راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه
چون توی ذهنت:
- چربیهات کهنهن و نمیرن
- چربیهات سفتن و فقط با ورزش سنگین میرن
- انرژی نداری، پس ورزش نمیتونی بکنی
- طبع بدنیت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…
این منطقهای شخصی که ذهنمون ساخته، باعث میشن پیشفرض ذهن همیشه این باشه که:
«تو لاغر نمیشی!»
و این میشه همون انتظار چاقی.
✅ راه حل چیه؟
منم دقیقاً مثل تو، سالها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟
تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.
شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری
و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کمکم پیشگوییهاشو عوض کرد!
یعنی دیگه به جای تصور یه آیندهی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!
بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫
🟢 حالا نوبت توئه…
اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

🔁 تغییر فرمولهای ذهنی چاقی
ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راهها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبهرو کنیم.
یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍
👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو میبینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسباندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون میافته:
ذهن میگه:
«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمولهای چاقی ذهن 💥
🎧 گوش کن، باور بساز
برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواشیواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.
تو این فایل درباره این صحبت میکنم که:
- اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
- چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش میدونه؟
- و مهمتر از همه: چطور میتونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟
✅ پیشنهاد میکنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.
هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫
🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونهست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کمکم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.
و این شکوفهها همون لحظههاییه که حس میکنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.
مرحله اول:
با پاسخ دادن به پرسشهای مطرحشده میتونید به فرمولهای ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه میکنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤالها پاسخ بدید:
- چرا تا حالا لاغر نشدی؟
- اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
- نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
- چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
مرحله دوم:
برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤالهای زیر جواب بده:
- با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
- چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
- با توجه به توانایی یادگیریات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، میتونم برای همیشه لاغر بمونم.
🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.90 از 175 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خدای دانا و مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان سایت تناسب فکری
سالها با رژیمهای سخت و طاقت فرسا هی تلاش میکردم که شکمم آب بشه کلا ذهنم درگیر شکم و پهلو و گودی کمرم بود بابت شکمم جلوی آینه هی غر میزدم و خودمو سرزنش میکرم که چرا نمیتونی این شکم رو کوچیک کنی من عکس وزن پایینم رو دارم درست زمانی که من ۵۸ کیلو شده بودم متناسب نبودم فقط لاغر با پوستی آویزان و شکم شل و ول بودم به هر دری میزدم تا بتونم این شکم رو آبش کنم یادمه با مربی ورزشم که صحبت کردم گفتم این شکم من مثل فلانی میشه گفت شدن کههههه آره ولی ده سال باید ورزش کنی من ناراحت شدم گفتم یعنی چی ده سال گفتم مطمئن باش که من خودم میتونم شکمم رو کوچیک کنم که تو همون روزا بود که با شما آشنا شدم و سایت شما رو راه نجات برای خودم دیدم ،
امروز فایل رو که گوش کردم بعدش آماده شدم برم خرید . سر راهم بوتیکی هست که من از سبک لباسهاش خوشم میاد و هر از گاهی یه سری بهش میزنم
لباسی رو انتخاب کردم ولی با این فکر که امکان اینکه تو تنم تنگ باشه هست ولی پرو کردم
من بعد این همه مدت بدنم رو تو لباس تنگ دیدم امروز بدنم فوق العاده زیبا بود
میدونید سرشونه هام کمرم فرم باسنم تو لباس واقعا زیبا بود .
تو همون لحظه تمام حرفای شما استاد تو گوشم بود باور آدم وقتی تغییر کنه جسم نگاه همه چی تغییر میکنه
من احساس میکردم ذهنم هنوز تو مدار لاغری نیست که بدنم اونقدر تغییر نکرده ولی امروز با دیدن بدنم خیلی خیلی خوشحال شدم و باورم صد چندان شد که من در حال تغییرم و بدنم بهم این تغییر رو نشون داد
و خدا رو شکر و سپاسگزارم از شما که سایت تناسب فکری رو تشکیل دادید.
برکتش به زندگیتون چندین هزار هزار برابر برگرده
بیشترین چیزی که از دیگران شنیدم که من از نوزادی تپل بودم ولی وقتی عکسهای نوزادیم رو نگاه میکنم یه بچه معمولی و تو پر و دوران کودکیم یه دختر تو پر لاغر مردنی نبودم و دوران دبیرستان یه دختر خوش اندام و ایده آل که هر کسی میدید تحسینم میکرد
و دلیل دیگه که میاوردن بعد ازدواج بدن جا باز میکنه و استخوان میترکونی و بهم تاکید میکردن تو استخوان درشتی ولی وقتی دکتر ارتوپد رفتم گفت توخیلی استخوان های ظریف ولی محکمی داری
بیشتر باورهای من این وسواس من به چاقی بود
من قبل ورود به سایت مشکل خودم رو قبول کرده بودم و خدا هم شما رو سر راهم قرار داد و ممنونم بابت این هدایت🌼🧜✨️🙏🏻
خب من سالها انواع رژیم ها رو گرفتم و بدنم با من همیشه همراه بوده و نشون داده که چقدر عالی عمل کرده حتی من افراط داشتم و دوباره بدنم با من همراه شده و نشون داده که همه جا با من همراهه
من هر روز صبح نوشیدنی برای خودم درست میکنم میخورم بعد نوشیدنی شاید چند ساعتی اصلا میل به صبحانه ندارم ، امروز صبح احساس ضعف کردم و دو تا تخم مرغ گذاشتم آبپز شد بعد گفتم تا خنک بشه برم خریدم رو انجام بدم بیام ساعت ده و نیم بود راه افتادم مسیر ترافیک و ذهنم فایل امروز رو مرور میکرد تا برگشتم ساعت دوازده و نیم بود و من فقط تشنه بودم و آب که خوردم اصلا حساس گرسنگی بهم دست نداد دوباره فایل رو گوش کردم و بعد فایل تخم مرغ هامو خوردم این نشون میده بدنم هوشمنده و با من همراهه و میخواد که لاغر بشه
ذهنی که تونسته این حجم از آموزشها رو در خودش حفظ کنه و هنوز هم جا داره هنرهای زیادی رو یاد بگیره و در خودش ذختره کنه
پس وقتی لاغری با ذهن رو با عشق و ایمان یاد بگیره لاغر میشه و لاغر میمونه
چون ذهن لاغری رو در خودش قبت میکنه و جزئی از وجود من میشه
پس وقتی با استمرار و باور قوی و با صبوری لاغر بشم برای همیشه لاغر میمونم ✨️🧜🌼🙏🏻
خدا رو سپاسگزارم بابت هدایت من به این مسیر و سپاسگزارم بابت سایت بی نظیرتون🌸🌱✨️
سلام استاد عزیز و بقیه دوستان 🌺
چرا من چاق شدم ؟
توی کامنت قبلی بعضی از باورها منطقی اندرو نوشتم و نقض کردم و الان هم میخوام چند باور دیگه ام رو نقض کنم
مثل اینکه از بچگی شنیده بودم که میگفتن برنج خیلی چاق کننده است باید هفته یک یکبار بخوری و واقعان زن عمو هام با ترس زیاد میگفتن که قند میاره چاقی میاره و….. در صورتی دخترشون شمال زندگی میکنن یعنی دختر عموم و میگفتن ما همیشه غذامون برنج هست و اما متناسب لاغر بودن و دیدم که جلوی چشم افرادی که برنج میخورن حتی ناهار و شام اما متناسب هستن
یا باور دیگه ای داشتم و منطقی کرده بودم برای خودم مثل اینکه زهرا خدا رو تو رو متفاوت خلق کرده و از اکثریت تپل ها میشنیدم که میگفتن چرا خدا به یک نفر نعمت متناسب بودن رو بده اما به من نده و بعضی ها میگفتن حکمتی داره ! خدا عادله و تمام نعمت هاش رو به همه یک بنده هاش یکسان داده و بین کسی فرق نذاشته چون همه بنده هاش رو دوست داره
باور دیگه ام این بود که تنها چیزی که چاق کننده نیست فقط سالاده ! یعنی حتی اگه دو پشقابم میخوردم میگفتم منو لاغر میکنه اما یک یا نصف بشقابم یک مواد غذایی دیگه مثل برنج یا ماکارونی میخوردم میگفتم چاق میکنه!
تو ذهنم مدام تحلیل میکردم تمام مواد غذایی ها رو و واکنش نشون میدادم به خودم میگفتم اگه برنج بخورم چه اتفاقی میفته میگفتم خوب چاق میشی برای همین سالاد میخوردم!
من افرادی رو دیدم متناسب که هر چی دوست دارم رو میخورن و هر زمان که دوست دارن
مثلاً یادمه در بچگی داشتم صبحانه میخوردم و خالم به دخترش گفت بیا بخور زهرا نگا داره صبحانه میخوره و اون گفت نمیتونم بخورم اشتها ندارم و خالم هر چه اصراری کرد اون نمیخورد و من تعجب میکردم که چطور میتونم از غذا بگذره!! اون ها در هر زمان هر چی دوست داشته باشن رو میخورن
یک باور دیگه ای در مورد بستنی از بچگی داشتم اینکه به خاطر قند و شیری که داره چاق میکنه
در صورتی بردارم هم همون بستنی رو میخورد یا افراد متناسب زیادی رو دیدم که بستنی زیاد میخورم و حتی برادر خودم که جلوی چشمم بود اما خب نمیدیدم!
میخوام در مورد یک موضوع دیگه صحبت کنم اونم ژنتیک
که خانواده پدریم یعنی عموم ۴ تا دختر و ۲ تا پسر دارن و خود عموم و زن عموم متناسب اما همه یک بچه هایش تپل هستن و فقط یکی از دختر خانوم لاغر و متناسب هستن
یا توی خانواده مادریم دختر خاله مامانم متناسب بودن و به نظر من خیلی اندام خوبی داشت اما میگفت میخوام یکم بدنم گوشت بگیره و چاق بشم اما هر کاری میکرد چاق نمیشد و مربیش گفته بود خیلی بخواب و بی تحرک باش چاق میشی ! واین بی تحرک بود یعنی غذا میخورد میخوابید اصلا کاری نمیکرد اما چاق نمی شد اما خواهرش تپل بود و اون هر کاری میکرد میگفت لاغر نمیشم !
یا توی خانواده پدریم عمو کوچیکم تپل هستن و زن عموم لاغر و متناسب اما دخترشون تپل و پیرسون لاغر هستن
و من توی باورم این بود که آدم پیر بشه چاق میشه در صورتی پدر بزرگم و زن عموم که شمشون بالا هستن کاملا متناسب و لاغر هستن
میگفتن بارداری اضافه وزن و چاقی میاره چون بی تحرکی و … اما دو تا از خاله هام که یکیشون واقعان تو خونه بیشتر اوقات بیرون نمیره اما لاغر و متناسب هستن و بچه سومشون رو هم به دنیا آوردن اما متناسب و لاغر هستن
یا توی خانواده عمو بزرگم دیگه ام همه بچه هاشون تپل هستند اما فقط دخترشون لاغر هستن و بقیه ربط میدم به ژنتیک ! در صورتی زن عموم لاغر و متناسب هستن من زمان مجردیشون رو دیدم توی عکس ها که لاغر بودن راستش یکی از پسر هاشون متناسب بودن اما رفتن باشگاه و نمیدونم باورشان چی بود که ایشون هر بار چاق تر میشدن و داداش من هم همراهش میرفت اما اصلا هر کاری میکرد چاق نمیشد اتفاقا بدنش بهتر میشد عضله اینا اما پسر عموم چاق تر میشد در صورتی قبلش اندام خوبی داشتن و اما الان میگن که شما خانواده پدری چاقیم !
و یادمه هر بار که بزرگ تر میشدم و چاق تر! خب دلیل و توجیهی برای چاقی میآوردم که به خاطر ژنتیک و بی تحرکی یا و……..
یا توی خانواده مادریم پسر خاله مامانم ایشون متناسب بودن هر چی میخوردم چاق نمیشدن و اما وقتی ازدواج کردن چاق شدن و الان میگن رژیم داره میگیرع و رژیم اینکه هیچ قند و برنج اینا نخوره در صورتی خواه خودشون ازدواج کردن و قند و شیرینی هم میخورن اما متناسبن
من اون زمان این رژیم رو گرفتم خیلی اذیت کننده و سخته و اصلا نتیجه هم نمیگری چه برسه پایداری لاغری. چون مدام حالت بد میشه سرگیجه میگیری و…
ودیگه من بعد از اینکه اومدم توی این سایت تناسب فکری دیگه اصلا چشم حتی به رژیم تبلیغات اینا برام میاد نمیره و به این روش کاملا باور دارم
به کمک الله همه مون ادامه بدیم به مسیر درست
سلام استاد عزیز و بقیه دوستان 🌺
چرا تا حالا لاغر نشدی ؟
من زمانی که رژیم میگرفتم هم انتظار چاقی رو داشتم و چون رژیم های زیادی میگرفتم میگفتم اگه حتی سخت ترین رژیمم بگیرم باز برمیگرده و دیگه بعد از چند مدتی کنار میزاشتم اما وقتی میرفتم مهمونی ویا در جمعی خجالت زده میشدم دوباره تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم
و من کلا انتظار چاقی رو داشتم و یادمه که وقتی حتی لاغر میشدم و چند کیلو کم میکردم اما لباس های گشاد و ساده ام رو نمی انداختم بیرون چون باور نداشتم که در همون وزن متناسب میمانم و میگفتم الانه که چاق بشم و همش میرفتم داخل آینه نگاه میکردم هرروز که چاق شدم نشدم ! و خب دوباره بیشتر از قبل وزنم برمیگشت
اگر با رژیم با ورزش لاغر شدی چرا دوباره چاق شدی؟
همانطور که گفتم واقعان لاغر میشدم اما اون وضعیت رو طبیعی و قابل باور نمیدونستم و همش میگفتم کی قراره دوباره چاق بشم و میترسیدم و فکر میکردم طبیعی بدنم چاقی هست و منتظر میشدم تا دوباره بدنم به شکل اولش برگرده و برای همین هرروز میرفتم داخل آینه و خودم تماشا میکردم تا ببینم چاق شدم یا نه!
نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
هنوز که هنوز بعد چند سال یادمه که پسر عموم و موقع صحبت کردن با پدرم میگفت لاغر شدن خیلی سخته و چاقی های آسونه و در ادامه حرفی گفت هر کی بخواد لاغر بشه باید خیلی سختی بکشه اما اگه بخواد چاق بشع آسونه مثل آب خوردن!
و من داشتم با دقت گوش میکردم !
من در همون سن از فامیل و آشنا و غربیه و دوست و همسایه و…. شنیدم که میگفتن لاغری خیلی سخته اما چاقی آسونه مثل آب خوردن! و من باور میکردم برای همین رژیم های سخت میگرفتم میگفتم برای لاغری باید سختی بکشی حتی رژیم میگفت تو مثلاً ۵ لقمه بخورم میگفتم نه باید بیشتر سخت بگیرم ۳ لقمه میخوردم تا این حد !!! توی ذهن من لاغری سخت بدست میاد بود و چاقی آسون بود !
چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودنت شنیدی ؟
والا من از وقتی بچه بودم تا الان آنقدر دلیل شنیدم و خودمم حتی اضافه کردم!
مثلاً دلیل اینکه چاقی تو ژنتیکیه خداروشکر خیلی صحیح در گام ششم نقش کردم و نوشتم
یا مثلاً شیرنی چاق میکنه
برنج و نون باعث چاقیت شده
چون بی تحرکی چاق شدی( دختر خالم بی تحرک کلا فعالیت جز مدرسه و اینا ندارم و من بیشتر از اون فعالیت داشتم اما اون متناسب بود و من چاق)
چون به پدر و مادرت رفتی ! ( مادر و پدر من فردی متناسب هستن در زمان مجردیشون و من دیدم و همه افراد دیدن میدونن که متناسب بودن و چون دلیل اینکه ازدواج کنی و یا بارداری چاق میشی یا بی تحرکی چاق میشی بوده الان چاق هستن وگرنه کلا افرادی متناسب بودن با اندامی قشنگ پس این دورغه که میگن ژنتیک به پدر یا مادرت رفته پدر مادر من ژنشون لاغر و متناسبع)
چون غذا زیاد میخوری چاق شدی ( والا من افرادی رو دیدم به چشم که همش در حال خوردنن از پفک چیپس گرفته تا پیتزا و… اما متناسب هستن و من در مقابل اون ها تازه چیزی نمیخوردم!)
چون دیر شام میخوری چاق شدی ( والا ما از همه زودتر شام میخوریم کلا توی خانواده ها)!!!! و افراد متناسب من دیدم میگن ما دیر شام میخوریم اما متناسبن
و گاهی اوقات بعضی از دیگران چون میخواستن نصیحتم کنن میگفتن تقصیر خودت نیست چاق هستیی تو متفاوت خلق شدی ! !
با توجه به دفعاتی که لاغر شدی اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره ؟
من به چشم دیدم که چقدر بدنم توانا هست من چقدر رژیم های سختی گرفتم و بدنم من رو همراهی کرده و کمکم کرده و اون هم خواهان لاغری من هست اونم دوست داره متناسب بودن رو و من چقدر وزن کم کردم و متناسب شدم و جسمم چقدر من رو همراهی میکرد در اون رژیم های سخت و اذیت کننده پس بدن من توانایی لاغر شدن داره و من به چشم دیدم همراهی اون رو برای متناسب شدن و و لاغر شدن و واقعان لاغر هم شدم و چون فرمول های مغزی من تغییر نکرده بود و تلاشی برای تغییر فرمول هام نکرده بودم برمیگشت وزنم
چیزهای که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس ؟
من خیاطی یاد گرفتم در سن کم و هنوز هم یادم هست تمام نکته ها و … را
من آشپزی یاد گرفتم در سن کم و هنوز هم یادم هست و آشپزی میکنم
من هنوز مسیر مدرسه و آموزشگاه و حتی محل کار قدیمی ام رو یادمه
من کیک و حلوا و…. را فکر میکردم یاد نمیگرم اما شروع کردم دیدم چقدر آسونه و یادمه
و یا …………..
با توجه به توانایی یادگیری ات به خودت ثابت کن که اگر لاغر بشم میتونم برای همیشه لاغر بمونم؟
من همینطور که خیاطی و نقاشی و خطاطی و آشپزی و….. رو یاد گرفتم من میتوانم لاغری رو هم یاد بگیرم چرا که توانستم در طول زندگی ام خیلی چیزهای را یاد بگیرم پس میتوانم آموزش لاغری با ذهن رو هم یاد بگیرم همنطور که برای یادگیری خیاطی کم کم و استمرار یاد گرفتم پس میتوانم لاغری رو هم کم کم با استمرار یاد بگیرم و برای همیشه لاغر بمونم
فایل استاد عالی بود از شما ممنونم و توی فایل برای من متناسب شدن تنها نبود بلکه در تمام جنبه های زندگی صبحت میکردین
🌸✨ به نام ایزد منان ✨🌸
سلام به استاد عزیز عطارروشن و همه دوستان خوب و هممسیر در خانوادهی «تناسب فکری» 🤍🌿🫶💖
امروز میخواهم صادقانه، عمیق و بدون پنهانکاری دربارهی سالهایی صحبت کنم که در آرزوی لاغری بودم… اما به آن نرسیدم. سالهایی که با بدنم جنگیدم، با خودم قهر کردم، و فکر میکردم تنها راه خوشبختی من عدد روی ترازوست.
🌧 چرا تا حالا لاغر نشدم؟
من بارها و بارها رژیم گرفتم.
سختترین رژیمها…
رژیمهایی که اگر امروز فقط اسمشان را بشنوم، بدنم میلرزد.
آنقدر به خودم سخت گرفتم که انگار دشمن بدنم بودم.
به بدنم غذا ندادم.
سهمش را از لذت، رنگ، شادی و تفریح کم کردم.
لباس رنگی نپوشیدم چون فکر میکردم «کون چاق هستم».
به مهمانی نرفتم چون خجالت میکشیدم.
جلوی آینه نایستادم چون از تصویرم بدم میآمد.
سالها با بدنم بدرفتاری کردم.
در حالی که بدنم فقط غذا میخواست، توجه میخواست، مهربانی میخواست…
من با او جنگیدم. ⚔️
چرا لاغر نشدم؟
چون از بدنم متنفر بودم.
چون صورتم را دوست نداشتم.
چون آرزو داشتم شکل دیگری باشم و از این «منِ واقعی» فرار میکردم.
من هزار راه رفتم.
رژیمهای کمکالری، حذف کامل نان، حذف برنج، حذف شام، گرسنگیهای طولانی…
اما هیچکدام جواب نداد.
چرا؟
چون من خودم را دوست نداشتم.
چون خودم را نپذیرفته بودم.
وقتی انسان از خودش فرار میکند،
بدنش هم در برابرش میایستد.
🌪 چرا با رژیم و ورزش لاغر نشدم؟
من هیچوقت واقعاً لاغر نشدم.
هر بار که رژیم میگرفتم، در آرزو بودم که «این بار دیگه لاغر میشم».
همیشه در رؤیای لاغری زندگی کردم.
اما هیچوقت رنگ واقعی لاغری را ندیدم.
شاید چند کیلو پایینتر میآمدم،
اما هیچوقت آن حس رهایی و سبکی را تجربه نکردم.
چرا؟
چون لاغری برای من تبدیل شده بود به یک رؤیای دور.
چیزی که همیشه باید برایش سختی کشید.
چیزی که فقط با گرسنگی، فشار، محدودیت و محرومیت به دست میآید.
و من هر بار با امید شروع میکردم…
و با ناامیدی رها میکردم.
🧱 نگرش من درباره لاغری چه بود؟
سالها باور داشتم لاغر شدن سختترین کار دنیاست.
برای من، لاغری یعنی گرسنگی.
یعنی محرومیت.
یعنی حذف لذت.
یعنی سختی کشیدن.
هر بار تلاش کردم و نشد، این باورم قویتر شد که:
«من نمیتونم.»
«برای من سخته.»
«بدن من لجبازه.»
و وقتی ذهن این را باور کند،
بدن هم همان را اجرا میکند.
من همیشه در آرزوی لاغری بودم…
اما باور نداشتم که واقعاً میتوانم به آن برسم.
🗣 حرفهایی که از دیگران شنیدم
دیگران بارها به من گفتند بیارادهام.
گفتند شاید مشکل هورمونی دارم.
گفتند چون خانوادهی پدری و مادریام چاق هستند، پس ژنتیکی چاقم.
گفتند کمتحرکم.
گفتند پرخورم.
و من آرامآرام این حرفها را باور کردم.
باور کردم بدنم مشکل دارد.
باور کردم محکوم به چاقی هستم.
باور کردم ژنتیک من را اسیر کرده.
در حالی که هیچوقت عمیق فکر نکردم که شاید مشکل از باورهایم بوده، نه از بدنم.
🌿 آیا بدن من توانایی لاغر شدن دارد؟
بله. صد در صد دارد.
من بارها وزن کم کردم.
شاید اسمش را «لاغری کامل» نگذارم،
اما در مجموع ۴۶ کیلو وزن کم کردهام.
این عدد کوچک نیست.
این نشان میدهد بدن من توانایی کاهش وزن دارد.
و جالبتر اینکه،
آخرین بار که وزن کم کردم، بدون کوچکترین رژیم بود.
با مدیتیشن.
با آرامش.
با کار روی ذهنم.
۱۳ کیلو را در شرایطی کم کردم که حالم هم خیلی خوب نبود.
با آرامش نصفه و نیمه.
با استرسهایی که داشتم.
اما باز هم کم کردم.
این یعنی وقتی ذهنم کمی آرام شد، بدنم همکاری کرد.
پس چطور میتوانم باور نکنم که اگر این بار اصولیتر، عمیقتر و با تمرینات سایت تناسب فکری جلو بروم، نتیجه نمیگیرم؟
وقتی با آرامش نصفه توانستم ۱۳ کیلو کم کنم،
با آرامش کامل و تمرین مداوم حتماً بیشتر و بهتر نتیجه میگیرم. 🌸✨
🎨 من چه تواناییهایی دارم؟
من آدم ناتوانی نیستم.
من بارها به خودم ثابت کردهام که میتوانم یاد بگیرم و رشد کنم.
در شلوغترین و سختترین شرایط کنکور قبول شدم.
در دوران دانشجویی سختترین درسها را با بهترین نمرهها پاس کردم.
به تنهایی و فقط با یک کتاب آشپزی قدیمی، آشپزی یاد گرفتم.
امروز آشپز خوبی هستم. 👩🏻🍳✨
نقاشی را از کانالهای یوتیوب یاد گرفتم.
هیچ کلاس رسمی نرفتم،
اما با تمرین و تداوم یاد گرفتم. 🎨
سالها خودم به تنهایی مهارت کسب کردم.
من توانایی یادگیری بالایی دارم.
پس چرا نتوانم لاغری را هم یاد بگیرم؟
🌈 اگر لاغر شوم، میتوانم برای همیشه لاغر بمانم
وقتی نقاشی یاد گرفتم، دیگر فراموشش نکردم.
وقتی آشپزی یاد گرفتم، مهارتش در من ماندگار شد.
وقتی درس خواندن را یاد گرفتم، توانستم بارها موفق شوم.
لاغری هم یک مهارت است.
یک یادگیری ذهنی.
یک تغییر نگرش.
الان با تلاش و استمرار، فایلها و ویدئوهای سایت تناسب فکری را دانهدانه انجام میدهم.
تمرین میکنم.
مینویسم.
فکر میکنم.
بازنگری میکنم.
آدمی که اینقدر تلاش میکند و استمرار دارد،
حتماً لاغر میشود.
و مهمتر از آن،
لاغر میماند.
چون این بار موضوع فقط وزن کم کردن نیست.
موضوع تغییر ذهن است. 🧠✨
من این بار به خدا توکل دارم 🤲
راهنماییهای استاد را دارم
و آموزشهای اصولی را دارم
پس دلیلی برای نشدن وجود ندارد.
💖 امروز چه چیزی تغییر کرده؟
امروز دیگر از بدنم متنفر نیستم.
دیگر او را دشمن نمیبینم.
امروز میفهمم سالها او فقط تلاش میکرد از من محافظت کند.
در برابر فشارها،
در برابر غمها،
در برابر نپذیرفتن خودم.
امروز به جای جنگیدن،
میخواهم دوستش داشته باشم.
به جای محروم کردنش،
میخواهم به او گوش بدهم.
به جای تحقیر کردن خودم،
میخواهم خودم را بپذیرم.
من دیگر در آرزوی لاغری زندگی نمیکنم…
من در مسیر یادگیری لاغری قدم برمیدارم. 🌱
و فرق این دو خیلی زیاد است.
🌟 باور جدید من
بدن من سالم است.
بدن من توانمند است.
بدن من بارها نشان داده که میتواند وزن کم کند.
ذهن من هم توانمند است.
من یادگیرندهی خوبی هستم.
من اهل تلاش و استمرارم.
پس طبیعی است که لاغر شوم.
و این بار، طبیعی است که لاغر بمانم.
چون این بار با جنگ نمیآیم،
با عشق میآیم. 💕
این بار با گرسنگی نمیآیم،
با آگاهی میآیم.
این بار با عجله نمیآیم،
با صبر میآیم.
و وقتی صبر، ایمان، آموزش و استمرار کنار هم باشند،
نتیجه حتمی است. ✨
خدایا شکرت که به من فهماندی
مسئله بدنم نبود…
مسئله ذهنم بود.
و حالا که ذهنم در حال تغییر است،
میدانم بدنم هم همراهی خواهد کرد. 🤍🌿
من میتوانم.
من خواهم توانست.
و این بار،
برای همیشه در مسیر تناسب میمانم. 🌸✨
به نام پروردگاری که در ساعات تاریک زندگیمان، به ما نوری از امید و انرژی میدهد؛ خدایی که در هر چالشی که با آن روبهرو میشویم، نوری از امید و اراده در دل ما روشن میکند.🌱
گام ۷/۱۰۰
✅چرا تا حالا لاغر نشدی؟
منم مثل تمام افرادی برای لاغر شدن راه های مختلفی رو طی کردن طی کردم
بار ها ورزش های مختلفی رو انجام دادم عرق ریختم، دور بعضی از مواد غذایی ها خط میکشیدم و نمیخوردم ،دویدن های طولانی مدتی ،درد های بعد ورزش کردن و…
ولی نتیجه هر بار یک چیز بود چاق موندن یا بیشتر چاق شدن …
در ذهن من اینجور ثبت شده بود که اگر بخوام لاغر بشم باید یکاری انجام بدم باید کمتر بخورم بیشتر ورزش کنم
تا زمانی که من این دو کار رو انجام میدادم تا حدودی انتظار لاغر شدن داشتم ولی باز هم ته ذهنم یک چیزی داد میزد سرنوشت تو چاقیه خودتو خسته نکن و متاسفانه زور منطق چاق بودن در ذهن من خیلی بیشتر بود و قوی تر از آرزوی من برای لاغر شدن بود و این مسئله باعث به وجود آمدن درگیری ذهنی میشد و من کلافه و ناامید میشدم و دست از تلاش برای لاغر شدن میکشیدم
اگر از روشی موفق به کاهش وزن میشدم هیچوقت دائمی و ماندگار نبود چون من بخاطر فرمول های اشتباهی که در ذهنم ثبت کرده بودم باور کرده بودم که چاقی من ژنتیکیه، بخاطر پایین بودن سوخت سازمه , مواد غذایی نگهدارنده دارن که باعث چاقیه و…
بنابراین من هرچقدر هم که تلاش میکردم برای لاغر شدن بی نتیجه بود انگار که من روی تردمیل میدوم و به هیچ جایی نمیرسم
در ذهن من منطقی این بود که چاق باشم بنابراین جسم من مطابق با ذهن من بود
من درنهایت از خودم انتظار چاق بودن داشتم
✅اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
اون لحظاتی که من تلاش می کردم از طریق رژیم یا ورزش از وزن و سایز خودم کم کنم حالم بهتر بود چونکه باور من این بود که برای لاغر شدن یا باید رژیم گرفت یا ورزش کرد یا عمل جراحی و..که من کاملا مخالف این بودم
بنابراین انتخاب همیشگی من رژیم و خصوصاً ورزش بود
بنابراین وقتی کاری برای لاغر شدن میکردم انتظار لاغر شدن هم داشتم چون بلاخره داشتم تلاش می کردم
و هرچند خیلی کم بود ولی گاهی اوقات وزن کم میکردم ولی چون به سختی میشد کم کرد زیاد نمیتونستم ادامه بدم و در نهایت ادامه کم می آوردم نمیدادم
و وقتی که دیگه کاری نمیکردم برای لاغر شدن انتظار چاقی و چاق تر شدن اوج میگرفتم و با خودم فکر میکردم که چون تلاشی برای لاغر شدن نمیکنم طبیعیه چاق بشم
و همینطور هم میشد
✅نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
من به حدی انتظار چاقی و منطقی بودن چاقی رو در ذهنم گسترش داده بودم که باور و طرز فکر من این بود که من آبم بخورم چاق میشم
یعنی قشنگ یادمه من عاشق نودلیتم قبلنا بار ها شنیده بودم نودل بشدت چاق کنندس و باورم شده بود
اون زمان من وسواس وزن کردن گرفته بودم آبم میخوردم خودمو وزن میکردم 🤦🏼♀️
یکبار بعد خوردن نودل سریع رفتم روی ترازو و دیدم که دقیق یک کیلو اضافه کردم
یعنی باور های من درباره استعداد من در سریع چاق شدن به قدری قوی بود که بعد خوردن ی نودل ۴۰۰ گرمی ی کیلو اضافه کردم
من باور داشتم که به راحتی نفس کشیدن چاق میشم ولی خودم بکشم لاغر نمیشم
✅چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
همه ما از بچگی به صورت مستقیم و غیرمستقیم دلایل متعددی رو درباره علت چاقی و چاق بودن شنیده این
این دلایل اغلب اوقات به صورت ناخودآگاه در ذهن ما ذخیره شدن
حتی یادمه وقتی که فشار چاقی روی من زیاد میشد و طاقتم طاق میشد به مادرم گله و شکایت میکردم که چرا من باید چاق باشم چه گناهی کردم
و هربار ی جواب متفاوتی دریافت میمرپم۶
یا میگفت چاقی ما ارثیه تو به خودم رفتی
یا میگفت خیلی تحرکت کمه بایدم چاق باشی کم تحرکی باعث چاقی میشه
یا میگفت این مواد غذایی ها جدیدا خیلی مداد نگهدارنده قاطی شونه کود شیمیایی پاشون میریزن دستکاری شدن بایدم چاق بشیم
یا حتی ازش میپرسیدم چرا چاقی میگفت من سه تا شکم زاییدم طبیعیه
معتقد هست که سن به بالای ۵۰ برسه چاقی طبیعیه کاریش نمیشه کرد
یا حتی گاهی اوقات به من میگفت تو چاق نیستی استخوان بندیت درشته چاق دیده میشی
و میگه که مثلاً مصرف فلان دارو یا قرص چاق میکنه حتی بارها به دیگران اینو گفته
دیگه اگر مجبور میشد اون قرص رو مصرف کنه منتظر بود چاق تر بشه ولی همینطور هم میشد
تا مدت ها پیش تمام این دلایل رو من هم کاملا باور کرده بودم
✅با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره
یادمه ی بار تصمیم گرفتم هر روز حلقه بزنم
روزای اول همه جام کبود میشد و درد میگرفت چون لقمه های دور تا دور داخل حلقه واقعا سفت بود
ولی با این وجود تا حدودا سه هفته این روند رو ادامه دادم و تا یکساعت هم میتونستم بدون وقفه این کار رو انجام بدم و حدود سه تا چهار کیلو کم کردم ولی دیگه نتونستم ادامه بدم
بدن من تونست با وجود این درد طاقت فرسا وزن کنه یعنی توانایی لاغر شدن داره
جسم من موفق شد حدود ۱۰ کیلو از دوره لاغری با ذهن به راحتی کم کنه پس اینبار هم میتونه 💪
✅چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
همه ما از بدو تولد در حال یاد گرفتنیم
همه ما اگر توانایی شنیدن داریم همون لحجه و زبانی که اطرافیان و والدین ما باهاش صحبت میکنن رو یاد گرفتیم و یادمون مونده و محاله ممکنه فراموش کنیم
من از شش سالگی فارسی نوشتن و خوندن رو یاد گرفتم
قرآن خوندن هم همینطوره از پیش دبستانی یادش گرفتم و هیچوقت فراموشم نمیشه
من فنون و تکنیک های ورزش کاراته و ژیمناستیک رو از سن کم یاد گرفتم و از یادم نمیرن
من رانندگی کردنو یادش گرفتم و یادم نمیره
آشپزی کردن ،کیک نون پزی هم همینطوره
و…
✅با توجه به توانایی یادگیریات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، میتونم برای همیشه لاغر بمونم.
من چیزای خیلی زیادی رو در تا به امروز یاد گرفتم و واقعا هیچوقت نبود که حس کنم توانایی یاد گرفتن ندارم و حتی اگر این احساس در من شکل میگرفت اصلأ بهش توجه نمیکردم و خودم رو لایق و توانمند حس میکردم الا موضوع لاغر شدن که به لطف خدا سال پیش من به راه درست هدایت کرد و تونستم به خودم و بقیه اثبات کنم که من توانایی و لیاقت لاغر شدن رو دارم 😊
و ازون روز به بعد من باور کردم که جسم من توانایی متناسب شدن رو داره و از همه مهمتر توانایی متناسب بودن رو هم داره 👍
نشان های دریافت شده
سلام به خالق یکتا وبی همتا
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
صدگام لاغری با ذهن
انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن (گام ۷)
من از کودکی خیلی سعی و تلاش کرده بودم و همیشه در حال رژیم گرفتن و ورزش کردن، پیاده روی کردن، تفکیک غذاها،حذف شام و….بودم اما هیچ وقت اون نتیجه مطلوب راکه می خواستم را کسب نمی کردم و این چاقی همیشه با من بود بدون اینکه بخاطرش کاری انجام دهم نه رژیم خاصی می گرفتم، نه برنامه ریزی می کردم و نه تلاشی می کردم خودش همیشه مهمان بدن من بود اما زمانی که می خواستم لاغر شوم کارهای زیادی انجام می دادم
من همیشه برای لاغریم در حال جنگ بودم اما چاقی بدون اینکه زحمتی بکشم خودش سراغم می آمد چون من همیشه انتظار چاقی از خودم داشتم و بخاطر همین هیچ وقت لاغری برایم ماندگار نبود و چون من انتظار چاقی از خودم داشتم جلوی لاغریم را می گرفت چون ذهن ناخودآگاهم چاق شدن را طبیعی می دانست
ما فرماندهی به نام ذهن داریم که باورها و رفتارهایمان را کنترل می کند و انتظار چاق شدن را در خودش ثبت می کند و ما هر چقدر تلاش کنیم هیچ نتیجه مطلوبی نخواهیم گرفت
ما باید اون اطلاعاتی که در ذهنمان ذخیره شده را تغییر دهیم نه اینکه بخواهیم رژیم بگیریم، ورزش کنیم و…..
ما فقط باید فرمولهای لاغریمان را جایگزین فرمولهای چاقی قرار دهیم و لاغر شدن را برای خودمان طبیعی بدانیم
چرا من با تلاشهایی که داشتم از هیچ رژیمی و ورزشی نتیجه خوبی نگرفته بودم چون ذهن ناخودآگاهم چاقی را طبیعی می دانست و حالا می خواهم با برنامه ریزی درست چاقی را از ریشه خشکش کنم و آن هم به قول استاد گرامیان هر روز با گوش دادن به یک فایل آموزشی، خواندن مطالب آموزنده، استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن و تمرین انجام دادن و تصویر سازی و آگاهی که در این مسیر بدست می اورم یاد بگیرم که چاقیم طبیعی نيستش.
و می خواهم به ذهنم این باور را برسانم که من هم می توانم لاغر شوم مثل هزاران نفری که در اینجا هستند و استاد عزیزمان لاغر شده اند من هم می توانم لاغر شوم و متفاوت از گذشته ام باشم و انتظار لاغری از خودم داشته باشم
من همیشه کلی اطلاعات منفی در مورد خودم، بدنم و چاقیم به ذهنم داده بودم که چاقی من ارثی هستش، کم تحرک هستم، سنم بالا است، سوخت و ساز بدنم پایین است، پرخوری می کنم، خوردن شیرینیجات، فست فود و….
و همه اینها باعث شده بود که چاقی را در خودم طبیعی بدانم
من حالا چند سال است که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام و وقتی که آلبوم شگفتی سازان را دیدم یک نور امیدی در قلبم روشن شد که ببین اینها تونستند من هم می توانم بدون اینکه سختی بکشم، ورزش کنم و رژیم بگیرم و…..
در این جهان هستی خیلی چیزها بصورت طبیعی و با قانون خواص انجام می شود بارش برف و باران، نقطه جوش و انجماد آب، رویش گل و گیاه و…حتی در بدنمان هم همه چیز به طور طبیعی انجام می شود مثل نفس کشیدن، پلک زدن، تپش قلب، هضم کردن غذایمان و…..
و حالا می خواهم ذهنم را قانع کنم که طبیعت من لاغری هستش و من می توانم لاغر شوم و لاغر بمانم چون در مسیر درستی قرار گرفتهام
و از چاقی به طرف لاغری در حال حرکت هستم
من از کودکی عاشق لاغر شدن بودم و هنوز هم هستم و حالا با علاقه زیادتر و با شوق و اشتیاق و انجام دادن تمریناتم و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن آن را تبدیل به زندگیم کرده ام. من در گذشته خیلی سختیهای زیادی کشيده بودم و خیلی از روشهای مختلفی را امتحان کرده بودم و چون من عاشق لاغری بودم همه اون سختی ها را به جان خریده بودم ولی هیچ وقت نتیجه ای نگرفته بودم
چون من فقط با تمام اون روشها جسمم را تحت فشار قرار می دادم اما ذهنم پر از باورهای چاق کننده بود
۱_ اگر با رژیم ورزش مقداری لاغر شدی چرا دوباره چاق شدی؟
چون تمام اون روشهایی که استفاده می کردم اشتباه بودند چون فقط جسمم را تحت فشار و محدودیت قرار می دادند و من بصورت مقطعی لاغر می شدم چون ذهنمان سختی را قبول نمی کند و من هر روشی که شروع می کردم و رهایش می کردم دوباره ذهنم مرا به زندگی قبلی ام برمیگرداند و با لذّت خوردن چاق می شدم
۲_ نگرش شما درباره لاغر شدنتان چیست؟ راحت لاغر می شوید یا به سختی لاغر می شوید؟
من همیشه به همه می گفتم که من سریع لاغر می شوم و سریع چاق می شوم چون زمانی که رژیم می گرفتم و ورزش می کردم زود لاغر می شدم و وقتی رهایش می کردم زود چاق می شدم و چون نمی توانستم بصورت دائمی لاغر شوم و لاغر بمانم فقط تلاش می کردم که چاقتر نشوم ولی حالا که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام به این باور رسیده ام که بدن من همیشه تلاش می کرد که من لاغر وسلامتی داشته باشم و این من بودم که اجازه نمی دادم
۳_ چه دلایلی از دیگران در باره چاق بودن خودت شنیده ای؟
از همه شنیده بودم که چاقی من ارثی است و من ژنتیکی چاق هستم و می گفتند که تو به خانواده پدریم رفتم و شبیه عمو و عمه ام چاق هستم و همیشه می گفتند که من استعداد چاقی دارم و می گفتند که هر کاری انجام دهی نمی توانی لاغر شوی و خیلی حرفهای دیگر که در مورد من می گفتند و من باور کرده بودم که توان لاغر شدن را نخواهم داشت
۴_ با توجه به دفعاتی که لاغر شدید اثبات کنید که بدن شما توانایی لاغر شدن را دارد.
من هر دفعه با روشهای مختلفی کاهش وزن خوبی داشتم و از ۴ کیلو تا ۴۰ کیلو وزن کم کرده بودم و آخرین روشم خام گیاه خواری بود که ۳۰ کیلو گرم کم کرده بودم اما بعد از رها کردنشان دوباره وزنم برمیگشت و من دیگر هیچ روشی را نمی دانستم که چگونه باید انجام دهم چون همه روشها رو انجام داده بودم و نتیجه ای نگرفته بودم و حالا من از طرف خداوند به این مسیر زیبا هدایت شده ام و هر روز در این مسیر زیبا دارم گام به گام پیش می روم نه فقط در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته ام
۵_ چه چیزهایی قبلا یاد گرفته ای و هنوز یادت هست.
من زبان مادری که زبان ترکی است به خوبی یاد گرفتم و زبان فارسی را هم یاد گرفته ام من خیاطی، آشپزی، آرایشگری رایاد گرفته ام
۶_ با توجه به توانایی یاد گیری ات به خودت ثابت کن اگر لاغر شوم می توانم برای همیشه لاغر بمانم
من با تمرین کردن ،تکرار کردن، استمرار داشتن خیلی چیزها را یاد گرفته ام و اصلا فراموششان نکردم من خیلی وقت پیش خیاطی را یاد گرفته ام و حالا هم می توانم بعضی چیزها را بدوزم و حالا در این مسیر زیبا لاغری را یاد می گیرم و آموزش می بینم و با انجام دادن تمریناتم و گوش کردن به فایلهای آموزشی و خواندن مطالب آموزنده و استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن لاغری را در کنار زندگی روزمره ام یاد می گیرم و هیچ عجله ای ندارم و با تکرار کردن دوره های آموزشی و تکرار و تمرین می توانم لاغر شوم و به تناسب اندام ایده آلم برسم و من چه بخواهم و چه نخواهم لاغر خواهم شد ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان
سلام و هزاران درود بر استاد عزیز
سلام همراهان
سخن درباره منطق ذهن است
چه کارهایی بکنیم تا لاغر بشیم.اگه پیش خودمون بگیم وای باید حالا رژیم بگیرم باید ورزش و تحرک داشته باشم بگیم چاقی من ارثی هست بگیم این چربی ها بدنم دیگه خیلی کهنه شدن
بگیم آخه راستش سنم زیاده
متابولیسم بدنم کم شده چون سنم رفته بالا
در این صورت خودمون رو چاق تصور میکنیم و لاغر شدن برامون محاله میشه .چون منطق ذهن ما چاقیه
برای اینکه ما این موضوع رو بهتر بفهمیم استاد بسیار زیبا گفتن که خیلی از پدیده های جهان آفرینش منطقی و ذهن ما کاملا راحت میپذیرد مثل قانون نیوتن که درباره جاذبه زمین .
اگه یه وسیله ای داشته باشیم رها کنیم به سمت زمین حرکت میکنه یعنی قانون جاذبه
ولی اگه بگیم من این ظرف رو میاندازم اما ظرف به سمت بالا حرکت میکنه این بسیار غیرمنطقی است.
کلا ذهن ما چیزهای منطقی رو راحت میپذیرد حالا اگه منطق ذهن ما چاقی باشه ما هرگز لاغر نمیشیم چون ذهن ما پذیرفته که ما چاق بمونیم همین هم در واقعیت اتفاق می افته
راستش وقتی این صحبتها رو از استاد شنیدم ترسیدم گفتم نکنه این قانون ذهن ما پایداره
اما بعداز این ماجرا استاد توضیح دادن که این قابل تغییر هست چون خود استاد گفتن که خودشون هم ته ذهن شون همین بوده
حالا چکار باید کنیم از این فکرا بیاییم بیرون و کاملا برعکس فکر کنیم
طبق صحبتهای استاد ،گام قبلی این بود که ما باید خودمون رو لایق لاغری بدونیم با خودمون نگیم که لاغری مال ما نیست
یادمه وقتی این گام رو میآموختم بحث که به اینجا رسید استاد پیشنهاد دادن که گامهای تغییر عادت (من اینو نخوردم)رو با دقت گام به گام ببینیم
۱۷ گام بود واقعا یکی از یکی بهتر بود
در اونجا بود که استاد اکیدا توصیه کردن نمی تونیم یه دفعه همه چیز رو نفی کنیم همون باورهای بالا که در قبل توضیح دادم رو استاد به نام باورهای نادرست نامیدن
خب حالا دوستان ما که نمیتونیم با همه باورهای نادرست بجنگیم و با زور از ذهنمن بندازیم بیرون
باید مسیرهای جدید درست کنیم مثل اینکه هرروز ۵دقیقه به این مطلب فکر کنیم :جسم خود رو در غالب لاغری ببینیم .
ببینیم که چقدر لباس هامون در تن مون زیباتر هستن وقتی که لاغر شدیم
ببینیم سالمتر شدیم
ببینیم دیگه کمتر از کمر درد و پا درد رنج میبریم
اگه بتونیم این تصویر سازی ها رو در ذهنمون ایجاد کنیم و تمامی این تصورات به باورهای نادرست مون غلبه کنه قطعا تونستیم گام بسیار بزرگی در جهت لاغری با ذهن برداریم.
ببینید دوستان این تصورات خیلی خیلی راحت تر از اون رژیمهایی که هرکدوم ما بارها و بارها گرفتیم و با شکست مواجه شدیم .
این روش بسیار راحت تر است و بسیار دست یافتنی
بیایید دوستان از این به بعد خودمون رو در غالب یک انسان متناسب ببینیم
چون ذهن ما قابلیت درک اینو نداره که بفهمه لاغری برای. ما خوبه یا چاقی
ذهن فقط چیزهایی که ما در ذهنمون ساختیم و همش داریم تکرار میکنیم توجه داره و به عنوان باور میبینه
پس دوستان بیایید مسیر ذهنمون رو از چاقی به سمت مسیر لاغری با ذهن هدایت کنیم
با ارزوی پایداری و گام نهادن در مسیر لاغری باذهن