0

انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن! (گام ۷)

چرا لاغر نمیشم؟
اندازه متن

راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!

در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅

نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامه‌ای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️

چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟

اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…

همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهن‌مون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره.

چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯

تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:

«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سال‌ها با این سوال درگیر بودم! 🌀

با رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓

در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق می‌شدم!

چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی می‌دونست و لاغری براش عجیب بود.

🧠✨ پژوهش‌های روان‌شناسی نشون می‌دن که خیلی از باورها و رفتارهای ما از طریق ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شن. ذهن ناخودآگاه اطلاعاتی مثل «من چاق هستم» یا «لاغر شدن برام سخته» رو ذخیره می‌کنه و بعد طبق همون اطلاعات، آینده ما رو پیش‌بینی می‌کنه 📉.

یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجه‌ای ماندگار نمی‌گیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃‍♂️🥗.

چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️

تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری می‌کنی لاغر نمی‌مونی؟!

چرا یه مدت رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، کلی زحمت می‌کشی… اما بازم برمی‌گردی سر خونه اول؟! 😩

دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!

یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همون‌طور که طبیعت راه خودش رو می‌ره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه می‌ده.

نمی‌تونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامه‌ریزی کنی!

🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش می‌خوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون می‌جنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر می‌شه…

اگه واقعاً می‌خوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.

✋ هر بار که به بدنت نگاه می‌کنی، به جای اینکه بگی: “من همینه‌ام دیگه!”

باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقته‌ست!”

همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک می‌ده و آروم‌آروم انتظار چاقی رو ازش پاک می‌کنه. 🧽🧠

راز لاغر نشدن

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی

راستشو بخوای، همه‌ی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که می‌گن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…

اینا فقط یه نقابن 😶

چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، این‌همه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمی‌اومد.

🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه

وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راه‌های مختلف به ما هشدار می‌ده:

زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبه‌نفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…

یعنی داره فریاد می‌زنه: «این حالت طبیعی من نیست!»

اما مشکل کجاست؟ 🤔

مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!

یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قوی‌تر از ته ذهنمون می‌گه:

«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیه‌س، نه تو!»

و این‌جاست که افکار لاغری، مثل یه جرقه‌ی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش می‌شن 🔥💨

یه اعتراف مهم 😓

منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم می‌اومد یا از دیدن وزنم کلافه می‌شدم، تصمیم می‌گرفتم که دیگه تمومه!

می‌گفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمی‌خورم، همه چی تموم!»

ولی چند روز بیشتر دووم نمی‌آورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق می‌دید، قوی‌تر بود.

🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار می‌کرد:

«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانواده‌ت چاقن»، «سن‌ت بالاست»…

همه‌ی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!

حالا چی کار کنیم؟ 🌱

اگر واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی

باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقته‌ست.

باید ذهنت رو قانع کنی که:

✅ لاغر شدن ممکنه

✅ من می‌تونم متفاوت باشم

✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

انتظار چاقی

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟

«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آینده‌ی جسممون رو چاق پیش‌بینی می‌کنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاق‌تر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاق‌تری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!

شاید بگی: «مگه من پیشگو‌ام؟!» 😅

ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی می‌کنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.

و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگویی‌ها ناخودآگاهیه!

😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیش‌بینی می‌کنه، نه لاغر؟!

دلیلش خیلی ساده‌ست:

چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقی‌مون به ذهنمون داده‌ایم.

مثلاً:

  • «چاقی من ارثیه»
  • «من چون کم‌تحرکم چاقم»
  • «بدنم سوخت‌وسازش پایینه»
  • «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
  • «من عین خاله‌م چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
  • «من عاشق شیرینی‌ام، نمی‌تونم لاغر شم»
  • «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…

📌 این جمله‌ها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آینده‌ی ما رو چاق پیش‌بینی می‌کنه!

🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!

حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته می‌شی و می‌گی: «دیگه بسه! می‌خوام لاغر شم!»

