0

انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن! (گام ۷)

چرا لاغر نمیشم؟
اندازه متن

راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!

در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅

نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامه‌ای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️

چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟

اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…

همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهن‌مون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره.

چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯

تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:

«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سال‌ها با این سوال درگیر بودم! 🌀

با رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓

در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق می‌شدم!

چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی می‌دونست و لاغری براش عجیب بود.

🧠✨ پژوهش‌های روان‌شناسی نشون می‌دن که خیلی از باورها و رفتارهای ما از طریق ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شن. ذهن ناخودآگاه اطلاعاتی مثل «من چاق هستم» یا «لاغر شدن برام سخته» رو ذخیره می‌کنه و بعد طبق همون اطلاعات، آینده ما رو پیش‌بینی می‌کنه 📉.

یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجه‌ای ماندگار نمی‌گیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃‍♂️🥗.

چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️

تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری می‌کنی لاغر نمی‌مونی؟!

چرا یه مدت رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، کلی زحمت می‌کشی… اما بازم برمی‌گردی سر خونه اول؟! 😩

دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!

یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همون‌طور که طبیعت راه خودش رو می‌ره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه می‌ده.

نمی‌تونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامه‌ریزی کنی!

🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش می‌خوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون می‌جنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر می‌شه…

اگه واقعاً می‌خوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.

✋ هر بار که به بدنت نگاه می‌کنی، به جای اینکه بگی: “من همینه‌ام دیگه!”

باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقته‌ست!”

همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک می‌ده و آروم‌آروم انتظار چاقی رو ازش پاک می‌کنه. 🧽🧠

راز لاغر نشدن

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی

راستشو بخوای، همه‌ی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که می‌گن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…

اینا فقط یه نقابن 😶

چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، این‌همه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمی‌اومد.

🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه

وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راه‌های مختلف به ما هشدار می‌ده:

زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبه‌نفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…

یعنی داره فریاد می‌زنه: «این حالت طبیعی من نیست!»

اما مشکل کجاست؟ 🤔

مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!

یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قوی‌تر از ته ذهنمون می‌گه:

«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیه‌س، نه تو!»

و این‌جاست که افکار لاغری، مثل یه جرقه‌ی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش می‌شن 🔥💨

یه اعتراف مهم 😓

منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم می‌اومد یا از دیدن وزنم کلافه می‌شدم، تصمیم می‌گرفتم که دیگه تمومه!

می‌گفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمی‌خورم، همه چی تموم!»

ولی چند روز بیشتر دووم نمی‌آورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق می‌دید، قوی‌تر بود.

🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار می‌کرد:

«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانواده‌ت چاقن»، «سن‌ت بالاست»…

همه‌ی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!

حالا چی کار کنیم؟ 🌱

اگر واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی

باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقته‌ست.

باید ذهنت رو قانع کنی که:

✅ لاغر شدن ممکنه

✅ من می‌تونم متفاوت باشم

✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

انتظار چاقی

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟

«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آینده‌ی جسممون رو چاق پیش‌بینی می‌کنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاق‌تر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاق‌تری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!

شاید بگی: «مگه من پیشگو‌ام؟!» 😅

ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی می‌کنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.

و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگویی‌ها ناخودآگاهیه!

😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیش‌بینی می‌کنه، نه لاغر؟!

دلیلش خیلی ساده‌ست:

چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقی‌مون به ذهنمون داده‌ایم.

مثلاً:

  • «چاقی من ارثیه»
  • «من چون کم‌تحرکم چاقم»
  • «بدنم سوخت‌وسازش پایینه»
  • «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
  • «من عین خاله‌م چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
  • «من عاشق شیرینی‌ام، نمی‌تونم لاغر شم»
  • «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…

📌 این جمله‌ها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آینده‌ی ما رو چاق پیش‌بینی می‌کنه!

🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!

حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته می‌شی و می‌گی: «دیگه بسه! می‌خوام لاغر شم!»

خیلی هم عالیه 👏

اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظه‌ایه.

در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سال‌ها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بی‌قدرت و ضعیفه 😕

💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه

چون توی ذهنت:

  • چربی‌هات کهنه‌ن و نمی‌رن
  • چربی‌هات سفتن و فقط با ورزش سنگین می‌رن
  • انرژی نداری، پس ورزش نمی‌تونی بکنی
  • طبع بدنی‌ت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…

این منطق‌های شخصی که ذهن‌مون ساخته، باعث می‌شن پیش‌فرض ذهن همیشه این باشه که:

«تو لاغر نمی‌شی!»

و این میشه همون انتظار چاقی.

✅ راه حل چیه؟

منم دقیقاً مثل تو، سال‌ها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟

تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.

شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری

و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کم‌کم پیشگویی‌هاشو عوض کرد!

یعنی دیگه به جای تصور یه آینده‌ی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!

بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫

🟢 حالا نوبت توئه…

اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

فرمول های ذهنی

🔁 تغییر فرمول‌های ذهنی چاقی

ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبه‌رو کنیم.

یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍

👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو می‌بینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسب‌اندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون می‌افته:

ذهن می‌گه:

«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمول‌های چاقی ذهن 💥

🎧 گوش کن، باور بساز

برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواش‌یواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.

تو این فایل درباره این صحبت می‌کنم که:

  • اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
  • چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش می‌دونه؟
  • و مهم‌تر از همه: چطور می‌تونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟

✅ پیشنهاد می‌کنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.

هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫

🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونه‌ست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کم‌کم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.

و این شکوفه‌ها همون لحظه‌هاییه که حس می‌کنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.

مرحله اول:

با پاسخ دادن به پرسش‌های مطرح‌شده می‌تونید به فرمول‌های ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه می‌کنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤال‌ها پاسخ بدید:

  • چرا تا حالا لاغر نشدی؟
  • اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
  • نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر می‌شی یا سخت؟
  • چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟

مرحله دوم:

برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤال‌های زیر جواب بده:

  • با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
  • چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
  • با توجه به توانایی یادگیری‌ات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، می‌تونم برای همیشه لاغر بمونم.

🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.90 از 175 رای

پادکست آموزشی
پادکست صوتی نسخه قبلی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=9249
265 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۱/۰۷/۱۶ ۰۳:۴۴
      مدت عضویت: 2467 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      سلام . ملکه عشق چقدر دیدگاهتون فوق العاده بود مخصوصا اون قسمت که فرمودید حتی نباید بگیم کاهش وزن .

      بله کاملا با نظرتون موافقم وقتی میگیم میخوام مثلا ۵ کیلو کم کنم یا غذامو کمتر کنم این کم کردن یعنی قبلی حالت طبیعی هست و الان من  میخوام کمتر از حالت طبیعیم بخورم .

      ولی وقتی بدونیم اضافه وزن ما بار زیادیه که ما از طریق ذهنمون به جسممون تحمیل کردیم این یعنی طبیعت اصلی ما لاغر بودنه و این اضافه بار رو باید رها کنیم  تازه اونم نه از جسم بلکه از ذهن . 

      چون بار اضافه رو ذهنه ذهن احساس سنگینی می کنه این احساس سنگینی رو جسم دریافت می کنه و اونم حس سنگینی میکنه و نمیتونه مواد زائد رو رها کنه چون ما در ذهن اون مواد زائد رو نگه داشتیم . 

      پس علت لاغر نشدنمون اینه که ما داریم چاقی رو در ذهن حمل می کنیم . در هر لحظه داریم این بارو تحمل می کنیم . این فشار رو داریم هر لحظه به خودمون تحمیل می کنیم .

      میبینید تمام این فعلها از یه ریشه هستن . حمل کردن و خداوند چه زیبا در سوره  انشراح میفرماید الم نشرح لک صدرک ووضعنا عنک وزرک الذی انقض زهرک و رفعنا لک ذکرک . 

      آیا ندیدی که ما سینه ی تو را (برای پذیرش حقایق ) گشودیم و بار (سنگین ) تو را از دوشت برداشتیم . باری که داشت پشتت را خم می کرد . و بلند کردیم یاد تو را (در بین تمام جهانیان ). واقعا که خدا ما رو هدایت کرد به این سایت  و با این هدایت بار اضافه وزن رو از دوشمون برداشت و سبکمون کرد . 

      بار اضافه وزن ذهنی . خدایا شکرت که راحتم کردی .

      میدونستید علت پیر شدن دقیقا همین اضافه بارهاییه که روی ذهن میاد  . هر چی اطلاعات خلاف قوانین آفرینش در ذهن تلمبار کنیم این بار مارو پیر و فرسوده تر می کنه کمر مارو خم میکنه چون ذهنمون زیر بار فشار سختی ها له میشه . خدایا شکرت که بار ما رو برداشتی شکر شکر شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      ۱۴۰۱/۰۵/۳۱ ۱۵:۵۷
      مدت عضویت: 2031 روز
      امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 698 کلمه

      به نام خداوند که آرام بخش دلهاست،

      عرض سلام وادب حضور محترم استاد عزیز وهمراهان گرامی 

      امروز با گوش دادن به این فایل ارزشمند ، متوجه شدم که به علت کمی دورشدن از مسیر لاغری با ذهن دوباره منطق های چاقی در ذهن من شروع به شکل گرفتن کرده وخداروشکر می کنم که این فایل به دادم رسید ،چون مدتی بود که در حال لیز خوردن بودم وبه علت مسافرت های پی درپی وسرکردن با افرادمختلف وکاری وقت کمتری پیدا می کردم که درست به فایلهای  آموزشی گوش بدم وبه لایه های زیرین ذهنم دسترسی پیدا کنم وبا شناسایی بیشتر آنها گام بهتری بردارم .برای لاغرشدن وتناسب اندام وراستش دچار پراکندگی افکار شده بودم با موضوعات دیگر وکم کم این موضوع  در من قوت گرفته بود که خوب من با طی کردن متناوب دوره دیگه آگاهی ام کامل شده ودیگه نیازی به تکرار وگوش دادن فایلها ندارم!! 

      ودر ادامه جا داره که دراینجا اعتراف کنم که اشتباه بزرگی مرتکب شدم و ما تا این منطقهای چاقی را موشکافانه برطرف نکنیم وزمان براش نگذاریم ،این امکان برگشت اطلاعات ذهنی گذشته دوباره همچون آن آتشی است که از زیر خاکستر سربلند می کند .

      ودراینجا خواستم متذکر شوم که حتی اگر ما به نتیجه دلخواه  خودمان هم برسیم نیاز است که برای تثبیت افکار ورفتار جدید در این مسیر لاغری با  ذهن باقی بمانیم و تمارین ذهنی را البته با شوق واشتیاق زیاد ادامه بدهیم وما نمی توانیم تنها با یک سال اندی تمرین ،اندامی را که با منطق اشتباه برای خود ساخته ایم ثابت نگه داریم.

      چنانکه استاد عزیز مکررا خود دراین هفت هشت سال ،همچنان موضوعات مختلف را گوشزد وتکرار  کرده وآموزش می دهند وبه همین دلیل در یک وضعیت خوب ومتناسب خود را حفظ کرده اند،

      متاسفانه ما انسانها به قول فرمایش استاد بیشتر باورمان برروی چیزهایی است که می بینیم وبه بدیهیات کمتر باور داریم که البته منطق لاغری ومتناسب بودن ما در ذهنمان جایش با شکل بدیهی چاقی عوض شده .

      چرا؟ چون ما اززمانی که چاق شدیم ،تصویر چاقی را مکررا دراینه ها وشیشه های مغازه هااز خودمان می دیدیم کم کم این تصاویر به صورت منطقی در ذهن ما جا گرفته وطبیعی شد ولاغر ی دراصل برای ما بدیهی شد .

      ولی هم اکنون دریافتیم که دربسته اطلاعاتی ذهن ما تا مادامیکه چاقی ما طبیعی باشه ،لاغری  یک امر بدیهی است،که البته ما تامقدار زیادی انجام تمرین وشرکت درمسیر لاغری با ذهن ودیدن آموزش‌ها آن را در ذهنمان کم رنگ تر کرده ایم ولی هنوز کافی توست!!!

      بطور مثال من در گذشته بطور قطع ویقین خودرا آدم چاقی می دانستم ولاغر ی برایم کاملا دور از دسترس بود ،وبه همین دلیل هرچه رژیم های سخت می گرفتم وتمارین سخت ورزشی انجام می دادم ،در یک زمان کوتاهی متناسب ولاغر  می شدم ولی به مرور دوباره چاق می شدم چون باور من برچاقی بود !

      یایک باور قوی دیگر در ذهن من این بود که با بالا رفتن سن ، طبیعیه که آدم چاقتر شود ،چون افراد مسن فامیل ما اغلب چاق بودند ولی در جائیکه من زندگی می کنم هرروزه افراد مسن بیشماری را می بینم که لاغر ومتناسبند

      ویک باور دیگه من این بود که من آب بخورم چاق می شوم چون همه ما استعداد چاقی داریم ،درصورتیکه افراد متناسب ولاغر هم در بین خویشاوندان وجود داشت! 

      یک باور دیگه من این بود که نان وبرنج وسیب زمینی وچربی وشیرینی مسبب چاقی هستند ،در صورتیکه همسرسابقم ودخترانم لاغر ومتناسب بودند واز این مواد غذایی می خوردند وهیچ اتفاقی برایشان نمی افتاد ولی تنها چیزی که تفاوت داشت به اندازه نیازشون غذا می خوردند! 

      یک باور دیگه قوی اینکه بی تحرکی سبب چاق شدن است ولی باز همسر سابقم ودخترانم اصلا ورزش نمی کردند وزیاد می خوابیدند ولی بازم لاغر بودند،البته من در اینجا جا دارد اضافه کنم که درست است ورزش کردن سبب لاغری  نیست ولی واقعا برای سلامتی وشادابی بدن لازم است بطوریکه من در حال حاضر  که در سن ۶۲ سالگی بسر می برم از سلامتی وسرزندگی بالایی برخوردار م.

      ونکته مهم دیگر اینکه تنها نوشتن نظرات وگوش دادن به فایلها کافی نیست بلکه مهم این است که افکار جدید را به رفتار وعمل تبدیل کنیم ودر زندگی روزمره به کار بگیریم.

      وبطور قطع ویقین نتیجه می گیریم.

      با آرزوی موفقیت برای همگی دوستان با اندامی زیبا ومتناسب همراه با سلامتی ،شمارا به خداوند می سپارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۱/۰۵/۲۵ ۱۲:۱۸
      مدت عضویت: 2453 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      منطق من از لاغری

      یک عمر فکر میکردم محکوم به چاقی هستم و به لطف این دوره متوجه شدم طبیعت من لاغری

      همیشه از خوردن میترسیدم حتی یک لقمه میخوردم هم فکر میکردم چاق میشم این به این معنا نیست که نمیخوردم میخوردم ولی هر چه قدر میخوردم برابر با افکار چاقی بود یادم یک روز خواهر زادم گفت خاله چرا کره نمیخوری گفتم چاق میشم خیلی تعجب کرد و گفت کل این کره صد گرم اگر شما کل این بسته رو بخوری هم نمیتونه چاقت کنه فکر کن کلش هم تو بدنتون به چربی تبدیل شه که اصلا ممکن نیست چون برای خوردن و هضمش به انرژی نیاز دارید البته من حرفش باور نمیکردم اصلا نمیفهمیدم چی میگه یعنی یک لقمه کره برای من بمب چاقی بود

      به لطف دوره غذا خوردن طبیعت بدن من نشده طبیعی که من از تمام نعمتهای خدا استفاده کنم و لذت ببرم چاقی طبیعی نیست

      فکر میکردم برای لاغری باید کلی برم باشگاه و پیاده روی ولی الان فهمیدم برای تفریح باید ورزش کرد اون هم ورزش مورد علاقه

      منطق چاقی من میگه قسمتهای موضعی بدنت لاغر نمیشه ولی منطق لاغریم میگه طبیعی نیست این تجمع چربی در این قسمتها طبیعی لاغر باشه مثلا ساق پا طبیعتش این که لاغره و به ساقهای لاغر نگاه میکنم و میگم که طبیعی ساق پا لاغری

      مثلا همیشه فکر میکنم بالاتنه لاغری دارم و به محض لاغری بالاتنم لاغر میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۵/۱۹ ۱۶:۰۶
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,195 کلمه

      سلام و درود بر همگی اعضای سایت تناسب فکری 

      بازم از اون فایلهای پر انرژی و پر از تحکم  گذشته ی استاد من عاشق این فایلهای گذشته ی استادم و با تمام وجودم به اونها گوش میدم .

      همین  اول فایل بازم باید  ازخدا سپاسگزاری کنم بابت اینکه  این جهان قانون داره مثل قانون جوش اومدن آب و یا باریدن باران و  برف و جاذبه ….تمام اینها قانون هست  و نمیشه اونها رو عوض کنیم و بدن من هم به عنوان جزیی از طبیعت  دارای قانونهایی هست که اگر اونها رو رعایت کنم لاغر میشم و اگر رعایت نکنم چاق میشم  و اگر  من همین یه موضوع رو درک کنم کلی روندم  تغییر می‌کنه  .

      من باید به این آگاهی برسم که اگر الان  چاقم و یا کمی اضافه وزن دارم مشکل از خودم هست و تقصیر هیچ چیز نیست و  چاقی بر من تحمیل نشده این جهان داره با قوانینش اداره میشه و کنترل میشه پس یه سری چیزها در این دنیا و جهان طبیعی هست و یا بهتر بگم  قانون هست مثل قانون جاذبه که ما هر چیزی  رو ول کنیم به سمت زمین حرکت می‌کنه و یا این  قانون که ما هر بذری بکاریم همون محصول رو درو میکنیم مثلا   اگر ما بذر گندم بکاریم گندم درو میکنیم .

      تمام اتفاقهای چهان دو حالت دارن یا بدیهی و  یا طبیعی هستن و این چاقی ما  هم جز اتفاقهای بدیهی هست و در وجود ما طبیعی نیست و اگر من الان مشکل دارم در بعضی از جنبه ها مثل نشست و برخاست و یا نفس کشیدنم و …این طبیعی نیست و من باید تغییر کنم من بارها به خودم میگم اگرهرجای بدنم چربی اضافه ذخیره شده است  این طبیعی  نیست و باید تمام اندام های من لاغر و کشیده و بدون چربی باشن تا جسم من طبیعی تر بشه .

      تا وقتیکه چاقی خودم  رو طبیعی بدونم  من به موفقیت لاغری نمیرسم چون در ذهنم این چاقی طبیعی  هست 

      من در گذشته چاقی شکمم رو طبیعی میدونستم چون میگفتم زایمان کردم 

      من در گذشته چاقی اندامهام رو طبیعی میدونستم  چون میگفتم ازدواج کردم 

      من در گذشته زیاد خوردنم و همیشه گرسنه بودنم  رو طبیعی میدونستم چون میگفتم اشتهام زیاده 

      من در گذشته هر ماه چاقتر شدنم رو طبیعی میدونستم چون  میگفتم دارو مصرف میکردم 

      من در گذشته با هر بار غذا خوردن چاقی رو در خودم طبیعی میدونستم چون غذای غیر رژیمی می‌خوردم .

      من در گذشته چون هیچ فعالیتی نداشتم چاقی رو برای خودم طبیعی میدونستم .

      من در گذشته غذا خوردن دیروقت رو عامل چاقی میدونستم و از این هر وقت دیروقت شام می‌خوردم میگفتم طبیعی که چاق بشم .

      و تمام اینها باعث شده بود من لاغر نشم هر چقدر ورزش میکردم وورژیم میگرفتم فایده نداشت چون من چاقی برام طبیعی شده بود اما حالا آگاهم که  باید چاقی رو در تمام اندام هام  برای  خودم  بدیهی بدونم و  نباید طبیعی بدونم چون کلی آدم لاغر در اطرافم هست که مثل من زایمان کردن و ازدواج کردن و از همین مواد غذایی استفاده میکنن وهیچ فعالیتی هم  ندارن و در زمانهای  مختلف غذا میخورن اما بسیار بسیار لاغر هستن پس اونها با من چه فرقی دارن ؟؟؟

      هر دو یک سیستم جسمی داریم هر دو انسان هستیم فقط تفاوت ما در ذهن ما و رفتارهای ما هست . پس منم میتونم متناسب باشم به شرطی که چاقی رو در خودمون طبیعی ندونیم .

      من  در گذشته بارها  به خودم و بقیه گفتم بدن من با متناسب ها فرق داره و من این حقم هست که همیشه در زجر و سختی باشم و چاقم باشم و اونها هم در آزادی باشن و لاغر باشن و من  با این طرز فکرم بدیهی بود که چاق بشم اما الان دارم روی خودم کار میکنم و مرتب به دختر متناسب و قد بلندم که هر لحظه در کنارم هست نگاه میکنم و میگم چقدر طبیعی که من هم مثل دخترم همچین اندامی داشته باشم چون هر دو تقریبا به یک  اندازه و به یک سبک غذا میخوریم و هر دوی ما از یک مواد غذایی مشترک استفاده  میکنیم و هر دو در یک اندازه شایدم من بیشتر فعالیت داشته باشیم پس طبیعی هست که منم در سایز و وزن دخترم باشم و از خودم  انتظار دارم به زودی در همچین جسمی قرار بگیرم .

      من ازجسمم با افکار و رفتارهای نادرست به خوبی مراقبت نکردم و اون رو  چاق کردم اما دخترم چون ذهنش پاک هست و هیچ رفتار نادرست خاصی نداره به خوبی از جسمش مراقبت کرده و الان لاغر هست .

      اضافه وزن درجسم من طبیعی نیست و من اون رو نمی‌پذیریم پس من داخل سایت هستم و گوش میدم و می‌نویسم تا ذهنم رو از حالت طبیعی چاقی خارج کنم و بگم طبیعی لاغر بودن من و این رفتار ها و افکار ها هست که  خود به خود.  و بدون سختی من دارم لاغرمیشم و همیشه میگم درگذشته یه سری اعمال و رفتارها و نگرشها داشتم  که بدیهی بوده که چاق بشم و الآنم که در مسیر هستم وکلی افکار و رفتار جدید دارم طبیعی که لاغر بشم و اینقدر من این مطالب استاد رو باور کردم که شده بارها در مسیر بودم اما  از زبان اطرافیانم شنیدم  فلانی انگار چاق تر شدی ولی من اصلا برام حرف خنده داری بوده و گفتم امکان نداره و این قدر برام حرف نادرستی بوده که حتی جواب طرف رو ندادم نهایتا گفتم اشتباه میکنی امکان نداره من چاقتر بشم و خندیم و  رد شدم و اصلا نگران نشدم و یا بهش فکر نکردم . الان این همه تناسب عالی نتیجه ی درست فکر کردن من هست .

      افراد ی که چاق هستن در  خیلی از جنبه ها مثل روابط و اعتماد به نفس و ….مشکل دارن و ما با بودن در سایت میتونیم در تمام جنبه ها پیشرفت کنیم و یه فرد متناسب با رفتارهای متناسب گونه در تمام جنبه ها داشته باشیم و من خودم کسی هستم که از وقتی در این مسیر  هستم خیلی پیشرفت کردم و در خیلی از جنبه ها  عالی شدم و از خودم راضی تر هستم .

      من هنوز کمی چاقی  درجسمم دارم و باید فکر کنم ببینم  ایا طبیعی هست که در این اندام جسمی باشم ؟؟

       جواب من این هست :

      نه من که در مسیر درستم  و دارم لاغری رو اموزش میبینم قرار نیست چاقی در جسمم داشته باشم .

      نه من که دارم همسو با هدفم رفتار میکنم و فکر میکنم قرار نیست چاقی درجسمم داشته باشم .

      نه من که هر روز دارم با آموزشها زندگی میکنم و در هر زمان و مکان  دارم حرفهای استاد روبه عمل تبدیل میکنم  قرار نیست  چاقی در جسمم داشته باشم .

      نه من که جسم توانمندی دارم که  به راحتی چندین تن  مواد غذایی رو  که در طول این همه عمر وارد جسمم کردم به راحتی از بین برده  پس قرار نیست این یکم چربی هم در جسمم باشه .

      نه من که دارم لاغری رو آموزش میبینم و مثل چاقی در گذشته  یادش میگیرم محال ممکنه که جسمم چاق بمونه .

      نه من که تا حالا چندین کیلو  مثلا بالای دویست کیلو وزن کم کردم پس این مقدار کم  چاقی هم به زودی از جسم من بیرون خواهد رفت 

      من می‌خوام این جسم الآنم رو طبیعی ندونم و بازم بگم  باید من لاغر تر باشم و من باید تغییر کنم و هنوزم طبیعی تر بشم و بارها بگم من نمی‌خوام چربی اضافه در هیچ اندام من. وجود داشته باشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۵/۱۱ ۲۳:۲۲
      مدت عضویت: 1627 روز
      امتیاز کاربر: 6761 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      با سلام به استاد عزیز و دوستان متناسبم 

      امروز که این فایلو گوش دادم خیلی فکر کردم با خودم که چاقی من طبیعی هست یا بدیهی 

       چاقی من بدیهی هست به خاطر باورهای غلط و رفتارهای غلط خوب بدیهی هست که چاق شدم بعد از بدیهی بودن به اشتباه فکر کردم که من به خاطر ژنتیک یا ارثی بود یا زایمان یا سوخت و ساز پایین و هزار دلیل اشتباه دیگه خوب طبیعی هست که چاق باشم هر چی تلاش کردم یه باور در کنارش داشتم که من هر کار کنم لاغر نمیشم اصلا فیزیک من این شکلیه واین باور نزاشت تلاش های جسمی و ذهنی من جواب بده الان که برای دوره دوم دارم این مسیر صد گام رو طی میکنم میدونم که طبیعی متناسب بودن هست اصلا تلاش های قبلی به خاطر این بوده که من فطرتا میدونستم چاقی من طبیعی نیست و به دنبال اصل خودم بودم البته که این باور غلط خیلی محکمه ولی گام به گام کمرنگش میکنم پس اضافه وزن من بدیهی هست و تناسب اندام طبیعی و اصل وجود منه و من فطرتا دنبال اصل وجود خودم هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۳/۲۹ ۲۲:۲۷
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 55983 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      بنام خدا .

      چرا چاق شدم چرا لاغر نمیشم 

      وقتی من از موقعی که دیگه متوجه چاقی خودم شدم و تلاشم را برای لاغر شدن آغاز کردم از همون روز چاقی را برای خودم طبیعی کردم چون هر روشی را من امتحان میکردم فقط برای یه مدت کوتاه جواب می‌داد و دوباره بر می گشت چون ذهنم چاق بود من فقط داشتم به جسم خودم فشار می آوردم همیشه این حرف خودم یادمه میگفتم طبیعت من اینه که چاق باشم خدا خواسته من بد فورم بشم خدا پارتی بازی میکنه تو یه نفر تمام زیباییها را قرار داده که اینقدر قیافه میگیره ولی ولی جسم منو چاق کرده که حسرت همه چی تو دلم مونده همین اف‌ار خودش باعث چاقی بیشتر من میشد دیگه نمیدونستم که با خودم بگم فلانی اگه طبیعت چاقی هست چرا همه چاق،نیستند این طبیعت را خودت بوجود آوردی برای همین با هیچ روشی نمی‌توان لاغر شد تا زمانی که چاقی را طبیعی بدونی این،وضع ادامه داره ‌اما الان من از وقتی تو دوره ها هستم یاد گرفتم که این طبیعی نیست طبیعی لاغریه 

      خداوند به من یه جسم تراشیده و متناسب را تحویل داده و من خودم با افکاربیمار گونه ام به این وضع نا فرم تبدیلش کردم .

      همه ی جهان با قوانین داره هدایت میشه مثلا آب تو نقطه صفر درجه یخ میبنده این یک قانونه و ما نمی‌توانیم آنرا تغییر دهیم و یا ما هیچ وقت یه حیوان چاق نمیبینیم چون حیوانات اصلا چاق نمیشن این یه قانونه .

      من با آموزش لاغری با ذهن یاد گرفتم که چاقی بدیهی هست اما طبیعی نیست و با یادگیری فرمول های صحیح لاغری دوباره جسم،خودمان را به طبیعت اولیش که متناسب شدن هست برگردونیم کاری که خود من دارم الان انجام میدم ‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,137 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی ودوستان عزیز 

      چرا هر چقد تلاش میکنم لاغر نمیشوم؟؟؟ناخوداگاه این اواخر این سوالو از خودم میپرسبدم منی ک با همین فایلا کلی تغییر کردم ووزن وسایز کم کردم چرا ی مدته با اینکه هدف خودمو سایز ۳۶قرار دادم ولی نمیتونم و با اینکه فایل گوش میدم ودر مسیر لاغری ذهنی هستم وهر روز گامی برمیدارم چرا دیگه تغییر نمیکنم وحتی این باور استپ هم بازبرام اومده بود ومیگفتم نکنه ک در لاغری ذهن هم ی جایی استپی هست ،اخه سالها ک تلاش برا لاغری از روش های متعدد  میکردم در ی مقطعی برمیخوردم ب ی مانع غول اسایی بنام استپ وزنی وخیلی وقتا همینجا میشد نقطه پایان لاغری من و میگفتم دیگه نمیتونم تا ی اندازه ای بدن من کشش لاغری داره وبعد اون مقاومت میکنه وهیچکاری از من ساخته نیست واین رو طبیعی میدونستم ، امروز با تکرار فایل طبیعت وخوندم دیدگاه های دوستانم متوجه شدم ک من تا  این سایز و وزن الانمو تونستم باور پذیر کنم وبیشتر از اون روبرای بدن خودم طبیعی نمیدونستم ،چرااااا؟؟؟؟ از نوشته دوست عزیزی ک اشاره ب استخوان بندی درشت کرده بود چراغی در ذهن من روشن شد ک توهم سالها بهت گفتن استخوان بندی درشتی داری ونمیتونی هیچوقت سایز ووزن کمی داشته باشی، من مدتهاست ک نمیدونم وزنم چقده ولی الان سایز لباس هام ۳۸ هستش ولی از نظر خودم ب اون ایده ال سبکی وسایز ایده الم نرسیدم وهمچنان خودمو سنگین میدونم ،میدونین چرااا؟؟برا همون باوراستخوان بندی درشت ، قبلنا همیشه میرفتم رو ترازو و وقتی حالم خراب می‌شد از وزن زیاد مامانم با این جمله ها دلداریم میداد ک تو استخوان بندی درشتی داری برا همینه ک سنگینی ،وبیشتر سنگینی تو برا استخوان بندیته و کسی ک استخوان بندیش درشت باشه اگه خیلی لاغر کنه خیلی زشت میشه و کلا استخون دراز دیده میشه ،اونقد اینهاروتکرار کرده بود ک در ناخوداگاه من تبدیل ب باور شده بود،ومن الان طبیعی خودم میدونستم ک از این سبکتر ولاغر و یا متناسب وایده الم نتونم برسم، وذهنم بخاطر باورهام سد ومانعی ساخته بود،استاد چقد بجا وب حق همیشه تاکید میکنین ک تکرار کنیم بنویسیم و بخونیم ،من این روزها بارها از خودم میپرسبدم چرا بیشتر از این لاغر نمیشم وامروزبا این تکرار خوندن جواب سوال خودمو دریافت کردم ، الان میخوام ب خودم بگم ک طبیعت تو متناسب ولاغر شدنه ،بدن تو در هر شرایطی ب سمت طبیعت خودش ک تناسبه میره، مث دونه ای ک کاشته میشه طبیعتش رشده مگر اینکه مانعی براش قرار داده بشه ، طبیعت همه یانسانها ب سمت تناسبه و اگه غیر این بودعا لانه نبود ،ک یکی راحت از لذت خوردن و پوشبدن لباسهای خوشگل وسبکی و…… برخوردار باشه اونوق ی عهده تمام عمر بدوان دنبال لاغری ، نمیدونم چرا منی ک کلی افراد متناسب دور وورم داشتم قبلا بهشون دقت نکردم قبلا از حرفاشون درس نگرفتم، وب رقم حرفای اطرافیان ک شباهت ب خونواده مادریم حق طبیعی خودم دونستم ک هر کاری بکنم منم چاق خواهم شد، در حالی ک چاقی طبیعت من نبود همینطور ک من قبلاا چاق نبودم ،خونواده پدری کاملا متناسبی دارم ک در هر رده سنی کامل متناسب وهیچ تغییری ندارن، وحتی مادربزرگم بر این عقدیده اس ک هیچوق وزن اضافه نمیکنه ودر طول تمام عمرش با حامگی های زیاد یا کهولت سن وغیره هیچوقت تغییری نکرده،چرااا بر این باوره ؟؟؟چون تناسب روطبیعت بدنش میدونسته و هیچوقت ب یاد ندارم ک راجب غذایی نظری داشته باشه ک چاق کننده اس چربه شیرینه و یا غیره،وهمیشه غذاشو کامل ولی ب اندازه نیاز بدنش میخوره ،چون بارها دیدم ک بعد از خوردن غذاش ب تمام تارفات دیگه ب توجه بوده ،چون داشته طبق طبیعت بدنش رفتار میکرده وقتی نیاز داشته خورده وبعدش هیچی براش مهم نبوده ،یا زنداداشم چون فامیل هم هستیم واز اول دیدمشون همیشه متناسب رو ب لاغریه البته از نظر خودش ،از نظر من بسیار اندام زیبا و متناسبی داره،ولی خودش دوس داره یکم چاق تر بشه وبارها برای این‌کار تلاش کرده ودکترتغذیه رفته ورژیمهای مختلف رو امتحان کرده ولی نهایت تونسته برای مدت کوتاهی سه یا چهار کیلو اضافه کنه وخیلی خیلی زود این وزن رواز دست داده چراا چون باورش اینه ک هیچوق نمیتونه چاق بشه و هیچوقت چاقیش موندگار نیس واون لاغری روطبیعت بدنش میدونست ،در حالی ک من هر عاملیو باعث چاقی وچاقتر شدن میدونستم ، من طبیعی میدوتسم ک برم مسافرت چن کیلوچاق برمیگردم ،عید چاقنر میشم ، ماه رمضون چاقتر میشم ،غصه میخورم چاق میشم شاد میشم چاق میشم ،داروهای ویتامینی ک بر حسب تشخیص پزشک نیاز بدنم هست رواگه بخورم چاق میشم و در هر شرایطی چاقی روطبیعت بدنم میدونستم و این باور بخاطر نگرش وباورهای چاقی در من خیلی تنومند بود،چونمن از سن کم از‌چاقی ترسیدم بهش توجه کردم وتلاش برای رفع چاقی همیشه در من بود وهر بار با کم‌کردن وزن ودوباره برگشت بیشتر برام طبیعی میشد ک من تمام عمر رو باید با همین چاقی سر کنم وفقط میتونم با سختی وتلاش وزجر خودم ی مدت کوتاه مثلا برای  عروسی عیدی مراسمی چیزی خودمویکم جمع وجورتر کنم ،در حالی ک نقطه مقابل من افراد متناسبی روداشتم و میدیدم ک خلاف باور منوداشتن ،مسافرتی ک منو چاق میکرد بابا وزنداداش و وست صمیمیو لاغر میکرد، قرص های ویتامینی ک من ممکن بود سالی یکی دو  بار ب خوردنشون نیاز داشته باشم و تا دوروز مصرف میکردم روز سوم حس کلی چاق شدن داشتم در حالی ک همین افراد نصف هر ماه رو قرص ها .مکمل های ویتامین استفاده میکردن و متناسب بودن ، و خیلی موضوعات دیگه ک باعث لاغری و نتاسب اونها میشد ولی علت چاقی من بحساب میومد،در حالی ک منم ب اندازه اونها میتونستم متناسب بشم تنها اگر باور داشتم ک تناسب و سایز ۳۶وسبکی طبیعی بدن منه ،وقانون جهان براینه در جهان همه چیز بر حسب قانون هست مثل جوونه ک رو ب رشده ،مثل بارون ک رو ب پایین میباره ،مث خورشید ک صبح طلوع میکنه،مث تپیدن قلب ک تا زنده اس میتپه،مث سوختن وقتی ب یه چیز خیلی داغ دست میزنیم ،مثل بریدن وقتی با ی وسیله تیز برخورد میکنیم ، ، مثل برخورد اب با سرمای زیاد ک یخ میزنه و یا گرما ک بخار میشه اینها همه نشانه ای از قوانین جهانه ،قانون جسم منه ک در هر شرایطی هر عضوی  ب بهترین شکل وظیفه خودشو انجام بده ،قلبم کلیه ها ،پلک ،معده و ….هر لحظه چ خواب  وچ بیداری بدن من ب سمت تناسبه واین طبیعت بدن منه وچیزی ک تا الان قبول کرده بود بدهی جسم من بود چااااقی بدیهی جسم منه و پذیرفته بودم و با هیچ روشی نمیتونستم انکارش کنم و تناسب برسم، چقد امروز ارامش پیدا کردم چقد برام موثر بود وخوشحالم ک اینبار جدی تر شروع کردم ودیدگاه دوستان عزیزمموخوندم و متوجه اشکال خودم و باور پنهان خودم شدم ،چاقی طبیعی بدن من نیست ک بخواد ۹۹ درصد از ذهن منو در گیر خودش بکنه،من ی متناسب طبیعی ام وخیلی راحت میتونم ب طبیعت خودم برسم 

      خدایا شکرت ک منو زیبا ومتناسب افریدی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۲/۲۶ ۲۰:۵۶
      مدت عضویت: 2209 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      سلام

      وقتی که یادم میاد همسایه ای داشتیم که پسر ودخترش چاق بودن و پسر ودختر دیگش لاغر بودن . و دخترش باچاقیش مشکلی نداشت و شاد بود و خنده رو 

       اما پسرش همش ناراحت بود و گله میگرد بابت سرنوشتش که چاقی بود .

      من اون سالها تقریبا میشه گفت متناسب بودم . و یادم میاد چاقی پسره ودختره رو ژنتیک اونها میدونستم که سرنوشت وتقدیر اونهاست و البته خودشان آنقدر این قضیه رو طبیعی میدونستن که تلاشی در جهت رفعش نمیکردن .

      یا عمه هام همشون چاق بودن و عموهام به غیر یکی اونها هم چاق بودن . و بعد اینکه کمی بزرگتر شدیم پرخوریهامون بیشتر شد میگفتن که به خانواده پدری رفتین وخوش خوراکید البته اون موقع تشویق میشدیم به چاقی و افرادی که دوربرمون بودن ولاغربودن مثل دخترخالم همش مورد انتقاد قرار میگرفت که مریضه و چندبار توخیابون به خاطر لاغریش ضعف میکرد وغش میرفت .

      الان که فکرشو میکنم ماچاق بودیم اون زیادهم لاغر نبود. ولی نمیدونم چطوری بود همه اون دختره رو مورد سرزنش قرار میدادن . 

      اون دختره هم علت لاغریش رو ژنتیک میدونست که به پدرش رفته . وبراش طبیعی بود که سرنوشتش اینه .

      یادم میاد برای چاق شدنش خیلی تلاش کرد اما موفق نمیشد ولی الانا بعد۲۰ سال واندی که الانا ازدواج کرد شنیدم که چاق شده . ومیگفتن ازدواج بهش ساخته و تونسته چاق بشه .

      البته درهرعصر وزمانی کلی دلایل هست که چاقی رو طبیعی بدونن .

      الانا که خانم های دوربرمون رو میبینم که درحال پیاده روی هستن چاقیشون رو طبیعی میدونن میگن امکانات رفاهی زیادشده و تلاش فیزیکی وتحرک ما کم شده و طبیعی هست که چاق بشیم .

      من خودمم همینطور بودم علت پرخوریم رو ژنتیک وشباهت به خانواده پدری و کم تحرکی میدونستم وبرام طبیعی بود که چاق شم .

      وتازمانی که طبیعی میدونستم که چاق باشم هم انگیزه بالایی برای لاغرشدن دایمی نداشتم و هم بعد مدتی که ورزش رو رها میکردم و چاق تر میشدم بیشتر برام اثبات میشد که نگاه دیدی طبیعیه من چاق بشم ومن حتی با ورزش ورژیم نمیتونم باهاش مقابله کنم .

      پس وقتی بامفاهیم ذهنی آشنا شدم برام طبیعی اینه که متناسب باشم والان که چاقم بدیهی هست با اونهمه فرمول چاقی چاق باشم . و زمانی که به این درک رسیدم که بدیهی هست که من چاق باشم کم کم تونستم درمسیر متناسب شدن قدم بردارم و به رویای متناسب شدن نزدیک شم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۴ ۲۲:۳۵
      مدت عضویت: 1999 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 974 کلمه

      به نام خداوندی که انتخابم کرد 

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋

      سلام و درود دوستان هم مسیر در راه مستقیم و پرنعمت 

      چرا هرچه تلاش می کنم لاغر نمی شوم؟(تکرار ۲)

      ✨جهان پیرامون ما بهترین مشار ماست 

      بسیاری از پیشرفتهای انسان به خاطر توجه به قوانین جهان هستی بوده است و ما هم میتونیم از این قوانین در جهت مسیر موفقیت خود بهره مند شویم .

      ✨یکی از قوانین طبیعت عدم تغییر پذیری طبیعت است 

      بارها شنیده ایم جنگلهایی دچار آتش سوزی شدند ولی بلافاصله جوانه زدند و رشد کردند گاهی انسانها با تغییراتی از گل رزقرمز گل مشکی رویانده اند اما در دگر جاهای جهان همچنان گل قرمز می روید یعنی طبیعت هیچ استپی نداره و به قوانین خودش عمل می کنه مثل جزرومد دریا یا بارش باران و طلوع و غروب آفتاب و این قوانین طبیعی را برای همیشه و همه جای جهان نمیشه تغییر داد.

      یک قانون طبیعی داریم مثل جاذبه یا دمای جوشیدن آب یا بارش باران تعداد ضربان قلبمون و پلکمون که غیر قابل تغییر هست مثلا اگر گندمی بکاریم حتما گندم درو می کنیم نه جو!…و قانون دیگر بدیهی است یعنی ما با ذهنمون در روند قانون طبیعی اختلال ایجاد کرده ایم  

      و هر هر رفتار ما یک نتیجه ای دارد و عادتهای ما طبیعی نیستند چون به صورت الگو در ذهنمون ذخیره شده اند

      اگر اضافه وزن (چاقی)در ذهن ما طبیعی شده باشه هرچقدر برای لاغری تلاش کنیم نتیجه ای دریافت نمی کنیم !…

      هر چقدر با فشارهای فیزیکی بر جسم تغییراتی ایجاد کنیم باز به دلایلی که برای ذهن خود منطقی و طبیعی کرده ایم چاق می شویم بارها تجربه داریم با انواع روشهای قبلی به صورت مقطعی کمی از اضافه وزن خود را کم کرده ایم اما بعد از مدتی اضافه وزن بیشتری پیدا کرده ایم چون در ذهن ناخودآگاه ما دلایلی برای چاق بودن وجود دارد که طبیعی به شمار می رود و تصمیم ما در این مبارزه نمی تواند ذهن ناخودآگاه را شکست دهد .

      همه ی افراد متناسب از قوانینی پیروی می کنند که متناسب هستند ولی افراد چاق قوانین مربوط به خود را دارند که باعث چاقی آنها شده است .

      متناسبهایی هستند که مصرف بالایی از غذایی فست فودی دارند یا تحرک ندارند یا خواب زیاد دارند حتی تیروئید و قند دارند اما متناسب هستند و این ثابت می کنه در ذهن افراد چاق قوانینی وجود دارد که باعث بروز عادتها و رفتارهای چاق کننده در آنها می شود و تمام رفتارها و عادتهای افرادی که اضافه وزن دارند به دلیل سالها تکرار و البته آموزش و تجربه باعث شده فکر کنند که این رفتارشون طبیعی هست !…

      چرا چاقم ؟

      چرا لاغر نمی شوم؟

      تمام دلایلی که برای پاسخ این دوپرسش در ذهن خود داریم باعث شده است که حالت چاقی در ذهن ما طبیعی باشد و مانع لاغری ما بشود!…

      همه افرادی که اضافه وزن دارند از حالت چاقی خود ناراضی هستند ولی این به این معنا نیست که چاقی خود را نپذیرفته اند!؟

      همه این افراد در سطح فکر و منطق خود از شرایط جسمی خود ناراضی هستند ولی به دلیل اینکه بارها از روشهای لاغری قبلی نتیجه نگرفته اند این باور را در ذهن خود ایجاد کرده اند که فایده ای ندارد نمی شود و جسم من همینه دیگه باید باهاش کنار بیام و در ذهن خود شرایط اضافه وزن را طبیعی و ماندگار کرده اند و این باور بسیار خطرناک است و هربار که دوباره رژیم می گیرند بیشتر به خود ثابت می کنند که فایده ای ندارد و آش همان است و کاسه همانا !…

      اولین بار که پارسال این فایل را گوش کردم متوجه شدم که حتی در کلام من می گویم باید وزن کم کنم یعنی الآن طبیعی ام و باید از حالت طبیعی کم کنم و این در ذهن من شکل گرفته بود افراد چاق زیای متوجه کلام و فرمولهای ذهنی خود نیستند در واقع چون درذهن ما چاقی طبیعی هست می گوییم مثلا ۵کیلو کم کردم و کم!؟….

      قانون وساختار ذهن ما براساس گسترش و پیشرفت هست و انگار کم کردن مساوی با بیماری و ضعف و شکست در ذهن هست و تلاش می کنه که ما کمتر از حالت عادی نباشیم !…یعنی به اصلاح کاهش وزن نداشته باشیم حتی کلمه کاهش وزن هم یعنی از حالت طبیعی خارج شدن !…

      بنابراین باید بدانیم ما اضافه تر از حالت طبیعی خود وزن داریم و باید اضافه وزن خود را رها کنیم به لطف خداوند حدود این یک سال همیشه در کلام مراقب گفتن این جمله بوده ام و به نظرم امروز این فرمول در ذهنم خیلی کمرنگ تر هست .😊

      همیشه شک و تردید یعنی تزلزل باور و فروریختن آن و آماده شدن برای دریافت آگاهی جدید.

       با دریافت محتوای آموزشی ما ضربه هایی به باورهای پنهان ذهن چاق خود میزنیم که مانع لاغری ما هستند و با ادامه دادن و استمرار در مسیر هست که پایه این باورهای غیر صحیح و چاق کننده سست می شود و فرو می ریزند .

      حالت طبیعی یک میوه آبدار بودن و سالم بودنش است ولی اگر آفتی باشد یا کرم خورده یعنی مشکلی وجود داشته است در طبیعت ما یک شیر چاق نداریم شیر پرخور نداریم و حیوانات در حالت طبیعی خود رفتار می کنند اگر حیوانات وحشی گرسنه نباشند به آدمها حمله نمی کنند ترس از آینده ندارند که امروز بخورند که نکنه فردا نباشه !؟..در طبیعت ببر افسرده نداریم و اگر اختلالی در روند طبیعی حیوانات به وجود آمده حتما حیوانات دست آموز هستند که به خاطر الگوهای رفتاری انسانها دچار تغییراتی شده اند .

      باور به اینکه ما جزئی از این طبیعت و عالم هوشمند هستیم و طبیعی است که لاغر باشیم، شاد باشیم سلامت باشیم ،ثروتمند باشیم و این باور صحیح ،باعث میشه به دلایل ایجاد الگوهای ذهنی مخرب خود پی ببریم و درجهت اصلاح آنها اقدام کنیم و خیلی خودبه خودی یک زندگی عالی در تمام جنبه های زندگی را تجربه کنیم .

      خدایا سپاااااااسگزارم از وفور نعمت و روزی های آسمانی و زمینی 

      خدایا عاااااااشقتم ❤️

      سپاس از نشر آگاهی سعادتمند باشید 

      دوستان متناسبم همواره در مسیر تغییر کردن عزتمندانه گام بردارید ،…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۰ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 2077 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 726 کلمه

      طبیعت 

      ازاماچیزی که فکر میکنم هستم وچیزی که نیستم شاید این جمله اولش عجیب بیاداما وقتی متوجهش میشم می بینم کاملا درسته چاقی روطبیعی دونستم به خاطر  الگوهای اشتباه که در ذهنم دارم الگوهای ثابت رفتاریم شدن وقبل ازاون الگوهای ثابت فکریم شده بود من هرچقدر دارم تو زمینه ی باورها روی خودم کارمیکنم و ازخودم  میپرسم چرا  چرا من فلان عادت غذایی رو دارم و خیلی چیزای دیگه و خیلی از رفتارهارو دارم  هربار ازخودم   میپرسم چرا برای چی وقتی هم بهش میرسم متوجه میشم که من این ها درمن تثبیت شده این رفتارها و اینکه چاقی روهم طبیعی می‌دیدم به طبیعت که نگاه میکنم پرنده ها رو که می بینم  متوجه میشم ناراحتی براشون معنایی نداره چاق شدن و لاغرشدن اصلا هیچ اطلاعی از این چیزها ندارن اصلا به این فکرنمیفتن که  عه فلان پرنده مرد ممکنه منم بمیرم یااین  اتفاق برای منم بیفته .وکلی چیزهای دیگه وقتی گرسنه باشند  میخورن و لازم نداشته باشند نمیخورن  واصلا هیچ چیز دیگه ای به ذهنشون نمی‌رسه افکار ی که ما داریم رواونها ندارن من فکرمیکردم چاقی طبیعیه درصورتیکه باوردار م بدنم عضوی از این طبیعته و خب قوانین برای همه یکسانه  اماکجای چاقی طبیعیه که نفس کشیدن مشکله به خاطر وزن سنگین راه رفتن سخت باشه  وکلی مشکلات ازاین دست چاقی طبیعی نیست ارثی هم نیست چاقی به خاطر افکار و رفتار  چاق کننده هست مثل  درختی که آفت زده میشه چرا آفت زده میشه یه مشکلی یه جایی به وجود اومده پس طبیعی نیست که یک درخت آفت زده باشه میوش خب پس چطور چاقی با ون همه مشکلاتی مثل به وجود آوردن فشارخون  وقند و دیابت  وسکته های مغزی و… طبیعیه؟؟؟؟ پس اگر بخوام خودم رو عضوی از طبیعت بدونم و باورم  هم هست که من عضو ی از طبیعتم اگه بخوام ذهن خودم رویک دشت تصورکنم  خب و یک بذر که کاشته شده در اون و اون هم جسم منه. خب اینجا من تلاش می کنم برای اینکه این بذر جوانه  نیازبه آبیاری داره و این آبیاری توسط اطلاعات ذهنی من به جسمم داده شده برای شکوفا شدن نیاز به آبیاری هرروزه و توجه داره واین توسط من شکل گرفته مثلا همین که با یک گیاه اگه حرف بزنی بیشتر حالش خوب میشه و در مقابل اونهم به شکل بهتری شکوفا میشه و این در رابطه با موضوع جسمی درباره‌ی  چاقی و لاغری توذهنم شکل گرفته و البته در زندگی وهمش به من برمیگرده پس این نشون دهنده ی اینه که من خودم چقدر کد گذاری کردم و از قبل چقدرتوسط خانواده کدگذاری شدم درباره‌ی همه ی جنبه های زندگی بهش که فکر میکنم متوجه میشم هربار که به یک حقیقت درباره‌ی خودم میرسم درباره‌ی چاقی درباره‌ی تمام جنبه‌های  زندگی  این حس واین تصویرتور توذهنم پررنگ میشه که من داره اون یخها دارن اب میشن  اون منطقه ی یخ که هیچ وقت از ش استفاده نمی‌کردم پس چاقی طبیعی نیست چاقی یک اعتیاد ه یک وابستگیه به خوردن برای فرارکردن ازرنجها برای سرگرم کردن خودم وفرار ازمسولیت  چاقی طبیعی نیست با پذیرشش و نه اینکه تسلیم بشم تسلیم  شدن با پذیرش فرق داره وقتی تسلیم بشم یعنی راهی ندارم واین در ذهن اتفاق می افته اما اگه بپذیرم میتونم راهی پیدا کنم وهیو راهی درست تر از لاغری باذهن نیست شناخت خودم وپرسش ازخودم وفرارنکردن ازخودم وپیدا کردن راه حل ازخودم میتونم لاغربشم و لاغری طبیعیه وچاقی بدیهیه مسیر لاغری مسیرصاف و قدرتمندیه که همه چیز رو دربرمیگیره و میشه به جزلاغری به چیزهای دیگه که میخوام برسم پس باید عمل کنم نه فقط باور چون باوری که عمل کردن نداره یعنی درواقع باوری وجود نداره  واین جوری میتونم خودمو هربار بسنجم و بهتر درک کنم که من درچه مرحله ای هستم مرحله ای که هنوز منتظر ه اتوبوس براش بایسته و وقتی همه سوار میشن  اون تردید می‌کنه و یامی شینه سوار نمیشه به امید اینکه یه اتوبوس دیگه بیاد  وبتونه سوارش بشه  ودقیقا توخیلی از جاهای زندگی به این امید که یک نفر بیاد حالمو خوب کنه  ویا راهی پیدا بشه که سریعتر از هر زمانی لاغربشم مخصوصا زمان عید این بیشتر میشد چون لباس خریدن سخت میشه  پس این نشون میده که من هرچقدر بیشتر بادمهای هم مدارو فرکانس خودم ادامه بدم وبیشتر درخواست  ارسال کنم به ذهنم به کاینات بیشتر نتیجه میگیرم اون چیزی که همیشه بدست میارم طبیعی هست حالا چه خوب باشه چه بدو این  بستگی به همون آبیاریی هست که انجام می دم . باتشکر  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا