0

توقف نفرت از چاقی (قسمت دهم)

نفرت از چاقی
اندازه متن

تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس می‌رفتیم، هیچ‌وقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمی‌رسید. پدرم تا وارد مغازه می‌شد، من رو نشون می‌داد و می‌پرسید «آقا، برای آقازاده‌ی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقت‌ها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز می‌ذاشتن که اصلاً سلیقه‌ی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه می‌کرد.

این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) درباره‌ی باور «من نمی‌تونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه می‌خوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو می‌گیره و هم ما رو چاق‌تر می‌کنه.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🌱 نتیجه اول از درون شروع می‌شه

نتیجه‌ی آموزش‌های لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده می‌شه. ترس از چاقی کم می‌شه، آرامش بیشتر می‌شه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل می‌گیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار می‌رسه و آخر سر در جسم دیده می‌شه.

خیلی از اعضای سایت برام می‌نویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت می‌خواستیم نخوریم، ذهنمون اون‌قدر فشار می‌آورد که آخر سر یواشکی یه کم می‌خوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساخت‌ها رو آماده می‌کنیم و موانع ذهنی رو یکی‌یکی برمی‌داریم.

نفرت از چاقی

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل می‌گیره؟

چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدم‌های متناسب حس کردی و با محدودیت‌های اضافه وزن روبه‌رو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سال‌ها تکرار بشه، تبدیل می‌شه به نفرت از چاقی.

این نفرت خیلی وقت‌ها خودش رو به شکل ترس نشون می‌ده. خیلی‌ها فکر می‌کنن از چاق‌تر شدن می‌ترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجه‌ی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.

موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونی‌ها که فکر می‌کنی همه دارن نگاهت می‌کنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری می‌ری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی می‌کنه. من می‌دونم این فشار روی خانم‌ها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤال‌های هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.

🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن

یه نکته که کمتر کسی بهش توجه می‌کنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمره‌م رو انجام می‌دادم. بدنم با هر سختی‌ای که بود کارش رو می‌کرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم می‌آورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.

در بازی‌هایی که دویدن داشت شرکت نمی‌کردم، کوه نمی‌رفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامه‌ریزی می‌کردم که اصلاً در این موقعیت‌ها قرار نگیرم. همه‌ی این‌ها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر می‌کرد.

نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن می‌رسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی می‌کنی عوضش کنی و نمی‌شه. بعد خسته می‌شی و می‌گی «ولش کن». این نفرت باعث می‌شه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که می‌تونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخوانده‌ست

از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که می‌خوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.

درسته که در جلسه‌های اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطه‌ش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سال‌ها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.

🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل می‌کردم

وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلب‌های ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلب‌ها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر می‌شن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمی‌تونم. ولی سال‌ها شبانه‌روز هشت تا از این‌ها رو با خودم حمل می‌کردم!

چرا بدنم می‌تونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچ‌کدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلب‌ها رو با خودت داری.

هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی می‌ده که نمی‌تونه پاش بایسته. خیلی‌ها برام نوشتن که بعد از رژیم‌های خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکس‌های قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه می‌کنی، شادابی‌شون رو می‌بینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه می‌گم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق

اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباس‌هایی که نتونستی بخری، جشن‌هایی که نرفتی و موقعیت‌هایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این می‌کنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظه‌ها در تو ساخته شده.

بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیت‌های متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همه‌ش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری می‌بری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز می‌بینیم و لمس می‌کنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.

در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمی‌بینه. اگه بتونی به لاغری‌ای که هنوز در خودت نمی‌بینی ایمان بیاری، بهت اطمینان می‌دم که لاغر می‌شی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجه‌ش یا چاق‌تر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطه‌ی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.

یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلی‌ها با دیدنت امید پیدا می‌کنن و اون‌ها هم وارد این مسیر می‌شن. اگه می‌خوای این تغییر رو با تمرین‌های کامل و قدم‌به‌قدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.

✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨

جواب‌هات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.


📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس

  • چند دقیقه به موقعیت‌هایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
  • بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار می‌کردی؛ مثلاً «من لاغر نمی‌شم» یا «چرا من چاقم».
  • بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاق‌تر شدن در تو دیده می‌شه یا به شکل بی‌خیالی و تسلیم.

📌 مرحله دوم: مزیت‌های متناسب شدن رو بنویس

  • مزیت‌ها رو دسته‌بندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا می‌تونی بنویس.
  • به آدم‌های متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت می‌بری؛ مثلاً «وقتی می‌بینم دوستم بدون نگرانی غذا می‌خوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت می‌پوشه».
  • جمله‌هات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.

📌 مرحله سوم: هر روز بخون

  • هر روز یک بار نوشته‌ی خودت رو بخون و هر چیز تازه‌ای به ذهنت رسید، اضافه کن.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 💬

در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) می‌بینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوری‌های هیجانی رو می‌گیره.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

🌿 هنرجویان لاغری با ذهن

👩 خانم لیلا جعفری‌نیا از تهران
🙍‍♀️ هنرجوی لاغری با ذهن
👩‍🦱 خانم نگین از کرج
👩‍🦰 خانم ریحانه از قم

۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاق‌تر می‌کنه؟

نفرت از چاقی باعث می‌شه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمی‌تونم لاغر بشم» رو قوی‌تر می‌کنه.

۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟

در واقع یکی‌ان. خیلی‌ها فکر می‌کنن فقط از چاق‌تر شدن می‌ترسن، ولی این ترس شکل دیگه‌ای از همون نفرته و نتیجه‌ش هم چاقی بیشتره.

۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟

چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سال‌ها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعده‌های زمان‌دار معمولاً به رژیم‌های فشاری ختم می‌شن که بعدش وزن برمی‌گرده.

۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟

به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیت‌های متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کم‌کم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری می‌ده.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.07 از 172 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11477
148 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار bazyar62@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۲۳:۵۴
      مدت عضویت: 1931 روز
      امتیاز کاربر: 200 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام من اتفاقی با تناسب اندام با ذهن آشنا شدم .مدتهاست باشگاه میرم و هنوز به اون تناسبی که خواستم نرسیدم .الان میخام از این روش ذهنی استفاده کنم .علاقه زیادی به رفتن به باشگاه دارم و چیزی به اندازه نفس کشیدن برای منه .الان اگه از این روش شما استفاده کنم باید باشگاه نرم دیگه ؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razavikolsom@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۱۲:۲۸
      مدت عضویت: 1940 روز
      امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      باسلام خدمت استادگرامی 

      من ازچاقی متنفرم واصلادوس ندارم ب هیکل وشکم خودم نگاکنم هرلحظه ای ک تواینه خودمومیبینم بیشترزده میشم ازچاقی چون فرمموبدجورنشون میده ونمیتونم لباسی ک دوس دارم روبپوشم واین همیشه یاداوره اینع که نمیتونم لاغربشم خیلی سالهاتلاش کردم برای ازبین بردن چاقی خودم یجورایی ازحودم بدم میادک اراده ندارم لاغربشم 

      مزایای لاغری برای من اینکه دیگه ازشرچربیهای اضافی خلاص میشم کمردردوپادردندارم لباس ومانتوی موردعلاقمومیپوشم دیگه ب هردری نمیزنم برای لاغری اعتمادب نفسم توی جمعهابیشترمیشه دیگه نگران این نیستم که چی بپوشم یاهمش لباس مشکی تنم باشه ک چاقیم کمترتوی دیدباشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۰۹:۱۷
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام من خیلی نفرت در من موج میزنه ک اصلا ننیخوام دربارش حرف بزتم تا ووباره بهش فک کنم
      لاغری چ مزایایی برا من داره ؟ اینکه. راحتر میتونم بشینم پاشم دیگه کمرم درد نمیکنه وقتی راه میرم پاهام درد نمیکنه زانوهام درد نمیکنه چابک تر و سبک تر میشم فعالتر میشم
      ب راحتی میتونم برم ولباسهای ک دوس دارم بگیرم بپوشم رنگهایی ک دوس دارم سفید صورتی زرد ولذت ببرم بخازر همین میتونمدشادتر بشم میتونم شلوار لی خوشگل و مانتوهای خوسگل بپوشم با رنگهایی ک دوس دارم میتونم ب راحتی تو مهمونیا شرکت کنم اعتماد ب نفسم بالا میره راحت میتونم برم عروسی و لذت ببزم میتونم برم استخر و خجالت نکشم و لذت ببرم از اندامم
      رابطه با همسرم بهتر میشه در کنار اون جوون تر دیده میشم همش دلم میخواد برم لباسهایی ک تو گمد مونده رو بردارم و بپوشم ولدت ببرم
      شادتر خوشحالتر و زیباتر و اعتماد بنفس بالا خواهم داشت
      من مطمینم ک بهش میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۴ ۱۲:۱۶
      مدت عضویت: 2350 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام 

      من زمانی که تازه کمی اضافه وزن پیدا کردم وبرای من زیاد مهم نبود وبراین باور بودم که به مرور خودش رفع میشه اما وقتی چندین بار برای خرید لباس میرفتم و فروشنده بهم میگفت بارداری؟  خوب به هم می ریختم. و در نوع لباسی که می خاستم بخرم تاثیر میزاشت. 

      یا وقتی دوستانم بهم می گفتند که بد چاق میشی و نیم تنه بالات لاغره و پایین تنه چاقه . و این خیلی زشته وشبیه … میشی. 

      یا وقتی داداشم میگفت اسکلت بدنت شبیه مردها هستش و حسرت میخورد که  کاش اسکلت بدنی منو داشت. و منو شبیه مرد پرقدرت میدانستند و میدونن. کلی حسم بد میشد .

      وقتی پیاده روی میکردم هفته ای یکبار به امید کم شدن وزنم روی ترازو میرفتم و وقتی میدیدم وزنم بالاتر رفته حسم بد میشد . یاخوردن قهوه تلخ که اصلا دوست نداشتم بخورم و مجبور بودم .

      هرسری که برای خرید لباس میرفتم و بزرگ تر شدن سایزم رو میدیدم بازم بهم می ریختم. 

      دیدن غبغب صورت در آینه که حسم رو خیلی بد میکرد .

      و یه بار هم خواهر زادم بهم گفت شتر مرغ شدی. دیگه کم آوردم . 

      ازیک طرف ریزش موهایم شدیدتر میشد از یه طرف چاقیم .

      و…. 

      از چاقی متنفر بودم و باهاش میجنگیدم اما الان نه 

      چاقی برام مهمان ناخوانده ای هست که وقتی تحویلش نگیرم خودش میره.  

      مزایای متناسب شدن همون حس خوبی که درهمه مراحل میتونیم تجربه کنیم خرید لباس دلخواه . خوردن هر مواد غذایی. مشارکت در جمع. ازبین رفتن نگرانی و استرس چاقی.

      لذت بردن از خودم موقع دیدن در آینه . اشتیاق از رفتن به باشگاه.  و هرسری که میرم لباس بخرم و فروشنده سایز مدیوم رو به بده . زیبا و جمع و جور شدن بدنم. احیای اعتمادبه نفسم . واز عکس گرفتن لذت ببرم . به راحتی میتونم بلوز وشلوار بپوشم تک رنگ شاد .و …

      حالا میفهمم چرا اینقدر من ترس و نگرانی رو در محیط پیرامون تجربه میکنم . با این تمرین فهمیدم من کلی ترس ونگرانی از چاقی در ذهنم ذخیره کردم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۲۰:۵۰
      مدت عضویت: 1955 روز
      امتیاز کاربر: 277 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      به نام خدای مهربان با قدرت جلسه دهم رو شروع کردم و این یقین لحظه به لحظه بیشتر میشه.نکته مهمی که باید بهش توجه کنیم اینه که نتایج آموزش ذهنی ابتدا از تغییر فرمول های ذهنی و درونی شروع میشه!وقتی شما خیلی روی خودت کار کنی اولین نتایج احساس ارامش و شادی و یقینِ..وقتی ادامه پیدا کنه این تغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشهچرا بعد از چند وقت حرص و ولعم به غذا کم شده ؟!چون چندین روزه دارم روی خودم کار میکنم و فرمول های جدید وارد ذهنم میکنم و نشانه های اولیه‌ش همینه کاری که افراد چاق انجام نمیدن!جاهایی که میل به غذا نداشتم((فیلم و ادا در نمیاوردم)) بیشتر به یقین میرسیدم.چون همه ما تا حالا خواستیم که میل خودمون رو سرکوب کنیم اما هر بار محکوم به شکست بوده.پس در کل نتیجه اموزش لاغری با ذهن درست کردن زیر ساخت های ذهنمونه..جلسه قبل درباره باور :لاغر شدن اسان ترین کار دنیاست یاد گرفتیم.برخلاف تفکر افراد چاق که فکر میکنن چاقی اسان و لاغری سخت هست‌. موضوع این جلسه هم درباره یکی از بزرگ ترین موانع ذهنی برای لاغر شدن هست که این مانع علاوه بر اینکه نمیزاره لاغر بشیم،باعث چاقی بیشتر هم میشه.و زمانی که یاد بگیریم این مانع رو برداریم دو اتفاق برای ما میوفته۱ روند چاق تر شدن رو متوقف میکنیم.۲ در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم.وقتی که موانع هم برداشته بشه،مسیر لاغری خود به خود شروع میشه و اشتیاق ما بیشتر میشه.

      ☆نفرت از چاقی☆ یکی از موانع لاغری‌ستاین نفرت به شکل ترس هم خودش رو نشون میده و ما اگاهیم که نفرت و ترس هر دو احساس بد هستن که منجر به اتفاقات بد میشن.وقتی ما بترسیم از اینکه چاق تر بشیم در واقع اون نفرت رو داریم.این در موارد دیگه هم درسته،مثلا ما از مارمولک میترسیم ولی در واقع از اون نفرت داریم(( و چه بسا بارها با مارمولک رو به رو میشیم))

      نفرت از چاقی= چاقی بیشترترس از چاقی= چاقی بیشتر

      ما زمانی که چاق شدیم یواش یواش متوجه اضافه وزنمون شدیم،از تنگ شدن لباس ها حرف دیگران و….در این مسیر هرچقدر با محدودیت هایی که با چاقی برای من پیش میاد مواجه بشم یک احساس بدتر در من شکل میگیره و چون سال هاست این اتفاق داره میوفته تبدیل میشه به●نفرت و ترس از چاقی●

      حالا من چرا از چاقی نفرت دارم؟

      چون به خاطر چاقی لباس هایی که میخوام رو نمیتونم بپوشمچون وقتی توی ایینه نگاه میکنم لذت نمیبرمچون بخاطرش حرف هایی رو میشنوم که دوست ندارم بشنومو و و و…این نفرت ادامه داره تا زمانی که نتیجه‌‌اش بشه چاقی!تازه هر بار که از روش های اشتباه لاغر میشیم و برمیگرده این نفرت صد برابر میشه:(حالا شاید این چاقی فشار آنچنانی به جسم ما نیاره اما در واقع به اعصاب ما صد ها کیلو فشار میاره و وجود مارو تخریب میکنه،اعتماد به نفس رو از ما میگیره و…همین فشار ها باعث نفرت ما از چاقی میشه و باعث میشه که ما چاقی رو بپذیریم و احساس ناتوانی در برابر چاقی داشته باشیم.حدس میزنم کسانی که معده خودشون رو میدوزن  مطمئنن که دربرابر چاقی ناتوانن.برای همون دست به همچین عمل وحشتناکی میزنن😕

      من به چه اندازه از چاقی نفرت دارم؟؟

      وقتی عکس میگیرم بازوهام توی عکس ها بزرگه و تاپ هم دوست ندارم بپوشم چون احساس میکنم بقیه میگن عجب بازوهای بزرگی داره!وقتی میخوام راه برم بشینم دراز بکشم همش شکمم رو دادم داخل و گاهی انقدر این کار رو میکنم که نفسم بند میاد:”)وقتی میخوام صحبت کنم با کامم غبغبم رو میدم داخل که کسی متوجه نشه که من هم غبغب دارم‌‌‌..فعلا چاقی همین محدودیت هارو برام ساخته و خداروشکر نفرت آنچنانی از چاقی ندارم.

      ما از این جلسه به بعد باید تفکرمون رو تغییر بدیم و خودمون رو از زیر سلطه چاقی در بیاریم.همین ذهنی که مارو چاق کرده،میتونه مارو لاغر کنه.

      خب خب اول باید ذوق کنم که من به اندازه هیچ کیلو روغنی با خودم حمل نمیکنم (خدارو تیلیارد ها بار شکرررررررر) ولی اون زمانی که چاق بودم به اندازه ۲۰ کیلو روغن وزن با خودم حمل میکردم ‌‌‌الان عمرا اگه بتونم همون هارو با خودم حمل کنم.

      واقعا وقتی عکس قبل و بعد دوستان رو دیدم متوجه اون شادابی و طراوت شدم و افسوس خوردم که چطور توی رژیم قبلیم انقدر بدنم رو شُل کردم و زجرش دادم..حالا چرا اونها شادابن؟ چون دارن روند طبیعی رو طی میکنن و با خیال راحت و خود به خود لاغر میشنهیچ محدودیتی ندارن و ((آزاد)) هستن…همیشه توی دیدگاه هام کلمه آزادی رو به کار میبرم چون انسان به آزادی ارادت خاصی داره،در زندگی هم دنبال آزادیِ حالا هر نوع آزادی که هستاینها اثبات میکنه که لاغری با ذهن کاملا صحیحه و چون صدمه ای به من وارد نمیکنه دنبال راه های غلط نمیرم…جلسه قبل قانون تکامل رو در لاغری به کار بردیم این جلسه هم قانون تضاد رو بهتر  متوجه شدیم‌.‌..

      نفرتی که از چاقی داشتیم رو تبدیل به اشتیاق برای لاغری کردیم😍😍

      استاد سپاسگزارم بابت فایل عالی و فوق العادتون💜💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f1362badremonir@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۵ ۱۱:۱۷
      مدت عضویت: 2075 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      باسلام.

       خدمت شما استاد گرامی و دوستان عزیزخداوند منان راسپاسگزم که مرا در مسیر هدایت  قرارداد وازاستادعزیز به خاطر این آموزش های جامع و کاملشان تشکر و قدردانی می کنم و همیشه نصیحت این بزرگوار رااوازه گوش قرار می‌دهم که فرمودند به آنچه در پیرامون خود میبینید خوب فکر کنید و بنویسید دست به قلم بودن به قول استاد واقعاً معجزه می‌کند.وقتی فکر می کنی سپس شروع به نوشتن،گویی دریچه‌ای از الطاف الهی به رویت باز شده و هنگامی که افکار اشتباه به وسیله نوشتن از ذهنت خارج می‌شوند احساس درونی توأم با آرامش و معنویت رادرخودنظاره گر هستی.تنفرازچاقی زمانی درماشکل میگیرد که از رسیدن به لاغری کاملاً ناامید شده بودیم و آنرا مسأله ای بدیهی و دوراز ذهن تلقی می کردیم.وقتی افکار و رفتار مابه سمتی هدایت شدند که ماپذیرفتیم چاق هستیم با دلایل مختلف وسپس به چاق بودن خود توجه نمودیم و دراین مسیراستمرار داشتیم در واقع ذهن ناخودآگاه خودرا تشویق به برنامه ریزی برای چاق شدن بیشتر نمودیم و موقعیکه به چاقی رسیدیم این باور ذهنی درماشکل گرفت که لاغر شدن کاری سخت وبی فایده است چون نتیجه‌ای که از رژیمها،ورزشهابایدونبایدهای خوردن نگرفته بودیم ناخودآگاه رفتارمان تغییر کردو باعث شد درزمینه های مختلف احساس ترس از چاقی در مابیشتر شود و در واقع نوعی نفرت از چاقی برایمان پیش آید.خصوصازمانهایی که به واسطه چاقی مورد سرزنش دیگران قرار گرفتیم یادر جاهایی که در انتخاب خود برای خرید،دنبال کردن ورزش مورد علاقه،انتخاب دوست و…به مشکل برخوردیم که نتیجه‌ی همه‌ی این ها سرزنش کردن خودونخواستن چاقی ودرنهایت نفرت از چاقی شدوهرچه این نفرت بیشتر میشد بیشتر در معرض چاقی قرار گرفتیم.اماامروز به یاری خدا می‌خواهیم به گونه‌ای دیگر با این مهمان ناخوانده برخورد کرده و آنرا برای همیشه از خود دور کنیم.درابتداشایدکاری دشواربه نظر آید چون چاقی به عنوان عضوی ازوجودما پذیرفته شده و جایگزین کردن چیزی که وجود ندارد یعنی( لاغری)باچاقی که در ذهن ما رخنه کرده کمی دوراز ذهن است.اما باتزریق فرمول‌های صحیح وپذیرش آنها و استمرار درانجام دادن تمرینات مربوط به آن موضوع لاغری برای همیشه تحقق میابد فقط کافیست موانع ازسر راه آن برداشته شود که در جلسات قبل به یکی از آنها که توقف چاقی بود اشاره کردیم و راهکارانرادرتکراراینجمله شگفت انگیز قرار دادیم که (لاغری آسانترین کار دنیاست)وانرابا دلیل ثابت کردیم وقرارشددرباره ی چاقی صحبتی نکنیم خودرا سرزنش نکرده ودرعوض به خود احترام بگذاریم که نتیجه‌ی اینا میشه تغییرافکارذهنی و نهایتاً تغییررفتاروتغییرجسم وارامشی که برایمان به دنبال دارد. چاقی بعنوان یک مهمان ناخوانده است که برای همیشه با ما نخواهد بودولاغری تولد دوباره است به شرطی که برای رسیدن به آن زمان رادر نظر نگیریم همانطور که نمی‌دانیم درچه زمانی وبه  چه اندازه چاق شده ایم این اضافه وزن به صورت گام به گام در ما ایجاد شده وحتی تداخلی باکارهای روزمرگی ما نداشته مانیز همانند دیگران کارو فعالیت داشتیم نفس میکشیم هرچند ممکنه هراز گاهی مشکلاتی برایمان پیش آید اما روند زندگی ادامه داردوتنها چیزی که اعصابمان را خورد میکندتفکرات ذهنی مااز چاقی و فاصله ای است که در نوع روابطمان با دیگران ایجاد کرده یادم میاد خواهر کوچکم هیچ وقت به طور مستقیم بهم نمی‌گفت چاقی ولی اگه کسیو میدید که رژیم گرفته ولاغرشده به من گوشزد می‌کرد ببین چه خوب شده و همین سرزنش کردن منو اذیت میکردیا زمانی که برای خرید لباس به مغازه میرفتم وار نوع انتخابم راضی نبودم و انگیزه برای خرید را ازدست میدادم وازحضور در جمع فاصله می‌گرفتم فردی گوشه نشین شده بودم.اینهااسیبهایی بود که چاقی برایم بدنبال داشت.پس با تغییر تفکر، لاغری تا ابد درکنارمان خواهد ماند فقط کافیست

      نسبت به آن اشتیاق داشته وموانع را از سر راه آن برداریم و تصویری از لاغری خود رادر ذهن تجسم کرده وبنویسیم که لاغری چه مزایایی دارد که در اینجا به چند مورد آن اشاره میکنم.حس خوب نشاط و سرزندگی -حس آرامش درونی -حس انتخاب چیز دلخواه-بالارفتن اعتمادبه نفس-تقویت انرژی مثبت-بالارفتن سطح علم و آگاهی در برخورد با موضوعات مختلف -حس نزدیکی به خدا-حس خوب بخشش دیگران _احساس امنیت -شکرگزاری -خوشبختی وموارددیگری که وجودت راشگفت زده خواهد کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۶ ۱۴:۵۳
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,279 کلمه

      گام ۸۷ ،، توقف نفرت از چاقی ،،، سلام دوستان و استاد عطارروشن ،،، چاقی و چاق بودن ،عوارض هایی داره که فقط چاق ها درک میکنن ، حس های بدی که در چاقی تجربه میشه ،بی اعتمادبنفسی ها، زشت شدن ها وووو  باعث حس تنفر از چاقی بوجود میاد، وقتی از چربی های اضافه بدن خودمون متنفر شدیم در اصل داشتیم بذرهای تنفر از خودمونو میریختیم ، مدام توی آینه به خودمون نگاه کردیم ،ایراد گرفتیم،تحقیر،سرزنش ،قضاوت و مقایسه کردیم ،حالمون با دیدن خودمون بد بود ،همین حالا هم که یه موقع هایی نااگاهانه به خودم تو آینه قدی نگاه میکنم و طبق معمول گذشته ذهن میخواد  شروع کنه از ایراد گرفتن از جسمم ،سریع به خودم میگم  * که اگر نمیتونی فریده رو زیبا ببینی چونکه چشمان نابینایی داری ،پس نگاه نکن تا زمانیکه فقط در من زیبایی ببینی *   یعنی ذهن عادت کرده مدام همه چیزو ببره زیر سئوال و باید آگاهانه از خود جدیدمون مراقبت کنیم ،،،  واقعا پذیرفتن چاقی کار سختیه ، که با بودن در دوره برای ما هم تونستیم بپذیریم خودمون و وجودمونو  ،، در واقع نفرت از چاقی ،یعنی کانون توجه ما مدام بروی چاقی و ترس هاشه ،در اصل ما با حس نفرت ،در حال فرستادن کارت دعوت ،چاقی بیشتر به زندگیمون بودیم و اطلاع نداشتیم ، فرقی نمیکنه کانون توجه ما از چه طریقی باشه ، با نفرت داشتن ، ما در حال فرستادن انرژی بسمت همون چاقی هستیم ، با صحبت کردن در موردش ،یعنی توجه بر چاقیه ، با فکر کردن بهش ،با ترسیدن ها ،با فکر کردن به غذاهای ممنوعه ،با فکر کردن به رژیم های غذایی ،با فکر کردن به ورزش هاییکه دلیلش ترسیدن از چاقی باشه ، با پرو کردن لباس ها ، با چک کردن مدام خودمون تو آینه و با وزن کردن با ترازو ، همه این کارها ،یعنی من چاقی بیشترو میخوام ،بفرستید برام ،،و اولین قدم برای تغییر ،توقف همین هاست ،،،، وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار میگیریم و ذهنیت های جدید ساخته میشه ، اولین فرمان به ما ،حس آرامش و امیدواری ، اینکه دیگه تمام شد تمام اون رنج ها ،رژیم ها،حال های بد ،ناراحتی ها ،یه حس و انرژی قوی قدرتمند در درون بیدار میشه که میگه برو همینه ،راهت درسته ،  اون انرژی الهی ،در تمام مسیر همراهته  کمکت میکنه که پر اشتیاق ادامه بدی ، چونکه راه درست همینه ، راه درست ،یعنی من یک ذهن جادویی دارم که رابط بین من و جهانه ،که نادرست برنامه ریزی شده بود ،حالا میخوام برنامه های مورد دلخواهمو در ذهنم دانلود کنم و برم به مسیر سلامتی،تناسب،حال خوب،برکت ،شادی و ثروت ،،این کاری که ما در حال انجامش هستیم ،ساختن همین مسیرهاست ،،، فرمان های مغز من در این دوره ها ،انقدر نرم و زیر پوستی ،تغییر کرد که ،واقعا نمیدونم چی شد ،من چیزی متوجه نشدم ،من فقط به فرمانها گوش کردم و انجام دادم ، ترس هام کمتر شدن ،افکارم تغییر کرد،غر نمیزدم ،مسئولیت خودمو پذیرفتم ، استرس هام کمتر شدن ،  وقتیکه استرس ها کم شد  ،خودبخود  وجودم آرامتر شد ، تلاطم درونم به آرامش بیشتری رسید ، اون آرامش نوع نگاه منو ملایم تر کرد به همه چیز ، وقتی خودمو جدا از آدم های دیگه ندیدم و متوجه شدم خداوند هیچ فرقی نگذاشته بین ،من و بقیه ،مهربانتر شدم ، حس ارزشمندی بیشتری دارم ، حس لیاقت بیشتری دارم ،دیگه خانواده و خداوندو مقصر چاقیم نمیدونم و دست برداشتم از عوامل بیرونی ،یجورایی سرم تو لاک خودمه و دارم مسیرمو میرم و لذت میبرم ، هر چقدر بیشتر میگذره و من تکاملم رو طی میکنم ،آرامش درونم بیشتر میشه و از مسیرم لذت میبرم و دیگه دوست ندارم چیزیو به کسی ثابت کنم ،،، یکی از ترس های بزرگ من از خوردن بود ،خوردن برنج،نون،چربی و مهم تر از همه شیرینی جات ،که خدارو شکر در این دوره ها ،همشون تا حد زیادی رفع شدن ، دیگه شیرینی بخرم نمیترسم از خوردن شیرینی ، قبلا حتی از خرید شیرینی هم میترسیدم مخصوصا شیرینی خامه ای که هیچ وقت خامه هاشو نمیخوردم ،   دوره پیشرفته خیلی بمن کمک کرد که  ، بیشتر ترس از خوردن در من ریخته بشه ، الان که شیرینی ببینم و بخرم ، دیگه مثل قبل آلارم ترس بهم   داده نمیشه ،اگر هم نجوای ضعیفی بشنوم میتونم رفعش کنم با احساس خوب ، پس قضیه شیرینی هم در من حل شده ،نوع نگاهم به خوراکی تغییر کرده ،اینو از کجا میفهمم ؟ از حسی که دارم ،قبلا حس ترس و چاقتر شدن داشتم الان حس قدرت و انتخاب و لذت ،که منهم ،آدم هستم با تمام خصایص انسانی ،با تمام علایق خوراکی ،که منم حق خوردن خوراکی های  مورد علاقه مو دارم ،که بدن من هیچ فرقی با دیگران نداره و ووو و همه اینها با ساخته شدن ذهنیت های جدیدم در من شکل گرفت که الان پیام های امیدبخش به من ساطع میکنه ، وقتی حس انتخاب داری ،دیگه ولعی نداری ، هر چیزیو که برای ما ممنوع کردن ،ما بیشتر ترغیب شدیم که تجربه ش کنیم و وقتی محدودیت نباشه ،لذت و قدرت جاشو میگیره ،،دیگه روی سوزن نیستی ،که آیا بخورم ،خدای من ،نخورم ؟  من چقدر بدبختم که نمیتونم شیرینی مورد دلخواهمو بخورم ،، دیگه دلت بخواد بخوری میخوری و لذتشو میبری 😊 البته اینها همگی آموزش میخواد ،با خواهرم صحبت میکردم ،میگفت پس از این به بعد ،همه چیز بخورم ؟ گفتم ،از خوردن میترسی ؟ گفت آره ،گفتم ،پس تا محتویات ذهنیت ،تغییر نکرده ،نباید کارهایو انجام بدی که متناسب ها انجام میدن ،اول باورشو بساز ،باوره خودش میبرتت تو مسیر ،،، یکی از مهمترین چالش های خود من ،خرید لباس بوده ، اتاق پرو برای من جای وحشتناکی بود که همیشه ازش فرار میکردم، البته هنوز هم تا حدودی از خودم راضی نیستم وقتی تو اتاق پرو هستم و اون تصویرهای قدیمی در من اجرا میشه ، چند روز پیش که رفته بودم مانتوی  ورزشی طور بخرم ، اونجا یه بلوز مشکی خوشگلی دیدم که بالاش توری بود خوشم اومد ،سایز لارژ بهم داد ،پوشیدم انگار تو تنم یکمی آزاد بود ،به فروشنده گفتن مدیوم بیار ،مدیوم پوشیدم ،یکمی بهم کیپ بود ،ولی خریدمش ،گفتم تو که بزودی سایزت مدیوم میشه 🥰 حسم از خریدنش خوب بود ،  من سالها با لباس خریدن و پوشیدن ،کلنجار میرفتم ،هیچ لباسی تو تنم قشنگ نبود ،خب واقعا هم سایز ۴۶ به بالا ،قشنگه ؟ 🥴 قشنگ نبود دیگه ،دلم سایز ۳۸ میخواست و میخواد ، و هر زمان که میرفتم اتاق پرو ،با فحش و بدو بیراه به خودم میومدم بیرون و هیچ خریدی هم نمیکردم 😶 و تا روزها حالم بد بود بخاطر تجربه نخریدن لباس ،خب همونها در من نفرت از چاقی و خودمو بیشترو بیشتر میکرد ،در واقع لیزرهای توجهم زوم شده بودن روی چاقی بیشتر و تعجب میکردم که چرا من مدام چاقتر میشم ؟ الان میفهمم چرا اون اتفاق رخ میداد ،،، یادمه ۲ سال پیش همین موقع ها که میخواستم یه سفریو برم و باز هم ،طبق معمول ،بخاطر لباس خریدن و پوشیدن مشکل داشتم ، رفتم یه مغازه ای ،چند دست بلوزهای سایز بزرگ ایکس لارژ خریدم با یه شلوار سورمه ای و کل سفرم با همون بلوزها و شلوار گذشت 😒 نه تنوعی ،نه زیبایی ،صبح به صبح که میخواستم از هتل خارج بشم و برم پیش گروه و همسفرهامون ،ناراحت بودم که من همش با بلوز و شلوار تیره هستم ،میرفتم لابی هتل ،خانم های همسفرمو میدیدم ،همه بلوز و دامن ،شلوارک ،پیراهن های رنگی رنگی و کوتاه ‌و من آه از ته دلی میکشیدم😔  خب طبیعی بود ،حالم بد بشه ،  منهم یک خانم بودم و دوست داشتم زیباتر باشم و اتفاقا تو سفرهام ،چاقی من ۲ برابر میشد که تو برگشتم از خودم متنفر تر میشدم و یه عالمه اتفاق ناخوب که همه افراد چاق تجربه ش میکنن ،،، چاقی در ما احساس ناتوانی در انجام همه کارها بوجود آورده که این حس ناتوانی در ما تصویر منه ناتوان رو ساخته ، بدنبال اون حس ناتوانی ،اعتماد بنفس ما تخریب شده ، اعتماد بنفس یعنی من + میتوانم ،  و در ما برعکسش شکل گرفته ، من +نمیتوانم ،، خب من نمیتوانم در همه جنبه های زندگیمون باعث ،شکست های زیادی در ما شده و ما بیشتر باور کردیم که توانمند نیستیم ، چاقی در ما عوارض بیشماری داشته که همشون بهم ارتباط دارن ، با ساختن ذهنیت های متناسب کننده ،و لاغر شدن ،اون اعتماد بنفس تقویت میشه و حس خوب توانمندی به تمام وجود ما تزریق میشه و بعد از مدتی اون  نیروی قدرتمند درونی در ما بیدار میشه و سوخت راه ما میشه برای ادامه دادن و حال خوب داشتن ،،،، ذهن من انقدر قدرت داره که اضافه وزن منو برطرف کنه ،همونجوری که منو چاق کرد لاغر هم میکنه ،،،اون زمان هاییکه رژیم های سخت میگرفتم ،یکی از اتفاقاتی که به تکرار برای من رخ میداد ریزش موی شدید بود ،یعنی قبل از اینکه رژیمو شروع کنم ،خود متخصصه ،بهم هشدار میداد که قرص های مولتی ویتامین بخور که وقتی  موهات میریزه ،یا ویتامین کم میاری ،جبران کنه و از اونور میگفت ،فقط این قرص ها چاقت میکنه حواست باشه ، در دم ،   ۲ تا باورو تزریق میکرد در ذهنم ،مراقب باش موهات حتما میریزه و با قرص ها چاق میشی و این ۲ باورو من بشدت داشتمش ، تقریبا ۳ ماه از دوره گذشته بود و موهای من شروع کرد به ریزش غیر طبیعی ،ترسیدم ،هر چی فکر کردم دلیلشو نفهمیدم ، صدایی در گوش من گفت ،بخاطر لاغر شدنته ، یدفعه متوجه شدم که لاغر شدن من لینکه به ریزش موهام ،به استاد پیام دادم و استاد گفتن هیچ ربطی نداره ،مگه شما رژیم‌ گرفتی ؟ چند ماه درگیر برطرف کردن اون ذهنیت های اشتباه قبلی بودم که منکه الان تو رژیم نیستم ،لاغر شدن من ربطی به ریزش مو نداره وووو  تا اون باورو از بین بردم ،البته تحکم استاد به اینکه این روش با رژیم های سابق متفاوته در من باور قدرتمندی ساخت ، ،، وقتی بدن شروع میکنه به کم کردن سایز ،در ماییکه یه عالمه مموری بد داریم ،همون داده های قبلی ، بالا میاد و فکر میکنن باید اجرا بشن و تنها راهش صحبت کردن منطقیه با خودمون ،،، حالا بریم سراغ زیبایی های متناسب شدن    ،،  من وقتیکه متناسب تر باشم تو خیلی زمینه ها رشد خواهم داشت که چندتایی از اونهارو مینویسم ،،،، ۱) من وقتیکه متناسبتر باشم انسان بهتر و مفیدتری خواهم بود  ۲) من که متناسب باشم ،شادتر   خواهم بود و انرژی شادی در اطرافم بیشتر خواهد شد و اطرافیانم و خانواده م شادتر خواهند شد ۳) منه لاغر میتونم  دوست و رفیق و همراه بهتری برای دوستانم باشم و دوستانم در کنار من خوشحالتر خواهند بود  ۴) من مهربانتر خواهم بود و انرژی مهربانی من به اطرافیان من خواهد رسید ،وقتی مهربانتر باشم کارهای خودم و دیگران را بهتر انجام میدم و مثمرثمرتر خواهم بود ۵) به خدا نزدیکتر خواهم شد و دست از سر خدا برخواهم داشت ،معنویاتم بهتر خواهد شد ۶) عشق ورزی بالاتری خواهم داشت ،حالم که خوب باشه به خودم و اطرافیانم  عشق بیشتری خواهم داد ۷) روابطم با پدر و مادرم بهتر خواهد بود واونها مدام نگران من نخواهند بود و احساس خجالت نخواهند داشت وبه من افتخار خواهند کرد ۸) روابطم با خواهر و فرزندانم بهتر خواهد بود ،منکه با خودم در صلح باشم با جهان پیرامون خودم هم در صلحم ۹) روابطم با پارتنر زندگیم هم در همه جنبه هاش عالیتر میشه و زندگی قشنگتری خواهیم داشت ۱۰) روابطم  با دوستانم و مربی هام بهتر میشه ۱۱) مهم تر از همه رابطم با خودم عالیتر میشه و در آرامش بیشتری خواهم بود ۱۲) رابطم با دنیام بهتر میشه ،همه چیزو قشنگتر میبینم و حس خوب به دنیا میفرستم و دنیا هم منو وارد اتفاق های خوب میکنه ۱۳) روابطم با انسان های متناسب بهتر میشه و باهاشون با عشق دوست میشم ۱۴) روابطم با چاقها هم بهتر میشه و به چشم نفرت بهشون نگاه نمیکنم ۱۵) روابطم با زندگیم بهتر میشه و درهای  خیر وبرکت و سلامتی وارد زندگیم میشه ۱۶) روابطم با سلامتی عالی میشه و سلامتی برام طبیعی و الزامی میشه ۱۷) تفریح و لذت های بیشتری تجربه خواهم کرد که بسیار متنوع هستند ۱۸) آرامش و آسایش زندگیم کاملتر میشه ۱۹) با گذشته چاق خودم آشتی میکنم و میپذیرم که اونها زائیده افکار قبلی من بودن ۲۰) امیدم به آیندم زیادتر میشه و آینده روشنیو برای خودم ترسیم میکنم ۲۱) خودمو موثر تر میدونم و میتونم با اقتدار بگم که من خودم جسم جدیدمو خلق کردم و خیلی ها با دیدن من امیدوار میشن ۲۲) روابطم با جامعه بهتر میشه ،وقتی من حالم خوبه با انرژی خوب وارد جامعه میشم و رفتار پر آرامش تری با آدم ها خواهم داشت ۲۳) به دیگران آسیب  نمیرسونم که هیچ ،فایده هم خواهم داشت ۲۴) احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت و انرژی بهتری ساطع میکنم ۲۵) انسان با گذشت تری خواهم شد که فقط به خیر رساندن به دیگران فکر میکنم ۲۶) میتونم مثل تمام آدم ها زندگی نرمالی داشته باشم و تجربه کنم زندگی بدون ترس هارو ،ترس از خوردن،ترس از چاقتر شدن ،در کل زندگی بدون ترس رو خواهم دید ۲۷) شخصیت با اعتمادبنفس تری خواهم داشت ۲۸) عزت نفسم بالاتر خواهد رفت ۲۹) خودباوریم قدرتمندتر خواهد شد ۳۰) با شجاعت بیشتری در محل کار قرار خواهم گرفت وووو    و اینها گوشه ای از بودن در مسیر تناسبه ،،، من ایمان دارم که با تنطیم کردن ذهنم بر لاغری ،من متناسبتر خواهم شد ، با توجه کردن بر مزایای لاغری ،من به دنیای لاغری و لاغر ها تغییر مکان خواهم داد ، ،    خدارو شکر میکنم که چرخ های ذهنم در حال چرخیدن بسمت متناسب تر شدن هستن ،،، تمرین امروز تا فایل بعدی : اینکه تمرکز خودمو از چاقی بردارم و بذارم بر لذت های لاغری تا در مسیر تناسب اندام بیشتر قرار بگیرم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Somayeh
        ۱۴۰۰/۰۶/۲۲ ۱۳:۲۸
        مدت عضویت: 2350 روز
        امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 104 کلمه

        سلام عزیزم 

        چه کامنت مفیدی .

        همونی که من مدتها و الانی که در دوره هستم باهاش روبه روهستم 

        ریزش مو . منی که از زمان رژیم و ورزش برای لاغری باهاش درگیر بودم والانی که اصلا این کارها رو انجام نمیدم اما بازم درگیرم .

        والان باخوندن کامنت شما دوست عزیزم راه حلشو پیدا کردم 

        از خوندن کامنتهای شما خیلی لذت میبرم و برام مفیده .

        کامنت :

        وقتی بدن شروع میکنه به کم کردن سایز ،در ماییکه یه عالمه مموری بد داریم ،همون داده های قبلی ، بالا میاد و فکر میکنن باید اجرا بشن و تنها راهش صحبت کردن منطقیه با خودمون ،،،

        با آرزوی تندرستی و متناسب شدن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      abolhasanifarzane1@gmail.comcom
      ۱۴۰۰/۰۲/۳۱ ۱۴:۳۴
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 2,049 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۸۷ اگر به این نکته توجه کنید نتایج اموزشهای ذهنی برای لاغری از تغییر فرمولهای ذهنی شروع میشه از تغئر حالتهای درونی شروع میشه وقتی شما خیلی خوب روی اموزشها کار کنید برای لاعر شدن‌نتایج اول ایجاد احساس خوب ارامش شادی که قراررلاغر بشم امیدواری که منم میتونم لاعر بشم ترس از چاقیراز بین میره اشتیاق لاغری بیشتر میشه همه چیز درونی وقتی بیشتر تکرار بشهدتغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشه خیلی از دوستانی که پیام میدن ومیگن چند روز که ی جعبه شیرینی اومد تو خونه چند روز تو یخچال ومن میل ندارم به شیرینیداگر قبلا من بود که اصلا چیزی نمیموند که بره تو یخچال اما الان میل ندارم به خوردنش چرا میل نداره چون چند روزیه دارهدروی اموزشهاش کار میکنه افراد چاق نمیتونن به راحتی صرف نطر کنن شایدم اصلا نتونن صرف نطر کنن وقتی میل خوردن نداری هیچ فشاری ذهنی هم نداری والان ما داریم موانع ذهنی برمیداریموکه در جلسه قبل کار کردیم که لاعر شدن اسانترین کار دنیاست وباید بدنبال اثبات این باشید خود استاد نمونه اشکار که ما با چشمهامون میبینیم وهمین طور دوستانی که شگفتی ساز شدن عکسشونو فرستادن ومهمتر اینکه خیلیی ها هم بودن عکسشونو نفرستادن واینا همشون ثابت میکنن که لاعر شدن اسونترین کار دنیاست یکی دیگه از موانع ذهنی که نمیذاره ما لاعر بشیم وهمین طور باعثدچاق تر شدن ما هم مبشهووقتی یاد بگیریم چجوری این مانع برداریم دو تا اتفاق میافته یکی اینکه روند چاقتر سدن ما متوقف میشه دوم اینکهوبه مرور در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم وقتی موانع برداشته میشه هودبه خود حرکت به سمت متناسب شدن شروع میشه اشتیاقت بیشتر میشه واگر تمرین جلسه قبل انجام داده باشی اشتیاقت بیشتر میشه من تمرینشو انجام دادم فقط یادم رفته بود که این عبارت ی جایی بذارم که همیشه ببینم ویا هر روز ی صفحه بنویسم که ذهنم این فرمول جایگزین فرمول قبلی کنه که اشتیاق من بیشتر بشه وامروز اینکارو حتما انجام میدم چون الان یاداشت کردم که یادم نره ویکی دیگر از موانع لاعری نفرت از چاقی که خکشو بصورت ترس از چاقیم نشون میدهوونتیجه این تغییر چیه چاقی لیشتر از هر سنی که چاق شدیربالاخره هر کس ی دلیلی برای چاق شدنش داره یکی وقتی ازدواج کرده چاق شده یکی وقتی باردار شده چاق شده مثل منکه بچه دوممو باردار شدم چاق شدم ویکی هم از بچگی چاق شده ی زمانی متوجه اصافه وزنت شدی در این مسیر هر چقدر شما بیشتر به محدودیتهای اضافه وزن مواجه بشی ی حس بدی در شما ایجاد میشه وچون تکرار وتکرار میشه تبدیل میشه به نفرت یا ترس از چاقی نفرت از چاقی چجوری بوجود میاد خیلی از کارهاییکه میخوای انجام بدی ونمیتونی بعلت چاقیت وخیلی حرفها که شنیدی بخاطر چاق بودنت خیلی از موقعیتها که میتونی انجام بدی از دست میدی همه اینا باعث نفرت از چاقی میشه وچون استمرار داره وتکرار میشه باعث نفرت بیشتر میشه حالا موقع لباس خریدن باشه مراسم رفتن باشه خواستگاری باشه وهر چیز دیگه اینا باعث نفرت بیشتر میشهدبعصی ها جسمشون با چاقی زیاد مشکل ندارن چون از بچگی چاق شدن به مرور عادت کردن ومیتونن کارهاشونو بکنن حالا یکم سختی داره ولی مال ما که بعد از ازدواج بعد از بارداری چاق شدیم خیلی بیشتر تاثیر داره رو جسممون چون یهو چاق شدیم برامون خیلی سخت میشه که کارهای روزمرمونو انجام بدیم برای منکه اینجوری بود طوری بود که من به کارهای خونه هم نمیرسیدم وزود خسته میشدم ونفس کم میاوردم واضافه وزن روی اعصاب ما خیلی بیشتر اثر میداره یا روی جسممون تصمیم گیری مختل میکنه اعتماد به نفس کلا از بین میبره شخصیت ما رو از بین میبره در واقع وجود ما رو تغییر میده و همین خرید کردن لباس چقدر اعصابمونو خورد کرده باشه خوبه هربوتیکی که میرفتی نه تیشرت اندازت داشت نه شلوار نه مانتو وبوتیک های دیگه هم همین طور حالا یکیشونم ی مانتو قدیمی گشاد یکه هیچ کس نمیخرید ومیفروخت به من واین خیلی خیلی رو اعصابم اثر میداشت منکه به راحتی میرفتم مانتو مورد علاقه مو با اولین بوتیک میخریدم حالا باید ساعتها بگردم اخرشم مجبوری یکی بردارم حق انتخابم که ندارم دیکهدوما خیلی از کارها که قبلا میکردیم دیگه میتونیم انجام بدیم مثل شنا کوه نوردی دویدن وخیلی کارهای دیگهدهمینها اعصابمون فشار میاورد واین فشارها باعث نفرت از چاقی بشه در ما ودر نهایت باعث پدیرفت چاقی واحساس ناتوانی در ما ایجاد میشد که من نمیتونم لاعر بشمکچرا مانع میشه چون هر چیزی رو که باور کنی در جسم وزندگیت تجربه میکنی اگر باور کردی که نمیتونی لاعر بشی  خوب هر کاریم کنی نمیتونی لاعربشی اگر باور کنی که میتونی لاعر بشی میتونی خیلی راحت لاعر بشیرونکته مهم اینکه از لحاط دهنی خودتو اماده لاعر شدن کنی بپدیری که میتونی لاعر بشی در مورد میزان نفرت از چاقیت فکر کن ببین چقدر ز چاقیت نفرت داریرچه جاهایی از چاقی سرزنش شدی چقدر بخاطر اصافه وزنت تحقیر شدی چقدر حرف شنیدی وقتی فکر کنی احساس نفرت در خود ایجاد میشه واز امروز باید از چاقیت نفرت نداشته باشی چاقی مثل ی میهمان نا خانده بپدیری وسعی کنیم چاقی از خودمون دور کنیم این شکل نامتناسب وعیر طبیعی رو از بین ببریم دیگه چاقی اسمشو نداریم درستکه باید بپدیریم که چاقی مال ماست خودمون بوجودش اوردیم اما با تکرار نکردن اسم چاقیرمیخوایم خودمواز سلطه چاقی خارج کنیم چاقی ی چیزیکه در ما اشتباهی ونا خواسته بوجود اومده وما میخوایمواز بین ببریمش وذهن ما نقدر قدرت داره که همون طور که مارو چاق کرده همون طورم لاعر کنه وما نباید برای لاعر شدن عجله کنیم چون ما گرم به گرم اصافه کردیم وباید هم گرم به گرم کم کنیم واین زمان میبره وتوجه کنیم که اصافه وزن در بعصی از افراد که از بچگی چاق شدن ارام ارام شکل گرفته اما در ما که با بادراری وازدواج چاق شدیم یهو شده در عرص نه ما نوزده کیلو اصافه کردموودر تبلیعاتم از این نطقه ظعف ما هم استفاده میکنن ما که چاقیم دوست داریم سریع لاعر بشیم واونو از نطقه ضعف ما استفاده میکنن ومیگن این دارو بخوری در عرص یکماه ده کیلو وزن کم میکنی واینکا امکان پدیر نیستدبرای لاعر شدن نمیشه زمان تایین کنیم وشنیدیم که بعصی ها میرن با عمل جراحی چربیهای بدنشونو برمیدارم وبا مشکلاتی مثل افتادگی پوست ریزش مو وخیلی مشکلات دیگه مواجه میشن چون اینا میخواستن با عوامل بیرونی لاعر بشن واین امکان نداره وقتی با دهن لاعر میشیم ذهن خودش میدونه وهمه چیز به نوبت انجام میده وما هیچ وقت دچار مشکل نمیشیم که هیچ وقتی لاعر بشیم زیباتر جوانتر شادابتر پر اندژیتر با نشاطتر وارامش بیشتر احساس خوب عالیتر وهزار تا چیز دیگه میشیم چون ما داریم اموزش میبینیم وذهن ما انفور قدرت داره وتوامنده که میدونه چه کاری رو باید چه وقت انجام بده ما هرگز دچار افتادگی پوست ریزش مو از این مشکلات نخواهیم شد پس مورد مهم امروز اینکه تنفر از چاقی بود که باعث میشه که احساس ناتوانی در برابر چاقیربهمون دست بدهدباعث میشه انگیزه نداشته باشیم باعث میشه که ما نتونیم باور کنیم که میتونیم لاغر بشیم واز امروز باید این تغییر به اشتیاق تبدیل کنیم نفرت در ما چجوری شکل گرفته با توجه کردن به حرفهایی که شنیدیموموقعیتهای که در اون بودیم وخیلی بهش فکر کردیم وناراحت شدیم خودمونو تحقیر کردیم این باعث شد که نفرت پیدا کنیم از امروز باید به نقطه مقابل اونو انجام بدیم مرحله اولش اینکه دیگه درباره چاقی صحبت نکنیمودنبال مسایل چاقی نباشیم وصحبتهای دیگران در ما تاثیر نذاره در گفتگوها شرکت نکنیم وبه هیچ وقت خودتونو سرزنش نکنیم ونکته مهم اینکه به لاغری ومزایای لاعری فکر کنیم بشین فکر کن وقتی که لاعر شدی چه شرایطی پیدا میکنی چه احساسی خواهی داشت چه تغییراتی در جسمت خواهی داشت چه سلامتی بدست میاری سلامتی چه تغییراتی در زندگی شما بوجود میاره وخداوند در قران میگه مومن کسی که به چیزی که نمیبینه ایمان بیارهداگر بتونی به لاعری ایمان لیاری اطمینان میدم که لاعر بشی تمرین امروز اینکه تا جاییکه میتونی درباره لاعری بنویس وتمرین اولش اینکه درباره چاقی فکر کن ببین چه مشکلاتی داشتی که باعث نفرتت شده وتمرین دوم به تناسب اندامت فکر کنوببین چه تغییزاتی بوجود اومده در روابطت در کسب کارت در سلامتی در احساست بنویسید وهر روز یکبار از اونیکه نوشتی بخون که نفرتت به عشق تبدیل بشه یاد بگیرید نطقه مقایل نفرت عشق فکر کنید از نفرت نگاهتو بردار به عشق بده که میتونی به سلامتی به احساس خوبربه تناسب اندام وهر انچه که میخوای برسی این روش شمارو وارد سرزمین لاعرها میکنن که مملو از ارامش سلامتی خودباوری شادی نشاط اعتماد به نفس موفقیت ثروت وهر چیزی که میخوای اگر شما از این روش استفاده کنی ومتناسب بشی به شما اطمینان میدم که در هر زمینه دیگه هم به موفقیت برسی تمرین اول درباره چاقی بنویسید مشکلات درباره چاقی که زیاد داشتم چون من وقتی بچه دومم بادار شدم چاق شدم یعنی در عرض ۹ ماه ۱۹ کیلو اضافه کردم اولش برام سخت نبود عادی بود چون فکر میکردم بعد از اینکهبچه بدنیا بیاد همه چیز برگرده سر جای اولش اما وقتی بچه بدنیا اومد دیدم اینجوریکه فکر میکردم نبود ۱۹ کیلو اضافه وزن برای کسی  که لاعر بود خیلی سخت بود نمیتونستم ی همچین چیزی رو هضم کنم بعد از اینکه چهام ۴ ماهش شد رژیم شروع کردم هر کسی هر چی گفت گوش دادم اما فایده نداشت لباسهام تنگ که چه عرص کنم کوچیک شده بودند وقتی میرفتم لباس بگیرم دیگه اون حق انتخاب ندآشتنم ی رنگ تیره ی مدل قدیمی مجبور بودم بخرم که باعث نفرت من از چاقی میشد دیگه سنگین شده بودم نمیتونستم خوب راه برم ازپ له برم بالا بچه رو زیاد نمیتونستم بعل کنم‌نفسم کم میاوردم دیگه نمیتونستم از پس کارهای روزانه ام بر نمیومدم واینا باعث نفرت من از چاقی میشد وهر بار که من سعی میکردم از ی روشی برای لاعر شدن استفاده کنم ونمیشد نفرتم بیشترمیشد وقتی دارو تیروئید مصرف کردم چاقیم بیشتر شدم باغث شد نفرتم خیلی بیشتر بشه وخلاصه تمام این کارها باعث شد ه من نفرتن ارز چاقی بیشتر بشه واما مزایای لاعریوقتی یکم تغییر روتو جسمم احساس کنم خوب طبعا شاد تر میشم امیدم بیشتر میشه با اشتیاق بیشتر جلو میرم وقتی یکم بیشتر تغییر تو جسمم ببینم اطمینانم خیلی بیشتر میشه وامیدوارتر میشم که منم دارم شگفتی ساز میشم با اینکه میدونم که خدا انتخابم کرده ولاعری در من یده میونم که خدا اشتباه نمیکنه واطمینان دارم که خداوند پای قراردادمن مهر وامصا کرده ولی اگر یکملاعری تو جسمم ببینم این اطمینانم صد در صد میشه یعنی فکر میکم الانم اطمینلنم صد در صد وقتی لاعر بشم ی دنیای دیگه رو تجربه میکنم ی دنیای جدید ی دنیای پور شور وهیجان ی دنیای متفاوت تجربه میکنم وکلا تغییر میکنم وی انسان جدید ی فرزانه جدیدمیشم که این فرزانه با فرزانه ده ماه قبلکاملا تفاوت داره ادمی شده که سلامتیشو بدست اورده دیگه از اون بیماریها خبری نیست دیگه نیازی نیست دارو مصرف کنه وکاملا شفا گرفته روابطتم عالی شده با کل خانواده وی کسب وکار عالی راه انداختم با اموزش دیدن خیاطی واموزش دیدن  لاعری با دهن که تونست زندگی منو متحول کنه دیگه ی ادمی شدم سرشار از اعتماد بهنفس واحساس خوب ارامش امید توکل به خدا ثروت شدم دیگه انقدر ثروتمندشدم که نیازنیست پول جمع کنم تا دکره تهیه کنم تصمیم میگیرم وسریع اقدام میکنم برای خرید وبا انرزی بیشتر شوق لیشتر انگیزه بیشتر اشتیاق بیشتر گام به گام طی میکم وقتی لاعر شدم  احساسم خوب شده ارامش دارم دیگه ترس از خوردن ندارم دیگه میتوم برم جلوی اینه اماهنوز از جسمم لدت نمیبرم دیگه سلامتیم بدست اوردم درستکه گاهی م بیمار میشم ولی از اول که اومده سلامتیم زمین ا اسمونتغییرکرده اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته ترس از خوردن ندارم  ترس ز چاق شدن ندارم تیشرتی که بهم داده بودند توی تنم میره خیلی تنگ ولی تونستم بپوشم از وقتی لاغرشدم کلا همه چیزتغییر کردم واینو مدیون استاد عزیزم هستمکه به من اموزش داد یاد داده چکار کنم چکار نکنم تا تونستم لاعر بشم ومن سپاسگزارم از استاد وخدای مهربونم‌ومن نمیدونم چقدر نقشه زندگیم ترسیم شده ومن کجای کارم  وقتی لاعر شدم ی دنیایی که فکرشم نمیکردم تجربه میکنم‌از همه لحاط پیشرفت میکنم از لاغری با ذهن خیاطی کسب وکار روابط ثروت سلامتی وهمه چیز تغئر میکنه ببخشید اگر جمله بندیهام هم قافیه نیستن برای اینکه حالم خوب نبوده الان که بهتر شدم اوممدم تاتمرینمو بنویسم ومن بسیار بسیار از ستادم سپاسگزارم بابت تک تک انرزیهاییکه به من داده بابت گوش دادن به فابلها وفایلهای صبهگاهی بالاخره پیداشون کردم             

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۰ ۱۷:۰۷
      مدت عضویت: 2561 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,184 کلمه

      نتایج آموزشهای ذهنی به این شکل هست که  از ابجاد احساس آرامش و شادی که قرار من متناسب بشم و  حال خوب …  به وجود میاد  و  در واقع در اوایل   دوره   همه ی تغییرات درونی و در سطح فکری هست و لی وقتی ادامه پیدا کنه تغییرات در  رفتار ها به وجود میاد  و  در واقع به مرور  این تغییر افکار تبدیل به تغییرات رفتاری میشه و خیلی از دوستان تعجب میکنن مثلا چرا چند روز جعبه ی شیرینی در یخچال ما هست ولی میل به خوردن ندارم .پس به راحتی مبشه از خوردن صرف نظر کرد 

      کاری که بقیه نمیتونن به راحتی انجام بدن و اصلا ادا و فیلم در اوردن نبست 

      وقتی  میل به خوردن نیست هیچ فشاری رو هم نداریم که حیف بخور  یا بخور که  نندازیم دور   نه هیچ فکری نیست (خدایا شکرت چقدر در مسیر درستم و هر روز با گوش دادن به فایلها مهر تایید بیشتری بر این که دارم راهم رو درست جلو میرم میخوره فقط و فقط از طریق گوش دادن به قایلها و انجام تمرینات  و من تمام این حرفهای استاد رو با گوشت و پوست و استخون  تنم دارم  لمس میکنم و چقدر من تمام این مراحل رو مو به مو جلو رفتم و تکاملم رو طی کردم واقعا از روز  اول آشنایی با این آموزشها احساسم خوب شد  و ارامش داشتم و شاد بودم که حالا که اینطور هست فقط و فقط خودم مقصر چاقی خودمم پس حتما خودم هم  میتونم خودم رو لاغر کنم و دیگه هیچ قرص،و دارو و عدا و هیچ عاملی مثل اشتها ی زیاد و نوع استخوانبندی و سن و هیچ عاملی مثل کم تحرکی و …. نمیتونه من رو چاق کنه و من خودم با افکارم خودم رو چاق کردم و حالا دوباره خودم با افکارم خودم رو لاغر میکنم وبعد کم کم حرص،و ولع من از بین رفت و بعد کم کم رفتارهای من تغییر کرد و من کلی ریزش سایز و وزن داشتم و همه ی اطرافیان بهم میگفتن و الانم در حدی رفتارهام عالی شده که خودم  میگم این رفتار دیشب مال من بود ؟؟؟؟مثلا دیشب ما در باع برای افطار بودیم و  همسر من از شهر یه جعبه زولبیا و بامیا تهییه کرد که ببریم اونجا بخوریم من که علاقه ای به شیرینی ندارم  البته این هم جز تغییرات  من در این دوره هست اما همسرم چرا بسیار مشتاق خوردن شیرینی هست و در راه باع اذان رو گفتن و  یه نجوایی میگفت خوب چند دونه بامیا بخور دیگه تا برسی باع چون  مسیر طولای هست  ولی گفتم  من  که محدودیتی ندارم همه که گزاشتن و بعد از  افطار با چایی هر چندتا خواستی بخور چرا عجله میکنی الان میرسی و خلاصه رسیدم و افطارم  رو  در حد سیری خیلی عالی که و اقعا در حد نیاز بدنم بود خوردم و بعد از افطار اولین زولبیا رو که خوردم وا ی دلم رو از شیرینی زیادش زد و بدم اومد و بعد یه دونه بامیا خوردم با چایی و دیگه از شیرینی حالم بد شده  بود و دهنم تلخ بود و فقط و فقط لیوان چایی خالی میخوردم در حالی که جعبه ی زولبیا جلوی من بود و من اصلا میلم نکشید حتی یک دونه دیگه بردارم در همون حد فقط خوردم که از شیرینی اش حالم بد شد و شب دوباره دیروقت ساعت ۳ شب گرسنه شدم و با خیال راحت یه نصفه ی کوچیک ساندویچ خوردم و عالی سیر شدم و هر چقدر خواستم ته خورشت رو  خالی بخورم که ظرفش رو بشورم و گفتم خالی بخورم ک ظرفش رو بشورم اصلا نتونستم و حتی یه تیکه گوشت خورشتی داشت  گفتم حالا چی کار کنم بریزمش بره به همسرم گفتم نمیخوری میخوام بریزم دور گفت خوب  خودت بخورش خالی تو که گفتی گرسنه هستم و خیلی اصرار کرد اصلا به هیچ عنوان نتونستم بخورم و گفتم جا ندارم بخورم دوست داری بخور و گرنه میندازم تو پاکت برای پرنده ها و خلاصه خورد و رفت و فردا که داشتم ظرفهاشون رو میشستم به یاد این افتادم که یه نصف کوچیک ساندویچ رو خوردم  در حد چهار لقمه و دیگه نتونستم خورشت رو حتی خالی بدون برنج بخورم و گفتم خدا رو شکر چقدر در مسیر درستم اصلا فیلم و ادا نیست همیشه به اندازه میخورم و سیرم و پرخوری ندارم و بلعکس گرسنگی هم ندارم و بیخیال برانداز کردن خودم داخل ایینه شدم فقط به چهره ی خودم نگاه میکم  با یک لبخند  و هر روز از این رفتارهای متناسب گونه ام بیشتر لدت میبرم و حالم عالی عالیه و انگار سبکتر شدم و من به زودی در شهر لاغری با ذهن  ساکن میشم چون از درون متناسبم و ذهنم لاعر شده اگر من متناسب نشم پس کی بشه ؟؟  لاعری حق من هست لاعری ۵۹ کیلو  و اون اندام لاعر و کشیده مال من هست )

      و وقتی تغییر رفتار  شما استمرار داشته باشه تغییر در جسم نشان داده میشه  پس هر چند وقت دردوره هستی نباید خودت رو ساز کنی و وزن کنی چون داری زیر ساختها رو درست میکنی (من تا چند وقت پیش که نجوا دلشتم انگار وزنت استپ شده زیاد میرفتم داخل ایینه و همش،نگاه به خودم میکردم و میگفتم به زودی متناسب میشم اما با بودن در این مسیر واگاهی های این دوره متوحه شدم نباید تمرکز کنم روی اون نقاط نافرم بدنم مثل رانها و  شکمم و همش لمسشون کنم و به خودم گفتم  توجه نکن و خیلی عادی رد شو و واقعا به این اگاهی که استاد بارها گفته و دست عزیزم شهر بانو جان هم دوباره گفتن  دارم عمل میکنم و فقط و فقط به چهره ی خودم نگاه میکنم و میدونم در کنار این همه تغییر رفتارهای  عالی من کلی کاهش،سایز و وزن خواهم داشت و دارم  چون  تمام سعی من بر این هست که زیر ساختهای  درستی داشته باشم  )

       همیشه به ذهنت  بگو   لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست و همیشه به دنبال اثبات این جمله باشه و در اطرافیان الگو پیدا کن .(من هر دفعه که به صورت غیر ارادی  و خود به خود از یه پرخوری و خوردن بی رویه امتناع میکنم خدا رو شکر میکنم که به این حد از توانایی رسیدم که میتونم خودم خودم  رو به راحتی کنترل کنم و در حد نیاز جسمم با لدت و بدون عداب وحدان بخورم و همش میگم ببین لاغر شدن اسانترین کار دنیا هست و ببین چقدر قشنگ من این همه تغییر رفتاری مثل دیشب و تغییر وزن و سایز تا الان داشتم بدون زجر و سختی پس هنوزم میتونم لاغرتر بشم و در وزن دلخو اهم  قرار بگیرم )

      پس بستگی به شما داره ادامه بدی یا نه (من عاشق این روشم  و این سبک زندگی هستم و تا همیشه ادامه میدم ).

      پس اگر موانع رو برداری حرکت به سمت متناسب شدن شروع میشه  و خود به خود  اشتیاقت بیشتر میشه و بیشتر باور میکنی که تو میتونی (من باور دارم و اطمینان دارم  به زودی   یه متناسب شگفتی ساز  در وزن ۵۹ کیلو  هستم و برای همین اصلا خودم رو در اینه چک نمیکنم و اصلا با کسی در مورد روشهای لاعری  حرف نمیزنم و با کسی در مورد چاقی خودم حرف نمیزنم و از هر چیزی که واقعا دلم بخواد دررزمان گرسنگی بدون دلهره و ترس و  کالری شماری میخورم و اصلا خودم رو وزن نمیکنم و اصلا در مورد خوردن خودم که چی بخورم یا نخورم و یا زیاد خوردم با کسی حرف نمیزنم  چون مطمعنم در مسیر درستم و رفتارهام همه در راستای لاعری هستن و اگر من لاعر نشم پس کی لاعر بشه ؟؟؟؟؟ذهن من خوب نگاه کن و ببین چقدر عالی دارم رفتار میکنم و حتی در جمع  . دیشب از متناسب جمع هم که میگفت اذیتم زیاد خوردم بهتر عمل کردم و عین یک متناسب واقعی خوردم بدون زیاده روی از این بهتر مگه داریم پس من فاصله ای ندارم و من در حال صعود به لاعریم )

      یکی از موانع لاغری که در  ذهن همه ی افراد چاق وجود داره  این هست که از چاقی خودشون بدشون میاد و نفرت میکنن و به صورت ترس از چاقی بیشتر هم  خودش رو نشون میده( یکی از بزرگترین موانع من در دوران رزیم و قبل از اشنایی با این مسیر بود که اون موقع که  تازه با این راه اشنا شده بودم و فایلها رو گوش میدادم   گفتم وای این که استاد میگه این خود مشکل من هست چون واقعا در همین شرایط بودم تنفر شدید و ترس شدید داشتم از چاقی و  بارها به اطرافیانم میگفتم و وقتی روی ترازو میرفتم و عددد بیشتر رو باوجود اون همه سختی میدیدم  میترسیدیم هی میگفتم  باید برم  دکتر تغدیه و یه رژیم جدید بگیرم و کاری برای خودم بکنم  و گرنه همین ۵ یا ۶ کیلو تا چند ماه دیگه از این بیشتر میشه و من دوباره همون جسم قبلی رو خواهم داشت و سریع از ترس چاقی درخواست رزیم جدید میکردم و محدودیت بیشتر و سختیهای ورزش بیشتر و سنگین تر و تا دوباره متناسب میشدم و یکم رژیم کمتر میشد دوباره بر گشت وزن شدیرتر در زمان کمتر  داشتم و  من فقط ناراحت بودم گریه میکردم آخر تا کی باید رزیم بگیریم من که تازه مثل بقیه غذا نمیخورم من که این همه ورزش مرتب دارم و ترس داشتم از یک روز ورزش نکردن که من چقدر چاقتر خواهم شد  و چون قصیه رو نمیدونستم همیشه میگفتم من با این همه رژیم و ورزش در این وزنم پس وای به حال رها کردنشون و میترسیدم و متنفر تر میشدم و با حسرت به خواهر و همسر و خواهر شوهرم و دخترم ودوستم و   اطرافیان متناسبم  که هر چی میخوان میخورن نگاه میکردم و میگفتم خوش به حالشون ).

      هر وقت از هر سنی چاقی شما بیشتر شده  به هر حال از زمانی که در  مسیر چاق شدن قرار گرفتی و متوجه تفاوت خودت با بقیه شدی و هر چقدر محدودیت رو بیشتر درک کنی تبدیل میشه به نفرت و ترس از چاقی 

      نفرت از چاقی چی هست ؟

      خیلی از کارها رو که دوست داری انجام نمیدی و یا خیلی از مدقعیتها رو از دست میدی و یا خیلی حرفها رو میشنوی که دوست نداری و همین باعث  نفرت بیشتر شده 

      هر وقت رفتی لباس بخری و فروشنده گفته سایز شما نداریم نفرت از چاقی در شما شکل گرفته و یا اگر رفتی مکانی که اضافه وزن روی اعصاب شما بوده اون وقت نفرت پیدا کردی .

      اضافه وزن خیلی بیشتر از  اینکه به جسم ما فشار بیاره روی اعصاب و روح و روان  ما تاثیر میذاره و روی اعتماد به نفس و توانایی ما تاثیر منفی میزاره و در واقع ما رو تخریب میکنه  و روابط ما رو بد کرده (من بعد از اردواجم چاق شدم نمیدونم چطوری فقط میدونم پر خوری میکردم و واقعا بیشتر میخوردم و بارها من خودم رو با زور رژیم لاغر میکردم و اما دوباره  چاق میشدمو بعد از هر بارداری من اصافه وزنهای شدید داشتم تا ۱۰۰ کیلو وزنم بالا میرفت و اما رژیم سخت و ورزش با هم میگرفتم و دوباره لاعر میشدم و اما بار اخر بعد از بارداری دومم به شدت افزایش سایز و وزن داشتم که واقعا در شک بودم و من تقریبا با وزن ۶۵ قبل از بارداری  شده بودم ۱۰۳ کیلو و بعد از زایمان شکمم بسیار بزرگ بود و هیچ لباسی از قبل از بارداری من به تنم نمیرفت هیچ کفشی به پام نمیرفت و حتی یادم هست بارها روی کمد لباسهام میرفتم و یه لباسی رو در میوزدم و میگفتم یعنی من واقعا اینقدر بودم و مانتوهام رو به تنم میکردم ولی فقط یک دستم داخلش میرفت و یا به زور در دوطرف من با فاصلهی زیاد باز میموند و من  رفتم چندین دست لباس خاص سایز بزرگ خریدم  برای خونه ام و حتی یادم میاد کفش طبی  که اصلا دوستش نداشتم  به خاطر پاهای چاقم خریدیم چون هیچ کفش سایزم نبود و هیچ دستبند و النگوی طلایی دست من نمیرفت یادم هست یه عروسی داشتیم  و من خواستم دستبندم رو ببندم اما نشد و من خیلی ناراحت میشدم و تنفرم بیشتر میشد از چاقی و یا حتی یادم میاد یه روز گفتم برم پیاده روی و کفشهای باشگاه هم رو بپوشم و برم و اما به پام نرفت و حتی یادم میاد شلوارهای بارادی به پام نمیرفتن اون واخر بارداری یه دامن شلواری با کش گشادی میپوشیدیم که راحت باشم و بعد از زایمان از تمام لباسهای بارادی خودم متنفر شدم و شب و روز به شکمم شکم بند میبستم حتی در خواب که خیلی از اطرافیان من رو مسخره میکردن ومن به خاطر یکم جمع شدن اون حاضر بودم سختی بکشم ولی به خودم ببندم تا جایی که حساسیت میزدم اما میبستم و یا یادم میاد با بچه ی کوچیک رفتم شلوار و مانتو بخرم که مانتو حاملگی رو دیگه نپوشم و شلوار به زور ۵ ایکس لارج  به من میدادن و من فقط نگاه به ایکسها میکردم و ناراحت میشدم و تنفرم بیشتر میشد و با جه دردسری چقدر همه رو ادیت کردم تا یک مانتو که فقط سایز من باشه رو تونستم به زور بخرم   در طرح و رنگ بسیار زشتی و بازم تنفر من من از چاقی بیشتر شده تا بلخره در چهار ماهگی پسرم تحمل نکردم و رفتم پیش دکتر تغذیه و با رژیم  خودم رو به وزن ۵۹ کیلو رسوندم و در باشگاه چقدر تشویق شدم و جایزه گرفتم اما  چه فایده که ماندگار نبودو من همیشه در حال رفت و امد بین چاقی و لاعری بودم تا بعد از ۵ یا  ۶ سال  که با این روش اشنا شدم  و تونستم دیگه راه درست رو پیدا کنم و حالا میدونم چون دهنم چاق بوده پر از فرمولهای چاقی بوده و تصویر ذهنی ام چاق بوده و رژیم هیچ فایده ای نداشته و لی الان که دارم مینویسم در وزن و سایز بسیار عالی هستم نمیدونم واقعا چند هست چون خودم رو وزن نمیکنم اما میدونم همین الانم یه شگفتی سازم و با وزن ۵۹ کیلو خیلی فاصله ندارم )

      بارها برای خریدن لباس که میرفتی مغازه دار و لباس سایز تو نداشت و همین محدودیت  و همین کار چه فشاری رو به من می آورد  و روی اعصاب من بود م و من از چاقی بیشتر نفرت میکردم.

      هر وقت در جمع دوستان بودم هر لباسی رو نمیپو شیدم و که اصاف وزن من پیدا نباشه و این همه فشار هست که روی من بوده و یا در مجالس دورهمی ویا عروسی و … و همین باعث نفرت از چاقی شده بود و باعث پذیرفتن اون شده بود و باعث شده بود ما چاقی رو بپدیریم و ما نتونیم باور کنیم میتونیم لاعر بشیم .(من بارها در جمع دوستانم خجالت می  کشیدم که چرا  چاقم و لباس گشاد میپوشیدم یا حتی  خجالت میکشیدم که چرا من پرخوری میکنم چون دوستان متناسبم همیشه میگفتن سیرم و جا ندارم و در حد  خیلی کم میخوردن  ولی من همیشه اماده ی خوردن بورم حتی بعصی وقتها از همسرم که بیشتر میخوردم هم خجالت میکشیدیم و هی بهش گیر میدادم که چرا تو نمیخوری د بخور تو که چیزی نمیخوری که خودم راحت تر بخورم و همین ترس از چاقی و تنفرم رو بیشتر کرده بود و با محوز من اشتهام زیاده هی بیشتر پرخوری میکردم و میگفتم خوش به حال فلانی که اشتها نداره  و این واخر با چیرای کم کالری کنترلش میکردم که خیلی نخورم )

      نفرت و ترس از چاقی باعث شده بود  در نهایت ما مغلوب اضافه وزن بشیم .

      اگر باور کردیم ما نمیتونیم  لاغر بشیم ما نمیتونیم ولی اگر بپذیری ما میتونیم لاعر بشیم لاغر بشیم(من باور کردم میتونم متناسب بشم چون میبینم چقدر قشنگ رفتار  میکنم ویه رفتار دیگه از دیشبم رو میخوام  همینجا بگم من دیشب اخر وقت که داشتیم از باغ میومدم خونه و احساس گرسنگی داشتم گفتم خوب حالا  که گرسنه هستم هر چی بخوام مجارم  و با لدت  میخور م حتی  شیرینی خاص کاکاییویی رو  که یه مقدار دوست دارم   رو هم ب می خورم و اما  پیش خودم گفتم برنج و خورشت رو میخور.م و بعد اون شیرینی شکلاتی دلخوام رو اگر جا داشتم میخورم با شیر ولی تصمیم عوص شد چون پسرم هم گرسنه بود و گفت ساندویچ میخوام براش خریدیم گفتم خوب خورشت و برنج نه  نمیخوام منم ساندویچ بخورم و بعد  هر چقدر جا داشتم ساندویچ  رو خورم تا سیر  شدم در حد یه نصفه کوچیک خوردم و سیر شدم و خورشت موند و  دیگه جا نداشتم بخورم  و بعد هم  هر چقدر خواستم از اون شیرینی یکم یه دره بخورم واقعا سیر بودم حتی لب هم نزدم و گفتم فردا شب اگر جا داشتم با چایی میخورم و به زور وارد جسمم نکردم و فردا از خواب که پاشدم خودم شگفت زده بودم از اون همه  رفتارخوردنی صحیح  در اوج گرسنگی من چقدر درست رفتار کردم و بینهایت لدت میبرم از رفتارهای جدیدم و من باور دارم لاعر میشم و من انتظار دارم لاغر بشم من یه لاعر شگفتی سا ز در وزن دلخواهم هستم چون از درون متناسبم )

      اتفاقهایی رو که بر ما گدشته و باعث تمسخر بقیه شدیم ر و ببین به جوشش  در  میایی و یا  احساس نفرت در ما به وجود میاد و باعث غالب شدن چاقی بر ما میشه و ما باید از چاقی متنفر نباشیم و اون رو به عنوان یک مهمان ناخوانده بپدیریم  که به زودی در ما از بین میبره ولی اسمش رو چاقی نزارین که بپذیری اون مال من هست و من زیر سلطه ی اون هستم بگو نه چاقی رو خودم به وجود ارودیم و حالا  میخوام از بین ببرمش،و دهن من خیلی قدرت داره همانطور که به وجودش اورده حالا هم میتونه به راحتی از دستش بده 

      اصافه وزن اینقدر ارام در ما به وجود اورده که جسم  و دهن ما برای پذیرفتنش هیچ مشکلی  نداشت .(من بارها گفتم این مهمان ناخوانده در جسم من در حال رفتن هست چون جسم من بسیار مشتاق هست به اون لذتهاو  تناسب و اون سبکی و اون احوال خوب و اون آزادی و اون رهایی و ااون اعتماد به نفس بره و از این همه درد و رنج چاقی بیزار هست و با همون قدرتی که ندونسته با افکار خودم اون رو جدب کردم حالا میخواد با همون افکار خودم و با قدرت ذهنم لاغری رو جذب کنم و هیچ عاملی در این  روند کاهش وزن من تاثیر نداره مگر خودم باید بسیار اموزش ببینم و کار کنم تا روند بهتری داشته باشم )

      وقتی من مقداری زیادی از اصافه وزنم رو از دست دادم تونستم حلبهای روعن ۴ کیلوی زیادی رو از خودن دور کنم و حالا شاید من فقط یک حلب داشته باشم شایدم کمتر و به زودی بدون هیچ اصافه باری و سبک و رها و در ازادی کامل زندگی خواهم کرد و این متناسب شدن به این سبک رو تجربه خواهم کرد و من عاشق این سبک و این روش لاعری هستم .

      هر کس به میزانی که از اصافه وزن رنج میکشه  میخواد عجله کنه و از اون رها بشه امکان نداره برای کاهش وزن زمان تغیین کنید .

      این روند به خیلی پارامترها  ربط داره پس به دنبال نتیجه سریع نباش .

      افرادی که میخواستن به هر طریقی  لاعر بشن کلی به خودسون صربه زدن پس به دنبال روشهای سرعتی نباشید .

      و احساس ناتوانی نکنیداحساس تتفر نکنید با حرف دیگران و تحفیر و سرزنش دیگران و ..

      از امروز من باید نقطه ی مقابل اون رو انحام بدم 

      به لاغری و مزایای متناسب شدن فکر کن و ببین اگر لاغر بشی چه سلامتی و چه جسمی به دست خو اهی اورد و چه بیماری ار من رفع میشه   من چه لدتی به دست میارم   من به جای چاقی و مشکلات بایدبه لاغری توجه کنیم .(من همین الان  فقط دارم روی این لاغری که از این راه به دست اوردم تمرکز میکنم همین دیشب من تونستم یه تونیک بسیار خوشرنگ صورتی و یه دامن شلوار ی سرخابی بسیار خوشرنگ  با یه شال خاکستری  رنگ با لکهای سرخابی  بسیار زیبا بپوشم  یه ست جداب بزنم و باع برم  و در این هوا ی عالی لدت ببرم و همین دیشب با این لباسها کلی قربون صدقه ی خودم رفتم و از خودم عکس گرفتم و از ازاد بودن و رها بودن در لباسها و لباسهای رنگ شاد و … لدت بردم از همه مهمتر از  رفتارهای درستم بسیار لدت بردم و چیزی که بیشتر لدت بردم تنیک دیشب رو که پوشیدیم مال دخترم بود که اون گفت من نمیخوامش داد  به من و منم به اون یه تونیک بسیار زیبای نو دادم و همینکه میبینم میتونم از لباسهای سایز دخترم استفاده کنم و اونم از لباسهای من میتونه استفاده کنه   که  بسیار متناسب هست کلی لدت بردم و عشق میکنم با خودم سبک جدید خوردنم و زندگی کردنم و لباس پوشیدنم و اصلا برام مهم نیست بقیه چی میگن و یا چی فکر میکنن من هر رنگی رو که بخوام میپوشم و لدت میبرم )

      درسته ما در این شرایط چاقی، به لاغری فکر کردن کمی برامون سخت هست و اما توجه و نفرت به چاقی نتیجه اش،میشه چاقی بیشتر چون تمام توجه ات میشه چاقی بیشتر .

      به مزایای لاغری فکر کن و به شا دابی و نشاط ات و به تغییراتی که در تو با لاعری به وحود میاد فکر کن و بنویس .

      من باید به این موصوعها فکر کنم و به مزایای اون فکر کنم 

      خداوند در قران هم میگه مومن کسی هست که به غیب ایمان بیاره پس منم باید بتونم که به لاغری که نیست ایمان بیارم و  اطمینان داشته  باشم که لاغر میشم (البته من در اون اوایل دوره با اطمینان کامل شرکت کردم و گفتم میتونم و و تمام اون رژیم و ورزشها رو گداشتم کنار و همیشه گفتم من دارم لاعر تر میشم و من میتونم و الان دیگه هیچ فاصله ای ندارم تا وزن ۵۹ کیلو ولی بازم میگم من میتونم متناسب بشم در وزن دلخواهم و به زودی یک شگفتی ساز میشم چون لاعر شدن اسانترین کار دنیا هست و چاقی سخت هست )

      تا میتونی در مورد مزایای لاعری بنویس ( من تمام مزا یای لاغری رو دارم واقعا حس میکنم چون یک متناسبم 

      هر لباسی رو به هر رنگی میپوشم حتی سایز مدی یوم و لارج 

      خیلی شبکپوش تر و خوشتیپتر شدم 

      بسیار سبک و رها و ازاد هستم و از دیدن خودم در اینه و لباسها لدت میبرم و در بهترین حالت روحی خودم هستم 

      هر وقت بخواهم هر  غذایی رو در هر زمانی با لدت میخورم و این ازادی بسیار برای من ارزشمند هست 

      هر وقت بخوام هر لباسی رو در کوتاه ترین  زمان میخرم حتی سایزهای کوچیک و سایز مانکن رو و کلی لدت میبرم 

      در اشپزی خیلی حجم کمتری رو اشپزی میکنم که عدا اصافه نیاد اسراف بشه 

      در سلامتی کاملتری هستم دیگه با اون ورزشهای سنگین و پیاده رویهای طولانی کمر درد و زانو درد نمیگیریم 

      به هیچ کس در خوردن اصرار به خوردن نمیکنم و این کار رو زشت میدونم 

      اصلا دیگه بردی غداهانیستم که هر چی بود در اطرافم من باید بخورم نه اصلا فقط در حد رفع نیازم میخورم 

      از هیچ خوردنی ترس ندارم و همیشه میگم  این برای بدن ما نیاز هست فقط با لدت به اندازه نیازت  بخور  .

      وقتی بخورم لدت میبرم که دارم به نیاز جسمم پاسخ میدم  و وقتی نمیخورم و سیر هستم و میل ندارم بازم لدت میبرم که درست رفتار کردمو پرخوری نکردم و به اون حالت سنگینی و شکم درد نرسیدم  و هیچ عذاب وجدان و ناراحتی ندارم  و تحت هیچ فشاری نیستم .

      و من هیچ وقت ته مانده ی هیچ عدایی رو نمیخورم و میگم هر وقت گرسنه بودم میخورم و هر چیزی رو وارد جسمم نمیکنم و حسمم رو تبدیل به سطل اشعال نمیکنم چون این یک امانت الهی هست 

      من در هر جمعی با اعتماد به نفس حضور پیدا میکنم حتی باشگاه وزش و یا دورهمی و یا حتی  در عروسی و در هر مکانی با لباس دلخوا هم حاضر میشم .

       روابطم با خودم خدای خودم و اطرافیانم و همه بهتر میشه و به هیچ کس حسادت نمیکنم و هر جسم لاغری رو تحسین میکنم .

      در شعلم که خانه داری هست هر روز با عشق بیشتری به کارها و خودم میرسم و در خانه حضور پیدا میکنم و سبکتر  در انجام فعالیتهام هستم 

      آرامش،و حال خوب ودارم  چون در مسیر درستم )

      توجه کنید به سمت مقابل نفرت که عشق هست 

      سعی کنید نقطه ی مقابل نفرت رو یاد بگیرد که همون عشق هست و به  تفاوت نفرت و عشق  فکر کنید .

      من تمام حواسم رو باید بیارم روی مزایای لاعر شدن و با عشق به خودت نگاه کن و با عشق میتونی به سلامتی و اخساس خوب و هر انچه که دوست داری برسی برای همه میشه حتی استاد  هم تونست پس تو هم میتونی و به ارزوی خودت و رویای خودت دست پیدا خواهی کرد (از این بالاتر مگه داریم زندگی سراسر ارامش من لاعری رو به هر قیمتی رو دیگه نمیخوام قبلا با زحر و سختی و گریه بود  ولی الان حاضر نیستم حتی برای یک ثاتیه به گدشته برگردم  و اون روزها رو تجربه کنم و خوشحالم که در این مسیرم و با لدت تمام و حال خوب و عالی و عشق زندگی میکنم و میخورم و با همه ی اطرافم و خودم در صلح و ارامشم حتی با جسمم )

      سرزمین لاعری پر از اعتماد به نفس و سلامتی و احساس خوب و ثروت و .. هست اگر من با این روش لاعر بشم پس هر کاری برای من رسیدن به اون آسان میشه چون الان در ذهن ما لاغرشدن سخت بوده .

      این چرخها شروع میکنه به چرخیدن 

      من با متناسب شدن خودم فرصتی رو مهیا میکنم که علاوه بر اینکه خودم متناسب بشم بقیه رو هم به لاعری  تشویق کنم و بر روی جهان تاثیر میزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۱ ۱۰:۱۶
      مدت عضویت: 2511 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      سلام🙂

       نفرت از چاقی مانعی بر سر راه تناسب

       در این فایل باز  تکرار شد که لاغری از تغییر فرمولهای ذهنی شروع میشه و علامت این تغییر احساس خوب و آرامش درونی  

      هست  ،احساس اینکه منم میتونم متناسب بشم

      احساس زیبای آزادی و رهایی از بند چاقی

      همه ما  خاطراتی در ذهنمون داریم از چاقی که مثل باری بر روان ما است که خیلی سنگین تر و بدتر از بار اضافه وزن بر جسم هست 

      این بار عاطفی باعث ایجاد نفرت از چاقی 

      در ما شده که خیلی از اوقات به صورت ترس از چاقی 

      خودش رو درما نشون میوه 

      من برای تمرین به یاد آوردن ریشه این نفرت وقتی به خاطرات چاقیم مراجعه کردم کلی حرف و حدیث از دیگران و نزدیکان خودم رو به یاد اوردم که انگار هر کدوم یه زخم بر روح من زده بودن 

      کلا که بارها و بارها از مادرم درباره اینکه لباسی که خریدم یا دوختم برام تنگ و جلفه شنیدم و هنوز هم دارم میشنوم😶 

      یا یه بار پارسال از خاله بزرگم شنیدم که گفتن قشنگتر شدیا ولی چاقتر شدی😑

      یا یه بار توی باشگاه  یه خانومی بهم گفت من تا حالا دکتر ندیدم به اندازه شما چاق باشه😑

      یا برادرم که یه بار به من گفت که تو و مامان وقتی لباس تنگ میپوشین براتون عین لباس غواصی میمونه همه چینهای بدنتون پیداست(تازه اون موقع من ۶۸ کیلو بودم😶)

      یا همسرم که یه بار گفتن خانم مواظب خودت باش خیلی شکم اوردیا😑

      و کلی حرف و حدیثهایی که الان یادم میاد حالم بد میشه😶😶😶

      در مورد اعتماد به نفس و حضور در جمعهای خانوادگی یا کاری بالاخره خود این اضافه وزن باعث میشد که خیلی خوب نتونم خودم رو پرزنت کنم و احساس میکردم همه توی ذهنشون دارن درباره چاقی من صحبت میکنن

      عاشق رنگهای روشن هستم و دوست دارم توی کمدم پر از مانتوها و لباسهای رنگی رنگی باشه و هر روز یکی رو انتخاب کنم و بپوشم ولی به مرور که چاقتر شدم رنگ لباسهای کمدم به سمت سورمه ای و مشکی رفت😑

      کلا از حضور در جمعهای جدید تا جایی که بشه امتناع میکنم چون باز هم در حمعهای آشنا راحت ترم 

      در دوران بارداری از اینکه اینهمه اضافه وزن پیدا کرده بودم ناراحت و خسته بودم و از دیدن اندام خودم که روز به روز داشت چاقتر میشد بدم می اومد در اون دوران مانتوی مشکی مدل پانچ خریدم با کفش اسپورت دوتا مدلی که هرگز تا قبل از بارداری نپوشیده بودم و دوسشون نداشتم ولی در اون دوران مجبور بودم به خاطر شرایط بارداری بپوشم

      یه بار یکی از همکاران مرد درمونگاهی که کار میکردم گفت که اینجا فقط یکی از خانمها متناسبه واندامش خوبه بقیه همه اضافه وزن دارن😑

      خلاصه اینکه برای من تنفر از چاقی بیشتر به خاطر حرفهای دیگران بوده وگرنه تا وزن ۸۷ که رسیدم که مشکلی جسمی نداشتم و به راحتی فعالیتهام رو انجام میدادم همون تنفر از دیدن جسمم در آینه هم باز به خاطر دیگران بود خودم اونقدر ها هم درگیر اضافه های بدنم نبودم

      بله این تنفر از چاقی هم از اونجاییکه در واقع توجه و تمرکز بر چاقی هست از نظر ذهن ناخودآگاه من معادل علاقه به چاقی هست و همین ناهماهنگی بین احساس و توجه باعث چاقی بیشتر در من شد 😑😑😑

      به لطف خدا از سال قبل در این مسیر قرار گرفتم و تمام این رنجها و ناراحتیها و نا امیدیها برام تبدیل به امید و آزادی و رهایی  شد

      فکر میکنم منم احتمالا یکی از اون حلبهای ۴ کیلویی روغن رو از جسمم جدا کردم 

      و هر روز با اشتیاق رسیدن به اون جسم ایده آلم یه قدم برمیدارم 🤩🤩

      شرایطی که در اون متناسب با شکم تخت بازوها و رانهای خوش فرم و کمر باریک  هستم و صورتم زیبا تر و جوانتر شده و هر بار که ارز جلوی آینه رد میشم از دیدن این اندام زیبا بی اختیار لبخند میزنم و به خودم افتخار میکنم که پای هدف تناسبم موندم  و بالاخره بهش رسیدم🤩🤩🤩

      اون موقع تمام لباسهایی که سایزشون برام زیاد شده رو بخشیدم و آماده هستم که برای جسم جدیدم لباسهای زیبا و رنگ شاد و سایز ۴۰ رو بخرم🤩🤩🤩

      با حال خوب در مهمانیها عروسیها و جلسات با همکاران شرکت میکنم ودر جسم جدید بسیار خوش تیپ تر و با اعتماد به نفس بالاتری هستم🤩🤩🤩

      زیبایی و جوانی در عین تناسب خیلی عالیه و برای ما خانمها بسیار مهمه🤩🤩🤩

      خودم رو عاشقانه دوس دارم و از  اینکه از این توانایی ذهنم   که خداوند در وجودم قرار داده  به بهترین شکل استفاده کردم بسیار خوشحالم و خدا رو شکر میکنم🤩🤩🤩

      موفقیتهای بعدی من بعد از متناسب شدن یکی یکی از راه میرسه چون چاقی که برای ذهنم اینقدر بزرگ بود رو راحت رفع کردم بقبه هدفها که در مقابل اون چیزی نیست🤩🤩🤩

      شادی، ارامش ،احساس خوشبختی  ،رضایت از زندگی، رابطه عاشقانه با خودم و نزدیکانم ، رابطه عاشقانه و دوستانه با خالقم ،زیبایی ،سلامتی و اعتماد به نفس  هدیه های پایان این مسیر زیبا و فوق العاده است که به تمام افرادی که ادامه میدن تعلق میگیره🎁🤗🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۲/۰۱ ۲۲:۴۸
        مدت عضویت: 2301 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 170 کلمه

        سلام خانم دکتر صابری زاده 

        تبریک به شما میگم بخاطر قلم شیوایی که داری و بسیار زیبا نوشتی ..

        واقعا همینطوره  احساس نفرت از هر چیز و به هر کس می تونه اوج توجه به عامل ایجادش باشه .

        پس در نتیجه  نفرت از چاقی هیچ کمکی به لاغر شدن ما نمی کنه برعکس مارو چاقتر می کنه   پس بهتره به آموزشهای  استاد سراپاگوش  و سراپا توجه باشیم تا  یاد بگیریم  موانع  لاغری رو چطور کنار بذاریم و از بند اسارتشون رها بشیم و زندگی نویی پیدا کنیم .

        اتفاقا  گاهی باید از اینکه چاق شدیم  تشکر کنیم چون اگر مث بعضیا  همیشه لاغر بودیم و برای لاغر شدن هیچ زحمتی متحمل نشده بودیم  حالا در این مسیر شگفت انگیز نبودیم و این همه اطلاعات ناب  از توانایی های خارق العاده  ی انسانیمون نصیبمون نمی شد ما با این دوره نه تنها لاغر میشیم بلکه  کل زندگیمون متحول خواهد شد . پس میشه یه جورایی با مسیله چاقی  به صلح برسیم  و ازش متنفر نباشیم .

        خانم دکتر صمیمانه  برات آرزوی موفقیت دارم .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم