسته دل کسی رو بشکنم همیشه قبل از حرف زدن خودم رو میسنجم شرایط و رفتارهای احتمالی و من معمولاً در جمع ها شنونده هستم همیشه افراد کوشا رو تشویق میکنم وازاین بابت کاملآ آرامش درونی دارم
که خیلی بهم کمک میکنه تا در ادامه مسیر هم موفق باشم چون وجدانم آسوده ست
یادمه وقتی کوچیک بودم از یک بزرگی شنیدم اگه کسی بهت ناسزا گفت تو جواب نده بجاش فرشته ها جوابش رو میدن
پس من هم واگذارشون میکنم به خدا و فرشته ها والان کلی آرامش دارم
تغییرات حالت درونی
نتایج آموزش های لاغری ذهنی ابتدا از تغییر فرمول های ذهنی شروع میشه از تغییر حالت های درونی
اولین نتیجه من احساس آرامشم بود چون گام اول رو برداشتم
احساس شادی ازاینکه قرار متناسب بشم
انجام کارهای که سالهاست دوست دارم وقتی متناسب شدم انجام بدم
انتخاب لباس هایی که مورد علاقه م در بهترین رنگ ها با اعتماد به نفس بالا بعد متناسب شدنم میپوشم
انجام ورزش ،و روحیه بالا ، به سبکی و راحتی در انجام کارهای شخصیم
باور اینکه من میتونم متناسب بشم
پس اولین تغییرات در درونم اتفاق میفته وتداوم درسطح فکر وادامه تغییرات فکری من به تغییرات رفتاری تبدیل میشه ومغزم فرمان های متفاوت ومفید صادر میکنه ودرنتیجه واکنش رفتاری من در مواجه با غذا باعث ایجاد احساس خوب درمن میشه
یکی دیگه از موانع خیلی مهم
نفرت از چاقی که به شکل ترس هم در ما ایجاد میشه
من متوجه شدم ذهنم توجه من رو ملاک قرار میده و درجهت بیشتر کردن توجه من حالا چه احساس خوب و چه احساس بد میکنه
پس روند چاق شدن رو متوقف میکنیم وبه مرور در مسیر تناسب قرار میگیریم
جسم من مشکلی با اضافه وزن نداره چون این روند به آرومی و گرم به گرم اضافه شده و جسمم کاملاً این به این روند عادت کرده چون درهر شرایط خودش رو سازگار میکنه ویکی از ویژگیهای غریزیش محسوب میشه
درواقع فشار اصلی بر روی اعصاب ، ذهن. روح ماست
نفرت از چاقی باعث پذیرفتن چاقی میشه
هر چیزی رو در ذهنم باور کنم همون چیز رو در زندگیم تجربه میکنم
نکته اول پذیرش خودم و گذاشتن اسمی که احساس زیر سلطه بودن از چاقی رو نداشته باشم
من اسمش رو مهمان ناخوانده گذاشتم
ذهنی که منو با استفاده از فرمول های ذهنی به چاقی رسونده
پس همین ذهن از طریق تغییر باورها و فرمول های ذهنی همزمان با دادن فرصت و آرامش ، بدون اینکه به بدن صدمه ای وارد کنه (ریزش مو، مشکلات گوارشی، افتادگی پوست، دردهای مفصلی و…)
بلکه پوست رو زیبا تر ، جوان تر شادابی و لذت از زندگی بدون هیچ گونه محدودیت به تناسب اندام ایدهآلم میرسونه
الهی شکرت 🕊️🥀
ممنون استاد 🌼🌹
سلامی دوباره
من با گوش دادن چند باره این فایل دریافتم که تمام این مدت ، تمام کارهایی که میکردم و فکرهام و تلاش هام نه تنها برای لاغر شدن موثر نبوده بلکه همه اونها ناشی از نفرت درونی و عمیق من از چاقی بوده که به جای تاثیر گذاری برای حرکت من به سمت لاغری فقط و فقط توجه من به چاقی رو بیشتر میکرده و حرکت هر روز من به سمت چاقی بیشتر و سریعتر میشده و زمانی که من با گرفتن رژیم ها و سرزنش خودم و عقب کشیدن از فعالیت های اجتماعیم سعی در مبارزه باچاقی و ایجاد انگیزه در خودم داشتم ؛ نه تنها انگیزه ایجاد نمیشد بلکه نفرتِ عمیقی در من شکل میگرفت که باورهای غلطی رو با خودش داشت و باعث میشد ذهن من فرمول های غلط تری رو ایجاد کنه و فرمان چاقی من صادر بشه انگار که من میخوام به سمتی حرکت کنم که باد شدیدی از اون سمت می وزه من به خیال خودم دارم پیش میرم و قدم برمیدارم اما اون باد شدید من رو به سمت مخالف هل میده و من هرچه بیشتر تلاش میکنم کمتر نتیجه میگیرم و درنهایت یه ذهن و روح زخمی و درگیر میمونه و جسمی که به خاطر فشار زیاد خسته و بیمار شده و خدا میدونه تو این حالت چه بلایی بر سر روح و روان انسان میاد …
من فهمیدم تا امروز درونم یه جدال نابرابر بوده یکی میخواسته که لاغر بشه اما هر کاری که میکرده دُرست تو جهت عکس بوده و اون یکی از رفتارها پیام چاق تر شدن رو دریافت میکرده و دستور چاقی بیشتر رو میداده و چه کشمکش بیهوده ایی !
من یاد گرفتم چاقی رو به عنوان یه مشکلِ قابل حل ببینم که خودم با نادانسته ها باعث به وجود اومدنش شدم و حالا از راه درستِ ذهنی باید حلش کنم ممکنه کمی طول بکشه اما حل میشه !
تُرک ها در مورد بیماری یه مثلی دارن که ترجمه اش این میشه( درد خروار خروار وارد بدن میشه اما موقع خروج ذره ذره خارج میشه ) و حالا که من بدنم رو به خروار خروار درد متحمل کردم باید با راه حل درست پیش بروم و منتظر خروج ذره ذره آن باشم ….
چاقی یک مشکل قابل حله ولاغر شدن آسانترین کار دنیاست !
روزی که من به تناسب اندام برسم اعتماد به نفس پایمال شده ام برمیگرده ، تو دنیای تناسب اندام خبری از تحقیر و سرزنش نیست و هرچه هست آرامشه ، من به تناسب که برسم دیگه خبری از گوشه گیری و خجالت نیست میتونم با اعتماد به نفس خرید برم با دیگران ارتباط بگیرم و توجمع ها با سرِ بالا شرکت کنم …
میتونم با بچه هام تو فعالیت های دلخواهشون شرکت کنم و دیگه احساس شرمندگی ندارم …
قطعا این درس بزرگی برای بچه هام خواهد بود که خواستن توانستن است و هر بار که من رو ببینن به مادرشون افتخار خواهند کرد …
میتونم لباسهای دلخواهم رو تهیه کنم
میتونم حضوری خرید کنم نه مجازی !
از شر نگاه های ترحم آمیز دیگران راحت میشم !
مطمئنما باعث آرامش خاطر مادرم و عزیزانی که مدام غصه من رو میخوردن میشم !
از تحقیر های همسرم خلاص میشم و میتونم بهش ثابت کنم منم توانمندم !
میتونم شنا برم و دخترمو همراهی کنم بدون خجالت !
میتونم دوچرخه سواری کنم که ورزش مورد علاقه بچگیم بود و هنوزم عاشقشم !
میتونم دوباه کوه برم !
میتونم بدون ترس و خجالت غذا بخورم !
دیگه از چاقی نمیترسم ! و نگران آنچه میخورم یا نمیخورم نیستم !
محدودیت و محرومیت نیست!
میتونم زندگی رو دوباره زندگی کنم اما این بار با آرامش خاطر و احساس خوب و آرامش ! به امید رسیدنم به اون روز با تمام وجود تلاش میکنم
یاعلی
سلام خدمت استاد گرامی و دوستانی که عاشق خوب کردن حال خودشون و زندگیشونن
من از همون اوایل نوجوانی دچار اضافه وزن شدم تا خود 15 سالگی برای لاغر شدن کاری نمیکردم چون اصلا احساسش نمیکردم اما بعد اون یواش یواش حرفای اطرافیان شروع شد
هرجا میرفتم احساس میکردم نگاه همه روی منه
توی جمع های فامیل همش اضافه وزن منو به رخم می کشیدن
همیشه از جمع های مهمونی فراری بودم همیشه
همش دنبال راهی برای کم کردن وزن خودم بودم
همش ورزش تلاش برای ترک کردن پرخوری و ریزه خواری اما همیشه شکست میخوردم و وزن چندانی از من کم نمیشد
اگر من لاغر شوم دیگه اعتماد به نفس پایینی نخواهم داشت 😊
دیگه از جمع ها فراری نیستم و خواهم بود
الان که وزن زیادی کم کردم احساس میکنم که دیگه هیچ کسی نیست اضافه وزن منو به رخم بکشه
دیگه ازین فروشگاه به اون فروشگاه دنبال شلوار اندازه خودم نمیدوم
مطمعنا اگه این چند کیلو که زیاد هم نیست رو کم کنم همیشه آدمی خواهم بود که اعتماد به نفس بالایی داره
احساس میکنم در بیان احساسات و نظرات خودم قوی تر شدم
پر از انرژی مثبت شدم و انجام هر کاری مثل ورزش کردن دیگه مثل قبل برام زجر آور نیست بلکه لذت بخشه
اگه لاغر بشم دیگه حسرت اینو نمیخورم که دیگری چرا متناسب هست اما من نه
بهم ثابت میشه که انجام هیچکاری غیر ممکن نیست اگر از راه درست باشه
«لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست» من خیلی این جمله را باور دارم
سلام بر همگی
من بی نهایت از خداوند سپاسگزارم که بازم امروز فرصت حضور در این دوره. رو به من داده .
نتایج آموزشهای ذهنی اول از تغییر فرمولهای ذهنی و تغییر در احساسات ما هست یعنی تغییرات اول درونی هست .پس نباید از همون اول به دنبال لاغری در جسم باشیم باید صبر داشته باشم تا به مرور نتایج در جسم ما به وجود بیاد
من مدتها هست در یخچال خونه کلی اجیل و تخمه و شیرینی و شکلات و و بیسکوییت و کلوچه و خرما و … دارم اما من به راحتی از خوردن اونها صرف نظر میکنم و یا اگر هوس کنم یه مورد رو انتخاب میکنم و کمی میخورم مثلا امشب بعد از افطار دلم پسته خواست و با خیال راحت به اندازه یه مشت از پسته ها و بادام ها خوردم و بقیه رو داخل یخچال گذاشتم اما واقعا حرص و ولع من من کم شده من با همین یه مشت واقعا اشباع شدم و دیگه دلم نخواست در حالی که در گذشته حرص و ولع خوردن خیلی از چیزها حتی آجیل رو هم داشتم اما الان راحتم با تمام خوراکیها هر وقت بخوام میخورم نخوام نمیخورم و این واقعا بینظیر هست وچقدر بی نظیر که من با یه حجم کم از اون خوراکی ها به اون سیری کامل میرسم و دیگه نمیتونم بخورم .
لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست .
یکی از موانع لاغری نفرت از چاقی هست که به شکل ترس هم خودش رو نشون میده و نتیجه این نفرت چاقی بیشتر هست دقیقا یادم میاد. زمانی که تازه وارد این دوره های سایت شده بودم و به این جلسه رسیدم گفتم وای چقدر استاد عالی توضیح میده دقیقا این مشکل اساسی من هست چون در اون دوران که وارد سایت شدم من همین شرایط رو داشتم در واقع من ترس از چاقی. بیشتر داشتم همون نفرت از چاقی داشتم که تمام وجود من رو گرفته بود چون من هر ماه شاهد افزایش وزن خودم بودم و من یادم میاد چقدر حالم بد بود چقدر میترسیدم از چاقی خودم یادم میاد به همه میگفتم وای چرا من اینطور هستم چرا هر ماه که وزن میکنم وزنم بیشتر میشه ای کاش وزنم ثابت بمونه با همین وزنی که دارم و دیگه بیشتر نشه راضیم به این وزن بالا فقط ثابت بمونه ولی نمیشد چون باورهام خراب شده بودند چون پذیرفته بودم داروهای مصرفی من ،من رو چاق میکنن و هر وقت به اطرافیانم میگفتم اونها میگفتن چون تو کم کاری تیرویید داری و فلان دارو رو میخوری دیگه اینطوری ولی من قبول نداشتم و برای فرار ازچاقی خودم ورزشهای سنگین همیشگی در هر شرایطی داشتم طوری که زانو و کمرم آسیب دیده بود رژیم های محدود و سنگین داشتم که هر دفعه برای ترس از چاقی پیش دکتر میرفتم و اونم محدودیت رو برام بیشتر میکرد
.ومن به همه میگفتم وای من با این همه رعایت کردن وزنم اینطوریه پس وای به حال زمانی که نرم باشگاه و دکتر برای همین ترس داشتم از غذای خونه ازبی فعالیتی و همیشه میگفتم من با این کارها یکم خودم رو کنترل میکنم که کمتر چاق بشم ولی یادم میاد این اواخر خسته شده بودم دیگه نتایج من با تلاشهای من جور در نمیومد و من غمگین شده بودم تا وارد این سایت شدم و تک تک به کلمات استاد به روح و جان من مینشست و حتی من رو دگرگون. میکرد و حتی با دیدن این فایل گفتم دقیقا من همین مشکل رو دارم استاد راست میگه اینها انگار همون حرفهای هست که من سالها به دنبال اونها بودم و انگار جواب تم تک سوالاتم رو در هر جلسه میگرفتم .
من یادم میاد در دوران چاقی واقعا تخت فشار بودم چون هیچ کفش و لباس و مانتو و النگو و انگشتر و .. اندازم نبود یادم میاد کفشهای ورزشی قبل از بارداریم به پام نمیرفتن و من با زور اونها رو میپوشیدم که پیاده رویی برم یادم میاد هیچ لباس و تاپ خانگی به تنم نمیرفت و من رفتم کلی لباس سایز بزرگ و دامن شلواری.گشاد سایز بزرگ برای بعد از زایمانم خریدم یادم میاد هیچ مانتوی زیبایی که به درد سایز من بخوره نبود منم یه مانتو ساده که فقط میدونستم اندازم هست خریدم و به تنم کردم و پوشیدم چون کلی گشته بودم و هیچ جا مانتو اندازم نداشتن من یادم میاد عروسی دعوت بودم هیچ دستبندی و النگویی و انگشتری که داشتم به دستم نرفت و …و برای همین من نفرت ازچاقی داشتم .یادم میاد میرفتم داخل کمد و مانتوهای قبل بارداریم رو امتحان میکردم و میدیدم به زور دستم داخل استینهاش،میره و نمیتونم تکون بخورم و لبه های مانتو بسیار از هم فاصله دارند و من تنفرم بیشتر میشد و من یادم میاد شکمم اصلا شبیه قبل ازبارداریم نبود و ازاون بدم میومد برای همین با شکم بند طبی اون رو میبستم که نبینمنش و حتی شبها هم اون رو میبستم چون تنفر از چاقی داشتم و تمام اینها در کنار باورهای جدید و غلط چاقی که به من پزشکان متخصص داده بودند کارم رو سخت کرده بودند و من هر چقدر تلاش میکردم انگار لاغری بیشتر از من فرار میکرد و من واقعا ترسم و تنفرم چندین برابر قبل شده بود و واقعا چاقی بر من مغلوب شده بود اما با بودن در دورها یاد گرفتم از چاقی نترسم و از دیدن خودم وحشت نکنم و بدم میاد و خودم رو همین طور که هستم دوست داشته باشم با تمام اندامهای چاق که الان دارم و چاقی رو مثل یک مهمان ناخوانده بدانم که به زودی از جسم من بیرون میره وکاملا تفکرم رو تغییر دادم که من مغلوب چاقی هستم که انگار چاقی بر من تحمیل شده که انگار چاقی از بیرون داره به زور وارد بدنم میشه و من نمیتونم کاری کنم که انگار چاقی من تحت کنترل خودم نیست که انگار چاقی در من طبیعی هست ا ما به خاطر بودن در دوره ها یاد گرفتم که بگم نه خودم اون چاقی رو به وجود آوردم خودم هم ازبین میبرمش انگار دیگه قدرت. دست من بود و من خودم رو توانا میدیدم که میتونم کنترلش کنم و انگار دیگه چاقی برای من طبیعی نبود و …. و من به لطف خدا تونستم حدودا سه تا از اون حلبهای روغن چهار کیلویی(البته دقیق نمیدونم چون وزن نکردم ،) رو به قول استاد از خودم دور کردم پس من پذیرفتم روند اضافه وزن یه روند آرام هست که گرم به گرم به وزن ما اضافه شده پس لاغری هم یه پروسه ی عجله ای. نیست و خیلی آرام آرام ما به اون لاغری دلخواه میرسیم پس روند کاهش وزن ما چیزی نیست که کسی زمان رسیدن به این رو برای ما مشخص کنه اون به کلی پارامتر درونی بستگی داره .
لاغری با قدرت ذهن تنها راه صحیح و اصولی هست که ما بدون هیچ عامل بیرونی به تنهایی میتونیم لاغر بشیم و زمان خاصی برای رسیدن به اون نمیتونیم تعیین کنیم .
پس من مدتها هست که یاد گرفتم از چاقی خودم و اندام های چاقم تنفر نداشته باشم و خودم رو سرزنش نکنم و به جاشون باید به خودم عشق بدم و خودم رو بپذیرم .
من یاد گرفتم به لاغری که در وجود من الان نیست توجه کنم و به چاقی که در بعضی از اندام های من هست بی توجه باشم من بارها مزایای لاغری کامل رو برای خودم مرور میکنم که من با لاغری کامل
در بهترین حالت روحی قرار میگیریم
در بهترین سلامتی جسمی میرسم
به شبک پوشی که دوست دارم میرسم .
به ارامش درونی میرسم
به روابط بهتری با اطرافیانم میرسم
به خود باوری بیشتری میرسم
خالق بودن رو تجربه میکنم .
عبادتهام بهتر میشن
ایمان و توکلم بهتر میشه
اعتماد به نفس بالاتری پیذا میکنم
به آزادی در خوردن میرسم
به آزادی در خریدن میرسم
به آزادی در زمان و فعالیت میرسم
با هر لباسی در هر مکانی که بخوام ظاهر میشم
لباس رنگ شاد و به روز میپوشم
رفتار غذایی با کلاستری خواهم داشت
از دیدن خودم در آیینه بیشتر لذت میبرم .
لباس سایز مانکن رو میپوشم
سایز مدیوم. و سایز ۳۸رو تجربه میکنم
انسان شادتری میشم
چهره ام جوانتر و زیبا تر میشه
سبکتر و جمع و جور تر میشم
به راحتی در هر مکانی جا میشم .
اسیر و برده ی هیچ موادغذایی نمیشم .
مغلوب تنوع مواد غذایی نمیشم و در مقابل سفره های رنگین به خوبی با خودم رفتار میکنم .
به جسم خودم ارزش و احترام بیشتری میزارم
هر ماده ی غذایی. رو به زور وارد جسمم نمیکنم .و در شأن یک انسان که موجود الهی و اشرف مخلوقات هست رفتار میکنم .
من با لاغری ازطریق ذهن موهای پر پشت تری و صورت خوش فرم و زیبا و اندام تراشیده و دلخواه ۵۹کیلو خواهم رسید. .
من در حال حاضر نزدیک به تناسب دلخواهم . هستم و در این مدت که در این مسیر بودم به خودم عشق دادم و از خودم لذت بردم و بهترین پوشاک و بهترین رنگها رو به تنم کردم و عکس گرفتم و ساعتها با خودم در مقابل آیینه شادی. کردم و من هر لحظه با عشق دارم زندگی میکنم و نتیجه هم گرفتم پس با استمرار در این مسیر به زودی در سرزمین لاغر ها ساکن میشم و به موفقیتهای بیشتر و ثروت و سلامتی بیشتری و شادی بیشتر و آرامش بیشتری خواهم رسید و خدا رو شاکرم که در این مسیر الهی هستم و من رو به این راه هدایت کرد و من مطمعنم با تناسب خودم علاوه بر اینکه خودم لذت بیشتری می برم این آرزو رو در دل خیلیها زنده خواهم کرد و بر جهان اطرافم تاثیر خواهم گذاشت .
نشان های دریافت شده
سلام
همانطور که استاد فرمودن ما با اضافه وزنمون مشکل آنچنانی نداشتیم وهرچی بود مسایل روحی ما بود که اذیتمون میکرد اینکه وقتی یه فروشگاهی برای خرید میرفتم وبرای گرفتن مانتو فروشنده میگفت بارداری🥺
یا مورد سرزنش دوستام قرار میگرفتم که خیلی بد چاق میشی🥺🥺
یا مجبور میشدم لباسهای بلندتر و آزادتر بپوشم که کمتر چاقیم نشون بده .
یا مرتب لباسهام تنگ میشد وبا اینکه لباسهام نو بودن مجبور بودم بندازمشون دور.
اینکه اعتمادبه نفسم رو تخریب میکرد و اینومیدونستم که راه حل دایمی نداره وباید بپذیرمش وافزایش سن و رشدعرضی بدن رو درچاقیم طبیعی میدونستم .
وازعکس العمل اطرافیان خیلی ناراحت میشدم چون آدم زودرنجی هم هستم .
تا اینکه با آموزشهای این دوره تونستم خیلی وزنم رو بیارم پایین والان با رویای متناسب شدن خودم زتدگی میکنم .
متناسب شدنی که بهم آزادی میده آزادی درخوردن غذا . آزادی درانتخاب لباس . آزادی در مجالس های مختلف. احساس نشاط . احساس آرامش بیشتر . احساس توانمندی . احساس نزدیکی با خدای خودم . آشتی با خودم . آشتی با اطرافیانم . باارزش دانستن خودم واهمیت دادن به جسمم. کنترل بر هوای نفسم که برده غذاهام نباشم . مهارکردن هیجانات بی اساس که میخاستم باغذاها لذتشو بیشتر کنم .
تجربه متناسب شدن بهم آموخت که هرچیزی رو چشم بسته قبول نکنم خصوصا مواردی که یک پزشک میگه .
