راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه
چون توی ذهنت:
- چربیهات کهنهن و نمیرن
- چربیهات سفتن و فقط با ورزش سنگین میرن
- انرژی نداری، پس ورزش نمیتونی بکنی
- طبع بدنیت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…
این منطقهای شخصی که ذهنمون ساخته، باعث میشن پیشفرض ذهن همیشه این باشه که:
«تو لاغر نمیشی!»
و این میشه همون انتظار چاقی.
✅ راه حل چیه؟
منم دقیقاً مثل تو، سالها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟
تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.
شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری
و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کمکم پیشگوییهاشو عوض کرد!
یعنی دیگه به جای تصور یه آیندهی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!
بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫
🟢 حالا نوبت توئه…
اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

🔁 تغییر فرمولهای ذهنی چاقی
ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راهها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبهرو کنیم.
یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍
👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو میبینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسباندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون میافته:
ذهن میگه:
«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمولهای چاقی ذهن 💥
🎧 گوش کن، باور بساز
برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواشیواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.
تو این فایل درباره این صحبت میکنم که:
- اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
- چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش میدونه؟
- و مهمتر از همه: چطور میتونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟
✅ پیشنهاد میکنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.
هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫
🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونهست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کمکم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.
و این شکوفهها همون لحظههاییه که حس میکنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.
مرحله اول:
با پاسخ دادن به پرسشهای مطرحشده میتونید به فرمولهای ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه میکنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤالها پاسخ بدید:
- چرا تا حالا لاغر نشدی؟
- اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
- نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
- چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
مرحله دوم:
برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤالهای زیر جواب بده:
- با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
- چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
- با توجه به توانایی یادگیریات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، میتونم برای همیشه لاغر بمونم.
🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.90 از 175 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
منم یادم میاد که هرسری کمد لباسهام رو مرتب میکردم و کلی ازلباسهام رو بااینکه نو یا درحد نو بودن میبخشیدم یا برای خرید لباس میرفتم وسایز همیشگی رو فروشنده بهم میداد وبرام تنگ بود و مجبور بودم سایز بزرگتر درخواست بدم علیرغم اینکه حالم بدمیشد ولی برام طبیعی بود . چونکه یکی از باورهام این بود افزایش سن باعث رشدعرضی بدن میشه و برام کاملا طبیعی بود که هرسری چاق تر بشم .
و از یک طرف خودمو سرزنش میکردم که چرا اینقدر لباس میخرم بااینکه میدونم بعدمدتی برام تنگ میشه و منی که اینهمه وقت وزمان میزارم وحساسیت به خرج میدم بایستی ببخشمشون به یکی دیگه .
و این طبیعی دونستن افزایش وزن با سن باعث شده بود که من با اینکه با پیاده روی کلی وزن کم کنم اما یه جایی استپ میخوردم و تکون نمیخورد کاهش وزنم .
باز باورهایی مثل کم تحرکی وپشت میز نشینی رو طبیعی میدونستم چاق شم اما ته دلم میگفت با ورزش میتونی کمش کنی . اما باور سن رو دیگه نمیشه هیچ کاری کرد .
یا وقتی نمیتونستم کنترلی روی غذا خوردنم داشته باشم وهرسری که پرخوری میکردم بعدش منتظر چاقی بودم یعنی طبیعی بود که من چاق تربشم چون که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم .
یا وقتی دسته جمعی میرفتیم بیرون طبیعی بود که زیادتر بخورم وطبیعی میدونستم که بعد مدتی افزایش وزن داشته باشم .
درحالیکه من درهمه این موارد یه نگاهی که به اطرافیانم می انداختم میدیدم تعدادیشون با اینکه شرایط کاری شون مثل منه وخوردنشون مثل من . اما کاملا متناسبند . ویکیشون رو همش میگفتیم آنجلینا جولیا .
ومن کم کم مطمن شدم که پس چون من به عمه ام رفتم طبیعیه که من اینطوری باشم . استخوان بندیم درشته . پس طبیعی هست من اینطوری چاق باشم .