خیلی هم عالیه 👏

اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظه‌ایه.

در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سال‌ها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بی‌قدرت و ضعیفه 😕

💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه

چون توی ذهنت:

  • چربی‌هات کهنه‌ن و نمی‌رن
  • چربی‌هات سفتن و فقط با ورزش سنگین می‌رن
  • انرژی نداری، پس ورزش نمی‌تونی بکنی
  • طبع بدنی‌ت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…

این منطق‌های شخصی که ذهن‌مون ساخته، باعث می‌شن پیش‌فرض ذهن همیشه این باشه که:

«تو لاغر نمی‌شی!»

و این میشه همون انتظار چاقی.

✅ راه حل چیه؟

منم دقیقاً مثل تو، سال‌ها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟

تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.

شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری

و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کم‌کم پیشگویی‌هاشو عوض کرد!

یعنی دیگه به جای تصور یه آینده‌ی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!

بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫

🟢 حالا نوبت توئه…

اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

فرمول های ذهنی

🔁 تغییر فرمول‌های ذهنی چاقی

ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبه‌رو کنیم.

یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍

👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو می‌بینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسب‌اندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون می‌افته:

ذهن می‌گه:

«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمول‌های چاقی ذهن 💥

🎧 گوش کن، باور بساز

برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواش‌یواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.

تو این فایل درباره این صحبت می‌کنم که:

  • اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
  • چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش می‌دونه؟
  • و مهم‌تر از همه: چطور می‌تونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟

✅ پیشنهاد می‌کنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.

هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫

🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونه‌ست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کم‌کم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.

و این شکوفه‌ها همون لحظه‌هاییه که حس می‌کنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.

مرحله اول:

با پاسخ دادن به پرسش‌های مطرح‌شده می‌تونید به فرمول‌های ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه می‌کنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤال‌ها پاسخ بدید:

  • چرا تا حالا لاغر نشدی؟
  • اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
  • نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟
  • چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟

مرحله دوم:

برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤال‌های زیر جواب بده:

  • با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
  • چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
  • با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.

🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.88 از 176 رای

پادکست آموزشی
پادکست صوتی نسخه قبلی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=9249
269 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,138 کلمه

      لاغری و‌تناسب طبیعت جسم‌ما هست و این ی قانونه ک  جسمم ب سمت متناسب شدن بره ، سالها من کلی غذا خوردم ک اگه اون حجم از غذا قرار بود در جمسم‌من باقی میموند الان من چندین تن‌وزن داشتم ، بس تبدیل مواد غذایی و هضم و دفع اون طبیعی بدن منه ؛

      ولی سال ها من چاقی رو طبیعی جسم‌خودم میدونستم چون سالهای سال اطلاعاتی ب مغزم‌داده بودم و باورهایی برای خودم بوجود اورده بودم ک مغزم چاقی رو‌برای جسمم طبیعی میدونست و‌من هرچقد تلاش میکردم ک‌لاغر بشم ولی باز خیلی اسون و راحت چاق میشدم ؛ 