تحربه متناسب شدن بهم آموخت قدر داشته هام خصوصا سلامتی رو بدونم وشکرگذارباشم .
تجربه متناسب شدن به من آموخت میتونم زندگی دلخواهمو با قدرت ذهنم خلق کنم .
میتونم هرجا دلم خاست پیاده روی کنم و بدون درد پا وخستگی . جوان ترباشم و شادتر و سبک تر مسیر زندگیمو ادامه بدم .
تشکر از استاد بزرگوار و آرزوی متناسب شدن برای فرزندان سرزمین لاغرها.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیز
یکی از خاطره های بدی که از دوران مدرسه دارم این بود، داشتم برمیگشتم که یه پسر به طرز خیلی اذیت کننده ای بهم تیکه انداخت و در مورد چاقی گفت،این خیلی باعث نفرت من از چاقی شد،
بیشتر وقتها تو مدرسه اذیت میشدم، بقیه بهم میگفتن اون چاقه …
خیلی وقتهاهم نداشتن شلوار یامانتو سایز مناسب پیدا نکردن باعث شده…
بعضی وقتها هم که همسرم یجوری هست که احساس میکنم اگه تناسب اندام داشتم اون اینطوری نبود واسه این خیلی خیلی اذیت میشم 🙁
گاهی وقتها سنگینیم اذیت میکنه پاهام خسته میشه زود ، از نشستن بیزارم اما بخاطر دردی که دارم باید بشینم،
پس متنفر شدم از چاقی.
حالا میخوام مزایای لاغری و تناسب اندام روبگم:
۱.از دید همسرم جذابتر میشم
۲.میتونم بدون کم آوردن با انرژی زیاد با دخترم بازی کنم
۳.میتونم لباسهای زیادی که قبلا نمیپوشیدم و روم نمیشد بپوشم
۴.خیلی سالمتر و سبکتر میشم
۵.اعتماد به نفسم خیلی خیلی بیشتر میشه
۶.میتونم به دوبرادر و خواهرزاده م که چاقند کمک کنم به تناسب اندام برسند
چون ان شاالله خودم میرسم پس به حرفم اعتماد میکنند
۷.خیلی خیلی شادو پرانرژی میشم
۸.من احساس میکنم ارزشم پیش اطرافیان خیلی بیشتر میشه چون دیگه با حرص و ولع غذا نمیخورم و احساس میکنند آدم با اراده و موفقی هستم.
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست:))
نشان های دریافت شده
سلام و درود هم مسیری های متناسب پاینده باشید
توقف نفرت از چاقی ….
نفرت از چاقی باعث چاقی می شود در طی سالهایی که اضافه وزن داشتیم به دلیل محدودیتهای غذا و لباس و تفریح و سرزنش ها ی دیگران از چاقی و شرایطی که ما را محدود کرده متنفر باشیم و البته افرادی که به خاطر چاقی باعث ناراحتی ما شدند و هربار احساس ناتوانی و ناامیدی بیشتری در مقابل چاقی پیدا کردیم اگر چاقی و شرایطی که چاقی باعث دردورنج در ما شده و البته افرادی که به خاطر چاقی ناراحتمون کردند را ببخشیم به آرامش می رسیم و هرچقدر کیفیت این بخشش بیشتر باشه آرامش ما و اشتیاق و احساس توانمندی ما برای لاغری شدن بیشتر میشه .
نفرت باعث بهبود شرایط نمیشه و بالعکس باعث گسترش اون موضوع در زندگی ما میشه …
✨نفرت یعنی نخواستن و نخواستن یعنی تأکید بر وجود داشتن و تأیید و تأکید ما بر موضوع یعنی علاقه و درخواست ما و نتیجه میشه تلاش ناخودآگاه برای گسترش خواسته ما …
صحبت کردن در مورد چاقی یعنی احساس رنج و نفرت به وجود آمدن در ما و چاقتر شدن بیشتر ما و این بزرگترین مانع لاغری است چون قدرت نفرت از چاقی خیلی بیشتر از قدرت تصمیم گیری ما برای لاغری است و مرور چاقی در روزمره زندگی یعنی علاقه به چاق موندن و چاق شدن .
نتایج آموزه های ذهنی از درون شروع میشه با یک احساس خوب که نشونه ی امیدو اشتیاق و توانمندی در ما ایجاد میکنه و به مرور ترس از چاقی تبدیل به اشتیاق لاغری میشه و در ادامه مسیر رفتارها تغییر پیدا می کنه (تغییراتی که خود به خودی ایجاد میشه یعنی ادا در آوردن نیست یا محدود کردن خود نیست و این یک معجزه است برای افراد چاقی که در مسیر لاغری با ذهن هستند ولی تا قبل از آشنایی با این دوره همین افراد چاق نمی خواستند اضافه تر از نیازشون بخورند و بارها تصمیم می گرفتند ودر نتیجه هم بیشتر می خوردند و عذاب وجدان می گرفتند .
شناسایی و اصلاح فرمولهای ذهنی چاق قدمهای مهمی هستند در این مسیر که باید هر طور شده هرروز به خودمون یادآوری کنیم که لاغرشدن آسانترین کار دنیاست و سعی کنیم به خودمون این موضوع را ثابت کنیم با دیدن افراد متناسب و راحتیشون در انتخاب غذا و لباس و زندگی یا دیدن تغییرات استاد و آلبوم شگفتی سازان بارها به ذهن خودمون تلنگر بزنیم این همه آدم تونستند مثل آب خوردن پس آسونه و منم میتونم .
نفرت خودش را به صورت ترس نشون میده و نشونه ترس میشه چاقی بیشتر و دلیلش اینه که یک عالمه خاطره بد از چاقی داریم روابطمون و شرایط کاری سلامتی تفریح اعتماد به نفس و آزادی در انتخاب ها و دوستی با خودمون همه دچار آسیب شدند چون چاقی بیشتر از اینکه به جسم ما فشار بیاره روی اعصاب ما هست و فشارهای روحی روانی سنگینی به ما القا می کنه.،، اما تنها راه لاغر شدن صلح با این چاقی هست و بخشش خودمون و تمام عوامل و شرایط .به این صورت که زیر سلطه چاقی دیگه نباشیم … …پذیرش چاقی ،نه به این معنا که هر راهی رفتیم نشد بیخیال دیگه این چاقی با ما هست و باید باشه و طبیعیه نه هرگز !..
یعنی به شناخت و درکی از بخشهای وجود خود برسیم و متوجه باشیم ما باقدرت ذهن خودمون ناآگاهانه این چاقی را خلق کردیم و الآن آگاهانه این چاقی را رها می کنیم چاقی یک حالت بدفرم و غیر طبیعی است نوعی اختلال که با قدرت ذهنم به راحتی میتونم از دستش بدهم …همون ذهنی که چاقم کرده الان هم میتونه لاغرم کنه فقط باید باور کنم میشه و به آسونی هم میشه و بدانم ذهن ابزاری است در دست من که باید کار کردن باهاش را یادبگیرم و مستلزم به زمان و یادگیری و استمرار هست .
بارها خودمون تجربه کردیم و البته دیدیم و شنیدیم که افرادی که فشار مضاعفی به جسمشون وارد کردند که لاغر شوند با ریزش مو و افتادگی پوست و صورتی نافرم و افسردگی مواجه شدند و دلیلش این بود که مسیر اصولی و صحیح نبوده اما در مسیر لاغری با ذهن ،ما به بخشهای وجودیمون فرصت می دهیم تا آرام آرام باهم هماهنگ بشوند و این تغییرات از مغز ما اعمال میشه و به صورت هوشمندانه ای در مسیر تغییر کردن قرار می گیریم که آرام آرام همراه متناسب شدن پوست ما هم خودش اتوماتیک سفت تر میشه و صورتمون زیباتر و شادابتر و سلامتی و آرامشمون بیشتر میشه پس هیچ عجله ای نباید بکنیم چون کار اصولی داره انجام میشه و در مسیر آموزش ذهنی هیچ صدمه ای به بخشهای وجودی ما وارد نمیشه و تازه هماهنگی آنها و همفازیشون هم بیشتر میشه و حال دل ما هم خوبتر میشه .
تنفر را تبدل کنیم به اشتیاق برای لاغری …چگونه!..
نقطه مقابل کارهای قبلی را انجام دهیم در مورد چاقی اصلا صحبت نکنیم ..خودمان را سرزنش نکنیم و البته بیشتر خودمون را تشویق کنیم …تصمیمات جدیدی بگیریم برای پوشیدن لباسهای رنگ شاد و یا ثبت نام در رشته ورزشی مورد علاقمون بیشتر به لاغری و مزایای اون فکر کنیم .توجهمون به لاغری باشه در روز بارها لاغری و خاطرات لاغریمون را مرور کنیم چون حتما ما یک روزی در وزن دلخواهمون بودیم …
شاید با چشم سر خود چاقی را ببینیم و لمسش کنیم اما هنر ما اینه که به ذهنمون یادبدهیم چه چیزی دوست داریم و حتما با تمرین موفق میشیم و زمانیکه یادبگیریم هر کاری برای ما آسون میشه .
لیستی از مزایا لاغری خود تهیه کنیم و هرروز آن را بخوانیم و به لاغری عشق بورزیم .😍
و در نهایت لاغری ما فرصتی است برای اینکه دیگران هم خود را نجات دهند از اسارت ،و این یک کار سازنده جهانی است که روی اطرافیان ما و جامعه ما و جهان ما اثر گذار هست ♾✨🦋
🍃🍃🍃🍃🍃🍃
برای منم تنفر زیادی بوده از ارث خانوادگی و ازدواج و بارداری احساس ضعف و افسردگی شدید احساس حقارت در روابطم با همسرم و ترس از دست دادن همسر و متنفر شدن از آدمهایی که با کلام و نگاه و رفتارشون تحقیرم کردند و نهایتا احساس پوچی .
اما …..بیشترین تنفری که این مدت از چاقی داشتم این بود که نتونستم لباسهای مورد علاقم که داخل کمدم بود را بپوشم ؟!انواع مانتو و پالتو و حتی مایو شنایی که همه یک روزی تنم می شدند همینطور جلوی چشمم بودند (ناگفته نمونه بارها اندازم شدند اما برای مدت کوتاه مثلا یکی دوماه !….)و از طرفی امید داشتم که لاغر میشم و میپوشم و از طرفی باعث عجله و ناامیدی در درون من می شد .
همین دیروز پالتوی زیبامو در کمد دیدم گفتم زمستونم تموم شد و تو اندازه من نشدی!…و الآن متوجه شدم چه حسرتی می خوردم …،
این مدت هیچ خریدی نکردم چون باید هزینه می کردم و از طرفی می گفتم میخرم و گشاد میشه میمونه روی دستم…نمی دونم چی تو ذهنمه همش در گذشته و آینده منتظر چی هستم !؟…گاهی هم عصبی میشم میگم چی توی مخم گیره که متوجه نمیشم و پیداش نمی کنم !؟…و در نهایت می دونم نجوا منفی بافه (حتما درست میشه و من شاهکار خلق می کنم باید بشه و میشه ….،)
شاید من حدود یکساله که با این سایت آشنا شدم و در بدو ورودم در حدود دوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شد اما مدتی مسیر را رها کردم و وقتی برگشتم روز ازنو و روزی ازنو البته که تجربه هایی کسب کردم ولی قطع استمرار ضررش چندبرابره ..شاید خیلی از دوستان بروند و در نهایت بر می گردند همینجا…ولی اگر مونده بودند نتیجه رقم خورده بود و فقط زمان می سوزه و با کلی آشفتگی برمی گردند !…
من به خودم میگم شروع من از تکرار این دوره حسابه برای خودم .
در نظر گرفتم که الآن کمتر از سه ماهه که من متعهدانه در دوره هستم پس خیلی دارم عجله می کنم ولی انصافا اینبار ذهنم داره تکون اساسی می خوره به قول استاد اون سری قبل عوامل بیرونی هم قاطی شده بودند اما الآن در پالایش ذهنم و این فایلها حال دلمو خوب می کنه امید به ادامه دادن و باور قانون چه بخوای چه نخوای لاغر میشی باعث استمرارم در مسیر شده است و اما باور دارم تنها راه لاغری آسان و ماندگار روش آموزش ذهنی است تنهااااااااا راه باور دارم ….
و عااااشق تناسب فکرم هستم چقدر آرومتر شدم چقدر اقتدارم در صحبت و راه رفتنم بیشتر شده و اعتماد به نفسم در جمع و استخر..خدایا هزاران بار شکرت❤️
لاغری یعنی همسویی با ذات خود با طبیعت و صلح درونی
لاغری یعنی دوست داشتن خود پذیرفتن خود عزت نفس بالاتر و اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی
لاغری یعنی آزادی در انتخاب غذا ها و تسلط بر اونها
لاغری یعنی آزادی در انتخاب لباس مورد علاقه سایز مورد علاقه و رنگ مورد علاقه
لاغری یعنی سلامتی بیشتر جنب و جوش بیشتر و خواب راحتتر
لاغری یعنی تفریحات دریایی و هوایی با آزادی کامل
لاغری یعنی جلوه زیبایی خدا
لاغری یعنی احساس لیاقت و شایستگی در رابطه
لاغری یعنی الگو خوب برای فرزندان شدن
لاغری یعنی ایمان به نیروی غیب و حقیقت یکتایی
لاغری یعنی خلق رویام و ارزشمندی خواسته هام
لاغری یعنی تناسب فکر میانه رو شدن ادب آموختن
لاغری یعنی هدفمند زندگی کردن
لاغری یعنی یادگیری استمرار و تعهد به خود
لاغری یعنی شناخت قدرت ذهن و توانمندی ام
لاغری یعنی هم فرکانس شدن با دوستان جدید دوستان متناسب
لاغری یعنی آموزش تمرکز و توجه
لاغری یعنی رضایت خاطر
♾❤️
خدایا شکرت
خدایا عاااشقتم
درود بر جاری کننده حقیقت
و سخاوتمندی استاد عزیز
روح پدرو مادرتون قرین رحمت و عشق الهی باشند
دوستان نوری ام هم بال قدرت و عزت باشید 🍃🌸
درود درود درود
نشان های دریافت شده
سلام
همیشه یادم میاد ک چاق شدن رو خیلی راحت میدونستم میگفتم من ب اسونی میتونم تو ی هفته ۵ کیلو افزایش داشته باسم اگه رژیم نباسم یا میگفتم اگه ورزش نکنم زودی چاق میشم مثل اب خوردن آبم میخورم چاق میشم
باورهای اشتباه ک بهانه ای برای
توجیه چاقیم برای بقیه و خود بود
اما الان یاد گرفتم ک چاقی حالت غیر طبیعی بدن و من اون موقع
با ترس و انتظار از چاقی
چاقی رو وارد بدن خودم کردم
ذهنم برنامه ریزی شد برا چاقی
با فرمولها
وقتی در ذهن یک فرد چاق لاغر شدن اسان شود چ بخواهد چ نخواهد لاغر میشود
اما باید باور کنیم ک
لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
اگر ذهن خود را برنامه ریزی کنید
چ بخواهید چ نخواهید لاغر میشوید
برنامه ریزی یعنی چی یعنی بیایم فرمولها رو جایگزین کنیم موانع را از بین ببریم
و بدونیم ک
من میتونم لاغر شم جسم من توان لاغر ی دارد
حتی ب اشتباه از روشهای اشتباه اینو بارها دیدم
و ذهن من هم طبیعتا لاغری توش هس فقط و فقط باید من لاغری در ذهنم گسترش بدم
توجه کنم اب بدم بهش تا رشد کنه
اون موقعس ک رفتار من تغییر میکنه نگرش من تغییر میکنه و من ب تناسب اندامم میرسم
من در مسیری هستم ک بهش ایمان دارم و میدوم قطعا لاغری برای من هس در درون من هس
تغییر باید از دون باشه ن ازبیرون من با رژیم های غلط و ورزشهای مزخرف و سخت خودمو تحریک کردم وباعث شد بین ذهن و جسم جنگ روانی پیش بیاد و حرص و ولع منو پر کنه
و شد نتیجش خستگی من و چاق و چاقتر شدن
اما الان میدونم ک قدرت ذهن من هس ک تعیین میکنه
من چاق باشم یا لاغر ن ارثی بودن ن ژن ن استعداد ن متابولیسم ن خواب ن غذا ن ورزش نکردن
من فروانی لاغری و گستردگی شو دارم میبینم و ب خودم اثبات میکنم ک عزیزم اینها یی ک کردی تو مخت اشتباهه
اشتباهی گران اما خوشحالم ک خدا هدایتم کرد
من درستش میکنم
و ب ایستگاه لاغری خواهم رسید
من لاغری رو حسش میکنم با تموم وجودم سبکی لاغری اینک راحت میرم خرید رنگهای شاد قرمز زرد زیبا میخرم
جونتر میشم
دختر من متناسبه و اونقدر راحت پاشو میاندازه رو ماش ک نگو منم اینطوری میشم چیزی ی روز حسرت داشتم رو مطمئنم ک میشه ک اون از نتایج لاغری خواهد بود برای من من تموم لباس هایی ک کوچیک شدن رو خواهم پوشید
من سبک بال میشم
خدا یا شکرت
ممنون استاد برای این فایل زیبا
نشان های دریافت شده
سلام نفرت از چاقی باعث لاغری نمیشود بلکه باعث احساس ناتوانی ما در لاغری میشود ک این احساس درنهایت سبب چاقتر شدن ما میشود
من تلاشهای زیادی کردم برای لاغر شدن رژیمهای متنوع وورزشهای سخت
همه وهمه من ب لاغری نرسوند بیشتر باعث شد از خودم وزندگی و جهان بدم بیاد باعث احساس بد در من شد
باعث شد معدم سلامت نباشه پاهام درد بکنه دوران بارداری سختی داشتم باعث شد من با اینک شیر میدادم رژیم بگیرم
تو اون دوران سخت با اذیتهای دخترم من میرفتم باشگاه
باعث شد هر کسی اجازه توهین و تحقیر توصیه ب من بده
باعث شد خودم از چشم خودم بیافتم
لباسهایی ک دوس داشتم نخریدم باعث میشد همسرم ی حرفهایی بزنه ک دلم بشکنه
اما من بخشیدم همه اونهایی ک منو ب خاطر چاقی اذیت کردن باعث حالت بد شدم اره میبخشم و من خودمو از این حس بد رها میکنم خودمو میبخشم چقدر نظر دیگران برام مهمه میبخش
و میپذیرم ک من چاقم شکم دارم پاهام اما در مسیر درستم دارم یاد میگم لاغری رو
و خواهم رسید ب لاغری ن برای بقیه بلکه بخاطر خودم
چاقی یک مهمان ناخوندس ب زودی میره هرچقدر ک من بیشتر گردگیری کنم اونم میره چن صباحی مهمونه خواهد رف
نفرت از هر موضوعی تاکید ب بودن وجود داشتن ان است
من در هر لحظه و ثانیه چاقی حس میکردم تنفر از چاقی حرفهای بقیه
اما الان دادم ب لاغری توجه میکنم چن دوستش دارم و می دونم توجه ب هر چیزی در ذهن من گسترش داده میشه .
عجله ندارم چن میدونم من خیلی خیلی بیشتر توجه داشتم ب چاقی غول چاقی هنوز بزرگه
پس باید با بزرگ کردن لاغری اونو کوچک کنم تا اینو بره
لاغری باذهن عالی ترین مسیری بود ک توش قرار گرفتم فهمیدم برای لاغر شدم نباید با خودم بقیه جنگ ونم بلکه بید یاد بگیرم اموزش ببینم همین
لاغری با ذهنم خیلی مزایا داره اولینش احساس خوبی دارم شادی دوست داشتن خودم سبک بالی انگار حس میکنم کوله بری از فکر وخیال وغم وغصه رو رها کردم
ومن در حالت چاقم سبک بالترم جونترم وزیباترم شادترم خوشحالتر م شیک پوشترم سلامتترم میتونم هرچه دوس دارم بخرم وبپوشم با هر رنگی وتیپی
لاغری زیباترین حس دنیاست ب یکی از خواسته های دیرینه خودم میرسم
میتونن شلوارهای زیبا بپوشم شلوار لی
میتوتم پیراهن های خوشگل بپوشم میتوم لباسهای خونگی زیبا بپوشم
تنوم لباسهای خوشگلم ک اندازم نیستن بپوشم
میتونم کاپشن های خوشگلی دوس داشتم بپوشم
ب طبیعت خودم برمیگردم
ی کسی مریضه وقتی سلامت میشه شادابتره زیباتره بیشتر کیف میکنه میشار حال میکنه بیشتر ازاده رها هستش بیشتر دنبال تفریح وگردشه
طبیعتا هم لاغریه
لاغری من روست دارم و میگم دارم میام بسمتت و با تموم وجودم پذیرای تو هستم
اونقدر بهت میرسم ک خودتو نشون بدی
من بی وفایی کرد م و ب تو بی توجهی کردم و چاقی توجه کردم ولی الان یاد گرفتم ک ب توتوجه کنم ن ب مهمان ناخوانده
اونی ک برام میمونه تو هستی ن چاقی
لاغری جانم میدونم ک چقدر دنبالت گشتم ب هر کوچه ای سرزدم سراغتو گرفتم چ زجرها کشیدم اما فهمیدم از این مسیر ب تو میرسم
من توانمندم همونطور ک از پس خیلی کارها اومدم در این مسیرم موفق میشم چن من مخلوق خدام چن من قدرتمندم
جسم عزیزم تو در حالت لاغری چقد زیبا میشی چقدر نحیف و باریک میشی چقدر چربی های اضافه از تو خالی شن راحتتر مبشی سبکتر میشی چقدر دوست داشتنی میشی چقدر لباس بهت میاد چقدر خوشگل میی چقدر راحتتر میتونی بشینی پاشی چقدر جونتر دیده میشه چقدر راحت میشی . سلامت میشی
به به عالی عالی میشی پس بیا کمکم کنیم تا برسیم ب ایستگاه مورد نظر
ایستگاهی ک با دوری ازش بهاهای گرانبهایی دادم
جونیم زیبایم وسلامتیم اعصابم روانم