0

انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن! (گام ۷)

چرا لاغر نمیشم؟
اندازه متن

راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!

در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅

نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامه‌ای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️

چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟

اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…

همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهن‌مون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره.

چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯

تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:

«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سال‌ها با این سوال درگیر بودم! 🌀

با رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓

در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق می‌شدم!

چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی می‌دونست و لاغری براش عجیب بود.

🧠✨ پژوهش‌های روان‌شناسی نشون می‌دن که خیلی از باورها و رفتارهای ما از طریق ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شن. ذهن ناخودآگاه اطلاعاتی مثل «من چاق هستم» یا «لاغر شدن برام سخته» رو ذخیره می‌کنه و بعد طبق همون اطلاعات، آینده ما رو پیش‌بینی می‌کنه 📉.

یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجه‌ای ماندگار نمی‌گیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃‍♂️🥗.

چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️

تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری می‌کنی لاغر نمی‌مونی؟!

چرا یه مدت رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، کلی زحمت می‌کشی… اما بازم برمی‌گردی سر خونه اول؟! 😩

دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!

یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همون‌طور که طبیعت راه خودش رو می‌ره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه می‌ده.

نمی‌تونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامه‌ریزی کنی!

🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش می‌خوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون می‌جنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر می‌شه…

اگه واقعاً می‌خوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.

✋ هر بار که به بدنت نگاه می‌کنی، به جای اینکه بگی: “من همینه‌ام دیگه!”

باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقته‌ست!”

همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک می‌ده و آروم‌آروم انتظار چاقی رو ازش پاک می‌کنه. 🧽🧠

راز لاغر نشدن

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی

راستشو بخوای، همه‌ی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که می‌گن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…

اینا فقط یه نقابن 😶

چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، این‌همه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمی‌اومد.

🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه

وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راه‌های مختلف به ما هشدار می‌ده:

زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبه‌نفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…

یعنی داره فریاد می‌زنه: «این حالت طبیعی من نیست!»

اما مشکل کجاست؟ 🤔

مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!

یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قوی‌تر از ته ذهنمون می‌گه:

«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیه‌س، نه تو!»

و این‌جاست که افکار لاغری، مثل یه جرقه‌ی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش می‌شن 🔥💨

یه اعتراف مهم 😓

منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم می‌اومد یا از دیدن وزنم کلافه می‌شدم، تصمیم می‌گرفتم که دیگه تمومه!

می‌گفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمی‌خورم، همه چی تموم!»

ولی چند روز بیشتر دووم نمی‌آورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق می‌دید، قوی‌تر بود.

🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار می‌کرد:

«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانواده‌ت چاقن»، «سن‌ت بالاست»…

همه‌ی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!

حالا چی کار کنیم؟ 🌱

اگر واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی

باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقته‌ست.

باید ذهنت رو قانع کنی که:

✅ لاغر شدن ممکنه

✅ من می‌تونم متفاوت باشم

✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

انتظار چاقی

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟

«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آینده‌ی جسممون رو چاق پیش‌بینی می‌کنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاق‌تر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاق‌تری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!

شاید بگی: «مگه من پیشگو‌ام؟!» 😅

ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی می‌کنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.

و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگویی‌ها ناخودآگاهیه!

😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیش‌بینی می‌کنه، نه لاغر؟!

دلیلش خیلی ساده‌ست:

چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقی‌مون به ذهنمون داده‌ایم.

مثلاً:

  • «چاقی من ارثیه»
  • «من چون کم‌تحرکم چاقم»
  • «بدنم سوخت‌وسازش پایینه»
  • «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
  • «من عین خاله‌م چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
  • «من عاشق شیرینی‌ام، نمی‌تونم لاغر شم»
  • «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…

📌 این جمله‌ها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آینده‌ی ما رو چاق پیش‌بینی می‌کنه!

🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!

حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته می‌شی و می‌گی: «دیگه بسه! می‌خوام لاغر شم!»

خیلی هم عالیه 👏

اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظه‌ایه.

در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سال‌ها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بی‌قدرت و ضعیفه 😕

💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه

چون توی ذهنت:

  • چربی‌هات کهنه‌ن و نمی‌رن
  • چربی‌هات سفتن و فقط با ورزش سنگین می‌رن
  • انرژی نداری، پس ورزش نمی‌تونی بکنی
  • طبع بدنی‌ت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…

این منطق‌های شخصی که ذهن‌مون ساخته، باعث می‌شن پیش‌فرض ذهن همیشه این باشه که:

«تو لاغر نمی‌شی!»

و این میشه همون انتظار چاقی.

✅ راه حل چیه؟

منم دقیقاً مثل تو، سال‌ها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟

تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.

شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری

و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کم‌کم پیشگویی‌هاشو عوض کرد!

یعنی دیگه به جای تصور یه آینده‌ی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!

بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫

🟢 حالا نوبت توئه…

اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

فرمول های ذهنی

🔁 تغییر فرمول‌های ذهنی چاقی

ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبه‌رو کنیم.

یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍

👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو می‌بینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسب‌اندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون می‌افته:

ذهن می‌گه:

«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمول‌های چاقی ذهن 💥

🎧 گوش کن، باور بساز

برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواش‌یواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.

تو این فایل درباره این صحبت می‌کنم که:

  • اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
  • چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش می‌دونه؟
  • و مهم‌تر از همه: چطور می‌تونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟

✅ پیشنهاد می‌کنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.

هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫

🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونه‌ست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کم‌کم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.

و این شکوفه‌ها همون لحظه‌هاییه که حس می‌کنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.

مرحله اول:

با پاسخ دادن به پرسش‌های مطرح‌شده می‌تونید به فرمول‌های ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه می‌کنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤال‌ها پاسخ بدید:

  • چرا تا حالا لاغر نشدی؟
  • اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
  • نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟
  • چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟

مرحله دوم:

برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤال‌های زیر جواب بده:

  • با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
  • چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
  • با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.

🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.88 از 176 رای

پادکست آموزشی
پادکست صوتی نسخه قبلی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=9249
269 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۲۰ ۱۷:۰۴
      مدت عضویت: 1875 روز
      امتیاز کاربر: 7897 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,255 کلمه

      به نام خدای مهربان💖🦋گام هفتم : تغییر انتظار چاقی.

      انتظار چاقی مانع اصلی لاغر شدنه،افراد چاق بارها برای لاغر شدن تلاش کردن اما موفق نشدن،و این در صورتیه که اونا برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردن و خیلی طبیعی خود به خود چاق شدن.

      پس این سوال توی ذهنم به وجود میاد که واقعاً چرا لاغر نمی‌شم،جهان اطرافم بهترین مشاور و راهنمای منه،باید بدونم که بسیاری از پیشرفت‌ها از توجه به قوانین جهان هستی حاصل شده،پس همونطور که انسان‌ها با استفاده از قوانین جهان هستی تونستن تغییراتی رو در شرایط زندگیشون ایجاد کنن، منم می‌تونم با درک و استفاده از قوانین ثابت جهان هستی، شرایط جسمی خودمو تغییر بدم،درک این قانون و استفاده از اون برای تغییر محتوای ذهنم درباره چاقی، میتونه تاثیر قابل توجهی در تغییر وضعیت جسمم داشته باشه.