      من لاغری رو طبیعی جسمم نمی دونستم بلکه در مقابلش چاقی رو حق و طبیعی جسم خودم‌میدونستم ، چرا ک سالها من اطلاعاتی ب مغزم داده بودم ک با وجود اون اطلاعات و‌نگرش ها مغز من چاقی رو برای جسمم طبیعی کرده بود ، اطلاعات و نگرش هایی  مثل : من استخون بندیم درشته بس باید چاق باشم و‌نمیتونم لاغر باشم ، من مادرم و‌خونوادش چاقن و من شبیه اونام بس من باید چاق باشم ، ما سوخت و سازمون کمه بس چاق میشم ، من مقدار غذام زیاده ، معدم بزرگه ، بس باید چاق باشم ، من تحرک کمی دارم و ….. و از این قسم اطلاعات ک همشون مساوی بودن با چاقی و همین ها برای ذهنم چاقی رو طبیعی کزده بود و‌وقتی من چاقی رو برای جسمم طبیعی بدونم چطوری میتونم لاغری ماندگار داشته باشم ، مثل ابی  ک میزارمش داخل فریزر و طبیعی میدونم ک‌بعد چند ساعت یخ بزنه ، یا ابی ک‌روی شعله گاز میزارم و طبیعیش میدونم ک باید بجوشهذو‌بخار کنه و اینها رو طبیعی میدونم ، با اون اطلاعات ک در ذهنم بود چاقی رو هم ب همیین روشنی و واضحی برای خوذم طبیعی دونسته بودم ؛ و هر تلاشی ک برای لاغری انجام میدادم رو‌موقت میدونسم چون لاغری رو حق و‌طبیعت جسمم نمیدونسم و بواسطه ی عملی ک انجام‌میدادک مثل رژیم و یا ورزش و دارو و دمنوش برای مدت زمان موقتی لاغر میشدم و باز خیلی راحت ب سایز و وزن قبل برمیگشتم؛ چرا ک جسم باید ب طبیعت خودش برمیگشت و من چاقی رو طبیعت و‌طبیعی برای خودم میدونستم ؛ 

      در حالی ک در یه فرد متناسب لاغری طبیعیه و هر کاری انجام بده باز هم متناسب و لاغر میشه ، چون در ذهنش هیچ نگرش و فرمولی راجب این نداره ک بخواد چاقی رو طبیعی بدونه، بارها دیدم ک زنداداشم و یا دوست متناسبم ک از نظر من حسم ایده الی دارن ، دنبال راهکاری بودن ک ی چند کیلو اصافه کنن ولی هیچوقت موفق نشدن ، من تمام اون مدتی ک اونها برای چاقی تلاش میکردن میدیدم ک مدام این باور قوی رو دارن و‌حتی تکرار میکنن و‌ی زبون میارن ک من نمیتونم چاق بشم ، من هر کاری کنم و ی ذره تغییر کنه جسمم بازم نمیتونم نگه دارم و زود لاغر میشم ، زنداداش من سه چهار کیلویی با کلی تلاش اصافه کرذه بود و تمام اون مدت میگفت ک نمیمونه و باز برمیگردم و تمام مدت با استرس میگف الان لاغر میشم باز، و خیلی زود ب وزن قبل برگشت چون این رو برای ذهنش طبیعی کرذه بود ، ک اون همیشه لاغر و متناسب میمونه ، لاغری طبیعت جسم هر فردیه و‌این هم ثابت شده است چون هر لحظه اون مقدار مواد غذایی ک میخوریم اصلا نیست و نمیدونیم کجا میره و‌فقط ما جاق ها با قدرت ذهنمون ی مقدار خیلی کمی از اون‌حجم رو بواسطه افکار و‌نگرش هامون نگه میداریم ؛ 

      من سالها میگفتم ک ژنتیکی چاقم و ب سمت مادر و خونواده مادری کشیدم وقتی با این سایت متوجه شدم ک اینها فقط ی باور غلطه و‌چشمام با اگاهی ها باز شد ، دیدم ک دوتا از دخترخاله هامم از لحاظ چهره شبیه ماماناشون و‌خونواده مادرین ولی بسیار جسم متناسبی دارن در حالی ک‌همون دخترخاله هام خواهرهایی دارن ک چاقن ، وقتی نگا کردم دیدم من پسر دایی های متناسبی دارم با وجود اینکه چنتا از پسر دایی هام چاقتن و‌در یه خونواده زندگی میکنن بس اگه ژنتیکی در کار هست چرا روی اونها تاثیر نداشته ؟؟؟؟بس این موضوع رد میشه و دیگه قابل قبول نیس و ژنتیک نمیتونه عامل چاقی باشه ؛ 

