تا وقتی راهنمایی بودم، هر بار با پدر و مادرم برای خرید لباس میرفتیم، هیچوقت کار به انتخاب رنگ و مدل نمیرسید. پدرم تا وارد مغازه میشد، من رو نشون میداد و میپرسید «آقا، برای آقازادهی ما پیرهن و شلوار دارین؟». بیشتر وقتها جواب «نه» بود. اگه هم داشتن، چیزی روی میز میذاشتن که اصلاً سلیقهی من نبود. هر کدوم از این خریدها یه لایه به نفرت از چاقی در وجودم اضافه میکرد.
این نوشته جلسه دهم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه نهم (کنترل چاق شدن) دربارهی باور «من نمیتونم لاغر بشم» صحبت کردیم. در این جلسه میخوام یه مانع مهم دیگه رو بگم: نفرت از چاقی؛ احساسی که هم جلوی لاغر شدن رو میگیره و هم ما رو چاقتر میکنه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🌱 نتیجه اول از درون شروع میشه
نتیجهی آموزشهای لاغری با ذهن اول در حال درونی تو دیده میشه. ترس از چاقی کم میشه، آرامش بیشتر میشه و یه شادی از اینکه «قراره متناسب بشم» در وجودت شکل میگیره. اگه ادامه بدی، این تغییر فکری به رفتار میرسه و آخر سر در جسم دیده میشه.
خیلی از اعضای سایت برام مینویسن «یه جعبه شیرینی سه روزه در یخچال مونده و من میلی بهش ندارم. قبلاً امکان نداشت!». این فیلم بازی کردن یا به زور نخوردن نیست. قبلاً هر وقت میخواستیم نخوریم، ذهنمون اونقدر فشار میآورد که آخر سر یواشکی یه کم میخوردیم. ولی وقتی میلش نیست، هیچ فشاری هم نیست. بنابراین فعلاً دنبال عدد ترازو نباش. ما الان داریم زیرساختها رو آماده میکنیم و موانع ذهنی رو یکییکی برمیداریم.

💢 نفرت از چاقی چطور در ما شکل میگیره؟
چه از بچگی چاق بوده باشی، چه بعد از ازدواج یا بارداری وزنت بالا رفته باشه، از یه جایی به بعد فرقت رو با آدمهای متناسب حس کردی و با محدودیتهای اضافه وزن روبهرو شدی. هر بار کاری رو به خاطر وزنت انجام ندادی، هر بار حرفی شنیدی که دوست نداشتی، هر بار موقعیتی رو از دست دادی و هر بار رژیمت شکست خورد، این احساس بد بیشتر شد. وقتی سالها تکرار بشه، تبدیل میشه به نفرت از چاقی.
این نفرت خیلی وقتها خودش رو به شکل ترس نشون میده. خیلیها فکر میکنن از چاقتر شدن میترسن، ولی در واقع از چاقی متنفرن. نتیجهی هر دو هم یکیه: چاقی بیشتر.
موقع خرید لباس که نگرانی سایزت گیر بیاد یا نه، در مهمونیها که فکر میکنی همه دارن نگاهت میکنن، یا وقتی خواستگار میاد یا خواستگاری میری، فشار اضافه وزن رو اعصابت سنگینی میکنه. من میدونم این فشار روی خانمها خیلی بیشتر از آقایونه. خوندن و جواب دادن به سؤالهای هزاران نفر از اعضای سایت این رو به من نشون داده.
🧠 فشار اصلی روی ذهنه، نه بدن
یه نکته که کمتر کسی بهش توجه میکنه: من تا ۱۳۵ کیلو وزن داشتم و کارهای روزمرهم رو انجام میدادم. بدنم با هر سختیای که بود کارش رو میکرد. ولی فشاری که اضافه وزن روی ذهن و اعصابم میآورد، چندین برابر فشارش روی بدنم بود. فکر کردنم، تصمیم گرفتنم و اعتماد به نفسم رو به هم ریخته بود.
در بازیهایی که دویدن داشت شرکت نمیکردم، کوه نمیرفتم و تا وقتی چاق بودم یک بار هم استخر نرفتم. از قبل طوری برنامهریزی میکردم که اصلاً در این موقعیتها قرار نگیرم. همهی اینها فشاری بود که روز به روز نفرتم از چاقی رو بیشتر میکرد.
نفرت از چاقی آخر سر به تسلیم شدن میرسه. مثل وقتی که از چیزی خوشت نمیاد و یه بار، دو بار، سه بار سعی میکنی عوضش کنی و نمیشه. بعد خسته میشی و میگی «ولش کن». این نفرت باعث میشه در برابر چاقی احساس ناتوانی کنی و باور نکنی که میتونی لاغر بشی.

🚪 چاقی یه مهمون ناخواندهست
از امروز سعی کن از چاقی متنفر نباشی. به جاش اون رو یه مهمون ناخوانده ببین که میخوای با آرامش راهیش کنی. اصلاً اسمش رو چاقی نذار؛ بگو «حالت نامتناسب» یا هر اسمی که حس بدی بهت نده.
درسته که در جلسههای اول گفتم مسئولیت اضافه وزنمون با خودمونه. هنوز هم همینه؛ ما خودمون به اشتباه این حالت رو ساختیم. ولی قرار نیست زیر سلطهش زندگی کنیم. همون ذهنی که در طول سالها این اضافه وزن رو ساخته، این قدرت رو داره که برطرفش کنه.
🛢️ هشت حلب روغن که با خودم حمل میکردم
وقتی حدود ۳۲ کیلو از وزنم کم شده بود، یه روز در فروشگاه چشمم افتاد به حلبهای ۴ کیلویی روغن که روی هم چیده بودن. با خودم حساب کردم: ۳۲ کیلو یعنی ۸ تا از همین حلبها. اگه روی هم بچینیمشون، از قد من هم بلندتر میشن. الان اگه بخوام حتی یکیش رو یه روز کامل با خودم حمل کنم، نمیتونم. ولی سالها شبانهروز هشت تا از اینها رو با خودم حمل میکردم!
چرا بدنم میتونست؟ چون این وزن گرم به گرم و خیلی آروم اضافه شده بود و بدن خودش رو باهاش وفق داده بود. هیچکدوم از ما یادمون نیست دقیقاً کی و چقدر چاق شدیم. بنابراین برای از دست دادنش هم نباید عجله کنی. اضافه وزنت رو تقسیم بر ۴ کن تا ببینی چند تا از این حلبها رو با خودت داری.
هر کسی برای کاهش وزن زمان دقیق تعیین کنه، داره قولی میده که نمیتونه پاش بایسته. خیلیها برام نوشتن که بعد از رژیمهای خیلی سخت و سریع، دچار ریزش مو یا افتادگی پوست شدن. ولی وقتی عکسهای قبل و بعد هنرجوهای لاغری با ذهن رو نگاه میکنی، شادابیشون رو میبینی؛ چون به بدن فرصت داده شده که کارش رو با آرامش انجام بده. اگه حتماً باید تا عید یا فلان عروسی لاغر بشی، صادقانه میگم این روش برای تو نیست.

💚 از نفرت به عشق
اول چند دقیقه به جاهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن تحقیر یا سرزنش شدی؛ لباسهایی که نتونستی بخری، جشنهایی که نرفتی و موقعیتهایی که از دست دادی. این کار رو فقط برای این میکنیم که ببینی نفرت از چاقی چطور با توجه به همین لحظهها در تو ساخته شده.
بعد نگاهت رو برگردون سمت مزیتهای متناسب شدن. اگه کمردرد یا پادرد داری، به جای اینکه هر بار بگی «همهش تقصیر این چاقی لعنتیه»، فکر کن وقتی متناسب بشی چه حالی خواهی داشت و از زندگیت چه لذت بیشتری میبری. درسته، فکر کردن به چیزی که هنوز نیست سخته؛ چون مشکلات چاقی رو هر روز میبینیم و لمس میکنیم. ولی هنر ما همینه که به ذهنمون یاد بدیم چی رو دوست داریم.
در قرآن آمده که مؤمن کسیه که به غیب ایمان داره؛ یعنی به چیزی که نمیبینه. اگه بتونی به لاغریای که هنوز در خودت نمیبینی ایمان بیاری، بهت اطمینان میدم که لاغر میشی. این همه سال از چاقی نفرت داشتی و نتیجهش یا چاقتر شدن بود یا چاق موندن. حالا نقطهی مقابلش رو یاد بگیر: عشق به خودت و عشق به لاغری.
یادت باشه حرکت تو فقط برای خودت نیست. وقتی متناسب بشی، خیلیها با دیدنت امید پیدا میکنن و اونها هم وارد این مسیر میشن. اگه میخوای این تغییر رو با تمرینهای کامل و قدمبهقدم انجام بدی، دوره ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: نفرت رو به اشتیاق تبدیل کن ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
📌 مرحله اول: نفرتت رو بشناس
- چند دقیقه به موقعیتهایی فکر کن که به خاطر اضافه وزن ناراحت، تحقیر یا محدود شدی.
- بنویس چه فکرهایی رو بیشتر از همه تکرار میکردی؛ مثلاً «من لاغر نمیشم» یا «چرا من چاقم».
- بنویس این نفرت بیشتر به شکل ترس از چاقتر شدن در تو دیده میشه یا به شکل بیخیالی و تسلیم.
📌 مرحله دوم: مزیتهای متناسب شدن رو بنویس
- مزیتها رو دستهبندی کن: روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی. برای هر کدوم تا میتونی بنویس.
- به آدمهای متناسب اطرافت نگاه کن و بنویس از کدوم رفتارشون لذت میبری؛ مثلاً «وقتی میبینم دوستم بدون نگرانی غذا میخوره» یا «وقتی لباس دلخواهش رو راحت میپوشه».
- جملههات رو با «اگه متناسب بشم…» شروع کن.
📌 مرحله سوم: هر روز بخون
- هر روز یک بار نوشتهی خودت رو بخون و هر چیز تازهای به ذهنت رسید، اضافه کن.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت یازدهم: آرامش ذهنی در لاغری) میبینیم چطور یه ذهن آروم، جلوی پرخوریهای هیجانی رو میگیره.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🌿 هنرجویان لاغری با ذهن
۱. نفرت از چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
نفرت از چاقی باعث میشه مدام به چاقی توجه کنیم، در برابرش احساس ناتوانی کنیم و آخر سر تسلیمش بشیم. این حس ناتوانی باور «من نمیتونم لاغر بشم» رو قویتر میکنه.
۲. نفرت از چاقی با ترس از چاقی چه فرقی داره؟
در واقع یکیان. خیلیها فکر میکنن فقط از چاقتر شدن میترسن، ولی این ترس شکل دیگهای از همون نفرته و نتیجهش هم چاقی بیشتره.
۳. چرا نباید برای لاغری زمان تعیین کنم؟
چون اضافه وزن گرم به گرم و در طول سالها ساخته شده و از دست دادنش هم باید آروم باشه. وعدههای زماندار معمولاً به رژیمهای فشاری ختم میشن که بعدش وزن برمیگرده.
۴. چطور نفرت از چاقی رو کم کنم؟
به جای فکر کردن به مشکلات چاقی، مزیتهای متناسب شدن رو در روابط، کار، اعتماد به نفس و سلامتی بنویس و هر روز بخون. کمکم نفرت جاش رو به اشتیاق و عشق به لاغری میده.
امتیاز 4.07 از 172 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
💖بنام خدای مهربان💖
🌹سلام خدمت استاد عزیز و دوستان شاد متناسبم 🌹
💝تمرین فایل دهم دوره رایگان لاغری با ذهن💝
نفرت من از چاقی درست مال زمانی بود که با تمرینات ذهنی و روحی و تغییر دائمی رفتار و عادتهام هیچ مهارتی نداشتم و در تمرین فایل هفتم دوره رایگان به طور مفصل از مسائلی که باعث نفرت من از چاقی شده بود توضیح دادم اونوقتا فکر میکردم لاغر شدن سخت ترین کار دنیا باشه و در گمراهی عمیقی بودم و مدام خودم رو با شکنجه روحی و روانی و جسمی 💔 با زور و اجبار و کنترل دائمی خودم میخاستم به لاغری برسم که این آزارها منو فقط مقدار اندکی میتونست تغییر بده و روز به روز اعتماد به نفسم پایین تر میومد و شکست پشت شکست همیشه به جای حل کردن صورت مساله فقط با عجله زیاد منتظر نتیجه درخشان بودم که زهی خیال باطل 😂
هر چی بیشتر سعی میکردم و اراده واقعا فولادی داشتم از لحاظ جسمی چاقتر میشدم و از لحاظ روحی ضعیف تر و عصبی تر مدام همه منو سرزنش میکردن و خودمم بدتر از همه حتی دلنوشته های دوران نوجوانیم رو دارم و اونموقع هام مینوشتم ولی فقط انرژی منفی بیشتر و حال روحی وخیم تری رو برای خودم رقم میزدم و سرتاسر از خودم به تنفر شدیدی که از خوم داشتم و بی عرضه بودن خودم اشاره کردم😂
و جذب بیشتر و بیشتر شدن چاقی که خواست من نبود ولی سفارش دائم و مجدد این طعم ناخوشایند در زندگیم بود بدون اینکه آگاه باشم ناخودآگاهم پر بود از افکار ناشی از خشم و نفرت چاقی به هیچ عنوان نه کسی منو قبول داشت نه خودم تو روابط همیشه آویزون همه بودم و میدونستمم هیچ کس از من خوشش نمیاد چون خودم رو دوست نداشتم حتی وقتی لاغر هم شده بودم پس از رنج و فشار شدید باشگاه و رژیم بسیار غلط خودم بازم هیچ نوع اعتماد به نفس و آرامشی نداشتم ۷۰ کیلو شده بودم ولی باز هم راضی نبودم و هنوز فکر میکردم تا هدف نهاییم خیلی فاصله دارم راه رفته رو نمیدیدم و هیچ لذتی از مسیرم نمیبردم و تمام اینا کمک میکرد به نفرت شدیدتر😅 عاشق عالم و آدم بودم جز خودم همه رو به خودم ترجیح میدادم که هنوز کمی از اون فرمولها تو ذهنم هستن و به یاری خدا عوض میشن 😅ویس خواهرم که به جای مادرم هست(ریحانه از قم) که همگی با هم اواخر رژیمهای سخت و ناکامیهای فراوان داشتیم همراه با تنفر از چاقی بیشتر😁
با تمرینات فوق العاده استاد خوبم و تلاش لذت بخش این مسیر درستش میکنم و فقط خودم مسئولشم 😍 الان نه تنها از چاقی نفرت ندارم بلکه چاقی رو سکوی پرتاب خودم میدونم 😍 چاقی رو هم عشقه😂 که سبب آشنایی و هدایتم به مسیر لذت بخش با همراهان بسیار عالی شده من اگر چاق نبودم هیچ وقت لذت لاغری با ذهن رو نمیچشیدم هیچوقت تا این حد که عاشق خودم و خدای مهربونم شدم رو درک نمیکردم پس چاقی نفرت انگیز نیس این من بودم که در مسیر اشتباهی و انحرافی نفرت انگیزش کرده بودم مسئولش من بودم نه هیچ بنی بشر یا قرص و بیماری دیگه ای نه خدای مهربونی که از سر ناشکری بهش گلایه میکردم خدایا چرا من چاقم 😂😅
عاشقتم خدا جونم منو ببخش بخاطر انتخابهای غلطم و بسیار سپاسگزارم که راهنمای فوق العاده و بسیار پر تلاشی مثل استاد عطارروشن رو سر راه زندگی من قرار دادی این نعمت بی نظیر که فقط خودم ارزشش رو میدونم و (همچنین سایر ساکنین این سرزمین البته ) درک کردم بخاطر تمام تغییرات و حال خوب و آرامشی که الان دارم روحم به شدت سبک و پرنشاط و پر انرژی مثبت شده که همه رو مدیون چاقی و شکستهایی هستم که سالها ازش متنفر بودم چاقی به خودی خود سخت و نفرت انگیز نیس به شرط تغییر اساسی فرمولها و میتونه مقدمه پیروزی باشه قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید خیلیا شجاعت ندارن و ترسو هستن و هنوز اسیر دکتر و رژیمن و من خیلی خوشحالم از نعمت شجاعت و اعتمادی که به ذهنم و استادم کردم 💗💗💗خدایا شکرت 💖
🌹من متناسب در سرزمینی پا گذاشتم مثل آلیس در سرزمین عجایب و شگفتی ها هستم هر روز کلی نکات عالی و فوق العاده در این سرزمین یاد میگیرم و با لذت و بدون فشار به عملم در میاد بدون ذره ای احساس ناراحتی برعکس احساس آرامش عالی دارم اونم به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک وار🌹خدایا سپاسگزارم💖 استاد عزیزم ممنونم بخاطر درسهای بزرگ و بذل و بخشش فراوانتون و راهنمایی های فوق العاده تون 💐 خیر دنیا و آخرت نصیبتان و گوارای وجودتان💐
🌹من متناسب زندگیم سراسر خوشبختی و حال خوش و شناخت درون خودم و خدای درون زیبایم و قلب سراسر پر مهر و عطوفت شده ام و به خودم به شدت عشق میورزم و خودمو دوست دارم و دلم حتی برای دیدن خودم تنگ میشه و پر میکشه تو آینه خودمو ببینم و لذت میبرم و به خودم لبخند عمیق میزنم و رضایت دارم و برق شادی در چشمام موج میزنه بی اغراق 🌹 خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در روابطم کلی دچار تغییر شده ام و تمام اطرافیان با من رفتارشون روز به روز داره عوض میشه و بهتر خدا شاهده تا زمانی که کاملا به هدفم برسم چقدر روزافزون خواهد شد 🌹خدایا سپاسگزارم💖
🌹من متناسب از همین مسیر پر آرامش درسهای خیلی خیلی بزرگی گرفتم از تمامی دوستان که با لطف فراوانشون نتایج عالی که گرفتن رو مینویسن و ما رو در شادیشون شریک و سهیم میکنند و غرق در لذت و معنویت شده ام تا آخر مسیر لاغری چه ها شود 🌹 خدایا سپاسگزارم 💖
🌹 من متناسب در عبادت و پرستش واقعی خدا که از ترس نیس بلکه سراسر عشق به خداست و زندگی با طعم خدا آشنا شدم و شناختم و حتی به گفته استاد عزیزم لاغری عبادته و من مستم از این عبادت پر از شور و اشتیاق و میتونم از تمام نعمت ها و برکات خدا استفاده کنم بدون دخالت شیطون از نحوه استفاده کردن مواد غذایی برای اینو بخور 😂و اونو نخور😠 هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که به من آسیب برسونه😊 چون ذهن قدرتمندم درست انتخاب میکنه و فقط به مقدار نیاز واقعی مصرف میکنم و مدیر کارخانه لایقی دارم که انبارها رو به هیچ عنوانی پر از ذخایر بدرد نخور و بی مصرف نمیکنه چون میدونه همیشه نعمت خداوندی هست و خدا هست و خدا هست و بدن من سطل زباله نیست و هیچ وقت محرومیت و محدویت وجود نداره و به ذهنم با فرمولهای بازسازی شده و درست اعتماد دارم🌹 خدایا سپاسگزارم💖
🌹من متناسب در امور خانه داری به شدت پر انرژی و شاداب هستم و تمام وظایفم رو به نحو احسنت انجام میدم و غرق در لذتم از اینهمه کارایی و قدرت جسمی فوق العاده و بی نظیرم و عصای مادر و پدرم هستم و عاقبت بخیری فوق العاده دارم و از اینکه میتونم بهشون خدمت کنم غرق در لذت هستم 🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در سلامتی کامل روحی و جسمی هستم و هیچ مانعی در برابر احساس شادی و خوشبختی من بر سر راهم نیست و با خواهر زاده هام غرق در بازی و خوشگذرانی و تفریح همه جوره هستم و جسمم درد و ناراحتی کلا از وجودش رفته و هر کاری که قبلا ارزوم بود انجام بدم برای کلاس زبان کلاس خطاطی و تمام کارهایی که دلم میخاد انجام میدم و مسافرتهای فوق العاده میرم و شادانه به همه جا پرواز میکنم با سبکبالی و لذت فراوان و بار اضافی که نیستم برعکس باری از دوششون برمیدارم و محدویت حرکتی ندارم و بدنم منعطف و ورزیده و پرقدرت شده🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در پول و ثروت و خوشبختی غرقم چون با آموزشهای درست و فوق العاده استاد بزرگوارم و خرید تمامی دوره هاشون به مراحل عالی و بالایی در تمام امور زندگی دست یافتم و همه راز و رمز خوشبختی را روز به روز بیشتر یاد میگیرم و به عملم تبدیل میشه به آسونی و لذت و هیچوقت هیچوقت از آموزشهای جدید در مراحل بالاتر دست بر نمیدارم چون استاد پر تلاش و فوق العاده ای راهنمای منه به لطف و کمک خدا🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب الگو و راهنمای به شدت قدرتمند و پر انرژی تبدیل شدم که تمام دوستان و آشنایان و اطرافیان و عزیزانم از من یاد خواهند گرفت و میفهمند با قدرت ذهن به همه جا خواهند رسید فقط کافیه که بخوان مثل من و این نیرو کاملا واقعیه و شگفت انگیز و امید وجود اونا رو هم پر میکنه مثل من که یاد گرفتم و موفق شدم که بزرگترین ارزوم کمک به عزیزانمه تا اونام طعم شیرین خوشبختی رو بچشن و درک کنن 🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹متناسب شدن با قدرت ذهن اسان ترین کار دنیاست 🌹
💖در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و خوشبختی منو احاطه کرده و کاملا طبیعیه💖
🌹۵۰ کیلویی شدنم حتمیه و زیبایی و لاغری حق منه 🌹
💖من لیاقت خوشبختی و رسیدن به همه آرزوهای دست یافتنی ام رو دارم و به آن میرسم 💖
🌹خدا جون و استاد شگفتی سازان بی نهایت سپاسگزارم 🌹
نشان های دریافت شده
آفرین دوست عزیزم به این انرژی فوق العاده ونتایج درخشان وعالی واستمرارتون خداروشکر که دوستان عالی متعهد در دوره ها هستند. ممنون از نوشته عالیتون
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
نفرت از چاقی یعنی چی؟ یعنی خیلی از کارها رو میخوای انجام بدی ولی به خاطر چاق بودن نمیتونی…
چطور نفرت از چاقی در من به وجود آمد؟
1. موقع خرید کردن لباس همیشه احساسم بد بود چون لباسهایی که دوست داشتم اندازم نبود و همیشه مجبور بودم لباسی که اندازم میشد رو بخرم.
2. خیلی از جشن تولدها و مراسم های عقد و عروسی رو به خاطر اضافه وزن شرکت نمیکردم چون روم نمیشد که برم.
3. توی جمع های دوستانه، اکثرا با دوستام عکس نمیگرفتم چون از اضافه وزنم خجالت میکشیدم.
4. ورزش مورد علاقه من والیبال بود که به خاطر اضافه وزن نمیتونستم درست انجامش بدم.
5. موقع وزن کردن و دیدن عدد بالا رفته روی ترازو خیلی حالم گرفته میشد.
6. زمانی که توی آینه اندام خودم رو نگاه میکردم خیلی خودم رو سرزنش میکرد که این چه اندامی که تو داری.
7. زمانی که دانشجو بودم هم اتاقیام اصرار میکردن که بیا بریم استخر شنا کنیم اما من هیچ وقت نرفتم چون ذهنم پیش بینی نگاه تحقیرآمیز دیگران رو میکرد.
لاغر شدن چه مزایایی برای شما به ارمغان میاره؟
1. با متناسب شدنم سلامتی کامل دارم و به راحتی کارای روزمره ام رو انجام میدم.
2. از خرید کردن لذت میبرم و هر لباسی که دوست داشته باشم رو میخرم.
3. از دیدن خودم توی آینه احساس شور و شعف دارم.
4. الگوی خوبی برای دیگران میشم و بقیه هم مشتاق میشن که از مسیری که من به هدفم رسیدم اقدام کنند.
5. احساس آرامش دارم چون به هدفم که تناسب اندام بوده، رسیدم.
6. عکسم در آلبوم شگفتی سازان سایت تناسب فکری قرار میگیره.
7. رابطه ام با خدا بهتر میشه و شکرگزار داشته هام هستم و دیگه گله و شکایتی در کار نیست.
8. احساس موفقیت دارم چون اضافه وزن سالها برای من مسئله حل نشده بود.
9. با افتخار در مراسم ها و جمع های دوستانه حضور پیدا میکنم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
من ریحانه عطری زاده هستم از قم وویس من هم هست استاد گذاشتن وقتی گوش کردم به خاطرات تلخ گذشته دلم برای خودم سوخت و کلی گریه کردم البته صدای دخترم هست چه روزهای سختی بود فکر می کردم غذا نخورم لاغر میشم یا فکر می کردم برای همیشه می شه غذا نخورد آن قدر فشار می آوردم به خودم که لاغر بشم ولی فایده نداشت داشتم با چاقیم می جنگیدم وقتی از نخردن بهم فشار می آمد مثل ابگرم کن می شدم با ولع زیاد غذا می خوردم ولی حالا همه چی می خورم تازه کلی دوست پیدا کردم خدای درونم فرشته درونم که اسمشو گذاشتم هستی و ذهنم با کمک این سه تا مریضی های که داشتم از خودم دور کردم و با کمک ذهنم خیلی کارها می تونم انجام بدم با خانم منفی باف هم خوب شدم هر وقت چیزی یادم میده می گم باشه ولی انجام نمیدم چون دیگه حرفاش رو می شناسم وقتی قدرت ذهن خودمو شناختم خیلی کمکم می کنه توی بمباران افسردگی بدی گرفتم هر ماه باید میرفتم دکتر کلی دارو بهم میداد و می گفت باید با دارو کنترلت کنیم یا باید بستری بشی همش داروهای خواب اور
ولی من به ذهنم گفتم صدای صوت که منو اذیت نمی کنه به صدای صوت گوش کردم و نترسیدم که حالم بد بشه خوب شدم به همین راحتی خوب شدم
وقتی ذهنم میگه غذا نخور بسه سیر شدی دیگه نمی خورم حتی اگر یه قاشق مونده باشه دیگه به فکر هیچ غذایی نیستم وقتی میل ندارم نمی خورم مثل متناسبا دیگه به فکر هیچ رژیمی نیستم
لاغر شدم ولی نمیدونم چقدر مونده که ۵۰ کیلو بشم حالم که خوبه شاد هستم خودم هم خیلی دوست دارم و اطمینان دارم به هدفم میرسم استاد میگن لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شویدمن هم لاغرم لباس های که دوست دارم میپوشم و جلو آینه می ایستم می رقصم
و شاد هستم
از استاد عزیز هم سپاسگذارم هرچی دارم از استاد دارم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام استاد .من چجوری میتونم با خود شما تماس داشته باشم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم خسته نباشید همه دوستان اول اینکه بنویسم چطور نفرت از چاقی در من به وجود اومد موقع خرید لباس همیشه احساسم بد بود هیچوقت لباسی که خودم دوست داشتم گیرم نمیومد یا رنگ مورد علاقم نبود یا سایزم و بیشترشونم کارم یسره میکردم میگفتن تک سایز است واینقدر دانبال لباس میگشتم که آخر سر خسته میشدم و کساهایی هم باهام بودن غر میزدن بهم ومجبور میشدم هرچی اندازم باشه بگیرم و سوالم همیشه این بود این نوع لباس به تن میچسپه یا نهه و توضیح براش میدادم به دلیل چاقی دلم نمیخاد بچسپه خلاصه بعد خرید هم هیچ لذتی ازش نمیبردم چون سلیقه من نبوده انتخاب من نبوده فقط اندازم میشده همین وخیلی از خودم بدم میومد وخودم سرزنش میکردم موقع عکس گرفتن خیلی بدم میومد چون میگفتم زشت میفتم تو عکس وبیشتر وقت از عکس گرفتن با بقیه فرار میکردم یا بعدش میگفتم بدین نگاه کنم اگه زشت بودم خودم حذف میکردم تو عکس و یه حس بدی از خودم داشتم و اصلا خودم دوست نداشتم موقع عروسی رفتن از رقصیدن باز فرار میکردم و احساسم بد بود میرفتم خودم تو سرویس دستشویی قایم میکردم که یکی بهم نگه بیا بریم برقصیم یا مامانم سرزنشم کنه بگه نگاه دختر مردم تو هم برو وهیچ لذتی نمیبردم وهمش نفرتم بیشتر میشد از چاقیم موقعی تو آینه خودم نگاه میکردم خودم سرزنش ناتوان نشون میدادم واز خدا شکایت میکردم این چه بدنیه به من دادی آبروم برده و همش میگفتم این شکم پهلو من زشت کرده و کلی حرف بار خودم میکردم موقع خوردن غذا وقتی زیاد میخوردم مورد سرزنش مامانم قرار میگرفتم منم سر لج با خودم میگفتم هرچی میخاد بشه بعدش پشیمون میشدم نتونستم جلو خودم بگیرم و حالم از خودم بهم میخورد موقع پیاده روی یا از پله بالا رفتن زود خسته میشدم و نفس نفس میزدم و بازم نفرت ازچاقی بیشتر میشد همش احساس بد سرزنش حرفها دیگران دیگه اعصاب آرامش برام نداشته بود شکست های مکرر در لاغری وموقعی خاستگار میومد همون لحظه یه باور قوی تو ذهن شروع میکرد به گفتگو که تورو با این وضعیت اصلا نمیخاد تو زشتی بدهیکلی چاقی واین چاقی شده بود برام کابوس ودقیقا بهم میخورد ونمیومد دیگه از بس موج منفی داده بودم دلم نمیخواست توجمع شرکت کنم چون ازخودم متنفر بودم واز هیکلم بدم میومد واعتمادبنفسم صفر بود دیگه. وحالا مزایای لاغری ,:احساس خوشحالی زیاد شور اشتیاق انرژی زیاد موقع خریدلباس هر رنگ مدل جنسی دلم بخواد میخرم واین خودش عالیترین حس است احساس آزادی ولباس های قدیمم برام گشاد شدن هرنوع غذایی که دوست داشته باشم وهرچقد دلم بخواد میخورم بدون اینکه سرزنش دیگران قرار بگیرم یا خودم پشیمون شم از کارم الگو دیگران قرار میگیرم و شاید امیدی بشم برای افراد چاقی که افسرده شدن سر چاقی وافتخار به خودم که میتونم به چنین افرادی کمک کنم و بهشون بگم چکار کردم متناسب شدم و بهشون امید بدم شما هم میشد خیلی راحت میتونم تو جمع حاضر بشم با سربلندی و عشق به خودم دیگه خسته نمیشم موقع پیاده روی یا از پله بالا رفتن خسته ام نمیکنه دیگه و تواینه با افتخار شور شوق خودم نگاه میکنم واز اندامم لذت میبرم تو عروسی شور شوق رقصیدن دارم وازش فرار نمیکنم تو عکس گرفتن لذت میبرم از خودم و کلی عکس خوشکل میندازم توجمع با دوستان و اعتماد به نفسم از صفر به هزار میرسه ایمانم به خودم از صفر به هزار میرسه و روابط عالی بینظیر جذب میکنم ودر روابطم با بقیه عالی میشه وبقیه کارها برام انجام دانش وبهشون رسیدن خیلی آسون میشه از ثانیه به ثانیه زندگیم لذت میبرم عشق به خودم زیاد میشه و یه تولد دوباره است برام و زندگی که آرزوم بود بهش رسیدم و کلی لذت میبرم احساسم خوب میشه و احساس خوب مساوی است با اتفاق ها خوب من مطمعنم همه چی زندگیم تغییر میکنه و به کل خواسته هام میرسم ودیکه نفرت ترس بدبینی نسبت به خودم حرفها دیگران حرفها منفی سرزنش خودم ناامیدی همش تموم میشه وجاش خوشبختی میگیره و تازه شروع میشه زندگی جدیدم واین روش لاغری با ذهن کاملترین روش برای لاغری است وراحترین واسون ترین روش است یه روش شیرین آسون با کلی مزایا دیگه که آدم از صفر به صد میرسونه باتشکر از همه که وقت گذاشتن و مطالب خوندن
نشان های دریافت شده
سلام سلام اومدم با کلی خبر خوب .
ذهن من با من موافقت کرده برای اینکه به لذت بیشتری برسم عدد ترموستاتم رو روی ۶۰ تنظیم کنم .
نمیدونم الان چند هستم ولی عدد ذهنیم ۶۰ شده .
خودش بهم گفته خوراک ذهنی ۶۰ به من بده تا آنچه از بیرون دریافت میکنی ۶۰ باشه .
من توجهم رو از روی مواد غذایی مورد نیاز برای بیشتر از ۶۰ کیلو برمیدارم .
ذهنم خیلی دقیقه . دقیقا میفهمه برای وزن ۶۰ کیلو چه مقدار مواد غذایی برای بدنم لازمه .
اون دقیقا با احساسم بهم میگه الان کافیه .
ذهن من به انضباط فکری عالی رسیده .
البته بهم گفته روزی نیم ساعت تردمیل هم بزنی دیگه فوق العاده است . ولی یادت باشه با حال خوب . حوصله نداشته باشی نه . به هیچ عنوان خودتو مجبور نمی کنی که احساست بد بشه . ما قراره در پیاده روی لذت ببریم . هرچی بیشتر لذت ببری یعنی در مسیر موفقتری .
من روی فرمولهای ذهنم کار می کنم .
میخوام تعهد بدم که بیام و هر روز اینجا بنویسم .
فعلا یه دوره ی ۱۱۰ روزه برای خودم در نظرم گرفتم تا به این شیوه عادت کنم .
من ایمان دارم نتیجه ی من بعد از ۱۱۰ روز حتی فراتر از انتظارم خواهد بود . 🤗🤗🤗🤗🤗
من الان دارم هدفگذاری میکنم .
شاید تا الان هدف خاصی مد نظرم نبود ولی چند روزه دلم میخواد هدف بزارم . پس از هدفگذاری کردن لذت میبرم .
خودم رو در هدف تجسم میکنم ایمان دارم به راحتی بهش میرسم .
خیلی قابل دسترس میبینمش .
خیلی ازش لذت میبرم .
راستی یه خبر خوش دیگه موهای من دوباره دارن مشکی میشن 😍😍😍😍
من دوباره دارم جوان میشم . 😍😍😍😍
هرچقدر لاغرتر بشم احساس جوانیم بیشتر و بیشتر میشه . هرچقدر لاغرتر بشم جوانتر میشم .
من تعهد میدم که بیام و اینجا از عملکردم بنویسم . البته دوستان یه وقت فکر نکنید چون من دارم از این راه میرم شما هم باید از این راه بریدا . نه شما کاری رو انجام بدید که بهتون لذت میده و حالتون رو خوب میکنه .
من در وضعیت کنونی احساسم بهم میگه اگه این کارها رو انجام بدم حالم بهتره و بیشتر و بیشتر میتونم لذت ببرم .
وگرنه من میدونم وقتی میخوابم خواب منو خیلی لاغرتر میکنه . چون خوابیدن خیلی خیلی به چربی سوزی کمک می کنه . ولی دیگه اونم تا زمانیکه حال آدم رو خوب میکنه اثر داره وقتی حالت بد میشه یعنی موقع تغییر انرژیه .
احساسم میگه من عالی میتونم عمل کنم . چون عملم خیلی قدرتمنده . کاری که بهم لذت بده رو به طور کامل انجام میدم .
الان میخوام تعهد بدم ۱۱۰ روز به سمت هدفم گام بردارم گرچه همین حالا هم هدفم رو حس میکنم و میدونم در اواسط راه به هدفم میرسم ولی ۱۱۰ روز قرار دادم که بگم اصلا عجله ای ندارم .
من ۶۰ کیلو هستم .
من از لاغر شدن لذت میبرم .
من از لاغر بودن لذت میبرم .
من به لاغر شدن عشق می ورزم .
من از پیاده روی کردن لذت میبرم .
تنها و تنها برای لذت بردن پیاده روی می کنم .
من از نخوردن غذایی که نیازم نیست لذت میبرم .
من از سبک شدن لذت میبرم .
وقتی لاغرترم نشست و برخاستم خیلی بهتر است .
وقتی لاغرترم از اینکه در جمع حاضر شوم بیشتر لذت میبرم .
وقتی لاغرترم از اینکه خودم را در آیینه نگاه کنم لذت بیشتری میبرم .
خواسته ی من لاغریست .
وقتی لاغرترم از نگاه دیگران به خودم بیشتر لذت میبرم .
من به خواسته ام توجه می کنم و از بودن آن لذت میبرم .
من در لاغر بودن اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنم .
من در لاغر بودن احساس توانمندی بیشتری میکنم .
لاغر بودن برای من به راحتی خلق میشود .
من تعهد میدهم کانون توجهم را روی لاغر شدن نگاه دارم .
من تعهد میدهم از چاقی صحبت نکنم و به آن توجه نکنم . من از چاقی نفرت ندارم . اما چاقی را نمیخواهم . لاغری را میخواهم . پس خواسته ی من لاغریست . پس به آن توجه میکنم . به خواسته ام توجه میکنم و در مورد آن صحبت میکنم و کاری را انجام میدهم که احساس لاغری را در من نگاه دارد .
من تعهد میدهم در مورد لاغر بودن صحبت کنم . در مورد لذت لاغری . در مورد راحت بودن لاغری .
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .
روند لاغری در من ادامه دارد .
من هم اکنون بسیار عالی هستم ولی در وزن ایده آلم بسیار عالی تر میشوم .
لاغر شدن برای من خیلی راحت شده است .
لاغر شدن هدف هرروز منست .
لاغر شدن سبک زندگی منست .
لاغر شدن سبک دائمی زندگی منست .
من در لاغر بودن به لذت فراوانی میرسم .
عضلات شکم من تخت تخت هستند و بسیار خوش فرم هستند .
ران پاهایم باریک و کشیده است .
ساق پاهایم باریک و کشیده است .
بازوهایم باریک و کشیده است .
ساعد دستهایم باریک و کشیده است .
من از لاغری ام لذت میبرم .
قد من بلند و کشیده است .
من از راه رفتنم هنگام لاغر شدن بیشتر لذت میبرم .
من هرگز محدودیتی برای خودم ایجاد نمیکنم .
هرکاری با لذت انجام میدهم .
من از خوردن تا حدی لذت میبرم که برای وزن ۶۰ کیلو مورد نیاز است .
ذهن من هرجور خودت راحتی . مرا از راحتترین راه و زیباترین و لذتبخش ترین و نزدیکترین راه به هدفم برسان . من از بودن در این هدف لذت میبرم .
من از تصور لاغری لذت میبرم .
وقتی تنها نیم ساعت پیاده روی میکنم و از خوردن غذاهای اضافه پرهیز میکنم زمانهای بیشتری میتوانم در احساس لاغری بمانم و به خورد و خوراک توجهی نداشته باشم و روی باورهایم کار کنم .
من اعتقاد دارم عمل به اندازه خوردن و روزی نیم ساعت پیاده روی را برای ذهن منطقی ام انجام میدهم که او راضی شود و اجازه ی رویا پردازی به من بدهد تا بتوانم خودم را در وزن ایده آلم بیشتر تجسم کنم . تا بتوانم لذت بیشتری را از لاغری احساس کنم . ذهن منطقی من خیلی دقیق است . من باید او را راضی نگهدارم تا او اجازه ی راحت لاغر شدن را به من بدهد .
او این دو کار را از من خواسته . آن هم با لذت . به زور اثری ندارد .
حتما بایدلاغری را برای خودم لذتبخش و آسان کنم تا اجازه ی اجرای باورهای لاغر کننده را به من بدهد .
امروز روز اول تعهد من با لاغری در دوره ی ۱۱۰ روزم بود . نیم ساعت پیاده روی ام را با لذت انجام داده ام و تا زمانی که بخوابم هم از نخوردن غذاهای اضافه لذت میبرم . از خوردن غذای مورد نیازم هم لذت میبرم .
ما بقی روز را هم در رویا پردازی در وزن ایده آلم و سایر خواسته هایم و لذت بردن از داشته هایم سپری می کنم .
خدایا بابت این روز عالی از تو سپاسگزارم .
نمیدونم تعهد روز دومم رو در کدوم قسمت سایت مینویسم . ولی حتما مینویسم تا لذت بیشتری از عمل به تعهد روزانه ببرم .
تعهد دادن خیلی لذت بخش است .
من امروز با لاغری تعهد بستم . چقدر لذت بردم . چقدر عالی بود این تعهد . چقدر حال مرا خوب کرد و عمل به این تعهد تا آخر شب خیلی بیشتر حال مرا خوب میکند و احساس توانمندی و آرامش و هدفمند بودن به من میدهد .
خدایا سپاسگزارم .
با سلام خدمت استاد محترم و دوستان عزیز
من امروز رفتم لباسی تهیه کردم مانتویی خریدم که برام کوچیک هستش به امید پوشیدن اون در آینده ای نزدیک ، به نظرتون کار درستی کردم؟ من ۱۲ روزه با این سایت و فایل ها اشنا شدم خیلی عالی و تاثیر گذار بوده برام خدارو شکر اشتهام خییلی کم شده ولع و حرصم نسبت به غذا از بین رفته
بله ممنونم فعلا تستش نمیکنم تا روزی که اندازه اون لباس بشم
با سلام
خیلی خوشحالم که به لطف خدا در این مسیر عالی قرار گرفتم من تا جایی که یادمه همیشه تو جمع دوستام که متناسب بودن شکممو میدادم تو طوری که نفسم یه جورایی حبس میشد و ول میکردم باز تا به دکمه های مانتوم نگا میکردم که الانه که بپرن بیرون سریع شکممو میدادم تو الان که یادم میاد خنده م میگیره یا وقتی از جلوی همسرم یا اینه رد میشدم همین کارو میکردم تا اینکه این روزا به لطف خدا و به لطف شما استاد محترم انققققدر از خودم راضی ام که هیییچ نیازی به این کار نمیبینم اتفاقا خودمو جلوی اینه تحسین میکنم و دقیییق به شکمم نگا میکنم چون میدونم این اخرین دیدار های من با شکم عزیزم هستش بعد از بارداری شکم بند رو طوری میبستم که یه شب از تنگی نفس بیدار شدم و بازش کردم هی مینداختم کنار باز به شکمم نگا میکردم مووجی از احساس تنفر و بی ریخت بودن و داغون بودن بهم حمله ور میشد باز شکم بند رو بر میداشتم شاید صد بار اینکارو کردم بعدش رژیم سخت گرفتم طوری که بچه م شیرخواره بود و اذیت شد ولی من همچنان رژیم تا ۵۸ کیلو که وزن عاالی من بود رسیدم اما شکمم نسبت به بقیه اندام هام خیلی کمتر لاغر شده بود که علتش همین تنفر ازش بود که با این فایل بهش رسیدم خیلی روزای خوبی رو دارم میگذرونم درسته که میگن خواب خواب میاره واقعا پرخوری هم پرخوری می اورد برای من خدا هم تو دین اسلام میگه پر خوری نکنید همونطور که خداوند بزرگ هییچ چیزی رو در دین منع نکرده مگر اینکه برای سلامتی نون مضر باشه مثل همین مورد من ۱۰ روزه با این روش اشنا شدم ولی به اندازه ماهها حالم خوبه قبلا وقتی دخترم میگفت مامان بیا دنبالم کن میگفتم نه مامان من نمیتونم با بابا بازی کنید اما الان سبک شدم میدوم حتی از شوهرم پر انرژی تر شدم دیگه وقتی سیر میشم دست از غذا میکشم هله هوله نمیخورم چون میل ندارم نه اینکه چون چاق میشم و ابنباتای قندون رو موقع خوردن چایی نصف میکنم دیروز دقت کردم دیدم همسرم هم همین کارو میکنه در حالیکه روحش خبر نداره من پا به این مسیر گذاشتم بهش نگفتم و نمیگم میخوام نتیجه رو ببینه و شگفت زده بشه
تمرین این جلسه
عشششششق و احساس خوووووووب من بعد از تناسب اندامم
پوشیدن همه ی لباسهایی که یه مدت طولانی تو کمد در انتظار من هستن
حضور در مهمانی ها و دور همی ها با احساس ارامش خاطر از جذاب بودن لباسهام و خودم و اینکه دیگه چشمم دنبال بیشتر خوردن نیس من چشمم گرسنه بود نه خودم و دیگه چشمم گرسنه نیس به لطف خدا و همیشه در حالت عالی به سر میبرم
خدارو شکر به خاطر همه چی به خاطر شما و این فایل های بی نظیرتون خدارو شکر
به نام خدا
نتایج آموزش ذهنی ابتدا از طریق فرمول های ذهنی آغاز میشه از طریق حالت های درونی ایجاد میشه آرامش درون خودشو نشون میده،و تغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشه،ترس از چاقی ازبین میره و اشتیاق برای لاغری ایجاد میشه و این درونیه و فرمانها به مرور تغییر میکنه…
میل نداشتن به خاطر کار کردن روی ذهنه و نشانه های اولیه ظاهر میشه…
◀️نه اینکه نخوان بخورن،فیلم بازی کردن نیست ،ادا دراوردن نیست، چون تجربه ها نشون داده که هروقت مجبور میکردیم خودمونو که نخوریم میلی شدید داشتیمبه خوردن ولی با تغییر ذهنی این یه فرمان مغزه و اجباری توش نیست و نگرانی و ترسی نداره،ابتدا درسطح افکار به وجوو میاد و وقتی ادامه داشته باشه و استمرار پیدا کنه تبدیل میشه به رفتار ودر استمرار بیشتر توی جسم خودشو نشون میده،
ما به ذهنمون این فرمول رو دادیم که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست💗💗
⏪⏪یکی از کارهای روزانتون اثبات این باوره که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست
🔶️مانع ذهنی که خیلی درچاق شدن هم تاثیر داره و هم در لاغر شدن،در واقع برداشتن این مانع باعث میشه که هم روند چاق تر شدن رو متوقف کنیم و هم اینکه به مرور در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم
✅✅یکی دیگه از موانع لاغری نفرت از چاقیه….از چاقی خودشون بدشون میاد و این نفرت به صورت ترس از چاقی هم خودشو نشون میده، درواقع انها از چاقی نفرت دارن که نتیجه این نفرت چاقی بیشتره(درواقع نفرت باعث احساس بد میشه و طبق قانون به هرچیزی توجه کنی از همون دست اتفاق رو وارد زندگیت میکنی☆احساس بد=اتفاقات بد☆ یعنی همون چاقی بیشتر😐)
از هروقتی و هرسنی که اضافه وزنت شروع شده،و با محدودیت های اضافه وزن اشنا شدی و هرچقدر بیشتر با این محدودیت ها روبه رو میشی یک احساس بدتری از چاق بودن در شما شکل میگیره و این احساس چون در سالهای زیادی تکرار میشه تبدیل میشه به نفرت از چاقی، ترس از چاقی
نفرت از چاقی یعنی چی؟خیلی از کارها رو میخوای انجام بدی ولی به خاطر چاق بودن نمیتونی…
به واسطه چاقی خیلی از حرفهای ناراحت کننده رو میشنوی،هروقت خواستی لباس بخری نگران سایز و طرح و رنگ مورد علاقت باعث شده احساس بدی در تو شکل بگیره،در مراسم ها نگاه هارو روی خودت میبینی و احساست بد میشه،هنگام ورزش به خاطر چاقی محدود میشی،
✔یکی ازنکات اضافه وزن اینه که جسم ما با اضافه وزن مشکل نداره مگر در موارد خیلی حاد ولی بیشتر فشار روی روان و روح ماست، تخریب وجود و شخصیت مارو در برداره
تفکرمون رو مختل می کنه، تصمیم گیریمون رو مختل می کنه، شخصیت و عزت نفس مارو نابود می کنه، و در اخر وجود مارو نشون میگیره و داغون می کنه
⏪چه جاهایی از چاقی نفرت داشتی؟
وقتی میخواستم لباس های مورد علاقمو بخرم مخصوصا لباسهایی که مخصوص دختران کم سن و سال بود
وقتی میرفتم توی مهمونی اونم فامیل مادری چون وزن من از همه دخترخاله هام بیشتر بود و یکی دومورد بودن که خیلی سنشون بالا بود ولی باز هم متناسب تر بودن نسبت به سنشون
توی مهمونیها اون ولع خوردن که انگار صدساله هیچی نخوردی،
توی باشگاه که انجام بعضی حرکات سخت بود درکنار کساییکه به خوبی انجام میدادن و سبک بودن
توی عروسیها و مهمونی ها وقتی میخواستم لباس کمی جزبتر بپوشم😓
وقتی عکس دوستام و توی اینستا میدیم و که انقدر قشنگ لباس میپوشند و هیچ محدودیتی ندارن
وقتی توی آینه غبغبمو میدیدمکه به خاطر اضافه وزن بزرگ شده یا پهلوهامو شکمم
وقتی خواهرم لباس میخرید و مخصوصا وقتی میومد لباس های منو میخواست و اندازش بود و تو تن اون قشنگ ولی من نمیتونستم ازش لباس بگیرم چون من ازون چاقترم
وقتی میدیدم سایز کمر همسر من از من کمتر بود این نهایت ناراحتی بود
وقتی هی مادرمو خواهرم اضافه وزنمو به روم میاوردن
باید یادبگیریم که چاقی رو یه مهمان ناخوانده ،یا وجه نامناسب، شکل غیر طبیعی است و باید اونو از دست بدیم و برطرفش کنیم و مطمئن باشیم ذهن ما انقدر قدرت داره که به راحتی اونو از ببره
اضافه وزن انقدر ارام به وحود اومده که جسم ما باهاش به هیچ مشکلی بر نخوردیم
روند چاقی گام به گام و گرم به گرمه پس روند لاغری هم به همین شکله
به میزانی که از اضافه وزنش رنج میکشه همونقدر انتظار داریم که لاغر باشیم و طله یتمام تبلیغات لاغری هم از همین طریقه
افرادی که خواستن به هر طریقی به هرشکلی اضافه وزن رو از بین ببرن ودرنهایت مشکلات زیادی براشون ایجاد شد
از امروز باید نقطه مقابلش رو انجام بدید،دربارش صحبت نکنی، سرزنش نکنی، و در مرحله بعدی به لاغری فکر کنید به مزایاش به احساساتت و نتایجش فکر کنید و برای خودتون مرور کنید،خیلی مهمه به جای اینکه به مشکلات چاقی فکر کنید بیاید و به مزایای لاغری فکر کنید،
وقتی سعی کنی به مزایای لاغری فکر کنی،به راحتی میتونه برای شما به وجود بیاد،
مومن کسی ست که به غیب ایمان دارد
اگخ بتونی ایمان بیاری به لاغری که الان وجود نداره در تو بدون شک لاغر میشی
این همه سال از چاقی متنفر بودی و نتیجش چاقی بیشتر بوده ،سعی کنید نقطه مقابل رو پیدا کنید، عشق بورزید ،عاشق چاقی باشید تا شمارو آسون رها کنه،از نفرت نگاه بردار و روی عشق بزار، با نفرت نگاه کردن به خودت دست بردار و با عشق به خودت نگاه کن، عشق بوزرز به بدنی که هوشمنده و خودش میتونه خودش رو ترمیم کنه و به درجه تناسب اندام و سلامتی برسونه و این در راحتی انجام پذیره
⏪بنویسید که تناسب اندامچه مزایایی برای شما داره در تمام جنبه های زندگیتون؟
⬅️روابط؛
✅رابطه ی پراز عشق با همسرم فوق العاده میشه،چون عزت نفس و حال خوب و عشق به خودم و زیبایی هام باعث قدرت بیشتر میشه و زندگی در کنار یه انسان قوی احساس فوق العاده ای برای همسرم داره و احساس خوب همسرم هم میتونه روابطمون رو بهتر و لذت بخشتر بکنه…
۲.رابطه با دخترم که بی نهایت پرانرژیه باعث میشه بیشتر بشه، چونومنم یه مادر پرلنرژی هم که هیچمحدودیت حرکتی ندارم و میتون پابه پای دخترم بازی کنم و بدوام و یه مادر شاد باشم چون حسم عالیه،چون عاشق خودمم و دخترم هم از من یاد میگیره طریقه صخیح زندگی کردن و در صلح بودن با خودش رو
۳.تو جمع دوستان خوس اندامم حس فوقالعاده ای دارم، چون یه ادم قوی ای هستم که تونستم به تناسب برسم و زیبا باشم و از خودم راضی باشم و این رضایت باعث میشه عزت نفسم بالاتر بره و تمام نگاه ها تحسین برانگیز باشه مخصوصا که لباس های دلخواهم که انقدر زیبا بر تنم نشسته رو پوشیدم
۴.با ادم های موفق در ارتباط باشم و در کنارشون خوشحال باشم، چون من یاد گرفتم خودمو عاشقانه دوست داشته باشم و به خودم احترام بزارم و همین باعث شده حال دلم خوب باشه و اندامی متناسب داشته باشم، واین موفقیت به من جسارت انتخاب های بهتر رو توی روابطم میده با ادم هایی که قبولشون دارم و دوستشون دارم
۵.زمانی که من اینگونه عاشق خودم هستم و به خودم احترام میزارم خداوند هم منو عاشقانه تر از قبل دوست خواهد داشت و لذت میبره از وجود من و دستانش هم منو عاشقانه دوست دارند و محترم میدونند و این حکایت مهره مار همون مهره ی عشق ورزیدن به خودمونه
۶.مسلما روابط با ادمهای موفق باعث گشایش در جنبه های دیگه زندگی ام هم میشود
معنویت؛
۱۰وقتی من انقدر متناسب هستم و از وجود خودم لذت میبرم خدای خودم رو هم بعتر میبینم و دیگه جایی برای گلایه های قبل نیست، همش شکرگزاری و عشق بازیه با خدا،
۲.وقتی با تناسب اندام حال دلم انقدر خوبه ، ایمانم به خدا هم بیشتر میشه و میدونم که در مسیرهای دیگه هم به راحتی هدایتم میکنه
۳.عاشق خدایی هستم که بدون هیچ زحمت و دردسری منو به این لظه باشکوه زندگیم رسونده مس توی همه جیز میتونه منو به راحتی هدایت کنه، پس نه میترسم و نه نگرانم
۴.ذهنی ازاد دارم بدون دغدغه ونگراتی های قبل و راحت میتونم در آرامش با خدای خودم عبادت کنم ووبپرستم خدای زیبایی هارو،
۵.توی مسافرت هام، تمام توجهم روی زیبایی هاییه که خدا خلق کرده و ازشدن لذت میبرم
⏪سلامتی؛
۱.امروز وقتی باهمسرم رفتیم پیاده روی خیلی لذت بردم و اگر همسرم خسته نمیشد من هنوز هم میتونستم ادامه بدم ،وبعدش هم کلی بدوام ،از وقتی که متناسب شدم و لاغر شدم، مثل باد سبکم و راحت اینورو اونور میرم، نه نفس نفس میزنم بعد یکم پیاده روی و نه زانوهام تحت فشارن، انگار دارم روی هوا راه میرم، واقعا هیجان انگیزه
۲.خدای من از وقتی متناسب شدم اصلا به غذا های پرجرب و شیرین و مونده علاقه ای ندارم، و دوست دارم غذام خیلی سبک و زود هضم باشه تا سبک و سرحال باشم
۳.برام خیلی شگفت انگیزه که از وقتی متناسب شدم رشد موهام و ناخن هام عالی شده و پوستم هرروز شفاف ترو زیبا تر میشه انگار هر چی میخورم فقط برای انرژی بدنم و رشد استفاده میشه
۵.شنا کردن چقدر توش آرامش داره و لذت بخشه و هربار بیشترو بیشتر میشه ،اخه از وقتی متناسب شدم بیشتر میرم استخر و منم که عاشق اب و اب بازی حسابی روحیمو بالا برده
۶.لاغر شدنم باعث شده روحیه فوق العاده ای داشته باشه، از زندگی بیشتر لذت ببرم و ذهنم خیلی ازاد شده و میتونم بیشتر روی سلامتیم تمرکز کنم و از لحاظ سلامت روان واقعا من در جایگاهی قرار دارم که فکر نمی کردم بتونم تجربش کنم
⏪عزت نفس؛
۱.امروز که به دعوت دوستام رفتم بیرون و بعد مدت ها تو جمعشون قرار گرفتم، چهره ی شگفت زده اونها خیلی هیجان زدم کردی، نذاشتن برسم و شروع کردن ازم تعریف کردن که جقدر زیبا و خوش تیپ شدم و همش منتظر یه فرمول معجزه اسا بودن که براشون بگم ،چون فکر میکردن رژیم خاصی گرفتم و من با لبخند بهشون نگاه میکردم و میگفتم هدایت خدا بوده، خلاصه کچلم کردن
۲.خدای من دوست دارم همه جا برم و هی اینورو اونور برم و باهمه حرف بزنم باورمنمیشه که لاغرش دنمانقدر بهم حس خوب بده و هیچخجالتی نباشه و من تجربه کردماونروزی که خجالت کشیدن و موزب بودن مسخره ترین کار دنیاست ،عاشقتم خدا
۳.خدای من چقدر فوق العادست که من توی محل کارم انقدر چست و چابکم و به راحتی کارامو می کنم، و این باعث شده که نیاز به کمک کسی نداشته باشم و ادم زبر و زرنگی شناخته بشم و عزت نفسم زیاد شده و به راحتی با رده های بالاتر ارتباط برقرار میکنم
۴.وقتی تمام کسانی که منو میشناسن ازم میپرسن نرگس چجوری اتقدر لاغر شدی و خوش تیپ شدی، چقدر جوونتر شدی، احساس قدرت می کنم ،اینکه تونستم از پس کاری بر بیام که برای خیلی ها با کوه کندن هم برابری می کنه ولی من تونستم بدون هیچ زنجی انجامش بدم چون باور دارم لاغر شدن اسونترین کار دنیاست، و این حس قدرت بتعث شده که باور کنم از پس هرکار دیگه ای بربیام و به راحتی انجامشون بدم و این عزت نفسمو به قدری تقویت کرده که میتونم بگم شخصیت جدیدی دارم و این شخصیت انقدر قوی و گیراست که هرکسی رو تحت تاثیر قرار میده
سعی کنید نقطه مقابل نفرت، یعنی عشق به خودتون رو یاد بگیرید
⏪ثروت؛
زمانی که عزت نفسم بالا بره، و ترس از حضور در اجتماع و خجالت و ناراحتی نراشته باشم به راحتی میتونم با حضور توی اجتماع به فعالیت های مختلف بپردازم و موفقیت نسبی رو ایجاد کنم و در ادامه با ذهنی آزاد و پراز آرامش به تقویت موارد دیگه بپردازم
خداروشکر در مسیری قرار گرفتم که از بزرگترین دغدغه زندگیم خلاص شدم و تناسب اندامم باعث شده فردی شاد و خوشبخت و سالم باشم وبتونم با حضور پررنگ در اجتماع جایگاه خودمو پیدا کنم و برای آرزوهام تللش کنم و خداوند منو هدایت کرد برای داشتن زندگی بهتر و ثروت بیشتر،و این آرامش باعث شده که شوق شدیدی برای داشتن فعالیت بیشتر و پررنگ تر شدن داشته باشم و همین باعث شده جایگاهمو پیدا کنم و براش تلاش کنم وثروت وارد زندگیم بشه
😍😍😍و الان در حال حاضر اولین نشونه ای که برام اومده اینه که هر کی منو دیده گفته لاغرتر شدی😍😍😍
ممنونم استاد
خداروشکر که در مسیر درست هستم و حرف های شما بهم انرژی خیلی زیادی داد برای ادامه راه، خیلی ازتون ممنونم که وقت میزارید😍😍😊😊😊
دقیقا استاد، واقعا آرامشی که الان دارم قابل قیاس با قبل از آشنایی با شما و دورتون نیست و من واقعا دارم لذت میبرم و حالم خوبه و نگرانی و ترس از من دوره و گهگاهی که سرزنش میاد سراغم بدون ترس و نگرانی با مرور آموزه های شما اونارو از خودم دور می کنم که البته باید بگم این زمان برد ولی اتفاق افتاد
سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام
تمرین من؛چه عوامل و شرایطی باعث ایجاد نفرت از چاقی در من شده؛
۱-دیدن افراد چاق در اطرافم مثل مادرم وعمه ها که همیشه در حال نفرین و سرزنش خودشون بودن وهمیشه در مورد چاقیشون شکایت میکردن
۲-شنیدن از جمله از دیگران که انگار تو هم داری چاق میشی
۳-شنیدن بارها و بارهای این جمله که قدیمیهای ما فقط ارثهای بد رو برای ما گذاشتن مثل چاقی،سفیدی مو،کوتاهی قد ولکه های پوستی و….
۴-وزن کردن خودم و دیدن عددهایی که دارن بالا میرن
۵-توجه به نافرمیهای بدنم در موقع دیدن خودم در آینه
۶-یه بار توی اتاق پرو برای خرید مانتو توی مشهد از بس هر مدلی که انتخاب کرده بودم برام تنگ بود در کنار اون گرمای اتاق پرو و شرمندگی جلوی خانواده همسرم و پوشیدن مکرر مانتوها و اندازه نبودنشون به قدری حالم بد شد از اندامم که از خرید مانتو متنفر شدم و تصمیم گرفتم بیشتر بدوزم تا بخرم(خیلی خاطه نفرت انگیزیه که مدتها بود فراموشم شده بود ولی الان کاملا جزییاتش رو هم به یاد اوردم)
۷-یه مانتو خیییییلی شیک مامانم به عنوان سوغات برام از مشهد اورده بودن که به این دلیل که حاملگی ام شروع شده بود و سایزم به هم ریخته بود و اون مانتو شیک اندازه ام نبود و تا مدتها بعد از بارداری هم اندازه ام نشد وحسرتش توی دلم برای سالها موند هم از چاقی و هم از بارداری به شدت متنفر شدم
۸-بارها و بارها از دیدن تغییرات سایزم در بارداری حالم از خودم بد میشد
۹-از محدودیت حرکتی که چاقی ناشی از بارداری برام بوجود اورده بود و فرزی و چابکی ام رو از دست داده بودم از چاقی و بارداری متنفر بودم وهنوزم هستم
۱۰-احساس بد از شنیدن این جمله از فروشنده ها که این مدل سایز شما نداریم بارها وبارها
۱۱-توی اتاق پرو رفتن برام یه زجر بود
۱۲-خجالت از سایز گرفتن قسمتهای مختلف بدنم در خیاطی
۱۳-شنیدن این جمله از هم باشگاهیها که شما که خودت دکتری چرا چاقی،یا من تا حالا دکتر چاق ندیدم
۱۴-احساس بد از پوشیدن لباس فرم سفید روپوش پزشکی
۱۵-شنیدن این جمله از عروس متناسبمون که چقدر شما با ولع و هیجان غذا میخورین و توی خونه اونا با ۸ نفر ادم فقط دو تا ظرف خورشت و یه قاب پلو توی سفره گذاشته میشد و همه چند تا قاشق پلو و دوتا قاشق خورشت میریختن توی بشقابشون و میخوردن و با همون سیر میشدن ولی من اونجا با این مقدار سیر نمیشدم و عذاب وجدان داشتم که با اون مقدار کم سیر نمیشدم( تازه اونموقع ۶۸ کیلو بودم) وهزاران مورد دیگه….
و حالا بریم سراغ لذتهایی که من از رسیدن به تناسب میبرم
۱-پوشیدن لباسهای شاد وکوتاه و جذب 😎😍
۲-خریدن چندین سری کامل مانتو و شلوار و لباس با سایز های ۳۸،۴۰😍
۳-احساس فوق العاده از دیدن اندام زیبا و متناسبم در اینه هزار بار در روز😍
۴-احساس عالی از پوشیدن روپوش پزشکیم در مطب😍
۵-احساس سبکی،فرزی و چابکی در انجام کارهای روزانه😍
۶-باشگاه رفتن با هدف سلامتی نه کاهش سایز😍
۷-استخر رفتن و به دریا زدن به سادگی و بدون نگرانی از نگاه بقیه😍
۸-خوردن بدون حرص ،ولع و عذاب وجدان😍
۹-آزادی در خوردن همه خوراکیها😍
۱۰-لاغری و تناسب در عین زیبایی و جوانی😍
۱۱-احساس عالی از تعریف و تمجید دیگران😍
۱۲-ارامش و احساس فوق العاده از حضور در میهمانها،دورهمیها،عروسیها و سایر مراسم😍
۱۳-عشق به خودم و جسمم به جای سرزنش😍
۱۴-آزادی در پوشش😍
۱۵-زیبا بودن تمام لباسهای خونگی و رسمی و لباس شب در اندام من😍
۱۶-بدون حسرت به متناسبها نگاه کردن😍
۱۷-احساس قدرت از اینکه با قدرت ذهن به تناسب رسیدم😎😍
۱۸-لاغری ماندگار و همیشگی 😍
۱۹-انگیزه بخش بودن برای دیگران 😍
۲۰-الگو بودن😍
۲۱-قرار گرفتن عکسم در آلبوم شگفتی سازان این سایت😍
۲۲-برطرف شدن کامل کم کاری تیرویید و سلامت کانل جسم😍
۲۳-سپاسگزار بودنم از خدای عزیزم به خاطر جسم عالی،ذهن عالی و اندام عالی😎🙏
۲۴-احساس موفقیت در برابر چیزی که سالها برام مساله بوده😍
سلام من وقتی چاق بودم یه روز نبود ک تحقیر نشم
مامانم برا خرید همش یه سایز بزرگ تر برمیداشت
رنگ ها رو خودش انتخاب میکرد رنگ ها تیره ک من متنفرررر بودم
وای نگووو وقتی بری تو یه مغازه مرده بیاد نگاهت کنه بگه ن سایز شما نداریم🙁😒
غلط میکنی منو نگا میکنی ک تحقیرم کنی😒😒😒😒
ما نشسته بودیم منو یه پیرزنه
بعد مامانم یهو از جمع پرسید خانوم کجاست گفتم کنار دخترتون نشسته روبروتون😑😑😑
مامانم گف از بس دخترم درشته دیده نشدن🙁👀👀👀
حالا بگو رنگ لباساش هم رنگ پارچه مبل بود
خیلی ووووقتااااا تمام پاساژهاااااا میگشتییییم ک یه لباس خوشگل پیدا کنیم ب سایز من🥺
یادمه یه بار یه اقاهه خوب برخورد کرد
مامانم گفت ک دخترم چاقه سایزش پیدا نمیکنم
اقاهه خدا خیرش بده گفت نه خانوم ایشون تو سن بلوغ هستن بدنسون نه دخترونه ست نه خانومانه برا همین سختتون شده
یه بارم برا لباس عروس
یدووونه لباس هم امتحانی تن نزدم
رفتم سفارش دادم
مامانم گف سایز ۴۶ هست
خود خیاط گفت ۴۴ هستی
ولی اخرش یه لباس بی ریخت و ضایعی برام دوخت گشاااااد حال بهم زن چندش عکسش بفرستم اشکتون درمیاد🥺
دوبرابر قیمت یه لباس عروس شد وبیریخت
و پولشو نه دوماد داد نه مامانم
خودم خودم دادم😑😑😑😑
ب زور ازم پول گرفتن دادن
گفتن خودت چاقی خودت پول لباس گرونتو بده😏
مرسی از همههه
مرسی ک ترکوندنم
مرسی
خالم روز خاستگاری قبل اومدن شوهرم گفت کی تو رو بااین اندامت میپسنده😏😏😏 خدا رو شکر شوهرم پسندیدااا
بعد پدربزرگم ب بابام میگفت بده ب همین پسره این دخترت از بس چاقه چندش اوره شوهر گیرش نمیاددد🙄🙄🙄
مرسی از همه😶
تو عروسی خالم داشتم میرقصیدم برگشت بهم گف ارام ارام بیا اینجا بشین زشته چاقی بیریخت میرقصی تو چشمی☹☹☹☹
حالا اکثر فامیلا ما چاقت
ب جز مامانم و خاله هام همه چااااقن
ولی همین ها تاااا تونستن ترکوندن
😏😏😏
میدونی هر چی ک داریم باهم پیش میریم و من متناسب تر میشم
لباس های قشنگ میتونم بپوشم🤩🤩🤩
عادت ماهانه هام بی درد میشن💃💃💃
وقتی حامله بشم راحت میشه دست و پا بچه مو از رو پوستم با دستم حس کنم یا ببینم🤩🤩🤩🤩
تیروییدم خوب میشه🤩🤩🤩🤩
من الان دارم قرص تیرویید میخورم از دیروز دکتر دارو داده مطمئنا این هم دست خدا میشه و باعث زود تر ب اندام دلخواهم برسم🤩🤩🤩