برای خیلیا، بولیمیا (پرخوری عصبی) فقط یه اسم علمی نیست… یه واقعیتهی تلخیه که هر بار باعث میشه با شکم پر، عذاب وجدان داشته باشن.
📍 این جلسه ادامه گام ۵۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🤯 بعضیها باور دارن که دلیل چاقیشون همین پرخوریهای عصبیه. میگن: «خب من عصبیام، استرسم بالاست، معلومه که میخورم! من نمیتونم جلوی خودمو بگیرم…»
و بعد، این فکر یواشیواش تبدیل میشه به یه مانع جدی:
“تا وقتی عصبی میمونم، نمیتونم لاغر بشم!”
اما واقعاً این یه واقعیت غیرقابل تغییره؟ یا یه داستانیه که ذهنمون هر روز برامون تعریف میکنه؟ 🤔
در این جلسه میآموزیم:

🍩 بولیمیا و چاقی
تا حالا برات پیش اومده که، با یه دلشورهی عجیب از خواب بپری، یخچال رو باز کنی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، شروع کنی به خوردن بیوقفه؟
نه برای اینکه گرسنهای… برای اینکه خستهای، دلگیری، پر از فکر و فشار 😣💭
📌 اینجا دیگه موضوع فقط پرخوری نیست؛ پای یه اختلال واقعی به میون میاد:
بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که خیلی وقتا دستش تو دست چاقیه 🤝🏽⚖️
🔁 چرخهی آزاردهندهی بولیمیا و چاقی:
استرس میاد ← غذا میخوریم تا آروم بشیم ← حس گناه میاد سراغمون ← خودمون رو سرزنش میکنیم ← دوباره احساس ضعف ← دوباره غذا…
و نتیجهاش؟
📈 اضافهوزن، افسردگی، عزتنفس پایین و احساس شکست.
🧬 طبق مطالعات علمی، افراد مبتلا به بولیمیا اغلب دچار نوسانات خلقی و اضطراب شدید هستن، و مغزشون در برابر غذا مثل مغز کسی که مواد مصرف کرده، واکنش میده!
👈 تحقیقات نشون داده رابطهی تنگاتنگی بین بولیمیا و چاقی وجود داره. چون بعد از دورههای پرخوری، بدن نهتنها چربی ذخیره میکنه، بلکه به دلیل استرس، سوختوساز رو هم پایین میآره.
🍭 غذا در این شرایط، فقط یه خوراکی نیست؛ تبدیل میشه به یه پناهگاه موقتی برای فرار از فشارهای زندگی.

🌿 بولیمیا و چاقی؛ وقتی ریشهی ذهنی، میوهی جسمی میده! 🍎🧠⚖️
همونطور که یه درخت سیب سالم، فقط وقتی سیبهای خوشگل و قرمز میده که ریشههاش سالم باشن و نور و آب کافی دریافت کنه… زندگی ما هم میوهی باورها و افکارمونه. 🍏🌳
💭 افکار ما ← احساس ما رو شکل میدن ← احساسات ما ← رفتارمون رو میسازن ← و در نهایت: رفتار ما، شکل جسم ما رو میسازه.
🎯 حالا اگه این مسیر رو دنبال کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم که بولیمیا و چاقی فقط یه مسئلهی جسمی نیست؛ بلکه ردپای عمیقی در ذهن و روان ما داره.
🧘♀️ جسممون آینهی ذهنمونه!
همونطور که فتوسنتز برای گیاه لازمه تا زنده بمونه، ما آدما هم نیاز داریم احساس خوبی داشته باشیم تا سالم و سرحال بمونیم.
وقتی ذهنمون پر از استرس و آشفتگی باشه، بدنمونم واکنش نشون میده. بعضیا با بیخوابی، بعضیا با دلدرد… و خیلیا هم با پرخوری عصبی.
🥺 خیلی از هنرجوهای من در دورههای «لاغری با ذهن» میگن:
«وقتی عصبی میشم، دست خودم نیست… یه نیرویی منو هل میده سمت یخچال!»
📌 اینها نمونهی واضحیه از بولیمیا نروزا یا همون پرخوری عصبی که در کنار چاقی، میتونه چرخهی معیوبی از احساس بد، خوردن، عذاب وجدان و اضافهوزن بسازه.
📚 تحقیقات علمی درباره بولیمیا و چاقی نشون داده که بولیمیا با نوسانات شدید احساسی و آسیبپذیری روانی در ارتباطه، و خیلی وقتها فرد دچار نوعی ناتوانی در مدیریت هیجانات میشه.
🧰 حالا سؤال مهمی که همیشه هنرجوها میپرسن اینه:
«چطوری جلوی این چرخه رو بگیریم؟!»
✅ پاسخ من همیشه اینه: پیشگیری!
🔑 اگه ما یاد بگیریم قبل از اینکه حس بد بیاد سراغمون، شرایطش رو کنترل کنیم، خیلی راحتتر از اینه که بعد از خراب شدن اوضاع بخوایم درستش کنیم.
یعنی یاد بگیریم چی ما رو ناراحت میکنه؟
چه فکری؟ چه موقعیتی؟ چه گفتوگویی؟
وقتی اینا رو شناختیم، انگار چراغ قوه انداختیم توی ذهنمون… دیگه توی تاریکی گیر نمیافتیم. 💡🧠
هر روز یکی از موقعیتهایی رو که باعث ناراحتیت میشه، بنویس.
بعد بنویس که چطور میتونی قبل از وقوع اون موقعیت، مسیر رو عوض کنی یا بهتر مدیریتش کنی.
به همین سادگی، داری پیشگیری میکنی از یه چرخهی تلخ «بولیمیا و چاقی». 🍪🌀

🌧️ پیشگیری از احساس بد = پیشگیری از بولیمیا و چاقی 🍩🌀
یکی از مهمترین دلایل ورود ما به چرخهی بولیمیا و چاقی، همین احساساتیه که کنترلنشده و بیخبر، تو دلمون جا خوش میکنن.
اما خبر خوب اینه که:
تنها راه نجات از بولیمیا و چاقی، کنترل افکاره! 🧠💪
شما به همون اندازه که افکارتو مدیریت میکنی، میتونی شدت احساساتت رو هم مدیریت کنی.
🔄 احساس بد از کجا میاد؟
احساس، نتیجهی مرور افکاره.
یعنی اول یه فکر میاد (مثلاً: «بازم شکست خوردم!»)، بعد تو توی ذهنت این فکر رو چند بار میچرخی، و در نهایت… بوم! یه احساس غم یا ناامیدی درست میشه 😞
خب حالا چطوری جلوشو بگیریم؟ این مراحل رو 👇🏻 به ترتیب انجام بده.
✍️ در ادامه هم توی گام ۵۶ سراغ «چرا لاغر نمیشوم؟» میریم.
🔍 قدم اول: شناسایی افکار منفی
شاید اولش نتونی دقیق بگی که کدوم فکر باعث کدوم احساس شده. طبیعیه.
ولی اگه متعهد بشی به اینکه «حواسم به فکرامه»، خیلی زود این مهارت تو ذهنت جا میافته.
🧲 راه میانبر: بررسی ورودیها!
چیزهایی که از بیرون وارد ذهن میشن، دروازهی ورود افکارن.
📺 تماشای اخبار جنگ 💬 صحبت با کسی که دائم از گرونی و آینده ناله میکنه 🎥 تماشای صحنههای خشونتآمیز
هر چی کمتر خوراک ذهنی منفی بخوری، کمتر دچار پرخوری عصبی میشی! 🍰😅
به همین سادگی، با مدیریت ورودیهای ذهنی، داری یکی از بزرگترین قدمها برای رهایی از بولیمیا و چاقی رو برمیداری.

🍔💥 رهایی از پرخوری عصبی و چاقی از کجا شروع میشه؟
اگر تو هم از اون دستهای هستی که بارها با خودت گفتی:
«من دیگه واقعاً از دست این پرخوری عصبی و چاقی خستهام!»
باید بهت بگم: تو تنها نیستی، ولی راه رهایی دقیقاً از جایی شروع میشه که خیلیا ازش غافلن!
🧠 تو نمیتونی فرمان مغز رو حذف کنی… ولی میتونی نذاری اون فرمان صادر شه!
همونطور که نمیتونی به قلبت دستور بدی که «لطفاً نزن!»،
نمیتونی هم وقتی عصبی شدی به مغزت بگی: «الان نگو برو شکلات بخور!»
چون اون فرمان قبل از اینکه حواست باشه، صادر شده.
🛑 پس باید یه مرحله قبلتر بری؛
یعنی همون جایی که هنوز فکری شکل نگرفته. و اونجاست که «مدیریت ورودیها» بازی رو تغییر میده!
🔐 کلید رهایی = مدیریت ورودی ذهن
نذار افکار سمی وارد بشن، تا احساسات سمی شکل نگیرن، تا مغز نخواد با پرخوری، حالتو خوب کنه.
🧴 دنبال اخبار ناامیدکننده نرو 😠 از بحثهای عصبی فاصله بگیر 💔 از آدمهایی که انرژی منفی دارن، خودتو جدا کن
🎧 به حرفهایی گوش بده که بهت حس قدرت و آرامش میده
🌱 آدمی که بتونه احساسش رو مدیریت کنه، شاهکار زندگیشو میسازه!
کسی که احساسش دست خودش باشه، دیگه به پرخوری برای آروم شدن نیازی نداره.
🎯 اگه میخوای از ریشه با پرخوری عصبی خداحافظی کنی…
بدون اغراق، سالهاست که خیلی از افراد با بولیمیا، پرخوری عصبی و اضافهوزن مزمن درگیرن، اما فقط درصد کمی واقعاً راه نجات رو پیدا میکنن.
چرا؟
چون بیشتر راهحلها فقط میان روی سطح زخم چسب میزنن… در حالیکه درد، زیر پوستهی ذهن پنهانه. 🧠💭
💡 واقعیت اینه که رهایی از بولیمیا و چاقی با اراده و رژیم ممکن نیست. تو باید از جایی وارد بشی که پرخوری در مغز برنامهریزی شده…
🧩 دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً برای همینه!
ما تو این دوره کاری به رژیم و کالریشماری نداریم. کاری با تقویم وعدههای غذایی هم نداریم.
ما میریم سراغ مغز… همون جایی که فرمان «بخور، چون ناراحتی» صادر میشه!
در این دوره:
🔸 با ساختار ذهنی پرخوری آشنا میشی
🔸 یاد میگیری چطور جلوی صدور فرمان پرخوری رو بگیری
🔸 ورودیهای ذهنیت رو مدیریت میکنی
🔸 اشتهای واقعیت رو از اشتهای عصبی جدا میکنی
🔸 و کمکم با خودت، بدنت و ذهنت آشتی میکنی…
💖 چون تو شایستهی آرامشی هستی که نیاز به پرخوری نداشته باشه.
📌 اگر آمادهای که یادگیری رهایی از بولیمیا و چاقی رو شروع کنی، پیشنهاد میکنم همین حالا وارد دورهی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز بشی.
این دوره حاصل سالها تجربه، آموزش ذهنی و موفقیت هنرجوهایییه که بالاخره تونستن از شر بولیمیا و چاقی رها و لاغر بشن!
👉 مشاهده اطلاعات دوره و ثبتنام
✍️ تمرین آموزشی 📖
✍️ تمرین آموزشی برای رهایی از بولیمیا و چاقی 🍽️🧠
برای انجام مؤثر این جلسه:
📌 ابتدا محتوای نوشتاری را با دقت مطالعه کنید،
🎥 سپس ویدیوی آموزشی را تماشا نمایید،
📝 و در نهایت به سؤالات مطرحشده در ادامه پاسخ انشایی بنویسید.
این تمرین ذهن شما را از چرخهٔ بولیمیا و چاقی نجات میدهد.
🧠 سوالات تفکربرانگیز برای نوشتن در بخش نظرات 💬
- 🔄 به نظر شما بین احساس و رفتار چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا با تغییر احساس، رفتار هم تغییر میکند؟ با ذکر مثال توضیح دهید.
- 💭 ارتباط افکار با رفتارهایی که در ما احساس چاقی ایجاد میکنند چیست؟
- 😵 تعریف شما از «پرخوری عصبی» چیست؟
- 🗯️ اگر فکر میکنید دچار پرخوری عصبی هستید، درباره رفتارهای غذایی خود هنگام عصبی شدن بنویسید.
- 🌱 از زمانی که با «لاغری با ذهن» آشنا شدهاید چه تغییری در احساس و رفتار شما ایجاد شده است؟
- 🌟 آموزشهای ذهنی چگونه کمک میکنند با احساس خوب، رفتار خوب و در نتیجه اندام متناسب زندگی کنید؟
- 🎬 برداشت شخصی خود از ویدیوی آموزشی را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
- 📝 چه نکاتی در ویدیو گفته شد که لازم است بهعنوان تمرین شخصی انجام دهید؟
- 📋 یک تمرین شخصی از محتوای ویدیوی آموزشی طراحی کنید و در بخش نظرات بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.96 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان همراه
منم از وقتی با قانون جذب آشنا شدم و متوجه شدم هر آنچه در زندگیم دارم تجربه میکنم نتیجه افکار واحساسات منه تمام تلاشمو میکنم که مرافب افکارم باشم اما خوب یه جاهایی هم از دستم درمیره که راهکارشو هم پیدا کردم .
همین چند وقت پیش بعد مدتها تلویزیون رو روشن کردم و گفتم یک کانالی میزنم که فیلمش خارجی باشه وتاثیرات منفی نداشته باشه . یه شبکه ای زدم فیلم قدیمی انگلیسی بود و بیشتر درمورد بچه ها بود .
گفتم این دیگه خوبه . چون داشتم سیب زمینی پوست میگرفتم گفتم خوب بالاخره یه فیلم خوب که هست .
فیلم جالبی بود اما وسط فیلم دعوای خواهر برادری دوتابچه پیش اومد که چون مادربچه ها یه سفر کاری براشون پیش اومد و خونه رو ترک کرد و خواهربزرگتر مراقب بچه ها بود .
و بچه ها خواهر بزرگتر رو اذیت میکردن و یه چند جا هم خواهر بزرگتر با برادر کوچکتر از خودش دعوا کرد و….
حالا نتیجه افکارم این شد که شب شد و موضوعی پیش اومد و من از دست داداشم دلخور شدم و درحد چندتاکلمه واکنش هم نشون دادم وسریع اتاق رو ترک کردم و روی ایوان نشستم .
فکرکنم ساعت ۱۰ شب بود و من چند دقیقه ای هم ناخودآگاه اشک ریختم ومرتب به خودم گفتم من این رفتار رو جذب کردم و اگر اون نبود از طرف یه نفر دیگه این رفتار باهام صورت میگرفت .
یهو یاد فیلم عصری که نگاه کردم افتادم که من چقدر بااینکه وسط فیلم حسم بد شد ولی ادامه دادم . و الان هم دارم این شرایط رو تجربه میکنم .
یهو الهامی بهم شد که بیا با فایل پیاده روی داخل حیاط پیاده روی کن .
منم سریع به الهام عمل کردم و داخل حیاط بافایل پیاده روی کردم . حسم خیلی خوب شد . ودیگه از اشک خبری نبود و راحت رفتم خوابیدم و حس بدی به برادرم نداشتم وآروم بودم .
دوستان فایل های پیاده روی واقعن فوق العادست وحال آدم رو خوب میکنه . چند روزپیش یه خرده کمرم درد میکرد وهرکس جای من بود میگفت پیاده روی اونم یکساعته درد رو بیشتر میکنه اما من توجهی نکردم و پیاده رویمو انجام دادم واتفاقا درد هم ساکت شد .
والان برای خودم باور جدیدی ساختم که چون پیاده روی باعث میشع گردش خون راحت تر انجام بشه دردها روتسکین میده .
این بود رفتارم بعد یه احساس منفی .
به نام خداوند انگیزه دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات پرخوری عصبی و چاقی
به نام خداوند متناسبم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
پرخوری عصبی و چاقی
اول باید بدونیم پرخوری چیه و چطور بوجود میاد ؟
پرخوری یعنی دریافت بیش از اندازه ی نیاز بدن از مواد غذایی
پرخوری چطور بوجود میاد؟
پرخوری کلا از احساسات ناشی میشه ،مثلا ما در گذشته خودمون یک روز مثلا نان خامه ای خورده ایم ،آن روز که نان خامه ای خورده ایم بنا به مناسبتی یا اتفاقی شاد بودیم و خوردن اون نون خامه ای بصورت خاطره خوش و احساس خوب در مغز ما ثبت شده و حالا هر وقت نان خامه ای میبینیم حتی اگر در فاتحه کسی باشد برای مغز مرور آن خاطره شیرین و احساس خوب یادآوری میشود چون ما بارها مرور این احساس را تکرار کرده ایم و همین تکرار مساوی شده با نان خامه ای و خوردن آن با احساس خوب و چون مغز عاشق داشتن حس خوب است هر بار به تعداد نان خامه ای هایی که برای احساس شادی میخورد اضافه کرده و ما در نان خامه ای خوردن خودمان کنترلی نداریم و پرخوری میکنیم
معمولا افراد پرخور با سرعت بسیار زیادی میخورند و بدون فکر کردن درباره نیاز جسم و حجم خوردن بصورت غیر ارادی با توجه به تمایلات و احساسات مغزی که در گذشته بصورت خاطرات خوش ثبت شده است اقدام به خوردن میکنند و تا سر حد خفگی و فشار جسمی به این روند ادامه میدهند
پرخوری عصبی چیست؟
پرخوری عصبی هم مانند همان پرخوری معمولی است منتها دیگر احساس شادی ملاک نیست فرد با تجربه هر احساسی اعم از شادی یا غم یا ترس یا اضطراب به سمت خوردن می آید و با سرعت زیاد و باز هم بدون تفکر به نیاز جسم یا حجم ماده غذایی شروع به خوردن میکند و تا حد خفگی و فشار جسمی پیش میرود و بعد از این حالت دچار شرمندگی و احساس گناه میشود و ترس از چاقی و اضطراب چاقی تمام وجود او را فرا میگیرد گاهی کسانی که دچار پرخوری عصبی میشوند بعد خوردن غذا اقدام به راههایی برای هضم و دفع سریعتر میکنند مثلا مصرف مسهل یا سرکه سیب و …..گاهی حتی خودشان را مجبور به استفراغ میکنند تا از بار فشار روانی پرخوری کم کنند
کسانی که به پرخوری کردن عادت کرده اند معمولا تا زمانی که احساس آنها بد شود و از این همه خوردن پشیمان شوند به خوردن ادامه میدهند
افراد پرخور معمولا دوست دارند تنها غذا بخورند چون از حضور در جامعه بخاطر نگاه مردم و قضاوت آنها میترسند
من به یاد دارم که با یکی از دوستان به سفر رفته بودیم و من چون نمیتوانستم راحت غذا بخورم و پرخوری کنم مدام غر میزدم که نمیخواهم در سفر با کسی باشم
در حالی که واقعا خوش میگذشت کنار آنها ولی چون من نمیتوانستم پرخوری کنم احساس میکردم بهم خوش نمیگذره و اذیت بودم الان فهمیدم بخاطر این فرمول مغزی بوده و چقدر از خودم شرمنده شدم
همه ما افراد چاق متاسفانه در دام پرخوری و قاطی خوری و هرزه خوری گرفتار بودیم و سرعت خوردن در ما بسیار بالا بوده و همگی ما علت اصلی چاقی خودمان را پرخوری میدانیم حالا گاهی اوقات برای فرار از انگ پرخوری ،وجود پرخوری را برای خودمان توجیه کرده ایم مثلا من پرخوری عصبی دارم ،من هیجان زده میشوم بیشتر میخورم و ……
و البته خودمان خیلی خوب میدانیم تمام اینها بهانه های واهی برای پوشش گذاشتن روی رفتار زشت پرخوری مان بوده است .
به نظرم درصد خیلی کمی از افراد این اختلال را بصورت بیماری دارند اکثر پرخوری های ما ریشه در احساسات ما دارند و ما چاقها به محض اینکه میفهمیم پزشکان و دانشمندان دلیلی از دلایل چاقی را کشف کرده اند به سرعت تلاش میکنیم
چاقی خودمان را با آن اکتشاف هم راستا کنیم تا کمی از فشار چاقیمان کم کنیم و به اطرافیان ثابت کنیم که ببینید من نمیخواهم چاق باشم بخاطر این اختلال من بیچاره چاقم و همه ی افراد چاق خیلی خوب میدانند من چه میگویم.
چگونه از پرخوری جلوگیری کنیم ؟
حالا باید دنبال راه چاره برای خودمان باشیم اینجا همگی چاق هستیم و زبان همگی ما مشترک است
اینجا تنها جایی است که خودمان هستیم بدون نقاب و بدون بهانه
به نظر علت اصلی پرخوری کردن ما ترس از گرسنه ماندن است ترس از تمام شدن چیزهای خوشمزه که این ترس هم ریشه در غریزه ما دارد ،
چون اجداد ما همیشه در معرض قحطی و گرسنگی بودن با وجود تغییرات زیاد جوامع اما بصورت غریزی این احساس در انسان وجود دارد و همین ترس از گرسنه ماندن ولع ما را برای خوردن بیشتر میکند
ترس از تمام شدن خوراکی که مورد علاقه ماست ،ترسهایی که جامعه به ما تزریق کرده و بارها و بارها توسط ما یا اطرافیان تکرار شده و تبدیل شده به یک فرمول مغزی اتوماتیک
مثلا بارها و بارها شنیده ایم و تحریک شده ایم
بخور دیگه گیرت نمیاد
همین یه شبه دیگه بخور بیخیال
شب عروسیتم چنین چیزی گیرت نمیومد
نخوری از کفت رفته
پول دادیم حیفه
یه شب هزار شب نمیشه
و یک دنیا از این فرمولهای غلط که ترس از نیستی و کمبود را در ما بوجود می آوردند
من علت تند تند خوردن را هم همین ترسها میدانم و در حال رفع این موذل وجودی خودم هستم
ما ابتدا باید برای مغز عزیزمان ثابت کنیم که هیچ کدام از این ترسها واقعیت ندارد و تهدید محسوب نمیشود
چه ایرادی دارد سهم خودمان را برداریم برای زمان دیگر حتی در مهمانی ؟
آیا انجام این کار بهتر از رفتارهای دون شان پرخوری نیست؟
من که از حالا اگر چیزی دوست داشته باشم و ببینم فرمول ترس میخواهد مرا تشویق به پرخوری کند راحت سهمم را برمیدارم و به مغزم میگویم ببین هست، زیادم هست، بهترینش را هم برایت برداشتم ،آرام باش قحطی در راه نیست و هر وقت گرسنه بودم و بدنم نیاز داشت میل میکنم
علت دیگر پرخوری بخاطر تغییر احساس بوجود می آید مثلا اگر ما اخبار گرانی ها را دنبال کنیم دچار اضطراب میشویم و ناخودآگاه رو می آوریم به ذخیره سازی آن ماده که گران شده
قدیمی ها گفته اند از هر چه بترسی به سرت می آید
این جمله در عین سادگی همان مفهوم فرکانس را بیان میکند ما درباره هر چیزی فکر کنیم چون افکار دارای ارتعاش هستند و تولید فرکانس میکنند ما در مدار آن ترس قرار میگیریم و آنچه درو میکنیم ترس است
اگر یاد بگیریم گفتگوهای خودمان با دیگران را مدیریت کنیم ،ورودی های منفی و افراد منفی را حذف کنیم
گفتگوهای ذهنی و افکارمان را مدیریت کنیم
قطعا جهان جای بی نظیری برای ما خواهد شد
تا وقتی از گرانی و کمبود بترسیم فقط گرانی و کمبود روزی ما میشود
تا وقتی که برای ثروتمند شدن دنبال دلیل برای ثروت باشیم مثل پدر پولدار داشتن و ……ما ثروت را تجربه نمیکنیم
من مدتهاست تصمیم دارم دوره تهیه کنم و با خودم گفتم بعد از پایان دوره های رایگان من دوره را میخرم
نگفتم از کجا بیارم بخرم
نگفتم گرونه
نگفتم پول ندارم
نگفتم کاش فایل فایل میشد بخرم
گفتم من میخوام و میخرم
از کجا و چطورش هم برام مهم نیست
کائنات من دوره ها رو میخوام همه رو هم میخوام
دیشب اتفاق جالبی برام افتاد که سرعت رسیدن من به دوره رو بالا برد من گردونه هدایای سایت و زدم و شانس روی هفتاد درصد تخفیف افتاد برای من
گفتم چه جالب واقعا خواستن توانستن است و من دوره رو خریدم منتها چون تعهد دارم به پیمودن مسیر رایگان که برای من حکم پیش نیاز و پیش دبستانی ورود به سرزمین لاغرها رو داره گفتم دوره جونم بمون برام ،تا من با عشق الفبای لاغری و کمی یاد بگیرم و با عشق بیام سراغت
البته همینجا از استاد عزیزم تشکر فراوان دارم بخاطر این امکاناتی که در سایت فعال کردن برای دسترسی راحت تر ما به دوره ها ،خداوند بهتون برکت فراوان بده و از جایی که گمان نمیکنید روزی های بسیار بهتون برسونه
خلاصه من امروز کلی خوشحال شدم که جهان هستی جواب خواسته من و داد و من تونستم دوره تهیه کنم و به جهان هستی گفتم ممنونم برای این شادی که به من دادی و تمام دوره های سایت و میخوام عزیزم
درخواست من و در اولویتهات قرار بده و منو بازم شادتر کن
و یقین دارم کائنات همونطوری رقم میخوره که من ازش درخواست کردم .
پس من به چیزهای خوب فکر میکنم ،ورودی های بد و منفی کاملا حذف هستن آدمهای منفی کاملا حذف هستن ،مرور گذشته ندارم ،گفتگوهای ذهنی من سرشار از انرژی مثبت شدن،خدای من خدای فراوانی و نعمت است
خدای من بخیل و خسیس نیست
خدای من ترسو و ترسناک نیست
خدای من رزاق است و بخشنده
من همیشه معتقدم هر چقدر پول خرج کنی جاش پر میشه از کجا نمیدونم ولی جاش میاد و همیشه بهم همین ثابت شده
زمانی که میرم برای خرید اصلا به قیمتها توجه نمیکنم چیزی که نیاز دارم و میگیرم حالا دونستن قیمت اجناس بجز استرس چی داره ؟
خوب مرغ از ۴۰ تومن بشه ۱۰۰ تومن یعنی من دیگه نمیخرم و نمیخوریم ؟
خوب اگه مرغ نخوریم یه تایمی میمیریم؟
نه خدای من خدای فراوانیه خدای نعمته
روغن نباشه کره هست ،مرغ نباشه بوقلمون هست
برنج نباشه نون هست
خداوند انواع نعمتها رو گذاشته برامون حالا یه تایمی یکیش کم بشه یا اصلا حذف بشه که چی؟
یعنی چون روغن نیست ما نمیتونیم نفس بکشیم ؟
من چند سال قبل موقع خرید اول قیمتها رو نگاه میکردم و اگر چیزی گرون تر شده بود نمیخریدم و خیلی موقع خرید اذیت میشدم و کلی ناراحت میشدم که ای بابا هر بار میام خرید قیمتها وحشتناک بالا رفته و خرید کردن و مساوی با افسردگی میدیدم
یه روز همسرم گفت چه کار داری چی چقدر قیمتشه ؟هر چی لازمه بردار چرا به خودت استرس میدی حالا لازمه باید خرید به قیمتها دیگه نگاه نکن
و من از اون به بعد هرگز قیمتها رو نگاه نکردم و طبق نیاز خرید کردم و دیگه استرس هم نگرفتم چون اصلا خبر نداشتم دفعه قبل چه قیمتی بوده که الان چه قیمتیه
به همین راحتی مشکل گرانی ها رو برای خودم حل کردم
و اگرم پای صندوق پول کم میآوردم از اونهایی که غیر ضروری تر بودن راحت کم میکردم
یا رفتم کیف بخرم ،قیمت روی کالا ها نبود اومدم طبق عادت بپرسم این مدل چند اون مدل چند
یهو یاد حرف همسرم افتادم و دو مدل کیفی که دوست داشتم بدون پرسیدن قیمت خریدم و چقدر حس خوبی داره این مدلی خرید کردن اومدم خونه مادرم ،هر کی کیفهای من و دید گفت چقدر خوشگلن حتما خیلی گرونه چند خریدی و من گفتم نمیدونم وقتی رسید پول و دیدم از تعجب شاخ در آوردم من دو تا کیف فوق العاده خریده بودم که پول یک کیف هم بابتشون نداده بودم و این معجزه ذهنه معجزه پذیرش فراوانی و نعمته
کافیه تو باور کنی در فراوانی و نعمت هستی و هیچ فقر و ترس و نیستی وجود نداره اون وقت کائنات تو رو بصورت شگفت انگیزی سرشار از نعمت و هستی و فراوانی و ارزانی و شادی میکنه
چرا میری رستوران اول قیمت و نگاه میکنی خوب چیزی که دوست داری سفارش بده بالخره که میخری و میخوریش چرا با توجه به قیمت لذت و آرامش خرید و از خودمون میگیریم
نه سر گردنه است نه قراره کسی سر ما کلاه بزاره
واقعا عادت زشتیه که ما اول قیمت هر چیزی و میبینیم بعد اونو تهیه میکنیم من خیلی وقته اصلا قیمتها برام اهمیتی ندارن و چیزی که دوست دارم و میخرم
گاهی پیش اومده که به کسی گفتم فلان چیز و برام بگیر اومده گفته گرونه واقعا میخوای ؟و من اصلا بحث نکردم و گفتم نه ولش کن فعلا بیا
چون تا بخوام اونو توجیه کنم که نگرش من چیه روانی میشم پس میگذرم و بعد خودم اون چیز و میگیرم
و اما دوستانی که هر از گاهی انگیزه بودن در مسیرشون کم میشه یا دچار پرخوری میشن یا بازگشت به فرمولهای ذهن چاق
نظر من اینه که اونها مراقب ورودی ها و خوراکهای ذهنیشون نیستن
خوب به اطراف دقت کنید آدمهای موفق و نامبر وان جهان اصلا اهل مراودات اجتماعی بالا یا پرحرفی و در جمع بودن نیستن چیزی که ماها خیلی بهش دچاریم یعنی زندگی اجتماعی و اینجوری برامون معنا کردن
که دیدگاه من نمیپذیره اینو
من دوست دارم با کسانی هم صحبت بشم که بار علمیشون از خودم بالاتر باشه کسی که با مراوده و رفت و آمد با اون سطح فکری من رشد کنه، نه کسانی که هیچ سنخیت فکری باهام ندارن و در نهایت من میخوام بشم پله ،واسه بالا رفتن اونا
،انتخاب همنشین خوب حق ماست ،اگر نمیتونیم تغییر بدیم شرایط و نهایتش کمتر چلنج داشتنه و ورودی های منفی و فرصت ورود ندیم و خوراکهای خوب به ذهنمون بدیم با بودن در سایت و آموزش دیدن
اگر بتونیم برنامه ریزی ذهنمون و از فرمولهای غلط به فرمولهای صحیح تغییر بدیم و مرور افکار بد و حذف کنیم قطعا خروجی ما شوق و انگیزه و موفقیت در زندگی میشه
خدایا بخاطر تمام نعماتی که روزی ام کرده ای بی نهایت سپاسگزارم
خدایا روزی مان کن هر آنچه صلاح ما در آنست که تو خود میدانی صلاح ما چیست
الهی به امید تو
به نام خدا سلام و صبح به خیر خدمت استاد بزرگوار و دوستان خوبم.عمل کردن به مطالب با ارزش این گام میتونه شرایط زندگی ما رو به کلی تغییر بده. همه ی ما میدونیم اگر خوشحال باشیم و در دل احساسات خوبی داشته باشیم رفتارمون با اطرافیانموم خوب و از سر مهر و محبت خواهد بود چون حالمون خوبه وسلامتیم .ولی اگه خشمگین ویا عصبانی بشیم با دیگران پرخاشگری میکنیم و روی اونها هم اثر بدی میگذاریم.امکان نداره وقتی من ناراحت ویا عصبانی باشم با اطرافیانم بد خلقی نکنم ویا وقتی کسی عصبانی باشه من از روی رفتار اون متوجه احساس اون میشم.فردی رو میشناسم که در مواجهه با اخبار بد به شدت به هم میریزه وسالهاست که از انواع بیماریها رنج میبره . افکار منفی به قدری روی انسانها تا ثیر بدی میگذارن که حتی برخی افراد با مرور این افکار به فکر خودکشی میوفتن به خاطر همین تاثیر مخرب افکار منفی وشیطانی هست که خداوند انسانها رو از مرور این افکار واحساسات منع کرده و میبینم برخی افراد چاق وقتی عصبانی و یا ناراحت میشوند دچار پر خوری میشوند چون این باور رو دارن که با خوردن میتونن از احساسات منفی خودشون خلاص بشن این یک باور اشتباه هست چون خود من وقتی عصبانی یا ناراحت. هستم نه تنها پر خوری نمیکنم بلکه میل به غذا خوردن من به شدت کم میشه و یادم میاد که چند سال پیش به خاطر اتفاقی که برام افتاد به مدت چند ماه ناراحت بودم و در همین مدت حدود ۱۰ کیلو لاغر شدم با خودم فکر میکنم ای کاش من زودتر با این سایت آشنا شده بودم اونوقت دیگه نه اینقدر چاق میشدم نه اتفاقات بد برام میافتاد مراقب ورودی هام بودم و اینقدر افکار بد رو در ذهنم مرور نمیکردم.خدا رو شکر که خدا منو هدایت کرد و الان مدتی هست که سعی میکنم افکار بد رو مرور نکنم و تاثیر ش رو در زندگیم میبینم. در روش لاغری با ذهن ما فقط از نظر جسمی متناسب نمیشیم بلکه به لطف خدا از لحاظ اخلاقی هم متناسب میشیم شرایط زندگی ما هم متناسب میشه.چون ما آگاهانه مراقب ورودیهامون هستیم و از اتفاق افتادن موضوعات بد پیش گیری میکنیم. از استاد عزیز بینهایت متشکرم که این مطالب الهی را در اختیار همه ی انسانها گذاشته اند و آرزوی بینهایت خوشبختی برای شما دارم.
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
چقدر خوشحالم که درمسیر لاغری هرروز هستم و گام 55 را گوش دادم چقدر این فایل به موقع و مفید و آموزنده است
استاد من از وقتی گفتید دیگر به اخبار تلویزون . رسانه ها و حتی گفتگوی همکاران درمحل کار توجه نکنم متوجه شدم چقدر حالم خوبه و احساس آرامش دارم و اصلا نگران واسترسی ندارم من الان بعضی از همکاران را یکماهی است ندیدم و اصلا هم کاری به کارشان ندارم قبلا در گفتگوی بین همکاران بحث بیماری – گرانی – اقتصادی – اضافه کار و ماموریت -جابجایی همکاران توسط مدیر و فلان حرفی درمورد همکار زده میشد و شایعه پراکنی و….زیاد میشنیدم و خواه وناخواه ورودیهای منفی در ذهن و روح من اثر میگذاشت و من را عصبی میکرد و چون اعتقاد هم داشتم که من وقتی عصبی میشم دوبرابر میخورم واقعا گرسنه میشدم و پرخوری عصبی داشتم والان خداراشکر دیگر کاری به دیگران ندارم و چقدر ذهنم را از این محتویات خالی کرده و هرروز فایلهای تناسب ذهن را گوش میدهم که هم سلامتی و هم آگاهی های خیلی زیادی که درهیچ کتابی نیست یاد گرفتم بازم از شما استاد عزیز ممنون
به نظر شما بین احساس و رفتار چه ارتباطی وجود دارد و آیا با تغییر احساس رفتارهای ما تغییر می کند؟ با ذکر مثال شرح دهید
بله ارتباط مستقیم بین احساس و رفتار وجود دارد چون رفتار ما از احساس ما شکل میگیرد به عنوان مثال وقتی پدرم فوت شدند من خیلی ناراحت شده بودم ودر مراسم هایی که درمنزل پدرم تا هفت برگزار میشد من خیلی زیاد کیک یزدی – خرما-و غیره میخوردم تا جایی که فکر کنم تا چهل پدرم 10کیلو اضافه کردم درحالی که همسرم که متناسب است کلا درهنگام ناراحتی بی اشتها میشود و میگوید راه گلوم بسته میشه و فقط آب زیاد میخوره
نشان های دریافت شده
پرخوری عصبی و چاقی را در خود برطرف کنید.
برای هرکسی با توجه به شرایطی که داره دو کلمه پرخوری و چاقی میتونه متفاوت باشه در واقع چاقی شده نتیجه ی رفتاری که خودش حاصل از یک عامل بیرونی بوده. همه میدونیم که در چاقی مقصر خودمون هستی ولی ما از یک سری اتفاقا بیرونی تاثی گرفتیم و این شراي برای جسم ما پیش آمده.
مثلا برای من در این هفته های اخیر این بوده که خانواد ام به مسافرت رفتن و چون من نتونست برم حس دلتنگی باعث شده میل بیشتری به فست فود پیدا کنم مثلا هرروز دلم میخواد بیرون غذا بخورم، این در حالی هستش که قبلا من اینجوری نبودم حتی قبل از اینکه با لاغری با ذهن هم آشنا بشم ، من هیچ وقت این حس و هوس هرروز فست فود خوردن را نداشتم. که مثلا در طول ده روز ۳ بار رفتم و فست فود خوردم..
میبینم که این حس برای تسکين دادن تنهایی من ایجاد شده..
به همین ترتیب فکر و خیال هایی که باهم ترکیب میشن و برای رهایی از اونها مغز راهی پیشنهاد میده؛ یک چیزی بخور!
تا حواس ما به سمت دیگه ای پرت بشه.
از اول این عادت وجود نداشته ،به مرور زمان در ما ایجاد شده.
مثلا من دوستم ،خواهرش وقتی نامزد کرد نامزدش یک ماه رفت مسافرت خارج کشور و در این مدت خواهر دوستم کلی لاغر شد چون هیچی نمیتونست بخوره.
پس اینکه پرخوری عصبی داریم موضوع ثابت و غير قابل حلی نیست در واقع یک عادت و پاسخی برای برطرف کردن مشکلات پیش رو ما در زندگی هستش.
و این اثر موقتی هستش چون باعث نمیشه که ما کلا از اون فاز بیرونبیایم بلکه برای مدت کوتاهی فراموش می کنیم که ناراحت یا نااميد بودیم.
برای هر قسمتی از زندگی چه برای تصمیم لاغر شدن، چه برای پیدا کردن شغل، ازدواج، دوست پیدا کردن، خرید خانه و … ناامیدی سم بسیار خطرناکی هستش..
چون حس رو از ما میگیره انگار که اعصاب ما رو از کار بندازه و انتظار داشته باشیم سیستم ایمنی بتونه از بدن در مقابل تهدیدات دفاع کنه.
پس باید دلیل پرخوری خودمون رو پیدا کنیم.
میتونیم هربار بنویسیم و ببینیم کدوم علت بیشتر تکرار شده و باید روی همون کار کنیم تا کمرنگ بشه و دیگه دلیل پرخوری ما نباشه.
سلام و درود .
فایل تامل برانگیزی بود .
احساسمون رو به نبودن چیزی خوب کنیم .
برای ناراحت نشدن از اخبار منفی دوری کنیم . حسمون رو نسبت به پدیده های منفی بی تفاوت کنیم .
تا زمانیکه به پدیده های منفی واکنش میدیم یعنی فرمول ناراحتی از اتفاقات بد توی سرمون هست اونا در مسیر ما جذب میشن چون ما داریم این ارتعاش رو ارسال می کنیم .
کنترل ذهن . کنترل وردیها و تغییر کانون توجه و تغییر تحلیل ذهنی مثبت نسبت به وقایع کاریه که ما هر لحظه باید انجامش بدیم تا عادت کنیم که خوب ببینیم . خوب بیندیشیم . خوب توجه کنیم و خوب انجام بدیم .
لازمه پرخوری نکردن این نیست که ما در سطح رفتار جلوش رو بگیریم بلکه باید علت ایجادشو تغییر بدیم .
علل پرخوری کردن ما دلایل مختلفی داره .
ولی به نظر من مهمترین دلیلش اینه که ما زیاد غذا خوردن رو عامل چاقی خودمون میدونیم و بعد از چاقی هم بدمون میاد و در نتیجه همین دو الگوی غلط باعث میشن این رفتار رو بارها تکرار کنیم .
ما باید با چاقی به صلح برسیم . از چاقتر شدن ناراحت نشیم وقتی بی تفاوت باشیم انرژی که داریم میزاریم روی ناراحتی از چاقی آزاد میشه . حالا این انرژی رو در جهت لاغری ازش استفاده می کنیم .
ورودیهای منفی و مهمتر از اون تحلیل منفی ما نسبت به ورودیها یکی از عوامل مهم در پرخوری کردن ماست .
وقتی ناراحت و عصبی میشیم میخوریم . پس برای اینکه نخوریم در درجه اول باید ناراحت و عصبی نشیم و در درجه دوم باید فرمول ناراحت و عصبی شدن = نخوردن رو ایجاد کنیم .
خیلی از انسانهای لاغرم عصبی میشن ولی بعد از عصبی شدن دهنشون قفل میشه و چیزی نمیخورن .
ما باید الگوهای نخوردن رو بیشتر تمرین کنیم .
تنها دلیل خوردن ما فقط و فقط گرسنگی باید باشه . به نظر من این موضوع فقط تمرین میخواد . چون وقتی ما به هر بهانه ای میخوریم فقط باعث میشیم اعصاب خودمون خوردتر بشه . چون ما عاشق لاغری هستیم . خوردن در غیر نیاز جسمی فعلا مارو چاق می کنه .
تمرین کنیم با تکرار و تمرین این فرمول رو پاکسازی کنیم اما یهو که از بین نمیره به مرور کمرنگ تر میشه ولی در کنارش روی الگوهای خوردنم کار کنیم تا فقط در مواقع لزوم بخوریم .
چرا یه فرد لاغر موقع عصبانیت دهنش قفل میشه ولی یه فرد چاق موقع عصبانیت حتی اگه سیر بشه دلش میخواد بخوره .
علت اصلیش بر میگرده به گذشته ی ما که ما هربار گریه می کردیم بهانه می آوردیم مادر ما بهمون غذا میداد خوراکی میداد و ما هم گول میخوردیم و میخوردیم و مدتی ساکت میشدیم .
بازم علتش برمیگرده به خودمون ما غذا رو دوست داشتیم که میپذیرفتیم ولی یه آدم لاغر غذا رو دوست نداره .
علت اصلی همه ی پرخوریهای ما در هر زمان دوست داشتن غذاست .
ما غذارو دوست داریم و این فرمول رو باید جایگزین براش پیدا کنیم تا در مواقع سیری خودمون رو بیشتر از غذا دوست داشته باشیم .
یه آدم لاغر فقط بعضی غذاها رو دوست داره اونم فقط در زمان گرسنگی در حالیکه یه فرد چاق همه غذاها رو دوست داره اونم در همه زمانها
علت اینکه برخورد ما با مواد غذایی بد شد دقیقا به خاطر دوست داشتن غذاهاست .
دوست داشتن غذا دو نوعه .
یکی دوست داشتن مفید که حسمون رو بد نمی کنه .
یکی دوست داشتن مضر که حالمون رو بد می کنه .
ما وقتی در خوردن زیاده روی می کنیم حالمون بد میشه اینو نمیشه انکار کرد ولی وقتی به اندازه میخوریم اونقدری که سیر بشیم حالمون بد نمیشه .
اما موقع عصبانیت ما کاملا طبق عادت چاقی عمل می کنیم . چون نیروی خوداگاه ذهن ما مشغول و درگیر فکریه که ما رو عصبی کرده و رفتارهای غذایی ما کاملا بر اساس رفتاریه که در ناخوداگاه بیشتر تکرار شده .
اگه ما هم موقع عصبانیت نمیخوردیم و عادت میکردیم به نخوردن موقع عصبانیت و غذاها رو دوست نداشتیم میتونستیم رفتار صحیحی از خودمون نشون بدیم .
به نظرم ما باید ارتعاش لاغری خودمون رو قویتر کنیم در موقع عصبانیت بر اساس فرمولهای چاقی واکنش ندیم .
بلکه بر اساس فرمولهای جسمی واکنش بدیم .
فرمول جسمی موقع عصبانیت چیه ؟
از علائم و آثار تخریبی عصبانیت در مغز و بدن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
در اولین تاثیر عصبانیت بر مغز، ترشح
هورمونهای استرس، آدرنالین و نورآدرنالین که باعث افزایش آگاهی و پاسخگویی ما میشوند، در این شرایط، گلوکز از طریق جریان خون و ماهیچههای ما فوران میکند و به ما توانایی واکنش سریعتر میدهد.
وقتی مغز تهدید یا آسیبی را احساس میکند، میلیونها فیبر عصبی مواد شیمیایی مانند کاتکولآمین را در سراسر بدن آزاد میکنند تا ضربان قلب و فشار خون را کنترل کنند. انتشار این مواد شیمیایی به پانکراس در حفظ تعادل قند موثر است.
اصولا فعال شدن قشر جلوی مغز میتواند منجر به بروز رفتارهای خشونتآمیز شود. یافتهها نشان میدهند که رفتار خصمانه و پرخاشگرانه با پاسخ بیشفعال بخش آمیگدال و کاهش فعالیت قشر عقبی مغز در ارتباط است.
آمیگدال مسئول افکار و قضاوتهای مغز است و قادر است هرگونه واکنش و عقلانیت را ارزیابی کند. به عبارت دیگر، آمیگدال باعث میشود که مغز قبل از اینکه به هرگونه تهدید یا ترس واکنش نشان دهد، عواقب آن را در نظر بگیرد.
مغزی که نتواند چنین راهکاری را در پیش بگیرد، در اثر عصبانیتهای مزمن با سطوح بالای هورمونهای استرس بهخصوص کورتیزول مواجه میشود و حاصل آن چیزی جز بیماری های دیگر نیست .
متخصصان پزشکی مدتهاست که متوجه شدهاند، سروتونین مهمترین ماده شیمیایی مغز در تنظیم خشم و پرخاشگری است. زیرا افرادیکه رفتار پرخاشگرانه را تجربه میکنند، سطوح پایینتری از سروتونین را در بدن خود دارند.
خب موقع خوردن سروتونین ترشح میشه و افراد به دلیل هورمون شادی بخش و آرام کننده سروتونین میخورند
چون در افرادی که دچار عصبانیت میشوند سروتونین کم است .
پس ما اگر همیشه خود را شاد نگه داریم اغلی نیاز ما به مواد غذایی کم میشود . چون هورمون شروتونین از طریق احساس شادی ترشح شده و نیاز مارا به مواد غذایی کم می کنه .
پس در شرایط عادی سعی کنیم همیشه شاد باشیم تا بدن ما دچار کمبود هورمونهای مختلف نشه که بخواد از طریق غذا اونها رو بگیره .
نشان های دریافت شده
سلام آقا عطا
عاشق پاراگ راف آخر شدم که گفتید شادی خودش هورمون سروتونین ترشح میکنه و دیگه نیاز و میل ما به خوردن برای ترشح هورمون سروتونین کم میشه
چون بواسطه شادی به اندازه کافی از این هورمون سروتونین در بدن ما هست
من اینو این روزا که شادم کاملا احساس میکنم
نشان های دریافت شده
تو چقد عالی هستی…فوق العاده بود…خیلی روم تاثیر گذاشت…سعی کنیم خودمونو در روز شاد نگه داریم و احساسمون خوب باشه تا اصلا عصبی نشیم یا موقع عصبانیت پرخوری نکنیم…غذا خوردنموقع عصبانیت همون سروتونین مغزه که باید یه جور دیگه مثلا با خوشحالی یا پرت کردن حواسمون لحظه عصبانیت به مغز برسونینش….خیلی خوب بود خیلی
سلام و عرض ادب
ممنونم . خدارو شکر که حس خوبی بهتون داد .
نشان های دریافت شده
سلام
در گوش کردن اخبار وورد اخبارهای نگران کننده واحساسی اگه ا ن خبر شاد باشه احساس شادی د ما بوجود میاره خبر نگران کننده وغیر منتظره باعث به هم رختن احساس ما شده توان وذق شوق ما رواز بین برده ویاس ناامید جاکزین شده دربعضی ادمها این احساس اگه فرد فرمول چاق کننده داشته باسه دراون به شکل پرخوری عصبی دیده میشه ولی در فرد دیگه که متناسب به شکلی جز خوردن دیده میشه امکان نداره ادم متناسب رو به غذا بیاره چون فرمولشو نداره
افکار + مرور افکار = تبدیل احساس
قرار گرفتن احساس بد + مدیر یت افکار + رهایی از افکا ر منفی= پشگیری ار احساس بد
با ورو اخبار نا خوشایند
۱_چیری که در ما بوجود میاد یاس نا امیدی هست
۲_ هدف واهداف که برامون مهم بود دیگه نیست
۳ _ درسطح بالاتری ار نا امیدی ذوق شوق برای زندگی
۴_ لذتی از زندگی نمی بریم
اخبا به شکل به دیدن در نمایشکر یا شنیدن از اطراف اقوام فامیل دوست واشنا اگه درمااحساس ناامید ی بوجود بیاد ذوق وشوق زندگی رو از ما گرفته باس نامید در ما بوجود میار در وردی ذهن باید دقت بشه هر چیزی وارد کردی ذهن نشه
چون از فبل راه حل نداریم نگران شده ونگرانی باعث نرسیدن به هدف میشه توی همین مسیر افراد دلسر شده دوره رو نمتونن انجام بدن یا ترک مبکنن
حتی اخبار رفتگان از دنیار ومرور این اخبار اوضاع رو بدتر گروه ادم به پوچی میرسونه مراقب باشیم در شنیدن اخبار رفتگان
۱_در یاس ناامیدی غرق نشیم
۲_ مرو ر افکار ناراحت کننده رو قطع کنیم (ذهن تمایل به نگرش منفی داره)
۳_ توجه به رفتگان جوریباید باشه حس خوب داشته باشیم
مرر افکار و پش فرض که در خود ماست وعامل محیطی تاثئر
دارهاین افکار منفی اگه تو ذهن مرور کنیم کستر ش پیدا میکنه وبه یاس ناامید پوچی وبی انگیزه د افرادچاق شده وپرخوری اتفاق میفته
۱_تمرکز روی موضاعات که دوست نداریم بر داریم
۲_ به خود امیدبدین
۳_ خداوند راهکار رو برای ما گذاشته
در زمان نشان میده احساس ادم چطور جواب میده ۴سال پیش من نوه دار شدم خدا قسمت همه مادر بکنه دیدن این مغز بادامو خیلی خیلی شیرین دوست داشتنی مثل قلب و جون میونه چون نه ماه ثانیه شماریزکرده بودم براش دخترم هم با وجود ویار وحشناک تاموقع زایمان نگرانی ودلهر زیادز همه داشتیم وبه شکل اوژانس سه زارین انجام شد چون متظر وامدن اینن نمک زندکی بودم اون لخظه با اشک خنده وحال بسیار زیبا با وجود نگرانی زیاد تموم شد چون ازفیل اماده بودم در مواجه بااخبار اگه ما امادگی از قبل با برخورد با این موضات وجگونی مدیریت یاد بگریم دیگه اولین وبهترین حرکت از نظر من فقط پر خوری نیست کارهای دیگه هم میشه انجام داد وپر خوری رو مدیریت کرد
“به نام ”الله” که یاری دهنده ی بزرگ و بی همتاست”
درود و سلام به دوستان هم مسیر و استاد گرامی؛
گام پنجاه و پنج : پر خوری عصبی و چاقی ؛
خداوند مهربانم ، ممنون و سپاسگزار تو هستم که مرا یاری دادی تا امروز چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۱ بتوانم گام پنجاه و پنجم را بر دارم .
یکی از مهم ترین موانع لاغری ، پرخوری عصبی و چاقی است.خیلی از ما افراد چاق این تجربه را داشته ایم که در زمان هایی که ناراحت یا عصبی بوده ایم ناخود آگاه شروع به خوردن چیزی کرده ایم بدون توجه به اینکه آیا گرسنه هستیم یا نه ؟! برای خود من خیلی این اتفاق پیش آمده است که از موضوعی ناراحت شده ام یا از دست کسی عصبانی بوده ام ناخودآگاه شروع به خوردن هر چیزی که در خانه وجود داشت می کردم و بعد از اینکه متوجه می شدم که در حال خوردن هستم آن هم بدون اینکه گرسنه باشم بسیار عذاب وجدان می گرفتم و احساس چاقی بیش از حد می کردم .این جا این سوال پیش می آید که چرا ما در چنین حالت هایی مانند افسردگی ،ناراحتی ،عصبانیت و گاهی اوقات از سر بیکاری شروع به خوردن می کنیم ؟! و چگونه می توانیم از این کار یعنی پرخوری عصبی جلوگیری کنیم ؟! همانگونه که میوه ی سیب نتیجه ی رشد و نمو و تلاش درخت سیب است ،شرایط زندگی ما هم نتیجه ی طرز فکر و نگرش ما می باشد .پس اگر ما در زندگی با هر شرایطی مواجه می شویم در واقع سر منشاء آن ، فکر و نگرش خود ما می باشد که مدام خود را در آن فرکانس یا مدار قرار میدهیم و شرایط مربوط به همان مدار و فرکانس را دریافت می کنیم .یعنی من اگر مدام در حال ناراحتی و غمگینی باشم و اخبار و امور ناراحت کننده را پیگیری کنم ، مسلما دائما با این موارد در زندگی خود مواجه می شوم پس با توجه به این گفته ها به این نتیجه می رسم که برای جلوگیری از گرفتار شدن به حالت ناراحتی و عصبانیت باید از پیش آمدن آنها پیشگیری کنیم و در این جا می توانم از این جمله ی معروف استفاده کنم که پیشگیری بهتر از درمان است .حالا ما چطور می توانیم از ایجاد این حالات جلوگیری کنیم ؟! همگی ما که در مسیر لاغری با ذهن قرار داریم به خوبی به این موضوع پی برده ایم و به این درک رسیده ایم که تمامی حالات و رفتار و عادت های ما از ذهن خود ما سرچشمه می گیرند و در اصل همه چیز به ذهن خود ما بستگی دارد .ذهن ما بر اساس دیده ها و شنیده های ما شروع به ایجاد باورها و فرمول های ذهنی میکند و اگر ما به دیده ها و شنیده های خوب و مثبت دقت و تمرکز کنیم و به آنها فکر کنیم باعث ایجاد فرمول ها و باورهای مثبت در ذهن خود می شویم و براساس آنها رفتار و عمل می کنیم و حال اگر مدام به دیده ها و شنیده های بد و منفی تمرکز کنیم و فکر کنیم باعث ایجاد فرمول ها و باورهای منفی در ذهن خود می شویم و به طور حتم بر اساس آنها رفتار و عمل می کنیم . با توجه به این گفته ها من به این نتیجه رسیدم که باید از ورود افکار بد و منفی به ذهن خود جلوگیری کنیم و آنها را کنترل کنیم تا مانع ایجاد حالت هایی چون ناراحتی و عصبانیت و خیلی حالت های منفی دیگر را بگیریم .یکی دیگر از کارهای اشتباهی که اکثر ما آن را انجام می دهیم این است که واقعا خود را در حالت هایی مانند ناراحتی و غمگینی کاملا غرق می کنیم به طوری که برای نجات یافتن خود از آن شرایط شروع به دست و پا زدن های بیهوده می کنیم مثلا با فوت یا از دست دادن عزیزی یا یکی از آشنایان و گاهی اوقات شاید حتی آن فرد را یکبار هم ندیده باشیم اما آن چنان خود را در آن اتفاق غرق می کنیم که برای خودمان هم تعجب آور است و خود را در حالت غمگینی و ناراحتی پایدار قرار می دهیم به طوری که از کل زندگی خسته و نا امید می شویم .خود من بارها پیش آمده است که با از دست دادن کسی از اطرافیان و اقوام چنان در حالت ناراحتی و یاس قرار گرفته ام که زمان زیادی برده است تا از این حالت خود را نجات دهم و حالم خوب شود .مثلا نوروز ۸۸ دوست صمیمی خودم را که دو روز از ازدواجش می گذشت بر اثر گاز گرفتگی همراه همسرش از بین رفتند و فوت شدند و آن زمان خود من هم در دوران عقد به سر می بردم و دانشجو بودم و این اتفاق چنان از لحاظ روحی به من ضربه زد که تا نزدیک به یک سال حال بدی داشتم و البته الان هم با فکر کردن به دوستم خیلی ناراحت و افسرده می شوم . در آن زمان با وجود اینکه قبل از این اتفاق هم اتفاق های ناگوار دیگری هم تجربه کرده بودم اما این اتفاق بسیار برایم غیر قابل تحمل بود به طوری که در جسم من هم خود را نمایان کرد و مدام با مرور و تکرار خاطراتی که با هم داشتیم حال و احساس خود را بدتر و بدتر می کردم و بعد از گذشت زمان طولانی به این نتیجه رسیدم که بعضی از اتفاقات در زندگی اجتناب ناپذیر است و به هر حال در زندگی هر کسی وجود دارد و غصه خوردن و ناراحت ماندن هیچ فایده ای نه به درد دوستم می خورد و نه به حال خودم فایده ای دارد پس سعی کردم کمتر به خاطراتم فکر کنم و آنها را مرور کنم هر چند هیچ وقت فراموش نخواهم کرد . به هر حال هر کسی روزی و به هر طریقی از این دنیا سفر می کند و به دیار ابدی خواهد رفت و هیچ کسی نمی تواند از آن جلوگیری کند و ما باید از این فرصت گرانبها که در اختیارمان قرار گرفته است با حال و احساس خوب نسبت به خود و زندگی خود از آن استفاده کنیم و از این موهبت الهی لذت ببریم و با کارهای درست و افکار مثبت از خدواند مهربان سپاسگزاری کنیم و هر روز حال و احساس خود را نسبت به روز قبل ارتقا دهیم و در حال و احساس خوب قرار بگیریم.زندگی زیباتر و قشنگ تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم پس از آن لذت ببریم و در راه و مسیر درست گام برداریم و در آن مسیر باقی بمانیم تا به سر منزل مقصود خود برسیم .
نکته : مدیریت ورودی های ذهن به مرور سبب می شود که مهارت کنترل احساس خود را در دست بگیریم و فردی که توانایی مدیریت احساس خود را داشته باشد به هر آنچه در دنیا آرزو می کند به سادگی دست پیدا خواهد کرد .
“یا حق ”
سلام استاد وقت بخیر بله واقعا فکر کردن به هر موضوع ناراحت کننده حس و حال آدم رو آشفته میکنه و همین پرت شدن حواس باعث میشه از موضوع اصلی که داری خودتو باهاش وفق میدی همین لاغری با ذهن که آموزش خیلی شیرینی هست اما چون کار با ذهن هست بقولی شیطون یه لحظه با منفی کردن افکار ما این حس را در ما ایجاد میکنه که نتوانیم ادامه بدیم و کشیده بشیم سمت همون پرخوری سابق و بعدا ربطش میدیم به این که ما پرخوری عصبی داریم در صورتی که اینطور نیست اگه بتونی دهنتو کنترل کنی هرچند شاید اوایلش سخت باشه ولی فکر کردن زیاد به هر موضوعی میشه عادت اشتباه من هم روزهای اولی که روغن و بقیه اقلام گرون شده بود کمی ناراحت بودم اما الان دیگه برامون عادی شده و میدونم زندگی ادامه داره و این موردی که اگه حواسمان به افکارمون نمیشه تمایل پیدا میکنیم به سمت ناامیدی و نابودی درسته من چند هفته پیش در حین آموزش دیدن لاغری با ذهن درگیر یه موضوع در مورد یکی از عزیزانم شدم که اونقدری که من داغون بودم فکر میکنم خودش نبود و همین سبب شده بود که گاهی حتی بر اثر احساسات گریه هم میکردم و وقتی فایل مثلاً فلان گام رو گوش میدادم اصلا حس و حال خوبی نداشتم و در نتیجه نمیتونستم هیچ تمرینی هم حل کنم و چندین روز درگیر بودم تا شروع کردن به انجام قسمت تغییر زندگی و الان مرحله هشتم زندگی با طعم خدا هستم و خیلی بر من تأثیرات خوبی گذاشت تا حدی عالی شدم که حرفهای شما رو به اون شخصی که مشکلش خودم رو هم درگیر شده بود پیشنهاد کردم گوش بده روزها میگذشت با این که گاهی ناراحت اون موضوع بودم اما دیگه بهتر شده بودم حواسم جمع تر و با دقت بیشتری به فایلها گوش میدادم و ب طور معجزه آسایی و به لطف خدا از اون مشکلی که برای اون عزیزم پیش افتاده بود رها شد و چقدر خوشحال شدم که وقتی خودتو رها کنی و با افکار مثبت با نزدیک تر شدن به خدا با حس و حال خوب چقدر معجزه تو زندگیت اتفاق میفته منم متوجه این موضوع به خوبی شدم که چقدر افکار منفی در ذهنم حس و حالم رو خراب کرده بود که حتی نمیتونستم مسیر لاغری من که واقعا عاشق این مسیر هستم رو انجام بدم و امروز مطلب بیشتری یاد گرفتم که فکر کردن زیاد به هر موضوع ناراحت کننده ای میشه برات عادت که مدام درگیر افکار منفی باشی و نتونی ارتباط خوب با خودت و ذهن مثبتت برقرار کنی و در نتیجه زندگیت هم به سمت خوبی پیش نمیره.
سپاس خدایی که استاد عطار روشن رو سر راه من قرار داد.