ولی اگه یه نگاهی به طبیعت پیرامون خود بیاندازیم میبینیم که همه چیز طبق قانون هدفمندی داره مدیریت میشه .
مثلا نقطه جوش و انجماد آب . یا شتاب گرانش زمین . حرکت زمین به دور خورشیدو … حالا چطور میشه که خداوند از ما بندگان خویش غافل بمونه و قانون هدفمندی برای ما انسانها وجود نداشته باشه .
واگه خداوند یکی رو چاق ویکی رو لاغر یا یکی رو فقیر و یکی رو ثروتمند می آفرید پس اختیار انسان چه معنایی داشت وعدالت خداوند کجای قضیه بود که بخاد از ما حسابرسی کنه .
پس عدالت زمانی اتفاق میافته که همه ما در زمان خلقتمون متناسب آفریده بشیم و باقدرت ذهنمون برای رسیدن به آرزومون استفاده کنیم .
و حالا که متناسب نیستیم بی عدالتی خداوند نیست بلکه بایستی ببینیم چه عواملی مانع رسیدن ما به خواسته هامون هست که اونها را برطرف کنیم تا متناسب شدن رو دوباره تجربه کنیم .
ومهم ترین باور مخرب مخفی برای تناسب انداممون طبیعی دونستن چاقیمون هست که این طبیعی دونستن از باورهای مخرب چاقیمون نشات میگیره .
که با الهام از افراد محیط پیرامونمون میتونیم عوامل مذکور رو به صورت منطقی برای ذهنمون رد کنیم تا دیگه برامون بدیهی باشه که چاق بشیم نه طبیعی.
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر
امیدوارم حالتون خوب خوب باشه،
واقعا عالی بود این فایل گام هفتم
ازتون ممنونم،چند بار گوش دادم.
من باید تغییر کنم و متناسب شوم چون این شرایط الان من طبیعی نیست این شرایط رو قبول ندارم،عادی نیست،
با توکل بر خدا همسو میشوم با طبیعت جهان که سلامتی، متناسب شدن و احساس خوبه ،
اقدام میکنم برای شرایطی که خودم بوجود آورده ام و طبیعت جهان نیست .
استاد یه سوال داشتم ببخشید این فایل راز لاغر نشدن چاقها و چاق نشدن لاغرها رو هر چی گشتم پیدا نکردم که تهیه ش کنم،
ممنون میشم راهنماییم کنید.
شب خوبی داشته باشید
سلام و درود
این فایل مربوط به دوره ورود به سرزمین لاغرها می باشد.
نشان های دریافت شده
سلام
طبیعی بودن چاقی در ذهن
همیشه چاقی رو برای خودم طبیعی دونستم گفتم استعداد داره بدنم سالها برای توجیه چاقیم از ان عبارت استفاده کردم
طبیعی دونستم ک چاق باشم چرا چن استخوانم درشته چن قدم کوتاه
وهزاران دلیل دیگه ک چاقی در ذهنم طبیعی کرده
اونقدر مصرر بودم ک دیگران چاقی رو برای من طبیعی میدونستن
تومهمونی خواهرشوهرم گف این یا هی لاغر میشه هی چاق میشه
منم چیزی پیدا نکردم بگم گفتم اره چاقی من فصلیه
طبیعت وجود من لاغری ومن تخریبش کردم با چی
با باورهم با نگرشم با افکارم
و تکرار واستمرار
ن رژیم گرفتم ن ورزش کردم هیچی برای چاقی شدن من هیچ کاری نکردم
یا ول کردم رژیم چاق شدم یاورزش نکردم یا توجه کردم
من خیلی راحت وخودب خودی چاق شدم الانم با اصلاح باورهام نگرشهام لاغر میشم
بدن من همیشه در حال ترمیم هس ولی سرعت تخریب من بالاست
من یاد گرفتم با لاغری باذهن ک چاقی من بدیهی است
اضافه وزن من بدیهی است
دردپاهای من بدیهی است اینکه راحت نمیتونم بدوم یا بشینم پاشم بدیهی است
اینک شکم بزرگ با چربی اضافه دارم بدیهی است
اینکه پاها و رانهای بزرگ وبا چربی اضافه دارم بدیهی است
اینک پهلوهای اویزون با چربی اضافه دارم بدیهی است
اینک بدنم بزرگ ک چاق باشه بدیهی است
اینک بازوهای بزرگ دارم بدیهی است
اینک سن بزرگ دیده میشم ب خاطر چاقی بدیهی است
اینک تو ماشین جای زیادی اشغال میکنم بدیهی است
اینک نمیتونم راحت باشم سبک باشم بدیهی است
اینک بیمار باشم بدیهی است
اینک لاغر باشم طبیعی است
سبک وراحت بودن طبیعی است
بدنی با فرم زیبا وبدن چربی اضافه طبیعی است
اینک شکم کوچک باشه بدون چربی طبیعی است
راحت پاشم راحت بشینم اسون طبیعی است
اینک بتونم هرچی دلم میخواد ب راحتی پیدا کنم وبخرم طبیعی است
طبیعیه ک من رنگهای شاد بپوشم
طبیعی ک من وزنم کاهش پیدا کنه چن من در مسیر لاغری با ذهنم
طبیعیه من تغییر کنم ب لاغری و طبیعت بدنم ک ب لاغری برسم
چن این منم ک دارم باورهامو تغییر میدم پس طبیعی ک لاغر بشم
نشان های دریافت شده
سلام
گام هفتم:چرا هرچه تلاش میکنم لاغر نمیشوم ؟
بهترین جواب رای این سوال اینه :چون خلاف جهت طبیعت جهان و جسم خودمون حرکت کردیم فکر کردیم و درنهایت رفتار کردیم .
طبیعت جسم بقیه آدما چیه؟اینه که همیشه دروزن ایده آلن باهرغذا و هرمقدار تحرکی . نهایتا چندکیلو هم وزنشون تغییر کنه خیلی راحت و نامحسوس برمیگردن به وزن طبیعیشون.
ما یه فامیلی داریم خیلی لاغره . برعکس ماها که کل عمرمون تو رژیم و محدودیت بودیم اون بنده خدا تلاش میکرد که یه کم پر شه . نهایت زورش و میزد سه ۴ کیلو چاق میشد اما تا ول میکرد اون پرخوریاشو به قول خودش ،کمتراز دوسه هفته برمیگشت به وزن قبلش.
بقول استاد اون مگه از کره ی مریخ اومده که خیلی راحت وزنش کم میشه همیشه ی خدا لاغره . تازه غذای عادیش چی بود ؟کامل یه بشقاب برنج و میخورد همیشه نوشابه خیلی دوست داشت و میخورد سس رو سالاد نمیریخت اصلا نمیخورد سالادو. الان که فکر میکنم میبینم چقدرررر ما اشتباه فکر کردیم تاحالا . یعنی غذای عادی یه آدم دوبرابر من باشه تازه کمبود وزن داشته باشه و بگه غذامو باید زیادتر کنم یکم تپل شم و غذاهای پرکالری و چرب و هم اضافه کنه نهایتش چندکیلو چاق شه
اما ما که اونهمه رژیم سخت داشتیم و ماه به ماه رنگ بستنی و سس و نوشابه رو نمیدیدیم مبادا چاق شیم یا یه ناخنک کوچیک میزدیم و هزار عذاب وجدان میگرفتیم لاغر نمیشدیم .
چرا واقعا؟چون اون آدم فرمولای لاغریش دست نخورده مونده بوده همواره هدایتش میکرده به سمت وزن ایده آل و لاغراندام ..و ما کلی فرمول غلط تو ذهنمون ذخیره کردیم و برعکس طبیعت جهان داشتیم پیش میرفتیم . پس بدیهیه که چاق بشیم اما به هیچ وجه طبیعی نیست .
کسی که سالهاست به چاقی عادت کرده معلومه که برای ذهنش طبیعی شده که این آدم اصلا سیستمش اینطوری خلق شده هر تلاشی کنیم هم نمیزاره ما لاغر بشیم مارو برمیگردونه دست آخر به طبیعتمون .
پس باید همسو بشیم با قوانین جهان اگر میخوایم که به تناسب برسیم . شکر خدا قوانین جهان تغییر ناپذیرند و برای تک تک مخلوقات به یک شکل عمل میکنه . آب در کتری منزل ما دردمای صد درجه جوش میاد در کشوری که اون سر دنیا هم هست درهمون دما جوش میاد . پس یعنی تفاوتی بین منو اون آدم نیست قوانین یکیه. چیه که متفاوته ؟طرز فکرامونه جز این مورد هیچ چیزی در انسان متفاوت نیست .
حالا که اینطوره از امروز ماهم شرایط فعلیمون رو دیگه نمیپذیریم . اینکه اضافه وزن داریم شاد نیستیم، از خیلی تفریحاتمون میزنیم، لباسای دلخواه نمیپوشیم ،و هزار محدودیت دیگه داریم درزندگی و عادت کردیم بهشون اصلا طبیعی نیست . تاکید کنیم که این شرایط و قبول نداریم و میخوایم به یه شکل دیگه زندگی کنیم .
هرچی دلیل برای چاقی تو ذهنمونه بریزیم دور .واقعا دیگه چطور میشه جرات کرد برای چاقی دلیل و برهان اورد وقتی میدونیم اگه اون دلیلارو قبول کنیم چاقی میشه طبیعت ذهنمون و خلاصی ازش غیر ممکن میشه .
بارها و بارها تکرار کنیم که لاغری و تناسب اندام ایده ال طبیعت تمام انسان هاست . یک انسان باید برای زندگی دراین دنیا در سلامتی و تناسب باشه . آدمی که ۹۹ درصد ذهنش درگیر چاقی باشه میتونه به خدا برسه ؟به دیگران کمک کنه ؟شاد و خوش رفتار باشه ؟میتونه به اهداف مهم خودش و رسالتش برسه ؟قطعا نه .
الان توجه میشم که میگن خداوند درنهایت عدالت جهان رو خلق کرده یعنی چی ؟ منظور همین قوانین ثابت و تغییر ناپذیر جهانه که اگر باهاش همسو بشیم فقط شادی و لذت و آرامش رو تجربه میکنیم واگر خلافش حرکت کنیم فقط و فقط رنج و اضطرابو نارضایتی رو برامون به همراه داره .
سپاس استاد
سلام استاد عزیز
من امروز گام هفتم را برداشتم وتوجه شدم یکی دیگر از دلایل اضافه وزن من اینه که چاقی برام طبیعی شده یعنی در ذهنم طبیعی شده ومن باید از امروز چاقی رابرای خودم غیر طبیعی کنم ودرست هم این است
انسان ذاتا به متناسب بودن علاقه مند است چون روح تعادل وتناسب را خیلی دوست داره واینکه روح خداوند در ما دمیده شده بنابراین جسم ما خانه ی خداست وباید خانه ی خدا را تمیز ومرتب کنم ومن چگونه میتوانم این کار را انجام دهم
باید در گام چیزی که گفته میشه را انجام بدهم وامروز در این گام چاقی را برای خودم غیر طبیعی کنم واینکه طبیعی این است که من متناسب باشم همیشه واین درس را من باتوجه به تفکر در طبیعت گرفتم
در طبیعت همه چیز روال طبیعی خودش را دارد مثل طلوع وغروب خورشید وتغییر ی نمیکند من هم از بدو تولدم متناسب بوده ام واز یه جایی جسم من غیر طبیعی شده چون هم عادتهای اشتباه را تکرار کردم هم فکر میکنم گول ذهنم را خوردم وبعد چاقی برایم طبیعی شد ودیگر مبارزه کردن من بیفایده
ممنون وسپاسگزارم استاد عزیز بابت این آگاهی هایی که در هر گام به ما هدیه میدهید
از خداوند میخواهم که همه ی انسانها آگاه شوند که تمام زندگی ما از ناآگاهی وانتخاب نادرست از مسیر درست خارج میشود ومن امروز میخواهم در هرلحظه درست انتخاب کنم
عادتهای درست را انتخاب کنم متناسب بودن را انتخاب کنم وصدها انتخاب دیگر در روز که این من هستم که انتخاب میکند درسترین راه را
خدایا متشکرم دوستت دارم
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز!
امروز به لطف خدای مهربانم و لطف شما هفتمین گام خودم رو با موفقیت و احساسی خوشایندتر از دیروز برداشتم. من مشتاقانه تر از روزهای قبل برای شما مینویسم و فکر و احساس و تجربه ام را در این دیدگاه مینویسم که شاید تجربه من کمکی کنه به کسانی که در شروع راه هستند!
من خداوند را سپاسگزارم که در درون من انرژی مثبت بیشتری نسبت به انرژی منفی قرار داده و همیشه سعی کردم به مسائل مثبت نگاه کنم.
من کاملا با گفته های شما موافقم استاد برای اینکه اگه بخوام از خودم فقط مثال بزنم من از بدو تولد چاق نبودم !! تقریبا میشه گفت نود درصد نوزادهایی که به دنیا میان با اضافه وزن به دنیا نمیان! ( من این درصد رو تقریبی گفتم) بلکه این پدر مادرها هستن که در شکل ظاهری فرزندانشان تاثیرگزار هستند!! اغلب پدر مادر به اجبار به فرزندی که میل به غذا نداره غذا میدن!! اینقدر میدن تا بچه به نوع خوردن زیاد خو میگیره! و زمانی به خودش میاد که بزرگ شده چربی انباشته داره و تازه همون پدر و مادر و اطرفیان بهش سرکوفت میزنن چرا اینقدر میخوری خودت رو لاغر کن!!
به نظرمن شخصیت آدمها گوناگون هستش! گاهی بعضی از آدمها راحتتر میپذیرن اشتباهشون رو و اینکه این چاقی ذاتی نیست! و در انسان از بدو تولد شکل نگرفته بلکه به مرور زمان با عادت های رفتاری خانواده و خودمون شکل گرفته!! و شروع این تصمیم و تغییر این باور براشون سخت نیست میتونن مصمم این راه رو شروع کنن و مسلما موفق میشن ، شاید بعضی وقتها بلغزن و این کاملا طبیعیه هیچ انسانی نمیتونم صددرصد بدون اشتباه عمل کنه اما در نهایت با همه لغزشها و تلاشهایی که برای تغییر باورهای ذهنیشون انجام دادن موفق در میان( من خودم رو در این دسته از آدمها میبینم).
یه عده ای هم هستن همیشه چاقی افراطی داشتن و دوروبرشون پر از آدمهای منفی باف بوده که فقط تزریق یاس و ناامیدی دادن بهشون!! طرف خودش از درون افسرده ست!! نیاز به یک حامی داره کمکش کنه تشویقش کنه!! شاید کمک کلمه خوبی نبود که استفاده کردم چونتو این راه فقط خودمونیم که به خودمون کمک میکنیم تا باورهامون رو تغییر بدیم اما همزمان انگیزهای مثبت دیگران میتونه به ما انرژی زیاد بده!اما ما باید یاد بگیریم که خودمون رو شخصیتمون رو تحت تاثیر انرژی منفی دیگران قرار ندیم!!!
تویی که داری نوشته منو میخونی از اضافه وزن بالایی رنج میبری و هیچ مشوقی نداری ! و در خودت این رو نمیبینی که لاغر بشی! اشتباه نکن! احتیاج نیست نزدیک ترین فرد زندگیت مشوقت باشه الان( شاید اگه اونا باشن انرژی زیادتری بگیری!!)اما اینجا پر از آدمهای هستش که هم درد تو بودن و هستن!! مهم نیست چقدر چاقی !! مهم ترین چیز اینه که باور ذهنی خودت رو تغییر بدی! اگه به این باور برسی زیاد اون روز دور نیست که یکی از شگفتی سازان منو و تو باشیم!! (البته من در خودم خیلی زود اینو میبینم که جز شگفتی سازان باشم 😊چون نتیجه تو هفت روز برای من فوق العاده پیش رفته به لطف خدای عزیزم و استاد عزیز)
به امید موفقیت روزافزون…
با سپاس از شما استاد عزیز
سلام دوست عزیز من امروز در گام هفتم هستم ودیدگاه شما را خواندم وانرژی گرفتم ممنون وسپاسگزارم بابت دیدگاه زیبایت حتما الان خیلی به هدف متناسب بودن نزدیک شده ای وهر روز حالت بهتر از روز قبل است برایت آرزوی سلامتی دارم
نشان های دریافت شده
باید بدانیم چاق بودن طبیعی نیست و فقط نتیجه ای بدیهی از رفتار های خودمونه
سلام درود
گام هفتم در مسیر لاغری من
چرا هرچه تلاش میکنیم لاغر نمی شویم چون اومدم چاقی در ذهن مان طبیعی کردم
به هر اندازه که دلیل داشته باشی واسه چاقی خودت به همان اندازه چاقی در ذهن تو طبیعی شده است
و ذهن یک اصل دارد هرچیزی برای ذهن طبیعی شود قابل تغییر دیگه نیست و طبق همان طبیعت وجود خودش پیش میرود نه طبق تلاش فیزیکی ما پس هرچیزی در ذهن طبیعی شود در زندگی ما خلق میشود به وجود می آید و این یک قانون است
طبیعی بودن یعنی چی یعنی اگه من چاق هستم باید کل انسان ها حیوانات هم چاق باشند و این میگن طبیعت جهان هستی وقتی من چاقم برادرم لاغر هست یا دوستم یا همسایه یا بقیه شهر کشورها دیگه اینجا به تضاد برمیخوریم که چرا من چاق شدم ولی بقیه که مث من انسان هستند از یک نوع غذا مصرف میکنیم از یک پدر مادریم در یک جا زندگی میکنیم ولی اون فرد لاغر است پس اینجا خیلی واضح میفهمیم مشکل از ماست مقصر خود ما هستیم این چاقی محصول نگرش افکار ماست یکسری رفتار افکار داشتیم چاق شدیم این چاقی ما بدیعی است طبیعی نیست اگه طبیعی بود باید کل مردم جهان چاق بودند
جهان هستی طبق دو قانون برنامه ریزی شده است طبیعی بودن بدیعی بودن
حالا طبیعت جهان هستی مث بارش برف در زمستان خشک شدن درختان در پاییز زمستان قانون جاذبه زمین که هرچیزی از هر جایی رها کنی به سمت زمین برمیگرده این طبیعت جهان هستی هست ثروتمند بودن سالم بودن لاغر متناسب بودن لذت بردن این چیزها طبیعت جهان هستی هست
حالا یکسری چیزها بدیعی است مث :
چاقی فقر بیماری میوه ندادن درخت سیب پژمرده شدن گل ها این چیزها هم طبیعی نیست بدیعی است یعنی دقیقا یکسری رفتارها نگرش ها اشتباه داشتیم خودمان این چیزها خلق کردیم در زندگیمان و این طبیعت جهان هستی نیست اگه طبیعی بود همه بیمار بودن چاق بودن فقیر بودن
به هر اندازه دلیل داشته باشی برای چاقی خودت به همان اندازه چاقی در ذهن تو طبیعی شده است و هرچیزی در ذهن طبیعی شود در جسم شرایط فیزیکی فرد به وجود می آیید این یک قانون است
اگر چاقی در ذهن طبیعی شده باشد هرچقدر تلاش فیزیکی کنید متناسب نخواهید شد چون طبیعت جهان قابل تغییر نیست چون در ذهن فرد طبیعی شده است
الان یاد گرفتیم که چاقی ما طبیعی نیست براساس طرز نگرش باور ها اشتباه ما به وجود آمده و طبیعت جهان هستی نیست
من این چاقی نمیخوام این چاقی طبیعت وجود من نیست اذیت شدن با ترس خوردن خجالت کشیدن از خودم سرزنش خودم این حق من نیست من میخوام تغییر کنم و هر آنچه که ناخواسته به وجود آوردم خودم خالقش بودم تغییر بدم این چاقی این احساس بد این تنبلی این همه سرزنش حق طبیعی من نیست خودم به وجودش آوردم ولی حق طبیعی من نیست من تغییر میخوام تغییر کنم و به هر آنچه که حق طبیعی خودم هست در جهان دست پیدا کنم هر آنچه طبیعت وجود من است و خداوند برای من آفریده دست پیدا کنم
چاقی حق طبیعی من نیست این حق من نیست با استمرار و انجام تمرینات و عملی کردن آموزش ها در زندگیم به طبیعت وجود خودم دست میابم و طبیعت وجود من تناسب اندام خوشحالی انرژی سرزنده بودن با لذت خوردن با افتخار درجمع قرار گرفتن لذت بردن از خودم دوست داشتن خودم هست
حق طبیعی من تناسب اندام است که همراه حس حال خوب است من تغییر خواهم کرد و به حق طبیعی خودم در همه جنبه ها خواهم رسید
من هميشه فكر ميكردم اين مقدار اضافه وزن و اضافه شكم طبيعيه چون سه تا فرزند زايمان كردم و فكر ميكردم ديگه نميتونم مثل زمان مجرديم كاملا متناسب و شكم تخت داشته باشم اما الان با گوش دادن اين فايل استاد عزيزم به اين نتيجه رسيدم كه اصلا طبيعي نيست و واقعا بديهي بوده و هست و از امروز تصميم جدي گرفتم كه اين اشتباه ذهنم رو درست كنم و براي طبيعي بودن اندام متناسب تلاش كنم
ممنون استاد مهربون
نشان های دریافت شده
سلام
الان که من چاقم طبیعت خداست یا طبیعت ذهن خودم؟؟ ؟
همیشه فکر میکردم طبیعت خداست که بعضی هارو چاق آفرید بعضی هارو لاغر، اینکه نمیتونم لباسهای دلخواهم و بپوشم حسرت بود برام ولی طبیعی شده بود واسم، الانم برام طبیعیه اگه یکم بیشتر بخورم همون یکم منو چاق میکنه ولی شوهرمو که تا خرخره میخوره یک گرم چاق نمیکنه چون واسش طبیعیه چاق نشه، انقد برا ذهنم چاقی طبیعیه واقعا اگه دو قاشق برنج بیشتر بخورم حال روحیم اندازه یه دیس برنج بد میشه یعنی انقد از غذا میترسما، حتی یکبار نشده بگم بابا شوهرم این همه میخوره اخه این غذا کجا میره منی که یه قاشق بیشتر بخورم تبدیل به چربی میشه، اصلا چه جوری؟؟ اگه من انقد میخوردم مطمئنم ۲۰۰ کیلو شده بودم، ذهنم براش طبیعی طبیییییییعیه که چاق بشه همین امروز حس کردم در حد دو قاشق برنج و خورشت و ماست اضافی خوردم، عذاب وجدان و حس استرسی گرفتم که نگو ولی شوهرم با اینکه خیلی گرسنه نبود ولی یه بشقاب پررررر برنج خورد عین خیالشم نبود، واقعا کار بدن اینه غذاهای اضافی رو دفع کنه؟؟؟ خیلی جالبه این باورهای ما چیکار میکنه واقعا در ما تبدیل به چربی بشه و بچسبه بهمون، من این جمله رو همش باخودم تکرار میکنم، اگه یه آدم تو جهان اندام متناسب داره یه آدم قد بلند و دلخواه داره، یه نفر ثروت داره، یه نفر رابطه عالی داره یه نفر سلامتی داره یه نفر چهره و جسم زیبا داره پس هر کس دیگه هم میتونه داشته باشه به شرط اینکه باورش کنه و طبیعی بدونه داشتن اینهارو، دنیا به آدم های پررو هرچی بخوان میده، میخوام پررو پررو به خواسته هام برسم وحالشو ببرم