      همیشه میگفتم من کم تحرکم در حالی ک دوستم و یا زنداداشم ک خیلی از من کم تحرک تر بودن و بیشتر استراحت و خواب رو دوست داشتن همیشه متناسب و‌لاغر بودن ، در حالی ک من تمام مدت در حال پیاده روی کرذن و باشگاه ها ورزش های سخت انجام دادن بودم و‌دوست متناسبم همون در حال خواب و استراحت و بارها شده بود بهم‌میگف واای چطوری میتونی پاشی بری باشگاه و ورزش کنی ؛ من بجای تو خسته میشم و دلم میخواد استراحت کنم ، ولی من همچنان چاق میشدم و‌اونها متناسب باقی میموندن ، بس این هم نمیتونه دلیل لاغر نشدنم باشه ؛

      من میگفتم ک مقدار غذایی ک میخورم باعث چاقی منه ، و مقدار غذا رو‌مساوی با چاقی میدونسم و چون نمیتونسم از اون‌مقدار کمتر بخورم بس چاقی رو‌برای جسمم طبیعی میدونستم در حالی ک بارها وقتی با دوستم بودم و یا زنداداشم موقع غذا با ما بود میدیدم ک میگفت گرسنمه و‌مقدار غذاش خیلی بیشتر از غذای من بود ولی هیچ تغییری در سایز و وزنش نداشت چون هیچ نگرشی در مورد مقدار غذا و‌مساوی دونستن اون با چاقی نداشت و لاغری رو برای خودش طبیعی میدونست بس مقدار غذا هم نمیتونه دلیل چاقی باشه ؛

      من معتقد بودم ک نوع غذایی ک میخورم در جاق شدن من تاثیر داره ، در حالی ک بابای متناسبم هم‌از همون نوع مواد غذایی استفاده میکرد و یا زنداداشم بارها سر همون سفره و از همون غذاها استفاده میکرد و یا دوست متناسبم ک توی دانشگاه اغلب اوقات باهم غذا میخوردیم از همون نوع مواد غذایی استفاده میکردو اون بعد استفاده همچنان متناسب ولی من روز ب روز اضافه تر میشدم ، چون من هر لقمه از غذا و‌هر نوع مواد غذایی رو عامل چاق شدن میدونسم و‌واکنش طبیعی جسمم رو با خوردن و مصرف اون عذاها چاقی میدونستم در حالی ک اون متناسب ها فقط ب این فکر میکردن ک غذا بخورن چون گرسنشونه و اون حالت ضعف رفع بشه و‌انرژی بگیرن ن‌چیز دیگه ؛ 

      من فهمیدم ک برای لاغر شدن و لاغر زندگی کردن باید تناسب و لاغری رو‌برای خودم طبیعی قرار بدم ، مثل طبیعی بودن رشد مو ، طبیعی بودن رشد ناخن ، طبیعی بودن تپش قلب و ضربان و‌پلک زدن ، لاغر شدن و‌متناسب شدن هم‌ برای جسم مثل همین هاست ، فقط من دستکاریش کرده بودم ، و‌الان هر چیزی ک‌بخواد ب من بگه ک این تو رو چاق میکنه من خلاف اونو ب ذهنم نشون میدم و میگم ک اینجوری نیست ، لاغری رو‌حق طبیعی جسمم میدونم و هر چیزی ک حق و طبیعت کنه برام پیش میاد، طبیعیه ک من زندگی خوبی داشته باشم ، طبیعیه ک‌هر چیز ک میخوام رو بتونم بدست بیارم وقتی خودم حق طبیعیم‌بدونم همون هم برام پیش میاد و‌تجربه میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,137 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی ودوستان عزیز 

      چرا هر چقد تلاش میکنم لاغر نمیشوم؟؟؟ناخوداگاه این اواخر این سوالو از خودم میپرسبدم منی ک با همین فایلا کلی تغییر کردم ووزن وسایز کم کردم چرا ی مدته با اینکه هدف خودمو سایز ۳۶قرار دادم ولی نمیتونم و با اینکه فایل گوش میدم ودر مسیر لاغری ذهنی هستم وهر روز گامی برمیدارم چرا دیگه تغییر نمیکنم وحتی این باور استپ هم بازبرام اومده بود ومیگفتم نکنه ک در لاغری ذهن هم ی جایی استپی هست ،اخه سالها ک تلاش برا لاغری از روش های متعدد  میکردم در ی مقطعی برمیخوردم ب ی مانع غول اسایی بنام استپ وزنی وخیلی وقتا همینجا میشد نقطه پایان لاغری من و میگفتم دیگه نمیتونم تا ی اندازه ای بدن من کشش لاغری داره وبعد اون مقاومت میکنه وهیچکاری از من ساخته نیست واین رو طبیعی میدونستم ، امروز با تکرار فایل طبیعت وخوندم دیدگاه های دوستانم متوجه شدم ک من تا  این سایز و وزن الانمو تونستم باور پذیر کنم وبیشتر از اون روبرای بدن خودم طبیعی نمیدونستم ،چرااااا؟؟؟؟ از نوشته دوست عزیزی ک اشاره ب استخوان بندی درشت کرده بود چراغی در ذهن من روشن شد ک توهم سالها بهت گفتن استخوان بندی درشتی داری ونمیتونی هیچوقت سایز ووزن کمی داشته باشی، من مدتهاست ک نمیدونم وزنم چقده ولی الان سایز لباس هام ۳۸ هستش ولی از نظر خودم ب اون ایده ال سبکی وسایز ایده الم نرسیدم وهمچنان خودمو سنگین میدونم ،میدونین چرااا؟؟برا همون باوراستخوان بندی درشت ، قبلنا همیشه میرفتم رو ترازو و وقتی حالم خراب می‌شد از وزن زیاد مامانم با این جمله ها دلداریم میداد ک تو استخوان بندی درشتی داری برا همینه ک سنگینی ،وبیشتر سنگینی تو برا استخوان بندیته و کسی ک استخوان بندیش درشت باشه اگه خیلی لاغر کنه خیلی زشت میشه و کلا استخون دراز دیده میشه ،اونقد اینهاروتکرار کرده بود ک در ناخوداگاه من تبدیل ب باور شده بود،ومن الان طبیعی خودم میدونستم ک از این سبکتر ولاغر و یا متناسب وایده الم نتونم برسم، وذهنم بخاطر باورهام سد ومانعی ساخته بود،استاد چقد بجا وب حق همیشه تاکید میکنین ک تکرار کنیم بنویسیم و بخونیم ،من این روزها بارها از خودم میپرسبدم چرا بیشتر از این لاغر نمیشم وامروزبا این تکرار خوندن جواب سوال خودمو دریافت کردم ، الان میخوام ب خودم بگم ک طبیعت تو متناسب ولاغر شدنه ،بدن تو در هر شرایطی ب سمت طبیعت خودش ک تناسبه میره، مث دونه ای ک کاشته میشه طبیعتش رشده مگر اینکه مانعی براش قرار داده بشه ، طبیعت همه یانسانها ب سمت تناسبه و اگه غیر این بودعا لانه نبود ،ک یکی راحت از لذت خوردن و پوشبدن لباسهای خوشگل وسبکی و…… برخوردار باشه اونوق ی عهده تمام عمر بدوان دنبال لاغری ، نمیدونم چرا منی ک کلی افراد متناسب دور وورم داشتم قبلا بهشون دقت نکردم قبلا از حرفاشون درس نگرفتم، وب رقم حرفای اطرافیان ک شباهت ب خونواده مادریم حق طبیعی خودم دونستم ک هر کاری بکنم منم چاق خواهم شد، در حالی ک چاقی طبیعت من نبود همینطور ک من قبلاا چاق نبودم ،خونواده پدری کاملا متناسبی دارم ک در هر رده سنی کامل متناسب وهیچ تغییری ندارن، وحتی مادربزرگم بر این عقدیده اس ک هیچوق وزن اضافه نمیکنه ودر طول تمام عمرش با حامگی های زیاد یا کهولت سن وغیره هیچوقت تغییری نکرده،چرااا بر این باوره ؟؟؟چون تناسب روطبیعت بدنش میدونسته و هیچوقت ب یاد ندارم ک راجب غذایی نظری داشته باشه ک چاق کننده اس چربه شیرینه و یا غیره،وهمیشه غذاشو کامل ولی ب اندازه نیاز بدنش میخوره ،چون بارها دیدم ک بعد از خوردن غذاش ب تمام تارفات دیگه ب توجه بوده ،چون داشته طبق طبیعت بدنش رفتار میکرده وقتی نیاز داشته خورده وبعدش هیچی براش مهم نبوده ،یا زنداداشم چون فامیل هم هستیم واز اول دیدمشون همیشه متناسب رو ب لاغریه البته از نظر خودش ،از نظر من بسیار اندام زیبا و متناسبی داره،ولی خودش دوس داره یکم چاق تر بشه وبارها برای این‌کار تلاش کرده ودکترتغذیه رفته ورژیمهای مختلف رو امتحان کرده ولی نهایت تونسته برای مدت کوتاهی سه یا چهار کیلو اضافه کنه وخیلی خیلی زود این وزن رواز دست داده چراا چون باورش اینه ک هیچوق نمیتونه چاق بشه و هیچوقت چاقیش موندگار نیس واون لاغری روطبیعت بدنش میدونست ،در حالی ک من هر عاملیو باعث چاقی وچاقتر شدن میدونستم ، من طبیعی میدوتسم ک برم مسافرت چن کیلوچاق برمیگردم ،عید چاقنر میشم ، ماه رمضون چاقتر میشم ،غصه میخورم چاق میشم شاد میشم چاق میشم ،داروهای ویتامینی ک بر حسب تشخیص پزشک نیاز بدنم هست رواگه بخورم چاق میشم و در هر شرایطی چاقی روطبیعت بدنم میدونستم و این باور بخاطر نگرش وباورهای چاقی در من خیلی تنومند بود،چونمن از سن کم از‌چاقی ترسیدم بهش توجه کردم وتلاش برای رفع چاقی همیشه در من بود وهر بار با کم‌کردن وزن ودوباره برگشت بیشتر برام طبیعی میشد ک من تمام عمر رو باید با همین چاقی سر کنم وفقط میتونم با سختی وتلاش وزجر خودم ی مدت کوتاه مثلا برای  عروسی عیدی مراسمی چیزی خودمویکم جمع وجورتر کنم ،در حالی ک نقطه مقابل من افراد متناسبی روداشتم و میدیدم ک خلاف باور منوداشتن ،مسافرتی ک منو چاق میکرد بابا وزنداداش و وست صمیمیو لاغر میکرد، قرص های ویتامینی ک من ممکن بود سالی یکی دو  بار ب خوردنشون نیاز داشته باشم و تا دوروز مصرف میکردم روز سوم حس کلی چاق شدن داشتم در حالی ک همین افراد نصف هر ماه رو قرص ها .مکمل های ویتامین استفاده میکردن و متناسب بودن ، و خیلی موضوعات دیگه ک باعث لاغری و نتاسب اونها میشد ولی علت چاقی من بحساب میومد،در حالی ک منم ب اندازه اونها میتونستم متناسب بشم تنها اگر باور داشتم ک تناسب و سایز ۳۶وسبکی طبیعی بدن منه ،وقانون جهان براینه در جهان همه چیز بر حسب قانون هست مثل جوونه ک رو ب رشده ،مثل بارون ک رو ب پایین میباره ،مث خورشید ک صبح طلوع میکنه،مث تپیدن قلب ک تا زنده اس میتپه،مث سوختن وقتی ب یه چیز خیلی داغ دست میزنیم ،مثل بریدن وقتی با ی وسیله تیز برخورد میکنیم ، ، مثل برخورد اب با سرمای زیاد ک یخ میزنه و یا گرما ک بخار میشه اینها همه نشانه ای از قوانین جهانه ،قانون جسم منه ک در هر شرایطی هر عضوی  ب بهترین شکل وظیفه خودشو انجام بده ،قلبم کلیه ها ،پلک ،معده و ….هر لحظه چ خواب  وچ بیداری بدن من ب سمت تناسبه واین طبیعت بدن منه وچیزی ک تا الان قبول کرده بود بدهی جسم من بود چااااقی بدیهی جسم منه و پذیرفته بودم و با هیچ روشی نمیتونستم انکارش کنم و تناسب برسم، چقد امروز ارامش پیدا کردم چقد برام موثر بود وخوشحالم ک اینبار جدی تر شروع کردم ودیدگاه دوستان عزیزمموخوندم و متوجه اشکال خودم و باور پنهان خودم شدم ،چاقی طبیعی بدن من نیست ک بخواد ۹۹ درصد از ذهن منو در گیر خودش بکنه،من ی متناسب طبیعی ام وخیلی راحت میتونم ب طبیعت خودم برسم 

      خدایا شکرت ک منو زیبا ومتناسب افریدی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 411 کلمه

      چرا هر چی تلاش میکنم لاغر نمیشم 🤔 سالها این سوال براس منم بود، همیشه میگفتم این همه سختی میکشم اذیت میشم ب سختی چن کیلو لاغر میکنم ولی لاغر نمیمونم و یا برای لاغر شدن همیشه باید ی کاراییو انجام بدم و سختی هایی بکشم 🙁 در حالی ک افرادیو میدیدم ک بدون هیچ زحمتی و‌خود ب خود لاغر و‌متناسب هستن ؛ من اولین بار با گوش کردن این فایل ب فکر فرو رفتم و فهمیدم ک من هیچ وقت لاغری و تناسب رو برای خودم طبیعی نمیدونستم ،اصلا طبیعت بدنمو با باورهایی ک داشتم چاقی میدونستم ،اینکه من ژنتیکی چاقم اینکه استخون بندیم درشته طبیعیه چاق شم اینکه تحرکم کمه ،غذام زیاده ،سوخت و سازم کمه و اینقد باورهای این چنینی داشتم ک همیشه طبیعی بدنمو چاق بودن میدونستم طبیعی میدونستم ک همیشه هر لباسی ک‌میگیرم بعد مدتی برام تنگ بشه ،طبیعی میدونستم ک وقتی برا محلسی دنبال لباسم باید مدت ها بگردم و اخرشم لباسی ک دلخوامه پیدا نکنم ،زیاد و بی رویه خوردن رو طبیعی میدونستم و همه ی اینها باعث شده بود ک ذهنم منو ب سمت چاقی بکشونه و هر چقدم تلاش میکردم برای لاغری بی نتیجه بود چون انتظارم از بدنم و ذهنم این بود ک منو ب سمت چاقی ک طبیعت خودمه بکشونه ،بس اون چاقی خق من بود ،در حالی ک‌چاقی بدیهی بوده و حاصل اعمال و افکار و باورهای من بوده و قانون جهان تناسب هستش وقتی معده از وقتی ک غذا واردش میشه شروع ب هضم میکنه این یعنی اینکه قانون بدن من هضم کردنه،نه نگهداشتن انبار کردن بس چیزی برای اضافه شدن در بدن من نیس و بس بدنم باید رو ب تناسب باشه بس این اضافاتی ک سالها در بدن من نمایان بود حاصل باورهای من بوده ک ذهنم در جسمم ب نمایش گذاشته ، من الان میدونم ک طبیعی بدن تناسب و‌پذیرش همین ی موضوع باعث از بین رفتن خیلی از باورها و ترس های من شد اینکه طبیعی بدنم میدونم ک متناسب بس از ب اندازه خوردن نمیترسم از مواد غذایی نمیترسم از بی تحرکی نمیترسم و عامل چاقی نمیدونم ،دیگه بقیه رو مقصر چاقیم نمیدونم و این کلی از مانع هارو از پیش روی مسیر تناسبم برداشت و همینطور خیلی خیلی در مسائل دیگه زندگیم و‌خیلی وقتا در بعضی از موضوعات فک میکنم ک آیا این موضوع ک برام پیش اومده طبیعی هست یا بدیهی و‌من برای خودم طبیعیش کردم و خیلی قبول و پی بردن ب این مسئله در همه ی زندگیم عالی بوده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 24