      یکی از این مهم‌ترین قوانین طبیعت،عدم تغییر پذیریِ طبیعته،که باعث میشه به هیچ عنوان نتونم در روند کار طبیعت تغییر ایجاد کنم، یا اونو متوقف کنم،انسان‌ها تونستن با پیشرفت و درک مسائل علمی، تغییراتی رو توی گیاهان یا محصولات کشاورزی ایجاد کنن، اما این تغییر محدود به همون گونه است و تاثیری بر روند کلی طبیعت نداره.مثلاً انسان‌ها به هیچ عنوان قادر به تغییر شرایط جوی نیستن، یا رشد گیاهان.سال‌هاست که انسان‌ها دارن از منابع طبیعی استفاده می‌کنن و توی برخورد با طبیعت باعث صدمه زدن به طبیعت شدن،اما این رفتار انسان‌ها، تغییری توی روند کار طبیعت ایجاد نکرده،مثلاً اگه با یه اشتباه انسانی جنگل انبوهی آتیش بگیره، طبیعت مجدداً شروع به ترمیم و اصلاح خرابی ایجاد شده می‌کنه،یعنی حتی آتیش گرفتن هم لحظه‌ای در روند کار طبیعت خلل ایجاد نمی‌کنه و جهان هستی پیوسته در حال انجام مراحل گسترش و تکامل خودشه.

      هیچ یک از قوانین طبیعت رو نمی‌تونم تغییر بدم،مثل مسیر ورزش باد، زمان طلوع و غروب، زمان بارش باران، جاذبه زمین، رشد و نمو گیاهان،پس هر چیزی که در جهان طبیعی باشه نمی‌تونم اونو تغییر بدم،می‌تونم در اون خلل ایجاد کنم، اما نمی‌تونم اونو برای همیشه تغییر بدم.

      ارتباط قانون طبیعت با چاقی چیه؟؟اگه اضافه وزن و چاقی برام طبیعی شده باشه هر چقدر هم که تلاش کنم شاید بتونم برای مدتی مقداری از وزنم رو کم کنم، اما نمی‌تونم برای همیشه لاغر بمونم و مثل افراد متناسب زندگی کنم.

      دلیل مقاومت چاقی در برابر تصمیم من برای لاغری اینه که چاقی در ذهنم طبیعی شده و با اونچه که برای ذهن ناخودآگاهم طبیعی شده باشه، نمی‌تونم مبارزه کنم.

      همه افرادی هم  که برای لاغر شدن از روش‌های فیزیکی یا دارویی استفاده می‌کنن،  اونا در حال مبارزه کردن با طبیعت جسم خودشون هستن، که بارها هم شاهد شکست خوردن اونا در این زمینه بودیم،پس اگه می‌خوام لاغر بشم، باید آگاه باشم، اول باید حالت طبیعی بودن چاقی و انتظار چاقی رو در ذهنم تغییر بدم،باید هر بار که به اضافه وزنم توجه کردم، چاقی برام غیر طبیعی باشه،باید هیچ وقت وضعیتی رو که دارم، به عنوان یک وضعیت طبیعی و ثابت شده نپذیرم،چون  باعث ایجاد انتظار چاقی در ذهنم می‌شه،در این صورته که می‌تونم اولین گام برای حرکت به سمت لاغر شدن رو بردارم،نکته قابل توجه اینه که وقتی از چاق بودن و وضعیت خودم ناراضیم،نارضایتی من به معنای نپذیرفتن چاقی نیست.

      و این دو موضوع با هم فرق داره،مثلاً وقتی که من از وضعیت چاقی خودم ناراحتم و بارها برای لاغر شدنم از روش‌های مختلف استفاده کردم،یا الان که تصمیم گرفتم از طریق یادگیری لاغری با ذهن رویای لاغر شدن رو به واقعیت تبدیل کنم،این نارضایتی من توی سطح فکر و منطق من ایجاد شده،اما اونچه که مهمه نگاه من به موضوع چاقیه،که چرا چاقم؟؟چرا لاغر نمیشم؟؟

      اونچه که درباره چاقی توی ذهنم ذخیره شده انتظار من از چاقی رو مشخص می‌کنه،مثلاً اگه توی ذهنم دلیلهای زیادی  برای چاق بودن خودم دارم،در واقع چاقی رو حق طبیعی خودم می‌دونم،یا هر بار که از روش‌های مختلف برای لاغر شدن اقدام کردم و نتیجه نگرفتم، بیشتر باور کردم که تلاش برای لاغر شدن بی‌فایده است و من نمی‌تونم لاغر بشم و این به این مفهومه که چاقی توی ذهنم طبیعی شده.

      طبیعت بدن انسان لاغریه و جسمی هم که اسیر چاقی باشه، همواره در حال فریاد مشکل چاقی از طریق مشکلات جسمی و درگیری‌های ذهنی و فشارهای عصبیه،و این موضوع رو همه‌مون درک و تجربه کردیم،همه چاق‌ها دوست دارن لاغر بشن،اما اینکه چرا لاغر نمی‌شن به این دلیله که افکار لاغر کننده  اونها قادر به غلبه بر انتظار چاقیشون نیست،قدرت افکار لاغر کننده، در برابر انتظاری که از چاق بودن توی ذهنشون دارن بسیار ناچیزه،برای همینه که سال‌هاست افراد چاق در سراسر جهان، برای لاغر شدن از طریق رژیم و روش‌های مختلف اقدام می‌کنن، اما همچنان هر ساله بر تعدادشون اضافه می‌شه.

      افکار چاقی چیه؟؟همون تصمیماتیه که من زمانی که از چاقیم به خشم میام اتخاذ می‌کنم.انتظار چاقی چیه؟؟انتظار چاقی نگرشیه که درباره آینده خودم در ذهنم ایجاد می‌کنم،به عبارتی آینده جسمی خودمو پیشگویی می‌کنم،چرا  ناآگاهانه آینده جسمی خودمو به شکل چاق بودن پیشگویی می‌کردم؟؟چرا به شکل لاغری پیشگویی نمی‌کردم؟؟

      پیشگویی کردن به صورت خود به خود توی ذهنمون انجام می‌شه،یا ما بر چطور پیشگویی کردن ذهن تسلط نداریم،اما می‌تونم با اطلاعاتی که در اختیار ذهنم قرار میدم، چطور و چگونه پیشگویی کردن ذهنم رو کنترل کنم،

      اون اطلاعاتی  که من درباره چرا چاق شدن خودم، وارد ذهنم کردم،اونا به شکل خود به خودی، چگونه پیشگویی ذهن برای آینده جسمی منو شکل میدن.

      این انتظار چاقی که در من به وجود میاد، نتیجه  اطلاعاتیه که وارد مغزم کردم،مثل،چاقی من ارثیه،چاقی من به خاطر کم تحرکیه،چاقی من به خاطر پایین بودن سوخت و ساز بدنمه،چاقی من به خاطر مصرف قرص تیروئید، یا هر داروی دیگه‌ای،چاقی من به خاطر شباهت من به عمه، خاله، دایی، یا هر انسانیه که قبل از من متولد شده،چاقی من به خاطر علاقه من به مصرف فلان مواد غذاییه،چاقی من به خاطر خوردن کربوهیدراتها ،نوشابه ،فست فود هاست،

      و هر کسی بنا به دلایلی و  اونچه که درباره چاقی شنیده و باور کرده، می‌تونه دلایل چاق بودن زیادی رو داشته باشه و همه اینا اطلاعاتیه که درباره چاقی وارد ذهنم کردم،و اینها به صورت خود به خود، نحوه پیشگویی کردن ذهن درباره آینده جسمم رو مشخص می‌کنه.

      پس اگه الان من به هر دلیلی از چاقی متنفر باشم و تصمیم به لاغری بگیرم، تصمیم من برای لاغر شدن فقط یک فکره،فکری که هیچ ریشه و قدرتی در ذهن من نداره،درسته که دوست دارم لاغر بشم،اما توی ذهنم کلی اطلاعات و دلایل منطقی برای لاغر نشدن دارم،برای همینه که فکر لاغر کننده،زورش به منطق‌های لاغر نشدن ذهنم نمی‌رسه.

      نمونه‌هایی از منطق‌های لاغر نشدن:

      چربی‌های بدن من کهنه شده و به این راحتی آب نمی‌شه،چربی‌های بدن من سفت شده و با ورزش سنگین آب می‌شه،طبع بدن من فلانه و خیلی سخت لاغر می‌شه،من انرژی لازم برای فعالیت زیاد رو ندارم پس نمی‌تونم لاغر بشم.

      یکی از راه‌های تاثیرگذار برای تغییر انتظار چاقی توی ذهنم،دیدن تصاویر افرادیه که مثل من چاق بودن، اما با استفاده از روش لاغری با ذهن تونستن نتیجه‌های عالی رو کسب کنن، و شرایط جدیدی رو در زندگی خودشون ایجاد کردن، و آرزوی لاغر شدنشون رو به واقعیت تبدیل کردن.

      من هر چقدر که بخوام سعی کنم تغییری در طبیعت به وجود بیارم موفق نمی‌شم، یعنی هر چقدر که سعی کنم بخوام جلوی رشد و نمو یک گیاه رو بگیرم موفق نمی‌شم،به خاطر اینکه طبیعتش اینه که رشد کنه و من نمی‌تونم جلوی رشد کردنش رو بگیرم،پس اگه توی ذهنم چاق شدن و چاق موندن طبیعی شده باشه، نمی‌تونم لاغر بشم،چون ذهنم چیزی رو که براش طبیعی شده رو ادامه میده و سعی می‌کنه اونو در جسمم به نمایش بذاره. به همین دلیله که فردی که چاق شدن توی ذهنش طبیعی شده،همیشه ذهنش اونو به شکلی هدایت می‌کنه، در مسیرهایی هدایت می‌کنه، علاقمندی‌هاش رو به مواد غذایی به شکلی تغییر میده که اون فرد همیشه در مسیر چاق‌تر شدن باشه و یا چاق موندن.

      پس اگه من دارم از این آموزش‌ها استفاده می‌کنم، و یه سری تغییرات رو هم داشتم،اما هنوز گوشه ذهنم نگران اینم که نکنه دوباره برگردم به حالت‌های قبلم،نکنه دوباره پرخوریم شروع بشه،نکنه دوباره این مقداری که کم کردم،یا این تغییراتی که داشتم، دوباره به حالت قبل برگرده،این نکنه‌ها، این نگرانی‌ها به خاطر اینه که در ذهنم چاق بودن هنوز طبیعیه.

      پس باید سعی کنم روی این موضوع کار کنم، باید لاغر شدن، باید تغییر رفتار داشتن، در ذهنم طبیعی باشه.پس اگه من الان رفتارم تغییر کرده، رفتار غذاییم تغییر کرده و مثلاً میزان مصرف مواد غذاییم تغییر کرده،باید اینو به خودم تاکید کنم که طبیعت من اینجوری باید باشه، این طبیعیه،این درسته که من به اندازه نیازم غذا مصرف کنم،این درسته که من پرخوری نکنم،این درسته که من نوع مواد غذایی روی خوردنم تاثیر نذاره،این درسته که مهمانی رفتن دلیل این نباشه که من باید بیشتر بخورم،یا باید پرخوری کنم،اینا طبیعیه،باید اینا رو در ذهنم به طبیعت تبدیل کنم، تا در آینده هم ذهنم هیچ وقت منو به سمت رفتار اشتباه گذشتم هدایت نکنه.

      باید به میزانی که در خودم تغییری ایجاد می‌کنم،  این تغییرات رو در ذهنم به طبیعت رفتارم تبدیل کنم.

      پس اگه تغییراتی داشتم دیگه هیچ وقت به این فکر نکنم که این تغییرات احتمالاً از بین میره، یا برمی‌گرده،باید سعی کنم خودم رو صاحب اون تغییراتی که داشتم بدونم،و اون تغییرات رو در جسم خودم، در افکار خودم، طبیعی بدونم،نه اینکه فکر کنم که مثلاً یه مدت من تغییرات دارم، بعد دوباره به حالت قبل برمی‌گردم،باید تغییراتی رو که در خودم می‌بینم و به دستش میارم رو طبیعت خودم بدونم.

      وقتی که چیزی رو به طبیعت ذهنم تبدیل کردم، یه رفتاری رو برای خودم پذیرفتم، اونو صاحب شدم،و طبیعت زندگیم رو به این شکل رفتار کردن قرار دادم،دیگه امکان نداره رفتارم تغییر کنه،و اگه تغییراتی داشتم، ولی هنوز  نگرانم که نکنه به حالت قبل برگردم،این به خاطر اینه که هنوز اون رفتارهای اشتباهی که منو به سمت چاق شدن هدایت می‌کردن، توی ذهنم طبیعیه و هنوز نتونستم رفتار جدیدم رو به طبیعت ذهنم تبدیل کنم.

      باید خیلی روی این موضوع دقت کنم که به میزانی که من تغییر می‌کنم، این تغییرات رو به طبیعت رفتار خودم تبدیل کنم.باید در هر زمینه‌ای توی زندگیم،نه فقط در لاغری،در هر جنبه‌ای از زندگیم اگه هر تغییری رو دارم ایجاد می‌کنم، هر پیشرفتی رو دارم به دست میارم، باید یاد بگیرم اون پیشرفت جدید، اون نتیجه، اون دستاورد، اون توانایی جدید رو که به دست آوردم، به طبیعت خودم تبدیلش کنم،و برای ذهنم طبیعی باشه،مثلاً بگم  طبیعیه که من این مهارت رو دارم،این طبیعیه که من به این خوبی نقاشی می‌کنم،این طبیعیه که من به این خوبی رانندگی می‌کنم،این طبیعیه که من به این خوبی دارم درسم رو می‌خونم و نمرات عالی می‌گیرم،اگه اینو یاد بگیرم و از اینها استفاده کنم، اون وقت اون برتری‌ها، اون توانمندی‌ها، اون چیزی که باعث رضایتم میشه، به طبیعت ذهنم که تبدیل بشه،من همیشه در اون سطح خواهم بود.

      توی ذهن خیلی از افراد،عالی بودن و خوب بودن طبیعی نیست،و متوسط بودن یا حتی رو به پایین بودن طبیعیه،و خیلی از ماها اینجوری هستیم،یه حالت نرمال برامون طبیعیه،در اون جریاناتی از زندگی که یکم بهتر عمل می‌کنیم، اصلاً خودمون تعجب می‌کنیم که وای چه حرکتی زدم،یا چه نمره‌ای گرفتم،خودمون هم تعجب می‌کنیم،به خاطر همینه که موفقیت‌های ما مداوم نیست،فکر می‌کنیم که نه این طبیعی نیست، چرا؟؟چون در ناخودآگاه ذهنمون در تموم جنبه‌های زندگی،یک سطح خیلی معمولی و متعادل طبیعی شده،یک سطح پایین طبیعی شده.

      گاهی افراد توی درس نمره‌های پایین براشون طبیعیه،وقتی هم که نمره‌های بالایی توی درس می‌گیرن، به خودشون میگن که شانسی بود، این دفعه سوالات آسون بودن،و هیچ وقت اون توانایی رو به خودشون نسبت نمیدن که، منم می‌تونم،من تونستم، من این توانایی رو داشتم که از این درس این نمره رو بگیرم و اونو غیر طبیعی می‌دونستن،و این موضوع توی همه چی هست، توی کسب و کار هم هست،

      توی تناسب اندام هم همینه،در تناسب اندام با قدرت ذهن هم این موضوع صدق می‌کنه،پس باید همزمان با تغییرات جسمی خودم، این تغییرات رو به طبیعت ذهنم تبدیل کنم تا برام همیشه موندگار باشه، و دیگه ذهنم بر اساس طبیعت جدیدم که متناسب بودنه منو هدایت کنه،اون وقت همیشه خیالم راحته که این شرایط طبیعی منه.

      باید سعی کنم رفتار افراد متناسب رو الگوبرداری کنم و به طبیعت رفتار خودم تبدیل کنم،بسیار مهمه که تغییری رو که در خودم ایجاد می‌کنم و احساسش می‌کنم و نتیجه‌اش رو می‌بینم، به طبیعت جسم خودم و ذهن خودم تبدیل کنم،اون وقت همیشه برام موندگار میشه،و ذهنم سعی می‌کنه که طبیعت رو بهتر و بهتر کنه،من نمی‌تونم جلوی روند طبیعت رو بگیرم،همینطور که  نمی‌تونم جلوی روند طبیعی ذهنم رو بگیرم،هر چیزی که در ذهنم طبیعی شده باشه، ذهنم منو به سمت اون هدایت می‌کنه و من در اون جنبه پیشرفت میکنم.

      اگه موضوعی توی ذهنم به صورت عادی دراومده باشه و حدش رو برای خودم یه حد متوسط در نظر گرفته باشم،هر چقدر هم که تلاش فیزیکی بیشتری بکنم، نتیجه‌ای به دست نمیارم.

      و این نمونه رو می‌تونم توی زندگی اطرافیان هم ببینم که خیلی‌ها دارن تلاش زیادی می‌کنن که درآمدشون رو بالا ببرن، اما موفق نمی‌شن،چرا؟؟چون توی ذهن ناخودآگاهشون یک سطح درآمدی طبیعی شده و اون دیگه پذیرفته که من درآمدم تا همین قدره،دیگه هرچقدر تلاش کنه، صبح تا شب زحمت بکشه، درآمدش تغییری نمی‌کنه،

       یه سری افراد هم هستن که به راحتی، با تلاش خیلی کم دارن همون درآمد رو کسب می‌کنن،پس کسی که طبیعت ذهنش رو افزایش میده، ثروت رو در ذهنش طبیعی می‌کنه، ثروتمند شدن رو در ذهنش طبیعی می‌کنه،خیلی راحت‌تر از تلاش‌هاش نتیجه می‌گیره،چون ذهنش اونو به مسیرهایی هدایت می‌کنه،به انجام فعالیت‌هایی هدایت می‌کنه، ایده‌هایی رو بهش میده که سطح درآمدش رو به راحتی بالاتر بیاره، تا هم تراز طبیعت ذهنش بشه،طبیعت توی ذهنم در تموم جنبه‌های زندگی نقش داره،پس توی لاغری هم به این موضوع خیلی توجه داشته باشم که اگه نتایج خوبی گرفتم،اگه در مسیر درستی هستم،اما هنوز نگرانم و فکر می‌کنم شاید این نتایج ماندگار نباشه، یا دوباره برگرده،به خاطر اینه که این تغییراتی که داشتم، چه احساسی و چه جسمی رو  در ذهنم هنوز طبیعی نکردم،و هنوز در ذهنم طبیعی چاق بودن و چاق‌تر شدنه،و باید روی این موضوع کار کنم.

      سپاسگزارم از شما استاد عزیز🌺🙏🙏💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 460 کلمه

      به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست

      من زهرا هستم و تازه عضو سایت شما شدم و حالا از منطق های چاقی را که در ذهن من هست می‌خوام بگم 

      ۱.مادرم همیشه بهم میگفت تو وقتی دنیا هم اومدی شکم داشتی و تپل بودی و این خیلی قوی بود در من و پحلا به خودم میگم که مگه تو اون دوران دیدی یا یادته که اینجوری باور کردی اصلا شاید دلیلش ورم معده بوده یا هر چیز دیگه 

      ۲.ارثی بودن بشدت باور بسیار قوی چون من سینه هام هم بزرگ هست مادرم همیشه میگه تو به عمه هات کشیدی و سینه هات مثل اونا بشدت بزرگ هست و چاق هستی در حالی که دختر عمه های خودم لاغر هستند و سینه های کوچکی دارند و مادر خودم هم قبل از زایمانش بشدت لاغر بود و قبل از بیماری اش هم باز متناسب تر بود ولی بعد از آن چاق شد و دختر خاله ی من هم دو طرف هم مادری هم پدری چاق بودن ولی او لاغر هست و بعد از ازدواج لاغرتر شد

      ۳.خوردن شیرینی و شکر و هر چیزی که در آن قند و شکر ذره ای نقش داشته باشد در حالی که دوستی داشتم به شدت لاغر بود ولی حتی داخل نسکافه آماده که کلی شکر داشت یک عالمه نبات می‌ریخت و با خیال راحت می‌خورد یا دامادمون که هر روز صبح چایی شیرین میخورد و اگر شیرینی باشد روزی پنج تا را میخورد و دو سه برابر من غذا میخورد ولی لاغر هست و

      ۳.ازدواج زیرا بدن خانوم باز میشه و طبیعی هست که چاق بشه در حالی دختر خاله ام بعد از ازدواج لاغرتر شد 

      و هزاران تفکر اشتباه که رو کاغذ نوشتم کم تحرکی در حالی که دومادمون تا باحال یکبار باشگاه نرفته و لاغر هست همچنین دختر خالم و دوستم و ….

      و هر کس بره بدنسازی ول کنه چاق میشه و سر این موضع بدن من کاملا ترکید و موفقیت های که داشتم از طریق رژیم و دارو وورزش من از نود و هفت کیلو رسیدم به نود و دو کیلو و نهایتا شدم هفتاد و چهارکیلو ولی بعد از آن وزنم برگشت و شدم هشتاد و دو کیلو و هر سری که وزن اضافه میکردم حسابی احساس بد و سرزنش کردن به خودم دست میداد و در حال کنترل کردن با رژیم بودم و دوباره یک کیلوکم کردم و درحال رژیم و مصرف دارو بودم که با سایت شما آشنا شدم و حالا به این نتیجه رسیدم من برای لاغری نیازی به دارو و ورزش ندارم چرا که اون داروها داشت معده مرا هم نابود میکرد بنابراین تمام آن ها را ریختم سطل زباله من لایق داشتن اندامی متناسب هستم من برای لاغری به هیچ دارو و رژیم و ورزشی نیاز ندارم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست من برای لاغری به هیچ دارویی نیاز ندارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ ۱۵:۳۰
      مدت عضویت: 2286 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 361 کلمه

      سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه

      من با بازگذاشتن دروازه ذهنم و اجازه ورود به تمامی آموزنده ها از هر کسی چاقی رو برای خودم طبیعی کردم وخودم رو سالها در مرداب چاقی گرفتار کردم و مرتب دست وپا میزدم تا خودم رو از این مرداب نجات بدم اما جز فرورفتگی بیشتر فایده دیگری نداشت .

      من با اعتماد کردن به صحبتهای کسانی که برام از جان مایه میزاشتن خودم رو وارد مرداب کردم .

      من بااعتماد کردن به افرادی که خودشان رو متخصص این کار میدونستن اما دردچاقی رو نکشیدند وارد این مرداب شدم .

      من با تمسخر کسانی که خودشان چاق بودند اما منو نحیف و زشت میدونستن وارد این مرداب شدم.

      من باکمک خواستن از کسانی که سالها وارد این مرداب شدن و دسته وپنجه نرم میکردن وارد این مرداب شدن .

      من بااعتماد کردن افرادی که ادعای کمک به من رو داشتن ولی نیتشان فروش محصولاتشون بود وارد این مرداب شدم .

      بله اول وآخر ماجرا من بودم چون من حق انتخاب داشتم و من هر حرف وسخنی رو می پذیرفتم فارغ از درست یا غلط بودنش.

      حالا همین من اومدم باجسم نازنین جنگیدم و خستش کردم و آخرش کشیدم کنار .

      چرا نشد یکبار بگم چرا عمه هام چاقن و میگن من به اونها رفتم پس چرا فرزندان خودشان متناسبند؟؟؟

      چرا یکبار نگفتم کم تحرکی باعث چاقیه چرا دوربرم اینهمه افراد متناسب داریم از قشر ضعیف گرفته تا قشر مرفه  که کارشون تحرکی نداره .

      چرا یکبار نشد بگم اگه ثروت باعث چاقی میشه پس ثروتمندترین افراد جهان بایستی به ترتیب ثروتشان چاق تر باشن . 

      چرا بکبارنشد بگم اگه آرامش روحی باعث چاق تر شدن میشه پس پیامبران وامامان ما بایستی چاق ترین افراد روی کره زمین باشن. 

      چرایکبار نشد بگم اکه افزایش سن باعث  رشد عرضی بدن میشه .  پس چرا اینهمه افراد دوربرم میبینم ازم بزرگترن و متناسبن و کشیده ؟

      وچراهای دیگه .

      پس من مسولیت چاقیم رو می پذیرم که ورودی های اشتباه به مغزم دادم و خودم رو مستحق چاقی و رنج های آن کردم .

      پس خودمم مسولیت لاغر شدن خودم  رو می پذیرم و باتغییر ورودی های ذهنم متناسب شدن رو به جسمم هدیه میدم .

      با اون افکار پوچ طبیعی بود من چاق بشم و بااین افکار منطقی طبیعی هست متناسب بشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      با سلام و درود 

      سوال اول: چون هیچوقت به طور جدی نخواستم ذهنم رو درست کنم همیشه با گرفتن رژیم و ورزش سخت میخواستم لاغر بشم ولی تنها راه کمک به خودم اینکه اینجا و فقط روزی یک گام به تناسب اندام نزدیک بشم

      سوال دوم: همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه اروم اروم حرص و ولع خوردن من برمیگشت و هی با خودم میگفتم از فردا از فردا بزار امروزو بخورم

      سوال سوم:من خیلی راحت لاغر میشم اینو همیشه میدونستم و به خودم و بقیه گفتم

      سوال چهارم:من قبلا دوچرخه سواری میکردم و الان هم بلدم، من قبلا بدمینتون بازب میکردم و الان هم بلدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۲ ۱۱:۲۷
      مدت عضویت: 2070 روز
      امتیاز کاربر: 6171 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      به نام خدا 

      هنوز بشدت فکر می کنم چاقی طبیعیه و لاغری چه چیز خاص و نشدنی

      اتفاقا دیروز فکرم یکم منفی شد اینکه چرا نتیجه ای رخ نداده منکه طرز فکرام بهتر شده. میدونین چون تغییراتمو با اون سری قبلی که با تناسب فکری متناسب شدم مقایسه کردم. اون زمان یادمه تو 4 هفته یه تغییرات خوبی کردم اما این سری طولانی تره و هنوز رخ نداده. سر همین گفتم شاید دارم اشتباه میرم اما باورم نشد چون اون سری هم از همین مسیر رفتم همین تمرین ها رو انجام دادم. خلاصه اینکه زیاد فکر منفی تاثیر گذار نبود برام و خروجیش فقط این بود به این چیزا فکر نکن و انرژیت رو بذار فقط برای ادامه دادن. اگه نیاز باشه عملکردت رو بهتر کنی در طول مسیر با تضاد یا در دل تمرین ها خواهی فهمید پس پیش پیش نمیخواد بهش فگر کنی…

      سعی کردم ذهنم رو کنترل کنم که اتفاقا خیلی راحت تر از قبلا بود و این خودش یه نشانه بود برام که افکار مخالف تناسب کم رنگ تر شده. با خودم گفتم یادت نره این یه مسیره پروسه ست که داره طی میشه باید ادامه بدی. پس از مسیر لذت ببر. نذار هیچ فکری باعث بشه از ادامه دادن منصرف بشی. بچه ها نتیجه گرفتن همینطور استاد. درسته الان نتیجه غیر از درونی مشاهده نمیکنی اما به این دلیل نیست چند ماه دیگه تو شرایط الان باشی! 

      به خودم گفتم مگه نمیدونی تغییرات اول از درون شروع میشه بعد در بیرون رخ میده. ایا از درون دیدت ارامشت نسبت به لاغری عوض شده؟ ایا تعهدت بیشتر شده؟ 

      دیدم اره…واقعا تغییر کردم

      اما به این فایل فهمیدم هنوز به قدر کافی تغییر نکردم و طرز فکرایی هستن که دست نخورده باقی موندن و خب کارشون رو هم دارن انجام میدن یعنی جسمم همینجوری چاق بمونه.

      این طرز فکر چیزی نیست جز طبیعی بودن چاقی و لاغر شدن عجیب و غیر طبیعی و نشدنی

      هنوز ذهنم با این کنار نیومده

      با این فایل فهمیدم دلیل اینکه هنوز نتایج بیرونی نیومده اینه به قدر کافی تغییر نکردم. پس باید ادامه بدم

      در مورد سوالی که مطرح کردین(منطق شما درباره ی چاقی چیه؟) هم نمیدونم چه جوابی بدم..یعنی اخه جوابم مثل قبل نیست که بتونم باور ازش در بیارم. مگه اینکه قصدتون از مطرح کردنش اینه فکر کنیم بهش…

      چون من الان احساس می کنم منطق چاقیم اینکه که ذهنمو تغییر ندم و بخصوص ادامه ندم.خب سبب میشه این بافت ها بمونه. بنابراین فکر نمی کنم که چاقم چون ورزش نمی کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مصی
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۲ ۰۶:۴۴
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 732 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام 

      تمام مشکلات بشری از جایی شروع شد که خواست با قوانین جهان هستی مبارزه کند و این شروع همه بدبختی های ماست در طی مدتی که اضافه وزن داشتم فرمول‌های غلطی در ذهن ما وارد کرده بودند که انگار این چاقی طبیعی است چون ما پرخوری میکنیم، کم تحرکیم، متابولیسم پایین داریم یا گاها بیماری و داروی خاصی علت این چاقی است و برای رهایی از این مشکل باید رژیم‌های سرسخت بگیریم ساعتها ورزش در باشگاه و مصرف داروها یا ابزار لاغری و یا حتی اعمال جراحی سنگین تنها راهکار حل این داستان است و این دقیقا مافیای ساختن چاقی در ذهن بشر است من امروز به لطف خداوند و استاد عزیزم متوجه شدم که چاقی من طبیعی نیست و من با انجام آموزش‌های غلط جسمم را در مسیر آن مافیاها هدایت کرده ام و مدام گول خورده ام با انواع و اقسام رژیم‌ها و ورزش‌ها و وسایل لاغری بارها وزن کم کردم ولی چون چاقی برای ذهنم طبیعی بود که میدونستم با قطع رژیم و یا ورزش نکردن دوباره چاق میشم و حتی چاقتر میشم و همیشه در حال رژیم و ورزش‌های سخت بودم اما کافی بود تنها چند روز اونها رو رها کنم وزنم وحشتناک برمی‌گشت حتی بیشتر هر روز اضطراب وزن کشی داشتم یا خدا امروز اضافه کردم فردا کمتر بخورم و این پروسه تکراری زجر آور هر روز من بود  ولی الان که دارم در مسیر تناسب فکری قدم برمیدارم متوجه شدم که بدن من طبیعیه متناسب باشه و من این اضافه بار رو بهش تحمیل کردم و طی همین مدت کوتاه متوجه تغییرات مثبت جسمم شدم که چقدر مایله متناسب بشه و چقدر استعداد تناسب داره الان که دارم عادات بد قبلم و اصلاح میکنم رفتارم تغییر کرده و طبیعی شده، متوجه تغییرات واضح جسمم شدم.

       ای جانم، این طرز رفتار متناسب، طبیعی فکر و بدن منه و دیگه هرگز فراموش نمیشه مثل چیزهایی که تا حالا یاد گرفتم طبیعی ذهن من پرخوری نکردن و ترک رفتارهای اشتباه گذشتمه ،شاید بعضی وقتها بلغزم اما دوباره ادامه میدم مثل وقتی که درس میخوندم. یه وقت درس میخوندم ۲۰میگرفتم وقتایی تلاشم کمتر بود نمره کمتر میگرفتم ولی درس و رها نکردم و ادامه دادم و تلاشم بیشتر می‌شد تا نمرات خوب بگیرم . پس من پر انرژی تر از قبل به راهم ادامه میدم تا به لطف خداوندی که منو هدایت کرده در این راه به آرزوی چندین ساله ام برسم و زندگیم رو دگرگون کنم لاغری و تناسب طبیعی جسم منه و این چاقی جزئی از من نیست من نمی پذیرم که محکومم تا آخر عمرم چاق باشم من لاغری و تناسب فکر و جسمم را که منطق مغز من است را شکوفا و به ثمر مینشونم من هر چیزی که نیاز به یادگیری داشته رو با استمرار و تلاش یاد گرفته ام و الان هم همگی اونها بازم یادمه و فراموششون نکردم یادمه اوایل آموزش رانندگی چقدر برام سخت بود رانندگی و همش آرزو میکردم بتونم خوب رانندگی کنم ولی الان رانندگی و کلاج و ترمز مثل نفس کشیدن شده برام یعنی اصلا لازم نیست مثل اون اوایل حواسم به کلاج و ترمز گرفتن یا نگرفتن باشه مغزم یاد گرفته و دیگه با توجه به چیزی که داره میبینه یا میشنوه پا روی کلاج یا ترمز یا گاز فشار داده میشه یه جورایی تقریبا غیر ارادی عین نفس کشیدن 

      پس حالا من آموزش میبینم لاغری رو، یاد میگیرم فکرم رو متناسب میکنم تا جسمم هم متناسب بشه این راه زمان درش مهم نیست عجله ای وجود نداره گاماس گاماس باید جلو رفت و یاد گرفت و تلاش کرد نمره بالا بگیریم اگر روزی تمرینات و انجام دادی و در رفتارت تغییر دیدی مطمین باش راه و داری درست میری اگه اومدی پرخوری کنی و نجوای ذهنت گفت نکن بدون داری درست میری ولی اگه فقط فایل گوش میدی و تمرین میکنی و در عملت تغییری نداری مطمین باش تو هنوز این راه و باور نکردی تو مقاومت ذهنی داری و ذهنت هنوز چاقه، شاید با تکرار و تمرین بیشتر نتیجه بگیری ولی مطمین باش نتیجه میگیری من متناسب بودن و طبیعت ذهنم میکنم و میدونم که نتیجه اون حتما و قطعا تناسب و متناسب موندنه من برای لاغری لازم نیست کاری بکنم مغز من یاد میگیره و اتوماتیک اجراش میکنه لاغری آسونترین کار دنیاست و نیاز به هیچ رژیم، ورزش، ابزار و تلاشی نداره خود به خود با یادگیری ذهنی بوجود میاد خداوند و بسیار بسیار سپاسگزارم برای هدایتم به این مسیر روشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۳/۲۱ ۱۱:۱۴
      مدت عضویت: 1227 روز
      امتیاز کاربر: 10135 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیرو شادی 

      درمورد منطق چاقی خودم باید بنویسم من منطق چاقی خود را ژنتیکی میدونستم چون تمام اطرافیان عمه ها و عموهای من چاق هستند و طبق نظر دیگران ما خانوادگی چاق هستیم و این منطق همیشه ما را به سوی بیشتر چاق شدن سوق میدهد و این امر را یک چیز طبیعی میدانستم . الان متوجه منظور شما میشوم به عنوان مثال همسر من از خانواده متناسب است که همه میگویند این خانواده و طایفه آنها یک نفر چاق ندارند و واقعا من دقت کردم دیدم راست میگویند و آنها همیشه منطقشان این است که ما طایفه هرچه بخوریم چاق نمیشویم و نمیشوند الان یکی از فرزندان من لاغر است و درحالی که خوراک آن بیشتر از دیگر افراد خانواده است حتی برای انواع پفک -چیبس – بستنی و غذا خوردن چون همیشه میگوید من به طایفه بابایی رفتم و چاق نمیشوم واقعا هم چاق نمیشود و سه فرزند دیگر من همیشه بهشون گفتند به طایفه مادری رفتید و آنها چاق شدند و من الان متوجه شدم که منطق چاق با منطق افراد لاغر خیلی باهم تفاوت دارد پس بنابراین من بایستی اول منطق چاقی خود را به سمت منطق لاغری اصلاح کنم و وقتی هم که به لاغر شدن فکر میکنم و در گوشه ای از ذهنم میگویم من این را بخورم چاق میشم پس من متناسب نخواهم شد 

      از استاد عزیز ممنون که این قدر شفاف فرمولهای ذهنی را برای افراد چاق مشخص میکنند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,138 کلمه

      لاغری و‌تناسب طبیعت جسم‌ما هست و این ی قانونه ک  جسمم ب سمت متناسب شدن بره ، سالها من کلی غذا خوردم ک اگه اون حجم از غذا قرار بود در جمسم‌من باقی میموند الان من چندین تن‌وزن داشتم ، بس تبدیل مواد غذایی و هضم و دفع اون طبیعی بدن منه ؛

      ولی سال ها من چاقی رو طبیعی جسم‌خودم میدونستم چون سالهای سال اطلاعاتی ب مغزم‌داده بودم و باورهایی برای خودم بوجود اورده بودم ک مغزم چاقی رو‌برای جسمم طبیعی میدونست و‌من هرچقد تلاش میکردم ک‌لاغر بشم ولی باز خیلی اسون و راحت چاق میشدم ؛ 

      من لاغری رو طبیعی جسمم نمی دونستم بلکه در مقابلش چاقی رو حق و طبیعی جسم خودم‌میدونستم ، چرا ک سالها من اطلاعاتی ب مغزم داده بودم ک با وجود اون اطلاعات و‌نگرش ها مغز من چاقی رو برای جسمم طبیعی کرده بود ، اطلاعات و نگرش هایی  مثل : من استخون بندیم درشته بس باید چاق باشم و‌نمیتونم لاغر باشم ، من مادرم و‌خونوادش چاقن و من شبیه اونام بس من باید چاق باشم ، ما سوخت و سازمون کمه بس چاق میشم ، من مقدار غذام زیاده ، معدم بزرگه ، بس باید چاق باشم ، من تحرک کمی دارم و ….. و از این قسم اطلاعات ک همشون مساوی بودن با چاقی و همین ها برای ذهنم چاقی رو طبیعی کزده بود و‌وقتی من چاقی رو برای جسمم طبیعی بدونم چطوری میتونم لاغری ماندگار داشته باشم ، مثل ابی  ک میزارمش داخل فریزر و طبیعی میدونم ک‌بعد چند ساعت یخ بزنه ، یا ابی ک‌روی شعله گاز میزارم و طبیعیش میدونم ک باید بجوشهذو‌بخار کنه و اینها رو طبیعی میدونم ، با اون اطلاعات ک در ذهنم بود چاقی رو هم ب همیین روشنی و واضحی برای خوذم طبیعی دونسته بودم ؛ و هر تلاشی ک برای لاغری انجام میدادم رو‌موقت میدونسم چون لاغری رو حق و‌طبیعت جسمم نمیدونسم و بواسطه ی عملی ک انجام‌میدادک مثل رژیم و یا ورزش و دارو و دمنوش برای مدت زمان موقتی لاغر میشدم و باز خیلی راحت ب سایز و وزن قبل برمیگشتم؛ چرا ک جسم باید ب طبیعت خودش برمیگشت و من چاقی رو طبیعت و‌طبیعی برای خودم میدونستم ؛ 

      در حالی ک در یه فرد متناسب لاغری طبیعیه و هر کاری انجام بده باز هم متناسب و لاغر میشه ، چون در ذهنش هیچ نگرش و فرمولی راجب این نداره ک بخواد چاقی رو طبیعی بدونه، بارها دیدم ک زنداداشم و یا دوست متناسبم ک از نظر من حسم ایده الی دارن ، دنبال راهکاری بودن ک ی چند کیلو اصافه کنن ولی هیچوقت موفق نشدن ، من تمام اون مدتی ک اونها برای چاقی تلاش میکردن میدیدم ک مدام این باور قوی رو دارن و‌حتی تکرار میکنن و‌ی زبون میارن ک من نمیتونم چاق بشم ، من هر کاری کنم و ی ذره تغییر کنه جسمم بازم نمیتونم نگه دارم و زود لاغر میشم ، زنداداش من سه چهار کیلویی با کلی تلاش اصافه کرذه بود و تمام اون مدت میگفت ک نمیمونه و باز برمیگردم و تمام مدت با استرس میگف الان لاغر میشم باز، و خیلی زود ب وزن قبل برگشت چون این رو برای ذهنش طبیعی کرذه بود ، ک اون همیشه لاغر و متناسب میمونه ، لاغری طبیعت جسم هر فردیه و‌این هم ثابت شده است چون هر لحظه اون مقدار مواد غذایی ک میخوریم اصلا نیست و نمیدونیم کجا میره و‌فقط ما جاق ها با قدرت ذهنمون ی مقدار خیلی کمی از اون‌حجم رو بواسطه افکار و‌نگرش هامون نگه میداریم ؛ 

      من سالها میگفتم ک ژنتیکی چاقم و ب سمت مادر و خونواده مادری کشیدم وقتی با این سایت متوجه شدم ک اینها فقط ی باور غلطه و‌چشمام با اگاهی ها باز شد ، دیدم ک دوتا از دخترخاله هامم از لحاظ چهره شبیه ماماناشون و‌خونواده مادرین ولی بسیار جسم متناسبی دارن در حالی ک‌همون دخترخاله هام خواهرهایی دارن ک چاقن ، وقتی نگا کردم دیدم من پسر دایی های متناسبی دارم با وجود اینکه چنتا از پسر دایی هام چاقتن و‌در یه خونواده زندگی میکنن بس اگه ژنتیکی در کار هست چرا روی اونها تاثیر نداشته ؟؟؟؟بس این موضوع رد میشه و دیگه قابل قبول نیس و ژنتیک نمیتونه عامل چاقی باشه ؛ 

      همیشه میگفتم من کم تحرکم در حالی ک دوستم و یا زنداداشم ک خیلی از من کم تحرک تر بودن و بیشتر استراحت و خواب رو دوست داشتن همیشه متناسب و‌لاغر بودن ، در حالی ک من تمام مدت در حال پیاده روی کرذن و باشگاه ها ورزش های سخت انجام دادن بودم و‌دوست متناسبم همون در حال خواب و استراحت و بارها شده بود بهم‌میگف واای چطوری میتونی پاشی بری باشگاه و ورزش کنی ؛ من بجای تو خسته میشم و دلم میخواد استراحت کنم ، ولی من همچنان چاق میشدم و‌اونها متناسب باقی میموندن ، بس این هم نمیتونه دلیل لاغر نشدنم باشه ؛

      من میگفتم ک مقدار غذایی ک میخورم باعث چاقی منه ، و مقدار غذا رو‌مساوی با چاقی میدونسم و چون نمیتونسم از اون‌مقدار کمتر بخورم بس چاقی رو‌برای جسمم طبیعی میدونستم در حالی ک بارها وقتی با دوستم بودم و یا زنداداشم موقع غذا با ما بود میدیدم ک میگفت گرسنمه و‌مقدار غذاش خیلی بیشتر از غذای من بود ولی هیچ تغییری در سایز و وزنش نداشت چون هیچ نگرشی در مورد مقدار غذا و‌مساوی دونستن اون با چاقی نداشت و لاغری رو برای خودش طبیعی میدونست بس مقدار غذا هم نمیتونه دلیل چاقی باشه ؛

      من معتقد بودم ک نوع غذایی ک میخورم در جاق شدن من تاثیر داره ، در حالی ک بابای متناسبم هم‌از همون نوع مواد غذایی استفاده میکرد و یا زنداداشم بارها سر همون سفره و از همون غذاها استفاده میکرد و یا دوست متناسبم ک توی دانشگاه اغلب اوقات باهم غذا میخوردیم از همون نوع مواد غذایی استفاده میکردو اون بعد استفاده همچنان متناسب ولی من روز ب روز اضافه تر میشدم ، چون من هر لقمه از غذا و‌هر نوع مواد غذایی رو عامل چاق شدن میدونسم و‌واکنش طبیعی جسمم رو با خوردن و مصرف اون عذاها چاقی میدونستم در حالی ک اون متناسب ها فقط ب این فکر میکردن ک غذا بخورن چون گرسنشونه و اون حالت ضعف رفع بشه و‌انرژی بگیرن ن‌چیز دیگه ؛ 

      من فهمیدم ک برای لاغر شدن و لاغر زندگی کردن باید تناسب و لاغری رو‌برای خودم طبیعی قرار بدم ، مثل طبیعی بودن رشد مو ، طبیعی بودن رشد ناخن ، طبیعی بودن تپش قلب و ضربان و‌پلک زدن ، لاغر شدن و‌متناسب شدن هم‌ برای جسم مثل همین هاست ، فقط من دستکاریش کرده بودم ، و‌الان هر چیزی ک‌بخواد ب من بگه ک این تو رو چاق میکنه من خلاف اونو ب ذهنم نشون میدم و میگم ک اینجوری نیست ، لاغری رو‌حق طبیعی جسمم میدونم و هر چیزی ک حق و طبیعت کنه برام پیش میاد، طبیعیه ک من زندگی خوبی داشته باشم ، طبیعیه ک‌هر چیز ک میخوام رو بتونم بدست بیارم وقتی خودم حق طبیعیم‌بدونم همون هم برام پیش میاد و‌تجربه میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۲/۲۲ ۲۲:۲۸
      مدت عضویت: 1573 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 385 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم

      من امروز خیلی افسرده شدم بخاطر چاقی و اضافه وزنم 

      چون چند روز پیش که خونه خواهرم بودم اونا ترازو شون همیشه توی اشپزخانه هست ، منم کنجکاوشدم دلم خواست بدونم وزنم چقدر تغییر کرده ودیدم حتا وزنم از ترازویی که خودم توی خونه دارم و چند وقته پیش خودمو وزن کرده بودم حدود دوسه کیلو بیشتر از اون مدت زمان نه چندان طولانی نشون میده ، 

      خودمم توی آینه میبینم یا لباسی که تنمه چاقیمو به من یاد آوری میکنه ، همینطور همسرمم بهم گفت چاق شدی ، امروز داشتیم توی حیاط راه میرفتیم خیلی گله مند و شاکی وافسرده بودم از این وضعیت فعلیم که دوسش ندارم ، جسم چاقمو میگم.

      همسرم گفتش تو استعداد چاقی داری ، خب خودش خیلی لاغره 

      منم گفت پس تو هم استعداد لاغری داری که چاق یامتناسب نمیشی؟

      انقدر حالم گرفته بود اینا رو گفتم .

      این مدت که دارم با لاغری با ذهن پیش میرم توجهم رفته به خوردنم 

      دارم قشنگ حس میکنم با اینکه سیرم ولی دستم به سمت غذا بیشتر از سیریم میره انگار که یه نفر خیالی داره به زور منو مجبور به خوردن میکنه که زیاد بخورم و میترسه اگه پاسخ سیرمو با دست کشیدن از غذا بدم انگار اونو تحریم کردم ااز لذت بردن از خوراکی

      یه کشمکش عجیبی درون ذهنم ایجاد شده 

      عامل چاقیمو خوردن بیشتر از حد نیازم میدونم 

      و عامل لاغریمو کم خوری 

      آهاحالا فهمیدم یکی از مخرب ترین موانع ذهن من این باورهست که اگه کم بخورم (کم)لاغر میشم و اصلا از جمله به اندازه بخورم به وزن طبیعی و اندام زیبایی که حق طبیعی من هست میرسم استفاده نمیکنه ،شاید همین عامل هم باعثشده شروع به خوردن زیاد تر از نیاز بدنم بخورم و رفتار درست غذایی نداشته باشم ، 

      مثلا دخترم که ۳ سالشه همه چی میخوره اصلا هم چاق نیس به اندازه نیازش میخوره هر چقدر هم به اون غذا علاقه داشته باشه 

      مثل شیر که خیلی دوست داره ولی تا یه حدی میخوره و دیگه هراندازه از شیرش توی لیوان مونده باشه نمیخوره برای هر خوراکی به همین شکل رفتار میکنه 

      کاش منم بتونم به طبیعت خودم توی خوردن برگردم و به اندام طبیعیم برگردم ، حس میکنم چاقی طبیعت ناخودآگاهم شده اما چون توی این مسیر و حقیقت اومدم دیگه طبیعی نمیبینمش من ادامه میدم باورهای ذهن چاقو قدم به قدم باآموزش های شمامیشکنم و به لیاقت خودم میرسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 90 کلمه

        سلام و درود
        خیلی خوبه که حالت بد شده ولی اومدی و ادامه دادی و حتی درباره شرایط فعلی نوشتی
        این نوشتن بهت کمک میکنه که مقداری از فشار ذهن رها بشی و بتونی ادامه بدی
        توجهت به نتیجه و شرایط فعلی نباشه و امیدت این باشه که (من دارم افکار و نگرشم رو تغییر می دم)
        این تغییر صد در صد نتیجه میده
        اصلا نمی تونه نتیجه نده چون شما دارید فرمول های جدید در ذهنت ایجاد میکنی و راهی جز تاثیر گذاشتن بر رفتار و جسم شما نداره.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      سلام ب استاد مهربانم و دوستان گل وهم مسیرم

      والا استاد نمیدونم از کجای منطق چاقی ذهنم بگم براتون
      تمام این باورهایی ک میگید رو من دارم 

      اینکه چاقی من ژنتیکیه
      اینکه چاقیم بخاطر پایین بودن سوخت و ساز بدنمه،
      اینکه نمیتونم توی انواع رژیم هایی ک میگیرم استمرار داشته باشم
      اینکه مرتب باشگاه نمیرم و همین نداشتن استمرار تو باشگا بیشتر منو چاق می‌کنه…

      اینکه من زایمان کردم و شکمم دیگه همینه حتی اگه لاغر هم بشم این شکم واسم موندگاره خودمم اذیت نکنم چون بی فایدست…
      اینکه چاقی من بخاطر سرد مزاجیمه و همین سردی مزاج باعث ورم من شده و سیستم بدنم همینه کاریشم نمیشه کرد
      اینکه اصلا استخون بندی بدنم این شکلیه چربی بدنمم آب بشه بازهم بدنم پهنه
      خلاصه در نهایت همیشه در ذهنم این بود که چون من استعدادشو دارم حتی اگه ب تناسب هم برسم البته با کلیییی سختیو رنج و درد وعذاب….باز اگه یکم بلغزمو رهاش کنم ب همون وزن قبلی برمی‌گردم چون ساختمان بدنم همینه….

      واین باورها از طریق حرفای اطرافیان یا دوستان یا دکترهای ک رفته بودم و بهم فهمونده بودن ک تنها راه لاغری نخوردن وورزش هست …شکل گرفت

      استاد هربار ک من این سوالو از دکترها می‌پرسیدم ک چرا فلانی قشنگ دوبرابر من میخوره اما یک چهارم منه…این چ دلیلی داره…بهم میگفتن اونا سوخت و ساز بدنشون بالاست و باهمین یک کلمه خودشونو راحت میکردن…

      همیشه برام سوال بود خب مگه موتور سوخت و ساز تو بدن وجود داره ک برای لاغرها سه برابر موتور ما چاق ها کار می‌کنه
      ینی خدا موتور بدن اونارو فعال‌تر کرده؟؟؟!!!!!

      استاد من از چند سال قبل ک با مفهموم ذهنی آشنا شدم مرتب ب خودم میگفتم اگه توی تموم این سال های مدرسه یه کتاب فقط یکی از دروس ما راجب ذهن و قدرت ذهن بود الان باجرأت میتونم بگم نیمی از آدمها اونجوری زندگی میکردن ک خودشون میخان ن اونجوری ک روال جامعه و منطق هست…

      و الان ارزو میکنم ک این اتفاق برای بچه هامون و نسل های آینده بیافته ک واقعا علم ذهن از نون خوردن هم واجبتره ک اگه ادمها این یک قلم رو یاد بگیرن ب اندازه ی دکترای تمام رشته ها ارزش داره چون این علم هم خدارو می‌شناسی هم خودتو و هم دنیای اطرافتو و کاملترین علم دنیاست …

      استاد بی صبرانه منتظر اون روزیم ک بیام بنویسم از باورهای محکمم راجب لاغرشدن ذهنم 

      الهی ب امید اونروز ک ب اندامی زیبا و ذهنی زیبا و روحیه ای قوی و محکم با عزت نفس قوی و آرامش عمیق و خداشناسی رسیده باشم با کمک شما دست خدای مهربونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم